دهکردی

دهکردی published:

همسایه ها فصل دوم بخش6

‫همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫فصل دوم -6‬ ‫رضوان چادر را از سر برميدارد و دوباره به سر ميكند و پيچ و تاب

دهکردی

09 / 24 / 2007
دهکردی published:

همسایه ها فصل دوم بخش1

‫همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫فصل دوم- 1‬ ‫ خالد بيا برو بازار قصابا، سيرابي بخر‬‫مادرم آنقدر سيرابي را

دهکردی

09 / 24 / 2007

فصل دوم 2

‫همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫فصل دوم- 2‬ ‫از پدرم نامه آمده است. درست، چهل و هشت روز است كه رفته است كو

دهکردی

09 / 24 / 2007
دهکردی published:

همسایه ها فصل اول بخش 2

‫ٿصل اول- بخش 2‬ ‫در کبوترخانه را مي بندم و مي روم مي نشينم کنار پدرم. کنار قاليچه پر شده است کونه س

دهکردی

09 / 24 / 2007

همسایه ها فصل اول بخش 1

‫فصل اول- بخش 1همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫باز فرياد بلورخانم تو حياط دنگال مي پيچد. امان آقا، كمربند پ

دهکردی

09 / 24 / 2007

+ See more activity