Recent Members

دهکردی
Admin

Recently Added Documents See all...

همسایه ها فصل دوم بخش6

‫همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫فصل دوم -6‬ ‫رضوان چادر را از سر برميدارد و دوباره به سر ميكند و پيچ و تاب ميخورد و ميگويد‬ ‫ شكر خدا‬‫جلو چادر رضوان تا پائين باز است. پيراهن، تنش را قالب گرفته است. نگاه...
  • دهکردی published this 09 / 24 / 2007
  • 3,034 reads
  • 0 comments

همسایه ها فصل دوم بخش5

‫همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫فصل دوم -5‬ ‫بيدار ميگويد‬ ‫ ترو پيشنهاد كردهم‬‫ميگويم‬ ‫ ولي بيدار، من، ‌نه خط خوبي دارم و نه اينكه ميتونم تند بنويسم دستش را ميگذارد روشانهام. نگاه خوش‬‫حالتش را به نگاه...
  • دهکردی published this 09 / 24 / 2007
  • 3,361 reads
  • 0 comments

فصل دوم 4

‫همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫فصل دوم- 4‬ ‫در كه باز ميشود، باد شلقي هجوم ميآورد تو قهوهخانه. تا امروز اص ً به ياد ندارم كه قهوهخانه اينهمه‬ ‫ل‬ ‫بازوبسته شده باشد. نفتكش يازدهمي همين الن رسيد. امروز ب...
  • دهکردی published this 09 / 24 / 2007
  • 477 reads
  • 0 comments

فصل دوم 3

‫همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫فصل دوم- 3‬ ‫با "عنكبوت" حسابي اخت شدهام. پنج سال است كه تو قهوهخانة امانآقا كار ميكند. عنكبوت، هيچكس را‬ ‫ندارد. خودش ميگويد‬ ‫ خودم هسم و سايهم‬‫راست و دروغش به من ربطي ...
  • دهکردی published this 09 / 24 / 2007
  • 508 reads
  • 0 comments

فصل دوم 2

‫همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫فصل دوم- 2‬ ‫از پدرم نامه آمده است. درست، چهل و هشت روز است كه رفته است كويت. وقتي كه پدرم رفت كويت،‬ ‫شبها عجب دلگير شد. هنوز بوي تنش از اتاقش بيرون نرفته است. روفرش دراز...
  • دهکردی published this 09 / 24 / 2007
  • 715 reads
  • 0 comments

همسایه ها فصل دوم بخش1

‫همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫فصل دوم- 1‬ ‫ خالد بيا برو بازار قصابا، سيرابي بخر‬‫مادرم آنقدر سيرابي را خوش طعم ميپزد كه آدم دلش ميخواهد انگشتانش را باش بخورد.‬ ‫صبح جمعه است. آفتاب آمده است بال. با ام...
  • دهکردی published this 09 / 24 / 2007
  • 7,158 reads
  • 0 comments

همسایه ها فصل اول بخش 1

‫فصل اول- بخش 1همسايه ها‬ ‫احمد محمود‬ ‫باز فرياد بلورخانم تو حياط دنگال مي پيچد. امان آقا، كمربند پهن چرمي را كشيده است به جانش. هنوز‬ ‫آفتاب سرنزده است. با شتاب از تو رختخواب مي پرم و از اتاق مي ...
  • دهکردی published this 09 / 24 / 2007
  • 27,990 reads
  • 0 comments

همسایه ها فصل اول بخش 2

‫ٿصل اول- بخش 2‬ ‫در کبوترخانه را مي بندم و مي روم مي نشينم کنار پدرم. کنار قاليچه پر شده است کونه سيگار. کسي از در‬ ‫حياط مي آيد تو. جلوتر که مي آيد و نور ٿانوس عموبندر که رو صورتش سائيده مي شود م...
  • دهکردی published this 09 / 24 / 2007
  • 3,534 reads
  • 0 comments