You are on page 1of 4

‫جلسه دوم شناخت فضا خانم دکتر مدیری ‪1‬‬

‫—ابعاد شکلی‬

‫—ابعاد شکلي مربوط به طرح و شکل فرم و فضاي شهر است‪ .‬شکل شناسي یا ريخت‬
‫شناسي شهري مطالعه فرم و شکل سکونتگاه است‪.‬‬

‫—شکل‪ :‬شخصيت خارجي يک تصوير يا سطح مشخصي از فرم که براي دسته بندي فرم‬
‫بکار مي رود‪.‬‬

‫—شکل ‪ :‬ارجاعی است به حدود هویتی تصویری مسطح (‪ )figure‬یا پیکره بندی سطحی‬
‫یک فرم حجمی‪.‬‬

‫—شناخت الگو هاي که شيوه جايگشت و هدايت عناصر يک ترکيب را در نقطه برخورد حجم‬
‫و فضا –تظاهر بيروني‪ -‬تحلیل میکند‪ ،‬به منظور خلق يک تصوير بهم پيوسته از توسعه و‬
‫فرآيند تغييرات‪ .‬لذا اولين کار در اين زمينه تمرکز بر آناليز تحولت و تغييرات در فضاي‬
‫شهري است‪.‬‬

‫—تعاریف شکل شهر‬

‫—کوانزن(‪)conzen‬مي گويد‪ :‬کاربري زمين‪ ،‬اگوی ساخت و سازها درون قطعات‪ ،‬الگوي‬
‫قطعات‪ ،‬الگوي خيابانها (بلوکها) شکل شهر را تعريف می کند‪.‬‬

‫—هربرت و توماس‪ ،‬سه مولفه ی عمده ي شکل شهر را نقشه خيابان‪ ،‬سبک معماري‬
‫ساختمانها و طراحي شان و کاربري زمين عنوان مي کنند‪.‬‬

‫—شيرواني در جستجوي دامنه ي طراحي شهري‪ ،‬عناصر فيزيکي شکل شهر را به اين ها‬
‫مي شناسد‪:‬کاربري زمين‪ ،‬توده گذاري‪ ،‬شکل ساختمان‪ ،‬سيرکولسيون وپارکينگ‪ ،‬فضاي‬
‫باز‪ ،‬راههاي پياده رو‪ ،‬حمايت از فعاليتهاو نشانه گذاريها‪.‬‬

‫—تعاریف شکل شهر‬

‫—بيکن‪ :‬شهر عملي است ارادي‪ ،‬اثري هنري که ساخته ي دو عنصر معماري حرکت و‬
‫معماري استراحت است‪.‬‬

‫—راجرز‪ :‬نظريه ساختار فضايي شهر را با توجه بر سازمان دهي مکاني فعاليتهاي اجتماعي‬
‫اقتصادي در مناطق شهر تعريف مي کند‪.‬‬

‫بررسي شکل شهر مربوط است به شيوه اي که موجوديتهاي فيزيکي‪ ،‬انفرادي يا گروهي‪ ،‬توليد و‬
‫استفاده میشوند و هم چنين به آرايش هاي مکاني و روابط متقابل موجوديت ها و نيز به اين که‬
‫چگونه ارزش هاي پولي ونمادين در آن ها اعمال مي شوند‪.‬‬

‫‪ 1‬بافت شهر←توده و فضا‬

‫‪ 2‬بعد اجتماعي←شيوه ي زندگي فردي يا گروهي شهر نشينان‬

‫—تعاریف شکل شهر‬

‫—نظريه ي ساختار فضايي شهر را با توجه بر سازماندهي مکاني فعاليت هاي اجتماعي‪-‬‬
‫اقتصادي در مناطق شهر تعريف ميکند‪ ،‬با اين هدف که قاعده مندي هاي را که در تطابق‬
‫مردم با فضاي شهري وجود دارند‪ ،‬بيابد‪.‬‬

‫—از ديد بروتچي و سايرين شکل شهر الگوي فعاليتهاي شهري مسکوني و غير مسکوني‬
‫است‪ .‬بر هم کنش آنهاست که به وسيله محيط مصنوع که جايشان مي دهد بيان مي‬
‫شوند‪.‬‬
‫—بورن‪ :‬به اتكاي نظريه ي سيستم ها‪ ،‬شكل شهر را به الگوي مكاني يا چيدمان عناصر‬
‫مفرد درون يك نظام شهري تعريف مي كند‪ .‬اين عناصر شامل محيط مصنوع‪ ‌،‬ساختمانها‬
‫و كاربريهاي زمين و نيز گروههاي اجتماعي‪ ‌،‬فعاليتهاي اقتصادي و موسسات عمومي مي‬
‫شود‪.‬‬

‫جلسه دوم شناخت فضا خانم دکتر مدیری ‪2‬‬

‫اين الگوهاي رفتار و تعامل درون زيرنظام ها‪ ،‬وقتي كه روي شكل شهر پياده شوند و با مجموعه ي‬
‫قوانين سازمان دهنده كه زيرنظام ها را به نظام شهر مرتبط مي سازند‪ ‌،‬تركيب شوند‪ ،‬ساختار‬
‫فضايي شهري را تشكيل مي دهند‪.‬‬

‫—‬

‫دو رويكرد عمده به شكل شهر ‪:‬جغرافيا و معماري‬

‫معماري‬ ‫جغراف يا‬

‫↓‬ ‫↓‬

‫طراحي و ساخت‬ ‫در آغاز توصيف پديده ها بر سطح كره زمين‬

‫ساختمانهاي منفرد‬ ‫↓‬

‫↓‬ ‫جغراف ياي شهري‬

‫مطالعات كل شهر‬ ‫↓‬

‫↓‬ ‫مطالع ات درون شهري‬

‫طراحي شهري‬ ‫↓‬

‫↓‬ ‫برنامه ر يزي شهري‬

‫شهر را كليتي فيزيكي‬ ‫↓‬

‫↓‬ ‫توجه اش معطوف به مردمي است‬

‫بررسي بافت شهر‬ ‫كه در بافت زندگي مي كنند‪.‬‬

‫↓‬

‫ساختار فضايي شهر‬

‫مورفولوژي شهري‬

‫—ساختار و سیستم‬

‫—ساختار عبارت است از مجموعه اي از روابط كه در آنها عناصر مي توانند تغيير يابند ولي‬
‫به شكلی كه متكي به كل باقي مانده و مفهوم خود را حفظ كنند‪ .‬روابط بين عناصر‬
‫مهمتر از خود عناصر است‪ .‬عناصر داراي قابليت تغيير دروني اند ولي روابط آنها ثابت‬
‫باقي مي ماند‪.‬‬

‫—سیستم را می توان یک دسته متغیر از اجزا و نظام روابط بین آنها دانست‪ .‬لذا مطالعه‬
‫سیستم ها معمول در جهت درک این روابط و توجیه آنها است‪.‬‬

‫جلسه دوم شناخت فضا خانم دکتر مدیری ‪3‬‬

‫—استخوانبندي شهر مجموعه ای است مرکب از يک ستون فقرات و شبکه اي بهم پيوسته‬
‫و عناصر مختلف و متنوع شهري که شهر را در کليت آن انسجام مي بخشند و در تمامی‬
‫گستره شهر تا انتهايي ترين اجزاي آن يعني محله هاي مسکوني امتداد مي يابد‪.‬‬

‫—ساختار و استخوان بندی‬

‫ويژگي محدوده استخوانبندي شهر در سه مورد ذيل خلصه مي شود‪ ،‬که در انتخاب محورها‪ ،‬کانونها و‬
‫پهنه ها دخيل اند‪.‬‬

‫عناصر شکلی و عملکردی شهر‬

‫—‪.1‬مشخصات عملکردي و فعاليتها(اجزاي عملکردي‪ ،‬ترکيب همجواري آنها)‬

‫—‪.2‬مشخصات کالبدي(عناصر کالبدي‪ ،‬موقعيت شهري‪ ،‬ساختار و بافت شهري)‬

‫—‪.3‬مشخصات فضايي وبصري (شبکه نمادين)‬

‫—ترانسیک‬

‫—تئوری شکل‪-‬زمین‪ :‬به مطالعه ارتباط بین ساختمانها (توده سخت‪-‬شکل)که‬


‫به طور نسبی سطح زمین را پوشانده اند با فضای باز خالی‬
‫(زمین)می‌پردازند‪ .‬نقشه شکل – زمین یک ابزار گرافیکی ‪،‬برای نمایش‬
‫روابط بین پر و خالی در بافت شهری می‌باشد‪ .‬نقشه نولی و گیبرد‬

‫—تئوری ارتباط‪ :‬عبارت است از سازمان خطوطی که قسمت های مختلف‬


‫شهر را به هم متصل می کند مانند پیاده رو خیابان و فضای باز ‪.‬‬

‫—تئوری مکان ‪ :‬طراحی فضایی شهر مبتنی بر درک خصوصیات انسانی ‪،‬‬
‫فرهنگی فضای فیزیکی می باشد‪.‬‬

‫—هر یک از این دیدگاه‌ها به تنهای دارای ارزش می باشند ‪ ،‬اما بهترین راه‪،‬‬
‫در نظر گرفتن هر سه تئوری است که به توده و فضا ساختار ببخشد‪،‬‬
‫ارتباط میان بخشها را تنظیم نماید و به نیازهای انسانی محیط پاسخ دهد‪.‬‬

‫—نقشه نولی‬

‫—‬

‫پایداری عناصر شکل دهنده شهر‬


‫—الگوی قطعات دائم تغییر می کند قطعات با هم تلفیق می شود‪ .‬ساختمانها‬
‫و به طور خاص کاربری آنها‪ ،‬کمترین پایداری را دارند‪.‬‬

‫—در حالی که خیابان ها پایدارترینعنصر هستند‪ .‬پایداری آنها به دلیل این‬


‫است که مرز مالکیت را تعیین می کنند‪ .‬لذا به خاطر ساختار مالکیت و‬
‫سختی به اجرا در آوردن تغییرات در مقیاس بال پایدار هستند‪.‬‬

‫—پايداري بناها برخي ساختمانهاي عمومي مانند بناهاي مذهبی‪ ،‬بدليل‬


‫مختلف از جمله طراحي خاصشان‪ ،‬هزينه صرف شده در آنها‪ ،‬بار نمادینی‬
‫که دارند‪...،‬بيشتر حفظ مي شوند‪ .‬بناهاي ديگر در صورتي مي توانند باقي‬
‫بمانند که سر زندگي محيط از بين نبرده و اغلب انعطاف پذيري در پذيرش‬
‫کاربري هاي مختلفي را داشته باشد‪.‬‬

‫—جلسه دوم شناخت فضا خانم دکتر مدیری ‪4‬‬

‫—‬

‫—کانزن‬

‫—اولين دسته کاربري زمين‪ :‬تغيير کاربري اغلب منجر به توسعه مجدد و خلق‬
‫ساختمانهاي جديد می شود‪ ،‬تلفیق قطعات و البته کمتر در تفکيک و تغييرات الگوي خيابان‬
‫تاثير دارد‪.‬‬

‫—دومين دسته الگوی ساخت و ساز یا شکل گیری قطعات‪ :‬قطعات اغلب پروسه‬
‫و فرآيند توسعه ي ساخت و ساز مشخصي دارند‪ .‬چرخه برگیج‬

‫—‪-1‬اولين قسمت نزديکترين قسمت به خیابان‪ ،‬بدليل سود آوري اقتصادي ←کاربري تجاري‬

‫—‪-2‬کاربري تغيير مي کند‪ ،‬دسترسي زياد نمي خواهد در ضمن فشار هاي توسعه هم وجود‬
‫دارد‪ .‬ممکن است تغييراتي در ابعاد و ارتفاع ساخت و ساز هم به مرور ظاهر شود‪.‬‬

‫—‪-3‬افزايش تراکم ←بدون دسترسي و نور و هوا‪ ،‬نقطه اوج تغييرات‪.‬‬

‫—‪-4‬تلفيق يا تجميع قطعات‪.‬‬

‫—چرخه برگیج‬

‫—کانزن‬

‫—سومين دسته الگوي قطعات درون بلوک‪ :‬بلوکهاي شهري اغلب به قطعات يا‬
‫پلکها تفکيک مي شوند‪ .‬ممکن است که خط مرزي مشترکي داشته و پشت به پشت روبه‬
‫خيابان داشته باشند‪ .‬ممکن است گاهي يک خيابان خدماتی در پشت قطعات باشد‪ .‬با‬
‫خريد و فروش قطعات‪ ،‬مرزها تغيير مي کند‪ .‬تجميع و تفکيک قطعات مي تواند منجر به‬
‫از بين رفتن نشانه هاي شکلي گردد‪ .‬در اکثر شهرهاي اروپا الگوي قطعات از سالها پيش‬
‫باقي مانده است که اين خود نشان دهنده ي مقاومت بيشتر قطعات در برابر تفکيک‬
‫است‪.‬‬

‫—چهارمين الگوي خيابان‪:‬الگوي خيابان به معني طرح ريزي بلوکهاي شهري‪ ،‬فضاهاي‬
‫مابين آنها‪ ،‬شامل‪:‬کانالهاي حرکتي‪ ،‬فضاهاي عمومي و شبکه ي فضاهاي عمومي است‪.‬‬
‫بلوکها فضاهاي شهري را تعريف مي کنند‪.‬‬