You are on page 1of 15

‫ابعاد اجتماعی‬

‫فضا و جامعه ‪ ،‬نیازهای انسان ‪ ،‬دلیل حضور‬


‫در فضای شهری‬
‫ابعاد اجتماعی‬

‫‪‬‬ ‫فض ا و جامع ه کامل ب ه يکديگ ر مرتب ط اند‪ .‬بسيار‬


‫دشوار است که فضا را بدون در نظر گرفتن محتواي‬
‫اجتماعي آن در يافت کرد و همچنين متقابل جامعه را‬
‫‪.‬بدون را بدون اجزاءفضايي آن درک کرد‬
‫‪‬‬ ‫ديرو ول چ (‪ )1989‬اي ن موضوع را مطرح کردن د که‬
‫ارتباطات اجتماعي مي تواند از طريق فضا ساخته‬
‫شود‪ ،‬مانن د جاي ي ک ه خص وصيات س ايت بر شکل‬
‫سکونت تاثير مي گذارد براي مثال جايي که محيط‬
‫کالبدي فعاليتهاي انساني را تسهيل مي کند و يا مانع‬
‫‪ .‬مي گردد و يا از طريق فضا انتقال يابد‬
‫‪‬‬ ‫ارتباط ميان فضا و مردم‬
‫‪‬‬ ‫عرصه عمومي‬
‫تاثیرات محیط‬

‫‪‬‬ ‫دو ديدگاه عمده در مورد ميزان تاثيرات محيطي‬


‫وجود دارد‪ :‬ممک ن سازي محيطي‬ ‫‪envi‬‬
‫‪possiblism‬‬ ‫مردم در ميان فرص تهاي مختلف ‪:‬‬
‫محيط ي در دس ترس آنه ا قرار داده مي شود و‬
‫‪.‬انتخاب مي کنند‬
‫‪‬‬ ‫‪environmental‬امکان پذی ر س ازي محيطي‬
‫در يک محيط کالبدي‪ ،‬برخي از انتخابها ‪probabilism :‬‬
‫امکان پذيرتر از ديگران هستند‪ .‬مثال سمینار‬
‫‪‬‬ ‫‪Potential‬گان ز تفاوت بارزي بي ن محي ط مستعد‬
‫گونه بندی رفتارهای اجتماعی‬

‫‪‬‬ ‫لوسون مي گويد‪ :‬وقتي كه در صف مي آيد و جلوي‬


‫شما مي ايستد‪ ،‬شما احساس ناراحتي مي كنيد نه‬
‫فقط بخاطر اينكه شما به عقب رانده شده ايد‪ ‌،‬بلكه‬
‫بخاط ر اينك ه آن شخص به قواني ن احترام نگذاشته‬
‫است‪ .‬اكثر اوقات وقتي ما صف مي بنديم‪ ‌ ،‬عليم و‬
‫محركهاي خارجي هستند از محيط كالبدي كه ما مي‬
‫بايست در داخل اين چهارچوبهاي شكل گرفته رفتار‬
‫كنيم و در داخل اين راه كامل ً مصنوعي حركت كنيم‪.‬‬
‫بعضي وقتها از طناب بعنوان مانع استفاده مي شود‬
‫تا به صف شكل بدهد كه اغلب به سختي قادر است‬
‫تا جمعي ت را ب ه شك ل كالبدي كنترل كن د‪ ،‬اگرچه‬
‫بدون آنه ا مردم احتمال ً ه ل م ي دهن د‪ ،‬و به روش‬
‫طراحی موثر بر رفتار محیطی‬

‫‪‬‬ ‫بسياري از طراحان شهري هرگز ن سبت به درست‬


‫بودن رفتار خاص ي در محي ط مشخص ي‬
‫خوش بين نبوده اند و از طراحي خوب بعنوان وسيله‬
‫اي براي رس يدن ب ه نتاي ج مطلوب دفاع‬
‫‪ .‬كرده اند‬
‫‪‬‬ ‫فورد مي گويد كه نوسيند گاني مانند جاكوبز‪ ،‬ويليام‬
‫وايت معتقد بودند كه خيابانها‪ ‌ ،‬پياده روها‪ ‌ ،‬پاركها و‬
‫ساير فضاهاي عموم ي خوب بهتري ن را در طبيعت‬
‫انس ان بوجود م ي آورن د و باف ت مناسبي براي‬
‫شهروندي و جامع ه اي محترم را بوجود مي آورد‪.‬‬
‫هم ه چي ز خوب خواه د شد‪ .‬اگ ر فق ط م ا به طرح‬
‫درس ت برس يم‪ .‬ديگران نظرات بدبينانه ي بيشتري‬
‫هرم مازلو‬

‫‪‬‬ ‫انتخابه ا در ه ر محيط ي ت ا اندازه ي زيادي بستگي‬


‫دارد به خصوصيات و موقعيتهاي فرد نظير شخصيت‪،‬‬
‫اهداف‪ ،‬ارزشه ا‪ ،‬مناب ع در دس ترس‪ ،‬تجارب گذشته‬
‫ونوع زندگ ي‪ . . . ،‬عل ي رغ م خصوصيات فردي و‬
‫پيچيدگي نيازهاي انساني‪ ،‬در مورد ارزشها و اهداف‪،‬‬
‫وجود ي ک س لسله مرات ب در مورد نيازهاي انساني‬
‫توس ط چندي ن نويس نده مطرح شده اس ت و چنين‬
‫سلسله مراتبي اغلب بر موضوع (مبحث)پايه ماسلو‬
‫‪ .‬مطرح مي شود(‪Maslow)1968‬‬
‫‪‬‬ ‫نيازهاي فزيولوژيکي مانند گرما و غذا‬
‫‪‬‬ ‫نيازهاي سلمتي و امنيت‪ :‬مانند احساس امنيت کردن‬
‫‪ . . .‬از صدمات و‬
‫‪GELL's necessary, optional And social‬‬
‫‪activities.‬‬

‫‪‬‬
‫از طري ق طراح ي و در درون چهارچوبهاي مشخص‬
‫محلي‪ ‌،‬اقليمي و اجتماعي امكان پذير است كه تعداد‬
‫زيادي از مردمي را كه فضاهاي عمومي را بكار مي‬
‫برن د تح ت تاثي ر قرار داد و تعيي ن كرد كه چقدر‬
‫فعاليتهاي فردي دوام خواهند يافت و چه نوع فعاليتها‬
‫‪.‬مي توانند انجام شوند‬
‫‪‬‬
‫فعاليتهاي ضروري ك ه اغل ب اجباري هس تند مانند‬
‫رفتن به مدرسه و كار‪ ،‬خريد‪ ‌ ،‬منتظر اتوبوس شدن‪.‬‬
‫از آنجاي ي ك ه شرك ت كنندگان در اي ن فعاليته ا هيچ‬
‫گون ه اختياري ندارن د‪ ،‬تأثيري ك ه اتفاق م ي افت د به‬
‫‪ .‬ميزان كمي بوسيله ي محيط كالبدي است‬
‫‪‬‬
‫فعاليتهاي اختياري ك ه بص ورت داوطلبان ه انجام مي‬
‫شوند‪ ،‬اگر كه زمان و مكان اجازه دهد و آب و هوا و‬
‫محيط آنها را دعوت كند مانند پياده روي‪ ،‬توقف در‬
‫فضای خصوصی ذهن‬

‫‪‬‬ ‫بنیادی تری ن تفاوت میان فضاهای عمومی و‬


‫خص وصی تفاوت میان فضای درون ی ذه ن انسان و‬
‫‪ .‬فضای بیرونی جهان پیرامون است‬
‫‪‬‬ ‫تلقی کلسیک هنجاری از انسان به عنوان سوژه ی‬
‫مستقل و آزاد که بر خود و دنیای پیرامونش مسلط‬
‫است ‪ ،‬به بورژوازی کمک کرد تا خود را از قید و بند‬
‫طبیعت و جامعه ای که تحت استیلی احکام مذهبی‬
‫و سنت ها بود ‪ ،‬برهاند‪ .‬اکنون دیگر آشکار شده که‬
‫انسان ها دیگر سوژه های وابسته به همی هستند که‬
‫با وس اطت و برقراری رابط ه میان نیرو های ی که‬
‫فضای شخصی‬

‫‪‬‬
‫لیه ی دوم فضای خصوصی‪ ،‬فضای شخصی است‪،‬‬
‫که فضای کوچ ک و نامرئ ی اطراف بدن انسان را‬
‫شک ل م ی ده د؛ فضای اجتماع ی – روان شناختی‬
‫شخصی مابین فضای داخلی درون و برون بدن‪ ،‬قرار‬
‫دارد‪ .‬لیه ای است نامرئی و متحرک در اطراف بدن‪.‬‬
‫همان گونه که بدن گستره ی عرصه ی ذهن را شکل‬
‫می دهد ‪،‬که از همگان ناپیدا است ‪ ،‬عرصه ای را نیز‬
‫تعریف می کند که ماهیتا در دسترس است و عرصه‬
‫ی رفتاری و تعامل اجتماعی را شکل می دهد‪ .‬فضای‬
‫شخص ی فضای ی اس ت ک ه ب ه وس یله ی احساسات‬
‫پربار می شود و در برخوردهای اجتماعی مجال بروز‬
‫فضای روابط میان فردی‬ ‫‪-‬‬ ‫‪:‬فضای رویارویی اجتماعی‬ ‫‪Social‬‬
‫‪‬‬ ‫فضای رویاروی ی اجتماع ی نخس تین لی ه و ی ا بعد از‬
‫فضای عمومی است‬
‫‪‬‬ ‫یکی از لیه های کلیدی فضای عمومی که تا اندازه‬
‫ی زیادی نیز به فضای شخصی وابسته است ‪ ،‬فضای‬
‫رویارویی اجتماعی است‪ .‬جایی که مردم با یکدیگر‬
‫ارتباط چهره به چهره برقرار می کنند ‪ ،‬مردمی که‬
‫جزء چرخه ی صمیمی خانواده یا دوستان نیستند‪ .‬در‬
‫ای ن فض ا ارتباط میان غریب ه ه ا ب ه مانن د نمایشی‬
‫‪.‬شکل می گیرد‬
‫‪‬‬ ‫در فرهنگ انگلیسی آکسفورد این واژه طیف وسیعی‬
‫از معانی را در بر می گیرد ‪ ،‬که معانی در دسترس‬
‫بودن ‪ ،‬دیده شدن ‪ ،‬باز بودن ‪ ،‬متعل ق ب ه همه ی‬
‫عرصه عمومی فضای روابط فرافردی‬

‫هانا آرنت‬
‫‪‬‬
‫مشق ت ک ه پاس خ گوی نیازهای زندگ ی و فرآیند‬
‫‪.‬بیولوژیکی بدن است‬
‫‪‬‬
‫کار که پاس خ گوی نیازهای س اختن و تولی د است و‬
‫دنیای اشیایی که توسط انسان ساخته می شود را‬
‫‪.‬فراهم می کند‬
‫‪‬‬
‫کن ش که پاس خ گوی تنوع و نیاز رش د و توسعه ی‬
‫انسان ها است و شرایط زندگی سیاسی را فراهم‬
‫می کند‪ .‬تنها یک نوع از فعالیت است که بی واسطه‬
‫ما بین انسان ها جاری می شود‪ ،‬بدون آن که نیاز به‬
‫چیزی از دنیای مادی داشته باشد؛‬
‫‪‬‬‫معنی نخست عرصه عمومی‪ :‬ظاهر شدن در مقابل‬
‫عرصه عمومی فضای روابط فرافردی‬

‫‪:‬یورگن هابرماس‬
‫‪‬‬
‫هابرماس بر نق ش نهاده ا در شک ل ده ی عرصه ی‬
‫عموم ی تاکی د بسیار دارد و بر تفوق و برتری‬
‫نشریات نس بت ب ه نهادهای اجتماع ی دیگ ر معتقد‬
‫‪.‬است‬
‫‪‬‬
‫عرص ه ی عموم ی در تعام ل مابی ن عرصه ی‬
‫خصوصی خانواده ها و عرصه ی عمومی بازار جایی‬
‫که علیق مشترک بر اساس مالکیت شکل می گیرد‬
‫و به وسیله ی توسعه ی فردگرایی در هر دو عرصه‬
‫‪.‬به وجود آمد‬
‫‪‬‬
‫دس ترسی ب ه عرص ه عموم ی برای ه ر شهروند‬
‫تضمین شده است ‪ .‬هر کسی می تواند به نحوی برابر‬
‫مباحث مطرح در دل عرصه عمومی‬

‫‪‬‬ ‫غریبگی‬
‫جدایی اجتماعی ‪‬‬

‫‪‬‬ ‫معلولیت اجتماعی و کالبدی‬


‫سرمایه اجتماعی ‪‬‬

‫کنش نمادین ‪‬‬


‫دسترسي پذيري و محدوديت‬

‫‪‬‬ ‫يكي از كليدهاي اصلي در بحث عرصه ي عمومي‪،‬‬


‫دسترسي پذيري است ‪ .‬اگرچه هنگام تعريف عرصه‬
‫ي عمومي آن را دسترس پذير براي همه تعريف مي‬
‫كنيم‪ ‌،‬وليكن برخي از محيط ها به قصد يا غيرتعامدي‬
‫دسترس پذيري كمتري براي بخش خاصي از جامعه‬
‫دارند ‪ .‬محدوديت اغلب بوجود مي آيد و يا تقويت مي‬
‫‪ .‬شود به منظور امنيت و نمایش قدرت‬
‫انواع دسترسی پذیری‬

‫‪‬‬ ‫دسترسي بصري ‪ :‬اگر مردم بتوانند داخل فضا را قبل‬


‫از اينك ه وارد آ ن شون د ببينن د‪‌،‬‬
‫‪ .‬مي توانند در مورد راحتي‪ ،‬و ايمني آن قضاوت كنند‬
‫‪‬‬ ‫دس ترسي س مبوليك ‪ ‌ :‬نشان ه ه ا م ي توانن د محرك يا‬
‫غيرمحرك باشند ‪ .‬براي مثال افراد ي ا گروهه ا مي‬
‫توانند تهدید كننده يا دعوت كنندگي و راحتي را درك‬
‫كنند ‪ .‬براي مثال نوع خاصي از مغازه ها افراد خاصي‬
‫‪ .‬را نيز به خود جلب مي كنند‬
‫‪‬‬ ‫دسترسي كالبدي ‪ ‌ :‬مربوط مي شود به اينكه آيا فضا‬
‫بص ورت كالبدي در دسترس عموم قرار دارد ‪.‬‬
‫محدوديت كالبدي‪ ‌،‬ناتواني در رسيدن و يا استفاده از‬