‫هنام خداوند جان و خرد‬

‫ب ‌‬
‫ای بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد‬

‫یغش باشد‬
‫نقد صوفی نه همه صافی ب ‌‬
‫صوفی ما كه ز ورد سحری مست شدی‬

‫شامگاهش نگران باش كه سرخوش باشد‬

‫ه آید به میان‬
‫خوش بود گر محك تجرب ‌‬

‫هروی شود هركه در او غش باشد‬
‫تا سی ‌‬

‫خط ساقی گر ازین گونه زند نقش برآب‬

‫ای بسا رخ كه به خونابه منقش باشد‬
‫ه ی رندان بلكش باشد‬
‫عاشقی شیو ‌‬

‫ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست‬
‫ریاست محترم‪ ،‬هیأت منصفه ارجمند دادگاه‪ ،‬و حضار محترم‬

‫هی عالی‬
‫هی خود را با كلم حضرت امیرالمومنین علی)ع( آغاز كنم كه حاكم برحق و نمون ‌‬
‫اجازه دهید دفاعی ‌‬
‫های كه ایشان برای حاكم منتخب مصر ارسال فرمود و به »فرمان مالك اشتر‬
‫عدالت است‪ ،‬بخشی از نام ‌‬
‫یتواند راهی بجز‬
‫هویژه مذهب شیعه دم بزند نم ‌‬
‫نخعی« معروف است‪ .‬مسلما" هر حكومتی كه از اسلم‪ ،‬ب ‌‬
‫الگویی كه حضرت علی به والیانش ارائه داده برگزیند‪ ،‬و اگر چنین كرد و روشی دیگر برگزید باید در شیعی بودن‬
‫ی بودن آن نظام شك كرد‪.‬‬
‫آن حكومت و اسلم ‌‬
‫ضالسلم‪ ،‬صفحات ‪ 994‬تا ‪ ( 997‬چنین است‪:‬‬
‫جالبلغه فی ‌‬
‫ن امام علی )ع( )به نقل از نه ‌‬
‫بخشی از فرما ‌‬
‫»پس بدان ای مالك‪ ،‬من تو را به شهرهایی فرستادم كه پیش از تو حكمرانان دادرس و ستمگر در آن بوده‪ ،‬و‬
‫هی تو‬
‫ینگری‪ ،‬و دربار ‌‬
‫یكنند كه تو به كارهای حكمرانان پیش از خود م ‌‬
‫نطور نظر م ‌‬
‫مردم به كارهای تو هما ‌‬
‫یگویی‪ .‬و به سخنانی كه خداوند به زبان بندگانش)از نیك و بد( جاری‬
‫نها م ‌‬
‫هی آ ‌‬
‫یگویند كه تو دربار ‌‬
‫همان م ‌‬
‫نها جاری باشد(‪.‬مردم‬
‫نها نیكویی بر زبا ‌‬
‫نها را شناخت ) اگر از آ ‌‬
‫یبرده و آ ‌‬
‫یتوان به نیكوكاران پ ‌‬
‫یفرماید م ‌‬
‫م ‌‬
‫نرو‬
‫یكنند؛ ازای ‌‬
‫ینمایند‪ ،‬و اگر در زبان بدنام باشند آنان را بدكار دانسته نفرین م ‌‬
‫ایشان را نیكوكار شمرده دعا م ‌‬
‫ومی ‌باید كاری كند كه ذكر جمیل و نام نیكویش به یادگار‬
‫حكمران چه مسلمان باشد و چه كافر‪ ،‬و هر زمامدار ق ‌‬
‫ههای‬
‫هدست آورند‪ .‬پس باید بهترین ‌اندوخت ‌‬
‫هاش دعای خیر نمایند و بر اثر آن نیكبختی جاوید ب ‌‬
‫بماند تا مردم دربار ‌‬
‫هی تو باشد‪ .‬و بر هوا و خواهش خود مسلط باش و به نفس خویش از آنچه برایت حلل و روا‬
‫تو كردار شایست ‌‬
‫ش آید یا ناخوش سازد‪.‬‬
‫نیست بخل بورز‪ ،‬زیرا بخل به نفس انصاف و عدل است و از او در آنچه او را خو ‌‬
‫و مهربانی و خوش رفتاری و نیكویی بارعیت در دل خود جای ده‪ ،‬نه آنكه در ظاهر اظهار دوستی كرده و در‬
‫نكه در قرآن كریم )سوره آل عمران آیه ‪(159‬‬
‫باطن با آنان دشمن باشی كه موجب پراكندگی رعیت گردد؛ چنا ‌‬
‫تدل بودی از گردت‬
‫یفرماید‪ :‬بر اثر بخشایش خدا‪ ،‬تو با مردم مهربان گشتی و اگر تندخو وسخ ‌‬
‫به پیامبر اكرم م ‌‬
‫یشدند؛ پس »اگر به تو بدی كنند« از آنان در گذر و برایشان ‌آمرزش خواه‪ ،‬و در كار »جنگ« با ایشان‬
‫پراكنده م ‌‬
‫مشورت نما و »پس از مشورت« اگر تصمیم گرفتی به خدا اعتماد كن كه خدا اعتمادكنندگان را دوست دارد‪ .‬و‬
‫هاند‪ ،‬یا با تو برادر‬
‫نشان را غنیمت دانی كه آنان دو دست ‌‬
‫مبادا نسبت به ایشان چون جانور درنده بوده‪ ،‬خورد ‌‬
‫بهای بدكاری به آنان رو آورده و‬
‫یاند و یا در آفرینش مانند تو هستند كه از پیش گرفتار لغزش بوده و سب ‌‬
‫دین ‌‬
‫نطور كه‬
‫یگیرد؛ پس با بخشش و گذشت خود آنان را عفو كن‪ ،‬هما ‌‬
‫سشان قرار م ‌‬
‫عمدا" و سهوا" در دستر ‌‬
‫نها برتری‪ ،‬و كسی كه تو را به حكمرانی‬
‫تاش تو را بیامرزد؛ زیرا تو بر آ ‌‬
‫دوست داری خدا با بخشش و گذش ‌‬
‫یكه این حكومت را به تو سپرده و خواسته است كارشان را‬
‫فرستاده از تو برتر است‪ ،‬و خدا برتر است از كس ‌‬
‫انجام دهی‪ ،‬و آنان راسبب آزمایش تو قرار داده‪.‬‬
‫ینیاز‬
‫یها ب ‌‬
‫مبادا خود را برای جنگ با خد‌ا آماده سازی كه تو را توانایی خشم او نبوده و از بخشش و مهربان ‌‬
‫یتوانی مرتكب نشوی‬
‫ی ‌كه م ‌‬
‫نیستی‪ ،‬و هرگز از بخشش و گذشت پشیمان و به كیفر شاد مباش‪ ،‬و به خشم ‌‬
‫یكنم پس باید فرمان مرا بپذیرید‪ .‬و این روش سبب فساد و خرابی دل‬
‫شتاب منما‪ ،‬و مگو من مأمورم ‌و امر م ‌‬
‫یگردد‪ .‬و هرگاه سلطنت و حكومت برایت عظمت و بزرگی یا‬
‫تها م ‌‬
‫و ضعف و سستی دین و تغییر و زوال نعم ‌‬
‫كبر و خودپسندی پدید آورد‪ ،‬به بزرگی و پادشاهی خدا كه فوق تو است و به توانایی او نسبت به خود به آنچه از‬
‫ینشاند‪ ،‬و سرافرازی را از تو‬
‫جانب خویش بر آن توانا نیستی نگر كه این نگریستن‪ ،‬كبر و سركشی تو را فروم ‌‬
‫یگردد‪.‬‬
‫یدارد‪ ،‬و عقل و خردی كه از تو دور گشته به سویت برم ‌‬
‫بازم ‌‬

‫‪1‬‬

‫یاش‪ ،‬زیرا‬
‫یاش‪ ،‬و مانند قرار دادن خویش را به او در توانای ‌‬
‫برحذر باش از برابر داشتن خود با خدا در بزرگوار ‌‬
‫یگرداند‪.‬‬
‫نكش و مستكبری را خوار م ‌‬
‫خدا هر گرد ‌‬
‫هی مردم‬
‫یداری دربار ‌‬
‫با خدا به انصاف رفتار كن و از جانب خود و خویشان نزدیك و هر رعیتی كه دوستش م ‌‬
‫هجای بندگانش با او‬
‫انصاف را از دست مده و اگر نكنی‪ ،‬ستمكار باشی و كسی كه با بندگان خدا ستم كند خدا ب ‌‬
‫یپذیرد(؛ و‬
‫یگرداند )عذرش رانم ‌‬
‫لاش را نادرست م ‌‬
‫دشمن است‪ ،‬و خدا با هر كه دشمن باشد برهان و دلی ‌‬
‫نکه از ستم دست كشیده و توبه و بازگشت نماید‪ ،‬و تغییر )از دست رفتن(‬
‫نكس در جنگ با خداست تا ای ‌‬
‫آ ‌‬
‫نعمت خدا و زود به خشم آوردن او را هیچ چیز موثرتر از ستمگری بر بندگان خدا نیست‪ ،‬زیرا خدا دعای‬
‫ستمدیدگان را شنوا و در كمین ستمكاران است‪«.‬‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫كسال و دوهفته پیش در تاریخ ‪ 12/4/88‬به‬
‫حتما" استحضار دارید كه اینجانب‪ ،‬عیسی سحرخیز را درست ی ‌‬
‫جدستگاه روستای تیركده شهرستان نور دستگیر‬
‫شواهد مندرجات پرونده » ‪/88/11257‬ط د « در شهرك پن ‌‬
‫كردند‪ .‬مأموران وزارت اطلعات استان مازندران )به احتمال زیاد شهرستان ساری( در روز واقعه در شرایطی‬
‫های‪ ،‬و‬
‫تالسلم غلمحسین محسنی اژ ‌‬
‫كه احتمال" از مسئولن مافوق خود )از جمله وزیر وقت اطلعات‪ ،‬حج ‌‬
‫ینژاد‪ ،‬مسئول مستقیم ایشان كه به تبع مقام و مطابق تصریح قانون اساسی‪ ،‬ازجمله اصول ‪،133‬‬
‫محمود احمد ‌‬
‫هعهده دارد( دستور‬
‫هی دستورها و نظارت بر اقدامات اعضای كابینه را ب ‌‬
‫‪136 ،134‬و ‪ ،137‬مسئولیت كلی ‌‬
‫داشتند‪ ،‬بدون دلیل به ضرب و جرح اینجانب پرداختند كه پیامد آن وار‌د آمدن صدمات شدید منتهی به ورم و‬
‫نهای‬
‫هویژه شكستگی دنده و جدا شدن استخوا ‌‬
‫چهای دست و صدمه تاندون شانه چپ‪ ،‬ب ‌‬
‫وها‪ ،‬م ‌‬
‫كبودی در پهل ‌‬
‫هی غضروف بخش اصلی بوده است‪.‬‬
‫بخش پایین سمت چپ قفسه سینه از ناحی ‌‬
‫یكرد كه اگر كسی بخواهد برای من‬
‫سرتیم وزارت اطلعات در زمان دستگیری این بحث را مطرح م ‌‬
‫یآورم‪ .‬این سخن‪ ،‬خود بیانگر شناخت قبلی وی از‬
‫هشقی« كند حتی اگر فرزندم باشد‪ ،‬من حال او را ‌جا م ‌‬
‫»كل ‌‬
‫مهای مافوق )و احتمال" وزیر مربوطه( است‪.‬‬
‫تام از سوی مقا ‌‬
‫من براساس معرفی شخصی ‌‬
‫تكم ‪ 6‬مامور ‪ ،‬نقض صریح و آشكار قوانین‬
‫اعمال شكنجه و وارد كردن ضربات سنگین مشت و لگد توسط دس ‌‬
‫هویژه قانون اساسی و قانون مجازات اسلمی است‪.‬‬
‫داخلی کشور‪ ،‬ب ‌‬
‫یکند‪» :‬هرگونه شكنجه برای گرفتن اقرار و یا كسب اطلع ممنوع‬
‫اصل سی وهشتم قانون اساسی تصریح م ‌‬
‫است‪ .‬اجبار شخص به شهادت‪ ،‬اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت‪ ،‬اقرار یا سوگندی فاقد اعتبار و‬
‫یشود‪«.‬‬
‫یبایست طبق قانون مجازات م ‌‬
‫ارزش است‪ .‬متخلف از این اصل م ‌‬
‫لمی ‌نیز ‌مورد تاكید قرار گرفته است‪ » :‬هریك از مستخدمین و‬
‫موضوعی كه در اصل ‪ 578‬قانون مجازات اس ‌‬
‫نکه متهمی ‌را مجبور به اقرار كند او را اذیت و آزار بدنی نماید علوه‬
‫مامور قضایی یا غیرقضایی دولتی برای ای ‌‬
‫یگردد‪«.‬‬
‫بر قصاص یا پرداخت دیه‪ ،‬حسب مورد حبس از شش ماه تا سه سال محكوم ‌م ‌‬
‫لمی ‌ایققران نسققبت بققه قققوانین و مقققررات‬
‫یدانیققد كققه جمهققوری اسق ‌‬
‫احتمال" بیش از من و بهتر از من و حضار م ‌‬
‫نالمللی )از جمله اعلمیه جهانی حقوق بشر( متعهد شده است‪ .‬در ماده ‪ 5‬اعلمیه جهانی حقوق نیز بشر ‌آمده‬
‫بی ‌‬
‫چکس را نباید مورد ظلم و شکنجه و رفتار یا کیفری غیرانسانی و یا تحقیرآمیققز قققرار داد‪ «.‬و در مققاده‬
‫است‪» :‬هی ‌‬
‫یشقود ایققن حققق را دارد کقه‬
‫رمققی ‌متهققم م ‌‬
‫نالمللی تاکید شده است‪» :‬هرکس کقه بقه ارتکققاب ج ‌‬
‫‪ 11‬این میثاق بی ‌‬
‫تهای لزم‬
‫یگناه فرض شود تا زمانی که جرم او بر اساس قانون در یقک دادگققاه علنققی کقه درآن تمق‌امی ‌ضققمان ‌‬
‫ب ‌‬
‫برای دفاع او وجود داشته باشد ثابت شود‪«.‬‬
‫نكه وقتی اینجانب مورد بدرفتاری و خشونت جسمی ‌و ضرب و جققرح قققرار گرفتققم و بققه مققأموران اعلم‬
‫طرفه آ ‌‬
‫ههایم شكسته است‪ ،‬آنها موضوع را به شوخی برگزار كردند و حاضققر نشققدند مققرا بققه بیمارسققتان و‬
‫كردم كه دند ‌‬
‫یتوانست خونریزی داخلی به همراه داشته باشد و خطر‬
‫مراكز پزشكی منتقل كنند‪ ،‬و حتی با چنان وضعی _كه م ‌‬
‫جانی برایم ببار بیاورد_ فاصله ی حدود ‪ 400‬كیلومتری تا تهران را با سواری دولتی طققی كققرده و مققرا بققه زنققدان‬
‫اوین در پایتخت منتقل كردند‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫هعمل آمد‪ ،‬پزشك كشیك ضمن ثبت موارد مورد اصابت مشت و‬
‫در زندان اوین‪ ،‬وقتی معاینات پزشكی اولیه ب ‌‬
‫چهای دست و‪ (...‬صدمات وارده‬
‫لگد كه دچار كبودی‪ ،‬خون مردگی‪ ،‬تورم و‪ ...‬شده بود )پهلوهای چپ و راست‪ ،‬م ‌‬
‫مهای مسئول دستور اعزام فوری مرا در همان‬
‫به قفسه سینه را وخیم تشخیص داد و پس از مشورت با مقا ‌‬
‫یهاشم )واقع در ضلع شمالی بزرگراه رسالت‪ ،‬نرسیده به پل سیدخندان( صادر كرد‪.‬‬
‫شب به بیمارستان قمر بن ‌‬
‫همزمان طبقه سوم بیمارستان را نیز برای اسكان احتمالی من خالی كرده و مأموران محافظ متعددی را به‬
‫محل اعزام نمودند‪.‬‬
‫حضار محترم‪ ،‬اصحاب مطبوعات و رسانه‬
‫مامنیتی )شركت در اغتشاش و تشویق مردم به اغتشاش(‬
‫نهم با اتها ‌‬
‫هی پیش گفته‪ ،‬آ ‌‬
‫دستگیری اینجانب به شیو ‌‬
‫رمی ‌از جانب من سرنزده بود و نسبت دادن چنین اتهامی ‌صرفا" یک‬
‫در شرایطی متحقق شد كه اصول چنین ج ‌‬
‫هسازی براساس تئوری توطئه بود و یا با اهداف خاص برای مقابله با پیامدهای انتخابات‬
‫نوع پروند ‌‬
‫نصورت اصول" ضرورتی به وارد كردن چنین‬
‫تجمهوری ‪ 22‬خرداد ‪ 1388‬صورت گرفت‪ .‬در غیر ای ‌‬
‫ریاس ‌‬
‫اتهاماتی واهی و ‌امنیتی جلوه دادن یك اتهام مطبوعاتی ساده وجود نداشته است‌؛ امری كه خود خلف تصریحات‬
‫اصول ‪ 37‬و ‪ 39‬قانون اساسی است‪.‬‬
‫یشود‪،‬‬
‫در اصل ‪ 37‬میثاق ملی تاکید شده است‪» :‬اصل برائت است و هیچ كس از نظر قانون مجرم شناخته نم ‌‬
‫نکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد‪«.‬‬
‫مگر ای ‌‬
‫‪ 39‬قانون اساسی آمده است‪» :‬هتك حرمت و حیثیت كسی كه به حكم قانون دستگیر‪ ،‬بازداشت‪ ،‬یا‬
‫‌‬
‫و در اصل‬
‫ههر صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است‪«.‬‬
‫زندانی یا تبعید شده‪ ،‬ب ‌‬
‫كیفرخواست ارائه شده به دادگاه و حذف اتهام اولیه و جایگزین كردن دو اتهام جدید بدون ارتباط )توهین به‬
‫مقام رهبری و تبلیغ علیه نظام( خود مبین صحت ادعاهای اینجانب است‪ .‬اكنون این سئوال مطرح است كه‬
‫یدهد _حتی با فرض اثبات اتهام_ متهم‬
‫چگونه یك متهم مطبوعاتی را كه مدارك و مستندات دادگاه نشان م ‌‬
‫م امنیتی معرفی كرده و ‪ 380‬روز او را با حكم‬
‫هنگار‪ ،‬و آلت جرم قلم‪ ،‬مطبوعات و رسانه است‪ ،‬مجر ‌‬
‫روزنام ‌‬
‫یشهر و‬
‫نهای جنایی رجای ‌‬
‫خاص وزارت اطلعات بازداشت نموده و در بازداشتگاه ‪ 209‬و بند ‪ 350‬اوین و زندا ‌‬
‫هاند؛ و نه تنها در این مدت و تا زمان برگزاری دادگاه‪ ،‬مرا با كفالت و وثیقه آزاد‬
‫فردیس كرج نگاه داشت ‌‬
‫همعنای عام )از جمله استفاده از‬
‫هی یك زندانی عقیدتی یا زندانی وجدان‪ ،‬ب ‌‬
‫هاند‪ ،‬بلكه از كمترین حقوق اولی ‌‬
‫نكرد ‌‬
‫هاند‪.‬‬
‫مرخصی( نیز محروم ساخت ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای ارجمند هیأت منصفه‬
‫چگونه جرم ‌امنیتی‬
‫هنگار شناخته شده‪ ،‬در شرایطی كه هی ‌‬
‫هعنوان یك روزنام ‌‬
‫یكردم كه مرا ب ‌‬
‫خدمت شما عرض م ‌‬
‫انجام نداده بودم و پس از آن كه مورد شكنجه جسمی ‌و ضرب و جرح قرار گرفتم به بازداشتگاه ‪ 209‬اوین‬
‫انتقال دادند؛ سپس در شرایط اورژانس‪ ،‬و در ساعت ‪ 10:30‬شب جمعه ‪ 12/4/88‬به بیمارستانی كه ذكر آن‬
‫رفت فرستاده شدم‪ .‬گرفتن دو عكس مختلف از زوایای گوناگون و ویزیت سه پزشك )از جمله پزشك كشیك‬
‫هصورت اضطراری به بیمارستان فراخوانده شدند( اگرچه خوشبختانه‬
‫شب بیمارستان و دو پزشك متخصص كه ب ‌‬
‫هصورت صریح‪ ،‬ادعای مرا دال برشكستگی استخوان دنده و قفسه سینه‬
‫نام نگردید‪‌ ،‬اما ب ‌‬
‫یشد ‌‬
‫موجب بستر ‌‬
‫تأیید كرد‪ .‬هرچند كه موضوع وارد شدن استخوان به ریه‪ ،‬كلیه چپ و نیز خونریزی داخلی منتفی اعلم شد‪.‬‬
‫در ساعت ‪ 1:30‬بامداد روز شنبه ‪ 13/4/88‬به بازداشتگاه ‪ ،209‬سلول انفرادی شماره ‪ 31‬بازگردانده شدم‪ .‬این‬
‫در شرایطی بود که انواع و اقسام داروهای مسكن )از قرص و كپسول و پماد و شیاف( برای تخفیف درد تجویز‬
‫شده بود‪ .‬من از همان زمان تاكید داشتم كه باید به پزشكی قانونی _كه زیر نظر مستقیم قوه قضاییه است_‬
‫ل آید‪ .‬متاسفانه مأموران وزارت اطلعات و كارشناسان پرونده چنی ‌‬
‫ن‬
‫هعم ‌‬
‫مهای قانونی لزم ب ‌‬
‫اعزام شوم تا اقدا ‌‬
‫هطور كامل متحقق شود‪.‬‬
‫هی من ب ‌‬
‫امکانی را فراهم نکردند و نیز اجازه ندادند که روند لزم برای درمان و معالج ‌‬
‫به بیان دیگر‪ ،‬آقایان مسئول پرونده موجبات صدمه دیدن اساسی و معیوب شدن من را فراهم آوردند؛‬
‫نگونه كه‬
‫هروز شده است‪ .‬هما ‌‬
‫بدیدگی و شكستگی‪ ،‬موجب درد و الم شبان ‌‬
‫های كه محل آسیب و ضر ‌‬
‫هگون ‌‬
‫ب ‌‬

‫‪3‬‬

‫یكشم‬
‫های دراز م ‌‬
‫هگون ‌‬
‫بها ب ‌‬
‫یكنید جای شكستگی از روی پوست بدن هم معلوم است‪ ،‬اكنون من ش ‌‬
‫مشاهده م ‌‬
‫های كه تا آخر عمر با من خواهد بود‪.‬‬
‫هاند؛ زجر و شكنج ‌‬
‫یخوابم كه گویا یك »میخ طویله« در بدنم فرو كرد ‌‬
‫وم ‌‬
‫مهای‬
‫هعنوان یك شهروند از مقا ‌‬
‫حال لزم است این پرسش مطرح گردد كه چگونه است وقتی من و دوستانم ب ‌‬
‫لها‬
‫یكنیم‪ ،‬سا ‌‬
‫مسئول ازجمله معاون و رییس قوه قضاییه‪ ،‬وزیر اطلعات سابق و دادستان كل كشور شكایت م ‌‬
‫كروز در‬
‫یشود‪ ،‬طی ی ‌‬
‫یشود‪‌ ،‬اما وقتی دستور بازداشت ‌امثال من صادر م ‌‬
‫یگذرد و پرونده در دادگاه مطرح نم ‌‬
‫م ‌‬
‫یگردد؟! افزون بر این‪ ،‬با وجود سپری شدن حدود‬
‫هترین نقاط کشور‪ ،‬دستگیری و بازداشت ما محقق م ‌‬
‫دورافتاد ‌‬
‫یرغم گذشت هشت ماه از آخرین زمان بازپرسی در‬
‫یها‪ ،‬و نیز عل ‌‬
‫لگیری پرونده و آخرین بازجوی ‌‬
‫كسال از شک ‌‬
‫ی ‌‬
‫هی صالحه‪ ،‬حتی چند ماه بیش از حداقل‬
‫یشود تا متهم بدون اثبات جرم از محكم ‌‬
‫دادسرا‪ ،‬دادگاهی برگزار نم ‌‬
‫میزان مجازات قانونی‪ ،‬در زندان باشد‪.‬‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫یتوان دستگیر كرد‬
‫مگرنه این است كه در اصل سی و دوم قانون اساسی تاکید شده است‪» :‬هیچ كس را نم ‌‬
‫یكند‪ .‬در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذكر دلیل بلفاصله كتبا"‬
‫مگر به حكم و ترتیبی كه قانون معین م ‌‬
‫به متهم ابلغ و تفهیم شود و حداكثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی‬
‫یشود‪«.‬‬
‫ارسال و مقدمات محاكمه در اسرع وقت فراهم گردد‪ .‬متخلف از این اصل طبق قانون مجازات م ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‬
‫مگر نه اینست كه در اصل سی و چهارم قانون اساسی تصریح شده است‪» :‬دادخواهی حق مسلم هر فرد است‬
‫هها‬
‫نگونه دادگا ‌‬
‫ههای صالح رجوع نماید‪ .‬همه افراد حق دارند ای ‌‬
‫یتواند به منظور دادخواهی به دادگا ‌‬
‫و هركسی م ‌‬
‫یتوان از دادگاهی كه به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع‬
‫چكس را نم ‌‬
‫را در دسترس داشته باشند و هی ‌‬
‫كرد‪«.‬‬
‫های‬
‫بهای وارده توسط توسط آقای غلمحسین محسنی اژ ‌‬
‫حال چگونه است كه من وقتی بابت جراحات و آسی ‌‬
‫یكنم )جراحات وارده بر اثر پرتاب قندان و گاز‬
‫_براساس مستندات پزشكی قانونی_ به مراجع قضایی مراجعه م ‌‬
‫یشود و‬
‫گرفتن!( با گذشت بیش از پنج سال از زمان شكایت و ارائه مدرك و تكمیل پرونده‪ ،‬دادگاهی برگزار نم ‌‬
‫یكند با چنین فضاحتی و اعمال شكنجه و ضرب و‬
‫یگردد‪‌ ،‬اما وقتی ایشان از من شكایت م ‌‬
‫متهم بازداشت نم ‌‬
‫یكنند‪ .‬آیا این‬
‫هصورت نامحدود بازداشت و زندانی م ‌‬
‫شتم‪ ،‬بنده را بعنوان یك زندان عقیدتی و وجدان دستگیر و ب ‌‬
‫هی سیاست یك بام و یك هوا در قوه قضاییه ایران نیست؟ آیا این شاخص رعایت عدل و قانون در دستگاه‬
‫نشان ‌‬
‫لمی ‌است؟‬
‫قضایی جمهوری اس ‌‬
‫اعضای محترم هیأت منصفه‪ ،‬ریاست محترم دادگاه‬
‫هی تنظیمی ‌به تاریخ ‪) 12/4/88‬روز بازداشت( در‬
‫تجلس ‌‬
‫براساس مندرجات صفحه ‪ 17‬پرونده در خصوص صور ‌‬
‫دادسرای نور‪ ،‬مرجع قضایی چنین به من تفهیم اتهام کرده است‪:‬‬
‫ی امنیت دادسرای انقلب‬
‫)برابر گزارش ضابطین ق اداره اطلعات ق و دستور دستگیری از شعبه سوم بازپرس ‌‬
‫هقصد برهم زدن ‌امنیت و نظام؛ دفاعی دارید بیان كنید‪.‬‬
‫تهران( متهم به شركت در آشوب و اغتشاش ب ‌‬
‫جواب‪» :‬قبول ندارم‪ ،‬در هیچ تظاهرات و تجمعی شركت نكردم و نخواهم كرد‪ .‬حتی در مواردی كه احتمال‬
‫هدلیل مسئولیت مستقیمی كه از طرف ستاد آقای كروبی‬
‫تجمهوری وجود داشته ب ‌‬
‫برخورد بین مردم و ریاس ‌‬
‫داشتم و غیرمستقیم كه از طرف )میرحسین( موسوی داشتم‪ ،‬آنجا مصاحبه كردم در العالم ) شبكه عربی صدا و‬
‫ههم خورده‪ ،‬و‬
‫هی تجمع در میدان ولی عصر در تاریخ ‪ 31‬خرداد ب ‌‬
‫سیما ( و خواهش كردم كه اعلم كنیم برنام ‌‬
‫گفتم تجمع نكنید تا بین مردم برخورد ایجاد نشود‪«.‬‬
‫خهای ‪ 18/4/88‬و ‪) 20/4/88‬حدود‬
‫در صفحات ‪ 115‬الی ‪ 120‬پرونده كه اختصاص به بازجویی از اینجانب در تاری ‌‬
‫ك هفته پس از دستگیری( دارد نیز در خصوص اتهام »تشویق مردم برای شركت در اغتشاشات هر مطلبی كه‬
‫ی ‌‬
‫در نظر دارید و هرگونه كه خودتان تمایل دارید پاسخ مكتوب ارائه نمایید«‪ ،‬چنین پاسخ داده شده است‪:‬‬
‫نگونه كه در برابر قاضی دادگاه نور نوشته و تاكید كردم‪ :‬من‪ ،‬عیسی سحرخیز در هیچ اغتشاش و حتی‬
‫»هما ‌‬

‫‪4‬‬

‫حطلبی‬
‫لهای گذشته موضع اصل ‌‬
‫تآمیز مردم برای یك لحظه شركت نكردم‪ .‬دوم این كه طی سا ‌‬
‫اعتراض مسالم ‌‬
‫هسمت انقلب و اغتشاش نرود‪ .‬در این‬
‫من این بوده كه حركت مردم به سمت دموكراسی و بسط حقوق بشر‪ ،‬ب ‌‬
‫موارد اخیر كه از ‪ 22‬خرداد ‪ 88‬نیز شروع شده است تمام تلش من این بوده است كه اگر اعتراضی برای‬
‫یشود در چارچوب گفتن شعارهای چون الله اكبر یا ایستادن در كنار‬
‫هی )ملت( م ‌‬
‫استیفای حقوق از دست رفت ‌‬
‫هی سكوت باشد و گل گذاردن در اسلحه افراد مسلح كه به‬
‫نها با نماد سبز در سكوت یا از طریق روز ‌‬
‫خیابا ‌‬
‫شهای خود دست بردارند‪«.‬‬
‫یكردند؛ و خدا كند دیگر از این رو ‌‬
‫هی غیرانسانی با مردم برخورد م ‌‬
‫شیو ‌‬
‫هی انتخابات‪ ،‬دعوت از مردم به اعتراض به آن و ایجاد اغتشاش نیست؟«‬
‫س‪» :‬آیا كودتا خواندن نتیج ‌‬
‫ج‪» :‬كودتا یك ترم حقوقی و سیاسی است و براساس فرضیاتی قراردارد و پیامد های خواسته و ناخواسته‬
‫دربرخواهد داشت‪ .‬كودتا خواندن یا نوشتن من همانند بسیاری دیگر از بزرگان )چون سیدمحمد خاتمی( ‌در‬
‫لمی ‌كه من نیز افتخار آن را‬
‫یكند‪ .‬قانون اساسی جمهوری اس ‌‬
‫هویت و ماهیت آن )انتخابات( تغییری ایجاد نم ‌‬
‫دارم كه در انقلبی شركت داشتم كه برآمده از آن است‪ ،‬اصولی دارد كه در آن به مردم حق اعتراض و تجمع‬
‫یکند‪ :‬تشكیل اجتماعات و راه پیمایی ها‪ ،‬بدون حمل سلح‪ ،‬به‬
‫و راهپیمایی اعطا شده است [اصل ‪ 27‬تاکید م ‌‬
‫هی متفاوت‬
‫شرط آن كه مخل به مبانی اسلم نباشد آزاد است‪ ] .‬و طبیعی است اعتراض و اغتشاش در مقول ‌‬
‫یسازند كه جلوی حقوق اساسی‬
‫هی آن را فراهم م ‌‬
‫یكنند یا زمین ‌‬
‫هستند‪ .‬در عمل‪ ،‬كسانی در كشور اغتشاش م ‌‬
‫یدهند؛ اگر بنا بر محاكمه‬
‫هی اعتراض قانونی نم ‌‬
‫یگیرند و به آنان اجاز ‌‬
‫)ملت( و حقوق شهروندی مردم را م ‌‬
‫باشد باید اینان را محاكمه و مجازات كرد‪«.‬‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‪،‬حضار محترم‬
‫ههای مختلف پس از این اظهارات و‬
‫نها و بازداشتگا ‌‬
‫با توجه به موارد فوق آیا نگاهداری غیرقانونی من در زندا ‌‬
‫دفاعیات مستدل و مشخص‪ ،‬نقض اصل سی ‌و دوم قانون اساسی نیست‪ .‬به فرض آن كه ضابطان وزارت‬
‫اطلعات یا بازپرس شعبه سوم ‌امنیت تهران به اشتباه و براساس تئوری توطئه تصور كرده باشند كه من در‬
‫هام‪ ،‬وقتی چنین دفاعیاتی را‬
‫اغتشاشات شركت داشته و مردم را به اشتباه به شركت در اغتشاش تشویق كرد ‌‬
‫یدلیل است و آن را حذف كردند‪ ،‬نباید‬
‫هدست نیاوردند ‌و امر به آنان محرز شد كه اتهام وارده ب ‌‬
‫شنیدند‪ ،‬مدركی ب ‌‬
‫یام را فراهم آورند و پرونده را مختومه اعلم كنند تا متخلف از قانون اساسی شناخته نشوند و‬
‫موجبات آزاد ‌‬
‫كسال من رعایت اصل سی و دوم قانون اساسی است؟‬
‫مستوجب مجازات نباشند؟ آیا زندانی كردن بیش از ی ‌‬
‫تكم بتوانم به وصیت مادرم در‬
‫هاند كه دس ‌‬
‫و اصول" جرم من ‌امنیتی است كه حتی اجازه مرخصی به من نداد ‌‬
‫هها دختر شیرخوار یتیم طی‬
‫خصوص احداث درمانگاه خیریه برای برادر شهیدم‪ ،‬سعید سحرخیز اقدام كنم تا د ‌‬
‫كسال گذشته از خدمات رایگان محروم نمانند‪ .‬معلوم نیست چند نفر از آنان اگر به این خدمات و محلی برای‬
‫ی ‌‬
‫یكردند با دچار صدمات و ضایعات ناخواسته‬
‫نگهداری دسترسی داشتند جان خود را به جان آفرین تقدیم نم ‌‬
‫یشدند‪...‬‬
‫نم ‌‬
‫در همین اصل از قانون اساسی )اصل ‪ (32‬تاكید شده است‪...» :‬كه مقدمات محاكمه‪ ،‬در اسرع وقت فراهم‬
‫همعنای »اسرع‬
‫یب ‌‬
‫لم ‌‬
‫گردد‪ «.‬با فرض عدم حذف اتهام اولیه‪ ،‬آیا ‪ 380‬روز بازداشت‪ ،‬در قوه قضاییه جمهوری اس ‌‬
‫وقت« و رعایت عدالت و قانون است؟ »متخلف از اجرای اصل سی و دوم« )مطابق تصریح این اصل( كیست؟‬
‫های كه زیر نظر مستقیم مقام‬
‫چه كسی‪ ،‬چه مق‌امی ‌و چه نهادی براساس این اصل باید مجازات شود؟ آیا قو ‌‬
‫یشود‪ ،‬تخلف كرده و یا رهبری جمهوری‬
‫های منصوب شده و م ‌‬
‫تالله خامن ‌‬
‫رهبری است و ریاست آن توسط آی ‌‬
‫کصد و دهم قانون اساسی مورد تاکید‬
‫لمی ‌نتوانسته است وظایف قانونی خود را كه در بند دوم از اصل ی ‌‬
‫اس ‌‬
‫هدرستی و دقت انجام دهد؟‬
‫تهای كلی نظام«‪ ،‬ب ‌‬
‫قرار گرفته‪ ،‬یعنی »نظارت برحسن اجرای سیاس ‌‬
‫کصد و یازدهم قانون اساسی شده است كه تاكید دارد‪»:‬هرگاه رهبر از‬
‫در این صورت آیا ایشان مشمول اصل ی ‌‬
‫انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود و یا‪ ...‬از مقام خود بركنار خواهد شد«؟‬
‫نگزار در خصوص مجازات متخلف از اصل سی و دوم كیست؟‬
‫ههرحال باید مشخص شود كه خطاب قانو ‌‬
‫ب ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه محترم‬

‫‪5‬‬

‫مهای وارده شوم؛ البته بجز اتهام »شركت در اغتشاش و تشویق مردم به اغتشاش«‬
‫اجازه دهید وارد اصل اتها ‌‬
‫كه براساس آن دستگیر شدم و در زمان بازجویی و بازپرسی آشکار گردید كه اصول" چنین اته‌امی ‌صحت و‬
‫مهای وارده«‪ ،‬دو اتهام‪» :‬توهین به مقام معظم رهبری« و »فعالیت‬
‫موضوعیت ندارد‪ .‬منظورم از »اصل اتها ‌‬
‫تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلمی ‌ایران« است‪.‬‬
‫من هرچه به موارد استناد شده دركیفرخواست و حتی پرونده مراجعه كردم‪ ،‬دلیل و مدرك مستقیمی دال بر‬
‫»تبلیغ علیه نظام« مشاهده نكردم‪ ،‬و تم‌امی ‌مستندات پرونده مربوط به اتهام »توهین به رهبری« بوده است‪.‬‬
‫یتواند مبنای اتهام دیگری با عنوان »تبلیغ علیه نظام«‬
‫ن است كه آیا صرف اتهام به رهبری م ‌‬
‫پرسش من ای ‌‬
‫همعنای صدور دو حكم متفاوت برای یك اتهام نیست؟‬
‫باشد؟ آیا این نوع برخورد ب ‌‬
‫این سئوال نیز مطرح است كه شاكی این پرونده‪ ،‬چه كسی و چه نهادی است؟ آیا شخص آقای سیدعلی‬
‫هعنوان یك شخصیت حقیقی شاكی پرونده است؟ اگر چنین است شكایت كی و در كجا ثبت شده‬
‫های ب ‌‬
‫خامن ‌‬
‫لمی‪‌ ،‬شاكی این پرونده است؟ و‬
‫هعنوان یك شخصیت حقوقی در جایگاه رهبری جمهوری اس ‌‬
‫است؟ آیا ایشان ب ‌‬
‫هعنوان شخصیت حقیقی و در مواردی در جایگاه شخصیت‬
‫های در مواردی ب ‌‬
‫تالله سیدعلی خامن ‌‬
‫بالخره ‪ ،‬آی ‌‬
‫قالذكر از خود‬
‫هعنوان متهم باید در هردو جایگاه فو ‌‬
‫نرو آیا من ب ‌‬
‫یدهد؟ از ای ‌‬
‫حقوقی خود را در پرونده نشان م ‌‬
‫دفاع كنم؟‬
‫مام هرچه پرونده را ورق زدیم‪ ،‬نشانی و شكایتی از شاكی خصوصی ندیدیم‪.‬‬
‫ههرحال من و وكلی محتر ‌‬
‫ب ‌‬
‫هی من‪،‬‬
‫هعقید ‌‬
‫هام حذف شود‪ ،‬چون ب ‌‬
‫مها كه نیاز به شاكی خصوصی دارد باید از پروند ‌‬
‫نصورت بخشی از اتها ‌‬
‫درای ‌‬
‫هدرستی‬
‫برخی از موارد مطرح شده در پرونده به عملكرد یک فرد مربوط است كه وظایف قانونی خویش را ب ‌‬
‫ایفا نكرده یا در حق مردم ایران ظلم روا داشته است و اصول ‪110‬و ‪ 111‬قانون اساسی را زیر پا گذارده از‬
‫نرو وی مستلزم "بركناری" است كه در جای خود به آن خواهیم پرداخت‪.‬‬
‫ای ‌‬
‫هی زمامداری پیامبر اكرم )ص( و‬
‫یخواهم از جایگاه یك مسلمان نگاهی به شیو ‌‬
‫هی دفاع‪ ،‬اجازه م ‌‬
‫پیش از ادام ‌‬
‫رمومنان‪ ،‬امام علی)ع( بیاندازم تا منظورم هرچه بیشتر مشخص و تبیین شود‪.‬‬
‫‌چگونگی حکمرانی امی ‌‬
‫حضار محترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫یدانید كه در دوران نبوت حضرت محمد )ص( و زمامداری‬
‫خود براساس احادیث و روایات مستند و موثق م ‌‬
‫نها یا علیه آنان مطرح بوده است كه عملكرد این بزرگان‬
‫تامیر )ع( مواردی از شكایات توسط آ ‌‬
‫ایشان و حضر ‌‬
‫باید راهنمای عمل حكام مسلمان و شیوه و سرمشق زمامداران جمهوری اسلمی ‌ایران باشد‪ .‬اجازه دهید‬
‫تتان عرض كنم‪.‬‬
‫ههایی را خدم ‌‬
‫نمون ‌‬
‫ضالسلم( وقتی رفتار پیامبر)ص( را در‬
‫جالبلغه ترجمه فی ‌‬
‫جالبلغه )صفحات ‪ 598‬و ‪ 599‬نه ‌‬
‫امام علی )ع( در نه ‌‬
‫یگوید‪» :‬ابوعماره خزیمه ابن ثابت النصاری كه پیغمبر اكرم‬
‫یدهد‪ ،‬م ‌‬
‫تبیین ذوالشهادتین مورد اشاره قرار م ‌‬
‫یكه آن حضرت اسبی از اعرابی خریداری نموده بود و‬
‫هجای گواهی دو مرد قبول فرمود‪ ،‬هنگام ‌‬
‫گواهی او را ب ‌‬
‫یدهی؟ گفت‪ :‬نه یا رسول الله‪ ،‬ولیكن دانستم كه‬
‫یكرد حضرت فرمودند‪ :‬ای خزیمه آیا گواهی م ‌‬
‫اعرابی انكار م ‌‬
‫ینمایم و بر این معامله با اعرابی‬
‫های تصدیق م ‌‬
‫های‪ .‬آیا تو را به آنچه از جانب خدا آورد ‌‬
‫اسب را خریداری نمود ‌‬
‫یباشد‪«.‬‬
‫یكنم؟ پس آن بزرگوار فرمود‪ :‬گواهی تو چون گواهی دو مرد م ‌‬
‫تصدیق نم ‌‬
‫هی عدالت آنگاه‬
‫یكند‪ .‬مگر نه آن بود كه این الگو و اسو ‌‬
‫حال ببینیم كه او در جایگاه حاكم جامعه چگونه عمل م ‌‬
‫های برد كه زیر‬
‫كه زره خویش نزد شهروندی غیرمسلمان )و به روایتی‪ ،‬یهودی( یافت شخصا" شكایت به محكم ‌‬
‫لوای حاكمیت او بود‪ .‬بعد هم شخصا" در دادگاه حاضر شد‪ .‬وقتی قاضی از او شاهد طلب كرد‪ ،‬علی )ع( گفت‬
‫نرو رییس دادگاه حاكم‪ ،‬چون عدالت را مبنای عمل خود‬
‫كه شاهدی برای معرفی به قاضی و محكمه ندارم‪ .‬از ای ‌‬
‫قرار داده بود به نفع ‌امیرالمومنین رأی نداد و ادعای مالكیت صاحب زره و شهروند غیرمسلمان را پذیرفت‪.‬‬
‫همین علی)ع( آنگاه كه قاضی منصوب وی خواست او را – در مقابل متهم‪ -‬احترام كند‪ ،‬خطاب به قاضی چنین‬
‫هی عدالت‪ ،‬نباید بین متهم و مدعی فرق بگذاری و حتی باید نگاه خود را بین‬
‫مضمونی را بیان داشت‪» :‬در محكم ‌‬
‫آنان به عدالت تقسیم كنی!«‬
‫یكند؟‬
‫حال باید دید كه آیا ما پیرو علی)ع( هستیم و نظام قضایی ما به این رویه عمل م ‌‬

‫‪6‬‬

‫یفرماید‪» :‬اعینونی بورع و‬
‫ز امیرالمومنین م ‌‬
‫یتوانیم! در این وضعیت و شرایط نی ‌‬
‫یشود و نم ‌‬
‫شاید بگویید نم ‌‬
‫سداد«؛ یعنی در این خصوص نیز باید جانب تقوا را رعایت كرد تا حق شهروندی ضایع نشود‪.‬‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای محترم هیأت منصفه‪ ،‬حضار محترم‬
‫های‬
‫هاند و چطور بین خود و ملت فاصل ‌‬
‫یكرد ‌‬
‫ملحظه فرمایید پیامبر )ص( و ‌امیرالمومنین)ع( چگونه عمل م ‌‬
‫یدیدند تا پیامد آن كشیدن »هاله قدسی« گرد زمامداران نباشد‪.‬‬
‫نم ‌‬
‫یدانند كه چون حضرت رسول)ص( به مقام رسالت‬
‫نناپذیر را م ‌‬
‫ی این روایت تاریخی و این واقعیت كتما ‌‬
‫همه‌ ‌‬
‫رسیده بود در رفتار و كردارش تغییری حاصل نشد و در شرایطی كه به منبع وحی وصل بود خود را بالتر از‬
‫ینشست‬
‫یدانست؛ به این دلیل بود كه وقتی پیامبر در مسجد م ‌‬
‫هی جدابافته نم ‌‬
‫ح امروز تافت ‌‬
‫مردم‪ ،‬و به اصطل ‌‬
‫یتوانست تشخیص دهد كه چه فردی رهبر جامعه و رسول خداست و چه كسی‬
‫یشد نم ‌‬
‫های وارد م ‌‬
‫اگر غریب ‌‬
‫شهروند عادی و یكی از اعضای ‌امت و ملت! آیا اكنون نیز وضع چنین است؟ یا نه‪ ،‬یكی در صدر مجلس‬
‫ینشیند‪ ،‬نه آن هم چون عموم وهم سطح عموم‪ ،‬بلكه در جایگاهی بالتر و در مقامی ‌فراتر‪ ،‬حتی فراتر از‬
‫م ‌‬
‫قانون!‬
‫یافتد و رفتار با ملت‪ ،‬آن زمان چگونه است‪.‬‬
‫این كردار در حضر است‪ ،‬ببینیم در سفر چه اتفاقی م ‌‬
‫ضالسلم صفحه ‪:(1104‬‬
‫جالبلغه فی ‌‬
‫اجازه دهید باز به مثالی تاریخی استناد كنم )به نقل از نه ‌‬
‫تامام علی )ع( برخورده برای تعظیم‬
‫»هنگام رفتن به شام‪ ،‬كدخدایان و بزرگان انبار )شهری در عراق( به حضر ‌‬
‫بها پیاده شده و در پیش ركابش دویدند‪ .‬فرمود‪ :‬این چه كاری بود كه كردید؟ گفتند‪ :‬این خوی‬
‫و احترامش از اس ‌‬
‫ینماییم‪ .‬پس آن بزرگوار در نكوهش فروتنی برای‬
‫ماست كه سرداران و حكمرانان خود را به آن احترام م ‌‬
‫یبرند و شما خود را در دنیایتان به رنج و در‬
‫غیرخدا فرمود‪ :‬سوگند به خدا حكمرانان شما در این كار سود نم ‌‬
‫یسازید )چون فروتنی برای غیرخدا گناه و مستلزم عذاب است(؛ و چه‬
‫آخرتتان با این كار به بدبختی گرفتار م ‌‬
‫بسیار زیان دارد رنجی )فروتنی برای غیرخدا( كه در پی آن كیفر باشد‪ ،‬و چه بسیار سود دارد آسودگی )رنج‬
‫شآمد مخلوق( كه همراه آن ‌ایمنی از آتش )دوزخ( باشد‪«.‬‬
‫نبردن برای خو ‌‬
‫یکنم )به نقل از صفحات ‪ 1239‬و‬
‫لمی ‌اشاره م ‌‬
‫به رفتار و كردار دیگری از این حاكم حقیقی و الگوی جامعه اس ‌‬
‫ضالسلم (‪:‬‬
‫جالبلغه فی ‌‬
‫‪ 1240‬نه ‌‬
‫های از عرب(‬
‫ه امام علی)ع( چون از جنگ صفین برگشت و به كوفه آمد به شبامیین) قبیل ‌‬
‫»روایت شده است ك ‌‬
‫هی خود بود‬
‫هشدگان صفین شنید و حرب ابن شرجبیل شب‌امی ‌كه از بزرگان قبیل ‌‬
‫هی زنان را بر كشت ‌‬
‫گذشت‪ .‬گری ‌‬
‫هطلبی(‬
‫نزد حضرت ‌آمد‪ .‬حرب خواست پیاده در ركاب آن حضرت كه سوار بود برود‪‌ .‬امام علی)ع( )در زیان جا ‌‬
‫به او فرمود‪ :‬برگرد كه پیاده آمدن چون تویی با مانند من برای حكمران بل و گرفتاری است )چون غرور و‬
‫سرافرازی آرد كه مستلزم عذاب و كیفر الهی گردد( و برای مومن ذلت و خواری است )كه پیاده در ركاب‬
‫سواری رود‪ ،‬و هرچه موجب گرفتاری و خواری باشد ترك آن واجب است(‪«.‬‬
‫حضار محترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫حال كه بحث به اینجا كشید شاید بد نباشد كه در موضوع رعایت حقوق شهروندی و عدالت ببینیم خدا‪ ،‬قرآن‪،‬‬
‫پیامبر و علی )ع( چه حقی برای مخالفان سیاسی در نظر گرفته و در مقام عمل‪ ،‬رفتار و كردار پیامبر اسلم و‬
‫امیر مومنان چگونه بوده است‪.‬‬
‫یخوانیم‪:‬‬
‫در سوره مائده‪ ،‬آیه ‪ 8‬م ‌‬
‫َ‬
‫َ‬
‫مُنوا ْ ُ‬
‫ط وَ َ‬
‫م َ‬
‫ن ل ِل ّهِ ُ‬
‫ب‬
‫س ِ‬
‫داء ِبال ْ ِ‬
‫وا ِ‬
‫»یا َأیَها ال ّ ِ‬
‫ن قَوْم ٍ عََلى أل ّ ت َعْد ُِلوا ْ اع ْدُِلوا ْ هُوَ أقَْر ُ‬
‫شَنآ ُ‬
‫لی ْ‬
‫شهَ َ‬
‫ق ْ‬
‫من ّك ُ ْ‬
‫جرِ َ‬
‫نآ َ‬
‫می َ‬
‫كوُنوا ْ قَ ّ‬
‫ذی َ‬
‫ن«‬
‫وى َوات ّ ُ‬
‫ه َ‬
‫مُلو َ‬
‫ه إِ ّ‬
‫ما ت َعْ َ‬
‫خِبیٌر ب ِ َ‬
‫ن الل ّ َ‬
‫قوا ْ الل ّ َ‬
‫ِللت ّقْ َ‬
‫»اى كسانى كه ‌ایمان آوردهاید براى خدا به داد برخیزید و به عدالت شهادت دهید و البته نباید دشمنى گروهى‬
‫كتر است و از خدا پروا دارید كه خدا به آنچه‬
‫شما را بر آن دارد كه عدالت نكنید؛ عدالت كنید كه آن به تقوا نزدی ‌‬
‫انجام مىدهید آگاه است‪«.‬‬

‫‪7‬‬

‫یكند‪ ،‬مسلما" در حق شهروندان مسلمان‬
‫آنجا كه خداوند رعایت عدالت را نسبت به دشمنان نیز توجیه م ‌‬
‫)منتقدان سیاسی( رعایت عدالت به طریق اولی ا‌ز امور واجب و لزم است‪ .‬به این علت است كه در سوره‬
‫یفرماید‪:‬‬
‫نساء‪ ،‬آیه ‪ 148‬نیز م ‌‬
‫م وَ َ‬
‫» ّ‬
‫ما«‬
‫ن ال ْ َ‬
‫لی ِ‬
‫س ِ‬
‫سوَِء ِ‬
‫كا َ‬
‫ه ال ْ َ‬
‫ح ّ‬
‫ه َ‬
‫جهَْر ِبال ّ‬
‫میًعا ع َِلی ً‬
‫ن الل ّ ُ‬
‫من ظ ُل ِ َ‬
‫ل إ ِل ّ َ‬
‫ب الل ّ ُ‬
‫قو ْ ِ‬
‫م َ‬
‫»خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد مگر از كسى كه بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى‬
‫داناست‪«.‬‬
‫هاید؛ فردی هرروز بر سر‬
‫تهای مخالف شنید ‌‬
‫همه حتما" داستان آن مخالف رسول اكرم را به كرات و به روای ‌‬
‫یگذشت‪ ،‬مشاهده فرمود‬
‫یریخت‪ .‬روزی پیامبر از آن محل و در برابر آن خانه م ‌‬
‫حضرت محمد )ص( خاكستر م ‌‬
‫س‌وجو كرد دریافت كه‬
‫كه از آن رفتار و كردار خبری نیست و خاكستری برسر مباركش ریخته نشد‪ .‬چون پر ‌‬
‫تانگیز نه تنها با این مخالف خدا و پیامبر‬
‫صاحب خانه بیمار است و در منزل افتاده است‪ .‬ایشان در رفتاری شگف ‌‬
‫برحقش برخورد نكرد و دستور به برخورد ندارد‪ ،‬بلكه به عیادت او رفت‪.‬‬
‫یاش )یعنی خوارج( وجود دارد؛‬
‫هی برخور‌د امام علی)ع( با مخالفان سیاس ‌‬
‫جالبلغه ماجرای جالبی از نحو ‌‬
‫در نه ‌‬
‫گروهی كه حتی در مقطعی دست به شمشیر بردند و دست به قیام مسلحانه زدند اما تا زمانی که آنان جنگ را‬
‫تالمال قطع نكرد‪.‬‬
‫مشان را از بی ‌‬
‫شروع كردند ‌امیرالمومنین با ایشان كاری نداشت و حتی سه ‌‬
‫ضالسلم( كه ‌امام علی )ع( در بین اصحاب خود نشسته بود؛‬
‫جالبلغه فی ‌‬
‫روایت شده است )صفحه ‪ 1283‬نه ‌‬
‫ههای این نرها‬
‫مها بر ا‌وانداختند‪ .‬آن حضرت فرمود‪ :‬دید ‌‬
‫كرو بر ایشان بگذشت‪ .‬اصحاب چش ‌‬
‫زنی باجمال و نی ‌‬
‫نگونه نگاه كردن سبب هیجان و انگیخته شده شهوات و خوشی‬
‫)مانند شتر مست( برهوا افكنده است‪ ،‬و ای ‌‬
‫شاید نگاه كند باید با اهل خود همبستر شود كه او‬
‫است در ایشان‪ .‬پس هرگاه یكی از شما به زنی كه او را خو ‌‬
‫نها در لذت و خوشی رساندن یكسانند (‪ .‬پس مردی از خوارج گفت‪ :‬خداوند او را‬
‫هی ز ‌‬
‫زنی مانند زن است) هم ‌‬
‫هالسلم فرمود‪:‬‬
‫كافر بكشد‪ ،‬چه او را فقیه و دانشمند گردانیده؟! اصحاب برجستند كه او را بكشند‪‌ .‬امام علی ‌‬
‫هجای دشنام باید دشنامش داد‪ ،‬یا از گناهش گذشت )نه آنكه او را بكشید(‪.‬‬
‫مهلتش دهید)واگذارید(؛ ب ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫یدر برابر مخالفان غیرمسلح است‪ ،‬یعنی كسانی كه‬
‫لم ‌‬
‫آنچه بیان شد شمه ای از رفتار و كردار حكومت اس ‌‬
‫هی دینی و شرعی و حق‬
‫یكنند و ‌امر به معروف و نهی از منكر را وظیف ‌‬
‫لمی ‌و قرآنی عمل ‌م ‌‬
‫براساس الگوی اس ‌‬
‫یدانند؛ چه حرف و نقدشان حق باشد و چه ناحق‪‌ ،‬اما از نگاه و قضاوت آنان از‬
‫قانونی خویش در برابر حاكم م ‌‬
‫های ‌امری‬
‫ننیت و در جهت اصلح ‌امور جامعه و بهبود وضع زندگی مسلمانان انجام شده و در مرحل ‌‬
‫روی حس ‌‬
‫هالملوك« بوده است‪.‬‬
‫واجب با هدف »نصیح ‌‬
‫یفرماید ‪:‬اگر شرایط بازگشت و جامعه به سمتی رفت‬
‫قابل توجه است که خداوند متعال خود در قرآن مجید م ‌‬
‫كه ظلم حاكم شد و گوش شنوایی برای رفع ظلم نبود‪‌ ،‬امر به معروف ونهی از منكر حتی تا جایگاه »بدزبانی و‬
‫هی ‪‌ 148‬امده است‪» :‬خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى‬
‫هی نساء آی ‌‬
‫نكه در سور ‌‬
‫بلند كردن صدا« جایز است؛ چنا ‌‬
‫یتواند در حق یك شهروند روا شده باشد یا‬
‫را دوست ندارد مگر از كسى كه بر او ستم رفته باشد‪ «.‬این ظلم م ‌‬
‫در حق گروهی از شهروندان و یا حتی در حق تمام مردم یک جامعه‪.‬‬
‫هنمایی‬
‫در كیفرخواست صادره علیه اینجانب در بخشی كه مربوط به تبلیغ علیه نظام است‪ ،‬بخشی نیز از سیا ‌‬
‫ن آمده است‪ .‬من هم در بازجویی و هم در دادسرا در زمان بازپرسی وقتی بازجو و بازپرس این‬
‫سخن به میا ‌‬
‫هكاری در جامعه انجام شده باشد ‪.‬‬
‫یگیرد كه سیا ‌‬
‫هنمایی وقتی صورت م ‌‬
‫بحث را مطرح كردند گفتم كه سیا ‌‬
‫ن رو‬
‫یگرداند‪ .‬از همی ‌‬
‫یافتد‪ ،‬بازم ‌‬
‫یكند و آنچه را كه اتفاق م ‌‬
‫هنگار در واقع همچون آیینه در جامعه عمل م ‌‬
‫روزنام ‌‬
‫یگوید‪:‬‬
‫شاعر م ‌‬
‫خود شكن آیینه شكستن خطاست‬

‫آیینه گر نقش تو بنمود راست‬

‫ینشیند نه تنها ‌امر به معروف و‬
‫یشود و حاکمی ‌در جایگاه ظالم م ‌‬
‫های ظلمی ‌محقق م ‌‬
‫نچنین‪ ،‬اگر در جامع ‌‬
‫ای ‌‬
‫یدهد و چه‬
‫یگردد بلكه حاكم خواسته و ناخواسته مقبولیت خود را از دست م ‌‬
‫نهی از منكر از اوجب واجبات م ‌‬

‫‪8‬‬

‫یشود‪ .‬حال اگر حاكم تقوی را ببوسد و كنار بگذارد و عدالت را از دست‬
‫بخواهد و چه نخواهد از مقام خود خلع م ‌‬
‫ح‪ ،‬امامتش ساقط است‪.‬‬
‫بدهد‪ ،‬نه تنها جایی در دل ملت ندارد‪ ،‬بلكه پیروی از او نادرست وبه اصطل ‌‬
‫یشما را واندارد كه از‬
‫یفرماید‪» :‬دشمنی با قوم ‌‬
‫به این دلیل است كه در سوره مائده )آیه ‪ (8‬خداوند متعال م ‌‬
‫كتر‬
‫یكند‪» :‬عدالت بورزید كه عدالت به تقوا نزدی ‌‬
‫مسیر عدالت خارج شوید‪ «.‬و بعد در مقام نتیجه تاكید م ‌‬
‫لمی ‌و هم برای جامعه‬
‫است‪ «.‬دو صفتی كه لزم و ملزوم یکدیگر هستند و ‌امری واجب هم برای حاكم اس ‌‬
‫یگیرد و در یك جمع كوچك و یك رفتار‬
‫نگونه‪ ،‬در اسلم »عدالت« محور حركت جمعی قرار م ‌‬
‫اسلمی‪ .‬و ای ‌‬
‫یشود‪ .‬و بر مبنای این اصل است كه یکی از شروط ‌امامت جمعه‬
‫جمعی )چون نماز جماعت( یك اصل اصولی م ‌‬
‫یتواند هدایت یك جمع كوچك را حتی در نماز یومیه‪ ،‬برای‬
‫و جماعت‪ ،‬رعایت »عدالت« است و فرد غیرعادل نم ‌‬
‫هعهده گیرد‪.‬‬
‫مدتی كوتاه ب ‌‬
‫یدهند و به سه اصل »توحید« و‬
‫متراز »امامت« قرار م ‌‬
‫نجاست كه شیعیان آن را ه ‌‬
‫اهمیت »عدالت« تا آ ‌‬
‫نشان تكمیل شود؛ و معیار قضاوت و عدالت را نیز فرد و صرفا" شناخت فرد‬
‫یافزایند تا دی ‌‬
‫»نبوت« و »معاد« م ‌‬
‫یدهند‪ .‬به این دلیل است كه مرحوم مرتضی مطهری شرط درك عدالت را »آگاهی‬
‫مسلمان و شیعه قرار م ‌‬
‫یدهد‪ ،‬قضاوت‬
‫یداند‪ ،‬و معتقد است‪» :‬در اسلم تنها موردی كه قضاوت را صرفا" در اختیار فرد قرار م ‌‬
‫فرد« م ‌‬
‫در خصوص عدالت ‌امام جمعه یا مجتهد است‪«.‬‬
‫ینهد و به تبع آن یکی از شروط مهم حاكم و رهبر‬
‫همین حساسیت است كه شرط فقاهت را نیز بر عدالت بنا م ‌‬
‫نكنندگان و نگارندگان قانون اساسی در‬
‫یداند‪ .‬از این زاویه است كه تدوی ‌‬
‫لمی ‌را نیز رعایت »عدالت« م ‌‬
‫اس ‌‬
‫یهای رهبری در جمهوری اسلمی‪ ،‬تاکید و توجهی‬
‫اصول مربوط به بحث »رهبر« و »شورای رهبری« و ویزگ ‌‬
‫تامر ‌و امامت‬
‫نکه در اصل پنجم قانون اساسی تصریح شده است‪» :‬ولی ‌‬
‫ویژه بر مفهوم عدالت داشتند‪ .‬چنا ‌‬
‫هی رهبری ‌امت اسلم و‬
‫هی فقیه عادل و باتقوی‪ ...‬است‪ «.‬و در بند دوم اصل ‪» 109‬عدالت و تقوا« لزم ‌‬
‫برعهد ‌‬
‫بکنندگان قانون اساسی‪ ،‬از جمله شرایط‬
‫نکنندگان و تصوی ‌‬
‫از »شرایط و صفات رهبر« معرفی شده است‪ .‬تدوی ‌‬
‫یكردند چرا که‬
‫بركناری رهبر را فقدان »عدالت و تقوا« یا عدم وجود آن در آغاز و ابتدای ‌امر رهبری معرفی م ‌‬
‫یریزد و حكومت را به قهقرا‬
‫هی اساسی‪ ،‬نظم جامعه را برهم م ‌‬
‫یدانستند نبود این دو عنصر و مفهوم و پای ‌‬
‫نیک م ‌‬
‫یكشاند‪.‬‬
‫هسمت نابودی م ‌‬
‫یدهد و ب ‌‬
‫سوق م ‌‬

‫حضار محترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫لمی ‌_كه این همه بر لزوم رعایت »عدالت و تقوا« در آن تاكید شده‬
‫آیا این قابل قبول است که در جامعه اس ‌‬
‫است_ نه تنها »بی عدالتی« صورت گیرد‪ ،‬بلكه ظلم و ظالم‪ ،‬و ستم و ستمكار مورد ستایش و تمجید قرار‬
‫یعدالتی و ظلم‪ ،‬و داد و بیداد‪ ،‬زمین تا آسمان است و اگر‬
‫هی میان ب ‌‬
‫یدانید فاصل ‌‬
‫گیرند؟ مسلما" نه‪ .‬خود بهتر م ‌‬
‫یشود و خواه و‬
‫یپوسد و نابود م ‌‬
‫هخورده خواهد بود كه از درون م ‌‬
‫ظالم حاكم شود‪ ،‬جامعه چون بنایی موریان ‌‬
‫یفرماید‪»:‬الملك یبقی مع الكفر و لیبقی مع‬
‫یریزد‪ .‬به این دلیل است كه پیامبر اكرم)ص( م ‌‬
‫ناخواه روزی فروم ‌‬
‫یریزد‪.‬‬
‫یماند و فروم ‌‬
‫یماند ‌اما با ظلم نم ‌‬
‫الظلم«؛ ملك و مملكت با كفر باقی م ‌‬
‫مهایی در‬
‫یرود و یا چه ست ‌‬
‫مهایی بر این جامعه م ‌‬
‫من در این دادگاه محترم در مقام آن نیستم كه بگویم چه ظل ‌‬
‫تجمهوری دهم و‬
‫هویژه از تبیین جفا و ظلم و ستمی ‌که در جریان انتخابات ریاس ‌‬
‫حال وقوع و انجام است؛ و ب ‌‬
‫هام_ قاصرم‪‌ .‬اما‬
‫کسال ‌‬
‫هدلیل حبس ی ‌‬
‫حوادث پس از ‪ 22‬خرداد ‪ 89‬در حق مردم مسلمان ایران اعمال شد _ب ‌‬
‫یها و‬
‫مبند ‌‬
‫مهایی در حق ه ‌‬
‫ی بر من روا شده و شاهد چه ظل ‌‬
‫مسلما" در این مقام هستم كه بگویم چه ظلم ‌‬
‫هی روحی و جسمی ‌زندانیان و‬
‫مترین آن‪ ،‬ضرب و شتم و شكنج ‌‬
‫یكه ك ‌‬
‫هام؛ ظلم و ستم ‌‬
‫یهای خود بود ‌‬
‫مسلول ‌‬
‫ه ‌‬
‫هی آنان است‪.‬‬
‫خانواد ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‬
‫هعنوان شاهد‬
‫مکشیدگان ارائه نمایم تا ب ‌‬
‫یتوانم لیست بلند و بالیی را از این مظلومان و ست ‌‬
‫اگر اجازه فرمایید م ‌‬
‫نها رفته است بیان كنند‪ .‬برخی از‬
‫كسال برآ ‌‬
‫ههایی از آنچه را كه در این ی ‌‬
‫در این مكان حضور یابند و خود گوش ‌‬

‫‪9‬‬

‫هی‬
‫یهای خود در میان حضار بپاخیزند و با اجاز ‌‬
‫یتوانند از روی صندل ‌‬
‫این افراد اكنون در میان ما هستند و م ‌‬
‫هاند و یا آقایان‬
‫هاند و چه شنید ‌‬
‫هام بیایند و بگویند چه دید ‌‬
‫قاضی محترم به جایگاه شهود یا مكانی كه من ایستاد ‌‬
‫هاند و در آخرین‬
‫هااصطلح سربازان گمنام ‌امام زمان‪ ،‬و كارشناسان و بازجویان پرونده‪ ،‬چه بلیی سرشان آورد ‌‬
‫ب ‌‬
‫مورد برای پنهان ماندن جنایات اجازه خروج از زندان هم به آنان ندادند ‪ .‬خود من نیز تا جایی كه وقت دادگاه‬
‫ههایی دیگر بپردازم‪.‬‬
‫یتوانم به بیان گوش ‌‬
‫اجازه دهد م ‌‬
‫اجازه دهید كه در این مجال‪ ،‬مختصری از این دست موارد را خود بازگو كنم‪.‬‬
‫های نزدیك‬
‫چنان که گفتم‪ ،‬من را در بامداد روز جمعه ‪ 12/4/88‬در شرایطی كه در ویلی دوستم در دهكد ‌‬
‫شهرستان نور اقامت داشتم دستگیر كردند‪ .‬این دستگیری در شرایطی بود كه سرنشینان سه چهار خودرو‬
‫وزارت اطلعات و دادستانی – جز یك یا دو نفر ایشان– بر سر من ریختند و از هر سو با مشت ولگد به جانم‬
‫تهایم را گرفته بودند و سه چهار نفر »چشمان خود را بسته وخدا را فراموش‬
‫افتادند‪ .‬دو نفر از پشت دس ‌‬
‫یآوردند كه‬
‫كرده« از هر سو با ضربات مرگبار مرا مورد عنایت خاص قرار دادند‪ .‬چنان ضرباتی به پیكرم فرود م ‌‬
‫هی چپم دچار آسیب‬
‫نهای شان ‌‬
‫یجای بدنم آماس كرده و كبود شد‪ .‬چنان که قبل" اشاره شد‪ ،‬تاندو ‌‬
‫در اثر آن جا ‌‬
‫فها از هم گسست و به دلیل عدم رسیدگی‬
‫هام از محل اتصال غضرو ‌‬
‫هام شكست‪ ،‬و قفسه سین ‌‬
‫جدی شد‪ ،‬دند ‌‬
‫كسال هنوز نه تنها درد آن پایان‬
‫های در مكانی نامتناسب جوش خورد كه پس از گذشت ی ‌‬
‫هگون ‌‬
‫ودرمان لزم‪ ،‬ب ‌‬
‫هعلت برآمدگی استخوان دنده‪ ،‬خواب راحت را از من گرفته است؛ شبی نیست كه چندین بار در‬
‫نیافته‪ ،‬بلكه ب ‌‬
‫مالعمر را حس‬
‫های مادا ‌‬
‫هنگام غلتیدن از این سو به آن سو‪ ،‬از شدت درد از خواب بیدار نشوم و رنج و شكنج ‌‬
‫نكنم‪.‬‬
‫یگذرم؛‬
‫از بیان جزییات انتقال بنده به تهران‪ ،‬و حضورم در بیمارستان در شرایط اضطراری و اورژانس م ‌‬
‫بدیده به‬
‫نکه از توضیح ممانعت آقایان در صدور مجوز برای دیدار با پزشك قانونی و دسترسی من آسی ‌‬
‫چنا ‌‬
‫چكس از وضع من‬
‫یكنم كه تا سه هفته هی ‌‬
‫ینمایم‪ .‬تنها به ذکر این نكته بسنده م ‌‬
‫پزشك معالج متخصص‪ ،‬پرهیز م ‌‬
‫یكه تم‌امی‬
‫هام اطلع دهم که كجا هستم و چه وضعی دارم‪ .‬ای‌ام ‌‬
‫یدادند که حتی به خانواد ‌‬
‫خبردار نبود و اجازه نم ‌‬
‫نهم‬
‫‌‌اوقات آن در سلول انفرادی )سلول ‪ (31‬بازداشتگاه ‪ 209‬اوین در اتاقی ‪ ،2x3‬بدون هواكش و تهویه‪ ،‬و آ ‌‬
‫یتواند‬
‫ههای تیر و مرداد بدون دسترسی به آب سرد – حتی بعد با زبان روزه – گذشت‪ .‬همسرم م ‌‬
‫در گرمای ما ‌‬
‫یکه درخواست كردم اجازه دهند یك‬
‫هی ملقات داده شد‪ ،‬هنگام ‌‬
‫شهادت دهد كه وقتی بعد از چند ماه به من اجاز ‌‬
‫بطری كوچك آب سرد برایم بیاورند‪ ،‬اجازه ندادند و از این هم دریغ کردند و گفتند ممنوع است‪ .‬برخوردی كه نه‬
‫هلبی سرور شهیدان‪‌ ،‬امام حسین )ع( انداخت و آنان را واداشت شب ملقات‪،‬‬
‫تنها دختر و همسرم را به یاد تشن ‌‬
‫تگیری و‬
‫نکس از اقوام و بستگان و دوستان نیز وقتی این ماجرا و این حد از سخ ‌‬
‫تا صبح گریه كنند‪ ،‬بلكه هر آ ‌‬
‫اعمال فشار را شنیدند ‪ ،‬همراه با گریه و اظهار همدردی‪ ،‬بارها بر یزید و یزیدیان لعنت فرستاد و یاد این كلم‬
‫‌امام افتادند كه »كل یوم عاشورا و كل ارض كربل«‪.‬‬
‫نجا به اتفاقی که چند روز پیش از دستگیری من رخ داد‪ ،‬اشاره کنم؛ از روزی بگویم كه چند مرد‬
‫اجازه دهید همی ‌‬
‫هام در خانه تنها بود‪ ،‬به اجبار و تهدید وارد خانه شدند و‬
‫غریبه‪ ،‬در نبود همسرم‪،‬و وقتی دختر جوان و ‪ 19 ،18‬سال ‌‬
‫اورا چنان ترساندند كه مدتی در بستر بیماری افتاد‪.‬‬
‫همعنای نقض حقوق بشر و عدم رعایت قانون‬
‫هكاری« نیست؟ آیا این رفتارها ب ‌‬
‫آیا این اقدامات و برخوردها‪» ،‬سیا ‌‬
‫اساسی و زیر پا گذاردن حقوق شهروندی یک ایرانی‪ ،‬یک انسان نیست؟‬
‫ه اتهام‬
‫یشود و ب ‌‬
‫هنمایی« متهم م ‌‬
‫نکه کسی كه تنها به شرح ماوقع و بیان مظالم پرداخته‪ ،‬به »سیا ‌‬
‫طرفه آ ‌‬
‫یگیرد!‬
‫غپردازی و تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری‪ ،‬تحت فشار و بازداشت و محاکمه قرار م ‌‬
‫درو ‌‬
‫لهای ‌آماس كرده و‬
‫آن چند هفته سلول انفرادی‪ ،‬همراه با درد و رنج ناشی از شكستگی استخوان سینه و مح ‌‬
‫مهای غیرواقعی و‬
‫تها و اتها ‌‬
‫رقانونی با چشم بسته‪ ،‬و طرح تهم ‌‬
‫یهای غی ‌‬
‫یجای بدن‪ ،‬و بازجوی ‌‬
‫هی جا ‌‬
‫هشد ‌‬
‫سیا ‌‬
‫نكه حال نامساعد من منجر به سرنگونی و‬
‫مهای مرتکب نشده‪ ،‬ادامه داشت تا آ ‌‬
‫تلش برای اقرار من به جر ‌‬
‫شكردنم در سلول انفرادی شد‪ .‬برای جلوگیری از بروز خطر احتمالی و تكرار ماجرا‪ ،‬جوانكی افغانی و سنی‬
‫غ ‌‬
‫مذهب را به سلول من فرستادند تا مرا از به اصطلح تنهایی درآورند‪ .‬چنین بود که فضای ‪ 6‬مترمربعی سلول به‬
‫کسو به‬
‫یای که از ی ‌‬
‫مسلول ‌‬
‫ناگاه نصف شد و فرصت خواب و خوراك با ورود فردی معتاد از من سلب گردید‪ .‬ه ‌‬

‫‪10‬‬

‫یتوانست بخوابد و از سویی به دلیل درد ناشی از شكنجه و ضربات وارده در زمان‬
‫بها نم ‌‬
‫دلیل اعتیاد ش ‌‬
‫دستگیری امکان استراحت و خواب نداشت‪...‬‬
‫»محسن‪ .‬م« از سیزده سالگی در ایران زیسته و در بخش ساختمانی به عملگی و دیگر كارهای مشابه پرداخته‬
‫است‪ .‬كاری كه پدر و برادران دیگرش از پیش از انقلب به آن مشغول بودند و خودش نیز در زمان دستگیری‪،‬‬
‫ی به این شغل سخت و‬
‫یشد كه زن و دو فرزندش را در افغانستان رها كرده و با اجازه كار رسم ‌‬
‫ده سالی م ‌‬
‫تفرسا اشتغال داشت‪ .‬او را در زیر »پل ‌چوبی« در شرایطی دستگیر كرده بودند كه همراه با یك باند از‬
‫طاق ‌‬
‫تهای اقتصادی نادرست دولت‬
‫اهالی لرستان به علت بیكاری ناشی از ركود بخش ساختمان متاثر از سیاس ‌‬
‫هفروشی تریاك مشغول بوده است‪ .‬مكانی كه در آن روزها محل‬
‫ینژاد‪ ،‬برای تامین معاش‪ ،‬به خرد ‌‬
‫احمد ‌‬
‫شهای ناموسی همان‪ .‬وارد‬
‫تظاهرات خیابانی نیز بوده است‪ .‬دستگیری همان و شكنجه و ضرب و جرح و فح ‌‬
‫نآلود‬
‫هگونه ای كه محل اصابت آن خو ‌‬
‫هی تپانچه از محل دستگیری تا زندان اوین _ب ‌‬
‫كردن ضربات مرگبار با پاشن ‌‬
‫تها‪،‬‬
‫مها و خشون ‌‬
‫یهای صورت گرفته با او بود‪ .‬درد حاصله از این ضرب و شت ‌‬
‫و سیاه شده بود _ یکی از بدرفتار ‌‬
‫های بود كه محسن درد اعتیاد را فراموش كرده بود‪ .‬جزییات این مسئله را بعدتر‪ ،‬وقتی نمایندگانی از سه‬
‫هگون ‌‬
‫ب ‌‬
‫شهایی از این روایت تلخ‪ ،‬حتی در در گزارش كمیسیون ‌امنیت ملی‬
‫قوه به زندان اوین آمدند بیان كردم و بخ ‌‬
‫مجلس موجود است‪.‬‬
‫مسلولی بعدی من‪ ،‬باز هم یك قاچاقچی مواد مخدر بود‪ .‬اتهام او نقل و انتقال ‪ 250‬كیلو تریاك و ‪ 37‬كیلو‬
‫ه ‌‬
‫منشینان مرا از میان‬
‫یها و ه ‌‬
‫مرفین اعلم شده است‪ .‬وقتی به مسئولن زندان اعتراض كردم كه چرا همسلول ‌‬
‫یشود‪ ،‬پاسخ شنیدم كه »زندانی‪ ،‬زندانی‬
‫یگزینید‪ ،‬و این مسئله موجب اذیت و آزار من م ‌‬
‫افراد قاچاقچی برم ‌‬
‫های‬
‫یشک واجد نقشه و برنام ‌‬
‫یكند و باید این شرایط را تحمل كنی!« سیاستی كه ب ‌‬
‫است و برای ما فرق نم ‌‬
‫بوده وگرنه آن همه زندانی سیاسی در بازداشتگاه بهای اوین ودند و ضرورتی نداشت كه مرا با افراد قاچاقچی‬
‫مسلول كنند‪.‬‬
‫ه ‌‬
‫مسلولی بعد‪ ،‬باز هم یك قاچاقچی بود‪ ،‬و این بار قاچاقچی تلفن همراه؛ فردی كه بعد از ده سال اشتغال به‬
‫ه ‌‬
‫های غلط و غیرعملی برای تولید تلفن همراه در‬
‫ینژاد و برنام ‌‬
‫مهای غیرکارشناسی دولت احمد ‌‬
‫این شغل با تصمی ‌‬
‫داخل کشور‪ ،‬از یك فروشنده به قاچاقچی تبدیل شده بود! او هم در جریان دستگیری مورد ضرب و جرح شدید‬
‫هاش بود‪.‬‬
‫قرار گرفته بود که یکی از پیامدهای این برخوردهای خشن‪ ،‬خونریزی كلی ‌‬
‫نجا مورد شكنجه و ضرب و‬
‫نهای همراه بود دستگیر کرده و در هما ‌‬
‫»علی‪.‬ب« را در انباری كه محل تحویل تلف ‌‬
‫كهای كامیون ‌انداخته و با مشت و لگد‬
‫نکه وی را از محل باسن در داخل لستی ‌‬
‫جرح قرار داده بودند؛ از جمله آ ‌‬
‫یگفت كه‬
‫ههایش صدمه دیده بود‪ .‬علی م ‌‬
‫بر صورتش كوبیده و چنان تحت فشارش قرار داده بودند كه كلی ‌‬
‫ههایش چرك كرده است‪ .‬این موارد را با ذكر مشخصات به اعضای اعز‌امی‬
‫تها ادرارش خون آلود بوده و كلی ‌‬
‫مد ‌‬
‫یتوان به مدارك و اسناد مورد نظر مراجعه كرد‪.‬‬
‫هام و در صورت نیاز م ‌‬
‫‌سران ‌سه قوه گفت ‌‬
‫لهای ‪ 44‬و‬
‫اندكی بعد وقتی از سلول بزرگ ‪ 3x4‬به مكانی با همین ابعاد به كنار سه نفر دیگر انتقال یافتم )سلو ‌‬
‫های ‪ 7‬نفر )و از جمله یك تبعه كویت( در یك سلول‬
‫‪ (54‬با موارد تلخ دیگری مواجه شدم؛ نگهداری سه هفت ‌‬
‫هدلیل کمی ‌ج‌ا امكان خوابیدن‪ ،‬استراحت و‬
‫یهای این شرایط بود؛ چنان كه ب ‌‬
‫انفرادی ‪ 2x3‬یکی از وجوه و سخت ‌‬
‫هصورت نوبتی )سه نفر در روز و چهار نفر در شب( و به شکل‬
‫دراز كشیدن وجود نداشت و افراد مجبور بودند ب ‌‬
‫كتابی بخوابند‪ .‬وضعیت غذا و بهداشت و نظافت و‪ ...‬هم كه جای خود دارد و نیازی به توضیح نیست‪ .‬این‬
‫یگفتند كه فعل" از بیان آن‬
‫یخود م ‌‬
‫تشدگان و متهمان نیز هركدام از موارد خاص شكنجه روحی و جسم ‌‬
‫بازداش ‌‬
‫مها و نقض حقوق بشر باشد‪ ،‬مثنوی چهل من كاغذ خواهد شد‪.‬‬
‫یگذرم؛ كه اگر قصد بر گفتن این ظلم ‌و ست ‌‬
‫م ‌‬
‫ههایی از آنچه را در حكومت عدل‬
‫هعنوان شاهد به دادگاه دعوت شوند و خود گوش ‌‬
‫یدهم كه این افراد ب ‌‬
‫ترجیح م ‌‬
‫نها رفته است‪ ،‬بیان دارند‪.‬‬
‫علی)ع( در زمان بازداشت و زندان بر آ ‌‬
‫تتر‬
‫شاید بیان یك مورد خانوادگی و چند اسم در اینجا كفایت كند‪ .‬از جمله زیست مشترک با قاچاقچیان‪ ،‬یا درس ‌‬
‫مسلول شدن با »جلیل‪.‬الف«‬
‫هویژه بازجویان نصیب من ‌كرد‪ ،‬ه ‌‬
‫بگویم متهمان به قاچاق‪ ،‬كه لطف زندانبانان ب ‌‬
‫های ‌امانتی را پذیرفته كه‬
‫بود‪ .‬او نیز اعتیاد داشت و ظاهرا" به طمع دریافت مقداری مواد خاص)شیره ناب( بست ‌‬

‫‪11‬‬

‫ههای‬
‫هعنوان اسلح ‌‬
‫ههای آن را بعدتر تلویزیون ب ‌‬
‫حهایی كه نمون ‌‬
‫حهای مرگبار وجود داشته است‪ .‬سل ‌‬
‫در آن سل ‌‬
‫هی دستگیرشدگان حوادث پس ازانتخابات‪ ،‬به نمایش گذارد‪.‬‬
‫مورد استفاد ‌‬
‫جلیل را در روستایی نزدیك كرمانشاه‪ ،‬در سحرگاه بعد از شب عروسی برادرش‪ ،‬همراه با پدر و دو برادرش‬
‫ههای سركوب مردم‪،‬‬
‫دستگیر كرده بودند‪ .‬یكی از برادرانش سپاهی بود و از جمله افرادی كه برای آموزش شیو ‌‬
‫شهای مبارزه با‬
‫هها قبل از ‪ 22‬خرداد به روسیه اعزام شده بود تا رو ‌‬
‫از جمله معترضان به نتیجه انتخابات‪ ،‬ما ‌‬
‫حهای كاری غیركشنده! را فراگیرد‪ .‬او را كه جمال )یا جلل( نام‬
‫مخالفان و معترضان را بیاموزد و كاربرد سل ‌‬
‫داشت و داماد آن مهمانی بوده در زمان بازداشت و بازجویی كتك زدند تا به جرم خود اعتراف كند‪ .‬وی كه به‬
‫پست و مقام خود غره بوده و انتظار اعمال شكنجه و خوردن كتك را از بازجو نداشته‪ ،‬دست به عمل‬
‫هصورت طرف مقابل كوبیده است‪ .‬بازجو كه بیم شكایت او را داشته‬
‫یجویانه و واكنشی زده و با مشت ب ‌‬
‫تلف ‌‬
‫ی ر‌زمی ‌خم شده و دیواری را که‬
‫بعد‪ ،‬دستمال خونی خود را به همراه میزی كه در اثر ضربه یك نیروی نظ‌ام ‌‬
‫صدمه دیده‪ ،‬به برادر او )متهم ردیف اول پرونده( نشان داده بود تا بگوید پیامد شكایت احتمالی چه خواهد بود‪.‬‬
‫این در شرایطی بوده كه جلیل را روزها از یك پا آویزان كرده و جهت اعتراف گرفتن با شلق خاص زده بودند تا‬
‫حها را از چه كسی گرفته و پدر و برادرانش شریك جرم او هستند! او نیز درد ترك اعتیاد را در‬
‫اعتراف كند سل ‌‬
‫های غیردردناك مصرف تریاك و شیره را در‬
‫هی درد ضربات وارده در زمان بازجویی فراموش كرده و به شیو ‌‬
‫سای ‌‬
‫زندان كنار گذارده است‪.‬‬
‫هی سوم میلدی‪ ،‬هنوز صاحبان قدرت در این‬
‫با کمال تأسف‪ ،‬سه دهه پس از پیروزی انقلب و در ابتدای هزار ‌‬
‫یکنند‪ ،‬و حاکمان به نقش ساختارهای اقتصادی و فرهنگی‬
‫دیار به معتاد به چشم یک »معلول« و »بیمار« نگاه نم ‌‬
‫یپردازند‪.‬‬
‫هی شوم نم ‌‬
‫و اجتماعی و حتی سیاسی در گسترش اعتیاد در کشور و افزایش شمار قربانیان این پدید ‌‬
‫یتواند سرک کشد_ که »چون به‬
‫یکشد _و نم ‌‬
‫و نیز کسی به »خلوت« و »اندرونی« صاحبان قدرت سرک نم ‌‬
‫یکنند؟!‪...‬‬
‫یروند«‪ ،‬چه م ‌‬
‫خلوت م ‌‬

‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫اگر اجازه دهید لیست بلند و بالیی از افرادی را كه من از اعمال شكنجه و ضرب وشتم در زمان دستگیری‪،‬‬
‫یتوانم در‬
‫هعنوان شاهد ارائه دهم‪ .‬حتی م ‌‬
‫نها طی یك سال گذشته آگاه هستم جهت حضار ب ‌‬
‫بازجویی و‪ ....‬آ ‌‬
‫اعلم علنی از این افراد بخواهم كه با دلیل و مدرك در جلسه آینده حضور یابند و در جایگاه شاهد قرار گیرند تا‬
‫هویژه در خصوص مقالتی چون »سرباز وطن«‪،‬‬
‫هعنوان اتهام من ب ‌‬
‫وقتی صحبت از مصادیق موارد اشاره ب ‌‬
‫تکار جنگی«‪» ،‬خون برشمشیر پیروز است«‪» ،‬معیار ومحك جنایت«‪» ،‬در مدح ائتلف یا اختلف«‪ ،‬و‪...‬‬
‫»جنای ‌‬
‫كسال اتفاق افتاده است فراتر از آن چیزی‬
‫نها بگویند كه چه برسرشان آمده و آنچه در این ی ‌‬
‫یآید‪ ،‬آ ‌‬
‫همیان م ‌‬
‫ب ‌‬
‫یتوان یافت؛‬
‫هاند‪ .‬در این دادگاه نیز شهودی را م ‌‬
‫است كه مردم درخصوص زندان كهریزك و‪ ....‬شنیده و خواند ‌‬
‫تالله طبرزدی‪ ،‬و‪....‬‬
‫دآبادی ‪ ،‬حشم ‌‬
‫افرادی چون داوود سلیمانی‪ ،‬مهدی محمودیان ‪ ،‬مسعود باستانی ‪ ،‬احمد زی ‌‬
‫یشهر به‬
‫ن رجای ‌‬
‫یتوان ایشان را از زندا ‌‬
‫یگذرانند و م ‌‬
‫نشان را م ‌‬
‫كه مدتی با بنده بودند و اكنون دوران زندا ‌‬
‫دادگاه خواند تا خود شهادت دهند كه چه بر آنها گذشته است‪.‬‬
‫حضار محترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫قالذكر برای این است كه بگویم و اثبات كنم كه پس از انتخابات هم‬
‫اصرار من در خصوص احضار شاهدان فو ‌‬
‫تکار‪.‬آنچه كه در خصوص زندان كهریزك‬
‫هگر داریم و هم جنای ‌‬
‫شكنجه صورت گرفته و هم جنایت‪ ،‬پس هم شكنج ‌‬
‫مطرح شد و احكامی كه اخیرا در مورد ‪ 12‬نفر صادر شد‪ ،‬چه بسا اگر كار مشابهی در اوین صورت می گرفت‬
‫حدی فراتر و احكامی سنگین تر در برداشت‪.‬‬
‫هام و در جای خود به آن خواهم پرداخت‪ .‬آنچه گفته و نوشته‬
‫های به این نكته اشاره كرد ‌‬
‫نگونه كه در مقال ‌‬
‫هما ‌‬
‫های از ماجراست و اگر قرار بر محاكمه و مجازات باشد‪ ،‬آن من نیستم كه مستحق‬
‫شده است تنها گوش ‌‬
‫قشان اعمال شود‪.‬‬
‫مجازاتم‪ ،‬بلكه دیگران هستند كه مجازات قانونی باید در ح ‌‬

‫‪12‬‬

‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای محترم هیأت منصفه‬
‫هنگاران مستقل‬
‫یها‪ ،‬نبود مطبوعات آزاد و روزنام ‌‬
‫به نظر من یکی از علل مهم این مسائل و مشکلت و نارسای ‌‬
‫ه بیان دیگر‪ ،‬تعطیل شدن باب ‌امر به معروف و نهی از منكر و نیز برخورد نامناسب حاكمان و‬
‫در كشور است‪ .‬ب ‌‬
‫تالله‬
‫هویژه كسانی كه به نقد ولیت فقیه و شخص آی ‌‬
‫حکومت با منتقدان و آمران به معروف و ناهیان از منكر‪ ،‬ب ‌‬
‫هعنوان متهم‪ ،‬بازداشت‬
‫هنگاران مستقلی که ب ‌‬
‫یپردازند‪ .‬منتقدان و روزنام ‌‬
‫های و جریان تحت رهبری ایشان م ‌‬
‫خامن ‌‬
‫یترین حقوق انسانی و قانونی‬
‫ههایشان از بدیه ‌‬
‫یگیرند و خود و خانواد ‌‬
‫یشوند و تحت شكنجه قرار م ‌‬
‫و زندانی م ‌‬
‫هنگاران با سرکوب و‬
‫یشد‪ ،‬اگر روزنام ‌‬
‫یشک اگر باب نقد و انتقاد مسدود و بسته نم ‌‬
‫یگردند‪ .‬ب ‌‬
‫محروم م ‌‬
‫یكردند‪ ،‬و اگر جلوی‬
‫ههای آزاد و مستقل را توقیف و تعطیل نم ‌‬
‫یشدند‪ ،‬اگر مطبوعات و رسان ‌‬
‫بازداشت مواجه نم ‌‬
‫هنشین‬
‫یكردند و آنان را با هزاران انگ و اتهام زندانی یا منزوی و خان ‌‬
‫فعالیت مخالفان قانونی را سد نم ‌‬
‫یچرخید‪.‬‬
‫های دیگر م ‌‬
‫هگون ‌‬
‫یكردند‪ ،‬چرخ امور جامعه ب ‌‬
‫نم ‌‬
‫یها و مشکلت ناشی از این است كه مبنای حكومت پیامبر اكرم)ص( ‌و امام علی)ع( كه در آن‬
‫تمام این کاست ‌‬
‫ههای‬
‫یبردند – كنار گذاشته شده و شیو ‌‬
‫یكه دست به اسلحه نم ‌‬
‫هاند – تا زمان ‌‬
‫مخالفان سیاسی آزادی كامل داشت ‌‬
‫نکه کسانی كه‬
‫یامیه و حاکمان اموی‪ ،‬خواسته یا ناخواسته برگزیده شده است‪ .‬قابل توجه آ ‌‬
‫هی بن ‌‬
‫مورد استفاد ‌‬
‫ههای حكومت علوی را معرفی و تبلیغ و متحقق كنند‪ ،‬ضد‬
‫یها جلوگیری كنند و الگوها وشیو ‌‬
‫یخواهند از كژ ‌‬
‫م ‌‬
‫لهای‬
‫ههای زندان و کنج سلو ‌‬
‫نظام معرفی می كنند ‪ ،‬دستگیر كرده‪ ،‬دستبد زده و به پشت دیوارهای بلند و میل ‌‬
‫ه می شوند‪.‬‬
‫انفرادی فرستاد ‌‬

‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫های از شیوه عملی پیامبر اكرم)ص( و ‌امام‬
‫جالبلغه بازگردم و گوش ‌‬
‫یخواهم بار دیگر به ذكر نكاتی از نه ‌‬
‫اجازه م ‌‬
‫هاند‪ ،‬بیان نمایم‪.‬‬
‫ههایی که مطرح كرد ‌‬
‫هاند و توج ‌‬
‫علی)ع( را در حکمرانی‪ ،‬و هشدارهایی كه داد ‌‬
‫یفرماید كه اسلم آمده است كه فرد مسلمان به شیوه ای تربیت شود‬
‫یدانیم كه حضرت محمد )ص( م ‌‬
‫همه م ‌‬
‫هی مسلمانی كه‬
‫تکم‪ ،‬اسلم و شیو ‌‬
‫كه در برابر حاكمان و صاحبان قدرت‪ ،‬موجودی الكن و زبون نباشد‪ .‬دس ‌‬
‫نکه در‬
‫نسل ما‪ ،‬پیش از انقلب آموخت چنین مضمون و محتوایی داشته و بر این گونه بوده است‪ .‬چنا ‌‬
‫یخواهد كه اگر به راه خطا رفت او را زنهار دهند و به راه‬
‫شهای موثق آمده است‪ ،‬یكی از خلفا از مردم م ‌‬
‫گزار ‌‬
‫یگوید‪» :‬اگر به راه كژ روی با همین شمشیر‬
‫یپروا_ م ‌‬
‫راست هدایت كنند؛ و یکی از اعراب در برابرش _ب ‌‬
‫یكنم‪«.‬‬
‫راستت م ‌‬
‫جالبلغه نیز ‌امیرالمومنین به كرات توصیه به رعایت ‌امر به معروف و نهی از منكر‬
‫از همین زاویه است كه در نه ‌‬
‫جالبلغه‬
‫یفرماید )صفحه ‪ 1264‬نه ‌‬
‫یدهد‪ .‬ایشان از جمله م ‌‬
‫یكند و شیوه ها و مراتب آن را مورد توجه قرار م ‌‬
‫م ‌‬
‫هی اعمال نیكو و جهاد در راه خدا در پیش ‌امر به معروف و نهی از منكر نیست مگر آب‬
‫ضالسلم(‪» :‬هم ‌‬
‫فی ‌‬
‫یباشد(؛ و ‌امر به معروف و‬
‫هامر به معروف و نهی از منكرم ‌‬
‫نانداختن در دریای پهناور )چون قوام اسلم ب ‌‬
‫دها ‌‬
‫یگرداند؛ و نیكوترین ‌امر به معروف و نهی از منكر‪ ،‬گفتن‬
‫یكند و روزی را گم نم ‌‬
‫نهی از منكر اجل را نزدیك نم ‌‬
‫ی دور کند ‌یا به خیر و نیكی‬
‫یك سخن حق و درست است نزد پادشاه ستمگر )كه آن سخن او را از ستم ‌‬
‫وادارد(‪«.‬‬
‫هویژه عدم رعایت »كلمه عدل عند ‌امام‬
‫از شرایط تعطیل شدن یا وارونه شدن نقد و انتقاد از حكومت و حاكم‪ ،‬ب ‌‬
‫نچنین‪ ،‬وضعی پیش‬
‫یریزد‪ .‬ای ‌‬
‫جائر«‪ ،‬نگفتن سخن حق و درست نزد پادشاه ستمگر است كه بنیان جامعه فر‌وم ‌‬
‫ضالسلم(‪» :‬روزگاری برای مردم خواهد‬
‫جالبلغه فی ‌‬
‫ه امام علی )ع( به آن اشاره دارد )صفحه ‪ 1132‬نه ‌‬
‫یآید ك ‌‬
‫م ‌‬
‫نچین نزد پادشاه؛ وزیر خوانده نشود‪ ،‬مگر بدكار دروغگو؛ و ناتوان‬
‫‌آمد كه در آن مقرب نیست‪ ،‬مگر سخ ‌‬
‫نشمارند مگر شخص باانصاف و درستكار را‪ .‬در آن زمان صدقه و انفاق در راه خدا را غرامت و تاوان )مالی كه‬
‫ینهند‪ ،‬و بندگی خدا را سبب فزونی‬
‫یشمارند‪ ،‬و صله رحم و آمد و شد با خویشان را منت م ‌‬
‫یدهند ( م ‌‬
‫با اكراه م ‌‬

‫‪13‬‬

‫یسرو پا( و‬
‫نهای ب ‌‬
‫نفرمایی( به مشورت و كنكاش با كنیزان )ز ‌‬
‫برمردم دانند! پس در آن هنگام پادشاه )در فرما ‌‬
‫هسراها )مردهای نالیق و پست( مشغول‬
‫هی خواج ‌‬
‫یتجربه( ‌واندیش ‌‬
‫حكمرانی كودكان )جوانان شهوتران ب ‌‬
‫یباشد‪«.‬‬
‫م ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‬
‫هها‪ ،‬علیم و الگوهای حكومت عدل علی و برخورد با‬
‫اجازه دهید در پایان این بخش در برابر مواردی كه نشان ‌‬
‫های را درخصوص حكومت غیرعادلنه كه برخوردی‬
‫جالبلغه نمون ‌‬
‫منتقدان و مخالفان سیاسی بیان شد‪ ،‬باز از نه ‌‬
‫ناصواب با منتقدان و مخالفان سیاسی دارد بیان کنم‪ .‬شاید مبنایی برای مقایسه و سنجش باشد‪ .‬از جمله‬
‫یتوان »سمند« را با »جمل« قیاس كرد و‬
‫هكار رفت‪ ،‬م ‌‬
‫های كه ب ‌‬
‫های كه در مورد من استفاده شد و وسیل ‌‬
‫شیو ‌‬
‫نهای ‌امروز« در زمان نقل و انتقال!‬
‫یهای ماشی ‌‬
‫»جهاز شتر« را با »صندل ‌‬
‫جالبلغه‬
‫جالبلغه در خصوص رفتار عثمان با ابوذر غفاری چنین آمده است)صفحات ‪ 403‬الی ‪ 406‬نه ‌‬
‫در نه ‌‬
‫ضالسلم(‪:‬‬
‫فی ‌‬
‫وذر به دلیل سخنانش و ‌امر به معروف و نهی از منكر عثمان در مدینه مورد خشم عثمان واقع شد‪ ،‬او‬
‫»چون اب ‌‬
‫نكه بود‬
‫را به شام تبعید نمود‪ .‬ابوذر در آنجا هم رفتارهای زشت او را به مردم اظهار داشته و او را چنا ‌‬
‫وذر را به او خبر فرستاد‪ .‬عثمان نوشت‪ ،‬به‬
‫یشناسانده‪ .‬معاویه كه از طرف عثمان والی شام بود رفتار اب ‌‬
‫م ‌‬
‫یجهازی سوار‬
‫های سواركرده به مدینه بازفرست‪ .‬معاویه او را برشتر ب ‌‬
‫هی من او را بر شتر برهن ‌‬
‫رسیدن نام ‌‬
‫نهای او ساییده شد‪ ...‬چون چشم عثمان به او افتاد‬
‫كرده روانه نمود و تا به مدینه برسد‪ ،‬پوست و گوشت را ‌‬
‫یدانی‪ ،‬من جندب نام داشتم‬
‫گفت‪ :‬ای جندب‪ ،‬خدا تو را به نعمت خود شاد مگرداند‪ .‬ابوذر گفت‪ :‬اسم مرا نم ‌‬
‫هی خود شنیده بود اظهار‬
‫ولی پیغمبر اكرم مرا عبدالله نامید و آن را اختیار نمودم‪ .‬عثمان آنچه از او دربار ‌‬
‫یامیه به سی‬
‫هی شما بن ‌‬
‫لخدا شنیدم كه چون طائف ‌‬
‫هام‪ ،‬ولیكن از رسو ‌‬
‫داشت‪ .‬ابوذر آنچه نگفته گفت من نگفت ‌‬
‫ناش را تباه گردانند‪ .‬پس از آن خدا‬
‫مرد برسد مال خدا را برای خود اختیار كرده و بندگان او را خوار و دی ‌‬
‫هاید؟ گفتند‪:‬‬
‫بندگانش را از دست ایشان برهاند‪ .‬عثمان از حضار مجلس پرسید‪ :‬شما این سخن را از پیغمبر شنید ‌‬
‫غگو نیستم‪ .‬پس) عثمان( كسی را به‬
‫یبندی؟ گفت‪ :‬من درو ‌‬
‫نه‪ .‬گفت‪ :‬ای جندب‪ ،‬وای بر تو به رسول خدا دروغ م ‌‬
‫هالسلم فرستاد‪ .‬آن حضرت تشریف آورد‪ .‬از آن بزرگوار پرسید‪ :‬چنین حدیثی‬
‫رالمومنین علی ‌‬
‫خدمت امی ‌‬
‫هام ولیكن شنیدم كه فرمود‪ :‬آسمان سایه نینداخت و زمین برنداشت صاحب‬
‫های؟ حضرت فرمود‪ :‬نشنید ‌‬
‫شنید ‌‬
‫وذر غفاری‪ .‬پس حضاری كه از اصحاب كه از اصحاب پیغمبر بودند گفتند‪ :‬ما این سخن را‬
‫های راستگوتر از اب ‌‬
‫درج ‌‬
‫هی این وضع كه‬
‫یگویید دربار ‌‬
‫هایم‪ ،‬ابوذر راستگوست‪ .‬عثمان رو به حضار كرد و گفت‪ :‬چه م ‌‬
‫از پیغمبر شنید ‌‬
‫نانداخته؛ آیا او را بزنم یا حبس كنم یا بكشم یا از مدینه بیرون نمایم؟‬
‫تفرقه و جدایی میان مسلمانا ‌‬
‫هی موسی به فرعون‬
‫یگویم‪ ،‬آنچه مومن آل فرعون دربار ‌‬
‫امیرالمومنین علی)ع( فرمود‪ :‬ای عثمان من به تو ‌م ‌‬
‫یدهد به‬
‫های از آنچه را كه خبر ‌م ‌‬
‫یگوید پار ‌‬
‫ش بر اوست و اگر راست م ‌‬
‫نا ‌‬
‫غگوست‪ ،‬كیفر دروغ گفت ‌‬
‫گفت‪ ،‬اگر درو ‌‬
‫یكند و رسوا نماید كسی را كه افراط كرده بسیار دروغ گوید)س ‪ ،40‬آیه‬
‫یرسد‪ ،‬زیرا خدا هدایت نم ‌‬
‫شما ‌م ‌‬
‫‪ .(28‬عثمان بعد از شنیدن این سخن به امام علی)ع( جسارت كرد‪ .‬حضرت هم پاسخ داده فرمود‪ ،‬ای عثمان چه‬
‫یگویی؟! این ابوذر كه حاضر است‪ ،‬دوست خاص رسول خداست‪ .‬عثمان رو به ابوذر آورد و گفت‪ :‬از شهر ما‬
‫‌م ‌‬
‫بیرون شو‪ .‬ابوذر گفت‪ :‬به خدا سوگند من هم میل ندارم در جوار تو باشم‪ .‬گفت‪ :‬به عراق برو و هرچه خواهی‬
‫آنجا توقف كن‪ .‬گفت‪ :‬هرجا كه بروم از گفتن سخن حق خودداری نخواهم كرد‪ .‬گفت‪ :‬كدام زمین را دشمن‬
‫یحجاز‬
‫داری؟ گفت‪ :‬ربذه كه در آنجا به غیر از دین اسلم بودم‪ .‬پس به مروان حكم فرمان داد تا او را به شتر ب ‌‬
‫سوار كنند‪ .‬و او در آنجا بود تا در سال هشتم ازخلفت عثمان وفات نمود‪ ...‬چون از مدینه خارج شد‬
‫نجعفر و عمار ابن یاسر برای وداع با او بیرون‬
‫امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین )ع( و عقیل و عبدالله اب ‌‬
‫رفتند‪ .‬امام)ع( او رادلداری داده و فرمود‪ :‬ای ابوذر تو برای )رضای خشنودی( خدا به خشم آمدی‪ ،‬پس امیدوار‬
‫باش به آنكه برای او خشنود شدی‪ .‬این قوم بر دنیای خود از تو ترسیدند و تو بر دین خود از آنان ترسیدی؛ پس‬
‫یترسی از‬
‫یترسند به دستشان ده ) از دنیای آنان چشم بپوش( و آنچه كه به آن ‌م ‌‬
‫آنچه كه برای آن از تو ‌م ‌‬
‫نها را منع نمودی ) از منكرات نهی كردی و در آن فواید‬
‫ایشان بگریز‪ ،‬چون بسیار نیازمندند به آنچه تو آ ‌‬

‫‪14‬‬

‫ینیازی از آنچه )دنیایی( كه تو را منع نمودند و زود‬
‫یشماری است كه همه به آن احتیاج دارند( و چه بسیار ب ‌‬
‫ب ‌‬
‫یبرد‪«.‬‬
‫است كه فردا )روز رستاخیز( بدانی سود از آن كیست و چه كسی رشك ‌م ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای محترم هیأت منصفه‪ ،‬حضار ارجمند‬
‫نها به نكاتی چند‬
‫مهای وارده شوم و در خصوص آ ‌‬
‫اجازه دهید در این بخش از دفاعیات مستقیما" وارد بحث اتها ‌‬
‫بپردازم‪:‬‬
‫هی دوم و نهایی تفهیم اتهام در تاریخ ‪22/9/88‬‬
‫هطور اجمالی بیان شد و در جلس ‌‬
‫نگونه كه پیش از این ب ‌‬
‫‪ .1‬هما ‌‬
‫به شرح صفحات ‪ 148‬لغایت ‪ 150‬پرونده بیان كردم‪ ،‬دو اتهام »فعالیت و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلمی« و‬
‫»توهین به مقام معظم رهبری« در واقع یك اتهام بیش نیست‪ ،‬چون موارد اعلم شده در خصوص نظام همان‬
‫دعلی‬
‫تالله سی ‌‬
‫هالملوك در ارتباط با آی ‌‬
‫هصورت امر به معروف و نهی از منكر و نصیح ‌‬
‫مواردی است كه در واقع ب ‌‬
‫یشود وجود ندارد‪ .‬كافی است‬
‫های بیان شده است و موارد خاصی كه به بحث تبلیغ علیه نظام مربوط ‌م ‌‬
‫خامن ‌‬
‫هعنوان مستندات پرونده ارائه داده است‪ ،‬انداخته‬
‫نگاهی به مواردی كه بازجو )كارشناس وزارت اطلعات( ب ‌‬
‫شود تا این موضوع مشخص گردد‪.‬‬
‫جالب اینجاست كه كارشناسان وزارت اطلعات و بازجویان اینجانب در خصوص اتهام دوم وقتی به موضوع‬
‫یرسند برخلف روش فوق به جزییات مطالب مورد استناد در ‪ 19‬مورد‬
‫توهین به مقام معظم رهبری ‌م ‌‬
‫یكنند‪.‬‬
‫یپردازند و تنها به ذکر عنوان مقالت و منبع و تاریخ آن بسنده نم ‌‬
‫‌م ‌‬
‫مهای فوق به همان شكل‬
‫یگردد و در كنار آن آدرس مطالب كه در اتها ‌‬
‫در این موارد استناد به شرح زیر بیان ‌م ‌‬
‫یشود‪.‬‬
‫عنوان شده است آورده ‌م ‌‬
‫نها هستند‪:‬‬
‫از جمله موارد مورد اشاره ای ‌‬
‫تکار جنگی‬
‫‪ (1-2‬انتساب حاكمیت استبدادی به رهبر معظم انقلب در مقاله سرباز وطن یا جنای ‌‬
‫تکار جنگی‬
‫تکار به رهبر معظم انقلب در مقاله سرباز وطن یا جنای ‌‬
‫‪ (2-2‬انتساب عبارت جنای ‌‬
‫تکار جنگی‬
‫تکارانه به رهبر معظم انقلب در مقاله سرباز وطن یا جنای ‌‬
‫‪ (3-2‬انتساب اعمال جنای ‌‬
‫تکار‬
‫تطلبی و صدور دستور وحشیانه به رهبر معظم انقلب در مقاله سرباز وطن یا جنای ‌‬
‫‪(4-2‬انتساب قدر ‌‬
‫جنگی‬
‫هعنوان نیروهای خشن ضربتی به رهبر معظم انقلب در مقاله‬
‫‪ (5-2‬اتهام استفاده از نیروهای كم سن و سال ب ‌‬
‫تکار جنگی‬
‫سرباز وطن یا جنای ‌‬
‫تکار جنگی‬
‫‪ (6-2‬مقایسه و تشبیه رهبر معظم انقلب به برخی دیكتاتورهای جهان در مقاله سرباز وطن یا جنای ‌‬
‫تکار جنگی‬
‫‪ (7-2‬انتساب الگوبرداری رهبر معظم انقلب از رژیم پهلوی در مقاله سرباز وطن یا جنای ‌‬
‫‪ (8-2‬ادعای انجام كودتا توسط نیروهای انتظ‌امی ‌و امنیتی و مورد پسند بودن آن از نظر رهبر معظم انقلب در‬
‫مقاله حاكمیت و اپوریسیون سی میلیونی‬
‫غگویی به حاكمیت و رهبر معظم انقلب در مقاله حاكمیت و اپوریسیون سی میلیونی‬
‫‪ (9-2‬انتساب درو ‌‬
‫‪ (10-2‬انتساب استبداد و دیكتاتوری و تشابه معظم له با محمدرضا پهلوی در مقاله خون بر شمشیر پیروز است‬
‫‪ (11-2‬انتساب انجام كودتای انتخاباتی و امریت شستشوی مغزی جوانان به رهبر معظم انقلب در مقاله معیققار‬
‫و محك جنایت‬
‫ههای ویژه و زایل شدن‬
‫هی ایشان در دادگا ‌‬
‫تکار جنگی به رهبر معظم انقلب‪ ،‬لزوم محاكم ‌‬
‫‪ ( 12-2‬انتساب جنای ‌‬
‫مشروعیت نظام در مقاله معیار و محك جنایت‬
‫‪ (13-2‬انتساب هدایت مسققتقیم انتخابققات و تهدیققد شققدن جریققان مخققالف توسققط رهققبر معظققم انقلب‪ ،‬مصققاحبه‬
‫رادیوفردا ‪29/3/88‬‬
‫هخاطر منافع شخصی مصاحبه بققا‬
‫‪ (14-2‬انتساب ساقط شدن رهبر معظم انقلب از عدالت و زیر پا گذاردن آن ب ‌‬
‫رادیو فردا ‪29/2/88‬‬
‫‪ (15-2‬انتساب انجام كودتای نرم و پیامدهای آن به رهبر معظم انقلب‪ ،‬مصاحبه با دویچه وله ‪29/3/88‬‬
‫‪ (16-2‬بیان زیر سئوال رفتن عدالت و مدیریت رهبر معظم انقلب‪ ،‬مصاحبه با دویچه وله ‪29/3/88‬‬

‫‪15‬‬

‫‪ (17-2‬مقایسه و تشبیه رهبر معظم انقلب با شاه و حكومت سابق‪ ،‬مصاحبه با دویچه وله ‪29/3/88‬‬
‫نلین ‪26/3/88‬‬
‫‪ (18-2‬ادعای دخالت رهبر در انتخابات در مقاله مدح ائتلف یا اختلف‪ ،‬سایت روز آ ‌‬
‫نلیققن‬
‫مطلبی به رهبر در مقققاله اسققتقبال جبهققه سققبز امیققد‪ ،‬سققایت روز آ ‌‬
‫‪ (19-2‬انتساب جبهه سیاه كودتا و اسل ‌‬
‫‪13/4/88‬‬
‫ریاست محترم دادگاه‬
‫مهای‬
‫یكنم كه در آن درخصوص اتها ‌‬
‫در این خصوص توجه شما را به صفحات ‪ 101‬لغایت ‪ 110‬پرونده نیز جلب ‌م ‌‬
‫تهای تبلیغی وجود داشته باشد‪ ،‬در ارنباط با جزییات‬
‫ههای مطالب اتهام فعالی ‌‬
‫وارده‪ ،‬بدون آنكه مستندات و برید ‌‬
‫یشود كه برای‬
‫شهایی از مقالت آورده ‌م ‌‬
‫لهایی از بخ ‌‬
‫لقو ‌‬
‫‪ 19‬بند فوق الذكر ‪ 9‬مورد تشریحی‪ ،‬با درج نق ‌‬
‫یكنم و در دفاعیات‬
‫نها خودداری م ‌‬
‫هی كلم و گرفتن وقت دادگاه‪ ،‬در این بخش از نقل آ ‌‬
‫جلوگیری از اطال ‌‬
‫نها خواهم پرداخت‪.‬‬
‫قها به آ ‌‬
‫درخصوص مصدا ‌‬
‫با توجه به این نكات درخواست دارم اتهام تبلیغ علیه نظام از دو اتهام مندرج در كیفرخواست حذف شود‪.‬‬
‫هصورت اجمالی به بحث نظام و تبلیغ علیه نظام نیز بپردازم و این مسئله را روشن كنم‬
‫نجا ب ‌‬
‫‪ -2‬جادارد كه همی ‌‬
‫لخواه‬
‫یشد قضاوت كرد كه این من و دوستان تحو ‌‬
‫های وجود داشت‪‌ ،‬م ‌‬
‫كه اگر معیار و محك درست و عادلن ‌‬
‫فهای وارده‬
‫هی نظام بودیم و اكنون درصدد جلوگیری از انحرا ‌‬
‫بام هستیم كه زمانی برپادارند ‌‬
‫حطل ‌‬
‫اصل ‌‬
‫لمی‬
‫نکه دیگرانی كه نقش چندانی در سرنگونی نظام شاهنشاهی و برپایی نظام جمهوری اس ‌‬
‫یباشیم یا ای ‌‬
‫‌م ‌‬
‫یدهد‪.‬‬
‫لشان به این مسائل قد نم ‌‬
‫هاند‪ ،‬اصول" سن و سا ‌‬
‫ثخوار آن شد ‌‬
‫‌نداشته و بسیاری از آنان كه اكنون میرا ‌‬
‫هایم كه در جنگ‬
‫در جهت حفظ و تثبیت همین نظام كه اكنون متهم به تبلیغ علیه آن هستیم‪ ،‬باز عمدتا" ما بود ‌‬
‫هایم‪.‬‬
‫تحمیلی شركت كرده و شهید و جانباز تقدیم انقلب و نظام كرد ‌‬
‫نگرایی و آن را میثاق ملت ایران بدانیم‪ ،‬باز این ماییم كه خواستار اجرای‬
‫و باز اگر قانون اساسی را ملك قانو ‌‬
‫نکه به یك یا دو اصل و بند خاص آن اکتفا کنیم‪ .‬و اگر بحثی در خصوص‬
‫كپارچه و تمام اصول آن هستیم‪ ،‬و نه آ ‌‬
‫ی ‌‬
‫ولیت فقیه داریم‪ ،‬عمل به اختیارات و وظایف مندرج درآن است‪ ،‬نه نگاه فراقانونی در جهت مخدوش كردن و‬
‫بلاثر كردن آن‪.‬‬
‫هی شعارهای »استقلل‪ ،‬آزادی‪ ،‬جمهوری اسلمی« و »نه شرقی‪ ،‬نه‬
‫اصول" باید توجه كنیم كه این انقلب برپای ‌‬
‫لمی« ‌چهار هدف اصلی‬
‫هریزی شده است‪ .‬در شعار »استقلل‪ ،‬آزادی‪ ،‬جمهوری اس ‌‬
‫لمی« ‌پای ‌‬
‫غربی‪ ،‬جمهوری اس ‌‬
‫لكنندگان انقلب و حامیان نظام جمهوری‬
‫استقلل‪ ،‬آزادی‪ ،‬جمهوریت و اسلمیت مورد توجه و عنایت استقبا ‌‬
‫نها در جهت حفظ و اجرای این شعارها و نیز برای‬
‫یشود تمام آ ‌‬
‫لمی ‌بوده است و اگر اكنون نقد و انتقادی م ‌‬
‫اس ‌‬
‫هعنوان میثاق ملت ایران به یك شیر بی‬
‫نها و تبدیل نشدن قانون اساسی ب ‌‬
‫جلوگیری از خالی كردن محتوای آ ‌‬
‫یال ودم شكم است‪.‬‬
‫هدف ما این است كه آزادی های مندرج در قانون اساسی‪ ،‬از جمله اصول فصل سوم كه به حقوق ملت‬
‫هصورت كامل اجرا شود و با نقض و زیر پا گذاردن اصول مترقی آن حقوق ملت ضایع نگردد و‬
‫اختصاص یافته‪ ،‬ب ‌‬
‫هی فراموشی سپرده نشود‪.‬‬
‫حقوق بشر و حقوق شهروندی به بوت ‌‬
‫یكنیم بلكه عاملن و آمران‬
‫لخواه نیستیم كه علیه نظام تبلیغ ‌م ‌‬
‫حطلب و تحو ‌‬
‫نر‌و‪ ،‬این من و دوستان اصل ‌‬
‫از ای ‌‬
‫یدهند »ملت‬
‫یگذارند و اجازه نم ‌‬
‫نها هستند كه اصل نوزدهم را زیر پا ‌م ‌‬
‫مهای تبلیغی علیه نظام آ ‌‬
‫اصلی اقدا ‌‬
‫نها سبب‬
‫ایران از هر قوم و فبیله ای هستند از حقوق مساوی برخوردار شوند« و رنگ‪ ،‬نژاد‪ ،‬زبان و مانند ای ‌‬
‫امتیاز نباشد‪.‬‬
‫یدهند »همه افراد ملت اعم از زن و مرد یكسان در حمایت قانون قرار گیرند« و‬
‫همین عده هستند كه اجازه نم ‌‬
‫لمی ‌برخوردار شوند )اصل‬
‫هی حقوق انسانی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اس ‌‬
‫از هم ‌‬
‫نها را به‬
‫یشوند و برخلف نص صریح قرآن‪ ،‬انسا ‌‬
‫های خاص‪ ،‬حق ویژه قائل ‌م ‌‬
‫بیستم(؛ بلكه برای قشر و طبق ‌‬
‫یدارند‪.‬‬
‫تالمال را از یك گروه دریغ داشته و به گروه دیگر هدیه و ارزانی ‌م ‌‬
‫یكنند و بی ‌‬
‫طوائف و شعب تقسیم ‌م ‌‬
‫حضار محترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬

‫‪16‬‬

‫مگرنه این است كه در اصل بیست و دوم قانون اساسی تصریح شده است‪» :‬حیثیت‪ ،‬جان و حقوق و مسكن و‬
‫كسالی كه گذشت این اصل در مورد ما منتقدان و معترضان‬
‫شغل اشخاص از تعرض مصون است«؟ آیا در این ی ‌‬
‫ههایمان اجرا و رعایت شده است؟ آیا ما برخلف اصل بیست و سوم قانون اساسی كه تاكید دارد‪:‬‬
‫و خانواد ‌‬
‫یتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد«‪،‬‬
‫چكس را نم ‌‬
‫»تفتیش عقاید ممنوع است و هی ‌‬
‫لهای انفرادی نگهداری نشده و شب و روز زیر فشارهای روحی و جسمی ‌نبودیم تا به جرم نكرده‬
‫هها در سلو ‌‬
‫ما ‌‬
‫همان صادر شود؟‬
‫نتری علی ‌‬
‫ههای بفرموده‪ ،‬احكام سنگی ‌‬
‫اعتراف و اقرار كنیم تا آنگاه در دادگا ‌‬
‫در خصوص پرونده اینجانب مگر جز این بود كه خواستند زیر فشارها اتهام شركت در اغتشاش و تشویق مردم‬
‫به اغتشاش را بپذیرم و حتی وقتی مجبور شدند این اتهام را حذف كنند‪ ،‬جرم امنیتی و قرار بازداشت سنگین و‬
‫لهای انفرادی حذف نشد تا تفتیش عقاید تداوم یابد؟‬
‫سلو ‌‬
‫یهای‬
‫اگر چنین روندی حاكم بشود چه دلیلی داشت كه من براساس صفحات ‪ 110‬الی ‪ 120‬پرونده در بازجوی ‌‬
‫یارتباط با اتهام وارده بنویسم ‪:‬‬
‫شهای ب ‌‬
‫مورخ ‪ 18/4/88‬و ‪ 20/4/88‬در پاسخ پرس ‌‬
‫لهایی كه در روز پنج شنبه ‪ 18/4/88‬مطرح شد نكاتی باید عرض شود‪:‬‬
‫»در ارتباط با سئوال فوق و دیگر سئوا ‌‬
‫نگونه موارد اصول" ارتباطی با اتهام منتسبه به اینجانب‪ ،‬یعنی شركت در اغتشاشات و تشویق مردم به‬
‫ای ‌‬
‫لهای جلسه پیش كه من اجازه دادم شما پیش بروید و تا حد تفتیش عقاید و پرس و جو در‬
‫اغتشاش ندارد‪ .‬سئوا ‌‬
‫متر یك حزب سیاسی و دبیر كل آن كه‬
‫تهای قانونی انتخاباتی بنده و از همه مه ‌‬
‫امور شخصی زندگی من‪ ،‬فعالی ‌‬
‫براساس قانون اساسی در انتخابات شركت كردند و طبیعتا" وزارت اطلعات مرجع رسیدگی به فعالیت آنان‬
‫ی كه موجب‬
‫یدهد كه شما به دلیل رفتار خشن‪ ،‬توام با ضرب و جرح و شكنجه جسم ‌‬
‫نیست‪ ،‬پیش رفت‪ ،‬نشان ‌م ‌‬
‫هام كه حتما" نگران وضع‬
‫ههایم شده و اكنون شكنجه روحی خانواد ‌‬
‫بدیدگی نقاطی از بدن و شكستگی دند ‌‬
‫ضر ‌‬
‫یآید تا مانع‬
‫تكشی به حساب نم ‌‬
‫یام در شرایط مصرف داروهای متعدد هستند‪ ،‬چیزی جز وق ‌‬
‫روحی و جسم ‌‬
‫هی پیشین من به پزشكی قانونی در‬
‫هی مراجع ‌‬
‫یهای لزم شوید‪ .‬سابق ‌‬
‫مراجعه من به پزشكی قانونی و پیگیر ‌‬
‫های لبد موجب این نگرانی شده است كه ارجاع من به پزشكی قانونی‬
‫خصوص شكایت علیه آقای محسنی اژ ‌‬
‫ههای سمت‬
‫تبعاتی برای وزارت متبوعه‪ ،‬دادستانی و دیگر نهادهایی كه در دستور ضرب و شتم و شكستن دند ‌‬
‫نرو‬
‫چپ و وارد آوردن ضربات به دیگر نقاط بدنم كه موجب كبودی شده است‪ ،‬به همراه داشته باشد‪ .‬از ای ‌‬
‫لهای انفرادی مانع انتشار‬
‫سهای غیرقانونی اینجانب و نگاه داشتن در شرایط اولیه و سلو ‌‬
‫سعی دارید با حب ‌‬
‫هها شوید‪«.‬‬
‫اخبار این شكنج ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫اصول متعدد دیگری از فصل سوم قانون اساسی از جمله‪ :‬اصل بیست و پنجم در خصوص استراق سمع‪ ،‬افشای‬
‫ن ایمیل و اس ام اس ( و سانسور؛ اصل بیست و ششم در خصوص آزادی‬
‫مخابراتی‪ ،‬تلگرافی و تلكس ) و اكنو ‌‬
‫یها‪ ،‬بدون حمل سلح؛‬
‫هی آزادی تشكیل اجتماعات و راهپیمای ‌‬
‫هها؛ اصل بیست و هفتم دربار ‌‬
‫فعالیت احزاب و گرو ‌‬
‫اصل بیست وهشتم‪ ،‬آزادی اختیار شغل دلخواه؛ اصل سی و دوم‪ ،‬اعمال ترتیبات قانونی در جریان دستگیری‪،‬‬
‫بازجویی و محاكمه؛ اصل سی و چهارم در مورد آزادی و حق مسلم دادخواهی آحاد ملت؛ اصل سی و پنجم‪ ،‬حق‬
‫داشتن وكیل؛ اصل سی و هشتم‪ ،‬ممنوعیت اعمال هرگونه شكنجه برای گرفتن اقرار یا غیر مجاز بودن كسب‬
‫اطلع و اجبار شخصی به شهادت‪ ،‬اقرار یا سوگند؛ اصل سی و نهم‪ ،‬ممنوعیت هتك حرمت و حیثیت افراد‬
‫نها تاكید دارند و مورد‬
‫لخواهان بر آ ‌‬
‫حطلبان و تحو ‌‬
‫دستگیر شده و بازداشتی؛ و‪ ...‬اصول متعددی هستند كه اصل ‌‬
‫یشود‪.‬‬
‫عنایت قرار نگرفته و حتی آشكارا برخلف آن عمل ‌م ‌‬
‫لهای صنفی و سیاسی همه در زیر‬
‫هعلوه ضرورت اعمال آزادی مطبوعات‪ ،‬احزاب و تشك ‌‬
‫تم‌امی ‌این موارد ب ‌‬
‫یگیرد كه با رعایت »دموكراسی« از طریق انتخابات آزاد و جلوگیری از استبداد‬
‫مجموعه شعار »آزادی« قرار ‌م ‌‬
‫یتوان علیه طرفداران این اصول و شعا‌رها‬
‫یبخشد‪ .‬آیا ‌م ‌‬
‫و رعایت »حقوق بشر« شعار »جمهوریت « را تحقق ‌م ‌‬
‫اتهام تبلیغ علیه نظام را مطرح کرد؟ یا در واقع متهمان اصلی آنانی هستند كه نه تنها به این شعارها باور قلبی‬
‫یكند‪ .‬این گروه‬
‫نها را زیر پا له ‌م ‌‬
‫ندارند بلكه در جایگاه حكومت و با استفاده از امکانات و ابزارهای قدرت‪ ،‬آ ‌‬
‫هجای اسلم مترقی مورد نظر مردم و بنیانگذار‬
‫یهای قانونی ب ‌‬
‫نهایی هستند كه با نقض حقوق بشر و آزاد ‌‬
‫هما ‌‬

‫‪17‬‬

‫ههای شیوخ عرب و‬
‫ینمایند و برای حفظ و تداوم قدرت‪ ،‬شیو ‌‬
‫ب‪ ،‬اسلم طالبانی را ترویج و تبلیغ ‌م ‌‬
‫فقید انقل ‌‬
‫یكنند‪.‬‬
‫حاكمان پیشین عراق و افغانستان را دنبال ‌م ‌‬
‫یفروشند _و تازه‬
‫آیا آنان كه استقلل كشور را در جهت كسب آرای موقت این یا آن كشور به ثمن بخس ‌م ‌‬
‫یكنند یا کسانی كه در‬
‫یشود_ از شعارهای انقلب دفاع ‌م ‌‬
‫قها ریخته نم ‌‬
‫همان آرا نیز به نفع ملت ایران در صندو ‌‬
‫تگران و كشاورزان‬
‫هی داخلی )اعم از صنع ‌‬
‫دوران زمامداری خود حاضر نیستند به قیمت ورشكستگی تولیدكنند ‌‬
‫و تجار ملی( كشور را از كالهای رنگارنگ وارداتی و اجناس بنجل پر كنند و به تولید ملی و صادرات حیاتی كشور‬
‫هی مبارزه با آمریكا‪ ،‬روسیه و‬
‫یگذارند بلكه به بهان ‌‬
‫ضربه بزنند؟ گروهی كه نه تنها »استقلل« كشور را زیر پا ‌م ‌‬
‫نچنین شعار محوری انقلب‪ ،‬یعنی »نه شرقی‪ ،‬نه‬
‫یكنند‪ ،‬و ای ‌‬
‫چین را بر اركان كشور و بازا‌رهای ایران مسلط ‌م ‌‬
‫یكنند‪.‬‬
‫هروز بیشتر نقض ‌م ‌‬
‫لمی« ‌را روز ب ‌‬
‫غربی‪ ،‬جمهوری اس ‌‬

‫حضار محترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫نگونه گفتار و كردار خود هرروز علیه نظام‬
‫شما قضاوت كنید كه چه اشخاصی حقیقی و حقوقی هستند كه با ای ‌‬
‫یكنند‪ .‬حال باید منتقدان آنان را به اعمال فعالیت تبلیغی علیه نظام متهم كرد؟‬
‫تبلیغ ‌م ‌‬
‫یخود در خصوص امر به معروف و نهی از منكر‪ ،‬و احیانا نصیحه‬
‫لم ‌‬
‫هی ملی و اس ‌‬
‫گروهی كه تنها به وظیف ‌‬
‫هكاری نیست؟ پس چگونه است كه به تصویر‬
‫هی آقایان‪ ،‬سیا ‌‬
‫یكنند‪ .‬آیا اعمال و رفتار ذکرشد ‌‬
‫الملوك‪ ،‬عمل ‌م ‌‬
‫یشود؟‬
‫هنمایی خوانده ‌م ‌‬
‫هزعم بازجویان اوین و مأموران وزارت اطلعات‪ ،‬سیا ‌‬
‫یها ب ‌‬
‫هكار ‌‬
‫كشیدن سیا ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‬
‫مشاهی و شریكان روی كار‬
‫هدف من از بیان این نكات تنها ذكر این مسئله بود كه ما برهم زنندگان نظم ست ‌‬
‫ننیت و در جهت حفظ نظام‬
‫یكنیم همه از روی حس ‌‬
‫یزنیم و نقدی ‌م ‌‬
‫لمی‪‌ ،‬اگر حرفی ‌م ‌‬
‫آمدن نظام جمهوری اس ‌‬
‫نکه در شرع نیز آمده است_‬
‫نرو در قضاوت و صدور حكم _چنا ‌‬
‫است‪ ،‬و نه در راستای تبلیغ علیه نظام؛ و از ای ‌‬
‫باید به نیت افراد توجه كرد؛ مگر جز این است كه »انما العمال بالنیات«؟‬
‫هام در چارچوب‬
‫یكنم كه آنچه من گفته و نوشت ‌‬
‫هی مهم جلب ‌م ‌‬
‫براین اساس است كه توجه دادگاه را به این نكت ‌‬
‫امر به معروف و نهی از منكر بوده است و لذا از لحاظ وجود عنصر قانونی‪ ،‬مادی و معنوی وقوع جرم‪،‬‬
‫موضوعیتی ندارد‪.‬‬
‫ریاست محترم دادگاه‬
‫هی كلم و با امید به این كه دفاعیات من باعث شده باشد دادگاه محترم اتهام »فعالیت‬
‫با عرض پوزش از اطال ‌‬
‫نها را در ذیل‬
‫تكم آ ‌‬
‫مهای مطروحه حذف کرده‪ ،‬و یا دس ‌‬
‫قالذكر از اتها ‌‬
‫تبلیغی علیه نظام« را با توجه به نكات فو ‌‬
‫اتهام دیگر یعنی »توهین علیه مقام معظم رهبری« گنجانده باشد‪ ،‬به بخش سوم دفاعیاتم در خصوص موارد‬
‫یپردازم‪.‬‬
‫ههای خود ‌م ‌‬
‫مورد استناد در خصوص این اتهام در مقالت و مصاحب ‌‬
‫هاند بیان‬
‫اجازه دهید این موارد را به ترتیبی كه در پرونده ذیل موارد ‪ 19‬گانه اجمالی یا ‪ 9‬گانه تشریحی آورد ‌‬
‫كنم‪.‬‬
‫ی به دلیل گذشت زمان وقوع مسائل و حوادث‬
‫یدانم كه بسیاری از موارد اته‌ام ‌‬
‫بیان این نكته را نیز ضروری ‌م ‌‬
‫شهایی از آمران و عاملن شكنجه و جنایت‪ ،‬پرونده قضایی‬
‫دیگر حتی در سطوح بالتر مطرح شده و برای بخ ‌‬
‫تشكیل گردیده و یا در كمیسیون امنیت ملی مجلس گزارش مشروحی تهیه و در سطوح عادی و محرمانه ارائه‬
‫یتواند حقانیت انتقادهای من به تخلفات یازیر پا گذاردن حقوق بشر را به‬
‫شده است‪ .‬این همه‪ ،‬خود به خود ‌م ‌‬
‫یتواند عاملی برای صدور حكم تبرئه باشد‪ .‬هرچند كه هم اكنون من بیش از‬
‫اثبات رساند؛ امری كه خود ‌م ‌‬
‫هام دریغ شده‬
‫یبرم و حتی از دادن یك روز مرخصی نیز در حق خود و خانواد ‌‬
‫كسال است كه در زندان بسر م ‌‬
‫ی ‌‬
‫یدهد كه اتهام من _براساس مستندات پرونده و با حذف دو اتهام اولیه و ثانویه‪ ،‬یعنی‬
‫است‪ .‬این در حالی رخ م ‌‬

‫‪18‬‬

‫شركت در اغتشاشات و تشویق مردم به اغتشاش و اجتماع و تبانی برای ارتكاب جرم علیه امنیت كشور_ تنها‬
‫یشدم‪.‬‬
‫هها پیش با قرار كفالت یا وثیقه آزاد ‌م ‌‬
‫اتهامی مطبوعاتی بوده و باید ما ‌‬
‫نهای‬
‫ی‪ ،‬بازداشتگاه و زندا ‌‬
‫یام در سلول انفراد ‌‬
‫هی من و نگاهدار ‌‬
‫مورد نقض قانونی دیگر در خصوص پروند ‌‬
‫یتوان در حد كف مجازات در زندان نگاه داشت‪.‬‬
‫مختلف ایران بوده است كه براساس قانون متهم را حداكثر ‌م ‌‬
‫نكه كف مجازات برای توهین به رهبری شش ماه و برای تبلیغ علیه نظام – حتی اگر امر بر حذف‬
‫با توجه با ای ‌‬
‫یتوانست بازداشتی نه ماهه)‪ 270‬روزه(را علیه من اعمال كند‪،‬‬
‫آن قرار نگیرد – سه ماه است‪ ،‬دادگاه حداكثر ‌م ‌‬
‫نهم بدون احتساب ضریب حبس انفرادی_ در حبس و بند و زندان‬
‫نکه تا امروز‪ ،‬یعنی حدود ‪ 380‬روز _آ ‌‬
‫و نه آ ‌‬
‫بسر برم‪.‬‬

‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫مها بپردازم‪.‬‬
‫یخواهم كه به مصادیق اتها ‌‬
‫بار دیگر اجازه ‌م ‌‬
‫تکاران‬
‫هی »سربازان وطن یا جنای ‌‬
‫در ‪ 19‬مورد اتهام توهین به مقام معظم رهبر‪ 7 ،‬مورد با استناد به مقال ‌‬
‫نلین مورخ ‪ 5/4/88‬به دادگاه ارائه شده است‪ .‬كارشناسان وزارت اطلعات‬
‫جنگی« مندرج در سایت روز آ ‌‬
‫تکار« یا انتساب »اعمال‬
‫معتقدند در این مطلب‪» ،‬توهین« به مقام رهبری از طریق انتساب »جنای ‌‬
‫هعنوان‬
‫تطلبی و صدور دستور وحشیانه « و استفاده از نیروهای كم سن و سال ب ‌‬
‫تکارانه« و انتساب »قدر ‌‬
‫جنای ‌‬
‫نیروهای خشن ضربتی‪ ،‬و مقایسه و تشبیه رهبر معظم انقلب به برخی دیكتاتورهای جهان و بالخره انتساب‬
‫مها در جایی دیگر كه‬
‫نها در اثبات این اتها ‌‬
‫الگوبرداری رهبر معظم انقلب از رژیم پهلوی صورت گرفته است‪ .‬آ ‌‬
‫هاند‪:‬‬
‫هاند‪ ،‬به دو پاراگراف مقاله )که در زیر آمده است( استناد كرد ‌‬
‫قالذكر را آورد ‌‬
‫شهایی از مقاله فو ‌‬
‫بخ ‌‬
‫»رهبر جمهوری اسلمی ثابت کرده است که برای چند روز زمامداری بیشتر و حکومت مستبدانه بر مردم‪ ،‬از‬
‫تهای بشر در جهان شرق و غرب‪ ،‬هر‬
‫های از جنای ‌‬
‫یگذرد‪ .‬اکنون شاهدیم که سیدعلی خامن ‌‬
‫هیچ راه و روشی نم ‌‬
‫یدفاع‬
‫تکاران معروف جهان را در کشتار مردم ب ‌‬
‫آنچه را که بدترین بوده است برگزیده و در این کار دست جنای ‌‬
‫یپرداخت و‬
‫های آنگاه كه ایشان به شعر و ادبیات و بزم وموسیقی ‌م ‌‬
‫از پشت بسته است‪) .‬از نگاه سیدعلی خامن ‌‬
‫حاش نكرده بود )ضرب و شتم ( غلط است و باید عبارت درست‬
‫نخواهانه مسل ‌‬
‫تطلبی به خشم خو ‌‬
‫هنوز قدر ‌‬
‫نرا صادر كرده است‪« (.‬‬
‫ضرب و جرح را بكار برد‪ ،‬روشی كه اكنون )دستور و شیوه وحشیانه ( آ ‌‬
‫و بخش منتخب دیگر این مقاله چنین است‪:‬‬
‫هعنوان نیروی خشن ضربتی هم از شاهکارهای‬
‫هی سیزده تا شانزده ساله ب ‌‬
‫هکارگیری نیروهای مسلح شد ‌‬
‫»ب ‌‬
‫نقدر خردسال‬
‫هاند و هنوز آ ‌‬
‫تطلبان شد ‌‬
‫هی دست قدر ‌‬
‫یگناهی که نادانسته بازیچ ‌‬
‫هی رهبر است‪ .‬جوانان ب ‌‬
‫بفرمود ‌‬
‫یکند و پولی که آخر شب‬
‫یشان ‌م ‌‬
‫یشوند‪ ،‬هدیه و جایزه ای چون کیک و ساندیس راض ‌‬
‫هستند که وقتی خسته ‌م ‌‬
‫یبرد‪ .‬این کار اوج رذالتی تاریخی‬
‫هی جنایت روزانه را از یادشان ‌م ‌‬
‫یگذارند‪ ،‬خاطر ‌‬
‫بشان ‌م ‌‬
‫یا آخر ماه در جی ‌‬
‫است که این روزها و گاه شباهنگام در ایران در حال اجراست‪ .‬روشی که دیکتاتورهای آفریقایی چون پل کاگامه‬
‫های خردسالن«‬
‫تکاران بالکان مانند میلوشوویچ در یوگسلوی سابق با تشکیل »ارتش حرف ‌‬
‫در رواندا و جنای ‌‬
‫یشان بکار بردند و رسوای عام و خاص شدند‪ .‬چه‬
‫های یا سرکوب مخالفان غیرنظ‌ام ‌‬
‫لکشی قبیل ‌‬
‫برای نس ‌‬
‫ههای تفنگ‬
‫تآمیز گل در لول ‌‬
‫یدانستم زمانی که در برابر نظامیان تا دندان مسلح شاه‪ ،‬برای انقلبی مسالم ‌‬
‫‌م ‌‬
‫هی توحیدی بود‪ ،‬دیگرانی چون‬
‫یطبق ‌‬
‫هی ب ‌‬
‫نهایی طلیی و ساختن جامع ‌‬
‫یخود درگیر آرما ‌‬
‫نمان ب ‌‬
‫یکاشتیم و ذه ‌‬
‫‌م ‌‬
‫شهای رژیم پهلوی بودند و کشف خطاهای آنان برای چند روز‬
‫های مشغول الگوبرداری از رو ‌‬
‫سیدعلی خامن ‌‬
‫حکومت بیشتر‪ ،‬درصورت رسیدن به قدرت بودند‪«.‬‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬

‫‪19‬‬

‫قالذكر برای مستند كردن ‪ 9‬مورد اتهام مندرج در كیفرخواست ‪ ،‬دو‬
‫ملحظه فرمودید كه كارشناسان فو ‌‬
‫یها را كامل" عوض كند و‬
‫هگیر ‌‬
‫یتواند معنا و مفهوم جملت و نتیج ‌‬
‫هاند كه ‌م ‌‬
‫پاراگراف بریده بریده را ارائه داد ‌‬
‫یخواهم در جهت روشن شدن مسئله و بی اثر ساختن و تصحیح‬
‫ههم بریزد‪ .‬اجازه ‌م ‌‬
‫صغرا و كبرای بحث را ب ‌‬
‫تتان تقدیم و توجه شما را‬
‫خطایای ناشی از تقطیع مطالب و بریده بریده كردن آن‪ ،‬كل مقاله را قرائت و خدم ‌‬
‫های جلب كنم ؛ كه یكی در جایگاه شخصیت حقوقی و دیگری شخصیت‬
‫به تفاوت كلی بحث رهبر و سیدعلی خامن ‌‬
‫یتواند از جانب مدعی العموم عرضه شود – هرچند كه مستنداتی ارائه دادم كه‬
‫حقیقی‪ ،‬یكی از لحاظ قضایی ‌م ‌‬
‫یداد برخلف شیوه زمانداری حضرت رسول )ص( و امیر المومنین )ع( است– دیگری نیاز به شاكی‬
‫نشان ‌م ‌‬
‫یكند‪ .‬اما متن کامل یادداشت مورد‬
‫نرا ناقص و طبیعتا" بلاثر ‌م ‌‬
‫حقیقی دارد كه پرونده جای آن خالی است و آ ‌‬
‫تکاران جنگی( چنین است‪:‬‬
‫استناد )سربازان وطن یا جنای ‌‬
‫»جوان که بودیم یکی از افتخارهای ما این بود که حکومتی خواهیم ساخت که اساس و بنیانش بر شعار »نه‬
‫شرقی و نه غربی« استواراست و نمادش »صلح و دوستی« و نشانه ی انسانیت شهروندانش پیروی از الگوی‬
‫حافظ برای زندگی‪:‬‬
‫با دوستان مروت با دشمنان مدارا‬

‫آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است‬

‫شباورانه بر این اعتقاد در سراشیبی حکومت طاغوت بودیم که پس از محمدرضا شاه کشوری‬
‫آن زمان خو ‌‬
‫خواهیم ساخت که در آن نظامیانش رفتاری انسانی خواهند داشت؛ نه سرباز و ژنرال اسیر دشمن را از روی‬
‫یدفاع قربانی خواهند کرد و نه در برابر خواست و اراده ی مردم خواهند ایستاد‪.‬‬
‫خشم برآمده از کشتار مردم ب ‌‬
‫تهای‬
‫درنتیجه نه چون سربازان آمریکایی ناجوانمردانه به اسرای ویتن‌امی ‌شلیک خواهند کرد و نه چون کمونیس ‌‬
‫پل پوت از پشت سر‪ ،‬تیر خلص به مغز مخالفان رهبران خویش خواهند زد‪.‬‬
‫یگذرد بیانگر آن‬
‫یجای این کشور ‌م ‌‬
‫اما آنچه این روزها‪ ،‬پس از گذشت سی سال از پیروزی آن انقلب‪ ،‬در جا ‌‬
‫است که آن رفتار انسانی تنها »آرزوی ما جوانان مسلمان« بود‪ ،‬چون »رهبر جمهوری اسلمی« ثابت کرده‬
‫یگذرد‪ .‬اکنون‬
‫است که برای چند روز زمامداری بیشتر و حکومت مستبدانه بر مردم‪ ،‬از هیچ راه و روشی نم ‌‬
‫تهای بشر در جهان شرق و غرب‪ ،‬هر آنچه را که بدترین بوده است‬
‫های از جنای ‌‬
‫شاهدیم که سیدعلی خامن ‌‬
‫تکاران معروف جهان را در کشتار مردم بی دفاع از پشت بسته است‪.‬‬
‫برگزیده و در این کار دست جنای ‌‬
‫یگذرد نیست‪،‬‬
‫شاهد زشتی و سختی ماجرا نیز تنها آنچه هر روز در کوچه و خیابان و کوی و برزن این مملکت ‌م ‌‬
‫مها یا ورای‬
‫تبا ‌‬
‫تکارانی که زبونانه بر پش ‌‬
‫کتیرانداز« هم هست‪ .‬جنای ‌‬
‫بلکه صدور فرمان استفاده از نیروهای »ت ‌‬
‫یروند تا هر روز شهدایی چون »ندا«ی‬
‫یدفاع ایرانی را نشانه ‌م ‌‬
‫هی جوانان ب ‌‬
‫یگیرند و سر و سین ‌‬
‫دیوارها سنگر ‌م ‌‬
‫هی بهشت زهرا کنند‪.‬‬
‫مظلوم‪ ،‬روان ‌‬
‫هی رهبری‪ ،‬بهره بردن از غیرنظامیان ناآگاهی هم هست که در برابر چشم مردم و دوربین‬
‫شاهد جنایت روزان ‌‬
‫یریزند و پس از ضرب و شتم‬
‫های و آماتور‪ ،‬وحشیانه بر سر مخالفان غیرمسلح ‌م ‌‬
‫هنگاران حرف ‌‬
‫روزنام ‌‬
‫حطلبان‬
‫نبستی تیر خلص به مغز اصل ‌‬
‫یکنند و در زیر درختی یا کوچه ی ب ‌‬
‫دستگیرشدگان‪ ،‬جنایت خود را تکمیل ‌م ‌‬
‫یپرداخت و‬
‫نگاه که ایشان به شعر و ادبیات و بزم و موسیقی ‌م ‌‬
‫های آ ‌‬
‫یکنند‪) .‬البته از نگاه سیدعلی خامن ‌‬
‫خالی ‌م ‌‬
‫نخواهانه مسلح اش نکرده بود‪» ،‬ضرب و شتم« غلط است و باید عبارت درست‬
‫تطلبی به خشم خو ‌‬
‫هنوز قدر ‌‬
‫هی آن را صادر کرده است‪(.‬‬
‫هی وحشیان ‌‬
‫»ضرب و جرح« را بکار برد ق روشی که اکنون دستور شیو ‌‬
‫یشود‪ .‬اکنون‬
‫هریزی شده انجام ‌م ‌‬
‫هعنوان یک روش برنام ‌‬
‫هتر از همه‪ ،‬اقد‌امی ‌است که در روزهای اخیر ب ‌‬
‫وقیحان ‌‬
‫نگاه که »تئوری توطئه« را بافتند و‬
‫هاند‪ -‬آ ‌‬
‫لها پیش ریخت ‌‬
‫هی این روزها را سا ‌‬
‫فاش شده است که برنام ‌‬
‫»براندازی نرم« را ساختند تا روزی که رأی مردم را به سطل زباله ریختند و انتصاب را جایگزین انتخاب کردند‪،‬‬
‫هنشین سازند‪.‬‬
‫لخواه را ساکت و آرام کرده و خان ‌‬
‫قطلب و تحو ‌‬
‫تا مردم ح ‌‬
‫هعنوان نیروی خشن ضربتی هم از شاهکارهای‬
‫هی سیزده تا شانزده ساله ب ‌‬
‫هکارگیری نیروهای مسلح شد ‌‬
‫ب ‌‬
‫نقدر خردسال‬
‫هاند و هنوز آ ‌‬
‫تطلبان شد ‌‬
‫هی دست قدر ‌‬
‫یگناهی که نادانسته بازیچ ‌‬
‫هی رهبر است‪ .‬جوانان ب ‌‬
‫بفرمود ‌‬
‫یکند و پولی که آخر شب‬
‫یشان ‌م ‌‬
‫های چون کیک و ساندیس راض ‌‬
‫یشوند‪ ،‬هدیه و جایز ‌‬
‫هستند که وقتی خسته ‌م ‌‬
‫یبرد‪ .‬این کار اوج رذالتی تاریخی‬
‫هی جنایت روزانه را از یادشان ‌م ‌‬
‫یگذارند‪ ،‬خاطر ‌‬
‫بشان ‌م ‌‬
‫یا آخر ماه در جی ‌‬
‫است که این روزها و گاه شباهنگام در ایران در حال اجراست‪ .‬روشی که دیکتاتورهای آفریقایی چون پل کاگامه‬

‫‪20‬‬

‫های خردسالن«‬
‫تکاران بالکان مانند میلوشوویچ در یوگسلوی سابق با تشکیل »ارتش حرف ‌‬
‫در رواندا و جنای ‌‬
‫هکار بردند و رسوای عام و خاص شدند‪.‬‬
‫یشان ب ‌‬
‫های یا سرکوب مخالفان غیرنظ‌ام ‌‬
‫برای نسل کشی قبیل ‌‬
‫نالمللی جنایات جنگی را فراموش‬
‫ههای بی ‌‬
‫هاند که برگزاری دادگا ‌‬
‫محافظ ‌‬
‫تکاران و حامیانشان چه ک ‌‬
‫این جنای ‌‬
‫یبینند‪.‬‬
‫تکارانی چون صدام حسین را نم ‌‬
‫یکنند و چه کوردل هستند که عاقبت جنای ‌‬
‫م ‌‬
‫نآباد‪،‬‬
‫لها در چند اردوگاه ویژه سپاه چون اردوگاه حس ‌‬
‫یگناهی را که سا ‌‬
‫اکنون روشن شده است که آن جوانان ب ‌‬
‫نها مخفیانه‬
‫یکردند‪ .‬آ ‌‬
‫یدادند با چه هدفی گردآوری ‌م ‌‬
‫در مسیر تهران ‪ -‬قم آموزش نظ‌امی ‌و ضد چریک شهری ‌م ‌‬
‫هاند‪.‬‬
‫یآورد ‌‬
‫یسرپرست را به ازای لقمه نانی چون گلدیاتورها بار ‌م ‌‬
‫یگناه مردم فقیر یا فرزندان ب ‌‬
‫ههای ب ‌‬
‫بچ ‌‬
‫هی دستگیری جوانان‬
‫یدهد به بهان ‌‬
‫نها اجازه ‌م ‌‬
‫یبه آ ‌‬
‫یهای نظ‌ام ‌‬
‫توشوی مغزی و باز ‌‬
‫نظامیان کوچکی که شس ‌‬
‫معترض بدون تفکر به منزل و دفتر کار مردم بریزند و دستگیرشدگان را زیر مشت و لگد بگیرند و خانه و‬
‫ندوستی نداشته و ندارند وحشیانه تخریب کرده و به آتش بکشند‪.‬‬
‫هی ملت را که گناهی جز انسا ‌‬
‫کاشان ‌‬
‫یگفت‪ ،‬این بود آن‬
‫ههای دوران انقلب را برای من فرستاده بود و به طعنه ‌م ‌‬
‫های از روزنام ‌‬
‫دوستی دیشب تک ‌‬
‫یدادید؟ و این بود آن‬
‫هاش را به ملت ‌م ‌‬
‫یزدید؟ این بود آن نظام انسانی که وعد ‌‬
‫اسلم نابی که از آن دم ‌م ‌‬
‫هی آنان را پاسداری از وطن در برابر دشمن و نگاهبانی از جان و مال و ناموس‬
‫های که وظیف ‌‬
‫سربازان نمون ‌‬
‫یکردید؟!‬
‫مردم ایران اعلم ‌م ‌‬
‫یدانستم‬
‫یشود؟ چه ‌م ‌‬
‫ضاش دارد هر روز در کشور اثبات ‌م ‌‬
‫یتوانستم در برابر این سخن حق بگویم که نقی ‌‬
‫چه ‌م ‌‬
‫هنگاران در مقابل‬
‫که آن روزها ‪ -‬در سراشیبی حکومت طاغوت در دی ماه سال ‪ - 57‬وقتی که روزنام ‌‬
‫یسرودند‪» :‬نزن سرباز!‪ /‬تو سربازی‪،‬‬
‫یزدند که »نزن‪ ،‬سرباز‪ «...‬یا شعرا ‌م ‌‬
‫یگری گارد جاویدان تیتر ‌م ‌‬
‫وحش ‌‬
‫یسازی؟‪ /‬از آن دوست یا‬
‫یبازی؟‪ /‬ره الله یا راه اهریمن؟‪ /‬کدامین سینه را آماج ‌م ‌‬
‫ولی سر در کدامین راه ‌م ‌‬
‫هگر جنایت حاکمان به ظاهر مسلمان‬
‫دشمن؟‪ /‬من و تو‪ ،‬هر دو مسلمان‪ ،‬هر دو انسان‪ ،‬هر دو سربازیم‪ «...‬نظار ‌‬
‫در تیرماه سال ‪ 88‬نیز خواهیم بود!‬
‫ههای تفنگ‬
‫تآمیز گل در لول ‌‬
‫یدانستم زمانی که در برابر نظامیان تا دندان مسلح شاه‪ ،‬برای انقلبی مسالم ‌‬
‫چه ‌م ‌‬
‫یطبقه توحیدی بود‪ ،‬دیگرانی چون‬
‫هی ب ‌‬
‫نهایی طلیی و ساختن جامع ‌‬
‫یخود درگیر آرما ‌‬
‫نمان ب ‌‬
‫یکاشتیم و ذه ‌‬
‫‌م ‌‬
‫شهای رژیم پهلوی بودند و کشف خطاهای آنان برای چند روز‬
‫های مشغول الگوبرداری از رو ‌‬
‫سیدعلی خامن ‌‬
‫حکومت بیشتر‪ ،‬درصورت رسیدن به قدرت‪.‬‬
‫یدانستم فرزندان ما سی سال بعد‪ ،‬در دورانی چون امروز‪ ،‬قربانیان جنایت اینانی خواهند شد که اسلم و‬
‫چه ‌م ‌‬
‫هاند و نوجوانان ناآگاه را مسلح کرده و به جان‬
‫هجویی خود کرد ‌‬
‫تطلبی و سلط ‌‬
‫هی قدر ‌‬
‫مسلمانی را بازیچ ‌‬
‫هاند‪«.‬‬
‫شانداخت ‌‬
‫هموطنان خوی ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای محترم هیأت منصفه‬
‫تکار جنگی« ابتدا یك جامعه تراز نوین ‌و ایمانی كه‬
‫چنانچه ملحظه ‌فرمودید در مقاله »سرباز وطن یا جنای ‌‬
‫تکارانه امپریالیسم آمریكا‬
‫ههای نظام شاهنشاهی و در تضاد با روشهای جنای ‌‬
‫براساس اصول اسلم برروی ویران ‌‬
‫یكه در آن سرباز ایرانی مسلمان »رفتارهای انسانی« دارد كه نه سرباز و‬
‫ساخته شده ارائه گردیده است‪ .‬نظ‌ام ‌‬
‫ژنرال اسیر را از روی خشم برآمده از كشتار مردم بی دفاع قربانی خواهند كرد و نه در برابر خواست و اراده‬
‫مردم خواهند ایستاد‪ .‬الگویی كه در تضاد با رفتار سربازان آمریكایی است كه در جنگ ویتنام به اسرای جنگی‬
‫تها و پل پوت از پشت سر تیر خلص به مغز مخالفان رهبران خویش خالی‬
‫یكردند یا چون كمونیس ‌‬
‫شلیك ‌م ‌‬
‫ینمودند‪.‬‬
‫‌م ‌‬
‫حضار محترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫یپروراند‪ ،‬بعد از‬
‫یتوانید تصور كنید جوانی كه سی ‌واندی سال پیش چنین جامعه آرمانی را در سر ‌م ‌‬
‫هخوبی م ‌‬
‫ب ‌‬
‫یشود كه نظامیان تا دندان مسلح كشورش كه برای‬
‫كباره با این واقعیت مواجه ‌م ‌‬
‫یك انتخابات قانونی به ی ‌‬
‫سهای گوناگون و با‬
‫هاند در لبا ‌‬
‫ههای ویژه دیده و حتی به كشور روسیه اعزام شد ‌‬
‫برخورد با نارضایتی مردم دور ‌‬
‫یدهند »رأی مرا پس بدهید« و‬
‫نهم در برابر شهروندانی ‌كه روزها شعار ‌م ‌‬
‫ابزار مختلف در برابر مردم ایستند؛ آ ‌‬

‫‪21‬‬

‫مها فریاد »الله اكبر«شان بلند است‪ .‬چنین شهروندانی به خاك و خون ‌کشیده‬
‫بها بربا ‌‬
‫»رأی من کجاست« و ش ‌‬
‫یگردند‪.‬‬
‫نهای مختلف منتقل م ‌‬
‫هها و زندا ‌‬
‫یشوند یا با ضرب و جرح و شكنجه به بازداشتگا ‌‬
‫م ‌‬
‫تجمهوری دهم گذشته بود و هنوز‬
‫های از برگزاری انتخابات ریاس ‌‬
‫هنگامی كه من این مقاله را نوشتم تنها دو هفت ‌‬
‫این همه عكس و خبر و نام و نشانی و حتی آدرس گور شهدا منتشر نگردیده و هنوز عمق فاجعه افشا نشده‬
‫هعنوان یك‬
‫ههایی چون كهریزك چه بلهایی بر سر دستگیرشدگان ‌آمده است‪ .‬و هنوز خودم ب ‌‬
‫بود که در بازداشتگا ‌‬
‫های نداشتم‪ .‬اما حال چطور؟ آیا كسی هست كه‬
‫نمونه و مدرك زنده از وجود ضرب وجرح و شكنجه‪ ،‬چنین تجرب ‌‬
‫منكر این مسائل شود؛ این كه در جریان مقابله با حركت اعتراضی مردم _كه اكثر قریب به اتفاق موارد حركت‬
‫تکار جنگی یا‬
‫هاند‪ ،‬چون »جنای ‌‬
‫تآمیز بوده است_ آن گروه از سربازان وطن كه منظور من بود ‌‬
‫معترضان مسالم ‌‬
‫تهایی كه در وزارت كشور ثبت شد و‬
‫د؟ گزارش كمیسیون امنیت ملی مجلس‪ ،‬شكای ‌‬
‫هان ‌‬
‫هگر« عمل نكرد ‌‬
‫شكنج ‌‬
‫ههایی كه برای نظامیان متخلف ثبت شد و احك‌امی ‌كه برای‬
‫ههایی كه پرداخت گردید و پروند ‌‬
‫تها و دی ‌‬
‫غرام ‌‬
‫بخشی از آنان در پرونده كوی دانشگاه و كهریزك صادر شد آیا دلیلی براثبات مدعای من و حقانیت این مباحث‬
‫تهای مرا تصدیق خواهید كرد‪.‬‬
‫ت؟ حتما" صحب ‌‬
‫نیس ‌‬
‫بگر‪ ،‬خودسرانه عمل كرده است؟ آیا نظامیان و جوانان و‬
‫این پرسش مطرح است كه آیا این جریان سرکو ‌‬
‫هاند‬
‫هاند و با مردم برخورد كرد ‌‬
‫نها آمد ‌‬
‫هخود به خیابا ‌‬
‫هصورت خودجوش و خود ب ‌‬
‫یپوش ب ‌‬
‫نوجوانان خردسال شخص ‌‬
‫یها و فرماندهانشان براساس نظم و قانون‬
‫هاند؟ این نظامیان و بسیج ‌‬
‫مهای مافوق خود دستور گرفت ‌‬
‫یا ازمقا ‌‬
‫هاند؟‬
‫ایران زیر نظر مستقیم چه كسی قرار دارند و از چه مقام و شخصیتی دستور تیر یا اعمال شكنجه گرفت ‌‬
‫هی رهبری زیر سئوال‬
‫نگونه باشد نقش و وظیف ‌‬
‫هاند‪ ،‬اگر ای ‌‬
‫یدانم كسی بگوید آنان خودسرانه عمل كرد ‌‬
‫بعید ‌م ‌‬
‫کصد و یازده قانون اساسی مستندی‬
‫خواهد رفت و تدبیر و مدیریت او مخدوش خواهد شد كه براساس اصل ی ‌‬
‫بر »ناتوانی رهبر« و ضرورت »بركناركردن« اوست‪ .‬واگر این اعمال خودسرانه نبوده و دستور از »بال«‬
‫یاش چنین دستوری را جهت حفظ‬
‫رسیده است و فرمانده كل قوا‪ ،‬باید گفت که رهبر در جایگاه و طبیعت شخص ‌‬
‫نکه چنین الگو و رفتاری را _كه مشابه اقدامات رژیم پهلوی و دیكتاتوری تاریخ است_‬
‫قدرت صادر کرده یا ای ‌‬
‫یشد روشی را برگزید كه چنین‬
‫یشود که آیا نم ‌‬
‫نصورت این پرسش مطرح ‌م ‌‬
‫ضروری تشخیص داده است‪ .‬در ای ‌‬
‫یتر و‬
‫یشد رفتار و كردار انسان ‌‬
‫یرسد كه بسیاری با من هم نظر هستند كه م ‌‬
‫هنظر ‌م ‌‬
‫تبعاتی نداشته باشد؟ ب ‌‬
‫نها اختیار كرد كه پیامدش كشتار كمتر و ضرب و جرح و شكنجه محدودتر و‬
‫نها و زندا ‌‬
‫یتری را در خیابا ‌‬
‫لم ‌‬
‫اس ‌‬
‫یتدبیری و نبود مدیریت مناسب نیست؟‬
‫حتی تا حد صفر باشد‪ .‬اگرچنین روشی برگزیده نشده‪ ،‬آیا ناشی از ب ‌‬
‫تهای سیاسی و مذهبی ایران )از مراجع و علمای‬
‫مها و شخصی ‌‬
‫روشی كه موجب شده اكثر قریب به اتفاق مقا ‌‬
‫دینی گرفته تا روسای جمهور و مقامات ارشد سابق کشور و از وکل و حقوقدانان و اساتید دانشگاه گرفته تا‬
‫های برآن اصرار بورزد‪.‬‬
‫تالله خامن ‌‬
‫مهای قضایی و‪ (...‬با آن مخالفت كنند اما آی ‌‬
‫مقا ‌‬
‫آیا بهتر آن نیست كه در جهت حفظ نظام و آبروی آن و برای رد و نفی جنایت و شكنجه در »اسلم« و »نظام‬
‫مها نه از جانب »رهبر نظام«‪ ،‬بلكه از جانب »یك فرد«‬
‫جمهوری اسلمی« بپذیریم و اعلم كنیم كه این تصمی ‌‬
‫هی انقلب و الگوی مردم انقلبی عدول كرده است‪.‬‬
‫اتخاذ شده كه از اصول اولی ‌‬
‫هاید هدف اصلی مقاله این بوده است كه مقصر اصلی فردی خاص معرفی‬
‫تصور من این است كه متوجه شد ‌‬
‫هها صادر گردد و از پیامدهای‬
‫هه‌ای بازداشتگا ‌‬
‫شود تا حكم برائت نظام درخصوص كشتارهای خیابانی‪ ،‬شكنج ‌‬
‫هعمل آید‪ .‬به این دلیل است كه كه وقتی برخی از دوستان به انتقاد‬
‫نالمللی آن جلوگیری ب ‌‬
‫های و بی ‌‬
‫داخلی‪ ،‬منطق ‌‬
‫هی »معیار و محك‬
‫از من پرداختند‪ ،‬در جهت تبین نگاه اسلم و معیارهایی كه براساس آن انقلب شد‪ ،‬مقال ‌‬
‫یدانم چرا عده ای بیش ا‌زاندازه اصرار دارند که‬
‫جنایت« را در تاریخ ‪ 7/4/88‬نگاشتم و در آن تاكید كردم‪» :‬نم ‌‬
‫هگیری کنند و برای آن معیارهای کمی ‌و کیفی بیابند‪ ،‬در حالی که »شکنجه« یا »جنایت« در هر‬
‫»جنایت« را ‌انداز ‌‬
‫یشوند‬
‫هی ننگی بر دامان بشریت محسوب م ‌‬
‫های که باشند‪» ،‬شکنجه« و »جنایت« هستند و هر دو لک ‌‬
‫حد ‌وانداز ‌‬
‫تاند‪.‬‬
‫تکاران نیز در هر جایگاهی مستوجب سرزنش و مجازا ‌‬
‫و جنای ‌‬
‫تتر است‪ ،‬چون آنان به استناد آیاتی از‬
‫ی دارند راح ‌‬
‫لم ‌‬
‫هویژه آنان که مطالعاتی اس ‌‬
‫پاسخ شهروندان ایرانی‪ ،‬ب ‌‬
‫یپذیرد‪ ،‬از‬
‫یپذیرند که جنایاتی سازمان داده شده در جریان است که »نفس« آن را اسلم نم ‌‬
‫نتر ‌م ‌‬
‫قرآن آسا ‌‬
‫جمله این آیه را‪» :‬کشتن یک انسان مانند کشتن کل بشریت است‪ «.‬اما کار سخت و دشوار‪ ،‬راضی کردن‬

‫‪22‬‬

‫هنگاران است‪ ،‬زیرا آنان ظاهرا" منتظرند‬
‫نالمللی تخصصی و روزنام ‌‬
‫تاندرکاران نهادهای بی ‌‬
‫هویژه دس ‌‬
‫یها ب ‌‬
‫خارج ‌‬
‫تا ابعاد جنایت چنان گسترش یابد تا با محک و معیار خود آن را »جنایت علیه بشریت« یا »شکنجه جسمی ‌و‬
‫روحی« بنامند‪.‬‬
‫تجویانه چون »ندا«ی مظلوم را باید زیر خاک‬
‫ضهای مسالم ‌‬
‫یجان چند صد طرفدار اعترا ‌‬
‫مگر ایرانیان جسد ب ‌‬
‫نجا وقتی که جسد شهید را‬
‫نجا هم چون ای ‌‬
‫نجا جنایتی در جریان است؟ مگر در آ ‌‬
‫بسپارند تا دنیا باور کند که ای ‌‬
‫یشود »شما که در رادیو و‬
‫نها گفته ‌م ‌‬
‫یکنند و وقتی به آ ‌‬
‫تحویل دادند غرامت چهل میلیون ریالی دریافت ‌م ‌‬
‫نها را به‬
‫هی آ ‌‬
‫هاند‪ ،‬پس چرا باید پول گلول ‌‬
‫هایم و عوامل خارجی کشت ‌‬
‫نها را ما نکشت ‌‬
‫یگویید ای ‌‬
‫تلویزیون خود ‌م ‌‬
‫یگویند‪» :‬خفه شو‪ ،‬این غلط ها به تو نیامده است‪ «.‬تازه‬
‫ینگرند و ‌م ‌‬
‫شما بدهیم؟«‪ ،‬خیره و مات به چشمانت ‌م ‌‬
‫سهای حامل عزاداران تا بهشت زهرا چند‬
‫یگیرند و در اتوبو ‌‬
‫ههای شهدا را ‌م ‌‬
‫نجا جلوی عزاداری خانواد ‌‬
‫مگر در آ ‌‬
‫متان را زودتر تمام کنید‪«.‬‬
‫یزنند‪» :‬ساکت باشید و مراس ‌‬
‫ینشانند و بر سر قبر شهید دائم فریاد ‌م ‌‬
‫مامور ‌م ‌‬
‫پاسخ من به این دوستان همچنین این بود که چه تعداد پیکر آش و لش شده و سرخ و کبود جوانان را باید جلوی‬
‫یزنند‪ ،‬خود‬
‫نهای ابوغریب و گوانتانامو ‌م ‌‬
‫دوربین قرار داد تا جهانیان دریابند که آنانی که دم از شکنجه در زندا ‌‬
‫تشدگان را _حتی اگر رهگذری بیش نباشند_ از محل‬
‫هاند‪ .‬آنان بازداش ‌‬
‫ینظیر تبدیل شد ‌‬
‫هگرانی ب ‌‬
‫اکنون به شکنج ‌‬
‫یزنند و به‬
‫کشان ‌م ‌‬
‫یبرند و تا حد مرگ کت ‌‬
‫نهای ناشناخته ‌م ‌‬
‫ضآمیز با ضرب و شتم به مکا ‌‬
‫عهای اعترا ‌‬
‫تجم ‌‬
‫یکنند‪.‬‬
‫هشان ‌م ‌‬
‫ههای جدید و قدیم شکنج ‌‬
‫شیو ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫نلین مورخ ‪9/4/88‬‬
‫هی »حاكمیت و اپوزیسیون سی میلیونی« منتشر شده در سایت روز آ ‌‬
‫در خصوص مقال ‌‬
‫غگویی به رهبر مطرح گردیده و به این بخش از مطلب من استناد شده است‪:‬‬
‫بحث انتساب درو ‌‬
‫ضهای‬
‫»حاکمیت این فرض را هم در نظر گرفته بود که امکان دارد برای مدتی محدود‪ ،‬مقاومت و حتی اعترا ‌‬
‫قانونی شدیدی وجود داشته باشد‪ .‬بر این اساس بود که از گوبلز‪ ،‬وزیر تبلیغات هیتلر الگو گرفتند که »دروغ را‬
‫عبندی‬
‫نقدر بزرگ بگویند تا کسی جرأت نداشته باشد آن را باور نکند‪ «.‬رهبری و حزب پادگانی به این جم ‌‬
‫آ ‌‬
‫گتر از گذشته باشد و تفاوت آرا فراتر از ده میلیون و اعلم آن خیلی سریع و‬
‫رسیدند که دروغ باید بسیار بزر ‌‬
‫قاطع‪«.‬‬
‫قتر محتوا و مفهوم این مقاله كه دو بخش از آن توسط كارشناسان وزارت اطلعات‬
‫اجازه دهید برای درك دقی ‌‬
‫برگزیده شده و بی سرو ته به دادستان و دادگاه ارائه شده است‪ ،‬متن كامل این یادداشت )حاكمیت و‬
‫اپوزیسیون سی میلیونی( را نیز قرائت كنم‪:‬‬
‫یشد پس از هفده روز‬
‫شبینی ‌م ‌‬
‫نگونه که پی ‌‬
‫شورای نگهبان تحت حاکمیت رهبری متحد با حزب پادگانی هما ‌‬
‫هچینی و دست و پا زدن سیاسی_تبلیغاتی‪ ،‬با همکاری نهادهای نظ‌امی ‌و امنیتی کشور که یک »کودتای‬
‫مقدم ‌‬
‫های چند ساعت پس از‬
‫تالله خامن ‌‬
‫هاند‪ ،‬بالخره آنچه را که آی ‌‬
‫نرم« را به »کودتایی سخت و خشن« تبدیل کرد ‌‬
‫انتخابات ‪ 22‬خرداد ‪ 88‬پسندیده بود‪ ،‬مورد تأیید قرار داده است‪.‬‬
‫یاش در کمتر از دوازده ساعت اعلم شود‪ ،‬با انتخابات‬
‫سجمهور انتصاب ‌‬
‫آنچه در این انتخابات که قرار بود نام ریی ‌‬
‫یگرفت‪ .‬انتخاباتی که از‬
‫هصورت خودجوش شکل ‌م ‌‬
‫گذشته تفاوت داشت‪ ،‬این بود که پیامدهای اعتراضی آن ب ‌‬
‫یدادند و برای‬
‫یشد که عمدتا" بار اول بود که رأی ‌م ‌‬
‫هویژه جوانانی گرم ‌م ‌‬
‫هی مردم‪ ،‬ب ‌‬
‫کسو با حضور گسترد ‌‬
‫ی ‌‬
‫های قائل بوده و هستند‪ ،‬و از سوی دیگر حضور نامزدهایی که قصد نداشته و ندارند‬
‫رأی خود ارزش خاص و یگان ‌‬
‫نها نکات مهمی ‌بود که‬
‫هدست خدا بسپارند‪ .‬ای ‌‬
‫زیر بار انتخاباتی فرمایشی بروند و صیانت از آرای مردم را ب ‌‬
‫رهبری و حزب پادگانی در سناریوی خود نادانسته از کنارش گذشته بودند‪.‬‬
‫هراحتی‬
‫هچیز ب ‌‬
‫یکردند که این بازی نیز چون چند انتخابات گذشته است‪ .‬تصورشان این بود که هم ‌‬
‫نها گمان ‌م ‌‬
‫آ ‌‬
‫یبرند و‬
‫هظاهر دموکراتیک پیش ‌م ‌‬
‫هی »انتخابات فرمایشی« و »انتصابات« را در روندی ب ‌‬
‫پیش خواهد رفت و نتیج ‌‬
‫ینهند‪ .‬البته با‬
‫حطلبان هم بدون چون و چرای توام با مقاومت‪ ،‬به آن گردن ‌م ‌‬
‫یکنند؛ در این میان اصل ‌‬
‫اعلم ‌م ‌‬
‫تشکیل شدن کمیته های صیانت از آرا توسط ستا‌دهای انتخاباتی موسوی و کروبی‪ ،‬حاکمیت این فرض را هم در‬
‫ضهای قانونی شدیدی وجود داشته‬
‫نظر گرفته بود که امکان دارد برای مدتی محدود‪ ،‬مقاومت و حتی اعترا ‌‬

‫‪23‬‬

‫نقدر بزرگ بگویند تا کسی‬
‫باشد‪ .‬بر این اساس بود که از گوبلز‪ ،‬وزیر تبلیغات هیتلر الگو گرفتند که »دروغ را آ ‌‬
‫جرات نداشته باشد آن را باور نکند‪«.‬‬
‫ینژاد سپردند که ید طولیی در این زمینه دارد تا با‬
‫نرا به احمد ‌‬
‫چنین بود که اجرای شوی تبلیغاتی_تلویزیونی آ ‌‬
‫یدارد و آمارهایی ارائه دهد‬
‫نهایی بگوید که مرغ مرده را هم در ماهیتابه به خنده و‌ام ‌‬
‫خدار سخ ‌‬
‫غهای شا ‌‬
‫بیان درو ‌‬
‫یدانستند که این‬
‫هریزان این انتخابات نم ‌‬
‫یکند‪ .‬البته برنام ‌‬
‫ناش را درک م ‌‬
‫که هردانش آموز دبستانی نیز کذب بود ‌‬
‫هی انتخاباتی«‪،‬‬
‫ههای به اصطلح فنی »شومن برنام ‌‬
‫فها و نکت ‌‬
‫نبار »صفرا فزاید« و حر ‌‬
‫»سرکنگبین« ای ‌‬
‫ینژاد تا‬
‫یآبرویی شدید احمد ‌‬
‫هی خنده و شوخی ملت قرار خواهد گرفت‪ .‬ماجرایی که اینک پیامدش ب ‌‬
‫تمای ‌‬
‫دس ‌‬
‫سجمهور انتصابی و چه در هر جایگاه عادی در داخل و خارج ایران‪ ،‬شده است‪.‬‬
‫آخر عمر‪ ،‬چه در مقام ریی ‌‬
‫این واکنش طبیعی مردم و شکل گرفتن موج سبز گسترده و فزاینده در کشور‪ ،‬حاکمیت را چنان ترساند و‬
‫نگران ساخت که خیلی زود به این نتیجه رسید که اگر این موج اصلحات ادامه یابد قادر نیست جامعه را حتی‬
‫برای یک هفته بیشتر‪ -‬در شرایط به دور دوم رسیدن انتخابات‪ -‬مهار کند‪ .‬در نتیجه‪ ،‬رهبری و حزب پادگانی به این‬
‫گتر از گذشته باشد و تفاوت آرا فراتر از ده میلیون و اعلم آن خیلی‬
‫عبندی رسیدند که دروغ باید بسیار بزر ‌‬
‫جم ‌‬
‫سریع و قاطع‪ .‬نتیجه آن شد که »کودتای نرم« به »کودتای سخت و خشن« تغییر ماهیت داد؛ مجاری ارتباطی از‬
‫روز انتخابات قطع و از فردای آن تشدید شد؛ بگیر و ببندهای گسترده و دامنه دار آغاز گردید؛ نیروهای مسلح و‬
‫هی انتخابات‬
‫نها سرازیر شدند؛ و هنوز خورشید ندمیده‪ ،‬اعلم گردید که برند ‌‬
‫خشن تحت رهبری نظامیان به خیابا ‌‬
‫های داده شد‪.‬‬
‫تالله خامن ‌‬
‫کیست و چند ساعت بعد از آن هم دستور نواختن مارش پیروزی توسط آی ‌‬
‫حطلب‬
‫هی اصل ‌‬
‫اما از نگاه نویسنده‪ ،‬این خود اول بدبختی و درماندگی نظام بود‪ ،‬چون از یک سو هر دو نامزد جبه ‌‬
‫هی کمیسیون امنیت ملی مجلس و تهدیدهای مستقیم وزیر‬
‫حتی زیر فشار هشدارهای حضوری هیأت ویژ ‌‬
‫ههای برحق خویش یعنی »ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن« پای فشردند‪ ،‬و از سوی‬
‫اطلعات‪ ،‬بر خواست ‌‬
‫یساز دست زد و‬
‫هصورت خودجوش در داخل و خارج ایران به مقاومتی شگفت ‌‬
‫دیگر یک اپوزیسیون سی میلیونی ب ‌‬
‫هکار گرفت که نظام و رهبری را‬
‫شهای انقلب ‪ 57‬را برای بیان مخالفت خود ب ‌‬
‫شهایی برآمده ازشعا‌رها و رو ‌‬
‫رو ‌‬
‫در عمل خلع سلح کرد و مجبور ساخت که به سیاست »تهدید و تحبیب« روی آورند و حتی شمشیر از نیام‬
‫یکه هنوز در »ابتدای کار« آن قرار داریم‪.‬‬
‫برکشند و بر فرق نامزدها و ملت بکوبند؛ اقد‌ام ‌‬
‫نکه‪:‬‬
‫هی کافی روشن است؛ خلصه ای ‌‬
‫هانداز ‌‬
‫لاش ب ‌‬
‫یکنم که دلی ‌‬
‫یگویم این ابتدای کار است؛ فکر ‌م ‌‬
‫اما چرا ‌م ‌‬
‫یکند که دو نامزد اصلی آن حاضر‬
‫هی خود انتخاباتی را برگزار ‌م ‌‬
‫یسال ‌‬
‫نبار است که در حیات س ‌‬
‫اول؛ نظام اولی ‌‬
‫لالخطاب ماجرا« بدانند و به طرف‬
‫هی »انتصابات« را بپذیرند‪ ،‬سخن رهبری را »فص ‌‬
‫چوجه نتیج ‌‬
‫ههی ‌‬
‫نیستند ب ‌‬
‫هی روابط بهتری که با‬
‫هظاهر پیروز تبریک بگویند‪ .‬این امر موجب شده است که موسوی و کروبی با سابق ‌‬
‫ب ‌‬
‫هی مذهبی و سیاسی‬
‫تهای برجست ‌‬
‫های با رهبر انقلب‪ ،‬همراه با شخصی ‌‬
‫تالله خامن ‌‬
‫هاند تا آی ‌‬
‫تالله خمینی داشت ‌‬
‫آی ‌‬
‫تجمهور انتصابی و نظام مبتنی بر‬
‫نگذار جمهوری اسلمی‪ ،‬در میدان مخالفت آشکار با ریاس ‌‬
‫کتر به بنیا ‌‬
‫نزدی ‌‬
‫هاند‪.‬‬
‫»ولیت مطلقه فقیه« مبتنی بر استبداد فردی قرار گرفت ‌‬
‫هی انتخابات را قبول ندارند‪ ،‬بلکه با مقاومت حاکمیت در برابر خواست اکثریت مردم‪،‬‬
‫دوم؛ مردم نه تنها نتیج ‌‬
‫نرا هم بیش از پیش زیر سئوال برده‬
‫هی شورای نگهبان‪ ،‬اصل نظام و رهبری آ ‌‬
‫هی عمل فرمانبرداران ‌‬
‫هویژه نحو ‌‬
‫ب ‌‬
‫نها این نظر را در تظاهرات روزانه ی خرد و کلن خویش‪ ،‬و‬
‫یدانند‪ .‬آ ‌‬
‫و خالی از مقبولیت و مشروعیت لزم ‌م ‌‬
‫هبیت آن بانگ »الله اکبر« است و شعار اصلی آن »مرگ بر‬
‫هویژه هر شب در یک »سمفونی شبانه« که شا ‌‬
‫ب ‌‬
‫یکنند‪.‬‬
‫دیکتاتور«‪ ،‬بیان و تکرار ‌م ‌‬
‫سوم؛ مشروعیت خارجی نظام است که چنان زیر سئوال رفته که بعید است بجز آن گروه از کشورهایی که‬
‫هویژه‬
‫یآیند‪ ،‬عمده کشورهای جهان ب ‌‬
‫لمی ‌کنار ‌م ‌‬
‫هدلیل منافع سیاسی و اقتصادی خاص خود با جمهوری اس ‌‬
‫ب ‌‬
‫هعنوان‬
‫ینژاد را ب ‌‬
‫نها نیاز عمده دارد‪ ،‬حاضر شوند احمد ‌‬
‫یهای بزرگ و شناخته شده که ایران به آ ‌‬
‫دموکراس ‌‬
‫ومی ‌ملت ایران و شهروندان خود را با پذیرش‬
‫هرسمیت بشناسند و افکار عم ‌‬
‫هی منتخب مردم ایران ب ‌‬
‫نمایند ‌‬
‫سجمهور انتصابی« علیه خویش بشورانند‪.‬‬
‫»ریی ‌‬
‫با توجه به این مسائل باید بپذیریم که در این سناریو از ابتدا قرار نبوده است که شورای نگهبان نظری خلف‬
‫های برای‬
‫هی رهبری و حزب پادگانی بیان کند‪ .‬آنچه که شورای نگهبان انجام داد تنها تلش مذبوحان ‌‬
‫خواست ‌‬

‫‪24‬‬

‫هی از پیش‬
‫حطلب به تأیید نتیج ‌‬
‫مشروعیت بخشیدن به انتخابات ‪ 22‬خرداد ‪ 88‬و مجبور کردن نامزدهای اصل ‌‬
‫هی آن بود که خوشبختانه در هر دو مورد شکست خورد‪.‬‬
‫ن ‌شد ‌‬
‫تعیی ‌‬
‫هویژه جوانان پرشوری که به تداوم راهی که انتخاب کرده و بر آن پای‬
‫بر این اساس‪ ،‬آن گروه از دوستان‪ ،‬ب ‌‬
‫هاند‪ ،‬نباید فکر کنند که کار از کار گذشته است‪.‬‬
‫یفشارند با اعلم نظر شورای نگهبان دچار بدبینی و تردید شد ‌‬
‫‌م ‌‬
‫نها باید بدانند که بازی تمام نشده و تازه اول کار است و تاریخ چیز دیگری رقم خواهد زد و آینده از آن‬
‫آ ‌‬
‫نهاست‪.‬‬
‫آ ‌‬
‫یآید‪:‬‬
‫نجا که این سخنان ‌م ‌‬
‫بد نیست نگاهی هم به کتاب »زرتشت‪ ،‬نیچه« بیندازیم و آ ‌‬
‫یست و فروشدی‪ ....‬و در شما نیز برادران‬
‫»برادران آنچه من در انسان دوست دارم این است که او فراشد ‌‬
‫هاید‪ ،‬بسی چیزها در این نومیدی‬
‫یانگیزد! این که شما نومید گشت ‌‬
‫بسیار چیزها هست که در من مهر و امید ‌م ‌‬
‫یهای حقیر را‪ ،‬زیرا‬
‫هاید زیرک ‌‬
‫هاید که چگونه خود را تسلیم کنید‪ .‬شما نیاموخت ‌‬
‫مانگیز است‪ ،‬زیرا شما نیاموخت ‌‬
‫احترا ‌‬
‫ههای‬
‫بگری و چه و چ ‌‬
‫هاند و تسلیم و رضایت و زیرکی و زرنگی و حسا ‌‬
‫امروز مردم کوچک سروری یافت ‌‬
‫یکنند‪«.‬‬
‫تهای کوچک را موعظه ‌م ‌‬
‫فضیل ‌‬
‫حضار محترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫ملحظه كردید كه در این مقاله روند انتخابات مورد توجه قرار گرفته و این استدلل مطرح شد كه انتخابات و‬
‫ههای دبستانی و دبیرستانی را‬
‫هویژه در میان جوانان و نوجوانان ایجاد شده و حتی بچ ‌‬
‫های كه ب ‌‬
‫موج گسترد ‌‬
‫كسره كند و‬
‫های به این نتیجه رسید كه باید كار انتخابات را ی ‌‬
‫تالله خامن ‌‬
‫دربرگرفت چنان بود كه نظام و شخص آی ‌‬
‫های و‬
‫حتی اجازه ندهد كه به دور دوم كشیده شود بجز حکومت كه از نظر اینجانب از وجود آقای سیدعلی خامن ‌‬
‫هی انتخابات را بپذیرد؛ سه‬
‫ییابد تقریبا" هیچ جریان سیاسی نبوده است كه نتیج ‌‬
‫یاش تبلور ‌م ‌‬
‫حزب پادگان ‌‬
‫هاند‪ ،‬همه نظرشان این بوده و هست‬
‫تاندركار این جریان بود ‌‬
‫سجمهور‪ ،‬سه رییس مجلس كه از نزدیك دس ‌‬
‫ریی ‌‬
‫هی منتخب ملت نیست‪ ،‬بلكه فرد منصوب رهبری است‪.‬‬
‫ینژاد نمایند ‌‬
‫كه در انتخابات تقلب صورت گرفته و احمد ‌‬
‫ییابند‪.‬‬
‫چیك از آنان _حتی آقای علی اكبرناطق نوری_ در مراسم تنفیذ حضور نم ‌‬
‫ههمین دلیل است كه هی ‌‬
‫ب ‌‬
‫یگذارم‪،‬‬
‫هام و اكنون نیز برآن صحه ‌م ‌‬
‫نگونه كه در دفاعیات خود در بازجویی ها و در دادسرای انقلب گفت ‌‬
‫هما ‌‬
‫هی كشور )از جمله‬
‫یرتب ‌‬
‫مها و مسئولن عال ‌‬
‫ههای نمازجمعه مورخ ‪ 29/3/88‬به تهدید مقا ‌‬
‫های در خطب ‌‬
‫آقای خامن ‌‬
‫نکه‬
‫ی‪ ،‬كروبی و‪ (...‬پرداخته و برخلف وظایف و اختیارات خود _پیش از ای ‌‬
‫ی‪ ،‬هاشم ‌‬
‫آقایان موسوی‪ ،‬خاتم ‌‬
‫ینژاد پرداخته و حتی تا آنجا پیش رفته است‬
‫سجمهور جدید انتخاب و رسما" اعلم شود_ به حمایت از احمد ‌‬
‫ریی ‌‬
‫هام‪«.‬‬
‫هی خونم برای سركوب این جریان ایستاد ‌‬
‫دآمیز گفته است‪» :‬تا آخرین قطر ‌‬
‫كآمیز و تهدی ‌‬
‫كه با سخنان تحری ‌‬
‫طبیعی است كه وقتی باب تقوا مسدود شود و و امیال شخصی و آرزوهای درازمدت در جهت حذف یك گروه و‬
‫هی اسلم در نظر‬
‫هعنوان هدف اصلی و معادل با حفظ بیض ‌‬
‫هقدرت رسیدن فرد و جریانی خاص ب ‌‬
‫جریان و ب ‌‬
‫قهای رأی‪ ،‬امری طبیعی و بدیهی‬
‫گرفته شود‪» ،‬دروغ« و »تقلب« و بیرون آوردن نام یك فرد خاص از صندو ‌‬
‫خواهد بود‪.‬‬
‫های‪،‬‬
‫تالله خامن ‌‬
‫نکه محتمل مستحضرید‪ ،‬پیش از پایان رسیدن زمان قانونی انتخابات‪ ،‬جریان تحت رهبری آی ‌‬
‫چنا ‌‬
‫یهای گسترده آغاز شد‪ .‬در‬
‫شروع به تهاجم به ستادهای تبلیغاتی نامزدها كردند و همان نیمه شب موج دستگیر ‌‬
‫نگوی ستاد آقای میرحسین‬
‫هی آقای ابوالفضل فاتح سخ ‌‬
‫تهای روزان ‌‬
‫همین خصوص‪ ،‬توجه شما را به یادداش ‌‬
‫یكنم‪.‬‬
‫های جلب ‌م ‌‬
‫تالله خامن ‌‬
‫موسوی‪ ،‬دائر بر اعلم تمام شدن انتخابات از سوی مسئولن سیاسی دفتر آی ‌‬
‫هی حضور مردم در‬
‫تجمهوری و مقایس ‌‬
‫هی ریاس ‌‬
‫یهای میدانی اینجانب در روز و شب انتخابات دهمین دور ‌‬
‫بررس ‌‬
‫تكم حجت را بر من تمام‬
‫ههای گذشته‪ ،‬دس ‌‬
‫حطلبان با دور ‌‬
‫یشان به نامزد اصلی اصل ‌‬
‫قهای رأی و رأ ‌‬
‫پای صندو ‌‬
‫ینژاد را در تهران‪ -‬و به تبع آن در شهرهای بزرگ‪ -‬پشت سر‬
‫كرد كه آقای موسوی با رأی بسیار بالیی احمد ‌‬
‫کصد حوزه انتخاباتی از ساعت ‪ 8‬صبح لغایت ‪23‬‬
‫گذاشته است‪ .‬دلیل این امر هم حضور من در پای بیش از ی ‌‬
‫هی حضور‬
‫عآوری شده از جمله نحو ‌‬
‫روز جمعه ‪ 22/3/88‬بوده است‪ .‬مشاهدات حضوری من و مستندات جم ‌‬
‫یداد كه‬
‫هکاران‪ ،‬نشان م ‌‬
‫یآوری محافظ ‌‬
‫ههای جنوب شهر تهران _محل سنتی رأ ‌‬
‫نهای تلویزیونی در حوز ‌‬
‫دوربی ‌‬
‫یگیری مناطق جنوبی‪ ،‬شرقی و‬
‫ههای رأ ‌‬
‫هاند و حوز ‌‬
‫ینژاد در این دوره حضوری كمرنگ داشت ‌‬
‫طرفداران احمد ‌‬

‫‪25‬‬

‫هاند‪ .‬در این میان آنانی كه در پای‬
‫مشمار بود ‌‬
‫یدهندگان ك ‌‬
‫بشرقی تهران در اكثر اوقات خالی و یا رأ ‌‬
‫جنو ‌‬
‫ههای فقیرنشین – به نامزد اصلی‬
‫هاند به نسبت بالیی – حتی در چنوب شهر و حاشی ‌‬
‫قهای رأی حضور داشت ‌‬
‫صندو ‌‬
‫ینژاد بیان كردند‪.‬‬
‫تجمهوری احمد ‌‬
‫هعبارتی رأی عدم اعتماد خود را به دوره اول ریاس ‌‬
‫حطلبان رأی داده و ب ‌‬
‫اصل ‌‬
‫تجمهوری )دوره اول آقای خاتمی( كه‬
‫جهت اطمینان خاطر دادگاه عرض كنم كه بجز انتخابات دوره هفتم ریاس ‌‬
‫من در تهران حضور نداشتم‪ ،‬از سال ‪ 77‬هیچ انتخاباتی نبوده است كه در پایتخت ایران برگزار شود و من‬
‫های‬
‫هگون ‌‬
‫هام ب ‌‬
‫ههای وسیعی را مورد بررسی و تحقیق قرار نداده باشم‪ .‬شیو ‌‬
‫هنگار و ناظر حوز ‌‬
‫هعنوان روزنام ‌‬
‫ب ‌‬
‫هام؛ حتی ساعات حضور من در‬
‫ههای خاصی را مورد سركشی قرار داد ‌‬
‫لها حوز ‌‬
‫بوده است كه در تمام این سا ‌‬
‫یگویم‬
‫هها نیز تقریبا یكسان بوده تا خطای ارزیابی به حداقل ممكن برسد‪ .‬بر این اساس با اطمینان تمام م ‌‬
‫شعب ‌‬
‫یكه وزارت‬
‫یتواند كمتر از چهار میلیون باشد؛ درصورت ‌‬
‫ینژاد در تهران نم ‌‬
‫اختلف آرای آقای موسوی و احمد ‌‬
‫ههای شمال‪ ،‬شمال غربی و‬
‫كشور این رقم را ‪ 2/1‬میلیون اعلم كرده است‪ .‬این در حالی بوده است كه در حوز ‌‬
‫هصورت مكرر‬
‫غرب تهران تا ساعت ‪ 23‬هنوز مردم پشت درها منتظر بودند تا رای دهند و تعرفه های انتخاباتی ب ‌‬
‫ههای مورد استقبال‬
‫یشد‪ ،‬اما در حوز ‌‬
‫هدلیل استقبال مردم برای رأی دادن به نامزدهای جنبش سبز تمام م ‌‬
‫ب ‌‬
‫ههای اولیه نیز تا انتها مورد استفاده قرار نگرفت و بخش وسیعی نیز توسط‬
‫جریان اقتدارگرا‪ ،‬همان تعرف ‌‬
‫طرفداران آقای موسوی پر شد‪.‬‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫شهای دریافتی از دیگر شهرهای بزرگ و حتی شهرهای كوچك ایران این امر را‬
‫این مشاهدات و اخبار و گزار ‌‬
‫تجمهوری ایران به دور دوم كشیده‬
‫برای من مسجل كرد كه با اطمینان بگویم اگر بنا باشد انتخابات ریاس ‌‬
‫هی اصلی حتما" میرحسین موسوی بوده و آنچه كه اعلم شده است یك بازی سیاسی و یك دروغ‬
‫نشود‪ ،‬برند ‌‬
‫تكم‬
‫ندهی شده یا دس ‌‬
‫های توسط ایشان ساما ‌‬
‫تالله خامن ‌‬
‫بزرگ بوده است‪ .‬دروغی كه مسلما" با نوع حمایت آی ‌‬
‫هی‬
‫های كه حتی صبر نكردند تا روند قانونی طی شود و نتیج ‌‬
‫هگون ‌‬
‫از جانب ایشان مورد حمایت قرار گرفته است؛ ب ‌‬
‫انتخابات از جانب شورای نگهبان منتصب ایشان اعلم گردد و بعد از جانب نها‌دهای ذیربط و مسئول به اطلع‬
‫هصورت آمادگی برای سركوب مخالفان‬
‫های غیرمرسوم و غیرقانونی‪ -‬آن هم با تهدید ب ‌‬
‫عموم برسد‪ ،‬بلكه به شیو ‌‬
‫هی انتخابات به مردم تحمیل كردید‪.‬‬
‫– نتیج ‌‬
‫های‬
‫تاللققه خققامن ‌‬
‫ههای زیر نظر مستقیم آی ‌‬
‫ههای تبلبغاتی جریان اقتدارگرا و رسان ‌‬
‫نگونه كه رسان ‌‬
‫طبیعی است هما ‌‬
‫نتایج مطلوب خود را در مورد انتخابات بیان می كننققد‪ ،‬مقن و امثققال مققن هقم ایقن حقق را داریقم كقه آنچقه را كقه‬
‫هزعم خود پرده از روی تقلققب‬
‫هصورت خبر‪ ،‬گزارش و تحلیل به اطلع افکار عمومی برسانیم و ب ‌‬
‫شاهدش بودیم ب ‌‬
‫های‪ ،‬قققانون‬
‫تاللققه سققیدعلی خققامن ‌‬
‫یدهققم بگققویم آی ‌‬
‫هخود حق م ‌‬
‫و دروغ سیاسی برداریم‪ .‬بر این اساس است كه ب ‌‬
‫یطرفققی در‬
‫اساسی و حتی مفاد و اصول مربوط به ولیت فقیه را زیر پققا گققذارده و از راه عققدالت و انصققاف و ب ‌‬
‫یگوید كققه یققك نققامزد را بققه نامزدهققای‬
‫هصورت علنی و آشكار م ‌‬
‫های كه خود ب ‌‬
‫هگون ‌‬
‫انتخابات منحرف شده است‪ ،‬ب ‌‬
‫ینژاد در‬
‫یتپد‪ .‬چنین رویكردی به انتخابات و علقه به پیروزی احمققد ‌‬
‫یدهد و دلش برای پیروزی او م ‌‬
‫دیگر ترجیح م ‌‬
‫یشققده‬
‫هسققاز یققك انتخابققات مهندس ‌‬
‫برابر مهدی كروبی‪ ،‬میرحسین موسوی و محسن رضایی بوده اسققت كققه زمین ‌‬
‫یدهد در جهققت‬
‫تاندركاران اجازه م ‌‬
‫كسو به دس ‌‬
‫هی اجرا از ی ‌‬
‫یگردد‪ .‬انتخاباتی كه در مرحل ‌‬
‫توسط حزب پادگانی م ‌‬
‫های‪ ،‬تمام امكانات اجرایققی و‬
‫تالله سیدعلی خامن ‌‬
‫هی آی ‌‬
‫تجمهوری دوره نهم و عمل به خواست ‌‬
‫انتخاب مجدد ریاس ‌‬
‫یپقردازد تققا انتخابققات در عمققل بقه یققك‬
‫یكه رهققبری خقود بقه سقفرهای انتخابقاتی م ‌‬
‫هكار گیرند؛ درحال ‌‬
‫تبلیغاتی را ب ‌‬
‫هی دولققت‬
‫ینژاد كه چرا با پول و بقودج ‌‬
‫مسالرانه تغییر شكل دهد‪ .‬دیگر ایرادگرفتن به احمد ‌‬
‫هظاهر مرد ‌‬
‫انتصابات ب ‌‬
‫یسازی به نحققو احسققن انجققام‬
‫یگردد تا رأ ‌‬
‫هی امكانات بسیج م ‌‬
‫نها هم ‌‬
‫یدهد و در استا ‌‬
‫سفرهای انتخاباتی انجام م ‌‬
‫شود‪ ،‬موضوعیتی ندارد‪.‬‬
‫یطرفقی و عقدم دخققالت و‬
‫نگقذار جمهقوری اسقلمی دائر بقر ضقرورت ب ‌‬
‫از سوی دیگر بققا وجقود تاكیققد مكقرر بنیا ‌‬
‫های »فصققل‬
‫تالله سققیدعلی خققامن ‌‬
‫نهای نظامی در انتخابات به نفع یك نامزد‪ ،‬چون رأی و نظر آی ‌‬
‫عگیری ارگا ‌‬
‫موض ‌‬
‫بشققدگی آن در ولیققت بسققتگی دارد‪ ،‬در‬
‫هی هققر نهققاد و فققرد بققه میققزان ذو ‌‬
‫الخطاب« هر چیزی قققرار دارد و آینققد ‌‬
‫یگیقرد كقه در انتخابقات ‪ 22‬خقرداد ‪ 88‬تكمیقل‬
‫تجمهوری اسقلمی نهقم مققدمات رونقدی شقكل م ‌‬
‫انتخابات ریاس ‌‬

‫‪26‬‬

‫یپسندد‪ ،‬تحقق یابد و رضایت او جلققب گقردد؛ رضقایتی كقه بقه‬
‫های به اصطلح م ‌‬
‫تالله خامن ‌‬
‫یشود‪ ،‬تا آنچه كه آی ‌‬
‫م ‌‬
‫تاللققه خمینققی شققكل‬
‫هی پیشققین انقلب و نظققام و یققاران نزدیققك آی ‌‬
‫یرتب ‌‬
‫تهای عققال ‌‬
‫بهای نارضایتی ملت و شخصققی ‌‬
‫یشقود‪ .‬از همیقن زاویقه‪ ،‬ققانون‬
‫یخقوانی م ‌‬
‫یسقازی و رأ ‌‬
‫بهای پیقش و پقس از انتخابقات و رأ ‌‬
‫یگیرد و بنیان تقل ‌‬
‫م ‌‬
‫یگیققرد و عققدم رعققایت عققدالت در مققواجهه بققا‬
‫ی قققرار م ‌‬
‫یاعتنققای ‌‬
‫هویژه در بخش وظایف رهبر_ مقورد ب ‌‬
‫اساسی _ب ‌‬
‫یعققدالتی و ظلققم سققوق‬
‫تنظر رهققبری بققه سققمت ب ‌‬
‫نهای زیرمجموعه و تح ‌‬
‫یشود‪ .‬نهادها و ارگا ‌‬
‫نامزدها عریان م ‌‬
‫یرود كققه ملققت بققه‬
‫ت‌وسویی م ‌‬
‫های‪ ،‬روند انتخابات به سم ‌‬
‫تالله خامن ‌‬
‫ییابند و در برابر رضایت توأم با سكوت آی ‌‬
‫م ‌‬
‫ناچار در اعتراض به نتایج غیرواقعی انتخابات و بل اثر شدن آرا‌ءشان و نیز برای پیگیققری حقققوق اساسققی و رأیققی‬
‫یشوند‪ .‬با کمال تاسققف‪ ،‬شققهروندان معققترض‪ ،‬بققه خققاك و خققون‬
‫نها کشیده م ‌‬
‫هاند‪ ،‬به خیابا ‌‬
‫قها افکند ‌‬
‫که به صندو ‌‬
‫نهای بقزرگ و كوچقك نهادهقای انتظقامی و نظقامی و‬
‫ههای آشقكار و نهقان و زنقدا ‌‬
‫یغلتند یا راهقی بازداشقتگا ‌‬
‫درم ‌‬
‫یشوند‪.‬‬
‫هنظامی شبیه كهریزك م ‌‬
‫اطلعاتی _ امنیتی و شب ‌‬
‫شها خلف الگوی مورد اشاره در قانون اساسققی و وظققایف ولیققت فقیققه و شققیوه و‬
‫بی‌هیچ شک و تردید‪ ،‬این رو ‌‬
‫هی قانون اساسی در تبیین »ولیت فقیه عققادل«‬
‫مشی معروف امام راحل است‪ .‬این ‌درحالی است که در مقدم ‌‬
‫عالشققرایطی‬
‫هی تحقق رهققبری فقیققه جام ‌‬
‫آمده است‪» :‬بر اساس ولیت امر و امامت مستمر‪ ،‬قانون اساسی زمین ‌‬
‫نهای مختلققف از‬
‫مانحراف سققازما ‌‬
‫یكند تا ضامن عد ‌‬
‫هعنوان رهبر شناخته می شود آماده م ‌‬
‫را كه از طرف مردم ب ‌‬
‫وظایف اصیل اسلمی خود باشد‪«.‬‬
‫حضارمحترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫هكار‬
‫كسال پیش در چنین روزهایی ب ‌‬
‫شگفته‪ ،‬حال قضاوت كنید آیا روشی كه در ی ‌‬
‫با توجه به نكات و مطالب پی ‌‬
‫نهای مختلف از وظایف اصیل انقلبی خود«‪،‬‬
‫مانحراف سازما ‌‬
‫های بوده است كه »ضامن عد ‌‬
‫هگون ‌‬
‫گرفته شد ب ‌‬
‫یعنی برگزاری انتخابات آزاد در جهت آرای مردم باشد؟‬
‫هی مرتبط با بحث‬
‫کصد و یازدهم قانون اساسی نیز كه وظایف و اختیارات رهبر تبیین شده‪ ،‬دو نكت ‌‬
‫در اصل ی ‌‬
‫فوق وجود دارد‪.‬‬
‫هی‬
‫یشود كه وظیف ‌‬
‫هی رهبری آن زمان شروع م ‌‬
‫در بند ‪ 9‬این اصل به صراحت عنوان شده است كه وظیف ‌‬
‫تجمهوری پس از انتخاب‬
‫سجمهور انتخاب شده است؛ »امضای حكم ریاس ‌‬
‫شورای نگهبان به انتها رسیده و ریی ‌‬
‫یآید باید قبل از‬
‫تجمهوری از جهت دارا بودن شرایطی كه در این قانون م ‌‬
‫مردم صلحیت داوطلبان ریاس ‌‬
‫انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد‪«.‬‬
‫تجمهوری است و در‬
‫تجمهوری توسط رهبر تنها مختص دوره اول ریاس ‌‬
‫یشود كه تأیید ریاس ‌‬
‫ملحظه م ‌‬
‫تجمهوری پس‬
‫هاش امضای حكم ریاس ‌‬
‫ههای بعد رهبر حق تأیید و تبلیغ یك نامزد خاص را ندارد و تنها وظیف ‌‬
‫دور ‌‬
‫های در جریان سفر به‬
‫تالله خامن ‌‬
‫كسو آی ‌‬
‫یكه همه شاهد این امر بودیم كه از ی ‌‬
‫از انتخاب مردم است‪ .‬د‌رحال ‌‬
‫كردستان به صراحت از یك نامزد خاص حمایت آشكار كرد و در موارد دیگر به نقد ضمنی و رد غیرمستقیم دیگر‬
‫تجمهوری پس از تأیید رسمی‬
‫تجمهوری پرداخت؛ و از سوی دیگر تنها به امضای حكم ریاس ‌‬
‫نامز‌دهای ریاس ‌‬
‫نتایج انتخابات بسنده نكرد‪ .‬ایشان حتی به این نكته توجه نداشت كه با مسائلی كه پیش آمده باید شخصا" جانب‬
‫احتیاط و عدالت و تقوا و تدبیر را پیش گرفت و از دخالت مستقیم در انتخابات در جهت پیروزی یك نامزد‬
‫خودداری كرد و یا درنهایت به روشی كه در قانون اساسی مشخص شده است عمل نمود‪.‬‬
‫کصد و دهم این صراحت وجود دارد كه حل معضلت نظام كه از طریق عادی قابل حل نیست‪،‬‬
‫در بند ‪ 8‬اصل ی ‌‬
‫هجای تهدید مردم و دیگر نامزدهای‬
‫یشود‪ .‬آیا بهتر نبود كه ب ‌‬
‫از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام محقق م ‌‬
‫انتخاباتی كه نتایج اعلم شده از سوی وزارت كشور را قبول نداشتند و ندارند‪ ،‬حل معضل به مجمع تشخیص‬
‫فنظر و پرسش و ابهام‪،‬‬
‫غگویی وجود داشت‪ ،‬اختل ‌‬
‫یشد تا اگر شك و گمانی هم به درو ‌‬
‫مصلحت نظام سپرده م ‌‬
‫نکه شهروندان معترض و پیگیر رأی خویش‪ ،‬سرکوب شوند و با خشونت مورد‬
‫یشد‪ ،‬و نه ای ‌‬
‫نگونه حل م ‌‬
‫به ای ‌‬
‫نهای مختلف حبس و زندانی شوند‬
‫هها و زندا ‌‬
‫هها در بازداشتگا ‌‬
‫برخورد قرار گیرند و منتقدان و معترضان برای ما ‌‬
‫ههای خود محروم گردند؛‬
‫یها قرار گیرند و حتی از تماس تلفنی و دیدار با خانواد ‌‬
‫و مورد انواع و اقسام بدرفتار ‌‬
‫یرود‪.‬‬
‫هكار رفته و م ‌‬
‫روشی كه در خصوص صدها تن از شهروندان این سرزمین )و ازجمله شخص من( ب ‌‬

‫‪27‬‬

‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫یخواهم مورد دیگری از مصادیق و مستندات اتهام »توهین به مقام معظم رهبری« را مورد نقد و‬
‫اجازه م ‌‬
‫مها كه مربوط به بحث دخالت رهبر معظم انقلب در‬
‫بررسی قرار دهم و پاسخ گویم‪ .‬در اینجا به ردیف ‪ 18‬اتها ‌‬
‫هی »در مدح ائتلف یا اختلف«‪ ،‬چاپ‬
‫یپردازم‪ .‬مقال ‌‬
‫انتخابات است و با مباحث فوق نزدیك یا منطبق است م ‌‬
‫نلین مورخ ‪ . 26/2/88‬چون در این مورد بخش خاصی از مقاله در پرونده مورد استناد‬
‫شده در سایت روز آ ‌‬
‫های جز این نیست كه ابتدا یادداشت مورد اشاره را مرور كرده و بعد حدس بزنیم كه چه‬
‫فرار نگرفته است‪ ،‬چار ‌‬
‫بخشی از آن‪ ،‬مورد عنایت »سربازان گمنام امام زمان )عج(« بوده است!‬
‫یشود که در یک‬
‫»این پرسش این روزها در قریب به اتفاق محافل سیاسی‪ ،‬دانشجویی‪ ،‬خبری و‪ ....‬مطرح م ‌‬
‫فضای انتخاباتی »چهاروجهی« باید با اولویت دادن به موضوع »ائتلف« و »اجماع«‪ ،‬از طریق حذف یک نامزد‬
‫نکه نه‪ ،‬وجود »اختلف« و »رقابت« درون ‌گروهی‬
‫هقطبی کردن انتخابات رفت‪ ،‬یا ای ‌‬
‫هسمت س ‌‬
‫حطلب ب ‌‬
‫اصل ‌‬
‫یتواند خیر و برکتی خاص هم دربرداشته باشد؟‬
‫ضرورتا" بد نیست و حتی در دل خود م ‌‬
‫قهای انتخاباتی‬
‫یها و عدم تواف ‌‬
‫هی این خودمحور ‌‬
‫اگر کنه ماجرا بیشتر شکافته شود و نگاهی اجمالی نیز به پیشین ‌‬
‫هی بیش از حد بر روی »اجماع‬
‫‌انداخته شود‪ ،‬بهتر روشن خواهد شد که به چه دلیل در شرایط کنونی تکی ‌‬
‫تهایی از نوع انتخابات شوراهای‬
‫هعنوان شاه کلید جلوگیری از شکست‪ ،‬شکس ‌‬
‫یشود ب ‌‬
‫حطلب« م ‌‬
‫نامزدهای اصل ‌‬
‫حطلب‬
‫نهای مختلف اصل ‌‬
‫تجمهوری نهم‪ .‬در این گروه از تحولت سیاسی میان جریا ‌‬
‫شهر دوم و انتخابات ریاس ‌‬
‫ائتلفی صورت نگرفت و هر حزب و گروهی نامزدهای اختصاصی خود را به کارزار انتخاباتی وارد کرد و در‬
‫یشد؛ تداوم‬
‫قهای رأی‪ ،‬نتیجه آن شد که نباید م ‌‬
‫یانگیزه و‪ ...‬با صندو ‌‬
‫ههای ناراضی‪ ،‬ناامید و ب ‌‬
‫شرایط قهر گرو ‌‬
‫کبندی خود را‬
‫یهای انتخاباتی هر گروه و جریان سیاسی بلو ‌‬
‫مخواه ‌‬
‫حطلبان‪ .‬در این سه ‌‬
‫دومینوی شکست اصل ‌‬
‫ایجاد کرد و چون شکست حاصل شد از هر سو بانگ برآمد در ذم و بدگویی اختلف‪ ،‬و آه کشیدن در حسرت‬
‫ائتلف!‬
‫تهای اشاره به سمت‬
‫ههای انتخابات دهم نیز که بال گرفت و ورود خاتمی به صحنه مسجل شد‪ ،‬باز انگش ‌‬
‫زمزم ‌‬
‫حطلبان« و »ضرورت‬
‫تهای گذشته نشانه گرفته شد و هر کسی که از راه رسید در حسن »ائتلف اصل ‌‬
‫شکس ‌‬
‫رسیدن به نامزدی واحد« سخن به میان آورد قالبته با آن نامزد خاص و آن شرایط حرف حقی بود‪ ،‬چون پیامد‬
‫حطلبان در دور اول انتخابات خرداد ‪ 88‬بود‪.‬‬
‫بسیار محتمل تحقق »اجماع« پیروزی قاطع نامزد اصل ‌‬
‫مانداز روشن پیروزی از کارزار انتخاباتی‬
‫لبرانگیز در شرایط چش ‌‬
‫هصورتی مبهم و سئوا ‌‬
‫اما اکنون که خاتمی ب ‌‬
‫کنار کشیده و کروبی و موسوی نیز بنا ندارند به سمت ائتلفی اختیاری بروند‪ ،‬پرسش محوری این است که آیا‬
‫حطلب باقیمانده در همان قد و قامت سیدمحمد‬
‫شرایط کنونی همان شرایط گذشته است و نامزدهای اصل ‌‬
‫هی دربرگرفتن شاهد پیروزی؛ مسیر حرکت به همان راحتی در جهت‬
‫نانداز ‌‬
‫خاتمی؛ احتمال موفقیت در هما ‌‬
‫هی اول و با آرای بال؟‬
‫تجمهوری دهم‪ ،‬آن هم از نوع برد در مرحل ‌‬
‫کسب مسند ریاس ‌‬
‫مفرسایی کرده و‬
‫لخواهان قل ‌‬
‫حطلبان و تحو ‌‬
‫از نگاه نویسنده که خود بارها در ستایش »اتحاد« و »ائتلف« اصل ‌‬
‫نگونه پیچیده چیده شده است که‬
‫هی شطرنج سیاست ای ‌‬
‫نسرایی‪ ،‬اکنون که صفح ‌‬
‫در نکوهش »اختلف« سخ ‌‬
‫توزیر پیشین مستقل و یک رییس مجلس‬
‫هی سفید با یک نخس ‌‬
‫هاند و جبه ‌‬
‫هرسو با دو وزیر وارد میدان شد ‌‬
‫یهای‬
‫یها و امنیت ‌‬
‫هی نظامی پیشین و نامزد نظام ‌‬
‫هی سیاه مشتمل بر فرماند ‌‬
‫حطلب در برابر جبه ‌‬
‫پیشین اصل ‌‬
‫هی‬
‫لگرایان خود ‌اندیش ‌‬
‫هی اصو ‌‬
‫های که وزیر سیاه نشسته در خان ‌‬
‫هگون ‌‬
‫فآرایی کرده است ق آن هم ب ‌‬
‫کنونی ص ‌‬
‫بیرون راندن وزیر دیگر دارد و شه مات ق حساسیت نشان دادن بیش ا‌زاندازه بر روی »ائتلف« و »اجماع«‬
‫هصورتی استثنایی »اختلف« بیشتر‬
‫امری انحرافی ارزیابی می شود‪ ،‬چون واقعیت این است که این بار ب ‌‬
‫یآور شده است!‬
‫پیروز ‌‬
‫یگوید که »سازمان )مجاهدین انقلب‬
‫کسو م ‌‬
‫حطلب از ی ‌‬
‫هی اصل ‌‬
‫درست است که بهزاد نبوی‪ ،‬پیر پرتجرب ‌‬
‫یآوری اعتقاد دارد و این اعتقاد هنوز هم به قوت خود باقی است‪ ،‬یعنی هیچ‬
‫اسلمی( به اجماع بر اساس رأ ‌‬
‫یکند که‬
‫هگیری م ‌‬
‫مشکلی برای فعالیت ستادهای انتخاباتی کاندیداهای مختلف وجود ندارد«‪ ،‬اما بلفاصله نتیج ‌‬
‫مگیری‪ ،‬نمایندگان کاندیداهای مختلف با هماهنگی یکدیگر اقدام به نظرسنجی‬
‫»اگر در فرصت کافی برای تصمی ‌‬

‫‪28‬‬

‫یتوان بررسی کرد چه بخشی از آرا دارای همپوشانی است و کدام‬
‫علمی و دقیق کنند بعد از اعلم نتایج آن م ‌‬
‫هطو‌رکلی دارای پایگاه‬
‫حطلبان ب ‌‬
‫شها دارای افتراق است‪ .‬اگر نظرسنجی نشان داد مثل ً دو نامزد فعلی اصل ‌‬
‫بخ ‌‬
‫اجتماعی متفاوت هستند‪ ،‬سخن مدافعان حضور دو کاندیدا در انتخابات قابل پذیرش است‪ ...‬معتقدم حتی بعد از‬
‫یتوان این گزینه را‬
‫تها هم دیر نیست‪ ،‬یعنی تا زمان آغاز رسمی تبلیغات هم م ‌‬
‫تنام و مرحله بررسی صلحی ‌‬
‫ثب ‌‬
‫یکنیم تا پایان اردیبهشت‬
‫عملی کرد‪ .‬در ایام رسمی تبلیغات اعلم اجماع دارای اثرات مثبتی خواهد بود‪ .‬تصور م ‌‬
‫یتوان روی اجماع به توافق رسید‪«.‬‬
‫م ‌‬
‫نکه‬
‫یرسد که در این تحلیل و خط دهی یک اشتباه بزرگ راهبردی در حال روی دادن است و آن ای ‌‬
‫هنظر م ‌‬
‫ب ‌‬
‫سجمهور‬
‫یآوری ریی ‌‬
‫میرحسین موسوی را در قامت سیدمحمد خاتمی دیدن‪ ،‬یا برعکس‪ ،‬کروبی را در جایگاه و رأ ‌‬
‫پیشین فرض کردن‪.‬‬
‫مپوشانی‬
‫یتوان بر روی چگونگی ه ‌‬
‫هها م ‌‬
‫هی شطرنج انتخابات و چیدمان مهر ‌‬
‫درست است که در تحلیل صفح ‌‬
‫مپوشانی‬
‫نگونه نیست که ه ‌‬
‫آرای موسوی و کروبی تاکید کرد و این استدلل را هم به میان آورد که »معمول ً ای ‌‬
‫هی افرادی که به یک نامزد خاص رأی‬
‫صددرصدی میان دو کاندیدای یک جناح سیاسی وجود داشته باشد‪ .‬یعنی هم ‌‬
‫هسمت کاندیدای دیگر نخواهند رفت«‪،‬‬
‫هطور قطع ب ‌‬
‫یدهند‪ -‬در صورت انصراف کاندیدای مورد حمایت خود‪ -‬ب ‌‬
‫م ‌‬
‫یشود که‬
‫هگیری نادرست م ‌‬
‫اما باز رسوب تفکر آن شرایط خاص گذشته در مورد نامزدی خاتمی باعث این نتیج ‌‬
‫لتوجهی از آرای او‬
‫»اگر با بررسی نتایج نظرسنجی مشخص شد در صورت انصراف یکی از کاندیداها‪ ،‬بخش قاب ‌‬
‫یشود‪ ،‬به نظر من راه صحیح اجماع است‪«.‬‬
‫حطلب منتقل م ‌‬
‫به سبد کاندیدای دیگر اصل ‌‬
‫باید توجه داشت که طرح موضوع نظرسنجی و ملک قرار دادن آن برای رسیدن به »اجماع« در شرایط کنونی‬
‫مرأیی‬
‫مراهی و ه ‌‬
‫منظری و ه ‌‬
‫فها و دور شدن از مسیر ه ‌‬
‫یتواند علوه بر تشدید اختل ‌‬
‫امری انحرافی است که م ‌‬
‫حطلبان را بال ببرد و‬
‫هی دوم انتخابات به آن نیاز فراوانی وجود خواهد داشت‪ ،‬احتمال شکست اصل ‌‬
‫که در مرحل ‌‬
‫ینژاد بسیار بال خواهد بود‪ -‬بگیرد‪.‬‬
‫های شدن انتخابات را ‪ -‬در این صورت احتمال حذف احمد ‌‬
‫جلوی دو مرحل ‌‬
‫برای روشن شدن موضوع بهتر است چند پیش فرض را مطرح کرد و براساس آن چند سناریو را طراحی نمود و‬
‫پیامدهای احتمالی هرکدام را مورد ارزیابی قرار داد‪.‬‬
‫پیش فرض ها از این قرار است ‪:‬‬
‫یهای کنونی نسبت به سه نامزد دیگر اصلی بیشتر است‪ ،‬اما‬
‫ینژاد بر اساس نظرسنج ‌‬
‫‪ -1‬بخت پیروزی احمد ‌‬
‫یداند‪.‬‬
‫هی اول محتمل نم ‌‬
‫هیچ نظرسنجی امکان پیروزی او را در مرحل ‌‬
‫هی اول‬
‫حطلب‪ ،‬بخت چندانی برای پیروزی در مرحل ‌‬
‫‪ -2‬به طریق اولی دیگر نامزدها‪ ،‬از جمله دو نامزد اصل ‌‬
‫ندارند‪.‬‬
‫های نیست که در صورت »ائتلف« و‬
‫هانداز ‌‬
‫لگرا ب ‌‬
‫حطلب و همچنین دو نامزد اصو ‌‬
‫‪-3‬میزان آرای دو نامزد اصل ‌‬
‫»اجماع« ‪ -‬حتی با انتقال صد درصد آرای حامیان یکی به سبد دیگری‪ -‬نامزدی حائز کسب آرای مطلق‬
‫نکه چنین ائتلف و اجماعی نیز با احتمال زیادی‬
‫هی اول انتخابات شود؛ فارغ از ای ‌‬
‫تکنندگان در مرحل ‌‬
‫شرک ‌‬
‫قناپذیر است‪.‬‬
‫تحق ‌‬
‫لگرا‬
‫هسعدی و دیگر نامزدهای مطرح اصو ‌‬
‫حطلب‪ ،‬چون اعلمی و شعل ‌‬
‫‪ -4‬میزان آرای نامزدهای مستقل اصل ‌‬
‫نها‪ -‬به دلیل مختلف چندان بال نخواهد بود که فردی از این جمع‬
‫مانند رفعت بیات‪ -‬با فرض تأیید صلحیت آ ‌‬
‫هی دوم صعود کند‪ .‬این جمع در صورت‬
‫بتواند در میان دو نامزد اول و دوم لیست انتخابات قرار گیرد و به مرحل ‌‬
‫یتوانند میزان مشارکت مردم را بال ببرند‪ .‬هر سه نامزد در عین حال بخشی از آرای‬
‫تأیید صلحیت تا حدی م ‌‬
‫ینژاد نخواهند کاست‪.‬‬
‫موسوی و کروبی را از آن خود خواهند کرد‪ ،‬اما چندان از میزان آرای رضایی و احمد ‌‬
‫حطلب به نفع دیگری‪ ،‬چه‬
‫بر این اساس‪ ،‬پرسش اصلی و محوری این است که کنار رفتن یک نامزد اصل ‌‬
‫یتواند باعث تحولی کیفی‪ -‬از‬
‫لهایی وجود دارد که م ‌‬
‫سناریوهای محتملی را پیش رو قرار می دهد و چه احتما ‌‬
‫های‪ -‬شود‪.‬‬
‫کمرحل ‌‬
‫های به انتخاباتی ی ‌‬
‫نوع تبدیل انتخابات دومرحل ‌‬
‫از آن جایی که مبلغان بحث ضرورت »ائتلف« و »اجماع« در حال حاضر عمدتا" دور میرحسین موسوی گرد‬
‫هاند و بر روی کنار رفتن مهدی کروبی به نفع دیگر نامزد این جناح تاکید بیش ا‌ز اندازه دارند و احتمال" در‬
‫آمد ‌‬

‫‪29‬‬

‫هسوی دیگری نشانه خواهند رفت‪،‬‬
‫تجمهوری انگشت اتهام را ب ‌‬
‫حطلبان در انتخابات ریاس ‌‬
‫صورت شکست اصل ‌‬
‫فتر بیان شود‪.‬‬
‫بهتر است که سناریوهای محتمل شفا ‌‬
‫شفرض پیش از این مطرح شد که در صورت کنار رفتن شیخ اصلحات به نفع نخست وزیر دوران جنگ‪،‬‬
‫این پی ‌‬
‫تکنندگان در انتخابات‬
‫میزان آرای میرحسین موسوی چنان جهشی نخواهد داشت که از سطح نیمی از شرک ‌‬
‫نگونه نیست که نیست‪ ،‬پس در‬
‫هی اول باشد‪ .‬اگر ای ‌‬
‫یچون و چرای انتخابات در مرحل ‌‬
‫فراتر رود و او پیروز ب ‌‬
‫هعنوان مثال ‪ 28‬درصدی موسوی در دور اول با ‪ 48‬درصدی در این مرحله‬
‫عمل تفاوتی میان کسب آرای ب ‌‬
‫تکنندگان باز باید بخت خود‬
‫هدست نیاوردن بیش از پنجاه درصد آرای شرک ‌‬
‫هدلیل ب ‌‬
‫نخواهد بود‪ .‬چون‪ ،‬میرحسین ب ‌‬
‫هی‬
‫یشود که چه او و چه کروبی به مرحل ‌‬
‫شبینی م ‌‬
‫هی دوم انتخابات بیازماید‪ .‬در این حالت پی ‌‬
‫را در عمل در مرحل ‌‬
‫ینژاد‪ ،‬از جمله بخش قابل توجهی‬
‫هی اکثر قریب به اتفاق مخالفان احمد ‌‬
‫حطلبان به اضاف ‌‬
‫دوم راه یابند‪ ،‬تمام اصل ‌‬
‫حطلبان رأی دهند و به احتمال قوی شاهد‬
‫هکاران‪ ،‬به نامزد نهایی اصل ‌‬
‫یها و اقلیتی از محافظ ‌‬
‫از رأی خاکستر ‌‬
‫یافزا در تاریخ جمهوری اسلمی است‬
‫ههای آینده خواهیم بود که خود امری شگفت ‌‬
‫سجمهور ایران در ما ‌‬
‫تغییر ریی ‌‬
‫هاند‪.‬‬
‫های استثنایی؛ چون ت‌اکنون تمام روسای جمهور ایران دو دوره بر مسند قدرت تکیه کرد ‌‬
‫و حادث ‌‬
‫هی دوم و بال بردن احتمال حذف‬
‫هی ضرورت رساندن انتخابات به مرحل ‌‬
‫یتوان به مسئل ‌‬
‫های دیگر م ‌‬
‫حال از زاوی ‌‬
‫های شدن‬
‫ینژاد در این مرحله نگاه کرد و سناریوها را بر اساس آن چید‪ .‬بر این پایه‪ ،‬احتمال دومرحل ‌‬
‫احمد ‌‬
‫هی مردم در انتخابات دارد؛ با فرض ثابت بودن نسبی‬
‫انتخابات ارتباط مستقیمی با میزان مشارکت گسترد ‌‬
‫تهای مستقیم و‬
‫سجمهور و وجود یک کف آرای ثابت از طریق حمای ‌‬
‫درصدی از آرای گردانندگان و حامیان ریی ‌‬
‫تالله‬
‫ههای این حمایت طی روزهای اخیر به کرات دیده شده است‪ ،‬از سخنرانی آی ‌‬
‫غیرمستقیم رهبری‪ .‬نشان ‌‬
‫های در سفر انتخاباتی استان کردستان گرفته ‪ -‬که در آن به وضوح حمایت ضمنی او از نامزد اقتدارگرایان‬
‫خامن ‌‬
‫ههای اقتصادی دولت‬
‫حطلب منتقد برنام ‌‬
‫هی شدیدی به نامزدهای اصل ‌‬
‫به چشم می خورد و به موازات آن حمل ‌‬
‫کدست از یک جناح سیاسی خاص‪ -‬و وزارت کشور و‬
‫شد‪ -‬تا مهندسی کردن انتخابات از طریق برگزارکنندگانی ی ‌‬
‫هی رسمی از بسیج و امکانات نظامی و‬
‫شورای نگهبان‪ -‬و فعال بودن حزب پادگانی و تلش برای استفاد ‌‬
‫انتظامی‪.‬‬
‫تهای محتمل زیر موجب کاهش‬
‫حطلب به نفع دیگری در تمام وضعی ‌‬
‫در این شرایط کنار کشیدن یک نامزد اصل ‌‬
‫تکنندگان در انتخابات خواهد شد‪ ،‬آن هم در‬
‫میزان مشارکت مردم و به تبع آن کوچک شدن مخرج کسر شرک ‌‬
‫کتر شدن مخرج‬
‫ینژاد در صورت کسر عددی نسبتا" ثابت است و با هرچه کوچ ‌‬
‫وضعیتی که کف آرای احمد ‌‬
‫تکنندگان فراتر‬
‫یتواند در نقطه ای حتی از ‪ 50‬درصد آرای شرک ‌‬
‫حاصل کسر بزرگتر خواهد شد‪ .‬تحولی که م ‌‬
‫های را رقم زند‪.‬‬
‫کمرحل ‌‬
‫رفته و انتخاباتی ی ‌‬
‫چرا چنین اتفاقی می افتد؟ به دلیل زیر‪:‬‬
‫حطلبان از دادن رأی به‬
‫فرض اول؛ انتقال بخش قریب به اتفاق آرای کروبی به سبد موسوی و اجتناب تمام اصل ‌‬
‫یدهندگان و حامیان کروبی که مخالف سیاست اعمال شده‬
‫هکار‪ .‬در این سناریو‪ ،‬آن گروه از رأ ‌‬
‫نامزدهای محافظ ‌‬
‫حطلبان« هستند‪ -‬گیرم که تعداد مخالفان حتی ده دوازده نفری بیشتر نباشند‪ ،‬که خیلی‬
‫از سوی »ائتلف اصل ‌‬
‫ینژاد رأی دهند به جمع منفعلن و‬
‫هویژه احمد ‌‬
‫یخواهند به نامزدهای جناح رقیب‪ ،‬ب ‌‬
‫بیشتر خواهند بود‪ -‬چون نم ‌‬
‫مخالفان شرکت در انتخابات خواهند پیوست‪ .‬این تصمیم و اقدام خواه نخواه موجب کاهش مشارکت مردم و‬
‫رچه هم جمع‬
‫ینژاد خواهد بود‪ .‬ه ‌‬
‫یاش افزایش سهم احمد ‌‬
‫کتر شدن مخرج کسر خواهد شد و پیامد حتم ‌‬
‫کوچ ‌‬
‫ینژاد در میان آرای ماخوذه‬
‫منفعلن و مخالفان شرکت در انتخابات بیشتر باشد‪ ،‬احتمال افزایش سهم احمد ‌‬
‫بیشتر قوت خواهد گرفت‪.‬‬
‫حطلب‪ -‬و‬
‫مپوشانی بیشتر آرای نامزدهای اصل ‌‬
‫هعلت ه ‌‬
‫فرض دوم؛ انتقال اکثر آرای کروبی به سبد موسوی – ب ‌‬
‫نتر رضایی‬
‫مزمان انتقال بخشی از آرای او به نفع نامزدهای محافظه کار‪ ،‬در وضعیت سهم بردن فزو ‌‬
‫ه ‌‬
‫یشود‬
‫هدلیل عدم مشارکت گروه اول کوچک م ‌‬
‫ینژاد‪ .‬در این شرایط از یک ‌سو مخرج کسر ب ‌‬
‫درمقایسه با احمد ‌‬
‫یرود که پیامد آن خواه ناخواه در‬
‫ینژاد در صورت کسر به میزان کمتری بال م ‌‬
‫و از سوی دیگر سهم احمد ‌‬
‫سجمهور فعلی خواهد بود‪.‬‬
‫مقایسه با عدم کناره گیری رییس پیشین مجلس از انتخابات‪ ،‬بزرگ شدن سهم ریی ‌‬

‫‪30‬‬

‫حطلب‪ -‬اما‬
‫متر آرای نامزدهای اصل ‌‬
‫مپوشانی ک ‌‬
‫هعلت ه ‌‬
‫فرض سوم؛ انتقال اقل آرای کروبی به سبد موسوی‪ -‬ب ‌‬
‫ینژاد نسبت به رضایی‬
‫هکار‪ .‬در این سناریو سهم احمد ‌‬
‫مزمان انتقال بخشی از آرای او به نفع نامزدهای محافظ ‌‬
‫ه ‌‬
‫نتر فرض شده است‪ .‬این وضعیت در عمل مشابه فرض دوم است‪ ،‬با این تفاوت که سهم نامزد اصلی‬
‫فزو ‌‬
‫هی اول بیشتر‪.‬‬
‫ینژاد در دور مرحل ‌‬
‫گتر و درشت تر خواهد بود و احتمال پیروزی احمد ‌‬
‫لگرایان بزر ‌‬
‫اصو ‌‬
‫فرض چهارم؛ عدم انتقال اکثریت قریب به اتفاق آرای کروبی به سبد موسوی و سر ریز شدن اکثر آرای حامیان‬
‫ضهای دوم و سوم‪ .‬در شرایط اخیر بخت و‬
‫بهای فر ‌‬
‫تها و ترتی ‌‬
‫لگرا به همان نسب ‌‬
‫هسمت نامزدهای اصو ‌‬
‫او ب ‌‬
‫نکه خود تلش خاصی انجام داده باشد شاهد‬
‫ینژاد بیش از پیش خواهد شد و او بدون ای ‌‬
‫اقبال پیروزی احمد ‌‬
‫نشستن شاهین سعادت بر روی دوش خود خواهد بود ‪ -‬شاهینی که به این دلیل به پرواز درآمده است که‬
‫هاند‪.‬‬
‫هی غلط داشته و راهبردی نادرست اتخاذ کرد ‌‬
‫حطلبان یک محاسب ‌‬
‫اصل ‌‬
‫تکنندگان توسط یک نامزد‬
‫یشود بجز سناریوی نامحتمل کسب بیش از پنجاه درصد آرای شرک ‌‬
‫چنانچه ملحظه م ‌‬
‫ضهای‬
‫هگیری یکی به نفع دیگری‪ ،‬در دیگر سناریوها و فر ‌‬
‫هی اول در وضعیت کنار ‌‬
‫حطلب در مرحل ‌‬
‫اصل ‌‬
‫ینژاد در‬
‫یگیرد و بخت پیروزی احمد ‌‬
‫حطلبان سناریو به سناریو فزونی م ‌‬
‫حشده‪ ،‬احتمال شکست اصل ‌‬
‫مطر ‌‬
‫یرود‪.‬‬
‫هی اول انتخابات در هر سناریو بالتر م ‌‬
‫مرحل ‌‬
‫هی‬
‫حطلبان در شرایط کنونی ‪ -‬حتی روزهای پایانی مرحل ‌‬
‫یرسد که بهترین راهبرد اصل ‌‬
‫هنظر م ‌‬
‫بر این اساس ب ‌‬
‫هگیری یک‬
‫هسمت »ائتلف « و »اجماع«‪ ،‬از طریق کنار ‌‬
‫اول انتخابات‪ -‬تکیه بر تکثر و تعدد نامزدهاست و نرفتن ب ‌‬
‫نامزد به نفع دیگری‪.‬‬
‫در یک کارزار انتخاباتی چهار وجهی‪ ،‬پیامد اتخاذ چنین راهبردی در شرایط رقابت شدید میان نامزدهای‬
‫هکار از سوی دیگر‪ ،‬به احتمال‬
‫حطلب با دو نامزد محافظ ‌‬
‫هی نامزدهای اصل ‌‬
‫حطلب از یک سو و رقابت گسترد ‌‬
‫اصل ‌‬
‫هی اول یا با احتمال بیشتر‬
‫هتر در جهت حذف او در مرحل ‌‬
‫بشد ‌‬
‫ینژاد خواهد بود و حرکتی حسا ‌‬
‫زیاد به ضرر احمد ‌‬
‫هی انتخابات ‪ 22‬خرداد ‪« .1388‬‬
‫در مرحل ‌‬
‫كماه‬
‫یدهد كه این یادداشت حدود ی ‌‬
‫هطور کامل بیان گردید‪ ،‬نشان م ‌‬
‫های که ب ‌‬
‫مطالب قرائت شده و مفاد مقال ‌‬
‫پیش از انتخابات به نگارش در آمده و منتشر شده است‪ ،‬و محور مباحث آن نیز حول ضرورت حضور دو نامزد‬
‫تجمهوری دهم بوده است‪ .‬در بخشی از این مقاله ودر یك پاراگراف خاص وقتی‬
‫حطلب در انتخابات ریاس ‌‬
‫اصل ‌‬
‫تهای محتمل زیر‬
‫حطلب به نفع دیگری در تمام وضعی ‌‬
‫بیان می شود »در این شرایط كنار كشیدن یك نامزد اصل ‌‬
‫های نیز به سفر رهبری به كردستان شده است و حمایت روشن‬
‫موجب كاهش میزان مشاركت مردم‪ «...‬اشار ‌‬
‫های در سفر انتخاباتی استان‬
‫تالله خامن ‌‬
‫ینژاد به این صورت بیان گردیده است‪» :‬از سخنرانی آی ‌‬
‫ایشان از احمد ‌‬
‫یخورد و به موازات آن‬
‫هوضوح حمایت ضمنی او از نامزد اقتدارگرایان به چشم م ‌‬
‫کردستان گرفته ‪ -‬که در آن ب ‌‬
‫ههای اقتصادی دولت شد و‪«...‬‬
‫حطلب منتقد برنام ‌‬
‫هی شدیدی به نامزدهای اصل ‌‬
‫حمل ‌‬
‫یدانم كجای این مطلب محرمانه است و در دل خود توهین به رهبری دارد كه مورد استناد قرار گرفته است‪.‬‬
‫نم ‌‬
‫نتر كردن حکم من‪،‬‬
‫یتوان گفت كه كارشناسان وزارت اطلعات با قصد و نیت قبلی و تنها با هدف سنگی ‌‬
‫تنها م ‌‬
‫هاند بدون توجه به محتوای اصلی جمع‬
‫هاند‪ ،‬و در این راه هرچه را دیده و شنید ‌‬
‫یكرد ‌‬
‫هام را دنبال و تکمیل م ‌‬
‫پروند ‌‬
‫هاند تا بتوانند اقدام غیرقانونی خود را دائر بر نگاه داشتن هرچه بیشتر من در بازداشتگاه و‬
‫ه و ارائه داد ‌‬
‫كرد ‌‬
‫ههایی به بازپرس و مسئول شعبه سه دادسرای انقلب‬
‫حبس انفرادی دنبال كنند – هدفی كه در چنین نام ‌‬
‫نکه مطالب خود را در دادگاه خواهد‬
‫نرا دید ‪» ...‬لزم به ذكر است متهم با بیان ای ‌‬
‫هوضوح رد و اثر آ ‌‬
‫یتوان ب ‌‬
‫م ‌‬
‫گفت و تا به پزشك قانونی نرود هیچ مطلبی را ننوشته و امضا نخواهد كرد‪ ...‬و همچنین در جلسه پنجم با اعلم‬
‫سه درخواست‪ ،‬مراجعه به پزشك قانونی‪ ،‬ملقات با نمایندگان ریاست قوه قضاییه‪ ،‬و ملقات با وكلی خود‪ ،‬از‬
‫یگردد برای‬
‫قالذكر تقاضا م ‌‬
‫همكاری با مسئولین پرونده خودداری نموده است‪ .‬لذا با توجه به اتهامات فو ‌‬
‫همدت‬
‫رسیدگی دقیق و بررسی ابعاد و جوانب دیگر اقدامات مشا‌رالیه‪ ،‬درخواست تمدید قرار بازداشت نامبرده ب ‌‬
‫هصورت انفرادی موافقت فرمایید‪«.‬‬
‫كماه و ب ‌‬
‫ی ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬

‫‪31‬‬

‫اجازه بدهید در ارتباط با همین موضوع به مقاله »معیار و محك جنایت« كه پیش از این هم به آن اشاره شد‬
‫هاند‪ .‬از‬
‫بپردازم‪ .‬كارشناسان وزارت اطلعات مفاد این مقاله را حاوی انتساب به كودتای انتخاباتی دانست ‌‬
‫یكنم‪.‬‬
‫یكه این مقاله پیش از این قرائت و ارائه شد‪ ،‬تنها به بیان دو بخش مورد استناد زیر بسنده م ‌‬
‫آنجای ‌‬
‫»بر این باوریم كه حكومتی كه عنوان اسلمی برخود نهاده است‪ ،‬اگر در این جایگاه و وضعیت )اعمال جنایت و‬
‫یكند‬
‫تاش زایل است و حاكمی كه بر مسند علی)ع( تكیه م ‌‬
‫هخود مشروعی ‌‬
‫هكارگیری شكنجه( قرار بگیرد خود ب ‌‬
‫ب ‌‬
‫تکاران رضایت دهد از عدالت‬
‫اگر فرمان چنین برخوردهایی را بدهد یا حتی آنها را ببیند و دم نزند و بر كار جنای ‌‬
‫تکاران جنگی محاكمه شود‪«.‬‬
‫هی جنای ‌‬
‫ساقط است و باید در دادگاه ویژ ‌‬
‫حضار محترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫هها و مقدماتی بیان گردیده كه‬
‫هصورت شرطی بیان شده‪ ،‬و گزار ‌‬
‫یفرمایید كه جملت مورد استناد ب ‌‬
‫ملحظه م ‌‬
‫یكنم در این دادگاه بتوان یك نفر را یافت كه براین نظر‬
‫هگیری بحث مشروط به تحقق آن است‪ .‬گمان نم ‌‬
‫نتیج ‌‬
‫نشكن‬
‫باشد كه باید قانون و اصول اسلمی را كنار گذارد و چشم بر جنایت و شكنجه بست و اجازه داد كه قانو ‌‬
‫یخواهد باشد‪.‬‬
‫تکار از دست عدالت بگریزد و محاكمه و مجازات نشود‪ ،‬حال در هرسطح مقامی م ‌‬
‫و جنای ‌‬
‫نكه دراولین بند فصل هشتم قانون اساسی ایران‪ ،‬آنجا كه به مبحث »رهبر یا شورای رهبری«‬
‫هخصوص آ ‌‬
‫ب ‌‬
‫کصد و هفتم تصریح و تاكید شده است‪» :‬رهبر در برابر قوانین با سایر افراد‬
‫پرداخته است در انتهای اصل ی ‌‬
‫كشور مساوی است‪«.‬‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫یطلبد كه تاكنون ارائه‬
‫دیگر موارد و مستندات تقریبا" شبیه یكدیگر است و دفاعیات و مستندات مشابهی را م ‌‬
‫هی دادگاه خارج است‪.‬‬
‫گردیده و تكرار آنها مسلما" از حوصل ‌‬
‫مهایی چون »ساقط شدن رهبر معظم انقلب از عدالت و زیر پا‬
‫یماند كه ذیل اتها ‌‬
‫تنها مواردی چند باقی م ‌‬
‫هخاطر منافع شخصی«‪» ،‬مقایسه و تشبیه رهبر معظم انقلب با شاه و حكومت سابق«‪» ،‬انتساب‬
‫گذاردن آن ب ‌‬
‫ههایی نیز ارائه‬
‫جبهه سیاه كودتا و اسلم طالبانی به رهبرمعظم انقلب«‪ ،‬و‪ ...‬آورده شده و مقالت و مصاحب ‌‬
‫گردیده است‪.‬‬
‫ههای رادیو و تلویزیونی بر مبنای مقالت نوشته شده بیان‬
‫نکه مطالب عنوان شده در مصاحب ‌‬
‫با توجه به ای ‌‬
‫یدانم كه كارشناسان ذیربط آنها‬
‫هام و بعید م ‌‬
‫لهای صوتی و تصویری آن دسترسی نداشت ‌‬
‫گردیده و من نیز به فای ‌‬
‫را در اختیار ریاست محترم دادگاه و اعضای هیأت منصفه قرار داده باشند‪ ،‬به دفاع از مطالب مكتوب خود‪،‬‬
‫یكنم‪.‬‬
‫بسنده م ‌‬
‫چگونه ترس و واهمه و رودربایستی و بیم و هراسی از صدور حكم توسط قاضی محترم‪ ،‬گفته شد‬
‫آنچه بدون هی ‌‬
‫یشود براساس اعتقاداتم به نظامی است كه در تشكیل و تأسیس آن در جوانی نقش داشته و بعد هم در‬
‫وم ‌‬
‫هام ‪ .‬برمبنای تصریحات و تاکیدات مفاد و اصول قانون اساسی‪ ،‬امیدوارم كه‬
‫مراحل مختلف از آن حمایت كرد ‌‬
‫قاضی محترم براساس استقلل رأی‪ ،‬قضاوت نماید و درنهایت درخصوص این پرونده رأی و نظر خود را صادر‬
‫یكند و خود را غیرقانونی و غیرشرعی‪ ،‬تابع بدون‬
‫یگوید و عمل م ‌‬
‫نگونه كه ریاست قوه قضاییه م ‌‬
‫كند؛ و نه آ ‌‬
‫لالخطاب‬
‫های فص ‌‬
‫های را در هر زمین ‌‬
‫تالله خامن ‌‬
‫یداند و سخنان درست یا غلط آی ‌‬
‫چون و چرای فرامین رهبری م ‌‬
‫یکند‪ ،‬حتی اگر اظهارات و عملکرد ایشان‪ ،‬برخلف عدالت و تقوا باشد‪.‬‬
‫ارزیابی م ‌‬
‫هالملوك بوده‬
‫هام برمبنای امر به معروف و نهی از منكر و نصیح ‌‬
‫یگویم و گفت ‌‬
‫یكنم هرچه كه م ‌‬
‫موکدا" تكرار م ‌‬
‫هما‬
‫یباشد؛ تعلیم و تربیت اسلمی )و از جمله فرمایشات پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی( ب ‌‬
‫است و م ‌‬
‫آموخته است كه اگر حاكم از راه راست خارج شد‪ ،‬همچون یك مسلمان در برابر او بایستیم و بدون لكنت زبان‪،‬‬
‫عیب و ایرادش را تذکر دهیم و بیان كنیم‪ ،‬و اگر اقدام به اصلح گفتار‪ ،‬رفتار و كردار خود نكرد‪ ،‬با روش‬
‫هساز بركناری او شویم‪ .‬پیش از این اشاره کردم كه پیامبر اكرم)ص( و امیرالمومنین)ع( چه‬
‫تجویانه زمین ‌‬
‫مسالم ‌‬
‫هی‬
‫یدانم كه به شیو ‌‬
‫هاند؛ در اینجا تنها ضروری م ‌‬
‫های در برابر مخالفان قانونی و غیرمسلح خود داشت ‌‬
‫شیو ‌‬
‫نگذار جمهوری اسلمی ایران نیز اشاراتی داشته باشم‪.‬‬
‫بنیا ‌‬

‫‪32‬‬

‫فاند كه در جریان تحولت پس از انقلب‪ ،‬مهندس مهدی بازرگان به‬
‫هی تاریخی واق ‌‬
‫همه بر این مسئله و حادث ‌‬
‫ی رهبر فقید‬
‫هی حكومت و زمامدار ‌‬
‫تالله خمینی تبدیل شد و مکرر به انتقاد از شیو ‌‬
‫یكی از منتقدان جدی آی ‌‬
‫كترین تعرضی نسبت به ایشان‬
‫چكس ندیده رهبر انقلب شخصا" كوچ ‌‬
‫یپرداخت‪ .‬قابل توجه است که هی ‌‬
‫انقلب م ‌‬
‫هی مهندس بازرگان‬
‫مهای سیاسی و قضایی اقدام به جلب‪ ،‬دستگیری و محاكم ‌‬
‫داشته باشد و یا اجازه دهد مقا ‌‬
‫كنند‪ .‬برعكس‪ ،‬مستندات تاریخی دال بر این است كه وقتی از ایشان خواستند چنین برخوردی را تأیید و صادر‬
‫هاند‪» :‬مرا قبول نداشته باشند‪ ،‬مگر من جزو‬
‫كند یا جلوی اقدام به دستگیری مهندس بازرگان را نگیرد‪ ،‬فرمود ‌‬
‫تالله موسوی اردبیلی(‬
‫اصول دين هستم؟« )نقل به مضمون از آی ‌‬
‫نگذار جمهوری اسلمی ایران‪ ،‬سیدحسن خمینی مورد تعرض و توهین قرار گرفت‪،‬‬
‫هی بنیا ‌‬
‫در حوادث اخیر كه نو ‌‬
‫تالله‬
‫هالسلم علیخانی‪ ،‬نماینده مجلس شورای اسلمی در جمع خبرنگاران به نقل از یكی از یاران نزدیك آی ‌‬
‫حج ‌‬
‫كروز صبح‬
‫ت‪ ،‬ی ‌‬
‫تها پیش از شروع مبارزا ‌‬
‫یكرد مد ‌‬
‫های را به این شرح نقل كرد‪» :‬این فرد عنوان م ‌‬
‫خمینی خاطر ‌‬
‫به منزل امام آمدم و دیدم بر روی در‪ ،‬كاغذی چسبانده شده كه حاوی اهانت به ایشان است‪ .‬من با عصبانیت‬
‫یكه در دستم بود وارد حیاط شدم ‪ .‬این فرد نقل می كند امام احساس كرد كه من‬
‫برگه را كندم و درحال ‌‬
‫عصبانی هستم و دید كه كاغذی در دست من است؛ متوجه موضوع شد و گفت‪ :‬من خودم صبح كه بیرون قدم‬
‫یدهند؛‬
‫یدهند‪ ،‬به مرده كه فحش نم ‌‬
‫نرا نكندم‪ ،‬چراكه به انسان زنده فحش م ‌‬
‫یزدم آن اعلمیه را دیدم اما آ ‌‬
‫م ‌‬
‫این تعبیری است كه امام دارد‪) «.‬روزنامه اطلعات‪ ،‬مورخ ‪(17/3/89‬‬
‫حضار محترم‬
‫هی امام راحل در معرض دید همه‬
‫هشیو ‌‬
‫حطلبان انتظار نداریم كه مطالب ما را ب ‌‬
‫من و دیگر تحول خواهان و اصل ‌‬
‫هما حق بدهید كه از قوه قضاییه و ریاست دادگاه بخواهیم در قضاوت‬
‫هی ملی بخوانند‪ ،‬اما ب ‌‬
‫قرار دهند یا در رسان ‌‬
‫هی رسول اكرم)ص( و امام علی)ع( عمل كنند و‬
‫لهای ما‪ ،‬به شیو ‌‬
‫و صدور حكم‪ ،‬شنیدن تمام سخنان و استدل ‌‬
‫فهای ما فحش نیست و سخنان از سر‬
‫تالله خمینی بگذارند؛ هرچند كه حر ‌‬
‫تكم جا پای آی ‌‬
‫یتوانند دس ‌‬
‫اگر نم ‌‬
‫هقول امام علی)ع(‪ ،‬افضل امر به معروف و نهی از منكر‪ ،‬امر به معروف و نهی از منكر‬
‫دلسوزی است و ب ‌‬
‫سلطان جائر است‪.‬‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫پیش از این در خصوص عدالت و وجوب این شرط در كنار تقوا در امام مسلمانان – حتی در سطح امام جماعت‬
‫ههایمان در زمان بازداشت و در‬
‫یك نماز چند نفره – صحبت كردم و گفتم كه آنچه بر من و امثال من و خانواد ‌‬
‫نها رفته است‪ ،‬خود ملك و معیاری برعدم وجود عدالت و تقوا‪ ،‬بلكه از آن‬
‫هها و زندا ‌‬
‫ایام نگهداری در بازداشتگا ‌‬
‫هی روحی و جسمی و اعمال ظلم و ستم است‪ ،‬و دیگر به تكرار موارد و مصادیق آن‬
‫بدتر وجود شكنج ‌‬
‫یپردازم ‪.‬‬
‫نم ‌‬
‫اما برای رهبر شرایط دیگری هم در نظر گرفته شده است كه در مقالت مورد استناد كارشناسان وزارت‬
‫هگونه ای به آن پرداخته شده و دلیل و مشهودات لزم ارائه گردیده است كه شما را به همان‬
‫اطلعات‪ ،‬ب ‌‬
‫یدهم‪.‬‬
‫مقالت و استدللت ارجاع م ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫هی قانون اساسی و همچنین فصل هشتم میثاق ملی‪ ،‬بجز شرط عدالت و تقوا‪ ،‬خصوصیات و شرایط‬
‫در مقدم ‌‬
‫دیگری نیز برای رهبر در نظر گرفته شده است كه نه تنها باید از همان ابتدا داشته باشد بلكه در تمام دوران‬
‫یها را حفظ كند و حتی اگر ثابت شود كه از همان ابتدا این شرایط وجود نداشته‬
‫زمامداری نیز باید آن ویژگ ‌‬
‫یشود ‪ .‬اجازه دهید ابتدا نگاهی به این اصول داشته باشم و بعد‬
‫است‪ ،‬خود به خود شرط رهبری لغو و منتفی م ‌‬
‫هگیری خود را ارائه دهم‪:‬‬
‫نتیج ‌‬
‫یعصر)عج( در جمهوری اسلمی ایران‬
‫در اصل پنجم قانون اساسی آمده است‪» :‬در زمان غیبت حضرت ول ‌‬
‫هی فقیه عادل و باتقوا‪ ،‬آگاه به زمان‪ ،‬شجاع‪ ،‬مدیر و مدبر است‪«...‬‬
‫ولیت امر و امامت برعهد ‌‬

‫‪33‬‬

‫نچنین فهرست شده است‪:‬‬
‫کصد و نهم نیز »شرایط و صفات رهبر« ای ‌‬
‫در اصل ی ‌‬
‫‪ .1‬صلحیت علمی لزم برای افتاء در ابواب مختلف فقه‬
‫‪ .2‬عدالت و تقوای لزم برای رهبری امت اسلم‬
‫‪ .3‬بینش صحیح سیاسی و اجتماعی‪ ،‬تدبیر‪ ،‬شجاعت‪ ،‬مدیریت و قدرت كافی برای رهبری‪.‬‬
‫حضار محترم‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫به شهادت اكثریت قریب به اتفاق مسئولن پیشین نظام و یاران نزدیك به امام و اعتراض آشكار و نهان آنان به‬
‫های‪ ،‬و همچنین نتایج انتخابات‬
‫تالله خامن ‌‬
‫یشده توسط حزب پادگانی به رهبری آی ‌‬
‫هی اجرای انتخابات مهندس ‌‬
‫شیو ‌‬
‫هویژه در ایام انتخابات دوره دهم‬
‫های به این امر خطیر و اعلم و تحمیل آن‪ ،‬آنچه كه ب ‌‬
‫هی ورود آقای خامن ‌‬
‫و شیو ‌‬
‫تجمهوری و پس از آن روی داد‪ ،‬همه بیانگر عدم وجود تدبیر و مدیریت برای راهبری کشور است كه‬
‫ریاس ‌‬
‫هی فقدان شرایط و صفات لزم برای رهبری باشد؛‬
‫یتواند نشان ‌‬
‫افزون بر نداشتن عدالت و تقوا‪ ،‬هركدام م ‌‬
‫هساز بركناری رهبر شود و باشد‪.‬‬
‫یتواند زمین ‌‬
‫کصد و پانزدهم قانون اساسی م ‌‬
‫وضعی كه براساس اصل ی ‌‬
‫یتوان نقطه عطف رسیدن به وضع کنونی‬
‫تجمهوری دهم روی داد تنها م ‌‬
‫نکه آنچه را در انتخابات ریاس ‌‬
‫ضمن ای ‌‬
‫ههای فراوانی دال بر نبود عدل و تقوا و تدبیر و تدبر وجود داشته و دارد كه‬
‫دانست‪ ،‬چون پیش از آن نیز نشان ‌‬
‫هی انقلب قرار داده است؛ وضعی كه ملت را دوشقه و حتی‬
‫كشور را در بدترین وضعیت در تاریخ سی ‌و اند سال ‌‬
‫هترین دشمنی خارجی را در برابر جمهوری اسلمی ایران شكل داده است و‬
‫هپاره كرده و بالترین و گسترد ‌‬
‫پار ‌‬
‫یكند‪.‬‬
‫هگر م ‌‬
‫مانداز فقر و فلكت و جنگ و خونریزی را روزبه روز بیشتر جلو ‌‬
‫چش ‌‬
‫ریاست محترم دادگاه‪ ،‬اعضای هیأت منصفه‬
‫هی مصادیق و مستندات بسیار نداشته‬
‫یكنم كه دادگاه فرصت لزم را برای بیان موارد گوناگون و ارائ ‌‬
‫گمان م ‌‬
‫یتوان در این خصوص »مثنوی چهل من كاغذ« ارائه داد‪.‬‬
‫باشد وگرنه م ‌‬
‫هخرج دادید تشكر و‬
‫عام ب ‌‬
‫های كه برای شنیدن دفاعیات من و وكلی مداف ‌‬
‫یخواهم از حوصل ‌‬
‫در خاتمه اجازه م ‌‬
‫سگزاری كنم‪ ،‬و این امید را داشته باشم كه رأیی صادر شود كه نه تنها تأییدی بر تحمل نظام برای سخنان‬
‫سپا ‌‬
‫ه و مفهوم گرانقدر »امر به معروف و نهی از منكر« و »نصیحه‬
‫منتقدان‪ ،‬بلكه تاكیدی بر ارج نهادن به مقول ‌‬
‫هام رفته‪،‬‬
‫كسال است بر من و خانواد ‌‬
‫یتواند بخشی از ظلم و ستمی را كه بیش از ی ‌‬
‫الملوك« باشد‪ .‬حكمی كه م ‌‬
‫جبران كند‪.‬‬
‫مهای‬
‫باز امیدوارم كه هیأت منصفه و قاضی محترم دادگاه براساس حق و عدالت‪ ،‬رأی به برائت من از اتها ‌‬
‫یترین هدف انقلب اسلمی ایران و استقرار‬
‫وارده دهند؛ بلكه در راستای اعمال آزادی و عدالت كه اصل ‌‬
‫هی انجام شده و نقض اعمال‬
‫یهای گسترد ‌‬
‫یقانون ‌‬
‫هساز خاتمه بخشیدن به ب ‌‬
‫جمهوری اسلمی است‪ ،‬زمین ‌‬
‫هام در این مدت شوند؛ خاطیان را ناامید سازند و‬
‫هی مبنی برشكنجه و ضرب و جرح و نگهداری ناعادلن ‌‬
‫ضالمان ‌‬
‫هدست عدالت بسپارند و حتی زمینه ساز رفع هتك حیثیت و خسارات مادی و معنوی‬
‫در صورت ممكن آنان را ب ‌‬
‫هام شده‪ ،‬ترتیبات لزم را برای پرداخت خسارات و دیه لزم بابت صدمات روحی و جسمی‬
‫وارده به من و خانواد ‌‬
‫وارده بر ما در دوران دستگیری‪ ،‬بازداشت و زندان فراهم آورند‪.‬‬
‫هدر آیم روزی‬
‫نذر كردم گر از این غم ب ‌‬

‫لخوان بروم‬
‫تا در میكده شادان و غز ‌‬

‫نباران نیست‬
‫تازیان را غم احوال گرا ‌‬

‫پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم‬
‫والسلم‬
‫عیسی سحرخیز‬
‫‪27/4/1389‬‬

‫‪34‬‬

35

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful