You are on page 1of 10

‫استاندارد حسابداري‌ شماره‌ ‪25‬‬

‫گزارشگري‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف‌‬

‫فهرست‌ مندرجات‌‬

‫شماره‌ بند‬
‫‪ 2‬ـ ‪1‬‬ ‫مقدمه‌‬ ‫‪.‬‬
‫‪ 5‬ـ ‪3‬‬ ‫دامنه‌ كاربرد‬ ‫‪.‬‬
‫‪ 13‬ـ ‪6‬‬ ‫تعاريف‌‬ ‫‪.‬‬
‫‪ 19‬ـ ‪14‬‬ ‫تشخيص‌ قسمتهاي‌ قابل‌ گزارش‌‬ ‫‪.‬‬
‫‪ 23‬ـ ‪20‬‬ ‫رويه‌هاي‌ حسابداري‌ قسمت‌‬ ‫‪.‬‬
‫‪ 33‬ـ ‪24‬‬ ‫افشا‬ ‫‪.‬‬
‫‪34‬‬ ‫تاريخ‌ اجرا‬ ‫‪.‬‬
‫‪35‬‬ ‫مطابقت‌ با استانداردهاي‌ بين‌المللي‌ حسابداري‌‬ ‫‪.‬‬
‫پيوست‌‪ :‬نمونه‌ گزارشگري‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف‌‬ ‫‪.‬‬
‫استاندارد حسابداري‌ شماره‌ ‪25‬‬
‫گزارشگري‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف‌‬

‫اين‌ استاندارد بايد با توجه‌ به‌ "مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري‌" مطالعه‌ و بكارگرفته‌ شود‪.‬‬

‫مقدمه‌‬
‫‪ . 1‬هدف‌ اين‌ استاندارد‪ ،‬تجويز مباني‌ گزارشگري‌ اطلعات‌ مالي‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف‌ يك‌ واحد تجاري‌ است‌‪ .‬اين‌ اطلعات‌‬
‫در مورد انواع‌ـ مختلف‌ـ محصولت‌ـ و خدمات‌ـ ارائه‌ـ شده‌ـ و نيز مناطق‌ـ جغرافيايي‌ـ مختلف‌ـ عمليات‌ـ واحد تجاري‌ـ است‌ـ كه‌ـ به‌‬
‫استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در موارد زير كمك‌ مي‌كند‪:‬‬
‫الف‌ ‪ .‬درك‌ بهتر عملكرد گذشته‌ واحد تجاري‌‪،‬‬
‫ب‌ ‪ .‬ارزيابي‌ بهتر مخاطرات‌ و بازده‌هاي‌ واحد تجاري‌‪ ،‬و‬
‫ج‌ ‪ .‬قضاوتهاي‌ آگاهانه‌تر در مورد كل‌ واحد تجاري‌‪.‬‬

‫‪ . 2‬برخي ‌ واحدهاي ‌ تجاري‌‪ ،‬محصولت ‌ و خدمات ‌ متنوعي‌ توليد و ارائه ‌ مي‌كنند يا در مناطق ‌ جغرافيايي ‌ متفاوتي ‌ فعاليت ‌ دارند‬
‫كه‌ـ از نرخهاي‌ـ سودآوري ‌‪ ،‬فرصتهاي‌ـ رشد‪ ،‬انتظارات‌ـ آتي‌ـ و مخاطرات‌ـ مختلفي‌ـ برخوردارند‪ .‬اطلعات‌ـ در مورد انواع‌ـ مختلف‌‬
‫محصولت ‌ و خدمات ‌ يك ‌ واحد تجاري ‌ و عمليات ‌ آن ‌ در مناطق ‌ جغرافيايي ‌ متفاوت‌‪ ،‬كه ‌ اغلب ‌ اطلعات ‌ قسمت ‌ ناميده ‌ مي‌شود‪،‬‬
‫براي‌ ارزيابي‌ مخاطرات‌ و بازده‌هاي‌ يك‌ واحد تجاري‌ مفيد است‌‪.‬‬

‫دامنه‌ كاربرد‬
‫‪ . 3‬كليه‌‌ واحدهاي‌‌ تجاري‌‌ كه‌‌ اوراق‌‌ سهام‌‌ آنها به‌‌ عموم‌‌ عرضه‌‌ مي‌شود يا در جريان‌‌ انتشار‬
‫عمومي‌ است‌ بايد الزامات‌ اين‌ استاندارد را رعايت‌ كند ‪.‬‬

‫‪ . 4‬ساير‌ ‌واحدهاي‌‌‌ تجاري‌‌‌ چنانچه‌‌‌ داوطلبانه‌‌‌ در‌ ‌صورتهاي‌‌‌ مالي‌‌‌ تهيه‌‌‌ شده‌‌‌ براساس‌‬
‫استانداردهاي‌‌ حسابداري‌‌ ‪‌ ‌ ‌،‬اطلعات‌‌ بر‌ ‌حسب‌‌ قسمتهاي‌‌ مختلف‌‌ را‌ ‌افشا‌ ‌نمايند‌ ‌‪‌ ‌ ‌،‬بايد‬
‫الزامات‌ اين‌ استاندارد را به‌ طور كامل‌ رعايت‌ كنند ‪.‬‬

‫‪ . 5‬هنگام ‌ ارائه ‌ مجموعه ‌ صورتهاي ‌ مالي ‌ جداگانه ‌ واحد تجاري ‌ اصلي ‌ همراه ‌ صورتهاي ‌ مالي ‌ تلفيقي‌‪ ،‬اطلعات ‌ مربوط ‌ به ‌ قسمتها‬
‫فقط‌ در صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ ارائه‌ مي‌شود‪.‬‬

‫تعاريف‌‬
‫‪ . 6‬اصطلحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ ‪:‬‬
‫‪ .‬قسمت‌ تجاري‌ جزئي‌ قابل‌ تفكيك‌ از واحد تجاري‌ است‌ كه‌ يك‌ محصول‌ يا خدمت‌ يا گروهي‌‬
‫از محصولت ‌ يا خدمات ‌ مرتبط ‌ را ارائه ‌ مي‌كند و داراي ‌ مخاطره ‌ و بازده‌اي ‌ متفاوت ‌ از ساير‬
‫قسمتهاي ‌ واحد تجاري ‌ است ‌ ‪ .‬عوامل ‌ زير بايد در تعيين ‌ محصولت ‌ و خدمات ‌ مرتبط ‌ در نظر‬
‫گرفته‌ شود ‪:‬‬
‫الف‌ ‪ .‬ماهيت‌ محصولت‌ يا خدمات‌ ‪،‬‬
‫ب‌ ‪ .‬ماهيت‌ فرآيندهاي‌ توليد ‪،‬‬
‫ج‌ ‪ .‬نوع‌ يا طبقه‌ مشتريان‌ براي‌ محصولت‌ يا خدمات‌ ‪،‬‬
‫د ‪ .‬روشهاي‌ توزيع‌ محصولت‌ يا ارائه‌ خدمات‌ ‪ ،‬و‬
‫ه ‪ .‬ماهيت‌ مقررات‌ مربوط‌ ‪ ،‬براي‌ مثال‌ ‪ ،‬مقررات‌ بانكي‌ و بيمه‌اي‌ ‪.‬‬
‫‪ .‬قسمت‌‌ جغرافيايي‌‌ جزيي‌‌ قابل‌‌ تفكيك‌‌ از‌ ‌واحد‌ ‌تجاري‌‌ است‌‌ كه‌‌ به‌‌ ارائه‌‌ محصولت‌‌ يا‬
‫خدمات‌‌ در منطقه‌‌ جغرافيايي‌‌ مشخصي‌‌ مشتمل‌‌ بر يك‌‌ كشور يا گروهي‌‌ از كشورها اشتغال‌‬
‫دارد و داراي‌‌ مخاطره‌‌ و بازده‌اي‌‌ متفاوت‌‌ از اجزايي‌‌ است‌‌ كه‌‌ در ساير مناطق‌‌ جغرافيايي‌‬
‫فعاليت‌ مي‌كنند ‪ .‬عوامل‌ زير بايد در تشخيص‌ قسمتهاي‌ جغرافيايي‌ در نظر گرفته‌ شود ‪:‬‬
‫الف‌ ‪ .‬تشابه‌ شرايط‌ اقتصادي‌ و سياسي‌ ‪،‬‬
‫ب‌ ‪ .‬روابط‌ بين‌ عمليات‌ در مناطق‌ جغرافيايي‌ مختلف‌ ‪،‬‬
‫ج‌ ‪ .‬مجاورت‌ عمليات‌ ‪،‬‬
‫د ‪ .‬مخاطرات‌ خاص‌ ناشي‌ از عمليات‌ در مناطق‌ مشخص‌ ‪،‬‬
‫ه ‪ .‬مقررات‌ كنترل‌ ارز ‪ ،‬و‬
‫و ‪ .‬مخاطرات‌ نوسانات‌ ارزي‌ ‪.‬‬
‫‪ .‬قسمت‌‌ قابل‌‌ گزارش‌‌ قسمتي‌‌ تجاري‌‌ يا جغرافيايي‌‌ است‌‌ كه‌‌ بر مبناي‌‌ تعاريف‌‌ پيشگفته‌‬
‫مشخص ‌ مي‌شود و براساس ‌ اين ‌ استاندارد ‪ ،‬افشاي ‌ اطلعات ‌ قسمت ‌ در مورد آن ‌ ضرورت‌‬
‫دارد ‪.‬‬
‫‪ .‬درآمد عملياتي‌‌ قسمت‌‌ عبارت‌‌ است‌‌ از درآمد حاصل‌‌ از فعاليتهاي‌‌ اصلي‌‌ و مستمر كه‌‬
‫مستقيما ً قابل ‌ انتساب ‌ يا برمبنايي ‌ منطقي ‌ ‪ ،‬قابل ‌ تخصيص ‌ به ‌ قسمت ‌ است ‌ اعم ‌ از اينكه ‌ از‬
‫فروش‌ ‌ به‌ ‌ مشتريان‌ ‌ برون‌ ‌ سازماني‌ ‌ يا‌ ‌معاملت‌ ‌ با‌ ‌ساير‌ ‌قسمتهاي‌ ‌ همان‌ ‌ واحد‌ ‌تجاري‌‬
‫ناشي‌شده‌ باشد ‪.‬‬
‫‪ .‬هزينه ‌ عملياتي ‌ قسمت ‌ عبارت ‌ است ‌ از هزينه‌هاي ‌ مرتبط ‌ با فعاليتهاي ‌ اصلي ‌ و مستمر كه‌‬
‫مستقيما ً‌ قابل‌‌ انتساب‌‌ يا‌ ‌بر‌ ‌مبنايي‌‌ منطقي‌‌ قابل‌‌ تخصيص‌‌ به‌‌ قسمت‌‌ است‌‌ اعم‌‌ از‌ ‌اينكه‌‬
‫مرتبط ‌ با فروش ‌ به ‌ مشتريان‌ برون ‌ سازماني ‌ يا معاملت‌ با ساير قسمتهاي ‌ همان ‌ واحد تجاري‌‬
‫باشد ‪.‬‬
‫‪ .‬نتيجه‌‌ عمليات‌‌ قسمت‌ ‌عبارت‌‌ از درآمد عملياتي‌‌ قسمت‌‌ پس‌‌ از كسر هزينه‌‌ عملياتي‌‌ آن‌‬
‫است‌ ‪.‬‬
‫‪ .‬داراييهاي‌ قسمت‌ عبارت‌ است‌ از داراييهايي‌ كه‌ به ‌ طور مستقيم‌ قابل ‌ انتساب‌ يا بر مبنايي‌‬
‫منطقي‌ قابل‌ تخصيص‌ به‌ فعاليتهاي‌ عملياتي‌ قسمت‌ باشد ‪.‬‬
‫‪ .‬بدهيهاي‌ قسمت‌ عبارت‌ است‌ از بدهيهايي‌ كه‌ مستقيما ً قابل‌ انتساب‌ و يا بر مبنايي‌ منطقي‌‬
‫قابل‌ تخصيص‌ به‌ فعاليتهاي‌ عملياتي‌ قسمت‌ باشد ‪.‬‬

‫‪ . 7‬منشاء اصلي ‌ مخاطرات ‌ بر چگونگي ‌ سازماندهي ‌ و اداره ‌ واحدهاي ‌ تجاري ‌ اثر مي‌گذارد‪ .‬بنابراين‌‪ ،‬ساختار سازماني ‌ و سيستم‌‬
‫گزارشگري ‌ مالي ‌ داخلي ‌ واحد تجاري ‌ مبنايي ‌ براي ‌ تشخيص ‌ قسمتهاي ‌ آن ‌ است‌‪ .‬مخاطرات ‌ و بازده‌هاي ‌ يك ‌ واحد تجاري‌‪ ،‬هر دو‬
‫تحت ‌ تأثير محل ‌ جغرافيايي ‌ عمليات ‌ و نيز بازارهاي ‌ آن ‌ قرار مي‌گيرد‪ .‬در نتيجه‌‪ ،‬قسمتهاي ‌ جغرافيايي ‌ مي‌تواند يكي ‌ از دو مورد‬
‫زير باشد‪:‬‬
‫الف‌ ‪ .‬محل‌ استقرار تجهيزات‌ توليد يا ارائه‌ خدمت‌ و ساير داراييهاي‌ واحد تجاري‌‪ ،‬يا‬
‫ب‌ ‪ .‬محل‌ بازارها و مشتريان‌ آن‌‪.‬‬

‫‪ . 8‬تعيين ‌ قسمتهاي ‌ تجاري ‌ يا جغرافيايي ‌ جداگانه ‌ نيازمند قضاوت ‌ است‌‪ .‬مديريت ‌ واحد تجاري ‌ براي ‌ اعمال ‌ اين ‌ قضاوت‌‪ ،‬هدف‌‬
‫گزارشگري‌ اطلعات‌ مالي‌ قسمت‌ را با توجه‌ به‌ اين‌ استاندارد و خصوصيات‌ كيفي‌ اطلعات‌ مالي‌ (طبق‌ مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌‬
‫مالي‌) در نظر مي‌گيرد‪ .‬خصوصيات ‌ كيفي ‌ شامل ‌ مربوط ‌ بودن‌‪ ،‬قابل ‌ اتكا بودن ‌ و قابل ‌ مقايسه ‌ بودن ‌ اطلعاتي ‌ است ‌ كه ‌ در مورد‬
‫گروههاي‌ـ مختلف‌ـ محصولت‌ـ و خدمات‌ـ واحد تجاري‌ـ و عمليات‌ـ آن‌ـ در مناطق‌ـ جغرافيايي‌ـ خاص‌ـ گزارش‌ـ مي‌شود‪ .‬همچنين‌‬
‫خصوصيات‌ كيفي‌ شامل‌ مفيد بودن‌ اطلعات‌ مالي‌ براي‌ ارزيابي‌ مخاطرات‌ و بازده‌ كل‌ واحد تجاري‌ است‌‪.‬‬
‫‪ 9‬ـ‪ .‬نمونه‌هايي‌ـ از داراييهاي‌ـ قسمت‌ـ شامل‌ـ داراييهاي‌ـ جاري‌ـ مرتبط‌ـ با فعاليتهاي‌ـ عملياتي‌ـ قسمت ‌‪ ،‬داراييهاي‌ـ ثابت‌ـ مشهود‪،‬‬
‫داراييهاي‌ـ موضوع‌ـ اجاره‌هاي‌ـ سرمايه‌اي‌ـ و داراييهاي‌ـ نامشهود است ‌‪ .‬اگر استهلك‌ـ يك‌ـ دارايي‌ـ در هزينه‌ـ عملياتي‌ـ قسمت‌ـ منظور‬
‫شود‪ ،‬دارايي ‌ مربوط ‌ نيز جزء داراييهاي ‌ قسمت ‌ قرار مي‌گيرد‪ .‬داراييهاي ‌ قسمت ‌‪ ،‬داراييهاي ‌ مورد استفاده ‌ براي ‌ مقاصد عمومي‌‬
‫واحد تجاري ‌ يا دفتر مركزي ‌ را دربر نمي‌گيرد‪ .‬داراييهاي ‌ قسمت ‌ در صورتي ‌ شامل ‌ داراييهاي ‌ مورد استفاده ‌ مشترك ‌ دو يا چند‬
‫قسمت‌ است‌ كه‌ مبنايي‌ منطقي‌ براي‌ تخصيص‌ وجود داشته‌ باشد‪ .‬داراييهاي‌ قسمت‌ دربرگيرنده‌ سرقفلي‌ است‌ كه‌ مستقيماً قابل‌‬
‫انتساب‌ يا بطور منطقي‌ قابل‌ تخصيص‌ به‌ قسمت‌ است‌ و هزينه‌ عملياتي‌ قسمت‌ شامل‌ استهلك‌ سرقفلي‌ مربوط‌ است‌‪.‬‬

‫‪ . 10‬نمونه‌هايي‌ از بدهيهاي‌ قسمت‌ شامل‌ حسابها و اسناد پرداختني‌ تجاري‌ و ساير حسابها و اسناد پرداختني‌‪ ،‬پيش‌دريافت‌ از‬
‫مشتريان‌ و ذخيره‌هاي‌ تضمين ‌ محصول ‌ است‌‪ .‬بدهيهاي‌ قسمت‌ شامل ‌ تسهيلت ‌ دريافتي‌‪ ،‬بدهيهاي ‌ مربوط‌ به‌ داراييهاي‌ موضوع‌‬
‫اجاره‌هاي‌ـ سرمايه‌اي‌ـ و ساير بدهيهايي‌ـ نيست‌ـ كه‌ـ براي‌ـ مقاصد تأمين‌ـ مالي‌ـ و نه‌ـ عملياتي‌ـ تحمل‌ـ مي‌شود‪ .‬اگر هزينه‌ـ سود‬
‫تضمين‌شده‌ در نتيجه‌ عمليات ‌ قسمت ‌ منعكس ‌ شود‪ ،‬بدهي‌ مربوط ‌ جزء بدهيهاي ‌ قسمت ‌ قرار مي‌گيرد‪ .‬بدهيهاي ‌ قسمتهايي ‌ كه‌‬
‫عمليات‌ آنها عمدتاً ماهيت‌ مالي‌ ندارد‪ ،‬شامل‌ تسهيلت‌ دريافتي‌ و بدهيهاي‌ مشابه‌ نيست‌‪ ،‬زيرا نتيجه‌ عمليات‌ قسمت‌ بيانگر سود‬
‫يا زيان‌ عملياتي‌ و نه‌ سود يا زيان‌ پس‌ از هزينه‌هاي‌ مالي‌ است‌‪.‬‬

‫‪ . 11‬اندازه‌گيري ‌ داراييها و بدهيهاي ‌ قسمت ‌ شامل ‌ تعديلت ‌ مبالغ ‌ دفتري ‌ قبلي ‌ داراييها و بدهيهاي ‌ قابل ‌ تشخيص ‌ قسمت ‌ يك‌‬
‫واحد تجاري ‌ است ‌ كه ‌ در تركيب ‌ واحدهاي ‌ تجاري ‌ تحصيل‌شده ‌ و حسابداري ‌ آن ‌ به ‌ روش ‌ خريد است‌‪ .‬همچنين ‌ اگر داراييهاي‌‬
‫ثابت‌ مشهود بعد از تحصيل‌‪ ،‬با توجه‌ به‌ نحوه‌ عمل‌ مجاز جايگزين‌‪ ،‬تجديد ارزيابي‌ شود داراييهاي‌ قسمت ‌ براساس‌ مبالغ ‌ تجديد‬
‫ارزيابي‌ شده‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود‪.‬‬

‫‪ . 12‬درآمد عملياتي ‌ قسمت‌‪ ،‬هزينه ‌ عملياتي ‌ قسمت‌‪ ،‬داراييهاي ‌ قسمت ‌ و بدهيهاي ‌ قسمت‌‪ ،‬پيش ‌ از حذف ‌ مانده‌ها و معاملت‌‬
‫درون‌ـ گروهي ‌‪ ،‬به‌ـ عنوان‌ـ جزئي‌ـ از فرايند تلفيق ‌‪ ،‬تعيين‌ـ مي‌گردد‪ ،‬مگر اينكه‌ـ چنين‌ـ مانده‌ها و معاملت‌ـ درون‌ـ گروهي ‌‪ ،‬بين‌‬
‫واحدهاي‌ تجاري‌ گروه‌ در درون‌ يك‌ قسمت‌ باشد‪.‬‬

‫‪ . 13‬رويه‌هاي ‌ حسابداري ‌ اصلي ‌ قسمت ‌ همان‌ رويه‌هايي ‌ است ‌ كه ‌ در تهيه ‌ و ارائه ‌ صورتهاي ‌ مالي ‌ واحد تجاري ‌ استفاده ‌ مي‌شود‪.‬‬
‫علوه ‌ براين ‌‪ ،‬رويه‌هاي ‌ حسابداري ‌ قسمت ‌ شامل ‌ رويه‌هايي ‌ است ‌ كه ‌ مختص ‌ گزارشگري ‌ قسمت ‌ است ‌‪ .‬تشخيص ‌ قسمتها‪ ،‬روش‌‬
‫قيمت‌گذاري‌ انتقالت‌ بين‌ قسمتها و مباني‌ تخصيص‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ عملياتي‌ به‌ قسمتها نمونه‌هايي‌ از اين‌ رويه‌هاي‌ خاص‌‬
‫مي‌باشد‪.‬‬

‫ش‬
‫تشخيص‌ قسمتهاي‌ قابل‌ گزار ‌‬
‫‪ . 14‬قسمت‌‌ تجاري‌‌ يا‌ ‌قسمت‌‌ جغرافيايي‌‌ در‌ ‌صورتي‌‌ بايد‌ ‌به‌‌ عنوان‌‌ قسمت‌‌ قابل‌‌ گزارش‌‬
‫مشخص‌ شود كه‌ اكثر درآمد عملياتي‌ آن‌ از فروش‌ به‌ مشتريان‌ برون‌ سازماني‌ عايد گردد ‪ ،‬و‬
‫‌الف‌‌ ‪‌ ‌.‬درآمد‌ ‌عملياتي‌‌ حاصل‌‌ از‌ ‌فروش‌‌ به‌‌ مشتريان‌‌ برون‌‌ سازماني‌‌ و‌ ‌معاملت‌‌ با‌ ‌ساير‬
‫قسمتها ‪ ،‬حداقل ‌ ‪ 10‬درصد جمع‌ درآمد تمام ‌ قسمت‌ها اعم ‌ از برون ‌ سازماني ‌ يا داخلي ‌ باشد ‪،‬‬
‫يا‬
‫ب‌ ‪ .‬نتيجه ‌ عمليات ‌ قسمت ‌ اعم ‌ از سود يا زيان ‌ حداقل‌‌ ‪ 10‬درصد مجموع ‌ سود عملياتي‌‬
‫قسمتهاي ‌ سود ده ‌ يا مجموع ‌ زيان ‌ عملياتي ‌ قسمتهاي ‌ زيان ‌ ده ‌ ‪ ،‬هر كدام ‌ كه ‌ قدر مطلق ‌ آن‌‬
‫بزرگتر است‌ ‪ ،‬باشد ‪ ،‬يا‬
‫ج‌ ‪ .‬داراييهاي‌ آن‌ حداقل‌ ‪ 10‬درصد جمع‌ داراييهاي‌ تمام‌ قسمتها باشد ‪.‬‬

‫‪ . 15‬اگر‌ ‌جمع‌‌ درآمد‌ ‌عملياتي‌‌ از‌ ‌فروش‌‌ به‌‌ مشتريان‌‌ برون‌سازماني‌‌ كه‌‌ قابل‌‌ انتساب‌‌ به‌‬
‫قسمتهاي ‌ قابل ‌ گزارش ‌ است ‌ كمتر از ‪ 75‬درصد جمع ‌ درآمد عملياتي ‌ تلفيقي ‌ يا درآمد عملياتي‌‬
‫واحد تجاري ‌ باشد ‪ ،‬بايد قسمتهاي ‌ ديگري ‌ به ‌ عنوان ‌ قسمتهاي ‌ قابل ‌ گزارش ‌ مشخص ‌ شود ‪،‬‬
‫حتي ‌ اگر آن ‌ قسمتها زير آستانه‌هاي ‌ ‪ 10‬درصد بند ‪ 14‬باشد ‪ .‬اين ‌ عمل‌ تا آنجا ادامه ‌ مي‌يابد‬
‫كه‌‌ مجموع‌‌ درآمد‌ ‌عملياتي‌‌ قسمتهاي‌‌ قابل‌‌ گزارش‌‌ حداقل‌‌ ‪‌ 75‬درصد‌ ‌جمع‌‌ درآمد‌ ‌عملياتي‌‬
‫تلفيقي‌ يا درآمد عملياتي‌ واحد تجاري‌ باشد ‪.‬‬
‫‪ . 16‬قسمت ‌ يا قسمتهايي‌ كه ‌ زير تمام ‌ آستانه‌هاي‌ اهميت‌ طبق‌ بند ‪ 14‬قرار مي‌گيرد و مشمو ‌‬
‫ل‬
‫بند‌ ‪‌ 15‬نمي‌شود بايد به‌‌ طور جداگانه‌‌ تحت‌‌ عنوان‌‌ ساير (قسمتهاي‌‌ تخصيص‌‌ نيافته ‌) گزارش‌‬
‫گردد ‪.‬‬

‫‪ . 17‬ـآستانه‌هاي‌ـ ‪ 10‬ـدرصد در اين‌ـ استاندارد تنها براي‌ـ مشخص ‌ كردن ‌ قسمتهاي‌ـ تجاري ‌ و جغرافيايي‌ـ قابل ‌ گزارش‌ـ است‌ـ و‬
‫رهنمودي‌ براي‌ تعيين‌ اهميت‌ در هيچ‌ يك‌ از ديگر جنبه‌هاي‌ گزارشگري‌ مالي‌ ارائه‌ نمي‌كند‪.‬‬

‫‪ . 18‬قسمتي ‌ كه ‌ در دوره ‌ قبل ‌ به ‌ دليل ‌ احراز يكي ‌ از آستانه‌هاي‌‌ ‪ 10‬درصد مربوط ‌ به ‌ عنوا ‌‬
‫ن‬
‫قسمت‌‌ قابل‌‌ گزارش‌‌ تعيين‌‌ شده‌‌ است‌‌ ‪‌ ‌ ‌،‬چنانچه‌‌ برمبناي‌‌ قضاوت‌‌ مديريت‌‌ واحد‌ ‌تجاري‌‬
‫همچنان‌‌ داراي‌‌ اهميت‌‌ باشد بايد براي‌‌ دوره‌‌ جاري‌‌ نيز به‌‌ عنوان‌‌ قسمت‌‌ قابل‌‌ گزارش‌‌ تلقي‌‬
‫شود حتي ‌ اگر درآمد عملياتي ‌ ‪ ،‬نتيجه ‌ عمليات ‌ و داراييهاي ‌ آن ‌ بيش ‌ از آستانه‌هاي ‌ ‪ 10‬درصد‬
‫نباشد ‪.‬‬

‫‪ . 19‬چنانچه ‌ قسمتي ‌ به ‌ دليل ‌ احراز يكي ‌ از آستانه‌هاي ‌ ‪ 10‬درصد ‪ ،‬در دوره ‌ جاري ‌ به ‌ عنوان‌‬
‫قسمت ‌ قابل ‌ گزارش ‌ تعيين ‌ شود ‪ ،‬اطلعات ‌ مقايسه‌اي ‌ دوره ‌ قبل ‌ آن ‌ بايد ارائه ‌ مجدد شود ‪،‬‬
‫به‌ استثناي‌ مواردي‌ كه‌ انجام‌ اين‌ كار عملي‌ نباشد ‪.‬‬

‫رويه‌هاي‌ حسابداري‌ قسمت‌‬


‫‪ . 20‬اطلعات ‌ قسمت ‌ بايد براساس ‌ همان ‌ رويه‌هاي ‌ حسابداري ‌ تهيه ‌ شود كه ‌ براي ‌ تهيه ‌ و ارائه‌‬
‫صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ يا صورتهاي‌ مالي‌ واحد تجاري‌ ‪ ،‬بكار گرفته‌ شده‌ است‌ ‪.‬‬

‫‪ . 21‬از آنجا كه ‌ هدف ‌ اطلعات ‌ قسمت‌‪ ،‬كمك ‌ به ‌ استفاده‌كنندگان ‌ براي ‌ درك ‌ بهتر واحد تجاري ‌ و انجام ‌ قضاوتهاي ‌ آگاهانه‌تر در‬
‫مورد واحد تجاري ‌ به ‌ عنوان ‌ يك ‌ مجموعه ‌ است ‌‪ ،‬اين ‌ استاندارد در تهيه ‌ اطلعات ‌ قسمت ‌‪ ،‬استفاده ‌ از رويه‌هاي ‌ حسابداري ‌ بكار‬
‫گرفته ‌ شده ‌ در واحد تجاري ‌ را الزامي ‌ مي‌داند‪ .‬اين ‌ به ‌ معناي ‌ آن ‌ نيست ‌ كه ‌ رويه‌هاي ‌ حسابداري ‌ تلفيقي ‌ يا رويه‌هاي ‌ حسابداري‌‬
‫واحد تجاري ‌ براي ‌ قسمتهاي ‌ قابل ‌ گزارش‌‪ ،‬همانند آنكه ‌ آن ‌ قسمتها واحدهاي ‌ گزارشگري ‌ جداگانه‌اي ‌ هستند‪ ،‬به ‌ كار رود‪ .‬ارقام‌‬
‫محاسبه‌شده‌ـ در نتيجه‌ـ به‌ـ كارگيري‌ـ يك‌ـ رويه‌ـ حسابداري‌ـ خاص‌ـ در سطح‌ـ واحد تجاري ‌‪ ،‬در صورت‌ـ وجود مبنايي‌ـ منطقي ‌‪ ،‬به‌‬
‫قسمتها تخصيص ‌ مي‌يابد‪ .‬براي ‌ مثال‌‪ ،‬استهلك ‌ ماشين‌آلت ‌ اغلب ‌ در سطح ‌ كل ‌ واحد تجاري ‌ محاسبه ‌ مي‌شود‪ .‬اما ممكن ‌ است‌‬
‫مبلغ‌ كل‌ استهلك‌ برمبناي‌ ساعات‌ كاركرد در هر قسمت‌ تخصيص‌ يابد‪.‬‬

‫‪ . 22‬داراييهايي‌ كه‌ به ‌ طور مشترك ‌ توسط‌ دو يا چند قسمت ‌ استفاده‌ مي‌شود فقط‌ در صورتي‌‬
‫بايد به ‌ آن ‌ قسمتها تخصيص ‌ يابد كه ‌ درآمدها و هزينه‌هاي ‌ عملياتي ‌ مربوط ‌ به ‌ آن ‌ داراييها نيز به‌‬
‫همان‌ قسمتها تخصيص‌ داده‌ شود ‪.‬‬

‫‪ 23‬ـ‪ .‬روش‌ـ تخصيص‌ـ اقلم‌ـ دارايي ‌‪ ،‬بدهي ‌‪ ،‬درآمد عملياتي‌ـ و هزينه‌ـ عملياتي‌ـ به‌ـ قسمتها به‌ـ عواملي‌ـ از قبيل‌ـ ماهيت‌ـ اقلم‌‪،‬‬
‫فعاليتهاي ‌ انجام‌شده ‌ توسط ‌ قسمت ‌ و استقلل ‌ نسبي ‌ آن ‌ بستگي ‌ دارد‪ .‬مشخص ‌ كردن ‌ مبنايي ‌ واحد براي ‌ تخصيص ‌ كه ‌ توسط‌‬
‫تمام‌ـ واحدهاي‌ـ تجاري‌ـ پذيرفته‌شود‪ ،‬امكان‌پذير يا مناسب‌ـ نيست ‌‪ .‬همچنين‌ـ مجبور كردن‌ـ واحدهاي‌ـ تجاري‌ـ به ‌ تخصيص‌ـ اقلم‌‬
‫دارايي‌‪ ،‬بدهي‌‪ ،‬درآمد عملياتي‌ و هزينه‌ عملياتي‌ مشترك‌ قسمت‌ در صورتي‌ كه‌ مبناي‌ اين‌ تخصيصها اختياري‌ يا درك‌ آن‌ مشكل‌‬
‫باشد‪ ،‬مناسب‌ـ به‌ـ نظر نمي‌رسد‪ .‬بعلوه‌ـ تعاريف‌ـ درآمد عملياتي‌ـ قسمت ‌‪ ،‬هزينه‌ـ عملياتي‌ـ قسمت ‌‪ ،‬داراييهاي‌ـ قسمت‌ـ و بدهيهاي‌‬
‫قسمت‌ به‌ يكديگر مربوط ‌ است‌ و تخصيصها بايد سازگار باشد‪ .‬بنابراين ‌ داراييهايي‌ كه‌ به ‌ طور مشترك‌ مورد استفاده‌ قسمتها قرار‬
‫مي‌گيرد فقط‌ـ در صورتي‌ـ به‌ـ آنها تخصيص‌ـ مي‌يابد كه‌ـ درآمدها و هزينه‌هاي‌ـ عملياتي‌ـ مربوط‌ـ به‌ـ آن‌ـ داراييها نيز به‌ـ قسمتها‬
‫تخصيص‌ـ داده ‌ شود‪.‬براي‌ـ مثال ‌‪ ،‬يك‌ـ دارايي‌ـ فقط‌ـ در صورتي‌ـ در داراييهاي‌ـ قسمت‌ـ منعكس‌ـ مي‌شود كه‌ـ استهلك‌ـ مربوط‌ـ نيز در‬
‫اندازه‌گيري‌ نتيجه‌ عمليات‌ قسمت‌‪ ،‬منظور گردد‪.‬‬
‫افشا‬
‫‪ . 24‬واحد تجاري‌ بايد موارد زير را براي‌ هر قسمت‌ قابل‌ گزارش‌ تجاري‌ يا جغرافيايي‌ مبتني‌ بر‬
‫مكان‌ استقرار داراييها افشا كند‪:‬‬
‫الف‌ ‪‌ .‬درآمد عملياتي‌‌ قسمت‌‌ ناشي‌‌ از فروش‌‌ به‌‌ مشتريان‌‌ برون‌‌ سازماني‌‌ و معاملت‌‌ با‬
‫ساير قسمتها ‪ ،‬به‌ طور جداگانه‌ ‪،‬‬
‫ب‌ ‪ .‬نتيجه‌ عمليات‌ قسمت‌ ‪،‬‬
‫ج‌ ‪ .‬جمع‌ مبلغ‌ دفتري‌ داراييهاي‌ قسمت‌ ‪،‬‬
‫د ‪ .‬بدهيهاي‌ قسمت‌ ‪،‬‬
‫ه ‪ .‬جمع‌ اضافات‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود و داراييهاي‌ نامشهود هر قسمت‌ طي‌ دوره‌ ‪،‬‬
‫و ‪ .‬جمع ‌ مبلغ ‌ هزينه ‌ استهلك ‌ داراييهاي ‌ ثابت ‌ مشهود و داراييهاي ‌ نامشهود هر دوره ‌ قسمت‌‬
‫كه‌ در نتيجه‌ عمليات‌ آن‌ قسمت‌ منظور شده‌ است‌ ‪ ،‬و‬
‫ز ‪ .‬جمع‌ مبلغ ‌ ساير هزينه‌هاي‌ غيرنقدي‌ عمده‌ هر دوره‌ قسمت‌ كه‌ در هزينه‌هاي‌ عملياتي ‌ آن‌‬
‫قسمت‌ منظور شده‌ است‌ ‪.‬‬
‫در‌ ‌مورد‌ ‌قسمت‌‌ جغرافيايي‌‌ مبتني‌‌ بر‌ ‌مكان‌‌ بازارها‌ ‌و‌ ‌مشتريان‌‌ چنانچه‌‌ با‌ ‌مكان‌‌ استقرار‬
‫داراييها متفاوت‌‌ باشد و درآمد عملياتي‌‌ آن‌‌ از فروش‌‌ به‌‌ مشتريان‌‌ برون‌‌ سازماني‌‌ برابر با‬
‫حداقل‌ ‪ 10‬درصد جمع‌ درآمد عملياتي‌ واحد تجاري‌ از فروش‌ به‌ تمام‌ مشتريان‌ برون‌ سازماني‌‬
‫باشد ‪ ،‬واحد تجاري‌ بايد درآمد عملياتي‌ چنين‌ قسمتهايي‌ را به‌ طور جداگانه‌ افشا كند ‪.‬‬

‫‪ . 25‬واحد‌ ‌تجاري‌‌ بايد‌ ‌صورت‌‌ تطبيق‌‌ اطلعات‌‌ افشا‌ ‌شده‌‌ براي‌‌ قسمتهاي‌‌ قابل‌‌ گزارش‌‌ و‬
‫اطلعات‌‌ تجميعي‌‌ در صورتهاي‌‌ مالي‌‌ تلفيقي‌‌ يا صورتهاي‌‌ مالي‌‌ واحد تجاري‌‌ را ارائه‌‌ كند ‪.‬‬
‫براي ‌ اين ‌ منظور بايد درآمد عملياتي ‌ قسمت ‌ با درآمد عملياتي ‌ واحد تجاري ‌ از مشتريان ‌ برون‌‬
‫سازماني ‌ ( شامل‌ افشاي‌ مبلغ‌ درآمد عملياتي‌ واحد تجاري‌ از مشتريان‌ برون ‌ سازماني‌ كه ‌ در‬
‫درآمد عملياتي‌ هيچيك‌ از قسمتها منظور نشده‌ است‌ )‪ ،‬نتيجه ‌ عمليات‌ قسمت‌ با سود يا زيان‌‬
‫عملياتي‌‌ واحد‌ ‌تجاري‌‌ ‪‌ ‌ ‌،‬داراييهاي‌‌ قسمت‌‌ با‌ ‌داراييهاي‌‌ واحد‌ ‌تجاري‌‌ و‌ ‌بدهيهاي‌‌ قسمت‌‌ با‬
‫بدهيهاي‌ واحد تجاري‌ تطبيق‌ داده‌ شود ‪.‬‬

‫‪ . 26‬در اندازه‌گيري ‌ و گزارشگري ‌ درآمد عملياتي ‌ قسمت ‌ ناشي ‌ از معاملت ‌ با ساير قسمتها ‪،‬‬
‫انتقالت‌ بين‌ قسمتها بايد برمبنايي‌ اندازه‌گيري‌ شود كه‌ واحد تجاري‌ در عمل‌ براي‌ قيمت‌گذاري‌‬
‫انتقالت ‌ استفاده‌ مي‌كند ‪ .‬مبناي‌ قيمت‌گذاري‌ انتقالت‌ بين‌ قسمتها و هر تغيير مربوط‌ بايد در‬
‫صورتهاي‌ مالي‌ افشا شود ‪.‬‬

‫‪ . 27‬تغييرات‌ ‌ در‌ ‌رويه‌هاي‌ ‌ حسابداري‌ ‌ بكار‌ ‌گرفته‌شده‌ ‌ براي‌ ‌ گزارشگري‌ ‌ قسمت‌ ‌ كه‌ ‌ تأثير‬
‫عمده‌اي ‌ بر اطلعات‌ قسمت ‌ دارد ‪ ،‬بايد افشا شود ‪ .‬همچنين ‌ اطلعات ‌ دوره ‌ گذشته ‌ قسمت‌‬
‫براي ‌ مقاصد مقايسه‌اي ‌ بايد ارائه ‌ مجدد شود ‪ ،‬مگر آنكه ‌ انجام ‌ اين ‌ كار عملي ‌ نباشد ‪ .‬اين‌‬
‫افشا بايد شرحي‌ از ماهيت‌ تغيير ‪ ،‬دليل‌ تغيير ‪ ،‬اينكه‌ اطلعات‌ مقايسه‌اي‌ ارائه‌ مجدد شده‌ يا‬
‫اينكه‌ انجام‌ اين‌ كار غيرعملي‌ است‌ و اثر مالي‌ تغيير را ‪ ،‬در صورتي‌ كه‌ به‌ طور منطقي‌ قابل‌‬
‫تعيين‌‌ باشد ‪ ‌ ،‬دربرگيرد ‪ ‌ .‬چنانچه‌‌ واحد تجاري‌‌ نحوه‌‌ تشخيص‌‌ قسمتهاي‌‌ خود را تغيير دهد و‬
‫اطلعات‌‌ دوره‌‌ گذشته‌‌ قسمت‌‌ را به‌‌ دليل‌‌ عملي‌‌ نبودن‌‌ برمبناي‌‌ جديد ارائه‌‌ مجدد نكند ‪ ‌ ،‬به‌‬
‫منظور مقايسه‌ ‪ ،‬واحد تجاري‌ بايد اطلعات‌ قسمت‌ را در سالي‌ كه‌ نحوه‌ تشخيص‌ قسمتها را‬
‫تغيير داده‌ است‌ ‪ ،‬بر مبناي‌ قسمتهاي‌ قديم‌ و جديد گزارش‌ كند ‪.‬‬

‫‪ . 28‬با تغييرات‌ در رويه‌هاي‌ حسابداري‌ بكار گرفته‌شده‌ توسط‌ واحد تجاري‌ براساس‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ ‪ 6‬با عنوان‌‬
‫گزارش‌ عملكرد مالي‌ رفتار مي‌شود‪ .‬براساس‌ الزامات‌ استاندارد يادشده‌‪ ،‬تغيير در رويه‌ حسابداري‌ فقط‌ بايد در صورتي‌ انجام‌‬
‫شود كه‌ تغيير به‌ موجب‌ قوانين‌ آمره‌ يا استانداردهاي‌ جديد الزامي‌ شود يا به‌ ارائه‌ مطلوب‌تر رويدادها يا معاملت‌ در صورتهاي‌‬
‫مالي‌ واحد تجاري‌ منجر شود‪.‬‬
‫‪ . 29‬برخي‌ تغييرات ‌ در رويه‌هاي ‌ حسابداري ‌ مانند تغييرات ‌ در نحوه‌ تشخيص‌ قسمتها و تغييرات ‌ در مباني‌ تخصيص ‌ درآمدها و‬
‫هزينه‌هاي‌ـ عملياتي‌ـ‪ ،‬ـمشخصاً ـمربوط‌ـ به‌ـ گزارشگري‌ـ قسمتهاست‌ـ‪ .‬ـاين‌ـ تغييرات‌ـ مي‌تواندـ ـتأثيرـ ـعمده‌اي‌ـ برـ ـاطلعات‌ـ قسمت‌‬
‫گزارش‌شده‌ـ داشته‌ـ باشد‪،‬ـ ـاماـ ـمجموع‌ـ اطلعات‌ـ مالي‌ـ گزارش‌شده‌ـ براي‌ـ واحدـ ـتجاري‌ـ راـ ـتغييرـ ـنخواهدـ ـداد‪.‬ـ ـبراي‌ـ اينكه‌‬
‫استفاده‌كنندگان ‌ تغييرات ‌ را درك ‌ و روندها را ارزيابي ‌ كنند‪ ،‬اطلعات ‌ مقايسه‌اي ‌ قسمت ‌ براي ‌ انعكاس ‌ آثار رويه‌هاي ‌ حسابداري‌‬
‫جديد‪ ،‬در صورت‌ عملي‌ بودن‌‪ ،‬ارائه‌ مجدد مي‌شود‪.‬‬

‫‪ . 30‬براساس ‌ الزامات ‌ بند ‪ 26‬براي ‌ مقاصد گزارشگري ‌ قسمت‌‪ ،‬انتقالت ‌ بين ‌ قسمتها بايد برمبنايي ‌ اندازه‌گيري ‌ شود كه ‌ واحد‬
‫تجاري‌ در عمل‌ براي‌ قيمت‌گذاري‌ آن‌ انتقالت‌ استفاده‌ مي‌كند‪ .‬چنانچه‌ واحد تجاري‌ روش‌ قيمت‌گذاري‌ انتقالت‌ بين‌ قسمتهاي‌‬
‫خود را تغيير دهد‪ ،‬اگرچه‌ اين‌ تغيير به‌ مثابه‌ تغيير در رويه‌ حسابداري‌ نيست‌ و نبايد براساس‌ بند ‪ 27‬اطلعات ‌ مقايسه‌اي‌ دوره‌‬
‫گذشته‌ قسمت‌ ارائه‌ مجدد شود‪ ،‬با اين‌ حال‌ طبق‌ بند ‪ 26‬افشاي‌ اين‌ تغيير الزامي‌ است‌‪.‬‬

‫‪ . 31‬واحد تجاري‌ بايد انواع‌ محصولت‌ و خدمات‌ منظورشده‌ در هر قسمت‌ تجاري‌ گزارش‌شده‌‬
‫و نيز تركيب‌ هر قسمت‌ جغرافيايي‌ گزارش‌شده‌ را افشا كند ‪.‬‬

‫‪ 32‬ـ‪ .‬براي‌ـ ارزيابي‌ـ موضوعاتي‌ـ از قبيل‌ـ تغييرات‌ـ در تقاضا‪ ،‬قيمت‌ـ منابع‌ـ مصرفي‌ـ يا ساير عوامل‌ـ توليد و توسعه‌ـ محصولت‌ـ و‬
‫فرآيندهاي‌ـ جايگزين‌ـ در قسمت ‌ تجاري ‌‪ ،‬لزم‌ـ است‌ـ كه‌ـ فعاليتهاي‌ـ قسمت ‌ شناخته‌ـ شود‪ .‬همچنين‌ـ براي ‌ ارزيابي‌ـ تأثير تغييرات‌‬
‫محيط‌ اقتصادي‌ و سياسي‌ بر مخاطرات‌ و نرخهاي‌ بازده‌ قسمت‌ جغرافيايي‌‪ ،‬شناختن‌ اجزاي‌ آن‌ قسمت‌ جغرافيايي‌ اهميت‌ دارد‪.‬‬

‫‪ . 33‬قسمتهايي ‌ كه ‌ قبلً گزارش‌شده ‌ اما در دوره ‌ جاري ‌ آستانه‌هاي ‌ كمي ‌ را احراز نكند‪ ،‬به ‌ طور جداگانه ‌ گزارش ‌ نمي‌شود‪ .‬براي‌‬
‫مثال‌ ممكن‌ است‌ به‌ دليل‌ كاهش‌ در تقاضا يا تغيير در راهبرد مديريت‌ يا به‌ دليل‌ فروش‌ بخشي‌ از عمليات‌ قسمت‌ يا تركيب‌ آن‌‬
‫با ساير قسمتها‪ ،‬آن ‌ قسمت ‌ آستانه‌ها را ديگر احراز نكند‪ .‬توضيحي ‌ در مورد دليل ‌ اينكه ‌ چرا قسمت ‌ گزارش‌شده ‌ قبلي ‌ ديگر‬
‫گزارش‌ نمي‌شود نيز ممكن‌ است‌ در تأييد انتظارات‌ از كاهش‌ بازارها و تغييرات‌ در راهبردهاي‌ واحد تجاري‌‪ ،‬مفيد باشد‪.‬‬

‫تاريخ‌ اجرا‬
‫‪ . 34‬الزامات‌ اين ‌ استاندارد در مورد كليه‌ صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ دوره ‌ مالي‌ آنها از تاريخ ‌ ‪1/1/1381‬‬
‫و بعد از آن‌ شروع‌ مي‌شود ‪ ،‬لزم‌الجراست‌ ‪.‬‬
‫مطابقت‌ با استانداردهاي‌ بين‌المللي‌ حسابداري‌‬
‫‪ 35‬ـ‪ .‬ـبه‌ـ استثناي‌ـ موارد ـزير‪،‬ـ ـباـ ـاجراي‌ـ الزامات‌ـ اين‌ـ استاندارد‪،‬ـ مفاد ـاستاندارد ـبين‌المللي‌ـ حسابداري‌ـ شماره‌ـ ‪ 14‬ـبا ـعنوان‌‬
‫گزارشگري‌ قسمتها نيز رعايت‌ مي‌شود‪:‬‬
‫الف‌ ‪ .‬طبق‌ استاندارد بين‌المللي‌ حسابداري‌ شماره‌ ‪" 14‬گزارشگري‌ قسمتها" مديريت‌ بايد با توجه‌ به‌ منبع‌ اصلي‌ و ماهيت‌‬
‫مخاطرات‌ و بازده‌هاي‌ يك‌ واحد تجاري‌‪ ،‬قسمت‌ تجاري‌ يا قسمت‌ جغرافيايي‌ را به‌ عنوان‌ مبناي‌ اوليه‌ گزارشگري‌ مشخص‌ كند‪.‬‬
‫در رابطه‌ با مبناي‌ اوليه‌ اطلعات‌ مفصلتر و براي‌ مبناي‌ ثانويه‌ اطلعات‌ كمتري‌ ارائه‌ مي‌شود‪ .‬در استاندارد شماره‌ ‪ 25‬با عنوان‌‬
‫"گزارشگري‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف‌" براي‌ محدود كردن‌ دامنه‌ قضاوت‌ و جلوگيري‌ از پيچيدگي‌ غيرضروري‌ با توجه‌ به‌‬
‫شرايط‌ موجود‪ ،‬الزامات‌ گزارشگري‌ بر مبناي‌ اوليه‌ و ثانويه‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ است‌‪.‬‬
‫ب‌ ‪ .‬طبق‌ استاندارد بين‌المللي‌ حسابداري‌ شماره‌ ‪ ،14‬براي‌ هر قسمت‌ قابل‌ گزارش‌ سهم‌ واحد تجاري‌ از سود يا زيان‌ واحدهاي‌‬
‫تجاري‌ وابسته‌‪ ،‬مشاركتهاي‌ خاص‌ يا ساير سرمايه‌گذاريهايي‌ كه‌ به‌ روش‌ ارزش‌ ويژه‌ منعكس‌ مي‌شود و عمليات‌ آنها در حوزه‌ يك‌‬
‫قسمت‌ واحد قرار مي‌گيرد بايد افشا شود‪ .‬اين‌ الزام‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ ‪ 25‬وجود ندارد‪.‬‬
‫استاندارد حسابداري‌ شماره‌ ‪25‬‬
‫گزارشگري‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف‌‬

‫پيوست‬
‫نمونه گزارشگري برحسب قسمتهاي مختلف‬

‫اين پيوست تنها جنبه تشريحي دارد و جزئي از استاندارد حسابداري نيست‪ .‬هدف اين پيوست‪ ،‬نشان دادن كاربرد الزامات اين‬
‫استاندارد براي كمك به روشن شدن مفاهيم آن است‪.‬‬
‫جدول و يادداشت مربوط كه در اين پيوست ارائه شده است به تشريح افشاي اطلعات قسمت مي پردازد كه براساس اين‬
‫استاندارد براي واحدهاي تجاري با محصولت و خدمات متنوع و داراي فعاليت در مناطق مختلف جغرافيايي الزامي است‪ .‬اين‬
‫مثال با اين فرض تنظيم شده است كه عمليات توليد واحد تجاري مورد نظر در ايران صورت مي گيرد اما محصولت خود را به‬
‫ساير كشورها صادر ميكند و در آن اطلعات مقايسهاي سال قبل نيز ارائه شده است‪ .‬ارائه اطلعات برحسب قسمتهاي مختلف‬
‫براي هر دورهاي كه مجموعه كامل صورتهاي مالي ارائه ميشود‪ ،‬ضروري است‪.‬‬
‫استاندارد حسابداري‌ شماره‌ ‪25‬‬
‫گزارشگري‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف‌‬

‫پيوست‬
‫نمونه گزارشگري برحسب قسمتهاي مختلف‬

‫يادداشت ‪ :××-١‬قسمتهاي تجاري و جغرافيايي‬


‫قسمتهاي تجاري‪ :‬ـبراي مقاصد مديريت‪ ،‬شركت نمونه در سطح ايران به لحاظ فعاليت در سه قسمت عملياتي اصلي شامل‬
‫محصولت دارويي‪ ،‬محصولت بهداشتي و خدمات توزيع‪ ،‬سازمان يافته است كه هر يك زيرنظر يكي از معاونين مديرعامل اداره‬
‫ميشود‪ .‬اين قسمتها مبنايي براي گزارش اطلعات قسمتهاي شركت نمونه ميباشد‪ .‬قسمت محصولت بهداشتي به توليد مواد‬
‫شوينده ميپردازد و قسمت خدمات توزيع‪ ،‬محصولت دارويي و بهداشتي شركت نمونه و محصولت بهداشتي ساير شركتها را‬
‫توزيع ميكند‪ .‬ساير عمليات شامل تهيه و توزيع تجهيزات پزشكي براساس سفارش خاص مشتريان برونسازماني است‪ .‬اطلعات‬
‫مالي قسمتهاي تجاري در جدول الف ارائه شده است‪.‬‬
‫قسمتهاي جغرافيايي‪ :‬عمليات قسمتهاي شركت نمونه در سطح ايران سازمان يافته است اما محصولت خود را در چند حوزه‬
‫جغرافيايي اصلي شامل ايران (كليه محصولت)‪ ،‬آسياي ميانه (محصولت دارويي) و افريقا (محصولت بهداشتي) توزيع ميكند‪.‬‬

‫يادداشت ‪ :××-٢‬فروش برحسب بازار‪ :‬جدول زير نشان دهنده فروشهاي تلفيقي شركت نمونه برحسب بازار جغرافيايي است‪:‬‬
‫ميلياردريال‬
‫‪١٣×١‬‬ ‫‪١٣×٢‬‬
‫‪٣٨‬‬ ‫‪٤٣‬‬ ‫ايران‬
‫‪٣١‬‬ ‫‪٣٠‬‬ ‫آسياي ميانه‬
‫‪٢١‬‬ ‫‪٢٨‬‬ ‫افريقا‬
‫‪٩٠‬‬ ‫‪١٠١‬‬

‫يادداشت ‪ :×× - ٣‬داراييها و بدهيهاي قسمت ‪ :‬داراييهاي هر قسمت شامل تمام داراييهاي عملياتي استفاده شده توسط‬
‫قسمت است كه عمدتاَ وجه نقد‪ ،‬مطالبات‪ ،‬موجودي مواد و كال و داراييهاي ثابت مشهود (پس از كسر اقلم كاهنده مربوط) را‬
‫دربر ميگيرد‪ .‬با وجود اينكه بيشتر اين داراييها ميتواند مستقيماً به هر يك از قسمتها منتسب شود اما مبلغ دفتري برخي از‬
‫داراييهايي كه به طور مشترك توسط دو يا چند قسمت استفاده ميشود برمبنايي منطقي به آن قسمتها تخصيص مييابد‪.‬‬
‫بدهيهاي قسمت شامل تمام بدهيهاي عملياتي است و به طور عمده دربرگيرنده حسابها و اسناد پرداختني‪ ،‬پيش دريافتها و ساير‬
‫اقلم پرداختني است‪ .‬بدهيهاي قسمت‪ ،‬ماليات بردرآمد را دربر نميگيرد‪.‬‬
‫يادداشت ‪ :×× -٤‬انتقالت بين قسمتها‪ :‬درآمد عملياتي قسمت‪ ،‬هزينه هاي عملياتي قسمت و نتيجه عمليات قسمت شامل‬
‫انتقالت بين قسمتهاي تجاري است‪ .‬چنين انتقالتي‪ ،‬به قيمتهاي بازار رقابتي براي مشتريان برونسازماني منظور ميشود‪ .‬اين‬
‫انتقالت در تلفيق جذب ميشود‪.‬‬