You are on page 1of 32

‫فرهنگ ایرانی در آیینه ماه های زرتشتی‬

‫گردآوری‪ :‬سید احمد حسینی‬


‫مبدا تقویم ایرانیان‬
‫تا قبل‌ از دوره‌ هخامنشیان‌‪ ،‬هیچ‌ سندی‌ مبنی‌ بر وجود تقویم‌ و شیوه‌‬
‫شمارش‌ و برآورد روزها در دست‌ نیست‌ اما از زمان‌ هخامنشیان‌ به‌ بعد دو‬
‫نوع‌ تقویم‌ به‌ وجود آمد‪ .‬تقویم‌ اول‌ كه‌ در كتیبه‌های‌ پرسپولیس‌ یافت‌ شد‪،‬‬
‫ل ‪ ۱۲‬ماه‌ بود كه‌ به‌ احتمال‌ زیاد از پاییز شروع‌‬
‫تقویمی‌ خورشیدی‌ و شام ‌‬
‫می‌شد و سال‌ كبیسه‌ را هم‌ در بر داشت‌‪ .‬اما تقویم‌ دوم‌ كه‌ تقویمی‌ اوستایی‌‬
‫بود‪ ،‬مبدا تقویم‌ كنونی‌ ایرانیان‌ به‌ شمار می‌رود‪.‬‬
‫در ایران‌ باستان‌‪ ،‬ماهها به‌ شیوه‌یی‌ متفاوت‌ مورد استفاده‌ قرار می‌گرفتند؛‬
‫ه ‪ ۳۰‬روز تقسیم‌ می‌شد‬
‫بطوری‌ كه‌ هفته‌ وجود نداشت‌ و به‌ جای‌ آن‌ هر ماه‌ ب ‌‬
‫و هر كدام‌ از ماه‌ها نام‌ ویژه‌یی‌ داشتند‪ .‬در تقویم‌ اوستایی‌ هر سال‌ شامل‌‬
‫‪ ۳۶۵‬روز بود كه‌ از ‪ ۱۲‬ماه‌ ‪ ۳۰‬روزه‌ تشكیل‌ می‌شد‪ ۵ .‬روز باقیمانده‌ هم‌ پنجه‌‬
‫نام‌ داشت‌‪ .‬در آن‌ زمان‌‪ ،‬تاجگذاری‌ پادشاهان‌ را به‌ عنوان‌ مبدا تقویم‌ در نظر‬
‫ه بودند‪ .‬چنانچه‌ همزمان‌ با دوره‌ پارت‌ها (اشكانیان) مبدا تقویم‌ تغییر‬
‫گرفت ‌‬
‫یافت‌ اما با روی‌ كار آمدن‌ سلسله‌ ساسانیان‌‪ ،‬بار دیگر تقویم‌ عصر‬
‫هخامنشیان‌ مورد استفاده‌ قرار گرفت‌‪ .‬در زمان‌ عباسیان‌‪ ،‬از آنجایی‌ كه‌‬
‫خلفای‌ عباسی‌ سال‌ كبیسه‌ را مورد محاسبه‌ قرار نمی‌دادند‪ ،‬هر سال‌ زمان‌‬
‫عید نوروز تغییر می‌كرد‪ .‬بنابراین‌ آنها تصمیم‌ گرفتند در شمارش‌ روزها و‬
‫سال‌ها‪ ،‬سال‌ كبیسه‌ را نیز محاسبه‌ كنند و از اینجا بود كه‌ تقویم‌ متوكلی‌ و‬
‫تاریخ‌ معتضدی‌ به‌ وجود آمد‪.‬‬
‫ایرانیان برای هر پدیده سودمندی جشن (یعنی نیایش همگانی) برگزار‬
‫می‌كرده‌اند‪ .‬از این پدیده‌ها می‌توان رویدادهای طبیعی را نام برد‪ .‬زمین در‬
‫گذر خود به گرد خورشید از مداری بیضی شكل می‌گذرد‪ .‬هرگاه خورشید در‬
‫هر یك از دو مركز این بیضی باشد (زمین در دو سر قطر بزرگ جای داشته‬
‫باشد)‪ ،‬درازای روز و شب برابر می‌شوند كه نقطه‌های اعتدال بهاره و پاییزه‬

‫‪1‬‬
‫نامیده شده‌اند‪ .‬با گذر از نقطه اعتدال و رسیدن زمین به دو سر قطر كوچك‬
‫بیضی طول روز یا شب كم‌كم به بلندترین اندازه خود می‌رسد كه به ترتیب‬
‫نقطه‌های انقلب تابستانه و زمستانه نام دارند‪ .‬از سوی دیگر هم زمان با‬
‫گردش زمین زاویه تابش خورشید به بخش‌های گوناگون زمین نیز دگرگون‬
‫شده‪ ،‬گرمای آنجا را كم یا زیاد می‌كند‪ .‬بدین گونه سال خورشیدی‪ ،‬فصل‌‪،‬‬
‫ماه و دیگر پدیده‌های مربوط به گاهشماری پدید می‌آید‪ .‬در دو نقطه اعتدال‬
‫بهاره و پاییزه همچنین در نقطه‌های انقلب تابستانه و زمستانه به ترتیب‬
‫جشن‌های نوروز‪ ،‬مهرگان‪ ،‬تیرگان و دیگان (یلدا) برگزار می‌شده است‪.‬‬
‫در گاهشمار ایرانی سال دوازده ماه سی‌ روزه دارد كه هر روز را به نامی‬
‫می‌خوانده‌اند‪ .‬هر روز كه نام آن با نام ماه یكی می‌شده‪ ،‬آن روز را جشن‌‬
‫می‌گرفته‌اند‪ .‬آیین برگزاری این جشن‌ها نیز با نام آن هماهنگ بوده است‪ .‬در‬
‫همه این جشن‌ها نخست با نیایش همگانی از خداوند سپاسگزاری ‌كرده‪،‬‬
‫پیمان می‌بسته‌اند كه به خشنودی اهورامزدا برای نوكردن جهان همه‬
‫كردارشان را بنابر هنجار هستی انجام دهند و خرد خود را با منش نیك‬
‫همگام سازند‪ .‬سپس به شادی برخاسته‪ ،‬داد و دهش (هدیه دادن و پذیرایی)‬
‫می‌كرده‌اند‪.‬‬
‫یكی از بزرگترین جشن‌های ایرانی نوروز است‪ .‬در باور ایرانیان جهان در‬
‫شش مرحله آفریده شده است‪:‬‬
‫آسمان‪ ،‬زمین‪ ،‬آب‪ ،‬گیاه‪ ،‬جانور‪ ،‬و انسان‪ .‬بنابر این باور انسان در پنج روز‬
‫آخر سال آفریده شده‪ ،‬در نوروز از فروردین (فْ َ َ‬
‫روهْر یا راهنمای اهورایی)‬
‫برخوردار در نتیجه نو و تازه می‌ شود‪ .‬بنابر این ایرانیان در پایان اسفند‬
‫پیرامون خود را پاكسازی می‌كرده‌اند‪.‬‬
‫آنگاه در پنج روز مانده‌ی آخر سال كه به نام پنجو یا پنجه شناخته می‌شده با‬
‫سرودن یكی از پنج بخش گاتها می‌كوشیده‌اند كه درونشان را پاكسازی كنند‪،‬‬
‫تا آماده دگرگونی نوروزی شوند‪ .‬خانه تكانی پیش از نوروز یادگار این آیین‬
‫است‪ .‬سپس به جشن (نیایش همگانی) می‌پرداخته‌اند تا از خداوند برای‬

‫‪2‬‬
‫چنین آفرینش و هدایتی سپاسگزاری كنند‪ .‬آتش‪ ،‬نیایش سوی قبله زرتشتیان‬
‫و نمادی از هدایت الهی است‪ ،‬بنابراین در پنج روز آخر سال در پاك‌ترین جای‬
‫خانه آتش افروخته می‌شده است تا هم رو به سوی آن به نیایش خداوند‬
‫بپردازند‪ ،‬هم تاریكی و پلیدی دور شود‪ .‬شب‌ها نیز به مهمانی و دیدار‬
‫بزرگتر‌ها می‌گذشته است‪ .‬عرب‌ها كه شب چهارشنبه آخر سال را نحس‬
‫می‌دانستند‪ ،‬آن را با شب زنده‌ داری سپری می‌كردند‪ .‬برای سرگرمی در‬
‫كوچه و خیابان آتش می‌افروخته‪ ،‬از روی آن می‌پریدند كه از دیدگاه‬
‫زرتشتیان توهین به آتش به شمار می‌آمده است‪.‬‬
‫اشو زرتشت خداوند را با نام اهورامزدا یاد می‌كند‪ .‬اهورا مزدا به معنی تنها‬
‫هستی بخش بزرگ و دانای همه چیز با دانش افزاینده خویش و از هستی‬
‫خود جهان را آفریده و بر آن راهی (هنجار‪ ،‬نظم‪ ،‬قانون) به نام اشا (ارد‪،‬‬
‫اردیبهشت) استوار كرده است‪ .‬جهان هماهنگ با این هنجار حركت می‌كند تا‬
‫به او باز گردد‪ .‬به انسان این آزادی بخشیده شده است كه یكی از دو راه را‬
‫برگزیند‪ .‬او می‌تواند از توانایی‌ها و راهنمایی‌هایی كه خداوند به او بخشیده‪،‬‬
‫بهره ببرد و به سوی اهورامزدا باز گردد و از بهترین زندگی (وهیشتم اهوم‬
‫= بهشت) با همه آسایش‌های آن برخوردار شود‪ .‬یا آنكه از راه‌های بیشمار‬
‫دیگر رفته‪ ،‬به دلیل بدكرداری‌هایش دچار زندگی بد (دوژ انگهو = دوزخ) و‬
‫رنج دیرپای شود‪ .‬واژه دین (از ریشه دیدن به معنی بینش) گویای همین‬
‫آزادی و توانایی‌ها برای برگزیدن بهترین راه به سوی خداوند است‪.‬‬
‫انسان در خانواده ساخته و در اجتماع پرورده می‌شود‪ .‬سپس می‌تواند با‬
‫پرورش شش جلوه‌ی خداوند در خودش به او نزدیك شود‪ .‬از دیدگاه دستور‬
‫زبان‪ ،‬بهمن‪ ،‬اردیبهشت و شهریور به صورت خنثی یا مذكر و اسفند‪ ،‬خرداد و‬
‫امرداد نیز سه جلوه‌ای هستند كه به صورت مونث بكار برده شده‌اند‪ .‬این‬
‫شش صفت در فرهنگ التقاطی ساسانیان با نام ا َ ْ‬
‫مشاسپندان (به معنی‬
‫بی‌مرگان افزاینده‪ ،‬پاكان و مقدسان جاودان) دچار شخصیت فرشته‌ای‬
‫شدند‪ .‬در اسطوره‌های ساسانی تخم‌مرغ‪ ،‬شیر و شیر برنج نماد بهمن؛ آتش‬

‫‪3‬‬
‫نماد اردیبهشت؛ فلز نماد شهریور؛ زمین نماد اسفند؛ آب نماد خرداد؛ گیاه‬
‫سبز و خوراكیهای گیاهی نماد امرداد هستند‪ .‬انسانی كه این شش پرتو را در‬
‫خود پرورده باشد‪ ،‬روحش چون آیینه روشنایی خداوند را باز می‌تاباند‪،‬‬
‫بنابراین كتاب آسمانی گاتها و آیینه نیز بایستی نماد اهورایی شدن انسان‬
‫باشد‪ .‬در همه جشن‌ها از جمله پنج روز پنجه‪ ،‬سفره‌ای گسترده و نیایش‌ها‬
‫در كنار آن انجام می‌شود‪ .‬این هفت عنصر در همه سفره‌هایی كه برای‬
‫آیین‌های دینی (جشن‌ها) گسترده می‌شوند‪ ،‬وجود دارد و سفره هفت‌سین‬
‫یادگار آن است‪ .‬معنی نام‌ها این نكته را بهتر نشان می‌دهد‪.‬‬
‫‪.1‬فروردین (ماه فروهر‌ها)‪:‬‬
‫در گاهشمار ایرانی سال با لحظه گذر زمین از نقطه اعتدال بهاره كه‬
‫درازای روز با شب برابر است‪ ،‬آغاز می‌شود در اسطوره‌های ایرانی پنج‬
‫روز پیش و پنج روز پس از نوروز فروهر‌ها به زمین می‌آیند تا روان‬
‫انسان را تازه كنند‪ .‬همانگونه كه جهان خموده از زمستان به حركتی تا‬
‫بلندای رسیدن در می‌آید‪ .‬واژه فروهر (فرورد‪ ،‬فرورتی و فروشی به‬
‫معنی راهنما) نام ذره‌ای از ذات خداوندی است كه برای راهنمایی‬
‫باشندگان به سوی خداوند درون آنها نهاده شده است‪ .‬روان راستكاران با‬
‫فروهرشان یكی می‌شود‪ .‬به سخنی دیگر انسان قطره‌ای كوچك از دریای‬
‫خداوند است كه پس از پالیش دریایی می‌شود به كوچكی یك قطره‪.‬‬
‫در جشن فروردینگان (نوزدهم فروردین) ایرانیان به آرامگاه‌ها رفته از‬
‫خداوند برای چنین بخششی سپاسگزاری‪ ،‬برای درگذشتگان درخواست‬
‫شادی روان و برای خود آرزوی راستكاری می‌كرده‌اند‪.‬‬
‫‪.2‬اردیبهشت (اشا وهیشتا = بهترین هنجار‪ ،‬راه و قانون)‬
‫طبیعت ایران در این هنگام بهترین و زیبا‌ترین حالت خود را داشته‪ ،‬از‬
‫بهترین هنجار برخوردار است همانگونه كه به هنجارترین چیزها زیباترین‬
‫چیزهاست‪.‬گاتها آموزش می‌دهد كه خداوند هنجاری به نام اشا بر جهان‬
‫استواركرده‌ است‪ .‬پیامد شناخت این هنجار « دانش» نام دارد‪ .‬دانشی‬

‫‪4‬‬
‫كه انسان را توانا و پیروز می‌كند‪ ،‬ولی خرسندی زمانی به دست می‌آید‬
‫كه انسان همراه با اشا از بهمن نیز برخوردار باشد‪ .‬هنجار‪ ،‬قانون یا‬
‫دانش همچون آتش یك زبان دارد‪ .‬حقیقت پنهان در هر چیز را از دود و‬
‫خاكستر جدا و نمایان می‌سازد‪ .‬به همه روشنایی و گرما می‌بخشد‪ ،‬ولی‬
‫اگر درست از آن بهره برداری نشود‪ ،‬ویرانی به بار می‌آورد‪.‬‬
‫‪.3‬خرداد (رسایی و كمال)‬
‫بنابر چرخه‌های بلند مدت آب و هواشناختی ایران در این ماه از سال‬
‫سیلب‌های بهاری فرو نشسته‌ و كم آبی‌های تابستانی هنوز فرا نرسیده‬
‫است‪ .‬بنابراین منابع طبیعی آب در بهترین حالت خود هستند‪ .‬بچه‌های‬
‫جانوران دوره حساس نوزادی را پشت سر گذاشته و شكوفه‌ها میوه‬
‫شده‌اند‪ .‬در اسطوره‌های ایرانی نگهداری از آبها و زندگان در برابر دیو‬
‫تشنگی به این امشاسپند سپرده شده است‪.‬‬
‫‪ .4‬تیر (ایزد باران‪ ،‬ستاره تیشتر‪ ،‬شعرای یمانی)‬
‫در چرخه‌های بلند مدت هواشناسی ایران بیشترین تبخیر و كمترین بارش‬
‫در این ماه روی می‌دهد‪ ،‬ولی به هر روی نم بارانی می‌بارد‪ .‬از سوی‬
‫دیگر ستاره تیر در این هنگام طلوع می‌كند كه ستاره‌شناسان ایران‬
‫باستان آن را قرین باران می‌دانستند ‪ .‬در این اسطوره ایرانی دیو ا َ َ‬
‫پ‌‬
‫ئوشه آب‌ها را بخار و در آسمان زندانی می‌كند‪ .‬ایزد تیر پس از‬
‫كشمكش‌های بسیار این دیو را شكست می‌دهد‪ .‬بدین گونه آبها آزاد‬
‫شده‪ ،‬باران می‌بارد‪ .‬در تاریخ اسطوره‌ای ایران چندین جنگ بزرگ به‬
‫دلیل بارش باران در این ماه به آشتی انجامید‪ .‬از رویدادهای اسطوره‌ای‬
‫این ماه پرتاب تیر بوسیله آرش است كه برای مشخص كردن مرز ایران‬
‫و توران و پایان جنگی درازمدت انجام شد‪ .‬از آنجا كه آرش راستكار و‬
‫ایرانیان خداپرستانی بر حق بودند‪ ،‬ایزد باد تیر آرش را تا كرانه جیحون‬
‫برده‪ ،‬همراه با آن سختی و غم را از دل و جان ایرانیان دور می‌سازد‪ .‬در‬
‫جشن تیرگان (دهم تیر ماه) كه برابر با انقلب تابستانه است‪ ،‬مردم پس‬

‫‪5‬‬
‫از سپاسگزاری از خداوند و آرزوی افزایش بارش با شادی به یكدیگر آب‬
‫می‌پاشیده‌اند كه نمادی از باران است‪.‬‬
‫همچنین در این روز هفت رشته رنگین را به هم تابیده نخ هفت رنگی‬
‫(نماد هفت رنگ) نوع (درد و رنج) به نام تیر و به یاد تیر آرش درست‬
‫كرده‪ ،‬دور مچ دست چپ خود گره می‌زده‌اند‪ .‬سپس در روز باد بر سر‬
‫یك بلندی این تیرو را به باد می‌سپرده‌اند تا همچون تیر آرش سختی و‬
‫رنج را ا ز ایشان دور كند‪.‬‬
‫‪ .5‬اَمرداد (بی‌مرگی و جاودانگی)‬
‫پیش از هر چیز بایستی یادآور شد كه این واژه با پیشوند منفی‌ساز ( ا َ )‬
‫از ریشه مردن و نابود شدن است‪ .‬واژه‌های مرد‪ ،‬مردم و مار نیز از‬
‫همین ریشه به ترتیب به معنی میرا و كشنده هستند‪ .‬بنابرین گویش‬
‫اشتباه مرداد به معنی مرگ و نابودی به دو دلیل ناپسند است‪ .‬نخست‬
‫آنكه امرداد از نام‌ها و جلوه‌های خداوند و اشتباه در گفتن آنها بسیار‬
‫ناپسندیده است‪ .‬دو دیگر آنكه مرگ و نابودی نام زیبایی نیست و با‬
‫فرهنگ پیشبرنده ایرانی هم‌خوانی ندارد‪.‬‬
‫در فرهنگ ایرانیان گیاه و سبزی‪ ،‬نماد بی‌مرگی بوده است‪ .‬زیرا گیاهان‬
‫عمری بسیار دراز دارند و هرسال دوباره تازه و شاداب جوانه می‌زنند‪ .‬از‬
‫سوی دیگر گیاه با تامین هوای پاك و خوراك به دیگر زندگان‪ ،‬زندگی‬
‫می‌بخشد‪ .‬در این هنگام از سال گیاهان در بهترین وضعیت رشد‬
‫سبزینه‌ای خود هستند‪ .6 .‬شهریور (شهریاری نیك و برگزیدنی‪ ،‬سلطه و‬
‫قدرت نیك)‬
‫خداوند تنها شهریار دو جهان است‪ .‬اگر انسان آنگونه كه شایسته است‬
‫پرورش یابد‪ ،‬بر همه چیز شهریار بوده‪ ،‬نمی‌گذارد چیزی بر او سلطه‬
‫داشته باشد‪ .‬در گاتها نیز رابطه‌ی انسان با خدا رابطه‌ی دلداده و دلدار یا‬
‫استاد و شاگرد است‪.‬‬
‫‪.7‬مهر (پیوستن با مهربانی)‬

‫‪6‬‬
‫زمین در این هنگام از نقطه اعتدال پاییزه می‌گذرد بنابراین درازای روز با‬
‫شب برابر می‌شود‪ .‬گرمای خورشید نه چون تابستان بسیار است و نه‬
‫چون زمستان اندك‪ .‬حیوانات و حشرات نیز در این ماه جفت‌گیری‬
‫می‌كنند‪ .‬در اسطوره‌های ایرانی گرما و نور خورشید را ایزد مهر‬
‫می‌دانستند‪ .‬این ایزد كه همواره با دروغ در جنگ است‪ ،‬نگهبان پیوند در‬
‫ن شكنان را به سختی پادافره (مجازات) می‬
‫میان مردمان بوده و پیما ‌‬
‫كند‪ .‬ایرانیان مهرپرور دوستار عدالت جشن مهرگان را نوروز خاصه‬
‫می‌نامیده‌اند‪.‬‬
‫‪.8‬آبان (آب‌ها)‬
‫در این ماه از سال به طور معول باران می‌بارد‪ .‬در گاهشماری باستانی‬
‫این ماه آغاز زمستان بزرگ بوده است‪.‬‬
‫‪.9‬آذر (آتش)‬
‫در این ماه سرما به اندازه‌ای است كه باید آتش روشن كرد‪.‬‬
‫‪ .10‬دی (دادار‪ ،‬دانای آفریننده)‬
‫در این هنگام از سال كه با انقلب زمستانه همراه است‪ ،‬كوتاهترین‬
‫روزها و بیشترین سرما زندگی مردم و جانوران را آنچنان با خطر روبرو‬
‫می‌سازد كه تنها خداوند می‌تواند آنها را در امان نگه‌ دارد‪ .‬از سوی دیگر‬
‫همه كارهای كشاورزی و بیشتر كارهای دامداری تعطیل است و بهترین‬
‫راه برای گذراندن این شب‌های بلند و سرد نیایش به درگاه خداوند است‪.‬‬
‫در این ماه چهار جشن دیگان در روزهای اورمزد‪ ،‬دی به آذر‪ ،‬دی به مهر و‬
‫دی به دین برگزار می‌شود‪ .‬نخستین روز این ماه یعنی اورمزد و دی ماه (‬
‫‪ ۲۵‬آذر ماه در گاهشمار امروزی) برابر با شب یلدا است‪ .‬این باور وجود‬
‫داشته‌ است كه پس از مهرگان مهر (گرما و نور خورشید) رو به نابودی‬
‫می‌رود تا آنكه در اورمزد و دی ماه دوباره متولد می‌شود‪ .‬واژه آرامی‬
‫یلدا این نكته را نشان می‌دهد‪ .‬در فرهنگ اروپایی پس از جایگزین شدن‬

‫‪7‬‬
‫مسحیت بجای مهرپرستی این آیین تولد به نام تولید مسیح برگزار می‬
‫شده است‪.‬‬
‫‪ .11‬بهمن (منش نیك)‬
‫در هات ‪ ۲۸‬بند ‪ ۱‬از گاتها در نماز آرزو می‌شود كه برای خرسندی جهان‬
‫همه كارهایمان با اشا و خردمان با منش نیك همگام باشد‪ .‬در‬
‫اسطوره‌های ایرانی این امشاسپند نگهبان جانوران سودمند است‪.‬‬
‫زرتشتیان در ماه و روز بهمن هر ماه از كشتن جانوران سودمند یا‬
‫خوردن گوشت پرهیز می‌كنند‪ .‬با نگاهی به طبیعت ایران می‌بینیم كه‬
‫زایش بسیاری از جانوران سودمند اهلی و وحشی پس از جشن سده‬
‫(جشن سوختن آتش) روی می‌دهد‪.‬‬
‫جشن سده كه به نظر می‌رسد جشن آغاز سال نو كشاورزی بوده باشد‬
‫در روز مهر ایزد این ماه برگزار می‌شود‪ .‬درگذشته نخستین كار برای‬
‫آغاز كشاورزی كندن بوته‌های بیابانی و سوزاندن آنها بود‪ .‬امروزه نیز‬
‫بسیاری از كارهای كشاورزی و باغبانی پس از سده آغاز می‌شود‪.‬‬
‫‪.12‬اسفند (آرامش افزاینده‪ ،‬پارسایی مقدس)‬
‫اسفند یا سپنتا آرم‌ایتی‪ ،‬آرامشی است كه از عشق و ایمان سرچشمه‬
‫می‌گیرد‪ .‬در ادبیات اوستایی این جلوه اهورایی به صورت مادینه (مونث)‬
‫بكار برده شده است‪ .‬بنابراین در اسطوره‌های ایرانی این امشاسپند‬
‫نگهبان زن و زمین به شمار می رفته است‪ .‬در بندهشن آمده كه زن نیك‬
‫چون زمین نیك سختی‌ها را می‌گوارد و بر شیرین می‌دهد‪ .‬از این روی‬
‫جشن اسپندگان (‪ ۲۹‬بهمن ماه امروزی) ویژه زنان بوده است‪ .‬در این‬
‫روز مردها با دادن هدیه به زنان از ایشان قدردانی می‌كرده‌اند‪ .‬ابوریحان‬
‫بیرونی از این جشن با نام مردگیران یاد كرده می‌آورد كه دختران شوی‬
‫مورد علقه خود را در این روز برمی‌گزیده‌اند‪.‬‬
‫اینك كه معنی نام‌های ماه را دانستیم باری دیگر به چرخه سال باز‬
‫می‌گردیم ولی اینبار با دیدی دیگر سال را از زمستان آغاز می‌كنیم‪ .‬شاید‬

‫‪8‬‬
‫بتوان زمستان را همانند آغاز آفرینش دانست‪ .‬زمانی كه تنها خداوند بود‬
‫و خواست كه روزگار جهان با فروغ آسایش و آرامش روشن باشد‪ .‬پس‬
‫نخست روشنایی را آفرید‪ .‬آنگاه با خرد خود آیین راستی (هنجار هستی‪-‬‬
‫اشا) را آفرید و بهترین منش (بهمن) را استوار كرد (هات ‪ ۳۱‬بند ‪ ۷‬گاتها)‪.‬‬
‫از آنجا كه در بیشتر موارد بهمن به صورت نرینه (مذكر) بكار برده شده‬
‫شاید بتوان آنرا همانند پدر دانست‪ .‬پدری كه از دانش و خرد‪ ،‬منشی نیك‬
‫دارد‪ .‬شاید بتوان اسفند را نیز همانند مادر دانست‪ ،‬زیرا از دیدگاه دستور‬
‫زبان این جلوه خداوندی همواره به صورت مادینه (مونث) به كار برده‬
‫شده است‪ .‬مادری كه از دانش‪ ،‬دلدادگی و ایمان به خدا آرامشی‬
‫افزاینده (اطمینان قلب) دارد‪.‬‬
‫جشنهای برابر شدن روز و ماه ‪:‬‬
‫جشن فروردینگان‬
‫جشن اردیبهشتگان‬
‫جشن خوردادگان‬
‫جشن تیــــرگان‬
‫جشن امردادگان‬
‫جشن شهریورگان‬
‫جشن مهـــرگان‬
‫جشن آبانگان‬
‫جشن آذرگان‬
‫جشن دیگان‬
‫جشن بهمنگان‬
‫جشن اسفندگان‬
‫•دیگر جشنهای باستانی و زرتشتی‪:‬‬
‫جشن نوروز‬
‫جشن زادروز حضرت زرتشت‬

‫‪9‬‬
‫جشن سده‬
‫در هر ماه یک بار نام روز و ماه يکى مى‌باشد‪ .‬زرتشتيان اين روزها را جشن‬
‫مى‌گيرند اين دوازده جشن به نام ماه‌ها‪ ،‬فروردينگان (‪ ۱۹‬فروردين)‪،‬‬
‫ارديبهشتگان (‪ ۲‬ارديبهشت گاه‌نامه کنونى ايران و ‪ ۳‬ارديبهشت گاه‌نامه‬
‫زرتشتي)‪ ،‬خردادگان (‪۴‬خرداد کنونى و ‪ ۶‬خرداد زرتشتي)‪ ،‬تيرگان (‪ ۱۰‬تير‬
‫کنونى و ‪ ۱۳‬تير زرتشتي)‪ ،‬امردادگان (‪ ۳‬امرداد کنونى و ‪ ۷‬امرداد زرتشتي)‪،‬‬
‫شهريورگان (‪ ۳۰‬امرداد کنونى و ‪ ۴‬شهريور زرتشتي)‪ ،‬مهرگان (‪ ۱۰‬مهر‬
‫کنونى و ‪ ۱۶‬مهر زرتشتي)‪ ،‬آبانگان (‪ ۴‬آبان کنونى و ‪ ۱۰‬آبان زرتشتي)‪،‬‬
‫آذرگان (‪ ۳‬آذر کنونى و ‪ ۹‬آذر زرتشتي)‪ ،‬ديگان‪ ،‬بهمنگان (‪ ۲۶‬دى کنونى و ‪۲‬‬
‫بهمن زرتشتى) و اسفندگان (‪ ۲۹‬بهمن و ‪ ۵‬اسفند زرتشتي) خوانده مى‌شود‪.‬‬
‫از ميان اين جشن‌ها جشن مهرگان جنبه ملى دارد که در بخش جشن‌هاى‬
‫ملى درباره آن سخن مى‌گوئيم‪ .‬بزرگ‌ترين جشن‌هاى زرتشتيان (ايران‬
‫باستان)‪ ،‬نوروز بود که با اعتدال ربيعى همراه است‪ .‬هنگامى که خورشيد‬
‫روى مدار استوا قرار مى‌گيرد و روز و شب برابر مى‌شوند‪ ،‬اين روز اول‬
‫فروردين برابر‪ ۲۱ ،‬مارس است‪ .‬جشن مهرگان که دومين جشن بود که با‬
‫اعتدال پائيزى هم‌زمان بود)‪ .‬اين اعتدال در روز ‪ ۲۳‬سپتامبر برابر با اول مهر‬
‫است و مهرگان ده روز ديرتر يعنى روز مهر از مهرماه که دهم مهر باشد‬
‫جشن گرفته مى‌شود‪ .‬بعد از اين دو جشن‪ ،‬جشن‌هاى تيرگان و ديگان مهم‬
‫بودند‪ .‬جشن تيرگان برابر روزى است که خورشيد در دورترين نقطه شمالى‬
‫از استوا قرار دارد و بزرگ‌ترين روز و کوتاه‌ترين شب است‪ .‬اين روز در‬
‫حدود ‪ ۲‬ژوئن است که برابر اول تير مى‌باشد و جشن تيرگان ده روز ديرتر‬
‫در دهم تير است و جشن ديگان که خورشيد در دورترين نقطه جنوبى از‬
‫استوا قرار دارد و بزرگ‌ترين شب و کوتاه‌ترين روز است اين روز در حدود‬
‫‪ ۲۲‬دسامبر برگزار مى‌شود‪.‬‬
‫جشن فروردينگان‬

‫‪10‬‬
‫در روز فروردين از ماه فروردين (نوزدهم فروردين) برگزار مى‌شود و‬
‫همان‌طور که از نام آن پيدا است مربوط به فروهر پاکان و در گذشتگان‬
‫مى‌باشد و در حقيقت مى‌شود گفت‪ .‬اين جشن روز يادبود روانان است چون‬
‫واژه فروردين و فرهر هر دو از يکى ريشه مشتق شده و به معنى نيروئى‬
‫است که از عالم بال براى راهنمائى و پاسبانى ارواح در وجود بوديعه گذاشته‬
‫است‪.‬‬
‫زرتشتيان تهران در اين روز به آرامگاه زرتشتيان که در کاخ فيروزه واقع‬
‫شده مى‌روند و از موبدان که در آنجا حضور دارند مى‌خواهند که به نام‬
‫درگذشتگان آنها آفرينگان بخوانند‪ .‬در حين سرودن آفرينگان مواد خوشبو‬
‫روى آتش دود مى‌کند‪ ،‬شمع روشن مى‌نمايند‪ ،‬گل و سبزه حاضر است‪،‬‬
‫ميوه‌جات تازه را پاره مى‌کنند و لرک هم که مخلوطى است از هفت قسم‬
‫ميوه خسک‪ ،‬حاضر است و سورگ هم که نان کوچک گردى است در روغن‬
‫کنجد مى‌پزند‪ .‬پس از اتمام آفرينگان خوانى ميوه و لرک و سورگ که تيرک‬
‫شده است بين حاضرين پخش مى‌شود که بخورند به‌علوه هر کسى به‌سر‬
‫قبر نزديکان خود رفته گل و سبزه مى‌گذارد و شمع روشن مى‌کند‪.‬‬
‫سرگرد آورنگ در کتاب جشن‌هاى ايران باستان سورگ را تشبيه کرده است‬
‫به نان روغنى که مسلمانان در روز جمعه آخر سال درست مى‌کنند و به ‌سر‬
‫قبر مى‌برند و به مردم مى‌دهند‪.‬‬
‫در روم قديم در ماه فوريه به ياد ارواح مردگان که آنها را ماتس مى‌ناميدند‬
‫در قبرستان‌ها مراسمى برگزار مى‌کردند و فديه مى‌دادند‪ .‬هندوها نيز نظير‬
‫اين جشن دارند که آن‌را پيتارا مى‌نامند‪ .‬عيسويان کاتوليک هم در اول ماه‬
‫نوامبر عيدى دارند به نام توسينت که عيد اموات است و در آن روز از‬
‫درگذشتگان ياد نموده مزار آنان ‌را گلباران مى‌کنند‪.‬‬
‫جشن ارديبهشتگان‬
‫اين جشن در روز دوم ارديبهشت از ماه ارديبهشت واقع مى‌شود و چون‬
‫ارديبهشت امشاسپند (واژه اوستائى اشاوهيشتا) نماينده اشوئى و پاکى و‬

‫‪11‬‬
‫راستى و درستى است و نگهبانى تمام اقسام آتش در جهان نيز سپرده به او‬
‫است ايرانيان باستان در اين جشن همه به لباس سفيد که نشان‬
‫زرتشتى‌گرى است ملبس شده و دسته جمعى ستايش و پرستش پروردگار‬
‫را به‌جا مى‌آورند و سپس جشن و سرور را آغاز مى‌نمودند‪ .‬امروزه نيز‬
‫زرتشتيان اين روز را مقدس مى‌دانند و به آتشکده‌ها رو آورده اهورامزدا را‬
‫با خواندن ارديبهشت يشت و ديگر نمازها سپاس مى‌گويند‪.‬‬
‫جشن خوردادگان‬
‫اين جشن به فرشته خورداد که واژه اوستائى آن هه‌اروه‌تاته است تعلق دارد‬
‫و در (‪ ۴‬خرداد) روز خورداد از ماه خورداد برگزار مى‌شد‪ .‬چون خورداد به‬
‫معنى رسائى و کمال و تندرستى است و در عالم مادى پاسبانى آب‬
‫چشمه‌ها و نهرها و رودها و درياها به اين فرشته واگذار است نياکان ما در‬
‫اين روز به‌سر چشمه‌ها يا کنار رودها و ساحل درياها مى‌رفتند و پس از‬
‫ستايش اهورامزدا روز را به عيش و سرور با دوستان و ياران مى‌گذارنيدند‪.‬‬
‫جشن تيرگان‬
‫اين چشن يکى از جشن‌هاى بزرگ ايران باستان است که تا چندين سال‬
‫پيش اين جشن در روز تير ايزد و تيرماه از طرف زرتشتيان برگزار مى‌شد‬
‫ولى امروز ديگر از آن اثرى نيست‪.‬‬
‫روش برگزارى اين جشن بدين قرار بود‪ .‬روز پيش از عيد تمام محوطه خانه‬
‫از درون و برون آب و جارو و گردگيرى مى‌شد و صبح روز جشن همه‬
‫آب‌تنى نموده لباس نو مى‌پوشيدند و مخصوصا ً چيزى که ويژگى‌ به اين جشن‬
‫داشت تار نازکى بود که از ابريشم هفت رنگ و سيم نازک و ظريفى به‌هم‬
‫تابيده بودند و به نام تير و باد معروف بود‪ .‬اين تار را زرتشتيان در بامداد روز‬
‫تير به مچ دست مى‌بستند و در روز باد يعنى بعد از ده روز از دست باز کرده‬
‫به باد مى‌دادند‪ .‬در اين جشن جوانان زرتشتى با شعف و شادى دنبال هم‬
‫مى‌دويدند و به‌هم آب مى‌پاشيدند و صداى قهقهه آنها در کوچه و محله‬
‫مى‌پيچيد در حقيقت مى‌شود گفت که اين روز جشن آب‌ريزان هم بود‪.‬‬

‫‪12‬‬
‫تير که واژه اوستائى آن تشتر است ستاره‌اى است نورانى که کليه‬
‫اوستادانان آن‌را به سيروس ترجمه نموده‌اند و در فرهنگ‌ها به نام ستاره‬
‫باران نوشته شده است‪ .‬اين ستاره را به عربى شعرى يمانى مى‌گويند و‬
‫نبايد آن‌را با تير يا عطارد يکى دانست‪ .‬از فقره پنجم تير پشت که در وصف‬
‫تشتر مى‌باشد نيز رابطه اين ستاره با باران به‌خوبى مشاهده مى‌شود در‬
‫اين فقره ما مى‌خوانيم‪" :‬چهارپايان خرد و بزرگ و مردم مشتاق ديدار تشتر‬
‫هستند‪ .‬کى دگرباره اين ستاره باشکوه و درخشان طلوع خواهد کرد‪.‬و کى‬
‫دگرباره چشمه‌هاى آب بستيرى شانه اسبى جارى خواهد شد؟"‬
‫يکى از داستان‌ها که درباره اين جشن گفته شده راجع‌به‌ جنگ ايرانيان با‬
‫تورانيان است در عهد سلطنت منوچهر پادشاه پيشدادي آرش کمانگیر مامور‬
‫شد تا با پرتاب تیری از فراز قله دماوند به جنگ دو ملت پایان دهد و هرجا‬
‫که تیر او فرود آمد مرز ایران و توران شود‪ .‬او تمام توان و عشق خود به‬
‫ایران را در تیر خود نهاد و با پرتاب آن به بعد از رود سیحون و جیحون جان‬
‫به دادار بخشید‪.‬‬
‫اين جشن در زمان قديم از روز تير شروع مى‌شد و تار روز باد ادامه داشت‬
‫يعنى مدت برگزارى جشن ‪ ۱۰‬روز بوده است‪ .‬در بين هندوان همين مراسم‬
‫با استفاده از رنگ به‌جاى آب انجام مى‌شود‪.‬‬
‫جشن امردادگان‬
‫در زمان قديم اين جشن در روز امرداد و امرداد ماه برگزار مى‌شده و چون‬
‫امرداد فرشته جاودانى و بى‌مرگى مى‌باشد و در عالم جسمانى نگهبانى‬
‫نباتات و روئيدنى‌ها با او است زرتشتيان در اين روز به باغ‌ها خرم و دلنشين‬
‫دور از محوطه شهر مى‌رفتند و طى مراسمى اين جشن را با شادى و سرور‬
‫در هواى صاف و در دامن طبيعت برگزار مى‌کردند و از تماشاى آفريدهاى‬
‫بى‌شمار پروردگار لذت مى‌برند‪.‬‬
‫جشن شهريورگان‬

‫‪13‬‬
‫شهريور در اصل خشتره وئريه بوده که در زبان پهلوى خشتريور و در پارسى‬
‫شهريور شده است‪ .‬جزء اول اين کلمه يعنى خشتره به معنى پادشاهى و‬
‫سلطنت و قدرت و کشور است و کلمات شهر و شهريار از اين واژه گرفته‬
‫شده است‪ .‬جزء دوم به معنى آرزو شده است‪ .‬بنابراين معنى ترکيبى آن‬
‫پادشاهى آرزو شده يا کشور خواسته شده مى‌باشد‪ .‬اين امشاسپند در عالم‬
‫روحانى مظهر قدرت و نيرو مى‌باشد و در عالم جسمانى پاسبانى فلزات با‬
‫او است‪ .‬در عهد باستان در روز شهريور جشنى به نام شهريورگان برگزار‬
‫مى‌شده است‪.‬‬
‫جشن مهرگان‬
‫اين جشن از جشن‌هاى بسيار مهم و باشکوه ايران باستان و معروف بود‪.‬‬
‫اين جشن در نبمه دوم سال يعنى هنگامى برگزار مى‌شد که گرماى سوزان‬
‫تابستان سپرى شده و هواى معتدل و فرح‌افزاى پائيزى جاى آن‌را گرفته بود‬
‫يعنى در حقيقت جشن مهرگان در روز رام و مهرماه به مدت شش روز‬
‫ادامه داشت که روز اول را مهرگان عامه و روز آخر ار مهرگان خاصه‬
‫مى‌ناميدند‪.‬‬
‫اين جشن مربوط است به فرشته مهر که در اوستا ميترا ناميده مى‌شود و‬
‫به معنى نور خورشيد و مهر و محبت و مهر عهد و پيمان مى‌باشد اين جشن‬
‫را در قديم ميتراکانا مى‌گفتند که بعدها به تدريح مهرگان شد‪ .‬در روايت‬
‫است که فريدون پادشاه پيشدادى در اين روز بر ضحاک تازى چيره شده و‬
‫او را گرفته در کوه دماوند حبس نمود و تاج پادشاهى ايران را به‌سر نهاد‪.‬‬
‫جشن مهرگان در دربار خلفا عباسى نيز باشکوه برگزار مى‌شد و اين جشن‬
‫در عربى به (مهرجان) تبديل شده است‪.‬‬
‫يکى از سنت‌هاى ديرين اين جشن رسم قربانى کردن گوسفندان بود‪.‬‬
‫زرتشت با تمام نيرو برعليه اين رسم قربانى کردن قيام نمود‪ .‬در قرن‌هاى‬
‫اخير اغلب خانواده‌هاى زرتشتى ساکن ايران در جشن مهرگان گوسفندى را‬
‫سر مى‌بريدند و طى تشريفات و مراسمى که به سرودن ادعيه و بريان‬

‫‪14‬‬
‫کردن گوسفند در تنور توأم بود قسمتى از گوشت گوسفند قرانى را به‬
‫بينوايان و مستحقين مى‌دادند و به مرور ايام اين رسم چنان در مردم ريشه‬
‫دوانده بود که خانواده‌هاى با بنيه ضعيف مالى نيز پولى قرض نموده و‬
‫گوسفندى در روز جشن مهرگان قربان مى‌نمودند‪.‬‬
‫جشن آبانگان‬
‫در عهد باستان در روز آبان و آبان‌ماه (برابر روز دهم آبان از تقويم‬
‫اوستائي) جشن آبانگان برگزار مى‌شد‪ .‬در اين روز زرتشتيان به کنار‬
‫جويبارها و رودخانه‌ها مى‌رفتند و با سرودن آب زور و ساير نيايش‌ها‪ ،‬جشن‬
‫را با شادى برگزار مى‌نمودند‪.‬‬
‫برادران و خواهران پارسى زرتشتى در اين رروز گروه‌گروه در حالى‌که‬
‫ملبس به لباس سفيد نو مى‌باشند به ساحل دريا و کنار رودخانه‌ها رو‬
‫مى‌آورند و به ستايش و پرستش پروردگار يکتا مى‌پرداختند‪ .‬از پنجاه سال‬
‫پيش در بين زرتشتيان با امکاناتى که روى داد و گردهمائى‌ها و تشکيل‬
‫انجمن‌هائى که بر اثر کوشش افراد دلسوز به‌وجود آمد‪ ،‬دگرباره مطابق‬
‫سنن و رسوم گذشته به برگزارى جشن‌هاى آبانگان اقدام کردند‪.‬‬
‫جشن آذرگان‬
‫آذر به معنى آتش است و نياکان ما در روز جشن آذرگان يا آذرخش که در‬
‫روز آذر از ماه آذر واقع مى‌شد به آتشکده‌ها رو آورده به پرستش اهوراى‬
‫يکتا مى‌پرداختند‪ .‬امروز هم زرتشتيان ايران و هندوستان در اين روز به‬
‫آدريان‌ها مى‌روند و ستايش پروربدگار را به‌جا مى‌آورند‪.‬‬
‫جشن ديگان‬
‫دى يا دتوشو به معنى دادار و آفريدگار است و در نامه‌هاى اوستائى اغلب‬
‫به‌جاى واژه اهورامزدا به‌کار رفته است‪ .‬روزهاى هشتم و پانزدهم و بيست و‬
‫سوم هرماه به نام دى نام‌گذارى شده که براى تميز آنها از همديگر هر يک به‬
‫نام روز بعدش خوانده شده است بدين طريق ديبآدر‪ ،‬دى‌بمهر و ديبدين‪ .‬به‬
‫اين ترتيب در هر ماه چهار روز به نام خدا ناميده شده و در ماه چهار بار‬

‫‪15‬‬
‫جشن ديگان برگزار مى‌شده است‪ .‬ولى در روزهاى اورمزد و دى‌ماه جشن‬
‫بزرگ‌ترى از ساير روزها برگزار مى‌شده است‪.‬‬
‫جشن بهمنگان‬
‫بهمن از واژه اوستائى و هومن است و به معنى انديشه نيک مى‌باشد‪.‬‬
‫فرشته وهمن يکى از فرشتگان مقرب درگاه اهورامزدا و در عالم معنوى‬
‫مظهر انديشه نيک و دانش خداداد است‪ .‬پاسبانى چهارپايان سودمند در عالم‬
‫جسمانى به اين امشاسپند واگذار است و از اين‌رو زرتشتيان در جشن‬
‫بهمنگان يا بهمنجنه که در روز بهمن از ماه بهمن واقع مى‌شود از کشتار‬
‫حيوانات و خوردن گوشت آنان خوددارى مى‌نمايند و بعضى از متعصبين آنان‬
‫اين عمل يعنى پرهيز از خوردن گوشت و کشتار گاو و گوسفند و مرغ و‬
‫غيره را در همه روزهاى ماه بهمن ادامه مى‌دهند‪.‬‬
‫جشن اسفندارگان‬
‫در آثارالباقيه درباره اين جشن چنين نوشته شده‪" :‬اسفندارمزد ماه روز‬
‫پنجم آن اسفندار مزد است و براى اتفاق افتادن دو نام آن ‌را چنين ناميده‌اند‬
‫و معنى آن عقل و حلم (بردباري) است و اسفندارمزد فرشته پاسبان زمين‬
‫است و حامى زنان درستکار و پارسا و شوهردوست مى‌باشد‪ .‬در دوارن‬
‫گذشته در اسفندماه به‌ويژه اين روز عيد زنان بود و مردان به زنان بخشش‬
‫مى‌نمودند و هنوز هم اين رسم در اصفهان ورى باقى مانده و به فارسى‬
‫مزدگيران گويند‪.‬‬
‫سپندارمزد که واژه اوستائى آن سپنتا آرميتى است به معنى تواضع مقدس‬
‫است و فرشته سپندارمزد در عالم معنوى مظهر عشق و محبت و تواضع و‬
‫فروتنى مى‌اشد و در عالم مادى نگهبانى زمين با او است جشن اسفندارگان‬
‫در عيد باستان در وز اسفندارمزد از ماه اسفند برگزار مى‌شده يعنى در روز‬
‫پنجم اسفندماه باستانى امروز اين جشن در بين زرتشتيان ديده نمى‌شود‪.‬‬

‫جشن های فصلی ایرانیان باستان‬

‫‪16‬‬
‫در اساطیر كهن ایرانی‪ ،‬اهورامزدا‪ ،‬آفرینش خویش را در طول یك سال و در‬
‫شش مرحله كه (گاهنبار) نام دارد‪ ،‬پدید آورد‪ .‬گاهنبار به معنای هنگام سال‬
‫جشن های شش گانه زرتشتیان است كه در اوقات مختلف سال برگزار می‬
‫شود‪ .‬هر یك از این جشن ها پنج روز به طول می انجامد كه چهار روز‬
‫نخستین‪ ،‬مقدمه جشن و روز پنجم آخرین و مهم ترین روز مراسم است‪.‬‬
‫براساس متون كهن‪ ،‬آفرینش گاهنبارها براساس خرد مقدر شده است‪.‬‬
‫انجام مراسم دینی در این روزها ثوابی عظیم دارد و ترك آن نیز گناهی‬
‫بزرگ است تا جایی كه شایسته نیست زرتشتیان مومن با چنین گناهكاری‬
‫چیزی بخورند‪ ،‬او را به خانه خود راه دهند‪ ،‬شهادت وی را بپذیرند و یا او را‬
‫یاری رسانند‪.‬‬
‫این جشن ها پیوند عمیقی با طبیعت و زندگی و كار روستاییان داشته و می‬
‫توان آنها را در اصل جشن هایی از آن كشاورزان دانست‪ .‬گاهنبارها بدین‬
‫ترتیب نامیده شده اند‪:‬‬
‫‪.1‬مدیورزم‪ :‬به معنای میان بهار و هنگامی كه زمین سبز می شود‪.‬‬
‫آفرینش آسمان از آن این گاهنبار است و زمان برگزاری آن از ‪۱‬‬
‫فروردین تا ‪ ۹‬اردیبهشت و با ‪ ۵‬روز درنگ تا ‪ ۱۴‬اردیبهشت ادامه‬
‫داشته است‪.‬‬
‫‪.2‬مدیوشم‪ :‬میان تابستان زمانی كه علوفه درو می شود‪ .‬آفرینش‬
‫آب در این گاهنبار صورت گرفته است و زمان آن از ‪ ۱۵‬اردیبهشت‬
‫تا ‪ ۷‬تیرماه و با ‪ ۵‬روز تاخیر تا ‪ ۱۲‬تیر ادامه داشته است‪.‬‬
‫‪.3‬پدیشمه‪ :‬گردآوری غله زمانی كه گندم رسیده و خرمن به دست‬
‫می آید‪ .‬اهورا مزدا زمین را در این گاهنبار آفرید‪ .‬این گاهنبار از ‪۱۳‬‬
‫تیر تا ‪ ۲۰‬شهریور و با پنج روز درنگ تا ‪ ۲۵‬شهریور برگزار می شده‬
‫است‪.‬‬
‫‪.4‬ایاسرم‪ :‬بازگشت به خانه بازگو كننده زمانی است كه چوپانان با‬
‫گله های خود پیش از شروع فصل سرما از چراگاه تابستانی به‬

‫‪17‬‬
‫خانه باز می گردند‪ .‬آفرینش گیاه مربوط به این گاهنبار است و‬
‫زمان برگزاری آن از ‪ ۲۶‬شهریور تا ‪ ۱۹‬مهر و با ‪ ۵‬روز درنگ تا ‪۱۴‬‬
‫دی ادامه می یافته است‪.‬‬
‫‪.5‬مدیاریم‪ :‬میان سال كه زمان استراحت و آرامش كشاورزان و‬
‫دامداران است‪ .‬این گاهنبار به آفرینش جانوران اختصاص می یابد‬
‫و از ‪ ۲۵‬مهر تا ‪ ۹‬دی و با ‪ ۵‬روز درنگ تا ‪ ۱۴‬دی برگزار می شده‬
‫است‪.‬‬
‫‪.6‬همسپهمدیهم‪ :‬حركت همه سپاه و زمان برابر شدن روز و شب‬
‫است و در واقع مربوط به فرود آمدن روان مردگان برای سركشی‬
‫به خان و مان بازماندگان خویش است گرامیداشت درگذشتگان و‬
‫زیارت اهل قبور در روزهای پایانی سال در میان ایرانیان امروز ‪،‬‬
‫به جای مانده همین اعتقاد است‪ .‬این گاهنبار ویژه آفرینش انسان‬
‫است كه با آن خلقت اهورامزدا پایان می یابد‪ .‬زمان برگزاری این‬
‫گاهنبار از ‪ ۱۵‬دی تا ‪ ۲۴‬اسفند بوده و با ‪ ۵‬روز درنگ تا ‪ ۲۹‬اسفند‬
‫ادامه داشته است‪.‬‬
‫براساس اساطیر ایرانی پیدایش گاهنبارها به جمشید نسبت داده می‬
‫شود‪ .‬داستان بدین قرار است كه جمشیدشاه رسم داشت هر غریبه ای‬
‫كه از راه می رسید را به مطبخ كاخ خویش می فرستاد تا به اندازه كافی‬
‫خوردنی تناول كرده و برود‪ .‬روزی دیوی خود را به صورت درویشی‬
‫درآورد و به كاخ جمشید وارد شد و طلب غذا كرد‪ .‬جمشید شاه بر طبق‬
‫رسم خویش او را به مطبخ فرستاد‪ .‬دیو درویش نما هر آنچه را در مطبخ‬
‫بود خورد و ادعا كرد كه باز گرسنه است‪ .‬آشپز‪ ،‬شاه را از ماجرا آگاه‬
‫ساخت‪ .‬جمشید دستور داد كه از گله گاوان و گوسفندان تا جایی كه او‬
‫سیر شود‪ ،‬برایش غذا آماده كنند‪ .‬هرچه آشپز به درویش بیشتر غذا می‬
‫داد‪ ،‬او بیشتر می خواست‪.‬‬

‫‪18‬‬
‫آشپز كه به تنگ آمده بود نزد جمشید شكایت برد و گفت اگر همینطور‬
‫پیش برود‪ ،‬دیگر چیزی برای خوردن باقی نخواهد ماند‪.‬‬
‫شاه كه سخت درمانده شده بود به درگاه اهورامزدا نالید و به چاره‬
‫جویی پرداخت‪ .‬اهورامزدا از او خواست تا گاوی زردرنگ را گرفته و به‬
‫نام ایزد او را بكشد و در دیگی با سركه كهنه و سیر گیاه بدبوی سداب‬
‫بپزد و به خورد او بدهند‪ .‬پس چنین كردند و هنگامی كه دیو اولین لقمه را‬
‫خورد از آنجا گریخت‪ .‬پس از آن روز گاهنبار ساختند و هر زمان قحطی و‬
‫تنگی پیش می آمد خوراكی از گاو زرد با سركه و سیر و سداب پخته و‬
‫می خورند تا قحطی از میان برود‪.‬‬
‫جشن سده (ست)‬
‫اين جشن در آبان روز از بهمن‌ماه است که برابر گاهنامه‌هاى قديم روز دهم‬
‫بهمن مى‌باشد و به‌مناسبت پيدايش آتش و در واقع جشن آتش است‪.‬‬
‫ايرانيان به‌ويژه زرتشتيان در شب دهم ماه بهمن جشن مى‌گيرند و آتش‬
‫روشن مى‌کنند و موبدان پيرامون آتش مى‌گردند و اوستا مى‌خوانند و مردم‬
‫به شادمانى مى‌پردازند‪.‬‬
‫بسيارى از مورخين اين جشن را به هوشنگ پادشاه سلسلهٔ پيشدادى نسبت‬
‫داده‌اند‪.‬‬
‫ايرانيان سال را به‌دو قسمت کرده بودند‪ ،‬يکى تابستان بزرگ و ديگرى‬
‫زمستان بزرگ‪ .‬روز سده عبارت است از ‪ ۱۰۰‬روز از آبان گذشته که سده يا‬
‫سته ناميده مى‌شود يعنى صد روز از زمستان گذشته است‪.‬‬
‫سده‪ ،‬یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن‪ ،‬با افروختن خرمن هیزمی که‬
‫برزگران‪ ،‬از پگاه گرد آورده‌اند‪ ،‬آغاز می‌شود‪ .‬موبد موبدان با ردایی سراسر‬
‫سپید و با لله‌ای روشن در دست‪ ،‬شعله‌ای در خرمن می‌اندازد و شعله در‬
‫چشم برهم زدنی هیمه را می‌گیراند‪ .‬مردمان هلهله می‌کنند و موبدان اوستا‬
‫می‌خوانند‪ .‬جوانان از فراز آتش می‌پرند و میانسالن حدیث شادی مکرر‬
‫می‌کنند‪ .‬آخرین غبار زمستان کاهلنه از تن زمین رخت بر می‌بندد و سده‬

‫‪19‬‬
‫برای زمین‪ ،‬باران برکت‌ها می‌شود‪ .‬در فلق‪ ،‬خورشید ترانه وداع سر می‌دهد‬
‫و مردمان تا خش خش سپید زمستانی دیگر‪ ،‬فصل‌ها را دوره می‌کنند‪.‬‬
‫وجه تسمیه سده‬
‫سده‪ ،‬جشنی است که به روایت تاریخ تا قبل از سیطره صفویان بر ایران نه‬
‫تنها میان مردم‪ ،‬که در دستگاه‌های حکومتی و پادشاهی نیز برگزار می‌شده‬
‫است‪ .‬در دوران کهن‪ ،‬این جشن متعلق به همه ایرانیان بوده اما بنا به دلیلی‬
‫امروزه فقط زرتشتیان آن را برگزار می‌کنند‪.‬‬
‫درباره وجه تسمیه سده اطلعات چندانی در دست نیست‪ .‬بسیاری از‬
‫محققان‪ ،‬سده را گرفته شده از (صد) می‌دانند؛ چنانکه ابوریحان بیرونی در‬
‫آثارالباقیه می‌نویسد‪" :‬سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر‪ ،‬پسر بابکان‬
‫است و در علت و سبب این جشن گفته‌اند که هرگاه روزها و شب‌ها را‬
‫جداگانه بشمارند‪ ،‬میان آن و آخر سال عدد صد به دست می‌آید و برخی‬
‫گویند سبب این است که در این روز زادگان کیومرث‪ ،‬پدر نخستین‪ ،‬درست‬
‫صد تن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند‪".‬‬
‫مهرداد بهار‪ ،‬محقق و اسطوره‌شناس ایرانی در کتاب (جستاری چند در‬
‫فرهنگ ایران)‪ ،‬معتقد است که واژه سده از فارسی کهن می‌آید و به معنای‬
‫پیدایی و آشکار شدن است‪" :‬جشن سده سپری شدن چهل روز از زمستان‬
‫است و دقیقا در پایان چله بزرگ قرار دارد‪ .‬البته به جشنی دیگر نیز که در‬
‫دهم دی ماه برگزار می‌شده و کمابیش مانند جشن سده بوده‪ ،‬توجه کنیم که‬
‫طی آن نیز آتش‌ می‌افروختند‪ .‬اگر نخستین روز زمستان را پس از شب یلدا‬
‫تولدی دیگر برای خورشید بدانیم‪ ،‬جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز‬
‫تولد‪ ،‬آیین کهن و زنده‌ای است‪ .‬در همه استان‌های کشور و سرزمین‌های‬
‫ایرانی نشین‪ ،‬دهم و چهلم کودک را جشن می‌گیرند و این واژه اسم مونث‪،‬‬
‫که به معنای پیدایی و آشکار شدن است‪ ،‬در ایران باستان ‪ sadok‬و در‬
‫فارسی میانه ‪ sadag‬بوده و واژه عربی سذق و نوسذق از آن آمده است‪".‬‬
‫سده اساطیری‬

‫‪20‬‬
‫فردوسی در شاهنامه روایت پیدایی سده را مرتبط با پیدایش آتش دانسته و‬
‫چنین آورده است‪ :‬هوشنگ‪ ،‬پادشاه پیشدادی روزی در دامنه کوه ماری سیه‬
‫رنگ و تیره تن و تیزتاز دید‪ ،‬سنگی برگرفت و به سوی مار انداخت‪ ،‬مار فرار‬
‫کرد و آن سنگ بر سنگ کوه خورد‪ ،‬جرقه‌ای زد و آتش پدیدار شد‪.‬‬
‫ابوریحان نیز می‌نویسد‪" :‬و جمعی برآنند که این روز‪ ،‬عید هوشنگ پیشدادی‬
‫است که تاج عالم را به دست آورد ‪ ...‬و دسته‌ای هم گفته‌اند در این روز‬
‫جهنم از زمستان به دنیا بیرون می‌آید‪ .‬از این رو آتش می‌افروزند تا شر آن‬
‫برطرف گردد‪".‬‬
‫سده معاصر‬
‫در عصر حاضر اقلیت زرتشتی در ایران جشن سده را برگزار می‌کنند‪ ،‬اما‬
‫چنانکه محمود روح‌المینی‪ ،‬استاد دانشگاه و مردم‌شناس‪ ،‬می‌گوید‪ ،‬پیدایش‬
‫و برگزاری این جشن جنبه دینی نداشته است‪" :‬داستان هوشنگ و فرار مار‬
‫و پیدایش آتش یا داستان فریدون و آرمائیل و فرار قربانیان ضحاک و‬
‫داستان‌های دیگری که درباره پیدایش این جشن و نام سده آمده‪ ،‬تمامی‬
‫آن‌ها غیردینی است‪ .‬در شیوه برگزاری جشن نیز که کتاب‌های تاریخی‬
‫متعددی بیان داشته‌اند‪ ،‬در دستگاه‌های پادشاهان (پیش از اسلم و بعد از‬
‫اسلم)‪ ،‬نشانی از دستور و آیین زردشتی دیده نمی‌شود‪.‬‬
‫دکتر مهرداد بهار در این زمینه می‌نویسد‪" :‬تا آن جا که از اساطیر و متون‬
‫ایران باستان و میانه برمی‌آید‪ ،‬سده از جمله آیین‌هایی نبوده است که در‬
‫ایران باستان و در ادبیات زرتشتی اعصار کهن رسمیتی داشته باشد‪ .‬در‬
‫اوستا و نوشته‌های پهلوی از آن ذکری نرفته است‪ ،‬ولی می‌توان باور کرد که‬
‫خود آیینی بس کهن بوده‪".‬‬
‫روح‌المینی درباره علت پیدایش این جشن به تقدس آتش اشاره می‌کند و‬
‫می‌گوید‪" :‬آتش و نور همواره برای ما ایرانیان مقدس بوده است‪ .‬هنوز هم‬
‫هنگام تولد یكی از ائمه چراغانی می‌كنیم‪ .‬سر سفره نوروز‪ ،‬در جشن‬
‫مهرگان‪ ،‬در سده و جشن‌های دیگر شمع یا چراغ پایه‌های اصلی مراسم را‬

‫‪21‬‬
‫تشکیل می‌دهند‪ .‬تا پنجاه سال پیش مردم اعتقاد داشتند كه آتش یا شمع را‬
‫نباید خاموش كرد تا جایی که آنها برای احترام به آتش‪ ،‬با دو انگشت آتش را‬
‫خاموش می‌كردند‪".‬‬
‫روح‌المینی به اختصار می‌گوید‪" :‬این جشنی است كه به هیچ مذهبی تعلق‬
‫ندارد‪ ،‬همان طور كه نوروز را جشن می‌گیریم باید به مهرگان و سده هم‬
‫اهمیت بدهیم‪".‬‬
‫سده سوزی‬
‫به هر روی‪ ،‬ماندگاری سده در فرهنگ ایرانی بسیار مرهون اقلیت کوچک‬
‫زرتشتی است‪ .‬آنها با جمعیتی اندک‪ ،‬بسیاری از آیین‌ها و آداب و رسوم‬
‫ایرانی را از گزند روزگار برحذر داشته‌اند که سده یکی از ارجمندترین‬
‫آنهاست‪.‬‬
‫کرمان‪ ،‬از دیرباز تاکنون مهد برگزاری سده بوده است‪ .‬از آن جا که این‬
‫شهر ماوای بیشترین تعداد زرتشتیان ایران است‪ ،‬همه ساله باشکوه‌ترین‬
‫جشن سده نیز در آن جا برگزار می‌شود‪ .‬پیش از انقلب به علت اینكه‬
‫زرتشتیان كمی در تهران زندگی می‌كردند‪ ،‬این جشن در تهران برگزار‬
‫نمی‌شد‪ ،‬اما با مهاجرت زرتشتیان به تهران‪ ،‬هر سال این جشن در کوشک‬
‫ورجاوند نیز برپا می‌شود‪ .‬علقه جوانان ایرانی به شناخت فرهنگ کهن‬
‫سرزمینشان باعث شده است که کوشک ورجاوند هر سال پذیرای تعداد‬
‫بیشتری از میهمانان غیرزرتشتی باشد‪ .‬روح‌المینی‪ ،‬که خود کرمانی است‪،‬‬
‫درباره برگزاری سده در كرمان می‌گوید‪" :‬كرمانی‌ها این جشن را باشكوه‌تر‬
‫از مناظق دیگر برگزار می‌كنند‪ ،‬زیرا در این شهر زرتشتیان زیادی وجود‬
‫دارند‪ .‬هنوزهم در كرمان رسم است كه كشاورزان از خاكستر آتش بر‬
‫زمین‌هاشان می‌پاشند‪ ،‬زیرا عقیده دارند كه خاكستر آتش سده به زمین‬
‫بركت می‌دهد‪".‬‬
‫او ادامه می‌دهد‪" :‬در گذشته‌های نه چندان دور این مراسم در پشت‌بام‌ها‬
‫برگزار می‌شد‪ .‬این جشن جمعی و همگانی است‪ .‬هیچ گاه این مراسم‬

‫‪22‬‬
‫پنهانی و در خفا انجام نمی‌شده و همواره با حضور تعداد زیادی از مردم در‬
‫بیابان‌ها و دشت‌ها برپا می‌شده است‪ .‬هنوز هم در كرمان در روز جشن‬
‫سده‪ ،‬مدارس را تعطیل می‌كنند‪".‬‬
‫به رغم گذشت هزاران سال از برگزاری نخستین سده‪ ،‬امروزه تغییرات‬
‫محسوسی در برگزاری این جشن به وجود نیامده است‪.‬‬
‫دکتر روح‌المینی که تغییرات آیین‌ها را در طول زمان پیگیری می‌کند‪ ،‬معتقد‬
‫است این آیین آن قدر قوت داشته که موفق به حفظ خود شده و با اشاره‬
‫به خاطره‌ای می‌گوید‪" :‬حتی در زمان جنگ با آنکه از شكوه جشن سده كم‬
‫شده بود‪ ،‬ولی باز هم مردم در روز دهم بهمن دور هم در بداق آباد کرمان‬
‫(باغی که تا چند سال پیش معمول سده را در آن جشن می‌گرفتند) جمع‬
‫می‌شدند‪ .‬عده‌ای در گوشه‌ای از محوطه فریاد می‌زدند آتش به جان صدام‬
‫که موبدی بالی تریبون رفت و گفت آتش را با وجود صدام آلوده نكنید‪".‬‬
‫از آن جا که سده را آتش می‌زنند‪ ،‬به این جشن سده‌سوزی هم می‌گویند‪.‬‬
‫روح‌المینی از ماجرای سده‌سوزی کرمان در سال‌های دور روایت جالبی‬
‫تعریف می‌کند‪" :‬نزدیک غروب دو موبد‪ ،‬لله به دست‪ ،‬با لباس سفید از‬
‫باغچه بیرون آمده‪ ،‬زمزمه‌کنان به سده نزدیک می‌شوند و از سمت راست‬
‫سه بار گرد آن می‌گردند‪ .‬سپس این خرمن هیزم را با شعله لله‌ها از چهار‬
‫سو آتش می‌زنند‪ .‬ساعت‌ها طول می‌کشد تا شعله‌ها و حرارت آتش‬
‫فروکش کند و مردم‪ ،‬بویژه نوجوانان و جوانان بتوانند برای پریدن از روی‬
‫آتش به بوته‌های پراکنده نزدیک شوند‪ .‬در گذشته اسب‌سوارانی که منتظر‬
‫فروکش کردن شعله‌ها بودند‪ ،‬زودتر از دیگران خود را به آب و آتش زده و‬
‫هنرنمایی می‌کردند‪ .‬کشاورزان می‌کوشیدند مقداری از خاکستر سده را‬
‫بردارند و به نشانه پایان یافتن سرمای زمستان‪ ،‬گرما را به کشتزار خود‬
‫ببرند‪ .‬شرکت‌کنندگان کم کم به خانه برمی‌گشتند‪ ،‬ولی جوانانی که تا‬
‫نیمه‌های شب پیرامون سده می‌ماندند‪ ،‬کم نبودند‪".‬‬

‫‪23‬‬
‫در این شب ستاره گرما به زمین می‌آید‪.‬افروختن آتش که اساسا ً شکوه و‬
‫جلل جشن سده بر آن استوار بوده و هست در پايان روز دهم آبان و شب‬
‫يادهم انجام مى‌گرفت‪ .‬پادشاهان و بزرگان و مردمان ديگر هر يک به فراخور‬
‫حال خود به تهيهٔ هيزم و خار و خاشاک به‌ويژه چوب گز مى‌پرداختند و کوه‌ها‬
‫و پشته‌هائى از آنها مى‌ساختند و آتش مى‌زدند‪ .‬اين آتش‌افروزى به اندازه‌اى‬
‫زياد بود که فروغ آن از فرسنگ‌ها مسافت ديده مى‌شد‪ .‬چنانکه فروغ‬
‫آتش‌افروزى جشن سده را‪ ،‬مسعود غزنوى در سال ‪ ۴۲۶‬هجرى برپا نمود‬
‫به‌قول بيهقى از ده فرسنگى ديده شده بود‪ .‬معمول ً اين آتش‌افروزى در‬
‫دشتى پهناور انجام مى‌گرفت و همچنين بر فراز تپه‌ها و کوه‌ها بوته‪ ،‬هيمه و‬
‫خار جمع‌آورى مى‌کردند‪.‬‬
‫در مجلس‌هائى که با حضور پادشاهان و بزرگان برپا مى‌شد شمع‌ها نصب‬
‫مى‌کردند که مى‌بايست تا هنگام غروب آفتاب افروخته باشد‪ .‬آتشى که در‬
‫حضور پادشاهان و اميران افروخته مى‌شد خوانى مى‌گستردند و باده‌گسارى‬
‫آغاز مى‌گشت‪ .‬شعرا قصائدى را که در مدح جشن سده ساخته بودند‪،‬‬
‫مى‌سرودند و مردم به شادى مى‌پرداختند و از فراز توده‌هاى کوچک آتش‬
‫مى‌پريدند‪ .‬کودکان و خردسالن نيز از اين شادى بهره‌مند بودند‪ .‬جشن سده‬
‫امروزه نيز در ميان زرتشتيان با همان شکوه و جلل خاص سابق برپا‬
‫مى‌شود‪ .‬به‌طورى‌که در تهران و کرمان و يزد معمول است پشتهٔ بزرگى از‬
‫خار و هيزم فراهم مى‌سازند و روى هم انباشته مى‌کنند و هنگام شب که‬
‫دعوت‌شدگان حاضر مى‌شوند و مراسم جشن آغاز مى‌شود‪ ،‬مؤبدان که لله‬
‫در دست دارند و دستشان به‌دست يکديگر است دور کوههٔ آتش مى‌گردند و‬
‫”آتش نيايش“ مى‌خوانند‪ .‬اين مؤبدان جامهٔ سفيد در بر دارند و پس از آنکه‬
‫سه مرتبه به گرد پشته خار گشتند‪ ،‬تودهٔ خار را از اطراف با همان لله‌هائى‬
‫که در دست دارند آتش مى‌زنند‪ .‬پشتهٔ خار که آتش گرفت چون به‌تندى‬
‫فروزان مى‌شود بسيار تماشائى است همين‌که شعله‌هاى آتش از شدت خود‬
‫کاست‪ ،‬از روى آن مى‌پرند‪ .‬حتى در کرمان اسب سواران مسلمان اسب‬

‫‪24‬‬
‫مى‌تازند و از روى آتش مى‌پرند‪ .‬از مراسم برگزارى جشن زرتشتيان دادن‬
‫نمايش‌هاى جالب توجه و نغمه‌سرائى است‪.‬‬
‫جشن آذرگان‬
‫ماه نهم سال و روز نهم ماه ایرانیان به نام آذر و به معنی (آتش) نامیده‬
‫می‌شود‪ .‬پاسبانی این ماه و این روز به ایزد آذر واگذار شده است‪ .‬روز آذر‬
‫از ماه آذر به دلیل هم‌زمان شدن روز و ماه جشنی در ایران برگزار می‌شد‪،‬‬
‫موسوم به آذرگان یا آذرجشن‪ .‬به روایت ابوریحان بیرونی‪ ،‬در این روز مردم‬
‫به زیارت آتشكده‌ها می‌رفتند‪.‬‬
‫امروزه این جشن هنوز هم در میان زرتشتیان در روز نهم آذر تقویم زرتشتی‬
‫كه برابر با سوم آذر تقویم رسمی كشور است‪ ،‬برگزار می‌شود و البته به‬
‫جشن مختصری همراه با اوستاخوانی‪ ،‬بویژه خواندن آتش نیایش محدود‬
‫شده است‪.‬‬
‫آتش نیایش‪( ،‬نماز مخصوص آتش)‪ ،‬بخشی است از یسنای ‪ ،۶۲‬بند ‪ ۹‬كه با‬
‫این كلمات آغاز می‌شود‪" :‬نماز به تو ای آتش‪ ،‬ای بزرگ‌ترین آفریده‬
‫اهورامزدا و سزاوار ستایش‪".‬‬
‫وجود نیایشی برای آتش اهمیت این عنصر را نزد ایرانیان آشكار می‌سازد‪.‬‬
‫ایرانیان شاخه‌ای از هند و اروپاییانی كه قرن‌ها پیش از میلد‪ ،‬از‬
‫سرزمین‌های سرد شمالی در جست‌وجوی یافتن سرزمین‌های گرم‪ ،‬سرانجام‬
‫در این سرزمینی كه بعدها ایران خوانده شد‪ ،‬سكنی یافتند‪ ،‬ارزش گرما و‬
‫نور و آتش را بسیار بیشتر از دیگر مردمان درك می‌كردند‪ .‬آتش برای آنان‬
‫نشان هر نوری است‪ ،‬نور خورشید و ماه آتش آسمانی یا شعله آتش سوزان‬
‫و امروزه نور چراغ فروزان‪.‬‬
‫اهمیت این عنصر آن‌چنان بوده است كه در اساطیر ایران‪ ،‬ایزدی برای آن‬
‫درنظر گرفته‌اند‪ .‬آذر‪ /‬آتش‪ /‬آتُر و یا آتَر ایزدی است كه او را پسر اورمزد به‬
‫شمار آورده‌اند و آتش روشن نشانه مرئی حضور اورمزد است‪.‬‬
‫تقدس و گرامی بودن آتش ریشه كهن دارد‪ .‬همه اقوام روی زمین به شكل‬

‫‪25‬‬
‫و عنوانی آتش را ستوده و گرامی داشته‌اند‪ .‬پیشرفت‌های بشری نیز مرهون‬
‫این عنصر است كه موجد و مولد و محرك بخار و الكتریسیته و گاز و كشتی‬
‫و راه‌آهن و كارخانه و همه صنایع بوده و هست‪ .‬امروز در روی زمین ملتی‬
‫كه مواد سوختنی چون نفت و زغال‌سنگ در خاك او فراوان باشد‪ ،‬ثروتمند و‬
‫مورد توجه همه دنیاست‪ .‬آتش ظلمت شب را برمی‌چیند‪ ،‬در سرمای سخت‪،‬‬
‫گرمای رهایی‌بخش خود را نثار آدمیان می‌كند‪ .‬كانون خانواده را گرمی‬
‫می‌بخشد و پخت غذا را تامین می‌كند‪ .‬ایرانیان جشن‌های متعددی در‬
‫گرامی‌داشت آتش داشته‌اند كه مهم‌ترین و باشكوه‌ترین آن‌ها جشن سده‬
‫(دهم بهمن) است‪ .‬آذرگان (دوم آذر) جشنی است كه در روایات ذكر‬
‫می‌شود و طبق روایت بیرونی در اواخر زمستان برگزار می‌شده است‪.‬‬
‫آذر جشن اولی مصادف با چهارم شهریور به نام شهریورگان در اوایل‬
‫زمستان بوده است‪ .‬ظاهرا از زمانی كه روایت بیرونی را شامل می‌شده تا‬
‫امروز یك جابه‌جایی تقویمی رخ داده است‪ .‬چون امروزه آذرگان در فصل‬
‫پاییز و تقریبا اوایل فصل سرما واقع شده است‪ .‬بیرونی در مورد این جشن‬
‫می‌نویسد‪" :‬رسم است كه در این روز خود را با آتش گرم كنند‪ ،‬زیرا این ماه‬
‫آخرین ماه زمستان است و سرما در پایان فصل سخت‌تر و حادتر می‌شود‪.‬‬
‫این جشن آتش است و به نام فرشته موكل بر همه آتش‌ها چنین خوانده‬
‫شده است و زرتشت فرمان داده است كه در این روز به آتشكده‌ها بروند و‬
‫در آن جا قربانی‌ها كنند و در كارهای جهان به مشورت بپردازند‪".‬‬
‫البته منظور از قربانی مراسم یزش زرتشتیان است‪ ،‬چون می‌دانیم كه‬
‫زرتشت با قربانی خونین مخالف بود‪.‬‬
‫قرینه هندی ایزد آتش‪ ،‬اَگنی است كه در اسطوره‌های هندی رابط میان خدا‬
‫و آدمیان است‪ .‬در میان رومیان و یونانیان هم آتش مقدس بوده است‪.‬‬
‫هستیا (‪ )Hestia‬خدای آتش یونان و وستا (‪ )Vesta‬خدای آتش رومیان بود‪.‬‬
‫وستا معبدی داشت كه دوشیزگان خدمت‌گزار آن باید در پاكدامنی به سر‬

‫‪26‬‬
‫می‌بردند و نمی‌گذاشتند آتش مقدس كه پشتیبان دولت روم تصور می‌شد‪،‬‬
‫خاموش شود‪.‬‬
‫در برگزاری آیین‌های زرتشتی آتش مركزیت دارد‪ .‬در این دین‪ ،‬سه گروه‬
‫آتش مقدس آیینی وجود دارد‪ ،‬به نام‌های آتش بهرام‪ ،‬آتش آدِران و آتش‬
‫دادگاه‪ .‬آتش بهرام قداست خاصی دارد؛ زیرا با تشریفاتی طولنی آماده‬
‫می‌شود‪ .‬شانزده آتش را از منابع مختلف جمع‌آوری می‌كنند و آن‌گاه ‪۱۱۲۸‬‬
‫بار آن را تطهیر می‌كنند‪ ،‬یعنی هیزم را روی آتش می‌گیرند؛ وقتی با گرمای‬
‫آتش‪ ،‬این هیزم شعله‌ور شد‪ ،‬یك مرحله تطهیر انجام گرفته است‪ .‬این‬
‫جریان یك سال به درازا می‌كشد‪ .‬تعداد آتش‌های بهرام محدود است و به‬
‫مراقبت خاص نیاز دارد‪ .‬آتش آدران از چهار نوع آتش تهیه می‌شود و این‬
‫آتش را هم با آن كه اهمیت كمتری از آتش بهرام دارد‪ ،‬روحانیان پاسداری‬
‫می‌كنند‪ .‬اما از آتش دادگاه حتی یك غیرروحانی نیز می‌تواند نگهداری كند‪.‬‬
‫علوه بر آتش‌های آیینی‪ ،‬تقسیم‌بندی دیگری از آتش در اوستا آمده است‪.‬‬
‫بنابر یسنای ‪ ،۱۷‬بند ‪ ،۱۱‬در جهان پنج گونه آتش مینوی هست‪:‬‬
‫‪.1‬آتش برزیسوه (‪ )Barzisavah‬كه در برابر اورمزد می‌سوزد‪.‬‬
‫‪.2‬آتش وهوفریانه (‪ )Vohufrayana‬كه در تن مردمان و جانوران‬
‫جای دارد (به عبارتی‪ :‬غریزه)‪.‬‬
‫‪.3‬آتش اوروازیشته (‪ )Urvazishta‬كه در گیاهان است‪.‬‬
‫‪.4‬آتش وازیشته (‪ )Vazishta‬كه در ابرهاست (به عبارتی‪ :‬آذرخش)‪.‬‬
‫در اسطوره تیشتر‪ ،‬ایزد باران‪ ،‬او به هنگام نبرد با دیو اپوش (دیو‬
‫خشكسالی)‪ ،‬گرز خود را بر همین آتش می‌كوبد و از شراره این‬
‫آتش است كه دیو سپنجروش‪ ،‬همكار دیواپوش‪ ،‬از وحشت‬
‫خروشی برمی‌آورد و هلك می‌شود (نماد رعد و برق پیش از باران‬
‫تند)‪.‬‬
‫‪.5‬آتش سپنیشته (‪ )Spanishta‬كه در كانون‌های خانوادگی جای دارد‪.‬‬

‫‪27‬‬
‫به جز این دو گونه تقسیم‌بندی‪ ،‬سه آتش یا آتشكده بزرگ اساطیری نیز‬
‫ب‬
‫س ْ‬ ‫وجود داشته كه عبارت بودند از‪ :‬آذر فََرنْبَغ (آتش موبدان)‪ ،‬آذر گ ُ ْ‬
‫شن َ ْ‬
‫(آتش ارتشتاران) و آذر بُرزین مهر (آتش كشاورزان)‪ .‬این سه آتشكده را‬
‫سه قهرمان زمینی‪ ،‬به ترتیب جمشید در فارس‪ ،‬كیخسرو در آذربایجان و‬
‫كی‌گشتاسب در خراسان تاسیس كردند‪.‬‬
‫در دوره ساسانی آتشكده‌هایی با این نام‌ها وجود داشته است كه در روایت‌ها‬
‫اصل آن‌ها را از این آتش‌های اساطیری دانسته‌اند‪ .‬برای شخصیت مینوی‬
‫آتش در اوستا اسطوره‌هایی نقل شده است كه زیباترین آن‪ ،‬داستان ستیز‬
‫این ایزد با ضحاك (اژی دهاك) سه سر‪ ،‬شش چشم و سه پوزه بد آیین است‬
‫بر سر فّره ایزدی‪ .‬هنگامی كه جمشید‪ ،‬پادشاه آرمانی اساطیری ایران‬
‫مرتكب گناه شده و غرور بر او چیره می‌شود‪ ،‬فّره ایزدی (نیروی آسمانی‬
‫كه در وجود او به ودیعه نهاده شده بود) از او می‌گریزد‪ .‬این فّره در سه‬
‫نوبت و در سه بخش به شكل مرغی به پرواز درمی‌آید‪.‬‬
‫بخش اول را مهر دریافت می‌كند كه بر همه سرزمین‌های اهورایی سلطه‬
‫می‌یابد‪ .‬دومین بخش نصیب فریدون می‌شود كه بر اژی دهاك پیروز‬
‫می‌شود‪ .‬سومین بخش را گرشاسب دلور كه اژدهای شاخدار و زیان‌بخشان‬
‫دیگر را نابود می‌كند‪ ،‬نصیب می‌برد‪ .‬پیش از آن كه فریدون بر فّره دست‬
‫یابد‪ ،‬اژی دهاك (ضحاك) ویران‌گر برای دستیابی به فره ایزدی می‌تازد و‬
‫آتش سعی در نجات آن دارد‪ .‬ستیزی میان این دو درمی‌گیرد و همچون دو‬
‫پهلوان به رجزخوانی با یكدیگر می‌پردازند‪.‬‬
‫اژی دهاك تهدید می‌كند كه هرگز نخواهد گذاشت آتش روی زمین بدرخشد و‬
‫آتش تهدید می‌كند كه اگر اژی دهاك بر فره دست یابد‪ ،‬چنان بر پشت و‬
‫دهان او آتش خواهد افروخت كه تاب راه رفتن نداشته باشد و آن‌چنان اژی‬
‫دهاك را وحشت‌زده می‌كند كه او دست پس می‌كشد‪ .‬به این ترتیب‪ ،‬فّره‬
‫نجات می‌یابد و به دریای فراخكرد (دریای بی‌انتهای كیهانی در اساطیر ایران‬

‫‪28‬‬
‫كه در كنار البرز است و یك سوم زمین را دربرمی‌گیرد) می‌رود تا سرانجام‬
‫فریدون بر آن دست می‌یابد‪.‬‬
‫هنگامی كه زرتشت می‌خواهد گشتاسب را به دین خود فراخواند‪ ،‬با بیست و‬
‫سرو همیشه سبز و آتش همیشه روشن به دربار گشتاسب‬
‫یك نسك اوستا و َ‬
‫می‌رود و معجزات خود را به او عرضه می‌كند‪ .‬سرانجام برای ثبات بخشیدن‬
‫به ایمان گشتاسب كه هنوز تردیدی در خاطرش هست‪ ،‬بهمن و اردیبهشت‬
‫امشاسپند و ایزد آتش خود را به او می‌نمایند و تردید را از اندیشه او‬
‫می‌زدایند‪.‬‬
‫به این ترتیب‪ ،‬ایزد آتش در اشاعه دین زرتشت نیز نقش مهمی داشته‬
‫است‪ .‬در اساطیر ایران‪ ،‬خداوند در شش نوبت پیش نمونه‌های شش پدیده‬
‫اصلی آفرینش را می‌آفریند كه عبارتند از‪ :‬آسمان‪ ،‬آب‪ ،‬زمین‪ ،‬گیاه‪ ،‬جانور و‬
‫انسان‪ .‬اما این اعتقاد نیز وجود داشته كه آفریده هفتمی هم هست و آن‬
‫آتش است‪ .‬هر چند وجود آتش پیدا و محسوس است‪ ،‬اما چون در همه چیز‬
‫پراكنده است (گزیده‌های زادسپرم)‪ ،‬بنابراین در شش آفرینش دیگر نیز‬
‫ساری و جاری است‪ .‬نه تنها تخم و بذر همه جانداران (گیاهان و حیوانات) از‬
‫آتش اشتقاق یافته‪ ،‬بلكه آتش در رگ و ریشه زمین نیز وجود دارد‪ .‬اگر ریشه‬
‫گیاهان در زمستان از سرما خشك نمی‌شود و آب چشمه‌ها در زمستان گرم‬
‫است به این سبب است‪.‬‬
‫آتش در آسمان نیز هست‪ .‬زیرا برقی كه می‌زند‪ ،‬آتش است‪ .‬خود خورشید‬
‫طبیعتی آتشین دارد كه می‌تواند گرما و نور بدهد‪ .‬این آتش فروزان از‬
‫روشنایی بی‌كرانه كه جایگاه اهورامزداست و در بال لبه آسمان قرار دارد‪،‬‬
‫می‌آید (بند هشن)‪.‬‬
‫مشیا كَنام)‬
‫در دعای آتش نیایش‪ ،‬آتش را باشنده خانه مردمان (نمانا ناهو َ‬
‫می‌دانند‪ .‬به آن آتش بایستی هیزمی كه هست خشك و در روشنایی‬
‫نگریسته شده و بوی شایسته (بویده) و خوراك شایسته (فِتوَه) رساند‪.‬‬

‫‪29‬‬
‫"آتش چشم دوخته است به دست‌های همه گذركنندگان‪ .‬چه چیز می‌آورد‬
‫دوست برای دوست؟ دوست گذركننده برای دوست یكجانشین‪ .‬كاش‬
‫دوست برای دوست بیاورد هیزم از راه اَشویی بریده شده‪ ،‬یا بَر َ‬
‫سم از راه‬
‫اَشویی گسترده شده یا چوب انار از برای او‪ .‬پس آفرین كند آتش اهورامزدا‬
‫داده" (آتش نیایش‪ ،‬بند ‪.)۱۴‬‬
‫اتاقی كه آتش مقدس در آن می‌سوزد‪ ،‬چهارگوش است و به سه طرف‬
‫(غرب‪ ،‬شمال و شرق) پنجره دارد تا غیرروحانیان بتوانند آیین نیایش را دنبال‬
‫كنند و پرستش خودشان را به جا آورند‪ .‬مردم از ورودی غربی وارد‬
‫می‌شوند‪( .‬رد ّ پای بنای آتشكده‌ها را در معماری ایران پس از اسلم در‬
‫ساختمان بسیاری از مسجدها می‌توانیم ببینیم‪ ،‬از این جمله است مسجد‬
‫جامع فَهَرج یزد)‪.‬‬
‫در وسط آتشكده‪ ،‬روی یك میز سنگی‪ ،‬ظرفی فلزی وجود دارد كه آتش در‬
‫آن نگهداری می‌شود (آتشگاه) و همچون شاهی مورد احترام قرار می‌گیرد‪.‬‬
‫همچون سایر عناصر آفریده خداوند (آب و باد و خاك)‪ ،‬آتش نیز باید به دور‬
‫از ناپاكی‌ها باشد‪ .‬از این رو‪ ،‬زرتشتیان هیچ گاه آتش را به كثافات نمی‌آلیند‪.‬‬
‫جسد و لشه را در آتش نمی‌سوزانند و حتی مراقبند كه بخار دهان و نفس‬
‫به آتش نرسد‪ .‬به همین جهت سیگار و قلیان كشیدن نزد زرتشتیان‬
‫نارواست‪.‬‬
‫از این گذشته‪ ،‬در نمازهای پنج‌گانه كه زرتشتیان هر روزه به جا می‌آورند‪،‬‬
‫قبله آنان روشنایی و نور است به هر شكلی كه تجلی نماید‪.‬‬
‫احترام گذاشتن به آتش و رو به سوی نور نماز خواندن باعث شده عده‌ای‬
‫كه از فلسفه این دین اطلع نداشتند‪ ،‬زرتشتیان را آتش پرست بخوانند‪ .‬خود‬
‫كلمه آتش پرست یعنی كسی كه از آتش پرستاری و نگهداری می‌كند و اصل‬
‫در مفهوم جایگزین كردن آتش با خدای یكتا نیست‪ ،‬اما به غلط چنین‬
‫مفهومی از آن استنباط شده است‪ .‬حال آن كه می‌دانیم خدای یگانه نزد‬
‫زرتشتیان با نام اهورامزدا خوانده می‌شود و اگر آنان تجلی خداوند را در نور‬

‫‪30‬‬
‫می‌دانند‪ ،‬مشابه این امر را در ادیان دیگر نیز می‌یابیم‪ .‬در قرآن مجید‪ ،‬سوره‬
‫نور‪ ،‬آیه ‪ ۳۵‬آمده است‪" :‬الل ّ ُ‬
‫ه نور السموات و الرض" (خداوند نور آسمان‌ها‬
‫و زمین است‪).‬‬
‫در انجیل‪ ،‬رساله اول یوحنا‪ ،‬باب اول‪ ،‬آیه ‪ ۵‬می‌خوانیم‪" :‬این پیغامی است كه‬
‫ما از او شنیده‌ایم و اینك به شما بازگو می‌كنیم كه خداوند نور محض است و‬
‫ظلمت و تیرگی در او بكلی وجود ندارد‪‌ ".‬در تورات‪ ،‬سفر ‌خروج‪ ،‬باب سوم‪،‬‬
‫آیه‌های ‪ 1‬تا ‪ 5‬می‌نویسد‪" :‬اما موسی گله پدرزن خود‪ ،‬یَترون (‪ ،)Yatrun‬كاهن‬
‫مدیان را شبانی می‌كرد و گله را بدان طرف صحرا راند و به حوریب كه جبل‬
‫الله باشد‪ ،‬آمد‪ .‬فرشته خدا در شعله آتش از میان بوته‌ای ظاهر شد و چون‬
‫او نگریست اینك آن بوته به آتش مشتعل است‪ ،‬اما سوخته نمی‌شود و‬
‫موسی گفت اكنون بدان طرف شوم و این امر غریب را ببینم كه بوته چرا‬
‫سوخته نمی‌شود‪ .‬چون خداوند دید كه برای دیدن مایل بدان سو می‌شود‪ ،‬از‬
‫میان بوته ندا در داد و گفت‪ :‬ای موسی ای موسی‪ .‬گفت‪ :‬لبیك‪ .‬گفت‪:‬‬
‫بدین‌جا نزدیك مشو و نعلین خود را از پاهایت بیرون كن زیرا مكانی كه در‬
‫آن ایستاده‌ای زمین مقدس است و من خدای تو هستم‪".‬‬
‫همین موضوع در قرآن‪ ،‬سوره طه‪ ،‬آیات ‪ ۱۰‬تا ‪ ۱۳‬نیز آمده است‪ .‬در آیات‬
‫‪ ۱۱‬و ‪ ۱۲‬این سوره می‌خوانیم‪" :‬چون موسی به آن آتش نزدیك شد‪ ،‬ندا شد‬
‫كه ای موسی‪ ،‬من پروردگار توام‪ ،‬تو نعلین از خود به دور كن كه اكنون در‬
‫وادی مقدس قدم نهادی‪".‬‬
‫زرتشت نیز در یسنا‪ ،‬كرده ‪ ،۳۲‬بند ‪ ۲‬می‌گوید‪" :‬به آنان اهورامزدا‪،‬‬
‫پروردگاری كه با پاك‌منشی پیوسته و با نور یكسان است‪ ،‬با خشترا‬
‫(شهریاری) پاسخ دهد‪".‬‬
‫از تمام این آیات آسمانی چنین برمی‌آید كه همه پیامبران بزرگ خداوند یكتا‬
‫را نورالنوار و فروغ بی پایان یا شعله فروزان می‌دانند‪.‬‬
‫در تمام ادیان نیز برای پرستش خدای یكتا قبله معین شده است تا تمام‬
‫پیروان مذهب كه در محلی اجتماع كرده‌اند‪ ،‬یكنواخت به یك سو رو كنند و‬

‫‪31‬‬
‫یك‌دل و یك‌زبان به پرستش بپردازند و با تمركز به سویی معین بر خیالت‬
‫نفسانی و تمایلت شیطانی خود غلبه كنند و به این ترتیب‪ ،‬راز و نیاز خود را‬
‫به خالق كل بهتر برسانند‪ .‬قبله مسلمانان كعبه است‪ .‬ساختمان كلیسای‬
‫مسیحیان طوری است كه محراب آن همیشه رو به مغرب است و در نتیجه‬
‫مسیحیان هنگام نماز رو به سوی مشرق می‌كنند‪ .‬یهودیان هنگام نماز رو به‬
‫سوی بیت‌المقدس دارند‪ .‬قبله زرتشتیان هم نور است‪.‬‬
‫پروفسور طاهر رضوی‪ ،‬از دانشمندان مسلمان هندی و استاد دانشگاه كلكته‬
‫نیز در كتاب خود به نام "پارسیان اهل كتاب‌اند" به مقایسه دین زرتشت با‬
‫سایر دین‌های آسمانی می‌پردازد و توضیح می‌دهد كه در قرآن و تورات هم‬
‫بارها از آتش و فروغ ستایش شده است‪.‬‬
‫او همچنین در قیاس مناسك زرتشتی در احترام به آتش و مراسم حج در‬
‫میان مسلمانان‪ ،‬می‌گوید‪" :‬كسانی كه خارج از دایره اسلم‌اند‪ ،‬چون می‌بینند‬
‫كه حجاج بیت‌الله الحرام در زمان زیارت كعبه مقدسه‪ ،‬حجرالسود را از‬
‫روی شوق و شعف بوسیده و قبله خود ساخته و موافق آداب مخصوص‬
‫زیارت‪ ،‬پاره‌ای آیات و ادعیه عربی تلوت می‌كنند‪ ،‬ما را هم سنگ‌پرست‬
‫گمان می‌كنند‪ .‬لیكن شبهه نیست كه ما این سنگ را پرستش نمی‌كنیم‪ ،‬بلكه‬
‫در موقع زیارت مكه آن را مقدس شمرده و به آن فقط احترام می‌گذاریم‪.‬‬
‫پارسیان (زرتشتیان ساكن هند (را حال بدین منوال است‪ .‬آن‌ها هم هرگز‬
‫آتش را پرستش نمی‌كنند‪ ،‬بلكه آن را احترام می‌گذارند‪".‬‬
‫منابع و مآخذ‪:‬‬
‫‪.1‬آداب و رسوم زرتشتيان‪ ،‬موبد اردشير آذرگشب (فروهر)‬
‫‪.2‬پارسیان اهل كتاب‌اند‪ ،‬طاهر رضوی‬
‫‪.3‬جشن‌هاى زرتشتيان‪ ،‬موبد اردشير آذرگشب (فروهر)‬

‫‪32‬‬