You are on page 1of 2

‫‪T H U R S D A Y, S E P T E M B E R 0 1 , 2 0 0 5‬‬

‫مهران و مامان‬
‫سلم‪ .‬اين ماجرايي كه واستون تعريف ميكنم واسه تابستونه‪ .‬من مهران هستم و ‪19‬‬
‫سالمه يه مامان دارم كه اسمش رويا و ‪ 39‬سالشه من تنها بچه خانواده هستم ‪ .‬پدرم هم‬
‫‪.‬مامور بازرسي يه شركته و هميشه تو مسافرت‬
‫حال بريم سر اصل ماجرا‪ .‬مامان من با من خيلي راحت بود و خيلي هم به من محبت‬
‫داشت‪ .‬منظور از اينكه راحت بود اينه که وقتهايي كه بابام نبودش جلوي من با دامن‬
‫كوتاه – شلوارك تنگ – تاپ و خلصه لباسهايي ميگشت كه لختي توشون داشت و اين‬
‫باعث ميشد من خيلي حشري بشم‪ .‬خلصه اينكه چند وقت بود كه بد جوري تو كف‬
‫مامانم بودم‪ .‬مخصوصا تو كف كونش‪ .‬يه بار هم كه داشت ميرفت حموم از بالي در‬
‫رخت كن حموم ديدش زدم‪ .‬چه بدني داشت‪ .‬يه بدن سفيد و گوشتي‪ .‬وقتي كه دول شد‬
‫شورتش رو در بياره قمبل كونش كامل معلوم شد‪ .‬اون موقع يه شورت سفيد پاش بود‬
‫با يه كرست قرمز كه جلوش توري بود‪ .‬اين ماجرا گذشت و يكي از شبهايي كه ما‬
‫خونه تنها بوديم تصميم گرفتم حداقل هم كه شده از روي دامن به كونش بچسبم‪ .‬شب‬
‫كه مامانم رفت تو اتاقش بخوابه بيدار موندم تا اينكه ساعت تقريبا ‪ 2‬نصفه شب شد‪ .‬دل‬
‫رو زدم به دريا و رفتم‪ .‬البته قبلش پاي كامپيوترم ‪2‬تا فيلم سوپر ديدم تا حسابي حشري‬
‫شدم‪ .‬خلصه هيچي رفتم آروم در اتاق رو باز كردم اول از لي در نگاه كردم بيدار‬
‫نباشه‪ .‬نه خواب خواب بود‪ .‬رفتم تو يه دامن پاش بود كه تقريبا تا زانوهاش ميشد و يه‬
‫پيرهن آستين حلقه اي هم تنش و چون هوا گرم بود روشو نكشيده بود‪ .‬به پهلو خوابيده‬
‫بود و كونش قمبل خاصي داشت كه به طرف من بود‪ .‬رفتم جلو اول دستمو زدم به‬
‫كونش‪ .‬خيلي نرم بود‪ .‬همينجوري نزديك يك دقيقه دستم رو كونش بود اما راضي‬
‫نشدم‪ .‬آروم رفتم رو تخت و دامنشو زدم بال‪ .‬يهو تكون خورد و برگشت و رو شكم‬
‫خوابيد‪ .‬منم قلبم تند تند ميزد‪ .‬خيال كردم بيدار شد‪ .‬برگشت رو شكم‪ .‬حال من راحت‬
‫تر دامنشو زدم بال‪ .‬وقتي دامنو زدم بال چيزي ديدم كه داشتم ديوونه ميشدم‪ .‬يه كون‬
‫سفيد و گوشتي‪ .‬اونقدر كونش گنده و گوشتي بود كه شورتش جمع شده بود لي كونش‬
‫و لپاي كونش بيرون بود‪ .‬ديگه گفتم هرچي ميخواد بشه بشه‪ .‬دستمو گذاشتم رو لپاش‬
‫و آروم حركت دادم‪ .‬بعد آروم بردم لي پاهاش كه دوباره مامانم چرخ زد و به حالت‬
‫اول خوابيد‪ .‬من بعدا فهميدم مامانم از قصد اينكارو كرده‪ .‬منم از اين موقعيت استفاده‬
‫كردم و كيرمو درآوردم و گذاشتم لي پاي مامانم كه اين دفعه ديگه مامانم برگشت‪ .‬آره‬
‫اون بيدار بود‪ .‬من قرمز شده بودم اما اون بدون اينكه حرف بزنه برگشت شلوارمو از‬
‫پام درآورد‪ .‬بلوز خودشم درآورد و سينه هاش بيرون افتاد‪ .‬مثل هميشه كرست نبسته‬
‫بود‪ .‬بعد ملفه رو كشيد رو دوتامون و كيرمنو گرفت تو دستش و سينه هاشو نزديك‬
‫كرد به من و گفت‪ :‬بخور‪ .‬منم شروع كردم‪ .‬بعد از اين كارا دستمو بردم دور كمرش‪.‬‬
‫دامنشو درآوردم‪ .‬بعد شورتشو كشيدم پايين‪ .‬حال ديگه مامان رويام لخت لخت بود‪.‬‬
‫باورم نميشد‪ .‬پاشدم نشستم و خودم هم لخت شدم‪ .‬اول كسشو حسابي ليسيدم‪ .‬بد جوري‬
‫حشري شده بود و صداي آخ و اوخش دراومده بود‪ .‬بهش گفتم‪ :‬اجازه هست مامان؟‬
‫گفت‪ :‬صبر كن و رفت از تو كمد واسم يه كاندوم آورد‪ .‬كيرمو گذاشتم دم سوراخ‬
‫كسش و هل دادم تو و شروع كردم به تلمبه زدن‪ .‬بعد از اينكه حسابي از كس كردمش‬
‫بهش گفتم كه عاشق كونش هستم و مامانم هم برگشت و قمبل كرد طرف من‪ .‬باورم‬
‫نميشد اون كون سفيد و نرم با سوراخ قرمزش طرف من بود‪ .‬رفتم كرم آوردم‪ .‬اول‬
‫حسابي با انگشت كردم تو سوراخ كونش‪ .‬بعد كيرمو چرب كردم و گذاشتم دم سوراخ‬
‫كونش و هل دادم تو‪ .‬چه سوراخ تنگی داشت‪ .‬توش گرم گرم بود‪ .‬نزديك ‪ 1‬دقيقه‬
‫طول كشيد تا كير ‪ 16‬سانتي متري من قشنگ بره تو كونش و در اين مدت مامان رويا‬
‫درد ميكشيد و آخ و اوخ ميكرد‪ .‬بعد كه شروع كردم به تلمبه زدن ديگه قشنگ صداي‬
‫جيغش بلند شده بود‪ .‬ديگه داشت آب من ميومد وقتي كه آبم اومد همونجا تو كونش‬
‫خالي كردم‪ .‬بعد اون به همون حالت خوابيد و من هم روي كونش دراز كشيدم‪ .‬بعداز‬
‫اين قضيه ديگه كون مامان رويا واسه منه‪ .‬هر وقت بخوام بهش ميچسبونم و وقتهايي‬
‫هم كه با بابا نيست برنامه داريم‪ .‬مامان رويا ميگه تو از بابات قشنگ تر بلدي بكني‪.‬‬
‫اين رو هم بگم كه بابام هنوز مامانم رو از كون نذاشته بود‪ .‬از اون موقع به بعد با هم‬
‫حتي حموم هم مي ريم و من چند بار هم تو حموم باهاش حال كردم‪ .‬به شما توصيه‬
‫ميكنم كه سعي كنيد كه كون مامانتون رو امتحان كنيد چون به صد تا كس جوون مي‬
‫ارزه‪ .‬خداحافظ‬
‫‪maman_sexy@yahoo.com‬‬