You are on page 1of 175

‫‪www.masterbabak.

com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫بانام اﯾزدمنان‬

‫‪Shoden Reiki‬‬
‫‪Level one‬‬
‫رﯾکی شودن مرحله اول‬
‫با مقدمه ای بر شناخت اصول متافيزﯾک‬
‫و‬
‫کليات سبکھای درمانھای طب مکمل‬

‫تھيه و تنظيم‬
‫بابک سرخپور‬

‫نگارش ‪١.٠‬‬
‫دی ماه ‪١٣٧٨‬‬
‫‪-١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫فھرست مطالب‬

‫‪١٢‬‬ ‫پيشگفتار‬

‫‪١٣‬‬ ‫اول دفتر‬

‫‪١۶‬‬ ‫انرژي چيست؟‬


‫‪١٧‬‬ ‫نظريه مكانيستيك )‪(Mechanistic‬‬

‫‪١٧‬‬ ‫نظريه ويتاليستيك )‪(Vitalistic‬‬

‫‪١٧‬‬ ‫نظريه ھوليستيك )‪(Holistic‬‬


‫‪١٩‬‬ ‫ميدان واحد جھاني‬
‫‪١٩‬‬ ‫نظريه كوآنتوم‬

‫‪٢٠‬‬ ‫تاريخچه انرژي درماني در جھان‬


‫‪٢١‬‬ ‫ميدان شكل ساز )‪(Morphogenetic Field‬‬

‫‪٢۵‬‬ ‫تفاوت ھاي اصلي نظريه ميدان شكل ساز شلدريك و ميدان واحد جھاني اينشتين‬

‫‪٢۶‬‬ ‫‪ -١‬قبل از اسالم‪:‬‬


‫‪٢٨‬‬ ‫فرّ ايزدي‬
‫‪٢٩‬‬ ‫كيخسرو مبارك‬
‫‪٢٩‬‬ ‫سيمرغ‬

‫‪٣٠‬‬ ‫‪ -٢‬پس از اسالم‪:‬‬

‫‪٣٣‬‬ ‫طبايع چھارگانه ‪:‬‬

‫‪٣۵‬‬ ‫واژه ي ‪ HEALING‬در زبان انگليسي برابر است با‪:‬‬

‫‪٣٧‬‬ ‫ورج يا تواندرماني‬


‫‪٣٩‬‬ ‫درمانگر عمروليث صفاري‬

‫‪٣٩‬‬ ‫خود درماني‬

‫‪۴٠‬‬ ‫ويژگي ھاي درمانگر‬

‫‪-٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪۴٣‬‬ ‫منظور از طب انرژی )‪ (ENERGY MEDICINE‬چيست ؟‬

‫‪۴۴‬‬ ‫طب انرژی و کاربردش در پزشکی امروز‬

‫‪۴٨‬‬ ‫انرژي درماني چگونه انجام مي شود؟‬

‫‪۵٢‬‬ ‫مباني علمي انرژي درماني‬

‫‪۶٠‬‬ ‫انواع انرژي درماني‬

‫‪۶١‬‬ ‫انواع طب غير معمول‬


‫‪۶١‬‬ ‫‪ -٣‬تغذيه و رژيم درماني‬

‫‪۶١‬‬ ‫‪ -٤‬درمان ھاي فارماكولژيك و بيولوژيك )انواع غيرمتداول در طب معمول(‬

‫‪۶١‬‬ ‫‪ -٥‬درمان ھاي ذھني‪-‬جسمي‪:‬‬

‫‪۶١‬‬ ‫‪ -٦‬بيو الكترومانيتيك درماني )‪(Bioelectromagnetic Therapy‬‬

‫‪۶١‬‬ ‫‪ -٧‬درمانھاي سنتي ‪:‬‬

‫‪۶٢‬‬ ‫ماساژ درماني‬

‫‪۶٢‬‬ ‫فشار درماني‬

‫‪۶٣‬‬ ‫روش ھاي حركتي و ورزشي‬


‫‪۶٣‬‬ ‫استئوپاتي ‪Osteopathic Medicine‬‬ ‫‪-١‬‬
‫‪۶۴‬‬ ‫يوگا )‪(Yoga‬‬ ‫‪-٣‬‬

‫‪۶۶‬‬ ‫گياه درماني‬

‫‪۶۶‬‬ ‫تغذيه درماني‬

‫‪۶٧‬‬ ‫درمان ھاي فارماكولوژيك و بيولوژيك‬


‫‪۶٧‬‬ ‫عصب درماني ‪Neural Healing‬‬ ‫‪-١‬‬

‫‪۶٧‬‬ ‫ايپي درماني ‪Apitherapy‬‬

‫‪۶٧‬‬ ‫يون منفي درماني‬

‫‪۶٨‬‬ ‫درمان ھاي ذھني‪-‬جسمي‬


‫‪۶٨‬‬ ‫رقص درماني‬ ‫‪-١‬‬
‫‪۶٨‬‬ ‫موسيقي درماني‬ ‫‪-٢‬‬

‫‪-٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪۶٨‬‬ ‫ھنر درماني‬ ‫‪-٣‬‬


‫‪۶٨‬‬ ‫تصور درماني‬ ‫‪-٤‬‬
‫‪۶٨‬‬ ‫آرامش درماني‬ ‫‪-٥‬‬
‫‪۶٩‬‬ ‫دعا درماني‬ ‫‪-٦‬‬

‫‪٧٠‬‬ ‫ھيپنوتراپي ‪Hypnotherapy‬‬

‫‪٧٠‬‬ ‫بيوفيدبك ‪Biofeedback‬‬

‫‪٧١‬‬ ‫ساينتولوژي ‪Scientology‬‬

‫‪٧١‬‬ ‫بيوالكترومانيتيك درماني ‪Bioelectromagnetic Therapy‬‬

‫‪٧٢‬‬ ‫درمان ھاي سنتي‬


‫‪٧٢‬‬ ‫ناتوروپاتي‬ ‫‪-١‬‬

‫‪٧٢‬‬ ‫ھوميوپاتي‬ ‫‪-٢‬‬

‫‪٧٢‬‬ ‫طب آيورودا‬ ‫‪-٣‬‬

‫‪٧٣‬‬ ‫طب سوزني‬ ‫‪-٤‬‬

‫‪٧٣‬‬ ‫ماكروبيوتيك )‪(MacroBiotic‬‬ ‫‪-٥‬‬

‫‪٧۴‬‬ ‫روش درماني ِري كي )در ادامه بطور کامل در مورد اين سيستم صحبت خواھيم کرد(‬ ‫‪-٦‬‬

‫‪٧۴‬‬ ‫مكتب درمان خوزه سيلوا‪:‬‬ ‫‪-٧‬‬


‫‪٧۵‬‬ ‫امواج مغزی در تئوری سيلوا‬

‫‪٧٨‬‬ ‫مكتب درماني كوك سوئي‬ ‫‪-٨‬‬

‫‪٨٠‬‬ ‫مكتب انرژي درماني باربارا برنان‬ ‫‪-٩‬‬


‫‪٨٢‬‬ ‫پاندول‬

‫‪٨٩‬‬ ‫فصل دوم متافيزﯾک و قوانين آن‬

‫‪٨٩‬‬ ‫متافيزﯾک چيست ؟‬

‫‪٩١‬‬ ‫ﯾانگ و ﯾين‬


‫‪٩١‬‬ ‫معنای يين و ينگ‬

‫‪٩٢‬‬ ‫چرخه ھای طبيعی‬

‫‪-٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪٩٣‬‬ ‫ساﯾکومتری)‪(PSYCHOMETRY‬چيست؟‬

‫‪٩۴‬‬ ‫باﯾگانی آکاشيک چيست ؟‬

‫‪٩۴‬‬ ‫قانون کارما‬

‫‪٩۵‬‬ ‫ھاله يا شاھكار خلقت‬


‫‪٩٨‬‬ ‫ھفت سطح ھاله‬
‫‪٩٨‬‬ ‫اليه اتري‪) :‬اليه اول(‬
‫‪٩٨‬‬ ‫اليه عاطفي)اليه دوم(‬
‫‪٩٨‬‬ ‫اليه ذھني )اليه سوم(‬
‫‪٩٨‬‬ ‫اليه اثيري)اليه چھارم(‬
‫‪٩٩‬‬ ‫اليه كليشه اي اتري )اليه پنجم(‬
‫‪٩٩‬‬ ‫اليه آسماني)اليه ششم(‬
‫‪٩٩‬‬ ‫اليه كليشه اي كتري كالبد علي)اليه ھفتم(‬

‫‪٩٩‬‬ ‫آشنايي مختصر با چاكراھا‬


‫‪٩٩‬‬ ‫چاكراي اول‬

‫‪١٠٠‬‬ ‫چاكراي دوم‬

‫‪١٠٠‬‬ ‫چاكراي سوم‬

‫‪١٠١‬‬ ‫چاكراي چھارم‬

‫‪١٠١‬‬ ‫چاكراي پنجم‬

‫‪١٠١‬‬ ‫چاكراي ششم‬

‫‪١٠٢‬‬ ‫چاكراي ھفتم‬

‫‪١٠٣‬‬ ‫فصل سوم رﯾکی‬


‫‪١٠٣‬‬ ‫تعريف ريكي‬

‫‪١٠۴‬‬ ‫تاريخچه ريكي‬

‫‪١٠۶‬‬ ‫چرا کوه کوراياما ؟‬

‫‪١٠٧‬‬ ‫نگاه و رواياتی ديگر بر ريکی و دکتر اوسويی‬


‫‪١٠٩‬‬ ‫» ياد بود استاد اوسويی پرھيزکار «‬

‫‪-٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪١٠٩‬‬ ‫ساير روايات ديگر‬

‫‪١١٢‬‬ ‫آيا حضرت عيسی استاد ريکی بوده است ؟‬

‫‪١١۴‬‬ ‫سطوح ريكي‬


‫‪١١۴‬‬ ‫مرحله اول »شودِن«‬
‫‪١١۵‬‬ ‫مرحله دوم اُكودن )آموزش دروني(‬
‫‪١١۵‬‬ ‫مرحله سوم يا شيم پيدن )آموزش حرفهاي(‬
‫‪١١۵‬‬ ‫مرحله چھارم گوكويي كيدين )مرحله استادي يا مستري(‬

‫‪١١۵‬‬ ‫گواھينامه ھای ريکی‬

‫‪١١۶‬‬ ‫چه اشخاصي ميتوانند ريكي بياموزند ؟‬

‫‪١١۶‬‬ ‫نکاتی در خصوص ريکی‬

‫‪١١٨‬‬ ‫معني بيماري‬

‫‪١٢٠‬‬ ‫کاربرد ھای ديگر ريکی‪:‬‬

‫‪١٢١‬‬ ‫ميزان تاثير ريکی در بھبود سالمت افراد تا چه حد است؟‬

‫‪١٢١‬‬ ‫در درمان با شيوه ريکی به چه نکاتی بايد توجه داشت؟‬

‫‪١٢٢‬‬ ‫توجيه علمی انرژی ريکی‬


‫‪١٢۴‬‬ ‫ميزان انرژی دستان درمانگر‬

‫‪١٢٧‬‬ ‫پنج اصل بنيادين يا اخالقي ريكي‬


‫‪١٢٨‬‬ ‫اصل اول ‪ :‬فقط براي امروز سپاس گذار و قدرشناس خواھم بود‪.‬‬
‫‪١٢٨‬‬ ‫اصل دوم ‪ :‬فقط براي امروز‪ ،‬نگران نخواھم بود‬
‫‪١٢٩‬‬ ‫اصل سوم ‪ :‬فقط براي امروز خشمگين و عصباني نخواھم بود‬
‫‪١٢٩‬‬ ‫اصل چھارم ‪ :‬فقط براي امروز كارم را صادقانه انجام خواھم داد‬
‫‪١٣٠‬‬ ‫اصل پنجم ‪ :‬فقط براي امروز به تمام موجودات زنده احساس عشق و احترام دارم‬

‫‪١٣٠‬‬ ‫ھمسويي چيست ؟‬


‫‪١٣١‬‬ ‫ھمسويي مرحله ﯾک شودن ‪:‬‬
‫‪١٣١‬‬ ‫تكرار ھمسويي)ھمسوﯾی مجدد(‬
‫‪١٣١‬‬ ‫فرايند ھمسويي ريكي اُكودن )سطح دو(‬
‫‪١٣٢‬‬ ‫ھمسويي مرحله شيم پيدين )سطح ‪(٣‬‬
‫‪١٣٢‬‬ ‫ھمسويي مرحله گوكويي كيدن )استادي(‬

‫‪١٣٢‬‬ ‫فرآيند ‪ ٢١‬روزه پاكسازي و بحران شفا و درمان‬

‫‪١٣۴‬‬ ‫بحران درمان‬

‫‪١٣۵‬‬ ‫نمودارتحليلی تغييرات وضعيت افراد قبل و بعد از ريکی‬

‫‪-٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪١٣۵‬‬ ‫سمبلھای ريکی‬


‫‪١٣٧‬‬ ‫فعال کردن سمبلھاي ريکي‬
‫‪١٣٧‬‬ ‫سمبل راكو‬
‫‪١٣٧‬‬ ‫کاربرد ھای دﯾگر راکو‬
‫‪١٣٧‬‬ ‫‪ -١‬رفع سو تفاھم ‪:‬‬
‫‪١٣٨‬‬ ‫‪ -٢‬حفاظت ‪:‬‬
‫‪١٣٨‬‬ ‫‪ -٣‬کاربردھای وﯾژه‪:‬‬
‫‪١۴٠‬‬ ‫مراقبه گاشو)گشو(‬
‫‪١۴١‬‬ ‫نكات مھم‬

‫‪١۴٣‬‬ ‫پرسش ‪ :‬در شروع به درمان ديگران يا حتي گاھي قبل از شروع درمان دو سوال اكثراً از شما پرسيده خواھد شد‪.‬‬

‫‪١۴۴‬‬ ‫تمرﯾنات‬
‫‪١۴۴‬‬ ‫دوش نمک‬ ‫‪(١‬‬

‫‪١۴۴‬‬ ‫مراقبه نور‬ ‫‪(٢‬‬

‫‪١۴۴‬‬ ‫مراقبه ساعت نشست )ھر روز الزامی(‬ ‫‪(٣‬‬

‫‪١۴۵‬‬ ‫پنج نقطه )اضطراری (‬ ‫‪(٥‬‬

‫‪١۴۵‬‬ ‫پنج اصل )ھر روز الزامی(‬ ‫‪(٦‬‬

‫‪١۴۵‬‬ ‫توجه‬

‫‪١۴٧‬‬ ‫جدول تاثيرات و آگاھی ھا‬

‫‪١۴٧‬‬ ‫جدول برنامه تمرينات‬

‫‪١۴٨‬‬ ‫تصوير وضعيت دستھا در زمان انرژی دادن به خود‬

‫‪١۵۵‬‬ ‫پاﯾان دفتر‬

‫‪١۵۶‬‬ ‫منابع ‪:‬‬

‫‪١۵٩‬‬ ‫ضميمه ‪٢‬‬


‫‪١۵٩‬‬ ‫ليست ساير سبکھا ‪:‬‬

‫‪١۶٣‬‬ ‫ضميمه ‪٣‬‬


‫‪١۶٣‬‬ ‫متن استفتا از مراجع عظام )از طريق اينترنت(‬
‫‪١۶٣‬‬ ‫پاسخ آﯾت ﷲ العظمی صانعی‬

‫‪-٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪١۶۴‬‬ ‫پاسخ آﯾت ﷲ العظمی مکارم شيرازی‬


‫‪١۶٩‬‬ ‫پاسخ آﯾت ﷲ مصباح ﯾزدی‬
‫‪١٧٠‬‬ ‫پاسخ آﯾت ﷲ العظمی سيستانی‬

‫‪١٧١‬‬ ‫واژه نامه‬

‫‪١٧۵‬‬ ‫معرفی مولف‬

‫‪-٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫کفر نعمت ‪ ،‬نعمت از کف بيرون کند‬ ‫شکر نعمت نعمتت افزون کن‬

‫سپاسگذاری از‬ ‫™‬

‫خداوند متعال که بی لطف او ھيچم‪.‬‬ ‫‪9‬‬


‫فرشتگان مقرب الھی ‪ ،‬نور و شفا که ھماﯾتگرم ھستند‪.‬‬ ‫‪9‬‬
‫اساتيد معنوﯾم که بی ھداﯾت آنھا راه را نتوانم پيمود‪.‬‬ ‫‪9‬‬
‫استادان معرفتم حضرت شمس و موالنا‪.‬‬ ‫‪9‬‬
‫محمد مصطفی پيامبر عشق ‪ ،‬رحمت و رعفت‪.‬‬ ‫‪9‬‬
‫عيسی مسيح پيامبر شفا و مادر پاکش مرﯾم مقدس‪.‬‬ ‫‪9‬‬
‫زرتشت پيامبر راستی و درستی که پيامش سر لوحه زندگيم باد‪.‬‬ ‫‪9‬‬
‫اولين استاد خود شناسيم علی اصغر مستوفی که مرا در راه شناخت درون ﯾاری‬ ‫‪9‬‬
‫نمود‪.‬‬
‫اولين استاد رﯾکی ام عليرضا حقيقی که مرا در دنيای رﯾکی رھنمون‬ ‫‪9‬‬
‫ساخت‪.‬‬
‫استاد پاترﯾک زﯾگلر که عشق به انسانيت و حقيقت عشق الھی را به روشنی‬ ‫‪9‬‬
‫نماﯾان ساخت‪.‬‬
‫استاد رودنی کوکس که مرا با دانش گذشتگان آشنا نمود‪.‬‬ ‫‪9‬‬
‫استاد اولی گابرﯾل سن که گذشت و بخشش و ارتباط با خود برتر را به من‬ ‫‪9‬‬
‫آموخت‪.‬‬
‫استاد کاترﯾن رابسون که تالش برای ﯾکی بودن را به من آموخت‪.‬‬ ‫‪9‬‬
‫‪ 9‬و‬
‫ھمسرم که با کمک او طی اﯾن راه نا ممکن می بود‪.‬‬ ‫‪9‬‬

‫‪-٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫تقدﯾم با عشق به‬

‫پدر و مادرم ھستی بخشان وجودم‬


‫ھمسرم ‪ ،‬ﯾاور روزھای سختی و شادی‬
‫مسيحا نفس زندگيم فرزنم مسيحا‬

‫‪-١٠-‬‬
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

-١١-
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫پيشگفتار‬

‫سخنی با شما ھنرجو ﯾا خواننده محترم‬


‫با توجه به تعھدات ھنرجوﯾان به حفظ اسرار آموزشھا و تکنيکھای رﯾکی بر اساس سنت‬
‫کھن در نھاﯾت امانت و تعھدات اخالقی و آموزشی ‪ ،‬انتشار و ﯾا ارائه اﯾن جزوه به ھر فردی‬
‫خارج از حوزه ھنرجوﯾان و ﯾا افراد نا آشنا به رﯾکی با توجه به مفاھيم وﯾژه آن اﯾجاد‬
‫سردرگمی و عدم تفھيم موضوع می نماﯾد با توجه به اﯾن که اﯾن جزوه ‪ ،‬مستند آموزشی‬
‫بوده و نه برشور آشناﯾی بنابر اﯾن مطالب اﯾن مستند نياز به توضيح و تفسير توسط مدرسين‬
‫و ﯾا ھنرجوﯾان توانمند دارد لذا از افراد نا آشنا بخواھيد سئواالت خود را با اﯾنگونه افراد مطلع‬
‫مطرح نماﯾيد بنابر اﯾن سعی مان بر اﯾن خواھد بود که در حفظ اسرار و اصول اﯾن ميراث کھن‬
‫متعھد و کوشا باشيم ‪.‬‬
‫از شما خواننده ای که از سر کنجکاوی و عالقه به اﯾن جزوه دست ﯾافتيد نيز می خواھيم‬
‫کليه اطالعات و ﯾا پرسشھای در خواستی خود را از طرﯾق پـــــست الــــکترونيک‬
‫به‬ ‫اﯾنجانب‬ ‫ساﯾـــــت‬ ‫وب‬ ‫به‬ ‫مراجعه‬ ‫ﯾا‬ ‫و‬ ‫‪Babakskr@gmail.com‬‬
‫آدرس ‪ www.masterbabak.com‬در ميان بگذارﯾد ھمچنين با حضور در ھماﯾشھا و جلسات‬
‫آشناﯾی که برگزار می نماﯾم به مطالب بيشتری نيز می توانيددسترسی داشته باشيد‪.‬‬
‫تالش و اميدم آن است که ھمگان بتوانند به دانش صحيح متافيزﯾک و رﯾکی به دور از اوھام ‪،‬‬
‫خياالت دسترسی داشته تا بتوانند عشق و آرامش را بگونه ای دﯾگر در زندگی خود جاری‬
‫سازند‪.‬‬
‫مستندی که اکنون در اختيار شما است حاصل بررسی ‪،‬تدوﯾن ‪ ،‬وﯾراﯾش و تصحيح صدھا‬
‫صفحه اﯾنترنتی ‪ ،‬کتب ‪ ،‬جزوات و ‪ ٢‬سال تمرﯾنات و تجربيات اﯾنجانب بوده است و سعی بر‬
‫آن داشته و دارم تا اﯾن مستندات ھر روز غنی تر و پربارتر باشد‪.‬‬
‫قطعا" خود نيک می دانم اﯾن نوشته خالی از اشکاالت نحوی ‪ ،‬لغوی نخواھد بود لذا ضمن‬
‫عرض پوزش از اﯾن بابت درخواست اعالم آنرا از سوی شما دوست گرانقدر دارم‪.‬‬

‫با سپاس‬
‫بابک سرخپور‬

‫‪-١٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫العلی العظيم‬ ‫ال حول وال قوة اال با‬

‫اول دفتر‬
‫تالش انسان در حل معادالت منطقی و اﯾجاد و بررسی استنتاجات عقلی ھمگی‬
‫ناشی از تالش برای حل مسائل در حوزه ھای مختلف زندگی بشری بوده است ‪ ،‬نگرشھای‬
‫فلسفی و علمی ھر روز رازھای پنھان بسياری را بر انسان ھوﯾدا می نماﯾند‪.‬‬
‫اما ھر روز انسان از جاﯾگاه شناخت درون و نگرش انسانی و خالقانه ماورا الطبيعه خود روز‬
‫به روز دور تر و مھجور تر می ماند‪.‬‬
‫در حالی که ھر روز بر پوست و گوشت خود می افزاﯾيم و از وجود روحانی و متعالی خود‬
‫دورتر شده و خواستھای مادی و مدرنيته ھر روز ما را به قھقرای دوری از خوﯾشتن رھنمون‬
‫می سازند ‪.‬‬
‫اما در اﯾن بين مدتی است رجعت بشرﯾت به خود و نگرش به حقاﯾق ھای پنھان درون روزنه‬
‫ھای اميد روزھای بازگشت به خوﯾشتن را نوﯾد می دھد ‪ ،‬رﯾکی سيستمی است که در اﯾن‬
‫بين ھمچون کاتاليزوری بی ضرر و مطبوع ما را در اﯾن راه کمک می نماﯾد‪.‬‬
‫سعی داشتيم تا در اﯾن جزوه با کمک منابع صحيح داخلی و خارجی و تجربيات ھرچند ناچيز‬
‫خود محتوای فنی ولی آسان را جھت عالقمندان سيستمھای انرژی و متافيزﯾک‬
‫گردآوری‪،‬تدوﯾن و منتشر سازم تا باشد از اﯾن طرﯾق پای در دنيای پر از نور و عشق با‬
‫آرامش الھی نھيم‪.‬‬
‫ضمنا" گروھی بر اساس نگرشھای خاص سعی در اﯾجاد تقابل فی مابين رﯾکی ‪ ،‬متافيزﯾک‬
‫و مباحث دﯾنی نمودند لذا استفتاء ھای اخذ شده از مراجع دﯾنی را به جھت رفع ھرگونه‬
‫شبه در پاﯾان اﯾن مستند برای تنوﯾر افکار آورده ام و اميد آن دارم تا تمامی اساتيد و‬
‫متخصصين رﯾکی و متافيزﯾک ما را در شناخت اﯾن علوم ﯾاری نماﯾند باشد در اﯾن را برای‬
‫خدمت به خداوند بندگانی صالح و صادق باشيم‪.‬‬
‫در اﯾن بين تالش نموده ام با استفاده از منابع و مراجع قابل استناد و معتبر نگاھی فراتر از‬
‫ﯾک جزوه ساده رﯾکی بر مبحث متافيزﯾک ‪ ،‬رﯾکی و سيستمھای طب مکمل داشته باشيم تا‬
‫اگر تصميم بر آن داشتيد که به سطوح باالتر ارتقا ﯾابيد با آگاھی کامل علمی و فنی اﯾن راه‬
‫را انتخاب و طی نماﯾيد‪.‬‬
‫فراموش نکنيم ھر سيستمی اعم از رﯾکی ‪،‬پرانيک ‪،‬ساﯾکيک و ‪ ...‬ھمگی وابسته به‬
‫لطف‪،‬رحمت و قدرت الھی ھستندو شفا بخش حقيقی اوست چرا که بی او ما ھيچيم پس‬
‫با نام پاکش اﯾن دفتر را می گشاﯾم‪.‬‬

‫بابک سرخپور‬
‫دﯾماه ‪١٣٨٧‬‬

‫‪-١٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ھشدار‬

‫ھرچند رﯾکی و انرژی درمانی در مراجع معتبر علمی و پزشکی در دنيا به عنوان طب مکمل‬
‫شناخته می شود اما طبق قوانين کشور جمھوری اسالمی اﯾران انرژی درمانی ممنوع‬
‫می باشد ‪ ،‬لذا بر شما است که از دانسته ھای خود مطابق قوانين شرعی‪ ،‬عرفی و‬
‫جاری کشور استفاده نماﯾيد تا دچار کارما و مشکالت خاص حقوقی آن نگردﯾد‪.‬‬
‫باشد تا روزﯾکه اﯾن دانش در کشور ما بر اساس حقاﯾق علمی و فنی آن به درستی توسط‬
‫مراجع دولتی مورد بررسی و قرار گرفته و بتوان اﯾن علم و دانش را فراگيرانه و منطبق با‬
‫استاندارد ھای مربوطه بطور قانونی ارئه گردد‪.‬‬

‫‪-١٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫فصل اول‬
‫انرژی و انرژی درمانی‬

‫افکندشان نيم وھمی در گمان‬ ‫صد ھزاران ز اھل تقليد و نشان‬


‫قاﯾمست و جمله پر و بالشان‬ ‫که بظن تقليد و استداللشان‬
‫در فتند اﯾن جمله کوران سرنگون‬ ‫شبھهای انگيزد آن شيطان دون‬

‫پای چوبين سخت بی تمکين‬ ‫پای استدالليان چوبين بود‬

‫کز ثباتش کوه گردد خيرهسر‬ ‫بود غير آن قطب زمان دﯾدهور‬
‫تا نيفتد سرنگون او بر حصا‬ ‫پای نابينا عصا باشد عصا‬
‫اھل دﯾن را کيست سلطان بصر‬ ‫آن سواری کو سپه را شد ظفر‬
‫در پناه خلق روشندﯾدهاند‬ ‫با عصا کوران اگر ره دﯾدهاند‬
‫گر نه بيناﯾان بدندی و شھان جمله کوران مردهاندی در جھان‬

‫)مولوی(‬

‫‪-١٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫انرژي چيست؟‬

‫در مدرسه ياد گرفته ايم كه جھان از ماده و انرژي تشكيل شده‪ ،‬كه اين دو بـه يكـديگر قابـل‬
‫تبديل ھستند و انرژي انـواع مختلـف ماننـد انـرژي الكترومانيتيـك و انـرژي شـيميائي و انـرژي‬
‫اتمي و غيره دارد كه اينان نيز به يكديگر قابل تبديل مي باشند‪ .‬ولي منظور از واژه انـرژي در‬
‫انرژي درماني ھيچيك از اين انواع انرژي فيزيكي مصطلح در فيزيـك كالسـيك نيسـت‪ .‬شـايد‬
‫دليل مصطلح شدن و متداول شدن اين واژه آن باشد كه در اين نوع درمان به نظر مـي رسـد‬
‫نيروئي به طرف بيمار جاري مي گردد كه اين نيرو يا انرژي عامل درمان بيماري اسـت‪ .‬بـراي‬
‫افتراق اين انرژي از انرژي ھاي فيزيكي شـايد بـه كـار گـرفتن واژه"انـرژي ھـاي معنـوي" بـه‬
‫صالح باشد‪.‬‬

‫اين نوع از انرژي در ھيچيك از كتب كالسيك فيزيك مورد بحث قرار نگرفته اسـت و بـه‬
‫ھمين دليل عامه مردم كه تحصيالت كالسيك دارند در دوران تحصيل خـود بـا آن آشـنا نشـده‬
‫انــد و طبيعــي اســت كــه تصــور كننــد آنچــه در علــوم غربــي از آن نــامي بــرده نشــده اســت‬
‫نمي تواند وجود داشته باشد‪.‬‬

‫از آنجائي كه اين انرژي فيزيكي كالسيك نيست‪ ،‬واضح اسـت كـه تـابع قـوانين فيزيـك‬
‫كالسيك ھم نمي تواند باشد‪ ،‬ولي فيزيكدانان جديد با اين انـرژي آشـنا ھسـتند و سـعي در‬
‫يافتن مباني علمي آن نموده و در اين راه به نتايجي نيز رسيده اند‪ .‬مثال ً معلوم شده اسـت‬
‫كه‪:‬‬

‫‪ -١‬اين انرژي تابع قوانين جديدي است كه با قوانين فيزيك كالسيك متفاوت است‪.‬‬

‫‪ -٢‬اين انرژي شعور دارد‪.‬‬

‫‪ -٣‬اين انرژي طول موج ھاي مختلف دارد‪.‬‬

‫‪ -٤‬ھريك از طول موج ھاي آن داراي "رنگ" متفاوتي اسـت‪ .‬ايـن رنـگ ھـا بـا چشـم‬
‫معمولي قابل رويت نيستند ولي توسط كساني كه "روشن بين" يا "پرتو بين" ناميده‬
‫مي شوند ديده مي شوند و توسط دوربين ھاي كريلين قابل ثبت و ضبط مي باشند‪.‬‬
‫دوربين كريلين در سال ھاي اخير توسـط دو دانشـمند روسـي اختـراع شـده و اخيـراً‬
‫دوربين فيلمبرداري آن نيز توسط دانشمندان غربي ساخته شده است‪.‬‬

‫‪ -٥‬اين انرژي در تمام عالم موجود است‪.‬‬

‫‪ -٦‬اين انرژي موجود اصلي در دنيا است‪" ،‬ماده و انرژي" فقط انواعي از تظاھرات اين‬
‫انرژي محسوب مي شوند و بنا به ميل اين انرژي مي توانند به وجود بيايند و يا معدوم‬
‫شوند‪.‬‬

‫‪-١٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -٧‬نسبت اين انرژي در مقابل كل ماده و انرژي فيزيكي موجود درجھان بين نود تـا نـود‬
‫ونه در صد تخمين زده شده است‪ .‬يعني در مقابل يك واحد از انرژي و ماده موجود در‬
‫جھان‪ ٩٠ ،‬تا ‪ ٩٩‬واحد از اين انرژي موجود است‪.‬‬

‫‪ -٨‬تمام اجزاء موجود در كائنات به ھم پيوسته ھستند‪ .‬يعنـي اجـزاء ايـن انـرژي وكـال ً‬
‫اجزاء تمامي موجودات در ھمـه دنيـا از يكـديگر خبـر دارنـد و بـا يكـديگر در ارتبـاط مـي‬
‫باشند‪،‬بنابراين ميتوانند به عنوان يك كل واحد در نظر گرفته شوند‪.‬‬

‫‪ -٩‬چون اين انرژي فيزيكي نيست‪ ،‬بنابراين تابع قوانين فيزيك كالسيك ھم نمي توانـد‬
‫باشد و به ھمين دليل ابعاد زمان و مكان نيز براي آن مطرح نيست‪.‬‬

‫‪ -١٠‬حركت اين انرژي ناپيوسته يا جھشي است‪ .‬يعني از يـك حالـت بـه حالـت ديگـر‬
‫مي تواند بدون حالت ھاي واسطه حركت نمايـد و محـدود بـه سـرعت نـور ھـم نمـي‬
‫تواند باشد‪.‬‬

‫انسان ھمواره در مورد ماھيت زندگي و زنده بـودن تفكـر كـرده اسـت و فالسـفه و متفكـران‬
‫سعي كرده اند پرده از راز زندگي بردارند‪ ،‬چكيده اين آراء و عقايد را در سه گروه مي توان در‬
‫نظر گرفت ‪:‬‬

‫نظريه مكانيستيك )‪(Mechanistic‬‬


‫طبق اين نظريه موجودات زنده ھمگي ماشين ھائي ھستند كه با قوانين فيزيكي و‬
‫شيميائي قابل توجيه مي باشند اين نظريه به خصوص از زمان انقالب مكانيستيك و‬
‫رنسانس در اروپا و در نھايت در تمام جھان طرفدار پيدا كرد‪.‬‬

‫بنا براين فرضيه در حقيقت تفاوتي بين موجودات جاندار و بيجان وجود ندارد و در‬
‫نھايت انسان ھم ماشيني است كه تفكر را آموخته است‪ .‬موجود اصلي در دنيا ماده و‬
‫انرژي است و شعور از ماده ) از مغز ( حاصل مي شود‪ .‬ھرچه در مورد شعور و تفكر‬
‫مي توان دريافت‪ ،‬با مطالعه مغز حاصل مي شود‪ ،‬چون شعور بدون ماده نمي تواند وجود‬
‫داشته باشد و غير قابل تصور است‪.‬‬

‫نظريه ويتاليستيك )‪(Vitalistic‬‬


‫طبق اين نظريه موجودات دنيا به دو دسته زنده و غيرزنده تقسيم مي شوند‪ .‬موجودات‬
‫غيرزنده فقط از ماده و انرژي تشكيل شده اند و موجودات زنده از ماده و انرژي به عالوه يك‬
‫روح غير فيزيكي تركيب يافته اند‪ .‬انسان نيز مجموعه اي از ماده و انرژي ‪ +‬روح است‪ .‬ماده‬
‫و انرژي توسط وسائل موجود علمي قابل بررسي است ولي روح و فكر توسط علم ديگري‬
‫بايد بررسي شود‪.‬‬

‫نظريه ھوليستيك )‪(Holistic‬‬


‫طبق اين نظريه ھمه موجودات دنيا را مي توان زنده به حساب آورد‪ .‬موجود اصلي در‬
‫دنيا فكر است كه ماده و انرژي از آن به دست مي آيد‪.‬‬

‫‪-١٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫به عبارت ديگر تا آنجائي كه به انسان مربوط مي شود‪ ،‬انسان فكـري اسـت كـه يـاد‬
‫گرفته چگونه ماشين بدن را بسازد‪ .‬يعني تفاوت يك تكه سـنگ بـا انسـان در مقـدار شـعور‬
‫اين دو است و به ھر حال يك تكه سنگ ھم از شعور ) اگرچه به ميزان خيلي كم ( برخـوردار‬
‫است‪.‬‬

‫تفاوت اصلي بين تفكر شرقي و غربي آن است كه در شرق قديم كلي نگري و ديدگاه‬
‫ھوليستيك مورد نظر بوده است‪ ،‬ولي تجزيه و تحليل و اندازه گيري خاصه اصلي تمدن‬
‫غربي‪ ،‬حتي از زمان يونان باستان بوده است كه از قرن ھفدھم به بعد بسيار رواج پيدا كرد و‬
‫اساس تمدن غربي را بر تكنولوژي و علم قرار داد‪ ،‬در حالي كه در شرق تكيه اصلي بر‬
‫مذھب و فلسفه بوده است‪ .‬علم و تكنولوژي غربي موجب افزايش قدرت فيزيكي آنان شد‬
‫و تمدن غرب با سوء استفاده از آن به استثمار ديگران پرداخت تا به جائي كه ديگران نيز‬
‫چاره اي جز رفتن به راه تمدن غرب نديدند و يا چون آن را غالب ديدند ھمان راه را انتخاب‬
‫نمودند‪.‬‬

‫در مغز انسان نيمكره راست براساس تمدن شـرق و نيمكـره چـپ بـر اسـاس‬
‫تمدن غرب عمل مي كنند‪ .‬بنابراين بـا غلبـه يـافتن طـرز فكـر غربـي در جھـان‪ ،‬در حقيقـت‬
‫نيمكره چپ مغز انسان ھا بيشتر به كار گرفتـه شـد و تعلـيم و تربيـت اطفـال نيـز بـر اسـاس‬
‫تقويت نيمكره چپ قرار گرفت‪ .‬در حال حاضر نيز در سرتاسر جھان در مراكز آموزشي فرمـول‬
‫ھــائي كــه اســاس نظــم جھــان و طبيعــت را بيــان نمايــد طبــق نظريــه مكانيســتيك تــدريس‬
‫مي شود‪.‬‬

‫طبق نظريه مكانيستيك جھان از اجسامي مستقل و مجزا از يكـديگر تشـكيل شـده‬
‫كــه در زمــان و مكــان پراكنــده انــد و بــر طبــق قــوانين فيزيكــي و شــيميائي بــر يكــديگر تــاثير‬
‫مي گذارند‪ .‬اين اجسام از ماده تشكيل شده اند كه اتم نام دارد و تا مدت ھا تصور مي شد‬
‫كه جزء اليتجزي است ولي بعدھا معلوم شد كه خود از پروتـون و نـوترون و الكتـرون تشـكيل‬
‫شده و باز بعدھا معلوم شد كه خود پروتـون و نـوترون از صـدھا جـزء ناپايـدار ذرات زيـر اتمـي‬
‫)‪ (Subatomic‬مانند كوارك ھا و پارتون ھا تشكيل شده اند‪ .‬تصور جامد بودن انسان و دنيـا و‬
‫تصور مجرد بودن و تداوم خطي زمان‪ ،‬تصوري است كه اكثر مردم زمان مـا دارنـد‪ ،‬كـه بقايـاي‬
‫طرز تفكر نيوتوني و مكانيستيك است‪.‬‬

‫يكي از اولين ضربه ھائي كه بر پيكـر قـوانين فيزيـك كالسـيك وارد آمـد بيـان فرضـيه نسـبيت‬
‫اينشتين بود‪ .‬به نظر اينشتين زمان به عنوان يك پديده مجزا وجود نـدارد و قسـمتي از ابعـاد‬
‫چھارگانه در "جايگاه" محسوب مي شود‪.‬‬

‫اينشتين پيشنھاد كرد كه نظريه ذرات ديگر به عنوان يك اصل در نظر گرفته نشـود و بـه جـاي‬
‫آن پيشنھاد نمود كه دنيا از ميدان ھا تشكيل شده اند‪ .‬ھرچيزي كه قبل از اين به عنوان ذره‬
‫فيزيكي از آن ياد مي شد‪ ،‬به نظر اينشتين يك ميـدان الكترومانيتيـك اسـت كـه بـه صـورت‬
‫ناگھاني در فضا ختم نمي شود بلكه با كاھش شدت در فضاي وسيعي پخش مي گردد‪ .‬در‬
‫مواقعي كه دو ميدان به ھم نزديك مي شوند‪ ،‬تداخل آنان ميدان واحدي را تشكيل مي دھد‬
‫كه شباھتي با ميدان ھاي تشكيل دھنده خود ندارد‪.‬‬

‫‪-١٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ميدان واحد جھاني‬

‫به نظر اينشتين ھيچ ميداني كه تحت تاثير ميدان ھاي ديگر نباشـد در جھـان وجـود نـدارد و‬
‫بنابراين تمامي دنيا‪ ،‬منجمله انسان ھا‪ ،‬جزئي از ميـدان واحـد و بزرگـي ھسـتند كـه او آن را‬
‫ميدان واحد جھاني ناميد‪.‬‬

‫در دھه ‪ ١٩٢٠‬فيزيكدانان وارد دنياي عجيب ذرات زيراتمي شدند‪ .‬در اين دنيا ھـر بـار‬
‫كه فيزيكدان ھا تجربه و سنجشي انجام مي دادند جـواب متفـاوتي دريافـت مـي كردنـد‪ .‬تـا‬
‫بدانجا كه متوجه شدند عدم قطعيت قسمتي از طبيعت ذرات زير اتمـي اسـت‪ .‬معلـوم شـد‬
‫كه امواج الكترومانيتيك به صورت مداوم پخش نمي شوند‪ ،‬بلكه به صورت دسته ھـاي انـرژي‬
‫)كوآنتوم( انتشار پيدا مي كنند‪.‬‬

‫نظريه كوآنتوم‬

‫ھرچه بيشتر ماده شكافته شود مي بينيم كه از ذرات بنيادين تشـكيل نشـده‪ ،‬بلكـه‬
‫در سطح زيراتمي ماده به صورت يقين وجـود نـدارد و فقـط گـاھي "تمايـل بـه وجـود" نشـان‬
‫مي دھد‪ .‬تمام ذرات زيراتمي به يكديگر قابل تبديل ھستند و ھمچنين قابل تبديل به انـرژي‬
‫)و بــالعكس( مــي باشــند و در عــالم ايــن فعــل و انفعــاالت دائــم در حــال انجــام اســت‪،‬نظريه‬
‫كوآنتــومي از نظريــه نســبيت فراتــر مــي رود و اســاس تصــور دنيــاي مكانيســتيك را بــه ھــم‬
‫مي ريزد‪ .‬قسمت ھائي از نظريه كوآنتوم كه مربوط به اين مطلب مي شوند عبارتند از‪:‬‬

‫‪ -١‬حركت كال ً ناپيوسته است‪ ،‬يعني ذرات از يك حالت به حالت ديگر بدون حالت ھاي‬
‫واسطه مي توانند انتقال پيدا كنند‪.‬‬

‫‪ -٢‬موجودات بر حسب شرائطي كه در آن مطالعه مي شوند ميتواننـد حـاالت مختلـف‬


‫داشته باشند‪ .‬مثال ً شبيه ذره‪ ،‬يا شبيه موج و يا حالتي بين اين دو‪.‬‬

‫‪ -٣‬دو موجود ھر چقدر كه از يكديگر دور باشند با يكديگر در ارتباط ھستند‪ .‬يعني تمام‬
‫دنيا بايد به عنوان يك كل واحد درنظر گرفته شود‪.‬‬

‫تفاوت اصلي بين نظريه نسبيت و نظريه كوآنتومي آنستكه در نظريه نسبيت احتياج به تداوم‬
‫رابطه بين علت و معلول و مكان وجود دارد‪ ،‬در حاليكه در نظريه كوآنتومي ناپيوستگي و عـدم‬
‫عليت و عدم اھميت مكان نشان داده شده است‪.‬‬

‫ھر ذره يا ارگانيسمي ) منجمله ھر انسان يـا ھـر سـلول بـدن انسـان (‪ ،‬تصـوير تمـام نمـاي‬
‫كائنات است و ما با تجسس در دنياي درون خود مي توانيم در ھمه كائنات سير كنيم كـه در‬
‫اين سير و سفر‪ ،‬زمان مفھوم كالسيك خودرا از دسـت مـي دھـد زيـرا زمـان و مكـان مفھـوم‬
‫خارجي ندارند‪ .‬يعني ھمه ما دسترسي به ھمه دنيا در ھمه زمان ھا داريم‪ ،‬يا بھتـر اسـت‬
‫بگوئيم ما در ھمه جا و ھمه وقت حضور داريم‪ .‬تا آنجائي كه به درمانگري مربوط مـي شـود‪،‬‬

‫‪-١٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ما دسترسي به بيمار در زماني كه ھنوز بيمار نشده بود و يـا در زمـاني كـه بيمـاري برطـرف‬
‫خواھـــــد شـــــد داريـــــم و مـــــي تـــــوانيم آن ســـــالمت را بـــــه زمـــــان حـــــال بيـــــاوريم‪.‬‬
‫ھريك از ما انسان ھا در حقيقـت مثـل سـاير موجـودات از فكـر تشـكيل شـده ايـم و بـا كنـار‬
‫گذاشتن اين تصور اشتباه كه ما اجسام جامدي ھستيم سريع تر مي توانيم تغيير كنيم‪.‬‬

‫ھمه ما در اقيانوس بي كراني از انرژي ھاي معنوي غوطه وريم‪ ،‬اين انرژي به خواست ما‬
‫مي تواند جھت پيدا كند و به خصوص در درمان بيماري ھا مورد استفاده قرار گيرد‪ ،‬مھم آن‬
‫است كه نخست وجود آن را باور كنيم و سپس راه ھا و قوانين استفاده از آن را بيابيم‪.‬‬

‫تاريخچه انرژي درماني در جھان‬

‫در طول تاريخ زندگي بشر‪ ،‬آنچه كه انرژي ھاي معنوي ناميديم در تمدن ھاي مختلف به نام‬
‫ھاي مختلف شـناخته شـده اسـت‪ .‬حتـي در دانـش مـدرن نيـز دانشـمندان جديـد در علـوم‬
‫مختلف نام ھاي گوناگون بر آن نھاده اند و چه بسـا برخـي از آنـان وقـوف ندارنـد كـه در مـورد‬
‫مطلب واحدي سخن ميگويند‪ .‬برخي از نام ھاي ديگر اين انرژي به قرار زير است ‪:‬‬

‫‪ -١‬پرانا )‪ (Prana‬قـديم تـرين نـامي اسـت كـه از ايـن انـرژي در تـاريخ مكتـوب بشـر‬
‫موجود است و در ھندوستان از حدود ھفت ھزار سال قبل مصطلح بوده است‪.‬‬

‫‪ -٢‬واژه چي )‪ (Chi‬در چـين از حـدود پـنج ھـزار سـال قبـل مصـطلح بـوده اسـت‪ ،‬كـه‬
‫معتقد بودند در تمام مواد و تمام دنيا وجود دارد‬

‫‪ -٣‬در اﯾران باستان واژه َ‬


‫فـرّ ﯾـا فَـرّه و فـرّه اﯾـزدی را مـی تـوان متـرادف بـا اﯾـن انـرژی‬
‫دانست‪ .‬فَرّ کيانی از جانب اھورامزدا به پادشاھان بخشيده می شد که باعث جـالل‬
‫و شکوه سلطنت آنان می گردﯾد‪.‬‬

‫‪ -٤‬در يونان باستان انرژي حياتي يا نيروي حيات ناميده مي شـد‪ ،‬كـه مـي توانـد بـه‬
‫اشياء جان ببخشد و يا آنان را بيجان كند‪.‬‬

‫‪ -٥‬شــيخ اشــراق‪ ،‬شــيخ شــھاب الــدﯾن ســھروردی‪ ،‬آن را نــور اســپھبد انســانی‬
‫می نامد‪ .‬به قول شيخ اشراق‪ ،‬جھان ھمه نور است که از نوراالنوار )اﯾزد ﯾکتا( منشاء‬
‫می گيرند و طبقات مختلف دارند‪.‬‬

‫‪ -٦‬اصطالح مغناطيس مايع توسط مسمر در قرون اخير به كار گرفته شده است‪.‬‬

‫‪ -٧‬ويلھلم فون رايشنباخ از اصطالح نيـروي اديـك )‪ (Odic‬اسـتفاده نمـود كـه "شـبيه‬
‫ميدان الكترومانيتيك است"‪.‬‬

‫‪ -٨‬در اوائل قرن بيستم اصطالح اتمسفر انساني توسط والتـر كيچنـر بـه كـار گرفتـه‬
‫شد‪ .‬او موفق شده بود با استفاده از فيلترھاي رنگي سه اليه از ھاله ھاي انسان را‬
‫ببيند و ارتباط تغييرات اين اليه ھا را با بيماري ھا مشاھده نمايد‪.‬‬

‫‪-٢٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -٩‬در اواسط قرن بيستم ويلھلم رايش اصـطالح ارگـون )‪ (Orgon‬را بـراي ھالـه ھـاي‬
‫انسان به كار برد و دستگاھي براي جمع آوري و اندازه گيري ارگون ساخت‪.‬‬

‫‪ -١٠‬ميدان زندگي نامي است كه نورتروپ به كار برد و گفت كه" آن قسـمت اصـلي‬
‫انسان است و سازماندھي قسمت فيزيكي او را به عھده دارد"‪.‬‬

‫‪ -١١‬اصطالح ميدان فكر )‪ (Thought Field‬توسط راويتز پيشنھاد شده است‪.‬‬

‫‪ -١٢‬رابـــرت بكـــر در دھـــه ھـــاي ھفـــتم و ھشـــتم قـــرن بيســـتم اصـــطالح ميـــدان‬
‫الكترومانيتيك را پيشنھاد نمود‪ .‬او اين ميدان را در ھاله ھـاي انسـان انـدازه گيـري‬
‫كرد و حاالت بيماري و سالمت را با يكديگر مقايسه نمود‪.‬‬

‫‪ -١٣‬اصطالح ميدان انرژي انساني )‪ (Human Energy Field‬توسـط جـان پيراكـوس‪،‬‬


‫ريچارد دوبرين و باربارا برنان در مورد انسان و ھمچنين اصـطالح ميـدان انـرژي جھـاني‬
‫)‪ (Universal Energy Field‬در مــورد تمــامي دنيــا پيشــنھاد گرديــد‪ .‬توســط ايــن‬
‫دانشمندان ارتباط بيماري ھا و تظاھرات عاطفي با ميدان انرژي انساني بررسي شـد‬
‫و انحراف اشعه ليزر توسط ميدان انرژي انساني توسـط باربـارا برنـان‪ ،‬ديويدفراسـت و‬
‫كارن جستر نشان داده شد‪.‬‬

‫‪ -١٤‬دكتــر ويكتوراينوشــين پيشــنھاد نمــود كــه ايــن حالــت پــنجم مــاده اســت و آن را‬
‫بيوپالسما )‪ (Bioplasma‬ناميد‪.‬‬

‫‪ -١٥‬دكتر والري ھانت اصطالح بيوفيلد )‪ (Biofield‬را پيشنھاد نمود و فركانس ھاي آن‬
‫را اندازه گيري كرد‪.‬‬

‫‪ -١٦‬دكتر آندريا پوآريچ اصطالح ميدان تشديد انساني )‪ (Human Enhancing Field‬را‬
‫در مورد ھاله ھاي انسان پيشنھاد نمود‪.‬‬

‫‪ -١٧‬اصطالح ميدان شكل ساز )‪ (Morphogenetic Field‬شايد آخـرين واژه مترادفـي‬


‫باشد كه توسط روپرت شلدريك )زيست شناس( ارائه شده است‪.‬‬

‫با مروري بر واژه ھاي بـه كـار گرفتـه شـده توسـط دانشـمندان جديـد )گذشـته از واژه ھـاي‬
‫قديمي(‪ ،‬مالحظه مي شود كه اكثراً از واژه ھاي انرژي و نيرو و ميدان استفاده شده است‪.‬‬
‫بنابراين در زبان فارسـي نيـز اسـتفاده از واژه ھـاي انـرژي يـا انـرژي معنـوي يـا تـوان بـه نظـر‬
‫منطقي مي رسد‪) .‬به مفاله تواندرماني به قلم ابوالقاسم پرتو در مراجعه شود‪(.‬‬

‫ميدان شكل ساز )‪(Morphogenetic Field‬‬

‫در دھه سوم قرن بيستم دو جنين شناس به نام ھاي الكسـاندر گـورويچ و پـل ويـس‬
‫نظريه ميدان شكل ساز را پيشنھاد كردند‪ ،‬ولي سال ھا اين نظريه مورد توجه قرار نگرفت تـا‬

‫‪-٢١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اينكه در سال ‪ ١٩٨١‬يك زيست شناس انگليسي به نام روپرت شلدريك مجدداً اين نظريـه را‬
‫ارائه نمود‪.‬‬

‫شلدريك معتقد اسـت ھمانگونـه كـه نظريـه مكانيسـتيك قـادر بـه توجيـه پديـده ھـاي‬
‫زيراتمــي در فيزيــك نيســت‪ ،‬بــه ھمــان ترتيــب قــادر بــه توجيــه مســائل عمــده اي در زيســت‬
‫شناسي نيز نمي باشد‪ .‬چرا در موجـودات سـاده وقتيكـه قسـمتي از بـدن او را قطـع كنـيم‬
‫درســت ھمــان قســمت برداشــته شــده بــا ھمــان شــكل قبلــي ســاخته مــي شــود؟‬
‫اتمھا ومولكول ھا و سلول ھاي جديد از كجـا ميداننـد كـه بايـد در كجـا قـرار بگيرنـد و وقتيكـه‬
‫قسمت برداشته شده كامل شد از كجا ميدانند كه بيش از آن رشد نكنند اﯾن موضـوع در ورد‬
‫ستاره درﯾاﯾی کامال" صادق می باشد‪.‬‬

‫اين موضوع در مورد اندام ھاي داخلي موجودات پيچيده نيـز صـادق اسـت‪ ،‬مـثال ً اگـر‬
‫قسمتي از كبد را در انسان برداريم سلول ھاي كبد رشـد و تكثيـر پيـدا مـي كننـد و پـس از‬
‫مدتي كبد به ھمان اندازه و شكل سابق بر مي گردد‪ .‬به عقيده شـلدريك تمـام موجـودات‬
‫نه تنھا از ماده و انـرژي‪ ،‬بلكـه از يـك ميـدان نـامرئي تشـكيل شـده انـد كـه تـاثير ايـن ميـدان‬
‫نامحدود است يعني در ھر فاصله اي شدت آن تغيير نمي كند‪.‬‬

‫او اين ميدان را ميدان شكل ساز ناميد چون به اعتقاد او آنچه كه مولكول ھـاي يـك‬
‫موجود را در راستاي مـورد نظـر قـرار مـي دھـد و شـكل موجـود را مـي سـازد ھمـين ميـدان‬
‫است‪ .‬به عبارت ديگر اين ميدان را مي توان به نقشـه سـاختماني تشـبيه كـرد كـه روي آن‬
‫محل تمام مصالح ساختماني الزم براي آن بنا دقيقاً مشخص شـده اسـت و اگـر قسـمتي از‬
‫اين بنا يا تمامي آن ويران شود‪ ،‬نقشه برجاي خود باقي است و ويران شدني نيست‪ .‬ولي‬
‫وظيفه اين ميدان به ساختن شكل موجود خـتم نمـي شـود بلكـه بـه عقيـده شـلدريك اصـل‬
‫اساسي ھر موجود و فكر ھر موجود ھم ھمين ميدان شكل ساز است‪.‬‬

‫ويليام مك دوگال روانشناس اسكاتلندي از سال ‪ ١٩٢٠‬به مـدت ‪ ٣٤‬سـال يـك سـري‬
‫آزمايش را روي موش ھاي صحرائي براي بررسي نظريـه حافظـه ژنتيكـي ژان المـارك شـروع‬
‫كرد‪ .‬موش ھاي صحرائي كه كار معيني را فراگرفته بودند‪ ،‬در نسل ھاي بعدي نشان دادنـد‬
‫كه ھمان كار را زودتر فرا مي گيرند‪ .‬به طوري كه در نسل بيست و دوم سرعت يـادگيري ده‬
‫برابر شده بود‪ .‬ظاھراً اين يافته مي توانست تاييدي بر نظريه المارك باشد‪ ،‬ولي مـك دوگـال‬
‫در پيگيري آزمايشات خود با كمال تعجب متوجه شد موش ھاي صحرائي كه ھيچگونه قرابت‬
‫ارثي با موش ھاي صحرائي قبلي نداشتند ھم ھمين سرعت را در فراگيري نشان دادنـد !‬
‫بيولوژيست ديگري به نام كرو ھمان آزمايش ھا را شروع كرد و مـوش ھـاي صـحرائي مـورد‬
‫استفاده او از ھمان نسل اول سرعت يادگيري مشابه موش ھاي صـحرائي نسـل بيسـت و‬
‫دوم مك دوگال را نشان دادند ! تكرار مجدد ھمين آزمايشات در استراليا توسط آگـار نتيجـه‬
‫كامال ً مشابھي داشت‪ .‬معلوم شد كه حافظه ژنتيـك ھيچگونـه نقشـي در تسـريع فراگيـري‬
‫نداشته است بلكه وقتي موش ھاي صحرائي موضوعي را ياد گرفتند‪ ،‬موش ھاي ديگر حتي‬
‫در آنسوي كره زمين در يادگيريشان تسھيل ايجاد مي شود‪.‬‬

‫‪-٢٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫پديده تسھيل در يادگيري حتي در جامدات ھم به اثبات رسيده است‪ .‬براي اولين بـار‬
‫در سال ‪ ١٩٦١‬دو بلورشناس متوجه شـدند كـه ھرگـاه پـس از سـالھا تـالش و زحمـت بلـور‬
‫جديدي ساخته مي شود ناگھان در نقاط ديگر جھان ھمان بلـور بـه راحتـي و حتـي خـود بـه‬
‫خود مي تواند توليد گردد!‬

‫نمونــه ديگــري از ايــن تســھيل در يــادگيري‪ ،‬مــاجراي تحقيقــاتي اســت كــه در زيســت‬
‫شناسي به اثر يكصدمين ميمون معروف شـده اسـت‪ .‬تحقيـق مربـوط بـه دھـه ششـم قـرن‬
‫بيستم است كه زيست شناسي به نام ھاي ليال واتسون در جزائر كـوچكي در نزديكـي‬
‫جزيره كيوشو در ژاپن انجام داد‪.‬‬

‫در جريان بررسي كلني ھاي ميمون ھاي اين جزائر محققين ھر روز براي كمك به تغذيه اين‬
‫حيوانات مقداري سيب زميني در سواحل اين جزائر خالي ميكردند‪ ،‬ولي ميمون ھا به علت‬
‫چسبيدن شن و ماسه به پوست سيب زميني ھا رغبت زيادي به خوردن آنھا نشان نمي‬
‫دادند‪ .‬تا اينكه يكروز يك ميمون ماده كوچك يادگرفت كه اگر سيب زميني را در آب دريا‬
‫بشويد از شن و ماسه كامال ً پاك و قابل خوردن مي شود‪ .‬اين ميمون روش مذكور را به‬
‫مادرش و چند ميمون ديگر ياد داد و به تدريج ميمون ھاي بيشتري اين روش تغذيه را‬
‫آموختند‪ .‬ناگھان يكروز‪ ،‬مثل اينكه تعداد ميمون ھاي مطلع از اين روش به يك حد بحراني‬
‫رسيده باشد‪ ،‬ھمه ميمون ھاي آن جزيره وحتي جزائر اطراف )بدون ارتباط با جزيره اول(‬
‫ھمين رفتار را نشان دادند و از سيب زميني ھاي اھدائي استفاده نمودند! معلوم نشد كه‬
‫دقيقاً چند ميمون قبل از رسيدن به آستانه بحراني رفتار مذكور را فرا گرفته بودند‪ ،‬ولي براي‬
‫سھولت يادآوري "اثر يكصدمين ميمون" از آن پس به كار گرفته شد‪.‬‬
‫شلدريك با استفاده از تجربيات فوق و تجربيات مشابه آن در علوم مختلف نتيجه گرفت كه‪:‬‬

‫‪ -١‬تمام موجودات اعم از جماد و نبـات و حيـوان نـه تنھـا از مـاده و انـرژي‪ ،‬بلكـه از يـك‬
‫ميدان سازمان دھنده نامرئي تشكيل شده اند‪ .‬اين ميدان را مي توان ميدان شكل‬
‫ساز ناميد‪.‬‬

‫‪ -٢‬تاثير اين ميدان مانند ميدا ن مغناطيسي نيسـت كـه بـا افـزايش مسـافت كـاھش‬
‫يابد‪ ،‬بلكه تاثير آن نامحدود است و در ھر فاصله اي تغيير نمي كند‪.‬‬

‫‪ -٣‬اين ميدان نه تنھا روي شكل موجودات‪ ،‬بلكه روي رفتار آنان تاثير مي گذارد‪.‬‬

‫‪ -٤‬ميدان ھاي ھم شكل در يكديگر بيشتر مي توانند تاثير بگذارند‪ .‬در اينجا مي تـوان‬
‫واژه رزونانس )ھم تواتري ﯾا بازآوائی( را از فيزيك عاريت گرفت و اصطالح ھم تـواتري‬
‫شكل ھا را به كار برد‪ .‬به علت رزونانس مورفيك بلورھا به راحتي تشكيل مي شوند‬
‫و يا موش ھاي صحرائي و ميمون ھا ناگھان روش جديدي را فرا مي گيرند‪.‬‬

‫‪ -٥‬برخي پديده ھائي كه تـاكنون توجيـه آنـان بسـيار مشـكل بـود بـا نظريـه رزونـانس‬
‫مورفيك به خوبي روشن مي شود‪ .‬مثل چگـونگي بـروز ھـم زمـان يـك اختـراع يـا يـك‬
‫اكتشاف در چندين نقطه دنيا و يا ظھور ھم زمـان يـك عـده نوابـغ در يـك رشـته خـاص‬
‫)ظھور ھم زمان شعرائي چون سعدي و حافظ و ‪ ....‬در يك دوره خاص از تاريخ ايران يـا‬

‫‪-٢٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ظھور موسيقيداناني چون باخ و بيتھـون و مـوتزارت و ‪ ....‬در دوره خاصـي در اروپـا و يـا‬
‫ظھور نقاشان بـي ماننـدي چـون رافائـل و لئونـاردوداوينچي و ميكـل آنـژ و ‪ ...‬در دوره‬
‫خاصي در تاريخ اروپا و مثال ھاي فراوان ديگري در ھمين مقولـه(‪ .‬بـديھي اسـت كـه‬
‫براي بروز رزونانس مورفيك اگر ساده باشد به زمينه خاصي احتيـاج نيسـت‪ ،‬ولـي اگـر‬
‫پيچيده باشد زمينه ھاي اجتماعي يا آموزشـي و علمـي و يـا سياسـي مـورد احتيـاج‬
‫است‪ .‬اگر اين آمادگي در سطوح پائين تري مورد احتياج باشـد مسـلماً تعـداد خيلـي‬
‫زياد تري به رزونانس موزفيك پاسخگو خواھند بود‪.‬‬

‫‪ -٦‬اگر ميدان ھاي شبيه به ھم بھتر ميتوانند بـا يكـديگر ھـم تـواتري پيـدا كننـد‪ ،‬پـس‬
‫ميدان شكل ساز ھر موجود كـه شـبيه تـرين ميـدان بـه خـودش محسـوب مـي شـود‬
‫بيشترين ھم تواتري را با او خواھد داشت )خود ھم تواتري(‪ .‬شـايد بـه ھمـين علـت‬
‫است كه ھركس به رغم تعويض ھاي مكرر سلول ھاي بـدنش شـكل و افكـار خـود را‬
‫حفظ مي كند‪ .‬پس شايد محل اصلي حافظه در مغـز نباشـد و مغـز فقـط وسـيله اي‬
‫براي دسترسي به حافظه مستقر در ميدان شكل ساز محسوب مي گردد‪.‬‬

‫‪ -٧‬فكر و رفتار ھر فرد مي تواند بيشترين تاثير را در خود آن شخص به صورت سـالمت‬
‫يا بيماري بگذارد‪.‬‬

‫‪ -٨‬فكر و رفتار ھر فرد ميتواند روي سالمت يا بيماري و رفتار ديگران موثر باشد‪ .‬در يك‬
‫آزمايش روي دو گـروه بـانوان مبـتال بـه سـرطان سـينه )بـا درمـان ھـاي مشـابه در دو‬
‫گروه(‪ ،‬يكي از دو گروه جلسات گرد ھم آئي منظمـي بـا يكـديگر داشـتند و گـروه دوم‬
‫گروه شاھد در نظر گرفته شدند كه فاقد چنين جلسـاتي بودنـد‪ .‬اعضـاء گـروه شـاھد‬
‫ھمگي قبل از سه سال فوت شدند‪ ،‬ولي اعضاء گروه ديگر به صورت چشمگيري مرگ‬
‫و مير كمتري را نشان دادند و برخـي از اعضـاء ايـن گـروه پـس از ده سـال ھنـوز زنـده‬
‫ھستند‪.‬‬

‫به نتيجه گيري ھاي آقاي شلدريك نتايج زير را مي توان افزود‪:‬‬

‫‪ -٩‬در نھايت تمام ميدان ھاي شكل ساز از تمام موجودات مي توانند بسته به شـدت‬
‫تشابه كم و بيش در يكديگر مـوثر باشـند و بـه ھمـين ترتيـب فكـر و رفتـار ھـر فـرد در‬
‫نھايت بتواند تاثير ولو بسيار كم در ھمه عالم داشته باشد‪.‬‬

‫‪ -١٠‬ميدان شكل ساز قسمت اصلي موجودات و خارج از بعد فيزيكـي اسـت و مـاده و‬
‫انرژي كه در بعد فيزيكي قرار دارند تابعي از اين ميدان محسوب مي شـوند و قسـمت‬
‫فرعي موجـودات )منجملـه انسـان( را تشـكيل مـي دھنـد‪ .‬چـون ميـدان شـكل سـاز‬
‫فيزيكي نيست از قوانين فيزيكي متابعت نمي نمايد و تـابع قـوانين ديگـري اسـت كـه‬
‫بايستي جداگانه مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد‪.‬‬

‫‪ -١١‬منشاء بيماري ھاي جسمي و رواني را در ميدان شـكل سـاز بايسـتي جسـتجو‬
‫نمود‪.‬‬

‫‪-٢٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -١٢‬راه درمان بيماري ھاي جسمي و رواني را نيز بايد در ميدان شكل ساز پيدا كرد‪.‬‬

‫تفاوت ھاي اصلي نظريه ميدان شكل ساز شلدريك و ميدان واحد جھاني اينشتين‬

‫يكي از تفاوت آنستكه به نظر اينشتين با افزايش فاصله تاثير ھر ميدان مطابق عكـس‬
‫مجذور فاصله كاھش مي يابد‪ ،‬در حاليكه در نظريه ميدان شكل ساز مسافت در تاثير ميـدان‬
‫نقشي ندارد‪ .‬از اين جھت نظريه ميدان شكل ساز بيشتر شبيه نظريه كوآنتومي است‪.‬‬

‫انرژي تشكيل دھنده ميدان شكل ساز داخل وخارج جسـم فيزيكـي تمـامي اجسـام‪،‬‬
‫حتي فضاي بين كھكشان ھا را فرا گرفته است‪ .‬آيا اين ھمان ماده سياه و نامرئي است كه‬
‫فيزيكــدانان از آن صــحبت مــي كننــد ؟ موضــوع مــاده ســياه ســالھا اســت كــه مــورد عالقــه‬
‫فيزيكدانان و ستاره شناسان است‪ .‬ستاره شناسان اولين بار در مطالعه رفتار كھكشـان ھـا‬
‫متوجه شدند كه اگر تمام ماده موجود در كھكشـان ھـا ھمـان ھـائي اسـت كـه مـي تـوانيم‬
‫ببينيم‪ ،‬كشش و جاذبه اين مواد بـه ھيچوجـه رفتـار آنـان را نمـي توانـد توجيـه نمايـد‪ .‬رفتـار‬
‫كھكشان ھا وقتي قابل توجيه است كه مقدار زيادي ماده مخفـي در داخـل و بـين كھكشـان‬
‫ھا موجود باشد‪ .‬تخمين مي زنند كه اين ماده نامرئي بين ‪ ٩٠‬تا ‪ ٩٩‬درصدكل عـالم ھسـتي‬
‫را تشكيل مي دھد ! يعني دنياي مادي كه ما مي بينيم فقط يك تا ده درصـد مقـدار واقعـي‬
‫دنيا است ! قسمتي از اين ماده نامرئي مي تواند از سياه چالـه ھـا تشـكيل شـده باشـد‪،‬‬
‫ولــي قســمت اعظــم آن ھنــوز ناشــناخته بــاقي مانــده و خــواص آن در حــال بررســي توســط‬
‫دانشمندان است‪ .‬اين قسمت مجھول مي تواند ھمان ميدان شكل ساز باشد‪.‬‬

‫با اين ترتيب‪ ،‬آنچه كه ما انـرژي معنـوي مـي نـاميم اقـال ً از ھفـت ھـزار سـال قبـل )و‬
‫احتماال ً بيش از اين مدت( توسط بشـر شـناخته شـده اسـت‪ ،‬ولـي اقـوام مختلـف نـام ھـاي‬
‫متفاوتي بر آن نھاده اند و پس از متحول شدن دانش بشري نيز دانشمندان مختلف ھريك به‬
‫فراخور رشته تخصصي خود خواصي از آن را شناسايي نموده انـد و نـام ديگـري بـر آن نھـاده‬
‫اند‪ .‬به ھر حال ھريك از اين تمدن ھا و دانش ھا كوشـيده انـد راه ھـايي جھـت اسـتفاده از‬
‫اين انرژي پيدا كنند‪ ،‬كه بيشتر اين تالش ھا در جھت بھبود بيماري ھا بوده است‪.‬‬

‫‪-٢٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫تاريخچه انرژي درماني در ايران‬

‫‪ -١‬قبل از اسالم‪:‬‬

‫از تاريخچه انرژي درماني در ايران باستان و قبل از اسالم اطالع زيادي در دست‬
‫نيست‪ .‬قسمتي از مطالبي كه در اين فصل از آنان ياد مي شود نقل از نوشته ھاي شيخ‬
‫اشراق شھاب الدين سھروردي است كه ظاھراً به منابعي دست داشته است كه برخي از‬
‫آنان نابود شده اند‪ .‬شرواني در كتاب بستان السياحه آورده است كه‪" :‬موبد اصفھاني و‬
‫دھقان دھستاني گويند كه ھوشنگ وخشور )پيامبر( خدا و شھريار توانا بود‪.‬‬

‫ايزد متعال او را پنجاه كتـاب آسـماني بخشـيد‪ .‬از جملـه آن كتـاب ھـا جاويـدان خِـرَد‪،‬‬
‫روشنائي جان و نامه ھدي ‪ ...‬و اين كتاب ھا ھمه جا مكرم و محترم بوده‪ ،‬خصوص اھل ايران‬
‫كه آن ھارا تعظيم بسيار مي كردند و چون عمرخطاب بالد عراق را بگرفـت ‪ ،‬لشـگريان او كـه‬
‫جاھل بودند آتش ظلم و ستم افروختنـد و كتـاب ھـا را در مـدائن و در ھـر جـا كـه بـه دسـت‬
‫آوردند سوختند‪ .‬اكنون از آن كتاب ھا چيزي كه باقي مانده اوراقي چند از كتاب ھـدي اسـت‬
‫و ان اوراق به دست شيخ شھاب الدين مقتول افتاده بود و بر آن عمل مي نمود‪".‬‬

‫در مغرب زمين واژه ‪) Magic‬جادوئي( از واژه "مجوس" ومغان يا موبدان آمده است كه به‬
‫قول غربيان اصحاب جادو و جادوپزشكي و رمالي و پيشگوئي بودند‪ .‬در يونان از سـده پـنجم‬
‫پيش از ميالد اين واژه در آثار نويسندگان ديـده مـي شـود كـه بعـدھا بـه مفھـوم جـادوگري و‬
‫ارتباط با جھان ماوراءالطبيعه و يا عوام فريبي و نيرنگ شناخته شده است‪ .‬به موجب نقلـي‬
‫از بقراط‪ ،‬موبدان مزديسناي زرتشتي بـراي درمـان بيمـاري صـرع بـا افسـون ھـاي مقـدس و‬
‫كشيدن شيارھائي با چاقوي جادوئي و زمزمه ذكرھائي به درمان مي پرداختند‪(١).‬‬

‫معني و مفھوم دوگانه اين واژه حتـي در يونـان باسـتان نيـز روشـن بـود و چـه بسـا از‬
‫فيلسوفان و خردمندان به مقام و آگاھي و مراتب شھود مغان اصيل آگاه بودنـد‪ .‬افالطـون در‬
‫رساله الكيباديس با تعظيم از مغان حكيم ايراني ياد كرده و دينون در سده چھارم مـيالدي بـر‬
‫اين امر معترف بود و ارسطو با آگاھي بر كار و حرفه مجوس تأكيد مي كنـد كـه مغـانِ دارنـده‬
‫حكمت و خرد با سحر و جادو و افسون نسبتي ندارند‪.‬‬

‫دركتاب زرتشت نامه آمده است كه اھورامزدا خود را به سان روشنائي بي پاياني به زرتشت‬
‫نشان داد كه سر در فراز آسمان داشت و پا در ژرفاي زمين و دست ھـا در دو طـرف آسـمان‬
‫به بينھايت گسـترده )خداونـد بـه ھمـه جـا و ھمـه چيـز محـاط اسـت و نـور آسـمان و زمـين‬
‫است(‪.‬‬

‫امشاسپندان )فرشتگان مقرب درگاه خداوند( زرتشت را به سه آزمايش ايزدي دعوت كردند‪.‬‬
‫نخست سه كومه بلند از آتش بدو نشان دادند‪ .‬كومه نخست انديشه نيك‪ ،‬كومه دوم گفتـار‬
‫نيك و كومه سوم كردار نيك‪ ،‬و زرتشت از ميان آن آتش ھا گذشت و ھيچ نسوخت‪.‬‬

‫در حكمت پارسيان و شيوه تفكر ايرانيان قديم‪ ،‬اساس و پايه عرفان و حكمت ناب درست بنا‬
‫شده بود‪ .‬مراقبه و تفكر احتياج به رھبانيت‪ ،‬درويشي‪ ،‬دريوزگي‪ ،‬رياضت‪ ،‬ناخوردن‪ ،‬پشـمينه‬

‫‪-٢٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫پوشي و ‪ ...‬نداشت‪ ،‬بلكه خورش پاكيزه و نيرو بخـش‪ ،‬امـا بـه مقـدار كـم‪ ،‬جايگـاه روشـن و‬
‫نظيف‪ ،‬پوشاك خوب و عطر و بخور مي خواست‪ .‬بازداشت ھا در خـواھش ھـاي نفسـاني و‬
‫تربيت و انسجام آن بود و الغير‪.‬‬

‫ھركس كه بخواھد مي تواند آئينه نھان را صيقل دھد تا نور معرفت در آن بتابد‪ .‬شيخ‬
‫اشراق سھروردي مي گويد‪" :‬آن كه اين كالم باور نمي كند و صحبت ما را نمـي پـذيرد‪ ،‬بـر‬
‫اوست كه به رياضت بپردازد و خدمت اصحابِ مشـاھده كنـد تـا نـوري بـر دل او بتابـد و جلـوه‬
‫نوراالنوار را در عالم جبروت ببيند و ذوات ملكـوتي را مشـاھده كنـد و انـواري را كـه ھـرمس و‬
‫افالطون ديده اند ببيند و انوار مينوي را درك كند‪ .‬چنانكه حكيم فاضـل و امـام كامـل زرتشـت‬
‫خبر داد ‪ ...‬جھان به دو قسمت تقسيم مي شود‪ :‬جھان مينـوي كـه عـالم روحـاني و مثـالي‬
‫است و جھان گيتيائي يا استومند كه منظور جھان ظلماني و مادي است‪".‬‬

‫سھروردي در حكمت االشراق مي گويد‪":‬حكمت االشراق يعني آن حكمتي كه بنيـان‬


‫يافته است بر اشراق‪ ،‬و اشراق به معني كشف و شھود و ذوق است يـا حكمـت مشـرقيان‬
‫كه منظور دانايان فارس مي باشد‪ .‬چـون دانـش فارسـيان در حكمـت بـر پايـه كشـف و ذوق‬
‫است و بدين جھت آن را به اشراق تعبير كـرده انـد كـه عبـارت اسـت از ظھـور انـوار عقليـه و‬
‫لمعان و فيضان و اشـراقات آن ھـا بـر نفـوس مجـرده‪ ،‬و بـه ھمـين سـبب اسـت كـه حكمـت‬
‫پارسيان بر اساس كشف و ذوق بنا يافته است‪".‬‬

‫سھروردي مي گويد‪":‬و آتش داراي ذاتي شريف است‪ .‬فارسيان در اين باره كه آتـش‬
‫رمز وجودي اَرديبھشت مي باشد و آن نوري است قاھر كه آتش از آن افاضه مي شود اتفاق‬
‫نظر دارند‪ ".‬زرتشت در طلب آن است كه به وسيله اَرديبھشت آنچنان بـه عرفـان و شـناخت‬
‫دست يابد تا بتواند به ميانجي گري بھمن به بارگاه نوراالنوار وارد شود‪.‬‬

‫اشارات در باره فرّ ايزدي در اوستا بسياراست‪ .‬به موجب اوستا فرّ نيروئي است كـه‬
‫از سوي خداوند به صورت شعاع ھاي نور يا صوري ديگـر در صـورت قابليـت و خواسـت اھـداء‬
‫مي شود و موجب نيرومند شدن و ترقـي و تعـالي دارنـدگان آن مـي گـردد‪ .‬اگـر بـه شـاھان‬
‫بپيوندد‪ ،‬در شھرياري و شاھي )تا ھنگامي كـه پيـرو راه ديـن باشـند( كاميـاب مـي شـوند و‬
‫ھرگاه به حكيمان تعلق يابـد‪ ،‬بـه معرفـت و شـناخت و پيـامبري دسـت مـي يابنـد و برگزيـده‬
‫خداوند مي شوند‪ .‬اما ھرگاه كه از راه حقيقت و ديانـت برگردنـد و نافرمـان شـوند‪ ،‬فـرّ از آن‬
‫شخص جدا مي شود‪ .‬چنانچه از جمشيد به موجب نافرماني گسسـت‪ .‬چنانچـه بـه دغـدو‬
‫)مادر زرتشت( به صـورت روشـني و انـواري تابـان از پيشـگاه نوراالنـوار پيوسـت و از مـادر بـه‬
‫زرتشت منتقل شد‪.‬‬

‫مطابق عقايد دين زرتشت‪ ،‬اھورامزدا انسان را از تن )جسـم فيزيكـي( بـه عـالوه پـنج‬
‫نيروي مينوي ساخت اين پنج بخش عبارتند از‪:‬‬

‫‪ -١‬اَھو‪ :‬كه در پھلوي به مفھوم نيروي زيست است و نگھداري تـن و نظـم بخشـيدن‬
‫به زندگي طبيعي با اوست‪ .‬اَھو با تن به ھستي مي آيد و با آن نيز مي ميرد‪.‬‬

‫‪-٢٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -٢‬دئِنـا‪ :‬كـه بــه منزلـه وجـدان و دريافــت روحـاني انسـان اســت‪ .‬ايـن نيـرو را آغــاز و‬
‫انجامي نيست و ھورمزد آن را در تن آدمي مي نھد تا او را از نيكوئي و زشـتي كـردار‬
‫خويش آگاه كند‪ .‬ھرگاه آدمي در زندگي به تھـذيب نفـس پـردازد و ايـن نيـرو را تقويـت‬
‫كند ھرگز به بدي راه نسپرد‪.‬‬

‫ذ‪ :‬كه نيروي درك و حس انسـان اسـت و حافظـه و ھـوش و نيـروي تميـز را راه‬ ‫‪ -٣‬بَثو َ‬
‫مي برد‪ .‬اين نيرو پس از مرگ باقي مانده و به روان مي پيوندد‪.‬‬

‫ون يا روان‪ :‬كه مسئول كردار آدمي بوده و گزينش خوب و بد بر عھده او است‬
‫‪ -٤‬اور َ‬
‫و پس از مرگ اين نيرو است كه پاداش بھشت يا سزاي دوزخ را دريافت مي دارد‪.‬‬

‫وھر‪ :‬كه صافي ترين و عالي ترين جزء مينوي از اجزاء متشـكله آدمـي اسـت‪،‬‬ ‫‪ -٥‬ف َر َ‬
‫كه چون نطفه بسته شود به آدمـي تعلـق مـي گيـرد‪ .‬از انـوار ازلـي و ابـدي و وديعـه‬
‫خدائي است و در نھايت پس از مراحل گوناگون‪ ،‬روان به فروھر پيوسـته و بـه بھشـت‬
‫مي رود)‪.(٥‬‬

‫شبيه ھمين مفھوم بعدھا به صورت ديگري در ايران مطرح گرديده اسـت‪ .‬صـدرالدين‬
‫شيرازي مي گويد نفس سه مرحله يا مرتبه دارد‪ :‬نفس نباتي‪ ،‬نفس حيواني و نفـس‬
‫انساني‪ .‬ھر يك از اينـان را نيـز مراتبـي اسـت‪ .‬نفـس انسـاني شـامل چھـار جسـم‬
‫لطيف به عنوان مركب ھا يا گردونه ھاي فعاليت است‪:‬‬

‫‪ -١‬جسم قالبي يا اثيري كه مخصوص عالم ناسوت يا محسوسات است‪.‬‬

‫‪ -٢‬جسم مثالي يا ستاره اي كه مخصوص عالم ملكوت يا معنويات است‪.‬‬

‫‪ -٣‬جسم عقلي يا علّي كه مخصوص عالم جبروت يا معقوالت است‪.‬‬

‫‪ -٤‬جسم نوري يا آتشي كه مخصوص عالم الھوت يا تجلي است ‪.‬‬

‫فرّ ايزدي‬

‫فرّ وديعه اي ايـزدي اسـت كـه بـه فرمـان خداونـد در جھـان وجـود دارد‪ ،‬ولـي تربيـت و‬
‫كارآمدي و تعالي آن به دست و عمل و كردار آدمـي اسـت‪ .‬فـرّ ايـزدي سـرآمد ھمـه فـرّ ھـا‬
‫است كه بھره اي از آن در آغاز و بدايت تولد به كسان در مي آميزد‪ .‬ھركس كه در اثر تزكيـه‬
‫و مطالعه و كسب معرفت و عرفان به حقيقت وجود در زندگي آگاه شود و ظلمت ماده را كـه‬
‫فرّ بدان آميخته واپس زند‪ ،‬اين وديعه و فروغ ايزدي در او مجال بيشتري براي درخشـش پيـدا‬
‫مي كند و نورانيت و روحانيت از چھره او نمايان مي گردد‪ .‬جمشيد از اين فـرّ بسـيار كاميـاب‬
‫شــد ولــي بعــد كــه دچــار غــرور و انحــراف از طريــق و ســلوك راســتين گرديــد‪ ،‬فـرّ ايــزدي از او‬
‫گسست و جمشيد تباه شد‪ .‬اين فرّ نيرومند از آن انبياء و اولياء است‪.‬‬

‫‪-٢٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ملك افريدون ‪ ،‬خداوند نيرنگ ) افسـون و كـالم درمـانبخش و سـحرآميز( فريـدون از‬
‫شاه‪ -‬پيامبران ايران قديم و از ديدگاه سھروردي در شـمار فھلويـون و داراي فـرّه كيـاني بـوده‬
‫است‪" .‬اما سخن از ملك افريدون‪ ،‬خداوند نيرنگ‪ ،‬از آن جھت است كه وي از راز و رمز ادعيه‬
‫مقدسه و سخن سحر و افسون آگاھي داشت ‪ ...‬منظور نيرنگ ھـائي بـر ضـد بيمـاري ھـا و‬
‫دردھا است‪ ،‬يا نيرنگ ھائي كه موجب دفع آفات نباتي و بيماري ھـاي دامـي و باعـث فرزنـد‬
‫زائي و‪ ...‬مي شود‪ .‬بسياري از اين نيرنگ ھا منسوب به افريدون اسـت و زرتشـتيان بسـيار‬
‫به آن توجه داشتند‪".‬‬

‫چنانكه از شرح ابن بلخي دريافت مي شود ‪ ،‬افسون و نيرنگ نوعي درمـان و مسـائل‬
‫درمانگري با گياھان داروئي‪ ،‬ھمراه با نيرنگ و ادعيه بوده است‪.‬‬

‫فردوسي نيز اشاره كرده است كه فريدون افسونگري مي دانست و با افسـون رازھـا‬
‫را مي گشود و در شاھنامه اشاره به الھام يافتن وي توسط سروش و از سوي خداوند كرده‬
‫است‪:‬‬

‫كه تا باز گويد بد و خوب و زشت‬ ‫سروشي بدو آمده از بھشت‬

‫نھانش بياموخت افســـــونگري‬ ‫سوي مھتر آمد به سان پري‬

‫گشــاده به افســــون كند ناپديد‬ ‫كه تا بنـــدھا را بداند كليد‬

‫كيخسرو مبارك‬

‫سھروردي در ميان شاه‪-‬حكيمـان ايـران باسـتان بـيش از ھمـه تـوجھش بـه كيخسـرو‬
‫معطوف بوده است و به خصوص به معراج كيخسرو بسـيار توجـه نمـوده اسـت‪" .‬جـام گيتـي‬
‫)جام جم( كيخسرو را بود‪ .‬ھر چه خواستي در آن جـا مطالعـت كـردي و بـر كائنـات‬ ‫نماي‬
‫مطلع مي گشتي و بر مغيبات واقف مي شدي‪ )".‬اين فضائل قدسي و جھان بينـي عارفانـه‬
‫كيخسرو‪ ،‬بسياري از شئون حكمت اشراق را كه مورد نظر سھروردي است در خود دارد‪.‬‬

‫او حاكمي حكيم است‪ ،‬ھماني كه آرزوي زرتشت بود و در حكومت و شـھرياري بنيـاد‬
‫مي دانست‪ .‬او صاحب كشف و شھود بود‪ .‬در سماع را گشاده مي داشت‪ .‬ھنگام عبادت‬
‫و ورود به آتشكده يا معبد يا سماع‪ ،‬غسل و شستشو مي كرد‪ .‬براي رسيدن به الھام چلـه‬
‫مي نشست ) چنين پنج ھفته خروشان به پاي‪ .(....‬به خلـع بـدن توانـا بـود‪ .‬روشـن بينـي‬
‫داشت و‪ ...‬سرانجام ھجرت و معراجي برنگشتني كرد‪.‬‬

‫سيمرغ‬

‫سھروردي گويد‪":‬روشن روانان چنين نموده اند كه آن ھدھدي كه در فصل بھار به ترك‬
‫آشيان خود بگويد و به منقار خود پر و بال بركند و قصد كوه قاف كند و بر او افتد به مقدار ھزار‬

‫‪-٢٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫سال اين زمان كه‪ :‬وَاِنَ يوماً عند ربك كالف سنه ممـا تعـدون )سـوره ‪ ٢٢‬آيـه ‪ (٤٦‬و ايـن ھـزار‬
‫ســال در تقــويم اھــل حقيقــت يــك صــبح دم اســت از مشــرق الھــوت اعظــم‪ ،‬در ايــن مــدت‬
‫سيمرغي شود كه سفير او خفتگان را بيدار كند و نشـيمن او كـوه قـاف اسـت‪ .‬صـفير او بـه‬
‫ھمه كس برسد ولكن مستمع كمتر دارد‪ .‬ھمه با اويند و بيشتر بي ويند‪ .‬و بيمـاراني كـه در‬
‫ورطه علت استسقاء و دق گرفتارند‪ ،‬سايه او عالج ايشان است و مرض را سود دارد و رنـگ‬
‫ھاي مختلف را ضايع كند‪ .‬و اين سيمرغ پرواز كند بي جنبش و بپرد بي پر و نزديك شود بـي‬
‫قطع اماكن و ھمه نقـش ھـا از اوسـت و او خـود رنـگ نـدارد و در مشـرق اسـت آشـيان او و‬
‫مغرب از او خالي نيست‪ .‬ھمه بدو مشـغولند و او از ھمـه فـارغ‪ .‬ھمـه از او پُـر و او از ھمـه‬
‫تھي‪ .‬و ھمه علوم از صفير اين سيمرغ است‪".‬‬

‫‪ -٢‬پس از اسالم‪:‬‬

‫پس از ظھور اسالم در ايران مدارك و مسـتندات بسـيار بيشـتري از بينشـوران ايرانـي‬
‫برجاي مانده است‪ .‬از اين جمله اند‪:‬‬

‫ابراھيم ادھم‪ :‬او پادشاه بلخ بود كه پادشاھي رھا كرد و درويشي برگزيد‪" .‬نقل است كه‬
‫روزي درويشي را ديد كه مي نالد‪ .‬گفت‪ :‬پندارم كه درويشي را به رايگان خريده اي؟ گفـت‪:‬‬
‫اي ابراھيم‪ ،‬درويشي را كسـي ھرگـز خـرد؟ گفـت‪ :‬بـاري مـن بـه مملكـت بلـخ خريـده ام و‬
‫سخت ارزان خريده ام‪ ،‬كه به ارزد‪".‬‬

‫بايزيد بسطامي‪ :‬او اكبر مشايخ بـود و اعظـم اوليـاء و رياضـات و كرامـات او بسـيار اسـت‪.‬‬
‫تاحدي كه جنيد در حق او گفت " بايزيد در ميان ما چون جبرئيل است در ميان مالئكه‪".‬‬

‫"و گفت‪ :‬چون به وحدانيت رسيدم‪ ،‬و آن اول لحظه بود كه به توحيد نگرستم‪ ،‬سال ھا‬

‫در آن وادي به قدم اَفھام دويدم تا مرغي گشتم‪ ،‬چشم او از يگانگي‪ ،‬پر او از ھميشـگي‪ .‬در‬

‫ھواي چگونگي مي پريدم‪ .‬چون از مخلوقات غايب گشـتم‪ ،‬گفـتم‪ :‬بـه خـالق رسـيدم‪ .‬پـس‬

‫سر از وادي ربوبيت بر آوردم‪ .‬كاسه اي بياشاميدم كه ھرگز تا ابد از تشنگي ذكـر او سـيراب‬

‫نشدم‪ .‬پس سي ھزار سال در فضاي وحدانيت او پريدم و سي ھزار سـال ديگـر در الوھيـت‬

‫پريدم و سي ھزار سال ديگر در فردانيت‪ .‬چون نودھزار سال به سر آمد‪ ،‬بايزيد را ديدم و من‬

‫ھر چه ديدم ھمه من بودم‪ .‬پس چھار ھزار سال باديه بريدم و به نھايت رسيدم‪ .‬چـون نگـه‬

‫كردم‪ ،‬خود را در بدايت درجه انبياء ديدم‪ .‬پس چندان در آن بي نھايتي برفتم كه گفتم‪ :‬باالي‬

‫اين درجه ھرگز كس نرسيده است و برتر از آن مقام نيست‪ .‬چون نگه كردم‪ ،‬سر خود بر كف‬

‫‪-٣٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫پاي يك نبي ديدم‪ .‬پس معلومم شد كه نھايت حال اولياء‪ ،‬بدايت حـال انبيـاء اسـت‪ .‬نھايـت‬

‫انبياء را غايت نيست‪".‬‬

‫عبدﷲ بن مبارك‪ :‬او زاده مرو بود‪ .‬او را شھنشاه علمـاء مـي گفتنـد‪ .‬در علـم و شـجاعت‬
‫نظير نداشت و از محتشمان طريقت بود و از محترمـان اربـاب شـريعت‪" (٤) .‬نقـل اسـت كـه‬
‫روزي مي گذشت‪ .‬نابينائي را گفتند كه‪ :‬عبدﷲ بن المبارك مي آيد‪ .‬ھرچـه بايـدت بخـواه‪.‬‬
‫نابينا گفت‪ :‬توقف كن يا عبدﷲ‪ .‬عبدﷲ بايستاد‪ .‬گفت‪ :‬دعا كن تا حق تعالي چشم من بـاز‬
‫دھد‪ .‬عبدﷲ سر در پيش افكند و دعا كرد‪ .‬درحال بينا شد‪(٥)".‬‬

‫سھل بن عبدﷲ تستري‪ :‬از محتشمان اھل تصوف و از كبار اين طايفه بود و در اين شـيوه‬
‫مجتھد بود و در وقت خود سلطان طريقت و برھان حقيقت بود‪ " (٦).‬نقل است كه عمروليث‬
‫بيمار شد‪ ،‬چنان كه ھمه طبيبان در معالجه او عاجز شدند‪ .‬گفتند‪ :‬سـھل مسـتجاب الـدعوه‬
‫است‪ .‬او را طلب كردند و به فرمـان و حكـم اولـواالمر اجابـت كـرد‪ .‬چـون پـيش او بنشسـت‬
‫گفت‪ :‬دعا در حق كسي مستجاب شود كه توبت كند و تو را در زندان مظلومان باشند‪ .‬ھمه‬
‫را رھا كرد و توبت كرد‪ .‬سھل گفت خداوندا‪ ،‬چنان كه ذُل معصيت او با او نمودي‪ ،‬عـز طاعـت‬
‫من بدو نماي و چنان كه باطنش را لباس انابت پوشيدي‪ ،‬ظاھرش را لبـاس عافيـت پوشـان‪.‬‬
‫چون اين مناجات تمام كرد‪ ،‬عمروليث در حال باز نشسـت و صـحت يافـت‪ .‬مـال بسـيار بـر او‬
‫عرضه كرد‪ .‬ھيچ قبول نكرد و از آن جا بيرون آمد‪(٧)".‬‬

‫احمد خضرويه بلخي‪ :‬از معتبران مشايخ خراسان بودو از كامالن طريقت بود و از مشھوران‬
‫فتوت و از سالطين واليت واز مقبوالن جمله فرقت بود‪ (٨).‬عيال او فاطمه از دختران امير بلخ‬
‫بود و خود آيتي در طريقت‪" .‬احمد را قصد زيارت بايزيد افتاد‪ .‬فاطمه با وي برفت‪ .‬چون پـيش‬
‫بايزيد آمدند‪ ،‬فاطمه نقاب از روي برداشت و با بايزيد گسـتاخ سـخن مـي گفـت‪ .‬احمـد از آن‬
‫متحيير شد و غيرتي بر دلش مستولي گشت‪ .‬گفت اي فاطمه اين چه گستاخي است كـه‬
‫با بايزيد مي كني؟ فاطمه گفت از آن كه تو محرم طبيعت مني و بايزيد محرم طريقـت مـن‪.‬‬
‫از تو به ھوا رسم و از او به خداي رسم‪ .‬و دليل بر اين سخن آن اسـت كـه او از سـخن مـن‬
‫بي نياز است و تو به من محتاجي‪".‬‬

‫ابوتراب نخشبي‪ :‬از اكابر مشايخ خراسان بود‪ " .‬نقل است كه يـك بـار بـا مريـدان در باديـه‬
‫مي رفت‪ .‬اصحاب تشنه شدند و خواستند كه وضو سازند‪ .‬به شيخ مراجعت كردنـد‪ .‬شـيخ‬
‫خطي بكشيد‪ .‬آب برجوشيد‪ .‬بخوردند و وضو ساختند‪".‬‬

‫ابوالحسن بوشنجي‪ :‬از جوانمردان خراسان بود و محتشم ترين اھل زمان و عالم تـرين در‬
‫علم طريقت‪" .‬روستائيي درازگوش گم كرد‪ .‬پرسيد كه در نشـابور پارسـاتر كيسـت؟ گفتنـد‬
‫ابوالحسن بوشنجي‪ .‬بيامد و در دامان او آويخت كه خر مـن تـو بـرده اي‪ .‬گفـت اي جـوانمرد‬
‫غلط كرده اي! گفت تو برده اي! درماند‪ .‬دست برداشت و گفت الھي‪ ،‬مـرا از وي بـاز خـر!‬
‫در حال يكي آمد و آواز داد كه او را رھا كن كه خر يافتم‪ .‬بعد از آن روستائي گفت اي شـيخ‪،‬‬
‫من دانستم كه تو نبرده اي‪ ،‬ولكن من خود را ھيچ آبروي نديدم بدين درگاه‪ .‬گفـتم بـه نَفَـس‬
‫تو مقصود برآيد‪".‬‬

‫‪-٣١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫حسين بن منصور حالج‪" :‬از بيضاء فارس بود و در واسط پرورده شد‪ .‬و شيخ ابوعبدﷲ بن‬
‫خفيف گفته است كه حسين بن منصور عالمي رباني است‪ .‬و شيخ شبلي گفته است كه‪:‬‬
‫من و حالج از يك مشربيم‪ .‬اما مرا به ديوانگي نسبت كردند‪ ،‬خالص يافتم‪ .‬و حسين را عقل‬
‫او ھالك كرد‪ .‬اگر او ملعون بودي ‪ ،‬اين دو بزرگ در حق او اين نگفتندي و مـا را دو گـواه تمـام‬
‫است‪ (١٢)".‬او را حالج از آن گفتند كه يك بار به انباري پنبه برگذشت‪ .‬اشارتي كرد و دانه از‬
‫پنبه بيرون آمد و خلق متحيير شدند‪(١٣).‬‬

‫شيخ ابوالحسن خرقاني‪ :‬سلطان سالطين مشايخ بود و قطب اوتاد و ابدال عالم‪" (١٤).‬‬
‫نقل است كه سلطان محمود به زيارت شـيخ آمـد‪ .‬رسـول فرسـتاد كـه شـيخ را بگوئيـد كـه‬
‫سلطان براي تو از غزنين بدينجا آمد ‪ ،‬تو نيز براي او از خانقاه به خيمـه او در آي‪ .‬و رسـول را‬
‫گفت اگر بيايد اين آيه بر خوانيد‪ :‬قوله تعالي واطيعوا ﷲ وَاطيعواالرسول و اولي االمـرِ مِـنكم‪.‬‬
‫رسول پيغام بگزارد‪ .‬شيخ گفت مرا معذور داريد‪ .‬اين آيت بر او خواندند‪ .‬شيخ گفـت محمـود‬
‫را بگوئيد كه چنان در اطيعوا ﷲ مستغرقم كه در اوطيعوا الرسول خجالت ھا دارم تا بـه اولـي‬
‫االمر چه رسد!")‪(١٥‬‬

‫شيخ ابوعمرونجيد‪ :‬از كبار مشايخ وقت و از نيشابور بود‪" .‬نقل است كه چھل سال بود كه‬
‫تا عھد كرده بود كه از خداي جز رضـاء او نخواھـد‪ .‬دختـري داشـت كـه در حكـم عبـدالرحمن‬
‫سلمي امام وقت بود‪ .‬وقتي اين دختر را عارضه اسھال پديـد آمـد‪ .‬جملـه اطبـاء در عـالج او‬
‫فروماندند‪ .‬شبي عبدالرحمن پوشيده را گفت داروي ايـن پـدرت دارد‪ .‬گفـت چگونـه؟ گفـت‬
‫چنان كه اگر گناھي بكند‪ ،‬حق تعالي اين سھل گرداند‪ .‬دختـر گفـت ايـن از ھمـه عجيـب تـر‬
‫است! گفت پدرت عھد كرده است از چھل سال باز‪ ،‬كه از حق تعالي جز رضاء حق نخواھـد‪.‬‬
‫اگر عھد بشكند و دعا كند‪ ،‬حق تعالي شفا دھد‪ .‬پوشيده نيمـه شـب در محفـه نشسـت و‬
‫نزديك پدر آمد‪ .‬گفت اي فرزند‪ ،‬بيست سال است تا از اين جا رفته اي‪ ،‬ھيچ نيامدي‪ .‬اكنـون‬
‫بــدين نــيم شــب چــرا آمــدي؟ پوشــيده گفــت پــدري دارم چــون تــو و شــوھري دارم چــون‬
‫عبدالرحمن امام وقت‪ ،‬و زندگاني دوست مي دارم تا اوراد عبدالرحمن و غمخوارگي دين خدا‬
‫از تو مي شنوم و من نيز در اين ميانه خداي را ياد مي كنم‪ .‬اكنون آمده ام تا عھد بشكني و‬
‫دعائي بگوئي تا حق تعالي حال مرا شفا دھد‪ .‬ابوعمرو گفت نقض عھد روا نيست و تـو اگـر‬
‫امروز نميري فردا بميري‪ ،‬و مردني مرده به‪ .‬برو اي جان پدر و مرا در گناه مينداز‪ .‬اگر مـن بـه‬
‫جھت تو عھد بشكنم تو بد فرزندي باشي‪ .‬دختر گفـت يكـديگر را وداع كنـيم كـه مـرا بـه دل‬
‫چنين مي آيد كه مگر اجل من نزديك است‪ ،‬از اين علت نرھم‪ .‬گفت بيـايم بـر جنـازه تـو نمـاز‬
‫كنم! دختر وداع كرد و برفت تا به سراي خود رسيد‪ .‬علت به صحت بدل گشته بـود‪ .‬تـا بعـد‬
‫از وفات پدر به چھل سال ديگر بزيست‪".‬‬

‫شيخ ابوسعيد ابوالخير‪ :‬پادشاه عھد بود بر جمله اكابر و مشايخ و از ھـيچ كسـي چنـدان‬
‫كرامت و رياضت نقل نيست كه از او‪" (١٧).‬نقل است از حسن مودب كه خـادم خـاص شـيخ‬
‫بود‪ ،‬كه گفت در نشابور بودم به بازرگاني‪ .‬چون آوازه شيخ بشنيدم به مجلس او رفتم‪ .‬چون‬
‫چشم شيخ بر من افتاد كفت بيا كه با سر زلف تو كارھا دارم‪ .‬و من منكر صوفيان بودم‪ .‬پس‬
‫در آخر مجلس از جھت درويشي جامه اي خواست‪ .‬و مرا در دل افتاد كه دستار خود بدھم‪.‬‬
‫پس به خود گفتم مرا از آمل به ھديه آورده اند و ده دينار قيمت ايـن اسـت‪ .‬تـن زدم‪ .‬شـيخ‬
‫ديگر بار آواز داد‪ .‬ھم در دلم افتاد‪ ،‬باز پشيمان شدم‪ .‬ھمچنين سوم بار‪ .‬كسـي در پھلـوي‬

‫‪-٣٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫من نشسته بود‪ ،‬گفت شيخا! خداي با بنده سخن گويد؟ گفت از بھر دستاري طبري خـداي‬
‫تعالي سه بار به اين مرد كه در پھلوي تو نشسته است سخن گفت و او مي گويد ندھم كه‬
‫قيمت آن ده دينار است و از آمل به ھديه آورده اند‪ .‬چـون ايـن سـخن بشـنيدم لـرزه بـر مـن‬
‫افتاد‪ .‬پيش شيخ رفتم و جامه بيرون كردم و توبه كردم و ھيچ انكاري در دلم نماند‪ .‬ھـر مـال‬
‫كه داشتم ھمه در راه شيخ نھادم و به خادميِ او كمر بستم‪".‬‬

‫گذشته از بزرگاني كه نام آنان رفت ‪ ،‬تعداد زياد ديگري از مشايخ و صاحبان كرامـات ايرانـي‬
‫كه نامشان در تذكره االولياء شيخ فريدالدين عطار نيشابوري آمده است به شرح زير است‪:‬‬

‫حبيب عجمي‪ ،‬فُضيل عياض‪ ،‬بِشر حافي‪ ،‬ابوعلي شقيق بلخـي‪ ،‬محمـدبن اسـلم طوسـي‪،‬‬
‫احمد حرب‪ ،‬حاتم اصم‪ ،‬شاه شجاع كرماني‪ ،‬حمدون قصار‪ ،‬منصوربن عمار‪ ،‬ابوعثمان حيـري‪،‬‬
‫ابومحمد مرتعش‪ ،‬ابوعبدﷲ محمد بن فضـل‪ ،‬محمـدبن علـي ترمـذي‪ ،‬ابـوبكر وراق‪ ،‬ابـوحمزه‬
‫خراساني‪ ،‬احمد مسروق‪ ،‬عبدﷲ تروغبدي‪ ،‬ابونصر سراج‪ ،‬ابوعلي دقـاق‪ ،‬ابـوبكر صـيدالني‪،‬‬
‫ابــوعلي ثقفــي‪ ،‬ابواســحق شــھريار كــازروني‪ ،‬ابوالعبــاس ســياري‪ ،‬ابوالقاســم نصــرآبادي و‬
‫ابوالعباس نھاوندي روانشان غريق رحمت باد‪.‬‬

‫در ايران درمانگران زياد و نامداري وجود داشته انـد ‪ ،‬ھمچـون شـاه نعمـت الـه ولـي‪ ،‬شـيخ‬
‫حسن خرقاني‪ ،‬شيخ ابوسعيد ابوالخير‪ ،‬جامي و شيخ الرئيس ابوعلي سينا‪ .‬علت موفقيـت‬
‫ابوعلي سينا آن بوده است كه از پزشكي و درمانگري با ھم استفاده كرده است‪ .‬او يكھـزار‬
‫سال قبل‪ ،‬در سنين جواني‪ ،‬كتاب ھائي در مورد تشـخيص و درمـان بيمـاري ھـا نوشـت كـه‬
‫ھنوز قابل استفاده و استناد مي باشند‪ .‬كتاب قانون وي گنجينه عظيمي در پزشكي اسـت‬
‫كه به زبان ھاي مختلف دنيا ترجمه شده است و تا شش قرن مھمترين كتاب مرجع پزشكي‬
‫در دنيا محسوب مي گرديد‪.‬‬

‫طبايع چھارگانه ‪:‬‬

‫در طب اسالمي چھار عنصر آب‪ ،‬باد‪ ،‬خـاك و آتـش بـه عنـوان اسـاس وجـودي انسـان‬
‫مورد توجه قرار ميگيرند كه از امتزاج اين عناصر به ميزان ھاي متفاوت‪ ،‬خلق و خـوي و طبـايع‬
‫اشخاص مشخص ميگردد و آسيب پذيري وبيماري ھاي فـرد نيـز بسـتگي بـه ھمـين امتـزاج‬
‫دارد‪ .‬عالوه بر اين عوامل سرشتي و ذاتي‪ ،‬در طـب اسـالمي بـه شـش عامـل خـارجي بـه‬
‫عنوان عوامل موثر در سالمت افراد اھميت داده مي شود‪ .‬اين عوامل عبارتند از‪:‬‬

‫‪ -١‬ھوا‪ :‬منطقه اي كه شـخص در آن زنـدگي مـي كنـد و آب و ھـواي آن‪ ،‬روي رفتـار‬
‫انسان و سالمت او موثر است‪.‬‬

‫‪ -٢‬غذا‪ :‬آنچه كه انسان مي خـورد و مـي آشـامد در رفتـار و سـالمت او مـوثر اسـت‪.‬‬
‫انواع مواد غذائي كه براي انسان مي تواند مفيد يا مضر باشد برحسب سن شخص و‬
‫شرائط زندگي او و وضعيت داخلي بـدن او ميتوانـد تغييـر نمايـد‪ .‬حتـي مـوادي كـه در‬
‫محيط زندگي شخص قرار دارند )مثل چوب يا فلزات و مواد ديگر( ميتوانند روي سالمت‬
‫وي تاثير مثبت يا منفي داشته باشند‪.‬‬

‫‪-٣٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -٣‬فعاليت بدني و استراحت‪" :‬حركات چه ضـعيف باشـند و چـه شـديد‪ ،‬چـه زيـاد‬
‫باشند و چه كم و ھمراه آرامش باشند‪ ،‬موجد حرارت در بدن مي گردند‪ .‬ليكن حركت‬
‫كم و شديد با حركت زياد و ضعيف و با حركـت ھمـراه بـا آرامـش تفـاوت دارد‪ .‬حركـات‬
‫سخت ھر قدر كم باشند باز بدن را حرارت زياد مي دھند و مقدار كمي از مواد بـدن را‬
‫مي سوزانند‪ .‬حركات زياد و نرم با اينكه در بدن ايجاد حرارت مي كنند ‪ ،‬مـواد را انـدك‬
‫اندك مي سوزانند‪ ....‬آرامش در ھمه حاالت سرد كننده و رطوبت دھنـده بـدن اسـت‪،‬‬
‫زيرا شكوفائي حرارت غريزي در حالت آرامش از بين مي رود و توقف خفه كننده اي به‬
‫آن روي مي آورد و در چنين حالتي بدن سرد مي گردد‪ .‬چون مواد زائد در موقع آرامش‬
‫گداخته مي شوند بدن به رطوبت نايل مي آيد‪".‬‬

‫‪ -٤‬فعاليت عاطفي و استراحت‪" :‬جنبش روح با تمام عوارض نفساني ھمـراه و يـا‬
‫دنباله روي آنھاست‪ .‬جنبش روح يا به سوي بيرون است و يا به طرف درون‪ ،‬يا به طور‬
‫آني صورت مي گيرد و يا به صورت تدريجي‪ .....‬حركت آني روح به سـوي خـارج ماننـد‬
‫حالت خشم است و حركت تدريجي آن به خارج ھماننـد حالـت لـذت و انبسـاط خـاطر‬
‫معتدل مي باشد‪ .‬حركت آني روح به سوي داخل مشابه حالتي است كه بر اثر ترس‬
‫دست مي دھد و حركت تدريجي آن به داخل مانند حالت غمگيني است‪(٢٠) ".‬‬

‫‪ -٥‬خواب‪" :‬خواب و آرامش بسيار شبيه ھم ھستند و بيداري مشابه حركت اسـت‪....‬‬
‫حرارت غريزي بر اثر خواب متوقف مي گردد و نيرو را از سر مي گيرد و ھمـه نيروھـاي‬
‫طبيعي را تقويت مي نمايد‪ ....‬خواب انواع خستگي را از بين مي برد‪(٢١) ".‬‬

‫مرحــوم حــاج شــيخ حســنعلي اصــفھاني )معــروف بــه شــيخ نخــودكي( يكــي از‬
‫استادان بزرگ درمانگري معاصر است‪ .‬او در سال ‪ ١٢٩٧‬ھجري قمري در اصفھان در خانواده‬
‫اي زاھد و پارسا به دنيا آمد‪ .‬پس از تكميل معارف در اصفھان و نجف اشرف‪ ،‬علم طب را نيـز‬
‫در اصفھان تحصيل و تعلم نمود و سال ھاي آخر عمر خود را در مشھد مقدس و سـپس قـراء‬
‫اطراف مشھد به خصوص قريه نخودك اقامت داشت و در شھريور ‪ ١٣٢١‬ھجـري شمسـي در‬
‫ھمانجا وفات يافت‪.‬‬

‫از شيخ حسنعلي اصفھاني كرامات بسيار نقل شده است كه در زير نمونه ھائي مربوط‬
‫به درمانگري ھاي ايشان به نقل قول مستقيم يا غير مستقيم از فرزندشان ذكر شده است‪.‬‬

‫·مردي حصير باف مي گفت عيال من پس از وضع حمل تا ھشت ماه قطره اي شير در سينه‬
‫نداشت كه به بچه خود بنوشاند و از اين بابت بسيار در زحمت و اندوھگين بودم‪ .‬تا آن كه‬
‫يكي از دوستان مرا به حضور حاج شيخ داللت كرد‪ .‬بامدادي بود كه به خدمتش رفتم و‬
‫جماعتي پس از من در نوبت بودند‪ ،‬اما ناگھان مرحوم شيخ با صداي بلند فرمودند آن كس‬
‫كه عيالش شير ندارد بيايد‪ .‬به حضورش رفتم‪ .‬سه دانه انجير مرحمت كردند و فرمودند‬
‫عيالت ھر روز يك دانه از از اينھا را با قرائت سه قل ھوﷲ احد و سه صلوات بخورد‪.‬‬
‫مستقيماً به خانه آمدم و يكي از آن سه انجير را به عيال خود دادم‪ .‬ساعتي نكشيد كه‬

‫‪-٣٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اطالع داد سينه ھايش از شير پر شده است و شير خود به خود خارج مي شده و پيراھن‬
‫او را خيس كرده است‪ .‬قبول اين ماجراي شگفت انگيز براي زنان ھمسايه مشكل بود‪ ،‬اما‬
‫چون از نزديك ديدند به صحت گفته او اذعان كردند‪ .‬خالصه عيال من با آنكه ھشت ماه بود‬
‫كه قطره اي شير در سينه نداشت‪ ،‬بعد از آن چنان صاحب شير شد كه عالوه بر فرزند خود‬
‫كودكان ديگر را ھم شير مي داد‪.‬‬

‫درباره واژه تواندرماني‬

‫يكي از واژگـاني كـه از زبـان فرانسـوي بـه زبـان فارسـي راه يافتـه واژه ي ‪Energie‬‬
‫است‪ .‬برخي به جاي آن كارمايه را ساخته و بـه كـار بـرده انـد‪ .‬ايـن آميـزه را در ھـيچ يـك از‬
‫فرھنگ ھاي ديرين و امروزين ديگر نيافته ام‪ ،‬تنھا در "فرھنگ پايه" كه گردآورنده آن تھمـورس‬
‫اين واژه آميزه‪ ،‬برابر با "شايستگي و مايه ي انجام كار" آمـده اسـت‪ .‬واژه‬ ‫جاللي است‪،‬‬
‫ي نيرو را نيز گاھي گاه به كار برده اند‪ ،‬ولي چون آن را برابـر "قـدرت" تـازي مـي دانـم‪ ،‬بھتـر‬
‫دانسته ام به جاي واژه ي انرژي‪ ،‬از واژه ي تـوان سـود جـويم‪ .‬آن چـه مـرا بـه ايـن گـزينش‬
‫برانگيخته‪ ،‬نخسـت پھلـوي بـودن آن‪ ،‬ھمسـنگ واژه ي نيـرو اسـت و ديگـر گـزينش زنـده يـاد‬
‫سعيد نفيسي در فرھنگ فرانسه‪ -‬فارسي خود‪ ،‬كه توان را با انرژي برابر دانسته است‪.‬‬

‫واژه ي ‪ Healing‬در زبان انگليسي برابر است با‪:‬‬

‫‪ The curing power of energy and spirituality‬كه در پارسي مـي تـوان آن را نيـروي‬
‫درمانگر "توان" دانست‪.‬‬

‫چنين چمي )= مفھوم( را كساني پذيرفته اند كه با اين توان آسـماني يـا مينـوي آشـنائي‬
‫دارند و در اين روزگاران با نام ‪ Healer‬شـناخته مـي شـوند‪ Webster .‬واژه ي ‪ Heal‬را برابـر بـا‬
‫‪ To restore to health‬دانسته و چنان چمي را به آن نداده است‪ .‬پس‪ ،‬از ديد ايـن فرھنـگ‬
‫‪ To heal‬برابراست با بھگشت يا بازگشت تندرستي و اين درست ھمان كاري است كـه يـك‬
‫درمــانگر انجــام مــي دھــد‪ .‬از ايــن روي در ايــن نوشــته‪ ،‬بــه جــاي ‪ ،Healer‬واژه ي درمــانگر را‬
‫برگزيده ام‪ ،‬كار درمانگر جدا از كار پزشـك )‪ Physician‬يـا ‪ (Medical Doctor‬اسـت‪ .‬چگـونگي‬
‫كار درمانگر را به دنبال باز خواھم گفت‪.‬‬

‫پيشينه تواندرماني و توانائي مينوي در فرھنگ ايرانزمين‬

‫تواندرماني خود يكي از شاخه ھاي توانائي مينوي است فروباريدن اين توانائي را بر جان‬
‫بينشوران ايراني‪ ،‬به ويژه برجستگاني كه نام ھايشان در تذكره االولياء عطار نيشابوري آمده‬
‫است مي توان ديد‪.‬‬

‫ابوالقاسم قشيري بخشي از رساله ي خويش را ويژه ي كرامات اوليـاء كـرده اسـت‪.‬‬
‫كارھاي شگرفي را كه از بركشيدگان خدا سر مي زده است كرامـات مـي ناميـده انـد و ايـن‬
‫كارھا به دو گونه است‪ :‬باورنكردني و پذيرفتني‪ .‬نمونه ھاي زير باورنكردني است‪:‬‬

‫‪-٣٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫"جابر رحبي گويد بيشتر اھـل رحبـه منكـر بودنـد كرامـات را‪ .‬روزي بـر شـيري نشسـتم و در‬
‫رحبه شدم و گفتم كجااند ايشان كه اولياء خدا را به دروغ دارند‪ .‬پس از آن ھيچ نگفتند"‪.‬‬

‫نمونـــه ھـــا فـــراوان اســـت و تنھـــا نمونـــه ديگـــر را از "حـــاالت و ســـخنان شـــيخ‬
‫ابوسعيدابوالخيرميھني" برمي گيرم‪" :‬يك شب جماعتي تتبع مي كردند تا وي آن جا چه مي‬
‫كند‪ .‬در ميان رباط چاھي بود‪ .‬او را ديدند كه چوبي بر سـر چـاه نھـاد و رسـن در وي بسـت و‬
‫خود را معلق از ميان چاه بياويخت و ختم قرآن ابتدا كرد تا بانگ نماز را ختم كردي"‪.‬‬

‫"بالل بلخي بويزيد را گفت ما امسال تورا در مكه ديديم‪ .‬بويزيـد گفـت مـن آن نبـوده‬
‫باشم‪ .‬سه بار بالل مي گفت‪ .‬مردمان گفتند ما بالل را دروغ گـوي نـدانيم و تـو را ھـم نـي‪،‬‬
‫اين چه حال باشد؟ بويزيد گفت‪ :‬مومن از قرص آفتاب عزيزتر است مر خداي را‪ .‬قرص آفتـاب‬
‫به يك جاي بود ولي به ھمه شھرھا مي نمايد‪ .‬آن نمودن از خداي باشد‪ ،‬بر وجھي كه بنده‬
‫را خبر نبود"‪.‬‬

‫بسياري از بينشوران )عارفان( از اين كه داسـتان ھـاي كارھـاي شگرفشـان بـر زبـان ھـا رود‬
‫مي پرھيزيده اند‪ .‬نمونه ي زير اين چگونگي را نشان مي دھد‪:‬‬

‫"كسي نزديك سھل ابن عبدﷲ آمد و گفت مي گويند تـو بـر سـر آب بـروي‪ .‬گفـت از‬
‫موذن مسجد پرس كه مردي راستگو است‪ .‬از موذن پرسـيد‪ .‬مـوذن گفـت مـن ايـن نـدانم ‪،‬‬
‫ولي اندراين روزھا در حوض شد كه طھارت كند‪ .‬در آن جا افتاد‪ .‬اگـر مـن در آن جـا نبـودمي‬
‫ھمان جا بماندي"‪.‬‬

‫اين داسـتان كوتـاه و بسـي داسـتان ھـاي دگـر كـه در نوشـته ھـاي سـوفيانه آمـده‪،‬‬
‫نمايانگر آن است كه سوفيان و پيـران و بركشـيدگان خـدا‪ ،‬بازگفـت كارھـاي شگرفشـان را از‬
‫سوي ديگـران روا نمـي دانسـته و خواھـان پوشـيدگي بـوده انـد‪ .‬بـا ايـن ھمـه بازگوينـدگان‬
‫زيستنامه ھايشان‪ ،‬گاه به ژاژخوايي پرداخته‪ ،‬افسانه ھا ساخته و بر آنان بسته اند‪ .‬در باره‬
‫موالنا جالل الدين محمد دو نوشته در دست است كـه ھـر دو كـار شـاگردان و سرسـپردگان‬
‫اواست‪ .‬يكي "رساله" نوشته ي فريدون بن سپھساالر و ديگري "مناقب العـارفين" نوشـته‬
‫افالكي‪ .‬شمس الدين احمدافالكي در زيستنامه موالنا داستان ھائي از پـيش خـود سـاخته‬
‫كه بي گمان ميوه ي تلخ بت پرستي و شگفتي كورانه است‪ .‬با اين ھمه در نوشـته ي او و‬
‫به ويژه در نوشته ي فريدون بن سپھساالر از رويدادھائي ياد شده كه چھره راستين موالنا را‬
‫از زير ميغ افسانه پردازي بيرون مي كشد و در اين نوشته خواھم كوشـيد كـه بخشـي از آن‬
‫چھره را در پيوند با توانائي مينوي پير بلخ نشان دھم‪.‬‬

‫در باره ي پوشيده داشتن كارھاي شگرفي كه از بركشـيدگان خـدا سـر مـي زنـد‪ ،‬در‬
‫"رساله قيشريه" چنين آمده است‪:‬‬

‫ابوبكر فورك گويد"معجزات دليل صـدق اسـت‪ .‬اگـر كسـي دعـوي نبـوت كنـد معجـزه‬
‫فرانمايد و دليل بود بر صدق او و گفتار او‪ .‬و اگر دعوي واليت كند معجزه دليل بود بر صـدق او‬
‫اندر حال او و آن را كرامت گويند و معجزه نگويند‪ ،‬ھرچند كه او جنس معجزه بود‪.‬‬

‫‪-٣٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫تا فرق بود ميان نبي و ولي و معجزه و كرامت‪ .‬و او گفتي فرق ميان معجزه و كرامـت‬
‫آن است كه انبياء مأمورند به اظھار معجـزه و بتـر ولـي پنھـان داشـتن آن واجـب اسـت‪ ".‬بـه‬
‫كوتاه سخن پيامبر بـه سـوي ورج )=معجـزه ‪ ،‬واژه ي پھلـوي( دسـت مـي يـازد و آن را چـون‬
‫ابزاري براي راست نماياندن برگزيدگي و گفتار خود به كار مي برد‪ ،‬و بركشيده شگرفي ھاي‬
‫)=كرامات( خودرا از ديد مردمان پنھان مي دارد و اين پنھان كاري بر او بايسته است‪ .‬به اين‬
‫زمينه باز خواھم گشت‪.‬‬

‫ورج يا تواندرماني‬
‫در انجيل مرقس ‪ ،‬باب ششم‪ ،‬چنين برآيندي گرفته مي شود كه نويسنده شمار ورج ھاي‬
‫عيسي را از تواندرماني او جدا كرده‪ ":‬در آن جا ھيچ معجزه نتوانست نمود‪ ،‬جز اين كه‬
‫دست ھاي خود را بر چند مريض نھاده ايشان را شفا داد"‪.‬‬
‫با اين ھمه آن چه در انجيل ھاي چھارگانه آمده‪ ،‬جز زنده كردن مرده و ديگرھا‪ ،‬تواندرماني‬
‫عيسي است‪ .‬دوازده برگزيده ي او نيز از چنين توانائي بھره مند بوده اند كه مي توانسته‬
‫اند بر گيرنده و دھنده نيروي مينوي‪ ،‬يا توان خدائي به بيماران تني و رواني باشد‪.‬‬
‫"پس روانه شده ‪ .....‬و بسياري از ديوھا را بيرون كردند و مريضان كثير را روغن ماليده شفا‬
‫دادند‪ ".‬در ھمان انجيل مرقس آمده‪" :‬و ھر جائي كه به دھات يا شھرھا يا اراضي‬
‫مي رفت ‪ ،‬مريض ھا را بر راه ھا مي گذاردند و از او خواھش مي كردند كه مريض دامن‬
‫رداي او را لمس كند و ھر كه آن را لمس مي كرد شفا مي يافت‪" ".‬آن گاه كري را كه لكنت‬
‫زبان داشت نزد وي آورده التماس كردند كه دست بر او گذارد‪ .‬پس او ميان جماعت به خلوت‬
‫برده انگشتان خود را در گوش ھاي او گذاشت و آب دھان انداخته زبانش را لمس نمود و به‬
‫سوي آسمان نگريسته آھي كشيد و بدو گفت افتح‪ ،‬يعني بازشو‪ .‬درساعت گوش ھاي او‬
‫گشاده و عقده زبانش حل شده به درستي تكلم نمود‪".‬‬
‫اين داستان كوتاه بازگوينده ي يكي از روش ھاي تواندرماني است كه امروزه نيز از سوي‬
‫برخي درمانگران به كار برده مي شود‪ .‬يكي ديگر از شيوه ھاي تواندرماني عيسي را در‬
‫ھمين انجيل مرقس مي توان ديد و آن در باره ي يك آزاري يا پريزده )=مصروع ‪ ،‬واژه ياب(‬
‫است‪ .‬در اين داستان ديده مي شود كه شاگردان عيسي از درمان او ناتوان بوده اند ‪ ،‬زيرا‬
‫عيسي گروھي را گرد شاگردان خود مي بيند كه با آنان پرخاشگرانه گفت و گو مي كنند و‬
‫چون انگيزه را مي پرسد‪ ،‬يكي مي گويد‪ ":‬اي استاد‪ ،‬پسر خود را نزد تو آوردم كه روحي‬
‫گنگ دارد و ھر جا او را بگيرد مي اندازدش‪ ،‬چنان چه كف برآورده دندان ھا به ھم مي سايد‬
‫و خشك مي گردد‪ .‬پس شاگردان تو را گفتم كه او را بيرون كنند‪ ،‬نتوانستند‪ .‬گفت او را نزد‬
‫من آوريد‪ .‬پس او را نزد وي آوردند‪ .‬چون او را ديد فوراً آن روح او را مصروع كرد تا بر زمين‬
‫افتاده كف برآورده و غلتان شد‪ .‬پس از پدر پرسيد چند وقت است كه او را اين حالت است؟‬
‫گفت از كودكي‪ ،‬و بارھا او را در آتش و آب انداخت تا ھالك كند‪.‬‬
‫حال اگر مي تواني بر ما ترحم كرده ما را مدد فرما‪ .‬عيسي وي را گفت‪ :‬اگر مي تواني‬
‫ايمان آور‪ .‬مومن را ھمه چيز ممكن است‪ .‬در ساعت پدر طفل فرياد بر آورده گريه كنان‬
‫گفت ايمان مي آورم‪ ،‬اي خداوند بي ايماني مرا مدد فرما‪ .‬عيسي چون ديد كه گروھي گرد‬
‫او به شتاب مي آيند‪ ،‬روح پليد را نھيب داده به وي فرمود اي روح گنگ و كر من تو را حكم‬
‫مي كنم از او در آي و ديگر داخل او مشو‪ .‬پس صيحه زده و )آن روح پليد( اورا به شدت‬
‫مصروع نموده و مانند مرده گشت‪ .‬چنان كه بسياري گفتند فوت شد‪ .‬اما عيسي دستش‬

‫‪-٣٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫در آن چه باز نوشتيم اين نكته در خور نگرش‬ ‫را گرفته برخيزانيدش كه بر پا ايستاد‪(١٣)".‬‬
‫است كه عيسي به پدر مي گويد "ايمان آر"‪.‬‬
‫در تواندرماني‪ ،‬نه تنھا بيمار كه ھمراه او‪ ،‬پدر‪ ،‬مادر‪ ،‬شوي يا زن‪ ،‬بايد به برون و دروني پاك‬
‫به ديدار درمانگر بروند و در باره ي كار او شك نكنند و او را از ژرفاي دل پذيرا گردند‪ .‬درباب‬
‫دھم انجيل مرقس سخن از كوري مي رود كه چون بينايي خود را باز مي يابد‪ ،‬عيسي به او‬
‫مي گويد"برو كه ايمانت تورا شفا داده است‪".‬‬
‫در انجيل لوقا‪ ،‬باب پنجم‪ ،‬عيسي زمينگيري را درمان مي كند‪" .‬مفلوج را گفت تو را مي گويم‬
‫برخيز و بستر خود را برداشته به خانه ي خود برو‪ .‬در ساعت برخاسته آن چه بر آن خوابيده‬
‫بود برداشت و حمد كنان خدا را به خانه ي خود روانه شد‪ (١٤)".‬درباره جا به جايي نيروي‬
‫خدايي از گيرنده كه درمانگر است به بيمار و چگونگي اين نيرو داستاني آمده در انجيل لوقا‬
‫كه بسي روشنگر است‪:‬‬
‫"مردي بايرس نام كه رييس كنيسه بود به پاھاي عيسي افتاده التماس نمود كه به خانه ي‬
‫او بيايد‪ .‬زيرا كه دختر دوازده ساله اش مشرف بر موت بود‪ .‬چون مي رفت خلق بر او ازدحام‬
‫مي نمودند‪ .‬ناگاه زني كه دوازده سال به استحاضه)=دشتاني ‪ ،‬واژه ياب( مبتال بود و تمام‬
‫مايملك خود را صرف اطباء نموده و ھيچكس نمي توانست او را شفا دھد‪ ،‬از پشت سر او‬
‫آمده دامن رداي او را لمس نمود‪ ،‬كه در ساعت جريان خونش ايستاد‪ .‬پس عيسي گفت‬
‫كي است كه مرا لمس نموده؟ چون ھمه انكار كردند‪ ،‬پطرس و رفقايش گفتند‪ :‬اي استاد‬
‫مردم ھجوم آورده بر تو ازدحام مي كنند و مي گويي كيست مرا لمس نمود؟ عيسي گفت‬
‫البته كسي مرا لمس نموده است‪ ،‬زيرا من درك كردم كه قوتي از من بيرون شد‪ .‬چون آن زن‬
‫ديد كه نمي تواند پنھان ماند‪ ،‬لرزان شده نزد او آمد و پيش ھمه مردم گفت به چه سبب او‬
‫را لمس نموده و چگونه شفا يافته است‪ .‬وي را گفت اي دختر خاطر جمع دار‪ ،‬ايمانت تورا‬
‫شفا داده است‪ ،‬به سالمت برو‪ .‬و اين سخن ھنوز بر زبان او بود كه يكي از خانه رييس‬
‫كنيسه آمده به وي گفت دخترت مرد‪ ،‬ديگر استاد را زحمت مده‪ .‬چون عيسي اين شنيد‬
‫توجه نموده به وي گفت ترسان مباش‪ ،‬ايمان آور و بس كه شفا خواھد يافت‪ .‬و چون داخل‬
‫خانه شد جز پطرس و يوحنا و يعقوب و پدر و مادر دختر ھيچكس را نگذاشت كه به اندرون‬
‫آيد‪ .‬و چون ھمه بر او گريه و زاري مي كردند‪ ،‬گفت گريان مباشيد‪ ،‬نمرده بلكه خفته‬
‫است‪ ....‬و دست دختر را گرفته صدا زد و گفت اي دختر برخيز‪ .‬و روح او برگشت و‬
‫برخاست‪ ".‬در اين داستان نيك است اگر بنگريم كه ياران عيسي‪ ،‬پطرس و ديگران‪ ،‬او را‬
‫استاد مي نامند‪ ،‬نه سرور يا پيشوا يا پيامبر‪.‬‬
‫ديگر آن كه عيسي خود در مي يابد كه به ھنگام درمان آن زن دشتان كه خونريزي‬
‫ھميشگي داشته‪ ،‬قدرتي از او )عيسي( بيرون شده‪ ،‬و اين ھمان تراوندگي توان مينوي از‬
‫درمانگر به بيمار است‪ .‬سديگر آن كه درمانگر كاري را انجام مي دھد كه پزشكان ياراي‬
‫انجام آن را ندارند‪ .‬زيرا اين زن ھمواره دشتان ھمه مايملك خودرا صرف اطباء كرده و ھيچ‬
‫كس نتوانسته او را شفا دھد‪ .‬چھارم در ھر دو رويداد سخن از ايمان يا باورداشت و پذيرش‬
‫مي رود‪.‬‬

‫در تواندرماني‪ ،‬پذيرش و باور بيمار بنياد درمان است‪ .‬اين بايستگي را در بـاب چھـارم‬
‫انجيل متي باز مي بينيم‪" :‬و چون عيسي از آن مكان مي رفت‪ ،‬دو كور فرياد كنان در عقب او‬
‫افتاده گفتند بر ما ترحم كن‪ .‬و چون به خانه در آمد‪ ،‬آن دو كور نزد او آمدند‪ .‬عيسي بديشان‬

‫‪-٣٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫گفت آيا ايمان داريد كه اين كار را مي توانم كرد؟ گفتندش آري خداوندا‪ .‬در ساعت چشـمان‬
‫ايشان را لمس كرده گفت بر وفق ايمانتان بشود‪ .‬در حال چشمانشان باز شد‪".‬‬

‫پاره اي از درمانگران از راه دور بـه توانـدرماني مـي پردازنـد و در داسـتاني كـه در بـاب‬
‫چھارم انجيل يوحنا آمده‪ ،‬انجام آن را از سوي عيسـي مـي تـوان ديـد‪" :‬و يكـي از سـرھنگان‬
‫ملك بود كه پسر او در كفرناحوم مريض بود‪ .‬و چـون شـنيد كـه عيسـي از يھوديـه بـه جليـل‬
‫آمده است‪ ،‬نزد او آمده خواھش كرد فرود آمده فرزند او را شفا دھد‪ ،‬زيرا كه مشرف به مـوت‬
‫بود‪ .‬عيسي بدو گفت برو كه پسرت زنـده اسـت‪ .‬آن شـخص بـه سـخني كـه عيسـي بـدو‬
‫گفت ايمان آورده روانه شد‪ .‬و در وقتي كه مـي رفـت غالمـانش او را اسـتقبال نمـوده مـژده‬
‫دادند و گفتند كه پسر تو زنده است‪ .‬پس از ايشان پرسيد كه در چه ساعت عافيت يافـت؟‬
‫گفتند ديروز در ساعت ھفتم تب از او زايل گشت‪ .‬آن گـاه پـدر فھميـد كـه در ھمـان سـاعت‬
‫عيسي گفته بود پسر تو زنده است‪".‬‬

‫درمانگر عمروليث صفاري‬

‫يكي از برجسـته تـرين بينشـوران ايرانـي‪ ،‬پايـه گـذار دبسـتان سـھيليه در سـوفيگري‬
‫ابوحمدسھل بن عبدﷲ تستري يا شوشتري است كه در سده سيم مي زيسـته‪ ،‬در بسـره‬
‫و آبادان)عبادان( زنـدگي مـي گذرانـده‪ .‬او ھمروزگـار بـا بايزيدبسـتامي و اسـتاد حسـين بـن‬
‫منصور حالج پارسـي اسـت‪ .‬در دبسـتان او خوارداشـت تـن بـه ويـژه از راه گرسـنگي‪ ،‬بنيـاد‬
‫پاكيزگي درون و آرامش و برتري جان است‪ .‬او را به درست مي توان يكي از درمـانگران و يـا‬
‫استادان تواندرماني دانست‪ .‬در تذكره االولياء چنين آمده است‪:‬‬

‫"نقل است كه عمروليث بيمار شد‪ ،‬چنان كه ھمه طبيبان در معالجه او عاجز شـدند‪.‬‬
‫گفتند اين كاركسي است كه دعايي كند‪ .‬گفتند سھل است كه مستجاب الدعوه است‪ .‬او‬
‫را طلب كردند و به فرمان و حكم الواالمر اجابت كرد‪ .‬چـون پـيش او بنشسـت گفـت‪ :‬دعـا در‬
‫حق كسي مستجاب است كه توبت كند و تو را در زندان مظلومان باشند‪ .‬عمروليث ھمـه را‬
‫رھا كرد و توبت كرد‪ .‬سھل گفت ‪ :‬خداوندا چنان كه ذل معصيت او با او نمـودي ‪ ،‬عـز طاعـت‬
‫من بدو نمـاي و چنـان كـه بـاطنش را لبـاس انابـت پوشـاندي ‪ ،‬ظـاھرش را لبـاس عافيـت در‬
‫پوشان‪ .‬چون اين مناجات تمام كرد ‪ ،‬عمروليث در حال باز نشست و صحت يافت‪".‬‬

‫خود درماني‬

‫درمانگر مي تواند از نيروي خدايي كه بر او فرو مي بارد به درمان اندام ھاي دردناك يـا‬
‫بيمار خود بپردازد‪ .‬نمونـه اي از ايـن گونـه درمـان را در زندگينامـه ي جنيـد نھاونـدي بغـدادي‬
‫مي خوانيم‪:‬‬

‫"نقل است كه يك بار جنيد را پاي درد كرد‪ .‬فاتحه خواند و بر پـاي دميـد‪ .‬ھـاتفي آواز‬
‫داد شرم نداري كه كالم ما در حق خود صرف كني؟ نقل است يـك بـار چشـمش درد كـرد‪.‬‬
‫طبيب گفت‪ :‬اگر چشمت به كـار اسـت )اگـر مـي خـواھي بـه بينـايي ات آسـيب نرسـد( آب‬
‫مرسان )به چشمت آب نزن(‪ .‬چون طبيب برفـت‪ ،‬وضـو سـاخت و نمـاز كـرد و بـه خـواب فـرو‬

‫‪-٣٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫شد‪ .‬چون بيدار شد چشمش نيك شده بـود‪ .‬آوازي شـنيد كـه‪ :‬يـا جنيـد‪ ،‬در رضـاي مـا تـرك‬
‫چشم كردي! چون طبيب باز آمد چشم او نيك ديد‪ .‬گفت چه كردي؟ گفت وضو و نماز‪".‬‬

‫ھمچنان كه ابوسعيدابوالخير گفته‪ ،‬دگردشت و دگرگوني و تاسه)=اضطراب ‪ ،‬مثنـوي(‬


‫ھمه از گرايش ھاي نارواي روان سرچشمه مي گيرند و تـا روشـنايي خـدايي بـر دل نتابـد و‬
‫خرد روشنگر‪ ،‬آدمي را به گذار به سوي خدا برنيانگيزد‪ ،‬دم زدن آدمي آلوده است و دم آلـوده‬
‫توان درمان بيماران را ندارد‪ ،‬ويژگي ھاي يك درمانگر راستين را در زندگينامه موالناجالل الدين‬
‫محمد مي توان يافت‪.‬‬

‫ويژگي ھاي درمانگر‬

‫بررسي ويژگي ھاي موالناجالل الدين محمد كه درمانگر برجسته روزگار خويش بـوده‪،‬‬
‫در راه و روش زنــدگي پيشــدرامدي اســت بــر توانــدرماني‪ .‬درمــانگري مــي توانــد ســتاننده و‬
‫دھنده ي اين توانايي خدايي باشد‪ ،‬كه آن ويژگي ھا را بر خود پياده كرده باشد‪.‬‬

‫ويژگي ھاي موالنا را سرسپرده او فريدون سپھساالر در "رساله" باز گفته‪ .‬موالنا از‬
‫تن پروري و شكمبارگي مي پرھيزيده‪" :‬در مدت چھل سال كه اين ضعيف مالزم حضرتش‬
‫بود‪ ،‬ايشان را در جامه خواب و بالش نديد و جھت آسايش يك شب ايشان را بر پھلو خفته‬
‫مشاھده نكردم‪".‬‬

‫من آن لحظه بياسايم‪ ،‬كه يك لحظه نياسايم‬ ‫اگر يك دم بياســايم‪ ،‬روان من نياسايد‬

‫"از حضـرت ايشــان اسـتماع رفــت كـه چھــل ســال تمـام در معــده ي مـن شــب طعــام‬
‫نخفت‪" ".‬روزي كه در خانه طبخ و تكلـف بـودي‪ ،‬بـا اھـل خانـه متغييـر بودنـدي و روزي كـه از‬
‫اسباب اغذيه و تكلف كمتر بودي بشاشت عظيم فرمودندي و به اصحاب خانه عنايات بسـيار‬
‫كردندي و گفتندي كه امروز نور فقر در جبين اصحاب اين خانه اليح است‪".‬‬

‫پھنه ياد را از ھمه دانشھاي زميني رو تافته تا دانايي خدايي بر آن فرو بارد‪" :‬چون بـه‬
‫نظر پاك كبريا نظر كردند و ديدند كه به نسبت منازل و مقاماتي شـريف كـه در پـيش اسـت و‬
‫اطوار عالي كه در راه است‪ ،‬علوم ظاھري و تقلد آن حجاب است و آن چـه مقصـود از حصـول‬
‫علوم بـود حاصـل گشـته‪ ،‬ھمـه را از جريـده خـاطر محـو فرمـوده تـا علـوم لـدني حضـرتش را‬
‫منكشف گردد‪.‬‬

‫تا علم بداديم و به معلوم رسيديم"‬ ‫يك حمله مردانه ي مسـتانه بكرديم‬

‫در نيايش ھمه آماج او پيوستن به خدا بوده‪" :‬به استغراق و خشوعي بي حد به نماز‬
‫مستغرق مي شدندي و به كل به صـفات بـي چـون متصـل گشـتندي‪ ،‬خـود از نمـاز مقصـود‬
‫اتصال است‪.‬‬

‫در مسجدم بسوزد چو بدو رسد اذاني‬ ‫چو وضو ز اشـك سازم‪ ،‬بود آتشين نمازم‬

‫كه نداند او زماني‪ ،‬نشناسد او مكاني‬ ‫عجبا نماز مستان‪ ،‬تو بگو درست ھست آن‬

‫‪-٤٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫عجبا چه سوره خواندم‪ ،‬چو نداشتم زباني‬ ‫عجبا دو ركعت است اين‪ ،‬عجبا چھارم است اين‬

‫كه تمام شد ركوعـي‪ ،‬كه امام شد فالني‬ ‫به خدا خبر ندارم چو نماز مي گزارم‬

‫او سراپا شور و شيفتگي بوده و از سروده ھايش آشكار است كه خدا او را به سوي‬
‫خود بركشيده‪:‬‬

‫بدان جھان كه جھان ھم جدا شود ز جھاني‬ ‫بدان رواق رسيدم كه ماه و چرخ نديدم‬

‫ويژگي ديگر موالنـا سرمسـتي او از بـاده مينـوي اسـت كـه زبـانزد سـوفيانه آن سـكر‬
‫است‪ .‬در اين باره فريدون سپھساالر چنين مي نويسد‪" :‬اين مقامي اسـت كـه چـون رجـال‬
‫ﷲ به مقام قرب و وصال مي رسند از غايت حسن لقاي سبحاني تجرع شراب محبت كرده‬
‫مست لقاي بي چون و چگونه مي شوند‪ ".‬موالنا در يكي از سـروده ھـاي خـود شـورمندانه‬
‫مي گويد‪:‬‬

‫تا ھمگي خدا بود‪ ،‬حاكم و كدخداي من‬ ‫از كف خويش جسته ام‪ ،‬در تك خم نشسته ام‬

‫سرمست از باده ي مينوي و دلباخته زيبايي و شكوه خدا‪ ،‬چـون از آن جايگـاه پيونـد و‬
‫نزديكي به جھان خود فرود مي افتد‪ ،‬سوز بي بھرگي از ديدار آتش شيفتگي را در او فـروزان‬
‫مي كند‪ .‬شور و شادي دروني او ميوه ي شاداب اين شيفتگي است‪.‬‬

‫من طربم طرب منم‪ ،‬زھره زند نواي من‬

‫اين ساختار مينوي است كه به پايگاه بازيافت و شناخت و آگاھي مي رسد و‬


‫روشنايي يا نيروي خدا بر او مي تابد و مي تواند كه از او بگذرد و به ديگران برسد‪.‬‬

‫نمونه ھايي از تواندرماني موالنا و برھان الدين‪:‬‬

‫يكي از رويدادھاي كارساز در زندگي موالنـا جـالل الـدين محمـد‪ ،‬فـرا رسـيدن برھـان الـدين‬
‫ترمذي از ترمذ به قونيه است‪ .‬او براي ديدار پير خويش سلطان العلماء بھاءالدين ولد پـس از‬
‫سالھا دوري و سرگرداني خود را به روم رسانده و با اندوه بسيار دريافته بود كه يك سال دير‬
‫آمده و بھاءولد به جانان پيوسته‪ .‬بـه ھنگـام رسـيدن اش موالنـا در الرنـده بـود ولـي چـون از‬
‫بازگشت الالي پير خود آگاه شد شتابان به قونيه باز آمد‪.‬‬

‫موالناي جوان با آنكه در آن زمان سـخنوري بـه نـام بـود‪ ،‬برھـان را سـايه پـدري دانسـت كـه‬
‫ھمواره "معارف" اش را مي خواند‪ .‬اگر براي دنباله گيري آموزش آھنگ شام كرد‪ ،‬به دسـتور‬
‫برھان بود‪ .‬نيازي به گفتن نيست كه ميانه ي موالنا و برھـان الـدين پيونـدي در كـار بـود كـه‬
‫نگھداشت آن را موالنا خويشكار خود مي شناخت‪ .‬كساني كه زندگي موالنا را نوشته اند و‬
‫از خواست برھان الدين وفرا رفتن اش به "قيصريه" ياد كرده اند‪ ،‬اين نكتـه را نكاويـده انـد كـه‬

‫‪-٤١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫برھان خواھان جداسري و يلگي موالنا بوده و از اين كه او خود را وابسته و پيرو كسي بدانـد‬
‫بازش مي داشته است‪.‬‬

‫در باره ي خواست برھان الدين كه قونيه را واگـذارد و بـه قيصـريه بـرود ‪ ،‬در مناقـب العـارفين‬
‫شمس الدين افالكي داسـتاني آمـده اسـت كـه نشـانه ي برخـورداري موالنـا از توانـدرماني‬
‫است‪ .‬داستان چنين است‪:‬‬

‫پس از ھمدمي و ھمراھي چندين ساله برھان الدين از موالنا دسـتوري خواسـت كـه‬
‫به سوي قيصريه رود و زماني آن جـا بمانـد‪ .‬موالنـا نمـي خواسـت و اورا از روانـه گشـتن بـه‬
‫قيصريه باز مي داشت‪ .‬ولي اين انديشه دمادم با برھان بود‪ .‬روزي گروھي از يـاران ھمپـاي‬
‫موالنا برھان را بر استري نشاندند و به سوي باغ ھاي پيرامون شھر روانه گشتند‪ .‬ھمان گاه‬
‫در آيينه ي پندار برھان نگاره ي قيصريه باز تافـت‪ .‬اسـتر از جـاي برجسـت و او را بينـداخت‪.‬‬
‫ھانا پايش درون موزه بشكست‪ ،‬آھي بكـرد و بيخـود شـد‪ .‬يـاران اسـتر را گرفتنـد و بـاز او را‬
‫برنشاندند و به باغ ھمام الدين سپھساالر بردند‪ .‬چـون مـوزه را بـرون كردنـد انگشـتان پـايش‬
‫خرد شده بود‪ .‬خداوندگار و ياران بگريستند‪ .‬برھان گفت "زھي مريد كه پاي شـيخ را شـكند‪.‬‬
‫"موالنا دست بر انگشتان شكسته نھـاد‪ ،‬چيـزي بـر دميـد‪ .‬ھمـان دم زخـم بـه ھـم در آمـد و‬
‫انگشتان راست گشت‪ .‬از داستان زير بر مي آيـد كـه بھاءالـدين ترمـذي خـود از چنـان تـواني‬
‫بھره مند بوده است‪:‬‬

‫روزي برھان سرمست از ديدار خدا از مدرسه بيرون آمده به شور فراوان دوان دوان مي‬
‫رفت و فرجي اش گشاده و باز بود‪ .‬ناگاه ھشيارسري برابر او رسيده گفت ھا‪ ،‬درويش‬
‫كنار فرجي ات را راست كن‪ .‬فرمود مرا غم آن نيست‪ ،‬تو دھان خود راست كن‪ .‬در حال‬
‫دھان آن شخص طناز لقوه گشت‪ .‬فرياد كنان سر در پاي برھان نھاد‪ ،‬به يك دم دھانش‬
‫راست شد‪ (٢٧).‬اين داستان ھم به گونه اي ديگر بازگوينده نيروي مينوي و درمانگر موالنا‬
‫است‪:‬‬

‫ناگاه پيرمردي سينه كوبان در آمد و سر در پـاي موالنـا نھـاده زاري كنـان گفـت ھفـت‬
‫ساله فرزندي داشتم‪ ،‬او را دزديـده انـد‪ .‬چنـد روز اسـت دنبـالش سـروپا برھنـه مـي گـردم‪،‬‬
‫بيچاره شدم‪ ،‬او را نمي يابم‪ .‬موالنا فرمود شگفت است‪ ،‬جھانيان خدارا گم كـرده انـد و او را‬
‫نمي جويند و سينه و سر نمي كوبند‪ .‬تورا چه شده است كه چنين مي كنـي؟ مـردي پيـر‬
‫در ھواي كودكي خود را رسوا مـي كنـي‪ ،‬چـرا يكـدم خـداي جھانيـان را نجـويي و از او يـاري‬
‫نخواھي تا يوسف گمگشته را يعقوب وار بيابي؟ پير بيچاره پيشاني بر خاك نھاد‪ .‬از پيشـگاه‬
‫خدا پوزش خواست و ياري جست‪ .‬ھمان دم مژده رسيد كه فرزند گمگشته اش را بـاز يافتـه‬
‫اند‪.‬‬

‫‪-٤٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫منظور از طب انرژی )‪ (Energy Medicine‬چيست ؟‬

‫شاخه اي علمي از پزشكي است که اھداف مورد نظر آن عبارتند از ‪:‬‬


‫‪ -١‬بررسي ارتباط بدن انسان با فرمھای مختلف انرژی در محيط پيرامون او نظير انرژي‬
‫الكتريكي‪ ،‬انرژي مغناطيسي‪ ،‬ميدانھاي الكترو مغناطيسي )مانند نور و صوت(و نيز‬
‫انواع ديگر انرژي نظير جاذبه‪ ،‬انرژي گرمائي‪ ،‬انرژي شيميائي و فشار ‪.‬‬
‫‪ -٢‬مطالعه در مورد نحوه پاسخ دھي بدن به اين انرژيھا ‪.‬‬
‫‪ -٣‬امكان كاربرد اين انرژيھا به منظور حفظ و ارتقا ء سالمت و پيشگيري و درمان بيماريھا‬
‫‪.‬‬

‫به دليل اھميت و تاثير بخشی بسيار اﯾن رشته از طب و استقبال گسترده مردم در سراسر‬
‫جھان ‪ ،‬دانشمندان و پزشکان بسياری در طی چند دھه اخير به مطالعه در ارتباط با طب‬
‫انرژی پرداخته اند و نتاﯾج جالبی نيز در اﯾن مورد توسط گروه مدرسين ھمين دوره‬
‫دانشگاھی با بھره گيری از جدﯾدترﯾن فناوری تشخيصی طب انرژی در مرکز طب مکمل‬
‫بيمارستان ميالد بدست آمده که به تفصيل در طول دوره مورد بحث و ارائه قرار خواھد گرفت‬
‫‪.‬‬
‫از سوی دﯾگر ‪ ،‬مرکز ملی طب مکمل و جاﯾگزﯾن )‪ (NCCAM‬به عنوان بخش تحقيقاتی و‬
‫علمی موسسه ملی سالمتی اﯾاالت متحده )‪ (NIH‬درزمينه طب مکمل جاﯾگزﯾن ‪ ،‬طب‬
‫انرژی را به صورت کالسيک تقسيم بندی نموده است ‪:‬‬

‫الف( درمانھاي حوزه انرژي ‪(Biofield Therapies) :‬‬


‫‪-‬رﯾکی )‪(Reiki‬‬
‫‪-‬درمان قطبي )‪(Polarity‬‬
‫‪-‬شفاي پرانيك )‪(Pranic Healing‬‬
‫‪-‬لمس شفا بخش )‪(Therapeutic Touch‬‬
‫‪-‬تاي چي چوان )‪(Tai Chi Chuan‬‬
‫‪-‬چي كونگ )‪(Chi Gong‬‬

‫ب( درمانھاي بر پايه الكترو مغناطيس زﯾستی )‪(Bioelectromagnetic – based Therapies‬‬


‫‪-‬حوزه ھاي ضربان دار )‪(Pulsating fields‬‬
‫‪-‬حوزه ھاي مغناطيسي ‪-‬مغناطيس درماني )‪(Magnetic Fields -Magneto therapy‬‬
‫‪-‬حوزه ھاي ناشي از جريانھاي متغير يا مستقيم )‪(Alternating or Direct Current Fields‬‬

‫در واقع ‪ ،‬به گفته محقق صاحب نام طب انرژی ‪ ، Richard Gerber‬در اﯾنجا ‪ ،‬ھدف درمانگر ﯾا‬
‫پزشک ‪ ،‬به مفھوم ظرﯾفتری تحت عنوان" طب ارتعاشی)‪ " (Vibrational Medicine‬نزدﯾک‬
‫می گردد که ھمان فلسفه شفا با ھدف درمان تماميت فرد ) مشتمل بر جسم ‪ -‬ذھن‪ -‬روح‬
‫(توسط اعمال مقادير مشخص انرژي با فركانس خاص)‪ (Frequency- specific Energy‬بر‬
‫سيستم چند بعدي انسان است‪ .‬اين طب در تعامل با پزشکی راﯾج ‪ ،‬در جستجوي درمان‬
‫كالبد جسمي توسط تداخل و متعادل كردن سيستمھاي انرژي باالتر كه مسئول ايجاد‬
‫الگوھاي جسمي‪ -‬سلولي ھستند مي باشد ‪.‬ھمان سيستمھای انرژی که در طی قرون و‬

‫‪-٤٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ھزاره ھای گذشته در مکاتب عرفانی ‪ ،‬معنوی و شفابخشی ‪ ،‬به عنوان کالبدھای انرژی‬
‫انسان ﯾاد شده و تعادل آنھا الزمه سالمت و تعادل جسمی و ذھنی‪ -‬روانی انسان شناخته‬
‫شده است‪.‬‬

‫طب انرژی و کاربردش در پزشکی امروز‬


‫طب انرژي شاخهاي علمي از پزشكي است كه به بررسي ارتباط بدن انسان با انرژيھاي‬
‫الكتريكي‪ ،‬مغناطيسي‪ ،‬ميدانھاي الكترومغناطيسي مانند نور و صوت‪ ،‬ھمچنين انواع ديگر‬
‫انرژي نظير جاذبه‪ ،‬انرژي گرمايي‪ ،‬انرژي شيميايي و فشار؛ نحوه پاسخدھي بدن به اين‬
‫انرژيھا؛ امكان كاربرد اين انرژيھا به منظور حفظ سالمت‪ ،‬پيشگيري و درمان بيماريھا‬
‫ميپردازد‪.‬‬
‫تا چند دھه پيش ميدانھاي انرژي زيستي از نظر پزشكي روز وجود خارجي نداشت‪ .‬در‬
‫حالي كه اكنون ما نه تنھا وجود چنين ميدانھايي را به صورت علمي ثابت ميكنيم‪ ،‬بلكه‬
‫ميتوانيم نحوه توليد آن و اينكه چگونه در اثر بيماريھا تغيير مييابند را نيز توضيح دھيم‪.‬‬
‫امروزه با كمك علم فيزيك ميدانيم كه ھمه ما يك انرژي جمعي و از يك سرچشمهايم‪ .‬در‬
‫واقع آنچه ھست‪ ،‬فقط سطوح مختلف ارتعاش است‪ .‬تمام شكلھاي ماده در سطوح‬
‫مختلف‪ ،‬انرژي ارتعاشي دارند‪ .‬ما از ميدانھاي انرژي متراكمتر كه آن را بدن فيزيكي‬
‫ميناميم و ميدانھاي كمتراكمتر )ميدانھاي انرژي لطيف( تشكيل شدهايم‪ .‬فرايند افزايش‬
‫انرژي و سامان يافتن ميدان انرژي لطيف‪ ،‬فرايند شفا است‪ .‬و انسان نميتواند سطح‬
‫آگاھي ھشيار خود را باال ببرد مگر اينكه ذھنش را با حقيقت و عشق بپااليد‪.‬‬
‫حيات وابسته به انرژي فوتون متصاعد شده از خورشيد است‪ .‬در چرخه حيات‪ ،‬نخست‬
‫فوتون به وسيله كلروفيل درختان جذب ميشود تا در فرآيندي شيميايي )فتوسنتز( با ديگر‬
‫مواد تركيب شده و در نھايت گلوكز و اكسيژن به دست آيد‪.‬‬
‫از ديدگاه فيزيك و مطابق با نظرات ريچارد فينمن برنده جايزه نوبل سال ‪ ١٩٦٥‬برھمكنش‬
‫الكترومغناطيسي‪ ،‬نقش بنيادي در بيولوژي ايفا ميكند‪ .‬الكترومغناطيس مسئول ساختار و‬
‫رفتار اتمھا‪ ،‬مولكولھا‪ ،‬سلولھا و در نھايت بدن انسان ميباشد‪ .‬و در اصل ارگانيسم‬
‫انسان يك سيستم الكترومغناطيسي است‪.‬‬
‫از ديرباز در شرق‪ ،‬اعتقاد بر اين بوده كه سلولھاي زنده نوعي انرژي تحت عنوان »نيروي‬
‫حيات« )‪ Qi,Chi‬و ‪ ( Prana‬از خود ساطع ميكنند‪ .‬بر ھمين اساس‪ ،‬صدھا سال است كه‬
‫متخصصان طب سوزني تالش ميكنند با تحريك نقاطي از بدن و متعادل ساختن نشر اين‬
‫تشعشع بتوانند تعدادي از بيماريھا را درمان كنند‪.‬‬
‫در سال ‪ ١٩٦٠‬كشف شده كه سلولھاي زنده نوعي نشر ھمدوس به نام »بيوفوتون« از‬
‫خود منتشر ميكنند‪ .‬امروزه از ديدگاه بيوفيزيك يك ارگانيسم زنده مجموعهاي پيچيده از‬
‫بارھاي الكتريكي است كه به گفته فينمن تنھا از طريق فوتونھا بر ھم اثر متقابل دارند‪.‬‬
‫بنابراين در ارگانيسم زنده بيوفوتونھايي وجود دارد كه با اجزاي ارگانيسم يعني اتمھا‪،‬‬
‫مولكولھا‪ ،‬ماكرومولكولھا‪ ،‬ارگانھا و كل بدن برھمكنش دارند‪.‬‬
‫‪ Ruth‬و ‪ Popp‬نشان دادند كه حيوانات‪ ،‬گياھان و انسانھا تحت شرايط خاصي شروع به‬
‫تابش يا جذب فوتون ميكنند كه قابل اندازهگيري است‪ .‬در سال ‪ ١٩٧٢‬آلن و ھمكارانش‬
‫تابش فوتون از سلول سفيد چند ھستهاي را در طي فاگوسيتوز كشف كردند‪ .‬در سال‬
‫‪ ١٩٧٦‬نلسون و ھمكارانش موفق به كشف تابش فوتون از ماكروفاژھا شدند‪ .‬روشجر‪،‬‬

‫‪-٤٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫گرانيگر و كليما نخستين كساني بودند كه موفق شدند طيف فوتون متصاعد شده از‬
‫فاگوسيتھا را اندازهگيري كنند‪ .‬طيف فوتون متصاعد شده از فاگوسيتھا نزديك به طول‬
‫موجھاي ‪ ٤٨٠،٦٣٠،٧٠٠‬نانومتر است و نوعي واكنش مھم سيستم ايمني محسوب‬
‫ميشود‪ .‬ايجاد سوراخ با سوزن در طب سوزني سبب حمله فاگوسيتھا و توليد بيوفوتون با‬
‫طول موج ‪ ٦٣٠‬نانومتر در محل تحريك ميشود‪ .‬كاربرد روزمره طب انرژي در پزشكي مدرن در‬
‫تشخيص و درمان به شرح زير است‪:‬‬
‫‪ .i‬تشخيص‬
‫‪Xray .a‬‬
‫‪MRI .b‬‬
‫‪ .c‬اندازهگيري فعاليت الكترومغناطيسي بدن توسط‪:‬‬
‫‪ .d‬نوار قلب )‪(Electrocardiogram=ECG‬‬
‫‪ .e‬نوار مغز)‪(Electroencephalogram=EEG‬‬
‫‪ .f‬نوار عضله )‪(Electromyogram=EMG‬‬
‫‪ .ii‬درمان‪:‬‬
‫‪ .a‬دستگاه محرك اعصاب پوستي )‪(Transcutaneous Nerve Stimulator‬‬
‫‪ .b‬ضربانساز قلب )‪(Pacemaker‬‬
‫‪ .c‬دفيبريالتور )دستگاه شوك قلبي( )‪(Defibrilator‬‬
‫‪ .d‬ليزر‬
‫‪ .e‬الكتروكوتر‬
‫‪Radio Frequency .f‬‬

‫دكتر اينتھون ‪ Einthoven‬با اختراع دستگاه الكتروكارديوگراف و ثبت انرژي الكتريكي قلب‬
‫موفق به دريافت جايزه نوبل در سال ‪ ١٩٢٤‬شد و حدود ‪ ٢٥‬سال بعد دكتر برگر ‪ Berger‬با‬
‫اختراع دستگاه الكترو انسفالوگراف‪ ،‬ثبت و اندازهگيري ميدان انرژي الكتريكي مغز را انجام‬
‫داد و ثابت شد‪:‬‬
‫‪ .a‬ارگانھايي مثل قلب و مغز قادرند جريانھاي الكتريكي توليد كنند‪.‬‬
‫‪ .b‬اين جريانھاي الكتريكي به طريقي در تمام بدن منتشر ميشوند و ميتوان آنھا را‬
‫در ھر نقطه از بدن به وسيله الكترودھايي در سطح پوست ثبت و اندازهگيري‬
‫نمود‪.‬‬
‫از طرفي قانون آمپر در فيزيك بيان ميكند‪:‬‬
‫» وقتي جريان الكتريسيته از يك جسم ھادي مثل يك سيم و يا يك موجود زنده ميگذرد‪،‬‬
‫يك ميدان مغناطيسي در فضاي اطراف آن ايجاد ميشود‪.‬‬
‫از آنجا كه بافتھاي بدن انسان )مغز و رشتهھاي عصبي و قلب و عروق و عضالت(‬
‫ھادي الكتريسيته ھستند … در اطراف بدن انسان ھم‪ ،‬يك حوزه الكترومغناطيسي به نام‬
‫ميدان بيومغناطيسي )‪ (Biomagnetic Field‬وجود دارد‪.‬‬
‫در سال ‪ Baule ١٩٦٣‬و ‪ McFee‬در دانشگاه ‪ Syracruise‬نيويورك با استفاده از دو سيم‬
‫پيچ كه ھر يك ‪ ٢‬ميليون دور داشت‪ ،‬ميدان بيومغناطيسي قلب را اندازه گيري نمودند و‬
‫اعالم كردند‪ » :‬قدرت آن معادل يك ميليونيوم ميدان مغناطيسي زمين است«‬
‫مايكل فارادي دانشمند انگليسي‪ ،‬در سال ‪ ،١٨٣١‬پديده القاء را براي اولين بار به طور‬
‫علمي توضيح داد‪:‬‬

‫‪-٤٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫»با حركت دادن يك آھنربا در مجاورت يك جسم ھادي‪ ،‬جرياني قابل اندازهگيري‬
‫در آن جسم ھادي به وجود ميآيد‪«.‬‬
‫قانون القاء فارادي كه يك قانون زيربنائي از علم الكترومغناطيس به شمار ميآيد‪ ،‬بعدھا‪،‬‬
‫پايهگذار علم نوين زيستشناسي مغناطيسي )‪(Magnetobiology‬شد كه به بررسي‬
‫تاثيرات ميدانھاي مغناطيسي بر روي موجودات زنده ميپردازد‪.‬‬
‫به طور ھمزمان در دانشگاه ‪ Cambridge‬تحول بزرگي در طب انرژي اتفاق افتاد‪:‬‬
‫‪Super‬‬ ‫‪ Zimmermann‬دستگاھي به نام دستگاه تداخل كوانتومي فوق ھادي‬
‫‪ (SQUID) Conducting Quantum Interference Device‬ساخت‪ ،‬كه منجر به دريافت‬
‫جايزه نوبل شد‪ .‬او با اين دستگاه توانست با دقت بسيار باالتري نسبت به دستگاهھاي‬
‫قبلي‪ ،‬وقايع الكترومغناطيسي درون و بيرون بدن را ثبت و اندازهگيري كند‪.‬‬
‫دستگاه ‪ :(PEMF) Pulsed electromagnetic field‬در اوائل دھه ‪ ٧٠‬ميالدي ‪ Brighton‬و‬
‫‪ Basset‬در دانشكده پزشكي و جراحي دانشگاه كلمبيا در نيويورك‪ ،‬توانستند با استفاده‬
‫از ميدان الكترومغناطيسي با فركانس بسيار پائين )‪Extremely Low Frequency (ELF‬‬
‫استخوانھايي را كه پس از شكستگي به ھيچ عنوان جوش نخورده بودند حتي پس از‬
‫گذشت ‪ ٤٠‬سال التيام دھند‪.‬‬

‫™ مكانيسم علمي شفابخشي با دست‪:‬‬


‫در سال ‪ ١٧٧٣‬فرانس آنتوان مسمر با حركات دست در اطراف بيماران درمانھايي انجام‬
‫داد و معتقد به وجود نوعي مغناطيس حيواني )‪ (Animal Magnetism‬بود‪.‬‬
‫در حال حاضر‪ ،‬در سراسر جھان ـ از كشورھاي جھان سوم گرفته تا كشورھاي پيشرفته ـ‬
‫روشھاي مختلف شفابخشي با انرژي دست‪ ،‬با استقبال بسيار گسترده مردم و پزشكان‬
‫مواجه شده و به موازات طب رايج‪ ،‬در منازل‪ ،‬مطبھا‪ ،‬كلينيكھا و حتي بيمارستانھاي‬
‫بزرگ براي حفظ و ارتقاي سالمتي و بھبود كيفيت زندگي و پيشگيري و درمان بيماريھا و‬
‫ناتوانيھاي مراجعين استفاده ميشود‪.‬‬
‫مثالھايي از رايجترين مكاتب شفابخشي با دست‪:‬‬
‫‪Hands On Healing .a‬‬
‫‪Reiki .b‬‬
‫‪Pranic Healing .c‬‬
‫‪Spiritual Human Yoga (SHY) .d‬‬
‫‪Polarity .e‬‬
‫‪Psychic Healing .f‬‬
‫‪Therapeutic Touch .g‬‬
‫‪Quantum Touch .h‬‬
‫‪Quantum Touch .i‬‬
‫‪Chi Qong & Tai Chi .j‬‬

‫دكتر ‪ Zimmerman‬در تحقيقات خود نشان داد‪:‬‬


‫‪ .١‬درمانگران انرژي در سبكھاي مختلف از دستان خود ميدان مغناطيسي با فركانس‬
‫بسيار پايين با ماھيتي ضربان دار ‪ EMF‬به طرف بدن بيمار ساطع ميكنند‪) .‬مشابه با‬
‫دستگاه ‪ PEMF‬كه منجر به ترميم بافتھاي بدن ميگردد(‬

‫‪-٤٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ .٢‬شدت اين ميدان مغناطيسي نسبت به ھر ميدان زيست مغناطيسي ديگري بيشتر‬
‫است‪ ١٠٠٠) .‬بار قويتر از ميدان مغناطيسي قلب يكميليون بار قويتر از ميدان‬
‫مغناطيسي مغز(‬
‫چنين كيفيتي در اطراف دستان افراد عادي كه براي شفابخشي آموزش نديدهاند‬ ‫‪.٣‬‬
‫مشاھده نميشود‪.‬‬
‫پژوھشگران دانشگاه استانفورد با به كارگيري وسايل حساسي كه جريان انرژي ورودي به‬
‫بدن را اندازهگيري ميكنند مشخص كردند كه انرژي ريكي از تاج سر )چاكراي تاجي(‬
‫درمانگر وارد و از دستھاي او خارج ميشود‪ .‬به نظر ميرسد انرژي ريكي وقتي فعال شد‬
‫در خالف جھت حركت عقربهھاي ساعت و با حركتي مارپيچي شبيه مارپيچھاي دو گانه‬
‫‪ DNA‬جريان مييابد‪.‬‬
‫در سال ‪ ،١٩٣٩‬سميون كرليان ‪ Semyon Kirlian‬يك مھندس برق اھل روسيه متوجه شد‬
‫وقتي افراد تحت درمان با دستگاه الكترو تراپي قرار ميگيرند بين الكترود دستگاه و دست‬
‫بيمار‪ ،‬جرقه ضعيفي ايجاد ميشود كه توسط فيلم حساس‪ ،‬قابل ثبت است‪ .‬و اين كشف‬
‫باعث ساخت دوربين كرليان ‪ Kirlian Camera‬گرديد‪.‬‬
‫‪ ٤٠‬سال تحقيق كرليان و ھمسرش در مورد حوزه بيومغناطيسي بدن انسان و ساير‬ ‫‪-‬‬
‫موجودات نشان داد كه اشياء بيجان بر خالف موجودات زنده تصويري به دست‬
‫نميدھند‪ .‬ھمچنين ھاله انرژي اطراف انگشتان دست انسان در حالت سالمت‪ ،‬كامال‬
‫منظم و در زمان بيماري نامنظم است‪.‬‬
‫حوزه انرژي انسان مجموعهاي از تشعشات انرژي حياتي است كه در فضاي اطراف بدن‬
‫موجود ميباشد‪.‬‬
‫اين حوزه انرژي كه در زبان عامه با نام ھاله معروف است توسط متخصصان فيزيك به نام‬
‫ميدان تشعشعي موجود زنده ناميده ميشود‪ .‬اين ميدان محدوده وسيعي از طيف‬
‫الكترومغناطيسي ـ از ماوراي بنفش )‪ ١٠‬به توان ‪ ١٥‬ھرتز( تا فركانسھاي بسيار پايين )در‬
‫حد چند ھرتز( ـ را شامل ميشود‪ .‬در انتھاي پايين اين طيف امواج الكتريكي مغز و قلب‬
‫وجود دارد كه با وسايل معمول طب رايج قابل اندازهگيري ميباشند‪ .‬در انتھاي باالي طيف‪،‬‬
‫امواجي وجود دارند كه توسط شمارشگرھاي حساس فوتون قابل سنجش ميباشند‪ .‬در‬
‫روش تصويربرداري كرليان به يك ميدان الكتريكي پرفركانس ـ پرولتاژ نياز است‪.‬‬
‫طريقه عكسبرداري به اين صورت است كه دست فرد بر روي يك ورقه كاغذ عكسبرداري يا‬
‫فيلم قرار ميگيرد و خود اين فيلم بر روي يك صفحه فلزي )آلومينيومي( گذاشته ميشود‬
‫كه توسط جريان الكتريسيته شارژ شده است و فضاي بين فيلم و صفحه فلزي را يك صفحه‬
‫شيشهاي پر ميكند‪.‬‬
‫ھنگامي كه تصوير برداري به اين روش ثبت ميشود‪ ،‬شعاعھايي از نور ديده ميشوند كه از‬
‫انگشتان فرد خارج شده و در اطراف دست شخص خودنمايي ميكنند‪ ،‬كه حاصل الگوي‬
‫تداخلي بين حوزه انرژي فرد با ميدان الكتريكي فوق خواھد بود‪.‬‬
‫براساس شيوهھاي طب شرقي از جمله طب سوزني‪ ،‬انرژي بدن در مسيرھايي به نام‬
‫نصفالنھارھاي انرژي يا مريديانھا جريان دارد‪ .‬اين مسيرھا كه ھر يك مربوط به يكي از‬
‫اعضاي بدن ميباشد در انتھاي انگشتان ختم ميگردد‪ .‬عالوه بر طب سوزني‪ ،‬در‬
‫دانشھاي ديگر ھمچون بازتابشناسي و سوجوكتراپي نيز نظير اين ايده وجود دارد‪.‬‬
‫براساس اين علوم تحقيقات مختلفي در دنيا انجام شده كه از جمله آنھا تحقيقات ‪ ١٤‬ساله‬
‫پروفسور پيتر مندل آلماني بر روي ‪٨٠٠‬ھزار تصوير ‪ GDV‬ميباشد‪.‬‬

‫‪-٤٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫بر اين اساس سيستمي با نام تحليل منطقهاي ‪ Sector analysis‬شكل گرفته است كه با‬
‫كمك آن ميتوان از حوزه انرژي انگشتان جھت پيبردن به اعضاي مختلف بدن استفاده كرد‪.‬‬
‫™ روش تصويربرداري ‪:GDV‬‬
‫در واقع شيوه بسيار پيشرفته عكسبرداري كرليان ميباشد‪ .‬كه در آن از روشھاي تفسيري‬
‫نوين و فنآوري و محاسبات پيچيده كامپيوتري در جھت تحليل تصاوير ثبت شده استفاده‬
‫ميگردد‪ .‬در اين شيوه از ميدان با خصوصيات خاص و زمان تخليه ويژه براي ثبت تصاوير‬
‫خاصي كه به آنھا ‪ Beogram‬گفته ميشود‪ ،‬استفاده ميگردد‪.‬‬
‫خصوصياتي ھمچون يكنواختي يا عدم يكنواختي تصاوير‪ ،‬سوراخھا‪ ،‬بريدگيھا و‬
‫بيرونزدگيھاي انرژي نشان دھنده سالمتي و بيماري فرد ميباشد‪.‬‬
‫از سال ‪ ٢٠٠٢‬بيوالكتروگرافي با دستگاه ‪ GDV‬به دنيا معرفي گرديد كه ابتدا در روسيه شروع‬
‫شد و سپس به اروپا و آمريكا راه پيدا كرد و ھمزمان با ھمين موج نوين‪ ،‬در ايران نيز از سال‬
‫‪ ٢٠٠٤‬در مركز تحقيقاتي طب مكمل و جايگزين واقع دربيمارستان ميالد تھران‪ ،‬با كمك‬
‫دستگاه ‪ GDV‬ثبت انرژي اطراف بدن در تعداد بسياري از افراد داوطلب انجام شده و نتايج‬
‫تحقيقاتي جالب توجھي توسط تيم پزشكان اين مجموعه علمي‪ ،‬آموزشي‪ ،‬پژوھشي به‬
‫دست آمده است‪ .‬از آنجا كه بسياري از بيماريھا )تقريبا تمامي آنھا( قبل از بروز در جسم‬
‫سبب ايجاد تغييراتي در ھاله يا حوزه انرژي افراد ميشود‪ ،‬لذا امروزه در تعداد زيادي از‬
‫بيمارستانھا و درمانگاهھا و موسسات تحقيقاتي كشورھايي نظير آمريكا‪ ،‬انگلستان‪،‬‬
‫اسپانيا و آلمان از اين شيوه براي بررسي حاالت سالمتي و بيماري افراد استفاده ميشود‪.‬‬
‫برخي از ويژگيھا و تواناييھاي اين دستگاه عبارتند از‪:‬‬
‫سنجش وضعيت روحي افراد و تعيين ميزان استرس آنھا‬ ‫‪.١‬‬
‫بررسي و تحليل مراكز انرژي )چاكراھا(‬ ‫‪.٢‬‬
‫تعيين ميزان انرژي اعضاء مختلف بدن‬ ‫‪.٣‬‬
‫سنجش سير بيماري‬ ‫‪.۴‬‬
‫سنجش پاسخگويي بيماران در طي درمان‬ ‫‪.۵‬‬
‫بررسي آثار مديتيشن و ساير تكنيكھاي ذھن ـ بدن‬ ‫‪.۶‬‬
‫بررسي ھمخواني و ھماھنگي و تاثير افراد بر روي يكديگر‬ ‫‪.٧‬‬
‫بررسي و تحليل اثر مواد‪ ،‬داروھا و امواج بر حوزه انرژي انسان‬ ‫‪.٨‬‬
‫مقايسه انرژي بين دو نيمه راست و چپ بدن‬ ‫‪.٩‬‬
‫با توجه به اين واقعيت علمي كه بسياري از بيماريھاي بشر امروزي‪ ،‬در ذھن و روان )به‬
‫عنوان ماھيتھاي ادغام شده با حوزه انرژي زيستي انسان( ريشه دارد‪ ،‬با اين سيستم‬
‫ميتوان بيماريھاي متعددي را حتي پيش از وقوع تشخيص داده‪ ،‬براي درمان در مراحل‬
‫اوليه به تيمھاي پزشكان متخصص در ھر زمينه ارجاع داد‪.‬‬

‫انرژي درماني چگونه انجام مي شود؟‬

‫در انرژي درماني از انرژي ھاي معنوي براي درمان بيماري ھا استفاده مي شود‪ .‬اين كار‬
‫ممكن است بدون آگاھي و نادانسته و يا با آگاھي و دانش و از روي شناخت اصول اين نوع‬
‫درمان )و در نتيجه با تاثير خيلي بيشتر( انجام شود‪ .‬حالت نخست ھميشه توسط بشر‬

‫‪-٤٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫مورد استفاده قرار گرفته است‪ .‬مادري كه فرزند گريان خود را در آغوش مي گيرد و دست‬
‫نوازش بر سر او مي كشد‪ ،‬نادانسته در حال انرژي درماني او است‪.‬‬

‫وقتي كه در جمع دوستان احساس نشاط و نيرو مي كنيم و از شدت آالم ما كاسـته مـي‬
‫شود‪ ،‬در حقيقت توسط آنان انرژي درماني شده ايم‪ .‬تنھا ميل و خواست دوسـت مـا بـراي‬
‫بھبودي و خشنودي ما باعث مي شود تا انرژي كه شعور دارد از محيط اطراف ما ويا حتـي از‬
‫مسافات دور به طرف ما جاري شود و در جھت درمان ما تغييراتـي را موجـب گـردد‪ .‬در مراكـز‬
‫تحقيقي و دانشگاھي معتبر اين حقيقت به اثبات رسيده است و نشان داده شده است كـه‬
‫ھرچه تعداد كساني كه آرزوي بھبودي كسي را مي كنند بيشتر باشد تـاثير ايـن درمـان نيـز‬
‫افزايش مي يابد‪.‬‬

‫نوع دوم انرژي درماني نوعي است كـه بـا آگـاھي و از روي شـناخت انجـام مـي شـود و بـه‬
‫ھمين دليل موثر تر است‪ .‬درمانگر ممكن است با رياضت و سعي و كوشش و صرف زمان و‬
‫تلمذ نزد استادي مجرب به اين قدرت دست يابد‪ ،‬و يا ممكن است با اين نيرو متولـد شـود‪ ،‬و‬
‫يا ممكن است اين نيرو توسط استادي بزرگ به وي تفويض گردد‪:‬‬

‫به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد‬ ‫نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت‬

‫واضح است كه در موارد اخير چون و چرائي نمي توان كرد‪ ،‬زيرا كـه بشـر را بـر اسـرار‬
‫الھي وقوف نيست‪.‬‬

‫در اين نوع انرژي درماني‪ ،‬انرژي موجود در كائنات با نيت و خواست درمانگر در جھت‬
‫بھبود بيمار جاري مي شود‪ ،‬اگرچه ممكن است شيوه اين جريان و نوع انرژي بـه كـار گرفتـه‬
‫شده در روش ھاي مختلف انرژي درماني متفاوت باشد‪ .‬ھمچنين عوامل متعددي نيز ممكـن‬
‫است در شدت تاثير درمان دخيل باشند‪ .‬گاه ديده مي شود كه درمان آنـي اسـت و فقـط بـا‬
‫يك لحظه خواست درمانگر به وقوع مي پيوندد‪.‬‬

‫براي اكثر مردم كه تحصيالت كالسيك دارند و چنين مطالبي را در كتب درسي نخوانده‬
‫اند باور كردن اين نوع درمان مي تواند مشكل باشد‪ ،‬ولي بايد توجـه داشـت كـه در سـالھاي‬
‫اخير اكتشافات جديدي در رشـته ھـاي مختلـف علـوم شـده اسـت كـه پايـه باورھـاي قبلـي‬
‫وكالسيك علمي را زير سئوال مـي بـرد‪ .‬اكتشـافات جديـد در فيزيـك و بيولـوژي نشـان داده‬
‫است كه ھيچيك از موجودات در جھـان )منجملـه انسـان ھـا( واحـد ھـاي مسـتقل و جـدا از‬
‫يكديگر نيستند‪ ،‬بلكه ھمه موجودات به يكديگر متصلند و از يكديگر تاثير مـي پذيرنـد‪ .‬در واقـع‬
‫ھر يك از اجزاء اين كل واحد‪ ،‬ھرچند كه كوچك و ناچيز باشد‪ ،‬مـي توانـد روي اجـزاء ديگـر بـه‬
‫اندازه توانائي خود اثر بگذارد و در تغيير و تحول جھان سھمي داشته باشد‪.‬‬

‫مطابق نظريه ميدان شكل ساز اين قابليت تاثير گذاري در درجه اول روي ميـدان ھـاي‬
‫شبيه به خود يعني موجوداتي از ھمان گروه شديدتر و قوي تر است‪ ،‬ولي بـه ھـر حـال روي‬
‫تمامي موجودات اين تاثير وجود دارد‪ ،‬اگرچه شدت آن كم تـر اسـت‪ .‬از عوامـل ديگـري كـه در‬
‫شدت اين تاثير گـذاري مـوثر ھسـتند‪ ،‬يكـي قـدرت و قابليـت آن موجـود اسـت‪ .‬ايـن قـدرت و‬

‫‪-٤٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫قابليت را مي توان حجم معنوي يا حجـم فكـري آن موجـود نيـز ناميـد‪ .‬مـثال ً تـاثير حـافظ روي‬
‫انسان ھاي ديگر مسلماً با تاثير بسياري از ديگران قابـل مقايسـه نيسـت‪ ،‬اگرچـه ايـن تـاثير‬
‫روي افرادي كه شباھتي معنـوي بـه حـافظ داشـته باشـند شـديدتر بـوده و ھسـت‪ .‬ھرچـه‬
‫شباھت فكري افراد با حافظ كمتر باشد‪ ،‬اين تاثير نيز روي او كاھش مـي يابـد‪ ،‬ولـي بـه ھـر‬
‫حال از بين نمي رود‪.‬‬

‫عامل ديگري كه در شدت اين تاثير گذاري دخالت مي كند‪ ،‬تعداد موجوداتي است كه‬
‫در يك جھت خاص با يكديگر ھمسو و ھمفكر شوند و تمايل و تفكر واحدي داشته باشند‪ .‬بـه‬
‫عنوان مثال اگر شما براي بھبودي بيماري تفكر يا دعـا كنيـد مسـلماً فكـر يـا دعـاي شـما بـه‬
‫عنوان يك عامل مثبت براي سالمت آن شخص اثر خود را خواھد گذاشت‪ ،‬كه ميزان اين تاثير‬
‫بستگي به شدت تمايل و ھمچنين "حجم فكري" شما خواھد داشت‪ .‬حال اگر غيـر از شـما‬
‫افراد ديگري ھمين تفكر يا تمايل را داشـته باشـند و يـا بـه ھمـين منظـور دعـا كننـد احتمـال‬
‫بھبودي بيمار بيشتر خواھد شد‪.‬‬

‫دعا كردن براي بھبودي يك بيمار درنھايت با آرزوي بھبـودي او تفـاوتي نـدارد‪ ،‬چـون بـه‬
‫ھر حال سرچشمه نيروئي كه باعث شـفا مـي شـود يكـي اسـت‪ .‬در مـورد شـفاي بيمـاران‬
‫توسط انبياء و اولياء روايت فراوان شنيده ايم‪ .‬توسل بـه انبيـاء و اوليـاء بـراي شـفا گـرفتن در‬
‫ھمه اديان مرسوم است‪ .‬كمتر كسي وجود دارد كه اعتقـادات دينـي داشـته باشـد و از ايـن‬
‫وسيله استفاده نكرده باشد‪ .‬گذشته از اين‪ ،‬ھمه ما در زندگي روزمـره بـدون آنكـه خودمـان‬
‫آگاه باشيم تاثيرات درماني روي افراد مورد عالقه خودمان مي گذاريم‪ ،‬ھرچند كه مقـدار ايـن‬
‫تاثير مختصر است ولي بايد دانست كه روش ھائي براي افزايش شدت اين تـاثير وجـود دارد‪.‬‬
‫رعايت اعتدال و تزكيه نفس از جمله اين روش ھا مي باشند‪.‬‬

‫اعتدال شرط عقل است‪ .‬ھمان گونه كه ترك دنيـا در اسـالم منـع شـده‪ ،‬زيـاده خـواھي و‬
‫مال اندوزي نيز مورد مالمت قرار گرفته است‪ .‬انسان امروزي بايد بتواند از حـداقلي كـه بـراي‬
‫آسايش و رفاه در زندگي الزم است برخوردار باشـد و در جـوار انجـام كارھـا و وظـايف روزمـره‬
‫خود‪ ،‬معنويات را مورد توجه قرار دھد‪ .‬اگر چنين تفكري غالب شود‪ ،‬اثري از انحرافـات و سـتم‬
‫ھا و ناھنجاري ھا باقي نخواھد ماند‪.‬‬

‫"درمانگر بايد توجه زيادي بـه خداونـد داشـته باشـد تـا بتوانـد انـرژي الزم را از خداونـد يـا‬
‫مجموعه كائنات دريافت كند‪ .‬او بايد ساعاتي از شب را به عبادت و تزكيه نفس بپـردازد‪ .‬اگـر‬
‫كسي بگويد كه من در سير و سلوك پيشرفته ام و احتياجي به خوانـدن نمـاز نـدارم اشـتباه‬
‫ميكند‪ .‬در تمام اديان بنيان گذاران و بزرگان ديـن عبـادات مربـوط بـه آن ديـن را منظمـاً انجـام‬
‫ميداده اند‪ .‬مثال ً ما ميدانيم كه علي ابن ابيطالب )ع( در محراب نماز به شھادت رسيده انـد‪.‬‬
‫در دين اسالم نماز ستون دين است و اگر كسي نماز نخواند مسلمان نيست‪.‬‬

‫شرائط نماز ھم بايستي رعايت شوند‪ .‬شخص بايد پاك و مطھر باشد‪ .‬مكاني كه درآن نماز‬
‫ميخواند غصبي نباشد‪ .‬غذائي كه خورده است حالل بوده باشـد و زبـانش نيـز از غيبـت پـاك‬
‫باشد‪ .‬ھر روز و شب بارھا در ضمن نماز ميگـوئيم "ايـاك نعبـد و ايـاك نسـتعين‪ .‬اھدناالصـراط‬

‫‪-٥٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫المستقيم‪ ".‬يعني به عنوان بنده خداوند در كمال خضوع و خشوع از او ياري ميطلبيم كه مارا‬
‫به راه راست ھدايت فرمايد‪ .‬مسلماً اين تكرار و استمرار خواھش بالجواب نخواھد ماند‪.‬‬

‫اصوال" خود دعا و كلمات دعا انرژي بخش ھستند‪ .‬با استمرار دعا انرژي ھاي كسـب شـده‬
‫در شخص توان زيادتري را به وجود مي آورد به طوري كه درمانگر قادر خواھد شـد بيمـاران را‬
‫در اقصي نقاط دنيا معالجه كند‪ .‬اين انرژي پـس از تجمـع ھيچوقـت از بـين نميـرود و تـا زمـان‬
‫مرگ شخص با اوست و حتي پس از مرگش ھم افرادي ميتوانند از اين انرژي استفاده كننـد‪.‬‬
‫مردم معتقد به ھمين علت براي شفاي بيماري خود به زيارت آرامگاه ائمه ميروند‪.‬‬

‫"كامپيوتر كائنات" مينامم وصل كند تا‬ ‫پس يك درمانگر بايستي خودش را به آنچه كه من‬
‫به صورت دائم از اين انرژي برخوردار باشد‪ .‬در اين صورت اين انرژي در تمام شبانه روز به‬
‫ھيچوجه كم نميشود و حتي احتمال اضافه شدن أن ھم ھست‪ .‬دراين صورت يك درمانگر‬
‫ميتواند از ھر فاصله اي بيماران را درمان كند‪ ،‬بيماري را با ديدن شخص يا تصوير او يا دانستن‬
‫نام او تشخيص بدھد و حتي بيماري ھاي افراد فاميل يا دوستان أن شخص را ھم تشخيص‬
‫دھد‪.‬‬

‫يكي ديگر از راه ھاي تزكيه نفس كـم خـوردن اسـت‪ .‬درمـانگر بايسـتي قبـل از سـير‬
‫شدن دست از غذا بكشد‪.‬‬

‫درمانگربايستي از پرحرفـي احتـراز كنـد و سـعي كنـد بيشـتر در سـكوت و خاموشـي‬


‫باشد‪.‬‬

‫درمانگر نبايستي با افرادي كه به ھر علتي نقائص اخالقي دارند معاشرت كند‪ .‬بـراي‬
‫چنين پرھيزھائي درمانگر احتياج به اراده اي قوي دارد كه بايد أن را در خود ايجاد كند‪ .‬مـثالَ◌َ‬
‫من حاال ھوس ميكنم كه يك موز بخورم‪ .‬بـه خـودم ميگـويم حـاال كـه ھـوس مـوز كـردي بتـو‬
‫نميدھم تا اراده ات تقويت شود‪ .‬البته اگر يك درمانگر احتياج بـه خـوردن يـك دارو يـا يـك غـذا‬
‫داشته باشد و براي بدنش الزم باشد حتماَ◌َ بايد از آن بخورد‪.‬‬

‫يك مرحله باالتر آنستكه انسان بتواند جلـوي نفـس خـودرا بگيـرد‪ .‬اگرغيـرازاين باشـد‬
‫تمام رفتار روزانه انسان تحت خواسـته ھـاي جسـمي اش قـرار خواھـد گرفـت‪ .‬اگـر كسـي‬
‫بخواھد به درجات باالتر درمانگري برسد بايسـتي نفـس خـودرا در اختيـار بگيـرد و روح خـودرا‬
‫پاكيزه كند و حتـي بـراي تنبيـه خـودش مـثالَ◌َ اگـر ھـوس چلوكبـاب كـرد بـرود و در رسـتوران‬
‫بنشيند و چلوكباب سفارش بدھد و يـك قاشـق از آن بـه دھـان خـود نزديـك كنـد و بـوي آنـرا‬
‫استشمام كند ولي برخيزد و بدون خوردن غذا بيرون برود‪.‬‬

‫ترك دنيا از لوازم درمانگري نيست و يك درمانگر مـي توانـد زنـدگي متوسـطي داشـته‬
‫باشد به شرطي كه اھل تجمالت و تفريحات ناسـالم نباشـد وخـواھش ھـاي نفسـاني را در‬
‫خود متوقف كند و توجه دائمي به خداوند داشته باشد‪ .‬آنوقت است كه آنچه ناديدني است‬
‫مي بيند و آنچه ناشنيدني است مي شنود‪ .‬وقتي كه سئوال ميكند دليل ابتالء اين بيمار بـه‬
‫اين بيمـاري چيسـت‪ ،‬از كـامپيونر كائنـات بـه او جـواب داده ميشـود‪ .‬چـون ھمـه وقـايع در آن‬

‫‪-٥١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫كامپيوتر مضبوط است‪ .‬از اين راه انسان ميتواند به يك منبع وسـيع انـرژي و يـك منبـع بـزرگ‬
‫اطالعات دسترسي پيدا كند‪.‬‬

‫شنيده ايم كه ميگويند فالن پزشـك دسـتش خـوب اسـت‪ .‬اينگونـه پزشـكان صـفاي‬
‫باطن و نيت خوبي دارند و ھمين باعث بھبود بيماران آنھا ميشود در حاليكه اگرھمان نسـخه‬
‫را پزشك ديگري بنويسد بيمار معالجه نخواھد شد‪ .‬اصوال ً در ھمه مشاغل چه پزشكي باشد‬
‫چه مھندسي يا ھنر يا نويسندگي‪ ،‬اگر توجه به خداونـد وجودداشـته باشـد دريجـه ھـائي از‬
‫اطالع به روي او گشوده خواھند شد كه قبال ً بر او نھفته بوده اند‪.‬‬

‫شعرائي كه اشعارشان جاودانه مانده‪ ،‬مثل حافظ و موالنا و گوته كسـاني بودنـد كـه‬
‫جنبــه خــدائي بــه شــعر خــود داده انــد‪ ،‬ھمينطــور نقاشــاني ماننــد رافائــل و ميكــل آنــژ و‬
‫لئوناردوداوينچي و ھنرمنداني كه در مشرق زمين آن مساجد و معابد حيرت انگيـز را سـاخته‬
‫اند‪ .‬چرا موسيقيدانھائي قديم مثـل بيتھـوون و بـاخ و مـوتزارت آھنگھـاي جـاوداني سـاختند؟‬
‫اينان كساني بودند كه با توجه به عالم باال توانستند اين آھنگ ھارا بشنوند و بعد روي كاغذ‬
‫بياورنــد‪ .‬درحاليكــه در حــال حاضــر وســائل موســيقي بســيار پيشــرفته تــر و امكانــات بيشــتر‬
‫وجوددارد ولي كسي قادر نيست چنان آھنگ ھائي بسازد‪.‬‬

‫درمانگر بايستي ساعاتي را به دعا و ذكر بپردازد‪ .‬ذكر باعث افـزايش تمركـز حـواس و قـوا‬
‫ميشود و تمركز از لوازم درمانگري است‪ .‬مسئله مھمتر آنستكه اذكار ھريـك بـه خـودي خـود‬
‫داراي اثرات و خواصي ھستند مثل داروھا كه ھريك خواص مربوط بـه خـودرا دارنـد‪ .‬ھمـانطور‬
‫كه ھر داروئي بـراي بيمـاري خاصـي مـورد اسـتفاده قـرار ميگيـرد ھريـك از ذكرھـا ھـم مـورد‬
‫استفاده مخصوص به خود را ميتوانند داشته باشند‪ .‬ھمه ذكر ھا به ﷲ يا ھو ختم ميشـوند‪.‬‬
‫بھترين ساعت ذكر گفتن سحر يعني يكساعت ونيم مانده به طلوع آفتاب است‪ .‬كال ً از نيمـه‬
‫شب تا سحر موقع خوبي براي ذكر و دعا است‪".‬‬

‫مباني علمي انرژي درماني‬

‫دانشمندان سالھا است كه در جستجوي يافتن شيوه اينگونه تـاثيرات درمـاني و پيـدا كـردن‬
‫راه ھاي علمي و عملي براي استفاده از اين روش درمـاني ھسـتند‪ .‬بررسـي ھـاي آمـاري‬
‫نشان مي دھند كه جامعه غربي به صـورت فزاينـده اي عالقمنـد بـه اسـتفاده بـه طـب غيـر‬
‫معمول شده است‪ .‬ھمين آمار نشان مي دھند كسانيكه از طب غيـر معمـول اسـتفاده مـي‬
‫كنند‪ ،‬استفاده از طب معمول امروزي را كنار نگذاشته اند و در مورد ھر بيماري از يك يا ھر دو‬
‫وسيله استفاده مي نمايند‪.‬‬

‫ھمچنــين طبــق ھمــين آمــار اســتفاده كننــدگان از طــب غيــر معمــول در غــرب‪ ،‬جــزء طبقــات‬
‫تحصيلكرده و از نظر مالي مرفه تر اجتماع مي باشند و از نظر شيوه زندگي كساني ھسـتند‬
‫كه عادات مضره كمتري دارند‪ .‬شايد ھمين استقبال مردم از طب غير معمول در غـرب باعـث‬
‫شده است كه جامعه پزشكي در سال ھاي اخير به تحقيق در اين موارد بپردازد‪.‬‬

‫دكتر جفري لوين كـه در دانشـكده پزشـكي ويرجينيـاي شـرقي در نورفولـك متخصـص‬
‫بيماري ھاي سالمندان و بيماري ھاي عفـوني اسـت مـي گويـد‪" :‬عـده فزاينـده اي از مـردم‬

‫‪-٥٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫مايلند ارتباط بين مذھب و درمان را بدانند‪ .‬به ھمين خاطراين نوع تحقيقات ديگر باعـث پـائين‬
‫آمدن وجھه حرفه اي پزشـكان نمـي شـود‪ ".‬در واقـع بـه صـورت فزاينـده اي دانشـكده ھـاي‬
‫پزشــكي در اروپــا و آمريكــا در حــال گذاشــتن دوره ھــائي در مــورد درمــان ھــاي غيــر معمــول‬
‫پزشكي ھستند‪.‬‬

‫دكتر واالس سيمپسون از دانشگاه ستنفورد كه اخيراً ھمـه دانشـكده ھـاي پزشـكي‬
‫اياالت متحده آمريكا را بررسي نموده است مي گويد‪" :‬اكثر اين دانشكده ھا‪ ،‬يعنـي بـيش از‬
‫‪ ٩٠‬درصد آنان‪ ،‬اينگونه مطالب را با ديد مثبت مطرح مي كنند‪ ".‬اين تغيير طـرز تفكـر پزشـكان‬
‫در غرب‪ ،‬انعكاس درخواست بيشتر خود بيماران جھت اقدامات بھداشتي و درماني با تكيه بر‬
‫جنبه ھاي روحاني است‪.‬‬

‫دكتر ھربرت بنسون از دانشكده پزشكي ھاروارد مي گويد‪" :‬چيزي بين ‪٦٠‬تا ‪ ٩٠‬درصد‬
‫مراجعه بيماران به پزشكان مربوط به بيماري ھاي روان‪-‬تني و زائيده سترس است‪ .‬درمان‬
‫ھاي معموله طب و جراحي به خوبي قادر به درمان اينگونه بيماري ھا نيست‪ ".‬فن آوري‬
‫مدرن پزشكي در مورد اينگونه بيماري ھا حتي اثرات منفي مي تواند داشته باشد‪ .‬انواع‬
‫آزمايشات و اسكن ھاي جديد باعث شده است كه با قطع ارتباط انساني پزشك با بيمار‪،‬‬
‫احساس طرد شدن و بيگانگي در بيماران ايجاد شود‪ .‬بنابراين بسياري از اينگونه بيماران در‬
‫غرب به درمان ھاي غير معمول پزشكي روي آورده اند‪ .‬در اياالت متحده آمريكا تخمين زده‬
‫مي شود كه ساالنه حدود سي ميليارد دالر در اين راه ھزينه مي شود‪ .‬ميليون ھا دالر نيز‬
‫صرف خريد كتاب ھاي پرفروش از پزشكان عصر جديد ھمچون ديپك چوپرا و اندرو ويل و الري‬
‫دوسي مي شود‪ ،‬كه تلفيقي از پزشكي متداول غرب و روحانيت شرق را ارائه مي دھند‪.‬‬
‫ھفنه نامه تايمز در سرمقاله مورخ ‪ ٢٤‬ژوئن ‪ ١٩٩٦‬با عنوان "ايمان و درمان"ضمن تشريح‬
‫عالقمند شدن جامعه پزشكي و غير پزشكي آمريكا به درمان ھاي طب غير معمول‪ ،‬تعدادي‬
‫از تحقيقات جديد پزشكان را در اين مورد به صورت خالصه ذكر نموده است‪:‬‬
‫دكتر اليزابت تارگ متخصص روانپزشكي و رئيس بخش تحقيقات رواني‪-‬اجتماعي سرطان‬
‫شناسي مركز پزشكي كاليفرنياپاسيفيك در سن فرنسيسكو‪ ،‬تحقيقي را در مورد تاثير دعا‬
‫روي بيماران مبتال به ايدز انجام داده است‪ .‬در اين تحقيق تعداد بيست بيمار مبتال به ايدز به‬
‫صورت اتفاقي انتخاب شده اند‪ .‬براي نيمي از اين بيماران توسط درمانگران دعا انجام شد و‬
‫نيمه ديگر گروه شاھد را تشكيل دادند‪ .‬ھيچيك از بيماران اطالع نداشتند كه در كدام گروه‬
‫قرار گرفته اند‪ .‬نتايج به دست آمده به اندازه كافي اميدواركننده بوده است كه تحقيقي با‬
‫مقياس بزرگتر روي يكصد بيمار مبتال به ايدز را بتوان انجام داد‪.‬‬

‫يك تحقيق در مركـز پزشـكي دارتمـوث ھيچكـاك نشـان داده اسـت كـه در ‪ ٢٣٢‬بيمـار‬
‫جراحي قلب باز‪ ،‬يكي از مھمترين شاخص ھاي زنده ماندن وجود اعتقادات مـذھبي شـخص‬
‫بوده است‪ .‬كساني كه اعتقادات مذھبي نداشـتند سـه برابـر بيشـتراز معتقـدان مـرگ وميـر‬
‫نشان دادند‪.‬‬

‫يك تحقيق سي ساله در مورد فشارخون اشخاص نشان داده است كسـانيكه مرتـب‬
‫به كليسا مي روند به طور متوسـط پـنج ميليمترجيـوه فشـارخون كمتـر از سـايرين دارنـد )بـا‬

‫‪-٥٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫حذف آماري مواردي مثل اعتياد به مواد مختلف و عوامل شبيه به آن كه در شيوه زنـدگي دو‬
‫گروه متفاوت است(‪.‬‬

‫تحقيقات ديگر نشان داده اند كه احتمال مـرگ وميـر بـه علـت بيمـاري شـرائين كرونـر‬
‫)مانند سكته قلبي( در كسانيكه مرتب به كليسا مي روند نصف افـراد ديگـر اسـت‪ .‬دراينجـا‬
‫نيز عواملي مانند اعتيادات مختلف و عوامل اقتصادي‪-‬اجتماعي‪ ،‬در نتيجه گيري نھـائي مـورد‬
‫محاسبه قرار نگرفته اند و سعي شده است كه ھيچگونه اثري نداشته باشند‪.‬‬

‫يك بررسي موسسه ملي تحقيقـات روي پيـري در سـال ‪ ١٩٩٦‬روي چھـارھزار افـراد‬
‫سالمند در كاروليناي شمالي نشان داده است كسـانيكه مرتـب در مراسـم كليسـا شـركت‬
‫مي كنند در مقايسه با افرادي كه اعتقادات مذھبي ندارند و يا مراسـم مـذھبي را در خانـه‬
‫خود به جا مـي آورنـد ‪ ،‬كمتـر دچـار افسـردگي مـي شـوند و از نظـر جسـمي نيـز سـالم تـر‬
‫ھستند‪.‬‬

‫در بررسي ديگري روي تعداد سي زن كه دچار شكستگي استخوان ران شـده انـد ‪،‬‬
‫آنھائي كه اعتقادات مذھبي داشتند زودتر از سايرين بھبودي يافتند‪.‬‬

‫تحقيقات متعدد نشان داده اند اشخاصي كه اعتقادات مذھبي دارند كمتـر از سـايرين دچـار‬
‫بيماري ھاي ناشي از افسـردگي و اضـطراب مـي شـوند‪ .‬ميـزان خودكشـي در افـرادي كـه‬
‫اعتقادات مذھبي ندارند چھار برابر مذھبيون است‪.‬‬

‫براي توجيه اين يافته ھا توضيحات مختلفي ارائه شـده اسـت‪ .‬مـثال ً ايـن حقيقـت كـه‬
‫مذھبيون بيش از سايرين خود را ملزم به رعايـت دسـتورات دينـي در مـورد عـدم اسـتفاده از‬
‫مواد اعتيادآور مي دانند و در موارد مختلف زياده روي نمي كنند‪.‬‬

‫ولي در اين تحقيقات با استفاده از شيوه ھاي آمـاري سـعي بسـيار شـده اسـت تـا‬
‫اينگونه عوامل در نتيجه گيري تـاثير نگذارنـد‪ .‬گذشـته از ايـن دكتـر الرسـن مـي گويـد كـه در‬
‫تحقيقات او تاثير اعتقادات مذھبي كامال ً واضح و به دور از چنـين عـواملي بـوده اسـت‪ .‬مـثال ً‬
‫افراد سيگاري بدون اعتقادات مذھبي ھفت برابر بيش از اشخاصي كـه ھـم سـيگاري و ھـم‬
‫مذھبي ھستند دچار بيماري فشار خون مي شوند‪.‬‬

‫ارتباطات اجتماعي نيز مي تواند عامل موثر ديگري در سـالمت افـرادي كـه مرتـب بـه‬
‫كليسا مي روند باشد‪ .‬نشان داده شده است كه حتي داشتن يك حيـوان خـانگي در منـزل‬
‫)درمقايسه با تنھائي كامل( در سالمت شخص تاثير دارد‪ .‬در تحقيق فوق الذكر در دارتمـوث‬
‫اين عامل مورد مالحظه قرار گرفته است‪ .‬اين تحقيق نشان مي دھد كـه داشـتن اعتقـادات‬
‫مذھبي به صورت مجزا‪ ،‬و داشتن ارتباطات اجتماعي به صورت مجزا‪ ،‬ھريك عامـل مـوثري در‬
‫زنده ماندن اشخاص بوده اند و تاثير مضاعف ھردوي اين عوامل احتمال زنده مانـدن را بسـيار‬
‫بيشتر كرده است )چھـارده برابـر در مقايسـه بـا گـروه مخـالف ‪ ،‬يعنـي افـراد منـزوي و بـدون‬
‫اعتقادات مذھبي(‪.‬‬

‫‪-٥٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫آيا امكان دارد كه داشتن اعتقادات مذھبي بـه نـوعي روي فيزيـولژي و سـالمت افـراد‬
‫موثر باشد؟ دكتر ھربرت بنسون از دانشگاه ھاروارد احتماال ً يكي از بانفوذترين طرفـداران ايـن‬
‫نظريه است‪ .‬او در سال ‪ ١٩٧٥‬با انتشار كتاب پرفروش "ره آورد آرامـش" مشـھور شـد‪ .‬او در‬
‫اين كتاب نشان داد كه بيماران مبتال به بيماري ھـاي روان تنـي‪ ،‬بـا اسـتفاده از برخـي روش‬
‫ھاي مراقبه مي توانند بر بيماري خود فائق شوند‪ .‬عمل تمركز ذھني بر روي يك تصوير يا يك‬
‫صوت‪ ،‬تغييرات فيزيولژيك در بدن ايجاد مي كند كه مخالف تاثير واكنش حملـه يـا فـرار در مغـز‬
‫است‪ .‬به وسيله مراقبه ضربان قلب و تعداد تنفس و تـواتر امـواج مغـزي كـاھش مـي يابنـد‪.‬‬
‫عضالت آرام مي شوند و تاثير اپينفرين و ساير ھورمون ھاي وابسته به سترس كـاھش پيـدا‬
‫مي كند‪ .‬آزمايشات نشان داده اند كه با تمرين منظم تكنيك آرامش‪ ،‬در‪ ٧٥‬درصد مـوارد بـي‬
‫خوابي از بين مي رود‪ ٣٥ ،‬درصد زنان نـازا بـاردار مـي شـوند و در ‪ ٣٥‬درصـد مـوارد كسـانيكه‬
‫دچار دردھاي مزمن ھستند احتياج كمتري به داروھاي مسكن خواھند داشت‪.‬‬

‫در آخرين كتاب خود به نام "درمان بي زمان"‪ ،‬دكتر بنسون از جنبه ھـاي صـرفاً علمـي‬
‫مراقبه فراتر مي رود و وارد حيطه روحانيت مي شود‪ .‬او با جرأت مي گويد كه انسان در اصـل‬
‫براي اعتقادات مذھبي برنامه ريزي شده است‪ .‬دكتر بنسون در يك بررسـي پـنج سـاله روي‬
‫بيماراني كه براي درمان بيماري ھاي مزمن خود به مراقبه پرداخته بودند نتيجه گرفـت آنـاني‬
‫كه در ھنگام مراقبه حضور نيروي برتري را در نزديك خود احساس مي نمايند بھبـود بيشـتر و‬
‫سريعتري را نشان مي دھند‪ .‬او مي نويسـد‪" :‬اعتقاد به ذات الھـي در خـون مـا اسـت‪.‬‬
‫انسان با عقل متكامل خويش متوجه ميرا بودن خود شده اسـت و چـاره ايـن درد‪،‬‬
‫اتصال به ذات الھي است‪".‬‬

‫به عقيده دكتربنسون دعا نيز از ھمان طريق بيوشيميائي مراقبه موثر واقع مي شود‪.‬‬
‫به عبارت ديگر دعا باعث كاھش اپينفرين و ساير ھورمون ھاي واسط سترس مي گـردد و در‬
‫نتيجه منجر به كاھش فشار خون و تنفس و آرامش عضالت و فوائد ديگر مي شود‪.‬‬

‫بررسي ھاي جديد نشان داده اند كه ھورمون ھاي استرس ھمچنين تـاثير مسـتقيم‬
‫روي واكنش ايمني بـدن در مقابـل عوامـل بيمـاري زا دارنـد‪ .‬دكتـر ديويـدفلتون رئـيس بخـش‬
‫نوروبيولژي دانشگاه روچستر مي گويد‪" :‬ھرآنچه كه ارتباط با مراقبه و يا كنتـرل ذھـن داشـته‬
‫باشد‪ ،‬بالقوه باعث تغييـر در ھورمـون ھـاي اسـترس و تـاثير روي دسـتگاه ايمنـي بـدن مـي‬
‫شود‪ ".‬بسياري از محققين معتقدند كه ھمين راه ھـاي عصـبي و ھورمـوني مكـانيزم تـاثير‬
‫پالسبو را تشكيل مي دھند‪ .‬پالسبو ماده بي اثري مانند قند يا آب و امثال آن اسـت كـه بـه‬
‫بيماران داده مي شود )در حاليكه بيمار از ماھيت واقعي آن اطالع نـدارد( و بـه او گفتـه مـي‬
‫شود كه اين ماده درمانِ درد او است‪ .‬ولي اين اعتقاد به خـوب شـدن باعـث بھبـودي بيمـار‬
‫مي‬

‫عده اي از دانشمندان كوشيده اند امكان تـأثير دعـا از طريـق عوامـل ماوراءالطبيعـه را‬
‫بررسي كنند‪ .‬يكي از مھمترين اين بررسي ھا مربوط به دكتر راندولف بيرد متخصص بيمـاري‬
‫ھاي قلب در بيمارسـتان عمـومي سـن فرنسيسـكو اسـت كـه در سـال ‪ ١٩٩٨‬انجـام شـده‬
‫است‪ .‬دكتر بيرد تعداد ‪ ٣٩٣‬بيمار بستري در بخش مراقبت ھاي ويژه قلبي را انتخاب نمـود‪،‬‬
‫كه براي نيمي از آنان دعا انجام شد و نيم ديگر به عنوان گروه شـاھد در نظـر گرفتـه شـدند‪.‬‬

‫‪-٥٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫بــراي اينكــه از اثــر پالســبو اســتفاده نشــود ھيچيــك از ايــن بيمــاران از ايــن تحقيــق اطالعــي‬
‫نداشتند‪ .‬قابل توجه است كه گروه شاھد پنج برابر بيشتر به آنتي بيوتيك احتياج پيـدا كردنـد‬
‫و سه برابر بيشتر دچار عوارض گوناگون شدند‪.‬‬

‫فيزيكدان بزرگ زمان ما جان ويلر ‪ ،‬دوران ما را دوران سوم علوم مينامـد‪ .‬در دوران اول‬
‫علوم‪ ،‬راه ھاي ھندسـي حركـت توسـط گاليلـه و كپلـر و دانشـمندان نظيـر آنـان نشـان داده‬
‫شدند‪ ،‬بدون آنكه توضـيحي در مـورد قـوانين حركـت داده شـود‪ .‬در دوران دوم علـوم‪ ،‬قـوانين‬
‫حركت توسط دانشمنداني چون نيوتون و اينشـتين و ماكسـول توضـيح داده شـدند‪ .‬در دوران‬
‫سوم علوم ما در جستجوي توضيح براي خود قوانين ھستيم‪ .‬در اين دوران "ذھن" نقش اول‬
‫را به عھده دارد‪ .‬در اين دوران تفكر مثبت و مراقبه و خوددرماني و افزايش طول عمر در قلمرو‬
‫علم قرار مي گيرد‪.‬‬

‫در سال ھاي اخير در كتب مربوط به انرژي درماني اغلب اشاراتي بـه فيزيـك كوآنتـوم‬
‫مشاھده مي كنيم و واژه ھائي مانند "شـفاي كوآنتـومي" مـورد اسـتفاده مؤلفـان قـرار مـي‬
‫گيرد‪ .‬ممكن است اين سؤال براي خواننده پيش بيايد كه چه رابطه اي بـين فيزيـك كوآنتـوم و‬
‫انرژي درماني مي توانـد وجـود داشـته باشـد‪ .‬واژه كوآنتـوم توسـط مـاكس پالنـك دانشـمند‬
‫آلماني در سال ‪ ١٩٠٠‬مورد استفاده قرار گرفت‪.‬‬

‫او پيشنھاد كرد كه پخش انرژي الكترومانيتيـك بـه صـورت پيوسـته انجـام نمـي شـود‪،‬‬
‫بلكه انرژي به صورت دسته ھائي‪ ،‬كه او آن را كوانتوم )‪ (Quantum‬ناميـد )و جمـع آن كوآنتـا‬
‫)‪ (Quanta‬ناميده مي شود( پخش مي گردد‪ .‬در سال ‪ ١٩٢٦‬ورنـر ھـايزنبرگ دانشـمند ديگـر‬
‫آلماني اصل عدم قطعيت را در مـورد ذرات زيراتمـي پيشـنھاد نمـود‪ .‬مطـابق ايـن اصـل بـراي‬
‫اندازه گيري سرعت يك ذره كه موقعيت آن معلوم اسـت‪ ،‬ھرچـه طـول مـوج نـوري كـه بـه آن‬
‫تابيده مي شود )انرژي يك كوآنتوم بيشتر باشد(‪ ،‬سرعت آن ذره مورد مطالعـه بيشـتر تحـت‬
‫تأثير قرار خواھد گرفت و بنابراين انـدازه گيـري سـرعت بـا دقـت كمتـري انجـام خواھـد شـد‪.‬‬
‫بالعكس اگر سرعت ذره اي معلوم باشد‪ ،‬موقعيت آن را بـا قطعيـت نمـي تـوان معلـوم نمـود‪.‬‬
‫يعني مشاھده حوادث توسط ما‪ ،‬روي نحوه پيشرفت آن حوادث اثر مي گذارد‪.‬‬

‫اصل عدم قطعيت تأثير زيادي روي نگرش دانشمندان گذاشت و ھنـوز ھـم در مـورد‬
‫آن عقايد متفاوت وجود دارد‪ .‬مكانيك كوآنتوم توسـط ھـايزنبرگ و شـرودينگر و پـل ديـراك پايـه‬
‫گذاري شد كه بر اسـاس اصـل عـدم قطعيـت پايـه گـذاري شـده اسـت‪ .‬بـر اسـاس آن ذرات‬
‫زيراتمي موقعيت و سرعت مشخص و مجزاي قابل بررسي ندارند‪ ،‬بلكه يك حالت كوآنتـومي‬
‫دارند كه مجموعه اي از سرعت و موقعيت آنان است‪ .‬طبـق ايـن نظريـه ھمـه ذرات زيراتمـي‬
‫مي توانند ھم ذره و ھم موج محسوب شوند )ماننـد نـور(‪ .‬بنـابراين ذرات زيراتمـي ماننـد نـور‬
‫مي توانند با ھم تداخل كنند‪.‬‬

‫دو موج را در نظر بگيريد كه فركانس يكسان دارند‪ .‬اگر نقاط اوج و حضيض اين دو مـوج‬
‫با ھم ھمزمان باشد‪ ،‬از مجموع آنان موجي بـا ھمـان فركـانس ولـي بـا شـدت بيشـتر توليـد‬
‫خواھد شدولي اگر نقطه اوج يكـي بـا نقطـه حضـيض ديگـري ھمزمـان قـرار گيـرد ھمـديگر را‬
‫خنثي خواھند نمود‪.‬‬

‫‪-٥٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫د‬

‫پديده تداخل براي شناخت ماھيت اصـلي ذرات زيراتمـي كـه قطعـات اصـلي و بنيـادين تمـام‬
‫اشياء و خود مـا را تشـكيل مـي دھنـد بسـيار مھـم اسـت‪ .‬زمـاني تصـور مـي شـد كـه اتـم‬
‫كوچكترين ذره ھمه اجسام و ذره بنيادين اسـت‪ .‬بعـد معلـوم شـد كـه خـود اتـم از ھسـته و‬
‫الكترون ھا كه به دور ھسته مي گردند تشكيل شده و ھسته نيز از پروتون ھـا و نـوترون ھـا‬
‫ساخته شده است‪ .‬در نھايت سالھا است شناخته شده كـه پروتـون ھـا و نـوترون ھـا نيـز از‬
‫ذرات ريزتري به نام كوآرك )‪) (Quark‬كه معموال ً كارك تلفظ مي شـود( سـاخته شـده اسـت‪.‬‬
‫كارك ھا شش نوع )‪ (Flavour‬ھستند‪:‬‬

‫كارك باال‪ ،‬پائين‪ ،‬سر‪ ،‬ته‪ ،‬عجيب )‪ (Strange‬و افسون شده )‪ .(Charmed‬ھريـك از ايـن انـواع‬
‫كارك ھا نيز در سه "رنگ" قرمز‪ ،‬آبي و سـبز وجـود دارنـد )در واقـع نمـي تواننـد رنـگ داشـته‬
‫باشند چون قطر آنان از طول موج نور مرئي كمتر است و نمي توان با تاباندن نور آنھـا را ديـد‪.‬‬
‫علت اين اسم گذاري آنستكه اين سه نوع با ھم قابليت تجمع دارند‪ ،‬ھمانگونه كه سـه نـور‬
‫قرمز و آبي و سبز با ھم نور سفيد را مي سازند‪ (.‬يك پروتون از دو كارك باال و يك كارك پـائين‬
‫تشكيل شده است كه ھركدام از اين كارك ھا از يكي از رنگ ھا ھستند )يك كارك قرمز‪ ،‬يـك‬
‫كارك سبز و يك كارك آبي(‪.‬‬

‫يك نوترون نيز از يك كارك باال و دو كارك پائين‪ ،‬ھركدام از يكي از رنگھا سـاخته شـده اسـت‪.‬‬
‫از كارك ھاي ديگر نيز مي توان اجسامي ساخت‪ ،‬ولي ايـن اجسـام در زمـان كوتـاھي تغييـر‬
‫پيدا مي كنند و ثابت نيستند )نوع و رنگ آنان عوض مي شود و به پروتون و نوترون تبديل مي‬
‫شوند(‪.‬‬

‫مكانيك كوآنتوم به ما مي گويد كه تمام ذرات موج نيز ھستند و ھرچه انـرژي آنـان بيشـتر‬
‫باشد طول آن موج كمتر مي شود‪ .‬با در نظر گرفتن دوگانگي مـوج‪-‬ذره‪ ،‬ھمـه موجـودات دنيـا‬
‫منجمله نـور و جاذبـه را مـي تـوان ذره در نظـر گرفـت‪ .‬ھـر ذره داراي خاصـيتي بنـام چـرخش‬
‫)‪ (Spin‬است‪ .‬چرخش‪ ،‬تفاوت شكل ذره از زاويه ديدھاي مختلف است‪.‬‬

‫ذرات با چرخش صفر شبيه به يك كُره ھسـتند و از ھمـه طـرف بـه يـك شـكل ديـده مـي‬
‫شوند‪ .‬ذرات با چرخش يك از ھر زاويه ديد معين كه به آنھـا نگـاه شـود‪ ،‬اگـر ‪ ٣٦٠‬درجـه )يـك‬
‫دور( چرخش داده شوند به حالت اول بر مـي گردنـد‪ .‬ذرات بـا چـرخش ‪ ٢‬بـا ‪ ١٨٠‬درجـه )نـيم‬
‫دور( چرخاندن و ذرات با چرخش ‪ ٤‬با ‪ ٩٠‬درجه )ربع دور( چرخانـدن بـه حالـت قبلـي بـاز مـي‬
‫گردند‪ .‬نكته جالب و مھم آنستكه برخي ذرات چرخش ½ دارند‪ ،‬يعني با ‪ ٧٢٠‬درجه )دو دور(‬
‫چرخاندن به حالت اول خود بر مي گردند! اين در فكر چھـار بُعـدي مـا نمـي گنجـد و قـادر بـه‬
‫تصور فضائي آن نيستيم‪.‬‬

‫كال ً ذرات موجود در دنيا دو دسته ھستند‪ :‬يكي ذرات بـا چـرخش عـدد صـحيح )‪،(Integer‬‬
‫مانند صفر‪ ،‬يك و دو‪ ،‬كه اين ذرات نيروھاي موجود بين ماده ھا را تشـكيل مـي دھنـد و ذرات‬
‫مجازي ناميده مي شوند و دوم ذرات با چرخش ½‪ ،‬كه ماده موجـود در دنيـا را تشـكيل مـي‬
‫دھند و ذرات واقعي نام دارند‪ .‬يك ذره واقعي‪ ،‬مانند يك الكتـرون يـا يـك كـارك‪ ،‬يـك ذره حامـل‬
‫نيرو )ذره مجازي( از خود پرتاب مي كند كه با پرتاب كردن آن سرعت و جھت حركـت خـودش‬

‫‪-٥٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫عوض مي شود‪ .‬سپس ذره حامل نيرو با ذره ديگري تصادم مي كنـد و توسـط آن جـذب مـي‬
‫شود و سرعت و جھت حركت ذره جديد را نيز عوض مي كند‪ .‬بنابراين در مجموع به نظر مي‬
‫رسد كه نيروئي بين اين دو ذره وجود داشته كه اين دو ذره در مواجھـه بـا يكـديگر سـرعت و‬
‫جھت حركتشان عوض شده است‪.‬‬

‫يك ذره در تعداد ذرات حامل نيروئي كه مي تواند داشته باشد محدوديتي ندارد‪ ،‬بنابراين بين‬
‫دو ذره مــي توانــد تبــادالت زيــاد و قــوي وجــود داشــته باشــد‪ .‬طبــق اصــل دفــع ‪(Exclusion‬‬
‫)‪ Principle‬كه توسط ولفگانگ پاولي اطريشي مطرح شده است‪ ،‬دو ذره حقيقـي شـبيه بـه‬
‫ھم نمي توانند در كنار يكديگر وجود داشته باشند‪ .‬يا محل و سرعت آنان تغيير خواھد كـرد و‬
‫از ھم دور مي شوند‪ ،‬يا رنگ يكي تغيير خواھد كرد‪ .‬ولي اين اصل در مـورد ذرات بـا چـرخش‬
‫اينتگر )ذرات مجازي( مصداق ندارد و به ھمين علت ھر تعداد ذرات حامـل انـرژي مـي تواننـد‬
‫ھمراه با يك ذره واقعي باشند و در اين مورد محدوديتي وجود ندارد‪.‬‬

‫ذرات مادي )واقعي‪ ،‬با چرخش ½(‪ ،‬جرم دارند و مي تواننـد مسـتقيماً نشـان داده شـوند‬
‫)به ھمين علت به آنان ذره واقعي مي گويند(‪ .‬ذرات حامل نيرو )مجازي‪ ،‬با چـرخش اينتگـر(‪،‬‬
‫جرم ندارند و نمي تواننـد مسـتقيماً نشـان داده شـوند‪ ،‬ولـي از روي خـواص آنـان مـي تـوان‬
‫دريافت كه وجود دارند )به ھمين علت به آنان ذرات مجازي مي گويند(‪ .‬اگر ذرات حامـل نيـرو‬
‫جرم داشتند تبادل آنان بين ذرات مادي مشكل مـي شـد و فقـط در فواصـل خيلـي كـم مـي‬
‫توانستند مبادله شوند‪ .‬بدون جرم بودن اين ذرات باعث مي شود تا بتوانند در فواصـل بسـيار‬
‫بعيد مانند بين ستارگان و حتي كھكشان ھا رد و بدل گردند‪.‬‬

‫بايد توجه داشت كه ذرات حامـل نيـرو در شـرايط خاصـي مـي تواننـد بـه شـكل ذره واقعـي‬
‫"وجود داشته باشند" و مستقيماً قابل نشان دادن و سنجش باشند‪ .‬در اين گونه مـوارد ايـن‬
‫)ماننـد‬ ‫ذرات به صورتي تظاھر مي كنند كه در فيزيك كالسيك به آن موج گفته مي شـود‬
‫امواج نوراني يا امواج جاذبه(‪ .‬مثال ً دور شدن دو الكترون از ھم )كـه در فيزيـك كالسـيك گفتـه‬
‫مي شود در اثر آنستكه ھـردو بـار منفـي دارنـد(‪ ،‬در اثـر تبـادل ذرات حامـل نيـروي فوتـون بـا‬
‫چرخش يك است‪ .‬ذرات فوتون معموال ً به صورت مستقيم قابل سنجش نيستند‪ ،‬ولي اگر يك‬
‫الكترون از پھلوي الكترون ديگري عبور كند‪ ،‬تبادل فوتـون بـين آن دو بـه صـورت فوتـون نـوراني‬
‫خواھد بود كه قابل رؤيت است و موقتاً به صورت يك ذره حقيقي تجلي مي نمايد‪.‬‬

‫ذرات حامل نيرو را بسته به شدت نيروئي كه حمل مي كننـد و ذراتـي كـه آنـان را مبادلـه‬
‫مي كنند‪ ،‬به چھار دسته مي توان تقسيم كرد)كه در واقع و در نھايت يكي ھستند(‪:‬‬

‫‪ -١‬نيروي جاذبه كه ضعيفترين نيرو است ولي عالمگير مي باشد و ھر ذره اي بسته به‬
‫جرم و انرژي خود تحت تأثير آن قرار دارد‪ .‬اين نيـرو ھميشـه جـاذب اسـت و در فواصـل‬
‫بسيار بعيد نيز مي تواند اثر كند‪ .‬ذره حاوي نيروي جاذبه گراويتون )‪ (Graviton‬نام دارد‬
‫و داراي چرخش ‪ ٢‬است‪ .‬قوه جاذبه بسيار ضعيف ھريك از ذرات مادي موجـود در كـره‬
‫زمين يا خورشيد‪ ،‬در مجموع منجر به نيروي جاذبه بسيار قـوي بـين خورشـيد و زمـين‬
‫مي شود كه باعث مي شود زمين به دور خورشيد بگردد‪ .‬كشـش بـين ايـن سـتاره و‬

‫‪-٥٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اين سياره در اثر تبادل بسيار زياد و دائمي ذرات گراويتون بين آنھـا حاصـل مـي شـود‪.‬‬
‫نيروھاي ديگـر از نيـروي جاذبـه قويترنـد‪ ،‬ولـي در فواصـل كوتـاھتر مـؤثر مـي باشـند و‬
‫ھمچنين گاھي خاصيت جذب و گاھي خاصيت دفع دارنـد‪ .‬ذرات گراويتـون در موقعيـت‬
‫ھاي استثنائي ممكن است به صورت ذرات حقيقي نمايان شوند كه در اين صورت بـه‬
‫آن موج جاذبه مي گويند‪.‬‬

‫‪ -٢‬نيروي الكترومانيتيك كه بين ذرات با شارژ الكتريكـي ) مثـل الكتـرون يـا كـارك ( مـؤثر‬
‫است ولي در ذرات بدون شارژ الكتريكـي ) مثـل گراويتـون ( وجـود نـدارد‪ .‬ذرات حامـل‬
‫نيروي الكترومانيتيك ‪ ،‬ذرات فوتون )‪ (Photon‬با چرخش يك مي باشند‪ .‬بـا پرتـاب ذرات‬
‫فوتون‪ ،‬دو ذره مادي داراي شارژ الكتريكي مثبت يكديگر را دفع مي كنند )مثل دو ذره‬
‫داراي شارژ الكتريكي منفي(‪ ،‬و دو ذره مادي كه شارژ الكتريكي مخالف دارنـد يكـديگر‬
‫را جذب مي نمايند‪ .‬اين نيرو در سطوح كوچك‪ ،‬مثل سطح اتم ھا و مولكول ھـا بسـيار‬
‫مؤثر است‪ .‬الكترون ھا با تأثير ھمين نيرو به دور ھسته مي چرخند ) ھمانطور كه كره‬
‫زمين با تأثير گراويتون به دور خورشيد مي گردد(‪ .‬اجسام بزرگ مثل كره زمين‪ ،‬تقريباً‬
‫مقادير مساوي ذرات با بار الكتريكي مثبت و منفـي دارنـد و در جمـع خنثـي محسـوب‬
‫مي شوند‪ .‬بنابراين تبادل فوتوني زيادي بين زمين و خورشيد وجود ندارد‪ .‬فوتون ھا در‬
‫شرايط استثنائي به صورت ذرات حقيقي )موج نوراني( تظاھر مي نمايند‪.‬‬

‫‪ -٣‬نيروي ھسته اي ضعيف مسـئول راديواكتيويتـه اسـت‪ .‬ايـن نيـرو روي تمـام ذرات بـا‬
‫چرخش ½ اثر مي كند ولي روي ذرات ديگر بي اثر است‪ .‬ذرات حـاوي نيـروي ھسـته‬
‫اي ضعيف شامل فوتـون و بـوزون )‪ (Boson‬مـي باشـند‪ .‬سـه نـوع بـوزون وجـود دارد‪:‬‬
‫نات )‪.(Z0‬‬ ‫دبليو مثبت )‪ ،(W+‬دبليو منفي )‪ (W-‬و زي‬

‫‪ -٤‬نيروي ھسته اي قوي كه قويترين نيروھاي موجود اسـت و كـارك ھـا را در پروتـون و‬
‫نــوترون نزديــك بــه ھــم نگھميــدارد و پروتــون و نــوترون را در ھســته اتــم بــه ھــم مــي‬
‫چســباند‪ .‬ذرات حامــل نيــروي ھســته اي قــوي گلوئــون )‪ (Gluon‬نــام دارنــد كــه داراي‬
‫چرخش يك ھستند و به سه "رنگ" قرمز‪ ،‬آبـي و سـبز ممكـن اسـت باشـند‪ .‬گلوئـون‬
‫چون "رنگ" دارد‪ ،‬به تنھائي وجود نداشته و معموال ً سه گلوئون سبز و قرمز و آبي يك‬
‫گلوبال )‪ (Gluball‬را ميسازند‪) .‬اين كه يك گلوئون يا يك كارك به تنھـائي وجـود ندارنـد‪،‬‬
‫در اين مرحله فيزيك را بيشتر شبيه متافيزيك مـي كنـد! در سـطوح انـرژي بسـيار بـاال‬
‫نيروي ھسته اي قوي اثر خود را از دست مي دھد و كارك ھا يا ذرات ديگر بـه صـورت‬
‫آزاد و تنھا نيز مي توانند وجود داشته باشند‪(.‬‬

‫در انرژي درماني از تمام انواع اين نيرو ھا استفاده مي شـود )بـه عـالوه در نھايـت ھمـه‬
‫اين نيرو ھا يكي ھستند( ولي بيشتر از ھمه نيـروي الكترومانيتيـك مـورد اسـتفاده قـرار مـي‬
‫گيرد‪.‬‬

‫يافته ھاي فيزيك كوآنتوم بـا نگـرش انـرژي درمـاني مطابقـت ھـاي زيـادي دارد‪ .‬در فيزيـك‬
‫كوآنتوم‪ ،‬جھان با ديد جديدي كه بسيار متفاوت با فيزيك كالسيك است مورد مطالعه قرار مي‬

‫‪-٥٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫گيرد‪ .‬ھمانگونه كه گفته شد‪ ،‬يافته ھاي فيزيك كوآنتوم تـدريجاً متافيزيـك را بـه حيطـه فيزيـك‬
‫نزديك مي كند و از يك ديد علمي‪ ،‬قابل بررسي و قابل قبـول مينمايـد‪ .‬افـق ديـد گسـترده تـر‬
‫فيزيك كوآنتوم بسيار اميدوار كننده است ‪ ،‬تا شايد بتواند تأثيرات منفي و محدود كننده فيزيـك‬
‫كالسيك را روي اذھان انسان ھا از بين ببرد و درآينده توده انسان ھا تلقي واقع بينانه تري در‬
‫مورد خود و جھاني كه در آن زندگي مي كنند پيدا كنند‪.‬‬

‫امكان ارتباط يك انسان با انسان ھا و كـال ً موجـودات ديگـر و در نھايـت امكـان تـأثير گـذاري‬
‫افراد روي يكديگر‪ ،‬توسط مكانيك كوآنتوم قابل بررسي و قابل توجيه است‪ .‬در ايـن مـورد‪ ،‬بُعـد‬
‫مكان نيز اثر محدود كننده خود را از دست مي دھد‪ .‬اين نگرش كه مـا در واقـع موجـوداتي از‬
‫جنس انرژي يا موج )يا به تعبير قـدما از نـور( ھسـتيم‪ ،‬در عـين آنكـه بسـيار عالمانـه اسـت‪،‬‬
‫بسيار عارفانه و شاعرانه نيز مي باشد‪ .‬در واقع فيزيك كوآنتوم پيونـد علـم را بـا عرفـان و ھنـر‬
‫مژده مي دھد‪.‬‬

‫برنده جـايزه نويـل فيزيـك‪ ،‬برايـان جوزفسـون از دانشـگاه كمبـريج ميگويـد‪" :‬پديـده ھـاي غيـر‬
‫موضعي ھمانگونه كه در حيطه فيزيك كوآنتوم وجود دارند‪ ،‬در دنياي بيولوژيـك نيـز اتفـاق مـي‬
‫افتند‪ .‬شناخت و آگاھي در انسان ھا‪ ،‬به خصوص شناخت معاني و طرح ھا‪ ،‬توسـط افـرادي‬
‫كه در مكان ھاي دور از ھم قرار گرفته اند امكان پذير است‪".‬‬

‫تكرار گفته جان ويلر در اينجا مناسـب بـه نظـر مـي رسـد‪ .‬او دوران مـا را دوران سـوم‬
‫علوم مينامد‪ .‬در دوران اول علوم‪ ،‬راه ھاي ھندسي حركت توسط گاليله و كپلر و دانشمندان‬
‫نظير آنان نشان داده شدند‪ ،‬بدون آنكه توضيحي در مورد قـوانين حركـت داده شـود‪ .‬در دوران‬
‫دوم علوم‪ ،‬قوانين حركت توسط دانشمنداني چون نيوتون و اينشتين و ماكسـول توضـيح داده‬
‫شدند‪ .‬در دوران سوم علوم‪ ،‬ما در جستجوي توضيح براي خود قوانين ھستيم‪ .‬در اين دوران‬
‫"ذھن" نقش اول را به عھده دارد‪ .‬در اين دوران تفكر مثبت و مراقبه و خوددرماني و افـزايش‬
‫طول عمر در قلمرو علم قرار مي گيرد‪.‬‬

‫انواع انرژي درماني‬

‫براي بررسي و شناخت انواع مختلف انرژي درمـاني‪ ،‬داشـتن يـك شـناخت كلـي روي انـواع‬
‫روش ھاي طب غير معمول ضروري است‪ ،‬زيرا برخي از اين درمان ھا كم يـا بـيش ھمـراه بـا‬
‫انرژي درماني و يا بعضاً شاخه اي از انرژي درمـاني مـي باشـند‪ .‬بايـد دانسـت كـه اكثريـت‬
‫جمعيت دنيا‪ ،‬به گزارش سازمان بھداشت جھاني‪ ،‬در حال حاضر از طب غير معمول استفاده‬
‫مي نمايند! به عبارت ديگر تجديد نظر در اصطالحات "طب معمول" و "طب غيرمعمول" با ايـن‬
‫ترتيب ضروري به نظر مي رسد‪.‬‬

‫‪-٦٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫انواع طب غير معمول‬

‫‪ -١‬لمس درماني )‪(Touch Therapy‬‬


‫شامل روش ھاي مختلف درمان به قرار زير است‪:‬‬

‫الف‪ :‬ماساژ درماني )‪(Massage Therapy‬‬


‫ب‪ :‬آكوپرشر )‪)(Acupressure‬فشار درماني(‬
‫پ‪ :‬رفلكسولوژي )‪(Reflexology‬‬
‫ت‪ :‬انرژي درماني‬
‫ث‪ :‬درمان توسط حركت دادن و ورزش‬

‫‪ -٢‬گياه درماني‪:‬‬
‫كه شامل گياه درماني سنتي و گياه درماني مدرن است‪.‬‬

‫‪ -٣‬تغذيه و رژيم درماني‬

‫‪ -٤‬درمان ھاي فارماكولژيك و بيولوژيك )انواع غيرمتداول در طب معمول(‬

‫‪ -٥‬درمان ھاي ذھني‪-‬جسمي‪:‬‬

‫كه شامل روش ھاي مختلف به قرار زير است‪:‬‬

‫الف‪ :‬رقص درماني‬


‫ب‪ :‬موسيقي درماني‬
‫پ‪ :‬راﯾحه درماني )‪(Aroma Therapy‬‬
‫ت‪ :‬آرامش درماني )‪(Relaxation Therapy‬‬
‫ث‪ :‬بيوفيدبك )‪(Biofeedback‬‬
‫ج‪ :‬ھيپنوتيزم درماني )‪(Hypnotherapy‬‬
‫چ‪ :‬دعا درماني‬
‫ح‪ :‬تصور درماني‬
‫خ‪ :‬ھنر درماني‬
‫د‪ :‬ساينتولوژي )‪(Scientology‬‬

‫‪ -٦‬بيو الكترومانيتيك درماني )‪(Bioelectromagnetic Therapy‬‬

‫‪ -٧‬درمانھاي سنتي ‪:‬‬


‫كه شامل انواع زير مي شود‪:‬‬
‫الف‪ :‬طب سوزني )‪(Acupuncture‬‬

‫‪-٦١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫طب آيورودا )‪(Ayurveda‬‬ ‫ب‪:‬‬


‫ھوميوپاتي )‪(Homeopathy‬‬ ‫پ‪:‬‬
‫ناتوروپاتي )‪(Naturopathy‬‬ ‫ت‪:‬‬
‫انواع ديگر طب سنتي‬ ‫ث‪:‬‬

‫شرح مختصري از ھريك از اين روش ھاي درماني‪ ،‬به خصوص آنان كه با انرژي درماني‬
‫نسبتي دارند‪ ،‬براي آشنائي خوانندگان ضروري به نظر مي رسد‪.‬‬

‫ماساژ درماني‬

‫يكي از قديمي ترين درمان ھائي است كه توسط بشر به كار گرفته شـده اسـت‪ .‬در‬
‫طب چين باستان شـواھدي از ماسـاژ درمـاني در ‪ ٤٠٠٠‬سـال قبـل وجـود دارد‪ .‬ھمچنـين در‬
‫نوشتجات بقراط و جالينوس در مورد اين نوع درمان مطالب زيـادي وجـود دارد‪ (١).‬ابـن سـينا‬
‫نيز در كتاب قانون در مورد ماساژ درماني شرحي نوشته است‪ (٢) .‬ماساژدرماني به صورت‬
‫مدرن از قرن نوزدھم در سوئد شروع شد و توسط برادران تيلور به آمريكـا و سـپس بـه سـاير‬
‫نفاط دنيا راه يافت‪.‬‬

‫فشار درماني‬

‫در اين روش با فشار يا ضربه انگشتان يا كـف دسـت روي نقـاط طـب سـوزني‪ ،‬انـرژي‬
‫ركود يافته در بدن جاري مي شود‪ .‬اين نوع درمـان نيـز ريشـه در طـب قـديم چـين دارد)‪ (٣‬و‬
‫مقدمه طب سوزني بوده است‪.‬‬

‫ھشت روش اصلي فشار درماني عباتند از‪:‬‬

‫‪ -١‬ما )‪ :(Ma‬فشردن يا ماساژ توسط نوك انگشتان يا كف دست است‪.‬‬

‫‪ -٢‬پي )‪ :(Pai‬ضربه زدن با نوك انگشتان يا كف دست است‪.‬‬

‫‪ -٣‬تائو )‪ : (Tao‬فشردن بين انگشت شست و نشانه )مثل نيشگون گرفتن( است‪.‬‬

‫‪ -٤‬آن )‪ : (An‬فشار متناوب و ريتميك با انگشتان يا كف دست يا مشت است‪.‬‬

‫‪ -٥‬ني )‪ : (Nie‬گرفتن انگشت شست و نشانه و پييچش دادن است‪.‬‬

‫‪ -٦‬نينگ )‪ :(Ning‬گرفتن بين انگشت شست و نشانه و باالكشيدن است‪.‬‬

‫‪ -٧‬نا )‪ :(Na‬ھمان تكنيك نينگ است‪ ،‬كه ھمـراه بـا باالكشـيدن بـه اطـراف نيـز دوران‬
‫داده مي شود‪.‬‬

‫‪ -٨‬توي ) ‪ : (Tui‬فشردن با كمي لرزاندن است‪.‬‬

‫‪-٦٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اغلب مخلوطي از اين تكنيك ھا مورد استفاده قرار مـي گيـرد ‪ ،‬بـه خصـوص آن‪-‬مـا و‬
‫توي‪-‬نا‪.‬‬

‫در حال حاضر چھار روش فشار درماني در دنيا بيشتر معمول است‪:‬‬

‫‪ -١‬شياتسو)‪(Shiatsu‬‬

‫‪ -٢‬تسوبو)‪(Tsubo‬‬

‫‪ -٣‬جين شين جيوتسو)‪(Jin Shin Jyutsu‬‬

‫‪ -٤‬جين شين دو)‪(Jin Shin Do‬‬

‫در روش ھاي شياتسو و تسوبو فشار از يك انتھاي خطوط طب سـوزني شـروع و بـه‬
‫انتھاي ديگر تدريجاً ختم مي شود‪ .‬بيمـار ابتـدا بـه پشـت و سـپس بـه شـكم مـي خوابـد و‬
‫معموال ً تمام خطوط طب سوزني از ابتدا تا انتھا تحت فشار قرار مـي گيرنـد‪ .‬روش شياتسـو‬
‫بيشتر در ژاپن متداول است‪ (٣).‬اين روش حدود بيست سال است كه در آمريكـا و اروپـا نيـز‬
‫مورد استفاده قرار مي گيرد‪.‬‬

‫در روش ھاي جين شين جيوتسو و جين شـين دو‪ ،‬فشـار روي نقـاط طـب سـوزني‬
‫اغلب فقط در نقاط مربوط با بيماري شخص انجام مي شود‪ .‬در تمام اين روش ھا‪ ،‬روند كلي‬
‫درمان شبيه طب سوزني است و ھمانگونه كه ذكر شد اصوال ً فشار درمـاني مقـدم بـر طـب‬
‫ســوزني و مقدمــه آن بــوده اســت‪ .‬ايــن روش ھــا بــراي طيــف وســيعي از بيمــاري ھــا مــورد‬
‫استفاده قرار مي گيرند‪.‬‬

‫روش ھاي حركتي و ورزشي‬

‫در اينگونه از روش ھاي درماني‪ ،‬حركت دادن قسمت ھاي مختلف بـدن بيمـار توسـط‬
‫درمانگر و يا ورزش براي درمان مورد استفاده قرار مـي گيـرد‪ .‬در ھـردوي ايـن روش ھـا‪ ،‬بـه‬
‫خصوص دومي‪ ،‬انرژي درماني در حقيقت جزئي از درمان است‪ .‬دو روش حركت دادن انـدام‬
‫ھا امروزه در دنيا بسيار معمول شده است‪.‬‬

‫‪ -١‬استئوپاتي ‪Osteopathic Medicine‬‬

‫حركت دادن اندام ھا و گاه انرژي دادن‪ ،‬اساس اين نوع درمان را تشكيل مي دھد‪.‬‬
‫امروزه در آمريكا ‪ ١٨‬دانشكده استئوپاتي وجود دارد كه فارغ التحصيالن آن ھا درجه دكترا در‬
‫استئوپاتي ) ‪ ( D.O.‬دريافت مي كنند و حتي دوره ھاي تخصصي پس از دكترا نيز وجود دارند‬
‫و تحقيقات زيادي در زمينه كارآئي و كاربرد اين نوع درمان در اياالت متحده درحال انجام‬
‫است‪(٥)(٤) .‬‬

‫‪-٦٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -٢‬كايروپراكتيك ‪Chiropractic‬‬

‫در اين نوع درمان ‪ ،‬ارتباط عضو )به خصوص ستون فقرات( و عمل )به خصوص دستگاه‬
‫عصبي( مورد نظر است‪ .‬نظريه كلي آن است كه تغييـرات و اخـتالالت مفاصـل‪ ،‬بـه خصـوص‬
‫ستون فقرات‪ ،‬تـأثير مسـتقيم روي دسـتگاه عصـبي ميگذارنـد و اخـتالل در دسـتگاه عصـبي‬
‫اختالل در ھريك از اعضاء بدن را مي تواند در پي داشته باشد‪ ،‬چون دسـتگاه عصـبي كنتـرل‬
‫كننده ساير دستگاه ھاي بدن است‪ .‬بنابراين با حركت دادن و تصحيح اختالالت مفاصل و بـه‬
‫خصــوص ســتون فقــرات‪ ،‬در نھايــت مــي تــوان روي عمــل تمــام اعضــاء بــدن تــأثير گذاشــت‪.‬‬
‫كايروپراكتيك نيز به خصوص در اياالت متحده آمريكا بسيار مورد توجـه قـرار گرفتـه و دانشـكده‬
‫ھاي زيادي براي تعليم اين روش درماني در اين كشور وجود دارد و تخمين زده مي شود كـه‬
‫حــدود ‪ ١٥‬تــا ‪ ٢٠‬درصــد مــردم ايــن كشــور در ھنگــام بيمــاري بــه كايروپراكترھــا مراجعــه مــي‬
‫نمايند‪(٦).‬‬

‫درمان به كمك ورزش ھاي خـاص نيـز انـواع مختلـف دارد كـه ايـن روش نيـز از فرھنـگ‬
‫قديم ھند و چين و ژاپن ريشه گرفته است‪ .‬يوگا و ورزش ھاي رزمي مانند كاراته و كونـگ فـو‬
‫و جودو و به خصوص چي گنگ از اين مقوله ھستند‪.‬‬

‫‪ -٣‬يوگا )‪(Yoga‬‬

‫يوگا از واژه سانسكريت به معناي وحدت گرفته شده و يكـي از مكاتـب مراقبـه اسـت كـه‬
‫قدمت ‪ ٥٠٠٠‬ساله دارد‪ .‬يوگا مكاتب و روش ھاي زيادي دارد كه در بين آنان ھاتايوگا از ھمه‬
‫شايعتر است‪ .‬حركات يوگا )آسانا( برخي بسيار ساده و بعضي بسيار پيچيده انـد‪ .‬ھـر آسـانا‬
‫سه بخش اصلي دارد‪ :‬يك حركت بدني‪ ،‬يك كنترل فكري و يك كنترل تنفس‪ .‬تمرينات مـنظم‬
‫يوگا‪ ،‬بدن را قوي و سالم و انعطاف پذير مي سازد و اعمال دروني بدن را به كنترل انسـان در‬
‫مي آورد‪.‬‬

‫‪ -٤‬روش چي گنگ ‪(Qi Gong):‬‬

‫چين كشوري است كه تاريخچه چنـدين ھزارسـاله در اسـتفاده از انـرژي بـراي درمـان‬
‫دارد‪ .‬برخي اسناد باستان شناسي كه در چين كشف شده اند نمايانگر فرھنگ اسـتفاده از‬
‫انرژي مي باشند كه قـدمت آنھـا بـه ‪ ٧٠٠٠‬سـال مـي رسـد‪ .‬فرھنـگ اسـتفاده از انـرژي در‬
‫ورزش ھاي مينويِ انرژي زا در چين سابقه و ارزش بسيار دارد كه مھمترين آنـان ورزش چـي‬
‫گنگ است‪.‬‬

‫در زبان چيني چي به معناي ھوا‪ ،‬نفس‪ ،‬بخار‪ ،‬يا ھمان پرانا در زبان سانسـكريت و يـا ھمـان‬
‫انرژي معنوي است كه در قسمت ھاي ديگر اين كتاب بـه آن اشـاره شـده اسـت‪ .‬گنـگ بـه‬
‫معناي حركت يا به دست آوردن است‪ .‬بنابراين چـي گنـگ را مـي تـوان بـه دسـت آوردن يـا‬
‫گرفتن انرژي معنوي ترجمه نمود‪.‬‬

‫‪-٦٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اين ورزش قديمي ترين نوع ورزش در چين است كه براي تحصيلِ انرژي مورد استفاده‬
‫قرار مي گيرد و منجر بـه حفـظ سـالمت و ھمچنـين درمـان بيمـاري ھـا مـي شـود‪ .‬حركـات‬
‫ھمآھنگ بدن و حركات منظم تنفسي و تمركز ذھني براي وارد نمودن انـرژي بـه بـدن انجـام‬
‫مي شود‪ (٨)(٧).‬دقيقاً معلوم نيست كه آيا اين ورزش از ھند به چين راه يافته ويا اينكـه در‬
‫چين شروع شده است‪ .‬در چند مقبره از امپراطورھاي قديم چين كه در كنار ديوار بزرگ چين‬
‫كشف شده است ‪ ،‬نقاشي ھائي از حركات اين ورزش پيدا شده كه اين حركات ورزشـي در‬
‫حال حاضر نيز در چين معمول ھستند‪.‬‬

‫اين ورزش نوع به خصوصي ندارد و حد اقل ‪ ٣٠٠٠‬نـوع مختلـف آن در چـين و ھمچنـين‬
‫ساير نقاط دنيا تمرين مي شوند ولي از نظر زير بنائي مي تـوان گفـت كـه پـنج نـوع اسـت‪:‬‬
‫تائوئي‪ ،‬بودائي‪ ،‬كنفوسيوسي‪ ،‬كاراته و پزشكي‪ .‬تخمـين زده مـي شـود كـه حـدود‬
‫ھفتاد ميليون نفر در دنيا اين ورزش را انجام مي دھند‪ .‬متـد كاراتـه ورزش چـي گنـگ ‪ ،‬متـد‬
‫يانگ )يا قوي( است كه در ارتش چـين ھـم از آن اسـتفاده مـي شـود‪ .‬متـد پزشـكي ورزش‬
‫چي گنگ ‪ ،‬متد يين )يا نرم( است كـه بـراي درمـان خـود و ديگـران مـي تـوان از آن اسـتفاده‬
‫نمود‪.‬‬

‫ھدف از ورزش چي گنگ در درجه نخست افزايش انرژي بدن است‪ ،‬ولي با ادامه اين‬
‫ورزش مي توان ميزان انرژي را به حـدي رسـاند كـه ديگـران را نيـز معالجـه كـرد‪ .‬ايـن ورزش‬
‫روزانه حداقل بيست دقيقه بايد انجام شود و معموال ً شخص پس از سه تـا شـش مـاه نتـايج‬
‫رضايت بخشي از آن مي بيند ولي ھر زمان كه كنـار گذاشـته شـود‪ ،‬انـرژي بـدن بـر اسـاس‬
‫عوامل مختلف مانند فشارروحي و كـار نامناسـب شـروع بـه كـم شـدن مـي كنـد و درنتيجـه‬
‫بيماري ھا و كھولت مجدداً بر انسان چيره مي گردد‪.‬‬

‫در فلسفه تائوئيسم چيني عقيده بر آنستكه عمر ترميم سلول ھاي بـدن حـدود ‪ ١٢٠‬سـال‬
‫است‪ .‬دليل اينكه اغلب انسان ھا زودتر پير مي شوند و مـي ميرنـد‪ ،‬پنـدار بـد و گفتـار بـد و‬
‫كردار بد است‪.‬‬

‫ورزش چي گنگ بر اساس ھماھنگ كردن سه وجود اصـلي‪ ،‬يعنـي انديشـه و بـدن و‬
‫نفس )دم( است‪ .‬انديشه بايد در ھنگام ورزش آرام و نيك باشد‪ .‬انسان بايد در موقع ورزش‬
‫به طبيعت و مناظر آرام بخـش فكـر كنـد‪ .‬بـدن بايـد در ھنگـام ورزش راسـت و اسـتوار و نـرم‬
‫باشد‪ .‬خميدگي در اعضاء بدن مـوقعي پـيش مـي آيـد كـه انـرژي در بـدن بـه صـورت صـحيح‬
‫حركت نكند‪ .‬چيني ھا معتقدند بدني كـه انـرژي در آن بـه صـورت كامـل جـاري اسـت بـدون‬
‫چربي مي ماند و مانند بدن يك كودك نرمش پذير اسـت‪ .‬در ورزش چـي گنـگ آرام و عميـق‬
‫تنفس كردن بسيار اھميت دارد‪ .‬در اين ورزش سعي مي شود كه مركز نفس كشـيدن را از‬
‫انقباض و انبساط قفسه سينه به سوي ديافراگم تغيير دھند‪ .‬اين روش اجازه مـي دھـد تـا‬
‫تنفس عميقتر و آرامتر انجام شود‪.‬‬

‫اكثر استادان چي گنگ براي انرژي دادن به ديگران بايستي روزي چند ساعت پـرورش انـرژي‬
‫كنند تا از دادن انرژي به ديگران صدمه نبينند‪ .‬دسترسي به اين انرژي و پرورش آن‪ ،‬از طريق‬
‫ورزش ھاي چندين ساله حاصل مي شود‪ .‬اكثر مواقع شـخص بـا تمـرين ھـاي ممتـد روزانـه‬

‫‪-٦٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫فقط مي تواند خود را سالم نگھدارد و به ندرت پيش مي آيد كه بتواند به حدي انرژي ذخيـره‬
‫كند كه به ديگران نيز بتواند انرژي بدھد‪ .‬اين تمرين ھا بايد زير نظر يك استاد دانا و بـا تجربـه‬
‫يادگرفته شود‪ ،‬چون اگر به صورت صحيح انجام نگردد ميتواند به شخص صدمه بزند‪.‬‬

‫تمرينات ورزش چي گنگ مي توانداستاد را بـه درجـاتي برسـاند كـه از فاصـله دور نيـز‬
‫بتواند بيماري را تشخيص دھد و انرژي را منتقل نمايد‪ .‬معموال ً اين كار به صورت مداوم انجام‬
‫نمي شود چون استاد به مقدار زيادي انرژي از دست مي دھد و الزم است كه تمرينات خود‬
‫را زيادتر كند‪.‬‬

‫استادان چي گنگ حدود ‪ ١٠‬وحد اكثر ‪ ٣٠‬بيمار در روز مي توانند ببينند‪ .‬تعداد بيش از‬
‫اين باعث كاھش انرژي خودشان ممكن است بشود‪ .‬معموال ً اين استادان بعـد از سـن ‪٦٠‬‬
‫يــا ‪ ٧٠‬ســالگي انــرژي دادن بــه ديگــران را قطــع مــي كننــد و فقــط بــراي س ـالم نگھداشــتن‬
‫خودشان به تمرينات چي گنگ ادامه مي دھند‪.‬‬

‫گياه درماني‬

‫به تخمين سازمان بھداشت جھاني ‪ %٨٠‬جمعيت دنيا براي درمان بيماري ھاي خود‬
‫از گياه درماني استفاده مي كنند‪.‬‬

‫‪ -١‬گياه درماني سنتي اساس درمان ھاي بومي را در نواحي مختلف دنيا تشكيل مـي دھـد‬
‫و طب آيورودا‪ ،‬ھوميوپاتي و ناتوروپاتي نيز بر اساس گياه درماني قرار گرفته است‪.‬‬

‫‪ -٢‬گياه درماني مدرن‪ :‬كارخانجات مدرن داروئي در دنيا امروزه انواع گياه ھاي امتحان شده از‬
‫قديم و ويتامين ھا و امـالح و آنـزيم ھـا را بـه صـورت اشـكال داروئـي مـدرن ماننـد كپسـول و‬
‫شربت و قرص و پماد به بازار مصرف عرضه مي كنند كه استفاده وسيعي در تمام دنيا دارند‪.‬‬

‫تغذيه درماني‬

‫در اين روش درمان‪ ،‬از رژيم ھاي غذائي و مواد غذائي و ويتامين ھـا و مـواد معـدني و‬
‫آنزيم ھا جھت درمان بيماري ھا استفاده مي شود‪ .‬قدمت اين روش‪ ،‬به قدمت تـاريخ بشـر‬
‫است و حتي حيوانات نيز به صورت غريزي از اين روش درمان استفاده مي كنند‪.‬‬

‫يكي از انواع جديد تغذيه درماني‪ ،‬نمك درماني يا بيوشيمي درماني اسـت‪ .‬ايـن روش‬
‫در قرن نوزدھم توسط پزشك آلماني به نام دكتر ويلھلم ھاينريش شوسلر ابداع شد‪ .‬در ايـن‬
‫روش از ‪ ١٢‬نوع نمك مختلف براي درمان انواع بيماري ھا استفاده مي شود‪ .‬اين نمك ھـا بـه‬
‫روش داروسازي ھوميوپاتي تھيه مي شوند‪.‬‬

‫يكي ديگر از انواع جديـد تغذيـه درمـاني‪ ،‬مگاويتـامين درمـاني يـا پزشـكي اُرتومولكـولر‬
‫است‪ .‬در ايـن روش از انـواع مختلـف ويتـامين ھـا بـه مقـادير زيـاد ‪ ،‬بـراي درمـان بيمـاري ھـا‬
‫استفاده مي شود‪ .‬طرفداران اين نوع درمان معتقد ھسـتند كـه ايـن روش بـه خصـوص بـراي‬
‫درمان بيش فعالي كودكان‪ ،‬اعتياد به مواد مخدر‪ ،‬افسردگي و اسـكيزوفرني )جنـون جـواني(‬

‫‪-٦٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫مفيد است‪ .‬بنابراين روانپزشكي اُرتومولكولر يكـي از شـاخه ھـاي ايـن طـب را تشـكيل مـي‬
‫دھد‪ .‬دكتر ابرام ھوفر كه يكي از پيشگامان روانپزشكي اُرتومولكولر است مـي گويـد‪ :‬كمبـود‬
‫ويتامين ھا در انسان دو نوع است‪ ،‬اولي در اثر كمبود ويتامين در مواد غذائي بيمار ايجاد مي‬
‫شود‪ ،‬مثل بيماري بِري بِري يا اسكوربوت‪ .‬دومي اختالل در روده بيمار‪ ،‬كـه باعـث مـي شـود‬
‫انواع ويتامين ھـا جـذب نشـوند‪ ،‬مثـل اسـكيزوفرني‪ .‬در نـوع اول بـا افـزودن مقـادير معمـولي‬
‫ويتامين مورد نظر مي توان بيماري را برطرف نمود‪ .‬در نوع دوم بايستي از مقادير بسـيار زيـاد‬
‫ويتامين ھا استفاده كرد تا در نھايت مقدار كمي از آن بتواند توسـط روده آسـيب ديـده جـذب‬
‫شود‪.‬‬

‫درمان ھاي فارماكولوژيك و بيولوژيك‬

‫در اين روش‪ ،‬از فراورده ھاي مصنوعي و طبيعي براي درمان استفاده مي شود كه در‬
‫طب معمول چنين مواد استفاده اي ندارند و بي ضرر بودن اغلب آن ھا نيز بـه اثبـات نرسـيده‬
‫است‪ .‬انواع شايع اين روش عبارتند از‪:‬‬

‫‪ -١‬عصب درماني ‪Neural Healing‬‬

‫شامل تزريق مواد بيحس كننده موضعي در عقده ھاي نباتي‪ ،‬اعصاب محيطـي‪ ،‬نقـاط‬
‫طب سوزني‪ ،‬مفاصل و نقاط ديگر است‪ .‬اين روش درمان به خصوص براي تسـكين دردھـاي‬
‫مزمن و بيشتر در اروپا و آمريكـاي جنـوبي )بيشـتر آلمـان و برزيـل( مـورد اسـتفاده قـرار مـي‬
‫گيرد‪(٩).‬‬

‫‪ -٢‬چليتينگ درماني ‪Chelating Therapy‬‬

‫مواد چليتينگ موادي ھستند كه در طب معمول براي خارج كردن مواد سمي و فلـزات‬
‫سنگين از بدن مورد استفاده قرار مي گيرند‪ .‬ولـي در چليتينـگ درمـاني از ايـن داروھـا )بـه‬
‫خصوص ‪ (EDTA‬براي درمـان بيمـاري ھـاي قلبـي‪ ،‬گـانگرن‪ ،‬كمخـوني كـولي و كرامـپ ھـاي‬
‫عضالني استفاده مي شود‪(١٠).‬‬

‫ايپي درماني ‪Apitherapy‬‬

‫در اين روش از نيش زنبورعسل و فراورده ھاي زنبورعسل ماننـد مـوم‪ ،‬عسـل و گـرده‬
‫ھا جھت درمان ھاي مختلف استفاده مي شود‪(١١).‬‬

‫يون منفي درماني‬

‫در اين روش از ذرات با شارژ الكتريكي منفي براي درمان و پيشگيري بيماري ھا اسـتفاده‬
‫مي شود‪.‬‬

‫‪-٦٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫درمان ھاي ذھني‪-‬جسمي‬

‫عبارتند از‪ :‬رقص درماني‪ ،‬موسـيقي درمـاني‪ ،‬آرامـش درمـاني‪ ،‬راﯾحـه درمـانی‪ ،‬رنـگ‬
‫درمــاني‪ ،‬بيــو فيــدبك‪ ،‬ھيپنــوتيزم درمــاني‪ ،‬دعــا درمــاني‪ ،‬ھنــر درمــاني‪ ،‬تصــور درمــاني و‬
‫ساينتولوژي‪.‬‬

‫‪ -١‬رقص درماني‬

‫رقص درماني در طيف وسيعي از بيماري ھاي عصبي و رواني و اختالالت حركتـي بـه‬
‫كار مي رود‪(٢١)(٢٠).‬‬

‫انجمن رقص درماني آمريكا متجاوز بر ھزار عضو دارد كه فارغ التحصيل آكادمي رقص درمـاني‬
‫ھستند‪.‬‬

‫‪ -٢‬موسيقي درماني‬

‫موسيقي درماني نيز در طيف وسيعي از بيماري ھا كاربرد داردو انـواع بيمـاري ھـاي‬
‫رواني و عصبي‪ ،‬به خصوص اوتيسم‪ ،‬آلزايمر‪ ،‬عقب ماندگي ھاي ذھنـي‪ ،‬اعتيـادات مختلـف‪،‬‬
‫اختالالت رفتاري و دردھاي مزمن مي توانند از اين وسيله درمان استفاده كنند‪ (٢٢).‬انجمـن‬
‫موسيقي درماني آمريكا متجاوز بر ‪ ٥٠٠٠‬عضو داراي بورد تخصصي دارد‪.‬‬

‫‪ -٣‬ھنر درماني‬

‫ھنر يكي از روش ھاي درمان مبتني بر آزاد سازي احساس ھاي دروني و عواطف بـه‬
‫صورت غير كالمي است‪ .‬تفاوت ھنر درماني از كالس ھاي معمولي ھنـري در آن اسـت كـه‬
‫ھنر درمان در مورد تشخيص بيماري ھا و درمان اختصاصي ھريك از آنان آموزش ديده است‪.‬‬

‫‪ -٤‬تصور درماني‬

‫تصور درماني عالوه بر حس بينائي ‪ ،‬شامل حس ھاي شنوائي و بويائي و بسـاوائي‬


‫و تجسم فضائي مي شود‪ .‬تصور درماني را مـي تـوان يـك نـوع مراقبـه بـه حسـاب آورد و در‬
‫انواع بيماري ھا مورد استفاده دارد‪.‬‬

‫‪ -٥‬آرامش درماني‬

‫مراقبه روشي بـراي آرامـش جسـم و ذھـن اسـت‪ .‬بـا تمركـز روي يـك فكـر واحـد‪ ،‬يـا‬
‫تنفس‪ ،‬يا يك شيئ و يا يك صوت‪ ،‬شخص مي تواند جسم و ذھـن خـود را آرام سـازد‪ .‬گفـتن‬

‫‪-٦٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ذكر نيز اثر مشابھي دارد كه در اديان مختلف مرسـوم بـوده و ھسـت‪ .‬آرامـش درمـاني مـي‬
‫توانــد ھمــراه بــا حركــت نيــز باشــد‪ ،‬ماننــد برخــي ورزش ھــاي رزمــي و يوگــا‪ .‬روش تــي‬
‫ام ‪ Transcendental Meditation‬توسط ماھاريشي مـاھش يـوگي در سـال ‪ ١٩٦٠‬در آمريكـا‬
‫معرفي شد كه به مناسبت سھولت به كارگيري طرفداران بسياري پيدا كرد‪.‬‬

‫در اين روش مراقبه‪ ،‬شخص در حالت راحتي مي نشيند و با تكرار يك مانترا)يك صوت‬
‫يا يك كلمه‪ ،‬كه مي تواند به انتخاب خودش باشد( سعي مي كند كه ذھـن را از فكـر خـالي‬
‫كند‪ .‬با انجام تي ام منظم به مدت بيست دقيقه صبح و شـب‪ ،‬بسـياري نتـايج چشـمگير در‬
‫مورد آرامش ذھني و جسمي خود و ھمچنين درمان بيماري ھاي خود گرفته اند‪ .‬بـه عـالوه‬
‫از مراقبه براي درمان ديگران نيز مي تـوان اسـتفاده نمـود‪ .‬تحقيقـات متعـدد در مـورد مراقبـه‬
‫ثابت كرده است كه در موارد مختلف نتايج مثبت مي تواند داشته باشد‪.‬‬

‫يوگا از كلمه سانسكريت يوج )‪ (Yuj‬به معنـاي متعـادل كـردن )بـدن و ذھـن و تـنفس(‬
‫مشتق شده است و شامل حركات ورزشي خاص با حركـات تنفسـي مـنظم بـراي گـرفتن و‬
‫ذخيره سازي پرانا )انرژي(است‪.‬‬

‫تاي چي )‪ (Tai Chi‬يكي از ھنرھاي رزمي است كـه در چـين سـابقه داشـته و نـوع‬
‫ديگري از مراقبه در حركت است‪.‬‬

‫‪ -٦‬دعا درماني‬

‫دعا درماني از ماقبل تاريخ سابقه داشته و تا به امروز ادامه دارد‪ .‬تحقيقات علمـي در‬
‫مورد تأثير دعادرماني در قرن نوزدھم توسط سرفرانسيس گالتون شروع شد و پس از آن اين‬
‫تحقيقات در دانشگاه ھاي معتبر نشان دھنده اثر مثبت دعا درماني بوده اند‪ .‬الرنس لوشان‬
‫در سـال ‪ ١٩٦٦‬نتيجــه تحقيقـات وســيع خـود را در مــورد تـأثير دعــا بـر روي بيمــاران مبـتال بــه‬
‫سرطان منتشر ساخت‪ .‬بـه عقيـده او دعادرمـاني بـر دو نـوع اسـت‪ :‬نـوع اول آن اسـت كـه‬
‫درمانگر با دعا كردن به حالت ديگرگوني از شناخت وارد مي شود كه خود و بيمار و كائنـات را‬
‫يكي مي بيند‪ .‬در اين حالت درمانگر احتياجي به تماس فيزيكي با بيمار ندارد و بُعد مسافت‬
‫در درمان تأثيري نمي كند‪ .‬در نوع دوم‪ ،‬نوعي انرژي از دست ھـاي درمـانگر بـه طـرف محـل‬
‫بيماري جريان مي يابد‪ ،‬كه ممكن اسـت ھمـراه بـا احسـاس گرمـا در دسـت درمـانگر ويـا در‬
‫موضع بيماري باشد‪.‬‬

‫از درمانگران نوع دوم برخي خود را منشاء انرژي مي داننـد و برخـي مـي گوينـد كـه‬
‫واسطه انتقال انرژي به بيمار ھستند‪ .‬لوشان مي گويد علم قادر به توضيح مكانيزم ھيچيـك‬
‫از اين دو روش درمان نيست و به ھمين علـت بـراي بسـياري ايـن روش قابـل پـذيرش نمـي‬
‫باشد‪ ،‬ولي عدم توانائي دانشمندان در توجيه ايـن روش درمـاني‪ ،‬ايـن حقيقـت را كـه چنـين‬
‫درمان ھائي در واقع اتفاق مي افتند رد نمي كند‪.‬‬

‫دانش امروزي مي گويد كه ذھن و شناخت صرفاً پديده ھاي موضـعي ھسـتند كـه در‬
‫مغز جاي دارند و محدود به زمان حاضر مي باشند‪ .‬بـا ايـن طـرز فكـر اصـوال ً درمـان از راه دور‬

‫‪-٦٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫نمي تواند وجود داشته باشد‪ ،‬چون ذھن نمي تواند به خارج از "اينجا" و "حاال" سفر كنـد‪.‬‬
‫ولي تحقيقات روي درمـان از راه دور و دعـا كـردن خـالف ايـن طـرز فكـر را بـه اثبـات رسـانيده‬
‫است‪ .‬در ده ھا تحقيق نشان داده شده است كه ذھن آدمي مـي توانـد در ذھـن و جسـم‬
‫انسان ھاي ديگر از مسافات بعيد موثر باشد‪ ،‬حتي اگر اين انسان ھا در اتاقك ھاي حفاظـت‬
‫شده از انواع امواج الكترومانيتيك و ميدان ھاي مغناطيسي باشند‪.‬‬

‫برنده جايزه نويل فيزيك‪ ،‬اروين شرودينگر اين كيفيت را ذھن واحـد مـي نامـد‪ .‬برنـده‬
‫ديگــر نوبــل در فيزيــك‪ ،‬برايــان جوزفســون از دانشــگاه كمبــريج ميگويــد‪ " :‬پديــده ھــاي غيــر‬
‫موضعي ھمانگونه كه در حيطه فيزيك كوآنتوم وجود دارند‪ ،‬در دنياي بيولوژيك نيـز‬
‫اتفاق مي افتند‪ .‬شناخت و آگاھي در انسان ھـا‪ ،‬بـه خصـوص شـناخت معـاني و‬
‫طرح ھا‪ ،‬توسط افرادي كه در مكـان ھـاي دور از ھـم قـرار گرفتـه انـد امكـان پـذير‬
‫است‪".‬‬

‫جــري ســولفين و دانيــل بنــور در ســال ‪ ١٩٩٠‬بــيش از ‪ ١٣٠‬مــورد درمــان از راه دور را‬
‫بررسي كردند كه نيمي از آنان موفق بود‪ .‬تحقيقات مشابھي نيز توسـط واسـيليف )‪،(١٩٧٦‬‬
‫ويليام بـراد)‪ ،(١٩٩٢‬مايكـل مـورفي)‪ (١٩٩٢‬و الري دوسـي)‪ (١٩٩٣‬بـه ھمـين نتيجـه رسـيده‬
‫است‪ .‬ويليام براد مي گويد‪" :‬اگر درمان از راه دور موثر باشد‪ ،‬شايد در ھمه انواع درمـان ھـا‬
‫مقداري از اين درمان نيز انجام مي شود‪ .‬يعني پزشكي كه دارو مي دھد و يا جراحـي مـي‬
‫كند ھم بدون آن كه خودش آگاه باشد‪ ،‬كم و بيش از اين طريق نيز روي بيمار خود تـأثير مـي‬
‫گذارد‪".‬‬

‫ھيپنوتراپي ‪Hypnotherapy‬‬

‫ھيپنوتيزم مدرن در قرن ھجدھم توسـط فـرانس مسـمر شـروع شـد‪ .‬زيگمونـد فرويـد‬
‫عصب شناس معروف اطريشي سال ھا در مورد ھيپنوتيزم مطالعه كرد ولي بعدھا اين روش‬
‫درمان را كنار گذاشت‪ .‬در ‪ ٥٠‬سال اخير درمان توسط خواب مصنوعي رواج زيادي پيـدا كـرده‬
‫است‪ .‬از نظر فيزيولوژيك‪ ،‬ھيپنوتيزم شبيه روش ھاي ديگر آرامش عميـق اسـت و امـروزه در‬
‫درمان بيماري ھاي عصبي‪-‬روانـي‪ ،‬دندانپزشـكي‪ ،‬زايمـان و ھـوش بـري مـورد اسـتفاده قـرار‬
‫ميگيرد‪(٣٠).‬‬

‫بيوفيدبك ‪Biofeedback‬‬

‫بيوفيدبك يا پسـخوران زيسـتي‪ ،‬روش درمـاني اسـت كـه از اواخـر دھـه ششـم قـرن‬
‫بيستم ابداع شده است‪ .‬بيمار در مقابل نماد يكـي از تظـاھرات بيولوژيـك خـود )مثـل امـواج‬
‫مغــزي‪ ،‬امــواج قلبــي‪ ،‬امــواج عضــالني‪ ،‬نشــانگر درجــه حــرارت پوســت يــا نشــانگر مقاومــت‬
‫پوستي( قرار مي گيرد و سعي مي كند با تمركـز آن را در جھـت مطلـوب تغييـر دھـد‪ .‬مـثال ً‬
‫ميدانيم شخصي كه دچار عارضه ميگرن است در ھنگام حمله ميگرن امواج طيف آلفا در مغـز‬
‫ندارد‪.‬‬

‫براي او شكل امواج آلفا توضـيح داده مـي شـود وسـپس الكترودھـاي نـوارمغزي روي‬
‫سر او متصل مي شود و در حالي كه امواج مغزي خـود را روي صـفحه مـانيتور مـي بينـد‪ ،‬بـا‬

‫‪-٧٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫تمركز سعي مي كند كه امواج مغـزي خـود را بـه آلفـا تبـديل نمايـد‪ .‬پـس از چنـدين جلسـه‬
‫تمركز و كوشش‪ ،‬بيمار قادر به اين كار خواھد شد و ھر بار ايجاد امواج آلفا بـراي او راحـت تـر‬
‫امكان پذير مي شود‪ ،‬تا به جائي كه ديگر احتياج به ديدن امواج مغزي خود ندارد و ھرگاه كـه‬
‫دچار سردرد شود مي تواند با تمركز امواج مغـزي خـود را بـه طيـف آلفـا برسـاند‪ ،‬كـه در ايـن‬
‫حالت سردرد رفع خواھد شد‪.‬‬

‫بيوفيدبك در طيف وسيعي از بيماري ھـا‪ ،‬ماننـد انـواع دردھـا‪ ،‬اضـطراب‪ ،‬صـرع‪ ،‬آسـم‪،‬‬
‫افسردگي‪ ،‬اعتيادات و بيماري فشارخون موثر است‪ .‬ھزاران مقاله تحقيقي و صدھا كتاب در‬
‫مورد بيوفيدبك نوشته شده است‪.‬‬

‫ساينتولوژي ‪Scientology‬‬

‫ســاينتولوژي يــك روش درمــاني اســت كــه پــس از جنــگ جھــاني دوم توســط ال رون‬
‫ھابارد ابداع شده است‪ .‬اساس ساينتولوژي بـر ايـن نظريـه قـرار دارد كـه موجـودات زنـده و‬
‫منجمله انسان از دو قسمت تشكيل شده اند‪ :‬يكي قسمت فيزيكي كه شامل ماده‪ ،‬انرژي‪،‬‬
‫زمان و مكان است ) ‪ ( MEST‬و دوم روح يا تتـا‪ .‬ايـن دو طبيعتـاً بـه ھمـديگر عالقـه و گـرايش‬
‫دارند‪ ،‬ولي در شرائط خاصي تركيب ناھنجاري از اين دو ايجاد مي شود كـه موجـد بيمـاري و‬
‫مخالف زندگي است‪ .‬علت ايجاد اين تركيب ناھنجار حوادث دردناكي است كه بـراي انسـان‬
‫اتفاق مي افتد‪.‬‬

‫حوادث معمول زندگي در ذھن تحليل گر كه به مثابه يك كـامپيوتر بسـيار قـوي اسـت‬
‫ذخيره مي شوند‪ ،‬ولي حوادثي كه با يك درد جسمي يـا روحـي ھمـراه ھسـتند‪ ،‬بـه صـورت‬
‫تركيبي ناھنجار‪ ،‬كه در ساينتولوژي اِنگرام ناميده مي شود‪ ،‬در ذھن واكنشـي )راكتيـو( قـرار‬
‫مي گيرند و در حالت عادي به خاطر آورده نمي شوند‪ .‬ذھـن راكتيـو قـدرت محاسـبه بسـيار‬
‫كم دارد و منطقي عمل نمي كند‪ .‬اگـر مقـدار اِنگـرام در شـخص زيـاد باشـد ‪ ،‬رفتـار او تحـت‬
‫سلطه ذھن راكتيو قرار مي گيرد و بيماري بروز مي كند‪.‬‬

‫ھدف ساينتولوژي پاك كـردن انگـرام ھـا از روي نـوار زمـان اسـت كـه الجـرم منجـر بـه‬
‫سالمت انسان خواھد شد‪ .‬بـراي رسـيدن بـه ايـن منظـور‪ ،‬بيمـار بـا كمـك درمـانگر در طـي‬
‫جلساتي‪ ،‬آگاھانه و بدون استفاده از ھيپنوتيزم ‪ ،‬وقايع گذشـته زنـدگي خـود را مجـدداً زنـده‬
‫مي كند و با انتقال اِنگرام ھا به ذھن تحليـل گـر قـدرت تخريبـي را از آنھـا سـلب مـي كنـد‪.‬‬
‫ھمزمان با پاك شدن اِنگرام ھا ‪ ،‬شخص به طرف سالمت مي رود و عالوه بر مقاوم شدن در‬
‫قبال بيماري ھا‪ ،‬صفات و خصوصيات عالي انساني در او تجلي مي يابد‪ .‬ايـن روش درمـاني‬
‫به تجربه موثر بوده است و در حال حاضر در اكثر نقاط دنيا مورد استفاده قرار مي گيرد‪(٣٣).‬‬

‫بيوالكترومانيتيك درماني ‪Bioelectromagnetic Therapy‬‬

‫در اين نوع درمان از ميدان مغناطيسي ايجاد شـده توسـط جريـان الكتريكـي اسـتفاده‬
‫مي شود‪ .‬آزمايشات نشان داده اند كه ميدان الكترومانيتيك با فركانس خيلي كـم )كـه غيـر‬
‫يونيزان است( تأثيرات مثبت بر روي فيزيولوژي انسـان مـي توانـد داشـته باشـد و در بيمـاري‬

‫‪-٧١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ھائي مثل شكستگي استخوان‪ ،‬اختالالت اعصاب محيطي‪ ،‬زخم ھـاي پوسـتي و مخـاطي‪،‬‬
‫استئوآرتريت و اختالالت دستگاه ايمني مي تواند مفيد باشد‪.‬‬

‫درمان ھاي سنتي‬

‫‪ -١‬ناتوروپاتي‬

‫در ناتوروپاتي از گياھان داروئي‪ ،‬رژيم غذائي‪ ،‬ھوميوپاتي‪ ،‬طب سوزني‪ ،‬آب درمـاني و‬
‫لمس درماني ھمراه با تكنيك ھـاي مـدرن تشخيصـي‪ ،‬در درمـان بيمـاري ھـا اسـتفاده مـي‬
‫شود‪.‬‬

‫در اياالت متحده سه دانشكده پزشـكي ناتوروپـاتي و بـيش از ھـزار پزشـك ناتوروپـاتي وجـود‬
‫دارد‪.‬‬

‫‪ -٢‬ھوميوپاتي‬

‫ھوميو در التين به معناي "مشابه" و پاتي به معناي بيماري اسـت‪ .‬در ھوميوپـاتي از‬
‫درمان توسط مواد مشابه آنچه كه بيماري را ايجاد كرده است استفاده مي شـود‪ ،‬بـر خـالف‬
‫طب معمول ) آلوپاتي( كه در آن بيماري ھا توسط متضاد خود درمان مي شـوند‪ .‬مـثال ً بـراي‬
‫درمان ماالريـا بايـد از مـاده اي اسـتفاده كـرد كـه ھمـان عالئـم بيمـاري ماالريـا را ايجـاد كنـد‬
‫)كينين(‪ .‬اين گونه مواد از طبيعت گرفته مي شوند و به مقادير بسيار زياد رقيـق شـده بـراي‬
‫بيمار تجويز مي گردند‪.‬‬

‫بنيان گذار ھوميوپاتي ساموئل ھاھنمان پزشك آلماني بـود كـه در آخـرين سـال ھـاي‬
‫قرن ھجدھم اين شيوه درمان را پيشنھاد نمود و در حال حاضر پزشكان ھوميوپات در سراسر‬
‫دنيا به درمان بيماران با اين شيوه مي پردازند و دانشكده ھاي پزشكي ھوميوپاتي در اغلـب‬
‫كشورھاي پيشرفته دنيا احداث شده اند‪ .‬تخمين زده مي شود كه حدود ‪ %١‬جمعيت اياالت‬
‫متحده آمريكا از ھوميوپاتي استفاده مي كنند‪.‬‬

‫‪ -٣‬طب آيورودا‬

‫طب آيورودا طب سـنتي ھنـد اسـت كـه بـيش از ‪ ٥٠٠٠‬سـال قـدمت دارد‪ .‬آيـوس در‬
‫سانسكريت به معناي "زندگي" و ودا به معناي "دانش" است‪ .‬پـس آيـورودا دانـش زنـدگي‬
‫است‪.‬‬

‫در آيورودا اعتقاد اصلي بر اين است كه ھمه بيمـاري ھـا در نتيجـه انحـراف از اعتـدال‬
‫ايجاد مي شوند‪ .‬جھت درمان بيماري ھا‪ ،‬از رژيـم غـذائي‪ ،‬تنظـيم خـواب‪ ،‬ملـين ھـا‪ ،‬ورزش‬
‫ھاي خاص‪ ،‬داروھاي گياھي و مراقبه استفاده مي شود‪ .‬شباھت زيادي بين طب آيـورودا و‬
‫طب قديم ايراني وجود دارد‪.‬‬

‫‪-٧٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -٤‬طب سوزني‬

‫طب سوزني بر مبناي تحريـك نقـاط خاصـي از بـدن قـرار دارد كـه نقـاط طـب سـوزني‬
‫ناميده مي شوند‪ .‬اين نقاط در طول خطوط طب سوزني قرار گرفتـه انـد كـه مسـئول انتقـال‬
‫انرژي حياتي )چي( براي اعضاء مختلف بدن ھستند‪ .‬اطباي چينـي حـدود ھـزار نقطـه طـب‬
‫سوزني را در چھارده گروه اصلي طبقـه بنـدي كـرده انـد‪ .‬ھرگـاه بـه علـت انحـراف از تعـادل‪،‬‬
‫اختاللي در جريان انرژي در يكي از اين خطوط ايجاد شود‪ ،‬بيماري بـروز مـي كنـد و منظـور از‬
‫تحريك نقاط طب سوزني‪ ،‬باز كردن اين خطوط و جاري شدن مجدد انرژي و در نتيجـه شـفاي‬
‫بيمار است‪.‬‬

‫اين روش درمان ھزاران سال در چين معمول بـوده و در ‪ ٥٠‬سـال اخيـر در سـاير نفـاط‬
‫جھان نيز مـورد اسـتفاده قـرار گرفتـه انـد‪ .‬در كشـور چـين بـيش از نـيم ميليـون پزشـك طـب‬
‫سوزني و در اروپاي غربي بيش از پنج ھزار درمانگر طـب سـوزني بـه درمـان بيمـاران بـا ايـن‬
‫روش اشتغال دارند‪.‬‬

‫‪ -٥‬ماكروبيوتيك )‪(MacroBiotic‬‬

‫ماكروبيوتيك در ژاپن پديد آمده و نوعي روش زندگي بر اساس تعـادل يانـگ و يـين و كلـي‬
‫نگري )نگرش ھوليستيك( به زندگي است‪ .‬به عالوه براي بازگشت به تعادل )رفـع بيمـاري(‪،‬‬
‫در اين روش از غذا ھاي يانـگ و يـين بـا آشـپزي خـاص ماكروبيوتيـك و اصـالح شـيوه زنـدگي‬
‫استفاده مي شود‪.‬‬

‫با اين ترتيب الزم است به چند نكته توجه شود ‪:‬‬

‫‪ -١‬مالحظه مي شود كه بسياري از درمان ھـاي طـب غيـر معمـول يـا خـود نـوعي از‬
‫انرژي درماني ھستند و يا انرژي درماني قسمتي از آنان را تشكيل مي دھد‪.‬‬
‫‪ -٢‬مراجعين به "طب غيـر معمـول" در حـال حاضـر بيشـترين تعـداد بيمـاران را در دنيـا‬
‫تشكيل مي دھند‪.‬‬

‫مطابق آمار سازمان بھداشت جھـاني تنھـا ‪ %٨٠‬جمعيـت دنيـا بـراي درمـان بيمـاري‬
‫ھاي خود از گياه درماني استفاده مـي كننـد‪ .‬بـا ايـن ترتيـب "طـب غيرمعمـول" طـب‬
‫معمول دنيا است و "طب معمول" به آن اندازه معمول نيست!‬

‫‪ -٣‬با استفاده از گفته ويليام براد‪ ،‬منطقي به نظر مي رسـد كـه شـايد در ھمـه انـواع‬
‫درمان ھا مقداري انرژي درماني نيز انجام مـي شـود‪ .‬يعنـي حتـي پزشـكي كـه دارو‬
‫مي دھد و يا جراحي مي كند ھم بدون آن كه خودش آگاه باشد ‪ ،‬كـم و بـيش از ايـن‬
‫طريق نيز روي بيمار خود تأثير مي گذارد‪.‬‬

‫روش ھاي ديگر انرژي درماني عباتند از‪:‬‬

‫‪-٧٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -٦‬روش درماني ِري كي )در ادامه بطور کامل در مورد اﯾن سيستم صحبت‬
‫خواھيم کرد(‬

‫‪ -٧‬مكتب درمان خوزه سيلوا‪:‬‬

‫خوزه سيلوا در سال ‪ ١٩١٤‬در الرودي تكزاس به دنيا آمد‪ .‬در چھار سالگي پدر خـود‬
‫را از دست داد و پس از ازدواج مجدد مادرش براي زندگي نزد مادر بزرگش رفـت و ناچـار شـد‬
‫از شش سالگي براي امرارمعاش شروع به كار كند‪ .‬اولين شغل او واكس زدن كفش ھا بود‬
‫و بعد نظافتچي و روزنامه فروش و رفتگر شد‪ .‬در ھفت سالگي روزي يك دالر درآمد داشـت‪،‬‬
‫ولي چون در كار خود لياقـت و كفايـت بسـيار نشـان داد بـه زودي درآمـدش بـه روزي دو دالر‬
‫رسيد‪ .‬او به خاطر وضع بد مالي خانواده اش به مدرسه نرفت‪ .‬در دوازده سـالگي راننـدگي‬
‫آموخت و به خريد و فروش پرداخت‪ .‬در ھفده سالگي درآمدش به حدي رسيد كه توانسـت‬
‫اتومبيلي براي خود بخرد و ضمن كار كردن با آن از خواھرش خواست تا درس ھائي را كـه در‬
‫مدرسه مي خواند به او بياموزد‪.‬‬

‫او ضمن كار كردن به مطالعات خود ادامه داد و در حاليكه فرصت نشستن پشـت ميـز‬
‫كالس درس را نداشـت‪ ،‬يـك دوره دروس الكترونيـك را از طريـق مكاتبـه گذرانـد‪ .‬سـپس وارد‬
‫خــدمت نظــام وظيفــه شــد و در ھنگــام مصــاحبه ورودي بــا روانشــناس ارتــش بــه رشــته‬
‫روانشناســي عالقمنــد گرديــد و در زمــان خــدمت نظــام وظيفــه مطالعــات خــود را بــه رشــته‬
‫روانشناسي و ھيپنوتيزم متمركز نمـود و پـس از آن سـالھا در ايـن زمينـه تحقيـق كـرد‪ .‬ايـن‬
‫مطالعات ‪ ٢٢‬سال ادامه يافت و در پايان اين مدت خوزه سيلوا ھيپنـوتيزم را كنـار گذاشـت و‬
‫كارھاي خود را روي فعاليت مغز متمركز نمود‪ .‬مردم او را يك دانشمند مردمي مـي خواندنـد‬
‫زيرا ھرگز تحصيالت كالسيك نداشت و به دانشگاه نرفت‪.‬‬

‫خوزه سيلوا سرانجام پس از سالھا نتيجه مطالعات خود را تدوين نمود و بـه نـام روش‬
‫معالجه سيلوا به جھانيان ارائه كرد‪ .‬او كالس ھاي متعدد تشكيل داد و به ھـزاران نفـر روش‬
‫درمان خودرا آموخت‪ .‬اين روش درماني به تدريج جھانگير شـد و در سرتاسـر دنيـا طرفـداران‬
‫بسياري پيدا كرد‪.‬‬

‫خوزه سيلوا مي گويد مغز انسان ھم درست مثل قلب ارتعاش دارد‪ ،‬با اين تفـاوت كـه‬
‫اين ارتعاشات در مغز تواتر بيشتري دارند‪ .‬ضربان قلب بر حسب سيكل در دقيقه و ارتعاشات‬
‫مغز بر حسب سيكل در ثانيه محاسبه مي شوند و ارتعاشات مغـزي بـا وضـعيت روحـي فـرد‬
‫تغيير مي كند‪.‬‬

‫‪-٧٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫امواج مغزی در تئوری سيلوا‬

‫امواج مغزي فردي كه بيدار است معموال ً حدود ‪ ٢٠‬سيكل در ثانيه است‪ .‬ھـر مـوجي‬
‫كه باالي ‪ ١٤‬نوسان در ثانيه باشد موج "بتا" ناميده مي شود‪ .‬امواج بتا براي ارتباط با دنياي‬
‫فيزيكي خارج ھستند و با اين امواج از حواس معمولي استفاده مي كنـيم و از زمـان و مكـان‬
‫آگاھي مي يابيم‪.‬‬

‫ارتعاشات كنـدتر بـين ‪ ٧‬تـا ‪ ١٤‬سـيكل در ثانيـه امـواج "آلفـا" و امـواج بـين ‪ ٤‬تـا ‪٧‬‬
‫ســيكل در ثانيــه امــواج "تتــا" و امــواج ‪ ٣‬ســيكل در ثانيــه و كنــدتر از آن امــواج "دلتــا" ناميــده‬
‫مي شوند‪.‬‬

‫امواج آلفا و تتا و دلتا براي ارتباط با دنياي مادي و فيزيكـي نيسـتند و ھنگـامي از آنـان‬
‫استفاده مي كنيم كه آگاه از زمان و مكـان نيسـتيم‪ .‬از ايـن امـواج بـراي ديـدن رويـا و ارتبـاط‬
‫روحي و شھود استفاده مي شود كه با آگاھي دروني ما مرتبط است‪.‬‬

‫پائين ترين تواتر كه در خواب به آن بر مي خوريم امـواج دلتـا اسـت‪ .‬وقتـي كـه مغـز در‬
‫جنين تكامل پيدا مـي كنـد و در ابتـداي تولـد فقـط امـواج دلتـا وجـود دارنـد‪ .‬بـا رشـد كـودك و‬
‫استفاده از مغز تدريجاً امواج با فركانس بيشتر پيـدا مـي شـوند بـه طـوري كـه بيشـتر امـواج‬
‫مغزي از ‪ ٣‬تا ‪ ٦‬سالگي را امواج تتا تشكيل مي دھند‪ .‬از حدود يك و نيم سالگي امـواج آلفـا‬
‫نيز كم و بيش پيدا مي شوند كه با تكامل اين امواج قدرت فراگيري مغـز بيشـتر مـي شـود و‬
‫نيمكره راست مغز بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد‪ .‬امواج آلفا در ‪ ٦‬و‪ ٧‬سـالگي بيشـترين‬
‫امواج مغز ھستند و اگر در ھمين سنين به كودك بياموزيم كه از ھر دو نيمكره مغز بـراي فكـر‬
‫كردن استفاده كند اين قدرت براي تمامي عمر نزد او باقي خواھد ماند‪.‬‬

‫ولي معموال ً كودك چنين شانسي ندارد و استفاده او از نيمكره راست به تـدريج كـم‬
‫مي شود‪ ،‬به نحوي كه ‪ ٩٠‬درصد انسان ھا در سنين بلوغ و پـس از آن فقـط از نيمكـره چـپ‬
‫مغز براي فكر كردن استفاده مي كنند‪ .‬در حالت آرامش فركانس امواج مغز ما بيشتر شـامل‬
‫امواج آلفا يعني ‪ ٧‬تا ‪ ١٤‬سيكل در ثانيه است‪ .‬در اين حالت ھردو نيمكره مغز فعاليت دارند و‬
‫داراي بھره ھوشي باالتري ھستيم و مشكالت را راحت تر مي توانيم حل كنيم‪.‬‬

‫خوزه سيلوا ثابت كرده است كه با به كارگيري روش او مغز وارد مرحله آلفا مي شـود‬
‫و سمت راست مغز كه غريزي و شھودي و خالق است به كار مي افتد‪ .‬او كه يك مسـيحي‬
‫مومن و معتقد است در طي مطالعات خود به اين نتيجه رسيده است كه قـدرت خـارج كـردن‬
‫ھياھوي مسائل دنياي خارج و پرداختن به درون ھمان است كـه عيسـي مسـيح )ع( گفـت‬
‫كه "بھشت در درون ما است"‪.‬‬

‫خوزه سيلوا به اين نتيجه رسيده است كه جھان ھستي بوسيله يك نيروي متفكـر و‬
‫آگاه ساخته شده و به ھمين دليل كساني كه در دانش متافيزيك كار مي كنند در مـي يابنـد‬
‫كه روز به روز فاصله بين علم و مذھب كوتاھتر مي شود‪ .‬او معتقد است كه قـدرت عيسـي‬

‫‪-٧٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫مسيح )ع( در استفاده از نوعي انرژي بوده است كه با آن مي توانسته دردھـا و بيمـاري ھـا‬
‫را از بين ببرد‪.‬‬

‫اساس كار خوزه سيلوا نيز انتقال انرژي است كه اين كـار را مـي تـوان ھـم بـر بـالين‬
‫بيمار و ھم از راه دور انجـام داد‪ .‬او مـي گويـد‪" :‬مـي تـوان از انـرژي روحـي بـراي تغييـر مـاده‬
‫استفاده كرد‪ .....‬آنچه كه مھم است آنستكه ھرگز نمي توان از اين انرژي براي مقاصد‬
‫منفي استفاده نمود‪ ،‬زيرا چنين كاري برخالف قوانين حاكم بر طبيعت است‪".‬‬

‫درمان طبق روش خوزه سيلوا بر دو نوع است‪ :‬اول درمان بر روي خود و دوم درمان بـر‬
‫روي ديگران‪.‬‬

‫درمان بر روي ديگران نيز شامل دو نوع درمان از نزديك و درمان از راه دور مي شود‪.‬‬

‫اول‪ ،‬درمان بر روي خود‬

‫خوزه سيلوا مي گويد‪" :‬ما از كودكي مي آموزيم كه چگونه بيمار شويم‪ ،‬يعني مغز ما‬
‫را براي اين كار برنامه ريزي مي كنند‪ .‬مثال ً اين جمله كـه اگـر پاھايـت را خـيس كنـي سـرما‬
‫مي خوري يك برنامه ريـزي اسـت‪ .‬يـا مـثال ً وقتـي كـه مـي بينـيم ديگـران بيمـار شـده انـد و‬
‫بيماريشان را در خودمان به تصوير مي كشيم‪ .‬نگراني ھم نوعي برنامـه ريـزي اسـت‪ .‬بايـد‬
‫بدانيم كه برنامه ريزي ھاي منفي نتـايج ناخوشـايندي دارنـد‪ ،‬در حاليكـه برنامـه ريـزي ھـاي‬
‫مثبت نتايج سازنده مي توانند داشته باشند‪.‬‬

‫اگر مي خواھيد به نتايج مثبتي برسيد‪ ،‬كارھائي را كه مي گـويم بـه مـدت چھـل روز‬
‫دنبال كنيد‪ :‬وقت بيداري صبح خود را طوري برنامه ريزي كنيد كه پس از شستن دسـت و رو‬
‫و اجراي دستوراتي كه مي گويم وقت كافي براي خـوردن صـبحانه و رفـتن بـه سـر كـار خـود‬
‫داشته باشيد‪.‬‬

‫شروع كار به اين ترتيب است كه چشم ھـاي خـود را ببنديـد و سـر را در زاويـه حـدود‬
‫بيست درجه با افق قرار دھيد‪ .‬سپس به آھستگي از صـد تـا يـك بشـماريد‪ ،‬بـه طـوري كـه‬
‫فاصله بين ھر دو شماره حدود يك ثانيه باشد‪ .‬به شماره يك كه رسـيديد تصـويري از خـود را‬
‫كه جوان وشاداب و سالم و جذاب است در فكر مجسم كنيد و به خود بگوئيد "مـن ھميشـه‬
‫مغز و بدني سالم خواھم داشت‪.‬‬

‫حاال از يك تا پنج مي شمارم‪ .‬وقتي كه به شماره پنج رسيدم چشم ھايم را باز كـرده‬
‫و در سالمتي كامل خواھم بود"‪ .‬وقتي كه شمارش از يك تا پنج را شروع كرديد‪ ،‬بـه شـماره‬
‫دو كه رسيديد تكرار مي كنيد "وقتي كه به شماره پنج رسيدم چشم ھـايم را بـاز كـرده و در‬
‫سالمتي كامل خواھم بود"‪ .‬وقتي كه بـه شـماره پـنج رسـيديد چشـم ھايتـان را بـاز كـرده‬
‫بگوئيد "من كامال ً بيدارم‪ .‬احساس كامل بودن و سالم بودن مي كنم‪ ".‬اين كار بـراي چھـل‬
‫روز انجام مي شود‪ .‬ده روز اول از صد تا يك بشماريد‪ .‬ده روز دوم از پنجاه تا يـك بشـماريد‪.‬‬
‫ده روز سوم از بيست وپنج تا يك و ده روز آخر از ده تا يـك شـمارش كنيـد‪ .‬پـس از چھـل روز‬
‫ھمين روش را فقط با شمارش از پنج تا يك ادامه دھيد‪".‬‬

‫‪-٧٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫با انجام دستورات خوزه سيلوا در اين چھل روز مغز عادت مي كند كه در فركانس آلفـا‬
‫عمل كند و شخص بھبود دلخواه را بـه دسـت خواھـد آورد‪ .‬البتـه مسـئله ھميشـه بـه ايـن‬
‫سادگي نيست و در اين مسير به تمركز احتياج داريم‪ .‬براي از بـين بـردن يـك بيمـاري خـاص‬
‫بايد تصور خالق داشته باشيم‪.‬‬

‫مثال ً براي از بين بردن سنگ كيسه صفرا مي توانيم تجسـم كنـيم كـه سـنگ ھـارا در‬
‫دست خود گرفته و خرد مي كنيم تا به راحتي از كيسه صفرا دفع شود‪ .‬خـوزه سـيلوا كليـد‬
‫موفقيت را در آرامش عضالني و روحي مي داند‪.‬‬

‫دوم‪ ،‬درمان بر روي ديگران‬

‫روش درماني سيلوا بر روي ديگران شـامل دو نـوع درمـان از راه دور و درمـان از نزديـك‬
‫است‪ .‬در درمان از راه دور‪:‬‬

‫‪ -١‬ابتدا وارد مرحله آلفا شويد‪.‬‬

‫‪ -٢‬خواسته خود را مبني بر ياري و كمـك‪ ،‬بـر اسـاس اعتقـادات خـود در فكـر مجسـم‬
‫كنيد و با كلمات ادا نمائيد‪.‬‬

‫‪ -٣‬خواسته خود را با تجسم و تخيل تقويت كنيد‪ .‬نبايد موضوع ديگري را در خيال خـود‬
‫مجسم كنيد يا به چيز ديگري فكر كنيد‪ .‬مثال ً اگر دوسـت يـا فاميلتـان بيمـار اسـت‪ ،‬در‬
‫فكرتان قوياً آرزو كنيد كه او بھبود مي يابـد‪ .‬تأكيـد كنيـد كـه ايـن واقعـه در حـال وقـوع‬
‫است‪ .‬اين كار را مي توانيد در دو مرحله انجام دھيد‪:‬‬

‫الف ‪ -‬عضو بيمار را مجسم كنيد‪.‬‬

‫ب ‪ -‬مجسم كنيد كه اين عضو به حالت اول و سالمت برگشته است‪.‬‬

‫در روش درمان از نزديك خوزه سيلوا به شاگردانش مـي آمـوزد كـه ارتعاشـات مغـزي خـود را‬
‫روي دست ھاي خود نيـز ايجـاد كننـد‪ .‬يعنـي ارتعـاش دسـت خـود را بـه ده سـيكل در ثانيـه‬
‫برسانند‪ .‬در اين حالت دست و مغز شفاگر ھماھنگ مي شوند و ھاله شفاگر با اين فركانس‬
‫به ارتعاش در مي آيد و او مي توانـد بـا گذاشـتن دسـت خـود روي عضـو بيمـار آن را معالجـه‬
‫كند‪ .‬او مي گويد ھنگام انتقال انرژي از طريـق مسـتقيم بھتـر اسـت كـه ھـم شـفاگر و ھـم‬
‫بيمار در فركانس آلفا باشند و اگر بيمار با ايـن روش آشـنا نيسـت فقـط چشـم ھـاي خـود را‬
‫ببندد‪.‬‬

‫خوزه سيلوا مي گويـد‪" :‬مـا مـي تـوانيم بـا اسـتفاده از مغزمـان زنـدگي طـوالني تـر و‬
‫شاداب تري داشته باشيم‪ .‬روش سيلوا جادوگري نيست‪ .‬در بدن مـا ھـيچ مسـئله جـادوئي‬
‫وجود ندارد‪ .‬مھـم آشـنا كـردن مـردم بـا قـدرت فكـري خودشـان اسـت‪ ،‬تـا ھمگـي بتواننـد از‬
‫محدوديت ھاي فكري موجود رھا شده و عادات بيھوده خود را ترك كنند و به سـطوح بـاالتري‬
‫از موفقيت و خالقيت برسند‪".‬‬

‫‪-٧٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -٨‬مكتب درماني كوك سوئي‬

‫كوك سوئي در فيليپين متولد شد و به گفته خود فن درمان با انرژي را نـزد اسـاتيد چينـي در‬
‫چين فراگرفت‪ .‬استاد اصلي او ميلينگ نام داشت‪ .‬او بيست سال از عمر خود را صرف كـار و‬
‫تحقيق در اين زمينه نمود و اطالعات خود را به صورت كتابي به نام درمان با پرانا در دسترس‬
‫عموم قرار داده است كه توسط انتشارات ساموئل وايزر منتشر گرديده است‪ .‬اين كتاب جنبه‬
‫آموزشي بسيار قوي دارد‪ .‬در اين كتاب به نحوي زيبا و منسجم اساس كـار انـرژي درمـاني‪،‬‬
‫ھمراه با تصاويري مناسب و گويا به رشته تحرير در آمده است‪ ،‬به صورتي كه براي ھر فردي‬
‫قابل استفاده است‪ .‬به عالوه در اين كتاب نحوه درمان انواع بيماري ھا به صورت اختصاصـي‬
‫نيز تشريح شده است‪.‬‬

‫كوك سوئي در مورد خود مي گويد‪" :‬نه روشن بـين ھسـتم و نـه قـدرت روحـي فـوق‬
‫العاده اي دارم‪ .‬من فكر مي كنم ھر كسي كه تمركز كافي براي خواندن يك كتـاب را داشـته‬
‫باشد مي تواند اين علم را فـرا گيـرد‪ ،‬بـه شـرطي كـه واقعـاً بخواھـد و خـود را تزكيـه كنـد‪".‬‬
‫دركتاب درمان با پرانا‪ ،‬ياد گيري اين فن به سه دوره مبتدي و متوسطه و عالي تقسيم شده‬
‫است‪.‬‬

‫در قسمت انرژي درماني براي افراد مبتدي‪ ،‬اساس كار انـرژي درمـاني تشـريح شـده‬
‫است‪ .‬در قسمت انـرژي درمـاني در حـد متوسـطه‪ ،‬انـواع روش ھـاي نفـس كشـيدن بـراي‬
‫كسب انرژي و چند نوع مراقبه و ورزش ھاي جسمي تشريح شـده اسـت‪ .‬ھمچنـين در ايـن‬
‫قسمت خوددرماني و روش ھاي درمان از راه دور مورد بحـث قـرار گرفتـه اسـت‪ .‬در قسـمت‬
‫انرژي درماني پيشرفته‪ ،‬درمان با رنگ ھاي مختلف انـرژي‪ ،‬انـواع رنـگ ھـا و مـوارد اسـتفاده‬
‫ھريك ‪ ،‬نحوه باز كردن چاكراھا و انرژي درماني پيشرفته روي انواع بيمـاري ھـا مـورد بحـث و‬
‫بررسي قرار گرفته است‪.‬‬

‫كوك سوئي مي گويد افرادي كه نمي خواھند اين نوع درمـان را بـه عنـوان كـار اصـلي خـود‬
‫داشته باشند مي توانند آن را فرا گرفته و الاقل در خـانواده خـود آن را بـه كـار ببندنـد‪ .‬او كـار‬
‫خود را بر اساس كار روي ھاله انساني و چاكراھا اعمال مي كند‪ .‬ھاله بدن را بيوپالسـميك‬
‫مي داند و مي گويد‪" :‬روشن بينان با قدرت روحي كه دارا شـده انـد قادرنـد ببيننـد كـه ھمـه‬
‫افراد توسط يك قالب نوري احاطه شده اند‪ .‬اين قالب عالوه بر اينكه در اطـراف بـدن اسـت در‬
‫اعضاء بدن نيز وجود دارد"‪ ،‬يعني ما عالوه بر چشم ھاي فيزيكي چشم ھـاي بيوپالسـميك و‬
‫ھمانند طحال خود طحال بيوپالسميك داريم كه او آنھا را ھمتاي بيوپالسميك مي نامد‪.‬‬

‫كانال ھاي بيوپالسميك مانند رگ ھاي بدن فيزيكي كه خون در آنھا جاري است در بدن قرار‬
‫دارند كه بيوپالسما در آن جريان پيـدا مـي كنـد و در سرتاسـر بـدن پخـش مـي شـود‪ .‬انـرژي‬
‫توسط چرخه ھاي بيوپالسميك كه به آنھا چاكرا مي گويند وارد و خارج بدن مي شود‪.‬‬

‫بدن بيوپالسميك و بدن فيزيكي به قدري به ھم وابسته انـد كـه ھـر عـاملي كـه روي‬
‫يكي از آنھا اثر بگذارد روي ديگري نيز تأثير مي كند‪ .‬مثال ً اگر حنجره بيوپالسميك دچار اختالل‬
‫شود تظاھرات آن به صورت سرفه و الرنژيت در بدن فيزيكي بروز مي نمايد‪ .‬اگر جائي از بـدن‬
‫زخم شود از آن ناحيه پرانا به خارج منتشر مي شود‪ .‬روشن بينان مي بينند كه بدن فيزيكي‬

‫‪-٧٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫از روي بدن بيوپالسـميك قالـب ريـزي شـده و شـكل گرفتـه اسـت و ھمچنـين افكـار ارادي و‬
‫غيرارادي ھر فرد روي بدن بيوپالسميك او اثر گذاشته و تغييراتي ايجاد مي كند‪ .‬بنابراين‪:‬‬

‫‪ -١‬بدن زنده در حقيقت دو بدن است‪ ،‬يكي جسم قابل رويت فيزيكي و ديگري جسـم‬
‫اثيري‪.‬‬

‫‪ -٢‬جسم اثيري وسيله انتقال پرانا يا انرژي معنوي است‪.‬‬

‫‪ -٣‬پس از قطع اعضاء فيزيكي‪ ،‬جسم اثيري باقي مي ماند و به ھمين جھت شخصي‬
‫كــه قطــع عضــو شــده ھنــوز آن عضــو را حــس مــي كنــد و يــا در آن ممكــن اســت درد‬
‫احساس نمايد‪.‬‬

‫كوك سوئي معتقد است كه پرانـا از محـيط اطـراف يـا خورشـيد يـا درختـان مـي توانـد‬
‫گرفته شود و طريقه گرفتن انرژي را توسط تنفس ريتميك در كتاب خود شرح مي دھد‪.‬‬

‫مراحل درمان در روش كوك سوئي به شرح زير است‪:‬‬

‫‪ -١‬دعا و توجه به خداوند‪.‬‬

‫‪-٢‬حساس كردن دست ھا براي دريافت انرژي و معاينه ھاله بيمار‪.‬‬

‫‪ -٣‬بررسي ھاله بيمار‪.‬‬

‫‪ -٤‬تميز كردن موضعي يا عمومي ھاله بيمار‪.‬‬

‫‪ -٥‬دادن انرژي به بيمار‪.‬‬

‫‪ -٥‬تثبيت انرژي داده شده به بيمار‪.‬‬

‫كوك سوئي معتقد است ھر درمانگر بايد در درجه اول به خداوند و در درجه دوم به كار‬
‫خود عميقاً و قلباً و صددرصد معتقد باشد‪ .‬دعا و توجه به خدا قبـل از شـروع كـار جـزء اصـول‬
‫كار او است‪ .‬او مي گويد‪" :‬شما ھر مذھبي كه داريد‪ ،‬مي توانيد با توجه بـه آن دعـاي مـورد‬
‫نظر خود را بخوانيد‪ .‬من معموال ً از اين دعا استفاده مي كنم‪ :‬خداوندا‪ ،‬مرا وسـيله شـفا قـرار‬
‫ده و رخصت عطا فرما كه تمام وجودم پر از شفقت براي رنج ديدگان شود‪ .‬بارلھا‪ ،‬اجازه فرمـا‬
‫كه قدرت شفاي تو و قدرت بازسازي تو از طريق وجود من منتقـل شـود‪ .‬بـا ھمـه ايمـانم تـرا‬
‫شكر مي كنم‪".‬‬

‫تميز كردن ھاله ھا شامل زدودن مواد زائد بيوپالسـميك اسـت‪ .‬ايـن مـواد مـي تواننـد‬
‫براي درمانگر نيز بيماري ايجاد كنند و بنـابراين بايسـتي دور ريختـه شـوند‪ .‬كـوك سـوئي مـي‬
‫گويد آب اين مواد آلوده را در خود حل مي كند و افزودن كمي نمك به آب كمك مي كند تا اين‬
‫مواد حل شده ديگر خاصيت بيماريزائي نداشته باشند‪ .‬بـه ھمـين جھـت درمـانگر بـا دسـت‬

‫‪-٧٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫خود ھاله بيمار را پاك مي كند و مواد زائد بيوپالسميك را در يـك سـطل حـاوي آب نمـك مـي‬
‫اندازد‪.‬‬

‫كوك سوئي مي گويد درمانگر بايستي اصول اخالقي زير را رعايت كند‪:‬‬

‫‪ -١‬اين وظيفه درمانگر است كه بيمار را از بيماري نجات دھد‪.‬‬

‫‪ -٢‬درمانگر اجازه دارد مبلغ عادالنه اي را در مقابل كارش از بيمار دريافـت نمايـد‪ ،‬ولـي‬
‫ھرگز نبايد مبالغ ھنگفتي را كه پرداخت آن براي بيمار ميسر نيست مطالبه كند‪.‬‬

‫‪ -٣‬تحت ھيچ شرائطي درمانگر حق ندارد بيماري را كه بـه دليـل فقـر ھزينـه پرداخـت‬
‫معالجه را ندارد رد كند‪.‬‬

‫‪ -٤‬درمانگر بايستي تمام اطالعـات مربـوط بـه بيمـاري مـراجعين را ماننـد رازي بسـيار‬
‫محرمانه حفظ كند‪.‬‬

‫‪ -٥‬تحت ھيچ شرائطي درمانگر حق ندارد از انرژي اي كه در اختيار دارد سوء استفاده‬
‫نمايد‪.‬‬

‫‪ -٩‬مكتب انرژي درماني باربارا برنان‬

‫باربارا برنان فيزيكـدان و متخصـص فيزيـك اتمسـفر اسـت كـه قـبال ً مـدت پـنج سـال در‬
‫سازمان فضائي آمريكا كار مي كرد و به عالوه دوره ھـاي چنـدين سـاله را نيـز در بيوانرژتيـك‪،‬‬
‫ماساژدرماني‪ ،‬آناتومي و فيزيولژي‪ ،‬تكنيك ھـاي آرامـش‪ ،‬روانشناسـي وھوميوپـاتي گذرانـده‬
‫است‪.‬‬

‫او مي گويد‪" :‬من به راحتي درمانگر نشـدم‪ .‬بـراي درمـانگر شـدن ھـم بـه مطالعـات و‬
‫دروس جسمي‪ ،‬و ھم به مطالعات و درس ھاي روحي احتياج داريم‪ .‬اولين باري كه بـا پديـده‬
‫ھاي روحي روبرو شدم با ديد شك و ترديد به آنھا نگريستم‪ .‬آن موقع مطالعاتي در اين مـورد‬
‫نداشتم‪ .‬در مورد معجزات انبياء و اولياء مطالبي خوانده بودم‪ ،‬ولي اينھا وقايعي بودند كـه در‬
‫گذشته اي دور و براي افـرادي كـه نمـي شـناختم اتفـاق افتـاده بودنـد و مـن بـه عنـوان يـك‬
‫فيزيكدان براي قبول آنھا به دليل عيني احتياج داشتم‪.‬‬

‫بنابراين شروع به مطالعه و جمع آوري اطالعات نمودم كه ببينم آنچه اتفاق مي افتد‬
‫حقيقي است يا غيرحقيقي‪ ،‬و در صورتي كه واقعاً وجوددارد طبق چه منطق و ضوابطي‬
‫است‪ ،‬چون به اين گفته اينشتين اعتقاد دارم كه خداوند با جھان تاس بازي نمي كند‪ .‬در‬
‫نھايت آنچه يافتم اين بود كه پديده ھاي مافوق الطبيعه وجود دارند و مانند فيزيك پيرو قوانين‬
‫مشخص و معين ھستند‪ .‬ھميشه پس از اينكه در مورد مطلبي مشاھده و تحقيق مي‬
‫كردم كتابي در آن مورد به دستم مي رسيد كه مشاھدات مرا تأييد مي كرد‪ .‬گوئي دستي‬
‫نامرئي در كار بود كه مي خواست مطمئن شوم آنچه كه پيدا مي كنم نتيجه مطالعه يك‬
‫كتاب و تلقين مطالب آن به من نيست‪ .‬اعتقاد راسخ دارم كه ھميشه نيروئي راھنماي من‬

‫‪-٨٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫بوده است كه در فراز و نشيب زندگي مرا ھدايت كرده و در تجارب جديد و آموزش مطالب‬
‫جديد و رشد و تكامل من به عنوان يك انسان‪ ،‬راه را به من نشان داده است‪".‬‬

‫به عقيده برنان بيماري در نتيجه خروج از اعتدال عـارض مـي شـود و خـروج از اعتـدال‬
‫وقتي پيدا مي شود كه ما حقيقت وجودي خود را فراموش كنيم‪ .‬به عبارت ديگر ھروقـت كـه‬
‫ما حقيقت وجودي خود را فراموش مي كنيم‪ ،‬تغييراتي در افكار و رفتار ما پيدا مـي شـود كـه‬
‫منجر به روش ھاي غلط در زندگي و در نتيجه بيماري مي گردد‪ .‬بنابراين ھـر بيمـاري را مـي‬
‫تــوان بــه مثابــه ھشــداري در مــورد انحــراف از اعتــدال بــه حســاب آورد كــه راه درم ـان نيــز در‬
‫عالئمش عيان است‪.‬‬

‫باربارا برنان سالھا با ھمكاري دانشمندان ديگـر بـر روي ھالـه ھـاي انسـان مطالعـه و‬
‫بررسي كرده است‪ .‬او معتقد است ھاله ھاي انسان را تنھا يك ميـدان نبايـد در نظـر گرفـت‪،‬‬
‫بلكه ھاله ھا عين زندگي ھستند‪.‬‬

‫ھر اليه از ھاله ھاي انسان را مي توان يك بدن در نظر گرفت كه شباھت ھـا و عـدم‬
‫تشابھاتي با بدن فيزيكي انسان دارند و ھر اليه خود شامل دنيائي است كه با دنيـاي ھالـه‬
‫ھاي ديگر مرتبط است‪ .‬ھر مفھوم يا اعتقـادي بايـد بـه تـدريج از دنيـاي اليـه ھـاي بـاالتر بـه‬
‫دنياي ھاله ھاي پائين تر راه پيدا كند‪ ،‬تا زماني كه در جسم فيزيكي متبلور شود)شكل ‪.(٢‬‬

‫انواع بيماري ھا نيز به ھمين ترتيب از اليه ھاي باالتر به جسم فيزيكـي مـي رسـند و‬
‫تظاھرات فيزيكي پيدا مي كنند و به ھمين علت درمان اين بيماري ھـا ھـم بايسـتي از اليـه‬
‫ھاي باالتر شروع شود‪ .‬حتي قبل از شروع بيماري ھا در جسم فيزيكي‪ ،‬عالئم و شواھد آن‬
‫در اليه ھاي ھاله و چاكراھا توسط افراد روشن بين و پرتوبين قابل رويت است‪ .‬اين عالئم به‬
‫صورت ركود انرژي‪ ،‬تغيير رنگ انرژي از رنگ ھاي روشن بـه رنـگ ھـاي تيـره و تغييـرات شـكل‬
‫چاكراھا ديده مي شود‪ .‬انرژي درماني از سه راه مي تواند بـيش از سـاير روش ھـاي درمـان‬
‫به بيماران كمك كند‪:‬‬

‫‪ -١‬ديد وسيعتري از علت بيماري و راه درمان آن ارائه مي دھد‪.‬‬

‫‪ -٢‬امكان تشخيص بيماري از طريـق دسترسـي مسـتقيم بـه اطالعـاتي كـه در علـوم‬
‫ديگر قابل حصول نيست وجود دارد‪.‬‬

‫‪ -٣‬از امكانات روحي خود بيمار نيز براي درمان استفاده مي شود‪.‬‬

‫برنان مي گويد‪" :‬پزشكي امروز اغلب به درمان عالمتي بيمـاري ھـا مـي پـردازد و از عوامـل‬
‫اصلي اغلب بيماري ھا بـي اطـالع اسـت‪ .‬بـه عـالوه در پزشـكي امـروزي از ارتبـاط انسـاني‬
‫پزشك و بيمار كاسته شده و فن آوري جديد پزشكي نيز بـه ايـن جـدائي افـزوده اسـت‪ .‬اگـر‬
‫پزشكان و درمانگران با يكديگر ھمكاري كننـد بيمـاران بيشـترين نتيجـه ممكـن را مـي تواننـد‬
‫بگيرند‪ .‬درمانگران با ديد وسيعتر خود در تشـخيص علـت بيمـاري ھـا مـي تواننـد مسـائلي را‬
‫مورد توجه قرار دھند كه پيشرفته ترين فـن آوري پزشـكي امـروزي نيـز از تشـخيص آن عـاجز‬
‫است‪ .‬به عالوه بسياري از بيماري ھائي كه در پزشـكي امـروزي درمـاني بـراي آنـان متصـور‬

‫‪-٨١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫نيست از انرژي درماني مي توانند نتيجه بگيرند‪ .‬در مقابل عده اي از بيمـاري ھـا نيـز توسـط‬
‫پزشكان بھتر و سريعتر قابل درمان ھسـتند و پزشـكان بـا دانـش وسـيع خـود مـي تواننـد در‬
‫تجزيه و تحليل ھاله ھا و يافتن قوانين حاكم بر آنھا بـه درمـانگران كمـك كننـد‪ .‬از آنجـائي كـه‬
‫اولين ھاله انسان بسيار شبيه به جسم فيزيكي است‪ ،‬به نظر مي رسد بھتر است مطالعه‬
‫از ھمين ھاله شروع شود‪".‬‬

‫به عقيده برنان راه ھاي مختلف براي دستيابي مستقيم به علت بيماري ھا وجود دارد و اين‬
‫كار از راه دور نيز امكان دارد‪ ،‬ھمانگونه كه درمان از راه دور نيز ممكـن اسـت )اگرچـه تـأثير آن‬
‫كمتر است(‪ .‬او در كالسھاي خود تأكيـد زيـادي بـه تمـرين بـراي تقويـت دريافـت ھـاي مـاوراء‬
‫حسي )خارج از حواس پنجگانه( دارد‪ .‬بـه عقيـده او مراقبـه يكـي از بھتـرين راه ھـاي تقويـت‬
‫دريافت ھاي فراحسي است‪.‬‬

‫آماده شدن براي درمان‪ .‬يك درمانگر براي نتيجه گيري بھتر ابتدا بايستي خود را آمـاده‬
‫درمان كند‪ .‬براي آمادگي درمانگر كارھاي زير الزم است‪:‬‬

‫‪ -١‬ورزش ھاي خاص روزانه براي باز كردن مجاري انتقال انرژي و باز كردن چاكراھا‪.‬‬

‫‪ -٢‬تكنيك ھاي تنفسي براي ذخيره كردن انرژي و باز كردن چاكراھا‪.‬‬

‫‪ -٣‬مراقبه روزانه‪.‬‬

‫مراحل درمان نيز به روش باربارا برنان به ترتيب زير است ‪:‬‬

‫‪ -١‬بررسي كلي ھاله ھا و چاكراھاي بيمار با "ديدن" يا استفاده از پاندول‪.‬‬

‫پاندول‬

‫در معاينه با پاندول از تداخل ميدان انرژي درمانگر با ميدان انـرژي بيمـار اسـتفاده مـي‬
‫شود‪ .‬پاندولي كه باالي بدن شخص نگھداشته مي شود در اثر اين تداخل به حركت در مـي‬
‫آيد و نوع و شدت اين حركت بيانگر بيماري يا سـالمت آن قسـمت از بـدن مـي توانـد باشـد‪.‬‬
‫طول نخ پاندول حدود ‪ ١٥‬سانتيمتر بايد باشد‪ .‬ته پاندول بايد نزديك به سطح بدن باشد ولي‬
‫بدن را لمس نكند‪ .‬مھمترين مسئله در مـورد معاينـه بـا پانـدول آنسـتكه بايسـتي ذھـن را از‬
‫پيش داوري در باره وضع عضو مورد درمان خالي نمود‪ ،‬اين مشكلترين قسمت كـار بـا پانـدول‬
‫است و احتياج به تمرين و ممارست دارد‪ .‬در اين ھنگام انرژي درمانگر در ميدان انرژي پاندول‬
‫جاري مي شود و با ميدان انرژي قسمت مورد معاينه تداخل مي كند و باعث حركـت پانـدول‬
‫مي شود‪.‬‬

‫سه نكته در مورد حركت پاندول بايستي مورد توجه قرار گيرد‬

‫‪-٨٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫الف ‪ -‬مسير حركت‪ ،‬كه ممكن است به صورت دايره يا بيضـي و يـا يـك خـط مسـتقيم‬
‫باشد‪.‬‬

‫ب ‪ -‬جھت حركت‪ ،‬كه ممكن است در جھت حركت عقربه ھاي ساعت يا خالف جھت‬
‫حركت عقربه ھاي ساعت و يا نامنظم باشد‪.‬‬

‫پ ‪ -‬شدت حركت‪ ،‬كه ممكن است كم يا زياد باشد‪.‬‬

‫‪ -٢‬ھمطراز نمودن انرژي درمانگر با انرژي بيمار و ميدان انرژي جھاني‪ :‬اين كار بـا دعـا‬
‫آغاز مي شود‪ .‬پس از آن بيمار روي تخت معاينه به پشت مي خوابد و درمانگر روي صـندلي‬
‫مي نشيند و كف پاھاي بيمار را بـه دسـت مـي گيـرد و پـس از تمركـز و چنـد تـنفس عميـق‬
‫برروي ميدان انرژي خود و بيمار و ميدان انرژي جھاني تمركز مي كند و انرژي را در بدن بيمـار‬
‫جاري مي سازد‪ .‬پس از اين مي توان با لمس نقاط مختلف كف پاي بيمار يك بررسي كلي از‬
‫سالمت يا بيماري اعضاء بدن بيمار انجام داد‪.‬‬

‫‪ -٣‬پاك كردن ھاله ھاي بيمار‪ :‬در مكتب انرژي درماني باربارا برنان پاك كردن ھالـه ھـا‬
‫از پا به طرف سر انجام ميشود‪ .‬وي معتقد است كه چون اين راه و جھـت معمـول‬
‫حركت انرژي است‪ ،‬بنابراين طبيعي تر و بھتر است‪.‬‬

‫‪ -١٠‬مكتب انرژي درماني عرفانی بر اساس عرفان اسالمي‬

‫در يك جمله‪ ،‬مكتب انرژي درماني عرفانی بر اساس عرفان اسالمي است‪ .‬عرفان اسالمي‬
‫از شريعت آغاز مي شود و به طريقت مي رسد‪ ،‬و طريقت گام نخست براي رسيدن به‬
‫حقيقت است‪.‬عرفان درك حقايق از طريق الھام است‪ .‬بدون استفاده از حواس پنجگانه و‬
‫منطق و تجزيه و تحليل و تعقل و تفكر‪.‬‬
‫عقل را بگذار ‪ ،‬كاين وجداني است‬ ‫فھم اين ني كار عقل داني است‬
‫براي رسيدن به عرفان راه ھاي مختلف وجود دارد‪ .‬كه براي رسيدن به عرفان اسالمي‬
‫احتياج به ترك دنيا و رياضت بيش از حد نيست‪ .‬اصوال ً در دين اسالم ترك دنيا منع شده‬
‫است‪ .‬سالك مي تواند از موھبات زندگي در حد معقول و مشروع استفاده كند و رياضت را‬
‫نيز در حد ممكن انجام دھد‪ .‬رعايت اعتدال در ھردوي اين مسائل شرط زندگي در دنياي‬
‫امروزي و در عين حال ترقي در مسير عرفان است‪ .‬بايد توجه داشت كه سير و سلوك در راه‬
‫عرفان درجات و مراتب مختلف دارد و به ھر حال آن را نھايتي نيست‪ .‬ھركس كه در اين راه‬
‫وارد شود به فراخور استعداد و كوشش خود مي تواند به درجاتي از ترقي و تكامل برسد‪.‬‬

‫انسان از حواس پنجگانه خود براي درك جھان استفاده ميكند‪ .‬يعنـي ديـدن‪ ،‬شـنيدن‪،‬‬
‫بوييدن‪ ،‬چشيدن و لمـس كـردن‪ .‬ولـي ھيچيـك از ايـن حـواس كـامال ً قابـل اعتمـاد نيسـتند و‬
‫ھمگي آنان احتمال دارد كه اطالعات ناقص يا غير واقعي به مغـز بدھنـد و بنـابراين انسـان از‬

‫‪-٨٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫طريق اين وسايل به حقيقت مطلق نخواھد رسيد‪ .‬معرفت طريقي است كـه بـدون اسـتفاده‬
‫از اين حواس‪ ،‬ما را به حقيقت مي رساند‪.‬‬

‫علوم مختلف با استفاده از وسايل علمـي سـعي در كشـف حقـايق دارنـد‪ .‬ايـن علـوم از‬
‫طريق مدارس و دانشگاه ھا قابل آموزش ھستند و ھر كس به فراخور استعداد و تمايل خـود‬
‫مي تواند اين علوم را بياموزد‪ ،‬ولي ھيچگـاه ھـيچكس بـا اسـتفاده از ايـن علـوم بـه حقيقـت‬
‫مطلق دست نخواھد يافت‪ .‬از اين نظر‪ ،‬معرفـت در نقطـه مقابـل علـوم قـرار دارد‪ ،‬چـون قابـل‬
‫آموزش نيست و احتياج به وسـايل نـدارد‪ .‬معرفـت "شـدني" اسـت و بـدون واسـطه حـواس‬
‫پنجگانه و وسايل‪ ،‬انسان را به حقيقت مي رساند‪ .‬معرفت از اين نقطـه نظـر شـبيه بـه ھنـر‬
‫است‪ .‬ھنرمند در ذات خود ھنرمند است و يك استاد ھنرمند ھرچه سعي كند نمـي توانـد از‬
‫ھمه شاگردان خود ھنرمند بسازد‪ .‬مثال ً ھر كسي اصول علمي نقاشي يا آواز را مـي توانـد‬
‫در دانشگاه فراگيرد‪ ،‬ولي ممكن است ھيچگاه ھنرمند نقاش يا آوازخواني نشود‪.‬‬

‫علوم مادي و فن آوري علمي با وجود پيشـرفت بسـيار زيـادي كـه داشـته انـد نـه تنھـا‬
‫موجب آرامش بشر نشده اند‪ ،‬بلكه روز به روز بيشتر انسان را گرفتارتر و گمراھتر كـرده انـد‪.‬‬
‫اتومبيلي مي خريد كه سريعتر و راحت تر به مقصـد برسـيد‪ ،‬ولـي گرفتـار مشـكالت جديـدي‬
‫مي شويد كه قبل از خريد اتومبيل اين مشكالت را نداشـتيد و عـالوه بـر ايـن‪ ،‬منـابع طبيعـي‬
‫خود و نسل ھاي آينـده را بـه ھـدر مـي دھيـد و محـيط زنـدگي خـود و ديگـران را آلـوده مـي‬
‫سازيد‪ .‬به ھر يك از وسايل "رفاه" زنـدگي كـه بنگريـد نقصـان و تناقضـي بنيـادين در آن مـي‬
‫بينيد‪ .‬شايد بشر ھيچگاه در طول تاريخ خود اين چنين دچار تـنش و پريشـاني نبـوده اسـت‪.‬‬
‫شقاوت ھا و كشتارھا وجناياتي كه بشر در طـول سـال ھـاي اخيـر بـا اسـتفاده از فـن آوري‬
‫ھاي جديد انجام داده است قابل مقايسه با ھيچيك از ادوار تاريخ انسان نيست‪.‬‬

‫آلودگي آب و ھوا و خاك و صدا و غذا اگر به ھمين صورت ادامه يابد‪ ،‬ادامه حيات بشر را روي‬
‫اين كره خاكي تھديد مي كند‪ .‬بشر نـه تنھـا نسـل بسـياري از حيوانـات را از روي كـره زمـين‬
‫برداشته‪ ،‬بلكه اگر اجازه پيدا كند نسل ھمه انسان ھايي را كه در ظـاھر يـا در عقيـده بـا او‬
‫تفاوت دارند مـي خواھـد منقـرض نمايـد‪ .‬سـرمايه داران و كارتـل ھـاي جھـاني بـدون در نظـر‬
‫گرفتن معيارھاي انساني ھرآنچه را كه برايشان سودآور باشد و بر ثـروت آنھـا بيفزايـد انجـام‬
‫مي دھند و قدرت واقعي نيز در جھان در دست آنان است‪.‬‬

‫ولي در اين ظلمت‪ ،‬نور اميدي نيز به چشم مي خورد‪ .‬سال ھا است عده اي از انسـان‬
‫ھا به فكر جبران لطمات و صدمات خورده شده افتاده اند و تشكل ھايي در جھت ايستايي و‬
‫مقاومت در برابر سودجويي ھا و تخريب طبيعـت و ھمچنـين حفاظـت از حقـوق انسـان ھـا و‬
‫بازگشت به طبيعت شكل گرفته است‪ .‬نسل جوان به خصوص‪ ،‬به علت كمال گرايـي و عـدم‬
‫محافظه كاري در اين مقاومت شركت فعال دارد و در ھمين گروه است كه گاه اين اعتراضـات‬
‫و مقاومت ھا راه ھاي انحراف را طي مي كند‪ .‬با جھت دادن نيروي جوان بـه سـوي معنويـت‬
‫مي توان او را از مسيرھاي انحرافي آگاه كـرد و ايـن نيـروي عظـيم را در جھـت تعـالي نسـل‬
‫آينده رھنمون شد‪.‬‬

‫‪-٨٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫مقصود تنھا درمان بيماران از طريق انرژي درماني نبوده است‪ ،‬بلكه از راه انرژي درمـاني‪،‬‬
‫توجه دادن انسان ھا بـه معنويـت و بـاز گردانـدن انسـان ھـا بـه طبيعـت الھـي خـود اسـت‪.‬‬
‫مرتبتي كه اليق لقـب اشـرف مخلوقـات و شايسـته مقـام خليفـة اللھـي بـر روي كـره زمـين‬
‫باشد‪.‬‬

‫در مورد عرفان اسالمي و وحدت وجود چنين ميگويند‪:‬‬

‫"ھمه اتمھاي موجود در كائنات داراي نوعي شعور ھستند و ميداننـد كـه بايـد چكـار‬
‫بكنند‪ .‬اگر اين شعور مختل شود كار آن اتم يا آن مولكول يا آن عضو مختل ميشـود‪ .‬مـثال ً يـك‬
‫گلبول سفيد در بدن انسان وظيفه خود را ميداند و به آن عمل ميكنـد ولـي در سـرطان خـون‬
‫برخي گلبولھاي سفيد شعور طبيعي خودرا از دست داده اند و ياغي شده اند و وظيفه خـود‬
‫را فراموش كرده اند‪ .‬درست مثل ديوانه اي كه دست به كارھاي غير عادي ميزند‪.‬‬

‫ھمه اتمھاي موجود در كائنات بـا يكـديگر ارتبـاط دارنـد و بـه ھـم متصـل ھسـتند‪ .‬بـه‬
‫ھمين علت ھركاري كه ما ميكنيم و حتي ھرفكري كه ميكنيم و ھر نيتي كه داريم بالفاصله‬
‫در كامپيوتر بزرگ كائنات منعكس و ضبط ميشـود‪.‬ھرگونـه اتفـاقي كـه در دنيـا مـي افتـد روي‬
‫عناصر در تمام كائنات اثر ميگذارد‪ .‬در شرائط خاصي اين ارتباط توسط مردم معمولي ھم قابل‬
‫ادراك است‪.‬‬

‫مثال ً مادري كه در استراليا است گـاه ميتوانـد درد يـا نـاراحتي فرزنـدش را كـه مـثال ً در‬
‫انگلستان است در خواب يا در بيداري احساس كند‪ .‬يعني ھمه ما به كامپيوتر عظيم كائنـات‬
‫وصل ھستيم ولي معموال ً نميتوانيم اطالعات الزم را از آن بگيريم‪ .‬در مثـالي كـه گفتـه شـد‪،‬‬
‫مادر به علت وابستگي عاطفي شـديدي كـه بـه فرزنـد خـود دارد ايـن خبـر خـاص را ميتوانـد‬
‫دريافت نمايد ولي يك استاد بزرگ درمانگري به اين اطالعات دسترسي دارد‪.‬‬

‫در درمانگري از راه دور نيـز ھمـين شـعور انـرژي اسـت كـه باعـث ميشـود درسـت بـه‬
‫محلي كه به آن دستور داده شده برود‪ .‬به ھمين ترتيب ميتوان نـوع بيمـاري و علـت بيمـاري‬
‫ھر شخص را فھميد ويا بيماري والدين يا فاميل و دوستان او را تشخيص داد‪ .‬بـديھي اسـت‬
‫كه زمان نيز در اينجا محدوديتي ايجاد نميكند‪ .‬مثال ً با پرسش از كامپيوتر كائنات به ما اطـالع‬
‫ميرسد كه اسكندر مقدوني در اثر يك بيماري عفوني فوت كرده است‪.‬‬

‫اخيراً دانشمندان با مطالعه روي موميائي توت آنخامن فرعون بزرگ مصرخبر دادند كه‬
‫او در اثر ضربه مغزي فوت شده است‪ ،‬ولي من ميـدانم كـه علـت مـرگ او ضـربه نبـوده بلكـه‬
‫سكته مغزي بوده است‪ .‬با اتصال به ھمين كامپيوتر كائنات من ميتوانم بگويم كه در منظومـه‬
‫شمسي حيات فقط روي كره زمين و به صورت ابتدائي در كره مشتري وجوددارد‪ .‬حيات روي‬
‫كره مريخ ھرگز وجود نداشته و ندارد‪ .‬بشر در آينده نزديك قادر خواھد شد انسان بـه مـريخ و‬
‫مشتري بفرستد ولي تا پيشرفتي در زمينه ھاي معنوي نكند قادر نخواھد بود كه از منظومه‬
‫شمسي خارج شود‪.‬‬

‫دانش بشري در پانصـد سـال آينـده موفـق خواھـد شـد راه اتصـال بـه كـامپيوتر بـزرگ‬
‫كائنات را پيدا كند‪ .‬كامپيوتر بزرگ كائنات كه ھمه وقايع جھان از ازل تا ابد در آن محفوظ است‬

‫‪-٨٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫و قدما به آن لوح محفوظ مي گفتند‪ ،‬در عـالم جبـروت قـرار دارد‪ .‬در عرفـان اسـالمي از چھـار‬
‫عالم صحبت ميشود‪:‬‬

‫‪ -١‬عالم ناسوت‬
‫كلمه ناسوت مشتق از نـاس اسـت و عـالم ناسـوت عـالم محسوسـات و ملموسـات‬
‫است‪ ،‬يا عالم ماده و طبيعت و مدت و عالم مكان و زمان‪ ،‬يا عالم شھود و شھادت‪ ،‬يا‬
‫عالم فيزيكي و عالم سفلي‪ ،‬يا عالم شـريعت و عبـادت ظـاھري‪ .‬ايـن ھمـان عـالمي‬
‫است كه ما در آن زندگي مي كنيم وبا حواس پنجگانـه خـود از آن اطـالع حاصـل مـي‬
‫نماييم‪ .‬اين عالم ميان انسان و حيوان و نبات و جماد مشترك است‪ ،‬با اين تفـاوت كـه‬
‫انسان با عوالم باالتر ارتباط دارد و به آن عالم ھا مي توانـد سـفركند‪ .‬قانونمنـدي ايـن‬
‫عالم را بر اساس عليت )رابطه علت و معلول( است‪.‬‬
‫‪ -٢‬عالم ملكوت‬
‫كلمه ملكوت مشتق از ملك است و عالم ملكوت مقام عبادت فرشتگان يعني عبادت‬
‫بي قصور و بي فتور است و عالم عقل و روح و معقوالت و مجردات است‪ .‬مي توان آن‬
‫را عالم متافيزيك )ماوراء طبيعت( يا عالم روح و معني و عالم غيب نيز ناميد‪ .‬اعتقاد به‬
‫اين عالم يكي از شرائط متقيان است‪ ،‬چنانچه خداوند در قرآن كـريم مـي فرمايـد‪» :‬ا‬
‫ل م‪ .‬ذالك الكتاب الريب فيه ھدي للمتقين‪ .‬الذين يؤمنون بالغيـب ‪ «...‬پديـده‬
‫ھاي عالم غيب موجوداتي ھستند كه قابل احسـاس نيسـتند ولـي قابـل ادراك مـي‬
‫باشند‪ ،‬مانند عقل و روح‪ .‬گفته اند كه قانونمندي اين عالم بر اسـاس سـببيت اسـت‪.‬‬
‫سبب در اصطالح حكماء چيزي را گويند كه في نفسه موجود باشد و از وجـود آن چيـز‬
‫ديگري حاصل شود‪.‬‬
‫‪ -٣‬عالم جبروت‬
‫كلمه جبروت مشتق از جبر اسـت و عـالم جبـروت مقـام جبـر و كسـر خالئـق و عـالم‬
‫ماھيات و جزميات و قطعيات و عالم آخرت است‪ .‬لوح محفوظ يا كامپيوتر عظيم كائنات‬
‫در اينجا قرار دارد‪ .‬آنچه در اينجا ضبط شده‪ ،‬مجموعه اطالعاتي است كه از ازل تا ابـد‬
‫در كائنات وجود دارد‪ ،‬زيرا كـه ايـن عـالم تـابع زمـان و مكـان نيسـت‪ .‬عـارف در سـير و‬
‫سلوك از عالم ناسوت به عوالم ملكوت و جبـروت ميـرود و بـاز مـي گـردد‪ .‬گـاه برخـي‬
‫سالكين مدتي‪ ،‬يا حتي ھمه عمر‪ ،‬در اين عوالم مي مانند كه به آنان سالك مجـذوب‬
‫مي گويند‪ .‬اين سالكان محو جمال پروردگار و مدام از خود بي خبرند و با مردم ارتبـاط‬
‫بر قرار نمي كنند و يا ارتباطي غيرعادي و غير منطقي دارند‪.‬‬

‫عوالم ناسوت و ملكوت و جبروت از ھم جدا نيستند و به ھـم پيوسـته انـد و تمـامي كائنـات‬
‫ازلي و ابدي را شامل مي شوند‪ ،‬ولي شرح وقايع اين مجموعه در عالم جبروت قرار دارد‪.‬‬
‫انسان كه كالبد فيزيكي اش در عالم ناسـوت اسـت‪ ،‬روحـش بـه عـالم ملكـوت و جبـروت‬
‫تعلق دارد‪ .‬قانونمندي اين عالم را حكميت ذكر كرده اند‪ .‬حكميت تميز دادن نيكي از بـدي‬
‫است‪.‬‬

‫‪-٨٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -٤‬عالم الھوت‬
‫كلمه الھوت مشتق از ﷲ است و عالم الھوت عالم خـدا و عـالم ذات الھـي و عـالم‬
‫عرش يا عالم حيرت‪ ،‬مركز اراده خداونـد اسـت كـه خلقـت از آنجـا آغـاز شـده و ادامـه‬
‫دارد‪ .‬ھيچكس‪ ،‬حتي پيامبران الھي‪ ،‬قادر به درك اين عالم نيستند و احدي را بـر ايـن‬
‫عالم دسترسـي نيسـت و نخواھـد بـود‪ .‬قانونمنـدي ايـن عـالم را مشـيت گفتـه انـد‪.‬‬
‫مشيت خواست و اراده الھي است‪.‬‬

‫مي توان اين عوالم را فيزيك‪ ،‬متافيزيك‪ ،‬سوپرافيزيك و اولترافيزيك ناميد‪ ،‬يـا بـه زبـان قرآنـي‪:‬‬
‫شھودي‪ ،‬غيبي‪ ،‬اخروي و عرشي‪.‬‬

‫سالك پس از تزكيه نفس و تخليه متعالي مي شود و به عالم ملكوت مي رسد‪ .‬ايـن كـار از‬
‫طريق مراقبه انجام پذير است‪ .‬در مراقبه از طريق شھود و اشراق و مكاشـفه‪ ،‬راه بـراي ورود‬
‫سالك به عالم ملكوت و جبروت باز مي شود‪ .‬ھر عالم باال تر بر عالم يا عوالم پايين تر از خود‬
‫احاطه دارد و ھر عالم پايين تر در دل عالم بـاال تـر از خـود اسـت‪ .‬يعنـي عـالم ناسـوت در دل‬
‫عالم ملكوت و ھر دوي اين عوالم در دل عالم جبروت و كل اين عوالم در دل عالم الھوت قـرار‬
‫دارند‪ .‬به ھمين ترتيب قانون مندي ھر عالم باال تر بر قانون مندي عالم پايين تر تسـلط دارد‪،‬‬
‫يعني مشيت الھي فـوق تمـام قـوانين اسـت و پـس از آن حكميـت برسـببيت و عليـت و بـه‬
‫ھمين ترتيب سببيت بر عليت تسلط دارند‪.‬‬

‫ناھنجاري ھاي جسماني‪ ،‬روحاني‪ ،‬نفساني وعرفاني ھمگي بيماري محسوب مي‬
‫شوند و داروھاي طبيعي‪ ،‬فطري‪ ،‬طينتي و حيرتي تماماً وسائلي ھستند كه بر اساس‬
‫قانونمندي ھاي ھستي )عليت‪ ،‬سببيت‪ ،‬حكميت و مشيت( عمل مي كنند و حالت ھنجار‬
‫و برگشت به تعادل را براي بيمار فراھم مي آورند‪ .‬در مورد درمان ھاي طبيعي‪ ،‬از رسول خدا‬
‫حضرت محمد)ص( نقل كرده اند كه معده خانه ھمه بيماري ھا است و امساك در غذا‬
‫خوردن بھترين داروھا‪» .‬المعده بيت كل داء والحميه رأس كل دواء«‪ .‬در مورد درمان ھاي‬
‫فطري در قرآن كريم آمده است كه قرآن براي ايمان آورندگان شفا است‪» .‬و تنزل من القرآن‬
‫ما ھو شفاء و رحمة للمؤمنين‪ «.‬در مورد درمان ھاي طينتي‪ ،‬نقش اخالق در درمان بيماري‬
‫ھاي مختلف بر كسي پوشيده نيست‪» .‬قد افلح من تزكي‪«.‬‬

‫‪-٨٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫درمان انسان‬ ‫بيماري انسان‬ ‫كار انسان‬ ‫اجزاء انسان‬ ‫قانون‬ ‫عالم‬
‫حيرتي‬ ‫عرفاني‬ ‫تذكر‬ ‫امانت‬ ‫مشيت‬ ‫الھوت‬
‫معجزه‬ ‫)بت سازي‪،‬‬ ‫)ذكر خداوند(‬ ‫)امانت‬ ‫عالم خدا‬
‫كرامت‬ ‫خود يا ديگري‬ ‫الھي(‬ ‫عالم عرش‬
‫را پرستيدن(‬ ‫عرش اعالء‬
‫)منيت(‬ ‫عالم حيرت‬
‫طينتي‬ ‫نفساني‬ ‫تھذب‬ ‫نفس‬ ‫حكميت‬ ‫جبروت‬
‫تذكيه نفس‬ ‫)بيماري ھاي‬ ‫تزكيه نفس‬ ‫)پيكر‬ ‫عالم آخرت‬
‫تھذيب نفس‬ ‫اخالقي و‬ ‫اخالقي(‬ ‫عالم ماھيات‬
‫تغيير طينت‬ ‫شخصيتي(‬
‫تغيير اخالق‬ ‫)بد طينتي(‬ ‫ﻟﻮح ﻣﺤﻔﻮظ)آﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮ‬
‫انرژي درماني‬ ‫ﻋﻈﻴﻢ آﺎﺋﻨﺎت(‬

‫فطري‬ ‫روحاني‬ ‫تفقه‬ ‫روح‬ ‫سببيت‬ ‫ملكوت عالم غيب‬


‫قرآن‬ ‫)بيماري ھاي‬ ‫فھم فطري‬ ‫)پيكر اختري(‬ ‫عالم عبادت فرشتگان‬
‫ذكر‬ ‫رواني(‬ ‫مسائل‬ ‫عالم بي قصور و بي فتور‬
‫دعا‬ ‫)بيماري ھاي‬ ‫)ترك تفكر(‬ ‫عالم عقل و روح‬
‫انرژي درماني‬ ‫پوششي(‬
‫طبيعي‬ ‫جسماني‬ ‫تفكر‬ ‫جسم‬ ‫عليت‬ ‫ناسوت‬
‫غذا‪ ،‬داروھا‬ ‫)بيماري ھاي‬ ‫استدالل‪ ،‬تجزيه‬ ‫)پيكر خاكي(‬ ‫عالم مادي‬
‫جراحي و‬ ‫جسماني(‬ ‫و تحليل‪،‬‬ ‫عالم شھود‬
‫درمانھاي‬ ‫استقراء‪ ،‬قياس‪،‬‬ ‫عالم محسوسات‬
‫معمول ديگر‬ ‫منطق‬ ‫عالم زمان و مكان‬
‫عالم سفلي‬
‫عالم شريعت و عبادت‬
‫ظاھري‬

‫ولي باالترين درمان ھا ھمانا در مانھايي است كه به صورت مستقيم از منبع فيض‬
‫الھي تفضل مي گردد‪ .‬اين ھمان درمان ھايي است كه بعضاً به صورت معجزات از سوي‬
‫پيامبران و به صورت كرامات از سايرين‪ ،‬به اذن ﷲ‪ ،‬امكان صدور دارد و ھيچ بعيد نيست كه‬
‫انساني معمولي‪ ،‬ولي مؤمن‪ ،‬بدان دسترسي پيدا كند‪.‬‬

‫ديگران ھم بكنند آنچه مسيحا مي كرد‬ ‫فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد‬

‫‪-٨٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫فصل دوم متافيزﯾک و قوانين آن‬

‫متافيزﯾک چيست ؟‬

‫فيزيك در يوناني به معني طبيعت است و متا نيز به معني فراتر و يا مابعد است‪ ،‬بنابر اين‬
‫متافيزيك را در زبان فارسي به فراماده‪ ،‬فوق العاده‪ ،‬مابعد طبيعت و‪ ...‬آورده اند‪.‬‬

‫متافيزيك از ريشهي »متافيزيكاس« كه يك كلمهي يوناني ميباشد‪ ،‬گرفته شده است‪.‬‬


‫كلمـهي متافيزيكـاس از دو بخش »متا« بهمعناي »تغيير« و »فيزيكاس« بهمعنـاي طبيعت‬
‫تشـكيل شدهاست‪.‬‬

‫برخي نيز متافيزيك را از ريشهي يوناني »متاتافوسيكا« دانستهاند كه با حذف حرف اضافه‬
‫»تا« و تبديل »فوسيكا« به »فيزيك« بهصورت متافيزيك درآمده است‪.‬‬

‫در حال حاضر لغت متافيزيك از پيشوند »متا« بهمعناي وراء‪ ،‬فرا‪ ،‬ماوراء‪ ،‬بعد و پشـت و‬
‫كلمـهي »فيزيـك« بهمعنـاي طبيعـت تشـكيل شده است‪ .‬منظور از طبيعت‪ ،‬دنيايي است كه‬
‫در حال حاضر‪ ،‬در آن زندگي كرده‪ ،‬آن را احسـاس و ادراك مينماييم‪ .‬پس متافيزيك بهمعناي‬
‫ماوراءالطبيعه‪ ،‬مابعدالطبيعه و يا فوقطبيعت است و شامل بخـشھـايي از جھان بيكران‬
‫ھستي و موجوداتي ميشود‪ ،‬كه از حوزهي متافيزيك شاخه اي از فلسفه است كه بطور‬
‫كلي به مطاله طبيعت جھان ھستي و خود مسئله ھستي و ماھيت آن ميپردازد‪ .‬متافيزيك‬
‫پايه جھان بيني است‪ .‬و تعيين ميكند چه چيزھايي وجود دارند و چه چيزھايي نميتوانند‬
‫وجود داشته باشند‪.‬‬

‫بحث پيرامون اينكه جھان اطراف ما يك ماھيت حقيقي ) حقيقت چيست؟ ( دارد )رئاليسم(‬
‫يا يك ماھيت خيالي) ايدئاليسم( دارد تماماً مربوط به شاخه متافيزيك فلسفه است‪ .‬شاخه‬
‫ھاي مختلف فلسفه كه در باال ذكر شده است بطور وراثتي مرتب شده اند‪ ،‬به اين معني‬
‫كه ھركدام از شاخه ھاي پايني نيازمند شاخه يا شاخه ھاي باالتر ھستند‪.‬‬

‫بنابر اين متافيزيك به نوعي مادر فلسفه است و بدون دانستن مسئله وجود و چگونگي آن‬
‫نميتوان ھيچ مسئله ديگري را بررسي كرد‪ .‬متافيزيك الزمه شناخت حكمت است‪ ،‬بدون آن‬
‫نميتوان با اينكه چه چيزي حقيقي است و چه چيزي حقيقي نيست روبرو شد ‪ .‬معموال ً‬
‫فلسفه در مكاتب فلسفي كه در شرق بوجود آمده اند را با متافيزيك آغاز ميكنند‪ ،‬يعني از‬
‫مسئله وجود آغاز ميكنند‪ ،‬اما آموزش فلسفه در غرب از معرفت شناسي يعني مطالعه‬
‫دانايي و بررسي شيوه ھاي دانستن آغاز ميگردد ‪.‬يعني ابتدا راجع به اين صحبت ميشود كه‬
‫آيا ما ميتوانيم چيزي را بدانيم و بشناسيم؟ و اگر ميتوانيم اين دانستن به چه شكل است‪.‬‬
‫در بحث ھاي متافيزيكي تالش بر اين است كه به پرسشھايي مانند‪ ،‬چه چيزھايي وجود‬
‫دارند؟ واقعيت چيست؟ آيا اختيار وجود دارد؟ آيا علت و معلول وجود دارد؟ آيا مفاھيم مجردي‬

‫‪-٨٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫مانند اعداد وجود دارند؟ ماھيت زمان و فضا چيست؟ يك چيز چيست و فرق آن با يك فكر‬
‫چيست؟ آيا يك علت اوليه و يا خدا وجود دارد؟‪ ،‬پاسخ مناسب داده شود‪.‬‬
‫معموال يكي از رايج ترين سوالھايي كه از بيخدايان ميشود اين است كه آيا شما به متافيزيك‬
‫اعتقاد داريد؟ و پرسيدن اين سوال ناشي از درك غلط پرسش كننده از كلمه متافيزيك است‪،‬‬
‫پرسش كننده معموال منظورش از پرسش اين سوال اين است كه‪ ،‬آيا شما به جادوگري و‬
‫زير پا رفتن قوانين فيزيكي و چيزھاي عجيب غريب مثل خدا و امام زمان و جن و پري و‬
‫شيطان و سوپرمن و دراكوال و معجزه و شفا اعتقاد داريد ؟ كه پاسخ به اين سوال بازيافت‬
‫شده معموال از طرف خردگرايان خير است اما پرسش نخستين تغريباً بي معني است‪.‬‬
‫متافيزيك چيزي نيست كه كسي به آن باور داشته باشد يا نداشته باشد‪.‬‬
‫بعضي ھا پارا فراتر از اين گذاشته اند و ميگويند متافيزيك يك علم و رشته علمي است‪ ،‬و‬
‫جالبت تر اينجاست كه بعضي ھا در اين رشته علمي فارق التحصيل شده اند )!( و مثال‬
‫دكتراي متافيزيك گرفت اند )!( اين در حاليست كه ھيچ دانشگاه معتبري چنين رشته‬
‫تحصيلي اي را ارائه نميدھد كه مثال به كسي ليسانس يا فوق ليسانس متافيزيك بدھد‪.‬‬

‫متافيزﯾک در واقع راھيست که افالطون و ارسطو گشودند‪ ،‬ا بن سينائيان پيمودند‪ ،‬کسانی‬
‫چون گاليله و دکارت و الﯾب نيتس ادامه دادند نھاﯾتاً به سلطه ی عدد و دانش ھای جدﯾد و‬
‫چيرگی تکنيک رسيد‪.‬‬
‫تکنيک از درﯾچه ی نگاه ھاﯾدگر ﯾعنی قالب و چارچوب ‪ Ge-stell‬سيطره بر جھان‪ ،‬انسان‬
‫تکنيکی که بيشی از اﯾن »اراده ی معطوف به اراده« ناميده شد موجودات را در‬
‫چارچوب‪ ،‬اسکلت و قالب می رﯾزد تا آن ھا را بھتر تصرف کند اما اﯾن امر در نزد ﯾونانيانِ‬
‫نخستين اﯾن گونه نبوده است‪ ،‬ھاﯾدگر در بازگشت به ﯾونانِ نخستين نشان می دھد که آن‬
‫چه در نزد آنھا ابزار محسوب می شود »تخنه« ‪ Techne‬است‪ ،‬زمانی تخنه )ھنر و صنعت(‬
‫فقط نام تکنولوژی نبود بلکه با دو معنا به کار می رفت‪ ،‬اول ھنری که موجب تکميل و ترميم‬
‫طبيعت می شد‪ ،‬دوم ھنری که کارش محاکات و تقليد از طبيعت بود‪ .‬اما ابزار مدرن ﯾا‬
‫تکنولوژی در عين تخرﯾب طبيعت‪ ،‬پيچيدگی اﯾی را بر خود حاکم کرده که راه آن را از تخنه‬
‫جدا ساخته است‪.‬‬
‫ھاﯾدگر که از علم‪ ،‬متافيزﯾک و تکنولوژی ﯾکسره ماﯾوس گشته بود به سراغ زبان و شعر‬
‫می رود تا گمشده ی خوﯾش که ھمانا »وجود« است را در آنجا جستجو کند‪ ،‬به عقيده ی‬
‫ھاﯾدگر »زبان خانه ی وجود است« و زبان حقيقی نزد شعرا وجود دارد‪ ،‬بنابراﯾن شاعر‬
‫سخن گوی وجود است و اﯾن استعداد را دارد که در عين دور افتادگی تارﯾخی انسان از‬
‫اصل‪ ،‬به وجود تقرب جوﯾد و در انتظار آن بنشيند‪.‬‬
‫ھاﯾدگر در واپسين افکار فلسفی خود‪ ،‬درﯾافته بود که انسان فقط در ساحت اماده گری‬
‫می تواند تأثير گذار باشد او بر اﯾن امر وقوف ﯾافته بود که فلسفه دﯾگر نخواھد توانست‬
‫تغييری بالواسطه در وضع جھان امروز اﯾجاد کند و تکان عدﯾده اﯾی به آن بدھد‪ .‬ھاﯾدگر در‬
‫نھاﯾت راه پر مشقت و طوالنی فلسفه ی خود به اﯾن نظر می رسد که‪:‬‬
‫»تنھا ھنوز خداﯾی است که می تواند ما را نجات بخشد‪ ،‬تنھا مفر ما اﯾن است که‬
‫در تفکر و شاعری آمادگی خود را برای ظھور خدا ﯾا غياب خدا در افول برانگيزﯾم«‪.‬‬

‫‪-٩٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ﯾانگ و ﯾين‬

‫شاﯾد اﯾن عالمت را زﯾاد دﯾده باشيد ولی می دانيد چه معنی مـی دھـد ﯾـين وﯾانـگ ﯾکـی از‬
‫فلسفه ھای پيداﯾش و در واقع دو اصل بنيادی در فلسفه چينی به شمار می آﯾند ‪.‬‬

‫ﯾين و ﯾانگ دو قطب مخالف ھستند که در اثر تبدﯾل به ھم اعضای جھان به وجود مـی آﯾنـدو‬
‫اﯾن دو اﯾن جوری تعرﯾف می شن ھر چيز ی دو گانه اسـت ﯾعنـی ھـر چيـزی ضـد خـود را در‬
‫خــودش دارد و ھمــه چيــز در حرکــت دائــم بــه ســر مــی بــرد و حرکــت مــی کنــد واز حرکــت‬
‫نمی اﯾستد‪.‬‬

‫ﯾانگ مذکر ‪،‬فعال‪ ،‬پوﯾا ‪،‬گرم و‪...‬ﯾين مونث ‪،‬منفعل ‪،‬سرما ‪،‬نشانه سکون و‪...‬است رنـگ ﯾانـگ‬
‫سرخ و رنگ ﯾين آبی است و اما جالب اﯾن که در دل ھر ﯾين ﯾک ﯾانـگ نھفتـه اسـت و در دل‬
‫ھر ﯾانگ ﯾک ﯾين نھفته است و اﯾن حرکت ادامه دارد ‪.‬‬

‫جالب اﯾنجاست که ھمين مکتب دوگانگی در علم ھم دﯾده می شه و بر اساس آن عـده بـه‬
‫دنبال اثبات وجود ضد ماده در جھان ھستی ھستند و استدالل اﯾناست که چون مـاده وجـود‬
‫دارد پس باﯾد ضد آن ھم وجود داشته باشد که مثال بارز اون در فيزﯾـک ذرات بنيـادی ھسـت‬
‫که برای ذره پادذره ھم تعرﯾف می شه و برای آن وجود قائل می شوند ‪.‬‬

‫ﯾين و ﯾنگ قلب فلسفه چين و جوھر طبيعت ھستند ‪.‬‬


‫در زﯾر آسمان‪ ،‬ھر زﯾباﯾی تنھا به اﯾن خـاطر زﯾباسـت کـه زشـتی وجـود دارد ‪ ،‬ھـر‬
‫چيزی که خير معنا ميدھد تنھا به خاطر وجود شر است ‪ ،‬بـه اﯾـن ترتيـب داشـتن و‬
‫نداشتن با ﯾکدﯾگر به وجود آمده اند ‪.‬‬

‫سخت و آسان ﯾکدﯾگر را کامل ميکنند بلند و کوتـاه بـا ﯾکـدﯾگر قاﯾسـه ميشـونداوج و فـرود بـر‬
‫ﯾکدﯾگر تکيه ميکنند پشت و رو ﯾکدﯾگر را دنبال ميکنند تائو ته چينگ )‪(Tao Te Ching‬‬

‫در متن باستانی طب چين به نام سـو ون)‪ ، (Su-wen‬ﯾـين و ﯾنـگ چنـين تعرﯾـف شـده انـد "‬
‫ﯾين‪-‬ﯾنگ )‪ (Yin yang‬طرﯾقت آسمان و زمـين‪ ،‬اصـل اوليـه وقـاﯾع و امـور بيشـمار‪ ،‬پـدر و مـادر‬
‫تغيير و تحول و رﯾشه ھر آغاز و انجام ھستند "‪.‬‬

‫معنای ﯾين و ﯾنگ‬


‫سمبل ﯾين و ﯾنگ نماد شـيوه نگـرش چينيـان باسـتان بـه نظـام جھـان اسـت‪ .‬داﯾـره بيرونـی‬
‫نماﯾنده " ھمه چيز" است‪ ،‬دو شکل سياه و سفيد نيز نماد تاثير متقابل دو انرژی به نامھـای‬
‫ﯾين )سياه( و ﯾنگ )سفيد( ھستند که دليل اصلی تمام وقاﯾع به شمار ميروند ‪.‬درست مانند‬
‫زندگی و آنچه در آن به وقوع ميپيوندد‪ ،‬آنھا به طور کامل سياه و سفيد نيستند‪ .‬ذره ای از ھر‬
‫کدام در درون دﯾگری وجود دارد و اﯾن نشانه قطعی نبودن امور اسـت‪ .‬در ھـر خـوبی‪ ،‬ذره ای‬

‫‪-٩١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫بدی‪ ،‬در ھر مردی اندکی از صفات زنانه و در ھر زن‪ ،‬صفات معـدود مردانـه ای وجـود دارد‪ .‬در‬
‫شــب‪ ،‬نــور ســتارگان و در روز ســاﯾه ابــر‪ ،‬از تيرگــی و روشــنی کامــل جلــوگيری ميکننــد ‪.‬‬

‫ﯾين و ﯾنگ قلب فلسفه چين و جوھر طبيعت ھسـتند‪ ،‬جـاﯾی کـه وضـعيت دائمـا در تغييـر آن‬
‫مدام از ﯾک نقطه اوج به نقطه اوج بعدی تبدﯾل ميشود تا موازنه ﯾا تعادل جھان را حفظ کنـد ‪.‬‬

‫برای اﯾنکه از اﯾن دو انرژی تصوﯾری به دست بياورﯾم ميتوانيم ﯾنگ را روز و ﯾـين را شـب تصـور‬
‫کنيم‪ .‬ھمواره نيمی از سياره ما روشن و نيمه دﯾگر خاموش است و ھنگامی که شـب و روز‬
‫به حد نھاﯾی خود ميرسند‪ ،‬به ﯾکدﯾگر تبدﯾل ميشوند‪ .‬در چرخه حيـات نيـز‪ ،‬ﯾنـگ نمـاد تولـد و‬
‫رشد به سوی بلوغ و کمال و ﯾين نشانه مرحله نقصان و پيری پس از جوانی است ‪.‬‬

‫چرخه ھای طبيعی‬


‫ﯾين و ﯾنگ را ميتوان به وضوح در طبيعت مشـاھده کـرد‪ .‬دوره ﯾنـگ در طـی بھـار و تابسـتان‪،‬‬
‫تولد و رشد را بـه ھمـراه دارد و ﯾـين‪ ،‬در پـاﯾيز و زمسـتان حيـات را بـه اسـتراحت واميـدارد تـا‬
‫مجددا از نو آغاز شود ‪.‬‬

‫در سمبل باال‪ ،‬مشاھده ميکنيم که ﯾنگ نيمه سفيد و ﯾين نيمه سياه داﯾره است ‪ .‬ھنگامی‬
‫که ھر ﯾک به نقطه اوج خود ميرسند‪ ،‬نيمه دﯾگر متولد ميشود‪.‬به اﯾن معنـا کـه ھنگـامی کـه‬
‫چيزی به باالترﯾن حد خود ميرسد‪ ،‬افول آغاز ميشود‪ .‬ھمه چيز در جھان بـه اﯾـن ترتيـب واقـع‬
‫ميشود‪ ،‬ھمه چيز در وضعيتی تغييرپذﯾر است و تحول و تکامل از ھمينجا آغاز ميشود ‪.‬‬

‫ﯾين و ﯾنگ مانند ﯾک شمع ھستند‪ .‬ﯾين نماد جسم مـومی ﯾـا روغنـی شـمع و شـعله‪ ،‬نمـاد‬
‫ﯾنگ است‪ .‬ﯾين( موم( به تغذﯾه و حماﯾت از ﯾنگ)شعله( ميپـردازد‪ .‬شـعله بـرای ادامـه حيـات‬
‫خـود نيازمنـد مـوم اسـت‪ .‬ﯾنـگ‪ ،‬ﯾـين را تحليـل ميبـرد و در اﯾـن رونـد‪ ،‬بـه روشـنی ميسـوزد‪.‬‬
‫ھنگامی که موم به پاﯾان برسد‪ ،‬شعله ھم خواھـد مـرد‪ .‬اﯾـن دو متکـی بـه ﯾکـدﯾگر و مکمـل‬
‫وجود ھمدﯾگرند و ھيچ ﯾک بدون دﯾگری موجود نخواھد بود ‪.‬‬

‫جسم‪ ،‬ذھن و احساسات ھمه تحت تاثير ﯾـين و ﯾنـگ ھسـتند‪ .‬ھنگـامی کـه اﯾـن دو نيـروی‬
‫مخالف در تعادل باشند‪ ،‬ما احساس سالمت و آرامش خواھيم کرد‪ ،‬اما اگـر ﯾکـی بـر دﯾگـری‬
‫چيره شود‪ ،‬بيماری و ناتوانی در راه خواھد بود ‪.‬‬

‫ھدف طب سنتی چين‪ ،‬به خصوص طب سوزنی نيز بر مبنای برقراری اﯾن تعادل ميـان ﯾـين و‬
‫ﯾنگ برای برطرف کردن بيماری ﯾا حفظ سالمت فرد عمل ميکند‪ .‬طب سوزنی نـوعی درمـان‬
‫ﯾنگ است زﯾرا از بيرون به درون حرکت ميکند‪.‬‬

‫از طرف دﯾگر درمانھای داروﯾـی در دسـته درمانھـای ﯾـين جـای ميگيـرد زﯾـرا دارو‪ ،‬از درون بـه‬
‫سمت تمام اعضای بدن حرکت کرده و درد را از ميان ميبرد‪ .‬بسياری از اندامھای اصـلی بـدن‬
‫نيز به عنوان جفتھای ﯾين و ﯾنگ شناخته ميشـوند و ميتواننـد تـاثيرات سـالم و ناسـالمی بـر‬
‫روی ﯾکدﯾگر بگذارند ‪.‬‬

‫‪-٩٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ﯾين و ﯾنگ بخشی از ھشت اصل طب سنتی چين نيز ھستند‪ .‬شش مورد دﯾگر عبارتند از ‪:‬‬
‫سرما و گرما‪ ،‬درون و بيرون‪ ،‬کمبود و فزونی‪ .‬بررسی اﯾـن اصـول بـه پزشـکان سـنتی کمـک‬
‫ميکند که شناخت دقيقتری نسبت به وضعيت بيمار به دست آورده و درمان بھتری برای وی‬
‫تجوﯾز کنند‪ .‬در جدول زﯾر تعدادی از صفات و خصوصيات اﯾن دو انرژی را مشاھده ميکنيد ‪.‬‬

‫ساﯾکومتری)‪(psychometry‬چيست؟‬
‫‪ ،‬روان سنجی ﯾا روان نگری را اﯾن گونه تعرﯾف کرده اند‪:‬‬
‫استخراج اطالعات نھفته در حافظه )نھان( اشياء ضرب المثلی می گوﯾد اگر اشيا‬
‫قدﯾمی زبان داشتند چه سر گذشتھاﯾی را که نمی گفتند‪ .‬در واقع اشياء قصه ھای خود‬
‫را مدام تعرﯾف می کنند ولی گوش شنواﯾی نيست‪ .‬بعضی ساﯾکومتری را ھاله خوانی‬
‫می دانند ‪ .‬در ساﯾکومتری بيشتر مورد نظر اشياء است‪ .‬اشياء ھمه جاندارند‪ ،‬ھاله‬
‫دارند و حافظه دارند‪.‬‬
‫تواناﯾی ساﯾکومتری ﯾکی از جالب ترﯾن و آموزنده ترﯾن مقوالت فراروانی می باشد‪.‬‬
‫ساﯾکومتری از نظر علمی‪ ،‬دﯾنی و عملی قابل اثبات می¬باشد‪ .‬دانشمندان توانسته اند‬
‫صدای آوازی را که کوزه گر در موقع ساختن کوزه می خوانده از آن استخراج کنند‪.‬‬
‫اولين شخصی که روی ساﯾکومتری کار کرد پروفسور دنتون است و نيز دبليو اچ باتلر که‬
‫فراروانشناس مشھوری است و کتابی دارد تحت عنوان ھاله بينی )ترجمه مھيار‬
‫جالليانی( که بخشی از آن به ساﯾکومتری اختصاص دارد‪.‬‬
‫ﯾونگ نظرﯾه شعور جمعی را مطرح کرد و گفت ھرکسی در اعماق ناخودآگاه خود‬
‫مستقيما با اﯾن شعور جمعی در ارتباط است‪.‬‬

‫‪-٩٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫باﯾگانی آکاشيک چيست ؟‬


‫اصطالحی برای شعور فلکی ﯾا شعور نامحدود جھان ھستی می باشد‪ .‬دانشمندان اعتقاد‬
‫دارند سياره ما فقط جسمی فيزﯾکی نيست بلکه کالبد حياتی عظيم است و دارای حافظه‬
‫است‪ .‬ساﯾکومتری با حافظه عظيم ﯾا بعد متافيزﯾکی اجسام ارتباط بر قرار می کند و آنرا‬
‫برداشت می کند‪ .‬شھادت در و دﯾوار و دست و پا در قيامت دليل بر تواناﯾی جسم برای ثبت‬
‫و بيان اطالعات می باشد‪ .‬البته اﯾن امکان در ھمين دنيا ھم ممکن است ولی ما تواناﯾی‬
‫درک آن را ندارﯾم‪.‬‬
‫ﯾا اﯾنکه گفته اند در و دﯾوار ھم حمد و تسبيح خداوند را می گوﯾند واقعيت است که با چشم‬
‫و گوش دل می¬توان شنيد و دﯾد‪.‬‬

‫قانون کارما‬

‫تو نيکی می کن و در دجله انداز که اﯾزد در بيابانت دھد باز‬


‫ﯾکی از قوانينی که از ازل تا ابد و از زمان تولد تا‬
‫لحظه مرگ ھمراه انسان می باشد و در ھمه حال‬
‫انسان تحت تاثير آن قرار می گيرد‪ ،‬کارما می‬
‫باشد‪.‬‬
‫قانون کارما‪ ،‬از ﯾک نظام ھماھنگ در رابطه با وقاﯾع‬
‫روزمره که برای ھمه انسان ھا تحت عنوان ھای‬
‫خوش شانسی و بدشانسی تعرﯾف شده‪ ،‬صحبت‬
‫می کند‪ .‬اﯾن قانون سعی دارد کليه وقاﯾع ماوراء‬
‫الطبيعه اطراف انسانھا را توجيه کند‪ ،‬ﯾا به رواﯾت‬
‫عليت‬ ‫وقاﯾع‬ ‫اﯾن‬ ‫تمامی‬ ‫به‬ ‫دﯾگر‬
‫ببخشد‪.‬‬

‫آمده‬ ‫نيوتن‬ ‫سوم‬ ‫قانون‬ ‫در‬ ‫که‬ ‫ھمانطور‬

‫"در ازای ھر عمل‪ ،‬عکس العملی وجود دارد برابر و‬


‫در خالف جھت‪،".‬‬
‫قانون کارما نيز به گونه ای از اﯾن قانون تبعيت می کند‪.‬‬
‫کارما از زبان ھندی و از رﯾشه سانسکرﯾت )ھند و اﯾرانی( آمده است ‪ :‬به معنی عمل‪،‬‬
‫کنش‪ ،‬کردار‪ ،‬ﯾعنی کارِ ما‪ .‬کارما می تواند بر اساس اراده آزاد انسان‪ ،‬بصورت مثبت ﯾا منفی‬
‫باشد‪ .‬بعبارت دﯾگر ھر فرد برای خود ﯾا دﯾگری چه کار خيری انجام دھد و چه شر‪ ،‬نتيجه‬
‫عمل ﯾا ھمان کار به فرد باز می گردد‪.‬‬
‫ھر کنشی‪ ،‬واکنشی دارد و بدﯾن ترتيب ھر عمل در ذات خودش عکس العمل است و ھر‬
‫عکس العمل ‪ ،‬عمل به حساب می آﯾد‪ .‬کارما در سه سطح ‪ :‬گفتار‪ ،‬پندار و کردار رخ‬
‫میدھد‪ .‬کارما به معنای »تاوان« است‪ .‬طبق قانون کارما انسان ھا مانند دھقانانی ھستند‬

‫‪-٩٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫که محصول کِشت خود را درو می کنند و مجموع اعمال‪ ،‬اقوال و افکار ھر فرد ھمواره با او‬
‫باقی مانده و خود را به گونه ھای خير و شر آشكار خواھد كرد‪.‬‬
‫كارمای اعمال از پيش تعيين شده نيست بلكه بر حسب عملکرد انسان ھا به وجود می آﯾد‪.‬‬
‫اعمال انسان به صورت انرژی ھای مثبت‪ ،‬که اعمال خوب را می سازد و انرژی ھای منفی‬
‫که اعمال بد را می سازد‪ ،‬تعرﯾف می شود‪ .‬بازای ھر عملی که انسان انجام دھد‪ ،‬نتيجه‬
‫عمل به او بازخواھد گشت‪ .‬بعبارت دﯾگر‪ ،‬در صورت انجام اعمال خوب‪ ،‬نتيجه مثبت و در‬
‫صورت انجام اعمال بد‪ ،‬نتيجه منفی از ھستی به انسان بازمی گردد‪.‬‬
‫البته گروھی کارما را ناشی از زندگی ھای گذشته و مرتبط با تناسخ می دانند )تفکر‬
‫بودﯾسم( اما باتوجه به رد اﯾن نظرﯾه توسط ادﯾان الھی لذا از اﯾن پس مراد از عبارت کارما‬
‫ھمان بازگشت عمل می باشد و نه بازگشت اعمال زندگی ھای گذشته‪.‬‬

‫ھاله يا شاھكار خلقت‬


‫ميدان ظريف اطراف انسان كه مثل يك تخم مرغ انسان را در بر گرفته ھاله نام دارد‪.‬اين‬
‫انرژي حياتي تجلي چند بعدي انرژي درخشان كيھاني است كه كالبد فيزيكي را در بر گرفته‬
‫و در آن نفوذ ميكند وبه آن حيات ومعنا ميبخشد‪.‬‬
‫ھاله در بر گيرنده آگاھي وتصوير كامل زندگي ماست‪ .‬ھمه افكار واحساسات وآگاھي ما از‬
‫آن منشا ميگيرد‪ .‬ھاله شامل تمام تجربيات زندگي ما از لحظه تولد تا لحظه مرگ است و‬
‫ھمچنين شامل ھمه خاطرات گذشته زندگي ما است كه از طريق سرنوشت‬
‫)كارما(پيشاپيش معين شده است‪.‬‬
‫ھاله كالبد زنده وچند بعدي آگاھي ما است كه افكار واحساسات واقعي را نشان ميدھدزيرا‬
‫ھمواره به واقعيت درون ما پاسخ ميدھد‪.‬در واقع وضعيت كالبد ھاي نامرئي‪-‬اليه ھاي ھاله‬
‫اي وچاكراھا ميتواند به واسطه تجربيات ما ونحوه پاسخ ما به آنھا ھر روز با روز پيش متفاوت‬
‫باشد‪.‬‬
‫با مشاھده رنگھاي ھاله ميتوانيم اطالعات مھمي در باره سالمت جسمي و عاطفي‬
‫وروحي فرد كسب كنيم ‪ .‬رنگھا باز تاب سالمت كلي ھاله ھستند‪ .‬يك ھاله سالم داراي‬
‫رنگھاي شفاف ودرخشان است‪.‬رنگھاي كدر در ھاله نشانه مشكل يا بيماري ھستند محل‬
‫وشدت گرفتگي و عدم كارايي انرژي ميتواند شدت ومرحله بيماري را نشان دھد‪.‬‬
‫رنگھا ھمچنان بازتاب وضعيت ذھني وعاطفي ما ھستند‪.‬مثال رنگ غالب زرد در ھاله نشان‬
‫دھنده تمايل به زندگي –تجربه‪-‬وتفكر است‪.‬ھمچنين ھاله داراي ھفت اليه مجزاي انرژي‬
‫است كه به نحو بنيادي با آنچه سيستم چاكرا ميناميم ودر طول نخاع قرار گرفته است در‬
‫ارتباط است ‪.‬‬
‫ھاله )‪(Aura‬كلمهاي التين به معناي ))ھوايي كه به آرامي حركت ميكند((‪)) ،‬نفخه((‪،‬‬
‫))رايحه((‪)) ،‬نور(( و يا ))تابش نور(( و ))ھاله(( است‪ .‬ھاله خود حوزه انرژي است‪ ،‬مانند‬
‫ھالهاي كه بدن را احاطه كرده و در آن نفوذ ميكند‪) .‬بارون رايش باخ( آن را ))پوشش شفاف‬
‫مغناطيسي(( مينامد‪ .‬ھاله شامل ھفت نوع‪ ،‬متعلق به ھفت بدن از جنس انرژي ظريف‬
‫است‪ .‬كال ً تمايزھايي ميان موارد زير قائل شدهاند؛‬

‫‪ -١‬ھاله معنوي به قطر ‪ ١۵‬تا ‪ ١٨‬فوت‬


‫‪ -٢‬ھاله ذھني كه معموال ً به قطر ‪ ٨‬فوت است و‬

‫‪-٩٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -٣‬ھاله اثيري‪ ،‬كه تا طول ‪ ٨‬اينچ گرد بدن فيزيكي ميتابد‪.‬‬


‫چون ھالهھا روي ھم قرار ميگيرند‪ ،‬ھميشه تميز دادن ھر يك از آنھا ميسر نيست‪ .‬با اين‬
‫حال‪ ،‬آنچه كه معموال ً روشنبينان ميبينند‪ ،‬ھاله اثيري است‪ .‬اين ھاله چون نوعي حوزه‬
‫شفاف‪ ،‬شامل رنگ و شكلھاي متنوع است‪ .‬رنگ‪ ،‬اندازه‪ ،‬ساختمان و شدت آن بر حسب‬
‫حاالت ذھني و عاطفي شخص قابل تغيير است‪ .‬عواطف بسيار قوي‪ ،‬بيماريھاي جسمي و‬
‫ذھني نيز در ھالهھا منعكس ميشوند‪ .‬يك مشاور رنگ در انگلستان بالغ بر ‪ ۴٧٠٠‬سايه‬
‫مختلف را‪ ،‬ھنگام تجزيه و تحليل ھالهھا ثبت كرده است‪ .‬نه تنھا انسانھا‪ ،‬بلكه گياھان‪،‬‬
‫حيوانات و سنگھا نيز ھاله دارند‪.‬‬
‫شما ھاله را نميتوانيد گول بزنيد‪ .‬ھاله شما نشانگر طبيعت حقيقي و شخصيت شما بوده‬
‫و ھنگامي که شما دروغ بگوئيد يک قسمت نامنظم به رنگ زرد مايل به سبز از قسمت‬
‫باالي ھاله جوانه ميزند‪ .‬معموال افراد يک يا دو رنگ برجسته در ھاله خود دارند )نقاط قوت(‪.‬‬
‫اين رنگھا ھمچنين به احتمال قوي رنگھاي مورد عالقه آنھا خواھند بود‪.‬‬
‫لکهھاي سياه نشان دھنده تنفر و بدجنسي ميباشد‪ .‬قرمز پر رنگ نشان دھنده عصبانيت‬
‫است‪ .‬قرمز خوني به معني شھوت پرستي ميباشد‪ .‬قھوهاي کدر در ارتباط با حرص و آز و‬
‫ماده گرائي بوده و قھوه اي متمايل به خاکستري نشان دھنده خودخواھي ميباشد‪،‬‬
‫قھوهاي مايل به سبز به معني حسادت است‪.‬‬
‫طلبي‪ ،‬غرور و‬ ‫جاه‬ ‫دھنده‬ ‫نشان‬ ‫نارنجي‬ ‫خاکستري داللت بر افسردگي و ترس ميکند‪.‬‬
‫نشان قدرت است‪ .‬زرد در ارتباط با شادي‪ ،‬آزادي‪ ،‬تعقل و دانش معنوي است‪ .‬سبز مايل به‬
‫خاکستري در ھاله فريب و نيرنگ را آشکار مي کند‪ .‬سبز زمردي رنگ نشان دھنده خالقيت‬
‫و انعطاف پذيري مي باشد‪ .‬فيروزهاي انرژيي بسيار زﯾاد و قدرت تاثير گذاری را نشان‬
‫میدھد‪ .‬چنين افرادی میتوانند در آن واحد چند کار را انجام دھند و مدﯾران خوبی ھستند‪.‬‬
‫سبز کم رنگ نشانگر دلسوزی‪ ،‬شفقت و حالت ابتدائی‬
‫درمانگری میباشد‪.‬‬
‫آبی تيره و ارغوانی نشان دھنده افکار و احساسات معنوی‬
‫میباشد‪ ،‬صورتی نشان دھنده آن است که فرد به تعادل‬
‫بين آگاھی معنوی و مادی رسيده است‪ .‬آبی کم رنگ‬
‫نشان دھنده از خود گذشتگی در راه آرمانھای بزرگ‬
‫میباشد‪ .‬سفيد نمونه کاملی از کماالت و فضائل‬
‫میباشد‪.‬‬

‫اين واقعيتي است كه ھالهھا‪ ،‬اين حوزهھاي انرژي‪ ،‬تنھا در‬


‫تخيل معدودي از انسانھا وجود ندارند‪ ،‬بلكه بطور عملي و توسط عكاسي كرليان نيز قابل‬
‫رويتاند‪ .‬يافتهھاي زير از طريق چنين عکسھايي بدست آمده است‪:‬‬

‫بين بدن انسان و محيط اطرافش ارتباط وجود دارد‪.‬‬ ‫‪-١‬‬


‫برخي از بيماريھا خيلي قبل از ظھور در بدن فيزيکي در ھاله قابل رويت ميباشند‪.‬‬ ‫‪-٢‬‬
‫ارتباط قوي بين وضعيت ھيجاني و ھاله وجود دارد‪.‬‬ ‫‪-٣‬‬
‫ھر يک از رنگھا با يکي از حالتھاي فرد در ارتباط مي باشد‬ ‫‪-۴‬‬

‫‪-٩٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫يکي از مھمترين ضروريات يادگيري متافيزيک و علوم رواني آن است که ھاله فرد بايستي در‬
‫وضعيت خوبي باشد‪ .‬در صورتيکه ھاله شما به ميزان زيادي از انرژي منفي پر شده باشد‬
‫انجام تمرينات متافيزيکي ))توصيه نميشود((‪.‬‬
‫استفاده از عبارت ))توصيه نميشود(( نشان دھنده آن است که با ھاله بد ھم ميشود اين‬
‫تمرينات را انجام داد گر چه حقيقت آن است که اين کار روشي ناسالم خواھد بود‪.‬معھذا اگر‬
‫کيفيت ھاله شما در زير )) حداقل ضروري (( باشد‪ ،‬شما در خطر ابتال به بسياري از عوارض‬
‫فيزيکي و ذھني خواھيد بود‪.‬‬
‫الزم بذکر است که اين امر در مورد تمرينات پيشرفته مانند برون فکني و تله کينزي و ‪...‬‬
‫صادق بوده و تمرينات ابتدائي نظير مديتيشن‪ ،‬ريلکسيشن‪ ،‬پاکسازي کانالھاي انرژي‪،‬‬
‫تمرينات تنفسي و ‪ ...‬در کنار ساير نکاتي که در ادامه خواھد آمد به بھبود ھاله کمک مي‬
‫کنند‪.‬‬
‫کلمه ))بد(( و ))خوب(( فقط براي کيفيت ھاله استفاده ميشود‪ .‬کلمه ))بد(( در ))ھاله بد((‬
‫لزوما به معني بد بودن فرد در صورت داشتن ھاله بد نميباشد‪ .‬ھاله بد فقط اشاره به‬
‫ميزان زيادي از انرژي منفي دارد که توسط ذھن توليد ميشود‪.‬‬
‫تشخيص ھاله بد ساده است‪.‬‬
‫در صورتيکه ‪ ٣‬يا بيشتر از ‪ ٣‬مورد از عالئم زير را داريد انجام تمرينات متافيزيکي براي شما‬
‫توصيه نميشود‪:‬‬

‫‪ -١‬صداي زنگ يا شنيدن اصوات در گوش چپ‪.‬‬


‫‪ -٢‬کابوسھاي شبانه مکرر يا اختالالت خواب‪.‬‬
‫‪ -٣‬در صورتيکه قسمت عمده سفيدي چشمان شما قرمز باشد‪.‬‬
‫‪ -۴‬عدم توانايي در متوقف کردن فکر‪.‬‬
‫‪ -۵‬سردردھاي شديد مکرر‪ ،‬ميگرن‪ ،‬اسپاسم ھاي عضالني‪ ،‬دردھاي خنجري و تير کشنده و‬
‫بيماريھاي شديد‪.‬‬
‫‪ -۵‬مشاجرهھاي مداوم‪ ،‬مصرف زياد دارو‪ ،‬مصرف الکل‪ ،‬مواد مخدر و کشيدن سيگار‪.‬‬

‫وجود حداقل ‪ ۶‬مورد يا بيشتر از موارد زير نشان دھنده ھاله خوب ميباشد‪:‬‬

‫‪ -١‬ھرگز درباره نتيجه امور و يا حوادثي که در گذشته اتفاق افتاده است نگران نميشوﯾد‪.‬‬
‫‪ -٢‬معموال متفکر آرامی ھستيد‪).‬بيش از حد منطقی و تحليل گر نيستيد‪.‬‬
‫‪ -٣‬ھرگز جرﯾان انرژی که در ناحيه باالی سر شما ممکن است رخ دھد را تجزﯾه و تحليل‬
‫نمیکنيد‪.‬‬
‫‪ -۴‬محيط زندگی شما راحت و آرام است‪.‬‬
‫‪ -۵‬اغلب دچار سردرد و اسپاسم عضالنی نمیشوﯾد‪.‬‬
‫‪ -۶‬ھرگز دارو و مواد مخدر استفاده نمیکنيد‪.‬‬
‫‪ -٧‬روﯾاھای بد ممکن است گھگاھی رخ دھند ولی شما ھرگز با ترس و فرﯾاد از خواب بيدار‬
‫نمیشوﯾد‪.‬‬
‫‪ -٨‬براحتی میتوانيد با افراد ناسازگار با تحکم صحبت کنيد‪.‬‬
‫چند روش ساده برای تغيير ھاله بد به ھاله خوب‪:‬‬

‫‪-٩٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ -١‬ھشت ساعت بطور کامل شبھا بخوابيد‪.‬‬


‫‪ -٢‬از دارو‪ ،‬مواد مخدر‪ ،‬الکل‪ ،‬سيگار و ھر چيز دﯾگری که باعث تغيير ذھن و بدن شما‬
‫میشود پرھيز کنيد‪.‬‬
‫‪ -٣‬آب فراوان‪ ،‬آب ميوه و سبزﯾجات تازه مصرف کرده و از مصرف آب ميوهھای ترش خودداری‬
‫کنيد‪.‬‬
‫‪ -۴‬از مصرف غذاھای مصنوعی و آب ميوهھائی که حاوی مواد نگھدارنده ھستند بپرھيزﯾد‪.‬‬
‫‪ -۵‬بطور منظم ورزش کنيد ‪ .‬بعد از ورزش مناسب‪ ،‬شما احساس خستگی خواھيد کرد‪.‬‬
‫ورزش کمک میکند که ذھن رﯾلکس شود‪.‬‬
‫‪ -۶‬از شرارت و تنفر پرھيز کنيد‪.‬‬

‫ھفت سطح ھاله‬

‫اليه اتري‪) :‬اليه اول(‬


‫كالبد اتري حالتي بين ماده وانرژي است‪ .‬از خطوط ظريف انرژي تشكيل شده است ‪.‬كه‬
‫مانند يك شبكه درخشان از پرتوھاي سفيد وآبي است‪ .‬ساختار شبكه مانند آن در حركت‬
‫مداوم است‪ .‬اين اليه حدود ‪ /٥‬الي ‪ ٦‬ساتيمتر از بدن وسعت دارد ‪ .‬رنگ اليه اول از آبي‬
‫روشن تا آبي تيره متغير است‪ .‬ساختار اين اليه با كالبد فيزيكي يكسان بوده وتمام جزييات‬
‫وآناتومي بدن را در بر ميگيرد‪.‬‬

‫اليه عاطفي)اليه دوم(‬


‫اليه احساسات ساختار آن سيال تر از اليه اتري است وبا كالبد فيزيكي يكسان نيست‪ .‬اين‬
‫اليه بصورت ابرھاي رنگين از جنسي ظريف با حركت سيال ومداوم ديده ميشودكه‬
‫نشاندھنده طيف كامل عواطف ماست‪.‬فاصله اين اليه از كالبد فيزيكي ‪٢/٥‬الي ‪٧/٥‬سانيمتر‬
‫است‪.‬‬

‫اليه ذھني )اليه سوم(‬


‫جنسي ظريفتر از كالبد عاطفي دارد‪ .‬اين اليه به صورت نوري به رنگ زرد روشن كه اطراف‬
‫سر وشانه ميتابد واطراف كل بدن وسعت پيدا ميكند‪,‬ديده ميشود‪ .‬حاشيه اين اليه ‪ ٧/٥‬تا‬
‫‪ ٢٠‬سانتيمتر از كالبد فيزيكي فاصله دارد…‪..‬شكلھاي افكار در اين اليه قابل مشاھدهاند‪.‬‬

‫اليه اثيري)اليه چھارم(‬


‫كالبد اثيري فاقد شكل ثابت است و از ابرھايي از رنگ تشكيل شده است‪ .‬وسعت آن تا‬
‫فاصله اي حدود ‪١٥‬الي ‪٣٠‬ساتيمتر از كالبد فيزيكي است‪.‬اين كالبد ما را با بعدھاي باالتري‬
‫از واقعيت ارتباط ميدھند‪.‬‬

‫‪-٩٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اليه كليشه اي اتري )اليه پنجم(‬


‫اين اليه حاوي طرح كليشھاي تمام اشكال موجود در سطح فيزيكي است ‪ .‬اين اليه الگوي‬
‫كاملي براي اليه اتري است‪ .‬وسعت ان تا فاصله ‪٤٥‬الي ‪ ٦٠‬ساتيمتر از كالبد فيزيكي است‪.‬‬

‫اليه آسماني)اليه ششم(‬


‫سطح ششم كالبد آسماني نام دارد‪ .‬وسعت آن حدود ‪٦٠‬الي ‪ ١٠٥‬ساتيمتر از كالبد فيزيكي‬
‫است‪.‬دز اين سطح است كه ما وجد و شعف معنوي را تجربه ميكنيم‪ .‬از طريق كالبد‬
‫آسماني است كه ما عشق بدون قيد و شرط را مياموزيم‪ .‬كالبد آسماني بصورت نوري ديده‬
‫ميشود كه از رنگھاي روشن وماليم تشكيل شده است و درخشش و زيبايي دارد‪ .‬اين نور‬
‫درخشش طاليي‪ -‬نقره اي وكيفيت رنگ به رنگ شونده دارد‪.‬‬

‫اليه كليشه اي كتري كالبد علي)اليه ھفتم(‬


‫وسعت آن حدود ‪٧٥‬الي ‪ ١٠٥‬ساتيمتر از كالبد فيزيكي است‪ .‬در بر گيرنده تمام كالبدھاي‬
‫ھاله ھمراه با كالبد فيزيكي است‪ .‬كالبد كتري از رشته ھاي ظريف نور طاليي ونقره اي‬
‫تشكيل شده كه فرم كلي ھاله را حفظ ميكند‪ .‬كالبد كتري حاوي يك ساختار شبكه اي‬
‫طاليي از كالبد فيزيكي وتمام چاكراھاست‪.‬‬

‫آشنايي مختصر با چاكراھا‬


‫براي آشنايي مختصر شما با چاكراھا و اطالع از محل آنھا‪ ،‬در اين بخش اطالعات مختصري‬
‫ارائه شده است‪ ،‬اما تأكيد ما بر اين است كه ذھن خود را درگير اين اطالعات ننموده و در‬
‫آغاز راه به سراغ كتابھاي گوناگون نرويد‪ ،‬تالش ما در رﯾکی مرحله اول افزاﯾش سطح‬
‫حواس ماوراﯾی شما خصوصا" حس حقيقی انرژی در شما است ‪ ،‬مطمئن باشيد سالھا‬
‫فرصت برای مطالعات مو شکافانه و در گير شدن در پارادوکسھای مختلف مطرح را خواھيد‬
‫داشت ھمچنان که تا کنون ھم اﯾن چنين بوده اما اکنون زمان پرورش حس ھای پنھان شما‬
‫است‪.‬‬

‫چاكراي اول‬
‫موالدھارا كه چاكراي ريشه ‪ ،‬پايه يا دنبالچه ھم ناميده ميشود‪.‬‬
‫رنگ چاكرا قرمز است و با اراده فيزيكي ارتباط دارد و محل آن در آقايان جايي بين مقعد و آلت‬
‫تناسلي )مياندوراه( است و در خانمھا در دھانه رحم ميباشد‪.‬‬
‫قسمتھاي وابسته به اين چاكرا ‪ :‬تمام قسمتھاي سخت بدن مثل ستون فقرات‪،‬‬
‫استخوانھا‪ ،‬دندانھا‪ ،‬ناخنھا ‪ ،‬مقعد ‪ ،‬راست روده‪ ،‬روده بزرگ‪ ،‬غده پروستات‪ ،‬خون و‬
‫ساختمان سلولھا‬
‫غدد وابسته به اين چاكرا ‪ :‬غد فوق كليوي‬
‫چاكراي ريشه ما را به بدن فيزيكي وصل ميكند و انرژيھاي كيھاني را به بدن فيزيكي و‬
‫سطح مادي بدن ميفرستد‪.‬‬

‫‪-٩٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫چاكراي دوم‬
‫سوادھيستانا كه چاكراي خاجي يا پيوند ھم ناميده ميشود‪.‬‬
‫رنگ چاكرا نارنجي است و با توليد مثل ارتباط دارد‪.‬‬
‫قسمتھاي وابسته به اين چاكرا ‪ :‬لگن خاصره‪ ،‬اندامھاي جنسي‪ ،‬كليهھا‪ ،‬مثانه‪ ،‬تمام‬
‫مايعات بدن مثل خون‪ ،‬لنف‪ ،‬ترشحات معده‪ ،‬اسپرم‪.‬‬
‫غدد وابسته به اين چاكرا ‪ :‬گونادھا‪ ،‬تخمدانھا‪ ،‬پروستات‪ ،‬بيضهھا‪.‬‬
‫چاكراي دوم مركز احساسات نخستين تصفيه نشده‪ ،‬انرژي جنسي و خالقيت است‪.‬‬

‫چاكراي سوم‬
‫ماني پورا كه چاكراي شبكه خورشيدي يا چاكراي ناف‪ ،‬طحال‪ ،‬معده و كبد ھم ناميده‬
‫ميشود ‪ ،‬رنگ چاكرا زرد طاليي است‪.‬‬
‫قسمتھاي وابسته به اين چاكرا ‪ :‬قسمت تحتاني پشت‪ ،‬شكم‪ ،‬دستگاه گوارش‪ ،‬معده‪،‬‬
‫كبد‪ ،‬طحال‪ ،‬كيسه صفرا‪ ،‬دستگاه عصبي خودكار )غير ارادي(‪.‬‬
‫غده وابسته به اين چاكرا ‪ :‬پانكراس )كبد(‪.‬‬
‫چاكراي سوم حيطه اختيارات متعددي دارد‪ .‬مركز قدرتمان است‪ .‬اينجا انرژي خورشيدي را‬
‫كه پرورش دھنده بدن اتري است جذب ميكنيم‪ ،‬بدين ترتيب به بدن فيزيكي حيات‬
‫ميبخشيم و از آن محافظت ميكنيم‪ .‬در چاكراي سوم وارد حوزه فعاليت و ارتباط با ديگران‬
‫در دنياي مادي ميشويم‪.‬‬
‫در اينجا ھويت اجتماعيمان را پيدا ميكنيم و در جستجوي اثبات آن ھستيم‪.‬‬

‫‪-١٠٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫چاكراي چھارم‬
‫آناھاتا كه چاكراي قلب نيز ناميده ميشود‪.‬‬
‫رنگ چاكرا سبز و ھمچنين صورتي است و با اصل از خود گذشتگي ارتباط دارد‪.‬‬
‫قسمتھاي وابسته به اين چاكرا ‪ :‬قلب‪ ،‬باالي پشت‪ ،‬قفسه سينه‪ ،‬پايين ترين قسمت ريه‪،‬‬
‫و دستگاه گردش خون و پوست‪.‬‬
‫غده وابسته به اين چاكرا ‪ :‬تيموس‬
‫چاكراي قلب مركز سيستم كل چاكراھا است‪ .‬سه مركز پايينتر را كه مراكز فيزيكي و‬
‫احساسي ھستند به سه چاكراي بااليي كه مراكز ذھني و معنوي ھستند وصل ميكند‪.‬‬
‫در اينجا به ظرفيت ھمدلي خود با ديگران و سازگاري با آنھا و ھمنوا شدن با امواج كيھاني‬
‫پي ميبريم‪ .‬در چاكراي چھارم تصاوير‪ ،‬كلمات و صداھا تبديل به احساسات ميشوند‪ .‬ھدف‬
‫چاكراي چھارم رسيدن به وحدت كامل از راه عشق است‪.‬‬

‫چاكراي پنجم‬
‫ويشودھي كه چاكراي گردن يا گلو و مركز ارتباط ھم ناميده ميشود‪.‬‬
‫رنگ چاكرا آبي است‪.‬‬
‫قسمتھاي وابسته به اين چاكرا ‪ :‬گردن‪ ،‬گلو‪ ،‬آروارهھا‪ ،‬گوشھا‪ ،‬صدا‪ ،‬ناي‪ ،‬نونهھاي‬
‫برنشي‪ ،‬لب بااليي ريهھا‪ ،‬مري و بازوھا‪ .‬چاكراي گلو مركز ظرفيت بيان‪ ،‬ارتباط و الھام‬
‫انسان است‪ .‬مانند پلي است بين افكار‪ ،‬احساسات‪ ،‬انگيزهھا و واكنشھاي ما‪ ،‬ما از طريق‬
‫اين چاكرا ھمه آنچه در درون داريم ابراز ميكنيم‪.‬‬
‫غده وابسته ‪ :‬تيروئيد‬

‫چاكراي ششم‬
‫آجنا كه چاكراي پيشاني‪ ،‬چشم سوم‪ ،‬جشم خرد يا چاكراي چشم درون يا فرمان نيز‬

‫‪-١٠١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ناميده ميشود‪ .‬درك آگاھانه ھستي در چاكراي ششم جاي دارد‪ .‬جايگاه نيروي متعالي‪،‬‬
‫درك روشنفكرانه براي قوه تشخيص‪ ،‬حافظه و اراده ماست‪ .‬در بعد فيزيكي مھمترين مركز‬
‫فرمان براي دستگاه عصبي مركزي است‪.‬‬
‫رنگ چاكرا نيلي است و با اصل دانش وجود مرتبط است‪.‬‬
‫قسمتھاي وابسته به اين چاكرا ‪ :‬صورت‪ ،‬گوشھا‪ ،‬چشمھا‪ ،‬بيني‪ ،‬سينوسھا‪ ،‬مخچه و‬
‫دستگاه اعصاب مركزي‪.‬‬
‫غده وابسته ‪ :‬ھيپوفيز‬

‫چاكراي ھفتم‬
‫ساھاسرآرا كه چاكراي تاج و مركز )قله( يا لوتوس ھزار گل برگ نيز ناميده ميشود‪ .‬رنگ‬
‫چاكرا بنفش و ھمينطور سفيد طاليي است و با ھستي محض در ارتباط است‪ .‬چاكراي تاج‬
‫جايگاه باالترين تكامل انساني است كه به سطح ھستي مطلق وصل ميشويم‪.‬‬
‫قسمت وابسته به اين چاكرا ‪ :‬مخ ‪.‬‬
‫غده وابسته ‪ :‬صنوبري )اپي فيز(‬

‫‪-١٠٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫فصل سوم رﯾکی‬


‫ﻣﯽ ﮐﺮد‬ ‫ســالھا دل طــلب جــام جم از مــــا می کرد وآنچه خود داشت ز بيگانه ﺗﻤﻨﺎ‬
‫می کرد‬ ‫طـلب از گــمشدگان لـــب درﯾا‬ ‫ﮔﻮهﺮﯼ ﮐﺰ ﺻﺪف ﮐﻮن و مکان بيرون بود‬
‫می کرد‬ ‫کــو بــه تـاﯾيد نــظر حـل معما‬ ‫مــشکل خـــوﯾش بـر پـير مـغان بردم دوش‬
‫می کرد‬ ‫دﯾـدمش خرم و خـنـدان قــدح بـاده به دست و اندر آن آﯾنه صد گونـه تماشا‬
‫می کرد‬ ‫گفتم اﯾن جام جھان بين به تو کی داد حکيم گـفت آن روز که اﯾن گـنبد مينا‬
‫می کرد‬ ‫جرمش آن بود که اسرارھوﯾدا‬ ‫گــفت آن ﯾــار کـزو گـشت ســر دار بــلند‬
‫می کرد‬ ‫او نمی دﯾدش و از دور خــداﯾا‬ ‫بـــيدلی در ھـــمه احـــوال خــدا با او بود‬
‫کرد‬ ‫می‬ ‫مسيحا‬ ‫آنچه‬ ‫بکنند‬ ‫ھم‬ ‫دﯾــگران‬ ‫فــيض روح الــقدس ار بــاز مــدد فرماﯾد‬
‫گـفت حافظ گله ای از دل شيدا می کرد‬ ‫گــفتمش سـلـسله زلـف بتان از پی چيست‬

‫تعريف ريكي‬
‫ھمواره در سرتاسر تاريخ بشريت و در سراسر دنيا شيوهھاي شفابخشي‪ ،‬مبتني بر انتقال‬
‫انرژي جھاني وجود داشته است‪ .‬ھمان انرژي كه قوت ھمه ھستي است و جھان را شكل‬
‫ميدھد‪ .‬از ھزاران سال پيش‪ ،‬تبتيھا درك عميقي از سرشت روح انرژي و ماده داشتهاند و‬
‫اين دانش را براي شفاي بدن‪ ،‬ھماھنگي و ھدايت روحشان بسوي تجربه وحدت بكار‬
‫گرفتهاند‪ .‬بعدھا‪ ،‬با ھمين دانش نيز در ھند برخورد ميكنيم و اشكال گوناگوني از آنرا در‬
‫فرھنگ ملل ديگر نيز مييابيم‪.‬‬

‫‪REI + KI(chi,prana,ka,….) =Reiki‬‬


‫انرژی حياتی الھی=انرژی حياتی‪+‬آنرژی کيھانی – الھی‬

‫كلمه كي به معناي انرژي حياتي كيھاني يا انرژي‬


‫جھاني در ھستي است‪.‬‬
‫ريكي قدرتي است كه در كل ماده آفريده شده‪،‬‬
‫اثر ميكند و زنده است در كانجي )الفباي ژاپني(‬
‫ري به معناي آگاھي الھي‪ ،‬روح متعالي‪ ،‬قدرت‬
‫پنھان‪ ،‬آگاھي بزرگ و جھاني‪ ،‬خرد برتر آگاھي‬
‫معنوي و در نھايت به معناي كل است‪.‬‬
‫بررسي معناي اسرار الفباي كانجي ژاپني براي‬
‫كلمه ري‪ ،‬درك بسيار عميقتري از اين نماد به ما‬
‫ميدھد اين آگاھي الھي و معنوي از سوي خداوند‬
‫يا ضمير برتر ميآيد و ھمه چيز را ميداند‪.‬‬
‫اين آگاھي الھي ھر انسان را كامال ً ميشناسد‪.‬‬
‫رﯾکی بر سه اصل انرژی شفا بخشی ‪ ،‬مدﯾتيشن و شفای روحی استوار است‪.‬‬
‫دليل تمام مسائل و مشكالت را ميداند و ميداند چگونه آنھا را شفا دھد و كي كه از خود‬
‫بخشي از ري است يعني نيروي انرژي حياتي‪ ،‬انرژي زندگي‪ ،‬نيروي حيات يا كل حيات‪،‬‬
‫انرژي غير مادي كه به تمام موجودات زنده حيات ميبخشد‪.‬‬

‫‪-١٠٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ھر موجودي تا وقتي زنده است انرژي حياتي دارد كه در درون و اطراف آن در گردش است و‬
‫زماني كه ميميرد‪ ،‬انرژي حيات او را ترك ميكند‪.‬‬
‫بسياري از فرھنگھا و مذاھب از قرنھا بيش از وجود اين انرژي يا كي آگاه بودهاند از اين رو‬
‫كي را چينيان »چي« مسيحيان »ايت يا روح القدس«‪ ،‬ھندوھا »پرانا«‪ ،‬يونانيان‬
‫»پنوما«‪ ،‬اعراب »دم حيات«‪ ،‬پلي تزيھا »مانا« )جادوگران قبايل بدوي( پژوھشگران روسي‬
‫»انرژي پالسماي حياتي«‪ ،‬ھرمسيھا )علوم غريبه( »طلسم«‪ ،‬مصريان »كا«‪» ،‬اك« در‬
‫زبان پالي »بركت« در صوفيه‪» ،‬جزود يا يسود« در ميان حروفيون يھود‪» ،‬گِب« در قبايل‬
‫افريقايي »واكوندا« در ميان سرخپوستان كه ھمگي آنھا ھمان انرژي بنيادين )كي(‬
‫ھستند اما‪ ،‬ميزان كاربرد و نظريهھاي مربوط به آنھا تفاوتھاي بسياري دارند‪.‬‬
‫شرايط اساسي و الزم براي بكارگيري اين انرژي نيز بسيار متفاوت است‪ .‬در برخي از اين‬
‫مكاتب‪ ،‬الزمست تمرينھاي طوالني انجام شود و معموال ً بيش‬
‫از آنكه انرژي مطلوب آزاد گردد و به كار گرفته شود‪ ،‬خلوت‬
‫گزيني زيادي الزم است‪.‬‬
‫در نظام ريكي اوسويي‪ ،‬انتقال اين انرژي )ريكي( نه تنھا ساده‬
‫ترين و طبيعي ترين روش است كه ميشناسيم بلكه موثرترﯾن‬
‫راه انتقال اين انرژي حياتي و جھاني نيز ھست ھنگامي كه‬
‫يكبار كانال دروني فردي به انرژي ريكي گشوده شد‪ .‬اين فرد‬
‫قادر خواھد بود اين قدرت را در تمام مدت زندگي خود حفظ كند‬
‫ريكي از شكل خنثي اما متمركز انرژي كيھاني استفاده‬
‫ميكند‪.‬‬
‫رﯾکی ساختاری ھوشمند و قانونمند دارد ھرگز به رﯾکی‬
‫دستور ندھيد که چه کاری انجام بدھد بلکه صرفا" از آن بخواھيد و پس از آن آزادانه صرفا"‬
‫ناظر باشيد ھيچکس از حکمت الھی آگاھی ندارد ‪ ،‬پس با اصرار بی جا جاﯾگاه معنوی خود‬
‫را متزلزل ننماﯾيد‪.‬‬

‫تاريخچه ريكي‬
‫تاريخچه ريكي بدانسان كه در منابع مختلف نقل شده بدﯾن گونه است که ‪:‬‬
‫دكتر ميكائو اوسويي در نيمه دوره مي جي در ژاپن كه برابر با اولين سال دوره كيو كه‬
‫كيوگونن ناميده ميشود در ‪ ١٥‬اوت سال ‪ ١٨٦٥‬ميالدي متولد شد‪ .‬نام اوميكائو و اسم‬
‫ديگرش گيوھو يا كيوھو تلفظ ميشد‪ .‬او در روستاي ياگو در بخش ياماگاتا در استان گيفو‬
‫متولد شد نام جدش تونتان شيبا‪ ،‬نام پدرش او زيمون و نام خانوادگي مادرش كاوايي بود‪.‬‬
‫او در چھارده سالگي وارد يك مدرسه بودايي تِندايي نزديك كوه كوراما )زين اسب( شد‪ .‬او‬
‫ھم چنين كيكو يا روش ژاپني چي كونگ )چيني( را كه يك نظام تندرستي و شفابخشي‬
‫براساس گسترش و استفاده از انرژي حيات است را آموخت‪.‬‬
‫در اواخر قرن نوزدھم دوره پرشوري در تاريخ ژاپن بود و تغييرات زيادي در جامعه ژاپن در حال‬
‫رخ دادن بود ‪ ،‬ژاپنيھا تازه سواحل خود را به‬
‫روي غريبان گشوده بودند و ھمراه با‬
‫تكنولوژي غرب ھيئتھاي مذھبي نيز وارد‬
‫ژاپن شدند‪ .‬دكتر اوسويي با تمام وجود‬

‫‪-١٠٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫مسيحيت را پذيرفت او ابتدا معاون و سپس رئيس يك مدرسه علوم ديني مسيحيان شد‪.‬‬
‫يك روز كه او با شاگردانش بحث ميكرد از او سؤال شد آيا واقعاً انجيل را قبول دارد وقتي‬
‫پاسخ مثبت داد‪ ،‬آنھا از او خواستند كه اعتقادش را با ارائه يك شفاي آني اثبات كند زيرا كه‬
‫شاگردان گفتند كه حضرت مسيح )ع( در انجيل ميگويد شما ميتوانيد چنان كه من كردم‬
‫بكنيد و حتي كارھاي بزرگتر‪ ،‬از آنجايي كه دكتر اوسويي قادر به انجام اين كار نبود‪.‬‬
‫از مردان جوان خواست كه ايمانشان را از دست ندھند و تصميم گرفت در رابطه با اين‬
‫موضوع تحقيق كند او به آمريكا مھاجرت كرد و در ايالت شيكاگو دكتراي الھيات خود را اخذ‬
‫كرد ولي دريافت كه پاسخ آن سوال را در دروس كالسيك نميتواند بيابد به ناچار به ژاپن‬
‫برگشت‪.‬‬
‫او پس از بازگشت از آمريكا دريافت كه بايد به متون‬
‫قديمي زبان چيني بپردازد پس شروع به مطالعه‬
‫عميق سواترھاي چيني )نوشتهھاي مقدس( كرد‬
‫ولي ھنوز راز اين كار بر او آشكار نشده بود پس‬
‫تصميم گرفت بر روي سواتراھاي تبتي مطالعه كند‬
‫براي اين كار او نياز به دانستن زبان سانسكريت‬
‫داشت پس به شمال ھند سفر كرد و موفق به پيدا‬
‫كردن طومارھاي تبتي كه مربوط به سفر اشعياء نبي‬
‫بود شد‪.‬‬
‫آنھا را كامل مطالعه كرد و به سمبلھا يا نمادھايي در‬
‫اين طومار دست پيدا كرد ولي راز استفاده از آنھا را‬
‫نميدانست او به ژاپن بازگشت و تصميم گرفت بر‬
‫باالي كوه مقدسي به نام كوه كوري ياما در ‪ ١٧‬مايلي‬
‫كيوتو برود و ‪ ٢١‬روز روزه بگيرد و مراقبه كند درست مانند جستجوي بينش يك سرخپوست‬
‫آمريكايي‪.‬‬
‫او ‪ ٢١‬سنگ جمع كرد تا گاھشمار او باشد‪ .‬بعد از ‪ ٢٠‬روز روزه داري سپيده پيش از طلوع‬
‫روز بيست و يكم فرا رسيد چون ھنگام ماه نو بود‪ .‬ھوا كامال ً تاريك بود‪ .‬او براي برداشتن‬
‫آخرين سنگ دستش را به اطراف كشيد‪ .‬تا اين لحظه ھيچ چيز غير عادي رخ نداده بود‪ .‬او‬
‫براي گرفتن پاسخ دعا كرد‪ .‬ناگھان نوري در افق شروع به درخشيدن كرد و بسرعت بسوي‬
‫او آمد نور ھر چه به او نزديك تر ميشد بزرگتر ميشد‪ .‬اوسويي حس كرد بايد بگريزد‪ .‬ولي‬
‫احساس درونيش به او گفت كه اين يك نشانه است تمام اين سالھا )‪ ١٤‬سال از روزي كه از‬
‫او سوال شده بود( آن ھمه سخت جستجو كرده بود پس نميتوانست ھمه چيز را رھا كند‪،‬‬
‫خود را آماده پذيرش ھر اتفاقي كرد‪.‬‬
‫نور در اين لحظه به وسط پيشاني )چشم سوم( او برخورد كرد و ميليونھا حباب به رنگ‬
‫رنگين كمان در چشمانش درخشيد اينھا به زودي به حبابھايي سفيد درخشاني تبديل شد‬
‫كه ھر يك داراي يك سمبل يا نشانه سه بعدي و طاليي بود‪ .‬آنھا يكي يكي ظاھر ميشدند‬
‫به آھستگي كه او بتواند به خاطر بسپارد زماني كه احساس كرد اين فرايند كامل شده‬
‫است سرشار از شكرگذاري و سپاس شد و در حالتي خلسه مانند فرو رفت وقتي بخود آمد‬
‫خورشيد در آسمان بود‪ .‬قدرت درمانگري از طرف ذات الھي به او تفويض گرديده بود او سويي‬
‫نام اين سيستم را ريكي نھاد‪).‬در خصوص اﯾن تارﯾخچه رواﯾات متعددی است ‪ ،‬مھم نتيجه‬

‫‪-١٠٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫عمل ﯾعنی ﯾافتن تکنيکھا و انرژی رﯾکی و سپس خروج و انتشار آن توسط خانم تاکاتا بوده‬
‫لذا آزاد و رھا باشيد (‪.‬‬

‫چرا کوه کوراﯾاما ؟‬


‫اين کوه در شمال شھر کيوتو قرار دارد‪ .‬کيوتو در زمانھای قديم پايتخت ژاپن بوده و اصوال ً يک‬
‫شھر مذھبی است‪ .‬ارتفاع کوه کوراما خيلی زياد نيست و پانصد و ھفتاد متر از سطح دريا‬
‫بلندتر است‪ .‬در دامنه اين کوه معبد کوراما واقع شده است که گفته میشود اوسويی دوران‬
‫کودکی خود را در آن سپری کرده است‪ .‬اين معبد در سال ‪ ٧٧٠‬بعد از ميالد ساخته شده‬
‫است‪.‬‬
‫ساختمانھای اين معبد و بناھای متعلق به آن چند با در طول تاريخ دستخوش آتش سوزی‬
‫شدهاند‪ .‬کوراما افسانه کھنهای دارد‪ .‬در اين افسانه آمده است که شش ميليون سال قبل‬
‫روح زمين يا مائوسان که بر نيروھای شيطانی قلبه کرده بود از سياره ونوس بر روی کوراما‬
‫فرود آمد‪ .‬ماموريت او نجات بشر بود‪ .‬از آن زمان نيروی شفابخش او از طريق کوراما در‬
‫دسترس تمام انسانھا و موجودات زمينی قرار‬
‫گرفت‪ .‬مائوسان قدرت خود را در اختيار زاھدی‬
‫بنام گانتی قرار داد و گانتی سالھای بعد معبد‬
‫کوراما را ساخت‪ .‬بعدھا افراد ديگری بخشھای‬
‫جديدی به اين معبد اضافه کردند‪.‬‬
‫البته تقدس و اھميت خاص کوراما فقط به اين‬
‫داستان محدود نمیشود‪ .‬گفته میشود در‬
‫اواخر قرن دھم ميالدی جنگجوی بزرگی بنام‬
‫اوشی واکا مانی به اين کوه و معبد آن میرسد‬
‫او وسپاھش در اين محل میمانند و اين جنگجو‬
‫که استعداد ھنری قابل توجھی داشته است‬
‫آثاری در حوالی اين معبد از خود بجا میگذارد‪.‬‬
‫تمام اين داستانھا و روايتھای فراوانی از اين‬
‫دست باعث میشوند که ھرسال افراد فراوانی برای زيارت به اين کوه مقدس بروند‪.‬‬
‫بسياری از آنھا نام ميکائو اوسويی را نشنيدهاند و رفتن آنھا به کوراما نيز ھيج ارتباطی به‬
‫ری‪-‬کی يا تاريخ آن ندارد‪ .‬آنھا برای دريافت انرژیھای روحانی و حس قدرت خارق العاده اين‬
‫کوه زيبا روانه آن میشوند‪ .‬انرژی اين کوه بسيار عجيب است‪ .‬نوعی انرژی آرامبخش و توام‬
‫با حس رحمت و شادی‪.‬‬
‫تا اينجا يک چيز بخوبی واضح است‪ .‬وقتی اين کوه در تاريخ و فرھنگ مردم ژاپن دارای چنين‬
‫جايگاھی است و بسياری از افرادی ھم که از آن ديدن کردهاند وجود نوعی حس عجيب را‬
‫در آن اذعان میکنند‪ ،‬بنابراين رخ دادن وقايع خاص مثل روشن شدگی اوسويی در چنين‬
‫محلی خيلی دور از ذھن نيست‪ .‬واژه کوراما به معنی زين اسب است‪ .‬در زبان ژاپنی برای‬
‫اشاره به اين کوه از عبارت کوراما ياما استفاده میشود که ياما به معنی کوه است‪.‬‬
‫وقتی از خود اوسويی درباره تجربه کوراما پرسيده میشد ھميشه در جواب میگفت‪:‬‬
‫ھيچ شخصی من را به اين متد وارد نکرده است‪ .‬بعالوه من برای دستيابی به اين تکنيک کار‬
‫خاصی جز روزه داری و مراقبهھای عميق انجام ندادم‪ .‬اين انرژی بصورت يک الھام در وجود‬

‫‪-١٠٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫من دميده شد‪ .‬بعد از دريافت اين قدرت آگاھی يافتم که نيروی آن دارای اثرات عميق‬
‫شفابخشی است‪.‬‬
‫بنابراين تا اينجا میبينيم اوسويی در کوھی مقدس به قدرت ری‪-‬کی دست يافته است‪ .‬در‬
‫تمام تجربيات روحانی محيط و انرژیھای آن رکن بسيار مھمی دارد‪ .‬دريافت چنين قدرتی در‬
‫محلی که ذکرھای فراوانی از قدرتھای اعجاب آور آن به ميان آمده اصال ً بعيد نيست‪.‬‬
‫پس از اين واقعه دكتر اوسويي به محله پرجمعيت گدايان در توكيو رفت تا آنھا را درمان كند‬
‫و به زندگي بھتر ھدايت كند او شروع به درمان مجاني افرادي كه بعلت بيماري رو به‬
‫تكديگري آورده بودند كرد اما پس از چندي متوجه شد كه بيشتر مردم پس از مداوا دوباره‬
‫به سبك و سياق قبل زندگي ميكنند‪ .‬اين موضوع موجب شد كه به سه اصل پيبرد ‪:‬‬

‫‪ 9‬رسالت او شفاي روح مردم بود نه جسمشان‬


‫‪ 9‬براي اينكه عمل درمان صورت گيرد بايد يك تبادل انرژي وجود داشته باشد تا چرخه‬
‫انرژي نشكند و اين كار براي گيرنده ارزشي داشته باشد‪.‬‬
‫)موجب دِين براي گيرنده ريكي نگردد(‬
‫‪ 9‬نوعي تغيير در آگاھي در امر درمان ضروري است يعني‬
‫فرد بايد انرژي را دريافت كند و بطور ناخودآگاه توسط‬
‫درمان مايل به تغيير در خود باشد ‪.‬‬

‫پس سريع آن محله را ترك كرد و به توكيو بازگشت و شروع به‬


‫آموزش ريكي به سايرين كرد و پنج اصل بنيادين ريكي را بنا نھاد‪.‬‬
‫او قبل از مرگش ‪ ١٦‬نفر را به درجه گرندمستري رساند كه يكي‬
‫از آنھا دكتر چوجير و ھاياشي بود‪.‬‬
‫در سال ‪ ١٩٣٥‬شخصي به نام خاتم‬
‫ھاوايوتاكاتا كه از پدر و مادري ژاپني در‬
‫‪ ٢٤‬دسامبر سال ‪ ١٩٠٠‬ميالدي در جزيره كاوايي در ھاوايي متولد‬
‫شده بود و بعلت بيماري و اينكه درمانھاي رايج بر روي او اثري‬
‫نداشتند به ژاپن سفر كرد و در كلينيك دكتر ھاياشي مداوا و درمان‬
‫شد او پس از درمان به ريكي عالمند شد و در بھار سال ‪١٩٣٦‬‬
‫مرحله اول ريكي را از دكتر ھاياشي آموخت و در سال ‪ ١٩٣٧‬به‬
‫ھاوايي بازگشت و در فوريه ‪ ١٩٣٨‬دكتر ھاياشي خانم تاكاتا را براي‬
‫مرحله استادي ھمسو كرد از سال ‪ ١٩٧٠‬او آموزش مرحله استادي‬
‫را آغاز كرد خانم تاكاتا تا قبل از مرگش در يازدھم دسامبر ‪١٩٨٠‬‬
‫ميالدي ‪ ٢٢‬نفر را به مرحله استادي رساند كه آن ‪ ٢٢‬نفر ريكي را در جھان گسترش دادند ‪.‬‬

‫نگاه و رواﯾاتی دﯾگر بر رﯾکی و دکتر اوسوﯾی‬


‫سابقه ريکی در نسل حاضر به بيش از ‪ ۴٠٠٠‬سال پيش در کشور چين میرسد‪ .‬در طول‬
‫اين زمان طوالنی ريکی ھيچگاه فراگير نشد و در اختيار ھمگان قرار نگرفت و به دليل سری‬
‫نگه داشتن اين روش قدرتمند‪ ،‬ريکی بارھا از بين رفت‪.‬‬

‫‪-١٠٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫در عصر حاضر ريکی به عنوان يک روش ھلينگ اصيل که دکتر ميکائو اوسويی ژاپنی آن را به‬
‫شکل امروزی آن تکميل کرده است حدود يکصد سال قدمت دارد‪) .‬ريکی در ايران حدود يک‬
‫دھه قدمت دارد!(‬
‫دکتر اوسويی در ‪ ۵‬اوت ‪ ١٨۶۵‬در روستای» تانيای« در بخش» ياماکاتا« در استان» گيفو« در‬
‫نزديکی»ناگويای« امروزی در ژاپن متولد شد‪ .‬دکتر اوسويی فردی خونگرم و ساده‪ ،‬خوشرو‪،‬‬
‫محتاط‪ ،‬با استعداد و عالقه مند به مطالعه بود‪ .‬او مردی فروتن بود و خود را درجه ‪ ٢‬میناميد‬
‫و میگفت در باالترين سطح انرژی قرار ندارد و ھميشه راه پيشرفت را باز میگذاشت‪ .‬او‬
‫بسيار اھل سفر و مطالعه بود و با دانش روانشناسی‪ ،‬طب‪ ،‬مذھب‪ ،‬رشد معنوی و علوم‬
‫باطنی آشنايی داشت‪.‬‬
‫اوسويی جوان به دنبال روشی متفاوت نسبت به روشھای متداول آن زمان برای ھلينگ‬
‫بود‪ .‬او در اين جستجو به سراسر ژاپن و حتی کشور چين و اروپا سفر کرد‪ .‬وی بدليل‬
‫توانايیھای متافيزيکی خود توانست به گروه متافيزيکی »رِی جيو تاکو« ملحق شود‪.‬‬
‫اوسويی بعدھا به معاونت وزارت بھداشت منصوب شد و مدتی نيز معاون شھردار توکيو بود‪.‬‬
‫وی به دنبال جستجويش تصميم گرفت يک راھب بودايی شود و تحت تعليم فشرده قرار‬
‫گرفت‪ .‬او در يک دوره ‪ ٢١‬روزه گوشه نشينی‪ ،‬روزه داری‪ ،‬عبادت و مراقبه به کوه »کوراما«‬
‫رفت و برای پاکسازی چاکرای تاجی خود به مراقبه زير يک آبشار کوچک پرداخت‪.‬‬
‫در پايان اين دوره اوسويی در ماه مارچ ‪ »١٩٢٢‬ساتوری« يا روشن بينی را تجربه کرد‪ .‬او‬
‫روش شفای متفاوتی کشف )تکميل( کرده بود که شفاگر از انرژی خود استفاده نمیکرد و‬
‫فقط کانال انرژی شفا بخش قرار میگرفت‪ .‬اوسويی انرژی شفا بخش ريکی را مستقيما از‬
‫سرچشمه آن دريافت کرد و از اين تجربه سيستم شفای ريکی را بنا گزارده است‪ .‬وی‬
‫ريکی را روی خود و خانواده اش بکار برد و بعد به توکيو رفت و موسسه شفای ريکی‬
‫اوسويی را با نام »اوسويی ريکی ريوھو گاکای« بنا کرد و درمانگاھی در» ھاراجوکو« در‬
‫نزديکی آرامگاه »می جی« امپراتور ژاپن در مرکز توکيو برای آموزش و درمان باز کرد‪.‬‬
‫دکتر اوسويی ‪ ۶‬مرحله برای آموزش ريکی در نظر گرفت که باالترين مرحله شماره يک بود‪،‬‬
‫چھار مرحله اول را » شودن « يا مرحله آغاز ناميد که ھمان مرحله اول ريکی امروزی می‪-‬‬
‫باشد‪ .‬مرحله پنجم ) مرحله دوم امروزی ( را » اوکودن« يا آموزش درونی ناميد و به دو‬
‫قسمت» اوکودن زِنکی« ) نيمه اول ( و» اوکودن کوکی« ) نيمه دوم ( تقسيم میشد‪.‬‬
‫مرحله ششم يا مرحله استادی‪ »،‬شينپيدن« يا آموزش رمزی ناميده میشد!‬
‫دکتر اوسويی برای مرحله » شينپيدن« واژه استاد را بکار نمیبرد‪ ،‬اين واژه در ژاپن ھم‬
‫استفاده نمیشود‪ .‬اين واژه استاد ابداع خانم » تاکاتا« برای مرحله شينپيدن بود !‬
‫در زلزله ‪» ١٩٢٣‬کانتو« که بيش از ‪ ١۴٠٠٠٠‬نفرجان باختند‪ ،‬اوسويی و شاگردانش شبانه روز‬
‫برای کمک به مردم و مجروحين کار میکردند‪ .‬به علت کمکھای اوسويی به ديگران دولت‬
‫ژاپن مدال» کونسانتو« را به او اھداء کرد‪.‬‬
‫دکتر اوسويی سالھا به درمان رايگان بيماران فقير پرداخت و‬
‫ريکی را آموزش داد او ريکی را به بيش از ‪ ٢٠٠٠‬نفر آموزش‬
‫داد و ‪ ١۶‬استاد تر بيت کرد‪.‬‬
‫دکتر اوسويی تالش میکرد که ريکی در اختيار و دسترس‬
‫ھمه باشد و در سرتاسر جھان گشترش يابد وی عقيده‬
‫داشت اين روشی است که ھمه میتوانند با آن» الوھيت«‬
‫را تجربه کنند و به آفريدن دنيای بھتر مشتاق شوند‪ .‬دکتر‬

‫‪-١٠٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اوسويی‪ ۵‬اصل برای ريکی در نظر گرفت که گفته میشود از شعرھای امپراتور» میجی«‬
‫اقتباس شده است‪.‬‬
‫دکتر اوسويی در سال ‪ ١٩٢۶‬در حال آموزش ريکی در اثر حمله قلبی در » فوکوياما« در‬
‫گذشت‪ ،‬بعد از اوسويی آقای» اوشيدا « يکی از شاگردان او مدير موسسه » اوسويی‬
‫ريکی ريو ھو گاکای « شد‪ .‬آقای»اوشيدا« در سال ‪ ١٩٢٧‬سنگ يادمان اوسويی را در معبد‬
‫» سِی ھو جی « در »سوگی نامی کو« در توکيو بنا نھاد و مطلبی که بر آن در باره زندگی‬
‫و فعاليتھای او در ريکی‪ ،‬به خط زيبايی حک شده است را نوشت‪.‬‬
‫ترجمه سنگ نوشته بنای ياد بود دکتر اوسويی از کتاب ريکی شفا با دست در زير آمده‬
‫است‪:‬‬

‫» ياد بود استاد اوسويی پرھيزکار «‬


‫» آنکه سخت میکوشد ) يعنی مراقبه می کند ( و با دقت و پشتکار برای بھبود بدن و‬
‫ذھن تالش میکند تا انسان بھتری شود » انسان دارای روح بزرگ « ناميده میشود‪ .‬آنان‬
‫که اين روح بزرگ را برای يک ھدف اجتماعی‪ ،‬يعنی آموزش راه صحيح به مردم و انجام‬
‫کارھای نيک جمعی به کار میگيرند‪ » ،‬استاد « ناميده میشوند‪ .‬دکتر اوسويی يکی از اين‬
‫استادن بود‪ .‬او ريکی کيھانی ) انرژی کائنات ( را به مردم آموزش داد‪ .‬مردمان بيشماری از او‬
‫خواستند که راه بزرگ ريکی را به آنھا آموزش دھد و آنھا را شفا بخشد‪« .‬‬
‫دکتر» چوجيرو ھاياشی« يکی ديگر از شاگردان دکتر اوسويی بود که در زمان اوسويی از‬
‫موسسه »اوسويی ريکی ريوھو گاکای« جدا شد و خود موسسهای تاسيس نمود و در‬
‫روش اوسويی تغييراتی ايجاد کرد‪ .‬وی سيستم خود را »ھاياشی شيکی ريکی ريو ھو«‬
‫ناميد‪ .‬دکتر ھاياشی تمام جزئيات درمانھايش را ثبت میکرد و يک روش خاص خود درست‬
‫کرد‪ .‬او وضعيت ھای مختلف دست برای درمان بيماريھای مختلف داشت که به راھنمای‬
‫شفای ھاياشی معروف است که انشا ﷲ در رﯾکی مرحله سوم با آن آشنا می شوﯾد‪.‬‬

‫ساﯾر رواﯾات دﯾگر‬


‫رواﯾات متعدد دﯾگری نيز از نحوه ارائه رﯾکی توسط دکتر اسوﯾی در کتب مختلف و اﯾنترنت‬
‫منتشر شده بطورﯾکه مھمترﯾن آنھا وﯾليام لی رند درکتب خود ھمچون رﯾکی شفای با دست‬
‫ﯾا روح رﯾکی و ‪ ....‬عمال" بسياری از اعتقادات و مباحث مطرح شده از سوی خانم تاکاتا و‬
‫حتی آقای دکتر اسوﯾی را کامال" به چالش کشيده ‪ ،‬اما نکته مھم نفس و روح عملی رﯾکی‬
‫است که به طور صحيح در عالم در جرﯾان است و ﯾک ھنرجو و ﯾا استاد واقعی رﯾکی با‬
‫اﯾجاد ھماھنگی درونی و بيرونی خود با نظام کل ھستی به درک عميقی از گوھره و جوھره‬
‫وجودی می رسد و اﯾن مباحث خللی در اﯾن روند اﯾجاد نمی نماﯾد جز انکه زنبور ذھن در‬
‫جھت توجيه اعمال خود فرد را از طی مسير اصلی باز دارد‪.‬‬

‫امروزه ھمه می پرسند چرا رﯾکی؟‬

‫ھر روز در ساﯾتھا و کتابھای مرتبط با شفا از رﯾکی می شنوﯾم ‪ ،‬در اﯾنکه رﯾکی ﯾکی از‬
‫روشھای پاکسازی جسم ‪ ،‬ذھن ‪ ،‬ھاله و چاکرا ھا است ھمه گان بسيار گفته اند ‪ ،‬اما‬
‫نکته کليدی و مھم اﯾن است که رﯾکی به عبارتی ھمه ھستی انسان را دگر گون می سازد‬

‫‪-١٠٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫و به نوعی زندگی را از نو شخم می زند و شما را در مسير تعھد الھی خود قرار می دھد ‪،‬‬
‫رﯾکی کار ‪ ،‬امور اجتماعی ‪ ،‬خانوادگی ‪ ،‬غراﯾز و ھمه ابعاد وجود بيرونی و درونی شما را به‬
‫لرزه در می آورد‪.‬‬

‫رﯾکی تکليف ما را با زندگی روشن می کند اما نکته مھم اﯾن است ‪:‬‬

‫رﯾکی بر روی عادت بيشترﯾن تاثيرات را دارد اما تا خود نخواھيم و او را نخوانيم بر‬
‫روی خصاﯾص ما کاری انجام نمی دھد پس ‪:‬‬

‫حتی ﯾک استاد رﯾکی نيز می لغزد شاﯾد خطاھا و گناھان او بيشتر از ﯾک انسان‬
‫معمولی باشد چرا که او نيز ﯾک انسان معمولی ھمچون شما است ‪ ،‬استاد رﯾکی‬
‫پير ‪ ،‬مراد و ﯾا ھمچون عناوﯾنی و ﯾا فردی نيست ‪ ،‬احترام او واجب اما اگر او نيز بر‬
‫روی خود ‪ ،‬خودشناسی انجام ندھد فرقی با شما جز ﯾک حرفه و فن دان کسی‬
‫نيست‪ ،‬البته اﯾن نکته را نيز باﯾد در خاطر داشته باشيد که مدرس رﯾکی بار‬
‫مسئوليت بيشتر و آزمونھای سنگينتری نسبت به افراد عادی دارد لذا خطای او‬
‫خود ﯾک درس و آموزش است و خوش به سعادت آن مدرسی که از اﯾن درسھا در‬
‫جھت تعالی گام بردارد‪.‬‬

‫ھمه ما صرفا" مدرسين رﯾکی ھستيم و رسيدن به عنوان واقعی استاد نياز به پاالﯾش‬
‫عظيم روحی ‪ ،‬جسمی و روانی دارد ‪ ،‬رسيدن به جاﯾگاه اساتيدی ھمچون شمس ‪ ،‬موالنا ‪،‬‬
‫خاقانی ‪ ،‬عطار و ‪ ....‬با چندتکنيک ميسر نيست و نياز به رسيدن به جاﯾگاھی بس متعالی‬
‫دارد‪.‬‬

‫استفاده از عنوان استاد صرفا" ترجمه عبارت ‪ Reiki Master‬می باشد و اﯾن در حاليست که‬
‫بسياری از بزرگان متافيزﯾک بجای استفاده از لفظ استاد از عنوان ‪ Teacher‬استفاده می‬
‫کنند‪.‬‬

‫کسی که صرفا" ھمسوﯾی استادی رﯾکی را اخذ می کند ‪ Reiki Master‬ﯾا ‪ RM‬و‬
‫کسی که مدرس رﯾکی نيز ھست ‪ Reiki Master Teacher‬ﯾا ‪ RMT‬معروف است‪.‬‬

‫‪-١١٠-‬‬
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

-١١١-
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫آﯾا حضرت عيسی استاد رﯾکی بوده است ؟‬

‫)اﯾن گفتار صرفا" بر اساس مطالعات اساتيد غربی و بر اساس نوشته آنان‬
‫می باشد و ارتباطی با نظرﯾه ھای دﯾنی و مذھبی جاری و اعتقادات اﯾنجانب را شامل نمی‬
‫گردد(‬
‫يوحنا‪ ،‬باب ‪ ١٤‬آيه ‪:٢‬‬
‫آمين آمين ‪ ،‬به شما حقيقت را مي گويم‪ ،‬ھر كه به من ايمان آورد‪ ،‬كارھايي را كه‬
‫من مي كنم او نيز خواھد كرد و بزرگتر از اينھا نيز خواھد كرد‪.‬‬
‫يكي از موارد استثنايي زندگي مسيح)ع( معجزه ھاي او بود‪ .‬مطابق با كتاب مقدس حضرت‬
‫عيسي)ع( روي آب راه رفت‪ ،‬پنج ھزار نفر را با پنج عدد نان و دو ماھي سير كرد‪ ،‬آب را به‬
‫شراب تبديل كرد )‪ ،(١‬و مردم را از مرگ نجات داد‪ .‬وليكن مھمترين معجزات او شفا دادن بود‪.‬‬
‫بيماريھايي كه او درمان كرد شامل‪ :‬فلجي‪ ،‬شلي‪ ،‬تب‪ ،‬صرع‪ ،‬خون ريزي‪ ،‬بيماري پوستي‪،‬‬
‫آشفتگي ذھني‪ ،‬تسخير روح‪ ،‬ناشنوايي و نابينايي)‪ (٢‬مي باشد‪ .‬بيشتر اين شفاھا بوسيله‬
‫قرار دادن دستھا بر مريض صورت گرفته است‪ .‬در انجيل عھد جديد به اين مورد بارھا اشاره‬
‫شده است‪ .‬مثال ً در لوقا باب ‪٤‬؛ آيه ‪ ،٤٠‬و چون آفتاب غروب مي كرد ھمه آنانيكه اشخاص‬
‫ابتال به انواع مرضھا داشتند ايشانرا نزد وي آوردند و بر ھر يكي از ايشان دست گزارده شفا‬
‫داد ‪.‬‬
‫در متي باب ‪٨‬؛ آيه ‪ ١٤‬و ‪ ،١٥‬و چون عيسي به خانه پطرس آمد مادرزن او را ديد كه تب كرده‬
‫خوابيده است ‪ .‬پس دست او را لمس كرد و تب او را رھا كرد‪ ،‬پس برخاسته به خدمت‬
‫گذاري ايشان مشغول گشت‪ .‬در مرقس باب يك؛ آيه ‪، ٤٢-٤٠‬حضرت عيسي)ع( از دست‬
‫خود براي طاھر ساختن يك برصي )‪ (٣‬بھره گرفت و او را شفا داد ‪ .‬در خصوص استفاده از‬
‫دست براي شفا دادن در لوقا باب ‪ ،٥‬آيه ‪ ١٢‬و ‪ ١٣‬ـمتي باب ‪ ٢٩‬الي ‪ -٣٤‬توضيح داده شده‬
‫است كه چگونه حضرت عيسي )ع( دو مرد نابينا را با لمس چشمانشان بينا كرد‪ .‬در مرقس‬
‫باب ‪ ،٨‬آيه ‪ ٢٢‬الي ‪ ،٢٥‬حضرت مسيح براي شفاي يك مرد ديگر از دستھاي خود استفاده‬
‫نمود‪ .‬در مرقس باب ‪ ،٧‬آيه ‪ ٣٢‬الي ‪ ،٣٥‬او با لمس خود مرد ناشنوايي را كه نمي توانست‬
‫صحبت كند‪ ،‬درمان كرد ‪ .‬در لوقا باب ‪،٧‬آﯾه ‪ ١٢‬الي ‪ ،١٥‬حضرت عيسي)ع( با لمس تابوت‪،‬‬
‫مرده اي را به زندگي برگرداند و در لوقا باب ‪ ،٨‬آيه ‪ ٤٩‬الي ‪ ،٥٥‬مسيح با لمس دست دختر‬
‫مرده اي او را زنده نمود‪.‬‬
‫شباھت بسيار زيادي در نحوه شفابخش دست گذاري حضرت مسيح)ع( و تمرينات ريكي‬
‫مشاھده مي گردد‪ .‬يك مشابھت مھم در اين حقيقت است كه حضرت عيسي)ع( مي‬
‫توانست قدرت درمان را به ديگران انتقال دھد ‪.‬در لوقا باب ‪ ،٩‬آيه ‪ ١‬و ‪ ،٢‬مي خوانيم كه‬
‫مسيح)ع( به دوازده شاگرد خود قدرت راندن ھمه ديوھا و درمان بيماري ھا را عطا كرد‪ .‬اين‬
‫حقيقت كه او قادر بود اين قدرت را به ديگران منتقل كند نمايانگر شباھت عمده آن به روش‬
‫ريكي است‪.‬‬
‫بخواھيد تا به شما بدھند‪ ،‬بجوئيد تا بيابيد‪ ،‬در را بزنيد تا به روي شما باز شود )انجيل متي(‬
‫جنبه ديگر شفابخشي حضرت عيسي)ع( كه به ريكي شباھت دارد‪ ،‬در ارتباط با ايمان است‬
‫‪.‬در حاليكه در خيلي از موارد براي شفا دادن ‪ ،‬ايمان آوردن ضروری بود‪ ،‬آشكار گرديد كه‬
‫شفاھايي كه حضرت عيسي)ع( با دست انجام داد نيازمند ايمان نبود ‪.‬مرقس باب ‪ ،٦‬آيه ‪٥‬‬
‫و‪ ، 6‬ودر آنجا ھيچ معجزه نتوانست نمود جز اينكه دستھاي خود را بر چند مريض نھاده‬

‫‪-١١٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ايشان را شفا داد و از بي ايماني ايشان متعجب شده در دھات آن حوالي گشته تعليم مي‬
‫داد‪.‬‬
‫بنابراين عليرغم اين واقعيت كه آنھا ايمان نداشتند‪ ،‬حضرت عيسي)ع( ھنوز قادر بود با‬
‫نھادن دستھايش شفا بدھد‪ .‬اين امر يكي از جنبه ھاي ريكي است ؛ براي اينكه ريكي موثر‬
‫واقع گردد نيازي به ايمان داشتن افرادي كه تحت درمان قرار مي گيرند نيست‪.‬‬
‫در انجيل متي باب ‪ ،١٣‬آيه ‪ ١٠‬و ‪ ١١‬و مرقس باب ‪ ،٤‬آيه ‪ ١٠‬الي ‪ ١٢‬و ‪ ٣٤‬بوضوح اشاره‬
‫شده است كه حضرت عيسي)ع( تعليمات محرمانه اي داشت و او فقط به افرادي آموزش‬
‫داد كه قدرت شفا را بدست آوردند‪ .‬دانش محرمانه نيز بخشي از تعاليم ريكي است كه‬
‫شامل نھادھا و انجام مرحله ھمسويي است‪ .‬مشخص نيست كه آيا حضرت عيسي)ع( با‬
‫توانايي شفا با لمس كردن‪ ،‬به دنيا آمده بود و يا اين كه آنرا بعداً بدست آورد ‪.‬‬
‫فعاليت ھاي او بين سنين ‪ ١٢‬و ‪ ٣٠‬در انجيل قيد نشده است‪ .‬از طرفي توسط چند محقق‬
‫اظھار شده بود كه حضرت عيسي )ع( در اين دوران به مشرق سفر كرده و در خيلي از‬
‫مكاتب عرفاني ھند‪ ،‬تبت و چين به تحصيل پرداخته بود‪ .‬در صورتيكه اين نظريه صحيح باشد‪،‬‬
‫احتمال دارد كه حضرت عيسي)ع( ريكي را آموخته باشد‪ ،‬و يا به تمرين مشابه ريكي در‬
‫طول آن زمان پرداخته باشد‪ ،‬چنانچه منشاء ريكي از سرزمين ھاي ھند‪ ،‬تبت و چين بوده‬
‫است‪.‬‬
‫ابتدا شكوفايي تعليمات حضرت عيسي)ع( در تشكيل چند گروه متجلي گرديد‪ .‬يكي از اين‬
‫گروھھا كنوستيك ھا )‪ (٥‬بودند‪ .‬آنھا به قرار دادن دستھا بر ديگران ممارست مي كردند و‬
‫مدعي دانش محرمانه اي بودند كه بعضي از آنھا به نام دوستي ست ھا )‪ ،)٦‬مارسيوني‬
‫ست ھا )‪ (٧‬و كارپوكراتيان ھا )‪ (٨‬شناخته مي شدند ‪.‬آنھا بوسيله ريشه اعتقادي خود با‬
‫ھم متحد شده بودند كه عبارت بود از ‪:‬شخصاً تجربه ارتباط با حضرت مسيح)ع( را بدست‬
‫آورند و يا ملكوت را در درون خود بيابند‪.‬‬
‫آزادگي و عدم پيروي از مقررات‪ ،‬دستورات با عقايد و اتكاء به الھام و ھدايت دروني‪.‬‬
‫موجوديت آنھا توسط انجيل گنوستيك ھا كه بخشي از طومارھاي درياي مرده )‪ (٩‬است و‬
‫ھمچنين نامه اي كه در قرن دوم مسيحيت توسط پدر روحاني كليساي اوليه كلمنت )‪ (١٠‬از‬
‫الكساندريا )‪ (١١‬نوشته شده است‪ ،‬گواھي شده است‪ .‬در نامه پدر كلمنت‪ ،‬او در مورد‬
‫انجيل محرمانه مرقس صحبت مي كند كه براساس معيار معمول نگاشته شده بود ولي‬
‫براي پيروان خاص مسيح)ع( مطالبي اضافه داشت‪ ،‬مثالً‪ ،‬آنھايي كه كامل شده اند و آنھايي‬
‫كه به اسرار عظيمي تشرف يافته اند ‪.‬ھميشه بركت ھايي را كه خداوند به شما داده‬
‫بشماريد نه مشكالتتان را‪.‬‬
‫بعد از قرن دوم زمانيكه مسيحيت سازمان دھي خود را يافت‪ ،‬تعليمات آن به جاي شفا دادن‬
‫و كارھاي خوب و ھدايت ھاي دروني ھمانگونه كه به وسيله گنوستيك ھا عمل مي شد ‪،‬‬
‫براساس ايمان و آموزش رسمي كليسا متمركز گرديد ‪.‬در آن زمان آنھايي كه تشكل كليسا‬
‫را ترويج مي كردند شروع به سركوب و كشتن آن گنوستيك ھايي نمودند‪ ،‬كه از كليساي‬
‫نوظھور پيروي نمي كردند‪ ،‬با حذف گنوستيك ھا و با استقرار كليساي مسيحي‪ ،‬عمل قرار‬
‫دادن دستھا براي شفا دادن توسط مسيحيان از بين رفت‪.‬‬
‫حضرت عيسي)ع( به توانايي خودش اعتماد زيادي داشت و قادر بود بصورت معجزه آسا و‬
‫آني شفا دھد‪ .‬واضح است كه او استادي احكام متافيزيكي را كامل نمود و از مجموعه آنھا‬
‫براي رسيدن به نتايجي كه خلق مي نمود استفاده مي كرد‪.‬‬

‫‪-١١٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫آيا او يكي از قابليت ھاي عالي ريكي بود؟ آيا حضرت عيسي)ع( با وجود پيغمبري و استاد‬
‫معنوي بودن استاد ريكي ھم بوده است؟ با وجود اينكه نمي توان بصورت مطلق تاييد كرد‬
‫كه حضرت عيسي)ع( استاد ريكي بوده است‪ ،‬ليكن مدارك موجود بوضوح بر مشابھت خيلي‬
‫زيادي در نحوه دست گذاري مسيح)ع( در جريان شفا دادن تاكيد دارد و بايد ھمبستگي‬
‫بسيار نزديكي با فرم اوليه ريكي داشته باشد‪.‬‬
‫تعليمات حضرت عيسي)ع( و شخصيتي را كه او از خود ارائه داد براي ما الھام بخش است‪.‬‬
‫ھمچنان كه براي تكامل آگاھي روحاني خود اجازه مي دھيم تا خرد دروني‪ ،‬ما را راھنمايي‬
‫كند‪ ،‬سرانجام تحول حقيقي رخ خواھد داد و كيفيت شفادھندگي حضرت مسيح)ع( به‬
‫ھمراه آن خواھد آمد‪.‬‬
‫ما بايد به ياد داشته باشيم كه استاد بزرگ اظھار داشت‪:‬‬
‫به شما حقيقت را مي گويم‪:‬‬
‫ھر كه به من ايمان آورد‪ ،‬كارھايي را كه من مي كنم او نيز خواھد كرد و بزرگتر از اينھا را نيز‬
‫خواھد كرد‪) .‬انجيل يوحنا باب ‪ ١٤‬آيه ‪) ١٢‬از جانب خدا فقط مواھب نيكو و كامل به ما مي‬
‫رسد‪ ،‬زيرا او آفريننده ھمه روشنايي ھاست‪ .‬مسيح)ع(‬

‫سطوح ريكي‬
‫درسال ‪ ١٩٢٢‬دكتر ميكائواوسويي به توكيو رفت و انجمن ريكي را بنا نھاد و آن را اوسويي‬
‫ريكي ريوھوگاكاي ناميد به معناي »انجمن شفاي ريكي اوسويي« در اين مركزاو ھم تدريس‬
‫و ھم درمان ميكرد‪.‬‬

‫مرحله اول »شو ِدن«‬


‫)ريكي سطح يك( و آنرا به چھار سطح روكوتو‪ ،‬گوتو‪ ،‬يانتو‪ ،‬وسان تو تقسيم كرد كه بعدھا‬
‫خانم تاكاتا اين چھار سطح را با ھم ادغام و آنھا را تبديل به يك سطح كرد ‪.‬و به اين دليل بود‬
‫كه او براي مرحله اول چھار ھمسويي ميداد ولي امروزه بسياري از اساتيد صرفاً دو يا سه‬
‫مرحله ھمسويي در سطح شودن دارند كه بنا به نظر من كامل نميباشد بلكه بايستي‬
‫حتماً چھار تکنيک ھمسويي براي مرحله اول داده شود‪.‬‬
‫جھت درک بھتر اﯾن موضوع باﯾد گفت که در ھر بخش از ھمسوﯾی استاد عمل خاصی‬
‫)تکنيک( و سمبلھای وﯾژه آن بخش را بر روی شاگرد اعمال می کند ‪ ،‬ھرچه اﯾن تکنيکھا و‬
‫سمبلھا بيشتر باشد قدرت و وسعت پاکسازی کانالھای انرژی بيشتر است که البته اﯾن‬
‫تکنيکھا و روشھا به سبکھای مختلفی بر اساس قدرت تقسيم بندی می شوند که به ترتيب‬
‫باالترﯾن پاکسازی شيوه مصری ‪ ،‬تبتی پيشرفته ‪ ،‬تبتی ساده و ژاپنی می باشد ‪.‬‬
‫در اين مرحله فرد با تعريف ريكي‪ ،‬مفاھيم ريكي‪ ،‬تاريخچه ريكي‪ ،‬ساختارھاي ريكي‪ ،‬معناي‬
‫بيماري و بھبودي و تكنيك معالجه كامل با ‪ Reiki‬سنتي ژاپن آشنا ميشود و در اين سطح‬
‫كانالھاي انرژي دانشجويان باز ميگردد »ھمسويي« و به فرد اجازه ميدھد كه پس از‬
‫شروع انرژي را سطح فيزيكي بدن براي خود و ديگران داشته باشد‪.‬‬

‫‪-١١٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫مرحله دوم اُكودن )آموزش دروني(‬


‫)ريكي سطح دو( كه در اين سطح دانشجويان پس از ھمسويي سه سمبل يا نماد مقدس‬
‫ريكي را دريافت ميكنند )اساس كار ريكي بر پايه سمبل ھاست( كه كليدھايي براي فعال‬
‫كردن نيروي زندگي در ابعاد عميق تر و وسيع تر ميباشد‪.‬‬
‫در اين سطح دانشجو قادر ميباشد ريكي را به دور ھم مكاني ھم زماني انتقال دھد و‬
‫شروع به ھاله درماني كرده براي ھر نيت مادي يا معنوي براي خود يا ديگران از ريكي‬
‫استفاده كند با مفاھيم و نوع عملكرد سمبلھا و طريق پيدايش آنھا آشنا ميشود و‬
‫مراقبهھا و تكنيكھاي سطح ‪ ٢‬ريكي را فرا ميگيرد معالجات دانشجو چه بر روي خودش و‬
‫چه سايرين عميق تر و اثر گذارتر ميشود توانايي توازن چاكراھا و تبديل به يك كانال شدن‬
‫نيز در اين سطح آموزش داده ميشود‪.‬‬

‫مرحله سوم يا شيم پيدن )آموزش حرفهاي(‬


‫ريكي سطح ‪ ٣‬که در اين سطح دانشجويان با سمبل برتر )يكي از سمبلھاي استادي(‬
‫فعال ميشوند كه افزايش دھنده ارتباط ميباشد‪ .‬نيرويي جھاني ايجاد ميشود كه‬
‫دانشجويان را قادر ميسازد با ھوشياري برترين كار كنند‪.‬‬
‫در اين سطح دانشجويان كار با رنگھا و كريستالھا و جراحي معنوي )يا رواني( را ميآموزند‬
‫سمبلھاي ريكي واگل )‪ ١٥‬سمبل( را نيز فرا ميگيرند‪ .‬ريكي براي خوشبخت شدن ‪ ،‬ريكي‬
‫براي حيوانات‪ ،‬راھنمايي به سمت حالتھاي ذھني برتر )مراقبهھاي عميق( تشخيص‬
‫بھبودي‪ ،‬تماس داشتن با روش بمنظور رسيدن به ابعاد و تواترھاي عاليتر‪ ،‬ريكي اصوات‪،‬‬
‫خلوص و رشد تكنيك شخصي و ‪ ...‬از ديگر مراحل شين پيدن ميباشد‪.‬‬

‫مرحله چھارم گوكويي كيدين )مرحله استادي يا مستري(‬


‫شامل ‪ :‬ھمسويي يا دو سمبل استادي تبتي‬
‫دو سمبل براي باالنس انرژي در بدن تعادل يين و يانگ‬
‫آموزش ھمسويي شفا‬
‫آموزش درمان سه مرحلهاي‬
‫آموزش پنج روش ھمسويي از سطح يک تا استادي‬
‫چگونه درمان كاملي انجام دھيم‪.‬‬
‫چگونه آموزش و ارائه حالي براي دانشجويان ريكي داشته باشيم‪.‬‬

‫گواھينامه ھای رﯾکی‬


‫ھنرجوﯾان پس از طی مراحل مختلف رﯾکی می توانند نسبت به اخذ گواھينامه طی دوره‬
‫سطح مورد نظر بطور راﯾگان ﯾا با پرداخت وجه با توجه به سطوح خود اقدام نماﯾند ‪ ،‬در‬
‫حقيقت با اخذ گواھينامه که در سرتاسر دنيا مرسوم می باشد ھنرجو امکان ادامه دوره‬
‫ھای تکميلی و ﯾا دانشگاھی را در ساﯾر نقاط دنيا پيدا می کند ‪ ،‬الزم به ذکر است که با‬
‫توجه به ضوابط و قوانين خاص در کشور ما گواھينامه ھا فعال" در اﯾران فاقد کاربری تجاری و‬
‫علمی می باشند که اميد است اﯾن مشکل به زودی مرتفع گردد ‪.‬‬

‫‪-١١٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اﯾن گواھينامه ھا توسط مدرس شما به تنھاﯾی ﯾا به ھمراه امضا و لوگوی موسسه ﯾا‬
‫موسسات دارای صالحيت ملی ﯾا بين المللی صادر می گردد که اﯾن خود نشان از اعتبار‬
‫سطوح فنی شما دارد‪.‬‬

‫چه اشخاصي ميتوانند ريكي بياموزند ؟‬


‫ھر كسي بدن فيزيكي دارد و ھر كسي كه بدن فيزيكي دارد‬
‫بدون بيوپالسميك يا بدن پرانيك دارد اين بدن پرانيك يا اتري‬
‫كالبد درخشاني از جنس انرژي است كه به درون بدن نفوذ‬
‫ميكند اين بدن درست مانند بدن فيزيكي داراي سر‪ ،‬دو‬
‫چشم ‪ ،‬دو بازو و غيره است ‪.‬‬
‫اتر حالت چھارم ماده است ‪ .‬ساير اشكال ماده عبارتند از ‪:‬‬
‫جامد ‪ ،‬مايع‪ ،‬گاز و پالسما كه اين بدن از طريق عكسبرداري‬
‫كرليان به اثبات علمي نيز رسيده است‪ .‬در اين بدن ھمانند‬
‫كالبد جسماني كه داراي عروق خوني است و از خالل آنھا‬
‫خون جريان مييابد ‪ .‬كالبد انرژي ھم داراي كانالھايي براي‬
‫حركت انرژي است كه از چندين كانال اصلي و ھزاران كانال‬
‫كوچكتر تشكيل شده است )‪ ٧٢‬ھزار نادي( پس ھر كس كه‬
‫داراي بدن اتري است بالطبع قابليت كانال شدن را نيز داراست از نظر عقلي ريكي قابل‬
‫آموزش نيست فقط وجود دارد ھمه ما بين ‪ ٥‬تا ‪ %١٠‬قابليت انتقال اين انرژي را داريم كه‬
‫پس از ھمسويي توسط استاد اين قدرت انتقال به ‪ ٩٠‬تا ‪ ١٠٠‬درصد افزايش پيدا ميكند‪.‬‬

‫نکاتی در خصوص رﯾکی‬


‫‪ .١‬رﯾکی انرژی خود استاد نيست‪ ،‬بلکه اساتيد رﯾکی به عنوان انتقال دھنده رﯾکی ھستند‬
‫و در حکم کانالی عمل می کنند که از طرﯾق آنھا فرد گيرنده قادر به برقراری ارتباط با منبع‬
‫الﯾزال رﯾکی می شود‪ .‬اجازه بدھيد برای درک بھتر موضوع مثالی بزنيم‪:‬‬

‫ﯾک سد پر آب و بسيار بسيار بزرگ را در نظر بگيرﯾد که ميليونھا متر مکعب آب در خود ذخيره‬
‫دارد و به واسطه قرار گرفتن در مسير چشمه ھای زﯾر زمينی آبش ھميشه تامين است‪.‬‬
‫حال‪ ،‬کشاورزان مناطق نزدﯾک اﯾن سد را تصور بفرماﯾيد که قصد استفاده از آب اﯾن سد را‬
‫برای آبياری مزارع و مراتع خوﯾش دارند‪ .‬واضح است که اﯾن کشاورزان ھرگز نمی توانند‬
‫مستقيما از اﯾن سد‪ ،‬آب را بر اراضی خوﯾش جاری سازند چرا که نه امکانش است و نه‬
‫اراضی توان ذخيره اﯾن ھمه آب را دارند‪ .‬بنابراﯾن برای اﯾنکه آب پشت سد به صورت بی خطر‬
‫قابل استفاده باشد نياز به وجود کانال ھاﯾی است که آب را به صورت کنترل شده و با‬
‫ھداﯾت کامل به ھر محل دلخواه برسانند‪ .‬اگر پشت سد کانال کشی مناسبی انجام پذﯾرفته‬
‫باشد آب سد به راحتی و به قدر نياز بر اراضی جاری خواھد شد‪.‬‬
‫رﯾکی نيز دقيقا حکم آب پشت سد را دارد به عنوان منبعی الﯾزال از انرژی‪ ،‬اما افراد اگر‬
‫خواھان استفاده و برقراری ارتباط با آن باشند باﯾد توسط استاد رﯾکی که کانال رﯾکی است‬
‫به اﯾن منبع وصل شوند‪.‬‬

‫‪-١١٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫پس اﯾن وﯾژگی چند مزﯾت بزرگ دارد‪:‬‬

‫اول( رﯾکی انرژی خود استاد نيست که تمام شدنی باشد؛ بارھا و امواج منفی استاد را به‬
‫گيرنده منتقل کند؛ فرد انتقال دھنده را خسته کند؛ از انرژی فرد انتقال دھنده بکاھد و‬
‫نيازمند ھداﯾت از طرف استاد باشد‪ .‬بلکه رﯾکی انرژی الﯾزال کائنات است بنابراﯾن ھيچگونه‬
‫ضرر و عارضه جانبی برای گيرنده نداشته و استاد را نيز ھرگز خسته نکرده و از انرژی او نه‬
‫تنھا نمی کاھد بلکه به واسطه ورود به بدن استاد‪ ،‬وی را نيز سر حال تر می کند‪.‬‬

‫دوم( رﯾکی پاﯾان ناپذﯾر است به اﯾن معنی که تا کائنات وجود دارد رﯾکی نيز ھست‪.‬‬

‫‪ .٢‬رﯾکی ھوشمند است و به صورت کامال ھوشمندانه در فرآﯾند تسرﯾع درمان بيماری ھا و‬
‫کاربرد ھای دﯾگر عمل می نماﯾد‪.‬‬
‫دليل ھوشمندی رﯾکی به دو وﯾژگی آن باز می گردد که‪:‬‬
‫الف( اﯾن نيرو ھفتمين و در حقيقت کامل ترﯾن گونه انرژی ھای موجود در طبيعت است که‬
‫پيوند انرژی فيزﯾکی و جسمی را با انرژی معنوی و روحانی امکان پذﯾر می سازد‪.‬‬
‫ب( رﯾکی توسط وجود ﯾگانه عالم ھستی اﯾجاد شده و در مسير چرخش کائنات قرار داده‬
‫شده است‪ .‬بنابراﯾن‪ ،‬با احاطه کامل به وﯾژگی ھای انسانی و ساﯾر موجودات عمل می‬
‫نماﯾد‪.‬‬
‫‪ .٣‬از آنجا که رﯾکی را قدرت برتر ھداﯾت می کند رﯾکی به درستی می داند چه کند تا به‬
‫شفای شخص گيرنده)ی( رﯾکی کمک کند و می داند "کی" منفی در کجای سيستم انرژی‬
‫لطيف شخص وجود دارد‪ .‬کی ھمان تعبير کلی انرژی است که در مکاتب گوناگون به گونه‬
‫ھای متفاوت تعبير و نام گذاری شده است با اسامی مانند چی‪ ،‬پران‪ ،‬نيروی خلقت و ‪. ...‬‬
‫روش کار رﯾکی بدﯾن صورت است که با ورود به بدن فرد گيرنده بالفاصله با "کی" منفی‬
‫واکنش نشان می دھد و ابتدا تمام فرآﯾند درمان را بر ھمان نقطه ﯾا نقاط متمرکز می کند‪.‬‬
‫ممکن است فرد گيرنده درد ﯾا بيماری خوﯾش را به بخشی از بدن خود مرتبط بداند که در‬
‫حقيقت منشا و عامل اصلی اﯾجاد بيماری نيست‪ .‬رﯾکی در اﯾن مورد کامال ھوشمندانه عمل‬
‫کرده و خود می داند کدامين نقطه را مورد ھدف قرار دھد تا به فرآﯾند درمان سرعت ببخشد‪.‬‬

‫‪ .٤‬بر عکس ساﯾر مکاتب و سنن تمرﯾنات روحی که به سالھا تمرﯾن و رﯾاضت و طی طرﯾق‬
‫ھای خاص نياز دارند‪ ،‬رﯾکی فرآﯾندی بسيار ساده و در عين حال قدرتمند است‪ .‬رﯾکی بر‬
‫خالف ﯾوگا نيازی به تمرﯾنات فيزﯾکی ندارد‪) .‬البته توجه کنيد قصد ما ھرگز بيان برتری رﯾکی‬
‫بر ﯾوگا و‪ ..‬و ﯾا بالعکس ﯾوگا به رﯾکی و‪ ...‬نيست‪ .‬ھدف مقاﯾسه بين اﯾن روش ھا است‪ .‬در‬
‫حقيقت تمامی اﯾن روش ھا و سنت ھا و مکاتب ماوراﯾی و متافيزﯾکی شناخت خوﯾشتن و‬
‫قرب الھی را نشانه گرفته اند‪ .‬پس منشا و مقصد تمام اﯾن سبک ھا وجود بی مثال خداوند‬
‫متعال است(‪.‬‬

‫‪ .٥‬رﯾکی ابدا مخصوص سن و تيپ و سليقه و مکتب و گروه و فرقه خاصی نيست‪ .‬ھر کس‬
‫با ھر دﯾنی‪ ،‬سنی‪ ،‬تحصيالتی‪ ،‬گراﯾشات فکری و نيروی بدنی می تواند آن را فرا گرفته و به‬
‫نفع خوﯾش و دﯾگران آن را به کار برد‪.‬‬

‫‪-١١٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اگر آرامش نداريم از آن روست كه از ياد برده ايم که به يكديگر‬


‫تعلق داريم‪) .‬مادرترزا(‬

‫معني بيماري‬
‫كلمه بيمار از مشتقات واژه پاتينيا در زبان يوناني به معناي صبر‬
‫است به عبارت ديگر بيمار فردي است كه بايد درباره چيزي صبور‬
‫باشد الزاماً مشكل ھميشه يك بيماري نيست‪.‬‬
‫بلكه اين مشكل ميتواند ھر محدوديت يا مانعي باشد كه در‬
‫سفر زندگيمان تجربه ميكنيم‪.‬بسياري افراد ميپرسند چرا‬
‫بيماري وجود دارد؟ برخي فكر ميكنند كه بيماري اتفاقي روي ميدھد يا سرنوشت آن را‬
‫مقدر ميكند يا مجازاتي از سوي قدرتي برتر ميدانند حال آنكه بيماري گرچه ظاھراً بسيار‬
‫ظالم است اما در ذات خود و براي ما سودمند است واگر به درستي تفسير شود‪ ،‬ما را‬
‫بسوي اشتباھات اساسي مان ھدايت ميكند‪ .‬اگر برخورد درستي با بيماري صورت گيرد‪،‬‬
‫به مرتفع شدن اشتباھاتمان ميانجامد و ما بيماري را در موقعيتي بھتر و عظيم تر از پيش‬
‫ترك ميكنيم‪ ،‬رنج مصلح است و به ما درسھايي ميآموزد‪.‬‬
‫تا زماني كه از راھھاي ديگر موفق به درك اشتباھات خود نشدهايم و تا ھنگاميكه درس الزم‬
‫را نياموختهايم ھيچ گاه موفق به محو آن درد و رنج نميشويم‪ .‬راه حقيقت و نور راھي است‬
‫كه ما را به شناخت وحدت دروني زندگي با كل ھستي ھدايت ميكند عالئمي كه ھمراه با‬
‫بيماريھايمان آشكار ميشوند ‪ .‬نقطهاي را نشان ميدھند‪ ،‬كه راه وحدت را ترك كردهايم‪.‬‬
‫يك عالمت نوعي واسطه اطالعاتي است و به ما كمك ميكند تا جنبهھايي از ھستي خود‬
‫را كه از آن بي خبريم ‪،‬يا آن را سركوب كرده و نميخواھيم درباره آن چيزي بدانيم و يا با‬
‫گذشت زمان آن را گم كردهايم بشناسيم و انسجام بخشيم‪ .‬اين عدم آگاھي است كه ما را‬
‫بيمار ميكند كالم گوته بيانگر حكمت ھمين نگرش است »آنچه كه ميبينيم ‪ ،‬چيزي جز يك‬
‫تمثيل نيست«‪ .‬به عبارت ديگر آنچه كه ديده ميشود‪،‬‬
‫تجلي يك قصد يا ايده است ‪.‬‬
‫از اين رو ‪ ،‬ايدهھا و قصدھا در جستجوي ماده يا رويدادي‬
‫فيزيكي ھستند تا بتوانند خود را توسط آن بيان كنند در‬
‫مورد بيماري‪ ،‬اين مسائل ميتوانند خود را در شكل‬
‫ويروس‪ ،‬عادات بد غذايي و غيره نشان دھند چنانكه ولف‬
‫گانگ دو برآينر ستاره شناس مونيخي ميگويد‪ :‬شانس ‪،‬‬
‫تصادفات و ديگر رويدادھاي ھم زمان ‪ ،‬نيز نمونهھايي از‬
‫‪٢‬‬
‫عوامل سرنوشتاند‪ .‬ھنگامي كه انيشتن با فرمول ‪) E = mc 2‬انرژي= جرم × سرعت نور (‬
‫ثابت كرد كه ماده و انرژي قابل تبديلاند‪ .‬او به حقيقت مذكور بسيار نزديك شد‪.‬‬
‫بدين معنا‪ ،‬بدنھاي ما تجلي آگاھي دروني ماست در حقيقت بدنھاي ما‪ ،‬يا در واقع ھمه‬
‫زندگيمان چيزي به جز انعكاس احواالت روحيمان نيست‪ .‬زيرا اين روح است كه بدن را شكل‬
‫ميدھد و سرنوشت ما را تعيين ميكند يعني براساس قانون ھمبستگي در جنبهھاي‬
‫بيروني و قابل رويت و يا به عبارت ديگر در بدن و زندگيمان ھميشه چيزي را به خود جذب‬
‫ميكنيم كه با ضمير آگاه و ناخودآگاه ما ارتباط دارد‪.‬‬

‫‪-١١٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫بنابراين ‪ ،‬در ديدگاه جامعي از سالمتي ‪ ،‬بيماري و شفا را ميتوان تجليات گوناگون يك‬
‫وحدت مطلق دانست از ھمين روست كه نبايد با بيماري جنگيد‪ .‬بلكه بايد بفھميم چرا اتفاق‬
‫افتاده است يا تشخيص آنچه كه الزم رسيدن به جامعيت است‪ .‬به آنچه فاقد آنيم‪ ،‬امكان‬
‫ميدھيم‪ ،‬آگاھانه منسجم گردد و ما را به مرحلهاي از وحدت بازگرداند‪» :‬جامعيت و‬
‫تقدس«‪.‬‬
‫ھنگامي كه وسايل دستيابي به وحدت را فراھم ميكنيم‪ ،‬نياز به بيماري از بين ميرود و ما‬
‫قادر خواھيم بود از تك قطبي و يك بعدي بودن به وحدت دو قطبي و در نتيجه سالمتي‬
‫دست يابيم‪.‬‬
‫بيماري شرايط مناسب وقوع شفا را ايجاد ميكند‪ ،‬ھر زمان كه شفا يابيم‪ ،‬به رشد جامع نيز‬
‫دست يافتهايم و اين ھدف ھمه زندگي است چنانچه ھرمان ھسه ميگويد‪ :‬با قدرت‬
‫پذيرش‪ ،‬بدبختي به خوشبختي تبديل ميشود‪.‬‬
‫اما چگونه ميتوانيم به عالئم بيماري پي ببريم و كمبود آگاھي مان را جبران كنيم‪ .‬نخست‬
‫مھمترين چيز آن است كه بيماري را رد يا سركوب نكنيم و از آن جھت كه ما را از وجود‬
‫مشكلي آگاه كرده است‪ .‬از بيماري تشكر كنيم‪ .‬اگر در مرحله وحدت با ھستي نيستيم‪.‬‬
‫يقيناٌ بخشھاي اصلي وجود خود را دائم سركوب و نفي كرده و ناديده ميگيريم‪.‬‬
‫ھميشه با نفي و سركوب آنچه در درونمان وجود دارد‪ ،‬تنش و فشاري ايجاد ميشود كه‬
‫جريان آزاد زندگي را در ما متوقف ميسازد و بدتر از آن فشار ھمواره ضد فشار ايجاد‬
‫ميكند‪ .‬پس به جاي آنكه انرژي تان را در جنگي بي معنا تلف كنيد ميتوانيد از آن به‬
‫شيوهاي منطقي و سازنده استفاده كنيد و ريكي شيوه‬
‫مناسبي براي بازگرداندن شما به جاده كمال است‪.‬‬
‫ريكي چگونه درمان ميكند‬
‫درمان با انرژي ريكي قابل قياس با شيوهھاي متعارف‬
‫درماني نيست‪ .‬ھنگامي كه فردي با ريكي درمان ميشود‪.‬‬
‫به مرحله وحدت با ھماھنگي جھاني باز ميگردد‪ .‬اين‬
‫ھماھنگي ميتواند به كوچكترين سلولھاي او راه يابد و‬
‫دوباره او را كامل و سالم گرداند از اين روست كه قدرت‬
‫طبيعي فرد را براي شفاي خود بر ميانگيزد‪.‬‬
‫كاملترين بيان در خصوص درمان ريكي اين است كه ريكي ‪،‬‬
‫ما را به مرحله كمال يا جامعيت باز ميگرداند در حقيقت‬
‫درمان با ريكي بر تمام سيستم غدد مھم كه ھورمونھاي‬
‫بدن را كنترل ميكنند اثر ميگذارد‪.‬‬
‫بنا به تعريف پزشكي رايج انتقال دھندهھاي عصبي اين‬
‫غدد را تحريك ميكنند‪ .‬بدن از طريق مغز با سيستم عصبي تماس برقرار ميكند و بعد اين‬
‫غدد براي ترشح ھورمونھايي كه براي خود ايستايي الزماند را تحريك ميكنند در سطح بدن‬
‫اتريك ھر يك از اين غدد با ھفت چاكرا يا مراكز انرژي در بدن اتريك ھمخوان است بنابراين‬
‫سيستم غدد درون ريز مانند يك مبدل انرژي براي مراكز انرژي بدن اتريك يا چاكراھا عمل‬
‫ميكند و اين يك تبادل دو سويه است‪.‬‬
‫ھنگامي كه جريان كي در بدن ما در طول مردينھا يا نادي ھا آزادانه حركت ميكند ما ھم‬
‫ذھني و ھم جسمي سالم ھستيم ولي چنانچه بنابر به ھر علتي در ميسر حركت اين‬
‫انرژي انسداد يا اختاللي بوجود آيد بيماري بوجود ميآيد‪.‬‬

‫‪-١١٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫افكار و احساسات ما بر جريان حركت كي تأثير دارد‪ .‬افكار مثبت سبب تأثير بر حركت روان تر‬
‫انرژي ميشود و افكار حقيقي بالعكس‪.‬‬
‫ھنگامي كه كسي درمان ريكي را دريافت ميكند ريكي به سطح علي )سببي( بيماري در‬
‫ذھن فرد اثر گذاشته با ھدايت كي از طريق ري بر محل انسدادھا اثر گذاشته و با شارژ‬
‫كردن مناطق انسداد با انرژي مثبت ‪ ،‬سطح ارتعاش درون و اطراف بدن اتريك و فيزيك را در‬
‫جايي كه افكار و احساسات منفي چسبيدهاند افزايش ميدھد و با اين كار به رھا شدن‬
‫عامل سبب ساز بيماري كمك ميكند عالوه بر اين ھمانطور كه گفته شد به ھر فرد كمك‬
‫ميكند انسدادھاي انرژي و احساسھاي مربوط به آن را رھا كند كه اين به نوبت خود به‬
‫رھايي سطح علّي سبب ساز بيماري كمك خواھد كرد‪.‬‬
‫در اين چرخه گاھي نظام انرژي مسدود كننده به يك ميدان انرژي باالتر ميرود و در آنجا‬
‫تغيير مييابد و گاھي نيز تحليل ميرود يا ميسوزد و از بين ميرود‪.‬‬
‫وقتي انسدادي رھا ميشود شخص احساس سرما ميكند و وقتي تحليل ميرود يا‬
‫ميسوزد و از بين ميرود احساس گرما ميكند و اين فرايندي كامل است كه در آن ريكي‬
‫خود تصميم ميگيرد كه در بدنھاي ما چه اتفاقي افتد‪ .‬زيرا ريكي منطق خود را دارد و‬
‫ميداند كجا و به چه ميزان به آن نياز است‪.‬‬
‫‪ .i‬ريكي از قدرت طبيعي شفاي بدن‪ ،‬توسط خود حمايت ميكند‬
‫‪ .ii‬ريكي بدن و روح را حيات دوباره ميبخشد‬
‫‪ .iii‬ريكي تعادل روحي و تندرستي ذھني را دوباره برقرار ميسازد‬
‫‪ .iv‬ريكي انرژي بدن را تعادل ميبخشد‬
‫‪ .v‬ريكي سموم بدن را پاك ميكند‬
‫‪ .vi‬ريكي شيوه شفاي بي نھايت مطبوع و جامعي است‬

‫کاربرد ھای دﯾگر رﯾکی‪:‬‬


‫‪ -١‬رﯾکی دادن در جھت پيشرفت امور فردی مانند موفقيت شغلی ‪ ،‬تحصيلی ‪،‬‬
‫اجتماعی و‪...‬‬
‫‪ -٢‬بھبود روابط با نزدﯾکان و اصالح امور‪.‬‬
‫‪ -٣‬رﯾکی دادن به گذشته جھت رھاﯾی از مشکالت روحی‪.‬‬
‫‪ -۴‬رﯾکی دادن به آﯾنده جھت بھبودی و افزاﯾش ضرﯾب موفقيت در اموراتی که قصد‬
‫انجام آنھا را در آﯾنده دارﯾم‪.‬‬
‫‪ -۵‬کمک به باال بردن صلح و آرامش در سطح خانواده ‪ ،‬کشور ‪ ،‬و دنيا‪.‬‬
‫‪ -۶‬ترک عادات مضر و اعتياد ھای مخرب‪.‬‬
‫‪ -٧‬تقوﯾت قدرت درون‪.‬‬
‫‪ -٨‬کمک به نيل به آرامش‪.‬‬
‫‪ -٩‬افزاﯾش اعتماد به نفس در کاربر‪.‬‬
‫‪ -١٠‬پاکسازی کرﯾستال ھا و انواع سنگ ھای درمانی‪.‬‬
‫‪. -١١‬شارژ سنگ ھای درمانی‪.‬‬
‫‪. -١٢‬محافظت در برابر امواج منفی ساطع شده از محيط‪.‬‬

‫‪-١٢٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪. -١٣‬بھبود کارکرد چاکراھا و افزاﯾش قوای آنھا‪.‬‬


‫‪. -١۴‬باال بردن سطح شھود‪.‬‬
‫‪. -١۵‬از ميان بردن انواع استرس و فشارھای روحی روانی‪.‬‬
‫‪. -١۶‬کاربرد در بيمارستانھا برای تسرﯾع درمان‪.‬‬
‫‪. -١٧‬برقراری ارتباط با " خود برتر‪".‬‬
‫‪. -١٨‬کمک به رشد " کودک درون" با ارسال رﯾکی‪.‬‬
‫‪. -١٩‬ارسال رﯾکی به کسانی که در تنگنا قرار دارند حتی از فاصله ھای چندﯾن ھزار‬
‫کيلومتری‪.‬‬
‫‪. -٢٠‬ارسال دسته جمعی رﯾکی به کره زمين و کاھش اثرات بالﯾا‪.‬‬
‫‪. -٢١‬ﯾاری کردن زخمی ھا و آسيب دﯾده ھا از جنگ و زلزله و‪...‬‬

‫ميزان تاثير رﯾکی در بھبود سالمت افراد تا چه حد است؟‬


‫تجربيات متعدد درمانگران رﯾکی و افرادی که درﯾافت کننده انرژی رﯾکی بوده اند در سراسر‬
‫جھان ‪ ،‬گوﯾای اﯾن واقعيت است که رﯾکی ظرف مدت چند دقيقه موجب آرامش عميق و‬
‫سرﯾع ‪ ،‬رھائی الگوھای فکری نا متعادل ‪ ،‬احساس شادابی و سرزندگی ‪،‬رفع خستگی ‪،‬‬
‫تماﯾل به ابراز احساسات سرکوب شده درونی نظير بغض و گرﯾه )و متعاقب آن احساس‬
‫سبکی( ‪ ،‬احساس رھائی ‪ ،‬وانھادگی و کاھش درد می گردد و ھمراه بودن آن چه به صورت‬
‫تمرﯾنات روزانه خود درمانی و چه بصورت درﯾافت رﯾکی از کانال )درمانگر( رﯾکی ‪ ،‬موجب‬
‫آرامش پاﯾدار ‪ ،‬بھبود روابط بين فرد و اطرافيان ‪ ،‬افزاﯾش اﯾمان به خداوند و تسليم به مشيت‬
‫الھی و قوانين طبيعت ‪ ،‬تحرﯾک نيروی عشق انسانی و منبع عظيم شفا در درون انسان می‬
‫شود‪. .‬‬
‫تاثير رﯾکی بر انسان ‪ ،‬تاثيری کل نگر و ھمه جانبه است‪.‬بدﯾن معنا که نه تنھا بر جسم ‪،‬‬
‫بلکه بر ذھن و روان و احساسات و روح بشر نيز تاثير گذار است‪ .‬رﯾکی نه تنھا شيوه ای از‬
‫شفای طبيعی ‪ ،‬که مھمتر ا زآن ‪ ،‬راھی برای شناخت عميقتر خوﯾش و جھان ھستی برای‬
‫نزدﯾکتر شدن به خداوند است‪.‬‬

‫با استناد به صدھا و بلکه ھزاران تجربه و نمونه بارز در سراسر جھان ‪ ،‬رﯾکی بدون دخالت‬
‫در آموزه ھای دﯾنی انسانھا‪ ،‬باورھای دﯾنی مردم دنيا را در چند دھه گذشته قوﯾتر نموده‬
‫است و عليرغم ساده بودن آموزه ھاﯾش ‪ ،‬انسان را به سوی تعادل‪،‬تواضع ‪ ،‬آرامش و زندگی‬
‫باتکيه بر نيروی الﯾزال عشق الھی رھنمون می گردد و انسان بی پشتوانه و بيمار را به‬
‫می‬ ‫انسانی سالم و متعادل ‪ ،‬با اﯾمان و پذﯾرای ھر دﯾن و آئين آسمانی که دارد بدل‬
‫کند‪.‬‬

‫در درمان با شيوه رﯾکی به چه نکاتی باﯾد توجه داشت؟‬

‫ريكي براي ھر مشكل سالمتي به عنوان درمان مقدماتي پيشنھاد نمي شود و ترجيحا‬
‫درمان متمم و مکمل براي اقدامات پزشکی راﯾج و معالجات قبلي كه انجام شده است مي‬

‫‪-١٢١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫باشد‪،‬ريكي براي درمان شكستگي استخوان ؛ دردھاي حاد يا ھر وضعيتي كه كمكھاي‬


‫فوري را طلب مي كند به عنوان تنھا درمان پيشنھاد نمي شود بلکه بھتر است به موازات‬
‫مراجعه به پزشک انجام گيرد ‪.‬يك درمانگر ريكي متعھد و راستين ‪ ،‬به ھيچ عنوان بيمار خود‬
‫را از جستجوي پزشک براي درمان دلسرد نمي كند‪.‬‬

‫توجيه علمی انرژی رﯾکی‬


‫امروزه ‪ ،‬علم بشر به واسطة پيشرفتھای اخيرخود ‪ ،‬به درک بعضی ازابعاد‬
‫شفابخشی)‪ (Healing‬نائل آمده است ‪ .‬ﯾکی از روشھای بسيار کھن شفابخشی با قدمت‬
‫چندﯾن ھزارساله که از حدود صد سال پيش تاکنون در سراسر دنيا و به خصوص در‬
‫کشورھای پيشرفته ) درزمينة طب و تکنولوژی بشری( موردتوجه بسيار قرار گرفته ‪،‬‬
‫سيستم انرژی بخشیِ رﯾکی می باشد ‪.‬در اﯾن مقاله و ھمينطور در مقاالت بعدی به‬
‫دﯾدگاھھای علمی و تحقيقات بالينی معتبری که شفابخشی و به خصوص سيستم رﯾکی )‬
‫ﯾک روش ساده ‪ ،‬جامع و درعين حال قدرتمند( را توجيه می نماﯾند ‪،‬خواھيم پرداخت ‪.‬‬
‫در حال حاضر ‪ ،‬مھمترﯾن دﯾدگاه برای فرمول بندی کردن نحوة عملکرد رﯾکی ‪ ،‬ميدانھای‬
‫الکترومغناطيسی حاصله از کلية موجودات زنده است ‪ .‬پروفسور جيمز اوشمن) ‪James‬‬
‫‪.(Oschman Ph.D‬در کتاب اخير خود به نام ” مبانی علمی طب انرژی بخشی“ ‪Energy‬‬
‫‪)” ("Medicine, The Scientific Basis‬به اﯾن موضع شگفت انگيز اشاره می کند ‪ .‬البته حضور‬
‫و انتشار جرﯾانھای الکترﯾکی در بدن انسان ‪ ،‬از مدتھا پيش به ﯾک حقيقت علمی تبدﯾل‬
‫شده است ‪.‬‬
‫اﯾن جرﯾانھا که در مسير سيستم عصبی حرکت می کنند ‪ ،‬ﯾکی از راھھای خود تنظيمی‬
‫بدن برای رسيدن به تعادل و ھماھنگی الزم محسوب می شوند ‪ .‬به عبارت دﯾگر پيامھای‬
‫عصبی که از مغز منشاء می گيرند ‪ ،‬از طرﯾق سيستم عصبی که با تمامی بافتھای بدن در‬
‫ارتباط می باشد به کلية اعضا و اندامھا رسيده و موحب تنظيم فعاليتھای بدن می شوند ‪.‬‬
‫از سوی دﯾگر الکترﯾسيتة قلب نيز توسط پالسمای خون و از راه عروق و موﯾرگھای خونی که‬
‫مجموعاً بيش از ‪ ۵٠٠٠٠‬ماﯾل ) ھر ماﯾل معادل ‪ ١۶٠٩‬متر( درازا دارند به ساﯾر قسمتھای‬
‫بدن منتشر می گردد ‪ .‬اﯾن راه ‪ ،‬دومين مسير ) البته به صورت فرعی( برای جاری شدن‬
‫جرﯾانھای الکترﯾکی به حساب می آﯾد ‪ .‬اﯾن جرﯾانھا نه تنھا در داخل سلولھا بلکه در اطراف‬
‫ھمة سلولھای بدن انتشارمی ﯾابند ‪ .‬از طرفی بسياری از سلولھا ‪ ،‬حاوی کرﯾستالھاﯾی به‬
‫فرم ماﯾع می باشند ‪.‬‬
‫اﯾن کرﯾستالھای زنده ‪ ،‬در غشاھای سلولی ‪ ،‬غالف ھای ميلين اعصاب و بسياری از نقاط‬
‫دﯾگر به طور پراکنده ﯾافت می شوند ‪ .‬تمامی کرﯾستالھا ‪ ،‬ھنگامی که به نوعی تحت فشار‬
‫قرارگيرند ‪ ،‬در پاسخ واکنشی تحت عنوان » تأثيرات پيزوالکترﯾک« از خود نشان خواھند داد ‪.‬‬
‫به ھمين ترتيب ‪ ،‬کرﯾستالھای ماﯾع درون سلولھای بدن انسان نيز به طور مداوم در حال‬
‫توليد جرﯾانھای الکترﯾکی ھمگراﯾی می باشند که ھمانند ليزر ‪ ،‬فرکانسھای حاصله از آنھا‬
‫در محدودة مشخصی قرار دارد ‪ .‬اﯾن ارتعاشات ليزر مانند قادرند عالوه بر حرکت در درون بدن‬
‫‪ ،‬به محيط اطراف نيز منتشر شوند ‪ .‬اﯾن واقعيت ‪ ،‬تداعی کنندة تأثيرات بالقوه شفا دھندة‬
‫کوبش بر روی طبل است ‪ .‬ھنگامی که فشارھای کوبشی حاصل از ضربان طبل به بافتھای‬
‫بدن انسان می رسد‪ ،‬جرﯾانھا و ميدانھای الکترﯾکی آھنگين ) رﯾتميک ( خاصی دربدن اﯾجاد‬
‫می شود که بطور مستقيم درفعاليت بيولوژﯾک آن بافتھا تأثيرمی گذارد ‪ .‬دومين محيط از‬
‫سيستم عصبی بدن انسان ‪ ،‬غالف عصبی ) پری نورﯾوم( نام دارد که متشکل از ﯾک الﯾه‬

‫‪-١٢٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫بافت ھمبندی و پوشانندة سيستم عصبی است ‪ .‬رابرت بکر) ‪ ( Robert o. Becker‬در‬
‫مجموعه ای از مقاالت به شرح اﯾن موضوع پرداخته است ‪:‬‬

‫"بيش از نيمی از سلولھای مغزی را سلولھای پری نورﯾال تشکيل می دھند ‪ .‬پری نورﯾوم‬
‫که توسط امواج مغزی کنترل می شود با تأثير بر جرﯾانھای الکترﯾکی ‪ ،‬مستقيماً در فراﯾند‬
‫شفابخشی دخالت دارد ‪ .‬ھرگاه ﯾکی از قسمتھای بدن دچار آسيب می گردد ‪ ،‬سيستم‬
‫پری نورﯾال در آن موضع خاص ‪ ،‬نوعی پتانسيل الکترﯾکی به وجود می آورد که اوال ً بدن را‬
‫آگاه‬ ‫وارده‬ ‫آسيب‬ ‫به‬ ‫نسبت‬
‫می سازد و ثانياً سلولھای بازسازی کننده نظير گلبولھای سفيد خون ‪ ،‬فيبرو بالستھا و‬
‫ماکروفاژھا را به محل مورد نظر جذب می نماﯾد و در نھاﯾت ھمگام با ترميم ﯾافتن ضاﯾعه ‪،‬‬
‫پتانسيل الکترﯾکی موضع نيز تغيير می ﯾابد ‪ .‬سيستم پری نورﯾال ‪ ،‬ھمچنين نسبت به‬
‫ميدانھای مغناطيسی بيرونی بسيار حساس و پاسخگو است ‪.‬‬

‫" ھنگامی که جرﯾان الکترﯾکی از داخل ﯾک جسم ھادی الکترﯾسيته عبور می کند ‪ ،‬ﯾک‬
‫ميدان مغناطيسی در اطراف آن جسم تشکيل می گردد ‪ .‬به ھمين نحو ‪ ،‬جرﯾانھای‬
‫الکترﯾکی که در درون بدن انسان در حرکت می باشند نيز در داخل و اطراف بدن ‪ ،‬ميدانھای‬
‫مغناطيسی خاصی به نام ميدانھای بيومغناطيسی )‪(Biomagnetic Fields‬به وجود می آورند‬
‫‪ .‬دکتر جان زﯾمرمن )‪(Dr. John Zimmerman‬در دانشکدة پزشکی دانشگاه کلرادو در شھر‬
‫‪Denver‬اﯾاالت متحده ‪ .‬به منظور درک بھتر نحوة عملکرد بدن وتشخيص عميقتر بيمارﯾھا ‪ ،‬با‬
‫استفاده از دستگاھی به نام ) )‪Super Conducting Quantum Interference Device‬‬
‫‪SQUID‬ﯾادستگاه فوق ھادی با تداخل کوانتومی ( اقدام به اندازه گيری دقيق ميدانھای‬
‫بيومغناطيسی بسياری از اعضای بدن ‪ ،‬از جمله مغز و قلب نموده است ‪ .‬قلب دارای ميدان‬
‫مغناطيسی پرقدرتی است که تا فاصلة ‪ ١۵‬فوتی ) ھر فوت معادل ‪ ٣٠/۴٨‬سانتيمتر ( ادامه‬
‫دارد ‪.‬‬

‫مغز و کلية ارگانھای بدن نيز دارای ميدانھای بيومغناطيسی مخصوص به خود ھستند که‬
‫آنھا را احاطه نموده و با ﯾکدﯾگردر تعامل می باشند ‪ .‬ھرارگان ‪ ،‬فرکانس وﯾژة خود را دارد که‬
‫بيانگر وضعيت سالمت آن است ‪ .‬اما در شراﯾط بيماری ‪ ،‬اﯾن فرکانس دچار تغييرمی شود ‪.‬‬
‫مجموعة تمامی ميدانھای بيومغناطيسی بدن ‪ ،‬تشکيل ﯾک ميدان بيومغناطيسی تجمع‬
‫ﯾافتة بزرگ را می دھد که بدن انسان را احاطه می نماﯾد و در واقع بسيار مشابه با ھمان‬
‫پدﯾده ای است که ھاله ‪ ( (Aura‬ناميده می شود ‪ .‬به اﯾن ترتيب ‪ ،‬ميدان بيومغناطيسی‬
‫مورد نظر می تواند ﯾکی از اجزای مھم ھاله قلمداد شود ‪ ،‬گر چه که ممکن است ابعاد‬
‫دﯾگری نيز در اﯾن مقوله دخيل باشند ‪ .‬ميدانھای بيومغناطيسی انسان با ميدانھای مشابه‬
‫در اطراف او نظير ميدانھای بيومغناطيسی ساﯾر انسانھا در تعامل متقابل است ‪.‬‬

‫اﯾن اصل در علم فيزﯾک ‪ ،‬القاء ) )‪ Induction‬ناميده می شود وبه اﯾن معنی است که ھر‬
‫ميدان مغناطيسی می تواند باعث القای تغييراتی در قدرت و نيز فرکانس جرﯾانھای‬
‫الکترﯾکی در جسم ھادی مر بوط به ميدان مغناطيسی مجاور خود ) در اﯾنجا بدن انسان‬
‫دﯾگر ( گردد ‪ .‬به ھمين منوال ‪ .‬ميدان بيومغناطيسی ﯾک فرد ھم قادر است از طرﯾق فراﯾند‬
‫القاء ‪ ،‬تأثيراتی را بر روی ميدان مغناطيسی فرد دﯾگرچه از نظرذھنی_روانی ) دگرگونی در‬

‫‪-١٢٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫احساس سالمت ‪ ،‬ميزان احساس خوشاﯾند او ‪ (...‬و چه از لحاظ جسمی )کيفيت عملکرد‬
‫ارگانھا و بافتھای بدن وی( ‪ ،‬بگذارد ‪.‬‬

‫آگاھی از اﯾن اصل ‪ .‬از ﯾک سو تعرﯾف مناسبی را از واژة مصطلح شخصيت‬


‫مغناطيسی‪ ( (Magnetic Personality‬خاص ھر انسان ‪ ،‬براﯾمان ارائه می دھد و از سوی‬
‫دﯾگر ‪ ،‬نحوة اﯾجاد تأثيرات درمانی مستقيم ﯾک انسان بر روی انسان دﯾگر را به صورت علمی‬
‫توجيه می کند ‪ .‬تا به اﯾنجا درﯾافتيم که از دﯾدگاه علمی ‪ ،‬وجود ﯾک انسان به محدودة‬
‫پوست او ختم نمی شود بلکه به فضای اطراف او نيز گسترش می ﯾابد ‪ .‬تا بحال ھمه ما‬
‫ھنگامی که حضور فرد دﯾگری را بدون دﯾدن او در نزدﯾکی خودمان احساس کرده اﯾم ‪ ،‬بر اﯾن‬
‫واقعيت صحه گذاشته اﯾم ‪ ،‬اما امروزه اﯾن مقوله به عنوان ﯾک اصل علمی پذﯾرفته و ثابت‬
‫شده است ‪ .‬دستھا نيز توسط ميدان مغناطيسی مخصوص به خود احاطه می شوند ‪.‬‬

‫ميزان انرژی دستان درمانگر‬

‫بررسی ميدان مغناطيسی حاصل از دستان ﯾک فرد شفاگر) ‪(Healer‬در حين انجام درمان‬
‫نشان می دھد که اﯾن ميدان به وضوح قوی تر از ميدان مغناطيسی دستان افراد معمولی‬
‫است ‪ .‬در اﯾن بررسی از ﯾک مغناطيس متر ساده ‪ ،‬شامل دو عدد سيم پيچ ‪ ٨٠‬ھزار دور‬
‫متصل به ﯾک تقوﯾت کننده استفاده شد و نتيجة حاصله ‪ ،‬گوﯾای اﯾن واقعيت بود که دستانِ‬
‫فردِ شفاگر دارای ميدانی با قدرت ‪ ٠/٠٠٢‬گاس )‪ ( gauss‬بود که ھزار بار قوی تر از ھر ميدان‬
‫مغناطيسی دﯾگری است که از بدن انسان به بيرون امتداد می ﯾابد ‪ .‬فرکانس اﯾن ميدان نيز‬
‫متغير ) بين ‪ ٠/٣‬تا ‪ ٣٠‬ھرتز( و عمدتاً در محدودة ‪ ٨‬ـ ‪ ٧‬ھرتز در نوسان بود ‪ .‬انرژیِ شفادھندة‬
‫دستھا حداقل تا حدودی توسط سيستم پری نورﯾال اﯾجاد می شود ‪ .‬اﯾن سيستم ھمان‬
‫طور که قبال ً توضيح داده شد ‪ ،‬رشته ھای عصبی را پوشانيده و در بدن به عنوان مسيری‬
‫برای ھداﯾت جرﯾانھای الکترﯾکی تحت کنترل تاالموس مغز ‪ ،‬عمل می کند ‪.‬‬

‫پاره ای از شواھد حاکی از اﯾن است که ساﯾر فرمھای انرژی به غير از نوع بيومغناطيسی‬
‫نظير امواج مادون قرمز ‪ ،‬ماﯾکرووﯾو و بعضی دﯾگر از پرتابھای فوتونی نيز از دستھا خارج شده‬
‫‪ ،‬تأثيرات درمانی خود را در سيستمھای بيولوژﯾک ) زﯾست شناختی ( بدن به دنبال دارد‪.‬‬
‫اﯾن دستاورد با تئوری متافيزﯾکی)و کل نگر( راﯾج مبنی بر اﯾنکه بيماری ابتدا در ھالة انرژی ﯾا‬
‫ميدان بيو مغناطيسی انسان اﯾجاد شده و سپس در جسم فيزﯾکی بروز می کند ‪ ،‬کامال ً‬
‫ھماھنگ و مطابق است ‪.‬‬

‫ھنگامی که شفاگر‪ ،‬دستان خود را به منظور درمان در مجاورت ﯾک عضو غير سالم قرار داده‬
‫‪ ،‬شروع به شفابخشی می کند ‪ ،‬ميدانِ مغناطيسیِ خارج شده از دستان او که به مراتب‬
‫قوﯾتر از ميدانِ مغناطيسی حاصل از عضو بيمار می باشد ‪ ،‬با دربرداشتن فرکانسھای‬
‫طبيعی و سالمت بخش مورد نياز آن عضو‪ ،‬تأثير درمانی خود را آغاز می کند و نھاﯾتاً با‬
‫مکانيسمِ القاﯾی ‪ ،‬فرکانسِ طبيعی را به عضو بيمار بازمی گرداند ‪ .‬اﯾن تنظيمِ فرکانس ‪ ،‬به‬
‫نوبة خود بر جرﯾانھای الکترﯾکی سلولھا و سيستمِ عصبیِ عضوِ مربوطه و ھمينطور فعاليتِ‬
‫بيولوژﯾک آن عضو تأثير می گذارد و به اﯾن ترتيب ‪ ،‬درمان صورت می گيرد ‪.‬‬

‫‪-١٢٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫فرکانسھای شفابخش برای بافتھای مختلف بدن‬

‫تحقيقات به عمل آمده نشان می دھد که فرکانسھای شفابخش برای بافتھای مختلف بدن‬
‫عبارتند از ‪ :‬فرکانسِ معادلِ دو ھرتز برای رشته ھای عصبی ‪ ،‬فرکانسِ معادلِ ھفت ھرتز‬
‫برای استخوانھا ‪ ،‬فرکانسِ معادلِ ده ھرتز برای رباطھا و فرکانسِ معادلِ پانزده ھرتز برای‬
‫موﯾرگھا ‪ .‬درھنگاميکه شفاگر به منظور ﯾافتن نواحی نامتعادل و گرفتار در ﯾک بيمار ‪ ،‬به‬
‫اسکن نمودن بدن او می پردازد ‪ ،‬فراﯾند القای ميدانھای بيومغناطيسی در جھت معکوس‬
‫اتفاق می افتد ‪.‬‬

‫در اﯾن شراﯾط ‪ ،‬شفاگر کف ﯾک ﯾا دو دست خود را در فاصلة چند سانتيمتری بدنِ بيمار به‬
‫آرامی حرکت می دھد و درھمين حال به احساسی که درکفِ دستِ او اﯾجاد می شود‬
‫توجه می کند ) اسکن بيوسن ( ‪.‬‬

‫در اﯾن حين ‪ ،‬ميدان بيومغناطيسی بيمار تغييراتی را در ميدانِ کفِ دستِ شفاگر اﯾجاد می‬
‫کند و اﯾن تغييرات توسط شفاگرحس می شود و به اﯾن ترتيب او قادر خواھد بود نواحی دچار‬
‫عدم تعادل و تحت فشار را در ميدان بيومغناطيسی بيمار تعيين نماﯾد ‪ .‬ﯾکی از وﯾژگيھای‬
‫منحصر به فرد رِﯾکی اﯾن است که برای انجام آن باﯾد ابتدا توسط استاد‪ ،‬ﯾک جلسة‬
‫ھمسوﯾی ‪ ((Attunement‬برای شفاگر برگزار گردد ‪.‬‬

‫ھمچنين برای انجام رِﯾکی نيازی به ذھنِ آگاهِ شفاگر نيست ‪ ،‬بلکه انرژیِ رِﯾکی خود به خود‬
‫جرﯾان می ﯾابد و به ھيچ عنوان از انرژی شخصی فردِ شفاگر استفاده نمی کند ‪ .‬حال ببينيم‬
‫فراﯾند ھمسوﯾی و درمان در رِﯾکی چگونه صورت می پذﯾرد ‪ .‬ھمسوﯾی می تواند ابعادی‬
‫نھفته از درون ھر ﯾک از ما را که دارای درک باالتری از کليت وجود ‪ ،‬سالمت و شفای واقعی‬
‫است ‪ ،‬بيدار نماﯾد ‪ .‬با توجه به اﯾنکه آگاھی ‪ ،‬از فضاﯾی ورای ذھن ھوشيار ما منشاء می‬
‫گيرد ‪ ،‬می توانيم چنين نتيجه گيری کنيم که سرچشمة آگاھی در واقع ھمان منشاء اَبَر‬
‫ھوشيارِ درونِ وجود ماست ‪.‬‬

‫از سوی دﯾگر ‪ ،‬با دانستن اﯾنکه رِﯾکی از انرژی فردِ شفاگر نمی کاھد ‪ ،‬به اﯾن نتيجه می‬
‫رسيم که پدﯾدة ھمسوﯾی در واقع انرژی متفاوتی را نسبت به آنچه برای فعاليتھای روزمره‬
‫مان استفاده می کنيم ‪ ،‬فعال می سازد ‪ .‬ھمة ما انسانھا پتانسيلھای نھفته ای دارﯾم که‬
‫در اکثرﯾت افراد غير فعال است و نياز به بيدار شدن دارد ‪ .‬اَبَرھوشياری می تواند عملکرد‬
‫تاالموس و سيستم پری نورﯾال را به نحوی ھداﯾت کند که انرژیِ رِﯾکی را اﯾجاد و آنرا از طرﯾق‬
‫دستانِ فردِ شفاگر به عضو مبتال برساند ‪.‬‬

‫با بيان ساده ترمی توان انرژی رِﯾکی را مجموعه ای وﯾژه از انرژی بيومغناطيسی و ساﯾر‬
‫انرژی ھاﯾی دانست که ذھن اَبَرھوشيار‪ ،‬کيفيت آنھا را دقيقاً متناسب با نيازِ عضوِ مبتال که‬
‫در زﯾرِ دستانِ شفاگر قرار دارد ‪ ،‬تعيين نموده و فراﯾند درمان را آغاز و تکميل می نماﯾد ‪.‬‬
‫بنابراﯾن می توان چنين تصور کرد که ھر چه ابعاد عالی ترِ ذھنِ اَبَرھوشيار برای اﯾجاد‬
‫مجموعه ھاﯾی قوﯾتر و مؤثرتر از انرژی از لحاظ فرکانس و قدرت ‪ ،‬بيدار شود ‪ ،‬می توان در‬
‫موارد بيمارﯾھای سخت و پيچيده ‪ ،‬با سرعت بيشتری به درمان بيماری پرداخت ‪ .‬در اﯾن‬

‫‪-١٢٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫صورت شفابخشی ‪ ،‬شامل ترکيبی از عشق ‪ ،‬ھمدردی و محبت خواھد بود که عضو آسيب‬
‫دﯾده را ھر چه بيشتر برای ترک الگوھای قدﯾمی و بازگشت به سالمتی تشوﯾق می کند ‪.‬‬

‫ﯾک درمانِ شفابخشیِ مؤثر و قوی ‪ ،‬قابل تشبيه به تعميرکارِ فوق العاده ماھری است که بر‬
‫اساس تجربه و درک بيشتر خود ‪ ،‬قادر به انجام تعميراتی می باشد که از عھدة ساﯾر‬
‫تعميرکاران خارج بوده است ‪ .‬وقتی به تدرﯾج آگاھی خود را افزاﯾش داده و عميقتر از پيش به‬
‫شفابخشی خود می پردازﯾم ‪ ،‬پتانسيلی که در درونمان به عنوان ﯾک شفاگر وجود داشته ‪،‬‬
‫ھر چه بيشتر بيدار می شود تا جاﯾی که ما را قادر می سازد با ابعادی متعالی تر از ذھن‬
‫اَبَرھوشيارمان ارتباط برقرار نموده ‪ ،‬مھارتھای واالتری را کسب نماﯾيم ‪ .‬ﯾکی از تواناﯾی ھای‬
‫بسيار جالب رِﯾکی ھمچون ساﯾر روشھای انرژی بخشی ‪ ،‬درمان از راه دور است ‪.‬‬

‫ھمانگونه که پيشتر توضيح داده شد ‪ ،‬نحوة درمان از طرﯾق دستھا ھنگامی که شفاگر در‬
‫مجاورت فرد بيمار قرار گرفته باشد از طرﯾق تأثيرات القاﯾی ميدانھای بيومغناطيسی آنھا قابل‬
‫درک است ‪ ،‬اما درمان از راه دور را درشراﯾطی که ممکن است شفاگر نه تنھا کيلومترھا از‬
‫بيمار خود فاصله داشته باشد بلکه نسبت به ھم در دو سوی مختلف کرة زمين باشند ‪ ،‬از‬
‫نظر علمی چگونه می توان توجيه کرد ؟ احتماال ً درمان از راه دور بواسطة امواجِ اسکالر )‬
‫◌ٍ‪ : Scalar Waves‬امواج الکترﯾکی با پاﯾداری باال که می توانند بدون نياز به سيم برق و بدون‬
‫تبعيت از معادلة رﯾاضی انتشار امواج با سرعتی معادل ﯾک و نيم برابر سرعت نور در فضا‬
‫حرکت کنند ‪ .‬کشف اﯾن امواج ‪ ،‬دستاوردی مھم و نوﯾن در فيزﯾک مدرن بشمار می آﯾد‬
‫(صورت می گيرد ‪.‬‬

‫ھنگامی که دو ميدان مغناطيسی متماﯾز‪ ،‬دارای فرکانسی کامال ً مشابه بوده و دقيقاً از فاز‬
‫خود خارج باشند ‪ ،‬نھاﯾتاً ﯾکدﯾگر را حذف می کنند ‪ ،‬اما اﯾن حذف متقابل ‪ ،‬تأثيرات آن دو‬
‫ميدان را از بين نمی برد ‪ ،‬بلکه پتانسيل آنھا ھمچنان موجود است و اﯾن پدﯾده منجر به اﯾجاد‬
‫امواج اسکالر می گردد که برخالف امواج مغناطيسی ) که با الکترونھا در ارتباطند ( با ھستة‬
‫اتمھا د رتعامل قرار می گيرند ‪.‬‬

‫اﯾن امواج نه تنھا توسط قفسھای الکتزﯾکی فارادی ‪ [Faraday Cages [1‬ﯾا ساﯾر موانع‬
‫شناخته شده متوقف نمی شوند ‪ ،‬بلکه خود را بدون کوچکترﯾن افت انرژی و با ھمان قدرت‬
‫اوليه )صرفنظر از بعد مسافت( ‪ ،‬به ھدف مورد نظر می رسانند ‪ .‬ھمچنين ثابت شده است‬
‫که امواج مورد نظر‪ ،‬با تأثير بر روی بافتھای زندة بيولوژﯾک ‪ ،‬روند ترميم و درمان را تسرﯾع می‬
‫نماﯾند ‪.‬‬

‫بنابراﯾن ممکن است ھمانطور که دکتر جيمز اوشمن معتقد است امواجِ اسکالر‪ ،‬منشاء‬
‫بنيادﯾنِ درمان و ترميم در بدن موجودات زنده باشند ‪ .‬عليرغم اﯾنکه تئورﯾھای حاضر ‪ ،‬تا‬
‫حدودی توجيه کنندة مکانيسم درمان از طرﯾق شفابخشی می باشند ‪ ،‬ھنوز ﯾک جنبه از‬
‫شفا بخشی و کار فراطبيعی )معنوی( به صورت رازی بزرگ باقی مانده است ‪ .‬توليد‬
‫ميدانھای بيومغناطيسی و امواجِ اسکالر ر وابسته به جسم فيزﯾکی انسان و ﯾا دستگاھھای‬
‫فيزﯾکی است ‪ ،‬در حاليکه بسياری از شفاگرھای روحی‪ ،‬برای درﯾافت و ھداﯾت انرژی ‪ ،‬با‬

‫‪-١٢٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫موجوداتی متعالی تر‪ ،‬که فاقد ھر گونه جسم فيزﯾکی می باشند ارتباطی مستقيم برقرار‬
‫می کنند ‪.‬‬

‫از دﯾدگاه علمی نه تنھا مکانيسم اﯾجاد انرژی توسط اﯾن موجودات ‪ ،‬بلکه حتی وجود آنھا‬
‫نيز‪ ،‬قابل توجيه نمی باشد ‪ .‬لذا ھنوز برای درک عميق تر شفابخشی و طبيعت آگاھی ‪،‬‬
‫زمينه ھای تحقيقاتی گسترده ای در پيش روی علم نوﯾن قرار دارد ‪ .‬بافتھای زندة بدن که‬
‫متشکل از ملکولھا و اتم ھا ھستند ‪ ،‬مستقيماً در اتصال و تأثيرپذﯾری از تمامی نيروھای‬
‫موجود در طبيعت می باشند ‪ .‬ھمگام با تکامل موجودات زند ه ‪ ،‬نيروھای مختلف ‪ ،‬اعم از‬
‫نيروھای شناخته شده و نيروھای مرموز و ناشناخته برا ی عملکرد بدن با ﯾکدﯾگر ترکيب‬
‫شده اند و طبيعتاً با مطالعه موجودات زنده و به وﯾژه انسان ‪ ،‬فرصتی بسيار خوب برای درک‬
‫عميق ترﯾن و مرموز ترﯾن نيروھای کيھانی به ما عطا خواھد شد ‪.‬‬

‫اﯾن شانس برای ما وجود دارد که ھمگام با پيشرفت تحقيقات علم بشری در مورد شفاگری‬
‫و عوالم روحی ‪ ،‬کشفيات حيرت آوری به وقوع بپيوندد که با گسترش آگاھی ذھن ما‬
‫انسانھا ‪ ،‬تحولی متعالی را برای ادامة حيات بر روی کرة زمين براﯾمان به ارمغان آورد ‪.‬‬

‫پنج اصل بنيادين يا اخالقي ريكي‬


‫دكتر اوسويي اندكي پس از تصميم به ترك محله‬
‫گدايان توكيو‪ ،‬پنج اصل ريكي را شكل داد در اين‬
‫زمان بود كه او به برخي جنبهھاي مھم سرشت‬
‫انساني آگاه شد‪ .‬او سويي شفابخشي را با‬
‫اين اميد آغاز كرده بود كه به گدايان فرصت‬
‫بازگشت مجدد به زندگي را بدھد‪ .‬ھنگامي كه‬
‫تعداد زيادي از آنھا سعي كردند‪ ،‬ولي در قبول‬
‫مسئوليت زندگي خود شكست خوردند‪ .‬او به‬
‫اھميت مشاركت ھر فرد در فرايند شفاي‬
‫زندگياش پي برد‪ .‬دكتر اوسويي ھمچنين به‬
‫اھميت عدم وابستگي به نتايج شفا پي برد‪.‬‬
‫شايد برخي گدايان بايستي تمام زندگيشان را‬
‫در محله گدايان بگذارنند تا درسي بياموزند ما‬
‫كه ھستيم كه درست يا غلط بودن آن را به قضاوت بگذاريم‪ .‬ھمين اصل در مورد بيماري نيز‬
‫صادق است‪.‬‬
‫شايد مردم بيماري را در ضمير نيمه ھوشيار خود خلق ميكنند تا بتوانند درسھايي بياموزند‪.‬‬
‫براي دكتر اوسويي مسجل شد كه رسالت او شفاي زود ھنگام و تجاوز به فرايند اساسي‬
‫زندگي يك انسان نيست بلكه رسالت او در حقيقت اين است كه به مردم نشان دھد چگونه‬
‫به خودشان كمك كنند رسالت او شفاي روح مردم بود او فھميد چرا تمام مذھبھاي بزرگ بر‬
‫شفاي روح تاكيد دارند او متوجه شد چرا علت سبب ساز بيماري در شكافي بين ذھن و روح‬
‫قرار دارد‪ .‬تغيير موقعيت زندگي ھر شخص مستلزم تغيير نگرش اوست ‪ .‬پس او پنج اصل‬

‫‪-١٢٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫بنيادين را پايه گذاري كرد‪ .‬پنج اصلي كه اوسويي پايه گذاري كرد به طور طبيعي از جريان‬
‫انرژي درست فرد ساطع ميشود كوشش در زيستن با اين اصول نيز به او كمك ميكند در‬
‫اين جريان درست قرار گيرد زيرا باز توھمان ھستي كه ميانديشي‪.‬‬

‫اصل اول ‪ :‬فقط براي امروز سپاس گذار و قدرشناس خواھم بود‪.‬‬
‫زندگي با شكر گذاري‪ ،‬زندگي در بركت است ‪ .‬وقتي ھمواره نگرش ما سپاس باشد و نه‬
‫فقط براي آنچه كه داريم بلكه براي آنچه كه ميدانيم و باور داريم‪ ،‬مدام به دست خواھيم‬
‫آورد‪ .‬سپاسگزار باشيم تا بي اختيار بركت را جذب كنيم‪ .‬اگر ما بر چيزي كه نداريم تمركز‬
‫كنيم ھيچ گاه آن را نخواھيم داشت زيرا سيگنالھايي را به ضمير ناخودآگاه خود ارسال‬
‫ميكنيم و تاكيد ميكنيم كه اين چيزھا را نداريم‪.‬‬
‫با اين عمل بر روي كمبودي در زندگي خود تأكيد ميكنيم‪ .‬ضمير ناخودآگاه ما گوش‬
‫ميدھد و اطاعت ميكند‪ .‬بنابراين كم كم رسيدن به آن چيزھايي كه نياز داريم براي ما‬
‫مشكل تر ميشود‪ .‬به طوري كه قسمتي از انرژي ما مشتاقانه آرزومند آن چيزھاست در‬
‫حاليكه قسمت ديگر انرژي ‪ ،‬آن چيزھا را از ما دور ميكند‪.‬‬
‫از سوي ديگر اگر به وفور نامحدود اطراف خود آگاه باشيم و مدام براي آن احساس سپاس‬
‫گذار باشيم‪ ،‬وفور وبركت وضعيت ھميشگي ما خواھد بود‪ .‬خودمان را دلواپس و نگران‬
‫موضوعي نكنيم‪ ،‬مضطرب نشويم‪ ،‬مشكوك نباشيم و ھيچگونه كشمكش فيزيكي و‬
‫احساسي نداشته باشيم‪ .‬آن چيزي كه متعلق به ماست‪ ،‬به ما خواھد رسيد‪.‬‬
‫به شرطي كه آرام و مطمئن باشيم‪ .‬وقتي ما مضطرب باشيم و بترسيم آن چيز كه متعلق‬
‫به ماست به ما نخواھد رسيد‪ .‬اگر قادر به اين تغيير باشيم‪ .‬از اينكه موقعيتھا چقدر آسان‬
‫براي ما فراھم ميشوند‪ .‬متعجب خواھيم شد در قلمروي قادر مطلق ھر عمل و ھر علت به‬
‫اثر كاملي ميانجامد كه موفقيت كامل است تنھا دليل اينكه بيشتر افراد به اين كاميابي‬
‫نميرسند اين است كه با آن ھمسو نيستند يا در برابر آن بسته ھستند‪.‬‬
‫بياموزيم كه از قادر متعال و ھمه چيز و ھمه كس سپاسگزار باشيم از ديوارھا كه ما را در‬
‫مقابل باد ‪ ،‬باران ‪ ،‬سرما و گرما محافظت ميكند و ‪....‬‬
‫در صورتي كه قدرشناسي و سپاس گذاري را طريق خود قرار دھيم حلقه پليد كمبود و در‬
‫مضيقه بودن به حلقه سفيد فراواني نعمات و بركات تغيير شكل خواھد يافت‪ .‬به ياد داشته‬
‫باشيم که ترس از نداشتن‪ ،‬ھمواره ما را در نداشتن نگه ميدارد‪.‬‬

‫اصل دوم ‪ :‬فقط براي امروز‪ ،‬نگران نخواھم بود‬


‫نگراني يعني جدا شدن از تماميت ھستي و فراموش كردن اينكه در ھر رخدادي الوھيت و‬
‫معنايي الھي نھفته است‪ .‬اگر به راستي با ھدايت ضمير برتر خود ھمسو باشيم و ھر روز با‬
‫نھايت تواناييمان زندگي كنيم آن گاه در مييابيم ھر كاري كه ميتوانستهايم كردهايم و‬
‫بقيه در يد قدرت اليزال الھي است‪ .‬با پذيرش اين مسأله كه ھر چه در زندگي اتفاق‬
‫ميافتد علت و دليلي دارد و تمامي آنھايي را كه ما تجربه ميكنيم براي رشد ما الزم و‬
‫ضروري است نگراني ديگر وجود نخواھد داشت‪.‬‬
‫وقتي ما خدا را عبادت ميكنيم يعني اينكه قبول داريم يك شعور الھي برتر وجود دارد كه‬
‫مسئول خلق و مراقبت از مخلوقش ميباشد‪ .‬اما در زمان نگراني يعني اينكه خدايا اگر چه‬

‫‪-١٢٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫قبول دارم كه تو جھان را خلق كرده و از آن مراقبت ميكني اما من به اندازه كافي به تو‬
‫اطمينان ندارم‪ .‬ممكن است تو گودالھايي را حفر كني كه در آنھا بيفتم آيا واقعاً فكر ميكنيم‬
‫كه خداوند متعال اين كار را انجام ميدھد كه ما داخل گودالھاي زندگي بيفتم و او به ما‬
‫بخندد؟ آيا زندگي‪ ،‬يك طور تنبيه است ؟ !‬
‫ھميشه بياد داشته باشيم در زندگي انتظار بھترينھا را داشته باشيم و ھنگامي كه چيزي‬
‫پيش ميآيد كه انتظارش را نداشتيم‪ .‬بپذيريم كه در موفقيت كنوني براي ما بھترين است‬
‫حتي اگر آنچه اتفاق افتاده بسيار منفي به نظر آيد اين فقط يك درس است يك امتحان الھي‬
‫است پس شكرگزار باشيم سعي نكنيم در زندگي در زمان بندي كائنات دخالت كنيم و‬
‫بدانيم كه در جريان كامل زندگيمان ھم زماني رويدادھا وجود دارد‪.‬‬
‫تا وقتي در طرح امور بخش متعلق به خودمان را كامل ميكنيم‪ ،‬از بقيه قسمتھا مراقبت‬
‫خواھد شد اعتقاد به قادرمتعال و نگراني ھمزمان با يكديگر متناقص ميباشند‪ .‬زندگي ما‬
‫سرشار از چنين اعتقادات و الگوھاي متناقضي ميباشد كه سبب دور كردن پاكيزگي و بي‬
‫آاليشي در اعمال ما ميشوند‪ .‬تمامي تالشمان را بكار ببنديم و نتيجه را به خداوند بزرگ‬
‫سپرده خود را نگراني و ترس رھا سازيم اين يك اصل است كه ‪:‬‬
‫گذشته بر باد رفته‪ ،‬آينده راز و رمزي بيش نيست و اين لحظه ھديهاي است كه خداوند براي‬
‫زيستن به ما داده است‪.‬‬

‫اصل سوم ‪ :‬فقط براي امروز خشمگين و عصباني نخواھم بود‬


‫ريشه خشم‪ ،‬ميل شديد براي كنترل كردن ميباشد كه ناشي از عدم ھماھنگي با ھدف‬
‫الھي يا ھستي ماست يا خارج شدن از كنترل است‪ .‬ھنگامي كه يك نفر مطابق با نيازھا و‬
‫عاليق ما رفتار نكرده است خشمگين ميشويم و فراموش ميكنيم كساني را كه به محيط‬
‫خود جذب كردهايم فقط آينهھاي ما ھستند‪ .‬ھر فكري كه به ذھن ما ميآيد علتي به وجود‬
‫ميآورد كه معلول آن ممكن است زماني باز گردد كه ما اصال ً انتظارش را نداشتهايم‪.‬‬
‫براستي كه ھر وضعيتي يك آينه است‪ .‬بازتاب مستقيم علت و معلولي است كه خود ما‬
‫خلق كردهايم كساني كه بر حسب اتفاق حساسيت يا نقطه ضعف ما را تحريك ميكنند‬
‫واقعاً علت خشم ما نيستند‪ .‬آنھا نيز براي آموختن اينجا ھستند‪ .‬ما نيز بنا به نياز متقابلي‬
‫براي كامل كردن بعضي درسھا آنھا را جذب كردهايم زيرا از طريق آنھاست كه ما نقطه‬
‫ضعفھاي نفس خود را پيدا ميكنيم‪ .‬با نظاره واكنشھايمان در مقابل ديگران ميتوانيم تعيين‬
‫كنيم چه مسائل ناشي از وابستگي ھنور در درون روح ما وجود دارد‪ .‬براي فرصتي كه به ما‬
‫داده شده تا نقطه ضعفھاي خود را ببينيم شاكر باشيم و از اين تجربه خشم احساس گناه‬
‫نكنيم‪ .‬چنين دانش دروني نخستين قدم مھم است زيرا نتيجه آن رشد ما ميباشد‪.‬‬

‫اصل چھارم ‪ :‬فقط براي امروز كارم را صادقانه انجام خواھم داد‬
‫صداقت در رفتار يعني صادق بودن با خود برتر و با حقيقت زندگي كردن در تمام امور است‪ .‬با‬
‫حقيقت زندگي كردن نيز يعني ھمنوايي با ھدف خود برترمان‪ .‬زندگي در حقيقت آسان ترين‬
‫و ساده ترين راه زندگي است‪ .‬حقيقت شفافيت به ھمراه دارد‪ .‬روراست بودن با ضمير خود‬
‫سبب ميشود كه ما قابل اعتماد شويم‪.‬‬

‫‪-١٢٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اگر با خودمان صادق باشيم‪ ،‬تمايل داريم با ديگران نيز صادق باشيم به اين ترتيب آنھا نيز با‬
‫ما صادق خواھند بود‪ .‬وقتي كارمان را صادقانه انجام ميدھيم با خود برترمان صادق بودهايم‬
‫و اين مسئله به زندگي ما كيفيت و ماھيت خاصي ميبخشد ‪ .‬قابل اعتماد بودن ما را به كار‬
‫حياتيمان رھنمون ميكند‪ .‬ھمه ما در اينجا ھستيم تا كاري انجام دھيم كه آن را كار حياتي‬
‫نام گذاري كردهاند‪ .‬ما از طريق متصل شدن به كار حياتي خودمان موجبات شادي‪ ،‬رضايت ‪،‬‬
‫خشنودي‪ ،‬رشد و ترقي و دور شدن از بيماريھا را فراھم ميكنيم‪.‬‬
‫اين حقيقت با عشق به خود و به ديگران تقويت ميشود كه در نتيجه به ايجاد ھماھنگي و‬
‫ھارموني در زندگي ما كمك ميكند‪.‬‬

‫اصل پنجم ‪ :‬فقط براي امروز به تمام موجودات زنده احساس عشق و احترام دارم‬
‫به راستي كه ھمه ما از يك سرچشمه ھستيم و روشن و مبرھن است كه تمام شكلھاي‬
‫حيات كامال ً با ھم وابستگي متقابل دارند امروزه با فيزيك كوانتوم به اين نتيجه رسيدهايم كه‬
‫ھمه ما يك انرژي جمعي و از يك منبع ميباشيم‪ .‬در واقع ھيچ ماده جامدي وجود ندارد آنچه‬
‫ھست فقط صور و سطوح مختلف ارتعاش انرژي است‪ .‬ھر نيتي را كه به سمت ديگري‬
‫ارسال كنيم عيناً به سمت خودمان بازخواھد گشت‪.‬‬
‫پس عشق و احترام نثار ميكنيم تا از عشق و احترام برخوردار شويم ما جسم فيزيكيمان‬
‫را از والدينمان ھديه گرفتهايم و از طريق جسم فيزيكيمان ميتوانيم به مقاصد زندگي و‬
‫اھداف خويش برسيم‪ .‬بدون جسم فيزيكي رسيدن به وحدت با ذات مقدس الھي ميسر‬
‫نيست معلمان و ساير افراد در فراگيري تجربيات عملي و دانش ما نقش داشتهاند تا رشد و‬
‫تكامل ما در سطح نسبي و زندگي معنوي مان تسريع گردد از آنھا نيز بايستي سپاس گزار‬
‫باشيم و با عشق و احترام با آنھا رفتار كنيم‪ .‬نشان دادن عشق و احترام به ھمه يعني‬
‫نشان دادن عشق و احترام به خودمان‪.‬‬

‫ھمسويي چيست ؟‬
‫ھمسويي يا توانايي كانال شدن ھسته اصلي روش ريكي است ‪ ،‬توانايي دادن ريكي از‬
‫طريق استاد ريكي طي فرايند ھمسويي با استفاده از يك‬
‫تكنولوژي تبتي بسيار كھن به شاگرد منتقل ميشود اين يك‬
‫پروسه وسيع روحاني است كه استاد در يك حوزه بسيار بسيار‬
‫وسيع به يك گواه مبدل ميشود كه انرژي در كانال باز باالي سر‬
‫شاگرد وارد شده و ھمسويي صورت ميگيرد‪.‬‬
‫حقيقتاً آنچه كه در خالل ‪ Attunement‬روي ميدھد چيزي است‬
‫كه ھيچ انساني بر روي زمين نميتواند ادعاي انجام يا توانايي‬
‫انجام آنرا داشته باشد مگر اينكه يك استاد ريكي باشد‪.‬‬
‫استاد ريكي اين فرايند مقدس را ھدايت نميكند فقط كانالي‬
‫است براي انرژي ھمسويي كه از قدرت برتر جاري ميشود‪.‬‬
‫ھمسويي ريكي تجربه معنوي قدرتمندي براي تمام افراد است ري‬
‫يا آگاھي الھي اين فرايند را ھدايت ميكند و جريان انرژي را بر‬
‫حسب نياز ھر شاگرد تنظيم ميكند‪.‬‬
‫در ھمسويي راھنمايان ريكي و موجودات معنوي ديگر نيز حضور‬
‫دارند كه به اجراي اين فرايند كمك ميكنند نكته بسيار مھمي را‬

‫‪-١٣٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫كه مايلم عنوان كنم اين است كه ھمسويي روي ھر شخصي اثر متفاوت دارد‪.‬‬
‫ھنگامي كه گرفتگي انرژي خيلي شديد است ‪ ،‬حالتھاي شكوھمند اتفاق نميافتد ‪ ،‬بلكه‬
‫انرژي بالفاصله وارد عمل تطھير ميشود ولي اگر سطح ارتعاش شاگرد در زمان نخستين‬
‫ھمسويي در سطح باالتر باشد كه نشانگر تالش شاگرد براي توسعه آگاھي برتر خود‬
‫ميباشد ‪ ،‬ھمسويھا يك جھش بزرگ بسيار سريع به سطحي باالتر ايجاد ميكند‪.‬‬

‫ھمسويي مرحله ﯾک شودن ‪:‬‬


‫عمدتاً بر باز شدن بدن فيزيكي تمركز دارد بھمين خاطر است كه ريكي سطح يك را‬
‫بايستي فقط جسمي بر روي خود يا ديگران بكار ببريم تا بتواند پذيراي )كانال( مقدار‬
‫بيشتري از انرژي نيروي حياتي باشد‪.‬‬
‫چھار )مرحله (قسمت ھمسويي مرحله اول سرعت ارتعاش چھار مركز انرژي قسمت باالي‬
‫بدن را كه چاكرا نيز ناميده ميشوند افزايش ميدھد‪.‬‬
‫نخستين مرحله ھمسويي قلب و غده تيموس را ھمسو ميكند و ھمزمان در سطح اتريك‬
‫بر چاكراي قلب نيز كار ميكند‪.‬‬
‫مرحله دو ھمسويي بر غده تيروئيد اثر ميگذارد و ھمزمان در سطح اتريك به چاكراي گلو كه‬
‫مركز ارتباطي ماست اثر ميگذارد‪ .‬سومين مرحله بر چشم سوم كه با غده ھيپوفيز ) مركز‬
‫آگاھي برتر و شھود ( تطبيق دارد و ھيپوتاالموس كه بر خلق و خوب و دماي بدن اثر دارد‬
‫تأثير ميگذارد‪.‬‬
‫مرحله آخر بر چاكراي تاجي كه حلقه ارتباط ما با آگاھي معنوي و ھمتاي فيزيكي آن يعني‬
‫غده صنوبري اثر ميگذارد ‪ ،‬اين ھمسويي مرحله آخر فرايند را با تثبيت كانال باز شده تكميل‬
‫ميكند تا بتوانيد توانايي تشديد شده كانال شدن براي انرژي ريكي را تمام عمر نگه داريد‪.‬‬
‫يكبار كه با انرژي ريكي ھمسو شديد ھرگز آن را از دست نميدھيد حتي اگر دورهاي چند‬
‫ساله از آن استفاده نكنيد ‪ ،‬ولي لحظهاي كه تصميم به استفاده از آن بگيرد در اختيار شما‬
‫خواھد بود و پس از چند جلسه تمرين درست مانند روز اول پر قدرت خواھد بود‪.‬‬

‫تكرار ھمسويي)ھمسوﯾی مجدد(‬


‫در ھر مرحلهاي كه به آن رسيدهايد ‪ ،‬مزاياي زيادي دارد از جمله ‪:‬‬
‫پااليش انرژي ريكي شخص كانال شده‪.‬‬
‫افزايش قدرت انرژي شفاي مشكالت شخصي‪ ،‬روشني ذھن ‪.‬‬
‫افزايش حساسيت روحي و باال رفتن سطح آگاھي‪.‬‬

‫فرايند ھمسويي ريكي اُكودن )سطح دو(‬


‫يك جھش بسيار بزرگ در سطح ارتعاش ايجاد ميكند كه حداقل تا ‪ ٦‬برابر بيشتر از مرحله‬
‫اول است‪.‬‬
‫سه سمبلي كه در مرحله دوم ميآموزيد تا براي شفا از راه دور بكار گرفته شوند نيز در اين‬
‫مرحله فعال ميشوند ‪ ،‬مرحله دوم بر خالف مرحله اول كه در آن بدن فيزيكي كانون اصلي‬
‫توجه است‪ .‬بيشتر بر بدن اتري و ھالهھا تأكيد دارد به عالوه ‪ ،‬چشم سوم يا چاكراي‬
‫ششم تحت تأثير قرار ميگيرد كه اغلب قدرت شھودي شاگرد را باال ميبرد‪.‬‬

‫‪-١٣١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ھمسويي مرحله شيم پيدين )سطح ‪(٣‬‬


‫دوباره سطح ارتعاش را تقويت بدن پنجم و يكي از سمبلھاي استادي و ‪ ١٥‬سمبل تخصصی‬
‫را که در تکنيک جراحی روانی کاربرد دارد را فعال ميكند كه ميتوان با آن روح را شفا و‬
‫ھاله ھا را پاکسازی کرد ‪.‬‬

‫ھمسويي مرحله گوكويي كيدن )استادي(‬


‫نھايت ارتعاش را در پنج بدن غير فيزيكي ايجاد كرده و علتھاي سببي بيماري را از بين‬
‫ميبرد و دو سمبل استادي تبتي نيز در اين مرحله فعال ميشود كه با آن ميتوان سايرين‬
‫را ھمسو كرد توجه نماﯾيد برخالف بسياری از‬
‫باورھا و ﯾا تصورات نادرست يك استاد ريكي ھيچ‬
‫قدرت فرمانروايي بر شاگردانش ندارد‪.‬‬
‫يك استاد ريكي صرفاً انساني است كه با‬
‫پذيرفتن اينكه ارباب سرنوشت خويش است‬
‫مسئوليت بزرگ تري براي زندگي خود پذيرفته‬
‫است‪.‬‬
‫او در كنار خالق مطلق‪ ،‬اثرھاي آنچه خود خلق‬
‫كرده است را ميپذيرد ‪ ،‬استاد ريكي با قبول‬
‫اين مسئوليت‪ ،‬توانمندي استفاده از تكنولوژي‬
‫كھن تبتي را براي كمك به ديگران در افزايش‬
‫قدرتشان يافته است‪ .‬فرايند كامل و صحيح‬
‫استادي ريكي‪ ،‬از اين لحاظ كه شما را قادر‬
‫ميسازد ذات حقيقي خود را حس كنيد به‬
‫راستي استثنايي است‪.‬‬
‫الزم به ذکر است که ھمسوﯾی ﯾعنی اعمال مربوط به ورود فرد به سيستم انرژی‬
‫صرفا" مربوط به رﯾکی نيست ‪ ،‬بطورﯾکه اھل تصوف نيز خود را دارای شراﯾط‬
‫انتقال انرژی و کانال شدن از طرﯾق استاد استاد می دانند که البته از نظر‬
‫محتواﯾی با رﯾکی متفاوت است‪.‬‬

‫فرآيند ‪ ٢١‬روزه پاكسازي و بحران شفا و درمان‬


‫پس از ھمسويي مرحله يك ريكي دانشجويان يك مرحله پاكسازي ‪ ٢١‬روزه را ميگذرانند بر‬
‫اثر افزايش سرعت ارتعاش بدنھاي فيزيكي و اتري ‪ ،‬انرژيھاي منفي متراكم كھنه به ناچار به‬
‫سطح ميآيند و رھا ميشوند‪ .‬ھمان گونه كه از علم فيزيك كوانتوم مي دانيم‪ .‬ماده جامد در‬
‫واقع وجود ندارد ھمه چيز از انرژي تشكيل شده است‪.‬‬
‫در نتيجه ھمه چيز داراي ارتعاش است‪ .‬حتي سنگھا و كانيھا نيز از انرژي ساخته شدهاند‪.‬‬
‫فقط درجه ارتعاش پائين تري دارند‪ .‬به ھمين ترتيب انسدادھاي منفي و الگوھاي احساسي‬
‫كه در بدنھاي فيزيكي و اتري ما انباشته شدهاند در مقايسه با امواج افكار يا ناحيهھاي‬
‫انرژي كه ما به وسيله افكار مثبت و مھرآميز بوجود ميآوريم‪ .‬سرعت ارتعاش پائين تري‬

‫‪-١٣٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫دارند‪ .‬ھنگامي كه يك ھمسويي ريكي را دريافت ميكنيم ‪ .‬تقويت ناگھاني سرعت ارتعاش‬
‫مانند ماشهاي است كه شروع ميكند به آزاد كردن انرژي منفي و متراكم درون سيستم ما‬
‫كه نميتوانند با ارتعاش ظريف تري كه با ھمسويي ايجاد شده است ھماھنگ شود‪ .‬چون‬
‫ارتعاش شفا بسيار زود تنظيم ميشود‪ .‬واكنشي رخ ميدھد كه رھايي ھيجانھا و خاطرات‬
‫كھنه انباشته را كه براي رشد بيشتر الزم است امكان پذير ميكند‪.‬‬
‫با توجه به اين كه تغيير ناگھاني است مدت زماني براي مؤثر واقع شدن اين تنظيمھا الزم‬
‫است‪ .‬تقريباً سه روز طول ميكشد تا انرژي از ھر يك از ھفت چاكراي اصل عبور كند پس‬
‫ھفت چاكرا و ھر چاكرا سه روز تا از انرژيھاي منفي انباشته رھا شود كه مجموعاً ‪ ٢١‬روز‬
‫طول ميكشد كه در طي تداوم اين فرايند انرژي شفا بيشتر پااليش ميشود‪ .‬ھم چنان كه‬
‫احساسھا و افكار نامطلوب كھنه را رھا كنيد‪ .‬احساس خواھيد كرد نگرش شكر گزاري به‬
‫طور طبيعي در فرايند زندگي شما جاري ميشود كه به نوبت خود سطح باالتري از فراواني‬
‫و بركت را در تمام بخشھاي زندگي شما بوجود‬
‫ميآورد‪.‬‬
‫بحران شفا و برون رﯾزی‬
‫ھمسويي ريكي فرآيند قدرتمند شدن است كه‬
‫چاكراھاي تاجي‪ ،‬قلب و كف دستان را باز ميكند و‬
‫شما را به سرچشمه ال يزال انرژي ريكي وصل‬
‫مينمايد ھمسويي ريكي ورود به يك نظم‬
‫متافيزيكي مقدس است كه ھزاران سال روي زمين‬
‫است‪.‬‬ ‫داشته‬ ‫وجود‬
‫با ھمسوئي شما عضوي از گروھي ميشويد كه‬
‫ريكي را براي شفاي خود و ديگران بكار ميبرند و با‬
‫ھم كار ميكنند تا زمين را شفا دھند با عضويت در اين گروه شما نيز از راھنمايان ريكي و‬
‫موجودات معنوي ديگري كه براي رسيدن به اين ھدفھا كار ميكنند كمك دريافت خواھيد‬
‫كرد ولي اين ھمسويي موجب تغييراتي در بُعد متافيزيكي و بدن فيزيكي شما ميشود‪.‬‬
‫بدين مفھوم كه برخي از مردم بعد از ھمسويي با ريكي ابراز ميكنند كه نوعي رشد و‬
‫ترقي در زندگيمان ايجاد شده است بنظر ميرسد بعد از گرفتن ريكي كارھاي بيشتري براي‬
‫انجام و نيز كارھاي باقي مانده بيشتري وجود دارد‪.‬‬
‫ھمچنين برخي ميگويند كه مشكالت بيشتري با ديگران دارند و احساسات منفي‬
‫بيشتري كه اغلب مربوط به وقايع گذشته يا با دوستان نزديك است را تجربه ميكنند‪ .‬برخي‬
‫نيز بروز مشكالت فيزيكي مانند آبريزش بيني‪ ،‬سرماخوردگي‪ ،‬اسھال‪ ،‬خستگي‪ ،‬كھير‪،‬‬
‫خواب بيشتر و غيره را تجربه ميكنند‪ .‬اين نا آراميھا بعداز ھمسويي با ريكي نشانه شفا‬
‫در سطحي عميق تر است و شفاي بحران ناميده ميشود يا اصطالحاً برونريزي خوانده‬
‫ميشود‪.‬‬
‫احساسات و تجربيات ناراحت كننده مربوط به آن در واقع بخشي از فرآيند بھبودي است‪ .‬و‬
‫شما به يك موفقيت شفا يافته عميقتر بر ميگرديد‪ .‬اين فرآيند ھميشه اتفاق نميافتد‪.‬‬
‫ولي وقتي اتفاق ميافتد مھم است كه درك كنيم چه اتفاقي در حال وقوع است لذا شما‬
‫ميتوانيد در كامل شدن آن كمك كنيد‪.‬‬
‫يك شفاي بحران ميتواند مثل خريد يك مبلمان براي خانهتان باشد‪ .‬در طول فرايند خارج‬
‫كردن مبلمان قديمي و آوردن مبلمان جديد خانه شما بي نظم و ناراحت به نظر ميرسد و‬

‫‪-١٣٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫احساس ميشود تار عنكبوتھا و كثيفيھا ظاھر ميشوند كه شما در مورد وجود آنھا در‬
‫آنجا آگاه نبوديد‪.‬‬
‫اگر كسي براي ديدن شما بيايد و نداند كه در حال تعويض مبلمان خانه ھستيد ممكن است‬
‫فكر كند شما انسان شلختهاي ھستيد بھر حال بعد از اينكه كثيفيھا تميز شدند و مبلمان‬
‫چيده شد‪.‬‬
‫خانه شما بھتر از ھميشه خواھد بود‪ .‬ھمانگونه است شفاي شخصي‪ -‬مسائل ممكن‬
‫است قبل از شفاي كامل سر در گم و ناراحت به نظر آيند ولي بعد از اينكه ھمه چيز‬
‫سرجاي خود قرار گرفت مشخص ميشود كه اصالح مھمي ايجاد شده است شما ممكن‬
‫است احساس بھتري بكنيد و زندگي شما سالمتر شود‪.‬‬
‫بنابراين آگاه باشيد كه شفاي اصلي اتفاق افتاده و به زودي زندگي شما شفا يافتهتر‬
‫ميشود و از نظم و ترتيب بيشتر برخوردار خواھد شد‪ .‬به پرورش خود ادامه دھيد‪.‬‬
‫احساسات منفي را به نور رھا كنيد مقدار زيادي ريكي به خود بدھيد و به شفاي خود اجازه‬
‫دھيد كامل شود‪.‬‬

‫بحران درمان‬
‫در ھنگام درمان اختاللھاي گوناگون بايد دو رھنمود اصلي را دنبال كنيد زيرا اكثر بيماريھا در‬
‫دو دسته حاد و مزمن قرار ميگيرند‪.‬‬
‫بيماري حاد ‪ :‬بيماري است كوتاه مدت ‪.‬‬
‫بيماريھاي مزمن كه بلند مدتند‪.‬‬
‫تفاوت اصلي اين دو دسته اين است كه ناراحتيھاي حاد معموال ً يك بحران درماني آني دارند‬
‫كه شيميايي شدن فيزيكي يا واكنش راديكالي ناميده ميشوند در صورتيكه در بيماريھاي‬
‫مزمن اين واكنش راديكالي يا بسيار ديرتر تجربه ميشود يا اصال ً تجربه نميشود‪.‬‬
‫در بيماريھاي مزمن و طوالني معموال ً در چند جلسه اول درد به سرعت كم ميشود و اگر‬
‫درمان ادامه پيدا كند درد و تورم معموال ً به سمت كمتر شدن سوق پيدا ميكنند تا بيماري‬
‫به نقطه شيميايي شدن بدن برسد جايي كه سموم در آن نقطه انباشته شدهاند در اين‬
‫مرحله بيماري دوباره عود ميكند اين يك عكسالعمل طبيعي بدن براي آزاد شدن از سموم‬
‫و تصحيح و طبيعي كردن شرايط بدن است كه بروز ميكند‪.‬‬
‫انرژي دادن با ريكي به اين سطح نھايي مواد سمي موجود در بدن مانند روشن كردن‬
‫كبريت است‪ .‬شعله پر قدرت و ناگھاني سر كبريت را ميسوزاند به ھمين ترتيب ‪ ،‬انرژي‬
‫قدرتمند ريكي وقتي به بيماري ميرسد با جريان قوي انرژي نيروي حياتي آن را پاك ميكند‪.‬‬
‫شيميايي شدن فيزيكي نشانهاي نامطبوع اما مطلوب است در اين مرحله فرايند را براي‬
‫بيمار توضيح دھيد و تعداد دفعات درمانرا افزايش دھيد تا بحران درمان بگذرد درمورد‬
‫بيماريھايمزمن بھتر است كه از قبل بيمار در اين خصوص مطلع نگردد زيرا ممكن است اصال ً‬
‫اتفاق نيفتد‪.‬‬
‫در مورد بيماريھاي حاد موضوع كامال ً متفاوت است بھتر اين است كه بيمار را از قبل آگاه كنيد‬
‫زيرا او در چند روز اول بيشتر احساس ناراحتي ميكند بيماريھاي حاد نشانهھاي شديدتري‬
‫در مرحله نخست شفا بروز ميدھند گاه ممكن است فردي كه قبال ً ھيچ گونه بيماري‬
‫نداشته است پس از درمان با ريكي از درد و ناراحتي شكايت كند اين نشان دھنده اين‬
‫است كه بيماريھا يا ناراحتيھاي در بدن او تجمع يافته است كه خودش اصال ً از آنھا آگاه‬
‫نيست و درمان ريكي سبب شتاب يافتن انرژي شفا در آن ناحيه ميشود كه به صورت درد‬

‫‪-١٣٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫يا ناراحتي تجربه ميشود‪ .‬بھر حال براي فرد توضيح دھيد كه ريكي تحت ھيچ شرايطي به‬
‫ھيچ كس آسيبي نميرساند زيرا خودش از خودش و بيمار حفاظت ميكند شفاگر بودن به‬
‫راستي موھبتي بزرگ است‪.‬‬
‫زيرا شفاگر كمال حقيقي ھر فرد و پشت ماسك را ميبيند‪ ،‬كار ما كمك به آنھا براي ديدن‬
‫ھمان كمال است‪ ،‬ريكي ابزار بي نظيري براي رسيدن به اين ھدف است‪.‬‬

‫نمودارتحليلی تغييرات وضعيت افراد قبل و بعد از رﯾکی‬


‫‪14‬‬ ‫‪14‬‬ ‫‪14‬‬
‫نمودار زمان خواب‬

‫‪12‬‬
‫در حين ريکی‬
‫‪10‬‬ ‫پيش از ريکی‬
‫‪9‬‬ ‫‪8.5‬‬
‫‪8‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪8‬‬ ‫سطح نرمال‬
‫ساعت‬

‫‪7‬‬ ‫‪7‬‬ ‫‪7.5‬‬

‫‪55‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪5‬‬ ‫‪5‬‬
‫‪4‬‬

‫‪0‬‬
‫‪0‬‬ ‫‪2‬‬ ‫‪4‬‬ ‫‪6‬‬ ‫‪8‬‬ ‫‪10‬‬ ‫‪12‬‬ ‫ھفته‬

‫در نمودار فوق ھمانگونه که مشاھده می نماﯾيد فرد مذکور نيازمند خواب روزانه به ميزان ‪٨‬‬
‫ساعت می باشد اما به علت استرسھای زندگی صرفا" روزی ‪ ۵‬ساعت را صرف خواب می‬
‫نماﯾد‪.‬‬
‫پس از ورود به رﯾکی طی ﯾک جھش ميزان خواب او به روزی ‪ ١۴‬ساعت می رسد که اﯾن‬
‫نشان از فعال شدن سيستم شفا و عملکرد قوی رﯾکی در سطوح مختلف بدن است‪.‬‬
‫از اواخر ھفته پنجم کم کم ميزان خواب دارای نوسان کاھشی می گردد که اﯾن نشان از‬
‫آمادگی فرد جھت تعادل که ھمان خواب ‪ ٨‬ساعته روزانه است می باشد‪.‬‬
‫در حقيقت اﯾن سيستم شفای بدن است که پس از ھمسوﯾی و اجرای تمرﯾنات رﯾکی بر‬
‫اساس سطح ھنرجو تصميم به تغيير سطوح ھرمونی و بيولوژﯾکی فرد می نماﯾدو فرد را‬
‫جھت رسيدن به شفای رھنمومن می نماﯾد‪.‬‬

‫سمبلھای رﯾکی‬
‫سمبلھاي ريکي متبرک اند و اينکه بايد محرمانه نگھداشته شوند بخشي از سنت ريکي‬
‫است ‪ .‬سمبلھا فقط براي کساني آشکار ميشوند که ريکي مرحلهي دوم يا باالتر را گرفته‬
‫‪ ،‬و ھمسويي که قدرتشان را اضافه ميکند دريافت کرده باشند ‪ .‬محرمانه بودن سمبل دو‬
‫جنبه دارد ‪ .‬يکي اين است که سمبل موضوعي شخصي است ‪ .‬شما با مخفي نگھداشتن‬
‫سمبلھا ‪ ،‬احترامتان را به آنھا نشان مي دھيد ‪ .‬البته ديگران آنھا را چاپ يا عرضه مي کنند ‪،‬‬
‫مانند چندين نويسنده که سمبلھا را در کتابھايشان آورده اند ‪ ،‬ولي اين کار رابطه شخصي‬
‫شما را با سمبلھا کم نمي کند و ھر چه بيشتر آنھا را مخفي نگھداريد ‪ ،‬بيشتر احترام خود‬
‫را به آنھا نشان داده ايد ‪.‬‬

‫‪-١٣٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫دوم اينکه مخفي نگھداشتن سمبلھا از ديگران قبل از ھمسويي به نفع خود آنھاست ‪ .‬چون‬
‫قدرت سمبلھا از ھمسويي ميآيد‪ ،‬نشان دادن آنھا به کساني که ھمسو نشده اند به آنھا‬
‫کمک نميکند و باعث سردرگمي آنھا مي شود‪ .‬البته ميتوان بدون نقض اين امانت داري ‪،‬‬
‫سرشت و ھدف سمبلھا را مورد بحث قرارداد‪.‬‬
‫بعضي از سمبلھا ريکي اوسويي‪ ،‬از الفباي کانجي ژاپني ھستند که ترجمه آنھا به‬
‫انگليسي در ھر فرھنگ لغت ژاپني يافت ميشود‪ .‬براي مثال نام و نحوه ترسيم سمبل‬
‫شفاي از راه دور و سمبل استادي به تمامي از حروف ژاپني تشکيل شده است‪ .‬اما منشاء‬
‫دو سمبل اول ريکي پيچيدهتر است‪ .‬نام سمبل قدرت و ذھني ‪ /‬احساسي ژاپني است‪ ،‬اما‬
‫خود سمبلھا از منابع شمني و يا ترکيبي از نقشھاي سانسکريت و کانجي ھستند‪.‬‬
‫توجه به اين نکته جالب است که ھمسويي به راستي سمبلھا را قدرتمند ميکند تا ھدف‬
‫مورد نظر از آنھا برآورده شود‪ .‬بدون ھمسويي سمبلھا قدرت ندارند و اين موضوع بارھا ثابت‬
‫شده است‪ .‬قبل از انجام ھمسويي سمبلھا را به شاگردان مي دھند تا آنھا را به خاطر‬
‫بسپارند ‪ .‬بسياري از کساني که مي توانند انرژي ريکي را ببينند و احساس کنند‪ ،‬داراي‬
‫قدرتھاي فراروان ھستند و برخي از آنھا درمانگرند‪ .‬ھمه آنھا گزارشھاي يکساني مي دھند‬
‫که قبل از ھمسويي تاثيري بر انرژي ريکي ندارند‪ ،‬اما بعد ھمسويي تاثير کامال مشخص‬
‫است‪.‬‬
‫سمبلھاي ريکي متعالي ھستند ‪ .‬اين سمبلھا به جاي اينکه مانند سمبلھاي ديگر فقط‬
‫ذھن نيمه ھوشيار را تحت تاثير قرار دھند ‪ ،‬مستقيما با آگاھي الھي وصل ھستند‪ .‬ھر جا‬
‫کسي که مرحله دوم ريکي را گذرانده است از سمبل ريکي استفاده کند‪ )) ،‬ري (( يا‬
‫آگاھي الھي انرژي ريکي را در مسير مناسب و به محل مورد نياز ھدايت ميکند‪ .‬اين فرايند‬
‫تحت پيماني الھي يا توافقي مقدس عمل ميکند که بين خداوند و آنھايي که ريکي مرحله‬
‫دوم را گذراندهاند بسته شده است ‪ .‬شخص مجبور نيست در يک وضعيت خاص باشد تا‬
‫سمبلھا عمل کنند‪ .‬سمبلھا ھر زمان مورد استفاده قرار گيرند خود به خود عمل ميکنند‪.‬‬
‫سمبلھاي ريکي مانند کليدھايي ھستند که درھا را به سطوح باالتر آگاھي باز ميکنند‪،‬‬
‫ھمچنين ميتوان آنھا را دکمهھايي فرض کرد که ھر وقت فشار دھيد ‪ ،‬بي درنگ نتيجه‬
‫خاص مورد نظر را به دست ميآوريد‪.‬‬
‫سمبلھا براي اينکه فعال شوند بايد به درستي مورد استفاده قرار گيرند‪ .‬البته اين بدان معنا‬
‫نيست که فقط يک راه درست کشيدن سمبلھا براي ھمه کساني که آنھا را به کار ميبرند‬
‫وجود دارد ‪ .‬سمبلھا ھرگز دقيقا يکسان نبودهاند و تفاوتھايي بين سمبلھاي معلمان وجود‬
‫دارد‪ .‬حتي خانم تاکاتا ھميشه سمبلھا را مثل ھم نميکشيد‪ .‬ھمچنين تفاوتھاي کوچکي‬
‫بين سمبلھاي بيست و دو استاد نخستي که او تعليم داد وجود دارد‪ .‬روشن است که او‬
‫ھدايت ميشد تغييرات کوچکي در سمبل ھر شاگرد بدھد که به ارتعاش و نياز ھر شاگرد‬
‫در آن لحظه بستگي داشت‪.‬‬
‫بنابراين بھترين نحوه کشيدن سمبلھا براي شاگردان اين است که سمبلھايي را که‬
‫استادشان در طول ھمسويي به آنھا نشان داده است رسم کنند ‪ .‬به رغم تفاوتھاي ظاھري‬
‫که در سمبلھاي شاگردان وجود دارد‪ ،‬سمبل ھر شاگرد به خوبي کار ميکند‪.‬‬
‫قدرت سمبلھا در شکل آنھا نيست ‪ ،‬بلکه در انرژيھاي ھمسويي متصل به آنھاست ‪.‬‬
‫توضيحات زير تعدادي از کاربردھاي ثابت شدهي سمبلھا را شرح مي دھد‪ .‬البته سمبلھاي‬
‫ريکي انرژي يا آگاھي خود را دارند و ميتوانيد روي آنھا مراقبه کنيد تا به شما نشان داده‬
‫شود چگونه از آگاھي الھي که در خود سمبلھا به وديعه گذاشته شده است بي واسطه‬

‫‪-١٣٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫استفاده کنيد‪ .‬شيوهھايي را که در زير ميآيد تمرين کنيد‪ ،‬اما خود را در تجربه با سمبلھا‬
‫آزاد بگذاريد تا بتوانيد کاربردھاي بيشتري کشف کنيد‪.‬‬

‫فعال کردن سمبلھاي ريکي‬

‫راھھاي زيادي براي فعال کردن سمبلھاي ريکي وجود دارد ‪ .‬مي توانيد آنھا را در ھوا در‬
‫جلوي خودتان و يا روي يا نزديک گيرندهي ريکي رسم کنيد ‪ .‬ميتوانيد سمبلھا را با انگشت‬
‫آتش خود يعني انگشت وسط رسم کنيد ‪ ،‬يا ميتوانيد آن را پرتوي نوري تصور کنيد که از‬
‫چاکراي کف دست شما بيرون مي آيد و با حرکت دادن دست سمبل را در ھوا رسم کنيد ‪.‬‬
‫ھمچنين مي توانيد با فکر کردن به نام سمبل آن را فعال کنيد ‪ ،‬يا با صداي بلند نا آن را‬
‫بگوييد البته اگر کسي در اطراف نباشد و يا اگر با افرادي ھستيد که ريکي مرحله دوم يا‬
‫باالتر را گرفته اند ‪ ،‬ميتوانيد آن را در ذھن تجسم کنيد ‪ ،‬يا خود را در حال کشيدن ببينيد ‪ .‬ھر‬
‫يک از اين راھھا سمبل ريکي را فعال خواھد کرد ‪.‬‬
‫‪ 9‬نکته مھم نيّت شماست ؛ بخواھيد که سمبل را فعال کنيد ‪ ،‬فعال‬
‫ميشود ‪ .‬روشھاي باال صرفا راھھاي بيان نيّت شما ھستند‪.‬‬

‫سمبل راكو‬
‫راكو در ھمسوﯾی استفاده ميشود‪ .‬نه در امور فردي‪ ،‬راكو كمك به ارتقاء و آزاد شدن انرژي‬
‫منفي ميكند زماني كه صحبت از آغاز آگاھي ميباشد‪ .‬سمبل راكو باعث فعال شدن ھارا‬
‫ميشود انرژي ريكي را به ارمغان ميآورد و در آخر در ھا را جايگزين ميشود‪ .‬از اين‬
‫سمبل در انتھاي ھمسوﯾی در ريكي استفاده ميشود‪ .‬و در آخر براي جداسازي خود برتر از‬
‫خود ابتدايي و در انتھای جلسات درمان و انرژی استفاده ميشود‪.‬‬

‫توجه ‪ :‬ھرگز سمبل را با ﯾک انگشت رسم نکنيد بلکه) با دستی که می نوﯾسيد( انگشتان‬
‫را بدون خم کردن ھمچون نوک مداد در ﯾک نقطه جمع نماﯾيد و ﯾا دست خود را ارﯾب‬
‫بطورﯾکه انگشتان کشيده و رو به باال باشد رسم نماﯾيد ھميشه به خاطر داشته باشيد‬
‫رسم صحيح سمبل مطابق جھت فلشھا و به ترتيب شماره گذارﯾھا مھمترﯾن گام در فعال‬
‫سازی درست عملکرد و انرژی آن سمبل می باشد‪.‬‬

‫کاربرد ھای دﯾگر راکو‬

‫‪ -١‬رفع سو تفاھم ‪:‬‬


‫گاھی پيش می آﯾد نا خواسته سو تفاھمی فی مابين شما و طرف مقابلتان پدﯾد می آﯾد با‬
‫استفاده از تکنيک زﯾر می توانيد سرﯾعا" انرژی منفی فی مابين را رفع نماﯾيد‪.‬‬
‫)اﯾن ﯾک تکنيک اختصاصی است که صرفا" از اﯾن پس شما از آن آگاھيد(‬
‫سه بار تکرار نام خود‬

‫‪-١٣٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ذھنی می گوﯾيم ‪ :‬به نيت رفع سوء تفاھم‬


‫رسم ذھنی ﯾا با چشم ﯾا با دست سمبل راکو‬
‫سه بار تکرار نام سمبل )راکو(‬
‫سه بار تکرار نام فرد مقابل‬

‫‪ -٢‬حفاظت ‪:‬‬
‫پيش از ورود به ھر مکان جدﯾد ﯾا خروج از منزل در مقابل خود ذھنی ﯾا با دست سمبل را به‬
‫نيت حفاظت رسم و نام آنرا سه بار تکرار نماﯾيد‪.‬‬

‫‪ -٣‬کاربردھای وﯾژه‪:‬‬
‫اﯾن سمبل بسيار پرقدرت می باشد و کاربردھای تخصصی تر آن انشا ا‪ ...‬در سطح مراحل‬
‫استاد اعظمی به ھنرجوﯾانی که با خلوص و عشق به تمرﯾنات خود می پردازند پس از طی‬
‫مراحل استادی اسوﯾی آموزش داده می شود‪.‬‬

‫‪-١٣٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫شکل سمبل راکو‬


‫ﯾک بار رسم ‪ ،‬سه بار تکرار نام‬
‫سمبل‬

‫‪-١٣٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫اﻋﻤﺎل ﭘﻴﺶ از اﻧﺮژي دادن )ﺑﻪ ﺧﻮد ﻳﺎ ﻓﺮد دﻳﮕﺮ( و ﻣﺮاﻗﺒﻪ هﺎ‬
‫‪ (١‬عود ‪ :‬قبل از دادن انرژي با سوزندان عود يا روغنھاي خوشبو‪ ،‬سطح انرژي مكان را‬
‫باال ببريد و اتاق را پاكسازي كنيد )عود در حکم تحرﯾک کننده چاکرا ھا و کارت دعوتی‬
‫جھت فرشتگان است(‪.‬‬
‫‪ (٢‬شمع ‪ :‬با توجه به اين نكته كه در طي درمان‪ ،‬استرسھا و انرژيھاي منفي آزاد‬
‫ميشوند شمع روشن كنيد )شمع سوزاننده انرژی ھای منفی است(‪.‬‬
‫‪ (٣‬آب نمک ‪ :‬قرار دادن يك ظرف آب نمك در مكان )نمک به جذب انرژيھاي منفي كمك‬
‫ميكند ( توجه نماﯾيد که ھر ‪ ٢٤‬ساعت آب نمک را تعوﯾض نماﯾيد و آب کھنه را در‬
‫خارج از منزل جاﯾی که نور می تابد برﯾزﯾد و ھرگز در راه آب ھای داخل منزل ھمچون‬
‫ظرف شوﯾی ‪ ،‬دستشوﯾی و ‪ ...‬آنرا تخليه ننماﯾد ‪ ،‬ضمنا" می توانيد از سنگ نمک‬
‫نيز استفاده نماﯾيد ‪.‬‬
‫‪ (٤‬فلزات ‪ :‬کليه فلزات اعم از ساعت ‪ ،‬انگشتر ‪ ،‬گردن بند و ‪ ...‬را از خود دور سازﯾد تا از‬
‫تجمع انرژی در ﯾک ناحيه جلوگيری شود‪ ،‬ضمنا" فلزات باعث اﯾجاد تداخل و تمرکز در‬
‫جرﯾان انرژی می شوند‪.‬‬
‫‪ (٥‬شستشو ﯾا وضو ‪:‬دستان خود را با آب سرد بشوئيد و ﯾا بھتر است به جھت افزاﯾش‬
‫سطح جذب انرژی ھاله ھای خود وضو بگيرﯾد ‪.‬‬
‫‪ (٦‬حالت درﯾافت ‪ :‬رو به شرق ﯾا قبله قرار بگيرﯾد و دستان را به حالت دعا قراردھيد‪.‬‬
‫مھم ترين نكته در پيشرفت تمرين ريكي‪ :‬كيفيت و قدرت نيت شماست‪ .‬دعا ايجاد نگرش‬
‫معنوي به ريكي را آسان ميكند پس در حالت دريافت بخوانيد كه ‪:‬‬
‫>>خدايا مرا ھدايت كن و شفا ببخش تا بتوانم بھتر به ديگران خدمت كنم<<‬
‫ھدف ھمه انسانھا خدمت به ھمه انسانھا است پس در اختيار داشتن اﯾن‬
‫توانمندﯾھا صرفا" در جھت خدمت است‪.‬‬

‫مراقبه گاشو)گشو(‬
‫‪ (٧‬مراقبه گشو را انجام دھيد؛ گشو يعني دو دست كه به ھم آمدهاند )ھمانند احترام‬
‫ژاپنی ھا کف دستھا بھم چسبيده ‪ ،‬و انگشتان شست بين ‪ ٢‬سينه را لمس می‬
‫کنند ( براي ايجاد اتصال‪ ،‬دو دست را به عالمت احترام و تشكر‪ ،‬بھم متصل ميكنيم‪.‬‬
‫اين مراقبهاي خاص است كه شخص را با روح ريكي ھمسو ميكند و ذھن را شفاف و‬
‫چاكراھاي قلب و ديگر چاكراھا را باز و انرژي ريكي شخص را قوي ميكند‪.‬‬
‫ابتدا چشمھا را ببنديد سپس دستھا را در حالت دعا نگه داريد بطوريكه نوك انگشتان رو به‬
‫باال باشد و انگشتان شست‪ ،‬چاكراي قلب در وسط‬
‫سينه را لمس كنند ‪ .‬تمام توجه به نقطه تماس دو‬
‫انگشت وسط متمركز كنيد و بخوانيد كه ‪:‬‬

‫حضور خداوند در تمامي لحظات زندگيم سپاس گزارم‬ ‫از‬


‫حضور ريكي در زندگيم سپاس گزارم‬ ‫از‬
‫خودم )نام ببريد( سپاس گزارم‬ ‫از‬
‫پدرم )نام ببريد( سپاس گزارم‬ ‫از‬
‫مادرم )نام ببريد( سپاس گزارم‬ ‫از‬

‫‪-١٤٠-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫از اساتيد معنوی رﯾکی دكتر اوسويي‪ ،‬دكتر ھاياشي‪ ،‬خانم تاكاتا ‪ ،‬گوروﯾم )استادم(‬
‫فرشتگان مقرب‪ ،‬فرشتگان نور و شفا بزرگان‪ ،‬نيکان ‪ ،‬پاکان ‪ ،‬صالحان كه مرا در‬
‫راه‪)...................‬عملی که می خواھيم انجام دھيم مثال" مراقبه نور ‪ ،‬انرژی دادن ﯾا غيره(‬
‫به ‪).........‬خودم ﯾا اگر فرد دﯾگری است نام و فاميل( مورد ﯾاری ‪،‬ھداﯾت ‪ ،‬حماﯾت ‪ ،‬شفا‪،‬‬
‫راھنماﯾی و حفاظت قرار می دھند سپاس گزارم‪.‬‬
‫‪ (٨‬تصور نور و انرژی ‪ :‬مسيراصلي انتقال ريكي از چاكراي تاج تا كف دستھا راتجسم‬
‫كرده و نوری طالﯾی را تصور کرده که از باالي سر وارد شده و در مسير کانال انتقال‬
‫انرژی )تاج‪ ،‬چشم سوم ‪،‬گلو ‪،‬قلب ‪ ٢ ،‬شاخه شده ﯾکی از کتف راست و دﯾگری از‬
‫کتف چپ(عبور کرده و در کف دستان خود جمعكنيد )حداقل يك دقيقه( پس از مدتی‬
‫حس گزگز ﯾا گرما را در کف دستان خود خواھيد ﯾافت ‪.‬‬
‫‪ (٩‬انجام تمرﯾن ‪ :‬حال تمرﯾن مورد نظر خود و ﯾا درمان را مطابق دستور العملھای مرتبط‬
‫انجام دھيد‪.‬‬
‫‪ (١٠‬کات کاراته ای ﯾا قطع خروجی انرژی ‪ :‬در انتھا چنانچه به فرد ديگري انرژي دادهايد ﯾا‬
‫قصد خروج از منزل و مکان انرژی دادن را دارﯾد انرژي را قطع )‪ (Cut‬نمائيد بدﯾن صورت‬
‫که کف دست چپ را بر روی کتف راست قرار می دھيد ‪ ،‬سپس با سرعت با طی کل‬
‫دست از روی کف دست رد نماﯾيد اﯾن عمل را برای دست دﯾگر نيز انجام دھيد‪.‬‬
‫‪ (١١‬راکو ‪ :‬از سمبل راكو براي قطع انرژي نيز استفاده كنيد‪.‬‬
‫‪ (١٢‬در پايان بھتر است مجدداً کل مراقبه گشورا انجام دھيد ولی در انتھای جمله بجای‬
‫قرار می دھند سپاس گزارم بگوﯾيد قرار دادند سپاس گزارم‪. .‬‬
‫‪ (١٣‬دستھاي خود را با آب سرد بشوئيد‪.‬‬

‫توجه ‪ :‬کليه اعمال فوق در تمامی اعمال مرتبط با رﯾکی تا باالترﯾن سطوح رﯾکی الزامی‬
‫است ‪.‬‬

‫نكات مھم‬
‫‪ (١‬ريكي داده نميشود ‪ :‬بلكه گرفته ميشود‪ .‬اين به اين معناست كه آن محل‬
‫خاص در بدن چه مقدار انرژي نياز دارد‪ ،‬به ھمان اندازه انرژي توسط آن ناحيه گرفته‬
‫ميشود‪ .‬شما دھنده نيستيد انرژي گرفته ميشود ما كانال محض ھستيم‪.‬‬
‫‪ (٢‬شما مولد رﯾکی نيستيد ‪:‬بلکه کانال ارتباطی ھستيد ﯾعنی رﯾکی از تاج وارد و از‬
‫کف دست خارج می شود لذا شما دخل و تصرفی در نوع و ميزان آن ندارﯾد‪.‬‬
‫‪ (٣‬متقاضی ‪ :‬ريكي را به كساني بدھيد كه متقاضي دريافت آن ھستند‪ .‬البته ممكن‬
‫است در برخي شرايط امكان درخواست كردن براي ريكي وجود نداشته باشد ولي‬
‫بھتر است ريكي را به كساني بدھيد كه حداقل براي وقت‪ ،‬تالش و ھمچنين اين‬
‫انرژي مقدس احترام قائل باشند شما ميتوانيد براي آنھا در خصوص ريكي توضيح‬
‫بدھيد‪ .‬اگر تمايل به دريافت ريكي داشته باشند درخواست خواھند كرد‪.‬‬
‫‪ (٤‬غرور ‪ :‬ريكي وقتي جريان پيدا ميكند كه غرور متوقف شود و بلعکس‪.‬‬
‫‪ (٥‬استقالل رﯾکی ‪ :‬ريكي مستقل از افكار‪ ،‬احساسات‪ ،‬سيستمھاي اعتقادي و دين‬
‫عمل ميكند‪ .‬ريكي چه آن را باور داشته باشيد و چه نداشته باشيد عمل ميكند‬
‫)فقط در مورد افراديكه به جبھه گيري و مقابله با آن ميپردازند عمل نميكند( البته‬

‫‪-١٤١-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫وجود اعتقادات معنوی و ﯾا اعمالی ھمچون وضو سطح انرژی و حس رﯾکی را افزاﯾش‬
‫می دھد ولی اجبار و ﯾا الزامی در استفاده از آنھا نيست ‪.‬‬
‫‪ (٦‬انتقال ‪ :‬ريكي از لباس‪ ،‬پتو‪ ،‬گچ ‪ ،‬پانداژ و ‪ ...‬براحتي عبور ميكند‪.‬‬
‫‪ (٧‬وضعيت دست در رﯾکی ﯾک ‪ :‬حتماً با دستان چسبيده به خود و ديگري ريكي‬
‫بدھيد‪.‬‬
‫‪ (٨‬انرژی دادن ‪ :‬دستھا را به قصد دادن انرژي بر روي بدن نگه داريد )مطابق تصاوﯾری‬
‫جزوه( ‪ .‬چنانچه شما زماني بيشتر از ‪ ١٥‬دقيقه را براي اين منظور در نظر گرفتهايد‬
‫بھتر است به مدت ‪ ٣٠‬تا ‪ ٤٠‬دقيقه به كل بدن )‪ (Full Body‬مطابق تصاوﯾر تمرﯾن‬
‫انرژي بدھيد و سپس مدت ‪ ١٥‬دقيقاً مستقيماً به محل مورد نظر انرژي بدھيد ‪ ،‬اما‬
‫اگر با مشكل كمبود وقت مواجه ھستيد ميتوانيد فقط مدت ‪ ١٥‬تا ‪ ٢٠‬دقيقه به محل‬
‫مورد نظر ريكي بدھيد‪.‬‬
‫‪ (٩‬زمان بندی‪ :‬اگر شما به ديگران براي سر درد‪ ،‬جراحتھاي كوچك يا ھر ناراحتي‬
‫مختصر ديگري كه فقط چند روزي است حادث شده است انرژي ميدھيد‪ .‬به يك يا‬
‫چند جلسه انتقال ريكي نياز داريد در اين گونه موارد مستقيماً به عضو مربوطه انرژي‬
‫دھيد ولي در موارد بيماريھاي حاد يا مزمن به اين طريق عمل كنيد‪.‬‬
‫‪ (١٠‬دوره درمان ‪ :‬حتماً ‪ ٤‬جلسه اول درمان پياپي باشد يك درمان كامل گاھاً تا ‪١٠٠‬‬
‫جلسه ريكي دادن نياز دارد‪ .‬فول بادي شروع به دادن انرژي كنيد و حس كنيد كدام‬
‫ناحيه مقدار بيشتري انرژي ميگيرد از جلسه پنجم با درمان اين نواحي پيش برويد‬
‫اين كار را براي حدود ‪ ١٠‬تا ‪ ١٣‬جلسات انرژی ‪ :‬جلسه ادامه دھيد سپس حداقل‬
‫چھار جلسه مجدداً فول بادي انرژي دھيد‪ .‬حال ببينيد آيا ناحيه جديدي ھست كه‬
‫بيشتر انرژي ميگيرد‪ .‬پس فقط به آن قسمتھا انرژي بدھيد و به ھمين نحو ادامه‬
‫دھيد‪.‬‬
‫‪ (١١‬کارما و درمان ‪ :‬اگر پس از ‪ ٢١‬جلسه درمان با ريكي تغييري مشاھده نشد‪ .‬دليل‬
‫آنست كه كارماي بزرگي عامل بيماري يا مشكل ميباشد از بيمار بخواھيد كه خود‬
‫ريكي را بياموزد و به درمان خود بپردازد زيرا ضمن كار با ريكي كارما به تدريج و با‬
‫آھستگي آزاد ميگردند و رھايي حاصل ميشود‪.‬‬
‫‪ (١٢‬حفاظت ‪ :‬اگر بعد از ريكي دادن به شخصي در دستھايتان احساس درد ميكنيد‪.‬‬
‫قبل و بعد از دادن ريكي به شبكه خورشيدي خود ريكي بدھيد‪ .‬اگر بعد از اين روش‬
‫ھم چنان احساس درد داريد يك صفحه استيل را مانند زره محافظ در مقابل شبكه‬
‫خورشيدي تصور كنيد و تجسم نمائيد كه اين صفحه شما را در مقابل ھرگونه انرژي نا‬
‫ھماھنگي كه از خارج وارد ميشود محافظت ميكند‪.‬‬
‫‪ (١٣‬توانمندی رﯾکی ‪ :‬ريكي در عين اقتدار‪ ،‬لطيف‪ ،‬آرام و ماليم است‪ .‬در تاريخ طوالني‬
‫استفاده از ريكي‪ ،‬تقريباً ھر نوع بيماري شناخته شده يا ھر نوع آسيب يا صدمهاي‬
‫مانند بريدگيھا‪ ،‬كبودي و گرفتگي شكستگي استخوان‪ ،‬سر درد‪ ،‬سرماخوردگي‪ ،‬گلو‬
‫درد‪ ،‬آفتابزدگي‪ ،‬خستگي‪ ،‬بي خوابي‪ ،‬الغري‪ ،‬ناتواني جسمي‪ ،‬ضعف حافظه‪ ،‬كمبود‬
‫اعتماد به نفس و ساير بيماريھا را معالجه كرده است‪.‬‬
‫‪ (١٤‬ارائه رﯾکی‪ :‬دادن ريكي به سايرين ھم براي ريكي دھنده ھم براي ريكي‬
‫گيرندهمنافع بسياري بھمراه دارد درك و فھم را باال برده و تجربيات معنوي را افزايش‬
‫ميدھد‪.‬‬

‫‪-١٤٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ (١٥‬کارکردھا ‪ :‬ريكي درجھت كاھش عوارضجانبي‪ ،‬كوتاه كردن زمان درمان‪ ،‬كمكردن‬
‫يا ازبين بردن درد‪ ،‬كم كردن استرس و كمك به افزايش انرژيھاي مثبت عمل ميكند‪.‬‬
‫‪ (١٦‬ھماھنگی ‪ :‬تمام بيماريھا ناشي از عدم ھماھنگي انرژي در بدن ميباشد و ريكي‬
‫اين ھماھنگي در سيستمھاي بدن را براي ما به ارمغان ميآورد‪.‬‬

‫پرسش ‪ :‬در شروع به درمان ديگران يا حتي گاھي قبل از شروع درمان دو سوال اكثراً از‬
‫شما پرسيده خواھد شد‪.‬‬
‫الف – آيا من به طور كامل درمان ميشوم؟‬
‫ب ‪ -‬درمان به چه مقدار زمان نياز دارد؟‬

‫اينھا سؤاالتي ھستند كه ھيچ ريكي دھندهاي نميتواند به آنھا پاسخ دھد‪ .‬ما فقط انتقال‬
‫دھنده انرژي ھستيم‪ ،‬درمان را انجام نميدھيم‪.‬‬
‫اين تنھا انرژي است كه درباره ميزان و سرعت درمانتصميم ميگيردعوامل چندي وجود دارد‬
‫كه ممكن است برروي درمان ھا تأثيربگذارندبراي مثال اشتياق فردبراي درمانشدن‪،‬‬
‫درسھاي مربوط به شرايط خاص كه ھنوز آموخته نشده است‪ ،‬كارما‪ ،‬انرژي داده شده‬
‫كافي نبوده است )مانند دُز ناكافي دارو( يا اينكه فرد انرژي دھنده بيش از حد به نتيجه كار‬
‫توجه و نگراني نشان ميدھد‪ .‬پس براي بيمار توضيح دھيد كه فرآيند شفا در دستان قادر‬
‫متعال است نه شما ‪.‬‬

‫‪-١٤٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫تمرﯾنات‬

‫‪ (١‬دوش نمک‬
‫پيش از ھر ھمسوﯾی )الزامی( و حداقل ھفته ای ‪ ٢‬بار )اختياری( ‪ ،‬به جھت دفع انرژی‬
‫منفی از روی جسم و ھاله ھای خود استحمام دوش نمک را انجام دھيد‪ ،‬بدﯾن صورت که‬
‫پس از شستشوی بدن ترجيحا" غسل کرده سپس به اندازه ﯾک کف دست نمک خشک‬
‫)نمک آشپزخانه(به تمام نقاط بدن از موی سر تا نوک پا بماليد سپس در حالت درﯾافت به‬
‫مدت حداقل ‪ ٥‬و ﯾا حداکثر ‪ ١٠‬دقيقه رو به قبله و ﯾا شرق با چشم بسته بنشينيد و بگوﯾيد‬
‫"الھی مشتاقم که جسمم که ذھنم که روحم که جانم رﯾشه وجودﯾم در شفای کامل الھی‬
‫باشد" ‪ ،‬پس از طی اﯾن زمان با چشم بسته به زﯾر دوش بروﯾد و تمام بدن را از نمک پاک‬
‫کنيد پس از اطمينان از عدم وجود نمک چشمان خود را بگشاﯾيد ‪.‬‬

‫‪ (٢‬مراقبه نور‬
‫در حالت دريافت بنشيند و چشمھايتان را ببنديد‪ .‬سپس نيت كرده و تجسم كنيد كه انرژي‬
‫ريكي يا نور طاليي از باالي سرتان داخل چاكراي فوق سر شده و بعد از درخشان كردن آنجا‬
‫به طرف پائين تر يعني چاكراي چشم سوم )فضاي بين دو گوش( رسيده و به ھمين ترتيب‬
‫به چاكراي گلو و سپس چاكراي قلب رفته و بعد از درخشان كردن آنجا‪ ،‬انرژي يا نور طاليي‬
‫دو شاخه شده و از كتفھا و شانهھا به درون دستھا جاري ميشود‪ .‬اول بازوھا‪ ،‬سپس‬
‫آرنجھا‪ ،‬ساعدھا‪ ،‬كف دستان و انگشتان را پر ميكند‪ .‬كامال ً تجسم كنيد كه اين جريان‬
‫دستھا را پاك ميكند‪ ،‬انرژيھاي منفي را بيرون ميريزد و دستھا را درخشان و پر انرژي‬
‫ميكند‪ .‬ھمين طور ميتوانيد انرژي وارد شده به سرتان را از تمام بدن عبور داده از طريق‬
‫پاھا وارد زمين كنيد‪.‬‬

‫‪ (٣‬مراقبه ساعت نشست )ھر روز الزامی(‬


‫نشست خود را براساس ساعت انتخابي و اعالمی به استادتان ھرروز سر ساعت به مدت‬
‫حداقل ‪ ٢٠‬دقيقه انجام دھيد ‪ ،‬الزم به ذکر است در صورت عدم انجام آن در ‪ ٣‬روز متوالی آن‬
‫ساعت از بين رفته و مجددا" ساعت جدﯾد را از استادتان می باﯾست درﯾافت نماﯾيد ‪.‬‬
‫ابتدا مراقبه گشو به نيت ساعت نشست را انجام داده با روشن کردن شمع و عود و‬
‫قراردادن آب نمک فضا را آماده سازﯾد موزﯾک ‪ 20min.mp3‬را از سی دی مدﯾتيش داده شده‬
‫پخش نماﯾيد در يك وضعيت راحت و در حالت درﯾافت بنشينيد در حاليكه كف دست رو به‬
‫باالست و چشمھا بسته است توجه را به درون و ذھن را آزاد می نماﯾد بدان معنی که‬
‫افکاری که به سراغتان می آﯾند را به مبارزه نمی طلبيد بلکه می گوﯾيد " بروﯾد و نيم ساعت‬
‫دﯾگر برگردﯾد "‪.‬‬
‫در طی نشست ﯾک ذکر ‪ ،‬مانترا )الھی مشتاقم که جسمم که ذھنم که روحم که جانم‬
‫رﯾشه وجودﯾم در شفای کامل الھی باشد ( و ﯾا ھر عبارت تاکيدی مثبتی که می دانيد را‬
‫بطور ثابت در طول تمام ساعات نشست در دل با خود تکرار نماﯾيد ‪.‬‬

‫‪-١٤٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ (٤‬انرژی دادن به خود )ھر روز الزامی(‬

‫شما بايد سعي كنيد ھر روز به تمام بدن خود ريكي بدھيد برای اﯾن منظور طبق دستور‬
‫العملھای که قبال" گفته شد ابتدا اعمال مربوطه را انجام ميدھيد سپس رو به قبله ﯾا شرق‬
‫در وضعيتی راحت نشسته موزﯾک ‪ 3min.mp3‬را از سی دی مدﯾتيش داده شده پخش‬
‫نماﯾيد پس از سپاسگذاری ھای اوليه موزﯾک شروع می شود در حين موزﯾک استاد ﯾک‬
‫عبارت سپاسگذاری ھمچون الھی سالمتيم را سپاس بيان می نماﯾند اﯾن به معنی آن‬
‫است که ‪ ٣‬دقيقه) در صورت استفاده از موزﯾک ‪ 1min.mp3‬اﯾن زمان ﯾک دقيقه می باشد(‬
‫طی شده و وضعيت دستھا می باﯾست )طبق تصاوير( به حالت بعدی منتقل شود و به آن‬
‫نقطه ريكي می دھيد توجه نماﯾيد كساني كه اين كار را انجام نميدھند نبايد منتظر اثرات‬
‫ريكي باشد ‪.‬‬
‫اﯾن زمان نمی باﯾست از ‪ ١‬دقيقه کمتر باشد ترجيحا" در ‪ ١٠‬روز اول تمرﯾن از موزﯾک‬
‫‪ 1min.mp3‬و پس از آن از موزﯾک ‪ 3min.mp3‬استفاده نماﯾيد تا خستگی و ضعف جسمی‬
‫ناشی از انسدادات باعث تعللتان نگردد ‪.‬‬

‫‪ (٥‬پنج نقطه )اضطراری (‬


‫بطور كلي پنج نقطه مھم در بدن وجود دارد كه بايد سعي كنيد ھر روز به آنھا ريكي بدھيد‬
‫اگر بعضي روزھا گرفتار ھستيد يا با مشكل كمبود وقت مواجه ھستيد‪ ،‬حداقل به اين پنج‬
‫نقطه ريكي بدھيد ‪ ،‬اين پنج نقطه عبارتند از ‪ :‬قلب‪ ،‬شبكه خورشيدي‪ ،‬ھارا )زير ناف –‬
‫چاکرای عاطفی ( كليهھا و طحال)کبد( ‪.‬‬

‫‪ (٦‬پنج اصل )ھر روز الزامی(‬


‫ھرشب قبل از خواب و ھر روز صبح پس از بيداری رو به قبله ﯾا شرق در حالت گشو )منظور‬
‫مراقبه گشو و سپاسگذاری نيست صرفا" حالت دستان است( می اﯾستيم و ‪ ٥‬اصل رﯾکی‬
‫را ﯾک بار با آرامش و تعمق با خود تکرار می نماﯾيم ‪.‬‬
‫اصل اول ‪ :‬فقط براي امروز سپاس گذار و قدرشناس خواھم بود‪.‬‬
‫اصل دوم ‪ :‬فقط براي امروز‪ ،‬نگران نخواھم بود‪.‬‬
‫اصل سوم ‪ :‬فقط براي امروز خشمگين و عصباني نخواھم بود‪.‬‬
‫اصل چھارم ‪ :‬فقط براي امروز كارم را صادقانه انجام خواھم داد‪.‬‬
‫اصل پنجم ‪ :‬فقط براي امروز به تمام موجودات زنده احساس عشق و احترام دارم‪.‬‬

‫توجه‬
‫‪ (١‬مدرس)اســـتاد( ترجيحا" امـــين شما می باشد لذا مشکالت و آگاھی ھای که در‬
‫طی ھمسوﯾی و ﯾا ساعات نشست به شـــــما می رسد و دالﯾل آنــــرا با اﯾشان در‬
‫ميان بگذارﯾد تا او با توجه به تجــــــربه و جاﯾگاه خود شـــــما را به بھترﯾن نحو راه‬
‫نماﯾی نماﯾند اما فراموش نکنيد که او نيز بشری مثل شما است و ممکن الخطا لذا‬
‫ھيچ ھداﯾتگری باالتر از خداوند نيست‪.‬‬

‫‪-١٤٥-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪ (٢‬کات راکو و گشو در پاﯾان مراقبه ھا و انرژی فراموش نشود‪.‬‬


‫‪ (٣‬تمرﯾنات انرژی در روزھای اول با چشم باز بال مانع است اما حداکثر ‪ ٤‬روز پس از‬
‫شروع کليه تمرﯾنات و مراقبه ھا با چشم بسته انجام پذﯾرد ‪.‬‬
‫‪ (٤‬کليه تمرﯾنات را بدون وقفه تا ھمسوﯾی رﯾکی ‪ ٢‬حتی اگر بيش از ‪ ٢١‬روز بود ادامه‬
‫دھيد‪.‬‬
‫‪ (٥‬مالک در رﯾکی قدرت نيت شما است لذا نيت خود را خالص و ارتباط خود را عميق‬
‫نماﯾيد تا بتوانيد ارتباط قوی تری داشته باشيد‪.‬‬
‫‪ (٦‬رﯾکی بسيار ساده و آرامش بخش است لذا آنرا با تفکرات گذشته سخت و عجيب و‬
‫دست نيافتنی نبينيد و نسازﯾد‪.‬‬
‫‪ (٧‬جدول برنامه تمرﯾنات را ھر روز تکميل نماﯾيد تا از روند پيشرفت خود اطمينان حاصل‬
‫نماﯾيد‪.‬‬
‫‪ (٨‬جدول تاثيرات و آگاھی ھا را تکميل نماﯾيد تا از روند پيشرفت خود در حال و آﯾنده‬
‫مطلع باشيد‪.‬‬
‫‪ (٩‬با مراجعه به ساﯾت شرکت ‪ www.masterbabak.com‬به عضوﯾت ساﯾت در آمده و به‬
‫آخرﯾن جزوات و مستندات مفيد دسترسی داشته باشيد‪.‬‬
‫‪ (١٠‬در صورت ھر گونه سئوال ﯾا مشکلی می توانيد به ﯾکی از روشھای ذﯾل به صورت‬
‫آنالﯾن و ﯾا وﯾدئو کنفرانس با من در ساعات اداری تماس حاصل نماﯾيد ‪:‬‬
‫‪¾ GSM : 0911-171-5395‬‬
‫‪¾ Yahoo(mail & Talk ): babesanz@yahoo.com‬‬
‫‪¾ Gmail (mail & Talk ) : babakskr@gmail.com‬‬
‫‪¾ Office mail : info@masterbabak.com‬‬

‫تمرﯾنات رﯾکی را با عشق به نيت رشد‬

‫انجام دھيد تا اثر و برکت آن روز به روز در‬


‫زندگييتان بيشتر جاری شود‬
‫ريكي ‪٢‬‬
‫ريكي ‪ ٢‬توانايي انتقال انرژي به دور ھم زماني ھم مكاني را براي شما ميسر‬
‫ميكند شما ميتوانيد به افراد‪ ،‬اماكن‪ ،‬گياھان‪ ،‬حيوانات‪ ،‬اھداف مادي و‬
‫معنوي خود و سايرين از راه دور با استفاده از سمبلھاي مقدس ريكي انرژي را‬
‫منتقل كنيد در اين دوره با بخشھاي ديگري از جمله بھبود روابط ‪ ،‬حفاظت و ‪...‬‬
‫نيز آشنا خواھيد شد‪.‬‬

‫‪-١٤٦-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫جدول تاثيرات و آگاھی ھا‬


‫آگاھی‬ ‫تاثيرات‬ ‫تارﯾخ‬

‫جدول برنامه تمرﯾنات‬


‫زمان ساعت نشست و پنج اصل صبح و‬
‫زمان مراقبه نور‬
‫شب‬
‫زمان انرژی دادن به خود‬ ‫روز‬
‫‪١‬‬
‫‪٢‬‬
‫‪٣‬‬
‫‪٤‬‬
‫‪٥‬‬
‫‪٦‬‬
‫‪٧‬‬
‫‪٨‬‬
‫‪٩‬‬
‫‪١٠‬‬
‫‪١١‬‬
‫‪١٢‬‬
‫‪١٣‬‬
‫‪١٤‬‬
‫‪١٥‬‬
‫‪١٦‬‬
‫‪١٧‬‬
‫‪١٨‬‬
‫‪١٩‬‬
‫‪٢٠‬‬
‫‪٢١‬‬

‫‪-١٤٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫تصوﯾر وضعيت دستھا در زمان انرژی دادن به خود‬

‫‪-١٤٨-‬‬
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

-١٤٩-
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

-١٥٠-
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

-١٥١-
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

-١٥٢-
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

-١٥٣-
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

-١٥٤-
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫پاﯾان دفتر‬
‫در پاﯾان بر خود وظيفه می دانم از اﯾنکه مرا به عنوان مدرس و اﯾن مستند را به عنوان‬
‫راھنمای فنی خود انتخاب نمودﯾد نھاﯾت سپاس و امتنان را ابتدا از درگاه خداوندی و سپس‬
‫شما داشته باشم ‪ ،‬ھرچند اﯾن مسئوليت تعھدات بزرگی بر عھده ما می نھد از او که‬
‫ھداﯾتگر و حماﯾتگر ما است طلب عفو در قبال خطاھای خود و درخواست آن دارم که لحظه‬
‫ای ما را به حال خود رھا ننماﯾد که دﯾو غرور ‪،‬شھوت و حرص ھرلحظه انتظار تنوره کشيدن را‬
‫در وجود ما دارند‪.‬‬
‫و فراموشش ننماﯾد که تا انسانی خود نخواھد ھيچ آﯾين ‪ ،‬مسلک و تکنيکی او را صرفا" با‬
‫انجام دستورات در ظاھر معنوی و الھی نمی نماﯾد تا زمانی که درک و آگاھی الھی در‬
‫انسان متجلی شود ‪ ،‬باشد که روزی اﯾنگونه باشيم‪.‬‬

‫با تقدﯾم احترام و عشق‬


‫بابک سرخپور‬
‫دﯾماه ‪١٣٨٧‬‬

‫‪-١٥٥-‬‬
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

: ‫منابع‬
‫ عليرضا حقيقی‬، ‫• رﯾکی شودن‬
‫وﯾليام لی رند‬، ‫والتر لوبک‬، ‫• روح رﯾکی‬
http://rahemianbor.weblog.sh/Cat/2.aspx •
.http://www.permyon •
www.masterbabak.com •
http://eshraghreiki.parsiblog.com/-138454.htm •
www.reiki.org •
‫ منطبق و‬١٩٠٤ ‫آيات مندرج در اين مقاله با كتاب مقدس ترجمه شده به فارسي چاپ‬
.‫عيناً درج گرديد‬
http://www.reikiworld.ir/Articles/Jesus.html •
http://www.pourali.net/?p=19 •
http://www.cam.ir/HomePage.aspx?TabID=3601&Site=DouranPortal&Lang=fa- •
IR
‫ برگرفته از کتاب‬- ‫ دکتر کيارش ساعتچی‬: ‫• وﯾليام لی رند برگردان و اقتباس‬
‫ وﯾليام لی رند‬.‫ فرانک آرجاوا پيتر‬.‫جوھرة ِرﯾکی تاليف والتر لوبک‬
http://www.darmangaronline.com/Fa/Default.aspx?content=Magazine&articleID •
=150
http://pbf.ir/Farsi/1066/ViewPage.aspx •
http://success-in-life.persianblog.ir/post/22 •
/http://www.metaphysic.blogsky.com/1386/09/01/post-119 •
http://www.mehrforall.org/fa/articles/philosophy/heidegger-1.php •
http://www.parfo.com/showthread.php?t=3217 •
http://mediuom.blogfa.com/post-9.aspx •
http://remotehealing.org •
http://www.persianfemale.com/index.php?option=com_content&task=view&id= •
1131&Itemid=225
http://www.soluk-reiki.com/index.php?option=com_content&task=blogcategory&id=16&Itemid=23 •

-١٥٦-
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ضميمه ‪١‬‬
‫ساﯾر سبکھای رﯾکی‬
‫رﯾکی که شما ھم اکنون شروع نموده اﯾد رﯾکی سنتی ﯾا رﯾکی اوسوﯾی می باشد ‪ ،‬پس از‬
‫دکتر اوسوﯾی افراد دﯾگری نيز به سطوح و جاﯾگاه درﯾافت طيفھای دﯾگر انرژی دست‬
‫پيداکردند و اﯾن خود باعث اﯾجاد سبکھای متنوعی بر اساس سنن ملل و ﯾا حتی موقعيت‬
‫جغرافياﯾی آنھا گردﯾد ‪.‬‬
‫برای آنکه بدانيد پس از رﯾکی اوسوﯾی ﯾا در کنار آن می توانيد چه سبکھای دﯾگری را‬
‫بياموزﯾد به مھمترﯾن سبکھای مطرح در دنيا که از سوی ما نيز مورد آموزش قرار‬
‫می گيرد به شرح ذﯾل اشاره می کنيم ‪:‬‬

‫‪ (١‬کارونا رﯾکی)کارونا کی ‪/‬تراماﯾی( دارای ‪ ١٠‬سمبل ‪.‬‬


‫‪ (٢‬کاگامی رﯾکی‬
‫‪ (٣‬سچيم ‪،‬سخيم رﯾکی‬
‫‪ (۴‬سچيم فرشتگان‬
‫‪ (۵‬سچيم پيامبران‬
‫‪ALL-Love (۶‬‬
‫‪ (٧‬رانيک ‪/‬ران والدر رﯾکی‬
‫‪ (٨‬رﯾکی صعودی‬
‫‪ (٩‬کندالينی رﯾکی ‪٢٠٠٨‬‬
‫‪ (١٠‬تيکون ‪٢٠٠٨‬‬
‫‪ (١١‬تيکون کرﯾتور ‪٢٠٠٨‬‬
‫‪ (١٢‬ارتعاشات شمن‬
‫‪ (١٣‬رﯾکی طالﯾی ﯾا گلد رﯾکی‬
‫‪ (١۴‬رﯾکی ‪ ٧‬رنگ‬
‫‪ (١۵‬رﯾکی طيف کامل نور‬
‫‪ (١۶‬صدای نيروی حيات‬

‫‪ (١٧‬رﯾکی الماسی‪:‬‬
‫در طی باز کردن کانال ھا ﯾک الماس اتری در چاکرای تاج قرار داده ميشود‪.‬به اﯾن خاطر از‬
‫الماس استفاده ميشود که تمام انر زی رﯾکی ای که در طی اﯾن چاکرا جرﯾان می ﯾابد‬
‫خصوصيات الماس را به خود بگيرد‪.‬اﯾن ﯾک انرژی قدرتماد است که ھر چيزی را سر راھش‬
‫پاک کرده وشفا ميدھد‪.‬آنقدر که ھيچ بيماری ﯾا مشکل ھل نشده ای باقی نميماند ‪.‬‬
‫‪ (١٨‬رﯾکی کرﯾستالی‪:‬‬
‫روی تمام سطح بدن انباشت ھا ﯾا ته نشست ھای خاصی وجود دارد که ماشاء آن بحران‬
‫ھاﯾی است که تجربه کرده اﯾم‪.‬ھر زمان که ما بر طرف کردن اﯾن بحران ھا ﯾا ضربه ھای‬
‫روحی را به تاخير بياندازﯾم و به بعد موکول کنيم کرﯾستالی شکل ميگيرد‪.‬اﯾن بحران ميتواند‬
‫از ھر چيزی مثل شکستن دست پيچ خوردگی غم و اندوه و‪....‬ناشی گردد‪.‬به عنوان مثال‬
‫اگر کسی دستش شکست کرﯾستالی شکل ميگيردتا خاطره آن درد و احساسات ناشی از‬
‫آن ضربه روحی را د ر خود نگه دارد‪.‬اگر ھيچ مشکل ﯾا احساس حل نشدھای در پس اﯾن‬

‫‪-١٥٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ضربه نماند اﯾن کرﯾستال حل شده و شفا می ﯾابد‪.‬تقرﯾبا ھر کرﯾستالی در بدن ميتواند شفا‬
‫ﯾابد‪.‬‬
‫‪ (١٩‬دی ان ای رﯾکی‬
‫اﯾن روش باعث تقوﯾت و شفای رشته ھای دی ان ای ميگردد‪.‬در اﯾن بخش ما ميتوانيم‬
‫عوامل و بيماری ھای زنتيکی و وراثتی مافی را شفا بخشيم‪.‬نتاﯾج قابل تو جه ان بعد از‬
‫سه ھفته نماﯾان خواھد شد‪.‬‬
‫‪ (٢٠‬بحران تولد)ضربه روحی ناشی از تولد(‬
‫شدﯾد ترﯾن ضربه روحی معموال فراﯾند به دنيا آمدن است ‪.‬برای شفا بھتر است نوع خاصی‬
‫از انرژی را به کار برﯾد که به عنوان مالﯾم ترﯾن وارام ترﯾن شکل رھاﯾی از اﯾن ضربه باشد‪.‬‬
‫‪ (٢١‬رﯾکی مکان‬
‫ھمانگونه که بندھای کارميک بين انسانھا وجود دارد ﯾک ارتباط ﯾا بند نيز بين انسان ھا و‬
‫مکان ھا و حتی زمين )خاک( وجود دارد‪.‬اﯾن بندھا ممکن است با عث سنگينی ما شوند و‬
‫گاھی روی سالمت جسمی ما تاثير گذارند‪.‬انرژی ای که در اﯾنجا استفاده ميشود کمی‬
‫متفاوت از رﯾکی الماسی استو نتاﯾج مثبتی به بار می آورد‪.‬‬
‫‪ (٢٢‬رﯾکی زندگی گذشته‬
‫اﯾن روش برای بھبود انسدادات ناشی از زندگی گذشته شما ميباشدو می تواند ھم از راه‬
‫دور و ھم نزدﯾک صورت گيرد‪ . .‬دستانتان را روی ھم گذاشته و به کلمه " رﯾکی زندگی‬
‫گذشته" بياندﯾشيد‪.‬برای ﯾک درمان کامل ‪ ٣‬جلسه الزم است‪.‬‬
‫‪ (٢٣‬ھمسوﯾی اشياء‬
‫کرﯾستالھا درختان و دﯾگر اشيا را ميتوان با انرزی رﯾکی باز کرد‪.‬برای مثال شما ميتوانيد قطعه‬
‫ای از جواھراتی را که استفاده ميکنيد باز کنيد ‪.‬‬
‫از آن پس آن جواھر انرزی رﯾکی را برای مواقعی که به انرزی نياز دارﯾد در اختيارتان ميگذارد‪.‬‬
‫‪ (٢۴‬ھمسوﯾی شمن رزونانس )ارتعاشات( ‪:‬‬
‫در اﯾن سيستم شما با ارتعاشات و فرکانسھای شمن ھمسو می گردد و در حقيقت با نظام‬
‫ھستی و مادر طبيعت مجددا" ارتباطس مستقيم پيدا می کنيد‪.‬‬
‫‪ (٢۵‬ھمسوﯾی تاﯾکون رﯾکی ‪: ٢٠٠٨‬‬
‫اﯾن سيستمی است که در سطح ملکولی فعاليت کرده و انرژی پرانا و تاﯾکون را توسط‬
‫ابزاری به نام آنتن تاﯾکون درﯾافت می کند و ضمن افزاﯾش انرژی ھای ما امکان حذف انرژی‬
‫ھای منفی الکترو مغناطيسی ھمچون ماﯾکرو فر ‪ ،‬موباﯾل و ‪ ...‬را دارد‪.‬‬
‫‪ (٢۶‬ھمسوﯾی رﯾکی طالﯾی ‪) GOLD Reiki‬روش قدﯾمی(‪:‬‬
‫اﯾن سيستم ترس و تارﯾکی را به روشنی و شادی تبدﯾل ميکند ‪ ،‬نور طالﯾی قوی ترﯾن نور‬
‫برای تبدﯾل در دنيا ميباشد‪.‬‬
‫در اﯾنجا روشھای ساده ای برای شفای ﯾک فرد وجود دارد‪.‬‬
‫ھمسوﯾی ھای دوم و سوم رﯾکی طالﯾی) روش قدﯾمی(‪:‬‬
‫ھر دو سطح ‪ ٢‬و ‪ ٣‬ھمسوﯾی اول را افزاﯾش داده و تقوﯾت کرده سطح ارتعاشات شما رانيز‬
‫افزاﯾش ميبخشد‪.‬زﯾرا اﯾن بيشتر از اﯾنکه انرزی زمين باشد انرزی نور ميباشدبعد از گذراندن‬
‫ھمسوﯾی سوم می توانيد ھمسو ﯾيھای رﯾکی طالﯾی را به دﯾگران انتقال دھيد‪.‬‬
‫در روش جدﯾد ‪ ٢٠٠٨‬تمام اﯾن سطوح در ﯾکدﯾگر ادغام و تبدﯾل به ﯾک سطح شده اند‪.‬‬

‫‪-١٥٨-‬‬
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

٢ ‫ضميمه‬

: ‫ليست ساﯾر سبکھا‬

Reiki Types
What's Out There? ... Where'd it come from?

Pre-
Founder Origin
Reiki Style requisi Notes:
Date Begun Country
te
Alef Reiki Eli Machani NY Based upon the Hebrew Alphabet and creation www.alefreiki.com/
Alpha Omega Reiki Giorgos Mylonas - Greece Reiki 8 Symbols
2005 II
Angelic Reiki Kevin Core - 2002 Archangel Metatron passed this system to Kevin. www.angelicreikimagic.com/
Archangelic Reiki
Archangelic Vincent Armador
Seichim Reiki
Ascension Reiki Jayson & Leslie USA ? Attunes the total anatomy of the higher self. 9 levels. www.ascensionreiki.com/
Suttkus
Attraction Reiki Stephanie Brail
Aurora Reiki Yulius Eka Agung
Ayurveda Reiki Mohan Chute
Bear Reiki Stephanie Brail -2005 Reiki Bear used as power animal.
II
Brahma Satya Reiki
Celtic Reiki Martyn Pentecost www.celticreiki.com/
Chikara-Reiki-Do Judith Conroy ‘The Way of Strength and Power through Reiki’ Self-initiation techniques which
allows you to attune yourself to the energy of Reiki. www.chikara-reiki-do.com/
Christian Reiki
Crystal Reiki Geoffrey Keytes Crystals are used in combination with the healing energy of Reiki
http://www.templeofpeace.net/
Crystaline Reiki Charles Lightwalker
Divine Light Reiki
Dolphin Reiki Mark Scott
Dolphin Crystal Reiki Shanti Johnson FL
Dolphin Healing Reiki
Dolphin Trilogy Reiki Shanti Johnson FL Shanti and Rev. Sheryl Rain Carter (founder of Orca Empowerment Reiki)
created the Dolphin Trilogy. They both meditated with the Dolphin/Orca Realm
to create this method. www.dolphintrilogyreiki.com
Dorje Reiki Lawton Smith, RM Still evolving in her private practice.
Dos Rios Reiki Dos Rios Reiki: Kokoro/Edwin Picket ???
Dragon Reiki

-١٥٩-
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

Elemental Reiki Rebecca Doolin Usui Wiccan flavor


Master
El Morya Reiki™ Ascended Master Karun El Morya ~ the blue-ray of leadership, proper use of power and speech;
El Morya a Ki ultimate surrender to the divine will. 2 symbols
Essential Reiki Diane Stein
Fire Serpent Reiki Use of the Fire Serpent symbol which opens the chakras of the recipient.
Fusion Reiki Jason Storm www.elementenergy.com/fusionreiki
Gayatri Reiki
Gold Reiki Ole Gabrielson
Green Tara Seichim Stephen Commee Usui
Master
Heart Reiki
Huna Reiki Cliff Watson Usui
Master
Hypno Reiki Hypno Reiki blends Hypnosis and Reiki.
Inga Reiki
Imara Reiki Barton Wendel Imara means "more". Of a higher energy level because of its focused
intentions.
Inner Light Reiki
Innersun Reiki Jeanne Garner Usui
Master
Karmic Reiki Martyn Pentecost The Reiki version of past life regression therapy. Karmic Reiki deals with the
various issues that arise from negative karmic events for release.
Karuna™ Reiki William Rand Usui "Compassionate Action"
Master
Karuna Ki Vincent Amador Usui "The Way of Compassion" Karuna Ki shares the symbols & early development
Master with Karuna Reiki TM and Tera Mai Reiki TM.
Kava Reiki Rosemary Feld
Komyo Reiki™ Kai Hyakuten Inamoto Usui "Go placidly in the midst of praise or blame." Based on Dr. Hayashi's teachings
Master as learned by Mrs. Chiyoku Yamaguchi. Yamaguchi trained Hyakuten Inamoto
& he created a student manual for his students with elements of Jikiden Reiki.
Kundalini Reiki Ole Gabrielsen Usui Combines kundalini energy with Reiki. (A.K.A. the Kundalini Fire")
Master www.kundalinireiki.com/
Laxmi Reiki Victor Glanckopf
Lightarian™ Reiki Jeannine Jelm www.lightarian.com/
Lotus Path Reiki Wendy Bodin, RC, NM www.luminaryhealth.com/
CKT, CPH, RMT -2006
Ma'heo’o Reiki Sheryl Carter None Ma'heo'o, Cheyenne, means Great Spirit. Uses Native American & Mother Earth
symbols. The Reiki harmonizes with Mother Earth to work with Native
Traditions. www.maheooreiki.com/
Maori Reiki Maori Reiki seems to focus upon clearing the body of spiritual and physical
toxins.
MARIEL Healing System Victor Glanckopf
MariEl Reiki
Medicine Reiki K’ Sitew
Medicine Buddha Reiki Stephen Commee

-١٦٠-
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

Melchizedek Reiki
Money Reiki Stephanie Brail
New Usui Reiki Ole Gabrielsen
Original 7 degree Reiki
OBE Reiki Yulius Eka Agung
Purple Reiki Ole Gabrielsen
Pyramid Reiki
Rainbow Reiki Walter Lubeck ~1990 A combination of Usui Reiki and some Japanese techniques.
Raku Kei Reiki Usui JAPAN Usui; Hayashi; Takata; Ishikuru
Reiki Brenham
Reiki Crystal Healing
Reiki Plus ®
Reiki TUMMO ® Irmansyah Effendi Mr. Effendi is the Grand Master of Reiki TUMMO®.
http://www.padmacahaya.com/
Sacred Flames Reiki ® Allison Dahlhaus Spiritual healing using different resources from the physical & spiritual realms.
A group of guided meditations designed to help the body, mind & spirit heal on
their own. Helps maintain physical & energetic equilibrium within the body's
systems.
Sacred Moon Reiki Shelly Mayer CAN Channeled by Shelly Mayer 2002 during a sweat lodge ceremony.
www.sacredenergies.com/ www.sacredmoonreiki.com/
Sekhem-Seichim-Reiki 11 sacred symbols used during healing sessions.
Seichim Reiki Kathleen Milner
7 Pearls of Reiki Michelle Blanc &
Elise Prevot
Shamanic Reiki
Shamanic Thunder Reiki Karen Jackson UK 6 additional symbols www.bambooretreat.co.uk/
Shamballa M-D Reiki John Armitage
SKHM Reiki
Spirit Reiki Linda Jean Horton
Tera Mai Reiki
Tiger Reiki Stephanie Brail
Tummo Reiki
Usui Rai Ryoho Paul Dion USA * AKA.: Thunder Healing Reiki, Gay Reiki - the first Gay Non-Reiki Modality
www.gayreiki.org/ www.thunderhealing.org/
Usui Reiki Ryoho
Vajra Tummo Reiki
Vibrational Reiki™ Francine Milford Energy healing that combines Reiki, Sound and Vibrations into a system of
natural healing that is more powerful and healing than any one system is alone.
4 levels of training www.VibrationalReiki.com
Violet Flame Reiki Ivy Moore 40 symbols. Ivy dedicated the system to Quan Yin who attuned her to the
symbols.
White Dove Reiki Richard Kidd
White Light Reiki

-١٦١-
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

Source : www.alefreiki.com/ www.universityofreiki.com www.sekhem-reiki.com/


www.training-classes.com/programs/00/95/9597_money_reiki_home_study.php
www.iloveindia.com/ www.reikicourse.org/
www.bambooretreat.co.uk/ www.lightandlovereiki.com/ www.reikiblessings.homestead.com/

-١٦٢-
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫ضميمه ‪٣‬‬

‫باتوجه به اﯾنکه بعضی از عزﯾزان متدﯾن گاھا" دچار شبه در خصوص اﯾنگونه سيستمھای‬
‫متافيزﯾکی و حجت شرعی آن می گردند لذا جھت تنوﯾر افکار اﯾن عزﯾزان اقدام به استفتا از‬
‫مراجع نمودم که با خرسندی پاسخھای قاطع و روشنگرانه آنھا را جھت رفع ھرگونه شبه‬
‫عينا" در اﯾن ضميمه درج می نماﯾم ضمنا" در صورت نياز و درخواست به جھت اثبات اصالت‬
‫سند و رفع ھرگونه شبه ای ‪،‬امکان ارسال اصل متن پاسخ نيز برای شما عينا" از طرﯾق‬
‫اﯾميل ميسر می باشد‪.‬‬

‫متن استفتا از مراجع عظام )از طرﯾق اﯾنترنت(‬


‫با توجه به گسترش روشھاي مراقبه و مديتيشنھاي مختلف در دنيا و در ايران آيا‬ ‫‪.١‬‬
‫انجام مراقبه به نيت پاكسازي درون و ارتباط با حقايق معنوي و دروني و افزايش‬
‫سطح آرامش جايز است ؟‬
‫امروزه با توجه به گسترش تكنيكھا ‪ ،‬علوم و روشھاي متافيزيك در دنيا حكم استفاده‬ ‫‪.٢‬‬
‫از آن تكنيكھا در گسترش ‪ ،‬اثبات علوم و قوانين اسالم و جلوگيري از انتقال دانشھاي‬
‫غلطي ھمچون تناسخ توسط متخصصين اين علوم چيست؟‬
‫با توجه به عدم وجود دانشگاه علوم متافيزيك در كشور و گسترش شديد اين علوم‬ ‫‪.٣‬‬
‫در خارج از كشور عالقمندان و يا متخصصين اين امر براي اخذ دانش و يا ارائه دانش‬
‫خود چه بايد انجام دھند ؟‬
‫با توجه به اثبات علمي روشھاي درمان از طريق انرژي به صورتي كه در سازمان‬ ‫‪.۴‬‬
‫بھداشت جھاني و دانشگاھھاي معتبر دنيا نيز بر اثرات تكنيكھاي ھمچون ريكي‬
‫تاييده فني گذاشته شده و در اين بين بعضي افراد فاقد صالحيت فني از بي توجھي‬
‫مسئولين سو استفاده مي نمايند و دولت نيز ھيچگونه حمايتي از ارائه قانوني اين‬
‫خدمات توسط متخصصين و اساتيد اين علوم در كشو علي رغم پتانسيل باالي آن‬
‫نمي نمايد حكم متخصصين واقعي اين امر در ارئه خدمات آموزشي در جھت افزايش‬
‫آرامش ذھني افراد چيست؟‬

‫پاسخ آﯾت ﷲ العظمی صانعی‬


‫به طور کلی استفاده از روشھای ذکر شده چنانچه از نظر کارشناسان و متخصصان علم‬
‫پزشکی برای جسم و روح انسان ضرر نداشته باشد فی حد نفسه مانعی ندارد ‪.‬‬

‫‪-١٦٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫پاسخ آﯾت ﷲ العظمی مکارم شيرازی‬


‫بسم ﷲ الرحمن الرحيم‬

‫‪ ::‬با اھداء سالم و تحيت؛‬

‫جواب ‪ _١ :‬ھر گاه از اسباب مشروع برای اﯾنکار استفاده شود مانعی ندارد‪.‬‬

‫‪ _٢‬ھر گونه تالش و کوشش برای پيشرفت علمی از طرﯾق صحيح کار خوبی است‪.‬‬

‫‪ _٣‬ھر گاه از طرﯾق صحيح و مشروع دنبال شود و به دنبال تعليم آن باشند مانعی‬
‫ندارد‪.‬‬

‫والسالم عليكم ورحمة ﷲ وبركاته‬


‫دفتر آيت ﷲ العظمی مکارم شيرازی ‪ /‬بخش استفتاءات‬

‫پاسخ آﯾت ﷲ العظمی روحانی‬

‫‪-١٦٤-‬‬
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

-١٦٥-
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

-١٦٦-
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫پاسخ حضرت آﯾت ﷲ العظمی مظاھری‬

‫پاسخ سوال شماره‪١١٠٠٥:‬‬


‫بسمه تعالي‬
‫‪ -١‬قانون مراقبه طبق روش علماي علم اخالق اسالم براي تھذيب نفس و اجتناب از گناه جائز‬
‫است بلكه خوب است‪.‬‬
‫تعليم و تعلّم كه باالترين فضائل در اسالم عزيز است و درچارچوب متعارف ديني جائر‬ ‫‪-٢‬‬
‫بلكه سزاوار است‪.‬‬
‫اگر بتواند دين خود را حفظ كند و در تعليم و تعلّم آن گناه نباشد مي تواند خارج از كشور‬ ‫‪-٣‬‬
‫رود‪.‬‬
‫بايد در چارجوب قوانين جمھوري اسالمي باشد و تخلّف از قوانين جمھوري اسالمي‬ ‫‪-۴‬‬
‫جائز نيست‪.‬‬
‫حسين المظاھري‬

‫پاسخ حضرت آيت ﷲ بطحائي گلپايگاني‬

‫بسمه تعالی‪.‬‬
‫جناب آقای سرخپور باسالم‪.‬‬
‫در پاسخ به سئوال اول‪ ،‬اگر منظور از تکنيک ھا‪ ،‬رﯾاضت کشی به معنی مبارزه با نفس‬
‫اماره و دوری از محرمات و محدود کردن تماﯾالت نفسانی که به تعبير قرآن نھی نفس از‬
‫ھواپرستی باشد البته جاﯾز است و نتيجه آن بھشت خواھد بود‪.‬‬
‫و در پاسخ سئوال دوم ﯾعنی جلوگيری از انتقال دانش ھای غلط که بدان اشاره کردﯾد‪ ،‬الزم‬
‫است وزارت علوم با استفاده از نخبگان و متخصصين و ساﯾر مراکز فنی با روش ھای متين و‬
‫مستدل‪ ،‬افکار و اندﯾشه ھای تشنه معارف اسالمی و قوانين مترقّی آن را از اصطياد صيادان‬
‫منحرف حفظ نماﯾد‪.‬‬
‫در رابطه با علوم متافيزﯾک در کشور اﯾران نيز در رشته فلسفه بخش الھيات تدرﯾس می‬
‫شود و در عين حال اسالم در کسب دانش با دﯾد باز توصيه می کند که به دنبال دانش بروﯾد‬
‫ولو‪ ،‬سفر به چين باشد بنابراﯾن در کشور متولی برای دانش ماوراءالطبيعه باشد که ھست‬
‫ﯾا نباشد ھر مسلمان با حفظ اعتقادات دﯾنی خود مجاز است از ھرکجا و ھرکس دانش‬
‫بياموزد‬
‫و اما در رابطه با سوء استفاده افراد از عدم آگاھی مردم که خود را در قالب کارشناس انرژی‬
‫درمانی نابحق معرفی می کنند‪ ،‬بدﯾھی است که متخصصين واقعی وظيفه دارند برای نجات‬

‫‪-١٦٧-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫مردم از دست اﯾن شيادان وارد عمل شوند و به تدرﯾس و ارائه فرمول ھای حقيقی اﯾن‬
‫دانش ارزنده اشتغال ﯾابند‪.‬‬
‫موفق باشيد والسالم‬
‫پايگاه اطالع رساني دفتر حضرت آيت ﷲ بطحائي گلپايگاني‬

‫‪www.bathaie.com‬‬

‫دفتر استاد حسين انصاريان‬

‫با تشكر از تماس شما‬

‫‪١‬ـ از نظر علمای اخالق ﯾکی از مراحل آغازﯾن خود سازی عبارت از مراقبه است به اﯾن‬
‫ترتيب که انسان مراقب رفتار گفتار خود باشد که چيزی برخالف رضاﯾت الھی از او صادر‬
‫نشود ‪ .‬حال اگر سئوال شما از مراقبه ‪ ،‬ھمين است که علمای اخالق توصيه نموده اند ‪،‬‬
‫بسيار پسندﯾده است ‪.‬‬

‫‪٢‬ـ استفاده از امکانات رسانه ای و به روشھای جدﯾد جھت انتقال معارف اسالمی به شرط‬
‫اﯾنکه تحرﯾف نگردد و حسب سالﯾق و اذواق شخصی نباشد اشکال ندارد ‪.‬‬

‫‪٣‬ـ اگر انرژی درمانی به گونه ای باشد موجب ضرر رساندن به جسم ﯾا روح فرد نگردد‬
‫اشکالی ندارد ‪.‬‬

‫منتظر تماس بعدي شما ھستيم‬

‫دفتر استاد حسين انصاريان‬

‫‪www. erfan.ir‬‬

‫‪-١٦٨-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫پاسخ آﯾت ﷲ مصباح ﯾزدی‬

‫برادر گرامي‪،‬‬

‫سالم عليکم و رحمة ﷲ‬

‫‪ .١‬ھمانگونه که اشاره کردهايد روشھاي مديتيشن مختلف است‪ .‬به نظر ما بھترين روش سعي در‬
‫حضور قلب در حال عبادت‪ ،‬به خصوص با اذکار و سجدهھاي طوالني است‪.‬‬

‫‪ .٢‬متدولوژي تحقيق در مباحث متافيزيکي استدالل عقلي با رعايت شرايط منطقي است و‬
‫دستاوردھاي علمي در صورتي که يقيني و غير قابل تشکيک باشند‪ ،‬ميتوانند به عنوان يکي از‬
‫مقدمات برھان مورد استفاده قرار گيرند‪.‬‬

‫‪ .٣‬و ‪ .٤‬استفاده از دستاوردھاي علمي با رعايت ارزشھاي اسالمي مطلوب است و اگر در اين راستا‬
‫مشکالت قانوني يا عدم ھمکاري مسؤولين مطرح باشد‪ ،‬بايد از راهھاي قانوني و معقول اقدام گردد‪.‬‬
‫از خداوند تعالي توفيق شما را در شناخت اسالم و عمل به وظايف خواستاريم‪.‬‬

‫‪-١٦٩-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫پاسخ آﯾت ﷲ العظمی سيستانی‬

‫‪-١٧٠-‬‬
www.masterbabak.com ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫واژه نامه‬
,١٣٨ ,١٣۶ ,١٣٢
١۶٨ ,١۴۵ T I A
١۴۵ ,‫اســـتاد‬
١۶٣ ,‫استفتا‬ ١١٠ ,Teacher ١٢٣ ,Induction ۴۶ ,Animal Magnetism
٧٢ ,‫استئوآرتريت‬ ٢١ ,Thought Field ۶٧ ,Apitherapy
۶٣ ,‫استئوپاتي‬ K ١٣٠ ,١٢۵ ,Attunement
,٨٣ ,۵٠ ,٣٠ ,٢۶ ,‫اسالم‬ U ۴٧ ,Kirlian Camera
١٢٣ ,Aura
١۶٩ ,١۶٧ ,١۶٣
,Universal Energy Field
١٠۵ ,‫اشعياء نبي‬ B
,‫اصل عدم قطعيت‬
٢١ M
Bioelectromagnetic –
۵۶ ٢۶ ,Magic ۴٣ ,based Therapies
۵٧ ,٢٩ ,٢۶ ,‫افسون‬ V ١٧ ,Mechanistic ٧٠ ,۶١ ,Biofeedback
٩٠ ,٢٧ ,٢۶ ,‫افالطون‬ ,Vibrational Medicine ٢١ ,Morphogenetic Field ۴٣ ,٢١ ,Biofield
١٣١ ,١١۵ ,‫اُكودن‬ ۴٣ ۴٣ ,Biofield Therapies
,‫العظمی مظاھری‬ ١٧ ,Vitalistic N ١٢٣ ,۴۵ ,Biomagnetic
١۶٧ ٢١ ,Bioplasma
١٢٣ ,۴۶ ,۴۵ ,‫القاء‬ Y ۴٣ ,NIH
۴٧ ,‫الكترو تراپي‬ C
,١۶ ,‫الكترومانيتيك‬ ١۴۶ ,Yahoo O
,۵۶ ,٢١ ,٢٠ ,١٩ ,١٨ ٩١ ,Yin yang ,Chelating Therapy
٧١ ,٧٠ ,۶١ ,۵٩ ۶۴ ,۴۶ ,Yoga ٢٠ ,Odic ۶٧
,٨٧ ,۵٢ ,۴١ ,٣٢ ,‫ﷲ‬ ,۴۶ ,۴۴ ,۴٣ ,٢٠ ,Chi
,١۶۴ ,١۶٣ ,١٠٩ ,٨٨ ‫ا‬ P ۶٩
١٧٠ ,١۶٩ ,١۶٧ ۶۴ ,Chiropractic
٣٠ ,‫ابراھيم ادھم‬ ۵٩ ,Photon ١۴١ ,Cut
١٢٨ ,١٠٨ ,٣٠ ,‫الوھيت‬ ١٠٣ ,prana
١٢۶ ,‫امواجِ اسکالر‬ ۶٢ ,‫ابن سينا‬
۴۴ ,٢٠ ,Prana
٧۵ ,‫امواج مغز‬ ‫ابوالحسن‬ E
١٢٣ ,٧۵ ,‫امواج مغزی‬ ٣١ ,‫بوشنجي‬
,‫ابوتراب نخشبي‬ Q ۴۶ ,EMF
,٣٩ ,٣٨ ,٣٧ ,‫انجيل‬
١١۴ ,١١٣ ,١١٢ ,١٠۵ ٣١ ۵٧ ,Quark
,٢٠ ,١٩ ,١٧ ,١۶ ,‫انرژي‬ ١٠٢ ,‫اپي فيز‬ F
,٢۵ ,٢۴ ,٢٣ ,٢٢ ,٢١ ,‫اتمسفر انساني‬ R ١٢۶ ,Faraday Cages
,۴۵ ,۴۴ ,۴٣ ,٣۵ ,٢۶ ٢٠
,۵٠ ,۴٩ ,۴٨ ,۴٧ ,۴۶ ‫احمد خضرويه‬ ,١٠٣ ,۴۶ ,۴٣ ,Reiki
٣١ ,‫بلخي‬ ,١۵٨ ,١١۴ ,١١٠ G
,۵٨ ,۵٧ ,۵۶ ,۵٢ ,۵١
,۶٣ ,۶٢ ,۶١ ,۶٠ ,۵٩ ,٧٧ ,٧۴ ,۴۴ ,‫ارتعاش‬ ١۶٠ ,١۵٩ ١٢۴ ,gauss
,٧١ ,۶٩ ,۶۶ ,۶۵ ,۶۴ ,١٣١ ,١٣٠ ,١٢٠ ,Reiki Master Teacher ۴٨ ,۴٧ ,GDV
,٧٩ ,٧٨ ,٧٧ ,٧۶ ,٧٣ ١٣۶ ,١٣٢ ١١٠ ١۴۶ ,Gmail
,٨۵ ,٨٣ ,٨٢ ,٨١ ,٨٠ ,٧۴ ,‫ارتعاشات مغزي‬ ١۵٩ ,١١٠ ,RM
١۶٠ ,١١٠ ,RMT
,١٠۴ ,١٠٣ ,١٠٠ ,٨٨ ٧٧
١٢٣ ,Robert o. Becker
H
,١١۵ ,١١۴ ,١٠٧ ۶۶ ,‫اُرتومولكولر‬
,١١٩ ,١١٨ ,١١۶ ٩٠ ,٢۶ ,‫ارسطو‬ ١٢۴ ,٣۵ ,Healer
,١٣٠ ,١٢٨ ,١٢٠ ٢١ ,‫ارگون‬ S ١٧ ,Holistic
輌,١٣٣ ,١٣٢ ,١٣١ ,Human Energy Field
,٣٩ ,٣٨ ,٣٧ ,٩ ,‫استاد‬ ۴٨ ,Sector analysis
,١٣٧ ,١٣۶ ,١٣۴ ٢١
,٨۵ ,٨۴ ,٧٨ ,۶۶ ۵٧ ,Spin
,١۴٢ ,١۴١ ,١۴٠ Human Enhancing
,١١٠ ,١٠٩ ,١٠٨ ۵٧ ,Strange
١۶٣ ,١۴۶ ,١۴۴ ,١۴٣ ٢١ ,Field
,١١۶ ,١١۴ ,١١٢
٧٠ ,۶١ ,Hypnotherapy
,١٣٠ ,١٢۵ ,١١٧

-١٧١-
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫خود برتر‪,١٢٩ ,١٢١ ,٩ ,‬‬ ‫تمرينات‪,١٢١ ,١١٧ ,‬‬ ‫‪,۵٢ ,۵١ ,۵٠ ,۴٨ ,۴٧‬‬ ‫انرژي درماني‪,١۶ ,‬‬
‫‪١٣٧‬‬ ‫‪١۴٧ ,١۴۶ ,١٣٨ ,١٣۵‬‬ ‫‪,۶۴ ,۶٣ ,۵۵ ,۵۴ ,۵٣‬‬ ‫‪,٧٨ ,٧٣ ,۶٠ ,۵۶ ,۴٩‬‬
‫خود درماني‪٣٩ ,‬‬ ‫تناسخ‪١۶٣ ,٩۵ ,‬‬ ‫‪,۶٩ ,۶٨ ,۶٧ ,۶۶ ,۶۵‬‬ ‫‪٨۵ ,٨١‬‬
‫خوزه سيلوا‪,٧۶ ,٧۵ ,٧۴ ,‬‬ ‫توانائي مينوي‪,٣۵ ,‬‬ ‫‪,٧۶ ,٧٣ ,٧٢ ,٧١ ,٧٠‬‬ ‫انيشتن‪١١٨ ,‬‬
‫‪٧٧‬‬ ‫‪٣۶‬‬ ‫‪,٨١ ,٨٠ ,٧٩ ,٧٨ ,٧٧‬‬ ‫اوستا‪٢٧ ,‬‬
‫تواندرماني‪,٣۵ ,٢١ ,‬‬ ‫‪,٨٨ ,٨٧ ,٨۵ ,٨٣ ,٨٢‬‬ ‫اوسويی‪١۵٧ ,١٠٧ ,‬‬
‫‪,١١۴ ,١١٢ ,١٠٧‬‬ ‫اولی گابرﯾل سن‪,٩ ,‬‬
‫د‬ ‫‪,۴١ ,۴٠ ,٣٩ ,٣٨ ,٣٧‬‬
‫‪۴٢‬‬ ‫‪,١٢٠ ,١١٩ ,١١٨‬‬ ‫‪١٧۵‬‬
‫درمانگر‪,٣٩ ,٣٨ ,٣۵ ,‬‬ ‫تيروئيد‪١٣١ ,١٠١ ,‬‬ ‫‪١۴٢ ,١٣۴ ,١٣٢ ,١٢٧‬‬ ‫اھورامزدا‪٢٧ ,٢۶ ,٢٠ ,‬‬
‫‪,۴٩ ,۴٧ ,۴٣ ,۴٢ ,۴٠‬‬ ‫تيموس‪١٣١ ,١٠١ ,‬‬ ‫بيماريھاي مزمن‪١٣۴ ,‬‬ ‫ايپي درماني‪۶٧ ,‬‬
‫‪,۶٩ ,۶٣ ,۵٢ ,۵١ ,۵٠‬‬ ‫بيوانرژتيك‪٨٠ ,‬‬ ‫اينشتين‪,۶٠ ,۵۶ ,٢۵ ,١٨ ,‬‬
‫‪,٨٢ ,٨٠ ,٧٩ ,٧٣ ,٧١‬‬ ‫بيوپالسما‪٧٨ ,٢١ ,‬‬ ‫‪٨٠‬‬
‫‪١٢۴ ,١٢٢ ,١٢١ ,٨٣‬‬
‫ج‬ ‫بيوپالسميك‪,٧٩ ,٧٨ ,‬‬
‫دعا درماني‪,۶٨ ,۶١ ,‬‬ ‫جبروت‪,٨۶ ,٢٨ ,٢٧ ,‬‬ ‫‪١١۶‬‬
‫‪۶٩‬‬ ‫‪٨٨ ,٨٧‬‬ ‫بيوفوتون‪۴۵ ,۴۴ ,‬‬
‫آ‬
‫دکتر اوسوﯾی‪١۵٧ ,‬‬ ‫جمشيد‪٢٨ ,٢٧ ,‬‬ ‫بيوفيدبك‪٧١ ,٧٠ ,۶١ ,‬‬ ‫آب نمک‪١۴۴ ,١۴٠ ,‬‬
‫دکتر اوسويی‪,١٠٨ ,‬‬ ‫جمھوري اسالمي‪,‬‬ ‫بيوفيزيك‪۴۴ ,‬‬ ‫آتش‪,٣٧ ,٣٣ ,٢٧ ,٢۶ ,‬‬
‫‪١٠٩‬‬ ‫‪١۶٧‬‬ ‫بيوفيلد‪٢١ ,‬‬ ‫‪١٣٧ ,١٠۶ ,۴١‬‬
‫دلتا‪٧۵ ,‬‬ ‫آجنا‪١٠١ ,‬‬
‫دوره درمان‪١۴٢ ,‬‬ ‫پ‬ ‫آرامش درماني‪,۶١ ,‬‬
‫چ‬ ‫‪۶٩ ,۶٨‬‬
‫پاترﯾک زﯾگلر‪١٧۵ ,٩ ,‬‬ ‫آگاھي برتر‪١٣١ ,‬‬
‫ذ‬ ‫چاكراھاي قلب‪١۴٠ ,‬‬
‫پاندول‪٨٢ ,‬‬
‫چاكراي تاج‪١۴١ ,١٠٢ ,‬‬ ‫آلفا‪٧٧ ,٧۵ ,٧٠ ,‬‬
‫ذرات با چرخش عدد‬ ‫چليتينگ‪۶٧ ,‬‬ ‫پرانا‪,٧٨ ,۶٩ ,۶۴ ,٢٠ ,‬‬ ‫آلوپاتي‪٧٢ ,‬‬
‫صحيح‪۵٧ ,‬‬ ‫چي گنگ‪۶۶ ,۶۵ ,۶۴ ,‬‬ ‫‪١۵٨ ,١٠۴ ,٧٩‬‬ ‫آناھاتا‪١٠١ ,‬‬
‫پرتو بين‪١۶ ,‬‬ ‫آيت ﷲ‪,١۶٧ ,١۶۴ ,‬‬
‫ر‬ ‫پری نورﯾال‪,١٢۴ ,١٢٣ ,‬‬
‫ح‬ ‫‪١٢۵‬‬
‫‪١۶٨‬‬

‫رابرت بکر‪١٢٣ ,‬‬ ‫حافظ‪۵٢ ,۵٠ ,٢٣ ,‬‬ ‫پالسبو‪۵۶ ,۵۵ ,‬‬
‫راديواكتيويته‪۵٩ ,‬‬ ‫حالت پنجم ماده‪٢١ ,‬‬ ‫پالسما‪١١۶ ,‬‬
‫ب‬
‫راکو‪,١۴١ ,١٣٨ ,١٣٧ ,‬‬ ‫حسين بن منصور‬ ‫پنج اصل بنيادين‪,١٠٧ ,‬‬ ‫بابک سرخپور‪,١٣ ,١٢ ,‬‬
‫‪١۴۶‬‬ ‫حالج‪٣٩ ,٣٢ ,‬‬ ‫‪١٢٨ ,١٢٧‬‬ ‫‪١۵۵‬‬
‫رزونانس مورفيك‪٢٣ ,‬‬ ‫حفاظت‪,٨۴ ,٧٠ ,‬‬ ‫پيامبر‪٩ ,‬‬ ‫باخ‪۵٢ ,٢۴ ,‬‬
‫رشته ھای عصبی‪,‬‬ ‫‪,١۴١ ,١٣٨ ,١٣۵‬‬ ‫پيامبران‪١۵٧ ,‬‬ ‫بايزيد بسطامي‪٣٠ ,‬‬
‫‪١٢۵ ,١٢۴‬‬ ‫‪١۴۶ ,١۴٢‬‬ ‫پيشگوئي‪٢۶ ,‬‬ ‫بتا‪٧۵ ,‬‬
‫رقص درماني‪۶٨ ,۶١ ,‬‬ ‫حكمت اشراق‪٢٩ ,‬‬ ‫بحران درمان‪١٣۴ ,‬‬
‫روحانی‪,١٠۶ ,١٣ ,‬‬ ‫ت‬ ‫بدن اتريك‪١٢٠ ,١١٩ ,‬‬
‫‪١۶۴ ,١١٧ ,١٠٧‬‬ ‫بسم ﷲ الرحمن‬
‫رودنی کوکس‪١٧۵ ,٩ ,‬‬
‫خ‬ ‫تأثيرات پيزوالکترﯾک‪,‬‬ ‫الرحيم‪١۶۴ ,‬‬
‫روشن بين‪,٧٨ ,١۶ ,‬‬ ‫خاقانی‪١١٠ ,‬‬ ‫‪١٢٢‬‬ ‫بطحائي گلپايگاني‪,‬‬
‫‪٨١‬‬ ‫خدا‪,٣۶ ,٣۵ ,٣٢ ,٢۶ ,‬‬ ‫تاكاتا‪١۴١ ,١١۴ ,١٠٧ ,‬‬ ‫‪١۶٨ ,١۶٧‬‬
‫رﯾاضت‪١۶٧ ,١١٧ ,‬‬ ‫‪,٧٩ ,۴٢ ,۴١ ,۴٠ ,٣٨‬‬ ‫تاالموس‪١٢۵ ,١٢۴ ,‬‬ ‫بقراط‪۶٢ ,٢۶ ,‬‬
‫رﯾکی‪,١۴ ,١٣ ,١٢ ,٩ ,‬‬ ‫‪,١١۴ ,٩٠ ,٨٨ ,٨٧‬‬ ‫تبت‪١١٣ ,‬‬ ‫بالل بلخي‪٣۶ ,‬‬
‫‪,١٠۴ ,١٠٣ ,٩٩ ,۴٣‬‬ ‫‪١٢٨‬‬ ‫تتا‪٧۵ ,٧١ ,‬‬ ‫بيولوژﯾک‪,١٢۴ ,١٢٢ ,‬‬
‫‪,١٠٩ ,١٠٧ ,١٠۶‬‬ ‫خداوند‪,٢٧ ,٢۶ ,١٣ ,٩ ,‬‬ ‫تحليل منطقهاي‪۴٨ ,‬‬ ‫‪١٢۶‬‬
‫‪,١١۵ ,١١٢ ,١١٠‬‬ ‫‪,۵١ ,۵٠ ,٣٧ ,٢٩ ,٢٨‬‬ ‫تداخل کوانتومی‪١٢٣ ,‬‬ ‫بيومغناطيسی‪,١٢٣ ,‬‬
‫‪,١٢٠ ,١١٧ ,١١۶‬‬ ‫‪,٨٧ ,٨۶ ,٨٠ ,٧٩ ,۵٢‬‬ ‫تشديد انساني‪٢١ ,‬‬ ‫‪١٢۶ ,١٢۵‬‬
‫‪,١٢۵ ,١٢٢ ,١٢١‬‬ ‫‪,١١٣ ,١٠٣ ,٩۴ ,٨٨‬‬ ‫تصور درماني‪۶٨ ,۶١ ,‬‬ ‫بيتھوون‪۵٢ ,‬‬
‫‪,١٣۵ ,١٣٢ ,١٢۶‬‬ ‫‪,١٢٩ ,١٢١ ,١١٧‬‬ ‫تصوف‪١٣٢ ,٣١ ,‬‬ ‫بيماري‪,٢١ ,٢٠ ,١۶ ,‬‬
‫‪,١۴۵ ,١۴٢ ,١۴١‬‬ ‫‪١۶٩ ,١۴۵ ,١۴٠ ,١٣۶‬‬ ‫تغذيه درماني‪۶۶ ,‬‬ ‫‪,٣٣ ,٢٩ ,٢۶ ,٢۵ ,٢۴‬‬
‫‪١۵٨ ,١۵٧ ,١۵۶ ,١۴۶‬‬ ‫خشم‪١٢٩ ,٣۴ ,‬‬

‫‪-١٧٢-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫کارما‪,٩۵ ,٩۴ ,١۴ ,‬‬ ‫عرفان اسالمي‪,٨٣ ,‬‬ ‫ش‬ ‫ريكي‪,١٠۴ ,١٠٣ ,۴٧ ,‬‬
‫‪١۴٢‬‬ ‫‪٨۶ ,٨۵‬‬ ‫‪,١١٢ ,١٠٧ ,١٠۵‬‬
‫کارونا‪١۵٧ ,‬‬ ‫عشق‪,١٣ ,١٢ ,١٠ ,٩ ,‬‬ ‫شبكه خورشيدي‪,‬‬ ‫‪,١١۵ ,١١۴ ,١١٣‬‬
‫کاگمی‪١٧۵ ,‬‬ ‫‪,١٢۶ ,١٢١ ,١٠١ ,۴۴‬‬ ‫‪١۴۵ ,١۴٢ ,١٠٠‬‬ ‫‪,١٢٠ ,١١٩ ,١١۶‬‬
‫کترﯾن رابسون‪١٧۵ ,‬‬ ‫‪١۵۵ ,١۴۵ ,١٣٨ ,١٣٠‬‬ ‫شفابخشیِ‪١٢۶ ,‬‬ ‫‪,١٣٠ ,١٢٧ ,١٢١‬‬
‫کوراياما‪١٠۶ ,‬‬ ‫عطار‪١١٠ ,٣۵ ,٣٣ ,‬‬ ‫شفاگر‪,١٢۴ ,١٠٨ ,٧٧ ,‬‬ ‫‪,١٣٣ ,١٣٢ ,١٣١‬‬
‫علی اصغر مستوفی‪,‬‬ ‫‪١٣۵ ,١٢۶ ,١٢۵‬‬ ‫‪,١٣٧ ,١٣۵ ,١٣۴‬‬
‫‪٩‬‬ ‫شلدريك‪,٢٣ ,٢٢ ,٢١ ,‬‬ ‫‪,١۴٢ ,١۴١ ,١۴٠‬‬
‫ك‬ ‫عليرضا حقيقی‪,٩ ,‬‬ ‫‪٢۵ ,٢۴‬‬ ‫‪,١۴۵ ,١۴۴ ,١۴٣‬‬
‫كارك‪۵٩ ,۵٧ ,‬‬ ‫‪١٧۵ ,١۵۶‬‬ ‫شمس‪,۴٢ ,٣۶ ,٩ ,‬‬ ‫‪١۶٣ ,١۴۶‬‬
‫كالبد فيزيكي‪,٩۵ ,٨۶ ,‬‬ ‫عمروليث صفاري‪٣٩ ,‬‬ ‫‪١١٠‬‬
‫‪٩٩ ,٩٨‬‬ ‫عود‪١۴۴ ,١۴٠ ,١٣۴ ,‬‬ ‫شمن‪١۵٨ ,١۵٧ ,‬‬ ‫ز‬
‫كانجي‪١٠٣ ,‬‬ ‫عيسي‪,٣٩ ,٣٨ ,٣٧ ,‬‬ ‫شودن‪,١١۴ ,١٠٨ ,‬‬
‫كايروپراكتيك‪۶۴ ,‬‬ ‫‪١١۴ ,١١٣ ,١١٢ ,٧۵‬‬ ‫‪١۵۶ ,١٣١‬‬ ‫زرتشت‪٢٩ ,٢٧ ,٢۶ ,٩ ,‬‬
‫كبد‪١٠٠ ,٢٢ ,‬‬ ‫شھود‪,٢٩ ,٢٧ ,٢۶ ,‬‬
‫كپلر‪۶٠ ,۵۶ ,‬‬ ‫غ‬ ‫‪,٨٨ ,٨٧ ,٨۶ ,٧۵‬‬ ‫ژ‬
‫كرامات‪,٣۴ ,٣٣ ,٣٠ ,‬‬ ‫‪١٣١ ,١٢١‬‬
‫‪٨٨ ,٣٧ ,٣۶ ,٣۵‬‬ ‫غد فوق كليوي‪٩٩ ,‬‬ ‫شيخ ابوالحسن‬ ‫ژاپن‪,٧٣ ,۶۴ ,۶٣ ,٢٣ ,‬‬
‫غدد‪١١٩ ,١٠٠ ,٩٩ ,‬‬ ‫خرقاني‪٣٢ ,‬‬ ‫‪,١٠۶ ,١٠۵ ,١٠۴‬‬
‫كرليان‪١١۶ ,۴٨ ,۴٧ ,‬‬
‫غده صنوبري‪١٣١ ,‬‬ ‫شيخ ابوسعيد‬ ‫‪١١۴ ,١٠٨ ,١٠٧‬‬
‫كريلين‪١۶ ,‬‬
‫كليسا‪١١٣ ,۵۴ ,۵٣ ,‬‬ ‫غرور‪١۵۵ ,١۴١ ,٢٨ ,‬‬ ‫ابوالخير‪٣٣ ,٣٢ ,‬‬
‫كوآرك‪۵٧ ,١٨ ,‬‬ ‫غسل‪١۴۴ ,٢٩ ,‬‬ ‫شيخ ابوعمرونجيد‪,‬‬ ‫س‬
‫كوآنتوم‪,۵٧ ,۵۶ ,١٩ ,‬‬ ‫‪٣٢‬‬
‫ساعت نشست‪١۴٧ ,١۴۴ ,‬‬
‫‪,١٣٠ ,٧٠ ,۶٠ ,۵٩‬‬ ‫ف‬ ‫شيخ حسنعلي‬
‫سانسكريت‪,۶٩ ,۶۴ ,‬‬
‫‪١٣٢‬‬ ‫اصفھاني‪٣۴ ,‬‬
‫‪١٠۵ ,٧٢‬‬
‫كوك سوئي‪٨٠ ,٧٩ ,٧٨ ,‬‬ ‫فارادی‪١٢۶ ,‬‬ ‫شيخ نخودكي‪٣۴ ,‬‬
‫ساھاسرآرا‪١٠٢ ,‬‬
‫كيخسرو‪٢٩ ,‬‬ ‫فرّ ايزدي‪٢٨ ,٢٧ ,‬‬ ‫شيم پيدن‪١١۵ ,‬‬
‫ساﯾکومتری‪٩۴ ,٩٣ ,‬‬
‫كيسه صفرا‪١٠٠ ,٧٧ ,‬‬ ‫فرشتگان‪,٨۶ ,٢۶ ,٩ ,‬‬ ‫شين پيدن‪١١۵ ,‬‬
‫‪,١۵٧ ,١۴١ ,١۴٠ ,٨٨‬‬ ‫ساينتولوژي‪,۶٨ ,۶١ ,‬‬
‫‪١٧۵‬‬ ‫‪٧١‬‬
‫گ‬ ‫فرکانس‪,١٢۴ ,١٢٣ ,‬‬
‫ص‬ ‫سچيم‪١۵٧ ,‬‬
‫‪١٢۵‬‬ ‫سحر و جادو‪٢۶ ,‬‬
‫گاس‪١٢۴ ,‬‬ ‫صانعی‪١۶٣ ,‬‬
‫فرکانسِ طبيعی‪١٢۴ ,‬‬ ‫سرخپوست‪١٠۵ ,‬‬
‫گاليله‪۶٠ ,۵۶ ,‬‬
‫فشار درماني‪۶٣ ,۶٢ ,۶١ ,‬‬ ‫سرطان‪,۶٩ ,۵٣ ,٢۴ ,‬‬
‫گلو‪,١۴١ ,١٣١ ,١٠١ ,‬‬
‫‪١۴۴ ,١۴٢‬‬ ‫فلزات‪١۴٠ ,۶٧ ,٣٣ ,‬‬
‫ط‬ ‫‪٨۵‬‬
‫فوتون‪۵٩ ,۵٨ ,۴٧ ,۴۴ ,‬‬ ‫سعدي‪٢٣ ,‬‬
‫گوكويي كيدين‪١١۵ ,‬‬ ‫طب اسالمي‪٣٣ ,‬‬
‫فيبرو بالستھا‪١٢٣ ,‬‬ ‫سكته قلبي‪۵۴ ,‬‬
‫طب انرژی‪,۴۴ ,۴٣ ,‬‬
‫فيزيك كالسيك‪,١۶ ,‬‬ ‫‪١٢٢‬‬ ‫سمبل‪,١٠۵ ,٩٢ ,٩١ ,‬‬
‫ل‬ ‫‪۵٩ ,۵٨ ,١٨ ,١٧‬‬ ‫طب سوزني‪,۴۵ ,۴۴ ,‬‬
‫‪,١٣۵ ,١٣٢ ,١١۵‬‬
‫‪,١٣٨ ,١٣٧ ,١٣۶‬‬
‫الھوت‪٨٨ ,٨٧ ,٣٠ ,٢٨ ,‬‬ ‫‪,۶٧ ,۶٣ ,۶٢ ,۶١ ,۴٧‬‬
‫‪١۵٧ ,١۴١‬‬
‫اليه اتري‪٩٩ ,٩٨ ,‬‬ ‫ق‬ ‫‪٧٣ ,٧٢‬‬
‫طبايع چھارگانه‪٣٣ ,‬‬ ‫سمبلھاي ريکي‪,١٣۵ ,‬‬
‫اليه اثيري‪٩٨ ,‬‬ ‫‪١٣٧ ,١٣۶‬‬
‫اليه آسماني‪٩٩ ,‬‬ ‫قرب الھی‪١١٧ ,‬‬
‫قل ھوﷲ احد‪٣۴ ,‬‬ ‫سوادھيستانا‪١٠٠ ,‬‬
‫اليه ذھني‪٩٨ ,‬‬ ‫ع‬ ‫سھروردي‪٢٩ ,٢٧ ,٢۶ ,‬‬
‫اليه عاطفي‪٩٨ ,‬‬ ‫سھل بن عبدﷲ‬
‫اليه كليشه اي اتري‪,‬‬ ‫ک‬ ‫عبدﷲ بن مبارك‪,‬‬
‫‪٣١‬‬ ‫تستري‪٣١ ,‬‬
‫‪٩٩‬‬
‫کات کاراته ای‪١۴١ ,‬‬ ‫عرفان‪,۶٠ ,٢٨ ,٢٧ ,٢۶ ,‬‬ ‫سيستانی‪١٧٠ ,‬‬
‫اليه كليشه اي كتري‬
‫کاترﯾن رابسون‪٩ ,‬‬ ‫‪٨۶ ,٨۵ ,٨٣‬‬ ‫سيمرغ‪٣٠ ,٢٩ ,‬‬
‫كالبد علي‪٩٩ ,‬‬
‫لوقا‪١١٢ ,٣٨ ,‬‬

‫‪-١٧٣-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫‪,٩٩ ,٩٨ ,٩۵ ,٩٣ ,٨٣‬‬ ‫نظريه مكانيستيك‪,١٨ ,١٧ ,‬‬ ‫‪,٨٣ ,٧٧ ,٧۶ ,٧۵‬‬ ‫ليزر‪١٢٢ ,‬‬
‫‪,١٢٣ ,١١۵ ,١٠٩‬‬ ‫‪٢٢‬‬ ‫‪١٢۴ ,١٢٣ ,١٢٢ ,١١٩‬‬ ‫لئوناردوداوينچي‪,٢۴ ,‬‬
‫‪١۴۴ ,١۴٠ ,١٣٢‬‬ ‫نظريه ويتاليستيك‪١٧ ,‬‬ ‫مغناطيس حيواني‪۴۶ ,‬‬ ‫‪۵٢‬‬
‫ھاياشی‪١٠٩ ,‬‬ ‫نظريه ھوليستيك‪١٧ ,‬‬ ‫مغناطيس مايع‪٢٠ ,‬‬
‫ھاياشي‪١۴١ ,١٠٧ ,‬‬ ‫نفس‪,۵٠ ,٣١ ,٢٨ ,١٠ ,‬‬ ‫مکارم شيرازی‪١۶۴ ,‬‬
‫ھمسوﯾی‪,١١٠ ,‬‬ ‫‪,٨٧ ,٧٨ ,۶۵ ,۶۴ ,۵١‬‬ ‫مکانيسمِ القاﯾی‪١٢۴ ,‬‬
‫م‬
‫‪,١٣١ ,١٢۵ ,١١۴‬‬ ‫‪,١٢٩ ,١٢٠ ,١٠٩ ,٨٨‬‬ ‫ملكوت‪,٨٧ ,٨۶ ,٢٨ ,‬‬ ‫مادرترزا‪١١٨ ,‬‬
‫‪,١٣٧ ,١٣۵ ,١٣٢‬‬ ‫‪١۶٧ ,١۴٢‬‬ ‫‪١١٣ ,٨٨‬‬ ‫ماساژ درماني‪۶٢ ,‬‬
‫‪١۵٨ ,١۴۶ ,١۴۵ ,١۴۴‬‬ ‫نفس انساني‪٢٨ ,‬‬ ‫موبد‪٢۶ ,‬‬ ‫ماكروبيوتيك‪٧٣ ,‬‬
‫ھمسويي‪,١١۴ ,١١٣ ,‬‬ ‫نور اسپھبد‬ ‫موتزارت‪۵٢ ,٢۴ ,‬‬ ‫مانترا‪١۴۴ ,۶٩ ,‬‬
‫‪,١٣٠ ,١١۶ ,١١۵‬‬ ‫انسانی‪٢٠ ,‬‬ ‫موسسه ملی‬ ‫ماني پورا‪١٠٠ ,‬‬
‫‪,١٣٣ ,١٣٢ ,١٣١‬‬ ‫نوراالنوار‪٢٧ ,٢٠ ,‬‬ ‫سالمتی اﯾاالت‬ ‫ماوراءالطبيعه‪١۶٧ ,‬‬
‫‪١٣۶ ,١٣۵‬‬ ‫نورﯾوم‪١٢٣ ,١٢٢ ,‬‬ ‫متحده‪۴٣ ,‬‬ ‫ماوراءالطبيعه‪,۵۵ ,٢۶ ,‬‬
‫ھند‪,٩۴ ,٧٢ ,۶۵ ,۶۴ ,‬‬ ‫نيت‪١۴۶ ,١۴۴ ,١٣٨ ,‬‬ ‫موسيقي درماني‪,۶١ ,‬‬ ‫‪٨٩‬‬
‫‪١١٣ ,١٠۵ ,١٠٣‬‬ ‫نيروي اديك‪٢٠ ,‬‬ ‫‪۶٨‬‬ ‫ماﯾکرووﯾو‪١٢۴ ,‬‬
‫ھنر درماني‪۶٨ ,۶١ ,‬‬ ‫نيروي حيات‪,۴۴ ,٢٠ ,‬‬ ‫موالدھارا‪٩٩ ,‬‬ ‫متافيزﯾک‪,٨٩ ,١٣ ,١٢ ,‬‬
‫ھواپرستی‪١۶٧ ,‬‬ ‫‪١٠٣‬‬ ‫موالنا‪,۴١ ,۴٠ ,٣۶ ,٩ ,‬‬ ‫‪١۶٧ ,١١٠ ,٩٠‬‬
‫ھوليستيك‪٧٣ ,١٨ ,‬‬ ‫نيروي درمانگر‪٣۵ ,‬‬ ‫‪١١٠ ,۵٢ ,۴٢‬‬ ‫متي‪١١٣ ,١١٢ ,٣٨ ,‬‬
‫ھوميوپاتي‪,۶۶ ,۶٢ ,‬‬ ‫نيروي مينوي‪,٣٧ ,٢٧ ,‬‬ ‫ميدان بيو‬ ‫محمد مصطفی‪٩ ,‬‬
‫‪٧٢‬‬ ‫‪۴٢‬‬ ‫مغناطيسی‪١٢۴ ,‬‬ ‫مديتيشن‪١۶٩ ,۴٨ ,‬‬
‫ھيپنوتيزم‪,٧٠ ,۶٨ ,۶١ ,‬‬ ‫ميدانِ مغناطيسی‪,‬‬ ‫مراقبه‪,۵۶ ,۵۵ ,٢۶ ,‬‬
‫‪٧۴ ,٧١‬‬
‫ھيپوتاالموس‪١٣١ ,‬‬
‫و‬ ‫‪١٢۴‬‬ ‫‪,٧٢ ,۶٩ ,۶٨ ,۶۴ ,۶٠‬‬
‫ميدان انرژي جھاني‪,‬‬ ‫‪,١٠۵ ,٨٧ ,٨٢ ,٧٨‬‬
‫ھيپوفيز‪١٣١ ,١٠٢ ,‬‬ ‫واگل‪١١۵ ,‬‬ ‫‪٨٣ ,٢١‬‬ ‫‪,١٣۶ ,١٠٩ ,١٠٨‬‬
‫والتر لوبک‪١۵۶ ,‬‬ ‫ميدان زندگي‪٢١ ,‬‬ ‫‪,١۴۴ ,١۴١ ,١۴٠‬‬
‫ی‬ ‫وضو‪,١۴٠ ,۴٠ ,٣٩ ,٣١ ,‬‬ ‫ميدان شكل ساز‪,٢٢ ,٢١ ,‬‬ ‫‪,١۴٧ ,١۴۶ ,١۴۵‬‬
‫‪١۶٨ ,١۶٧ ,١۶٣‬‬
‫‪١۴٢‬‬ ‫‪۴٩ ,٢۵ ,٢۴ ,٢٣‬‬
‫ﯾانگ‪٩١ ,‬‬ ‫ومغان‪٢۶ ,‬‬ ‫ميدان فكر‪٢١ ,‬‬ ‫مرقس‪,١١٢ ,٣٨ ,٣٧ ,‬‬
‫ﯾوگا‪١١٧ ,‬‬ ‫وھوميوپاتي‪٨٠ ,‬‬ ‫ميدان واحد جھاني‪,‬‬ ‫‪١١٣‬‬
‫ﯾين‪٩٣ ,٩٢ ,٩١ ,‬‬ ‫وﯾليام لی رند‪,١٠٩ ,‬‬ ‫‪٢۵ ,١٩‬‬ ‫مستري‪١١۵ ,‬‬
‫‪١۵۶‬‬ ‫ميكائواوسويي‪١١۴ ,‬‬ ‫مسيح‪,١٠۵ ,٧۶ ,٧۵ ,‬‬
‫ي‬ ‫ويشودھي‪١٠١ ,‬‬ ‫ميكل آنژ‪۵٢ ,٢۴ ,‬‬ ‫‪١١۴ ,١١٣ ,١١٢‬‬
‫مصباح‪١۶٩ ,‬‬
‫يوحنا‪,١١٢ ,٣٩ ,٣٨ ,‬‬ ‫معجزه‪,٨٨ ,٣٧ ,٣۶ ,‬‬
‫‪١١۴‬‬
‫ه‬ ‫ن‬ ‫‪١١٣ ,١١٢ ,٩٠‬‬
‫يوگا‪۶٩ ,۶۴ ,‬‬ ‫ھاروارد‪۵۵ ,۵٣ ,‬‬ ‫نادي‪١١٩ ,١١۶ ,‬‬ ‫مغز‪,۴۵ ,٢۴ ,١٨ ,١٧ ,‬‬
‫يون منفي‪۶٧ ,‬‬ ‫ھاله‪,۴٨ ,۴٧ ,٢١ ,٢٠ ,‬‬ ‫ناسوت‪,٨٧ ,٨۶ ,٢٨ ,‬‬ ‫‪,٧۴ ,٧٠ ,۶٩ ,۵۵ ,۴٧‬‬
‫‪,٨٢ ,٨١ ,٧٩ ,٧٨ ,٧٧‬‬ ‫‪٨٨‬‬

‫‪-١٧٤-‬‬
‫‪www.masterbabak.com‬‬ ‫رﯾکی مرحله اول‬

‫معرفی مولف‬
‫بابک سرخپور متولد ششم خرداد ماه ‪ ١٣۵٧‬تھران ‪،‬‬
‫دارای مدرک کارشناس نرم افزار ‪ ،‬از سال ‪ ١٣٧٧‬اقدام به‬
‫تاسيس شرکت مھندسی کامپيوتر فن آوری پردازشھای‬
‫موازی نمود ‪ ،‬او مجری دھھا پروژه مھم ‪ IT‬در کشور بود ‪،‬در‬
‫دﯾماه ‪ ١٣٨۴‬ازدواج نمود که حاصل آن فرزندی بنام مسيحا در‬
‫خرداد ماه ‪ ١٣٨٧‬بود‪.‬‬
‫در ‪ ٢٠‬بھمن ‪ ١٣٨۵‬ناگھان در طوفان حوادث زندگی با اولين‬
‫استاد خودشناسی خود علی اصغر مستوفی آشنا شد و به‬
‫مدت ‪ ١‬ماه به ھمراه استادش دنيای مادی را به کناری نھاد ‪ ،‬موباﯾل خاموش گردﯾد ‪،‬کار و‬
‫ھمه افتخارات علمی و فنی را تعطيل کرد و به کناری نھاد تا بتواند آزادانه و در تنھاﯾی در‬
‫خلوتگاھش در جنگلھای نھارخوران گرگان با خالق خود شروع به گفتگو و مراقبه نماﯾد ‪.‬‬
‫در ‪ ٢٠‬اسفند ‪ ٨۵‬توسط عليرضا حقيقی با رﯾکی آشنا شد ‪ ،‬عزم خود را بيش از پيش جزم‬
‫نمود تا اﯾنکه در خرداد ماه ‪ ١٣٨۶‬با دنيای کامپيوتر و شغل قبلی خود و از محل سکونت خود‬
‫به جھت انجام تعھدات اجتماعی خدا حافظی نمود و در ساری اولين پاﯾگاه تدرﯾس خود را بنا‬
‫نمود و بدﯾن سان گام در آموزش متافيزﯾک و رﯾکی نھاد‪.‬‬
‫به سرعت مدارج استادی رﯾکی اسوﯾی ‪ ،‬کارونا رﯾکی ‪ ،‬کاگمی ‪،‬کندالينی‪، ٢٠٠٨‬‬
‫گلد‪،‬تاﯾکون‪،٢٠٠٨‬سچيم سنتی و فرشتگان ‪،‬رانيک رﯾکی‪،‬رﯾکی صعودی و ساﯾر رشته ھای‬
‫معروف دنيا را از اساتيدی ھمچون عليرضا حقيقی ‪ ،‬رودنی کوکس‪،‬اولی گابرﯾل سن‪،‬پاترﯾک‬
‫زﯾگلر‪،‬کترﯾن رابسون و ‪ ....‬طی نمود و در پاﯾيز ‪ ١٣٨٧‬موسسه مطالعات موفقيت خالق را‬
‫تاسيس نمود‪.‬‬
‫ھدف او تالش برای شناساندن رﯾکی و علوم وابسته مبتنی بر آخرﯾن فن آوری ھای‬
‫روز دنيا با ھمکاری اساتيد بين المللی به مراجع علمی ‪ ،‬فنی و عموم بوده و‬
‫بيشترﯾن تمرکز خود را در حال حاضر تدوﯾن ‪،‬ترجمه و تھيه مستندات قابل اعتماد‬
‫علمی به جھت شناساندن توانمندﯾھا و حقاﯾق راستين رﯾکی به دور از اوھام و‬
‫توھمات ذھنی و منطبق بر اساس مراجع قابل اعتماد بوده است‪.‬‬
‫و او ھميشه اﯾن بيت را سر لوحه خود در زندگی قرارداده است‪.‬‬

‫در نيستی کوفت تا ھست شد‬ ‫بلندی از آن ﯾافت کاو پست شد‬

‫رودنی کوکس‬ ‫پاترﯾک زﯾگلر‬ ‫عليرضا حقيقی‬ ‫اولی گابرﯾل سن‬ ‫کترﯾن رابسون‬

‫‪-١٧٥-‬‬