You are on page 1of 20

‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫آيا بايد به مقدسات مردم احترام گذاشت؟‬


‫پيشگفتار‬
‫مقدسات چه ھستند؟ اھانت چيست؟‬
‫آيا بايد به مقدسات توھين کرد؟‬
‫چرا مسلمانان نگران اھانت شدن به باورھايشان ھستند؟‬
‫آيا اسالم و مسلمانان ھم به ديگران احترام ميگذارند؟‬
‫در چه صورتی ديگران به مسلمانان احترام خواھند گذاشت؟‬
‫من اب ع‬

‫پيشگفتار‬
‫اينکه نبايد به مقدسات توھين کرد و نبايد به دين مردم کاری داشت سخنی است که شبانه روز از مسلمانان‪ ،‬اسالمگرايان و سمپاتھای ايشان‬
‫ميتوان شنيد‪ .‬قبل از نوشتن اين نوشتار واژه "توھين" را در گوگل جستجو کردم‪ ،‬از ‪ 20‬مورد نخست‪ 9 ،‬مورد در مورد "توھين به‬
‫مقدسات" بود‪ .‬البته بيشتر اوقات وقتی کسی ميگويد به مقدسات مردم توھين نکنيد منظورش اين است که به مقدسات من توھين نکنيد‪ ،‬برخی‬
‫آدمھا عالقه دارند خود را پشت نامھای بزرگتر مخفی کنند‪ .‬افزون بر اين بايد توجه داشت که دين مال التجاره طبقه ماليان است و آنان نيز‬
‫ھمانند ديگر کسبه مايل نيستند کسی به محصولشان اھانت کند چرا که اين اھانت ممکن است رونق را از بازار کار ايشان بگيرد‪.‬‬

‫ھدف من در اين نوشتار نقد اين ايراد و انتقاد است‪ ،‬من معتقدم درخواست احترام به مقدسات درخواست بيجايی است و اساسا ً احترام به‬
‫مقدسات اسالمی کاری غير اخالقی و نادرست است‪ .‬افزون بر اين معتقدم مسلمانان در پس اين درخواست چيزھای ديگری را ميطلبند که‬
‫کامالً نابجا و نا عادالنه ھستند‪ .‬در اين نوشتار ابتدا مفاھيم قداست و اھانت را بطور مختصر معرفی خواھم کرد‪ ،‬سپس به اين پرسش پاسخ‬
‫خواھم داد که آيا بايد به مقدسات اھانت کرد يا نه‪ ،‬در بخش بعدی توضيح خواھم داد که چرا اين مسئله برای مسلمانان اينقدر اھميت دارد‪،‬‬
‫پس از آن نشان خواھم داد که مسلمانان خود احترامی برای ديگران قائل نيستند‪ ،‬و در پايان توضيح خواھم داد که در چه صورتی مسلمانان‬
‫ميتوانند برای خود احترام کسب کنند‪.‬‬

‫پيش از آغاز نوشتار بد نيست به اين مسئله اشاره شود که اينطور بايد و نبايد ھا يا ميتوانند حقوقی باشند يا اخالقی‪ .‬بنابر اين از کسی که‬
‫ميگويد به مقدسات نبايد توھين کرد بايد پرسيد که اين بايد حقوقی است يا اخالقی؟ به اين معنی که آيا او ميگويد بر اساس قوانين نبايد به‬
‫مقدسات توھين کرد يا اينکه ميگويد از نگر اخالقی خوب نيست که به مقدسات توھين کرد يا خوب است که به مقدسات احترام گذاشت‪ .‬در‬
‫کشوری که من در آن زندگی ميکنم اھانت به اسالم جرم نيست‪ ،‬و در بيشينه کشورھای متمدن نيز ھمينگونه ھست‪ .‬اما در ديدگاه من اخالق‬
‫جايگاه باالتری از قانون دارد يعنی اگر کاری اخالقی باشد بھتر است اگرچه خالف قانون باشد آنکار را يک حق شمرد‪ ،‬و اگر کسی کاری‬
‫را انجام داده است‪ ،‬اين توجيه که "اينکار حق من بوده است" کافی نيست‪ ،‬بلکه بايد دليلی اخالقی نيز ارائه شود‪ .‬فرض کنيد قانونا ً در‬
‫کشوری موظف باشيد گردن کسی که در جمع خميازه ميکشد را بزنيد‪ ،‬آيا از اين قانون پيروی خواھيد کرد؟ در چنين مواردی بحث اخالقی‬
‫در مورد اين بايد و نبايد ھا اھميت پيدا ميکند و موضوع اين نوشتار نيز از ھمان دست موارد است‪ .‬لذا روشن شد که قانونا ً اھانت به اسالم‬
‫حق من و ساير ساکنين کشورھای متمدن است‪ ،‬ولی بر اساس قوانين کشورھايی که قوانين اسالمی در آنھا رواج دارند اھانت به اسالم جرم‬
‫است و چنين حقی وجود ندارد و اين موضوع نسبتا ً ساده ای است‪ .‬اما بحث اخالقی کمی پيچيده تر است و در اصل اين نوشتار به بررسی‬
‫اخالقی اين قضيه ميپردازد‪ .‬روشن است که اگر اخالقا ً اھانت به اسالم خوب باشد و يا احترام گذاشتن به اسالم بد باشد )اين دو گزاره لزوما ً‬
‫يکسان نيستند(‪ ،‬من توصيه ميکنم که اگر حتی اينکار غير قانونی باشد‪ ،‬يک حق فرض شده و به آن احترام گذاشته شود‪ ،‬يعنی من اگر ساکن‬
‫ايران ھم بودم تنھا به دليل اينکه قانون ميگويد به اسالم بايد احترام گذاشت‪ ،‬حاضر به احترام به اسالم نميشدم‪ .‬ھمانطور که توصيه ميکنم‬
‫گردن کسی را به علت خميازه کشيدن نبايد زد حتی اگر در قوانين کشوری باشد که در آن ساکنيد‪.‬‬

‫من متوجه اين واقعيت ھستم که بسياری از خوانندگان حوصله خواندن مطالب بلند را ندارند‪ ،‬از اين رو به چنين خوانندگانی توصيه ميکنم‬
‫تنھا بخش "آيا اسالم و مسلمانان ھم به ديگران احترام ميگذارند؟" از اين نوشتار را مطالعه کنند‪.‬‬

‫مقدسات چه ھستند؟ اھانت چيست؟‬


‫به نظر ميرسد ھم مقدسات ھم اھانت ھا ھردو مسائل فرھنگی ھستند که ھر اجتماعی برای خود مصداقھای متفاوتی از آنھا را تعريف ميکند‪.‬‬
‫بنابر اين ھردو اين مقوله ھا تابع جای و گاه ھستند و نميتوان تعريفی از آنھا ارائه داد که تابع يک جمعيت مشخص نباشد‪ .‬البته اين به خودی‬
‫خود به آن معنی نيست که نميتوان مصاديقی از چيزھای مقدس و رفتار يا گفتار اھانت آميز پيدا کرد که ھمه جا کسری از مردم آنھا را‬

‫‪1 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫مقدس يا اھانت آميز ميدانند‪.‬‬

‫مقدسات چه ھستند؟ به نظر نميرسد تعريف جھانشمول و دقيقی از مقدسات وجود داشته باشد که تابع جای و گاه نباشدد‪ .‬يک نويسنده‬
‫مسلمان نيز به ھمين واقعيت اينگونه اشاره کرده است‪:‬‬

‫قانونگذار از مقدسات تعريفی ارائه نداده است و در منابع فقھی و حقوقی نيز غير از ذکر مصاديق‪ ،‬تعريفی روشن بيان نگرديده‬
‫است‪ .‬در کتب لغت نيز تعريف مقدسات در ھاله ای از ابھام است و فقط به تعريف از مفرد ان اکتفاء شده است‪(1) .‬‬

‫با اين حال روشن است که مقدسات تنھا برای مسلمانان موضوعيت ندارد بلکه ديگران نيز مقدساتی دارند‪ ،‬لذا نزديک ترين تعريف قابل‬
‫تصور به مقدسات چنين است‪:‬‬

‫‪ H‬برای جمعيت ‪ P‬مقدس است اگر آن جمعيت برای ‪ H‬ارزش و احترام فوق العاده قائل باشند و خواستار بزرگداشت و رفتارھای‬
‫ويژه در قبال ‪ H‬باشند‬

‫به نظر ميرسد ھريک از اجتماعات انسانی برای خود مقدساتی داشته اند‪ ،‬برای نمونه گاو در ميان ساير حيوانات برای برخی ھندوھا‬
‫موجودی مقدس است‪ ،‬يعنی آنھا برای گاو ارزش و احترام خاصی قائل ھستند و خواستار احترام ويژه به گاو ھستند‪ ،‬يعنی خواستار اين‬
‫ھستند که با گاو مانند ديگر حيوانات برخورد نشود‪ .‬نمونه ھای ديگر را نيز ميتوان در بسياری از اقوام و نژادھا و فرھنگ ھا يافت‪،‬‬
‫سرخپوستھای آزتک ذرت را مقدس ميدانستند‪ ،‬برخی سلت ھا آب را مقدس ميدانستند و ماھی نميخوردند‪ ،‬مصريان باستان ھم گربه ھا را‬
‫مقدس ميدانستند‪ .‬در بيشتر جاھا پرچم کشور و سمبل ھای ملی برای کسری از مردم بخشی از مقدسات ھستند‪.‬‬

‫ممکن است تصور کنيد آنچه برای اجتماع ما مقدس است واقعا ً ارزشی باالتر از مقدسات جوامع ديگر دارند‪ ،‬ولی خوب اين تصور در‬
‫جوامع ديگر نيز نسبت به مقدسات ما وجود دارد‪ .‬پرسشی که در اينجا مطرح ميشود اين است که از نظر مسلمانان مقدسات اسالم چه‬
‫چيزھايی ھستند؟ يک نويسنده مسلمان به اين پرسش اينگونه پاسخ داده است‪:‬‬

‫نخستين چيزی که از مقدسات اسالم در ذھن میايد »اشخاص و مفاھيمی است که بايستي محترم شمرده شده و از گزند استھزاء و‬
‫اھانت در امان و مصون باشند« بدون شک ذات باری تعالی اولين مصداق روشنی است که پاکتر و منزهتر از او در آموزھای دينی‬
‫وجود ندارد »سبحان ﷲ عما يصفون« پيامبران و پيشوايان دين و ديانت و سمبل ھای بشری نيز در زمرهی مقدسات دينی قرار‬
‫میگيرند که بايد از ھرگونه تحقير و توھين در امان باشند‪ .‬ھم چنين مقدسات‪ ،‬شامل اماکن نيز میگردد ھمانند کعبه‪ ،‬مزار امامانك‬
‫قرآن‪ ،‬نھج البالغه و شخصيتھای مورد احترام ھمچون حضرت ابوالفضل العباس‪ ،‬علی اکبر‪ ،‬حمزه و‪ ...‬ھمچنين شخصيتھای‬
‫ساير مذاھب که از نظر مسلمانان واجب التعظيم اند ھمانند حضرت ھاجر‪ ،‬مريم مقدس و‪(2) ...‬‬

‫تجربه شخصی من نشان ميدھد که ھرگاه چيزی مقدس خوانده ميشود آن چيز "بو دار" است و دارای ضعف ھای بسيار است از ھمين رو‬
‫ميخواھند با تقديس‪ ،‬آنرا از انتقاد و رسوايی مصون دارند‪ .‬قانون جاذبه برای ھيچ کس مقدس نيست‪ ،‬چون مسئله دو دو تا چھارتا است‪،‬‬
‫کسی نياز ندارد روزی ھزار بار بگويد جاذبه صحيح است! و حرکات مسخره از خود نشان بدھد و مثالً روزھای سه شنبه ماتحت خود را‬
‫به سوی آسمان بگيرد و به خود تلقين کند که "جاذبه اکبر"! اما وقتی چيزی تقديس ميشود و اھميت و بزرگی آن مکررًا تکرار ميشود و‬
‫مدافعان آن در بيان باور خود به آن بسيار تظاھر ميکنند و برای پاسداشت آن حرکات غير عادی و مسخره انجام ميگيرد انسان ھوشمند بايد‬
‫بداند که در اينجا کاسه ای زير نيم کاسه است! کسی دارد چيزی را پنھان ميکند و کسانی دارند از اين پنھانکاری سود ميبرند! واقعيت غير‬
‫قابل انکار يا دستکم اثبات پذير و محکم نيازی به تقديس و تظاھر ندارد! بنابر اين تقديس و شيادی معموالً ھمراه ھم ھستند‪.‬‬

‫اھانت چيست؟ ھمچون مقدسات تعريف اھانت نيز دقيق و جھانشمول نيست و تابع جای و گاه است‪ ،‬نزديک ترين تعريف قابل تصور برای‬
‫اھانت چنين است‪:‬‬

‫رفتار يا گفته ‪ B‬برای جمعيت ‪ P‬اھانت آميز است‪ ،‬اگر بر اساس آداب و سنن و نرمھای رايج در ميان آن جمعيت‪ B ،‬غير محترمانه‬
‫باشد يا به عبارت ديگر در شان چيزی که به آن اھانت ميشود نباشد‬

‫ھر اجتماعی برای خود اھانت ھای مختلفی دارد‪ .‬در ميان چينی ھا آروغ نزدن بعد از غذا خوردن اھانت به ميزبان است‪ ،‬در ميان ايرانيان‬
‫نشستن با پاھای دراز روی زمين در جمع اھانت آميز است‪ ،‬در ميان ايرانيان نشان دادن انگشت شست به ديگران اھانت آميز است‪ ،‬در‬
‫ميان برخی از فرھنگ ھا نشان دادن کف دست به طرف مقابل اھانت آميز است‪ .‬در ميان آنگلوساکسونھا نشان دادن انگشت ميانه به طرف‬
‫مقابل بسيار اھانت آميز است‪ .‬افزون بر اين نمونه ھا‪ ،‬نمونه ھايی ھم وجود دارند که ھمه جا اھانت حساب ميشوند‪ ،‬مثالً تف انداختن يا‬
‫فحش دادن در ھر جامعه ای دستکم برای کسری از مردم اھانت محسوب ميشود‪.‬‬

‫حال پرسش اين است که چه چيزی در نظر مسلمانان توھين به مقدسات محسوب ميشود؟ نويسنده مسلمان در اين مورد نوشته است‪:‬‬

‫‪2 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫اھانت در مادهی فوق‪ ،‬اعم است از نسبت دادن صريح الفاظ رکيک و يا ھر فعل و ترک فعلی که در نظر عرف موجب وھن و‬
‫تحقير طرف گردد‪ .‬توھين شامل گفتار‪ ،‬کردار‪ ،‬کتابت و حتی اشارهی صريح است‪ .‬به طور مثال اگر کسی در عاشورا لباس شادی‬
‫به تن کند و يا به شادی و ھلھله بپردازد مشمول ماده مزبور قرار میگيرد‪.‬‬

‫اما در مورد ترک فعل مثال صلوات نفرستادن بر پيامبر از روی عمد و توھين‪ ،‬ايا مشمول ماده‪ ،‬قرار میگيرد يا خير؟ در اين جا‬
‫بين حقوقدانان تفاوت نگاه و نظر وجود دارد؛ نظر برخی بر اين است که برای ترک فعل‪ ،‬نمیتوان مجازات‪ ،‬قايل شد‪ ،‬ھر چند که‬
‫به قصد توھين باشد‪(3) .‬‬

‫روشن است که اگر کسی حرفھای بسيار رکيک جنسی به پيامبر اسالم بزند اين کار او ھم از نظر مسلمانان ھم از نظر ھر انسان منصف‬
‫ديگری فحاشی و در نتيجه اھانت حساب ميشود‪ ،‬ولی آنچه عجيب است اين است که مسلمانان استانداردھای عجيب و غريبی برای اھانت‬
‫در ميان خود دارند‪ .‬ھمانطور که خوانديد برای نمونه لباسی با رنگ شاد پوشيدن در ماه محرم اھانت به مقدسات حساب ميشود )!(‪ ،‬تحقير‬
‫مقدسات نيز مصداقی از اھانت به مقدسات است‪ ،‬يعنی يک نامسلمان نبايد حقارت و پستی و نقصانی را به مقدسات اسالمی نسبت بدھد‪.‬‬
‫شوربختانه تعريف اھانت گويا در ميان مسلمانھا به اين استاندارد مسخره و کامالً غير عادالنه نيز محدود نيست‪ ،‬حتی خود مسلمانان نيز‬
‫گاھی تنھا بخاطر بيان يک ديدگاه به اھانت به اسالم محکوم شده اند‪ .‬برای نمونه مجتھد شبستری يکی از متفکرين مسلمان و اصالح طلب‬
‫در يکی از سخنرانی ھای خود مسئله عصمت پيامبران و امامان را انکار کرده بود )‪ (4‬و اسالمگرايان به ھمين سبب وی را متھم به اھانت‬
‫به پيامبر اسالم کردند‪ ،‬برای نمونه آيت ﷲ خاتمی به نقل از روزنامه حکومتی کيھان مورد وی گفته است‪:‬‬

‫آيت ﷲ سيداحمد خاتمی نماينده مردم کرمان در مجلس خبرگان رھبری سه شنبه گذشته در جمع ھيئت ھای مذھبی و اقشار مختلف‬
‫مردم و عزاداران پيامبراعظم اين شھر با اشاره به توھين محمدمجتھد شبستری از روشنفکران دوم خردادی به ساحت مقدس‬
‫پيامبر)ص( و ائمه اطھار)ع( گفت‪ :‬اين فرد سابقه اظھارات نادرست زيادی دارد و در گذشته گفته بود برای رشد و تعالی کشور‬
‫راھی جز روی آوردن به دمکراسی غرب نداريم و بايد دست از مبانی فقھی اسالم برداريم‪ .‬وی که سابقه طلبگی داشت‪ ،‬خودش را‬
‫خلع لباس کرد‪ .‬خاتمی در ادامه با اشاره به گفته اين روحانی نمای دوم خردادی در دانشگاه اصفھان که معصوميت پيامبر)ص( و‬
‫ائمه اطھار )ع( را رد کرده است بيان داشت‪ :‬جای بسی تعجب است‪ ،‬فردی که سابقه طلبگی دارد اين چنين سست حرف می زند‪،‬‬
‫عصمت پيامبر)ص( و ائمه اطھار )ع( از بديھيات دينی است و اين را آيات قرآن تصريح می کنند و از اعتقادات شيعه است‪(5) .‬‬

‫خبرگزاری حکومتی فارس در مورد خبری مرتبط نوشته است‪:‬‬

‫در پی تجمع اعتراضآميز دانشجويان دانشگاه صنعتی اصفھان در واکنش به سخنان موھن مجتھد شبستری‪ ،‬دفتر انجمن اسالمی اين‬
‫دانشگاه که محل ھتک حرمت به ساحت مقدس پيامبر اعظم)ص( بود پلمب شد‪ .‬به گزارش خبرگزاری فارس از اصفھان‪ ،‬در پی‬
‫ھتاکی بیشرمانه محمد مجتھد شبستری در ظھر امروز جلسه انجمن اسالمی دانشگاه صنعتی اصفھان‪ ،‬در مسجد اين دانشگاه‬
‫سخنان وی با واکنش اعتراضآميز تشکلھای مختلف دانشجويی و نمازگزاران روبرو شد‪ .‬در ميان دو نماز بيانيه اعتراض آميز‬
‫معترضان به ھتک حرمت پيامبر)ص( توسط يکی از دانشجويان قرائت شد و دانشجويان با امضا کردن متن اين بيانيه خواستار‬
‫واکنش فوری مسئوالن دانشگاه به اين مسئله شدند‪(6) .‬‬

‫ھمان خبرگزاری باز از قول امام جمعه ديگری ميگويد‪:‬‬

‫حجتاالسالم و المسلمين مھدي رحماني امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اراك افزود‪ :‬شبستري بايد مطالب و ادعاھاي خود را‬
‫در جمع عالمان ديني كه ھم اكنون در تخصصھاي گوناگون و در حوزه علميه قم و مشھد مقدس مشغول فعاليت ھستند بيان ميكرد‪.‬‬
‫وي با محكوم كردن سخنان مجتھد شبستري در توھين به ساحت مقدس پيامبر اكرم )ص( گفت‪ :‬ايجاد شبھه و ترديد در ذھن‬
‫دانشجويان جوان كار ناپسند و نادرستي است‪ .‬امام جمعه كميجان با اشاره به مناظره شبستري با استاد مصباح يزدي خاطرنشان‬
‫كرد‪ :‬سخنان توھينآميز شبستري نشان ميدھد كه ايشان از مناظره با مصباح درس عبرت نگرفته و بايد با دقت افكار و كتب شھيد‬
‫مطھري‪ ،‬حضرت امام )ره( را مطالعه كرده و در افكار خود تجديد نظر كنند‪(7) .‬‬

‫خبرگزاری حکومتی آفتاب در مورد خبری مرتبط نوشته است‪:‬‬

‫مجتھد شبستری ھمزمان با رحلت پيامبر گرامیاسالم با حضور در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتی اصفھان با توھين به عصمت‬
‫پيامبر گرامی اسالم اظھار داشته بود که تنھا رسالت پيامبر دعوت مردم به سمت خدا بوده و آنان تنھا در اين امر عصمت داشتهاند و‬
‫از لحاظ گناھان باتوجه به روايات معتبر و سخنان بر جای مانده از آنان نمیتوان عصمت برايشان در نظر گرفت‪ .‬وی ھمچنين در‬
‫بخشھايی از سخنان خود پای را از اين امر فراتر گذاشته بود و حتی قرآن و جنبه علمی بودن آن را نيز زير سوال برده بود‪(8) .‬‬

‫روشن است که اسالمگرايان با شديد ترين الفاظ شبستری را که خود مسلمان است به اھانت و ھتک حرمت متھم کرده اند‪ ،‬اما آنچه از متن‬
‫سخنرانی بر می آيد ھمانطور که قابل پيشبينی است اين است که کوچکترين واژه زشت يا تندی در آن بکار گرفته نشده است‪ ،‬بنابر اين‬

‫‪3 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫سخنان وی فحاشی نبوده است اما از نظر افراد ياد شده اھانت بوده است‪ .‬اين نمونه از رفتار اسالمگرايان نشان ميدھد که مفھوم اھانت در‬
‫ميانشان وسيع تر از فحاشی است و فحاشی تنھا يک نمونه اھانت است‪ .‬روشن است که ھرگونه انتقاد حتی نه به خود اسالم‪ ،‬بلکه به‬
‫برداشت يک عده از اسالم از نظر ايشان يک اھانت حساب ميشود‪.‬‬

‫نمونه ديگر سخنرانی پاپ بنديکت شانزدھم ‪ ،‬رھبر کاتوليک ھای جھان‪،‬در روز سه شنبه‪ ١٢‬سپتامبر ‪ ، ٢٠٠۶‬در دانشگاه رگنزبورگ‬
‫آلمان بود که وی در آن سخنرانی به نقل از سندی تاريخی از زبان يک امپراتور مسيحی قرن چھاردھم به نام مانوئل دوم قسطنطنيه خطاب‬
‫به يک مسافر ايرانی گفته بود‪:‬‬

‫محمد برای جھان فقط شرارت و اعمال غيرانسانی به ارمغان آورده و از جمله دستور داده که دين را با زبان شمشير گسترش دھيد‪.‬‬

‫اين ديدگاه يک اھانت نيست‪ ،‬ھيچ واژه زشتی در آن ديده نميشود بلکه انتقادی است که ھرکس مخالف با اسالم است ممکن است داشته باشد‪،‬‬
‫ولی تنھا "نقل" اين جمله توسط پاپ باعث شد که بسياری از مسلمانان پاپ را محکوم به اھانت به اسالم کنند‪ .‬برای نمونه‪ :‬دبير كل علماي‬
‫مسلمان انگليس اھانت پاپ را عمدي دانست )‪ ، (9‬ائمه مساجد سني عراق اھانت پاپ به اسالم را محكوم كردند )‪ (10‬طالب حوزه علميه قم‬
‫در اعتراض به اھانت پاپ به اسالم‪ ،‬تجمع كردند )‪ (11‬و احمد الطيب رييس دانشگاه االزھر گفت‪ :‬اظھارات موھن به قرآن از سوی پاپ‬
‫بنديکت شانزدھم يکی از داليل اصلی کند شدن روند مذاکرات و تعاملھای حسنه علمای اسالمی با واتيکان می باشد )‪.(12‬‬

‫يکی ديگر از ماجراھای اخير و مرتبط با اين بحث در پاکستان اتفاق افتاد‪ ،‬ماليی با نام اسرار احمد حديثی از يکی از معتبر ترين کتابھای‬
‫اھل تسنن را خوانده بود تفسير کرده بود و ھمين عمل او اھانت به امام علی و شيعيان تلقی شده بود و موجب اعتراضات گسترده شده بود‪.‬‬
‫ماجرا به نقل از يک سايت شيعی از اين قرار بود‪:‬‬

‫اسرار احمد كه خود را جانشين »ابواالعلي مودودي« و حتي باالتر از وي ‪a‬ميداند و در عين حال‪ ،‬ھيچ گونه تحصيالتي در زمينه‬
‫قرآن‪ ،‬حديث و تقسير ندارد‪ ،‬با استناد به حديثي جعلي در كتاب »سنن ترمذي« در يك برنامه تلويزيوني پيرامون آيه »وال تقربوا‬
‫الصالة و انتم سكاري« گفت‪ :‬روزي علي )ع( ]نعوذ با [ در حالت مستي در مسجد بر رسولﷲ )ص( وارد شد‪ .‬حضرت از اين‬
‫وضع ناراحت شد و آنگاه اين آيه نازل شد كه مسلمانان نبايد در حالت مستي نماز بخواند‪(13) .‬‬

‫يعنی شيعيان اينکه علی قبل از تحريم شراب‪ ،‬شراب خورده است را اھانت به تشيع ميدانند‪ ،‬حال آنکه اين تنھا يک ديدگاه تاريخی و مستند‬
‫است‪ .‬ممکن است بپرسيد پس چرا اين دسته از مذھبيون ميگويند "به مقدسات ما توھين نکنيد" و بجای آن نميگويند "از برداشت و کاسبی ما‬
‫از دين انتقاد نکنيد"‪ ،‬اين پرسش مرا متعجب خواھد کرد و از شما خواھم پرسيد مگر نميدانيد که مبنای اسالم بر دروغ و دغل کاری و تغيير‬
‫معنی کلمات و لفاظی و ياوه گويی و دو رويی است؟ اگر نميدانيد ھمين مسئله بايد شما را از اين واقعيت آگاه کند و اگر ميدانيد ھم که نبايد‬
‫اين پرسش برايتان مطرح شود‪.‬‬

‫تعريف کردن آنچه مقدس است و تعريف کردن دقيق اھانت‪ ،‬احترام و توضيح اينکه چرا بايد به مقدسات احترام گذاشت موضوعی بسيار‬
‫گسترده و پيچيده است و مسلمانان از تعريف آن ھمواره سر باز ميزنند‪ ،‬برای نوشتن اين نوشتار از آيت ﷲ صانعی مرجع تقليد شيعه‪،‬‬
‫ماليی که گمان ھمه بر آن بود که جانشين آيت ﷲ خمينی شود ولی با دخالت باند رفسنجانی ولی فقيه نشد و يک مالی معمولی که حتی آيت‬
‫ﷲ ھم نبود )خامنه ای( را جانشين او کردند‪ ،‬استفتاء کردم )‪ (14‬و پرسيدم‪:‬‬

‫س‪ -‬تعريف دقيق اھانت در شريعت چيست؟ چه زماني ميتوان گفت شخصي به پيامبر يا ائمه اھانت كرده است؟ آيا انكار نبوت‪،‬‬
‫وارد كردن اتھام‪ ،‬طنز پردازي‪ ،‬انكار عصمت مصداق اھانت ھستند يا خير؟ آيا منبعي كه بطور مشخص و دقيق اھانت را تبيين‬
‫كرده باشد وجود دارد؟‬

‫پاسخ آيت ﷲ اين بود‪:‬‬

‫بسمه تعالي‬
‫با عرض سالم‪،‬‬
‫ج‪ -‬موضوع اھانت‪ ،‬ھمانند بقيه موضوعاتي است كه تشخيص آن با عرف و مردم است و لذا ھر عملي كه عرفا ً مصداق اھانت‬
‫نسبت به پيامبر و ائمه عليھم السالم محسوب شود‪ ،‬حرام و معصيت است و از گناھان كبيره مي باشد‪.‬‬

‫روشن است که آيت ﷲ بخش دوم پرسش من را يا عمدًا يا سھوًا کام ً‬


‫ال ناديده گرفته است و توضيح نداده است که انکار نبوت‪ ،‬طنز پردازی‬
‫و غيره مصداق اھانت ھستند يا نيستند‪ ،‬بلکه اين مسئله را به عرف نسبت داده اند‪ ،‬حتی در اين قضيه نيز توضيح نداده اند که عرف چيست‬
‫و چه کسی مرجع اين است که بگويد عرف جامعه چيست؟ برای نمونه فرض کنيد در کشور مراکش انتقاد کردن اھانت به شمار بيايد‪ ،‬حال‬
‫بر اساس اين ديدگاه انتقاد از اسالم در مراکش اھانت به اسالم خواھد بود‪ ،‬يا مثالً فرض کنيد راه رفتن بر روی چيزی در جايی اھانت‬
‫نباشد‪ ،‬آنگاه راه رفتن روی قرآن در آنجا اھانت نخواھد بود! روشن است که عرف جوامع با يکديگر بسيار متفاوت ھستند و واگذاشتن‬
‫چيزی که مجازاتش مرگ است به عرف کار بسيار ابلھانه ای است‪.‬‬

‫‪4 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫عرف جوامع مسلمان در دست آخوند است‪ ،‬اگر آخوند مسلمانان را تحريک کند آنھا ھر انتقاد و ھر ايرادی به اسالم و حتی ھر دگر انديشی‬
‫را ميتوانند اھانت تلقی کنند‪ ،‬به ھمين جھت ماليان ترجيح ميدھند بجای تعريف دقيق مقدسات‪ ،‬اھانت‪ ،‬و بی احترامی‪ ،‬اين واژه ھا را بطور‬
‫کيلويی مصرف کنند چه اگر تعريف دقيقی از آنھا ارائه دھند اين تعريف دست و پا گير خواھد بود و درخواست احترام به اسالم نابخردانه و‬
‫ناعدالنه جلوه خواھد نمود‪ .‬آنھا ترجيح ميدھند که بتوانند بطور دلخواه ھرکسی را که مايلند محکوم به اھانت به اسالم کنند و ھواداران خود‬
‫را به جان او بياندازند‪ ،‬اين کار از لحاظ سياسی برای آنھا بھتر است تا اينکه معيار و خط کش دقيقی برای مسئله احترام و اھانت در اختيار‬
‫ھمگان قرار دھند‪ .‬افزون بر اين‪ ،‬تعريف اين مسائل بسيار دشوار و نيازمند تحليل ھايی است که بنيان دين و ايمان را زير سوال خواھد برد‬
‫از ھمين سو ماليان اين سطحی نگری و ياوه گويی را ترجيح داده اند و توضيح دقيقی در مورد اھانت نداده اند‪ .‬اما با اينکه باور کردن اين‬
‫قضيه سخت است )!( ماليان واقعا ً معتقد ھستند کسی حق ندارد عليه اسالم چيزی بگويد‪ ،‬چيزی بنويسد يا تبليغی بکند! نه تنھا کسی حق‬
‫چنين کاری را ندارد بلکه در بالد اسالمی کسی حق تبليغ دين ديگری را نيز ندارد! آيا ميتوان تصور کرد در قرن ‪ 21‬ام جمعيتی اينقدر‬
‫وحشی باشند؟! ماليان از گفتن اينکه کسی حق ندارد چيزی عليه اسالم بنويسد شرم ندارند! برای نمونه به سخنان آيت ﷲ خمينی "تحريف‬
‫واژه ھا توسط خمينی‪ ،‬منظور از آزادی چه بوده است؟" نگاه کنيد‪ ،‬منتھا چون ماليان و اوباش تحت نفوذشان توانايی بيان صريح اين مطلب‬
‫را در اين دوره و زمانه ندارند پشت اين بھانه که "نبايد به مقدسات توھين شود" مخفی ميشوند‪ ،‬و اال ديدگاه آنان اين است که کسی حق‬
‫ندارد چيزی عليه اسالم بگويد يا بنويسد‪.‬‬

‫آيا بايد به مقدسات توھين کرد؟‬


‫افزون بر مجتھد شبستری که شرحی کوتاه در مورد قائله آن در باال آمد‪ ،‬ماليان و اسالمگرايان ديگری نيز محکوم به توھين به مقدسات شده‬
‫اند‪ ،‬برای نمونه عبدﷲ نوری وزير کشور رفسنجانی و خاتمی نيز در دادگاه به توھين به مقدسات محکوم شده بود )‪ .(15‬اين واقعيت نشان‬
‫ميدھد که اسالمگرايان از اتھام "توھين به مقدسات" بدون اينکه در واقع اھانتی صورت گرفته باشد بصورت ابزاری برای خاموش کردن‬
‫منتقدانشان استفاده ميکنند‪ .‬تجربه شخصی من نيز ھمين موضوع را تاييد ميکند‪ ،‬بارھا برای من پيش آمده است که اسالمگرا يا مسلمانی به‬
‫من معترض شده است که شما به مقدسات توھين ميکنيد‪ .‬من نيز به آنھا گفته ام که اگر به من نشان بدھند در کجای نوشتار من اھانتی‬
‫صورت گرفته است ممکن است آنرا ويرايش کنم‪ ،‬در بيشينه موارد اين معترضين طفره رفته اند و به دليل اينکه حتی نوشتار من را نخوانده‬
‫بودند قادر به نشان دادن واژگان توھين آميز نبودند‪ ،‬در برخی موارد نيز البته مواردی ذکر شد که در بيشينه آنھا بازھم آن واژه واقعا ً توھين‬
‫آميز نبود‪ .‬برای نمونه يکبار آخوندی اعتراض کرد که در نوشتار "آيا محمد ديوانه نيست؟" از واژه "ديوانه" برای محمد استفاده کرده ای‪،‬‬
‫به او پاسخ دادم که اين واژه را قرآن انتخاب کرده است و در چندين جا گفته است محمد تو "مجنون" نيستی‪ ،‬برگردان مجنون به پارسی نيز‬
‫ديوانه است‪ ،‬با اينحال اگر واژه مناسبتری در ذھن داری ميتوانی پيشنھاد کنی و من ممنکن است بپذيرم! در اين مورد بخصوص ھم آن‬
‫شخص پاسخی نداشت‪ .‬نتيجه آنکه اتھام توھين به مقدسات در بسياری از موارد تنھا يک بھانه بی مورد است برای پاک کردن صورت‬
‫مسئله و خفه کردن منتقد اسالم‪.‬‬

‫بايد به اين واقعيت نيز توجه داشت که مسلمانان عادت به شنيدن سخنان منتقدين ندارند‪ ،‬چون اساسا ً تابحال مجالی برای مخالفت با اسالم‬
‫وجود نداشته است‪ ،‬به دليل توحش باالی مسلمانان منتقدين ھمواره دست به خود سانسوری ميزده اند يا اينکه اگر لب به سخن باز ميکردند‪،‬‬
‫مرگ پاسخ سخنان ايشان بوده است‪ ،‬به پاس وجود اينترنت و تکنولوژی غربی است که اکنون ميتوان نسبتا ً آزادانه تر از اسالم دفاع کرد‪.‬‬
‫به ھمين جھت دليل گوش مخاطبين مسلمان با سخنان انتقادی آشنا نيست و ھمواره و در تمام عمر خود تنھا مدح و ستايش و چاپلوسی‬
‫شخصيتھای دينی خود را شنيده اند و بيشينه مسلمانان اساسا ً اگر دسترسی به منابع منتقد اسالم ھم داشته باشند آنقدر خرد و آزاد انديشی‬
‫ندارند که حتی آنھا را مطالعه بکنند‪ ،‬لذا ھر سخن انتقادی را اھانت ميدانند‪.‬‬

‫اما در پاسخ به پرسش مطرح شده در اين بخش بايد گفت که بستگی به مقدسات و شيوه توھين دارد‪ .‬فرض کنيد برای افرادی گاو چيز‬
‫مقدسی است‪ ،‬و خوردن گوشت گاو در آن فرھنگ اھانت محسوب ميشود‪ .‬آيا ديگران بايد به اين مقدسات احترام بگذارند و به آن توھين‬
‫نکنند؟ به نظر نميرسد ھيچ انسان عاقلی پاسخی مثبت به اين پرسش بدھد‪ .‬حال فرض کنيد ھمان جمعيت باورھای مضری برای اجتماع نيز‬
‫داشته باشد‪ ،‬مث ً‬
‫ال افراد را بخاطر باورھای دينيشان تبعيض کنند و يا اينکه بخاطر جرائمی انسانھايی را زنده زنده بپزند‪ ،‬برای نمونه ھندو‬
‫ھا که احترام خاصی برای گاو قائل ھستند در گذشته بر اساس باورھای دينيشان ھمسر مردی که فوت ميشد را زنده زنده ميسوزاندند‪ ،‬اين‬
‫عمل که ساتی نام دارد عملی مقدس بود و ھنوز ھم برخی زنان ھندو خود اينکار را انجام ميدھند يعنی بدون دخالت ديگران بعد از مرگ‬
‫ھمسر خود را به آتش ميکشند )‪ .(16‬در اينصورت چطور؟ آيا بايد به اين جمعيت و مقدساتش اھانت نکرد و مثالً گوشت گاو را بخاطر آنھا‬
‫نخورد؟ روشن است که پاسخ منفی است‪.‬‬

‫جمعيتی را فرض کنيد که برای ھويج احترام ويژه ای قائل ھستند و آنرا مقدس ميپندارند‪ .‬تا اينجای کار ممکن است شما برای اين جمعيت و‬
‫افکارش احترام قائل باشيد‪ ،‬البته من چنين احترامی را قائل نيستم چون من برای افکار نادرست احترامی قائل نيستم‪ ،‬ولی حال فرض کنيد‬
‫که افزون بر مقدس پنداشتن ھويج‪ ،‬خوردن ھويج را جرم ميدانند و ھويج خوران را ميکشند‪ .‬حاال چطور؟ آيا بايد به اين گروه و عقيده اش‬
‫احترام گذاشت؟ ھرگز!‬

‫در مورد اسالم ھم قضيه از نظر برخی نامسلمانان ھمينگونه است‪ .‬اسالم شامل يک سری باورھای مسخره و نابخردانه است‪ ،‬مثالً باور به‬

‫‪5 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫امام زمان‪ ،‬باور به داستانھای مسخره قرآن ھمچون طوفان نوح‪ ،‬قصه آدم و حوا‪ ،‬ماجراھای سليمان‪ ،‬يونس‪ ،‬صالح و غيره مشتی باورھای‬
‫نابخردانه و گاھی مضحک است‪ ،‬به ھمان ميزان که احترام به ھويج از نظر افرادی که عضو جمعيت فرضی باال نيستند نابخردانه است‪،‬‬
‫احترام گذاشتن به اين مزخرفات نيز برای نامسلمانان نابخردانه است و احترام گذاشتن به اسالم يعنی احترام گذاشتن به حماقت‪ .‬ممکن است‬
‫برخی حاضر باشند برای مزخرفات و باورھای مسخره کودکانه که جدی گرفته ميشوند احترام بگذارند ولی شوربختانه مسئله به اينجا ختم‬
‫نميشود‪ .‬افزون بر نابخردانه بودن و مسخره بودن باورھای باال اين باورھا مضر ھم ھستند؛ مسلمانان بخاطر ھمين مجموعه باورھا دست‬
‫به جنايات و کارھای زشت متعددی ميزنند و روزگار خود و ديگران را بخاطر ھمين باورھای چرت است که سياه کرده اند‪ .‬احترام گذاشتن‬
‫به اسالم و "مقدسات مردم" در صورتی که اين مردم مسلمان باشند يعنی احترام گذاشتن به سنگسار‪ ،‬قصاص‪ ،‬جھاد‪ ،‬اعدام‪ ،‬زن ستيزی‪،‬‬
‫ھمنجسگرا ستيزی‪ ،‬تبعيض دينی‪ ،‬تبعيض جنسی‪ ،‬و برده داری‪ ،‬و در يک کالم‪ ،‬بربريت‪ ،‬توحش و حماقت و نادانی آيا شما حاضريد به‬
‫چنين چيزھايی احترام بگذاريد؟ پاسخ به ميزان مدنيت شما باز ميگردد اگر مدنيت شما در حد مسلمانان باشد آنگاه شما ميتوانيد به اين مفاھيم‬
‫و مروج آن يعنی اسالم احترام بگذاری‪ ،‬ولی اگر ميزان مدنيت شما باالتر از مسلمانان است آنگاه شما ھمچون من ھرگز حاضر نخواھيد شد‬
‫که به اسالم که بخشی از مقدسات مردم مسلمان است احترام بگذاريد چون احترام گذاشتن به اسالم يعنی بی احترامی به خرد‪ ،‬و بدتر از آن‬
‫بی احترامی به انسانيت‪.‬‬

‫نتيجه آنکه من ھرگز احترام به مقدسات مردم در صورتی که اين مردم باورھای غير منطقی و بدتر از آن مضر داشته باشند را نه تنھا‬
‫توصيه نميکنم بلکه شديداً نکوھش کرده و آنرا عملی غير اخالقی و غير انسانی ميدانم‪ ،‬کسانی که به اسالم احترام ميگذارند يا دچار نادانی‬
‫ھستند و نميدانند که اسالم چيست‪ ،‬يا اگر از آن آگاھند ھمانقدر بزھکار و بدکاره و پليد ھستند که مجريان اسالم ھستند‪ .‬من برای خود چنين‬
‫آدمھايی که يا نادان ھستند يا جنايتکار احترامی قائل نيستم ھر انسانی از نگر من يا اسالم ستيز است يا انسان ستيز‪ .‬اين انسان ستيزی البته‬
‫در بيشينه موارد نا آگاھانه و از روی نادانی نسبت به اسالم و قوانين کثيف و متعفنش است‪.‬‬

‫افزون بر آنچه در باال آمد بايد توجه داشت که اسالم تنھا يک مجموعه باورھای خرافی شخصی نيست بلکه به ادعای اسالمگرايان کامل‬
‫است و يک ايدئولوژی سياسی است‪ ،‬احترام گذاشتن به يک ايدئولوژی سياسی کاری احمقانه است‪ ،‬اسالم را بايد براستی در کنار کمونيسم‪،‬‬
‫فاشيسم‪ ،‬نازيسم‪ ،‬بعثيسم و غيره آورد‪ ،‬به چه دليل يک شخص بايد به يک ايدئولوژی سياسی احترام بگذارد؟ بخصوص اينکه اين ايدئولوژی‬
‫ال غير خصوصی است و در تمام زوايای زندگی ھر انسانی دخالت ميکند‪ .‬درخواست احترام به اسالم ھمانقدر ابلھانه است که‬ ‫مسئله ای کام ً‬
‫درخواست احترام به کمونيسم‪ ،‬فاشيسم‪ ،‬و نازيسم‪ ،‬يا حتی ساير ايدئولوژيھا‪ ،‬ديدگاه ھا و نظامھای سياسی مثل ليبراليسم‪ ،‬دموکراسی‪،‬‬
‫آريستوکراسی‪ ،‬جمھوريت‪ ،‬پادشاھی و غيره‪ ...‬کدام انسان عاقلی اھانت به اين موضوعات را جرم ميداند؟ روشن است که اين تفکر و‬
‫ايدئولوژی سياسی ميخواھد ارزشی باالتر از ساير ايدئولوژی ھای سياسی برای خود دست و پا کند‪ ،‬تا جايی که کسی حق اھانت به آنرا ھم‬
‫نداشته باشد‪ ،‬حال آنکه از نظر من ھمانطور که ھرکس ميتواند به درست يا غلط بگويد کمونيسم و نازيسم مزخرف ھستند‪ ،‬بايد بتواند بگويد‬
‫اسالم نيز مزخرف است و کسی نبايد به او خرده بگيرد که چرا اھانت کرده ای! تابحال ديده ايد کسی از شما بخواھد به ايده دموکراسی‬
‫احترام بگذاريد؟‬

‫به دو دليل باال روشن شد که احترام به اسالم کاری غير اخالقی و غير انسانيست‪ ،‬اما احترام نگذاشتن به چيزی برابر با بی احترامی کردن‬
‫به آن نيست‪ .‬شما به باورھای قبيله زولو احترامی نميگذاريد چون اساسا ً نميدانيد اين باورھا چه ھستند ولی به آنھا بی احترامی ھم نميکنيد‪،‬‬
‫بنابر اين ميان احترام نگذاشتن و بی احترامی کردن نيز بايد فرقی قائل شد‪ ،‬پرسشی که اينجا مطرح ميشود اين است که آيا بايد به مقدسات‬
‫مسلمانان بی احترامی کرد يا نه؟‬

‫بازھم پاسخ باز ميگردد به اينکه بی احترامی يا اھانت يعنی چه؟ در نمونه ھايی که قبالً آورده شد اثبات شد که مسلمانان انتقاد از دين را در‬
‫بسياری از موارد اھانت به اسالم تلقی ميکنند‪ ،‬اگر ميخواھيد مسلمانان را راضی نگه داريد بايد تمام باورھای ضد اسالمی خود را مخفی‬
‫نگه داريد و "خفه" شويد‪ ،‬منظور بسياری از مسلمانان از احترام گذاشتن ھمين است‪ .‬اما اگر اھانت يعنی انتقاد‪ ،‬آنگاه بايد به اسالم اھانت‬
‫کرد! مسلمانان از دماغ فيل نيافتاده اند که حق مصونيت از انتقاد داشته باشند‪ ،‬ھيچ باور و انديشه ای نبايد اين امتياز را داشته باشد که کسی‬
‫نتواند از آن ايراد بگيرد‪ ،‬انتقاد کند و نقصانی را به آن نسبت بدھد‪ .‬اگر مسلمانانی اينرا درک نميکنند و يا نميپذيرند بخاطر توحش و‬
‫فاشيست بودن آنھاست‪ ،‬ديگران چرا بايد به چنين حماقت و خفتی تن در دھند؟ انتقاد از اسالم و انتساب نقصان به اسالم و وارد کردن اتھام‬
‫به اسالم و مسلمانان و شخصيت ھای اسالمی به دليل مضر بودن اسالم برای بشريت نه تنھا امری جايز بلکه از نگر من برای ھر نامسلمان‬
‫فھيمی که اسالم را ميشناسد امری بايسته و واجب است‪ .‬اگر نامسلمانی منتقد اسالم نيست يا نسبت به اسالم نادان است يا شخصی بی وجدان‬
‫و درونگراست که سرنوشت خود و ديگران برايش اھميتی ندارد‪ ،‬چرا که اگر کسی در مقابل جنايت سکوت کند خود جنايتکار است‪ .‬نتيجه‬
‫آنکه اگر انتقاد کردن از اسالم برابر با اھانت به اسالم است که ظاھرًا از نظر بسياری از مسلمانان تندرو اينگونه است‪ ،‬آنگاه بايد به اسالم‬
‫اھانت کرد‪.‬‬

‫ولی خوب گروھی فھميده تر نيز در ميان مسلمانان وجود دارند که انتقاد را اھانت نميدانند بلکه معيار منطقی تر و متمدنانه تری برای اھانت‬
‫در ذھن دارند‪ .‬مثالً اين گروه معتقدند فحاشی اھانت است و به مقدسات مسلمانان نبايد کسی فحاشی کند‪ ،‬اينکه فحاشی اھانت است مسئله ای‬
‫مسلم به نظر ميرسد که نميتوان در آن شک کرد‪ ،‬اما پرسش بعدی که پيش می آيد اين است که آيا بايد به اسالم و مقدسات آن فحاشی کرد يا‬
‫نه؟‬

‫‪6 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫به نظر من بطور کلی فحاشی آنقدر امر مھمی نيست‪ ،‬کسی که دھانش را باز ميکند و کلمات زشت از دھانش خارج ميشود نميتواند آسيبی‬
‫جدی به کس ديگری بزند‪ ،‬طرف مقابل ھمواره ميتواند گوش نکند يا نخواند به ھمين دليل بعنوان يک ليبرال معتقدم حق فحاشی نسبت به ھر‬
‫کس و ھر چيزی برای انسانھا بايد محفوظ باشد‪ ،‬مگر در صورتی که خساری به شخص اھانت شده انجام گيرد در اينصورت آن شخص‬
‫ميتواند به دادگاه برود و از اھانت کننده شکايت کند‪ .‬من خود بعنوان منتقد اسالم روزی نيست که فحشھای بسيار زننده و رکيک از مسلمانان‬
‫دريافت نکنم ولی اين فحشھا برای من آنقدر اھميتی ندارند من به سادگی آنھا را ناديده ميگيرم و اگر روزی اين افراد فحاش را ببينم نيز کينه‬
‫ای از آنھا به دل ندارم و بدون اينکه آنھا بخواھند‪ ،‬به دليل سفاھتشان آنھا را ميبخشم‪ .‬مسلمانان نيز بايد ھمين کار را بکنند‪ ،‬اگر از اين‬
‫اھانت ھا ناراحت ھم ميشوند بايد آنھا را ناديده بگيرند‪ .‬اينگونه ممکن است مسلمانان برای خود احترامی کسب کنند‪ ،‬و اال با تھديد و خشونت‬
‫مسلمانان نميتوانند برای اسالم احترام کسب کنند‪ .‬گواه اين مدعا اين واقعيت است که بر اساس ديدگاه بسياری از فقھای اھل تسنن ھرکس به‬
‫خلفای راشدين اھانت کند بايد کشته شود‪ ،‬آيا اين حکم خشن و وحشيانه جلوی اھانت شيعيان به سه خليفه اول را گرفته است؟ البته که نه‪.‬‬

‫اما اين در مورد کسانی است که به خود من فحاشی ميکنند‪ ،‬ولی اھانت به اسالم و پيامبر اسالم و خدا و فرشتگان اھانت به يک شخص‬
‫مسلمان نيست‪ ،‬ھيچ مسلمانی ھم وکالتی از پيامبر يا خدای کائنات ندارد که از او دفاع کند‪ ،‬دفاع از خدا کاری احمقانه به نظر ميرسد اگر‬
‫خدا ميخواست خود ميتوانست منتقدانش را در لحظه ای خاموش کند‪ ،‬خدا نيازی به دفاع بشر از او ندارد‪ ،‬مگر اينکه خدا نباشد و يک توھم‬
‫باشد‪ ،‬خدايی که به دفاع بشر نياز دارد ديگر خدا نيست‪ .‬آيا براستی دفاع يک مسلمان کوچک که سر تا پای خود و باورھايش اھانت به‬
‫ديگران است از قدرتمند ترين موجود قلچماق قابل تصور مضحک نيست؟‬

‫نتيجه آنکه اھانت به مقدسات از نظر من يک حق برای ھمه انسانھا بايد به شمار برود و ھيچکس نبايد بخاطر بی احترامی يا اھانت به‬
‫مقدسات دينی ھيچ جماعتی مجرم شناخته شود‪ .‬ولی حق طبيعی بودن ھم برای انجام کاری دليل موجھی نيست‪ ،‬برای نمونه سيگار کشيدن‬
‫ھم حق طبيعی ھمه آدمھا است ولی بھتر است مردم از اين حق طبيعی استفاده نکنند يا اگر ميکنند کمتر استفاده کنند‪.‬‬

‫روشن شد که اھانت به مقدسات از نگر من حق ھر انسانی است‪ ،‬اما به پرسش "آيا بايد به مقدسات توھين کرد يا نه؟" ھنوز پاسخی داده‬
‫نشده است‪ .‬به اين پرسش از ديدگاه سودمندگرايانه بايد پاسخ داد‪ ،‬آيا توھين به مقدسات سبب خير ميشود و يا جلوی وقوع شّری را ميگيرد؟‬
‫فکر نميکنم پاسخ قطعی بتوان به اين پرسش داد که در ھمه سناريوھا صادق باشد‪ ،‬برای نمونه گاھی استفاده از کلمات رکيک بصورت طنز‬
‫آميز ميتواند ذھن مخاطب را نسبت به دين روشن کند و تاثير مثبتی روی او بگذارد‪ .‬برای نمونه اگر به دوست صميمی خود بگوييد از نظر‬
‫شما محمد قرآن را برای آلت تناسلی خود نازل کرده يا اينکه امام زمان معلوم نيست کی ميخواھد از النه خود بيرون بيايد‪ ،‬اين گفته ھا‬

‫‪7 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫ممکن است تاثير مثبتی در دوست شما بگذارد و سبب تغيير در وی شود‪ ،‬چنين توھينی نتيجه خوبی دارد لذا از نظر سودمندگرايانه اينکار‬
‫خوب به نظر ميرسد‪ .‬اما در مقابل فرض کنيد يک استاد دانشگاه که با شما روابط صميمانه خاصی ھم ندارد بطور بسيار رسمی نظر شما‬
‫را در مورد اسالم ميپرسد‪ ،‬اگر در پاسخ به او بگوييد از نظر من اسالم يک دين آشغال است‪ ،‬فکر ميکنيد برداشت آن استاد دانشگاه چه‬
‫خواھد بود؟ آيا اين برخورد مناسب خواھد بود؟ روشن است که چنين برخورد اھانت آميزی فقط آبروی شما را خواھد برد و نتيجه مثبتی‬
‫نخواھد داشت‪ .‬يا فرض کنيد در شھر قم به سر ميبريد و يک دسته آخوند از مقابل شما در حال رژه رفتن ھستند‪ ،‬اگر در چنين حالتی فرياد‬
‫بزنيد درود بر يزيد‪ ،‬و مرگ بر امام زمان‪ ،‬چه نتيجه ای رخ خواھد داد؟‬

‫در دو نمونه باال ھم به سناريويی اشاره شد که در آن اھانت کردن بی ضرر و حتی سودمند و در نتيجه خوب است‪ ،‬و ھم به سناريو ھايی‬
‫اشاره شد که در آنھا اھانت کردن نتايج خوبی ندارد‪ .‬حال پرسش اين است که چه مشترکاتی بين سناريوھايی که در آنھا اھانت کردن بد‬
‫است وجود دارد؟ به عبارت ديگر چه زمانی نبايد به مقدسات اھانت کرد؟ پيش از پاسخ به اين پرسش شايسته است مسئله ديگری را‬
‫مطرح کنيم‪ .‬پرسش فرعی اين است که آيا برقراری گفتمان و ھمنشينی با مسلمانان به نفع منتقدان اسالم است يا به ضرر آنھا؟ به عبارت‬
‫ديگر در ھمنشينی مسلمانان با منتقدان اسالم کدام طرف موضع ضعيف تری دارد و کدام طرف موضع قوی تری دارد؟‬

‫از نگر من موضع منتقدان دين بسيار بسيار قوی تر است‪ ،‬چرا که برای دفاع منطقی از اسالم يک شخص بايد درست بودن تمامی گزاره‬
‫ھايی که اسالم مدعی درستی آنھا است را با موفقيت اثبات کند و اال باور او به اسالم غير عقاليی و نابخردانه است‪ .‬در مقابل برای رد‬
‫کردن اسالم تنھا کافيست که يک گزاره نادرست در اسالم پيدا شود‪ ،‬در صورتی که تنھا يک خطا و ايراد در اسالم وجود داشته باشد اسالم‬
‫ال از اين واقعيت قافل ھستند و فکر ميکنند بايد عکس باورھای دينيشان اثبات شود تا دينشان رد‬ ‫بطور کلی باطل خواھد بود‪ ،‬مسلمانان معمو ً‬
‫ً‬
‫شود! قوی بودن موضع منتقدان اسالم نسبت به اسالم طبيعتا اين نتيجه را ميدھد که گفتمان و مراودات فکری و مناظرات بين مسلمانان و‬
‫منتقدان اسالم به نفع منقدان اسالم و به ضرر مسلمانان است‪ .‬به ھمين دليل است که مسلمانان به شدت از انتقاد ھراس دارند و از بحث و‬
‫مناظره فرار کرده و در يک کالم دشمنان جامعه آزاد و باز ھستند‪.‬‬

‫با مقدمه ای که در باال آمد به اين پرسش که "چه زمانی اھانت کردن به مقدسات مسلمانان نادرست است" بھتر ميتوان پاسخ داد‪ .‬زمانی اين‬
‫اھانت کردن بد است که موجب از ميان رفتن گفتمان و بحث شود و اين بھانه را به مسلمانان بدھد که فرار کنند و خود را به حاشيه بکشانند‪.‬‬
‫بازگشت مسلمانان به پناھگاھشان نتيجه ای مثبت برای آنھا دارد‪ .‬البته بايد توجه داشت که در بيشينه موارد وقتی با کسی بحث ميکنيد‬
‫نميتوانيد نظر او را عوض کنيد ولی اين بحث کردن اغلب باعث ميشود ديگران به موضوعاتی که تابحال به آنھا فکر نکرده اند فکر کنند‪.‬‬
‫خود اين نتيجه بحث کردن ارزش بسيار بااليی دارد‪.‬‬

‫بنابر اين من توھين کردنی به مقدسات را که نتيجه خوبی ندھد اگرچه حق ھر انسانی ميدانم ولی توصيه ميکنم که به دنبال فحاشی و استفاده‬
‫ال بھتر است اين ضعف و خشم را با دانش گستری و استدالل و برخورد آرام و‬ ‫از کلمات رکيک در برخورد با مسلمانان نبايد بود و معمو ً‬
‫منطقی جايگزين کرد‪.‬‬

‫چرا مسلمانان نگران اھانت شدن به باورھايشان ھستند؟‬


‫کسی که به محمد رسول ﷲ اھانت کند و با وی به دشمنی بپردازد حکمش از نظر علمای اسالمی مرگ است و خونش حالل است‪ ،‬البته حکم‬
‫کسی که به امامان‪ ،‬خدا و حتی به فرشته ھا نيز توھين کند بايد به سرعت کشته شود و پياده شدن اين حکم نياز به دادگاه و قاضی ندارد‪ ،‬يک‬
‫مسلمان خود ميتواند اين حکم را در ھر شرايطی پياده کند و فقھا در اين مسئله با يکديگر "اجماع" دارند‪ ،‬ماده ‪ 513‬قانون مجازات اسالمی‬
‫ايران در اين مورد ميگويد‪:‬‬

‫اگر توھينی مشمول ساب النبی باشد‪ ،‬مجازات آن اعدام است و در اين مورد ھر که بشنود براو کشتن واجب است و نيازی به اذن‬
‫امام و رھبر شرعی نيست‪ ،‬مسئله مورد اجماع‪ ،‬فقيھان‪ ،‬و از جرائم غير قابل گذشت است‪ .‬و اگر مشمول حکم ساب النبی نباشد‪ ،‬به‬
‫حبس از يک تا پنج سال محکوم میگردد‪ ،‬و اين جرم‪ ،‬بازھم غير قابل گذشت است و مشمول مادهی )‪ (727‬نيست‪.‬‬

‫باورھای دينی بقيه مردم و دينداران نيز گاھی مورد اھانت قرار ميگيرد‪ ،‬مثالً چند سال پيش در نيويورک امريکا مردی مجسمه ای شکوالتی‬
‫از بدن عريان مسيح ساخته بود‪ ،‬او که خود يک مسيحی بود ميگفت مسيح چيزی شيرين است و شکوالت ھم چيزی شيرين است و من فکر‬
‫ميکنم اين اثر ھنری خيلی مناسب باشد‪ .‬مسيحيان زيادی از اين کار او دلخور و ناراحت شدند ولی نه کسی دستور قتل برای او صادر کرد‬
‫نه به او فحشی داده شد نه کسی او را تھديد به مرگ کرد‪ .‬کمترين خشونتی نسبت به او از جانب يک مسيحی وارد نشد‪ ،‬کاری که تندرو‬
‫ترين مسيحی ھا انجام دادند اين بود که تالش کردند پشتيبانان مادی او را بايکوت کنند‪ .‬سرانجام نيز اين مجسمه در موزه ای به نمايش در‬
‫آمد و کسی ھم تنوانست جلوی آنرا بگيرد )‪ .(17‬ھمه روزه اشعار و آھنگھا و فيلمھا و کليپھا و کتابھايی که در آنھا مستقيم يا غير مستقيم به‬
‫مسيحيت‪ ،‬مسيح و مسيحيان توھين ميشود در غرب منتشر ميشود ولی مسيحيان با متانت و بزرگواری تمام آنھا را نه تنھا تحمل ميکنند بلکه‬
‫اين اھانت ھا را حق ھر کسی ميدانند‪ .‬آيا مسيحيان از اين اھانت ھا ناراحت نميشوند؟ البته که ميشوند! ولی ھيچکس از مسيحيان خشونت‬
‫ويژه ای در اين زمينه نميبيند‪ ،‬چرا مسلمانان نيز در اين مورد مانند مسيحيان رفتار نميکنند؟‬

‫‪8 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫براستی دليل اين ھمه توحش و حساسيت شديد در ميان مسلمانان چيست؟ به فرض اينکه خدايی وجود داشته باشد و نبوت محمد نيز قابل‬
‫دفاع باشد آيا اين قابل دفاع است که مسلمانان بخواھند از اھانت به خدا و پيامبر و دينشان آزرده شوند و به دفاع از آنھا بپردازند؟ به نظر‬
‫نميرسد خداوندی قدير و عليم که ھمه چيز را ميداند و ھمه کاری را ميتواند انجام دھد از اھانت يک انسان به خود ناراحت شود‪ ،‬و يا اينکه‬
‫از انسان ديگری کمک بخواھد‪ ،‬اگر خدا از اھانت ناراحت شود ميتواند خودش از خودش دفاع کند نياز به دفاع انسانھا ندارند‪ ،‬پس برای‬
‫پرسش باال بايد پاسخھايی غير از اينکه مسلمانان در حال دفاع از خدا و پيامبر و غيره ھستند را جستجو کرد‪ .‬چند پاسخ قابل تصور را در‬
‫زير مرور ميکنيم‪.‬‬

‫يکم ‪ -‬به نظر ميرسد مسلمانان باورھای دينيشان را بيش از حد جدی ميگيرند‪ ،‬برای شخصيتھای مقدسشان از جمله خدا‪ ،‬پيامبران و امامان‬
‫قدرتھای ماوراء طبيعی بسيار زيادی توھم ميکنند و انتظار ياری زيادی از آنھا دارند‪ .‬شخصيت ھای مقدس مذھبی برای مسلمانان ھمانند‬
‫بت برای بت پرستان ھستند‪ ،‬وقتی کسی به بتھای آنھا اھانت ميکند انگار بتھای آنھا را شکسته است‪ ،‬مسلمانان تمام عمر خود را در ترس‬
‫از قدرت اين بتھا زندگی ميکنند‪ ،‬ولی وقتی ميبينند شخصی به اين بت ھا اھانت ميکند و اين بتھا نميتوانند از خود دفاع کنند طبيعتا ً متوجه‬
‫عجز و بی خاصيتی اين بت ھا ميشوند يا دستکم ايمانشان تضعيف ميشود‪ .‬اين است که روحانيون برای جلوگيری از وقوع اين شک‪ ،‬اھانت‬
‫به اسالم را جدی ميگيرند‪ ،‬چون اھانت به اسالم‪ ،‬حال آنکه باوری که با اھانت ديگران سست شود مسلما ً باور سست مايه و بيھوده ايست و‬
‫ما ميدانيم که اسالم حقيقتا ً چنين است‪ .‬وقتی مادربزرگ شما ببيند که شما بعد از اھانت به اسالم به سوسک تبديل نميشويد در دين خود و‬
‫درستی اراجيفی که به آنھا اعتقاد داشته است رفته رفته شک ميکند‪ .‬شايد اگر من ھم قرار بود از يک مشت اراجيف مانند اراجيف قرآن‬
‫دفاع کنم مجبور بودم دست به خشونت ببرم‪.‬‬

‫اين خود مارا ياد داستان ابراھيم و نابود کردن بتھای قوم خود می اندازد‪ ،‬ابراھيم بت ھارا ميشکند و ميگويد ببينيد اين بتھا حتی از خود‬
‫نميتوانند دفاع کنند‪ ،‬پس نيرويی ندارند‪ ،‬به عبارت ديگر ابراھيم از بتھا يک عمل را انتظار داشت و ميخواست از آنھا امتحان بگيرد‪ ،‬در‬
‫مورد مسلمانان نيز دقيقا ھمين مسئله است‪ .‬بت نامرئی و آسمانی آنھا ﷲ چون موجودی خيالی و غير حقيقی است ھيچ کاری را در واقع‬
‫نميتواند انجام دھد و حتی قدرت دفاع از خود را نيز ندارد‪ .‬اگر کسی به او توھين کند او نميتواند ھيچ کاری بکند‪ .‬اين مسلمانان ھستند که‬
‫بايد به ياری ﷲ بيايند و از او دفاع بکنند و دشمنانش را بکشند‪ ،‬و اين خود بسيار مضحک است‪ .‬بنابر اين توھين کردن به اسالم‪ ،‬يک خدا‬
‫شکنی است که شباھت بسياری با بت شکنی ابراھيم سامی دارد‪ ،‬روشن است که از نگر ما فرق چندانی ميان بت پرستی و خداباوری‬
‫نيست‪ ،‬و ھمانگونه که خداباوران‪ ،‬خداباوری را برتر از بت پرستی ميدانند ما نيز بيخدايی را برتر از خداباوری ميدانيم‪ .‬ھردو در جھت‬
‫مبارزه با خرافات و جھل انجام ميگيرند و ھردو يک نتيجه ميدھند‪ ،‬اگر مسلمانان کار ابراھيم را تاييد ميکنند‪ ،‬اين منافقانه است که کار‬
‫اھانت کنندگان به اسالم را تقبيح کنند!‬

‫دوم ‪ -‬اسالم مروج فرھنگ مرگ و ستيزه جوييست‪ ،‬به ھمين دليل برای زنده نگه داشتن خود ھمواره به دشمن نياز دارد‪ .‬در فرم شيعی‬
‫اسالم حتی زمانی که اين دشمن وجود ندارد ھم ياد دشمنان پيشين )معاويه‪ ،‬يزيد‪ ،‬بنی اميه و‪ (...‬زنده نگه داشته ميشود تا اين فرھنگ مرگ‬
‫و تنفر زنده بماند‪ .‬ھمانطور که نشان داده شد اھانت به اسالم جرمی است که به سادگی ميتوان ھر کسی را به آن محکوم کرد‪ .‬بنابر اين‬
‫"اھانت به مقدسات" ابزاريست که به درد روحانيت ميخورد‪ .‬چون ھمواره ميتوانند ھر عملی را اھانت تلقی کرده و دشمنان فرضی برای‬
‫خود بوجود بياورند که بتوانند خود را مشغول به جنگ با دشمنان نشان داده و مقلدانشان را بيشتر بچاپند‪.‬‬

‫سوم ‪ -‬ماليان انتقاد از خود را در بسياری از موارد دشمنی و اھانت به اسالم ميدانند و ميتوانند از اين روش منتقدين خود را ساکت کنند‪ .‬اين‬
‫شيوه را خود محمد بنيانگذاری کرد‪ ،‬خلفای بعدی نيز آنرا ادامه دادند و ھنوز ھم تداوم دارد‪ .‬رژيم جنايتکار اوباش اسالمی "محارب با خدا"‬
‫را در ليست اتھامات بسياری از قربانيان خود آورده بود‪ .‬در ميان روحانيون ھم رايج است که روحانيون ادامه دھنده رسالت ھستند و اھانت‬
‫به يک روحانی )توسط يک جسمانی!( در صورتی که رسالت را زير سوال ببرد ھمانند اھانت به پيامبر و در نتيجه مجازاتش مرگ است‪.‬‬

‫چھار‪ -‬فرھنگ استبدادی و عقب مانده مسلمانان تفکر انتقادی و اساسا ً انتقاد را برنمي تابد و ھمواره آنرا مضر می پندارد‪ .‬البته اگر منصفانه‬
‫به اين قضيه نگاه کنيم بقيه طيف ھای مردم خاور ميانه نيز ھمينگونه ھستند‪ .‬تشبيه انتقاد به اھانت و در نتيجه امتناع از پاسخگويی به انتقاد‬
‫روشی رايج در فرھنگھای خاور ميانه ای است و نامسلمانان نيز ھمواره از آن استفاده ميکنند‪.‬‬

‫پنجم‪ -‬مسلمانان در کل شايد به دليل اينکه دينشان وسط بيابان شکل گرفته است و زندگی بيابانی در مقابل زندگی در دشتھای سر سبز و آب‬
‫و ھوای خوب زندگی بسيار خشنی است به نظر ميرسد در تمامی موارد خشن و وحشيانه برخورد ميکنند‪ ،‬اين نخستين توحش و خشونت از‬
‫جانب مسلمانان نيست که ما شاھد آن ھستيم‪ ،‬مسلمانان در کل فرھنگی خشن و وحشی دارند‪ ،‬روحی که در کالبد جامعه اسالمی وجود دارد‬
‫روحيه خشونت و ستيز و توحش را ترويج ميدھد‪ ،‬از ھمين رو سم ھريس يکی از انديشمندان غربی اسالم را "فرقه مرگ" نام نھاده است‪.‬‬
‫من فکر ميکنم اين خشونت ذاتی اسالم که ھم ريشه جغرافيايی دارد ھم ريشه تاريخی از آنرو که محمد يک فرد نظامی و جنگجو بوده است‪،‬‬
‫ميتواند پاسخ خوبی به پرسش مطرح شده در ابتدای اين بخش بدھد‪.‬‬

‫آيا اسالم و مسلمانان ھم به ديگران احترام ميگذارند؟‬

‫‪9 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫از حق که نگذريم‪ ،‬دعوت به احترام در بيشينه موارد دعوت خوبی است‪ ،‬کسی که شما را به احترام دعوت ميکند شما را به کاری نيک و‬
‫بھتر بودن فرا ميخواند‪ ،‬به ھمين دليل ھرگاه کسی از من ميخواھد که به چيزی توھين نکنم من درخواست او را جدی ميگيرم چون دعوت‬
‫او‪ ،‬دعوت به نيکيست! اما اين دعوت يا صادقانه و خير خواھانه است يا موزيانه و منافقانه و زياده خواھانه است‪ .‬حال دعوت مسلمانان به‬
‫احترام به مقدسات و اسالم از کدام دسته است؟ آيا مسلمانان ميگويند "بياييد به يکديگر و مقدسات يکديگر احترام بگذاريم؟" يا ميگويند‬
‫"بياييد به مقدسات ما بدون توجه به اينکه ما به شما و مقدسات شما و ديگران احترام ميگذارند احترام بگذاريد؟"‪ .‬برای پاسخ به اين پرسش‬
‫بايد به رفتار خود مسلمانان نگاه کرد‪ ،‬آيا مسلمانان نيز بطور متقابل به مقدسات ديگران و يا باورھای افراد ديگر احترام ميگذارند؟ از نگر‬
‫من روشن است که مسلمانان چنين نميکنند و به ھمين دليل دعوت مسلمانان به احترام يک دعوت صادقانه و خير خواھانه نيست بلکه‬
‫مسلمانان بخاطر دو رويی و از روی نفاق و پليدی است که چنين انتظاری از ديگران علی رغم بی احتراميشان به آنھا دارند‪ .‬در اثبات اين‬
‫ادعا در اين بخش به سه موضوع خواھم پرداخت‪ ،‬نخست اھانت ھای قرآن و حديث به نامسلمانان‪ ،‬دوم رفتار محمد با دگر انديشان و سوم‬
‫خشونت اسالم نسبت به نامسلمانان‪.‬‬

‫ھمانطور که گفته شد‪ ،‬بايد ديد آيا مسلمانان خود به ديگران احترام ميگذارند يا نه؟ برای يافتن پاسخ اين پرسش يک راه نگاه به رفتار‬
‫مسلمانان است‪ ،‬اما ھر مسلمانی که به ديگران و مقدسات ديگران اھانت کند را اگر مالک تشخيص قرار دھيم ممکن است به حق يا ناحق‬
‫گفته شود که او مرجع اسالم نيست‪ ،‬و کار او لزوما ً به اسالم ربطی ندارد‪ .‬اما از آنجا که کسی نميتواند بگويد قرآن به اسالم ربطی ندارد‪،‬‬
‫بھتر است بجای رفتار مسلمانان قرآن را بررسی کنيم‪ ،‬آيا قرآن به ديگران و مقدساتشان احترام ميگذارد؟‬

‫فرض کنيد روزی در خيابان در حال قدم زدن ھستيد که اعالميه ای از شخصی دريافت ميکنيد‪ .‬اين اعالميه مربوط به گروه "پيروان" است‬
‫و در آن از شما دعوت ميشود که شما ھم به اين گروه با سابقه و قديمی بپيونديد‪ .‬در اين اعالميه ھمچنين شرح مختصری از باورھای‬
‫مشترک اين گروه آمده است که از اين قرار ھستند‪:‬‬

‫مسلمانان ھمانند خرھايی ھستند که کتاب حمل ميکنند‬ ‫‪.1‬‬


‫مسلمانان نجس ھستند‬ ‫‪.2‬‬
‫مسلمانان بدترين جنبندگان روی زمين ھستند‬ ‫‪.3‬‬
‫خدا مسلمانان را بکشد‬ ‫‪.4‬‬
‫لعنت خدا و فرشتگان بر مسلمانان باد‬ ‫‪.5‬‬
‫مسلمانان مانند حيواناتی ھستند که کسی در گوششان چيزی بگويد و آنھا جز بانگی نشنوند‪ ،‬مسلمانان کر و کور و اللند و ھيچ‬ ‫‪.6‬‬
‫نميفھمند‬
‫اکثر مسلمانان مثل چھارپايان يا بدتر از آنھا ھستند‪ ،‬نه ميفھمند نه ميشنوند‬ ‫‪.7‬‬
‫اکثر مسلمانان فاسق )نافرمان‪ ،‬تبھکار‪ ،‬زناکار‪ ،‬گناھکار( ھستند‬ ‫‪.8‬‬
‫مسلمانان مثل حيوان غذا ميخورند‬ ‫‪.9‬‬
‫مسلمانان مانند خران وحشی ھستند که از شير ميگريزند‬ ‫‪.10‬‬
‫مسلمانان حرامزاده ھستند‬ ‫‪.11‬‬
‫تف بر مسلمانھا!‬ ‫‪.12‬‬
‫مسلمانان بيمار ھستند‬ ‫‪.13‬‬
‫مسلمانان ابله ھستند ولی خودشان نميدانند‬ ‫‪.14‬‬
‫مسلمانان شعور ندارند‬ ‫‪.15‬‬
‫طرفداران گروه پيروان بھترين مردم ھستند‪ ،‬بين مسلمانھا ھم آدم خوب به ندرت پيدا ميشود ولی اکثرشان آدمھای عوضی و‬ ‫‪.16‬‬
‫تبھکاری ھستند‬

‫نظر شما راجع به گروه "پيروان" پس از آگاھی از افکارشان چه خواھد بود؟ آيا به نظر شما اين گروه به مسلمانان اھانت کرده است؟ شما‬
‫اين ‪ 15‬مورد را يا بخشی از آنھا را فحش و اھانت ميدانيد يا نه؟ آيا اين گروه‪ ،‬گروھی فاشيست و ستيزه جو نيست؟ مھمتر از اينھا‪ ،‬آيا‬
‫مسلمانان بايد به اين گروه و پيروانش احترام بگذارند؟ فکر نميکنم ھيچ انسان عاقلی‪ ،‬بالغ و منصفی به اين پرسش آخری پاسخ مثبت بدھد‪.‬‬
‫با توحش و بربريتی که از اسالم و مسلمانان سراغ داريم‪ ،‬اگر دست مسلمانان به پيروان اين گروه برسد با آنھا چکار خواھند کرد؟ از ھمه‬
‫اينھا جالب تر‪ ،‬اگر پيروان از مسلمانان بخواھند که به عقايد و باورھای گروه پيروان و خود ايشان احترام بگذارند‪ ،‬به نظر شما ھواداران‬
‫گروه پيروان زياده خواه‪ ،‬دو رو و حتی ديوانه نيستند؟ آيا مسلمانان بايد اين درخواست گروه پيروان را از روی حسن نيت بدانند؟‬

‫ممکن است بپرسيد نقل اين داستان تخيلی چه سودی دارد؟ پاسخ اين است که اين داستان کامالً تخيلی نيست بلکه مبتنی بر واقعيتی انکار‬
‫ناشدنی است‪ ،‬تمامی ‪ 15‬مورد باال در قرآن آمده است با اين تفاوت که مخاطب اين دشنامھا در قرآن نامسلمانان يا دگرانديشان از زمينه ھای‬
‫فکری مختلف ھستند‪ ،‬با اين اوصاف آيا مسلمانانی که خدايشان اينگونه ھمانند انسانی فرومايه و دھن دريده زشت ترين دشنامھا را به‬
‫ديگران داده است از ديگران انتظار احترام داشته باشند؟ در ادامه منبع اين فحاشی ھا به ترتيب ھمان شماره ای که در اعالميه باال آمد‪ ،‬از‬
‫قرآن ذکر خواھم کرد‪:‬‬

‫‪10 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫‪ .1‬آيه ‪ 5‬سوره الجمعة )‪(62:5‬‬

‫ﷲِ َو ﱠ‬
‫ﷲُ ال‬ ‫س َمثَُل اْلقَْوِم الﱠِذيَن َكﱠذُبوا ِبآيا ِ‬
‫ت ﱠ‬ ‫َمثَُل الﱠِذيَن ُحﱢملُوا الﱠتْوراةَ ثُﱠم لَْم َيْحِملُوھا َكَمثَِل اْلِحماِر َيْحِمُل أَ ْ‬
‫سفاراً ِبْئ َ‬
‫َيْھِدي اْلَقْوَم ال ﱠ‬
‫ظاِلِميَن‬

‫مثل کساني که تورات بر آنھا تحميل گشته و بدان عمل نمي کنند مثل آن خراست که کتابھايي را حمل مي کند بد‬
‫داستاني است داستان مردمي که آيات خدا را دروغ مي شمرده اند و خدا ستمکاران را ھدايت نمي کند )ترجمه آيتی(‪.‬‬

‫‪ .2‬آيه ‪ 28‬سوره التوبة )‪(9:28‬‬

‫ف ُيْغِنيُكُم‬ ‫عْيَلةً فَ َ‬
‫سْو َ‬ ‫سِجَد اْلَحراَم َبْعَد عاِمِھْم ھذا َو ِإْن ِخْفُتْم َ‬
‫س فَال َيْقَرُبوا اْلَم ْ‬
‫شِرُكوَن َنَج ٌ‬ ‫يا أَﱡيَھا اﱠلِذيَن آَمُنوا ِإﱠنَما اْلُم ْ‬
‫علِيٌم َحِكيٌم‬
‫ﷲ َ‬‫ضِلِه ِإْن شاَء ِإﱠن ﱠ َ‬ ‫ﷲ ِمْن َف ْ‬ ‫ﱠُ‬
‫اي کساني که ايمان آورده ايد ‪ ،‬مشرکان نجسند و از سال بعد نبايد به مسجدالحرام نزديک شوند و اگر از بينوايي مي‬
‫ترسيد ‪ ،‬خدا اگر بخواھد به فضل خويش بي نيازتان خواھد کرد زيرا خدا دانا و حکيم است )ترجمه آيتی(‬

‫‪ .3‬آيه ‪ 55‬سوره االنفال )‪(8:55‬‬

‫ﷲِ اﱠلِذيَن َكَفُروا َفُھْم ال ُيْؤِمُنوَن‬


‫ب ِعْنَد ﱠ‬
‫شﱠر الﱠدَوا ﱢ‬
‫ِإﱠن َ‬

‫ھر آينه بدترين جنبندگان در نزد خدا آنھايند که کافر شده اند و ايمان نمي آورند ‪) :‬ترجمه آيتی(‬

‫‪ .4‬آيه ‪ 30‬سوره التوبة )‪(9:30‬‬

‫ﷲِ ذِلَك قَْولُُھْم ِبأ َْفواِھِھْم ُيضاِھُؤَن قَْوَل الﱠِذيَن َكفَُروا ِمْن‬ ‫ت النﱠصارى اْلَم ِ‬
‫سيُح اْبُن ﱠ‬ ‫ت اْلَيُھوُد ُعَزْيٌر اْبُن ﱠ‬
‫ﷲِ َو قالَ ِ‬ ‫َو قالَ ِ‬
‫َ‬ ‫َ‬
‫ﷲُ أﱠنى ُيْؤفُكوَن‬‫قَْبُل قاَتَلُھُم ﱠ‬

‫يھود گفتند که عزير پسر خداست ‪ ،‬و نصاري گفتند که عيسي پسر خداست اين ‪ ،‬سخن که مي گويند ھمانند گفتار‬
‫کساني است که پيش از اين کافر بودند خدا بکشدشان به کجا باز مي گردند ؟ )ترجمه آيتی(‬

‫‪ .5‬آيه ‪ 161‬سوره البقرة )‪(2:161‬‬

‫س أَْجَمِعيَن‬ ‫ِإﱠن الﱠِذيَن َكفَُروا َو ماُتوا َو ُھْم ُكفﱠاٌر أُولِئَك َعلَْيِھْم لَْعَنةُ ﱠ‬
‫ﷲِ َو اْلَمالِئَكِة َو الﱠنا ِ‬
‫بر آنان که کافر بودند و در کافري مردند لعنت خدا و فرشتگان و ھمه مردم باد )ترجمه آيتی(‬

‫‪ .6‬آيه ‪ 171‬سوره البقرة )‪(2:171‬‬

‫عْمٌي فَُھْم ال َيْعِقلُوَن‬


‫صﱞم ُبْكٌم ُ‬
‫سَمُع ِإﱠال ُدعاًء َو ِنداًء ُ‬ ‫َو َمَثُل اﱠلِذيَن َكَفُروا َكَمَثِل اﱠلِذي َيْنِع ُ‬
‫ق ِبما ال َي ْ‬

‫مثل کافران ‪ ،‬مثل حيواني است که کسي در گوش او آواز کند ‪ ،‬و او جز بانگي و آوازي نشنود اينان کرانند ‪ ،‬الالنند‬
‫‪ ،‬کورانند و ھيچ در نمي يابند )ترجمه آيتی(‬

‫‪ .7‬آيه ‪ 22‬سوره االنفال )‪(8:22‬‬

‫صﱡم اْلُبْكُم اﱠلِذيَن ال َيْعِقُلوَن‬ ‫ب ِعْنَد ﱠ‬


‫ﷲِ ال ﱡ‬ ‫شﱠر الﱠدَوا ﱢ‬
‫ِإﱠن َ‬

‫بدترين جانوران در نزد خدا اين کران و الالن ھستند که در نمي يابند )ترجمه آيتی(‬

‫‪ .8‬آيه ‪ 59‬سوره المائدة )‪(5:59‬‬


‫ب َھْل َتْنِقُموَن ِمﱠنا ِإﱠال َأْن آَمﱠنا ِبا ﱠ ِ َو ما ُأْنِزَل ِإَلْينا َو ما ُأْنِزَل ِمْن َقْبُل َو َأﱠن َأْكَثَرُكْم فا ِ‬
‫سُقوَن‬ ‫ُقْل يا َأْھَل اْلِكتا ِ‬

‫بگو ‪ :‬اي اھل کتاب ‪ ،‬آيا ما را سرزنش مي کنيد ؟ جز اين است که ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه پيش از‬
‫اين نازل شده است ايمان آورده ايم و شما بيشترين نافرمان ھستيد ؟ )ترجمه آيتی(‬

‫‪11 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫‪ .9‬آيه ‪ 12‬سوره محمد )‪(47:12‬‬

‫ت َتْجِري ِمْن َتْحتَِھا اْألَ◌ْنھاُر َو اﱠلِذيَن َكَفُروا َيَتَمﱠتُعوَن َو َيأُْكُلوَن َكما‬


‫ت َجنﱠا ٍ‬ ‫ﷲَ ُيْدِخُل الﱠِذيَن آَمنُوا َو َعِملُوا ال ﱠ‬
‫صاِلحا ِ‬ ‫ِإﱠن ﱠ‬
‫ى َلُھْم‬‫َتأُْكُل األَ◌ْنعاُم َو الﱠناُر َمثو ً‬
‫ْ‬ ‫ْ‬

‫خدا کساني را که ايمان آورده اند و کارھاي شايسته مي کنند ‪ ،‬به ‪ ،‬بھشتھايي که نھرھا در آن جاري است داخل‬
‫خواھد کرد ولي کافران از اين جھان متمتع مي شوند و چون چارپايان مي خورند و جايگاھشان آتش است )ترجمه‬
‫آيتی(‬

‫‪ .10‬آيه ‪ 50‬سوره المدثر )‪) (74:50‬به آيات ‪ 48‬و ‪ 49‬نيز نگاه شود(‬

‫َكأ َﱠنُھْم ُحُمٌر ُم ْ‬


‫سَتْنِفَرٌة‬

‫مانند خران وحشي )ترجمه آيتی(‬

‫‪ .11‬آيه ‪ 13‬سوره القلم )‪(68:13‬‬

‫عُتﱟل َبْعَد ذِلَك َزِنيٍم‬


‫ُ‬

‫كسانى كه متكبر و سركشند و اصل و نسب خود را بديگران منسوب ميسازند‪) .‬حرام زاده‪ -‬اند(‪) .‬ترجمه کاويانپور(‬

‫‪ .12‬آيه ‪ 67‬سوره االنبياء )‪(21:67‬‬

‫ﷲِ َأ َفال َتْعِقُلوَن‬ ‫ُأ ﱟ‬


‫ف َلُكْم َو ِلما َتْعُبُدوَن ِمْن ُدوِن ﱠ‬

‫اف بر شما و بر آنچه جز خدا مىپرستيد! پس آيا نمىانديشيد؟ )ترجمه حلبی(‬

‫‪ .13‬آيه ‪ 10‬سوره البقرة )‪(2:10‬‬

‫ب أَِليٌم ِبما كانُوا َيْكِذُبوَن‬ ‫ض فَزاَدُھُم ﱠ‬


‫ﷲُ َمَرضا ً َو لَُھْم َ‬
‫عذا ٌ‬ ‫ِفي قُلُوِبِھْم َمَر ٌ‬

‫در دلھاشان مرضي است و خدا نيز بر مرضشان بيفزوده است و به کيفر دروغي که گفته اند برايشان عذابي است‬
‫دردآور )ترجمه آيتی(‬

‫‪ .14‬آيه ‪ 13‬سوره البقرة )‪(2:13‬‬

‫سَفھاُء َأال ِإﱠنُھْم ُھُم ال ﱡ‬


‫سَفھاُء َو لِكْن ال َيْعَلُموَن‬ ‫س قاُلوا َأ ُنْؤِمُن َكما آَمَن ال ﱡ‬
‫َو ِإذا ِقيَل َلُھْم آِمُنوا َكما آَمَن الﱠنا ُ‬

‫و چون به آنان گفته شود که شما نيز ھمانند ديگر مردمان ايمان بياوريد‪، ،‬مي گويند ‪ :‬آيا ما نيز ھمانند بيخردان ايمان‬
‫بياوريم ‪ :‬آگاه باشيد ‪ ،‬که آنان خود بيخردانند و نمي دانند )ترجمه آيتی(‬

‫‪" .15‬ال يشعرون" در مورد نامسلمانان در آيه ھای زير آمده است‪:‬‬
‫النحل‪ ،٢٦ :‬النمل‪ ،١٨ :‬األعراف‪ ،٩٥ :‬يوسف‪ ،١٥ :‬القصص‪،٩ :‬األنعام‪ ،١٢٣ :‬النحل‪ ،٤٥ :‬العنكبوت‪ ،٥٣ :‬يوسف‪،١٠٧ :‬‬
‫النمل‪ ،٦٥ :‬آلعمران‪ ،٦٩ :‬األنعام‪ ،٢٦ :‬البقرة‪ ،٩ :‬الزمر‪ ،٢٥ :‬الزخرف‪ ،٦٦ :‬القصص‪ ،١١ :‬النحل‪ ،٢١ :‬البقرة‪ ،١٢ :‬النمل‪:‬‬
‫‪ ،٥٠‬المؤمنون‪ ،٥٦ :‬الشعراء‪.٢٠٢ :‬‬
‫‪ .16‬آيه ‪ 110‬سوره ال عمران )‪(3:110‬‬

‫ف َو َتْنَھْوَن َعِن اْلُمْنَكِر َو ُتْؤِمُنوَن ِبا ﱠ ِ َو َلْو آَمَن أَْھُل اْلِكتا ِ‬


‫ب َلكاَن‬ ‫س َتْأُمُروَن ِباْلَمْعُرو ِ‬ ‫ُكْنُتْم َخْيَر ُأﱠمٍة ُأْخِرَجْت ِللﱠنا ِ‬
‫ُ‬
‫سقوَن‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬
‫َخْيراً لَُھْم ِمْنُھُم اْلُمْؤِمنُوَن َو أكثُرُھُم الفا ِ‬
‫ْ‬

‫شما بھترين امتي ھستيد از ميان مردم پديد آمده ‪ ،‬که امر به معروف و نھي از منکر مي کنيد و به خدا ايمان داريد‬
‫اگر اھل کتاب نيز ايمان بياورند برايشان بھتر است بعضي از ايشان مؤمنند ولي بيشترين تبھکارانند )ترجمه آيتی(‬

‫افزون بر اينھا ﷲ در قرآن بارھا نامسلمانان لعنت کرده است‪ ،‬آيا لعنت کردن ﷲ‪ ،‬امامان و پيامبر اسالم نيز برای نامسلمانان بطور متقابل‬

‫‪12 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫آزاد است يا نه؟ برخی از مسلمانان ميگويند لعن کردن اھانت نيست‪ ،‬اگر اھانت نيست پس ما نيز بايد بتوانيم لعن کنيم‪ .‬برخی ميگويند شما‬
‫که به خدا اعتقاد نداريد نبايد از لعن شدن ناراحت شويد‪ .‬من اين پاسخ را صحيح نميدانم زيرا فحاشی وقتی صورت گرفته است که شخصی‬
‫به ديگری فحش بدھد نه اينکه شخصی احساس کند به او فحش داده شده است‪ .‬برای نمونه فرض کنيد با مردمی آشنا ميشويد که در فرھنگ‬
‫و عقايد و باورھايشان عبارت "کله استخوانی" يک اھانت محسوب ميشود در حالی که در فرھنگ شما چنين نيست‪ .‬حال در اين ميان‬
‫شخصی از اين جمعيت در مورد شما از اين عبارت استفاده ميکند‪ .‬آيا اھانتی صورت گرفته؟ روشن است که صورت گرفته است و مالک‬
‫ديدگاه توھين کننده است نه توھين شونده‪.‬‬

‫لعنت البته در مقابل ساير اھانتھای قرآن موضوع کوچکيست‪ ،‬برای ليست کاملتری از آيات اھانت آميز قرآن به "قرآن زنديق‪ ،‬دسته بنديھای‬
‫قرآن‪ ،‬دسته 'اھانت يا بد دھانی" مراجعه کنيد‪ .‬غير از اين نتيجه که مسلمانان انصافا ً نبايد انتظار احترام از سايرين را داشته باشند‪ ،‬از‬
‫وجود آيات باال ميتوان نتايج منطقی ديگری را نيز گرفت‪ .‬پاسخ اين پرسش چيست؟ "آيا دستکم يکی از ‪ 15‬آيه باال اھانت آميز است يا نه؟"‬

‫اگر پاسخ مسلمانان نه است‪ ،‬آنگاه آنچه در ‪ 15‬مورد باال آمده نبايد برای مسلمانان اھانت آميز تلقی شوند‪ ،‬يعنی اگر نامسلمانی مسلمانان يا‬
‫پيامبر اسالم يا ھر چيز يا شخص مقدس ديگری را با واژه ھايی ھمچون خر‪ ،‬حرامزاده‪ ،‬نفھم‪ ،‬بی شعور‪ ،‬نجس‪ ،‬حيوان‪ ،‬چھارپا و غيره‬
‫خطاب کند‪ ،‬مسمانان حق اعتراض ندارند چون اينکار شبيه گفتن "خودتی!" ھست که نبايد اھانت محسوب شود و مسلمانان نبايد از‬
‫نامسلمانان انتظار داشته باشند که از خدای آنھا در برخورد با مخالف و منتقد مودب تر باشند‪.‬‬

‫اگر پاسخ مسلمانان آری است‪ ،‬آنگاه اھانت کردن بايد آزاد باشد‪ ،‬مگر اينکه مسلمانان حق اھانت به ديگران را منحصر به خود بدانند و‬
‫بگويند ما حق اھانت به ديگران را داريم ولی ديگران حق اھانت به ما را ندارند‪ .‬که اين البته غير عادالنه و زياده خواھی است‪.‬‬

‫ھردو اين پاسخھا به ضرر مسلمانان و به نفع نامسلمانان است‪ ،‬واقعيت اين است که آنچه در آيات باال آمده است نشان از کمبود و خشم و‬
‫کينه گوينده دارد‪ ،‬ھمچنين نشان از تربيت بيابانی و کم دارد‪ ،‬نشان از عقده ھای فراوان و مشکالت روحی و افسردگی ھای شديد دارد‪ ،‬تمام‬
‫اين صفات به خود محمد ميخورند‪ ،‬ھمين دشنامھا از نگر من ميتوانند نشان دھند که قرآن به خدا ارتباطی ندارد‪.‬‬

‫به نظر نمی آيد ھيچ انسان عاقلی تمايل به احترام گذاشتن غير متقابل نسبت به اسالم و مسلمانان داشته باشد‪ .‬يعنی اگر قرار باشد ما به‬
‫مسلمانان احترام بگذاريم و خدای آنھا به ما اھانت کند‪ ،‬ما بايد ديوانه باشيم‪ .‬از طرفی مسلمانان را توانايی دگرگون کردن قرآن نيست‪ ،‬پس‬
‫ھيچگاه ضرورتی ندارد نامسلمانی به اسالم و مسلمانان احترامی بگذارد‪ .‬مگر اينکه آيات اھانت آميز قرآن روزی از قرآن حذف شوند‪ .‬يا‬
‫دستکم تعداد زيادی از مسلمانان بپذيرند که در قرآن خطا وجود دارد و آنچه در قرآن آمده لزوما ً الھی نيست‪ ،‬آيا مسلمانان ھرگز به اين‬
‫تکامل فکری خواھند رسيد؟ به نگر من نه! چون خود دين ديدگاه ناقض قرآن است‪.‬‬

‫افزون بر قرآن که کالم الھی پنداشته ميشود‪ ،‬احاديث بسيار زشت و زننده ای در مورد کفار در متون دينی مسلمانان ديده ميشود‪ .‬در زير به‬
‫چند مورد از آنھا اشاره ميکنيم‪:‬‬

‫حلية المتقين‪ ،‬عالمه مجلسی‪ ،‬باب چھارم‪ ،‬فصل چھارم‪:‬‬

‫حضرت صادق عليه السالم فرمود که‪ :‬دشمن ما اھل بيت نيست مگر کسی که ولدالزنا يا مادرش در حيض به او حامله شده باشد‪.‬‬

‫ھمانجا باب ھفتم‪ ،‬فصل سوم‪:‬‬

‫در حديث موثق از حضرت صادق عليه السالم منقول است که‪ :‬از آبی که در حوض ھاى کوچک در حمام ھاى سنيان جمع می شود‬
‫از غسل مردم غسل مکن که در آن غساله يھودى و نصرانى و گبر و دشمن ما اھل بيت که از ھمه بدتر است جمع می شود و خدا‬
‫خلقى از سگ نجس تر خلق نکرده است و کسيکه عداوت ما اھل بيت دارد از سگ نجس تر است‪.‬‬

‫ھمانجا باب دھم فصل ھفتم‪:‬‬

‫از حضرت صادق )ع( منقول است که ھر که مومنی را سير کند بھشت بر او واجب می شود و ھر که کافری را سير کند‪ ،‬خدا شکم‬
‫او را پر از زقوم جھنم کند!‬

‫پس از ذکر اين احاديث بسيار زشت‪ ،‬به ياد آوردن اين نکته سودمند است که کردار و پندار يک انسان نسبت به مخالفانش شاخص خوبی‬
‫برای نشان دادن شخصيت اصلی اوست‪ ،‬و اين احاديث که از نظر يکی از بزرگترين محدثين شيعه در رده "موثق" ھم قرار گرفته اند‪،‬‬
‫ميزان فرومايگی شخصيت ھای دينی تشيع را به خوبی نشان ميدھند‪ .‬ممکن است تصور کنيد به دليل ياوه گو بودن مجلسی احاديث باال‬
‫چندان اھميتی ندارند‪ ،‬ولی آيت ﷲ مکارم شيرازی از چند منبع سنی نيز حديث مشابھی را نقل کرده است )‪ ،(18‬به استفتاء زير توجه کنيد‪:‬‬

‫سؤال‪ :‬آيا در منابع اھل سنت رواياتى مبنى بر حالل زاده نبودن دشمنان على)عليه السالم( وجود دارد؟‬

‫‪13 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫جواب‪ :‬در منابع اھل سنت رواياتى در اين حضوص وارد شده است كه در اينجا به برخى از آنھا اشاره مى كنيم‪:‬‬

‫ابوسعيد خدرى مى گويد ‪» :‬كّنا معشر األنصار نبور أوالدنا بحﱢبھم علّيا ً)رضي ﷲ عنه( ; فإذا ُولد فينا مولوٌد فلم يحّبه عرفنا أ‬ ‫‪.1‬‬
‫نّه ليس منّا«)‪] (1‬ما انصار ‪ ،‬فرزندانمان را با دوست داشتن على)رضي ﷲ عنه( امتحان مى كرديم ; پس ھر گاه فرزندى‬
‫از ما متوّلد مى شد و او را دوست نداشت مى فھميديم او فرزند ما نيست[ ‪.‬‬

‫ي بن أبي‬
‫ب عل ّ‬‫ي بن أبي طالب)رضي ﷲ عنه( ; فإذا رأينا أحدھم ال يح ّ‬ ‫عبادة بن صامت مى گويد ‪» :‬كنّا نبور أوالدنا بح ﱢ‬
‫ب عل ّ‬ ‫‪.2‬‬
‫طالب علمنا أ ّنه ليس مّنا وأ ّنه لغير ِرْشَدة«)‪] (2‬ما فرزندانمان را با دوست داشتن على ابن ابى طالب)رضي ﷲ عنه(‬
‫امتحان مى كرديم ‪ ،‬و چون مى ديديم يكى از آنھا على ابن ابى طالب)رضي ﷲ عنه( را دوست ندارد ‪ ،‬مى فھميديم از ما‬
‫نيست و از راه حالل به دنيا نيامده است[ ‪.‬‬
‫حافظ جزرى در كتاب »أسنى المطالب«)‪ (3‬پس از ذكر اين حديث نوشته است ‪:‬‬
‫مطلب از قديم تا به حال مشھور است كه فقط زنازاده با على)رضي ﷲ عنه( دشمنى مى كند‪.‬‬

‫ى از ابوعيينه از ابن زبير از جابر نقل كرده است ‪» :‬أمرنا رسول ﷲ)صلى‬ ‫حافظ حسن بن على عدوى از احمد بن عبده ضب ّ‬ ‫‪.3‬‬
‫ي بن أبي طالب« ]پيامبر خدا)صلى ﷲ عليه وآله( به ما دستور داد كه‬
‫ب عل ﱢ‬
‫ﷲ عليه وآله( أن نعرض أوالدنا على ح ﱢ‬
‫فرزندانمان را بر دوستى على بن أبى طالب عرضه كنيم[ ‪ .‬رجال اين حديث رجال صحيحين )صحيح بخارى و مسلم( بوده‬
‫و ھمگى از ثقات محسوب می شوند‪.‬‬

‫حافظ طبرى در كتاب »الوالية« با سندش از على)عليه السالم( اين حديث را نقل كرده است ‪:‬‬ ‫‪.4‬‬
‫»ال يحّبني ثالثة ‪ :‬ولد الزنا ‪ ،‬ومنافق ‪ ،‬ورجل حملت به ُاّمه في بعض حيضھا« ]مرا سه نفر دوست ندارند ‪ :‬زنازاده و منافق‬
‫و كسى كه مادرش در حال حيض به او حامله شده باشد[ ‪.‬‬

‫از ابوبكر نقل شده است ‪ :‬من پيامبر خدا)صلى ﷲ عليه وآله( را ديدم كه خيمه اى بنا كرده بود و بر كمانى عربى تكيه داده‬ ‫‪.5‬‬
‫ب‬
‫بود و در آن خيمه ‪ ،‬على و فاطمه و حسن و حسين بودند ‪ ،‬و فرمود ‪» :‬معشر المسلمين! أنا سلٌم لمن سالَم أھل الخيمة ‪ ،‬حر ٌ‬
‫ي الجﱢد رديء المولد«)‪ ] (4‬اى گروه‬ ‫ال سعيد الجﱢد طّيب المولد ‪ ،‬وال يبغضھم إ ّ‬
‫ال شق ﱡ‬ ‫ي لمن واالھم ‪ ،‬ال يحّبھم إ ّ‬
‫لمن حاربھم ‪ ،‬ول ﱞ‬
‫مسلمين! من با كسى كه با اھل خيمه در صلح باشد در صلحم ‪ ،‬و با كسى كه با آنان در جنگ است در جنگ ھستم ‪ ،‬و‬
‫دوستدار كسى ھستم كه با آنھا دوستى ورزد ‪ .‬و آنان را جز فرد خوشبخت حالل زاده دوست ندارد ‪ ،‬و جز فرد بدبخت‬
‫ت پست ‪ ،‬با آنان دشمنى نمى كند[ ‪.‬‬ ‫داراى والد ِ‬
‫اين مطلب را در گذشته و حال ‪ ،‬بسيارى از شعرا به نظم در آورده اند كه مجالى براى ذكر اشعار آنھا نيست ; يكى از اين‬
‫اشعار ‪ ،‬شعر صاحب بن عّباد است)‪: (5‬‬

‫س ويزكو النجار‬
‫ك وتصفو النفو ُ‬ ‫ي تزوُل الشكو ُ‬ ‫ب عل ّ‬
‫‪ 1‬ـ بح ﱠ‬
‫َ‬ ‫َ‬ ‫ً‬
‫ت محّبا له فثّم العالُء وثّم الفخار‬‫‪ 2‬ـ فمھما رأي َ‬
‫ب مستعار‬‫ت بغيضا ً له ففي أصِلِه نس ٌ‬ ‫‪ 3‬ـ ومھما رأي َ‬
‫‪ 4‬ـ فمّھد على َنصبه عذَرُه فحيطاُن داِر أبيه قصاُر‬

‫ك ھا برطرف مى شود ‪ ،‬و َنْفس ھا و روح ھا تصفيه مى شود ‪ ،‬و اصل وَنَسب پاك مى گردد ‪ 2 .‬ـ پس ھر جا‬ ‫] ‪ 1‬ـ با دوستى على ش ّ‬
‫دوستدار او را ديدى ‪ ،‬برترى و فخر آنجاست ‪ 3 .‬ـ و ھر گاه دشمن او را ديدى پس در اصل و َنَسب او َنَسبى عاريه گرفته شده است‬
‫‪ 4 .‬ـ پس براى دشمنى او عذرى درست كن ‪) ،‬و بگو( ديوارھاى خانه پدرش كوتاه بوده است[ ‪.‬‬
‫و ھمو سروده است ‪:‬‬

‫ب‬
‫ض على الشاھِد والغائ ِ‬ ‫ي بن أبي طالب فر ٌ‬ ‫ب عل ّ‬
‫ح ﱡ‬
‫وُاﱡم من نابَذُه عاھٌر تبذُل للنازِل والراك ِ‬
‫ب‬

‫]دوستى على بن أبى طالب بر ھر شاھد و غايبى واجب است ‪ .‬و ھر كس با او دشمنى ورزد مادرش بد كاره بوده و بر پياده و‬
‫سواره خود را عرضه مى كرده است[ ‪(6).‬‬

‫‪ 1‬ـ أسنى المطالب ‪ ،‬حافظ جزرى ‪] 8 :‬ص ‪ ; [58‬شرح ابن أبي الحديد ‪ ، 4/110] 473 : 1‬خطبه ‪ ، [56‬و در آنجا تصحيفى روى‬
‫داده است ‪.‬‬
‫‪ 2‬ـ أسنى المطالب ‪] 8 :‬ص ‪ ; [58‬نھاية ‪ ،‬ابن األثير ‪. [1/161] 118 : 1‬‬
‫‪ 3‬ـ أسنى المطالب ‪. 8 :‬‬

‫‪14 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫ب الدين طبرى ‪. [3/136] 189 : 2‬‬‫‪ 4‬ـ الرياض النضرة ‪ ،‬حافظ مح ّ‬


‫‪ 5‬ـ ديوان الصاحب بن عّباد ‪. 95 :‬‬
‫‪ 6‬ـ شفيعى شاھرودى‪ ،‬گزيده اى جامع از الغدير‪ ،‬ص ‪.406‬‬

‫نتيجه آنکه حرامزاده و زنازاده بودن دشمن علی موضوعی جدی است که بنيادگرايان شيعه واقعا ً به آن اعتقاد دارند و از گفتن آنھم شرم‬
‫ندارند‪ .‬من بخاطر اسالم ستيز بودن بارھا با اين قضيه روبرو شده ام‪ ،‬برای نمونه به کامنت زير نگاه کنيد )نام کسی که مورد فحاشی قرار‬
‫گرفته بود و بکب ار منتقدان اسالم بود با ستاره پنھان شده است(‪:‬‬

‫*** ***** يك زنا زاده بود‪ -‬پيامبر اعظم )ص( فرمودند‪ :‬اھل بيت پيامبر را كسي نميكشد جز زنا زاده‪ -‬اھل بيت پيامبر را كسي‬
‫ناسزا نميگويد جز زنا زاده؛ ھمتون بريد گمشيد‪ .‬اين آرزو رو ھم به گور ميبريد كه يه روزي بتونيد توي ايران حكومت نجستون رو‬
‫اجرا كنيد‪.‬‬

‫پاسخ طنز آميز من نيز به او اين بود‪:‬‬

‫پيامبر اعظم غلط فرمود‪ ،‬ھرکس مخالف دموکراسی و سکوالريسم است زنا زاده است‪ .‬آرش بيخدا‬

‫اھانت در ميان مسلمانان تنھا به نامسلمانان نيست بلکه به يکديگر نيز بسيار اھانت ميکنند‪ .‬برای نمونه يک وبسايت اسالمی )‪ (19‬که‬
‫مربوط به اھل تسنن است به بررسی جمعيت شيعيان نسبت به اھل تسنن در دنيا پرداخته است و در جايی نوشته است‪:‬‬

‫بايد در ياد داشت که ميزان زاد و ولد در ميان شيعيان به اين دليل زياد است که دين آنھا اجازه زنا )متعه=ازدواج موقت‪ ،‬صيغه( را‬
‫به آنھا ميدھد‪.‬‬

‫تلويزيون االقصی وابسته به گروه تروريستی فلسطينی حماس در تاريخ پنجشنبه ‪ 15‬ژانويه ‪ 2009‬عالم سنی را نشان داد که به نقل از ابن‬
‫تيميه از بنيانگذاران سلفی گرايی گفت )‪:(20‬‬

‫شيعيان خرھای يھوديان ھستند‪ ،‬که يھوديان در ھر فتنه ای بر آنھا سوار ميشوند‪.‬‬

‫آخوند شيعی معروف يه نام شيخ دانشمند نيز در يکی از جلسات سخنرانی خود که فيلم برداری شده است نيز به صراحت ميگويد )‪:(21‬‬

‫‪ -1‬اھل تسنن بر اساس فقه شيعه‪ ،‬زنازاده ھستند‬

‫‪ -2‬عمر ھم زنازاده بوده است ھم حرامزاده‬

‫‪ -3‬لعنت بر پدر ھرچی سنی!‬

‫نمونه ديگری از اھانت ھای شيعيان به مقدسات اھل تسنن‪ ،‬مراسم عمر کشان است که در آن به عمر زشت ترين دشنامھا را ميدھند )‪،(22‬‬
‫عمر کشان البته تنھا اھانت شيعيان به اشخاصی که برای اھل تسنن محترم ھستند نيست‪ ،‬به نمونه ديگری از اين اھانت ھا در قالب حديث‬
‫توجه کنيد‪:‬‬

‫صھاک کنيز حبشی عبد المطلب بود و برای او شتر می چرانيد نفيل با او زنا کرد و خطا ب را به دنيا آورد‪ .‬خطاب وقتی به سن‬
‫بلوغ رسيد به صھاک طمع کرد و با او زنا نمود و دختری به دنيا آورد‪ .‬آن دختر را در پارچه ای از ابريشم پيچيد و از ترس‬
‫مواليش او را بر سر راه گذاشت‪ .‬ھاشم ابن مغيره او را ديد و برداشت و تربيت کرد و نامش را حنتمه گذاشت حنتمه وقتی به سن‬
‫بلوغ رسيد روزی خطاب او را ديد و در او طمع کرد و او را از ھاشم خواستگاری کرد ھاشم او را به ازدواج خطاب درآورد و‬
‫عمر ابن خطاب به دنيا آمد‪(23) .‬‬

‫نمونه ھای ديگری از اين نوع اھانت ھا به صحابه محمد را از نويسندگان و شخصيت ھای مشھور شيعه ميتوان يافت که دو مورد آن را در‬
‫زير مياوريم‪:‬‬

‫آيت ﷲ خمينی‪:‬‬

‫در کتاب کشف االسرار ميگويد‪ :‬ما در اينجا کاري نداريم به شيخين و آنچه مرتکب شدند از مخالفت با قرآن‪ ،‬و بازي گرفتن احکام‬
‫خداوند‪ ،‬و آنچه که از جانب خود حالل و حرام کردند‪ ،‬و آن ستمي که بر عليه فاطمه دختر پيامبر و فرزندانش انجام دادند‪.‬‬
‫ولي ما به جھل و ناداني آنان نسبت به احکام خداوند و دين اشاره ميکنيم و بعد از اتھام شيخين به جھل و ناداني ميگويد‪:‬‬

‫‪15 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫و بدرستي که افرادي جاھل و احمق و دروغگو و ستمگر مانند اينھا‪ ،‬شايستگي ندارند که در جاي امامت بوده و شامل اولي االمر‬
‫باشند ‪(24) .‬‬

‫نعمت ﷲ جزايری‪:‬‬

‫عمر بن الخطاب در مقعدش بيماري است که شفاياب نميشود مگر با آب )مني( مردان‪ ،‬پس او کسي است که با وي چنين انجام‬
‫ميشود‪....‬عثمان بن عفان از کساني بود که مخنث )کونی( بود و با وی بازی میشد‪(25) .‬‬

‫اھانت به ديگران در قالب لعنت نيز در ميان شيعيان جايگاه ويژه ای دارد‪ ،‬گفته ميشود که علی بن البيطالب نيز مخالفان سياسی خود را‬
‫مورد لعنت قرار ميداد‪:‬‬

‫اميرالمؤمنين عليه اسالم گروھی را لعن کرده چنانچه در قنوت نماز واجب لعن می کرد معاويه و عمروبن العاص و ابو موسی‬
‫اشعری و ابواأل عودالّسمی را ‪ ،‬با آنکه حضرت با گذشت ترين مردم بود در مورد گناه جنايتکاران ‪ ،‬و اگر او لعن را بھترين‬
‫وسيلهء تقرب نمی دانست آن را در نماز واجب بکار نمی برد‪(26) .‬‬

‫در وبسايت آيت ﷲ شاھرودی پرسش و پاسخ زير صورت گرفته است‪:‬‬

‫پرسش‪ -‬آيا لعن کردن برخی از مادران مومنين )زنان محمد( مانند عايشه به گناه نافرمانی از پيامبر‪ ،‬جنگيدن عليه امام زمان‪ ،‬و‬
‫دشمنی با امير المومنين علی ابن ابيطالب‪ ،‬بصورت علنی يا تصريحی مجاز است؟‬

‫پاسخ‪ -‬لعن کردن تمام کسانی که به علی ابن ابيطالبو فاطمه زھرا و ديگر امامان دشمنی کرده اند و جنگيدند مجاز است‪ ،‬مگر اينکه‬
‫ترس از آسيب رسيدن به شما باشد )مث ً‬
‫ال جانتان در خطر بيافتد(‪ .‬و گفته شده است که امام صادق بعد از ھر نماز ھر ھشت تای آنھا‬
‫را لعنت ميکرد )آن چھار زن و چھار مرد را(‪(27) .‬‬

‫لعن خلفای راشدين که مورد احترام شديد اھل تسنن ھستند در برخی ادعيه شيعيان مثل زيارت عاشورا به صراحت ذکر ميشود‪ ،‬اما افزون‬
‫بر لعن کردن گويا علی ابن ابيطالب اھانت ھای ديگری نيز انجام ميداده است‪ ،‬برای نمونه دکتر سروش در مصاحبه ای گفته است‪:‬‬

‫وقتی که مناظره ای بين آقای مصباح و محمد جواد حجتی برگزار شد )من ھمه اينھا را از حافظه نقل می کنم واال اگر بنا به تتبـ ّع و‬
‫استقصاء باشد موارد بسيار بيشتر از اين می شود پيدا کرد( من خود شاھد اين مناظره بودم‪ ،‬که آقای حجتی به مصباح يزدی می‬
‫گفت که در سخنرانی ھای عمومی بی حرمتی کردن نسبت به مستمعين و مخاطبان کار شايسته ای نيست و آقای مصباح به جای‬
‫اينکه روش خود را در مقام سخن گفتن تصحيح کند در جواب آقای حجتی گفت که‪:‬‬

‫» نخير‪ ،‬ما خطبه ھائی در نھج البالغه داريم که در آن خطبه ھا امام علی ھم ھنگام سخن گفتن و خطابه خواندن به مستمعين خود‬
‫اھانت می کرد‪(28) «.‬‬

‫من چنين چيزی از اين مناظره شخصا ً به ياد ندارم ولی اينکه علی به طرف مقابل خويش اھانت ميکند واقعيت دارد‪ ،‬نمونه ھايی از آن را‬
‫در اينجا ذکر ميکنم‪:‬‬

‫از امام صادق روايت است كه ‪:‬‬

‫اميرالمومنين بر سر منبر بود و داشت خطبه می داد كه زن بداخالقی بلند شد و گفت‪ :‬اين قاتل دوستان است‪ ،‬حضرت امير به طرف‬
‫وی نگاه كرد و فرمود‪:‬‬

‫ای زن بيباك و پررو! ای بد زبان شبيه مردان! ای كسيكه مانند زنان حيض نميبينی! ای كسيكه بر فرجش آشكارا چيزی اويزان‬
‫است! )يا سلفع يا جريئة يا بذية يا مذكرة‪ ،‬يا التي ال تحيض كما تحيض النساء ‪ ،‬يا التي على ھنھا شئ بين مدلى!( )‪(29‬‬

‫افزون بر مطالب باال‪ ،‬مسلمانان به عملی به نام "مباھله" اعتقاد دارند که در آن دو طرف که با يکديگر اختالف نظر دارند گرد ھم می آيند و‬
‫بر يکديگر لعنت ميفرستند تا خدا طرفی را که محق نيست مورد لعن خود قرار دھد‪ .‬به نظر نمی آيد اين عمل که توسط پيامبر اسالم انجام‬
‫شده خيلی محترمانه باشد بلکه يقينا ً نوعی بی احترامی در آن ديده ميشود‪ .‬نتيجه اين بخش آنکه مسلمانان خود پايبند به احترام گذاشتن به‬
‫نامسلمانان و حتی ديگر مسلمانان نيستند نه در نظر اينگونه ھستند نه در عمل‪ .‬پس درخواست احترام آنھا درخواستی صادقانه و برای عملی‬
‫متقابل نيست بلکه نوعی زورگويی و زياده خواھيست‪.‬‬

‫موضوع دومی که در اين بخش بدان خواھيم پرداخت رفتار محمد با نامسلمانان است آيا محمد به مقدسات دينی نامسلمانان احترام ميگذاشت؟‬

‫‪16 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫مسلمانان دوست دارند بگويند که او به ساير اديان احترام ميگذاشت ولی اين خالف واقع است‪ ،‬روشن ترين نشانه بی احترامی محمد به ساير‬
‫اديان تخريب بتھای خانه کعبه پس از فتح مکه است‪ .‬بتھای خانه کعبه خدايان و يا نمايندگان خدايان بت پرستان بودند و بت پرستی ھم يک‬
‫دين است! کاری که محمد با بتھای بت پرستان کرد مشابه تخريب خانه خدا و اماکن مقدس مسلمانان است‪ ،‬اگر تخريب بتھا اھانت به بت‬
‫پرستان نيست پس تخريب کعبه و قرآن و غيره ھم نبايد بی احترامی تلقی شوند‪ .‬تخريب بناھای مقدس در تاريخ اسالم حتی محدود به‬
‫نامسلمانان ھم نميشود‪ ،‬در زمان محمد گروھی از افراد موسوم به "منافق" در قبا مسجدی ساختند که محمد آنرا "مسجد ضرار" ناميد‪ ،‬محمد‬
‫ھمراه با يارانش اين مسجد را تخريب کرد و اين مسجد به گفته يک مورخ شيعی "از آن پس براى چندى به صورت مزبله و محل اجتماع‬
‫زباله و كثافات در آمد" )‪ .(30‬از خود پرسش کنيد‪ ،‬تخريب بتخانه‪ ،‬و مسجد در رديف احترام به باورھای دينی و مقدسات ديگران است يا‬
‫اھانت به آنھا؟‬

‫افزون بر اين در تاريخ به صراحت آمده است که محمد به خدايان قوم خويش دشنام ميداده است و از ھمين رو سران قريش خواستار توقف‬
‫اين دشنامگويی بودند‪.‬‬

‫ابوجھل بن ھشام‪ ،‬و اميه بن خلف‪ ،‬جمله در فنای کعبه حاضر شدند و با يکديگر مشورت کردند و گفتند‪ :‬نميدانيم که چه تدبير‬
‫کرديم با اين مرد‪ ،‬يعنی محمد‪ ،‬عليه السالم‪ ،‬که دين ما را بخلل آورد و قوم ما را از راه ببرد و خدايان مارا دشنام داد‪(31) .‬‬

‫در اسباب النزول واحدی سه روايت در مورد شان نزول آيه ‪ 108‬سوره انعام وجود دارد که ھر سه تاکيد ميکنند که محمد و پيروانش به‬
‫خدايان مشرکان دشنام ميداده اند‪:‬‬

‫والبى از ابن عباس روايت مىكند كه مشركان گفتند يا محمد )ص( از بدگويى خدايان ما بس كن و گر نه خدايت را ھجو مىكنيم‪ .‬آيه‬
‫بدين مناسبت نازل گرديد‪.‬‬

‫قتاده گويد‪ :‬مسلمانان بتھاى كفار را دشنام مىدادند و كافران نيز عينا پاسخ مىگفتند‪ .‬خداوند مسلمين را از تحريك كردن آن مردم‬
‫نادان نھى كرد‪.‬‬

‫سّدى گويد چون ابو طالب به حال مرگ افتاد قريش گفتند بياييد به نزد اين مرد برويم و از او بخواھيم كه برادر زادهاش را در مورد‬
‫ما نصيحت و وصيت كند‪ ،‬چه شرم داريم از اينكه پس از او محمد )ص( را بكشيم كه عرب گويند ابو طالب مانع بود و چون بمرد‬
‫ى بن خلف و عقبة بن ابى معيط و عمرو‬ ‫محمد )ص( را كشتند‪ .‬پس ابو سفيان و ابو جھل و نضر بن حارث و امية بن خلف و اب ّ‬
‫عاص و اسود بن بخترى بر بالين ابو طالب رفتند و گفتند تو بزرگ و سرور مايى و محمد ما را و خدايان ما را مىآزارد دوست‬
‫داريم او را بخوانى و از اينكه نام خدايان ما را ببرد منع كنى‪ ،‬ما نيز او را با خدايش رھا مىكنيم‪(32) .‬‬

‫برخی روايات باال را ناقض دستور قرآن در آيه ‪ 108‬سوره انعام ميدانند و نتيجه ميگيرند که محمد و يارانش به مقدسات ديگران دشنام‬
‫نميداده اند‪ ،‬چنين نتيجه گيری سفسطه آميز است‪ ،‬چون فرض ميکند محمد آنچه دستور ميداده را خود رعايت ميکرده‪ ،‬حال آنکه چنين‬
‫تصوری تنھا با فرض عصمت محمد قابل پذيرش است و چون عصمت محمد مورد پذيرش ما نيست نميتوانيم چنين استداللی را بپذيريم‪،‬‬
‫حتی برخی از مسلمانان نيز عصمت محمد را مردود ميدانند‪ .‬برای توضيحات بيشتر پيرامون اين سفسطه به نوشتاری با فرنام "سفسطه‬
‫ھای رايج پيرامون تاريخ" مراجعه کنيد‪ .‬اين عده ميگويند پيامبر به مقدسات اعراب دشنام نميداده بلکه به آنھا نقصان نسبت ميداده است‪.‬‬

‫واقعيت اين است که اسالم تنھا خود را دين راستين ميداند و تمامی اديان ديگر را اگر غير از يھوديت و مسيحيت باشند و آيين صابئين‬
‫)برخی معتقدند آيين زرتشت نيز جزو اين اديان است( اساسا ً دين نميدانند و خود اين اديان را ھم در حال حاضر گمراه و تحريف شده‬
‫ميدانند‪ .‬به ھمين جھت به خود حق ميدھند که اديان باطل را نابود کنند و حتی نمادھای آنھا را نيز از بين ببرند‪ .‬بنابر اين محمد نيز برای‬
‫ساير اديان احترام قائل نبود‪ .‬حتی احترام محمد به اھل کتاب ھم احترامی عادالنه و پايدار نبود محمد به محض اينکه توانايی سرکوب اھل‬
‫کتاب را پيدا کرد با قتل عام و تبعيد در نابود کردن آنھا کوشيد و آنانی که زير سلطه اسالم زندگی ميکردند يعنی اھل ذمه را به شھروند‬
‫درجه دوم با حقوقی نابرابر تبديل کرد‪ .‬برای اطالعات بيشتر در اين زمينه به نوشتاری با فرنام "آيات جنايی قرآن جنبه دفاعی دارند!"‬
‫مراجعه کنيد‪.‬‬

‫سومين موضوع اين بخش پيرامون خشونتی است که مسلمانان ھمواره عليه نامسلمانان بکار گرفته اند‪ .‬تصور کنيد در حال قدم زدن ھستيد‬
‫و ناگھان با صحنه مقابل برخورد ميکنيد‪ :‬شخصی چاقو به دست گرفته و ديگری را روی زمين خوابانده و در حال تالش برای بريدن سر او‬
‫است‪ .‬قربانی نيز در حال تالش برای رھايی از دست قاتل است و در اين حين به او فحشھای جنسی بسيار رکيک ميدھد‪ .‬در چنين موقعيتی‬
‫آيا عاقالنه است که شما به قربانی اعتراض کنيد و بگوييد چرا به اين قاتل اھانت ميکنی؟ آيا اين اعتراض مضحک نيست؟‬

‫رفتار مسلمانان با نامسلمانان و حتی مسلمانان دگر انديش نيز ھمواره مشابه ھمين اتفاق بوده است‪ .‬مسلمانان خشونت را تا منتھای درجه در‬
‫ترويج و پاسداشت دين خود استفاده ميکنند و از اقرار به اين ھم ابايی ندارند‪ .‬کدام جماعتی در دنيا رفتاری که مسلمانان با دگر انديشان‬
‫دارند را در قبال دگر انديشان دارند؟ اين است که اگر نامسلمانان چند تا فحش و بد و بيراه ھم به اسالم و مسلمان بدھند اين قضيه آنقدر‬

‫‪17 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫اھميت ندارد‪ ،‬اگر آن خشونت کنار برود اين فحاشی نيز کنار خواھد رفت‪ .‬اينطور اعتراضھا به فحاشی زمانی مضحک تر ميشوند که از‬
‫طرف نامسلمانان انجام ميگيرند‪ ،‬برای نمونه کمونيست ھا و چپی ھا که گاھی اوقات به ازدواج موقت اسالمگرايان در می آيند گاھی‬
‫خواستار احترام به مقدسات و باورھای دينی مردم ميشوند!‬

‫در چه صورتی ديگران به مسلمانان احترام خواھند گذاشت؟‬


‫مسلمانان بايد ياد بگيرند که احترام را نميتوانند با تھديد و توحش از يکسو‪ ،‬و گدايی کردن و مظلوم نمايی از سوی ديگر بدست بياورند‪.‬‬
‫احترام اکتسابی است و مسلمانان بايد احترام را کسب کنند و نشان دھند که شايسته احترامند و لياقت آن را دارند و بی احترامی به آنھا بی‬
‫انصافيست‪ .‬گفتن اين از نظر سياسی درست نيست و مسلمانان گويا مايلند اين قضيه را انکار کنند ولی واقعيت اين است که مسلمانان در دنيا‬
‫احترام چندانی ندارند و بطوری فزاينده وجھه خود را از دست ميدھند و مورد نفرت و تحقير ديگران قرار ميگيرند‪ .‬شايد ديگران اين را به‬
‫زبان نياورند ولی بسياری از نامسلمان درون خود مسلمانان را با چشم حقارت نگاه ميکنند و احترام چندانی برای آنھا قائل نيستند‪ ،‬مسلمانان‬
‫نيز اينرا ميدانند به ھمين دليل است که "به مقدسات ما اھانت نکنيد!" را زياد شنيده ايم‪ .‬ھرچه بيشتر به ياری فن آوری و گلوباليسم‬
‫نامسلمانان با مسلمانان و اسالمشان آشنا ميشوند بيشتر مسلمانان در نظر آنھا منفور و تحقير ميشوند‪ .‬مردم جھان نه تنھا مسلمانان را بعنوان‬
‫افراد نادان بلکه افراد ستيزه جو و خشن و دگر ستيز ميدانند و ھمزيستی با مسلمانان برای بسياری از مردم جھان به يک معضل تبديل شده‬
‫است‪.‬‬

‫پرسشی که در اينجا مطرح است اين است که مسلمانان برای کسب احترام بايد چکار کنند؟ روشی که مسلمانان تا کنون برای کسب احترام‬
‫پيش گرفته اند که ھمان خشونت و توحش از يکسو و گدايی و مظلومنمايی از سوی ديگر است مسلما ً نتوانسته است برای مسلمانان احترام‬
‫دست و پا کند‪ ،‬اين روشھا که برخاسته از خود اسالم ھم ھست به اين دليل ناکارآمد ھستند که افراد خير خواه و فھميده ای آنھا را بوجود‬
‫نياورده اند بلکه مغزی متوحش و بيابانی اين شيوه برخورد را برای مسلمانان تجويز کرده است‪ .‬تجربه ھم به خوبی نشان ميدھد که مردم‬
‫حاضر نيستند به کسی که به زور ميخواھند آنھا را به احترام وادارد احترام بگذارند‪ ،‬بلکه کسب احترام روشھای ديگری دارد‪ .‬بد نيست‬
‫مسلمانان به ديگرانی که مورد احترام ديگران ھستند نگاه کنند و ببينند چه رفتاری در آنھا سبب کسب احترام برای آنھا شده است و ھمان‬
‫روش را پيش بگيرند نه اينکه تا ابد به دستورھای خشن و ابلھانه دينی خود جامه عمل بپوشانند‪ .‬از اين رو‪ ،‬برای خير خواھی و چون‬
‫ممکن است مسلمانان عالقه به احترام شدن داشته باشند توصيه ھای زير به مسلمانان تقديم ميشود‪ ،‬شايد که مسلمانان بتوانند برای خود در‬
‫دنيا احترام کسب کنند‪:‬‬

‫سکوالر شويد‪ ،‬اسالم را از عرصه ھای عمومی زندگی خود خارج کنيد و تنھا برای خود نگه داريد‪ ،‬برای ديگران با باورھای‬ ‫‪.1‬‬
‫دينيتان مزاحمت ايجاد نکنيد‪ ،‬اذان را با صدای بلند پخش نکنيد‪ ،‬در ماه رمضان رستورانھا را نبنديد‪ ،‬ديگران را مجبور به داشتن‬
‫حجاب نکنيد و خالصه قوانين دينيتان را به اجتماع تحميل نکنيد‪ ،‬سعی نکنيد با ظاھر و رفتار متفاوت خود را از اجتماع جدا کنيد‪،‬‬
‫مثل بقيه باشيد‬
‫زن ستيزی را کنار بگذاريد‪ ،‬به زن حقوق و حيثيت برابر بدھيد‪ ،‬با زنان مثل حيوانات خانگی رفتار نکنيد‪ ،‬ھمجنسگرايی را به‬ ‫‪.2‬‬
‫رسميت بشناسيد‪ ،‬چند ھمسری را کنار بگذاريد‪ ،‬صيغه و محلل و ختنه زنان را متوقف کنيد‬
‫دانش‪ ،‬خردگرايی و تفکر انتقادی و منطق را جايگزين تعصب و ايمان و سنگ مغزی و جھاد و شھادت و خرافات و حرف و حديث‬ ‫‪.3‬‬
‫و قرآن و غيره کنيد‬
‫نسبت به ساير فرھنگھا و اديان و آيين ھا و کشورھا و مليت ھا با احترام برخورد کنيد‪ ،‬دگرانديش ستيزی‪ ،‬برتری جويی‪ ،‬و بيگانه‬ ‫‪.4‬‬
‫ستيزی را کنار بگذاريد برابری حيثيتی و حقوقی را برای خود و ديگران جستجو کنيد‪ ،‬از گفتن اينکه فکر ميکنيد بھترين مردم‬
‫جھان ھستيد و بھترين دين دنيا را داريد به ديگران خود داری کنيد! درک کنيد که ديندار بودن پديده ای تصادفيست و به ھمين دليل‬
‫ھر دينی مشکوک است و نبايد دين را زياد جدی گرفت و برای آدم کشت يا کشته شد‬
‫خشونت و توحش را کنار بگذاريد‪ ،‬شکنجه و تنبيه ھای فيزيکی را متوقف کنيد‪ ،‬دست قطع کردن‪ ،‬چشم در آوردن‪ ،‬اعدام‪ ،‬قصاص‪،‬‬ ‫‪.5‬‬
‫سنگسار‪ ،‬شالق زدن و ساير وحشی گری ھا را کنار بگذاريد‪ ،‬ترحم‪ ،‬صلح‪ ،‬دوستی و انسانيت را جايگزين حس توحش خود کنيد و‬
‫با مجرمان برخورد انسانی و مطابق با حقوق بشر کنيد‬
‫تالش خود را برای زشت بودن متوقف کنيد‪ ،‬سعی کنيد زيبا باشيد‪ ،‬موھای زائد بدن را کوتاه کنيد‪ ،‬مثل آدمھای ھزار سال پيش لباس‬ ‫‪.6‬‬
‫نپوشيد قيافه بربر ھا و انسانھای غار نشين را به خود نگيريد‪ ،‬بھداشت را رعايت کنيد و سعی کنيد شيک و باکالس باشيد‬
‫خرافات را کمتر کنيد در زندگی به واقعيت ھای مادی ارزش بيشتری بدھيد‪ ،‬کار کنيد‪ ،‬تنبلی و مفت خوری را کنار بگذاريد‪ ،‬توليد‬ ‫‪.7‬‬
‫کنيد‬
‫حساسيت خود را در مقابل اھانت کم کنيد‪ ،‬مانند کودکان اھانت را جدی نگيريد‪ ،‬تنبيه اھانت کنندگان را به ﷲ شکنجه گر بسپاريد‪،‬‬ ‫‪.8‬‬
‫به جايی که در آنجا به شما اھانت ميشود نرويد و اھانت به باورھا و دينتان را متمدنانه تحمل کنيد‪ ،‬درست مثل تمام دين داران و‬
‫باورمندان ديگر!‬

‫به زبان ديگر تمام توصيه ھای باال را ميتوان در يک توصيه خالصه کرد‪ ،‬مسلمان نباشيد‪ ،‬سعی کنيد کمتر شبيه آنچه اکنون ھستيد باشيد و‬
‫بيشتر شبيه غربی ھا باشيد‪ .‬حال پرسش اين است که آيا مسلمانان ميتوانند چنين کنند؟ پاسخ به نظر من مثبت است بسياری از مسلمانان خود‬

‫‪18 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫اين شرايط را رعايت ميکنند و انسانھای قابل احترامی ھستند ولی خوب بی احترامی نامسلمانان به اسالم و مسلمانان معموالً بخاطر ھمين‬
‫مسائل است و ميتوان ديد که اين مسائل در ميان مسلمانان وجود دارد‪ .‬به ھر روی چه بتوانند چه نتوانند به نظر ميرسد راه کسب احترام اين‬
‫باشد‪ .‬افزون بر کسب احترام رعايت کردن اين مسائل ميتواند سبب زندگی بھتر برای خود مسلمانان و پيشرفت برای آنھا باشد‪ ،‬ولی کو‬
‫گوش شنوا؟ متاسفانه از واقعيت ھای تلخ جوامع بدوی اين است که مردم بدوی با بدويت خود خوشحالند و حتی نميپذيرند که بدوی ھستند‪.‬‬

‫منابع‬
‫‪ -1‬عبدالحکيم عادلی‪ ،‬توھين به مقدسات‪ ،‬فقه پژوھان ‪ -‬زمستان ‪ ،1386‬شماره ‪+ 2‬‬

‫‪ -2‬ھمان ‪21‬‬

‫‪ -3‬الغدير ج ‪/10‬ص ‪ 157‬و لعن نمودن رسول ﷲ معاويهء ملعون در الغدير ج ‪/10‬ص‪ . 139‬شرح نھج البالغه ابن ابی الحديد ج ‪/ 4‬‬
‫ص‪-79‬ج‪-15/175‬ج‪/6‬ص‪ .289‬تاريخ طبری ج‪/11‬ص‪357‬‬

‫‪ -4‬خبرنامه گويا متن کامل سخنان مجتھد شبستری را تحت عنوان "متن کامل سخنان محمد مجتھد شبستری در دانشگاه اصفھان‪ ،‬نوروز"‬
‫منتشر کرده است‪+ .‬‬

‫‪ -5‬روزنامه کيھان‪ ،‬تھران‪ ،‬صفحه ‪ 2‬اخبار کشور‪ ،‬مورخ ‪+ 10/12/87‬‬

‫‪ -6‬خبرگزاری فارس‪ ،‬شماره خبر ‪ ،8712051489:‬مورخ ‪+ 87/12/05‬‬

‫‪ -7‬خبرگزاری فارس‪ ،‬شماره خبر ‪ ،8712080291:‬مورخ ‪+ 87/12/08‬‬

‫‪ -8‬خبرگزاری آفتاب‪ ،‬پنجشنبه ‪ ٨‬اسفند ‪ ١٣٨٧‬ساعت ‪١٢:٠٠‬؛ نماينده فالورجان‪ :‬سخنان مجتھد شبستری بیاساس است ‪+‬‬

‫‪ http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8506250139 -9‬مرور شده در تاريخ ‪ 21‬آپريل ‪2009‬‬

‫‪ http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8506250040 -10‬مرور شده در تاريخ ‪ 21‬آپريل ‪2009‬‬

‫‪ http://www.makaremshirazi.org/persian/squestions/?qid=10685 -11‬مرور شده در ‪ 18‬آپريل ‪2009‬‬

‫‪http://www.islahweb.org/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=1553& -12‬‬
‫‪ mode=thread&order=0&thold=0‬مرور شده در تاريخ ‪ 21‬آپريل ‪2009‬‬

‫‪ http://behar.ir/html/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=73&page=1 -13‬مرور شده در ‪ 19‬جون‬


‫‪2009‬‬

‫‪ -14‬شماره نامه ‪ 62068‬فرستاده شده از طريق تارنمای ‪saanei.net‬‬

‫‪ http://www.bbc.co.uk/persian/news/021105_a-iran-nouri.shtml -15‬مشاھده شده در ‪ 10‬آپريل ‪2009‬‬

‫‪ http://english.pravda.ru/society/stories/81664-Hindu-0 -16‬مرور شده در تاريخ ‪ 15‬جون ‪2009‬‬

‫‪ http://www.reuters.com/article/oddlyEnoughNews/idUSN1731340120071017 -17‬مرور شده در ‪ 29‬جون ‪2009‬‬

‫‪ http://www.makaremshirazi.org/persian/squestions/?qid=10685 -18‬مرور شده در ‪ 18‬آپريل ‪2009‬‬

‫‪ http://www.islamicweb.com/beliefs/cults/shia_population.htm -19‬مرور شده در ‪ 18‬آپريل ‪2009‬‬

‫‪ http://www.newiraqnews.com/fa/pages/?cid=1670 -20‬مرور شده در ‪ 18‬آپريل ‪2009‬‬

‫‪ http://www.zandiq.com/video/0000000365.shtml -21‬مرور شده در ‪ 18‬آپريل ‪2009‬‬

‫‪19 of 20‬‬
‫اين گفته را شبانه روز ميتوان از‬

‫‪ -22‬برای دو نمونه از مراسم عمر کشان به پيوندھای مقابل مراجعه شود )بسيار زننده(‪http://zandiq.com/video :‬‬
‫‪ /0000000385.shtml‬و ‪http://zandiq.com/video/0000000112.shtml‬‬

‫‪ -23‬بحاراالنوار چاپ سنگی‪ ،‬جلد ‪ 8‬صفحه ‪ ،295‬الصالبة في معرفة الصحابة‪ ،‬جلد ‪ ،3‬صفحه ‪ ،212‬در کتاب شيعه علوی شيعه صفوی‬
‫دکتر شريعتی در برگ ‪ 72‬نيز به اين حديث اشاره شده است‪.‬‬

‫‪ -24‬آيت ﷲ خمينی‪ ،‬کشف االسرار ص ‪126‬‬

‫‪ -25‬االنوار النعمانية ج‪ 1 ،‬باب ‪ 1‬ص‪ 63 ،‬و ‪ 65‬چاپ شرکت چاپ ايران‬

‫‪ -26‬الغدير ج ‪/10‬ص ‪ 157‬و لعن نمودن رسول ﷲ معاويهء ملعون در الغدير ج ‪/10‬ص‪ . 139‬شرح نھج البالغه ابن ابی الحديد ج ‪/ 4‬‬
‫ص‪-79‬ج‪-15/175‬ج‪/6‬ص‪ .289‬تاريخ طبری ج‪/11‬ص‪357‬‬

‫‪ -27‬پرسش شماره ‪ http://www.shahroudi.net/aghayeda/aghayedj1.htm ،50‬مرور شده در ‪ 19‬جون ‪2009‬‬

‫‪ http://www.drsoroush.com/Persian/Interviews/P-INT-13841218-HomaTV.html -28‬مرور شده در تاريخ ‪ 15‬جون‬


‫‪2009‬‬

‫‪ -29‬بحاراالنوار العالمة المجلسي و‪ 34/256‬و‪ 40/141‬و‪ 41/290‬و‪ 293‬و‪ ،58/131‬بصائر الدرجات للصفار ص ‪ 379‬واالختصاص‬
‫للمفيد ص ‪.304‬‬

‫‪ -30‬زندگانى حضرت محمد)ص(‪ ،‬زندگانى حضرت محمد)ص(‪ ،‬رسولى محالتى ص ‪615‬‬

‫‪ -31‬سيرت رسول ﷲ‪ ،‬ابن ھشام‪ ،‬صفحه ‪269‬‬

‫‪ -32‬اسباب نزول القرآن‪ ،‬على بن احمد واحدى‪،‬مترجم‪:‬عليرضا ذكاوتى قراگزلو‪ ،‬نشر نى‪،‬تھران‪ 1383 ،‬ش‪ .‬ص‪ 116 :‬و ‪ .117‬با سپاس‬
‫از بھروز ‪+‬‬

‫‪20 of 20‬‬