‫‪May 2015‬‬ ‫شماره اول‬ ‫سال اول‬

‫میثاق انهم‬
‫تأسیس و دورنمای‬ ‫‪May 2015‬‬

‫مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان‬
‫تأسیس‬ ‫چرا پاسخ ؟‬
‫مجمع دانشمندان و موخصصان افغانسوان (مجمع ) یک نهاد علمی‪ ،‬تخصصی و فرهنگی است‬ ‫چون گردانندگان آن باورمند اند که عواطف و‬
‫که با فرب اکادمیک و درون اجوماعی‪ ،‬در فبروری سال ‪ 3102‬میالدی با شرکت عده ای از‬ ‫احساسات تاثیری بر اصول و ضوابط علمی ندارد‬
‫دانشمندان‪ ،‬موخصصان و فرهنگیان‪( ،‬داخل و خارج افغانسوان) از میان کنفرانس دو روزه ای‬ ‫و تنها با تحلیل ها و تحقیقات علمی میتوتوان‬
‫در تاالر یونیورسوی مادرید بوجود آمد (برای معلومات بیشور به گزارش مفصل کنفرانس‬ ‫چراغ راه نجات انسان را یافت و در پتهتنته‬
‫مؤسس مادرید مراجعه شود)‪.‬‬ ‫روشنگری کمک کرد‪ ،‬و این آن هدف ایستت‬
‫مجمع بعد از تأسیس‪ ،‬در‬ ‫که نشریه پاسخ دنبال میکند‪.‬‬
‫بخش علمی و فرهنگی اتحادیۀ‬
‫اروپا راجسور گردیده و کارهای‬ ‫در عصرحاضر و در دنیای پترشتوتا کتنتونتی‪،‬‬
‫ساخواری و تحقیقاتی را طبق‬ ‫تحوالت تکنالوژی و پیشرفت عتلتوب بترای‬
‫اساسنامه‪ ،‬منشور و الیحه های‬ ‫بهزیسوی انسان (بشر) در تناسب به هزارههتای‬
‫وظایف داخلی اش پیش میبرد‪.‬‬ ‫پیشین دور از مقایسه است‪ .‬در جوامع بشری‬
‫شیوه کنورول و رهبری در مجمع‬ ‫همواره تالش شده تا برای بلند بردن کیفیت‬
‫دو مرحله ای میباشد که شورای‬ ‫زندگی از تجار مثبت اسوفاده شود و بترای‬
‫رهبری و هیأت اجراییه برای‬ ‫رسیدن به آن موکی به خرد و علم بتاشتنتد‪.‬‬
‫پیشبرد فعالیوهای علمی و‬ ‫هدف آنست که با نبشوه های تحتلتیتلتی و‬
‫اکادمیک در کمسیونهای علمی و‬ ‫پژوهشی بعد از بررسی و حالجتی مستا‪،‬تل‪،‬‬
‫تحقیقاتی نظارت و مدیریت دارند‪.‬‬ ‫نقاط اساسی را نشانه گزاری کرده و جتوا‬
‫ساختار‬ ‫قناعت بخشی را به سواالت گرهی و اساستی‬
‫مجمع‪ ،‬بر مبنای تالشهای مشورک اسوادان‪ ،‬موخصصان و فرهنگیان در داخل و خارج کشور‬ ‫بیابیم‪ .‬پاسخ تالش خواهد کرد تا به سواالتی‬
‫شکل گرفوه است‪ .‬ساخوار تشکیالتی مجمع بر اساس علمی‪-‬تخصصی و اجوماعی بودن آن با‬ ‫پاسخ دهد که هم برای نیک اندیشان سودمند‬
‫ساخوارهای احزا و سازمانهای صرف ًا سیاسی موفاوت است‪ .‬ساخوار تشکیالتی مجمع ‪ ،‬مطابق‬ ‫باشد و هم برای تاریخ گریزان درسی بتاشتد‪.‬‬
‫ضرورت‪ ،‬امکانات و ظرفیت ها شکل داده میشوند و در شرایط فعلی‪ ،‬دارای شیمای ذیل‬
‫اگر پرسشی باشد که‪ :‬آیا میشود فاصله هتای‬
‫میباشد‪ :‬ادامه در صفحه چهارم‬
‫بلند اصطکاکات و بی اعومادی را فرو ریخت؟‬

‫‪PRESENTACIÓN DE LA‬‬
‫‪COMISIÓN DE EXPERTOS‬‬
‫ص ‪ - 5‬ص ‪ - 32‬ص ‪32‬‬ ‫اعالمیه های مجمع‬
‫‪AFGANOS‬‬
‫ستراتیژی صحت در افغانستان‬ ‫استفادۀ معقول و دوامدار از منابع آب‬
‫‪Prof. Dr. Azizulrahman Hakami‬‬
‫از دیدگاه‬ ‫و انرژی آبی افغانستان‬
‫‪continued page 3‬‬ ‫مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان‬ ‫داکور عبدالحنان روسوا‪،‬ی‬
‫پوهندوی دوکوور انور ترابی‬ ‫‪ - 1‬طرح مسأله‬
‫سرآغاز‬ ‫آ آن مادۀ حیاتی و منبع انرژیست که ضرورت‬
‫‪Engineering & Management‬‬ ‫روند حفظ صحت و تندرسوی در همه ادوار‬ ‫به آن در افغانسوان روز به روز بیشور میگردد‪،‬‬
‫‪ICT for Development‬‬ ‫تاریخ تکامل انسان چه از نظر فردی و چه از‬ ‫زیرا از یک جانب نفوس مملکت به سترعتت‬
‫نگاه اجوماعی همواره مطمح نظر بوده است‪.‬‬ ‫زیاد میشود و از جانب دگر منابع آ همزمان‬
‫‪Dr. Joseph Barjis‬‬ ‫آدمی این نعمت زندگی را در تماب مراحل‬ ‫به شدت کاهش مییابند‪ .‬گذشوه از افتزایتش‬
‫‪continued page 3‬‬ ‫تاریخی تا عصر کنونی مدرنیزب پاسداری نموده‬ ‫نفوس ضرورت به آ به خاطر توسعۀ زراعت‬
‫است‪ .‬به وضاحت میووانیم تصور نماییم که‬ ‫و صنعت که به آ فراوان و انرژی نیازمتنتد‬
‫کوله های بزرگ بشری در مسیر تاریخ نسبت‬ ‫است‪ ،‬باال میرود و از جانب دگر کوشش خواهد‬
‫نبود امکانات و شرایط حفظ صحت و سالموی‬ ‫شد که زمین های بیشوری تحت زراعت آورده‬
‫شوند که طبع ًا مصرف آ را بیشور میستازد‪.‬‬
‫پنج مشکل بنیادین روشنفکر‬ ‫جان سپرده اند و به گونه حومی باید بپزیریم‬ ‫مضاف برین کشورهای صنعوی باعث افزایش‬
‫که بقای انسان این موجود مقدس فقط و‬ ‫گرمی هوای زمین گردیده اند که این مسأله‬
‫افغانستان‬ ‫صرف در گرو تأمین صحت و تندرسوی بوده‬ ‫از یک جانب سبب آ خیزی ها و توفانهای‬
‫محمدشاه فرهود‬ ‫و اگر نه جمیعت نه چندان زیاد انسانی در‬ ‫شدید شده و از جانب دگر خشک سالتیتهتای‬
‫در صفحه پنجم‬ ‫مراحل ابودایی نمیووانست به ملیاردها تن عصر‬ ‫مدهش و خانه براندازی را در قبال داشوه است‪.‬‬
‫کنونی برسد‪ .‬ادامه در صفحه دوب‬ ‫ادامه در صفحه دوب‬
‫‪1‬‬
‫ستراتیژی صحت در افغانستان‬ ‫اسووار می باشد‪ ،‬مخصوصاً که منابع آ کشتور‬ ‫استفادۀ معقول و دوامدار از منابع آب‬
‫از دیدگاه‬ ‫در سراسر مملکت یکسان نیست‪ .‬اگر به تنظیم‬ ‫و انرژی آبی افغانستان‬
‫مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان‬ ‫و مدیریت آبها و منابع انرژی آبی در افغانسوان‬ ‫داکور عبدالحنان روسوا‪،‬ی‬
‫پوهندوی دوکوور انور ترابی‬ ‫توجه جدی صورت نگیرد‪ ،‬کم آبی و فتقتر در‬
‫پروفیسور علوب طب‬ ‫این کشور ادامه خواهد یافت ‪.‬در حال حتاضتر‬ ‫خشک سالیهای پیهم و آ خیزیهای سالهتای‬
‫کشور ما افغانسوان منحیث جزیی از جتامتعته‬ ‫نبود ظرفیت های موخصص و بی کفایوی مقاب‬ ‫اخیر خسارات عظیمی به کشور ما به بار آورده‪.‬‬
‫بشری دور از این قانونمندی بوده نمیوواند و به‬ ‫های دولت افغانسوان و دختالتت کشتورهتای‬ ‫طور مثال در والیات زابل‪ ،‬قندهار‪ ،‬هتلتمتنتد‪،‬‬
‫گونه ای حوم باید در مسیر تأ مین صحت کته‬ ‫همسایه از دالیل اساسی عدب اسوفاده درستت‬ ‫نیمروز‪ ،‬فراه‪ ،‬هرات‪ ،‬بادغیس‪ ،‬فاریا ‪ ،‬جوزجان‪،‬‬
‫اصل عمده توانمندی و بقای انسان را در ختود‬ ‫از آبهای کشور پنداشوه متی شتونتد‪ .‬دریتن‬ ‫شبرغان‪ ،‬بلخ‪ ،‬قندز‪ ،‬بغالن در اثر خشکتستالتی‬
‫دارد قدب بر دارد ‪.‬‬ ‫مضمون روی جوانبی ازین مسأله و در خصوص‬ ‫ملیونها هکوار زمین زراعوی به دشت تتبتدیتل‬
‫جنگ های ویرانگر و اپیدمی هتای متد هتش‬ ‫اسوفادۀ معقول و دوامدار از منابع آ و انترژی‬ ‫شده اند و هنوز هم می شوند (تصاویر ‪ 0‬و ‪.)3‬‬
‫امراض ‪ ،‬کوله های عظیم بشری را در طتول‬ ‫آبی افغانسوان مخوصراً مکث می گردد‪.‬‬
‫تاریخ به نابودی کشانده است تا اینکه انسان ها‬ ‫‪ - 2‬منازعات بین کشور ها بر اثر کم آبی ‪:‬‬
‫پس از جنگ دوب جهانی با تأ سیس ستازمتان‬ ‫کمبود آ در سطح بین المللی بتاعتث بتروز‬
‫ملل موحد طرح ایجاد سا زمان صحی جهان را‬ ‫جنجالهای ملی و منطقه ‪،‬ی گردیده‪ ،‬خصوصت ًا‬
‫در ‪ 33‬جوالی ‪ 0491‬میالدی با شترکتت ‪10‬‬ ‫در مناطق پرنفوس جهان زمینۀ جنگ هتا را‬
‫کشور جهان پی ریزی نمو دنتد و صتحتت و‬ ‫آماده کرده است‪ .‬دسوبرد به سطوح مترتتفتع‬
‫تندرسوی را یگانه اصل بقا و آ رزوی انسانی بتر‬ ‫جوالن در سوریه و اسومالک آنها توسط دولت‬
‫شمردند و ماده اول اساسنامه سازمان صتحتی‬ ‫صهیونیسوی اسراییل فقط به خاطر منابع آ‬ ‫تصویر ‪ : 1‬پیشروی ریگ در نیمروز و نابودی اشجار و‬
‫جهان با تعریف صحت آ غاز شد و گفوه شتده‬ ‫آن بود‪ .‬هکذا از چند ستال بته ایتن طترف‬ ‫زمین های زراعوی‪ .‬تصویر از روسوایی‪.‬‬
‫است که صحت عبارت از حالت بهبتودی تتاب‬ ‫منازعاتی به خاطر آ دجله و فرات بین ترکیه‬
‫فزیکی ‪ ،‬روحی و اجوماعی بوده و صرف عتدب‬ ‫و عراق روانست‪ .‬زیرا ترکیه مقادیر معونابهی از‬
‫موجودیت مرض و ناتتوانتی صتحتت گتفتوته‬ ‫آ این رودخانه ها را در خاک خود ذخیره می‬
‫نمیشود ‪.‬سازمان صحی جهان دولت ها را در تأ‬ ‫کند و به عراق آ کافی نمی رسد‪.‬‬
‫مین صحت و سالمت اتباع شان مکلف میدانتد‬
‫و اما این دولت ها و حکو مت ها هسونتد کته‬ ‫همچنین کشمکش های جدی بین کشورهتای‬
‫تضمین صحت و سالمت اتباع شان را با در نظر‬ ‫منطقۀ هند و چین روی اسوفاده از آ دریتای‬
‫داشت حقوق انسانی شان در سر لوحه استوترا‬ ‫میکان جریان دارد‪ ،‬همانندیکته بتیتن مصتر‪،‬‬
‫تیژی و اهداف و راه کار هتای متعتیتن قترار‬ ‫سودان‪ ،‬حبشه و یوگندا نیز به خاطر اسوفاده از‬
‫تصویر‪ :2‬توسعۀ دشت در جنو قندهارو تصویر از روسوایی‬
‫بدهند ‪ .‬ماده دوب اساسنامه ستازمتان صتحتی‬ ‫آ دریای نیل جنجالهایی بروز کرده است‪.‬‬
‫جهان چنین تذکر میدهد ‪ :‬تموع و بر ختوردار‬ ‫به همین قسم منازعۀ آ هلمند بین ایتران و‬ ‫کمبود آ ‪ ،‬خواهی نخواهی کمبود مواد غذا‪،‬ی‬
‫شدن از معیار عالی صحت حقوق اساسی افتراد‬ ‫افغانسوان طی بیشور از صد سال هتنتوز یتک‬ ‫را در قبال دارد که در نویجه هموطنان ما در‬
‫بشر بو ده و بدون در نظر گرفوتن تتبتعتیت‬ ‫رویه نگردیده و آ رودخانه های کنر و کابل با‬ ‫مجموع و مخصوص ًا ساکنان مناطق کم آ در‬
‫نژادی‪ ،‬مذهبی ‪ ،‬سیاسی ‪ ،‬اجوماعی و اقوصادی‬ ‫معاونان آن به دسورس پاکسوتان قترار دارد‪.‬‬ ‫منجال گرسنگی دست و پا می زنند‪.‬‬
‫در خدمت افراد انسانی با ید قترار داده شتود‬ ‫درین اواخر دولت پاکسوتان بترنتامته ای را‬ ‫با در نظر داشت عوامل باال منابع آ و انرژی‬
‫شود ‪ .‬با در نظر داشت مواردی کته در فتوق‬ ‫رویدست گرفوه تا خط السیر دریای کنر را در‬ ‫آبی و یا هایدرولیکی افغانسوان اهمیت بیشور‬
‫تذکر داده شد ما در این بحث مطالبتی را بته‬ ‫آن طرف خط دیورند در نواحی چورال طتوری‬ ‫کسب می نمایند و این سؤال طرح می گردد‬
‫گونه ای زیر بر اساس هدفمندی مورد بر رستی‬ ‫تغییر دهد که آ مناطق باال‪،‬ی رودخانۀ کتنتر‬ ‫که چطور میووان ازین منابع محدود اسوفادۀ‬
‫قرار خواهیم داد ‪:‬‬ ‫قبل از آنکه داخل والیت کنر گردد‪ ،‬رخ جانتب‬ ‫معقول و دوامدار نمود و منابع آ را مدیریت‬
‫پشاور نماید‪ .‬این پالن پاکسوان یک حترکتت‬ ‫سالم کرد‪ .‬مخصوص ٌا که در طول سه و نیم دهۀ‬
‫‪ .1‬نظر اجمال و گذرا بر وضع کنونی صتحتت‬ ‫اخیر پالنهایی برای تأمین آ به منظور‬
‫عامه در ا فغانسوان ‪.‬‬ ‫پیشگیرانه میباشد تا در صورت اسوفاده از آ‬
‫زراعت‪ ،‬نوشیدن‪ ،‬حصول انرژی و انکشاف‬
‫کنر در داخل افغانسوان‪ ،‬مقدار زیاد آ کنر از‬
‫‪ .2‬تدابیر عمده و اساسی به منتظتور عترضته‬ ‫صنعت روی دست گرفوه نشده و بر منابع‬
‫قبل از دسورس افغانسوان خارج گردد‪.‬‬ ‫محدود آبهای مملکت هنوز بی رحمانه‬
‫خدمات صحی اثرگزار در جهت تتأ متیتن‬
‫صحت همه گانی در سطح کشور ‪.‬‬ ‫به همین منوال آبهای هریرود و هتلتمتنتد در‬ ‫دسوبرد زده می شود‪.‬‬
‫‪ .3‬نویجه گیری از بحث مو جود ‪.‬‬ ‫اخویار ایران قرار دارند‪ .‬چون با ساخت بندهای‬ ‫از جانب دگر انکشاف و توستعتۀ اقتوتصتادی‪،‬‬
‫بزرگ آبی در افغانسوان برخی از مناطق کشور‬ ‫اجوماعی و فرهنگی افغانسوان زمانی میسر می‬
‫‪ -1‬وضع کنونی صحت عامه در افغانستان‬ ‫های همسایه امویاز فراوانی آ را از دستت‬ ‫گردد که از منابع طبیعی آن اسوفادۀ معقول و‬
‫خواهند داد‪ ،‬لذا این کشور ها از اعمار چنتیتن‬ ‫دوامدار با در نظر داشت محیط زیست صتورت‬
‫افغانسوان کشو ری است که در درجه بتنتدی‬
‫پروژه ها‪،‬ی در داخل افغانسوان بوسیلۀ نوکتران‬ ‫بگیرد‪ .‬زیرا رفاه اجوماعی در یک محیط سالتم‬
‫سازمان ملل موحد در قطار کشور های رو بته‬
‫انکشاف در صف کشور های کمورین انکتشتاف‬ ‫خود جلوگیری مینمایند‪.‬‬ ‫زیست که اساس آنرا آ تشکیل می دهد مهیا‬
‫یافوه قرار دارد‪ ،‬هم چنان گفوه متیتشتود کته‬ ‫پس بی جهت نیست که بند سلما که کتار آن‬ ‫میگردد‪ .‬بنابران تتوازن اقتوتصتادی و رفتاه‬
‫افغانسوان از لحاظ درجه بندی در میان کشتور‬ ‫‪ 94‬سال قبل آغاز گردیده تا حال پایان نیافوه‪.‬‬ ‫اجوماعی روی اسوفادۀ معقول و دوامتدار از‬
‫های جهان از نظر احصاییوی بد ترین حتالتت‬ ‫ادامه در صفحه ششم‬ ‫منابع طبیعی از جمله آ و تقسیم عادالنۀ آن‬
‫صحی را دارا میباشد ‪ -‬ادامه در صفحه یازدهم‬

‫‪2‬‬
PRESENTACIÓN DE LA ciones para la celebración de esta víctima del hambre, la miseria, las
conferencia. En mi condición de anti- enfermedades y la acción de las ma-
COMISIÓN DE EXPERTOS guo alumno y doctor por esta Facul- fias dedicadas al contrabando de dro-
AFGANOS tad, el que esta conferencia se cele- gas y armamento. El pueblo afgano
bre en su sede es un hecho que me es en su mayoría víctima inocente de
Prof. Dr. Azizulrahman Hakami llena de emoción. Tampoco puedo esta situación y lo único que desea es
olvidar la ayuda prestada en todos poder vivir en paz de una vez y em-
Buenos días. En mi calidad de miem- estos meses por varios profesores de pezar a reconstruir su país.
bro y promotor de la Comisión de Ex- la Universidad Complutense, todos
pertos Afganos quiero saludar caluro- Desde 2001 más de 40 países del
ellos grandes amigos, sin los cuales
samente a todos los presentes y mundo liderados por EEUU (entre los
esta conferencia nunca hubiera podi-
agradecerles su presencia, que tanto cuales se encuentra España) mantie-
do realizarse.
nos honra y tantas fuerzas nos da nen una presencia militar y civil en
para avanzar por el camino que nos Sus nombres son por orden alfabético Afganistán. Pese a las esperanzas de
hemos marcado. Quiero dar la bien- Francisco Aldecoa, Najib Abu Warda, estabilización y reconstrucción que
venida especialmente a todos los David Cantalapiedra, Ignacio Castien, esta misión internacional provocó, los
compatriotas afganos llegados desde Rafael González y Jorge Verstrynge. resultados han sido muy decepcio-
todo el mundo, a los representantes A todos ellos y a todos los presentes, nantes. Se han malgastado multitud
diplomáticos de distintos países, a los gracias de todo corazón. de vidas humanas y de ayudas finan-
representantes de las autoridades cieras sin solucionar los problemas
Nuestro país, Afganistán, ha sufrido
españolas y a los representantes de de fondo. A día de hoy, parte del
mucho. Después del golpe de Estado
la comunidad universitaria y de los país ha caído bajo el control talibán,
de 1978 y de la invasión soviética de
medios de comunicación. la corrupción lo invade todo, la pérdi-
1979 se convirtió en un campo de
da de prestigio de las autoridades es
A todos ellos estamos obligados a batalla entre las potencias extranje-
inmensa y los señores de la guerra
darles las gracias por la acogida y la ras. Los avances que había ido lo-
conservan su poder. La desesperan-
ayuda que nos han prestado. Por últi- grando el país durante las décadas
za y la decepción de las gentes del
mo, tenemos que darle también las anteriores se echaron así a perder.
común son enormes
gracias a la Universidad Complutense A lo largo de treinta y cinco años de El 2014 la comunidad internacional se
de Madrid y, en particular, a la Facul- guerra han muerto dos millones de retirará de Afganistán, tal y como se
tad de Ciencias Políticas y Sociología personas, otro más ha quedado invá- acordó en 2011. Cuando se retiren
y a su Decano, Heriberto Cairo por lido y más de cinco han tenido que estas fuerzas, el pueblo de Afganistán
todo el apoyo prestado y por haber- exiliarse. El país ha quedado arrasa- se quedará solo.
nos brindado sus magníficas instala- do totalmente y la población es hoy continued page 9

Engineering & Management citizens as well as lessons that could candidate.
be learned from these projects. Inno- The government of Afghanistan must
ICT for Development vative ideas and approaches, where pay serious attention to IT for devel-
Dr. Joseph Barjis IT can do positive changes in different opment and it must take two initia-
areas (healthcare, education, bank- tives: one is to develop a national IT
Keywords: IT, ICT, emerging economy,
ing, manufacturing, mining, construc- Architecture framework and second is
development,
tion, transportation, culture, and electronic government (e-
Abstract many), will be discussed. Above all,
This section is hoped to become a Government).
the role of IT in the spread of democ-
running column for articles within the racy, law, and freedom will be dis- Unlike pioneering countries that in-
field of engineering and management cussed. As the title suggest, the dis- vested billions into their IT infrastruc-
with primary focus on Information and cussion is not only limited to ICT but ture, today with ubiquity of IT, de-
Communication Technology (ICT) for engineering and management in gen- creasing costs, knowledge and expe-
Development. This founding article is eral. rience, an emerging economy doesn’t
rather a brief discussion of areas face even a fraction of expenses to
where IT (information technology) can ICT Potentials develop a vigorous IT infrastructure.
facilitate vigorous economic growth, For decades, in developed and devel- An early attention to national IT infra-
citizens’ access to information, de- oping economies show, IT has been structure will prevent loss and wrong
mocracy, transparency, nation build- integral to their vigorous economic investment into this growing technolo-
ing, and ultimately a better society. growth and therefore it has been gy.
Highly developed economies and, to a placed in their national agenda.
certain extent, developing economies Like any other system, if IT systems
For sustained economic development, are not based on standards with fu-
enormously transformed the life of
as the experience of developed and ture growth and scalability in mind, it
their citizens using IT for delivering
developing countries exhibit, a func- will be much more expensive in the
government services, education,
tional infrastructure is required and IT future to fix it. Pioneering countries
healthcare, and many more. In this
is an enabler of such infrastructure have learned it from their own expen-
section, in each new edition of this
(Roztocki & Weistroffer, 2011). sive mistakes. Afghanistan does not
publication, IT opportunities will be
explored for an emerging economy IT should be placed in the national need to reinvent these mistakes and
such as Afghanistan. Successful IT policy of any future government in pay for it unless the government wills
projects that elsewhere contributed to Afghanistan. IT should be included so.
the growth of economy and welfare of into the agenda of any presidential continued page 10

3
‫نهاد دیگری غیر از طرز تفکرشان می اندشید‪،‬‬ ‫نجات از فقر و تنگدسوی افغانسوان را بطور‬ ‫ادامه صفحه اول تأسیس و دورنمای مجمع‬
‫دشمن آشوی ناپذیر قلمداد میشد و به هر‬ ‫علمی تهیه نمایند‪ .‬تشخیص معضالت‬
‫شیوه ممکنه برای حذف فزیکی وی اقداب‬ ‫افغانسوان بر اساس درجه بندی نیازها و با در‬ ‫شورای رهبری‬ ‫‪‬‬
‫میکردند و میکنند‪ .‬مشکل دیگر این اشخاص‬ ‫نظرداشت ظرفیوها و امکانات موجود در‬ ‫هیأت اجراییه‬ ‫‪‬‬
‫و نهادها آنست که در قاموس لغوی آنها‬ ‫کمسیونهای علمی‪ -‬تحقیقی مجمع خواهد‬ ‫کمسیونهای علمی و تحقیقاتی‬ ‫‪‬‬
‫کلماتی همچون گفومان و دیالوگ و همسویی‬ ‫بود‪ .‬کمسیونهایی که تا هنوز ایجاد و فعال‬ ‫بورد علمی و مشورتی‬ ‫‪‬‬
‫و احوراب به دیگر اندیشی وجود نداشت و بر‬ ‫گردیده اند عبارتند از‪:‬‬ ‫کمیوۀ تشکیالت‬ ‫‪‬‬
‫عکس کلماتی برای دشمن تراشی و بهوان‪،‬‬ ‫‪ .1‬کمسیون اقوصادی‬
‫توهین و تمسخر فراوان است‪ .‬آنانی که هنوز‬ ‫‪ .2‬کمسیون سیاسی‬ ‫شورای رهبری‬
‫هم تجریدگونه در الک خود ماندند و چشم‬ ‫‪ .3‬کمسیون صحی‬ ‫مجمع‪ ،‬مطابق اساسنامه‪ ،‬دارای شورای‬
‫هایشان را برای دیدن اطرافیان بسوند‪ ،‬به‬ ‫‪ .4‬کمسیون زنان‬ ‫رهبری مشورک است (داخل و خارج‬
‫مرض العالج روشنفکرانه و مفلوجیت ابدی‬ ‫‪ .5‬کمسیون فناوری اطالعات و ارتباطات‪ICT‬‬ ‫افغانسوان) که این شورا در اسوراتژی ‪ 12‬عضو‬
‫گیرماندند و پوسیدند‪.‬‬ ‫‪ .6‬کمسیون فرهنگی‬ ‫دارد‪ .‬بخشی از این رهبری مربوط به داخل‬
‫مجمع بدین باور است که پذیرش دیالوگ و‬ ‫افغانسوان است و بخش دیگر آن‪ ،‬موخصصین‬
‫در رأس هر کمسیون یک موخصص با درجتۀ‬ ‫خارج کشور را احووا میکند‪ .‬شورای رهبری‪ ،‬از‬
‫مکالمه با دیگران‪ ،‬احوراب به عقیده و اندیشه‬
‫تحصیلی‪ PhD‬و معاونش دارای درجه تحصیلی‬ ‫طریق برگذاری اجالس عمومی انوخا‬
‫دیگران‪ ،‬از خود خواهی و خود کالن بینی‬
‫ماسوری میباشد‪ .‬رؤسای کمسیتونتهتا عضتو‬ ‫میگردد‪ .‬شاخصه های گزینش رهبری بر‬
‫صرف نظرکردن‪ ،‬قضاوتهای عاجل و پیش‬
‫شورای رهبری و عضو هیأت اجراییه مجتمتع‬ ‫اساس اساسنامه مجمع موکی به تحصیل‪،‬‬
‫فرض های منفی نکردن از شروط اساسی‬
‫میباشند‪ .‬اعضای کمسیونهای علمی میوواننتد‬ ‫تجربه‪ ،‬تخصص و مسلک میباشد‪ .‬اعضای‬
‫برای یک حرکت سراسری روشنگری ایست‬
‫افرادی دارای درجه های مخولفۀ تحصیلتی و‬ ‫شورای رهبری دارای تحصیالت عالی و دارای‬
‫که مجمع بطور قطع بدان پابند است‪.‬‬
‫تخصصی باشند و داشون درجه تحصیلی عالی‬ ‫تخصص میباشند‪.‬‬
‫تالش مجمع آن خواهد بود تا برای نهادینه‬
‫حومی نیست‪.‬‬ ‫اعضای شورای رهبری‪ ،‬عالوه بر شرکت در‬
‫کردن گفومان در جامعه رنجور و زخمی‬
‫کمسیونهای علمی‪-‬تحقیقاتی‪ ،‬ساخواری‬ ‫اجالس عمومی‪ ،‬مطابق مسلک و تخصص در‬
‫افغانسوان در کنار دیگر نیک اندیشان تالش‬
‫ایست که میووانند به حیث مراکز کوچک‬
‫کند و از طریق فعالیوهای علمی–تخصصی‬ ‫یکی از ارگانهای اجرا‪،‬یوی و کمسیونهای‬
‫تحقیقاتی فعالیت داشوه باشند تا از یکسو‬ ‫علمی و تحقیقاتی عضو میباشند و در‬
‫برای معرفی سیاست علمی در عمل به‬
‫برای نیازمندیهای عاجل و ملموس کشور‬ ‫فعالیوهای روزمره مدیریت ارگانها و یا در کار‬
‫دیگران کمک نماید و داشوه های علمی این‬
‫مطابق برنامۀ مدون تحقیقاتی‪ ،‬تحقیق نمایند‬ ‫کمسیونها اشوراک دارند‪ .‬در کنفرانس مؤسس‬
‫نهاد را در دیالوگ و تفاهم با دیگران بیازماید‪.‬‬
‫و از سوی دیگر کانون و مرکزی باشند برای‬ ‫‪ 3102‬در یونیورسوی مادرید‪ ،‬ر‪،‬یس مجمع‬
‫مجمع بدین باور است که زمانی به یک نهاد‬
‫پرورش نسل جوان کشور‪ .‬نسل آگاه و‬ ‫(پروفیسور داکور عزیزالرحمن حکمی) و یک‬
‫بسیار بزرگ مؤلد فکر‪ ،‬روشنگر و اجوماعی‬
‫موخصصی که به حیث رهبران و مدیران تبارز‬ ‫کمیوۀ مؤقت رهبری انوخا گردید‪ .‬شورای‬
‫مبدل میگردد که در کنار دیگر خردمندان‬
‫نمایند و آیندۀ کشور را آنان رقم بزنند‪.‬‬ ‫رهبری ‪ 92‬نفرۀ در ماه می ‪ 3109‬در‬
‫نیک اندیش همیشه خود را در بوتۀ آزمایش‬
‫جوانان میووانند مطابق رشوه و مسلک خویش‬ ‫کنفرانس دو روزۀ پاریس‪ ،‬از میان دانشمندان‬
‫صیقل بزند و بارور شود‪ ،‬نقد کند و اصالح‬
‫در یکی از کمسیونها فعالیت علمی و تخصصی‬ ‫و موخصصان خارج کشور انوخا گردیدند‪.‬‬
‫کند و پیش برود و در دیالوگ و پراتیک‬
‫نمایند و از این طریق به همکاری و رهنمایی‬
‫روزمره بطور مسومر شکوفا گردد‪.‬‬ ‫هیأت اجراییه‬
‫اسوادان و پژوهشگران مجر به محقیقینی‬
‫مجمع‪ ،‬هنوز در خم اولین کوچه های تجربی‬ ‫هیأت اجراییه از درون شورای رهبری انوخا‬
‫تبدیل شوند و بووانند فرزندان بیشوری را‬
‫و ساخواری اش است که هرگز خود را به‬
‫درین راسوا با تعهد و ایمانداری تربیه نمایند‬ ‫میگردد و مناسبات داخلی و روابط بین المللی‬
‫حیث ناجی و نجاتبخش جا نمیزند‪ .‬مجمع‬
‫تا در خدمت انسان و انسانیت باشند‪.‬‬ ‫مجمع را بطور روزمره در تمامی عرصه ها‬
‫تالش دارد که در آبهای کالنوری شناور شود‬ ‫مدیریت میکند‪ .‬هیأت اجراییه موشکل از ‪30‬‬
‫و اسبا و ابزار کالن شدن روشنگری و ملت‬ ‫دورنمای مجمع‬ ‫نفر بوده و این وظایف را مدیریت و رهبری‬
‫سازی را با شناخت از ساخوار پیچیده جامعه‬ ‫در کشور جنگزدۀ افغانسوان از دیر زمانیست‬ ‫میکند‪.‬‬
‫افغانسوان با تحقیق و پژوهشهای علمی–‬ ‫که هر نهاد مدنی و هر جریان سیاسی تنها و‬ ‫‪ .1‬تنظیم روابط بین المللی‬
‫تحقیقی بیابد و به دیگران پیشکش کند‪.‬‬ ‫تهنا خود را ناجی و نجاتبخش ملت می‬ ‫‪ .2‬رهبری کمسیونهای علمی تخصصی‬
‫پنداشت و می پندارد‪ .‬شخصیوهای منفرد‬ ‫‪ .3‬مدیریت نشرات و نشریۀ مجمع‬
‫مدعی علم و سیاست و کوله های جمعی‪ ،‬اگر‬ ‫‪ .4‬مدیریت بورد علمی و مشورتی مجمع‬
‫کوچک و ناتوان هم بودند و یا هسوند‪،‬‬ ‫‪ .5‬تدویر اجالس حضوری چهار ماهه‬
‫عالقمند بوده اند و هسوند که دیگران در زیر‬
‫‪ .6‬تدویر اجالس اسکایپی ماهوار‬
‫چورشان جمع و فرمان بردار ایشان باشند‪.‬‬
‫حاضر نبودند و نیسوند که با دیگری ادغاب‬ ‫کمسیون های علمی و تحقیقاتی‬
‫شوند‪ ،‬ناب فراگیری که مورد قبول همه باشد‬ ‫کمسیونهای علمی‪-‬تحقیقاتی مجمع سوونهای‬
‫برگزینند و یا در صفوف و برنامه شان از‬ ‫اساسی فرب اکادمیک مجمع را میسازند که در‬
‫دیدگاه تنگ پندارگرایانه انحرافی و یا هم‬ ‫حوزه های مخولف علمی و تخصصی فعالیت‬
‫مذهبی فراتر به اطراف شان بنگرند‪ .‬مشکل‬ ‫دارند‪ .‬این کمسیونها در تالش اند تا مشکالت‬
‫دیگر این بوده است که هرگز حاضر به‬ ‫افغانسوان را آسیب شناسی نموده و در اثر‬
‫همدیگر پذیری نبوده اند و اگر هر شخص و‬ ‫تحقیقات علمی‪ ،‬راه های بهبود اقوصادی و‬

‫‪4‬‬
‫این نبشوه در کنفرانس بین المللی دو روزه مجمع که در پاریس در سال ‪ 3109‬دایر شده بود‪ ،‬ارا‪،‬ه شد‬
‫پنج مشکل بنیادین‬
‫مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان‬ ‫روشنفکر افغانستان‬
‫و مسألۀ روشنگری در شرایط امروزی جامعۀ ما‬ ‫محمدشاه فرهود‬
‫پوهاند داکور توردیقل میمنگی‬ ‫کلمات کلیدی‪ :‬روشنفکر‪ ،‬روشنفکتتری‪،‬‬
‫با درود و سالب به تک تک دانشمندان و اساتید بزرگوار‪ ،‬و تمامی هموطنان و مهمانانی که‬ ‫تقلید‪ ،‬اسوبداد رأی‪ ،‬نیندیشیتدن‪ ،‬شترطتی‬
‫درین محفل حضور بهم رسانیده و ضیافت معنوی امروز را زینت بخش قدوب خجسوۀ خویش‬ ‫شدن‪ ،‬اصطکاک روانی‪ ،‬تعارض‪،‬تعرض‪.‬‬
‫ساخوه اند‪ .‬مبحثی را که در رابطه با روشنگری و روشن نگری‪ ،‬و مسئولیت روشن اندیشان‬ ‫چکیده‬
‫دانش پژوه‪ ،‬بعنوان علمبرداران تاریخی روشنگری‪ ،‬در نظر دارب‪ ،‬با شما بزرگواران عرصه های‬
‫مخولف فهم و آگاهی درمیان میگذارب‪.‬‬ ‫روشنفکر و کار روشنفکری یکی از مبتاحتث‬
‫علوب اجوماعی است‪.‬این بحث تا هتنتوز در‬
‫مبحث حاضر در رابطه با روشنگری و روشن نگری‪ ،‬و مسئولیت روشن اندیشان دانش پژوه‪،‬‬
‫بعنوان علمبرداران تاریخی روشنگری در عرصه های مخولف فهم و آگاهی را به بررسی‬ ‫فرهنگ نوشواری ما‪ ،‬جای بلند و سامانیافوته‬
‫میگیرد‪ .‬با در نظرداشت محدویت زمان و ظرفیت فهم خویشون‪ ،‬مبحث روشنگری را که بحق‬ ‫ای را احراز نکرده است‪ .‬این مفاهیم هنوز در‬
‫میووان‪ ،‬بحری بیکرانه ای پنداشت و کوهی سربه فلک با قله های تسخیر ناشده‪ ،‬در دو بخش‬ ‫نظاب دانایی این سرزمین بته حتیتث یتک‬
‫مخوصر درمحضر داوری شما فرهیخوگان قرار میدهم‪.‬‬ ‫گفومان صورت بندی نشده است‪.‬‬
‫الف‪ -‬مروری بر مفاهیم علمی روشنگری و اهداف اساسی آن‬ ‫درین نوشوار کوشیده شده که روشتنتفتکتر‬
‫افغان را به حیث یک متوجتود متدرن در‬
‫ب‪-‬نگرشی برحلول روح روشنگری در کالبد یخ بسته و منجمدشدۀ جامعۀ افغانستان‬
‫دینامیزب‪ ،‬تعارض و نواقص درونی آن‪ ،‬متورد‬
‫در اخیر هم اشارتی خواهم داشت به نقش دانش پژوهان و فرهنگیان کشور در ایجاد تحوالت‬ ‫بررسی قرار بدهم‪ .‬نخواسوه اب که به پرستش‬
‫سالم فکری در جامعه‪.‬‬ ‫ها پاسخ بدهم‪ ،‬بل سعی کرده اب تا با کتاوش‬
‫زمانیکه حرف از دانش بمیان آید‪ ،‬و گروهی از انسانها که با دانش سروکار دارند !! اولین سوالی‬ ‫فشردۀ خود‪ ،‬چند پرسش بنیادین را در بتا‬
‫که در ذهن انسان مطرح میگردد‪ ،‬مرتبط است با مسألۀ روشنگری در مبارزه بر علیه تمامی‬ ‫روشنفکر و روشنفکری افغانستوتان متطترح‬
‫انواع تاریک اندیشیها و موانعی که انسان را از رسیدن به بلوغ آگاهی و خود آگاهی بازداری‬ ‫کرده باشم‪.‬‬
‫ادامه در صفحه نزدهم‬ ‫مینمایند‪.‬‬
‫چرا روشنفکر افغان مسوبدالرأی است ؟ چرا‬
‫نمی اندیشد و با دور ماندن از اندیشیدن‪ ،‬در‬
‫هر حالوی کلیشه یی و مقلد باقی میتمتانتد؟‬
‫اعالمیه مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان‬ ‫چرا در مکالمه و دیالوگ با صد اصطکتاک و‬
‫کشمکش مصنوعی به حیث موجود شرطتی‬
‫در باره اوضاع افغانستان‬ ‫عمل میکند؟ اینها پرسشهتایتی استت کته‬
‫بشکل بسیار فشرده درین نوشوار صورتبندی‬
‫پاریس‪ /‬جون ‪ - 3102‬جوزا ‪0232‬‬
‫میگردد‪.‬‬
‫ن انوخابات فرو رفوه است‪ .‬مردب جنگ دیدۀ ما طتی ستی و‬ ‫افغانسوان اینک در حفرۀ بحرا ِ‬
‫مدخل‬
‫شش سال پسین همواره از بحرانی به بحران دیگر کشانیده شده اند‪ .‬در اوضاع و احوال کنونتی‬
‫افغانسوان بیشور از هر زمانی به ثبات و نظاب سالم سیاسی ضرورت دارد‪ .‬انوخابات نه تنها بنیاد‬ ‫روشنفکری ما محصول جهل خانه زاد استت‪.‬‬
‫مشروعیت نظاب ها است‪ ،‬بلکه به اجراء گذاشون و برسمیت شناخون حقوق حقۀ مردب نیز میباشد‪.‬‬ ‫جهلی که در هر نوع تفکر و روزمرگی هتای‬
‫ما‪ ،‬بطریق آشکار و پنهتان ختود را نشتان‬
‫آزادی‪ ،‬حق رأی و انوخابات در یک کشور مسوقل اصل و سرچشمۀ دموکراسی و عدالت است‪ .‬اگتر‬
‫انوخابات شفاف‪ ،‬عادالنه‪ ،‬سراسری و سری باشد و ابزارها و پدیده های بیرونی باالی حتق رأی‬ ‫میدهد‪ .‬جهلی که مانند جغد‪ ،‬انترژی هتای‬
‫مردب تأثیر منفی نکند‪ ،‬درینصورت میووان از اراده‪ ،‬آگاهی و بلوغ سیاسی مردب سخن زد‪ .‬متردب‬ ‫پاشان مان را میبلعد‪ .‬روشنفکر یعنی کستی‬
‫افغانسوان در انوخابات ریاست جمهوری سال‪ 0242‬خورشیدی اشوراک ورزیدند تا سرنوشت نظتاب‬ ‫که در قلمرو تاریکی‪ ،‬بطرز روشن فکر میکند‬
‫سیاسی را نه از طریق زور و خشونت بلکه با دادن رأی تعیین نمایند‪ .‬با رفون به پای صندوقهتای‬ ‫وفکرکردن خود را در حوزۀ نوشوار و عتمتل‬
‫رأی نه تنها وجیبۀ ملی و قانونی شانرا اداء نمودند بلکه بیزاری شانرا از ادامۀ جنگ و بحران نیز‬ ‫تثبیت میکند‪ .‬روشنفکر یعنی کسیکه بترای‬
‫ابراز کردند‪ .‬مردب آرزو دارند که با انوقال صلح آمیز قدرت به تأمین صلح‪ ،‬عدالت اجوماعی‪ ،‬ترقی‬ ‫آزادی و عدالت میرزمد و حقیقت را رو در‬
‫و پیشرفت اقوصادی برسند و دگر فرزندان شان از کاب هیوالی جنگ و گرسنگی نجات یابند‪.‬‬ ‫روی قدرت بزبان می آورد‪.‬‬
‫انوخابات یک نقطۀ عطف در تاریخ معاصر و جنگزدۀ افغانسوان است‪ .‬جنگ برای تصاحتب قتدرت‬ ‫روشنفکر کسی است که نه برای دیکواتتوری‬
‫همه چیز را از مردب میگیرد‪ .‬ولی انوخابات که نوع مشروع رسیدن به قدرت است‪ ،‬میوواند زمینه‬ ‫ها و سلطنت ها هورا بکتشتد و نته بترای‬
‫را برای صلح و ثبات دوامدار در منطقه و کشور فراهم سازد‪” .‬مجمع دان شمندان و موخصصان‬ ‫جمهوریها و امارتها‪ ،‬نعرۀ تکبیر‪ .‬روشنفکر بته‬
‫افغانسوان“ همچون یک نهاد علمی‪ -‬تخصصی به این باور است که هر تیمی که در انوختابتات‬ ‫شخصی اطالق میگردد که مرز بیتن قتدرت‬
‫برنده شود‪ ،‬بیانگر آنست که جای فرهنگ زورگویی و خونریزی را فرهنگ مدارا و تتعتقتل پتر‬ ‫سرکاری و جامعۀ مدنی را مغشوش نستازد‪،‬‬
‫میکند و مردب در فضای آراب و با ثبات آهسوه آهسوه با کسب تجار مدنی و دمتوکتراتتیتک‪،‬‬ ‫روشنفکری یک شغل نیست که از برکت آن‬
‫بسوی پخوگی سیاسی میروند‪ .‬قضاوت های عقالنی جاگزین احکاب احساساتی میشوند‪.‬‬ ‫روشنفکر بته ثتروت و شتهترت بترستد‪،‬‬
‫مردب افغانسوان بعد از این انوخابات در انوظار صلح‪ ،‬امنیت و زندگی بهور اند‪ .‬بدیهی است کته‬ ‫روشنفکری یک موقعیت ِ دانایی و وجتدانتی‬
‫انوقال قدرت سیاسی بطور صلح آمیز حمایت مردب جهان را در پی خواهد داشت‪ ،‬زیرا صلح در‬ ‫است‪ ،‬موقعیوی که با آگاهی و ایستوتادگتی‪،‬‬
‫منطقه ارتباط تنگاتنگ با اوضاع و بحران افغانسوان دارد‪.‬‬ ‫پیوند اصیل و بنیادین دارد‪.‬‬
‫ادامه در صفحه بیست و یکم‬ ‫ادامه در صفحه چهاردهم‬

‫‪5‬‬
‫کوهای پر برف داشوه‪ ،‬دارای ‪ 33‬رودخانه بزرگ و صدها رودخانۀ‬ ‫ادامه صفحه دوب استفادۀ معقول و دوامدار از منابع آب‬
‫کوچک وهزاران جوی میباشد (نقشۀ ‪.)0‬‬
‫همچنین بند کمال خان در جنوبغر افغانسوان که حدود ‪ 23‬سال‬
‫قبل ‪ 21‬در صد کار آن انجاب یافوه بود‪ ،‬تا حال نه تنها بازسازی‬
‫نگردیده‪ ،‬بلکه ساخومانها و سامان آالت آن به یغما برده شده‪ .‬ازینرو‬
‫زیاد سؤال بر انگیز نیست که چرا دولت مردان افغانسوان از هر سفر‬
‫رسمی که از ایران بر می گردند‪ ،‬دولت ایران بسونی های دالر را در‬
‫اخویار آنها قرار می دهد‪ .‬چنانکه آقایان کرزی و اسپنوا خود اعوراف‬
‫کرده اند که طی سفر های رسمی از دولت ایران پول دریافت کرده اند‪.‬‬
‫درین آواخر شایع گردیده که حوی دولت ایران به شرکت هندی آپکاس‬
‫که مسوول اعمار بند سلماست پول پرداخوه تا کار بند سلما را به تأخیر‬
‫اندازد‪ .‬و اما تا جا‪،‬یکه در یک نوشوۀ تحقیقی (یک) تحلیل گردیده‪،‬‬
‫عامل اصلی در تخریب و تأخیر بند سلما تورن اسماعیل خان می باشد‬
‫که به مثابۀ عامل دولت ایران نقش بازی کرده‪ .‬با در نظرداشت حقایق‬
‫باال منازعۀ افغانسوان با کشور های همسایه روی مسألۀ آ مشکل‬
‫نقشۀ ‪ :1‬ساحات آبگیر رودخانه های هلمند‪ ،‬آمو وکابل‪ .‬نقشه از روسوایی‬
‫بزرگیست که فقط یک دولت ملی‪ ،‬مورقی و مردمی میوواند آنرا در‬
‫چنانکه در باال تذکار یافت‪ ،‬یک مقدار کمی از آبهای رویزمینی در داخل‬ ‫مطابقت با منافع مردب افغانسوان و رعایت قوانین بین المللی حل نماید‪.‬‬
‫کشور به مصرف می رسد و بقیۀ آن به کشورهای پتاکستوتان‪ ،‬ایتران‪،‬‬ ‫‪ - 3‬منابع آب افغانستان و قابلیت های استفاده از آنها ‪:‬‬
‫ازبکسوان و ترکمنسوان سرازیر میشوند‪ .‬از آ رودخانۀ آمو که بتطتور‬ ‫منابع آ هر منطقه موناسب به ساخوار های سطح زمین (مانند بلندیها‬
‫اوسط تا ‪ 3131‬مور مکعب آ در یک ثانیه (در منطقۀ قرقین) در آن‬
‫و فروافوادگیها) مربوط به مقدار بارندگی آن است که این خود به اوضاع‬
‫جریان می یابد (دو)‪ ،‬هیچ اسوفاده ای صورت نمی گیرد‪ .‬همچنان یتک‬
‫طبیعی مانند ارتفاع ساحه‪ ،‬جریانات جوی‪ ،‬رطوبت‪ ،‬تبخیر و غیره منوط‬
‫مقدار کم آ هلمند در افغانسوان به مصرف میرسد و باقی آن داختل‬
‫می باشد‪ .‬به طورمثال در بلندیها که درجۀ حرارت و فشار هوا کمور‬
‫ایران می گردد‪ .‬از آ رودخانۀ کابل که در محل درونوه تا ‪ 0311‬متوتر‬
‫است‪ ،‬مقدار بارندگی بیشور می باشد‪ .‬عالوه بر این نقش نباتات در‬
‫مکعب آ در یک ثانیه میداشوه باشد‪ ،‬به جز از فارمهای هده و غتازی‬ ‫رابطه با بارندگی و مصرف آ مهم است‪ ،‬زیرا بین خاک‪ ،‬نباتات و مقدار‬
‫آباد و آبیاری ساحات عنعنوی زراعوی در حوزۀ آبگیر این رودخانه‪ ،‬دگتر‬
‫جریان آ رابطۀ طبیعی وجود دارد‪ .‬چنانکه فرش نباتی مانع جریان‬
‫اسوفاده ای صورت نمی گیرد‪ .‬تنها بند های آبگردان سروبی‪ ،‬نتغتلتو و‬ ‫آ در سطح زمین گردیده و در نویجه مقدار بیشور آ در خاک جذ‬
‫درونوه از آ رودخانۀ کابل برق تولید می کنند‪ .‬و این در حالیست کته‬
‫گردیده باعث تقویت آبهای زیرزمینی می گردد‪ .‬بر عکس در جاها‪،‬یکه‬
‫امکانات بیشور اسوفاده از آ رودخانۀ کابل برای تولید برق میسر است‪.‬‬
‫نباتات وجود نداشوه باشد‪ ،‬آ باران بصورت آنی در سطح زمین به‬
‫پروژۀ ماهیپر که بند آبگردان ندارد‪ ،‬صرف زمانی بترق تتولتیتد کترده‬
‫جریان افویده و از دست میرود‪.‬‬
‫میوواند که رودخانۀ کابل در پایاندسوی شهر کابل آ کتافتی داشتوته‬
‫باشد‪.‬‬ ‫منابع آ افغانسوان در ارتفاعات کشور قرار دارد که موناسب به درجۀ‬
‫بلندی‪ ،‬مقدار بارندگی در آنها گوناگون است‪ .‬این منابع که در‬
‫اراضی آبگیر رودخانۀ هلمند در مجموع یک ساحۀ ‪ 281111‬کیلومتوتر‬
‫کوهسوانهای هندوکش‪ ،‬بابا‪ ،‬سیاه کوه و سفید کوه‪ ،‬سپین غر و شنکی‬
‫مربع را احوواء میکند (نقشۀ ‪ .) 0‬ضریب آبدهی رودخانۀ هتلتمتنتد در‬
‫و باقی کوهساران قرار دارند‪ ،‬بداخل افغانسوان کمور مورد اسوفاده قرار‬
‫منطقۀ چهار برجک بین ‪ 11‬تا ‪ 31111‬مور مکعب آ در فی ثانیه متی‬
‫می گیرند‪ .‬تا جا‪،‬یکه ارقاب و اعداد سالهای اخیر نشان می دهند‪ ،‬صرف‬
‫باشد که امکانات خوبی را برای تولید برق آماده کرده‪ .‬از ستوی دگتر‬
‫حدود ‪ 33‬در صد از آبهای مملکت بداخل کشور به مصرف رسیده و‬
‫ساخوار های توپوگرافیک منطقه امکانات مساعدی را برای ذخیرۀ آ به‬ ‫باقی آن به کشور های همسایه سرازیر می شوند‪.‬‬
‫منظور زراعت و آبیاری مهیا ساخوه‪ ،‬زیرا رودخانۀ هلمند از سر چشتمته‬
‫تا دهانه حدود ‪ 2111‬مور تفاوت ارتفاع داشوه که در آن حتوزه هتای‬ ‫اوسط بارندگی ساالنه در افغانسوان قرار ذیل است (دو)‪:‬‬
‫موعدد فرو افواده در تنگنا های کوهسوانها بوجود آمده اند که قابتلتیتت‬ ‫‪ ‬در مناطق فرو افوادۀ جنو غربی که کمور از ‪ 311‬مور از سطح بحر‬
‫ذخیرۀ آ و در نویجه تولید برق را دارند‪.‬‬ ‫ارتفاع دارند ‪ 011 :‬ملی مور در سال‬
‫عالوه بر رودخانۀ هلمند بسیاری از رودخانه های افغانسوان نظر به‬ ‫‪ ‬در مناطق جنو شرقی مملکت که کمور از ‪ 0111‬مور از سطح بحر‬
‫ظرفیت آبی و توپوگرافیک منطقه قابلیت تولید برق از نیروی حرکی‬ ‫قرار دارند ‪ 331 :‬ملی مور در سال‬
‫آ را بوجه نیک دارا میباشند‪ .‬با اعمار سد ها روی رودخانه ها نه تنها‬ ‫‪ ‬در کوهسوانهای کم ارتفاع و در ارتفاعات باال تر از ‪ 2111‬مور از‬
‫در مواسم فراوانی آ ‪ ،‬این مادۀ حیاتی ذخیره می گردد‪ ،‬بلکه زمینۀ‬ ‫سطح بحر ‪ :‬بین ‪ 931‬الی ‪ 0111‬ملی مور در سال‬
‫اسوفاده از نیروی حرکی آ نیز مساعد میشود‪ .‬همچنین امکانات‬
‫انکشاف زراعت‪ ،‬کشت و تربیۀ ماهی‪ ،‬توریزب و اعمار تفرجکاها نیز بمیان‬ ‫‪ ‬در ساحات بلند و فلکسای شمال شرقی کشور که ارتفاع آنها تا بیشور‬
‫آمده تغییرات مثبوی در محیط زیست و اقلیم رونما می گردد‪ .‬برای‬ ‫از ‪ 4111‬مور از سطح بحر میرسد ‪ :‬بیشور از ‪ 0311‬ملی مور در سال‪.‬‬
‫اسوفاده از نیروی حرکی آ موجودیت سه عامل عمده مهم اند ‪:‬‬‫بدینورتیب در افغانسوان ساالنه در اثر ریزش برف و باران حدود ‪081‬‬
‫‪ ‬آب کافی ‪ :‬چنانکه در باال تذکر یافت به اساس سروی ها‪،‬ی که‬ ‫تبخیر‬ ‫ملیارد مور مکعب آ به وجود می آید که تقریب ٌا نصف آن‬
‫گردیده و حدود ‪ 43‬ملیارد مور مکعب آن منابع آبهای افغانسوان را می‬
‫تا حا ل صورت گرفوه در افغانسوان ساالنه حدود ‪ 89‬میلیارد مور‬
‫سازد که از آن جمله ‪ 81‬در صد آن در اثر ذو شدن برف ها از‬
‫مکعب آ رویزمینی بوجود می آید که صرف ‪ 33‬تا ‪ 21‬در صد آن‬
‫هندوکش منبع می گیرند [‪ .]0‬از این منابع ‪ 88‬در صد آن‪ ،‬یعنی ‪89‬‬
‫در بخش زراعت به مصرف رسیده و موباقی آن بدون اسوفاده از‬
‫ملیارد مور مکعب آبهای رویزمینی و ‪ 03‬در صد آن یعنی ‪ 00‬ملیارد‬
‫افغانسوان خارج میگردد‪.‬‬
‫مور مکعب آن آبهای زیر زمینی را تشکیل میدهند [‪ .]0‬افغانسوان‬
‫‪6‬‬
‫ها به شدت باال می روند‪ .‬اگر از انرژی این منابع در داخل افغانسوان‬ ‫‪ ‬تفاوت ارتفاع یا سرکوب ‪ :‬افغان سوان ک شور کوه سوانی ست کتته‬
‫اسوفاده شود‪ ،‬نه تنها مشکالت کمبود انرژی تا حدود زیاد رفع میگردد‪،‬‬ ‫ارتفاع آن بین ‪ 211‬مور تا حدود ‪ 4411‬مور از سطح بحر تفاوت میکند‬
‫بلکه کشور ما سرسبز شده‪ ،‬محیط زیست آن احیاء گردیده و شرایط‬ ‫و این تفاوت ارتفاع یک تفاوت عظیم پوتنسیال و یک سرکو قتوی‬
‫اقلیمی آن به نوع مثبت تغییر می کند‪ .‬عالوه بر این تعداد زیاد مردب‬ ‫برای نیروی حرکی آ را موجب گردیده‪ .‬زیرا چنانکه در بتاال تتذکتر‬
‫بیکار در بخش تولید و توزیع انرژی‪ ،‬زراعت و آبیاری جذ شده و به‬ ‫رفت منابع آ در کوهسوانها قراردارد که این آبها از ارتفاعات بلند به‬
‫زودی افغانسوان کشوری خواهد شد که مشکالت کمبود انرژی آن رفع‬ ‫حوزه های فرو افواده به جریان افویده و هزاران مورتفاوت ارتفاع را پشت‬
‫گردیده و محصوالت زراعوی را به خارج صادر خواهد نمود‪ .‬نظر به‬ ‫سر میگذرانند‪ .‬مثالً آ رودخانه های کنر و کوکچه در هتنتدوکتش‬
‫اوضاع طبیعی که سرزمین ما دارد بند های معدد بزرگ و کوچک با‬ ‫شرقی به ترتیب از ارتفاعات حدود ‪ 1111‬مور و ‪ 3311‬مور از ستطتح‬
‫سرمایه گزاری های مخولف احداث شده میووانند که از یک طرف تولید‬ ‫بحر به ارتفاع ‪ 311‬مور از سطح بحر فرو افواده اولی به رودخانۀ کابتل‬
‫فراوان برق صورت گیرد و از جانب دگر میلیون ها هکوار زمین های بایر‬ ‫و دومی به رودخانۀ آمو ملحق میشود‪ .‬آ رودخانۀ هلمند در کوه بابتا‬
‫کشور را آبیاری کنند‪ .‬آ و انرژی اساس و زیربنای صنعت و ترقی را در‬ ‫از ارتفاع حدود ‪ 9111‬مور از سطح بحر به ارتفاع حدود ‪ 311‬مور از سطح‬
‫یک کشور تشکیل میدهند‪ .‬ساخومان بند ها به منظور تولید برق و‬ ‫بحر به هامون سیسوان میریزد‪ .‬درفاصله های پایانی منابع تا نواحی باالیی‬
‫آبیاری به سرمایه گزاری ضرورت دارد که مردب عادی افغانسوان فاقد‬ ‫دهانه ها امکانات وسیع اسوفاده از این امکانات بالقوه موجود است‪.‬‬
‫آنست‪ .‬آن سرمایه های بزرگ و هنگفوی که از حق مردب کشور ربوده‬
‫‪ ‬ساختمانهای طبیعی جهت ذخیرۀ آب‪ :‬در افغان سوان ساخومان‬
‫شده و در کیسۀ جنگساالران وزراندوزان و مرتجعین و وطنفروشان‬
‫های طبیعی با موجودیت ساخوارهای کاسه مانند در مسیر رودختانته‬
‫انباشوه شده در بانک های خارج انوقال یافوه و هیچ گاهی به خیر مردب‬
‫ها وجود دارد‪ ،‬مثل ساخومان کاسه مانند اسدآباد باالی رودخانۀ کنر‪،‬‬
‫افغانسوان به کار انداخوه نه شده اند‪ .‬و این در حالی میباشد که ممکن‬
‫حوزۀ بارک باالی دریای کوکچه‪ ،‬ساحۀ گیزا باالی دریای هلمند و‬
‫است که با سرمایۀ کم و در یک زمان کوتاه میوود ها و طریقه های‬
‫ده ها حوزۀ دگر که اطراف آنها را کوه های بلند احتاطته نتمتوده و‬
‫سادۀ تولید برق آبی در پروژه های زود رس اقوصادی در مناطق مخولف‬
‫ال تتفتاوت‬‫امکانات ذخیرۀ آ را به نحو شایسوه بوجود آورده اند‪ .‬مثت ً‬
‫کشور به مرحلۀ اجراء گذاشوه شوند‪.‬‬
‫ارتفاع بین کابل و جالل آباد بیشور از ‪ 0111‬مور است و این وضعیت‬
‫‪ - 4‬برنامه های پالن هفت سالۀ محمد داوؤد ‪:‬‬ ‫امکانات خوبی را برای تولید برق روی رودخانۀ کابل مساعد ساخوه‪.‬‬
‫اگر یکی از این عوامل‪ ،‬بالخاصه دو عامل اولی موجود نباشد‪ ،‬امکانات در پالن های هفت سالۀ محمد داوؤد (سه) پروژه های زیادی برای رفع‬
‫اسوفاده از نیروی حرکی آ به منظور تولید برق از بین می رود‪ .‬چون مشکل انرژی (آبی و حرارتی)‪ ،‬تمدید لین های انوقال برق و اعمار بند‬
‫عوامل موذکره خوشبخوانه در افغانسوان با هم اند‪ ،‬بنابران زمینۀ های آبگردان برای تهیۀ آ برای تولید برق و به منظور زراعت و آبیاری‬
‫اسوفاده از نیروی حرکی آ در کشور به صورت گسورده مهیا می باشد‪ .‬در نظر گرفوه شده بود که اگر کودتای منحوس ثور ‪ 0234‬صورت نمی‬
‫در این رابطه بهور است به طور مثال از رودخانۀ آمو که در باال ذکری از گرفت و آن پروژه ها تطبیق می شدند‪ ،‬مشکالت جامعه تا حدود زیادی‬
‫آن رفت یاد کرد‪ .‬عالوه از رودخانۀ آمو بیشورین این ظرفیت در بین ازین ناحیه مرفوع می گردید (جدولهای ‪ 3‬تا ‪.)9‬‬
‫معاونین آمو در بلندی های کوهسوانهای افغانسوان مثل رود خانه های‬
‫پنج‪ ،‬واخان‪ ،‬کوکچه‪ ،‬قندز‪ ،‬تالقان و در تاجکسوان مانند آقسو‪ ،‬وخش‪ ،‬جدول ‪ : 2‬پروژه های تولید برق در پالن هفت سالۀ محمد داوود در‬
‫سال ‪0234‬‬ ‫قزلسو یا سرخا ‪ ،‬کافر نهان و در ازبکسوان مانند سرخان دریا و غیره‬
‫قرار دارد‪ .‬حال اگر نیم منابع آ آمو در قلمرو افغانسوان قرار داشوه‬
‫ظرفیت پیشبینی شده‬ ‫اسم پروژه‬ ‫باشد که دارد‪ ،‬افغانسوان در حوزۀ آبریزۀ آمو ظرفیت عظیمی را صاحب شماره‬
‫است‪ .‬حوی اگر یک سوب آ آمو از افغانسوان منبع بگیرد که می گیرد‪،‬‬
‫برق حرارتی کابل‪ 2 ،‬توربین ‪ 11‬میگا وات در ساعت‬ ‫‪1‬‬ ‫باز هم آ آمو از جانب افغانسوان ظرفیت بزرگ تولید برق را حایز‬
‫‪ 91,32‬ملیون کیلو وات ساعت‬ ‫برق آبی ننگرهار‬ ‫‪2‬‬ ‫است‪ .‬چنانکه تنها قدرت تولید برق دریای واخان به هزاران میگا وات‬
‫‪ 311111‬کیلو وات در ساعت‬ ‫پروژه کنرها‬ ‫‪3‬‬
‫برق در یک ساعت تخمین زده شده است‪ .‬الکن در افغانسوان اگر از دو‬
‫بند برق کوچک پلخمری و بغالن که فاقد ذخیرۀ آ اند و باالی دریای‬
‫‪ 3111‬کیلو وات در ساعت‬ ‫توسعۀ برق جالل آباد‬ ‫‪4‬‬ ‫قندز یعنی یک از معاونان آمو اعمار شده اند بگذریم‪ ،‬باقی از این‬
‫حوزۀ پلخمری بغالن و کندز ‪ 41‬ملیون کیلو وات در ساعت‬ ‫‪5‬‬ ‫ظرفیت عظیم رودخانۀ آمو و معاونان آن تقریب ًا هیچ اسوفاده ای در‬
‫‪ 83‬کیلو وات در ساعت‬ ‫برق آبی فی آباد‬ ‫‪1‬‬ ‫افغانسوان صورت نمی گیرد‪ .‬در حالیکه در تاجکسوان و ازبکسوان از‬
‫نیروی آبی معاونان آمو اسوفادۀ گسورده صورت می گیرد‪.‬‬
‫‪ 93111‬کیلو وات در ساعت‬ ‫برق آبی ورسج در بدخشان‬ ‫‪4‬‬
‫بطور نمونه‪ :‬اوسط ظرفیت برقی چند رودخانۀ افغانسوان (جدول ‪: )0‬‬
‫‪-‬‬ ‫کوکچه‬ ‫‪8‬‬
‫این ظرفیت ها حالت طبیعی رودخانه ها را نمایش می دهند‪ .‬با بکار‬
‫‪ 31‬میگا وات در ساعت‬ ‫کیله گی‬ ‫‪4‬‬ ‫گیری امکانات تخنیکی و تغییر میالن و بسور رودخانه ها این ظرفیت‬
‫‪ 214,30‬کیلو وات در ساعت‬ ‫برق حرارتی مزار شریف‬ ‫‪01‬‬
‫امکان تولید برق به کیلووات ساعت‬ ‫رود خانه‬
‫‪ 311‬کیلو وات در ساعت‬ ‫برق آبی سمنگان‬ ‫‪00‬‬
‫‪031111‬‬ ‫هریرود‬
‫‪ 84‬ملیون کیلو وات ساعت‬ ‫برق حرارتی شبرغان‬ ‫‪03‬‬
‫‪411111‬‬ ‫هلمند‬
‫‪ 38,42‬ملیون کیلو وات ساعت‬ ‫برق آبی هرات‬ ‫‪02‬‬
‫‪431111‬‬ ‫کابل‬
‫‪ 21‬میگا وات در ساعت‬ ‫برق آبی هریرود‬ ‫‪09‬‬
‫‪211111‬‬ ‫کوکچه‬
‫‪ 39‬میگا وات در ساعت‬ ‫برق حرارتی هرات‬ ‫‪03‬‬
‫‪311111‬‬ ‫کندز‬
‫‪ 811‬کیلو وات در ساعت‬ ‫برق دیزلی هرات‬ ‫‪01‬‬
‫جدول ‪ :1‬پوتنسیال نیروی برقی تعدادی رودخانه های افغانسوان[‪.]2‬‬
‫‪7‬‬
‫های خارجی تمویل میشد‪ .‬الکن در ظرف ‪ 02‬سال اخیر که صتدهتا‬ ‫ظرفیت پیشبینی شده‬ ‫اسم پروژه‬ ‫شماره‬
‫ملیارد دالر به افغانسوان سرازیر گردید کداب پروژۀ زیر بنا‪،‬ی آباد نشد‬ ‫‪ 909,34‬ملیون کیلو وات در ساعت‬ ‫کندهار و هلمند ‪33‬‬ ‫‪11‬‬
‫و همۀ پولهای وارده که فرزندان آیندۀ کشور بار ثقیل این قرضه ها را‬ ‫بندکجکی با ‪ 3‬پایه توربین ‪ 22‬میگاوات با ارتقاء‪ 031‬میگاوات ساعت‬ ‫‪11‬‬
‫به شانه باید بکشند‪ ،‬به جیب جنگساالران تنظیمهای اسالمی‪ ،‬انجوها‬
‫‪ 04‬میگا وات در ساعت‬ ‫برق آبی فراه‬ ‫‪11‬‬
‫و عدۀ از زراندوزان و وطنفروشان و اعضای دولت ریخوه شد تا همکار‬
‫و همکاسۀ اسوعمار باشند‪ .‬جالب است که عدۀ از روشنفکران متیتهتن‬ ‫‪ 9,94‬ملیون کیلو وات در ساعت‬ ‫برق آبی غزنی ‪01‬‬ ‫‪22‬‬
‫فروش چون الشخواران گله گله به کاتبان این جنگساالران تتبتدیتل‬ ‫‪ 311‬کیلو وات در ساعت‬ ‫برق آبی چمکنی‬ ‫‪21‬‬
‫شده اند و برای آنکه عریضۀ شان خالی نمانده باشد‪ ،‬در این اوضاع و‬ ‫‪ 331‬کیلو وات در ساعت‬ ‫برق آبی بامیان (آهنگران)‬ ‫‪22‬‬
‫احوال عربدۀ از دیموکراسی میکشند‪ .‬الکن دیری نخواهد پا‪،‬یتد کته‬
‫این الشخوران با آن جنگساالران و زراندوزان با اربابان اجنبتی شتان‬ ‫جدول‪ :3‬تعدادپروژه های انوقال برق در پالن ‪ 4‬سالۀ محمدداوود در ‪0234‬‬
‫چون گرد در توفان حوادث افغانسوان ناپدید شوند‪ .‬به قول بیدل ‪:‬‬
‫طول به کیلو متر‬ ‫ولتاژ به کیلو ولت‬ ‫لین انتقال‬ ‫شماره‬
‫اوج دولت سفله طبعان را دو روزی بیش نیست‬
‫‪552‬‬ ‫‪222‬‬ ‫کجکی ‪ -‬کابل‬ ‫‪1‬‬
‫خاک اکر امروز بر چرخ استت فردا زیتر پاستت‬
‫‪522‬‬ ‫‪222‬‬ ‫مزار شریف‬ ‫‪2‬‬
‫‪ - 5‬استفاده از منابع آب‬ ‫‪15‬‬ ‫‪112‬‬ ‫نغلو ‪ -‬جالل آباد‬ ‫‪3‬‬
‫پالن هفت سالۀ زمان محمد داوؤد (سه) که مطالعات و کار های پتر‬ ‫‪02‬‬ ‫‪22‬‬ ‫مزار شریف ‪ -‬خلم‬ ‫‪4‬‬
‫ال صورت گرفوه زمینۀ خوبی را بترای بتاز‬ ‫مشقت پروژه سازی آن قب ً‬
‫‪152‬‬ ‫‪112‬‬ ‫مزار شریف ‪ -‬شبرغان‬ ‫‪5‬‬
‫سازی و نوسازی کشور مخصوص ًا در زمینۀ تولید برق و استوتفتاده از‬
‫آبهای مملکت در بخش زراعت و آبیاری آماده کرده است‪.‬‬
‫با باز نگری‪ ،‬تطبیق و همآهنگ سازی پالن هتت‬ ‫جدول‪ :4‬تعداد پروژه های بندآبگردان در پالن ‪ 4‬سالۀ محمدداوود سال ‪0234‬‬
‫ساله با اوضاع اجوماعی و اقتوتصتادی کشتور‪،‬‬ ‫ظرفیت پیشبینی‬ ‫ظرفیت پیشبینی‬
‫اسم پروژه‬ ‫شماره‬ ‫اسم پروژه‬ ‫شماره‬
‫امکانات رشد افوصادی افغانسوان میتستر استت‪.‬‬ ‫شده به هکتار‬ ‫شده به هکتار‬
‫اعمار بند ها بمنظور تولید برق و شتبتکته هتای‬ ‫وادی هیرمند و نیمروز‬ ‫‪21322‬‬ ‫گورگان و چهار دره‬ ‫‪0‬‬
‫انوقال برق و آباد کردن سد هتای آبتگتردان و‬ ‫‪10222‬‬ ‫شماالن علیا‬ ‫‪01‬‬ ‫‪12222‬‬ ‫کوکچه‬ ‫‪3‬‬
‫ساخوار های آبیاری باعث انکشتاف صتنتعتت و‬ ‫‪2222‬‬ ‫شماالن سفلی (لشکرگاه)‬ ‫‪04‬‬ ‫‪1122‬‬ ‫غوربند‬ ‫‪2‬‬
‫زراعت گردیده و وابسوگی از بارندگی و تتوریتد‬ ‫‪08‬‬ ‫‪9‬‬
‫‪10222‬‬ ‫درویشان علیا‬ ‫‪32222‬‬ ‫خان آباد‬
‫برق و مواد خوراکی از خارج کشور رفع میگتردد‪.‬‬
‫تولید برق‪ ،‬ذخیرۀ آ ‪ ،‬اسوفاده از آ ‪ ،‬تنظیتم و‬ ‫‪5422‬‬ ‫درویشان سفلی‬ ‫‪04‬‬ ‫‪24122‬‬ ‫پروان‬ ‫‪3‬‬
‫تقسیم آ و جلوگیری از آبخیزی و سیال هتا‪،‬‬ ‫‪11222‬‬ ‫مارجه‬ ‫‪31‬‬ ‫‪1322‬‬ ‫سنگ مهر (بدخشان)‬ ‫‪1‬‬
‫اتصال رودخانه ها توسط کانالها به هدف تنظتیتم‬ ‫‪14222‬‬ ‫ناد علی‬ ‫‪30‬‬ ‫‪13122‬‬ ‫سرده غزنی‬ ‫‪4‬‬
‫آ به وجه معقول صورت گرفوه متی تتوانتنتد‪.‬‬ ‫‪3222‬‬ ‫بابا حاجی‬ ‫‪33‬‬ ‫‪122‬‬ ‫نهر کریم (لغمان)‬ ‫‪8‬‬
‫صیانت از آبهای رویزمینی و زیرزمینی بر استاس‬ ‫‪11222‬‬ ‫ترمیم کانال سراج‬ ‫‪32‬‬ ‫‪13222‬‬ ‫سلما (هرات)‬ ‫‪4‬‬
‫قوانین‪ ،‬تدارک آ نوشیدنی از آبهای زیرزمینی و‬
‫‪11422‬‬ ‫نهر لشکری‬ ‫‪39‬‬ ‫‪122222‬‬ ‫خوش تیپه (بلخ)‬ ‫‪01‬‬
‫احیای کاریز ها برای تهیۀ آ نتوشتیتدنتی و‬
‫سیسوم آبیاری‪ ،‬مخصوصاً که اوضاع توپوگرافیتک‬ ‫‪153222‬‬ ‫کمال خان‬ ‫‪33‬‬ ‫‪02122‬‬ ‫فراه رود‬ ‫‪00‬‬
‫این امکان را به نحو خو آماده کرده‪ ،‬ضرور متی‬ ‫‪25322‬‬ ‫نهر سراج‬ ‫‪31‬‬ ‫‪11222‬‬ ‫کیله گی‬ ‫‪03‬‬
‫باشد‪ .‬تغذیۀ مصنوعی آبهای زیرزمینی در مواستم‬ ‫‪11522‬‬ ‫کجکی غربی الی شماالن‬ ‫‪34‬‬ ‫‪10222‬‬ ‫چشمۀ شفا (مزار شریف)‬ ‫‪02‬‬
‫فراوانی آبهای رویزمینی به غرض اسوفادۀ دوامدار‬
‫‪41222‬‬ ‫بند آبگردان خوابگاه (نیمروز)‬ ‫‪38‬‬ ‫‪10122‬‬ ‫کوکچنار‪ ،‬اشکمش‪ ،‬جان عارق‬ ‫‪09‬‬
‫و معقول از منابع آ امکان پذیر انتد‪ .‬بتا حتل‬
‫معضلۀ آ از طریق اعمار بند های آبتگتردان و‬ ‫‪42122‬‬ ‫سیخ سر (نیمروز)‬ ‫‪34‬‬ ‫‪1222‬‬ ‫آبیاری و تولید برق کامه‬ ‫‪03‬‬
‫شبکه های آبیاری بصورت عاب در بخش زراعتت‪،‬‬ ‫‪110322‬‬ ‫مجموع‬
‫آبیاری‪ ،‬مالداری و جنگلها مفردات ذیل مهم اند‪:‬‬
‫در دوران زمامداری محمد داوود در سال ‪ 0444‬حدود ‪ 401‬متلتیتون‬
‫انکشاف مووازن منابع آ و خاک‪ ،‬توسعۀ شبکۀ آبیاری‪ ،‬بهور ستازی‬
‫کیلوات ساعت برق تولیدگردید که از آنجمله ‪ 49‬درصد آن از طتریتق‬
‫سیسوم های نو آبیاری و اعمار کانال های جدید‪ ،‬اسوفادۀ علتمتی از‬
‫منابع آ و خاک موناسب به معیار های اقوصادی و محیطی‪ ،‬تقلتیتل‬ ‫نیروی حرکی آ تولید شده بود‪ .‬در پالن هفت سالۀ محمدداوؤد (سه)‬
‫ضایعات آ ‪ ،‬تحت آ آوردن زمین های بایر‪ ،‬کشت حبوبات و تطابق‬ ‫درنظر بود که با اعمار‪ 23‬پروژه درسکوور تولید برق حدود‪ 0138‬ملیون‬
‫در نوع کشت‪ ،‬اسوفاده از کود کیمیا‪،‬ی و میکانیزه کتردن زراعتت و‬ ‫کیلوات برق درساعت تولیدگردد که با سقوط محمدداوود آن برنامه ها‬
‫اسوفاده از ادویۀ ضد آفات نباتی‪ ،‬میوود های جدید تربیت و پترورش‬ ‫نقش برآ شدند‪ .‬درسالهای بعدی‪ 11،‬درصد برق افغانسوان از نیتروی‬
‫تخم های بذری‪ .‬ایجاد فارب های مخولف زراعوی و تقویت للمتی زار‬ ‫حرکی آ و باقی آن از ذغال سنگ و گاز بدست متی آمتد‪ .‬هتمتیتن‬
‫ها و اصالح چراگاه ها‪ ،‬ایجاد فارب های تجربوی‪ ،‬انکتشتاف و کشتت‬ ‫اکنون حدود ‪ 1‬در صد مردب افغانسوان از نعمت برق برخوردارند‪.‬‬
‫نباتات صنعوی مانند لبلبو‪ ،‬نیشکر‪ ،‬پنبه‪ ،‬کنف و نباتات تیلتی چتون‬ ‫قابل یادآوری است که مصارف پالن هفت سالۀ زمان محمدداؤود (سته)‬
‫کنجد‪ ،‬زغر‪ ،‬شرشم و غیره‪ .‬تولید دسوگاهای هالجی پنبه و تتولتیتد‬ ‫که شامل صدها پروژه های خرد و بزرگ میشد و افغانسوان را تاحدود‬
‫روغن نباتی‪ ،‬ترویج باغداری و تکثیر اشجار مثمر و متفتیتد‪ ،‬کشتت‬ ‫زیادی از ناحیۀ کمبودانرژی و آ به منظور زراعت و آبیتاری و آ‬
‫سبزیجات‪ ،‬اعمار سرد خانه ها برای حفاظت میتوه جتات و اعتمتار‬ ‫نوشیدنی موکی بخود میساخت‪ ،‬کمور از یک ملیارد دالر امتریتکتا‪،‬تی‬
‫دسوگاه های پروسس میوه‪ .‬تقویت مالداری‬
‫ادامه در صفحه سیزدهم‬
‫پیشبینی شده بود که از بودجۀ انکشافی دولت و قرضه هتای کشتور‬

‫‪8‬‬
PRESENTACIÓN DE LA Existe, así el gran peligro de que el asfixiante que ejercen sobre nosotros
enfrentamiento entre las facciones del las facciones armadas y las potencias
COMISIÓN DE EXPERTOS norte y del sur desemboque en una extranjeras. Sólo de este modo po-
partición del país y en una nueva dremos conseguir a medio plazo que
AFGANOS guerra civil. En el caso de que sea nuestro país sea una democracia es-
esto lo que ocurra finalmente, puede table y que comience a resurgir eco-
El país carece de capacidad para suceder entonces que el país se divi- nómicamente.
afrontar el conflicto. El Estado es dé- da en territorios étnicamente diferen-
bil. Apenas cuenta con recursos y con Nuestra Comisión aspira, humilde-
ciados. Quedaría dividido en peque- mente, a proporcionar ideas y conver-
personal preparado. En muchos luga- ños Estados pashtún, tajik, hazara, y
res ni siquiera está presente. En la tirse en un motor de todos estos de-
uzbecos. Y todo ello vendría acompa- bates que son ahora tan urgentes
práctica, quienes gobiernan una gran ñado de matanzas y limpiezas étni-
parte del territorio son las distintas acerca del país que queremos cons-
cas. truir.
facciones, cada una con su pequeño
ejército. Los afganos conocemos muy En una situación semejante no es Las razones por las cuales hemos
bien a estas personas. Sabemos que descartable que se produzca un re- escogido España como sede de esta
no se detienen ante nada con tal de torno de los talibán. Los talibán en el Conferencia son claras. España ha
lograr sus ambiciones. poder impondrían un nuevo régimen colaborado intensamente en la re-
fundamentalista, al menos en parte construcción de Afganistán a lo largo
Mediante la violencia y el soborno del país, y éste volvería a quedar ais-
vencen cualquier obstáculo. Por eso, de los últimos diez años. Ello le ha
lado del mundo, como ya lo estuvo supuesto perder casi un centenar de
tenemos miedo de que cuando se cuando ellos lo gobernaron.
retiren las fuerzas internacionales el vidas y numerosos gastos económi-
país se suma de nuevo en una guerra Cualquiera de estas tres alternativas, cos. Nosotros no vamos a olvidar es-
civil, al igual que ya ocurrió en los o las tres a la vez, supondría más ta ayuda y esta conferencia quiere
años noventa. caos y más problemas, no sólo para ser un modo de rendirle homenaje.
el propio Afganistán, sino también Tampoco podemos olvidar que, al
El peligro es todavía mayor porque en para sus vecinos. contrario de lo que ocurre con otros
2014 se celebrarán además las elec- países occidentales, España y Afga-
ciones presidenciales. Cuando se Nos parece que no podemos quedar-
nos cruzados de brazos, esperando nistán nunca han tenido problemas, ni
celebren estas elecciones, existe el conflictos.
peligro de que las facciones vuelvan el desastre. Por ello, una serie afga-
a enfrentarse, aprovechando el vacío nos que vivimos repartidos por todo el Los afganos tienen una buena opi-
de poder dejado por la retirada de las mundo, especialmente los que nos nión de los españoles y les agrade-
fuerzas extranjeras. Es fácil que se encontramos en Europa, Canadá y cen lo que han hecho por ellos. Es
recurra a las armas y que se vuelva a Estados Unidos, pero también en el por todo ello por lo que pensamos
una situación de guerra. La situación propio Afganistán, queremos contri- que España es un país ideal para
puede agravarse aún más debido a buir a solucionar los graves proble- celebrar esta conferencia.
dos motivos. mas de nuestro país. Del mismo modo, pensamos que esta
El primer motivo consiste en que es- Con este fin hemos auspiciado la for- Facultad es también un lugar enorme-
tas distintas facciones se apoyan en mación de una Comisión de Expertos mente apropiado. Muchos de los
parte en distintos grupos étnicos. Di- Afganos. Para ello hemos estado tra- miembros de esta Comisión somos
cho de otro modo, explotan en su bajando durante los últimos años. personas que estamos en contacto
propio beneficio las divisiones étnicas Nos hemos ido reuniendo y conocien- con el mundo académico. Además
del país. Así, en vez de favorecer la do mejor entre nosotros. A través de queremos que nuestra iniciativa no
unidad entre todos los afganos. vuel- todos estos contactos hemos ido con- esté supeditada a ningún gobierno, ni
ven más intensas las divisiones entre formando poco a poco esta comisión, al nuestro ni al de otros países. En
todos ellos. El segundo motivo que que ahora sale por fin a la luz. Ha cambio, necesitamos todo el apoyo
nos hace mirar el futuro con descon- sido un trabajo largo y difícil, pero posible de los universitarios e intelec-
fianza estriba en la injerencia extran- pensamos que ha valido la pena. tuales del mundo. Y dentro de ellos,
jera. Esta injerencia extranjera viene Esta comisión no es un partido políti- obviamente, estamos especialmente
siendo la gran maldición de nuestro co, ni una facción más. Es más nos interesados en aquellos que trabajan
país desde hace siglo y medio. hemos cuidado de mantenernos rigu- en el ámbito de las ciencias sociales.
rosamente al margen de los conflictos Por todas estas razones, estamos
El peligro consiste en que las distin- profundamente contentos de celebrar
tas facciones recurran a distintos po- entre las distintas facciones de nues-
tro país. Esta comisión es una institu- esta conferencia en esta Facultad y
tencias del exterior en busca de apo- agradecemos a sus autoridades la
yo. Y estas potencias están interesa- ción cultural y académica. Su objetivo
es plantear propuestas a la sociedad ayuda que nos han prestado.
das en nuestro país, tanto por su si-
tuación estratégica, como por sus afgana y a la comunidad internacio- Quiero decir, por último, que nos en-
riquezas naturales. nal. Cuenta con un gran número de contramos en un momento especial-
proyectos, preparados por sus miem- mente delicado, pero al mismo tiempo
Habida cuenta de esta situación, pue- bros y concernientes a la política, la también muy prometedor. El futuro se
den darse varias alternativas diferen- economía, las infraestructuras, la mi-
tes. La primera alternativa consistiría alza ante nosotros de manera cierta-
nería, energía, agricultura y regadío, mente amenazadora, pero también
en que llegará al poder un gobierno derechos de las mujeres y relaciones
corrupto e irresponsable. Sería una esperanzadora. El que al final sea la
internacionales. amenaza o la esperanza la que triun-
continuación de la situación actual,
pero ahora sin el paraguas de las A través de todas estas propuestas, fe depende en gran medida de lo que
fuerzas internacionales. aspiramos a convertirnos en interlo- hagamos los afganos. Éstas es nues-
cutores con distintos sectores de la tra responsabilidad.
Es muy posible entonces que este sociedad civil afgana. Es preciso que
gobierno irresponsable se vea arras- los afganos empecemos a organizar- Muchas gracias.
trado por la lucha entre facciones. nos y nos liberemos así de la tutela
9
Engineering & Management nomenon in developing and emerg- (national)
ing economies. Among issues are In the future publications, if possibility
ICT for Development budgets, educational material, edu- arises, each of the above points will
cators, residence, and so on. All discussed in details.
In the viewof underdeveloped econo- these factors have encouraged an
my such as Afghanistan, in the most interest in the use of ICT to deliver References
optimistic expectation, IT sounds like education and training both on- 1. Barjis, J. (2010). Dutch Electronic Med-
a luxury endeavor. Often, IT invest- campus and online. Thus, ICT can ical Record – Complexity Perspective.
ment in the light of such needs as play a significant role in generating In Ralph H. Sprague, Jr. (Ed.) Proceed-
food, education, health, and so on, economic growth (Assaret al., 2010). ings of the 43rd Hawaii International
seems unnecessary. Conference on System Sciences
Electronic health records (EHR) or (HICSS-43), pp. 1-10, January 5-8,
I raise here just one argument and health information systems is another 2010
urge the reader to think about it. crucial and important domain where 2. Barjis, J., Kolfschoten, G., Maritz, J.
Take for example the latest elections IT has made tremendous change in (2013). A Sustainable and Affordable
in Afghanistan and then think what is the wellbeing of citizens and de- Support System for Rural Healthcare
more expensive. Assume we had a creasing healthcare expenses and Delivery. Decision Support Systems,
needed IT infrastructure and a voting errors (Barjis, 2010, Barjis et al., vol. 56, pp 223-233.
information system that would have 2013). 3. Roztocki, N., Weistroffer, H.R. (2011).
reinforced transparent elections and Information technology success factors
Banking and financial services are
strict control of the system. Now, im- and models in developing and emerg-
another important area where IT ing economies, Information Technology
agine the cost of such a system ver-
made changes. Based on a World for Development, 17:3, 163-167
sus the situation that Afghanistan
Bank report, past projects in develop-
almost slipped into another civil war. 4. Assar, S., El Amrani, R., Watson, R.T.
ing countries have manifested grow- (2010). ICT and education: A critical
For almost a year, after the elections,
ing evidence that IT is becoming an role in human and social development,
the country does not have its govern-
increasingly powerful tool when used Information Technology for Develop-
ment completed yet. What is more
as part of an overall development ment, 16:3, 151-158
costly, chaos and fraud as a result of
strategy (Kamel, 2005). 5. Qureshi, S. (2011). Globalization in
lack of information or a transparent
system reinforced by IT? There are dozen of domains or sec- development: do information and com-
tors where I could cite articles that munication technologies really matter?
Besides, IT would eliminate many discuss the success of IT in econom- Information Technology for Develop-
other human labor and material ex- ic development, but since this is a ment, 17:4, 249-252
penses as well as the logistic vulner- brief article, I sufficed to only mention 6. Kamel, S. (2005). The use of infor-
ability and danger in crucial situa- a few. mation technology to transform the
tions and places. banking sector in developing nations,
Conclusion Information Technology for Develop-
It would be a misfortune, if not a trag-
The purpose of this short article was ment, 11:4, 305-312
edy, if the latest elections would not
teach the statesmen of Afghanistan nothing more but to open a discus-
to pay attention to the IT infrastruc- sion and profound research direction
ture of Afghanistan and robust elec- on IT or ICT use for facilitating eco-
nomic growth, access of citizens to ‫ آیا موسیقی حرام است؟‬33 ‫ادامه صفحه‬
tion systems, to mention just one
application area, not mentioning ac- information, education, health infor- ‫تفاوت میان سراینده و شخص دیتنتی کته‬
cess to education for millions, mation, and spread of democracy ‫ بسیار ختنتده آور‬،‫موسیقی را حراب میداند‬
healthcare, etc. and freedom. In this capacity, this
article tried to only in abullet-points
‫ در قرن بیسوم نمایندۀ بریتوتانتیتا در‬.‫است‬
Today, IT is a matter of equality, manner to open this discussion in the ‫ آقای دابس از پیر خرابات افعتانستوتان‬،‫کابل‬
shrinking social divide, empowering hope that in the subsequent publica- 0223 ‫شاد روان اسواد قاسم افغان (مووفتی‬
women that cant travel or stay away tions each point will be discussed in
from home to work or study.
‫هجری خورشیدی) تقاضا کرد تا او را یتک‬
details. Even in this manner, I have
‫ اسواد قاستم‬.‫آهنگ میهنی و یا ملی بیاموزد‬
IT for development is a subject of to confine myself to rather more gen-
extensive research and study. With eral uses of IT. ‫افغان این بیت را برای نمایندۀ استوتعتمتار‬
IT ubiquity and decreasing cost of However, what is worth of drawing a :‫ سرود‬،‫انگلیس در کابل آقای دابس‬
computational devices, IT for devel- conclusion is that before Afghanistan ‫مکتب ما جای استقالل‬
opment received an enormous atten- misses this opportunity and invests
tion in the past two decades. millions in vain, the government and ‫سبق ما هوای استقالل‬
For the interested reader, I only men- the president must include IT in their ‫و اما مرد دینی دست خود را با استوتعتمتار‬
tion a few sources from developing national policy and strategic develop-
ment of Afghanistan. In doing so,
‫بسوه کرد و مورقی ترین شاه کشور را به نفع‬
or emerging economies where ICT
projects are discussed in different there should be set up a national IT ‫ در قرن بتیتستت و‬.‫اسوعمار از پای درآورد‬
domains and sectors and these pro- Institute to develop: ،‫ اتفاق ًا نوۀ اسواد قاسم افتغتان‬،‫ سراینده‬،‫یکم‬
jects are analyzed in how they over- National IT Infrastructure ‫آهنگ ”آشوی“ را که بسیتار مشتهتور شتد‬
come inequality and how they con- ‫ساخت تا مردب را به وحدت و اتحاد دعتوت‬
e-Government
tributed to economic growth
(Qureshi, 2011). Electronic Health Record (national) ‫کند و اما مرد دینی به طرفداری امپریالتیتزب‬
Academic Network (national)
‫اسوخاره کرد و کشور را در منجال بدبخوی‬
Constraints in providing education to
young people are a common phe-
‫ خوم‬.‫و اسارت خارجی کشاند‬
Learning Management System

10
‫در سکووردولوی صحت از سرجمع بودجه کشور ‪ 2‬الی ‪ 9‬فیصد تخصیص‬ ‫ادامه صفحه دوب ستراتیژی صحت در افغانستان از دیدگاه مجمع‬
‫داده میشود که نازل ترین رقم در قطار کشورهای رو به انکشاف شمرده‬
‫میشود‪ .‬جنگ زیاده از سی سال در افغانسوان همه زیربناهای اقوصادی را‬ ‫طوریکه ‪040‬طفل زیرسن ‪ 3‬سال در هر ‪0111‬طفل جان شان را از‬
‫به نابودی کشانده است و طی زیاده از ‪ 03‬سال اخیر با سرازیر شدن‬ ‫دست میدهند‪ ،‬به همین ترتیب ‪0111‬مادر در هر صدهزار والدت زنده‬
‫کمکهای جهانی‪ ،‬نسبت فساد گسورده ای مافیایی در کشور چالشهای‬ ‫فوت مینمایند‪ .‬گرچه که گفوه میشود در این اواخر این رقم کاهش یافوه‬
‫بزرگ در سکوور صحت عامه افغانسوان همچنان باقی است‪.‬‬ ‫است‪ .‬به اساس سروی مرگ و میر حدود ‪ 23‬فیصد تماب وفیات در‬
‫بر اساس گزارش های منابع بین ا لمللی در مناطق دور دست و روسوایی‬ ‫افغانسوان از سبب امراض ساری و انوانی ثبت شده است‪.‬‬
‫افغانسوان برای هر ‪01‬هزار نفر تنها ‪ 1‬یا ‪ 4‬کارمند صحی آمتوزش دیتده‬ ‫هزاران نوزاد افغان در نخسوین روز زندگی میمیرند‪ .‬دفور بین المللی حمایه‬
‫وجود دارد که تفاوت چشم گیر با معیارهای جهانی دارد‪ .‬معیار پزیرفتوته‬ ‫اطفال با نشر گزارشی در سال ‪ 3102‬میالدی در مورد وضیعت نوزادان‬
‫شده سازمان صحی جهان برای هر ‪ 01‬هزار نفر کم از کم ‪ 32‬کتارمتنتد‬ ‫در سطح جهان گفوه است که همه ساله ‪ 2‬هزار نوزاد در افغانسوان در‬
‫صحی آموزش دیده را سفارش میکند که وضع صحت عامه افتغتانستوتان‬ ‫نخسوین روز تولد شان از بین میروند‪.‬‬
‫تفاوت فاحشی با این معیارها دارد‪ .‬بواریخ ‪ 01‬اپریل سال ‪3111‬متیتالدی‬ ‫مشاور دفور حمایه اطفال گفت که دالیل موعدد از جمله نبود کارمندان‬
‫دوکوور فاطمی وزیر صحت وقت افغانسوان در مصاحبه با خبر نگار بی بی‬ ‫صحی آ موزش دیده در هنگاب والدت سبب افزایش مرگ و میر نوزادان‬
‫سی گفت که تعداد دوکووران در سطح کشور ‪ 4011‬نفر میباشد کته در‬ ‫است و میووان گفت که از هر ‪ 2‬زن افغان تنها یک زن در هنگاب والدت‬
‫برابر ‪33‬ملیون نفوس کشور برای هر ‪ 2011‬نفر یک داکور طب میترستد‬ ‫دسورسی به خدمات صحی دارند که این جانب نویسنده این مون با این‬
‫که این رقم نازل ترین رقم در میان کشورهای رو به انکشاف است‪ .‬نظریه‬ ‫رقم موافق نیسوم و فکر میکنم این احصاییه در والیات رویهمرفوه امن تر‬
‫بانک جهانی صحت در سال ‪ 3101‬نشان دهنده آن است کته کتمتبتود‬ ‫گرفوه شده است‪ ،‬در حالیکه در قرا و قصبات والیات نا امن تعداد زیادی‬
‫نیروی بشری در سکوور صحت افغانسوان ‪ 24‬فیصد بوده است‪.‬‬ ‫زن ها هنگاب والدت از دسورسی به خدمات صحی محروب میباشند‪.‬‬
‫با برداشت از نارسایی های فوق الذکر به منظور حل مشکالت صحی در‬ ‫بر اساس سروی تغذی در سال ‪ 3119‬میالدی‪ ،‬افغانسوان خرا ترین شاخص‬
‫افغانسوان تدابیر و راه کار ای مؤثر با هدفمندی تأمین صحت همه گانی‬ ‫های تغذی را در بین خانم های سن حاملگی و اطفال داشوه است‪10 .‬‬
‫را پیشنهاد مینمایم‪:‬‬ ‫فیصد اطفال زیر سن ‪ 3‬سال از تأ خر نشو و نما رنج میبرند‪ ،‬عالوه بر آن‬
‫‪-2‬تدابیرعمده واساسی به منظور عرضه خدمات صحی اثرگذار در کشور‪:‬‬ ‫‪08‬فیصد اطفال زیر سن ‪ 3‬سال از الغری و تعداد زیادی اطفال از کمبود‬
‫به وضاحت باید گفت که مجمع دانشمندان و موخصصان افغانسوتان نته‬ ‫ایودین در عذا هسوند‪.‬‬
‫دولت است و نه کداب حز سیاسی که بر نامه کاری اش را در زمتیتنته‬ ‫بر اساس ادعای سازمان صحی جهان افغانسوان در ردیف ‪ 33‬کشوری‬
‫صحت ارایه نماید‪ ،‬ولی مجمع به عنوان یک نهاد علمی اکادمیک بتا در‬ ‫قرار دارد که باالترین میزان واقعات توبرکلوز را در جهان دارا میباشد‪.‬‬
‫نظر داشت اساسات مسلکی و تخصصی راه کار ها و اهداف معین خود را‬ ‫قرار تخمین سازمان صحی جهان ساالنه ‪ 31‬هزار واقعه جدید توبرکلوز‬
‫غرض عرضه خدمات صحی همه گانی در افغانسوان مطابق بتا شترایتط‬ ‫در افغانسوان بروز نموده و طی یک سال یازده هزار تن از اثر توبرکلوز در‬
‫عینی جامعه و تجار و اندوخوه های مسلکی سایر کشورهای هم سطتح‬ ‫کشورما از بین میروند‪ .‬مرض مالریا بصورت اندمیک در ‪ 09‬والیت از ‪29‬‬
‫و پرنسیپ های قبول شده سازمان صحی جهان ارایه میدارد‪:‬‬ ‫والیت و مرض لشمانیایا سال دانه به گونه ای اندمیک و همچنان مرض‬
‫عرضه خدمات صحی همه گانی در کشورهای جهان سوب معموآل سه اصل‬ ‫ایدذ در میان معوادین که مواد مخدر زرقی مصرف مینمایند شیوع دارد‪.‬‬
‫عمده را احووا مینماید‪:‬‬ ‫در سال ‪ 3101‬میالدی سازمان صحی جهان شهرکابل را به نسبت ابوالی‬
‫الف ‪ :‬تربیه‪ ،‬آموزش و اکمال کادرها و کارمندان خدمات صحی اعم‬ ‫‪ 13‬هزار نفر از ساکنان آن به مرض سال دانه به عنوان پایوخت این‬
‫از پروفیسوران و موخصصین و دوکووران تا آخرین فرد کارمندصحی‬ ‫مرض اعالن کرد‪.‬‬
‫مطابق نیاز جامعه با در نظر داشت حداقل معیارهای جهانی بخصوص‬ ‫در زمره امراض عقلی روانی بیش از دو ملیون نفر از افسرد گی و اخوالل‬
‫کشورهای در حال توسعه ‪.‬‬ ‫روانی رنج میبرند‪ .‬بنا به ارقاب سازمان صحی جهان در افغانسوان از هر‬
‫ب ‪ :‬پراتی ک و فعالیت خدمات صحی که شامل سه بخش عمده‬ ‫چهار خانواده عضو یک خانواده از مشکالت روانی رنج میبرند‪ .‬اعویاد به‬
‫طبابت (طب وقایوی‪ ،‬طب معالجوی و طب اجوماعی) ‪.‬‬ ‫مواد مخدر بیش از دو ملیون نفر را در کشور مصا ساخوه است‪ ،‬این‬
‫احصاییه یاد آور میشود که در حدود چهار و نیم ملیون نفر در شهرها و‬
‫ج ‪ :‬فعالیوها و پژوه شهای علمی م سلکی در موس سات و شفاخانه‬
‫دهات مواجه به کمبود مواد غذایی اند‪ .‬رییس عمومی سازمان داکوران‬
‫های تخصصی به منظور آگاهی بیشور از تکامل و انکشاف طب مدرن و‬
‫بدون سرحد در تازه ترین سروی خود در افغانسوان گفوه است که با‬
‫تخنیک معاصر طبی‪.‬‬
‫‪ 811‬مری مصاحبه شده است و از هر ‪ 3‬مری مصاحبه شده یکی از‬
‫‪ - 1‬آموزش ‪ ،‬تربیه و اکمال کارمندان خدمات صحی یک نقتطته قتابتل‬ ‫آنان گفوه است که یکی از اعضای خانواده شان در یک سال گذشوه به‬
‫عطف را در قبال دارد‪ ،‬و آن اینکه اصل نیاز جامعه مطابق به تشتکتیتالت‬ ‫دلیل عدب خدمات صحی جان داده است‪.‬‬
‫قبول شده دولوی از سطح قریه و السوالی تا مرکز کشور اعم از کارمنتدان‬ ‫دولت مرکزی بسیار ضعیف و از نظر عاید سرانه از جمله ای ‪ 083‬کشور‬
‫صحی‪ ،‬قابله ها‪ ،‬تکنیشن ها‪ ،‬دوکووران‪ ،‬موخصصین و پتروفتیتستوران‪،‬‬ ‫جهان در ردیف ‪ 043‬قرار دارد‪ .‬حد اوسط عمر ‪ 91‬سال و نفوس پایین تر‬
‫آموزش و اکمال گردند‪ ،‬نه آنکه جمع غفیتری از دوکتوتوران طتب و‬ ‫از ‪08‬سال اوسط عمر شان به ‪ 13‬سال میرسد ‪ 34 .‬فیصد مردب به فاصله‬
‫کارمندان خدمات صحی آموزش دیده بعد از فراغت از موسسات تحصیلی‬ ‫یک ساعت از مرکز خدمات صحی ابودایی فاصله دارند ‪ ،‬صرف ‪ 34‬فیصد‬
‫به گونه ای سرگردان بدون موجودیت بست و تشکیل به کارهتای غتیتر‬ ‫مردب به آ آشامیدنی صحی دسورسی دارند‪( ،‬که اگر ما آن را صحی‬
‫مسلکی بپردازند‪ .‬از نظر ما کمبود کارمندان خدمات صحی باید از طریتق‬ ‫گفوه بووانیم) ‪.‬‬
‫آموزش تحصیالت عالی و تحصیالت مووسط طبی در مترکتز و والیتات‬ ‫به اساس ارقاب تازه وزارت صحت افغانسوان ‪ 83‬فیصد بودجه عرضه‬
‫کشور با پر نمودن فورب شمولیت دلخواه و داو طلب و تعهد کوبی مبنتی‬ ‫خدمات صحی در کشور از جانب دو نور های بین ا لمللی تأ مین میگردد‬
‫بر اینکه بعد از فراغت و خوم تحصیل به دور ترین نقاط کشور‪ ،‬ترجیتحتآ‬ ‫که به این اساس صرف ‪ 03‬فیصد باقیمانده از بودجه دولت مصرف‬
‫والیت مربوط شخص‪ ،‬داوطلب حاضر به اجرای وظیفه باشد تا از تتراکتم‬ ‫میشود‪ ،‬ولی نسبت عدب ظرفیت‪ ،‬فساد و نبود امنیت در سال ‪0242‬‬
‫بی موجب دوکووران طب و کارمندان خدمات صحی در متراکتز والیتات‬ ‫هجری خورشیدی وزارت صحت افغانسوان در قطار چند وزارت دیگر قرار‬
‫جلوگیری شده بوواند و هموطنان ما در دور ترین نقاط کشور به خدمتات‬ ‫داشت که بودجه انکشافی ساالنه شان را کمور از ‪ 33‬فیصد مصرف نموده‬
‫طبی دسورسی داشوه باشند‪ .‬موسسات تحصیالت عالی و مووسط طبی‬ ‫بودند‪ .‬طی سالهای اخیر اعوبار از سال ‪ 0233‬خورشیدی تاهمین اکنون‬
‫‪11‬‬
‫عرضه خدمات صحی رایگان را برای همه اتباع کشور میستر بستازد و‬ ‫چه در بخش دولوی و چه در بخش خصوص به شکل موداوب از جتانتب‬
‫همچنین برای گسورش فعالیت هایی خدمات صحی سکوور خصتوصتی‬ ‫دولت از نگاه پروگراب درسی معیاری و اسواندرد‪ ،‬موجودیتت استوتادان‬
‫نیز در قانون اساسی تسجیل شده است که در این مورد طی زیتاده از‬ ‫صاحب صالحیت درسی‪ ،‬اماکن و تجهیزات و روشتهتای قتبتول شتده‬
‫‪ 03‬سال گذشوه هیچ نوع سرمایه گذاری عمده و تأثیرگذار در بتختش‬ ‫پزیرش شمولیت و اعطای دیپلوب مورد بررسی قرار بگیرد ‪.‬فارغان پتس‬
‫خصوصی طبابت در افغانسوان صورت نگرفوه است و صرفآ بته گتونته‬ ‫از اخذ سند فراغت یک دوره سواژ مسلکی را باید در شفتاختانته هتای‬
‫پراکنده به ناب شفاخانه ها و کلینیکهای شخصی به منظتور متنتفتعتت‬ ‫تخصصی مرکز و زون ها سپری نمایند و وظیفه را از قریه و الستوالتی‬
‫جویی و زر اندوزی فردی اکثرآ با کمبودیهای فراوان مسلکی در مرکز و‬ ‫شروع نمایند‪ .‬دولت باید تعهد داشوه باشد تا معاش ماهوار و اموتیتازات‬
‫والیات کشور عرض وجود نموده اند که به گونه ای بیرحمانه یک تعتداد‬ ‫خاصی را برای کار مندان خدمات صحی در قرا و قصبتات دور دستت‬
‫شان جیبهای هم و طنان مری ما را خالی مینمایند و این از نظتر متا‬ ‫موقبل شود‪ .‬این در واقع گزینه مطلو از نظر دست رستی متردب بته‬
‫نهایت قابل تشویش و نگرانی است‪ .‬بر استاس ارقتاب وزارت صتحتت‬ ‫خدمات طبی است‪.‬‬
‫افغانسوان همین اکنون ‪ 040‬به اصطالح شفاخانه خصوصی در کشتور‬
‫‪ - 2‬پراتیک و کارهای عملی خدمات صحی شامل طب وقایتوی‪ ،‬طتب‬
‫فعالیت دارد که اکثرآ فاقد معیارها و اسواندردهای مسلکی میباشد‪.‬‬
‫معالجوی و طب اجوماعی میشود که از نظر ما فورمول عتاب ستازمتان‬
‫به خاطر دارب که دوکوور فاطمی وزیر اسبق صحتت افتغتانستوتان در‬
‫صحی جهان برای کشورهای رو به انکشاف اهمیت ویژه دارد‪ ،‬و آ ن‬
‫مصاحبه اش با بی بی سی گفت که تنها در شهر کابل هییت تفتوتیتش‬
‫عبارت از تطبیق برنامه مراقبوهای صحی اولیه (پی‪ ،‬اچ‪ ،‬سی) میتبتاشتد‬
‫موظف ما ‪ 2311‬نفر را که بناب داکور و کارمند صحی با اسناد و دیپلتوب‬
‫که بصورت عموب شامل هشت رکن عمده و اساسی میباشد‪.‬‬
‫های تقلبی به تداوی و معالجه مریضان میپرداخوند شناسایی نتمتودنتد‬
‫که من به عنوان وزیر صحت افغانسوان در حل این مشکل ناکاب و ناتوان‬ ‫این ارکان هشت گانه پی اچ سی همین اکنون شامل پتروگتراب درستی‬
‫بودب‪ .‬همین اکنون ‪ 14‬فیصد دواخانه های کشور کارمند مسلکی ندارند‪.‬‬ ‫فاکولوه های طب پوهنوون ها و دانشگاهای افغانسوان است که مشومل‬
‫شما خود تصور کنید که چه مصیبوی دامنگیر این کشور شده است‪.‬‬ ‫بر هشت رکن ذیل است‪:‬‬
‫از نظر ما کار و فعالیت سکوور خصوصی صحت کامآل باید تحت کنورول‬ ‫تعلیمات صحی ‪ -‬خدمات صحی اساسی ‪ -‬تهیه آ مشرو صتحتی‪،‬‬
‫و نظارت مداوب ارگانهای ذیربط دولوی قرار داشوه باشد و به هیچ عنوان‬ ‫تغذی‪ ،‬حمایه طفل و مادر‪ ،‬حفظ الصحه محیطی‪ ،‬وقایه امراض ساری و‬
‫به شیوه تقلب و تذویر نباید تحت ناب تداوی و معالجه مریضان زنتدگتی‬ ‫واکسیناسیون و تهیه ادویه اساسی ‪.‬‬
‫مردب ما معروض به خطر گردد‪.‬‬ ‫پیشبرد و تطبیق این پروگراب در اکثر کشورهای درحال توسعه و خصوصاً‬
‫‪ -5‬همین اکنون در حدود دو ملیون انسان هموطن ما معواد بته متواد‬ ‫کشورهای قاره افریقا وکشورهای حوزه آسیا پاسفیتک بته متوفتقتیتت‬
‫مخدر میباشند که به گونه ای درد آور این مشکل هتمته روزه گتراف‬ ‫انجامیده و تمویل کننده این پروگراب سازمان صحی جهان متیتبتاشتد‪.‬‬
‫ارتقایی خود را طی میکند‪ .‬از نگاه ما در این رابطه ضرورت است تا علل‬ ‫درکشور ما افغانسوان از سالهای مدید این پروگراب در حال تطبیق بتوده‬
‫و انگیزه ها را مهار کرد و زمینه های تداوی و معالجه آ نها را با ایتجتاد‬ ‫ولی درین سالها نسبت نبود امنیت و جنگ فرسایشی و عتدب وجتود‬
‫شفاخانه های اخوصاصی حد اقل در شش زون کشور مهیا ساخت‪.‬‬ ‫ظرفیوها و مدیریت نا سالم پیشرفت قابل توجهی نداشوه است‪.‬‬
‫‪ -0‬دقیقآ ساالنه یک ملیارد دالر از کشورجهت تداوی و معالجه مریضان‬ ‫در محووی و تطبیق این پروگراب مراقبوهای صحی اولیه ( پی اچ ستی)‬
‫عرضه خدمات صحی از پسوه صحی قریه‪ ،‬مرکتز صتحتی والستوالتی‪،‬‬
‫هموطن ما به کشورهای خارج بخصوص ممالک همسایه خارج میگردد‪،‬‬
‫شفاخانه والیوی‪ ،‬شفاخانه اخوصاصی زون و شفاخانه های تتختصتصتی‬
‫در حالیکه با یک ملیارد دالر میووانیم یک شفاخانه مجهز ایجاد نماییم ‪.‬‬
‫مرکز کشور گنجانیده شده است‪.‬‬
‫در رابطه به این فرار اسعار و رنج بی شمار هم و طنان ‪ ،‬پالیسی مجمتع‬
‫دانشمندان و موخصصان افغانسوان کامال رو شن است و ضرورت استت‬ ‫به خاطر داشوه باشید که ما همه ای نارسایی هایی را که در بحث وضع‬
‫تا در شش زون کشور شفاخانه های تخصصی مجهز و مدرن تأ ستیتس‬ ‫صحی موجود کشور در سطور قبل برشمرده ایم‪ ،‬میووانیم با تتطتبتیتق‬
‫گردد تا مشکل از این ناحیه مرفوع گردد ‪ ،‬ولی باز هم شاید بته نتظتر‬ ‫ارکان هشت گانه مراقبوهای صحی اولیه مرفوع سازیم‪ ،‬ولتی فترامتوش‬
‫بعضی ها نبود امکانات مالی عرض وجود نماید و لی من به جر أت گفوه‬ ‫نباید نمود که تطبیق این پروگراب را میووانیم در مناطق امن بته اجترا‬
‫میووانم که هرگاه عزب و تصمیم در زمینه و جود داشوه باشد مشتکتل‬ ‫گذاریم‪ .‬من در این مجال کوتاه نمیووانم محووای ارکان هشت گانه پتی‬
‫پولی را میووانیم با سر مایه گذاری خصوصی و کمک های مالی کشتور‬ ‫اچ سی را به گونه مفصل باز نمایم زیرا هر رکن شامل بتحتث وستیتع‬
‫های دو نور برطرف نماییم ‪.‬‬ ‫مسلکی میشود که از حوصله این مقال به دور است‪ .‬یک نقطته قتابتل‬
‫دقت در این مورد وجود امنیت سرتاسری در کشور است که در واقتع‬
‫‪ -1‬ترویج طب سنوی وگیاهی‪ :‬افغانسوان با داشون نباتات طبی میوواند‬
‫کلید تطبیق این برنامه ها میباشد‪.‬‬
‫زمینه خوبی برای ترویج طب طبعی و گیاهی باشد‪ ،‬زیرا میوواند هزینته‬
‫کموری را در روند معالجه و تداوی مریضان در بر داشوه باشد‪ .‬وقوی از‬ ‫اینجانب طی مدت شش ماه سال ‪ 3111‬و سه ماه سال ‪ 3114‬میتالدی‬
‫طب سنوی سخن به میان میآید نباید طب سنوی را با طب خترافتاتتی‬ ‫که از طریق دفور مهاجرت بین المللی (آ ی او ایم) به پوهنوتون هتای‬
‫درهم آمیخت‪ .‬زیرا در کشور ما تحت ناب معالجه با طب سنوی جتنتبته‬ ‫افغانسوان وظیفه اجرا مینمودب این مباحث هشت گانته را کته جتزء‬
‫های خرافاتی این گونه طبابت از جانب افراد و اشخاص غیر مسلکتی و‬ ‫پروگراب درسی فاکولوه های طب بود به شکل کوا درسی تهیه نمتودب‬
‫سود جو نه تنها در قریه ها و قصبات که حوی در شهرهای بزرگ نتیتز‬ ‫و به دسورس اسوادان مربوطه‪ ،‬محصالن و کوابخانه های شان قرار دادب‬
‫مورد اسوفاده جویی قرار میگیرد‪ .‬در ستال ‪ 3102‬متیتالدی کشتور‬ ‫که همین اکنون مورد اسوفاده ایشان است‪.‬‬
‫هندوسوان به تعداد ‪ 31‬بورس تحصیلی را غرض آموزش طب گیاهی و‬ ‫‪ -3‬تحقیق و پژوهشهای علمی مسلکی یک اصل عمده در روند تکتامتل‬
‫سنوی در یکی از دانشگاه های هند به و زارت صتحتت افتغتانستوتان‬ ‫طبابت مدرن به حسا میرود که در این زمینه دولت باید ظرفیوتهتا و‬
‫پیشنهاد نموده است که مفکوره کامال بجا بوده که از نظر ما این زمینته‬ ‫امکانات تحقیق و پژوهش را چه از نظر وسایل و چه از نگا ه ضرورتهتای‬
‫باید رشد داده شود تا فرهنگ طبابت طبعی جای گزین طب خرافتاتتی‬ ‫مادی برای اطبا و کارمندان خدمات صحی تجهیز و آ ماده نماید ‪.‬‬
‫ادامه در صفحه سیزدهم‬ ‫گردد‪.‬‬ ‫‪ -4‬ماده ‪ 33‬و ‪ 39‬قانون اساسی افغانسوان دولت را موظف میستازد تتا‬

‫‪12‬‬
‫را به مخاطره می اندازد و مرگ و میر نوزادان‪ ،‬مادران‪ ،‬کودکان‪ ،‬نوجوانان‬ ‫ادامه صفحه قبل ستراتیژی صحت در افغانستان از دیدگاه مجمع‬
‫و بزرگساالن را در قبال دارد با دالیل مسلکی و تخصصی بیان نمودیم‪.‬‬
‫یک نقطه قابل تذکر دیگر از نظر ما ترویج بیمه صحی در کشور است‪.‬‬
‫آ نچه در نویجه گیری بیشر مورد توجه قرار داده میشود‪ ،‬تطبیق‬
‫بیمه صحی برای کسانیکه دارای توانایی مادی و اقوصادی میباشند امر‬
‫پروگراب مراقبوهای صحی اولیه (پی اچ سی) از سطح قریه تا شفاخانه‬
‫ضروری پنداشوه میشود‪ .‬همچنان صاحبان صنایع‪ ،‬کارگران و کارمندان‬
‫های تخصصی مرکز کشور میباشد که در مجموع همه ای فعالیوهای‬
‫صنایع مأمورین و خانواده های مومول با شمولیت به ارگانهای بیمه‬
‫خدمات صحی را به شمول طبابت مدرن مسلکی و اخوصاصی و تجهیز‬
‫میووانند بخشی از هزینه و مصارف وزارت صحت کشور را کاهش دهند‪.‬‬
‫شفاخانه های مربوطه را احووا مینماید‪.‬‬
‫نویجه گیری‪ :‬ما در این بحث با تذکر مقدمه کوتاه ارزش صحت را از‬
‫منا بع و رویکرد ها ‪:‬‬
‫نظر حقوق انسانی و وجایب دولوی برای همه اتباع کشور برشمردیم و‬
‫‪ .1‬سایت و زارت صحت افغانسوان‬ ‫در یک نظر گذرا نابسامانی‪ ،‬نارسایی و کمبودیهای تأمین صحت و‬
‫‪ .2‬احصاییه های صحی افغانسوان ریاست پالن و زارت صحت عامه‬ ‫سالمت اتباع کشور را با تذکر احصاییه ها و ارقاب دقیق منابع معوبر به‬
‫‪ .3‬طب در گسوره تاریخ پوهندوی دوکوور انور ترابی‬ ‫و ضاحت بر مال ساخویم و چنین نویجه گرفویم که افغانسوان در جمع‬
‫‪ .4‬مراقبت های صحی اولیه (برای محصلین صنف سوب فاکولوه های‬ ‫کشورهای کمورین انکشاف یافوه جهان از نظر عرضه خدمات صحی‬
‫طب) تهیه و تألیف‪ :‬پوهندوی دوکوور انور ترابی‬ ‫همگانی در نازلورین سطح قرار دارد‪.‬‬
‫‪/http://www.who.int .5‬‬ ‫از این رو در بخش دیگری ازین مبحث راه کارها و شیوه های نجات‬
‫کشور را از این نارسایی های درد ناک که صحت و سالمت هموطنان ما‬

‫آبهای رویزمینی فراوان وجود می داشوه باشند‪.‬‬
‫ادامه صفحه هشوم استفادۀ معقول و دوامدار از منابع آب‬
‫‪ ‬ایجاد آ های ایسواده به منظور نفتوذ در آبهتای زیتر زمیتنی و‬
‫اسوخراج آ از سواحل نزدیک به رودخانه و آبهای ایسواده‪.‬‬ ‫به غرض تولیدات حیوانی چون گوشت‪ ،‬لبنیات‪ ،‬پوست‪ ،‬پشم و پروسس‬
‫این مواد و غیره‪ .‬وقایه از شیوع امراض حیوانی‪ ،‬انکشاف علفچر ها و‬
‫‪ ‬تبدیل افراد غیر مسلکی از مأموریت های علمتی در وزارت آ و‬
‫تولید علوفه‪ ،‬تقویت دهقانان و باغداران کشور‪ ،‬قرضه های طویل المدت‬
‫انرژی‪ ،‬زیرا تنها در صورت تأمین تکنولوژی های موناسب که پیتش‬
‫و ایجاد کوپراتیف ها‪ ،‬تربیت پرسونل فنی‪ ،‬بازاریابی و قیمت گذاری‬
‫شرط آن موجودیت کادر های موخصص است‪ ،‬امکان حتل متشکل‬
‫محصوالت زراعوی‪ .‬سروی جنگلها‪ ،‬تهیۀ نقشه های جنگلزار ها و پسوه‬
‫کمبود آ میسر می گردد‪.‬‬
‫زار ها و محافظت از آنها‪.‬‬
‫‪ ‬سپردن مسؤولیت وزارت آ و انرژی به افراد موخصص‪ ،‬ملی و دلسوز‬
‫حل معضلۀ آ به منظور نوشیدن و زراعت و آبیاری و تولید برق و‬
‫وطن‪.‬‬
‫انکشاف صنعت غرض پالنسازی انکشافی از اهمیت عظیمی برخوردار‬
‫‪ ‬اسوفاده از راپور های سازمانهاییکه سالها و به دفعات در مورد آبهای‬ ‫است‪ .‬در صورتی که منابع آ بصورت سالم مدیریت نگردند‪ ،‬انکشاف‬
‫رویزمینی و زیر زمینی تسلیم مقامات مسؤول شده اند و جنا وزیر‬ ‫ال ناممکن بوده و مشکالت اجوماعی ت اقوصادی و حفظ‬ ‫اجوماعی اص ً‬
‫سابق آ و انرژی که در همۀ عمر شان یک صفحه راجع به آ و‬ ‫الصحۀ محیطی و فقر و تنگدسوی حل نمی گردند‪ .‬با تهیۀ آ به منظور‬
‫انرژی نخوانده اند مانند اعوان و انصار شان از درک آنها عاجز اند‪.‬‬ ‫زراعت و آبیاری امکانات آن موجود است که از یک جانب تعداد زیاد‬
‫‪ ‬مطالعات بیشور از جانب مجمع دانشمندان و موخصصان کشور در‬ ‫زارعان کشور که اکثریت باشندگان افغانسوان را تشکیل می دهند‪،‬‬
‫زمینه های اسوفادۀ بهور از امکانات آ و انرژی افغانسوان‪.‬‬ ‫صاحب کار شوند و از جانب دگر با تولید انرژی برق زمینۀ انکشاف‬
‫صنعوی مملکت مهیا گردد‪.‬‬
‫‪ 7‬ـ مآخذ‬ ‫‪ - 6‬چشم انداز‬
‫‪ - 1.7‬منابع فارسی دری‬ ‫چنانکه از توضیحات باال روشن می گردد‪ ،‬در افغانسوان آ فراوان برای‬
‫‪ .1‬انجنییر عبدالصبور صافی‪ :‬شورای جهادی اسماعیل خان و ارتباط آن‬ ‫تولید برق وجود دارد و امکانات بالقوه برای ذخیره آ به منظور زراعت‬
‫با بند برق سلما‪ .‬افغان ‪ -‬جرمن آنالین‪ ،‬مؤرخ ‪ 34‬نوامبر ‪. 3103‬‬ ‫و آبیاری به وجه نکو میسر است‪ .‬با طرح پالنهای معقول و سنجش شده‬
‫‪ .2‬جیوکارت‪ :‬اتلس جمهوری دیموکراتیک افغانستوتان‪.‬ادارۀ ستروی و‬ ‫منابع آبهای جاری افغانسوان میووانند بخوبی مورد اسوفاده قرار گیرند‬
‫کارتوگرافی پولند با همکاری ریاست کارتوگرافی افغانسوان‪،0489 ،‬‬ ‫که در نویجه برای همۀ مردب افغانسوان اسوفاده از آ و برق میسر می‬
‫وارسا‪.‬‬ ‫گردد‪ .‬با به وجود آمدن یک دولت ملی زمینه های انکشاف و اسوفاده از‬
‫‪ .3‬وزارت پالن جمهوری افغانسوان ‪ :‬پالن هفت سالۀ انکشاف اقوصتادی‬ ‫منابع آبی میسر شده و امکانات تطبیق مفردات ذیل مهیا می گردند ‪:‬‬
‫و اجوماعی افغانسوان‪ 0233 ،‬ت ‪ ،0210‬جلداول‪ ،0233 ،‬کابل‪.‬‬
‫‪ ‬اعمار بندهای آبگردان به منظور تولید برق‪ ،‬تأمین آ نوشیدنی و آبیاری‬
‫‪ 2.1‬ـ منابع المانی و انگلیسی‬ ‫‪ ‬دریا فت ارتباط بارندگی با ساحۀ آبریز و موناسب کردن ذخایر آ با‬
‫‪1. ]1[ Rout, B. (2008): Water Management, Livestock And The‬‬ ‫سیسوم های آبیاری‪ .‬این موضوع در اعمار بند های سرده در غزنی و‬
‫‪Opium Economy. How The Water Flows: A Typology of‬‬ ‫سلما در هرات از نظر افویده اند‪ .‬چنانکه بند سلما ظرفیتت کوچتک‬
‫‪Irrigation Systems in Afghanistan. Afghanistan Research‬‬ ‫داشوه و گنجایش مقدار آ موجود را ندارد‪ ،‬در حالیکه این تناستب‬
‫‪and Evaluation Unit Issue Paper Series. http://‬‬
‫‪search.icq.com/search/results.php?q=A Typology of Irriga-‬‬ ‫در بند سرده بر عکس است‪.‬‬
‫‪tion Systems in Afghanistan&tb_id=&ch_id=icq-fx-plug:‬‬
‫‪ ‬تنظیم آ و تعیین حد اعظمی و اصغری آن در ترتیتب و طترح‬
‫‪2. ]2[ Wohlfart,‬‬
‫‪R. & Wittekindt, H. (1980): Geologie von‬‬
‫پروگراب های انکشاف آبیاری‪.‬‬
‫‪Afghanistan – Beiträge zur Regionalen Geologie der Erde.‬‬ ‫‪ ‬نصب و اعمار اسویشن های جدید برای اندازه گیری جریان آ ‪.‬‬
‫‪Gebrüder Borntraeger, Berlin, 500 S.‬‬
‫‪ ‬هدایت و فلور آبهای رویزمینی به ذخایر زیرزمیتنی در ایتامی کته‬
‫‪13‬‬
‫چرا روشنفکر همه روزه به اجزا و آحاد خویش تجزیه میشود؟ چرا روشنفکتر‬ ‫پنج مشکل بنیادین روشنفکر افغانستان‬ ‫ادامه صفحه پنجم‬
‫هرروز از جایگاه خویش کنده میشود و به سنگریزه ای برای سنگسار‪ ،‬چرمینه‬
‫ای برای قمچین و چک سفیدی برای چاکری تبدیل میگردد ؟‬ ‫روشنفکر‪ ،‬بوف کور نیست که در بسور شب‪ ،‬جشن ندیدن بتپتا کتنتد‪.‬‬
‫این از جاکندگی‪ ،‬توته توته شدگی‪ ،‬سنگگ شتدگتی‪ ،‬قتمتچتیتنگشتوتگتی‪،‬‬ ‫روشنفکر آدب بینا و با بصیرت است که با تاللوی دیدن‪ ،‬شب را می شگافد‪.‬‬
‫چاکرمنشی‪.‬را در پنج مشکل بنیادین مورد بررسی و پرسش قرار میدهیم‪.‬‬ ‫روشنفکر افغان بجای آنکه بطور روشن بیندیشد و از دایره های مکرر و‬
‫طرح این چراها به معنای رویکرد به مرض است نه عالج مرض‪ ،‬طرح پرستش‬ ‫مکدر بیرون بپرد‪ ،‬بدون تابندگی و آمادگی های حسا شده‪ ،‬در درون‬
‫نیمۀ اول اندیشیدن و چاره جویی است‪ ،‬درین نوشوار دربارۀ مرض بحتث‬ ‫تاریکی‪ ،‬بر جمجمۀ خود و شقیقۀ تاریکی ها مشت میکوبد‪ .‬از هتمتیتن‬
‫میکنم ولی راه عالج و چاره سنجی آن مربوط به براه افویدن گتفتوتمتان‬ ‫روست که ما خاصو ًا طی این سی و سه سال پسین نه تنها کته عتقتل‬
‫خود را در درون مون‪ ،‬گفوگو و نوشوار‪ ،‬پرسنده‪ ،‬فترهتنتگتی و تتابتان‬
‫جمعیاست‪ ،‬مربوط بهخروشاندن وادغاب انرژیهایراکدو پریشان است‪.‬‬
‫نساخوه ایم که اندک اندک‪ ،‬در فضای بگو مگوهای فرساینتده‪ ،‬پتیتکتر‬
‫تقلید‪ ،‬اسوبدادرأی‪ ،‬نیندیشیدن‪ ،‬شرطی شتدن و اصتطتکتاک روانتی‬ ‫معنوی خویش را فرسوده تر از پیش کرده ایم‪.‬‬
‫چیزهایی اند که در لحظۀ وقوع‪ ،‬چیز واحد و یکپارچه ای را بتنتمتایتش‬ ‫روشنفکر که تلفیقی از روشنی و فکریت است‪ ،‬طی این صد و چند سال‬
‫میگذارند ولی بخاطر روشن شدن بحث این پیکرمفرد را به اجزای موشکله‬ ‫(از مشروطه تا امروز) نووانسوه است جایگاه خود را به حیث یک جریان‬
‫تبدیل کرده اب و گرنه میدانم که مقلد کسی است که نمی انتدیشتد و‬ ‫دگرگون کننده‪ ،‬در خود و در درون مردب تثبیت نماید‪ .‬هر زمانتی کته‬
‫کسی که نمی اندیشد مسوبدالرأی است و نیندیشیدن و تقلید زمتیتنته‬ ‫بالنسبه قامت راست کرده است و خواسوه که در میان صدای مردب بته‬
‫های شرطی شدن را فراهم میسازند و در بسور همین عتوامتل استت کته‬ ‫نیروی تحول آفرین تبدیل شود‪ ،‬یا به دهن توپ رفتوته استت یتا در‬
‫اصطکاک روانی‪ ،‬حذف دیگران و جنونزدگی روشنفکرانه سبز میگردد‪.‬‬ ‫میدانهای گلوله باران‪.‬‬
‫‪ . 1‬تقلید‬ ‫روشنفکر بجای آنکه در تعارض با جهل خانه زاد یعنی با محیتط هتای‬
‫تقلید‪ ،‬مرگ اسوقالل فکری است‪ .‬مرگ درخشیدن در میان تتاریتکتی‬ ‫فرهنگی به فردیت برسد‪ ،‬در تعرض به خود و دیگران به تفرد رستیتده‬
‫است‪ .‬روشنفکری با اندیشیدن آغاز میگردد‪ ،‬اندیشیدن ِ موکی به عتقتل‬ ‫است‪ .‬ما در آغاز قرن بیسوم از مال محمد سرور (تلفیق سنت و تجدد =‬
‫خود‪ .‬عقل خودی اگر به تفکر نیاید‪ ،‬بطور ناخواسوه به تقلید و بتردگتی‬ ‫مشروطه‪+‬معارف نوین‪+‬اسوقالل‪+‬ترقی تکنالوژیک‪+‬مطبوعات‪ +‬ناسیونایزب‬
‫ذهنی منوهی میگردد‪ .‬روشنفکر وقوی به نیندیشیدن معوتاد گتردد‪ ،‬از‬ ‫قومی ‪ +‬پان اسالمیزب) آغاز میگردیم و بعد از صدسال مبتارزه (زنتدان‪،‬‬
‫درون جوشی جدا میشود‪ ،‬مغزش به آرشیف و ذخیرۀ معلتومتات هتای‬ ‫تبعید‪ ،‬اعداب)‪ ،‬در آغاز قرن بیست و یکم به مالمحمدعمر (تلفیق سنتت‬
‫منسجم یا پراگنده‪ ،‬اسوحاله میکند‪ ،‬و آهسوه آهسوه بی آنکه بداند بته‬ ‫و ضد تجدد = مشروعه ‪ +‬انهداب معارف ‪ +‬وابسوگی ‪ +‬اعداب تکنالتوژی و‬
‫قلمرو تقلید که نوعی از پیروی بدون چون و چراست‪ ،‬محبوس میمانتد‪.‬‬ ‫مطبوعات ‪ +‬اتحاد چندین ملیوی‪ )...‬پایان میتیتایتیتم (‪.)3110-0410‬‬
‫مقلد و پیرو‪ ،‬نامی است که میووان به روشنفکر افغانسوان اطالق کرد‪.‬‬ ‫روشنفکری افغانسوان بدلیل چندالیه گی اسوبداد و رخنۀ ویران کننتدۀ‬
‫ما که میبا‪،‬یست روش و نگرش را از دیگران می آموخویم و در امکانتات‬ ‫اسوعمار(شرقی و غربی)‪ ،‬از همان آغاز‪،‬میانه و پایان‪ ،‬پدیدۀ ستیتنته ختیتز‪،‬‬
‫فرهنگی خویش بکار میبسویم‪ ،‬برعکس آموزه ها و شیوه های دیگران را‬ ‫برونزا سطحی و معیو بوده است‪ ،‬این پدیده بجای گداخون و شناخون‬
‫از حنجرۀ ناپخوه ی خود بیرون کشیدیم‪ ،‬آنهم بدون فهم درست آن ایزب ها‪،‬‬ ‫و تعارض همیشه بسوی آخون و تاخون و تعرض به پس رفوه است‪.‬‬
‫تجربه ها و شگردها‪ .‬ما نه تئوریها را فهمیدیم و نه مودها را نه نگرشها را‬ ‫منورالفکران پیشکسوت مان چراغ تجدد و روشنفکری را با ختونتهتای‬
‫درونی کردیم و نه روش ها را ازآن خود‪ ،‬یعنی که ما در بتومتی کتردن‬ ‫خویش افروخوند و اینک ما مانده ایم و میراثی که دچار انهداب تاریخی‬
‫اندیشه های دیگران و تئوریزه کردن تجربه های خودی‪ ،‬ناکاب متطتلتق‬ ‫گشوه است‪ .‬ما به دلیل فقدان تأمل‪ ،‬تحمل و انفجارات درونی (نه آگاهی‬
‫ماندیم‪( .‬در تعارض بین سنت خودی و مدرنیوه بیرونی) آنتچته بترای‬ ‫درونی)‪ ،‬اکنون به مشوی از روشنفکران پراگنده‪ ،‬گزافه گو و از دماغ فیل‬
‫پیکر تراشیدۀ فلورانس دوخوه شده بود بدون گزکردن و بریدن‪ ،‬آنرا بتر‬ ‫افویده‪ ،‬تبدیل گشوه ایم‪ .‬هنوز هم اعوراف نمیکنیم که ما در ذهن متردب‪،‬‬
‫کالبد دست ناخوردۀ چخانسور انداخویم‪ .‬گمان میکردیم که متثتنتوی‪،‬‬ ‫در قلمر تولید مون و معادالت سیاسی چیزی شبیه به هیچ هسوتیتم و‬
‫نظر به سبقت ذهنی و زمانی‪ ،‬دریچۀ رنسانس است نه کمتدی التهتی‪.‬‬ ‫گاهی از هیچ هم چیزی کم ما در زیسون یک قرنۀ ختویتش‪ ،‬چتنتدتتا‬
‫نوشویم و تا هنوز مینویسیم که مولوی جالل الدین‪ ،‬پنجاه و هشت سال‬ ‫نوشوه ای که برای ما اندیشیدن را به سبک مدرن بیامتوزد‪ ،‬ختودمتان‬
‫پیش از تولد دانوه آلیگیری‪ ،‬در شعرسوان ِ بلخ تولد یافوه است‪ .‬از ختود‬ ‫تولید نکرده ایم‪ .‬ما به لحاظ تاریخی عقیم و نازا مانتده ایتم‪ .‬سترقتت و‬
‫هرگز نپرسیده ایم و درخود هرگز نیندیشیده ایم که چرا حتوتا شتعتر‬ ‫دسوکاری اندیشه های دیگران نیز نووانست درون جمجمۀ ما را تتکتان‬
‫عرفانی ما به مولوی و خاتم الشعرا یعنی جامی به پایان میرسد؟‬
‫بدهدو مغزهای دست ناخورده را به فکر کردنهای روشن وادار نماید‪.‬‬
‫چرا بعد از قرن پانزدهم حوا عرفان اندیشی نیز درین سرزمین مرده است‬
‫وقوی روشنفکریت خود را در آیینۀ تاریخ معاصر افغانسوان میبتیتنتیتم‪،‬‬
‫(نگرۀ فلسفی و علمی و هنری که بجایش‪ ،‬چون وجود نداشوه که مترده‬
‫باشد)‪ .‬ما در کلیت خویش به حیث یک پیکرفرهنگی در سیه چال تقلتیتد‬ ‫بزودی مووجه میشویم که هیچ جای وجود مان بته پتیتکتر و ذهتن‬
‫مانده ایم‪ .‬عرفان اندیشیهای مان نیز بدون اندک تازگی (البوه بتیتدل و‬ ‫روشنفکر نمی ماند (روشنفکر به تعابیر و تعاریف گوناگون‪ ... ،‬منتجتملته‬
‫اقبال در بسور فرهنگ دگر به سامان رسیده اند) سر بر سنگ تتقتلتیتد‬ ‫توجه به نظریۀ گرامشی‪ ،‬سارتر و سعید‪ ،)...‬اگر این وجتود بتیتمتار و‬
‫مالیده اند‪ .‬روشنفکری ما در قرن بیسوم با تالشهایی همتراه بتود کته‬ ‫خودساخوه را مثالً در آیینۀ ”روشنگری چیست؟“ * ایمانتو‪،‬تل کتانتت‬
‫نوایج فکری آن در حوزه های گوناگون فکری‪ ،‬سطحی و تقلیدی بنتظتر‬ ‫بنگریم‪ ،‬در درون آیینه‪ ،‬نه چهرۀ یک روشنفکر بالغ‪ ،‬مسوقل و پرصدا بل‬
‫میرسد‪ .‬جریان روشنفکری نووانست در قلمرو سیاستت بته تتحتوالت‬ ‫سیمای یک گنگ خوا دیده‪ ،‬وابسوه و نابالغ را تماشا خواهیم کرد‪.‬‬
‫شایسوۀ سیاسی و اجوماعی نایل شود و در حوزه های ادبی‪ ،‬هنری‪،‬علمی و‬ ‫چرا روشنفکر افغانسوان اینقدر بی هویت‪ ،‬جنجال برانگیز‪ ،‬شقه شقته و‬
‫فلسفی نیز قادر نشد که خالقیت خویش را به حیث یک جریان تثبیت نماید‪.‬‬ ‫بی انرژی گشوه است؟ چرا روشنفکر این خطه هنوز به فردیت فترهتنتگتی‬
‫سرزمین ما از ربع دوب قرن نزدهم بدینسو اگر از یتکتطترف در آتتش‬ ‫نرسیده است و همگی دارای منشهای خشن‪ ،‬بسوه و احساساتی است؟‬
‫بالهت شاهان و شهزادگان میسوزد از طرف دیگر بطور اسوتمتراری در‬ ‫چرا روشنفکر ما نمیوواند خود را به حیث یک جریان مؤلد و چتاره گتر‬
‫آتشفشان اسوعمار غربی سوخوه است‪ .‬درین یکصد و هفواد سال پسین‪،‬‬ ‫بنمایاند ‪ ...‬چرا نمیوواند خود را به حیث یک جمع و به حیث یک فترد‪،‬‬
‫اسوعمار هیچگاهی برای ما فلسفه‪ ،‬علم و هنر (تفکر و ارزشهای متدرن)‬ ‫دلیرانه به نقد بکشد؟ چرا روشنفکر از نقد ِ خویش میورستد؟ از نتقتد‬
‫نیاورده است‪.‬‬ ‫نگرش خود‪ ،‬از نقد روش خود و از نقد منش خود؟‬

‫‪14‬‬
‫نویسی کشور خویش ایجاد کرد‪ ،‬رمان نویس‪ ،‬که نگرش و روش را از‬ ‫مقدونی برای ما هراکلیت و کاشف اتتوب‪ ،‬اریستوتوفتان و فتئتدیتاس‪،‬‬
‫ادبیات غر گرفوه بود‪ ،‬خود به بازتولید نگرش دگر‪ ،‬روش دگر و منش‬ ‫دموکراسی و پروموه‪ ،‬جمهوری افالطون و بوطیقای ارسطو را نتیتاورد‪.‬‬
‫دگر دست یازید‪ .‬اگر هدایت به چاه تقلید می افوید هرگز نمیووانست‬ ‫اسوعمار انگریز نیز دانشگاه گالسکو را بر تپۀ باالحصار کابل انوقال نتداد‪.‬‬
‫”بوف کور“ را بشیوۀ تازه و خالقانه بیافریند‪ .‬بوف کور‪ ،‬روش اندیشیدن‬ ‫شکسپر‪ ،‬هابس‪ ،‬جان الک‪ ،‬ریکاردو‪ ،‬آداب اسمیت‪ ،‬هتیتوب و چشتمتان‬
‫را آموخت‪ ،‬بوف کور‪ ،‬معبری آراست برای گذار از تقلیدبسوی تولید‪ .‬این‬ ‫کاشفین را با شاه شجاع ها و مکناتن هایش به افغانسوان ارسال نتکترد‪،‬‬
‫نوشوۀ کوتاه نشان داد که برای روشنفکر‪ ،‬مهم تر از همه اندیشیدن‬ ‫شوروی و امریکا نیز سخاروف ها و نواب چامسکی های شانرا به ما هدیته‬
‫است‪ ،‬تقلید نکردن است‪ ،‬نشان داد که به این شیوه نیز میووان‬ ‫نکردند و تا امروز ‪...‬خطۀ ما دیریست که در زیر یورش های موقاطع قرار‬
‫اندیشید‪ ،‬میووان مقلد نبود**‬ ‫داشوه و تا هنوز کمر راست نکرده است‪ .‬در چنین وضعیت تتاریتک و‬
‫تقلید اندیشه بجای هضم و تولید اندیشه‪ ،‬این است میراثی که ما به‬ ‫خاکسوری‪ ،‬روشنفکرش نیز بر نطع خاکستوتر ایستوتاده و در دایترۀ‬
‫آیندگان و نسل های دیگر برجای میگذاریم‪ .‬تقلید از روش بجای بکار‬ ‫اسوعماری نفس میکشد‪...‬کارکرد شاهان و اسوعماریون کالسیک‪ ،‬متدرن‬
‫برد و تولید روش‪ ،‬چیزی ست که ما تا هنوز در اعماق آن میسوزیم‪ .‬در‬ ‫و اکنونی ها بجایش ولی روشنفکر درین میان به حیث کسی که مدعتی‬
‫بعد درونی‪ ،‬فرهنگ ما فرهنگ تقلید است و بطور ناخواسوه خود را در‬ ‫عقل و آگاهی است چه نقشی را ایفا کرده و ایفا میکند‪ ،‬قابل بررستی و‬
‫برابر سنت ها‪ ،‬تجربه ها و اعویاد ها‪ ،‬بگونۀ تسلیم طلبانه اسومرار‬ ‫پرسیدن است‪ .‬چرا روشنفکران سایر ملل توانسوند از زیر جهیتل هتای‬
‫میبخشد‪ ،‬و در بعد بیرونی‪ ،‬تقلید از مؤلف و تقلید از تألیف بطرز مزمن‬ ‫خون و خاکسور های تاریخ برخیزند و کاروانهای ترقی و تحتول را بته‬
‫تداوب میابد‪ ،‬روشنفکر بجای مطالعه‪ ،‬نقد و نوشون کوا ‪ ،‬به پیروی غیر‬ ‫سرمنزل مقصود برسانند؟‬
‫نقادانه و غیر پرسشی خوی کرده و این عادت را همچنان بدوش‬ ‫تقلید‪ ،‬آفوی بود و آفوی هست که روشنفکر افغان را از تولید باز ماند و‬
‫میکشد‪ .‬تقلید بالیی است که هر یک مارا به حافظ مون و آرشیف نقل‬ ‫باز میماند‪ ،‬ما روش ِ اندیشیدن و اعوراض و پرسیدن را از فالسفه‪،‬‬
‫قول‪ ،‬به مداح اندیشه و منقبت خوان حماسه ها تبدیل کرده است‪.‬‬ ‫دانشمندان‪ ،‬مبارزین کشورها‪ ،‬و تجربۀ ملل نگرفویم بل مسوقیم ًا خود‬
‫تجربه های پسین نشان داد که چگونه بجای درک تألیف‪ ،‬مقلدانه به‬ ‫اندیشه ها‪ ،‬اعوراض ها و پرسشها را به حیث لقمه های تیار‪ ،‬گرفویم و‬
‫پای مؤلف غلویدیم‪ ،‬مانند مرید بپای پیر‪.‬‬ ‫بدون فهمیدن‪ ،‬حالجی کردن‪ ،‬بومی سازی‪...‬بلعیدیم و در سرزمین‬
‫تقلید تقلید تقلید‪ ،‬به حیث اولین مشکل‪ ،‬در تمامی حوزه های‬ ‫خویش پینه کردیم (تطبیق نمودیم)‪ .‬مون ها‪ ،‬تجربه ها و آثار دیگران را‬
‫روشنفکری مان بطرز وحشوناکی جریان یافوه و جریان دارد‪ .‬همۀ ما بی‬ ‫از کارگاه ذهن و تجربۀ فرهنگی خویش عبور ندادیم تا با درگیری و‬
‫آنکه بدانیم غرق تقلیدیم‪ .‬بی آنکه به ناتوانی و دنباله روی خویش‬ ‫گفوگو یعنی با تعارض با آنها و با گفوگوی درونی باخود‪ ،‬به تولید‬
‫اعوراف کنیم و زمینه های تنگ ِ تقلید را بشکنیم و بشناسیم‪ ،‬به‬ ‫اندیشه ها و نوشوه های تطبیقی خویش نایل میشدیم‪ .‬روشنفکری ما از‬
‫شناساندن و ارا‪،‬ه کردن بنجل های ذهنی مان‪ ،‬مست میشویم و افوخار‬ ‫روی اخبار‪ ،‬سیاحوها‪ ،‬تذکره ها‪ ،‬سفارتخانه ها‪ ،‬اعالمیه ها و دسورسی به‬
‫میکنیم‪ .‬اگر کسی فرآوردۀ ما را به نقد بکشد‪ ،‬حاضر نیسویم که حوا‬ ‫ترجمۀ کوابهای بیرونی (ترجمه نیز مال خودما نبوده) شروع شد و‬
‫پراگراف های حقیقی آنرا بپذیریم‪ .‬هر چیز و ناچیز خود را محصول‬ ‫اینک در قلمرو عمل‪ ،‬با اسوفراغ یا جنون زدگی به انجاب خود کردۀ‬
‫نبوغ شخصی و گفوار خطا ناپذیر میدانیم ‪.‬‬ ‫خویش‪ ،‬سرگردان مانده است‪.‬‬
‫از ساالر تا صفوف‪ ،‬از سیاسومدار تا فیلمساز‪ ،‬از قصه نویس تا مظاهره‬ ‫ما در صحنۀ روشنفکری‪ ،‬عمدتاً‪ ،‬به حیث مقلد و توجیه گر به ظهور‬
‫چی‪ ،‬از شاعر تا آوازخوان‪ ،‬از پژوهشگر تا موسیقیدان‪ ،‬از منوقد تا حاشیه‬ ‫رسیده ایم نه به حیث منوقد و عقل ِ سنت شکن‪ .‬روش و نگرش ما از‬
‫نشین‪ ،‬از اید‪،‬ولوگ تا خبرنگار‪ ،‬از مقاله نویس تا ترجمان‪ ،‬از تحصیلیافوه‬ ‫حد یک مسئولیت اخالقی و اعوراض احساساتی (زیر سقف و روی جاده‬
‫تا مسجدرو‪ ،‬از وبسایت ساز تا وبالگ دار‪ ،‬از قاچاق مؤلف تا مافیای‬ ‫های قیر) فراتر نرفوه است (به اسوثنای دورۀ مقاومت ضد شوروی که‬
‫تألیف‪ ،‬از سارق ادبی تا دزد اندیشه‪...‬اینها همه نامهای مجلل و خوش‬ ‫پای روشنفکر باالجبار از جاده ها به دهکده ها و دامنه ها کشیده شد و‬
‫آهنگی است که روشنفکر افغان (روشنفکر ارگانیک‪ ،‬روشنفکر حرفه‬ ‫هکذا اعوراف باید کرد که برخی از روشنفکران انگشت شمار بدلیل‬
‫وی‪ ،‬روشنفکر آماتور‪ ،‬انولکوو‪،‬ل سنوی‪ ،‬انولکوو‪،‬ل سرکاری و روشنفکر‬ ‫جاذبۀ شخصی در میان آدمهای شهری و روسوایی دارای ناب و نشان و‬
‫جامعۀ مدنی) مانند سرخابۀ هندو بر پیشانی خویش نصب کرده است و‬ ‫وجهۀ تثبیت شدۀ مبارزاتی بوده اند) و هیچگاهی‪ ،‬در هیچ قلمروی این‬
‫هرکداب بی آنکه بر تولیدات غیر تقلیدی خویش اندکی توجه داشوه‬ ‫روشنفکری به نوشون کوابهای جدی و آثار چاره سازی که از قلم‬
‫باشند‪ ،‬از روشنفکر بودن‪ ،‬مبارز بودن‪ ،‬یک اینچ عقب نشینی نمیکنند‪.‬‬ ‫خودمان تراوش کرده باشد و نسل را به نسل گره بزند‪ ،‬تبدیل نشده‬
‫روشنفکری را به حیث تیول و منصب اعزازی برای خود بطور ماداب‬ ‫است (افغانسوان در مسیر تاریخ‪ ،‬نوشوۀ غبار یک اسوثنای تاریخی است‪،‬‬
‫العمر پاسداری میکند‪.‬‬ ‫آبروی روشنفکری افغانسوان در قرن بیسوم است و شاید چند نوشوۀ‬
‫گاهی اندوخوه های دیرمانده و آگاهیهای مسروقه (انبار معلومات)‪ ،‬بدون‬ ‫کوتاه دیگر) بازهم اگر اسوثنا ها را مدنظر نداشوه باشیم و روشنفکر را‬
‫دسوکاریهای الزب به حیث تولید شخصی به بازار آزاد افغانسوان سرازیر‬ ‫به حیث پدیدۀ فرهنگی مطالعه کنیم‪ ،‬شاید هیچ شخص (روشنفکر‬
‫میشوند‪ ،‬این دسوبردها با پنهان کردن مأخذ و منابع‪ ،‬بدون ریخون عرق‬ ‫هنوز به فردیت فرهنگی نرسیده است‪ ،‬هنوز موجودیوش مربوط به‬
‫و خوردن دود چراغ به مقاله‪ ،‬کوا ‪ ،‬فیلم‪ ،‬تابلو‪ ،‬شعر‪ ،‬آهنگ تبدیل میگردند‬
‫‪.‬‬
‫وجود جمعی است از هر طیف و ردیفی که باشد در زیریک چور یعنی‬
‫از اینروست که ازبرکت ‪ download‬یا ‪ cut, copy, paste‬در‬ ‫زیست گروهی نفس میکشد‪ ،‬در زیر چور قومی‪ ،‬زبانی‪ ،‬سموی‪ ،‬حزبی‪،‬‬
‫شهر خربوزه‪ ،‬هر مقلدی دانشمند و هنرمند میگردد‪:‬‬ ‫مذهبی‪ )...‬و هیچ گروهی ادعا کرده نمیوواند که یک چند مون و کوا‬
‫باید کوا را بست‬ ‫جدی‪ ،‬سنت شکن و دگرگون کننده را که منجر به تحول و حرکت‬
‫باید بلند شد‬ ‫رشدیابندۀ فرهنگی شود‪ ،‬از خود برجای مانده باشد‪.‬‬
‫در اموداد وقت قدب زد‪،‬‬ ‫مونی که بوواند فرهنگ بسازد‪ ،‬ذهن جمعی و نگرش عمومی را دگرگون‬
‫گل را نگاه کرد‪،‬‬ ‫کند‪ ،‬ما تولید نکرده ایم‪ .‬برای روشن شدن این بحث‪ ،‬بطور مثال‪ ،‬صادق‬
‫هدایت رمان ”بوف کور“ را در ‪ 0203‬هجری نوشت‪ ،‬با نوشون این رمان‬
‫ابهاب را شنید‪.‬‬
‫کوتاه‪ ،‬چه اتفاقی در فرهنگ و ادبیات روشنفکرانه افواد؟ هدایت به‬
‫سپهری ‪،‬ص ‪،031‬چینی نازک تنهایی‬ ‫حیث یک روشنفکر با این نوشوار‪ ،‬تحول عمیقی را در سطح داسوان‬

‫‪15‬‬
‫اسوحاله کرده است‪ .‬این روشنفکر‪ ،‬روشنفکری اسوکه دریافت خود را نه‬ ‫‪ . 2‬استبداد رأی‬
‫از تفکر و روشن ساخون تاریکیها بلکه از خون پروموه و غوطه خوردن‬ ‫روشنفکر افغان در درون فرهنگ اسوبدادی‪ ،‬مردساالر و پیشا مدرن به‬
‫در ظلمت گرفوه است‪ ،‬روشنفکری که بجای شناخون و شناساندن به‬ ‫ظهور رسیده است‪ .‬حوا روشنفکرانی که در غر تحصیل کرده و در‬
‫دایرۀ جنگ زرگری و جنجال سقوط کرده است‪ .‬درین رویکرد نبرد‬ ‫همین جا سکونت دارند ولی در نظر‪ ،‬کرکور و کردار خویش‪ ،‬سنوی و‬
‫روشنفکر نبردبا خود است نه پیکار با تاریکی‪.‬نبرد با نابالغی های خود‬ ‫مسوبدالرأی باقی مانده اند‪ .‬شیوه‪ ،‬تکنیک و چگونگی اندیشیدن و پرسیدن‬
‫کرده اش نیست‪ ،‬بل نبردبا سلولهای رو به بلوغ و رو به شکوفایی است‪.‬‬ ‫را از دانایی غر نگرفوه اند‪ .‬از همینروست که وجه تسمیۀ روشنفکر‪،‬‬
‫از همینروست که این موجود ناشناخوه از درون موالشی است‪ ،‬درونی‬ ‫اینک در درون ما معنای اولیۀ خود را نیز از دست داده است و مقوله ای‬
‫که هنوز صیقل نیافوه است‪ ،‬درونی که در دایرۀ اسوبداد روشنفکرانه به‬ ‫شده که فقط مسوبدِ مردساالر را به بیان می آورد‪ .‬از آنجا که هر نگرشی‬
‫انفجار روانی و انفجار اخالقی رسیده است‪ .‬درونی که پیش از پیری‬ ‫خود را در منش فرد منعکس میسازد‪ ،‬منش روشنفکر افغان‪ ،‬همیشه در‬
‫جوانمرگ شده است‪.‬‬ ‫درون خویش یک نوع منش اسوبدادی را سرازیر میکند‪.‬‬
‫چرا روشنفکر مسوبدالرأی؟‬ ‫اسوبداد رأی یکی از مشکالت بنیادین روشنفکر و روشنفکری افغانسوان‬
‫برای اینکه وظیفۀ روشنفکر کنش است‪ ،‬کنش از دینامیزب و تأمل‬ ‫را تشکیل میدهد‪ .‬هر روشنفکر صرف نظر از موقعیت و درجتۀ ذهتنتی‬
‫ذهنی زبانه میکشد‪.‬کنش ذهنی یعنی پرداخون به حل پرسشها و‬ ‫اش‪ ،‬وقوی مینویسد یا وقوی گفوگو میکند‪ ،‬در مقاب یتک مستوتبتد و‬
‫معضالت‪ .‬کنش یعنی گفوگو با خود و گفوگو با دیگران‪ ،‬کنش یعنی‬ ‫دیکواتور تاب االخویار است‪ .‬روشنفکر وقوی دهن باز میکند یا وقوی قلتم‬
‫مکالمۀ انوقادی با فرهنگ گذشوه و موجود‪ .‬درین موقف است که هر‬ ‫میگیرد‪ ،‬ساده ترینش نیز به لحاظ ارداه و نفی دیگران‪ ،‬در موقتف یتک‬
‫جوینده ای به روشنفکر سالم تبدیل میگردد‪ ،‬و نقا تزویر از روی‬ ‫فرعون‪ ،‬یک ناپلئون و یک سلطان محمود به ظهور میرسد‪ .‬چنین آدمی‬
‫جمجمه و رخسار مکیاژی پا‪،‬ین میغلود‪.‬‬ ‫در لحظۀ نگارش سعی میورزد تا نظر و اندیشه و تتحتلتیتل ختود را بتر‬
‫چون روشنفکر از کنش دور میشود‪،‬به موجود سیطره خواه یعنی‬ ‫دیگران بقبوالند‪ ،‬این موجود سخنگو در جریان مکالمه تالش میکند تتا‬
‫روشنفکر واکنشی تبدیل میگردد‪ .‬در درون خود به جسوجو‪ ،‬تولید و‬ ‫دیدگاه و برداشت خود را بر مخاطب‪ ،‬مانند مهر برده دار بر شانتۀ بترده‬
‫کنش ذهنی نمی پردازد‪ .‬لقمۀ جویده را جویدن‪ ،‬چشم کشیدن وسیلی‬ ‫حک نماید‪ .‬حاال بگذریم از اینکه نوشوه و گفوار چنین آدمی با چی سطح‬
‫زدن بروی دیگران به موضوع اصیل و شکل زیسون‪ ،‬تبدیل میگردد‪ .‬این‬ ‫و سویه ای ارا‪،‬ه میشود‪ .‬قبوالندن خود بر دیگران بدترین نوع اسوتبتداد‬
‫گونه روشنفکر‪ ،‬بجای نبرد با تألیف‪ ،‬روزمرگی را با واکنش نشان دادن‬ ‫است‪ .‬چنین اسوبدادی از فقدان اسودالل‪ ،‬فقدان دلیری و ناتوانی ذهنی‬
‫در برابر شخصیت مؤلف سپری میکند‪ .‬واکنشی که جای نقد جدی و‬ ‫آ میخورد‪ .‬کسی که در حرف از همسویی و دگرپذیری دب متیتزنتد در‬
‫پژوهش علمی را اشغال میکند‪ .‬واکنش‪ ،‬نه طرح پرسش است نه حل‬ ‫لحظۀ عمل ثابت میسازد که غیر از خود به هیچ جتنتبتنتده ای حتق‬
‫کداب معضله ای‪ ،‬واکنش‪ ،‬دغدغه و رویدادی است که دل تنگ و تاریک‬ ‫زیسون نمیدهد و بقول فاروق فارانی که دموکرات ترین روشنفکر افغتان‬
‫روشنفکر را باالی دیگران خالی میسازد‪.‬‬ ‫دو تا طالب در کله دارد‪ .‬این دوتا طالب در ضمیر فرهنگی مان حترکتت‬
‫دارند و مانند سایه‪ ،‬در کنار نوشوار و گفوار ایسواده اند‪.‬‬
‫کسی که به اسوبداد رأی خوی کرده است هرگز نمیوواند به کار جدی‪،‬‬
‫سالم و روشنفکرانه دست بزند‪ ،‬چون عادت و ساخوار ذهنی وی برای‬ ‫روشنفکریوی که در درون اسوبداد و فضای خفقان به سامان رسیده باشد‪،‬‬
‫تسلط بر جسم و روح دیگران بنا یافوه است‪ .‬آدمی اینچنین واکنشی‪،‬‬ ‫مادامیکه با جرثومۀ اسوبداد تصفیۀ فرهنگی نکرده باشد‪ ،‬خود نیز چهرۀ‬
‫بدون آنکه کار ارزنده و تابانی را انجاب بدهد در الک خویش می پوسد‪.‬‬ ‫اسوبدادی میداشوه باشد‪ .‬چنین موجودی با قیافۀ چند مجهوله‪ ،‬با یک‬
‫یا چند مقاله با یک یا چند سخنرانی‪ ،‬با چند نعره و اعالمیه که هنوز‬
‫هنوز اکثریت نوشوه های روشنفکران قرن بیست و یکم افغانسوان را که‬
‫مضمون نگارش و محووای سخن برای خودش روشن نگشوه است‪،‬‬
‫میخوانی‪ ،‬به لحاظ نحوۀ پرداخت و نوع نگاهِ شان‪،‬گمان میکنی که سر از‬
‫میخواهد بر دیگران بوسیلۀ شمشیر عقل‪ ،‬سیطرۀ معنوی ایجادکند و آنچه‬
‫خوا سنگین قرون وسطی برداشوه ای! حس میکنی که آدب مومیایی‬
‫نوشوه و گفوه است دیگران بدون چون و چرا قبولش نمایند‪ .‬نویسنده و‬
‫شده ای هسوی برای بازگویی افسانه های عصر حجر به نسل انورنت‪.‬‬
‫سخنگو با روش اسوبدادی و با نگرش حذف دیگران با حسن نیت و یا‬
‫‪ . 3‬نیندیشیدن‬ ‫سؤی نیت به روشنفکر مسوبد تبدیل میگردد‪ .‬نفی دیگریت و نفی تفاوت‪،‬‬
‫درد تاریخی ما درد نیندیشیدن است‪ .‬روشنفکر ما روشنفکر نیندیشیده‬ ‫به هر طریقی که اتفاق بیفود (چه در نوشوار چه در گفوار) در تکامل‬
‫و غیر موفکر است‪ .‬ما چنان درخوا غفلت فرورفوه ایم که حوی‬ ‫سیسوماتیک و نهایی خویش‪ ،‬به دهلیزهای خونین شکنجه‪ ،‬به دامنه‬
‫بمباردمان امریکا و انفجار انوحاری نیز نمیوواند ما را بپراند‪ .‬در درون هر‬ ‫های سرخ پولیگون‪ ،‬به گورهای گمناب دسوه جمعی و به فروخون سر و‬
‫یک ما‪ ،‬کوره های آتشینی برپاست که آهن های عالم را پس از هر‬ ‫سرزمین منوهی میگردد‪ .‬روشنفکری ما از این بابت هول انگیز و هراسناک‬
‫ذوبی فقط به زنجیر و ذوالنه‪ ،‬تبدیل میکند‪.‬‬ ‫است‪ ،‬تمایل فی نفسه به حذف دیگران‪ ،‬پایان یافون به اسوبداد و خشونت‬
‫با هر سخن نیندیشیده با هر جملۀ بی تفکر‪ ،‬خرمنهای زنجیر را به صدا‬ ‫است‪ .‬تناق میان نوشوار (هکذا گفوار) و منش روشنفکر‪ ،‬بالی آشکاری‬
‫در می آوریم و پیش از آنکه این زنجیرها بر شوالنگ دیگران پیچ‬ ‫اسوکه روشنفکر را در عمل‪ ،‬افشا میسازد‪ .‬بطورمثال مرد روشنفکر از‬
‫بخورند بر پاهای ضعیف و ناتوان خود مان میریزند‪.‬‬ ‫آزادی زن حرف میزند و در گفوار و نوشوار خود را عاشق سینه چاک‬
‫روشنفکر نیندیشیده‪ ،‬هنگامی که میخواهد بیندیشد‪ ،‬هر اندیشه و هر‬ ‫آزادی زن نشان میدهد‪ ،‬اما در عمل در زندگی خانوادگی خویش چیز‬
‫تحلیلی که از کانال اندیشیدن اش میگذرد‪ ،‬پیش از آن و اولور از آن‪،‬‬ ‫دیگری را به اثبات میرساند‪ ،‬چنین مردی در زندگی روزمره نه تنها که‬
‫بطور ناخودآگاه از فلور ذخیره های سنوی و صیقل نیافوه اش میگذرد‪.‬‬ ‫هیچ حقی و هیچ نوع آزادی یی به زن قایل نمیشود که با زنان خانواده‬
‫از همینروست که هر اندیشه و هر اندیشیدنی‪ ،‬به حیث یک رویداد‬ ‫(همسر‪ ،‬خواهر‪ ،‬مادر) با خشونت نیز برخورد میکند‪ .‬این تناق (در‬
‫مزمن پدیدار میگردد و شبیه به چیزی مسروقه‪ ،‬دسوبرد شده و یاغی‬ ‫حرف طرفدار آزادی و برابری زن بودن و در عمل ضد آن عمل کردن)‬
‫به جوالن می آید‪ .‬روشنفکرما غیرمؤلد است‪ ،‬روشنفکر مکالمه گر و‬ ‫در کلیت سیسوم فکری روشنفکر وطن ما جابجاست‪.‬‬
‫”سقراطی“ نیست بل روشنفکر ”شوکرانی“ است‪ ،‬بجای آنکه به تولید‬ ‫روشنفکرسیطره خواه ِامروزینۀ ما که ادامۀ بحران عقل و بحران روشنفکری‬
‫شهد و پرسیدن برسد‪ ، ،‬با چشم پُت‪ ،‬جام شوکران را بار بار باال‬ ‫است‪ ،‬بحرانیکه از فرط وفور منشاء گرفوه است‪ .‬انولکوو‪،‬لی که از موقعیت‬
‫کرده است‪.‬‬ ‫روشنفکر پرسنده و مؤلد به موقعیت منورالفکر تنبل و الم شنگه‬

‫‪16‬‬
‫عمل یکی از مشکالتی ست که روشنفکر مغرور از فرط نیندیشیدن در‬ ‫چنین روشنفکری نمی اندیشد بل در خامیهای خویش میجوشد‪ ،‬در‬
‫چنبرۀ آن گیر مانده است‪.‬‬ ‫جوشیدن جای اندیشیدن را پر میکند‪ .‬جوشیدن کاذ ‪ ،‬جوشیدن‬
‫تا روشنفکر از اندیشه و اندیشیدن پر نگردد‪ ،‬از خودخواهی و حذف‪،‬‬ ‫احساساتی‪ .‬روشنفکر با آنکه ادعای اید‪،‬ولوژیها‪ ،‬ایزب ها و اندیشه ها رابا‬
‫خالی نمیگردد‪.‬‬ ‫خود حمل میکند اما هرگز نووانسوه برای خود‪ ،‬شمعی باشد و برای‬
‫‪ . 4‬شرطی شدن‬ ‫مردب چلچراغ‪ .‬برای خود فکری باشد صیقل خورده و برای مردب عمل‬
‫روشن‪.‬در طی این ده سال پسین‪ ،‬روشنفکر به موجود دریشی پوش‬
‫روشنفکر زخمی و جنگ زده‪،‬در اتمسفیر دود نفس می کشد و افق‬ ‫مجلسی تبدیل گشوه است‪ ،‬روشنفکر مجلسی هم در حصار کابل هم در‬
‫تابندۀ دید ندارد‪.‬این روشنفکر‪،‬رفوه رفوه با سلسله ای از شرط ها و‬ ‫شهربند غر ‪ ،‬مشغول برگذاری مجالس است و مجالس نیز صداها و‬
‫نشانه ها خوی میگیرد‪،‬شرط ها به اکسیجن زندگی اش تبدیل می‬ ‫ال اندیشیده شده اند‪ .‬روشنفکر مجلسی‬ ‫اوراقی را می اندیشند که قب ً‬
‫شوند‪.‬چنین آدمی یک روشنفکر شرطی است‪.‬شرطی بودگی به یکی از‬ ‫بدنبال عمل و تعیین سرنوشت مردب نمیرود‪ ،‬خوشحال است که آراب‬
‫شاخصه های بنیادین دگرش تبدیل میگردد‪.‬روزمرگی های خصوصی و‬ ‫ننشسوه از صبح تا شاب بر کرسی وعظ نشسوه است‪ .‬روشنفکر مجلسی‬
‫سیاسی اش در هاله ای از بازتابهای مشخص‪ ،‬مشروط میمانند‪.‬آنچه در‬ ‫بعد از خوم هر مجلسی بجای چاره اندیشی‪ ،‬آهنگ سمنک است که از‬
‫ذهن و عقل و احساسش باالجبار ذخیره شده است‪،‬بنمایۀ روشنفکری‬ ‫پیشانی و لبخندش پا‪،‬ین میریزد‪:‬‬
‫اش را می سازد‪،‬آنچه در کرکورش ته نشین گشوه‪،‬شالودۀ شخصیت و‬
‫این خوشی سال یکبار است‬
‫منش روشنفکرانه اش را ساخوار می بخشد‪.‬‬
‫سال دیگر یا نصیب‬
‫روشنفکر شرطی در هر معادله ای بطرز یک سان به میدان می آید‪.‬در‬
‫میدان مکالمه ‪ ،‬زره می پوشد‪،‬در میدان نوشوار با لباس آهنین ظاهر‬ ‫این گونه روشنفکر تحمل ابرو را باالی چشم ندارد‪ .‬تبسم را به تیر‬
‫می گردد‪،‬در شاب شعر و سخن‪،‬با گلوله های رساب میدرخشد‪.‬مطابق‬ ‫میزند و گفوگو را با گلوله‪ .‬اندیشه را سیلی میکوبد و مکالمه را خنجر‪.‬‬
‫اشاره ها و انگیزه های حک شده‪ ،‬به عکس العمل دست میزند‪ ،‬عکس‬ ‫همیشه بدون ابر میبارد و بدون هیزب میجوشد‪ ،‬تنبوری است که بدون‬
‫العمل روانی‪ ،‬عکس العمل جسمانی‪.‬روشنفکر شرطی در برابر هر مکالمه‬ ‫انگشت پرصداست‪ .‬ابری است که عالقه دارد بروی دیگران ببارد‪.‬نمیداند‬
‫و هر نوشواری‪ ،‬دربرابر هر چهره و هر خاطره ای‪ ،‬مبونی بر معیارات و‬ ‫و حس نمیکند که با چنین روشهایی‪ ،‬صف به ساخوار ذاللین نمیرسد‪،‬‬
‫مقیاسهای تثبیت شدۀ درونی‪ ،‬درگیر میگردد و دفعون بازتا نشان‬ ‫صف پراگنده و پریشان میماند‪ .‬این روشنفکر که لقب روشنفکر را با‬
‫میدهد‪ ،‬نه مطابق ساخوار بحث و کیفیت نوشوار‪.‬‬ ‫خود اولدنگ کرده است‪ ،‬روشنفکری را نوعی از شغل میداند که باید از‬
‫چنین روشنفکری‪ ،‬در پاسخدهی‪ ،‬بی حوصله و مانند رعد‪ ،‬تیز و‬ ‫مدرک آن نان بخورد و به جاه و شهرت و ثروت برسد‪ .‬این موجود نابالغ‬
‫غرشناک است‪ .‬همیشه خود را برای دفاع ازخود بنمایش میگذارد‪.‬‬ ‫هنوز نمیداند که روشنفکر یعنی اندیشیدن و اندیشیدن یعنی تولید‬
‫روشنفکری است در حال حمله و یورش‪ .‬این گونه روشنفکر فقط با‬ ‫روشنی‪ ،‬تولید آگاهی‪ ،‬تولید اعوراض و بیداری‪.‬‬
‫نشانه های عینی و نشانه های ذهنی سروکار دارد‪ .‬وقوی یک نشانه را‬ ‫روشنفکر نمیخواهد بداند که افغانسوان کوچک دارای مشکالت بزرگ‬
‫میبیند یا میشنود بزودی و بطور ناخودآگاه عکس العمل جوشان و‬ ‫است‪ ،‬نمیخواهد اعوراف کند که پرابلمهای ما کالن است و آدب های ما‬
‫خروشناک نشان میدهد‪.‬هرگز نمی اندیشد چون شرطی شدگی توان‬ ‫کوچک‪.‬هر دونکیشوتی خود را ناجی خلق و رهبر مملکت می پندارد‪.‬‬
‫اندیشیدن را از او سلب کرده است‪ .‬با شبکه ای از نشانه ها درگیر است‪،‬‬ ‫روشنفکر تا از چاه و زندان خودساخوه بیرون نپرد‪ ،‬تا لقمه های جویده‬
‫این نشانه ها میووانند یک واژه باشد‪ ،‬یک جمله باشد‪ ،‬یک کوا باشد‪،‬‬ ‫و مفلوج کننده را قی نکند به جایگا ِه روشنفکر موعهد (سارتر) روشنفکر‬
‫یک مصرع باشد‪ ،‬یک مکالمه باشد‪ ،‬یک تابلو باشد‪ ،‬یک آهنگ باشد‪،‬‬ ‫آماتور (ادوارد سعید) روشنفکر ارگانیک (گرامشی) روشنفکر مؤلد مون‬
‫یک کلیپ باشد‪ ،‬یک صدا باشد‪ ،‬یک تبسم باشد‪ ،‬یک گروه باشد‪ ،‬یک‬ ‫(دریدا)‪.‬و به همین گونه به هر تعبیری که به روشنفکر بنگریم به این‬
‫قوب باشد‪ ،‬یک زبان باشد‪ ،‬یک ژست باشد‪ ،‬یک فکاهی باشد‪ .‬هرچه‬ ‫اندیشه اندر میگردیم که تا روشنفکر خود را بعنوان فرد‪ ،‬در آگاهی‬
‫باشد روشنفکر شرطی با درک و تجربه ای که از نشانه دارد‪ ،‬دربرابرش‬ ‫خویش صیقل نزند‪ ،‬به فردیت آگاه و درونزا ارتقا نکند‪ ،‬به سیمای‬
‫می ایسود و بدون تأمل و تحمل‪ ،‬آدب و عالم را بزیر نفی و رگبار میبرد‪.‬‬ ‫روشنفکر موعهد‪ ،‬ارگانیک‪ ،‬آماتور و مؤلد مون تبدیل نخواهد شد‪.‬‬
‫روشنفکر شرطی روشنفکر معواد است‪ .‬معواد به جنگ زرگری‪ ،‬معواد به‬ ‫مگر در گذرهای اندیشه گیر‬
‫توهین کردن و دعوا جلبی‪ ،‬معواد به نانویسی و شفاهیات‪ ،‬معواد به نا پرسیدن‬ ‫که از بازگفون بود ناگزیر‬
‫و پرسویدن‪ ،‬معواد به تشدد و پراگنده زیسون‪ ،‬معواد به کارها و‬ ‫پهلوان پنبه گی‪ ،‬روشنفکری نیست‪.‬ما هرقدر بگرد خویش الف و گزافه‬
‫نگارشهای جلف و سطحی‪ ،‬معواد به حز سازی و باالنشینی‪ ،‬معواد به‬ ‫ببافیم‪ ،‬بهمان مقیاس از روشنفکری دور میشویم‪ .‬بسیار روشنفکران را‬
‫کور خود بینای مردب‪ ،‬معواد به الف و شکسوه نفسی‪.‬و ده ها اعویاد‬ ‫دیده ایم و شنیده ایم که با شمشیرهای چوبین‪ ،‬سر دیکواتوران عالم را‬
‫نازنین دیگر‪ .‬اعویاد روشنفکرانه از کجا منشاء میگیرد؟ از درون اوضاع و‬ ‫در خورجین های تخیل می اندازند‪ .‬دیده و شنیده ایم که روشنفکر این‬
‫ازدرون ناپخوۀ خودش‪ .‬این درون‪ ،‬معدن شرط ها‪ ،‬نشانه ها واخوالالت‬ ‫خطه به دلیل شاعرانه بودن فرهنگش‪ ،‬با واقعیات روزمره و تاریخی با‬
‫است‪ .‬این آدب در اتمسفیر شرطها‪ ،‬معیارها‪ ،‬میراثها و مجموعهای از ذخیره‬ ‫تشبیه و اسوعاره‪ ،‬یعنی با نشانه های صرف ًا ذهنی‪ ،‬تسویۀ حسا میکند‪.‬‬
‫های ذهنی و محرکات حسی خویش نفس میکشد‪ .‬همه چیز در مغزش‬ ‫روشنفکر افغان در بسیاری حاالت و دوره ها یک دونکیشوت تماب عیار‬
‫آنقدرتکرار میشوندکه شعور و احساسش به آن انگیزه ها معواد میگردند‪.‬‬ ‫است دون کیشوتی که با یک دست سر مال و مالک و اجنبی و‬
‫روشنفکر شرطی‪،‬مقداری از شرط ها را از فرهنگ عمومی جذ میکند‬ ‫دسونشانده را از تن جدا میکند و با دست دیگر تطبیق شریعت را برای‬
‫(زبان‪ ،‬قوب‪ ،‬مذهب‪ )...‬و مقداری از انگیزه ها و شرط ها را از الکهای‬ ‫امت مسلمه آذان میدهد‪.‬‬
‫حزبی و صندوقهای فکری میگیرد‪ ،‬روشنفکر شرطی‪ ،‬مواد و مصالح‬ ‫تناق و دوالیه گی‪ ،‬از درون روشنفکر بی اندیشه سرچشمه میگیرد‪.‬‬
‫شرطی شدن را از تجربه های گسسوه و ناپخوه‪ ،‬آگاهی های خاب و دب‬ ‫وقویکه اندیشه و واقعیت به اندیشیدن و پخوگی نرسد‪ ،‬به حیث‬
‫بریده‪ ،‬از برداشوها و تحلیلهای غیر مدون و شفاهی‪ ،‬جذ میکند‪.‬یک‬ ‫معلومات‪ ،‬تصاویر و نشانه های پراگنده‪ ،‬در ذهن باقی میماند و در دوره‬
‫آدب سیاسی که به گروه الف تعلق خاطر دارد باوجودی که تجربه و‬ ‫های موفاوت زندگی (پیروزی‪ ،‬شکست‪ ،‬وحدت‪ ،‬انشعا ‪ ،‬یأس‪،‬‬
‫راهش مهر ابطال خورده باشد‪ ،‬در مکالمه و گفوگو با آدمی از گروه ‪،‬‬ ‫دلسردی‪ ،‬قدرت‪ ،‬ثروت‪ )...‬به اشکال موناق بازتا میابد‪ .‬بیوگرافی‬
‫از همان قالب های دیروزی و سنگرهای مومیایی شده‪ ،‬بدفاع بر‬ ‫روشنفکری این خطه پر از اسرار تناق آمیز است‪.‬‬
‫میخیزد‪ .‬این دفاع دفاع شرطی است‪ ،‬که روشنفکر را از روشنفکری جدا‬
‫میسازد‪ ،‬چه‪ ،‬وظیفۀ روشنفکر نقد تجربه های پراگنده است‪ ،‬نقد‬ ‫روزی یک اندیشه را با شوری شور می بلعد‪ ،‬روز دگر با تماب بی نمکی‬
‫آگاهیها است‪ ،‬تعارض بین امروز و گذشوه است‪ ،‬فردی که این کار را‬ ‫آن اندیشه را اسوفراغ میکند‪ ،‬یک روز کسی را مانند بت میپرسود روز‬
‫دگر همان بت را با تیشۀ نفرت و دشمنی میشکند‪ .‬تناق در نظر و‬
‫‪17‬‬
‫نه تنها که اندیشه و اعوقاد آدمیزاد برایتش از‬ ‫جنگ تن به تن‬ ‫نمیکند یا نمیوواند بکند‪ ،‬روشنفکر نخواهد بود‬
‫اهمیت بنیادین برخوردار است که بین شتکتل‬ ‫جنگ زرگری‬ ‫ولو با هزار و یک نوع دار دار و الم شنگه ختود‬
‫لباس و قیافۀ آدمها نیز خط فاصل میکشد‪.‬‬ ‫هرکس عالقه دارد که دیگری را از صتحتنته‬ ‫را روشنفکر بنامد‪.‬‬
‫روشنفکر دموکرات ‪ ،‬درک شور ماروشنفکر‬ ‫بردارد‪ .‬مهم نیست که ولو این تسویۀ حستا‬ ‫روشنفکر شرطی از درون خالی است‪ .‬دیتواری‬
‫دموکرات نتیتز هتنتوز در درون ختویتش‬ ‫ها به دویل و حذف فزیکی خاتمه پیدا کتنتد‪.‬‬ ‫است که در خود غلویده است‪ .‬مجموعه ای از‬
‫دموکراتیزه نشده است‪ .‬روشنفکر دموکرات‪ ،‬در‬ ‫دویل با شمشیرهای چوبین‪ ،‬دویل با واژه های‬ ‫عناصر است‪ .‬چند تا نقل قتول‪ ،‬چتنتد ورق‬
‫منش و نگرش خود چیز کتمتی از آدمتهتای‬ ‫خونین‪ ،‬جنگ تن به تن‪ ،‬جنگ زرگری‪ ،‬میراث‬ ‫محدود یا نامحدود‪ ،‬فهمیدن نامهای چنتد تتا‬
‫قومی و مذهبی ندارد‪ ،‬چون دموکرات بودن ما‪،‬‬ ‫شکوهمندی است که طی ایتن چتنتد ستال‬ ‫کوا ‪ ،‬چند تا خاطرۀ حماسی‪ ،‬شناخون عکس‬
‫فرایند اصیل و سامانمند را طی نکرده استت‪،‬‬ ‫پسین از روشنفکر بجای مانده است‪ .‬هترکتس‬ ‫چند تا فیلسوف و نویسنده‪ ،‬چند تا تجربتۀ نتا‬
‫فقط در گفوار این ناب را با خود حمل میکند و‬ ‫بجان هرکس افویده است‪ ،‬فضا آنقدر خونریز و‬ ‫مدون سیاسی‪ ،‬چند تا دید و وادیتد عتبتث‪،‬‬
‫در عمل یعنی در لحظه های مکالمه و نگاشون‬ ‫میخ آلود است که به جتز حترکتت کتارد و‬ ‫شرکت در چند مجلس کتوچتک و بتزرگ‪،‬‬
‫(هکذا در خانواده و جامعه)‪ ،‬با تلوار مینویسد و‬ ‫چرخش خنجر‪ ،‬به هیچ حرکتت و چترختش‬ ‫سرانجاب صندوقی از چند تا آه‪ ،‬چند تا یأس و‬
‫با گرز و سپر به میدان مکالمه و رقیب زدایتی‬ ‫دیگر نمیووان دل خوش کرد‪.‬‬ ‫چند تا افسوس ‪ ...‬اجزا و عناصر روشنتفتکتری‬
‫ظاهر میگردد‪ .‬با اندک تنش و مخالفوی به نفی‬ ‫ما که در دهۀ دوب قرن بیست و یکم زنتدگتی‬ ‫اش را تشکیل میدهد‪.‬‬
‫دیگران میرسد‪ .‬روشنفکر دموکرات در درون‬ ‫میکنیم‪ ،‬گاهی چرت و پندارمان عقب مانده تر‬ ‫نوع دیگر روشنفکر شرطی کسانی اند کته در‬
‫خود دیکواتور و اسوبدادی مانده است (چنانچه‬ ‫از قرن کیکاووس و گشواسب میگردد‪ .‬متا در‬ ‫الکهای تشکیالتی و صنتدوقتهتای مشتختص‬
‫در بحث اسوبداد رأی بته ایتن متعتضتلتۀ‬ ‫عصر پهلوانان رویین تن قرار نداریم آنگونه کته‬ ‫فکری نفس نکشیده اند ولی اینان نیز از بت ِد‬
‫روشنفکری پرداخوه شد)‪.‬شاید از روشتنتفتکتر‬ ‫پسر گشواسب با شوهر تهمینه‪ ،‬بنمایندگی دو‬ ‫حادثه‪ ،‬برای خود الکهای کوچک و صندوقهای‬
‫قومی و مذهبی زیاد جای گله نباشد که چترا‬ ‫سلطنت به نبرد تن به تن به مصاف آمدند و با‬ ‫بزرگ ساخوه اند‪ ،‬با فرو رفون در شترط هتای‬
‫به حذف دیگران یعنی جانشینی میرسند‪،‬ولتی‬ ‫رها شدن تیر سیمرغی یعنی تیر دو پیتکتانته‪،‬‬ ‫قومی‪ ،‬مذهبی و انگیزه های زبانی‪ ،‬خود محتور‬
‫از روشنفکر دموکرات این پرسش را باید کترد‬ ‫چشمان رویین تن بلخی برای همیشه خاموش‬ ‫بینی و ازدماغ فیل افویدگی‪ ،‬زمینتۀ شترطتی‬
‫که چرا به تحمل و همنشنی تمکین نمیکند؟‬ ‫گردید تا پیروزی سلطنوی بر سلطنت دیتگتر‬ ‫شدنهای شانرا به شکل دیگری فراهم ساختوته‬
‫روشنفکر چپ ‪ ،‬آدمی که در هوای چپ و‬ ‫ثبت تاریخ ماند‪...‬ما نمیووانیم مانند رویین تنان‬ ‫اند‪ .‬این طایفه نیز با کشش و جاذبۀ نشانه هتا‬
‫چپ چپ نفس کشیده است‪ ،‬همان است که‬ ‫بلخی و زابلی‪ ،‬روشنفکر امروزینه را که بتا زور‬ ‫به جرقه‪ ،‬غرش و زیسون میرسند‪.‬‬
‫بوده و همان هست و همان خواهد بود‪.‬یک‬ ‫اندک‪ ،‬دعوای جهان پهلوانی دارد‪ ،‬بنمایندگتی‬ ‫درگیری با روشنفکر شرطی زور فیل میخواهد‪.‬‬
‫روشنفکر چپ هم اکنون همانست که چهل‬ ‫از دو حز ‪ ،‬دو اندیشه‪ ،‬دو مذهب‪ ،‬دو قوب‪ ،‬دو‬ ‫چه‪ ،‬روشنفکر شرطی قدرت مکالمه و پلمیتک‬
‫سال پیش بوده است‪ .‬روشنفکر چپ حوا ژست‬ ‫سمت‪ ،‬دو دولت به میدان نبرد بیاوریم تتا بتا‬ ‫را‪ ،‬با غوطه زدن در برکه های نیلی نشانه هتا‪،‬‬
‫و طرز خندیدن را از ایزب ها و دیالک تیک‬ ‫آرایش جنگ تن به تن‪ ،‬قهرمان و قتهترمتانتی‬ ‫از دست داده است‪ .‬از این رو اگر‬
‫میگیرد چه رسد به پلمیک و اندیشه و نوعیت‬ ‫خلق کرده باشیم‪.‬روشنفکر نه بنمایندگی یتک‬ ‫به سراغ او می آیید‬
‫انقال ‪ .‬برای روشنفکر چپ در قدب اول غیر از‬ ‫جمع‪ ،‬که بنمایندگی از حریم خود‪ ،‬به ستوی‬
‫چپ‪ ،‬دیگران برای ذهنش پدیدۀ مطروده‬ ‫نرب و آهسوه بیایید‪ ،‬مبادا که ترک بردارد‬
‫جوگ میرود‪ .‬قرار گرفون در زیر چور جمتعتی‪،‬‬
‫است‪ ،‬و در قدب دوب ‪ ،‬چپ غیر خودی نیز‬ ‫نوعی از درماندگی و بی پناهی است کته روح‬ ‫چینی نازک تنهایی او‬
‫برایش قابل حذف‪ ،‬اموناع و انکار است‪ .‬از‬ ‫روشنفکر را اشغال کرده است‪ .‬جدال تن به تن‬ ‫‪ . 5‬اصطکاک روانی‬
‫همینروست که چپ در درون خود نیز باخود‪،‬‬ ‫که در فُرب جنگ زرگری بنمایش می آیتد و‬ ‫روشنفکر افغانسوان تا هنوز نووانسوه استت از‬
‫سازگاری را ازدست میدهد و تا جایی پیش‬ ‫همه روزه درغیا واقعیت و غیا مردب اجترا‬ ‫یکسو با مون ها و نوشوه های خود و از ستوی‬
‫میرود که به آحاد خویش تجزیه میگردد و‬ ‫میگردد‪ ،‬شرنگی است که در جاب هر یک متان‬ ‫دگر با مونهای دیگران به گفوگو و پترختاش‬
‫درین صورت نیز برای هر چپ منفرد‪ ،‬چپ به‬ ‫پر و خالی میشود‪.‬‬ ‫بنشیند‪ .‬آنچه که تا هنوز روشنفکر سیاستی و‬
‫حیث کوله و مجموعه‪ ،‬منسوخ میگردد‪.‬‬ ‫روشنفکر قومی ‪،‬روشنفتتکتتریتتت ختودرا از‬ ‫روشنفکر سنوی انجاب داده است‪ ،‬دست چتیتن‬
‫روشنفکر چپ به غیر از خود یعنی به غیر از‬ ‫جرثومه های قومی جذ میتکتنتد‪.‬فتردی کته‬ ‫کردن نقل قولها و تأویل آنها بنفع خود و گروه‬
‫چپ اندیشی‪ ،‬سایر طیف های روشنفکری را‬ ‫اسوخوان بندی فکری و روانی اش در کتورۀ‬ ‫کوچک خود بتوده استت‪ .‬ستاختوتار روانتی‬
‫سیال نمیگیرد‪ .‬به همین خاطر روشنفکر چپ‬ ‫قومی و زبانی ریخوه شده‪ ،‬در نوشوه و گفوگتو‪،‬‬ ‫روشنفکر افغان‪ ،‬بوسیلۀ قالبهای حزبی‪ ،‬قومتی‪،‬‬
‫هم با خود در اصطکاک قرار دارد (به علت‬ ‫در خانه و جاده‪ ،‬در بیداری و خوا ‪ ،‬در جلسه‬ ‫مذهبی‪ ،‬زبانی و هکذا سنوی ریخوه شده است‪.‬‬
‫تضاد بین واقعیت و ذهن) و هم بر دیگران بار‬ ‫و مهمانی‪.‬فقط در چارچو همان قتلتبتهتا و‬ ‫روان هر روشنفکر روان زخمی و مصتنتوعتی‬
‫اصطکاک روانی را تحمیل میکند‪.‬‬ ‫قالبها بظهور میرسد‪.‬اسودالل و تأویل را نه بتر‬ ‫است‪ ،‬مانند خوا مصنوعی‪.‬‬
‫شاید این سخن فروید به انواع روشنفکر کشور‬ ‫مبنای آگاهی های موفاوت و علمتی بتل بتر‬ ‫کسیکه در فضای معین فکری‪-‬تشکیالتی تربیت و‬
‫ما صدق میکند که“هر اثر ادبی ‪،‬نویجۀ بیماری‬ ‫اساس حسها و جاذبه های اتنیکی بنا میتکتنتد‪ .‬از‬ ‫پرورش یافوه است‪ ،‬دارای روان و اخالقیاتی است‬
‫روانی نویسنده است“‪.‬‬ ‫اینروسوکه روشنفکر قومی در مواجهه با دیگریت‬ ‫که در همان فضا کاشوه شده است‪ .‬روان هتر‬
‫اصطکاک روانی یک شاخصۀ بنیادین است کته‬ ‫قومی با اصطکاک روانی ظاهر متیتگتردد و دریتن‬ ‫روشنفکری آگنده از تأثیرات فرهنگ عمتومتی‬
‫روشنفکر را در چنبره و داربستت ختویتش‬ ‫تقابل به نفی بدون چون و چرای دیگران میرسد‪.‬‬ ‫(جامعه و خانواده) و محصول تربیت سیتاستی‬
‫آویزان کرده استت‪.‬طتیتف هتای نتامتبتردۀ‬ ‫روشنفکر مذهبی ‪ ،‬آنکه در ت شکیتتالت و‬ ‫و ‪ ...‬بوسیلۀ معیار های چوکاتی و تابوتی است‪.‬‬
‫روشنفکری هر کداب شان ختود را سترتتاج‬ ‫فضای مذهبی پرورش یافوه استت‪ ،‬روحتیته‪،‬‬ ‫در جامعۀ جنگ آلود ما‪ ،‬روشتنتفتکتر چتپ‪،‬‬
‫دیگران میدانند‪ .‬بمجردی که در یک مکالتمتۀ‬ ‫کرکور و برخوردش را نسبت به دیتگتران‪ ،‬از‬ ‫روشنفکر راست‪ ،‬روشنفکر قومی‪ ،‬روشتنتفتکتر‬
‫عادی‪ ،‬در یک بحث جدی‪ ،‬در یک متجتلتس‪،‬‬ ‫همان ریشه های مقدس‪ ،‬قرض میگیرد‪ ،‬و در‬ ‫لیبرال روشنفکر دموکرات‪ ،‬روشنفکر اکادمیک‪،‬‬
‫دریک میز مدور‪ ،‬در یتک متقتالته‪ ،‬در یتک‬ ‫هنگاب برخورد با دیگران بته تتئتوری حتذف‬ ‫روشنفکر سنوی‪ ،‬روشنفکر سرکاری‪.‬همگی بته‬
‫مصاحبه‪.‬در برابر هم قرار میگیرند‪ ،‬اولور از همه‬ ‫میرسد‪ .‬اصطالح روشنفکر دینی‪ ،‬جتای ختود‬ ‫تناسب و اشکال موفاوت دچتار بتحترانتات و‬
‫از لحاظ روانی در دایرۀ اصطکاک و تقابل متی‬ ‫موضوعی برای بحث جداگانه است‪ .‬روشنفتکتر‬ ‫اخوالالت روانی اند‪ .‬چیزی که تا هنوز ما آنترا‬
‫ادامه در صفحه بیست ودوم‬ ‫غلوند‪،‬‬ ‫مذهبی‪ ،‬بیرون از خود را در پردۀ شک میبیند‪.‬‬ ‫جدی نگرفوه ایم‪.‬‬
‫‪18‬‬
‫تکامل دایمی ارزیابی نموده و مطلق اندیشی را در قلمرو دانش که‬ ‫ادامه صفحه پنجم مجمع و مسألۀ روشنگری در شرایط امروزی‬
‫دایما روبه تکامل میباشد‪ ،‬هر گز پذیرا نیست‪.‬‬
‫از نظر هیوب‪ ،‬قلمرو امپراطوری کوچک ذهن بشر‪ ،‬برای شناخت خود و‬ ‫کانت روشنگری را ” خروج آدمی از نابالغی و رهایی از ناتوانی در بکار‬
‫عالمی که او را در احاطۀ خود دارد‪ ،‬دایما محدود و فراخنایی بیش از‬ ‫گیری فهم خویشون‪ ،‬بدون هدایت دیگران“ تعریف مینماید‪ ،‬شعار‬
‫تجربه و عمل بشری با خود ندارد ‪.‬‬ ‫” همیشه در بکارگیری فهم خویش دلیر باش“ کانت‪ ،‬ساده ترین و‬
‫جامع ترین تعریف روشنگری میوواند بحسا آید‪.‬‬
‫داشون شکاکیت علمی‪ ،‬وتالش درجهت کالبد شکافی معرفت و‬
‫شناخت موجود‪ ،‬برای رسیدن به مدارج بعدی شناخت که دایما با‬ ‫روشنگری را بصورت ساده و مخوصر آن میووان مجموع راهکارهای‬
‫مرزشکنی ها همراست‪ ،‬محووای اصلی کارروشنگری راتشکیل میدهد‪.‬‬ ‫علمی و عملی مبارزه‪ ،‬برعلیه کلیه اشکال و عوامل تاریک اندیشی‪،‬‬
‫درجهت رهاسازی انسان از تفکرات عقیم و برده ساز در جوامع انسانی‬
‫‪ -3‬تضاد وهمزیسوی اندیشه های موضادِ یا همدیگر پذیری انسانی‬ ‫تعریف نمود‪ ،‬که آن تفکرات ناسالم عقل و فهم آدمی را به گونۀ فردی‬
‫با درنظر داشت نسبی بودن معرفت انسان‪ ،‬نسبت بخود و جهانی که‬ ‫و یا جمعی آن به اسارت کشیده‪ ،‬و انسان را از بکارگیری مسوقالنۀ فهم‬
‫ال‬
‫بدان تعلق دارد‪ ،‬معرفت مطلق به تمامی مجهوالت امری محال و کام ً‬ ‫و آگاهی خود محروب میسازند‪.‬‬
‫دست نایافونی است‪ .‬که نویجۀ حومی آن هم شکل گیری افکار و‬ ‫عده ای از دانشمندان معوقد اند که ”بخش عظیم انسانها به دلیل‬
‫اندیشه های مونوع و گاهی هم موضاد در رابطه با یک پدیده و تمامی‬ ‫نداشون اعوماد به نفس و بزدلی در بکارگیری فهم خویشون‪ ،‬با وجود‬
‫پدیده های عالم به شکل طبیعی و کامالً اجونا ناپذیرآن میباشد‪.‬‬ ‫دسویابی به بلوغ طبیعی و عبور از مرحلۀ نا بالغی‪ ،‬به لطف طبیعت‪،‬‬
‫اگر روشنگری کار خود را با منطق مدارا و همدیگر پذیری‪ ،‬دارندگان‬ ‫هیچگاهی از قیمومیت دیگران آزاد نمیشوند‪ ،‬و بگونۀ خود خواسوه‬
‫افکار و اندیشه های مخولف وارد میدان روشنگری نسازد‪ ،‬آزادی افکار‪،‬‬ ‫صغیر باقی میمانند“‪.‬‬
‫آزادی بیان‪ ،‬آزادی عقیده و تمامی انواع آزادی های مشروع انسان به‬ ‫این جماعت عظیم داوطلبان تحمیق و صغارت را همیشه بایست‬
‫بن بست رسیده و جامعه با زنجیرهای خودساخوۀ انسانهای زورمند و‬ ‫پیشوایی در پیش باشد که امر و نهی کند و هدایوگرانی همچون کوب‬
‫مزور به بند کشیده میشود‪.‬‬ ‫مقدس‪ ،‬رهبران دینی‪ ،‬سیاسی و اجوماعی که مسئولیوهای دنیوی و‬
‫تقابل اندیشه ها‪ ،‬برخورد علمی و منطقی آراء و عقاید انسانها‪ ،‬با محک‬ ‫اخروی ایشان را هدایت نموده و خود آنها را از زحمت اندیشیدن رهایی‬
‫نقد ارزشمند و سازنده‪ ،‬پردۀ جهل و بیخردی را زایل‪ ،‬و حقیقت را با‬ ‫بخشد‪ ،‬که این امر اصلی ترین عامل پیدایش اسوبداد و اسوثمار در‬
‫تماب زیبایی هایی که در آن وجود دارد‪ ،‬بمیدان میکشد‪.‬‬ ‫جوامع انسانی است‪ ،‬که بخش بزرگی از جامعه را بصورت دایمی آن در‬
‫از دیگاه روشنگران‪ ،‬در میان انسانها هیچگاه عقل کل پدیدار نمیشود‪ ،‬و‬ ‫زیر اسارت یک بخش کوچک قرار میدهد‪.‬‬
‫دانای خطا ناپذیر وجود ندارد‪.‬‬ ‫روشنگری در واقعییت امر‪ ،‬مبارزۀ بی امان برعلیه تمامی گرایشات خود‬
‫دانشمندی میگوید‪ :‬دیکواتوری و آزادی از اینجا ناشی نمیشود که یک‬ ‫خواسوۀ بردگی و اسارت فکری‪ ،‬در میان انسانها‪ ،‬با اسومداد از سالح‬
‫مکوب خود را حق میشمارد یا ناحق‪ ،‬بلکه از اینجا ناشی میشود که‪ ،‬آیا‬ ‫عقالنیت و دانش انسانی است که نمایندگان آگاه تمامی اقشار و طبقات‬
‫حق انوخا را برای دیگران قایل است یا نه !‪.‬‬ ‫انسانی را از یک روحانی آگاه تا مجموع دانشمندان علوب تجربی و‬
‫انوزاعی‪ ،‬فالسفه‪ ،‬ادیبان‪ ،‬شاعران‪ ،‬هنرمندان‪ ،‬پیشه وران و دیگر‬
‫‪ -4‬حقوق انسان‬ ‫شخصیوهای برازندۀ اجوماعی در بر میگیرد‪.‬‬
‫در دنیای روشنگران‪ ،‬انسان جدیدی در آراء و عقاید انسان شناسان و‬ ‫در جریان کار و مبارزۀ روشنگری آنچه که قبل از همه مورد توجه واقع‬
‫فیلسوفان موولد میشود که‪ ،‬خود مخوار فاعل است‪ ،‬یعنی در تفکر و‬ ‫میشود عبارت است از جایگاه و حقوق انسان‪ ،‬خرد خودبنیاد بر پایۀ‬
‫عمل خود رعیت و بندۀ هیچ مرجعی بجز از خود با وجایب و‬ ‫بلوغ فکری فرد و جامعه‪ ،‬خوداندیشی فردی و اجوماعی‪ ،‬نقادی‪ ،‬دانش‬
‫مکلفیوهای انسانی که حیات برایش مقدر داشوه نمیباشد‪.‬‬ ‫تجربی بر پایۀ مشاهده و عمل‪ ،‬اسوقالل دو نهاد دین و سیاست از‬
‫کانت درین رابطه انسان را بمنزلۀ ”غایت فی نفسه“ در نظر میگیرد‪،‬‬ ‫همدیگر که بصورت کل تمامی عوامل سعادت و بدبخوی بشر به بود و ا‬
‫حقوق بشر را چیزی جز حق مردب به روشن نگری نمیداند‪ .‬به زعم او‬ ‫نبود آنها مرتبط میگردد‪.‬‬
‫سایر حقوق تمام ًا جنبۀ فرعی را دارا بوده‪ ،‬و نقش دگرگون ساز همیشه‬ ‫با در نظر داشت گفوه های فوق‪ ،‬مشخصه های بنیادین روشنگری را‬
‫و در هر تحولی‪ ،‬با حق روشن نگری انسانها است‪.‬‬ ‫مخوصراً بصورت ذیل جمعبندی مینماییم‪:‬‬
‫‪ -5‬آزادی و رستگاری‬ ‫‪ -1‬انسانگرایی‪ ،‬با توجه عمیق به اصالت بشر با حقوق و آزادی هایی که‬
‫کانت معوقد است که روشنگری به هیچ چیزی به اندازۀ آزادی نیازمند‬ ‫طبیعواً با خود دارد‪.‬‬
‫نیست‪ ،‬و تمامی عوامل محدود کنندۀ آزادی را بیک امر با هم شریک و‬ ‫روشنگران در روشنایی عقل و دانش دریافوه اند که انسان در طول‬
‫موفق میبیندکه‪ ،‬همانا منع خردورزی وسلب اندیشیدن آزاد انسانهاست‬ ‫تاریخ بصورت وحشیانه تحقیر‪ ،‬و ارزشهای انسانی بگونه های مخولفی از‬
‫که بصورت طبیعی نصیب ایشان میشود‪.‬‬ ‫سوی خداوندان زور و زر و تزویر لگد مال گردیده است‪.‬‬
‫کانت ناتوانی در بکارگیری فهم را در اثر ضعف ارادۀ انسانها میداند و نه‬ ‫قیاب بر علیه این پدیدۀ شوب که‪ ،‬ریشه در عمق ناآگاهی و از خود‬
‫کمبود فهم‪.‬‬ ‫بیگانگی بخش عظیمی از انسانها دارد‪ ،‬نخسوین وظیفه و هدف‬
‫شالوده و بنیاد روشنگری آزادی‪ ،‬بویژه آزادی اندیشه و تفکر است‪.‬‬ ‫روشنگری است که‪ ،‬با مراجعه به اسلوبهای مبونی بر علم و تفکر‪،‬‬
‫انسان روشنگر یعنی انسان خود اندیش‪ ،‬که برای اندیشیدن نه از کسی‬ ‫حقوق و جایگاه انسان را در نظاب اجوماع تبیین نموده و راه های‬
‫اجازه میگیرد و نه هم از کسی تقلید میکند‪.‬‬ ‫رهایی انسان را ازشیوه های مخولف بردگی و موقعییت افزاری در رابطه‬
‫با انسانهای دیگر رهنمون میشود‪.‬‬
‫آزادی در محک روشنگری هیچگاهی بی قید و بند نیست‪ ،‬همیشه با‬
‫منطق تفکر و عمل‪ ،‬مبونی بر قانونمندیهای عینیت حیات انسان اسووار‬ ‫‪ -2‬شناخت و نسبی بودن مدارج شناخت ومعرفت انسان‬
‫میباشد‪.‬‬ ‫روشنگری با در نظر اشت انسان بمثابۀ یک موجود آزاد‪ ،‬خرد ورز و‬
‫مخوار فاعل‪ ،‬همیشه حدود فهم انسان را محدود و نسبی با ماهییت‬
‫‪19‬‬
‫شدۀ غیر ملی و واراداتی‪ ،‬چپ و راست‪ ،‬زمینه های واقعی شکل گیری‬ ‫‪ -1‬حقیقت جویی وعدالت‬
‫یک جنبش ملی و مردمی روشنگری که برخاسوه از نیازهای واقعی‬ ‫هدف واالی روشنگری‪ ،‬کوشش دایمی و خسوگی ناپذیرانسانها‪ ،‬در راه‬
‫مردب و واقعییوهای عینی جامعه باشد‪ ،‬به شدت مخدوش‪ ،‬و پروسه‬ ‫جسوجوی حقیقت است‪ ،‬که برای سعادت بشر هیچ منبعی را بجز از‬
‫های روشنگری را در کشور ما به بیماری ضد روشنگری‪ ،‬از ناب‬ ‫خود بشر در نظر ندارد‪.‬‬
‫روشنگری‪ ،‬یعنی دنباله روی‪ ،‬از الگوهای وارداتی و صادر شده از‬
‫روشنگران باور دارند که تدارک خیر و سعادت همیشه در اخویار خود‬
‫کشورهای مخولف منطقه و جهان مبوال نمود‪.‬‬
‫انسان و مرتبط با آگاهی و تفکر انسان در مسیر جسوجوی حقیقت قرار‬
‫در نویجه جنبش روشنگری در منجالبی از قدرت طلبی و بیگانه‬ ‫داشوه و دایما موغیر میباشد‪.‬‬
‫پرسوی ها گرفوار‪ ،‬و مردب افغانسوان را با روبرو شدنهای غیرمورقبه با‬
‫شک درمسیر جسوجوی حقیقت یک اصل تغیر ناپذیر است‪ ،‬که با‬
‫کودتا های موعدد بیست وشش سرطان‪ ،‬هفت ثور‪ ،‬کودتای درون حزبی‬
‫درنظرداشت محدودیت در قوۀ فهم بشر‪ ،‬باید است‪ ،‬همیشه باید است‬
‫حفیظاهلل امین‪ ،‬کودتای شش جدی ببرک کارمل توأب باتهاجم قشون‬
‫آنچه را که وجود دارد مورد سوال قرارداد‪ ،‬و بال وقفه در جسوجوی‬
‫اشغالگر شوروی سابق‪ ،‬کودتای درون حزبی داکور نجیب‪ ،‬کودتای ناکاب‬
‫حقیقت بود‪.‬‬
‫شاهنواز تنی‪ ،‬کودتای درون حزبی محمود بریالی و گروه هواداران‬
‫ببرک کارمل که منجر به سقوط حکومت نجیب و پیروزی تنظیم های‬ ‫روشنگری درنگاه یوهان بنیامین ارهارد‪ ،‬غایت جامعۀ مدنی است‪ ،‬که‬
‫جهادی گردید‪ ،‬جنگ های میان گروهی تنظیم های جهادی‪ ،‬حاکمیت‬ ‫هدف بزرگ آنرا رسانیدن انسانها به عدالت میداند و نه‬
‫باند گروپهای فاشیسوی مذهبی طالبان و تهاجمات اشغالگرانۀ‬ ‫خوشبخوی! هدف روشنگری بیرون کشیدن انسان از باطالق تاریک‬
‫پاکسوانی ها‪ ،‬حادثۀ یازدۀ سپوامبر و فراهم شدن مقدمات سرنگونی‬ ‫اندیشی و توهمات اسارت آور فکری شکل گرفوه‪ ،‬بر پایۀ اعوقادات‬
‫طالبان و القاعده‪ ،‬بازی های معامله گرانۀ بن اول و رویکار آمدن‬ ‫باطل و غیرعلمی جماعات مخولف بشری است‪ ،‬که بشر را از روشن‬
‫حامدکرزی و غیره که تاهمین امروز هم ادامه دارد‪ ،‬مقدمات پیهم‬ ‫نگری نسبت بخود‪ ،‬و ماحول آن محروب مینماید‪.‬‬
‫تحویلدهی های خونین قدرت را از یک باند به دیگر باند مهیا‪ ،‬و مردب‬ ‫‪ -4‬خرد ورزی و دین‬
‫ما را از رسیدن به یک جنبش ملی و جوابگو به نیاز های واقعی کشور‬ ‫بنابه گفوۀ کانت و دیگر روشنگران‪ ،‬هیچ کس و هیچ مرجعی قیم مردب‬
‫بازداری نمود که‪ ،‬هیچ کسی هم انوهای آنرا پیش بینی نموده نمیوواند‪.‬‬ ‫شده نمیوواند‪ ،‬مگر خود مردب!‬
‫در چنین یک مرحلۀ حساس‪ ،‬شکل گیری مجمع دانشمندان و‬ ‫بنا ًء دین از دیدگاه روشن گران یک امر فردی و عبادی است که نباید‬
‫موخصصان افغانسوان‪ ،‬در ‪ 3102‬میالدی‪ ،‬طی یک کنفرانس دو روزه‬ ‫در حوزه های سیاست و دولت وارد عمل شود‪.‬‬
‫در دانشگاه مادرید کشور هسپانیه‪ ،‬نخسوین مراحل ایجاد خود را هسوه‬ ‫اولین حاصل روشنگری‪ ،‬باید است روشن نگر ساخون انسان باشد‪.‬‬
‫گذاری‪ ،‬و بعداز تالشهای خسوگی ناپذیر عدۀ از انسانهای موعهد و‬
‫روشن نگری را بصورت کل میووان رسیدن انسان بخود شناسی و باور‬
‫روشن اندیشی که‪ ،‬با درک عمیق و همه جانبه از تمامی معضالت و‬
‫به اندیشه ورأی خود‪ ،‬بر پایۀ تعقل و خرد تعریف نمود‪.‬‬
‫بدبخویهای کشوری بناب افغانسوان‪ ،‬کار را تا این مرحلۀ ایجاد به پیش‬
‫کشیده اند‪ .‬اکنون با تجمع این جمع قابل توجه موفکرین و دانش‬ ‫حال بادر نظرداشت مطالبی که در رابطه با روشنگری و روشن نگری‬
‫پژوهان از صنوف مخولف علمی وت خصصی‪ ،‬تالشهای دیگری را با در‬ ‫بیان گردید‪ ،‬مرورکوتاهی هم مینماییم به جنبش روشنگری در‬
‫نظرداشت تمامی تجار مثبت و منفی‪ ،‬جامعۀ ما از تحوالت گذشوه‪،‬‬ ‫افغانسوان‪ ،‬و وظایف اساسی مجمع دانشمندان و موخصصان کشور‬
‫در حال راه اندازی میباشد‪ ،‬تا باشد که با گزینش یک مسیر مورد نیاز‬ ‫بعنوان یک نهاد روشنگری‪ ،‬با مراجعه به تمامی عوامل مرگبار شکست‬
‫واقعی جامعۀ افغانسوان در پناه‬ ‫نهضوهای تحول طلبی‪ ،‬و نابسامانی ها درین سرزمین که جمع آمد‬
‫امروزی ماراهم‪ ،‬از اسوقامت معینی بخود اخوصاص میدهد‪.‬‬
‫دانش و تخصص دست اندر کاران این مجمع‪ ،‬و یاری روشن اندیشان‬
‫سراسر کشور‪ ،‬رهگشای نهضت روشنگری بمعنی واقعی آن برای امروز و‬ ‫تا جاییکه تاریخ تحوالت سیاسی و اجوماعی کشور‪ ،‬طی سده های‬
‫فردای کشور شده و کشوری را که مردب آن بمرحلۀ معینی از روشن‬ ‫پسین بازگو مینماید‪ ،‬با وجود تمامی محدودیت هایی که حاکمیت‬
‫نگری قرارداشوه‪ ،‬و با تمامی تهاجمات تاریک اندیشی از داخل و خارج‬ ‫های مطلقه و قبیله محور اسوبدادی در حیات مردب افغانسوان اعمال‪ ،‬و‬
‫کشور در یک حالت رودر رویی قرار دارند‪ .‬با نظرداشت تمامی معضالت‬ ‫تمامی روزنه های پیشرفت و ترقی را به روی این مردب بال کشیدۀ‬
‫و تضادهایی که این کشور در مون و بطن خود حمل مینماید‪ ،‬برخورد‬ ‫جهان مسدود نموده بودند‪ ،‬بازهم انوار روشنگری‪ ،‬به شیوه های مونوع‬
‫علمی و خالق به عمل آورده‪ ،‬خود بیک مدرسۀ ایجاد تفکر برای رهایی‬ ‫خود‪ ،‬در زندگی باشندگان این سرزمین پرتو افگن و تحوالتی را در‬
‫تمامی باشندگان کشور مبدل شود‪.‬‬ ‫شیوه تفکر انسانهای میهن ما هم پدیدار ساخت‪.‬‬
‫اندرین جاست که‪ ،‬صف آرایی و مسئولیت مجمع در برابر تمامی پدیده‬ ‫در نویجه نهضت روشنگری در قالب جنبشهای مشروطیت اول‪ ،‬دوب و‬
‫های تاریکی زا وخرد سویز‪ ،‬تاریخی‪ ،‬جغرافیایی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬اجوماعی‪،‬‬ ‫سوب که از روشنگران تحول طلب قربانیهای بی امان گرفت‪ ،‬و‬
‫انسانی‪ ،‬قومی‪ ،‬نژادی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬دینی‪ ،‬لسانی‪ ،‬منطقوی‪ ،‬داخلی و‬ ‫دموکراسی نیم بند دهۀ چهل که توأب بود با شکل گیری غیررسمی‬
‫خارجی این سرزمین‪ ،‬بدون در نظرداشت هیچ ملحوظی بجز از ملحوظ‬ ‫احزا و جریانات مخولف سیاسی با تمایالت چپ‪ ،‬راست و میانه‪،‬‬
‫حقیقت و واقعییت‪ ،‬مشخص گردیده‪ ،‬و کلید گمشدۀ قفلهای زندان‬ ‫زمینه های معینی از پیدایش و رشد خرد ورزی و رشد فکری را فراهم‬
‫تاریخ را جسوجوگر میگردد‪.‬‬ ‫و مردب افغانسوان‪ ،‬خصوص ًا نسل جوان کشور را‪ ،‬تا اندازۀ با گرایشات‬
‫روشن نگری و تفکر مسوقل مجهز نمود‪.‬‬
‫کلیدی که طی سده های مووالی مفقود و طی دهه های موأخر‪ ،‬در‬
‫گودالهای مخوف تحریف وتزویر پنهان سازی‪ ،‬ودست بدست گردیده‪ ،‬و‬ ‫درین دوران با وجود آنکه جامعۀ افغانسوان مشواقانه در جسوجوی راه‬
‫هنوز هم تالشها در جهت مقفل نگهداری قفل های زندانی بناب‬ ‫های اساسی موحول سازی حیات مادی و معنوی خود بود‪ ،‬و هر یکی‬
‫افغانسوان ادامه دارد‪.‬‬ ‫از باشندگان این سرزمین بادیدن و شنیدن پیشرفوها و ترقیاتی که در‬
‫کشورهای مخولف جهان منجمله کشورهای همسایه رونما گردیده بود‪،‬‬
‫چندین قرن درقیداسارت زیسون‪ ،‬و هر تحولی را در بیراهه های منافع‬
‫به شدت موأثر و از بدبخویهای مزمنی که دامنگیر مردب ما بود‪ ،‬به‬
‫کوچک‪ ،‬با دسوان مر‪،‬ی و نامر‪،‬ی مؤذی ترین دشمنان سوگند خوردۀ‬
‫شدت عذا میکشید‪ .‬با تأسف تهاجم اندیشه های آیدآلوژیکی‬

‫‪20‬‬
‫مشکل اساسی جامعۀ ماهم در گذشوه وهم درحال مشکل تفکر و‬ ‫این آ و خاک آزمودن‪ ،‬بزرگورین معمایی درین سرزمین اسوکه‪ ،‬با‬
‫چگونگی اندیشیدن مردب ماست که با یک سلسله باورهای کاذ و‬ ‫وجود تالشهای مظلومانۀ تمامی ساکنینش‪ ،‬درشکسون طلسم اسوبداد‪،‬‬
‫خود درآوردی در رابطه با تمامی مسایل تاریخی‪ ،‬جغرافیایی‪ ،‬اجوماعی‪،‬‬ ‫قفل اسوبداد محکمور وکلید نابودی آن مفقودتر میشود‪.‬‬
‫اقوصادی‪ ،‬جیوپولیویکی‪ ،‬اتنیکی‪ ،‬نژادی ‪ ،‬خانوادگی‪ ،‬دینی‪ ،‬آیدآلوژیکی‬ ‫علت درکجاست و مقصر کیست ؟؟؟‬
‫و غیره عجین بوده و ایشانرا از رفون بسوی تفکر سالم و سازنده که‪،‬‬
‫بی هیچ تردیدی باید است پذیرفت که علت در نابالغی و اسوبداد‬
‫مبیین تثبیت واقعی جایگاه انسان در مقاب انسان‪ ،‬و همدیگر پذیری‬
‫پذیری مردب ماست‪ ،‬و مقصرین واقعی مدعیان سکانداری نجات این‬
‫تماب افراد جامعه بدور از تمامی اشکال امویاز طلبیها و برتری جوییها‬
‫کشور اند که در پناه افیون قدرت طلبی همه داشوه مردب ما را بغارت‬
‫ی غیرانسانی در سرتاسر کشور باشد‪ ،‬ممانعت مینماید‪.‬‬
‫برده و تحمیق را از آدرسهای مخولف قوب و قبیله‪ ،‬نژاد و تبار‪ ،‬زبان و‬
‫امیدواریم که دانشمندان و موخصصان سرزمین ما‪ ،‬بعنوان چراغداران‬ ‫فرهنگ‪ ،‬دین و مذهب‪ ،‬تاریخ و جغرافیا‪ ،‬گذشوه و حال تحویل مردب‬
‫حق و عدالت‪ ،‬معرکۀ روشنگری جامعۀ ما را بادوری از تمامی انواع‬ ‫میدهند‪ ،‬تا خود در مسند قدرت و اعوبارات کاذ پا برجا باقی بمانند‪،‬‬
‫کجباوریها‪ ،‬تعصبات‪ ،‬تبعی ها و بنیادگراییهای قومی‪ ،‬قبیلوی‪ ،‬نژادی‪،‬‬ ‫و مردب همچنان مرکبی برای رسیدن به تمامی آرزوهای شوب ایشان‪.‬‬
‫زبانی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬تاریخی‪ ،‬دینی‪ ،‬آیدآلوژیکی و سیاسی مشعلداری نموده‬
‫انسانها در تاریکی هیچ چیزی را نمی بیینند و اگر ببینند دست کم آن‬
‫و موفق به پالودن تمامی باورهای ظلمت بار‪ ،‬در تفکر و عمل مجموع‬
‫چنان روشن نمی بیند که بووانند اشیا را بصورت کامل آن از هم تمیز‬
‫هم میهنان در سرتاسر کشور شوند‪ .‬تا دیگر در تفکر هیچ باشندۀ این‬
‫دهند و بازشناسند‪ ،‬مگر اینکه نوری پدیدار شود‪ ،‬تا تاریکی را بصورت‬
‫خاک‪ ،‬تفکرات سیاه و اسارت بار بومی و اصیل‪ ،‬مهمان ناخوانده‪،‬‬
‫کامل زایل سازد و زمینه های شناخت و تمیز اشیا را برای هر انسانی‬
‫اجنبی‪ ،‬نجیب آریایی‪ ،‬نانجیب توریایی‪ ،‬وارث تاج و تخت‪ ،‬مزدور و عملۀ‬
‫مهیا نماید‪ .‬درین حالت هم گاهی کمبودی و یا هم زیادی بیش از حد‬
‫مادرزاد‪ ،‬دارندۀ زبان زیبا‪ ،‬زبان گنگ و عقب مانده و غیره باقی نماند‪ .‬تا‬
‫نور‪ ،‬و گاهی هم کور رنگی و نابینایی بیننده‪ ،‬و زمانی هم خواست‬
‫بووانیم همه در کنار هم و بدور از تمامی انواع برتری جوییها و امویاز‬
‫بیننده که هیچ چیز را هیچگاهی خواهان دیدن و تمیزدادن نیست‪،‬‬
‫طلبیهای واهی امرار حیات نموده خویش و کشور خود را ازین منجال‬
‫میوواند مانع دید واقعی اشیا و پدیده ها برای انسانهای معین شود‪.‬‬
‫سیه روزی و بدبخوی برون آوریم‪.‬‬
‫درک واقعییت در کشور ما با تمامی این معضله ها سروکار دارد‪ ،‬که‬
‫بگذار با دانش و معرفت‪ ،‬غبار جهل وتاریک اندیشی را از دل و دماغ‬
‫موأسفانه عده ای انبوهی به شکلی از اشکال گرفوار آن بوده‪ ،‬و خواهان‬
‫مردب خود بزداییم تا مسوحق یک زندگی انسانی برای همه و در کنار‬
‫تفوی همیشگی درک واقعییوها و عینیوها ‪ ،‬به فلورهای منافع‬
‫دیگر مردب عالم شویم‪.‬‬
‫خویشون اند و بس‪.‬‬
‫سپاس از توجه تان‬

‫ثبات و افزایش اعوماد به نظاب آینده خواهد شد‪.‬‬ ‫ادامه صفحه پنجم‬
‫‪ ‬تیم های درگیر باید از خود تواضع‪ ،‬صداقت و ختونستردی نشتان‬ ‫اعالمیه مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان‬
‫دهند تا این خصلت میراثی برای فرهنگ مدارا و دموکراتیک گردد‪.‬‬
‫در باره اوضاع افغانستان‬
‫‪ ‬کمسیون مسوقل انوخابات و کمسیون سمع شکایات انوخاباتی باید‬
‫از جانبداری پرهیز کنند تا این اصل ضمانوی برای پایتان بتحتران‬ ‫پاریس‪ /‬جون ‪ - 3102‬جوزا ‪0232‬‬
‫انوخابات باشد‪.‬‬ ‫اوضاع و احوال فعلی مملکت موجتب‬
‫‪ ‬الزب است که دولت فعلی با رعایت اصل بیطرفتی در رابتطته بتا‬ ‫بی اعومادی و پریشانی مردب نسبتت‬
‫کاندیدان ریاست جمهوری با اقداب مثبت و سازنده در رابتطته بتا‬ ‫به آیندۀ صلح آمیز گردیتده‪ .‬دولتت‬
‫سرنوشت انوخابات از بحران بکاهد‪.‬‬ ‫افغانسوان‪ ،‬کتمتستیتون مستوتقتل‬
‫انوخابات‪ ،‬کمسیون سمع شتکتایتات‬
‫‪ ‬ایجاد کمیوۀ مشورک از اعضای تیم های درگیر تتحتت نتظتارت‬ ‫انوخاباتی‪ ،‬تیم ” تحول و تداوب“ و تیم‬
‫سازمان ملل موحد برای رفع بحران انوخاباتی بایست با درایت تماب‬ ‫” اصالحات و همگرایتی“ مستؤولتیتن‬
‫در شفافیت سرنوشت انوخابات نقش اساسی ایفاء نماید‪.‬‬ ‫خرابی اوضاع فعلی هسوند‪ .‬آنهتا بتا‬
‫‪ ‬نهادهای مدنی‪ ،‬احزا سیاسی و رسانه ها (بخصوص تلویزیونتهتای‬ ‫سرنوشت ملت بازی میکنند‪.‬‬
‫افغانسوان) باید برای کاهش تشنج نقش سازندۀ بازی نمایند‪.‬‬ ‫احوراب به رأی مردب‪ ،‬تعقل و مدارا‪ ،‬گفوگ ِو بین االفغانی‪ ،‬کمک سازمتان‬
‫‪ ‬مجمع بدین باور است که همکاری ک شورهای همتت ستتایتته و‬ ‫ملل موحد‪ ،‬جامعۀ بین المللی‪ ،‬کشورهای منطقه و ستایتر نتهتادهتای‬
‫منطقه در رفع تشنج و بحران در افغانسوان میوواند زمینۀ رشتد و‬ ‫ذیربط میووانند اوضاع فعلی را بسوی ثبات و مشروعیت نسبتی نتظتاب‬
‫توسعه همه جانبه منطقۀ را فراهم سازد‪.‬‬ ‫سیاسی سوق بدهند‪ .‬در غیر آن با زور گویی و جنگ‪ ،‬در درون بتحتران‬
‫موجود‪ ،‬بحران دگری پدید می آید‪ .‬اینها خطرهایی اسوند که جامعۀ ما‬
‫” مجمع دان شمندان و موخصصان افغان سوان“ منحیث بتختشتی از‬ ‫را از چندین سو تهدید میکنند‪.‬‬
‫جامعۀ علمی‪ -‬تخصصی کشور خود را مکلف میداند کته در اوضتاع و‬
‫احوال کنونی در روند تشنج زدایی و اعوماد سازی نقش علمی و عملتی‬ ‫”مجمع دان شمندان و موخصصان افغان سوان“ انوتختابتات ریتاستت‬
‫خود را در حد توان ایفاء نماید‪ .‬مجمع با صراحت و تأکید ابراز متیتدارد‬ ‫جمهوری سال ‪ 0242‬خورشیدی را مقطع مهمی از تاریتخ ستیتاستی‬
‫که اگر سیاسومداران‪ ،‬احزا و گروه های درگیر قدرت با تعقل و متدارا‬ ‫کشور دانسوه و بخاطر حل بحران فعلی نکات ذیل را پیشنهاد مینماید‪:‬‬
‫حرکت ننمایند و به سرنوشت و رأی مردب احوراب نگذارند‪ ،‬درآنصتورت‬ ‫‪ ‬حفظ امنیت‪ ،‬تمامیت ارضی‪ ،‬ثبات سیاسی و ارزشهای دموکراتیک‬
‫مسؤولیت هر نوع تشنج و بحران به عهدۀ آنان بوده و در پتیتشتگتاه‬ ‫در کشور به شفافیت و سرنوشت انوخابات بسوگی دارند که بتایتد‬
‫خداوند(ج) مردب و تاریخ جوابگو خواهند بود‪.‬‬ ‫تأمین گردند‪.‬‬
‫شورای اجراییه مجمع‬ ‫‪ ‬به رأی و ارادۀ مردب باید احوراب گذاشوه شود‪ ،‬زیرا این امر منتبتع‬
‫‪21‬‬
‫قلم گرفوه باشد و کارکردهای فاجعه آفرین یا‬ ‫نماید‪ .‬پرواز انفرادی و پرواز دسوه جمعی‪.‬‬ ‫ادامه برگ هژدهمپنج مشکل بنیادین روشنفکرافغانستان‬
‫مقاومت غرور آفرین خود را بدون حب و بغ‬ ‫پرواز در فضای مرغانچه لطفی ندارد‪ ،‬لقمه در‬ ‫این رویارویی برای شان حکم یک مصاف بین‬
‫نقادی کرده باشد)‪ ،‬نسل تازه ای باید به میدان‬ ‫تاریکی‪/‬الف در مسافری بس است‪ ،‬تاریخ با‬ ‫دوست و دشمن را پیدا میکند و بدون درنگ‬
‫آید و با حفظ حرمت به پیشکسوتان مبارز و‬ ‫دشنامهای بلند تغیر نمی خورد‪ ،‬نامها و ظرایف‬ ‫بروی هم سیلی و شمشیر میریزند‪ ،‬دو‬
‫تحول آفرین****‪،‬راه های طی ناشده را‬ ‫پدیده ها را جعل کردن سودی ندارد‪ ،‬نوشوه‬ ‫روشنفکر نه پس از ساعوها بحث و گفوگو که‬
‫بپیماید‪.‬‬ ‫های سطحی ثبوت افالس است‪ ،‬غرش در‬ ‫در همان چند لحظۀ محدود‪ ،‬دچار حذف‬
‫سیمرغ هوشمند پرید‬ ‫بلندیهای جابلسا به شرشر باران نمیرسد‪ ،‬چیغ‬ ‫یکدیگر میگردند‪.‬‬
‫کوه ترکید‬ ‫زدن در غندی خیر به جادۀ کرباس و ابریشم‬ ‫عکس العمل روانی در مقابل یک چهره یا یک‬
‫در تیرگی ماه سی مرغ بهم افواده و خونین‬ ‫منوهی نخواهد شد‪ .‬بهار افغانسوان با تز‪،‬ین‬ ‫طرز فکر‪ ،‬بالیی ست که از ناپخوگی و نابالغی‬
‫ماند‪.‬‬ ‫گلهای کاغذی و پرسووهای آتشین‪ ،‬آغاز و آباد‬ ‫روشنفکر سرچشمه میگیرد‪ .‬شخص الف در‬
‫پانوشتها‬ ‫نمیگردد‪ .‬روشنفکر از نقد عقل و نقد خویش‬ ‫بخاطری تحمل را ازدست‬ ‫برابر شخص‬
‫* روشنگری بیرون آمدن آدمی است از نابالغی های‬ ‫آغاز شده و بدون نقد‪ ،‬حوا در صداقت خویش‬ ‫میدهد که ذخیره های ذهنی و تربیوی الف در‬
‫خودکرده اش‪ .‬نابالغی یعنی ناتوانی در بکاربردن فهم خود‬ ‫نیز میشارد‪.‬‬ ‫برابر ‪ ،‬قدرت روانی و قدرت منطقی برای‬
‫بدون رهنمود دیگری‪.‬نابالغی هنگامی خود کرده است‬ ‫روشنفکرمتفاوت ‪ ،‬روشنفکر چند بعدی‬ ‫ایسوادن و گفوگو را ندارد و به همین طور‬
‫که علت آن نه کاسوی فهم بلکه کاسوی عزب و دلیری‬
‫در به کاربردن فهم خویش بدون رهنمود دیگری باشد“‬ ‫است‪ ،‬روشنفکری است که بجای جانشینی و‬ ‫در مقابل الف‪ ..‬و الخ‪ .‬آنچه در بارۀ افراد صدق‬
‫روشنگری چیست؟‬ ‫قطعیت‪ ،‬به همنشینی و عدب قطعیت مومایل‬ ‫میکند دربارۀ برخوردهای گروهی نیز صادق است‪.‬‬
‫کانت درین آموزه به ما نشان میدهد که تقلید و فقدان‬ ‫است‪ .‬این روشنفکر کسی است که از فراز‬ ‫سویزاییم باهم چون زبان هم نمیدانیم‬
‫عزب و دلیری‪ ،‬چه آفوی است‪ .‬آفوی که روشنگر را از‬ ‫خاکسورهای دیروز برمیخیزد‪ ،‬با جذ اندیشه‬ ‫چه نادان همسرایانیم !‬
‫وادی روشنگری بسوی ابهامات و تاریکیها پرتا میکند‪.‬‬ ‫ها‪ ،‬تجربه ها‪ ،‬منش ها‪ ،‬بسوی گفوگو و تعارض‬ ‫روانها‪ -‬شیشه هایی از شرنگ رنج آگنده‪-‬‬
‫** ”بوف کور“ که یک روش و یک نگرش و یک منش‬ ‫پیش میرود‪ .‬روشنفکر موفاوت یعنی روشنفکر‬ ‫سخنها سبزه هایی خاکسود از سردی پاییز ‪-‬‬
‫‪-‬‬

‫ال میووان از تحولی که نیما یوشیج‬ ‫است در کنار آن مث ً‬ ‫و دلها‬
‫با شکسون عروض با سرودن شعر ”ققنوس“ ‪0201‬‬
‫قرن بیست و یکمی‪.‬روشنفکر دگر پذیر‪.‬‬
‫هجری در فرهنگ شعر بوجود آورد‪ ،‬سخن زد (تحولی‬ ‫روشنفکری که از روی تیغ اموناع و انکار‪،‬‬ ‫چون تهی گهواره های کودک امید‬
‫که میووانست بوسیلۀ محمود طرزی و اسواد خلیلی‬ ‫صمیمانه عبور میکند‪ .‬روشنفکری که از میدان‬ ‫چو چاووشان جادو‪ ،‬روی بر شب‪ ،‬پشت بر‬
‫بوجود آید که نیامد) و به همین طور از سایر نوشوه ها‪...‬‬ ‫عدب قطعیت بلند میشود‪ .‬روشنفکر الک‬ ‫خورشید‪.‬‬
‫منجمله از کوا دو جلدی ”افغانسوان در مسیر تاریخ“‬ ‫شکن‪.‬روشنفکر خود شکن‪.‬‬ ‫دروازه های بسوۀ تقویم‪،‬ص ‪3‬‬
‫میر غالب محمد غبار که نگرش و روش تاریخ نویسی در‬
‫این نوع روشنفکر خواهد توانست درجۀ‬ ‫نتیجه‬
‫فرهنگ مان دگرگون کرد و تا هنوز هر مؤرخی که قلم‬
‫میگیرد میکوشد به شیوۀ غبار بنویسد که نمیوواند چون‬ ‫ماموریت خود را با نوشوار و تولید مونهای‬ ‫خود شکنی‪ ،‬فرایندی است که روشنفکر و کار‬
‫غبار عالوه بر نگرش و روش یک منش خاص بود‪.‬‬ ‫چاره ساز و جدی‪ ،‬گفوگوهای سازنده و‬ ‫روشنفکری را زنده میسازد‪ .‬روشنفکر دوران ما‬
‫***زور جمعی ‪:‬در پنجاه سال پ سین که دورۀ‬ ‫دوامدار‪ ،‬ترسیم و تثبیت نماید‪ .‬به افغانسوان‬ ‫روشنفکر مرضی است‪ .‬ما باید این مرضها را‬
‫سازمانها و احزا سیاسی است‪ ،‬هیچ حز و هیچ‬ ‫بیندیشد و راه نجات و سعادت مردب آنرا در‬ ‫جدی بگیریم‪ .‬چرا مقلد هسویم؟ چرا‬
‫سازمانی به اتکای انرژی و عقل جمعی‪ ،‬نووانسوه اند یک‬ ‫ادغاب انرژیهای جمعی‪ ،‬جسوجو کند‪ .‬روشنفکر‬ ‫مسوبدالرأی هسویم؟ چرا نمی اندیشیم؟ چرا‬
‫اثر فلسفی‪ ،‬یک اثر غلمی‪ ،‬یک اثر هنری‪ ،‬یک ترجمۀ‬
‫ممواز ‪...‬همانگونه که هنرمندان‪ ،‬فالسفه و دانشمندان‬ ‫امروزینه تا خود را از ناف دیروزینگی نبرد‪،‬به‬ ‫با حذف دیگران شاد میشویم؟‬
‫غر ایجاد کرده اند‪ ،‬خلق نمایند‪ .‬اگر ”افغانسوان در‬ ‫روشنفکر موفاوت تبدیل نگردد‪ ،‬شاید ربع دوب‬ ‫روشنفکر اگر میخواهد روشنفکر شود‪ ،‬چاره ای‬
‫مسیر تاریخ“ و شاید یکی دو نوشوۀ کوتاه دیگر‪ ...‬که‬ ‫قرن بیست و یکمش نیز در جنگ زرگری با‬ ‫ندارد مگر اینکه خود را در تماب ابعاد بشکند و‬
‫نویجۀ تالش‪،‬نبوغ و قریحۀ فردی است‪ ،‬بگذریم درطی‬ ‫خود و منزوی ماندن از مردب‪ ،‬سپری گردد‪.‬‬ ‫تازه کند‪ .‬مومیایی های دیرمانده را بوراشد تا‬
‫‪ 31‬سال‪ ،‬زور جمعی و انرژی گروهی مان در مدار صفر‬ ‫آیا ما تا هنوز به سویۀ فردی و سویۀ جمعی از‬ ‫چهره و اندامش با حرکت و همسویی با‬
‫چرخیده است‪.‬‬
‫خود پرسیده ایم که چرا ما روشنفکران‪ ،‬اینقدر‬ ‫دیگران‪ ،‬شکوفا شود‪ .‬از برکه های منفرد‬
‫گروه ها مانند انگل فقط از خورجین آثار دیگران مصرف‬
‫کرده اند‪ .‬و بدتر از آن اینکه این اسوفاده و مصرف‬ ‫گیچ‪ ،‬پراگنده‪ ،‬بی دسوآورد و پرورش نیافوه‬ ‫برخیزد و به دریاهای مردب شناور شود‪ .‬آنکه‬
‫بشکل سنوی (در تاریکی بلعیدن) صورت گرفوه است‪.‬‬ ‫ایم؟ آیا پرسیده ایم که چرا حوا زور جمعی‬ ‫خود را از دست و از پا شکسوه است‪ ،‬شکسون‬
‫در سنت نگارشی ما‪ ،‬جای نوشونهای جدی و تولید‬ ‫ما***(زور گروهی‪ ،‬زورحزبی) عقیم‪ ،‬بی تأثیر‬ ‫را بشیوۀ دیگر از سر بگیرد‪ .‬ما میورسیم که‬
‫اندیشه همواره خالی بوده است و روشنفکران ارگانیگ‬ ‫و نانوشوار مانده است؟ آیا پرسیده ایم که چرا‬ ‫چگونه بت های تراشیده را بشکنیم‪ .‬چگونه به‬
‫نیز که در دورن همین سنت نانویسا و نااندیشا نفس‬ ‫میراثهای مقدس (برای هر روشنفکر‪ ،‬گذشوه‬
‫کشده اند‪ ،‬خود را به حیث مصرف کنندۀ مح‬
‫نمیووانیم مانند روشنفکران جوامع زاینده و‬
‫بنمایش گذاشوه است‪.‬‬ ‫پویا‪ ،‬راه های رفوه و هنوز در حال رفون را به‬ ‫اش در جامۀ تقدس ظاهر میگردد) پشت‬
‫یکی از کارهای کلیدی گروه ها را درجۀ صفر نگاشون‬ ‫نقد بکشیم؟ روشنفکر مرضی هرگز نمیوواند به‬ ‫کنیم‪ .‬شکسون به معنای تخریب و انهداب‬
‫میسازد‪ .‬زور جمعی مان عمدت ًا به چند ورق روزمره و‬ ‫پرسش های بنیادین پاسخ بدهد‪.‬‬ ‫مطلق نیست بل بمعنای سازندگی و تازه شدن‬
‫مصرفی خالصه میگردد‪ .‬این تولیدات معنوی در بهورین‬ ‫موأسفانه که ما تا هنوز در مرحلۀ نقد و طرح‬ ‫و نوشدن است‪ .‬آنچه ما را از شکوفایی و‬
‫صورت به یک چندنامه و برنامه‪ ،‬یک چندمقاله‪ ،‬یک‬ ‫پرسشهای دگرگون کننده نرسیده ایم‪ .‬هنوز‬ ‫بالندگی باز میدارد‪ ،‬آن ها را بشکنیم‪ ،‬همان‬
‫چندشبنامه‪ ،‬یک چنداعالمیه‪ ،‬یک چندپالتفرب‪ ،‬یک‬
‫چند صورت جلسه‪،‬یک چند دسوور و فرمان‪،‬یک چند‬ ‫نمیووانیم موکی به خود موکی به انرژی‬ ‫گونه که یک منوقد یک خوانندۀ هوشیار‪،‬‬
‫شهید نگاری و یک چند حماسه نگاری‪ ...،‬و در بدترین‬ ‫درونی‪ ،‬بالهای شکنندۀ شناخون را بسوی‬ ‫ساخوار یک نوشوار را میشکند‪ ،‬میریزاند و‬
‫نحو آن به یک چند هجونامه‪ ،‬چند سکوت و چند‬ ‫افقهای نوین به پرواز آوریم‪ .‬این مرحله را به‬ ‫شکسون و ریزاندنش بمعنای آباد کردن و‬
‫تحقیرنگاری‪ ...،‬خالصه میشود‪.‬‬ ‫هر شکلی که میشود باید نسل نوین‬ ‫تولید یک مون دیگر است‪.‬‬
‫**** پیشکسوتان مبارز و روشنفکر این خطه که‬ ‫روشنفکری سر و سامان بدهد‪ ،‬اگر نسلهای‬ ‫از منش و نگرش و روشهای یک بعدی تا میراثهای‬
‫دارای ویژگی های برجسوه و منحصر به فرد مبارزاتی‬ ‫خسوه و پیر‪ ،‬که بار یک دورۀ تاریخ‬ ‫ته نشین شدۀ چند بعدی‪ ،‬همه چیز را در پرتو‬
‫بوده اند‪،‬از مشروطه تا امروز‪ ،‬بیشمارند‪ .‬مولوی محمد‬
‫سرور واصف‪،‬محمود طرزی‪ ،‬عبدالرحمن لودین‪ ،‬محی‬ ‫روشنفکری را بر شانه های زخمی خویش‬ ‫صداقت‪ ،‬اندیشیدن و پرسیدن‪ ،‬دگرگون کند‪.‬‬
‫الدین انیس‪،‬میر غالب محمد غبار‪ ،‬سید اسماعیل بلخی‪،‬‬ ‫حمل کرده اند‪ ،‬نووانند بخاطر روشن شدن‬ ‫از ناف زمین بودن و سرتاج دیگران بودن‪،‬‬
‫داکور عبدالرحمن محمودی‪ ،‬عبدالمجید کلکانی‪ ،‬محمد‬ ‫امروز و آینده‪ ،‬به تاریخ گذشوه و معاصر‬ ‫بگذرد‪ ،‬تا اینکه به فرد موفاوت از پیش تبدیل‬
‫هاشم زمانی‪ ،‬مینا کشور کمال و ‪. . . .‬‬ ‫خویش نقد بنویسند (تا هنوز چنین نشانه‬ ‫گردد‪ .‬الک را ویران کند و مانند شهپره های‬
‫ختم‬ ‫هایی به چشم نمیخورد که شخصی یا گروهی‬ ‫رنگین بال از درون به بیرون پرواز را تجربه‬
‫‪22‬‬
‫اعالمیه‬
‫مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان‬
‫درباره‬

‫خطرات احتمالی داعش و بحران دولت سازی در افغانستان‬
‫پاریس‪ /‬نومبر ‪ - 3102‬عقرب ‪0232‬‬
‫دیریست که هیوالی جنگ و اژدهای فقر که بار فساد و نا امنی های روز افزون را نیز با خود حمل مینمایند‪ ،‬سرنوشت مردب افغانسوان‬
‫را به بازی گرفوه اند‪ .‬دسوهای مر‪،‬ی و نامر‪،‬ی دشمنان داخلی و خارجی‪ ،‬همچنانی که طی دهه های مووالی همه هسوی باشندگان این‬
‫خطه را در قید تسلط خود داشوند‪ ،‬اکنون هم با توسل به انواع حیله های مبهم و چند پهلو‪ ،‬میخواهند آخرین رشوه های امید مردب را‬
‫قطع نمایند‪ .‬آزادی‪ ،‬عدالت‪ ،‬دموکراسی‪ ،‬صلح‪ ،‬ثبات‪ ،‬وحدت و باآلخره انسانیت از هر طرفی سنگسار میشوند‪ .‬تشنگان قدرت و ثروت‪،‬‬
‫تماب هسوی و گوهر امید مردب را نابود میسازند تا جا‪،‬ی که کداب چشم انداز امید به رها‪،‬ی مردب کشور در جهت رسیدن به آزادی‪،‬‬
‫عدالت و دموکراسی از هیچ جهوی بچشم نمیخورد‪.‬‬
‫در وضعیت درهم تنیدۀ کنونی و موجودیت فقر‪ ،‬فساد‪ ،‬ناامنی‪ ،‬نفاق‪ ،‬تضادهای سازمان یافوۀ قومی و قبیلوی‪ ،‬کشت خشخاش‪ ،‬تولید و‬
‫معامالت مواد مخدر‪ ،‬شکنجه و قاچاق انسان‪ ،‬تعدی به حقوق زنان‪ ،‬سوء اسوفاده از اطفال‪ ،‬تروریسم و افزایش پیوسوۀ حمالت انوحاری‪،‬‬
‫دست اندازی های کشورهای همسایه و منطقه‪ ،‬مداخالت اسوراتیژیک قدرتهای بزرگ جهانی‪ ،‬احوماالت غیر قابل پیش بینی توسعه و‬
‫تداوب جنگ و بحران را در ابعاد ملی و منطقوی آن بازگو میکنند که ایجا بررسیهای علمی و جست و جوی عالج های عاجل وهمه‬
‫جانبه را میطلبد‪.‬‬
‫محووای موروثی حکومت به اصطالح ”وحدت ملی“ چنان فسادآلود و مافیایی است که گردانندگان این شرکت سهامی که خود را امانت‬
‫داران قانون‪ ،‬پاسداران عدالت‪ ،‬تأمین کنندگان صلح و ثبات جا میزنند‪ ،‬در زمینه های گشایش راه های رفاه و سعادت‪ ،‬ترقی و پیشرفت‬
‫‪،‬صلح و امنیت‪ ،‬آزادی و اسوقالل‪ ،‬کداب اقدامی نکرده اند‪ .‬حکومت ناتماب و معیو ”وحدت ملی“ که این خصا‪،‬ل نابالغ را در خود داشوه‬
‫و از گذشوه نیز به میراث گرفوه‪ ،‬با گیرماندن در کشمکشهای درونی تقسیم قدرت‪ ،‬نبود اسوقالل عمل‪ ،‬وابسوگی های مزمن به مراکز‬
‫بیرونی قدرت‪ ،‬هرگز مجال اندیشیدن و برداشون نیم گاب عملی را در خود ندیده است‪.‬‬
‫با موجودیت این همه مصیبت ها‪ ،‬اینک سایۀ شوب و هولناک داعش (دولت اسالمی عراق و شاب یا ”دولت اسالمی“) نیز بر فضای میهن‬
‫ما درحال گسورش است‪ .‬تشکیالت سیاسی و نظامی داعش که در تولد نا میمونش قدرت های جهانی و منطقوی نقش داشوه و دارند‪،‬‬
‫با بیعوهای سازمان یافوۀ مافیای درونی دولت‪ ،‬قاچاقبران اسلحه‪ ،‬حلقات تروریسوی‪ ،‬مافیای مواد مخدر‪ ،‬ناقضان حقوق بشر و بنیاد‬
‫گرایان افراطی همین اکنون در افغانسوان و کشورهای همسایه در حال شکل گیری است‪ .‬اینک فریاد جَرس قافلۀ این سیه کاران از‬
‫بغداد و شاب تا وزیرسوان و کوهپایه های نورسوان به گوش میرسد‪ .‬با ادغاب و بیعت طالبان و گروه های تروریسوی به داعش احومال‬
‫جنگهای مذهبی و قومی و حوی تجزیۀ کشور‪ ،‬همانند عراق و سوریه و تشکیل ”خالفت اسالمی“ منطقوی‪ ،‬بمثابۀ بخشی از خالفت‬
‫جهانی داعش‪ ،‬آبسون فاجعۀ هولناکی است که صلح و امنیت منطقه را تهدید میکند و امروز و فردای افغانسوان را به بد بخوی و‬
‫سیاهروزی میکشاند‪ .‬اگر روال بر همین منوال بماند و اگر از انکشاف اوضاع درین جهت جلو گیری نگردد‪ ،‬از بار مسئولیت تاریخی آن‬
‫هیچ کس با هیچ عنوانی خود را برا‪،‬ت داده نمیوواند‪.‬‬
‫مجمع دان شمندان وموخصصان افغان سوان (مجمع )‪ ،‬بمثابۀ ی ک نهاد علمی و تحقیقاتی‪ ،‬با درک و دریافت این حقایق انکار‬
‫ناپذیر از تمامی هم میهنان تقاضاء دارد تا برای ایجاد مواضع وحدت راسوین و حقیقی و با داشون اراده های آگاهانه در محو سرتاسری‬
‫علل و عوامل نفاق پراگنی و توسعۀ تهاجمی داعش بپردازند‪ .‬مجمع ‪ ،‬آرزومندست که همه با هم در راه نجات کشور اقداب و از سقوط‬
‫میهن ما در داب دشمنان آزادی و عدالت جلو گیری نماییم‪ .‬با مالحظۀ این اوضاع وحشوناک شیوع پدیدۀ داعش در برخی از والیات‬
‫کشور تمهید حسا شده ای میباشد که با پیش بینی احوماالت سونامی داعشی در جغرافیای اسوراتژیک بحرانهای منطقوی بار می‬
‫آورد‪ .‬ازینرو مجمع خواهان راه اندازی یک جنبش علمی مدنی با اشوراک فعال شخصیوهای علمی‪ ،‬فرهنگی و سیاسی کشور است که‬
‫بوواند جامعه را با شناخت از قانونمندی های رشد و تکامل بی وقفۀ آن در جهت سیر به سرمنزل صلح‪ ،‬سعادت‪ ،‬ترقی و همزیسوی‬
‫رهنمون گردد‪.‬‬
‫شورای اجراییه مجمع‬
‫‪23‬‬
‫آیا موسیقی حرام است؟‬ ‫اعالمیه‬
‫داکور محمد فرید یونس‬ ‫مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان‬
‫‪California State University-East Bay USA‬‬ ‫در باره‬
‫یک هموطنی در یک محفل عروسی شرکت کرده بود و در آن‬ ‫شهادت دوشیزه فرخنده‬
‫مراسم عروسی موسیقی نبود‪ .‬وقویکه جویای احوال شدند برای‬
‫شان گفوه شده که موسیقی حراب است و نباید در مجلس باشد‪.‬‬ ‫پاریس دوم حمل ‪ 33 - 0232‬مارچ ‪3105‬‬

‫الزب است تا بدانیم که آیا موسیقی در اسالم براستی حرام است؟‬
‫مجمع دانشمندان و موخصصان افغانسوان بی حرموی‪ ،‬قول‪ ،‬به زیر‬
‫موتر کشاندن و به آتش زدن جسد غرقه به خون فرخنده بى دفاع و‬
‫وقویکه موسیقی را از نگاه انوروپولوژی فرهنگی مطالعه میکنیم‬ ‫مظلوب را در شهر کابل شدید ًا محکوب نموده‪ ،‬نفرت و انزجار خود را‬
‫اینطور فهمیده میشود که (موسیقی) از اوایل خلقت با نسل بشر‬ ‫در برابر اینگونه اعمال غیر انسانی ابراز میکند و در غم و اندوه‬
‫بوده است و این برای این اسوکه جهان هسوی با صوت خلق شده‬ ‫خانوادۀ شهید فرخنده و مردب ماتمدار افغانسوان خود را شریک‬
‫است‪ .‬شما تصور کنید‪ ،‬صوت بلبالن‪ ،‬صوت آبشار‪ ،‬صوت آ دریا‪،‬‬ ‫میداند‪ .‬فرخنده بوسیلۀ یک عده افراد جاهل در ‪ 38‬حوت ‪ 0242‬با‬
‫شَرشَر برگ درخوان و فهرست آن در طبیعت به درازا میکشد‪.‬‬ ‫بیرحمانه ترین شکل به اتهاب قرآن سوزی به شهادت رسید و‬
‫انسان و طبیعت که از همدیگرند و انسان جزء همین طبیعت‬
‫بالفاصله این فاجعه در داخل و بیرون از افغانسوان به حیث بدترین‬
‫است نمیوواند بدون صوت و صدا زندگی کند‪ .‬زیرا طبیعت هم‬
‫خشونت محکوب گردید‪.‬‬
‫مانند انسان با احساس‪ ،‬نیرو‪ ،‬جاذبه‪ ،‬روح و گوناگونیهای طبیعی‬
‫خلق شده است و این حکمت پروردگار عالمیان است‪.‬‬ ‫حمله به جان و مال هر شهروند افغانسوان در مغایرت کامل با احکاب‬
‫قانون اساسی و اسناد معوبر بین المللی بخصوص اعالمیۀ جهانی‬
‫موسیقی کلمۀ عربی است و اما اساس ًا از یونانی ترجمه شده‬
‫حقوق بشر قرار دارد‪ .‬مطابق احکاب قانون هیچ شخصی بدون حکم‬
‫است‪ .‬یکی از بزرگورین تشبثات که مسلمانان بین قرون نهم‬
‫محکمه مجازات نمی شود‪ .‬قول این دوشیزۀ بی گناه یکی از خشن‬
‫الی دوازدهم میالدی کردند ترجمه مسایل فلسفی و فرهنگی‬
‫ترین و ظالمانه ترین عمل در تاریخ افغانسوان بشمار میرود ‪ .‬این‬
‫یونانی ها به زبان عربی بود که همین تشبث نیک مسلمانان را‬
‫حادثۀ دردناک‪ ،‬تجاوز صریح به کرامت انسانی‪ ،‬حقوق‪ ،‬آزادی و‬
‫به علوب مدنی نزدیک ساخت بلکه اروپای قرون وسطی را بیدار‬
‫کرد و باعث ظهور فرهنگی رنسانس در اروپا گردید‪ .‬یعنی‬
‫امنیت شخصی یک شهروند کشور میباشد‪.‬‬
‫مسلمانان باعث به وجود آوردن رنساس اروپا شدند‪ .‬کلمۀ‬ ‫مرگ طغیان زای فرخندۀ شهید فرصوی است که صداهای خفوه و‬
‫موسیقی توسط فیلسوف و عالم مسلمان به ناب الکندی از یونانی‬ ‫سرکو شده در سینه ها را مجال فریاد میدهد و مجمع دانشمندان‬
‫به عربی ترجمه شده است‪ .‬ابونصر محمد بن محمد فارابی‬ ‫و موخصصان افغانسوان خود را مکلف میداند که با همۀ توان و‬
‫(مووفی‪ 431‬میالدی) اولین موسیقی دان مسلمان در تاریخ‬ ‫امکاناتی که در اخویار دارد با مردب زجر کشیدۀ افغانسوان هم نوا و‬
‫اسالب ثبت شده است‪ .‬فارابی اولین کسی بود که برای اولین بار‬ ‫هم صدا شود‪.‬‬
‫نوت های موسیقی را نوشت و بعد از او حکیم ابن سینا هم در‬ ‫مردب افغانسوان مخصوص ًا زنان کشور که بخش محکومور جامعه در‬
‫نوشون نوت های موسیقی همت گماشت‪ .‬فارابی لغت موسیقی‬ ‫تاریخ این سرزمین بوده و همیشه سوم مضاعف را بردوش کشیده‬
‫را برای بار اول در نوت خویش با ناب ”اَلموسیقی اَلکبیر“ اسوفاده‬ ‫اند‪ ،‬نباید اجازه دهند که از این به بعد قربانی چنین جنایت گردند‪.‬‬
‫کرده است‪ .‬ثبوت اول ما اینکه موسیقی حراب نیست این اسوکه‬ ‫خاموشی در برابر این فاجعه‪ ،‬بازکردن دروازه های ورودی بروی سیاه‬
‫مسلمانان در علم موسیقی بسیار از غر پیشقدب بودند‪ .‬یعنی‬ ‫ترین عناصر جنایت و خیانت مانند گروه داعش و القاعده و نیروهای‬
‫نوت موسیقی قبل ازینکه توسط غربیان مانند موزارت‪ ،‬بیوهوفن‪،‬‬ ‫مثل آنها خواهد بود‪.‬‬
‫چایسوفکی و دیگران نوشوه شود مسلمانان پیشواز بوده اند ‪.‬‬ ‫بیکارگی و بی تفاوتی پولیس حوزه‪ ،‬موضعگیری نادرست یک عده‬
‫حاال آمدیم در مسأله حراب و حالل موسیقی از دید قرآن مجید‪،‬‬ ‫مسؤولین دولوی‪ ،‬تماشاگران بى تفاوت و اشخاص دیگری که خود را‬
‫سنت و حدیث پیشوای اسالب (ص)‪ .‬اول اینکه اگر حراب میبود‪،‬‬ ‫عالم دین قلمداد میکنند‪ ،‬ابعاد فاجعۀ مرگ فرخنده را وسیعور‬
‫قسمیکه در باال تذکر رفت حکیمان و فالسفه اسالب به آن‬ ‫میکند‪ .‬در چنین وضعیوی که جامعۀ ما دچار بحران های ساخواری‪،‬‬
‫سروکار نمیداشوند‪ .‬دکوور محمد یوسف قرضاوی عالِم‬ ‫بی کفایوی مسؤولین‪ ،‬بی بازخواسوی‪ ،‬نبود حاکمیت قانون‪ ،‬شیوع‬
‫سرشناس اهل تسنن در شرق میانه کوابی دارد زیر عنوان‬ ‫خرافات‪ ،‬جنگ ‪ ...‬و دهها مصیبت دیگر است‪ ،‬ما بیشور از هر زمانی‬
‫”حالل و حراب در اسالب” که توسط آقای حسن زاده در سال‬ ‫به تالش های مشورک برای ساخون یک افغانسوان آراب و آباد مکلف‬
‫‪ 0249‬خورشیدی از زبان عربی به فارسی برگردان شده است‪.‬‬ ‫میباشیم‪.‬‬
‫درین کوا ‪ ،‬که یک کوا بسیار مشهور در بین مسلمان هم‬
‫مجمع دانشمندان و موخصصان افغانسوان از شما هموطنان گرامی‬
‫است‪ ،‬دکوور قرضاوی حراب را چنین تعریف میکند ”حراب امری‬
‫صمیمانه تقاضا دارد که در هر جا‪،‬ی که هسوید با انواع اعوراضات‬
‫است که خداوند بطور حوم از آن نهی کرده باشد‪ ،‬به نحوی که‬
‫مدنی (مظاهرات‪ ،‬تحصن‪ ،‬شمع افروزی‪ ،‬دادخواهی‪ ،‬مقاله‪ ،‬اعالمیه‪،‬‬
‫اگر کسی خالف آن عمل کند در قیامت مورد خشم و عقا او‬
‫سیمینار و‪ )...‬باالی دولت فشار آورید تا از یک سو این قضیه به طور‬
‫قرار میگیرد و گاهی در دنیا نیز به مجازات شرعی دچار‬
‫میشود“‪ .‬و جنا قرضاوی درفصل اول ”اصول و قوانین اسالب‬
‫جدی و همه جانبه مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد تا باشد که تماب‬
‫در بارۀ حالل و حراب“ مینویسد‪” :‬حالل و حراب نمودن اشیاء‬ ‫عامالن علنی و پشت پردۀ این جنایت هولناک مطابق به احکاب‬
‫تنها حق خداست“‪ .‬مرجع اول قانون در اسالب قرآن مجید است‬ ‫قانون مجازات شوند و از جانب دیگر با خیزش های سرتاسری مدنی‪،‬‬
‫و کلمه موسیقی قطع ًا در قرآن مجید تذکر نیافوه چه خاصه به‬ ‫زمینۀ فعالیت های مشورک‪ ،‬عمومی و موشکل فراهم گردد‪.‬‬
‫حراب بودن آن‪ .‬ادامه در صفحه بیست و پنجم‬ ‫شورای اجراییه مجمع‬
‫‪24‬‬
‫نه از آن حراب است که خوش است‪ ،‬بلکه از آن حراب است که در وی‬
‫ضرری باشد و فسادی“ درین گفوار‪ ،‬غزالی به وضاحت موسیقی را‬ ‫آیا موسیقی حرام است؟‬ ‫ادامه صفحه بیست وچهار‬
‫حالل میداند و اما هشدار میدهد که وقویکه باعث ضرر و فساد شود‬ ‫دوب در همین اصولنامه آقای قرضاوی مینویسد که ”چیزی که حراب‬
‫حراب میشود‪ .‬هدف سرایندگان ما خوشی مجالس عزیزان است نه ضرر‬ ‫است یرای همه حراب است“‪ .‬معنی این جمله این است که حالل و‬
‫و فساد‪ .‬آنانیکه فساد میکنند خود مسئول هسوند نه اینکه موسیقی‬ ‫حراب از جانب خداوند به همه مردب گفوه شده است نه یک گروه خاص‪.‬‬
‫حراب باشد و یا ما خوانندگان و سرایندگان را مسوول بدانیم‪ .‬غزالی‬ ‫مرجع دوب در اسالب بعد از قرآن مجید احادیث یعنی گفوار پیشوای‬
‫علیه الرحمه در مورد سماع و موسیقی و رابطۀ آن به عالم باال چنین‬ ‫اسالب (ص) و سنت های آن مبارک یعنی روش زندگی جنا رسول‬
‫مینویسد‪ ” :‬همچنین سما ِع خوش و آواز موزون آن گوه ِر دل را بجنباند‬ ‫کریم (ص) میباشد‪ .‬کوب حدیث ‪ 031‬سال بعد از رحلت پیشوای‬
‫و در وی چیزی پیدا آورد‪ ،‬بی آنکه آدمی اندر آن اخویاری باشد‪ .‬و سبب‬ ‫اسالب جمع آوری شده است و نزد اهل تسنن معوبر ترین آن احادیث‬
‫آن مناسبوی است که گوهر آدمی را با عالَم عِلوی که آن را عالم ارواح‬ ‫صحیح بخاری و بعد صحیح مسلم است‪ .‬درین دو مجموعه کلمۀ حراب‬
‫گویند هست‪ ،‬و عالم علوی حسن و جمال است‪ ،‬و هر چه موناسب‬ ‫برای موسیقی از دهن مبارک پیشوای اسالب قطع ًا تذکر نرفوه است‪.‬‬
‫است‪ ،‬و اصل حسن و جمال تناسب است‪ ،‬و هر چه موناسب است‬ ‫بیایید بیبینیم که در احادیث چه آمده است‪ :‬در صحیح بخاری‬
‫نمودگاری است از جمال آن عالَم‪ .‬چه‪ ،‬هر جمال و حسن و تناسب که‬ ‫میخوانیم که در یک محفل عروسی پیشوای اسالب (ص) از همسرش‬
‫در این عالَمِ محسوس است‪ ،‬همه ثمرۀ حسن و جمال و تناسب آن عالم‬ ‫عایشه (رض) پرسیده است که “ ای عایشه چرا تفریح و شادی ندارند؟‬
‫است“‪ .‬هدف غزالی ازین گفوار این است که نه تنها که موسیقی جزء‬ ‫چون انصار [داماد از انصار بود] به تفریح عالقۀ زیاد دارند”‪ .‬این حدیث‬
‫طبیعت است چون از طبیعت است و صانع این جهان هسوی خداوند‪،‬‬ ‫میرساند که موسیقی را پیشوای اسالب نه تنها منع نکرده است در‬
‫پس با جمال آن ذات اقدس الهی تناسب دارد زیرا روح آدمی را شاد‬ ‫نبودن آن سؤال کرده است‪ .‬در کوا “حالل و حراب در اسالب” داسوانِ‬
‫میکند‬ ‫جالبی از پیشوای اسالب را دکوور قرضاوی نقل قول کرده است که برای‬
‫هر چیز میوواند به فساد و ضرر کشانده شود‪ .‬امروز داعش و طالب و‬ ‫شما خوانندۀ عزیز دور از دلچسپی نخواهد بود‪“ ،‬ابن عباس [رض]‬
‫گروه های تندگرا که از دین اطالعی ندارند‪ ،‬به ناب دین چه مصیبت و‬ ‫میگوید‪ :‬عایشه [رض] یکی از دخوران خانوادۀ شان را با یک مرد‬
‫وحشت را به بار آورده است و دین حنیف را به بدنامی کشانده است‪.‬‬ ‫انصاری عقد نمود و پیغمبر (ص) فرمود‪ :‬دخور را به ایشان دادید‪،‬‬
‫روزی هیولر بناب ناسیونالیزب و روزی اسوالین به ناب پرولواریا مردب و‬ ‫گفوند‪ :‬بلی‪ .‬پیغمبر (ص) باز فرمود‪ :‬آیا آواز خوانی را همراه شان‬
‫تاریخ و فرهنگ را تار و مار کردند و امروز داعش و طالب به ناب اسالب‪.‬‬ ‫فرسوادید؟ عایشه (رض) گفت‪ :‬نخیر‪ .‬پیغمبر (ص) فرمود‪ :‬انصار قومی‬
‫اسالمی که اگر محمد (ص) زنده میبود و این وحشت را میدید‪ ،‬مو در‬ ‫هسوند که آواز خوان دارند؛ کاش کسی را با ایشان میفرسوادید و این‬
‫بدنش از ترس خدا راست میشد ‪.‬‬ ‫سرود را میخواند‪ ” :‬آمدیم پیش شما آمدیم‪ ،‬خداوند ما و شما را زنده و‬
‫در مورد احادیث غلط که در موون اسالب داخل شده استت‪ ،‬قترضتاوی‬ ‫سالمت بدارد”‪ .‬درین حدیث دو نکوۀ بسیار مهم نهفوه است‪ ،‬اول اینکه‬
‫چنین مینویسد‪ ” :‬اما احادیثی که در مورد حراب بتودن بتازی و آواز‬ ‫پیشوای اسالب آرزو کرده کاش یک آواز خوان میبود که با اظهار این‬
‫خوانی وارد شده است‪ ،‬تماب آنها به وسیلۀ علماء حدیث مورد طتعتن و‬ ‫مطلب موسیقی را حالل میداند و دوم اینکه شخص پیشوای اسالب‬
‫ایراد واقع شده اند و هیچ کداب سالم و بی عیب نیسوند‪ .‬قاضی ابتوبتکتر‬ ‫(ص) یک آهنگ را سفارش کرده اند که این هم حالل بودن موسیقی را‬
‫عربی میگوید‪ :‬در بارۀ تحریم آوازخوانی هیچ حدیثی به ثبوت نرستیتده‬ ‫به ما گزارش میدهد‪ .‬در صحیح بخاری روایت شده است که ابوبکر‬
‫است‪ .‬یکی دیگر از علمای جید ابن حزب است که میگوید هر حتدیتثتی‬ ‫صدیق (رض) نزد دخورش بی بی عایشه (رض) رفوه بود و عید قربان‬
‫که در مورد حراب بودن آواز خوانی روایت شده است باطل استت‪ .‬ابتن‬ ‫بود‪ .‬در خانه دو نفر از زنان آواز میخواندند و دف میزدند‪ .‬پیامبر (ص)‬
‫حزب آیۀ ششم سورۀ لقمان را قطع ًا ربطی به آوازخوانی نتمتیتدهتد و‬ ‫در خانه بود و عبایش را رویش کشیده بود و خفوه بود اما به خوا‬
‫تصریح میکند که هدف آیه آواز خوانی نه‪ ،‬بلکه مسخره کردن خداونتد‬ ‫نبود‪ .‬ابوبکر (رض) خشمگین شد که این کار نباید در حضور پیغمبر‬
‫است و نیت شخص را در عملش اسودالل قرار میدهد‪.‬‬ ‫صورت گیرد و اما پیغمبر سرش را بیرون آورد و فرمود” به آنها کاری‬
‫نقطۀ آخری که قابل تذکر است این است که هیچ ثبوت شرعی وجود‬ ‫نداشوه باشید ای ابوبکر؛ این روزهای عید است”‪ .‬درین حدیث هم‬
‫ندارد که اهل نسوان آواز نخوانند و یا با موسیقی سر و کار نداشوه‬ ‫می بینیم که نه تنها ممانعت صورت نگرفوه است به زنان اجازه داده تا‬
‫باشند‪ .‬قسمیکه در باال اشاره کردیم اگر چیزی در اجوماع حراب شود‬ ‫به کار خود مشغول باشند‪ .‬یعنی موسیقی تنها کار مردان نیست و از‬
‫برای همه مردب حراب است نه تنها مردان و یا زنان و آنانیکه زنان را از‬ ‫زنان هم است‪ .‬پس اجازه ندادن بانوان در موسیقی یک زن سویزی‬
‫موسیقی منع میکنند به جزء از زن سویزی چیز دیگر نیست‪ .‬در اسالب‬ ‫است و بس‪ .‬دیده میشود که در مرجع دوب قانون اسالب جز‪،‬ی ترین‬
‫زن و مرد موازیاً نزد خداوند مسوول هسوند‪.‬‬ ‫ممانعت در مورد موسیقی صورت نگرفوه است و بر عکس اجازه داده‬
‫در اخیر من منحیث یک مسلمان به همه خوانندگان و سرایتنتدگتان‬ ‫شده است‪ ،‬تشویق شده است و جزء مراسم خوشی مسلمانان دانسوه‬
‫کشور ما از ذکور و اناث افوخار میکنم زیرا این ها نه تنها روح و روان‬ ‫شده است‪ .‬داسوان دیگری از پیشوای اسالب (ص) با عایشه (رض) به ما‬
‫جامعۀ ما هسوند و ما را شاد میسازند که با طبیعت انستانتی ستازگتار‬ ‫ن موفق علیه‬ ‫رسیده است که بین علماء قبول و تا‪،‬ید آن یک داسوا ِ‬
‫است‪ ،‬در کنار آن پیغاب آور صلح و دوسوی و برادری و آزادی در بتیتن‬ ‫است که عایشه (رض) آرزو داشت تا خوانندگان و سرایندگان را در‬
‫مردب هسوند‪ .‬امروز در حالیکه داعش و طالب به ناب دین مردب بیگتنتاه‬ ‫صحن مسجد تماشا کند‪ .‬پیغامبر (ص) تا وقوی منوظر ماند که عایشه‬
‫را با حمالت انوحاری به قول میرسانند‪ ،‬میراث فرهنگتی و تتاریتختی‬ ‫(رض) خودش از تماشا خسوه شد‪ .‬این داسوان توسط بزرگورین عالم‬
‫کشورها را منهدب میکنند‪ ،‬زنان را داخل برقه میکنند و جامتعته را از‬ ‫دین اماب غزالی در کوا ”احیاء علوب الدین“ که از آثار مشهور غزالی‬
‫حقوق انسانی که آزادی بیان و کالب است و حق داشون شعور سیاستی‬ ‫است و به زبان فارسی ترجمه شده است‪ ،‬نقل قول شده است‪.‬‬
‫است محروب میکنند‪ ،‬سراینده ما هر روز یک آهنگ برای برادری‪ ،‬یتک‬
‫اماب غزالی در کوا مشهورش‪” ،‬کیمیای سعادت“ که ترجمۀ انگلیسی‬
‫آهنگ برای حقوق زن و یک آهنگ برای مقاب انسانی و برابری میسازد‪.‬‬
‫دیروز مسلمان باعث به وجود آوردن رنساس در اروپا شد و اروپتا را از‬ ‫آن راه خود را به غر باز کرد و هزاران غیر مسلمان را به اسالب آشنا‬
‫اسارت فکری نجات داد‪ ،‬امروز مسلمان مسلمان را به ناب دین به اسارت‬ ‫ساخت‪ ،‬در مورد موسیقی سماع مینویسد‪” :‬و روا نباشد که سماع حراب‬
‫فکری مجبور میکند‪ .‬ادامه در صفحه دهم‬ ‫بود بدان سبب که خوشیها حراب نیست‪ ،‬و آنچه از خوشیها حراب است‪،‬‬

‫‪25‬‬
national political coalitions, and of course, in relation to
TOWARDS the different international powers had been expressly and
THE STRENGTHENING OF previously agreed. This is one of the reasons why Spain
was elected to host the conference, because of the lack
AFGHAN CIVIL SOCIETY(1) of historical disputes between these two countries and
also because of the significant spanish contribution to the
Juan Ignacio Castien Maestro(2) development and stability of Afghanistan over the last
decade. This forum has managed to bring people from
The International Conference for the creation of the Com- very different ethnical affiliations and with different politi-
mission of Afghan Experts and Academics was held at cal views togehter under one roof. This is the kind of si-
the Faculty of Political Science and Sociology, Complu- tuation which is unlikely to happen in Afghanistan and it
tense University of Madrid, on February the 18th and is precisely one of the achievements of this forum. Thus,
19th . This conference was held both in English and Spa- different people participated in the event, ranging from
nish on the first day, and in Dari, the Persian dialect former mujahedins and supporters of Islamism to officials
which is spoken in Afghanistan, on the second. The first of the overthrown pro-Soviet regime. Former militants of
day was devoted to addressing the problems of the coun- Maoist organisations which no longer exist, liberals, mo-
try in front of a broad audience, while the second day narchists and social democrats, both independent or be-
was dedicated to discuss more internal issues such as longing to different political organisations must be added
the organisation of the Commission. to the aforementioned list. In order to achieve this neutra-
lity, the debates avoided current and past partisan dispu-
The event was attended by more than 300 participants tes and focused on the analysis of the serious problems
with a large representation of Afghan civil society, both currently facing Afghan society. All this helped to create a
residents of the country and Afghan people currently li- friendly and constructive atmosphere. Such a pragmatic
ving in the diaspora. It was also attended by representati- orientation seems to have facilitated the achievement of
ves of Aghan communities in Spain, United Kingdom, some basic consensuses which refer to the need to en-
Germany, Netherlands, Canada and United States, sure an inclusive democracy, an appropriate balance
among other countries. It should be noted that there are between ethnic lines and religions, and a real concern
large Afghan population centres abroad nowadays. against any possible external interference.
These centres have a certain demographic density and a
great internal diversity with respect to their people's time The newly established Commission of Afghan Experts
of departure from Afghanistan, ethnic affiliations, ideolo- and Academics is the result of several years of contacts
gical and political viewpoints and professional activities. and meetings between members of Afghan civil society.
They represent a highly important sector of the Afghan Its president, Mr. Azizurahman Hakami, Doctorate in Poli-
population for both quantity and quality reasons, and their tical Science at Complutense University of Madrid and
involvement in any project of pacification and national collaborator with the CESEDEN (Centro Superior de Es-
reform is crucial. The conference participants included tudios de la Defensa Nacional - Centre of Advanced Stu-
scholars of authority and professionals that belong to dies for National Defence), has played a decisive role in
many different fields such as writes, journalists and social building this Commission. Dr. Hakami lives in Spain since
leaders. Without seeking to bore the reader, some promi- 1981 but has kept close ties to his former homeland and
nent participants do deserve consideration. This is the the Afghan diaspora. His knowledge about political scien-
case of Homa Kabiri, President of the Complementary ce along with his familiarity with his country have been
Training departament at the Ministry of Public Health; very valuable for the implementation of this project.
Farid Yunes, Professor of philosophy in the United States The main goal of this Commission is to become an effec-
and a well-known lawyer of secularism in the Muslim tive interlocutor for international institutions and orga-
world; Sohar Yosuf, journalist and presenter on nisations, the various political groupings of Afghanistan,
“International TV Ariana” channel in United States; Aref and those members of its civil society. It is anticipated
Abbasi, presenter of “TV Payam Afgan”, who also comes that it will take an increasingly active role in the formula-
from United States; Karim Tanwir, President of the Asso- tion of proposals regarding many different fields such as
ciation of Afghan Filmmakers in Europe and currently national reconciliation, economic development, security,
living in the Netherlands; Abdul Ahad Torkaman, Director or the establishment of a competent public administra-
of the magazine “Payam Wejdan” and living in Canada, tion. In this line, some of the speeches made at the con-
and Shah Mohammad Farheod, President of the Afghan ference are an excellent starting point but logically, there
Cultural Association in the Netherlands. All these partici- is a need for further elaboration. It is essential, therefore,
pants were joined by some spanish academics and jour- to draw up a full and exhaustive diagnosis of the Afghan
nalists who are also committed to the Afghan reality. This reality in order to achieve this aim. This is the only way to
is the case of Francisco Aldecoa, Professor in the Faculty avoid resorting to a well-meaning voluntarism that lacks
of a strong foundation. This is certainly not a simple un-
of Political Science and Sociology at Complutense Uni- dertaking, mainly due to the lack of paucity of institutions
versity of Madrid and former Dean of the aforementioned and organisations which can be able to collect data, as
faculty, along with other professors of this same faculty well as those impediments that stand in the way of re-
such as Jorge Verstrynge, Pilar Requena and Juan Igna- search activity: the lack of resources, poor communica-
cio Castien, and other professors such as Najib Abu War- tion, endemic violence, the mistrust of part of the popula-
da from the Faculty of Information Science of this univer- tion and political pressure. However, we must not forget
sity, Emilio Asti, professor at the University of Milan and that many of the individuals who collaborate with the
Mónica Bernabé, a well-known correspondent who is Commission of Afghan Experts and Academics are com-
currently living in Afghanistan. petent and highly qualified people, and that the country
has received a lot of attention over the years on the part
The topic of the discussions that took place during the of several international bodies and the media. There are,
conference varied enormously. It covered issues such as therefore, serious reasons to be reasonably optimistic
the country's economic situation, the proposed exploitati- about the viability of this project.
on of its newly discovered natural resources, the situation
of women and human rights in general, health, education, (1) - This article was originally published in Spanish language
inter-ethnic relations, security concerns, the complicated in No 109 of Tiempo de Paz magazine, Madrid 2013
relations with the neighbouring countries, and the role of (2).- Professor at the Faculty of Political Science and
Muslim religion in Afghan social and political life. The Sociology, Complutense University of Madrid.
neutrality of the conference with respect to the different

26
It is certainly an ambitious project of its citizens out of their former ration project managers, leaders of
that will have to deal with many isolation. local and peasant movements, etc.
problems, especially the foreseea- It is therefore necessary to build
Nevertheless, we think that all
ble attempts on the part of several bridges between different social
these useful potentialities will turn
political factions and foreign po- strata.
into real achievements only if an
wers to coopt or neutralise its effective cooperation with those As can be appreciated, this is a
members. Nonetheless, it seems other sectors of Afghan society promising and ambitious initiative
like the only way to ensure a real who are also fighting for demo- which has just begun. It would be
democratic construction in the cracy and national unity is develo- convenient for its aspirations to get
country lies in the progressive im- ped. To this end, a number of im- support within our country. To this
plication of its population which portant steps have to be taken. It end, and following a recommenda-
has so far been hushed and subju- should be fully taken into account tion suggested by the professor
gated by armed groups and war- that the long exile experienced by Francisco Aldecoa, a group of non-
lords. It is a long and difficult road, many people may have removed Afghan academics and experts
but the project which is now star- them from the Afghan reality to has decided to form a support
ting has some key strenghts that some extent. Thus, they may have commission. Although this project
will help it to succeed. After more very little knowledge about many is still in its early stages, a first
than thirty years of confict, a large of the current situations and they meeting has already taken place
part of the educated elite of Afgha- also may show a lack of familiarity on April 16th , with the participation
nistan is currently living outside its with some of their former customs of several professors such as Najib
territory. A sector of this elite has and practices. This kind of shortco- Abu Warda, Juan Ignacio Castien
prospered economically and pro- mings may lead to many other Af- and Javier Gil and the aforemen-
fessionally and now seeks to con- ghans to see them as foreigners tioned professor Francisco Alde-
tribute to the development of its who are oblivious to their pro- coa. Other academics and journa-
country; unfortunately, the power blems. Added to this is the risk of lists have also shown interest in
exercised by the different armed being reproached for having spent becoming actively involved. The
factions within the territory consti- the tough years in a relatively com- meeting was also attended by Dr.
tutes a serious obstacle. Indeed, fortable exile, in sharp contrast Hakami, who is going to be a
one of the main aims of this Com- with the suffering of those who did member of both commissions and
mission of Experts and Academics not leave the country. There is also will play the role of coordinator bet-
is to provide a channel for this another possible danger which is ween them. The main objective of
healthy diaspora to participate, derived from the gap between a this second commission is to provi-
thus recovering the valuable hu- large proportion of this wealthy eli- de support to the Afghan commis-
man capital that is so greatly nee- te and the great mass of the Af- sion and for this reason it is propo-
ded by this country. . Despite the ghan people who were pushed into sed to work simultaneously in se-
prolonged period in which they sta- poverty. Such differences may ma- veral areas. The first of these is
yed away from their country, many ke it harder to establish a neces- the intellectual guidance by repor-
of these expatriates still maintain sary complicity. Finally, it should ting on specific issues. In order to
strong links with their countrymen not be forgotten the fact that living work more efficiently, the possibili-
in Afghanistan. for a long time in a western country ty of getting organised as a for-
This has strengthened their capa- and developing a partially wester- mally constituted research group is
city to effectively intervene in the nised lifestyle may create pro- under debate. The second area of
internal affairs of their country. Li- blems for these people in a country work is the establishment of con-
kewise, their cultural background where a large part of the popula- tacts to get support for this project.
and professional qualification tion supports conservative ver- This means that there are many
shoud not be underestimated. The sions of Islam. The solution to and interesting possibilities facing
same thing applies to the many these problems is far from being us in the future. We do hope to be
international links that the diaspora easy. This, of course, means the able to inform about the new ac-
has been weaving. Because of giving-up of any elitist or classist tions udertaken by these two com-
their long stay abroad, especially attitude in their relationships with missions soon.
in developed countries, they have others, but it also requires a firm
become acquainted with the fun- disposition to learn and listen to
ctioning of a democratic society the working classes. We believe
and the treatment with its public that only this way it will be possible
institutions and private organisa- to connect with wider sectors of
tions. It is a valuable experience the population. It would also be
which can be now very useful for necessary to make an effort in or-
their fellow citizens. In a sense, all der to contact those people who
this human capital represents an are currently working in the area of
indirect benefit from the terrible the so-called civil society and so-
tragedies this country has under- cial movements as is the case for
gone and despite all the suffering trade unionists, human and
they brought, they also took many women's rights defenders, coope-

27
with the mother country, Great Britain. However, in order
Afghanistan, to curb the Emir Amanullah approach to the USSR, Uni-
ted Kingdom supports Bachha-i-Saqao who takes power
and maintains a policy akin to the ancient metropolis until
a senseless war Mohammed Daud begins again an approach to the
USSR. In June 1955 an agreement was signed on the
Soviet-Afghan transit. In 1963, the king expelled from
Dr. Najib Abu-Warda office Daud, and personally took the government to in-
Professor of International Relations crease and improve the relationship with neighboring
School of Information Science Pakistan. The following year enacted a constitution that
turns the country into a parliamentary democracy, albeit
Universidad Complutense de Madrid with extensive powers to the Crown.
Keywords: Afghanistan, war, Taliban, soviet invasion, NATO, In 1973, after a coup, Mohammed Daoud proclaimed the
republic, founded the National Revolutionary Party, and
Abstract came to Iran and other Arab nations, the country away
A decade after the U.S. intervention in Afghanistan, the from Soviet influence. In 1978, the murder of Mir Ali
war has caused thousands of deaths, economic losses, Akbar Kaibar, a leading member of the Democratic Party
increased regional instability and low expectations of of Afghanistan, triggering protests against the govern-
peace. None of the arguments initially objectives was ment of Daud. Important PDPA leaders were jailed.
achieved. The dismantling of Al Qaeda failed, the Tali- On the night of April 27, military units stormed the presi-
ban are active and security in the country is zero. Equally dential palace with the help of the air force rebel troops
futile were the efforts to establish a government capable overcame the resistance of the Presidential Guard. Daud
of taking charge of the situation. In such a scenario, and was killed during the attack. On April 30, 1978 Nur
despite widespread declarations of good intentions sta- Mohammad Taraki was elected Chairman of the Revolu-
ted by the president of the United States, it appears that tionary Council and Prime Minister. The Taraki govern-
the conflict will continue. The war that began over 10 ment initiated a program of political and social reforms,
years ago is, for all that, the biggest mistake in recent and in December 1978 where he visited the Soviet Union
times, is a senseless war. signed the Treaty of Friendship, Good-neighborliness
and cooperation between the two countries. The USSR
Introduction to Afghanistan gave material aid to the Afghan government and military.
Geographically, the country covers an Afghan natural However, the Soviets were not comfortable with the radi-
border separating three regions of Asia: the vast penin- calism of Taraki and Amin and tried unsuccessfully to
sula east covering Pakistan and India, to the north the promote moderate leftists. However, were increasingly
desert plains of Central Asia crossed by the valleys of sectors who opposed him. Some, like Ahmed Shah Mas-
the rivers Amu Darya and Syr Daria and southwest, the soud who was the head of the underground resistance
plateaus of Iran. These boundaries coincide approxima- from Daud's coup against the monarchy. Others, in op-
tely with the area of contact of three major areas of civili- position to the reform program, which was seen as a
zation: the Middle East and the Islamic world to the west, threat to tradition.
the Hindu civilization space east and Central Asia, to the
north as far as the area of influence of Russian civilizati- The September 14, 1979, there was a shooting at the
on and China. Its special geopolitical position has made government palace between bodyguards of Taraki and
this mountainous region the theater of wars and frictions Amin, when leaders were to meet. Both accused each
of great strategic importance in many times in history. In other of trying to kill the other. The next day, supporters
the successive wars reveals the interplay of interests of of President Amin arrested. On the same date it is belie-
many international actors who move their Afghan allies ved that Taraki was executed. During the 104 days of his
on the board, fueling armed conflict and peace in the administration, Amin tried to get the interest of the go-
country difficult. The last war in Afghanistan have finis- vernments of Pakistan and U.S. in Afghan security. The
hed creating new threats to global security. shift of policy towards U.S. interests, ultimately causing
the direct intervention of the Soviet Union on 27 Decem-
The history of the Afghan people is a long history of ber that sends a special command OSNAZ KGB (Alfa
fights and disagreements. There several separate lan- Group) consisting of 600 soldiers dressed in uniforms of
guages appear to derive quite closely from a primitive Afghans in Kabul occupy key government installations,
indo-aryan tongue. Their strong tribes structure has military and media, including its main objective, the Ta-
many similarities with that of the pushtoons. That area jbeg Palace, where Amin is killed.
was one of the most prosperous and rich, with great pro-
liferation of culture and economy. an important part of The USSR defended the legality of these operations un-
the "Silk Road." It will be set in 1747 when the State of der the Treaty of Friendship, Good-neighborliness and
Afghanistan, from birth, is marked by instability and suc- cooperation, as the operation was performed at the re-
cessive invasions by foreign powers and pressures. quest of the Revolutionary Council, the supreme body of
From 1837 to 1919 the country will be under British in- the State, , that hours before the death of Amin had met
fluence which achieved independence after the Anglo- and sentenced him to death for treason.
Afghan War. In 1973 a coup ending the monarchy and (1) - For more information about Afghanistan, see Elliot, Jason,
proclaimed the republic and later, in 1978, the country An unexpected light. Afghanistan, New York, 1999.
will be submitted under a communist regime to court op-
posing the Islamic guerrillas. Toppled the Communist (2) - Barfield, Thomas, Afghanistan, a cultural and political his-
tory, Princeton University Press, Princeton-Oxford, 2012. P. 11
government by the Taliban, Afghanistan is facing new
internal and external CHALLENGES, who along with ot- (3) - In the 19th century, palace rivalries and internal conflicts
her regional and international developments lead to the gradually reduced the Afghan empire to roughly its present
invasion of the country. borders. Both the British in India and the Russians sought to
bring Afghanistan under their influence. This Anglo-Russian
The Soviet invasion of Afghanistan rivalry (called the Great Game) resulted in two wars, the First
Since its founding, the USSR recognized the indepen- Anglo-Afghan War (1838-1842) and the Second Anglo-Afghan
War (1878-1880). After the second of these wars, the British
dence of Afghanistan even if they had finished fighting won control of Afghanistan's foreign relations.

28
With the overthrow of Amin, the Revolutionary Council of Pakistan in the war did that in two years to rush
appointed former Deputy Prime Minister Babrak Karmal events. The conquest of Kabul in 1996, left the country in
as president. the hands of the Taliban establishing the Islamic Emirate
of Afghanistan capital Kabul.
The rebels formed alliances and united together in sub-
groups belong to an ethnic or common context. In addi- From the Soviet invasion to the NATO invasion, highligh-
tion, both the U.S. and other countries support such ting the relationship between the Taliban and al Qaeda.
alliances against Soviet occupation, sending large It all started when Pakistan and the United States during
amounts of weapons through Pakistan. The EE. UU. pro- the Cold War, seeing the inability of the Mujahideen to
vided support to the rebels in secret. During the Reagan defeat them, then backed fighters from other countries to
administration in the United States greatly increases the participate in anti-war. At the end the Soviet invasion, Al
flow of arms and funds to the bastions of resistance loca- Qaeda in Afghanistan ceased operations and its leaders
ted in Pakistan. were divided by different countries in Africa and the Arab
world, educating more men and disseminating their
With the coming to power in the Soviet Union under ideas. These, which began as a mere armed group
Mikhail Gorbachev, he ordered the withdrawal of Soviet eventually developed an ideology based on a religious
troops. In early 1989, neatly pulled the last soldiers of the extremist interpretation of Islam and an ideological ideo-
Red Army. logy increasingly away from Western countries questio-
ning his great influence on countries in the region, focu-
Despite having lost the support of his great ally, the sing its focus on anti-American policy. From here Al Qae-
PDPA government remained in power until 1992, when da went from being an ally to the West for their interests
he was ousted by the Taliban resistance. to be considered a terrorist group and its members fled
back into Afghanistan.
The Taliban Government
Invasion of Afghanistan
Following the withdrawal of the Soviet army, the govern-
ment of Najibullah was alone against various resistance After the attacks of September 11, the Bush administra-
groups. It is the beginning of a new Afghan civil war that tion while designing a military strategy that would oust
had two distinct stages, the first from 1992 to 1996 in the Taliban, destroy Al Qaeda network in that region and
which a battle to strip the power a government that a bring to power a government friendly to the United Sta-
section of Afghan political society does not feel as legiti- tes, began to give the shape of the international coalition
mate because consensus emerged with the invading that had to support the military campaign in Afghanistan.
power that was going and wanted somehow still have On 12 September, the Security Council of the United
some control in the country, and another stage that goes Nations adopted resolution 1368 which "urges all States
from 1996 to 2001 that focuses on the fight against the to work together urgently to bring to justice the action of
Taliban, when they get done with power. the perpetrators". The allied nations of NATO invoked
Article 5, defining the attack on the United States as an
In 1992 the Russian invasion was over and the Soviet attack on the entire alliance. However, the political lea-
troops had left Afghanistan definitely, but from the start dership of Washington preferred to retain as much auto-
of the withdrawal, in 1989, had left a government headed nomy and build an international coalition to intervene in
by Najibullá, that much of the Afghan population questio- Afghanistan. NATO agreed to the U.S. request to deploy
ned its legitimacy and groups mujahideen who had early warning aircraft and AWACS air surveillance and
fought against the occupation saw the opportunity to re- participate in military operations.
move it from power.
Given the conditions of country, nestled landlocked Af-
In Pakistan the leaders of mujahideen factions signed ghanistan, the type of support that coalition forces could
the Peshawar Accords, in which shared power, putting get from the countries of the region has become a strate-
an interim government that would rotate until an election gic issue of utmost importance. The military campaign in
is made to have a legitimate elected government, but this Afghanistan was testing the enormous force projection
agreement was not signed by all parties, the most impor- capabilities of the U.S. military. Even the use of the Gulf
tant was Hezb-e-Islami of Gulbuddin Hekmatyar who Arab countries as a basis for creating the coalition avia-
joined other warlords smaller. tion serious internal political problems these countries.
Other countries such as Uzbekistan and Kyrgyzstan
With the fall of Najibullah in April 1992, Kabul immedia- granted to Allied forces as the right of access and over-
tely falls into the hands of the mujahideen who had sig- flight of its territory. Were sensitive negotiations with Pa-
ned the agreements and establish the Islamic State of kistan which allowed the essential air corridor for aircraft
Afghanistan. It also creates the interim government from the sea and permission to install foundations of this
agreed in Peshawar, but in October 1992 Burhanuddin country.
Rabbani came to power, the faction Jamiat-e-Islami of
the minority Tajik and skipping reach some agreements (4) - When Mikhail Gorbachev became the Soviet leader in
with other ethnic Pashtuns leaving get out and stay with 1985, he gave high priority to getting Soviet troops out of the
the Kabul government permanently, without going costly, unpopular, unwinnable war in Afghanistan. In May 1988
through an election. After this maneuver Rabbani, Hek- Afghanistan, Pakistan, the USSR, and the United States signed
agreements providing for an end to foreign intervention in Af-
matyar had already declared their dissatisfaction with the ghanistan, and the USSR began withdrawing its forces.
situation begins a series of attacks on the state capital,
Kabul. In this new situation of war in the nation's capital, (5) - The Taliban emerged in the early 1990s in northern Paki-
Jamiat-e-Islami try to reach an agreement with Hezb-e- stan following the withdrawal of Soviet troops from Afghanistan.
Islami to stop these hostilities offering the Prime Minister The Taliban have in recent years carried out numerous high-
Hekmatyar apart from other senior political leaders rele- profile attacks on Kabul. A predominantly Pashtun movement,
vance in the country, as Dostum, but it rejects the deal the Taliban came to prominence in Afghanistan in the autumn
because it seems insufficient and therefore continuing its of 1994. The Taliban's promise - in Pashtun areas straddling
Pakistan and Afghanistan - was to restore peace and security
offensive against the city with Pakistani support because and enforce their own austere version of Sharia, or Islamic law,
they believed they could win the war. once in power. In both countries they introduced or supported
Islamic punishments - such as public executions of convicted
In 1994, the incursion of the Taliban, emerged among murderers and adulterers and amputations of those found guilty
young students of the madrasas of rural refugee camps of theft.

29
On the other hand, the American inter- tion, foreign fighters, mainly Arabs, the presence of international troops.
vention required to engage a working provided, however, a stubborn resis-
tance. The situation for the Taliban The Taliban movement has managed
relationship with anti-Taliban forces in to adapt to modern warfare, both doc-
Afghanistan, in order to win the war became untenable. On December, be-
gan negotiations that Mullah Omar and trinal, psychological and military and
and develop a realistic plan to promote insurgents are not the same as 10
a transition government in Afghanistan. other Taliban leaders took the opportu-
nity to escape the city. Finally surren- years ago. The movement is becoming
The U.S. administration had two orga- bigger, has more pockets of resistance
nizations with which to establish the dered Kandahar.
along and across the region, and most
desired ratios: the Rome group and the BONN AGREEMENTS importantly, begin to have the support
Northern Alliance. of the people.
Once controlled the capital, in Decem-
The Northern Alliance was the only ber 2001 the United Nations held the A decade later, the international troops
opposition group with forces in Afgha- Bonn Conference in Germany, where begin to withdraw without having achie-
nistan. These, scattered and led va- they were organized meetings between ved the goals set for the invasion. The
rious 'warlords' survivors ending deca- various Afghan leaders by the Security deployment of 130,000 foreign soldiers
des of civil war, were organized under Council of United Nations. The result in the country, is expected to conclude
a certain coalition politically, internatio- was the creation of the Afghan Interim in 2014, in parallel with the start of the
nally recognized and gave continuity to Authority and the so-called Petersberg transfer of responsibilities from NATO
the Rabbani government. Process, a political process towards a to Afghan forces.
Given the refusal of the Taliban to hand new constitution and choosing a new
Afghan government. The goal was to After the war, and the possible withdra-
over Osama Bin Laden, on October 7, wal of international troops in 2014, Af-
2001 the U.S. Government began its fill the power vacuum.
ghanistan will face his own destiny,
military operations in Afghanistan ac- Taking control of Kabul and the ba- seeking peace as the only alternative
ting under Article 51 of the UN Charter, cking of Russia and Iran, the Northern to war.
invoking the right to self-defense. Alliance was in a position to gain politi-
That day, there were the first air strikes cal control of the country and tried to (6) - The article 5 of NATO treaty es-
in the capital, Kabul, in Kandahar, form a government, likewise oppose tablish that The Parties agree that an
among other places. In Operation En- the presence of international peace- armed attack against one or more of
during Freedom in Afghanistan was keepers played them the monopoly of them in Europe or North America shall
marked the following six objectives: force in the areas it dominated. United be considered an attack against them
destroy the leadership and military States and the international community all and consequently they agree that, if
strength of the Taliban and Al-Qaeda, had to make enormous pressures on such an armed attack occurs, each of
enhance military capabilities and sup- Rabbani and the Northern Alliance, to them, in exercise of the right of individ-
port the operations of the Northern promote negotiations to integrate all ual or collective self-defence recog-
Alliance opposition mobilize anti- parties, to a great national political nised by Article 51 of the Charter of the
Taliban Pashtun regions in the east agreement. United Nations, will assist the Party or
and south of the country and to support These meetings involved four factions: Parties so attacked by taking forthwith,
its operations, prepare a post-Taliban the Northern Alliance, the Rome group, individually and in concert with the oth-
political agreement between the anti- an exile group backed by Iran in Cy- er Parties, such action as it deems nec-
Taliban factions, manage the interests prus and a Peshawar-based group essary, including the use of armed
of the members of the coalition and supported by Pakistan. The talks were force, to restore and maintain the secu-
provide some humanitarian aid to Af- organized by the Special Envoy rity of the North Atlantic area. Any such
ghan civilians. Lakhdar Brahimi UN. Concerned by a armed attack and all measures taken
preponderance of the Northern Alliance as a result thereof shall immediately be
In the next phase, the continued bom- reported to the Security Council. Such
bing fixed targets and prioritized objec- and considering Pakistan fears Afghan
policy dominated by it, Brahimi tried to measures shall be terminated when the
tives that came up in support of the

‫س‬
reduce the profile of the Northern Security Council has taken the
Northern Alliance. The CIA had consi- measures necessary to restore and
dered buying support and, if necessary, Alliance separately trying Tajiks, Uz-
beks and Hazaras. However, it won maintain international peace and secu-
to a number of Pashtun tribal leaders to

‫پا خ‬
three major ministries: defense, interior rity.
mobilize forces in that region, rather
than working through the group of Ro- and foreign affairs. Rome group, was
ma. In early October, Karzai met with partly offset by appointing one of its
other leaders without getting the Pash- members as chairman of the interim
tun tribes to decide to take up the cau- government, Hamid Karzai Pashtun.
se. Karzai's own attempts in early No- After the occupation of Afghanistan, the
vember 2001 to initiate the fight in Af- International Security Assistance Force
ghanistan, ended his evacuation by (ISAF) initially established as a stabili-
helicopter to avoid being captured by zation force by the Security Council of
the Taliban. United Nations, gave way, in 2003,
After the Taliban abandoned Kabul and NATO assumed political command and
Jalalabad later, the collapse of the Tali- coordination of ISAF. In 2002 Afghan ‫پاسخ تحت نظر هیأت تحریر به نشر میرسد‬
ban regime was extended to Pashtun- Constitution was adopted. The text
dominated regions, starting with the came from the Afghanistan under the ‫ داکتر عبداهلل شیرزاد‬:‫مدیرمسؤول‬
western provinces who switched sides. Bonn Agreement.
In late November, the Taliban retained ‫ داکتر یوسف برجیس‬:‫هیأت تحریر‬
A decade later, the withdrawal ‫داکتر حنان روستایی‬
control only 3 of the 30 provinces. The
special operations units, as well as After more than a decade of occupa- ‫داکتر نعیم اساس‬
collaborating with indigenous forces, tion, Afghanistan is a country on the ‫دوکتور قدرت نصرتی‬
conducted independent operations to brink of disaster. The situation is really
capture leaders of Al Qaeda and the critical. The result of ten years of op- ‫انجنیر رفیع یارمند‬
Taliban regime. pression has been absolutely disas- ‫استاد حسین پرواز‬
trous. The war, in addition to the eco-
Karzai, succeeded in forming a force of nomic losses has killed more than ‫دیزاین و گرافیک داکتر عبداهلل وطندوست‬
:
several thousand fighters and went 40,000 people.
against Kandahar from the north. Gul pasokh.afg@gmail.com
Agha Shirzai did the same from the The Afghan people do not want foreig-
south. Taliban forces from Afghanistan ners in their country. Both the town and http://afghanistanexperts.org
began to dissolve on their own popula- the political sector are already tired of
30