You are on page 1of 315

‫‪1‬‬

‫راز سرنگونی شاه‬

‫نگاهی به دالیل اقتصادی و مالی سرنگونی شاه‬

‫توانا بود هرکه دانا بود‬

‫برگردان‪ :‬نادر پورخلخالی‬
‫‪2‬‬

‫فهرست‬

‫پیش گفتار‬

‫یادداشتی بر کاربرد عناوین شاهنشاهی ایران‬

‫کتاب نخست‬

‫گالدیاتور‬

‫بخش نخست‬

‫گونه ای از فرا – آدمی‬

‫سرآمد همگنان‬

‫یک بمب بنزینی بزرگ‬

‫رییس جمهور در باره شاه احساسی قوی دارد‬

‫بازی پوکر هنگفت‬

‫آقای هلمس پافشاری میکند‬

‫او که بر کار ها مسلط است ‪ ٬‬درسته؟‬

‫بخش دوم‬

‫نگهبان خلیج فارس‬

‫کین خواهی شاه‬

‫آیا مطمینی که راه پشتی امن است؟‬

‫بیست و چهار ساعت در تهران‬

‫همه نوع اسلحه غیر از بمب اتم‬

‫باید دید حرکت بعدی نیکسون چیست‬

‫اینک وقت آن رسیده است که اعتبارات را به پول نقد تبدیل کنیم‬
‫‪3‬‬

‫بخش سوم‬

‫پیمان زناشویی‬

‫این در زمینه کارشناسی و خبرگی من نیست‬

‫مردی که زیادی میدانست‬

‫اسفناج ارزان پوپای ته میکشد‬

‫نخستین خون‬

‫نقشه بی سر وصدا‬

‫بخش چهارم‬

‫باید دید در آینده چه پیش میاید‬

‫ما برای این به اینجا آمده ایم که نفت بدست بیاوریم‬

‫این بار نوبت لیبی بود که دخل شان را در بیاورد‬

‫اکنون راستی راستی تیله بازی می کنیم‬

‫بسوی پرتگاه‬

‫راستی ما کدام کشور را باید بگیریم؟‬

‫خطر کردن شگفتی آور دکتر کیسینجر‬

‫شاه آماده می شود که بمیدان آید‬

‫یک جفتک پرانی دیوانه وار‬

‫بخش پنجم‬

‫بیم وهراس نفتی‬

‫آنان تاوان پس خواهند داد‬

‫سالمت زندگی همه تان شاید بسته به آن باشد‬

‫من در برابر جهانیان از کرده خود دفاع خواهم کرد‬
‫‪4‬‬

‫یا بمن بنزین میدهی یا می کشمت‬

‫ما برای سعودی ها هر کاری را که از دستمان بر بیاید خواهیم کرد‬

‫یکی باید با شاه از در گفتگو درآید‬

‫می خواهم تا نمرده ام آنها را به پایان ببرم‬

‫نخستین امپراتوری فرو میریزد‬

‫بخش ششم‬

‫تابستان بی رحم‬

‫افسانه ای زیبا‬

‫واقعا روزگار خوشی داشتیم‬

‫شاه هوای ما را دارد‬

‫پیامد های رامسر‬

‫راه افتاده ایم بسوی سیه بختی‬

‫شانزده سرباز نیروی دریایی‬

‫شانزده سرباز نیروی دریایی‬

‫کتاب دوم‬

‫نمایش زور بازو‬

‫بخش هفتم‬

‫شاهین خشمگین‬

‫بدون از پای درآوردن شاه از پس او بر نمیاییم‬

‫آقای فورد میرود به جنگ‬

‫او بچه ما بود‪ ٬‬اما دیگر بزرگ شده است‬

‫آیبکس‪ ٬‬یا دنبال کردن بز کوهی‬
‫‪5‬‬

‫گشتی در میان تپه های گل سرخ‬

‫یک دست صدا ندارد‬

‫کریسمس و تجلی مسیح‬

‫بخش هشتم‬

‫شهرزاد پوتومک‬

‫اجازه دهید با جنگ ‪ -‬ارزان ‪ -‬آغاز کنیم‬

‫شاه به پول نیاز دارد‬

‫کاله گشادی بر سر کرد ها گذاشته شد‬

‫در میانه ماه مارس‬

‫ما بهش گفتیم که از عملیات چتر بازان پشتیبانی می کنیم‬

‫گویی دوباره در وضعیت بدی گیر خواهیم کرد‬

‫بخش نه‬

‫جنگ های هنری‬

‫در بعضی کشور ها نا آرامی ها را می توان پیش بینی کرد‬

‫گاهی اوقات از خود میپرسم براستی او طبیعت خشنی دارد‬

‫تانکر ها را بگذارید داخل خلیج گوانتانامو‬

‫آن نامه ای را که از فورد خرفت آمده‪ ٬‬دیدی؟‬

‫شاه بمن دروغ گفت‬

‫جیمز شلزینگر و راهی که پیموده نشد‬

‫بخش دهم‬

‫وضع و اوضاع در سال ‪۱۹۷۶‬‬

‫ایران در آستانه دور شدن از ماست‬

‫اعلیحضرت به دادگاه و دادگاه کشی رو میاورند‬
‫‪6‬‬

‫آقای فورد از شاه مرحمتی می خواهد‬

‫یک باد سرد ناگهانی‬

‫گمان نمی کنم اروپا حال و روز چندانی داشته باشد‬

‫در بالی یمانی به وضع موجود پایبند می ماند‬

‫آتشبازی در بیروت‬

‫خطر از بیخ گوش شاه گذشت‬

‫شگفتی جشن دویست ساله‬

‫رقص شروع می شود‬

‫بخش یازدهم‬

‫غضب شاهانه‬

‫رژیم بنیاد گرایی روی دستمان خواهد ماند‬

‫سه مهندس‬

‫دلم می خواهد در باره قیمت نفت هم صحبتی بشود‬

‫!ما کشور را به ساحل سالمت می رسانیم‬

‫اعلیحضرت و من مجادله لفظی تند و تیری داشتیم‬

‫درسی از اعمال نفوذ شاه‬

‫کل سیستم دارد از هم می پا شد‬

‫ما نباید این دولت را نگونسار کنیم‬

‫من برای عربستان سعودی از هیچ چیز فروگذاری نکردم‬

‫گمان می کنم شاه پیام را گرفته باشد‬

‫بخش دوازده‬

‫جنگ نفتی‬

‫من نمی خواهم با کسی رو در رو شوم‬
‫‪7‬‬

‫هدیه کریسمس شیخ یمانی‬

‫ما ورشکست شدیم‬

‫در آن دم تنم می لرزید‬

‫خدایا خودت بداد مان برس‬

‫ما در برابر سعودی ها سپر انداختیم‬

‫پایانه‬

‫بدرود‬

‫‪.‬هیچگاه وی را جدی نمی گرفتیم‬
‫‪8‬‬

‫پیش گفتار‬

‫گرش بر نشانی به باغ بهشت‬ ‫درختی که تلخ است وی را سرشت‬
‫به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب‬ ‫ور از جوی خلدش به هنگام آب‬
‫همان میوه تلخ باز آورد‬ ‫چو گوهر به بار آورد‬

‫ابولقاسم فردوسی‪ ٬‬کتاب فارسی شاهنامه‬

‫روز ‪ ۲۵‬نوامبر ‪ ۲۰۰۶‬دیک چینی معاون رییس جمهور برای گفتگو با ملک عبد هللا‪ ٬‬پادشاه سال خورده و خودکامه‬
‫عربستان‪ ٬‬که شاهنشاهی کشور بیابانیش یک پنجم ذخیره نفتی شناخته شده جهان را در خود نهفته دارد‪ ٬‬و بزرگترین تولید‬
‫کننده نفت در میان سازمان کشور های صادر کننده نفت ‪ ٬‬اوپک (کارتل تولید کنندگان نفت) به شمار می آید‪ ٬‬رهسپار‬
‫ریاض شد‪ .‬پیدا بود که سلطان در انتظار پشتیبانی متحد های امریکایی به سر می برد‪ .‬در آغاز همین ماه تالش های جنگی‬
‫امریکا در عراق منجر به یک گام پس نشینی شده بود و رای دهندگان با آراء خود‪ ٬‬جمهوری خواهان را وادار کرده بودند‬
‫اختیار کنگره را به دمکرات ها بسپارند‪ .‬جورج دبلیو بوش بیدرنگ با استعفای رامسفلد معاون دفاع‪ ٬‬یار و یاور چینی در‬
‫قدرت‪ ٬‬موافقت و پیشنهاد کرده بود با منتقدان اداره جنگ حکومت خود ”در پی زمینه مشترکی برآید “‪ .‬پس از گذشت سه‬
‫سال و نیم برای نخستین بار در واشنگتن سخن نه از پیروزی که از عقب نشینی سر و سامان یافته نیرو های متحد در‬
‫میان بود‪ .‬مقامات عربستان سعودی نگرانی خود را از اینکه ایران همسایه و رقیب دیرین آنان‪ ٬‬بدنبال بیرون کشیدن نیرو‬
‫های امریکا و متحدین از عراق‪ ٬‬در صدد گرفتن ماهی از آب گل آلود برآیند و بخواهند سیطره شان را بر منطقه بگسترند‪٬‬‬
‫ابراز داشتند‪ .‬شاهزاده ترکی‪ ٬‬سفیر عربستان سعودی در واشنگتن بدون رو در بایستی به کاخ سفید یادآور شده بود ”چون‬
‫امریکا بدون آنکه کسی از او بخواهد وارد عراق گشته است‪ ٬‬نمی تواند بدون آنکه کسی از او بخواهد از آن جا خار ج‬
‫شود“‪/ .‬‬

‫در مالقات معاون رییس جمهور با مقامات عربستان از بهای نفت هم سخن بود‪ .‬در تابستان ‪ ۲۰۰۶‬بازار های انرژی‬
‫جهان پر رونق بود‪ ٬‬در نتیجه ‪ ٬‬بهای نفت به سطح بی سابقه ای رسیده بود‪ .‬قیمت های فزاینده سوخت خوشبختی امریکا و‬
‫اقتصاد شرکای بازرگانی آنرا تهدید می کرد‪ .‬نفت بشکه ای ‪ ۷۸‬دالر که برای تولید کننده ها پول باد آودره میاورد‪ ٬‬برای‬
‫سیاست خاورمیانه ای امریکا معضل و چالشی شده بود‪ .‬از نگرانی های کاخ سفید به سرکردگی بوش‪ ٬‬یکی آن بود که‬
‫ایران با این بیلیون ها دالر چه خواهد کرد‪ .‬به گزارش نیو یورک تایمز ” سود ایران از نفت در سال گذشته از ‪ ۱۵‬بیلیون‬
‫به بیش از ‪ ۴۵‬بیلیون رسید‪ ٬‬این میزان افزایش درآمد‪ ٬‬از سال ‪ ۱۹۷۴‬تاکنون بی سابقه بوده است‪ .‬تنها در آن سال بود که‬
‫درآمد ایران از نفت سه برابر شد“‪ .‬باال رفتن سریع سود ایران از نفت همراه بود با باال رفتن تنش و خشونت در منطقه از‬
‫جمله جنگ بی امان یک ماهه در لبنان‪ ٬‬میان اسراییل و حزب هللا‪ ٬‬یک گروه شیعه‪ ٬‬که رهبران آن از تهران پوشش‬
‫سیاسی‪ ٬‬مالی و نظامی در یافت می کردند‪ .‬چشم انداز رییس جمهور احمدی نژاد برای بکار گیری درآمد نفتی کشورش‬
‫جهت تسریع برنامه هسته ای ایران‪ ٬‬تقویت ارتش ایران‪ ٬‬مسلح ساختن حزب هللا در لبنان‪ ٬‬گروه بنیادگرای اسالمی حماس‪٬‬‬
‫در غزه‪ ٬‬و گروه های شبه نظامی شیعه در عراق‪ ٬‬با لعن و نفرین مقامات واشینگتن و ریاض مواجه بود‪ .‬خانواده سلطنتی‬
‫‪9‬‬

‫سعودی این را پیشتر هم آزموده بود‪ .‬سال ها پیش‪ ٬‬در ‪ ۱۹۷۰‬محمد رضا شاه پهلوی‪ ٬‬شاه ایران نیروی محرکه پشت‬
‫افزایش قیمت نفت بود‪ ٬‬به این امید که بتواند از ایران‪ ٬‬کشوری با اقتصاد و ارتشی نیرومند بسازد‪ .‬اما انقالب اسالمی‬
‫‪ ٬ ۱۹۷۹‬به آرزو ها و رویا های شاه برای سروری خلیج فارس‪ ٬‬آسیای باختری‪ ٬‬و اقیانوس هند پایان داد‪/ .‬‬

‫ای بس که رییس جمهور احمدی نژاد نخواهد تایید کند میان تالش های او برای نمایش قدرت نفتی ایران زیر چتر پان‬
‫اسالمیسم‪ ٬‬و انگیزه شاه برای بلند پروازی های نهفته و دیرین ایران‪ ٬‬همسانی های زیادی هست‪ .‬دیدگاه استرا تژیک این‬
‫دو آن چنان همگونی هایی دارند که تداوم استراتژی واحد را انکار ناپذیر میکند‪ .‬هر دو رهبر‪ ٬‬ایران را قدرت برتر منطقه‬
‫می دانستند‪ .‬هر دو آنها انرژی اتمی و درآمد نقتی را رمز دستیابی به موقعیت بین المللی و اعتماد داخلی می دانستند‪ .‬هر‬
‫دو این ها به رنجاندن و تحریک همان قدرت های غربی پرداختند که روزگاری ایران را برده زر خرید و مستعمره خود‬
‫می دیدند‪ .‬شاید مشخصه بارز و مشترک آنها عقده شاه میداس٭ آنان بود‪ .‬احمدی نژاد هم مثل شاه دست و دل باز بود و‬
‫خیال می کرد قیمت گران نفت او را از قید وبندهای حساب و کتاب مالی می رهاند‪ .‬یکی از آگاهان می نویسد ”منتقدان می‬
‫گفتند که نقشه های او بر پایه ولخرجی های بی حساب جهت ایجاد کار و باال بردن حقوق و دستمزد ها انگیزه سیاسی‬
‫داشت و از نظر مالی بی پایه بود‪ .‬پایه های بر نامه ریزی بودجه او روی درآمد هنگفت نفتی بود که الجرم به تورم می‬
‫انجامید“‪ .‬بانک مرکزی ایران ‪ ۴۰‬میلیارد دالر یارانه برای رونق اقتصادی از جمله به خانواده ها و زوج های جوان‬
‫اختصاص داده بود‪/ .‬‬

‫دست و دل بازی های احمدی نژاد موقعیت بی نظیری را برای پادشاه عربستان ملک عبدهللا فراهم آورد‪ .‬نفت که بیش از‬
‫‪ ۸۰‬درصد درآمد ایران از صادرات را تشکیل می داد‪ ٬‬این کشور را به طور خطرناکی در برابر نوسانات پیشبینی نشده‬
‫بازار نفت بی دفاع میگذاشت‪ .‬تهران در این خوش خیالی بود که تفاضای مصرف کننده ها برای نفت همچنان باال می‬
‫ماند‪ ٬‬در نتیجه قیمت باالی نفت تضمین خواهد شد‪ .‬اما اگر بهای نفت به یکباره سقوط می کرد خواب و خیال های برنامه‬
‫ریزی بودجه ایران چه می شد؟ کشور های تولید کننده نفت برنامه مخارج و برآورد های مالی خود را بر آن میگذارند که‬
‫قیمت نفت از مرز مشخصی پایین نخواهد آمد‪ .‬هر آینه قیمت ها به ناگهان به زیر آن مرز فر ود آ ید‪ -‬واگر صادر کنندگان‬
‫از درآمد صادرات پیشین‪ ٬‬برای احتیاط چیزی برای روز مبادا کنار ننهاده باشند ‪ -‬بیم آن هست که اوضاع مالی آنها فرو‬
‫ریزد‪ .‬در این صورت است که بیلیون ها دالر درآمد پیشبینی شده بر باد میرود و تهران ناچار میشود صرفه جویی کند‪٬‬‬
‫حساب کند که به اسلحه پول بدهد یا به کَره ‪ -‬به شکم حماس و حزب هللا پول بریزد یا سستم پیچیده یارانه خورد و‬
‫خوراک‪ ٬‬سوخت‪ ٬‬مسکن و حمل و نقل مردم میانه حال را سر پا نگهدارد‪ .‬حذف یارانه ها به اعتراضات و درگیری میان‬
‫گروه های مخالف و نیرو های امنیتی دامن می زند‪/ .‬‬

‫تنها یک کشور انگیزه و توان مهندسی تصحیح قیمت در چنان بعدی را داشت‪ .‬با ذخایر بی کران روغن زمینی خود‪ ٬‬و‬
‫ظرفیت تولید مخاذن بکر و بهره برداری نشده‪ ٬‬این عربستان بود که می توانست با پمپ کردن نفت خام اضافی به سیستم‬
‫بازار آنرا اشباع کند‪ ٬‬قیمت ها را بشکند و به پس براند‪ .‬سعودی ها پی برده اند که توان نفتی بیشتر از انباشت ثروت‪٬‬‬
‫پیشرفت اقتصادی و حفظ قدرت آنهاست‪ .‬نفت در عین حال اسلحه برتر سعودی ها برای دفاع ملی و کلید امنیت و راز‬
‫بقای آنهاست‪ .‬سیراب کردن بازار با نفت اضافی جنگ اقتصادی عظیمی بشمار می آید‪ ٬‬که با انداختن بمب روی سر‬
‫حریف توفیری ندارد‪ .‬سیراب کردن بازار بی گمان برای سعودی ها بیلیون ها دالر هزینه برمی داشت‪ .‬اما گو یی کفه‬
‫تهدید از جانب ایران سنگین تر بود‪ .‬پس ملک عبد هللا در اواخر ‪ ۲۰۰۶‬به باز کردن شیر ذخایر نفتی تمایل نشان داد‪/ .‬‬

‫به گزارش نیویورک تایمز ”یکی از افراد خانواده سلطنتی سعودی که از مذاکرات میان آقای چینی و شاه عبدهللا آگاهی‬
‫داشت‪ ٬‬گفت سلطان نقشه خود را به آقای چینی اینطور مطرح کرد که آنها با باال بردن تولید نفت‪ ٬‬قیمت را پایین می‬
‫آورند تا اوضاع اقتصادی ایران به هم بریزد‪ ٬‬بدون آنکه مستفیم با ایران درگیر گردند“‪ .‬سرازیر کردن سیل نفت به بازار‪٬‬‬
‫”باعث خواهد شد چرخ حمایت های مالی ایران از حزب ا هلل لبنان و گروه های شبه نظامی شیعه در عراق کند گردد‪ ٬‬بی‬
‫انکه ما با آنها مستقیم رو در رو گردیم“‪ .‬شاید سعودی ها انگیزه دیگری هم برای این کار داشتند‪ .‬آنها از رویداد های‬
‫پیشین آموخته بودند که هرگاه بهای نفت برای مدت طوالنی باال بماند‪ ٬‬ایاالت متحده ناگزیر می گردد مصرف نفت وارداتی‬
‫‪10‬‬

‫خود را کاهش دهد و اقدامات الزم را برای صرفه جویی در مصرف و تنوع انرژی به عمل آورد‪ .‬ترجمه اتکای اندک به‬
‫نفت سعودی ها‪ ٬‬می شود کاهش قدرت نفوذ عربستان روی سیاست های امریکا در برابر اسراییل و خاور میانه‪/ .‬‬

‫روز ‪ ۲۹‬نوامبر ‪ ٬ ۲۰۰۶‬چهار روز پس از بازگشت چینی به واشینگتن‪ ٬‬واشینگتن پست مقاله ای به قلم نواف عبید‪ ٬‬از‬
‫مشاوران بلند پایه امنیتی در دولت عربستان که با مرکز مطالعات استرا تژیک و بین المللی واشینگتن نیز همکاری دارد‪٬‬‬
‫انتشار داد‪ .‬مقاله عبید هشدار می داد که ”یکی از پیامد های عقب نشینی غیر مترقبه ایاالت متحده‪” ٬‬دخالت گسترده‬
‫عربستان برای پیشگیری از قتل عام سنی های عراق توسط شبه نظامیان شیعه مودر حمایت ایران خواهد بود“‪ .‬عبید به‬
‫خوانندگان خود یادآور می شد عربستان به عنوان نیرومند ترین کشور خاور میانه از نظر اقتصادی‪ ٬‬زادگاه اسالم و‬
‫رهبری غیر رسمی جهان سنی ( که شامل ‪ ۸۵‬درصد مسلمانان می گردد) هم اسباب این مداخله را دارد و هم آنرا بر خود‬
‫وظیفه دینی می داند“‪ .‬در ال به الی این سخنان تهدیدی ترس آور هم بود که از دید مقامات ایرانی نمی تواند پنهان مانده‬
‫باشد‪/ :‬‬

‫سر آخر تصمیم با عبدهللا است که خرخره کمک های مالی ایران به شبه نظامیان را با سیاست نفتی بفشارد‪ .‬اگر عربستان‬
‫سعودی تولید نفت را افزایش دهد و بهای آنرا به نصف برساند‪ ٬‬هنوز قادر خواهد بود هزینه های جاری خویش را بپردازد‪.‬‬
‫اما این برای ایران که با قیمت باالی فعلی نیز با مشکالت اقتصادی دست به گریبان است‪ ٬‬پیامد ویرانگر خواهد داشت‪.‬‬
‫حاصل آنکه توانایی تهران برای سرازیر کردن صد ها میلیون دالر در سال به شبه نظامیان شیعه در عراق و جاهای دیگر‬
‫محدود خواهد شد‪/ .‬‬

‫مقاله عبید توجه مرا جلب کرد‪ ٬‬برای اینکه ماه ها بود من سرگرم مطالعه مداخله دیگری بودم‪ ٬‬که پیشتر توسط‬
‫سعودی ها در بازار نفت شد اما‪ ٬‬پیامد های آن برای جهانیان کمتر دانسته و کمتر درک شده است‪ .‬در سال‬
‫‪ ٬ ۱۹۷۷‬یکسال جلوتر از آغاز ناآرامی های انقالب در ایران بازار نفت به خاطر شکاف درون اوپک‪ ٬‬سر اینکه‬
‫چقدر از مشتری ها پول بگیرند‪ ٬‬ناکارآمد گشته بود‪ .‬شاه پشنهاد می کرد برای سالی که در پیش بود قیمت را ‪۱۵‬‬
‫درصد افزایش دهند‪ .‬ملک خالد ‪ ٬‬پادشاه عربستان سعودی‪ ٬‬در برابر درخواست شاه ایستاده بود و می گفت‬
‫درست نیست زمانی که اقتصاد کشور های غربی در مرداب کسادی فرورفته است‪ ٬‬ما قیمت ها را باال ببریم‪.‬‬
‫باالخره شاه حرف خود را پیش برد و آنهای دیگر را برای باال بردن درصد دو رقمی در اوپک‪ ٬‬برای سال‬
‫‪ ٬ ۱۹۷۷‬با خود همداستان ساخت‪ .‬پاسخ سعودی ها به این اقدام بسیار تند و بی پروا بود‪ .‬ریاض اعالن کرد‬
‫اقدامات جدی به عمل خواهد آورد تا جلو این بساط قیمت گذاری جدید ایران را بگیرد‪ .‬سعودی ها در نظر داشتند‬
‫این کار را با پمپ کردن نفت اضافی و بیشتر از سهمیه خود به بازار‪ ٬‬و فروش آن به زیر قیمت کشور های‬
‫رقیب بکنند‪ .‬چنین بود که ایران در یک شب بیلیون ها دالر از درآمد پیشبینی شده نفتی خود را از دست داد‪.‬‬
‫دولت شاه که از این ضربه سرگیجه گرفته بود‪ ٬‬مجبور شد از بانک های خارجی برای پرداخت تعهدات خود وام‬
‫کوتاه مدت با بهره باال بگیرد‪ .‬دولت ناچار شد برای متعادل کردن دخل و خرج خود‪ ٬‬هزینه های داخلی را بشدت‬
‫کاهش دهد و یک برنامه صرفه جویی در پیش بگیرد‪ ٬‬که درنتیجه آن هزاران جوان ایرانی بیکار راهی خیابان‬
‫ها شدند‪ .‬درهم ریختگی اقتصادی ناشی از تحوالت یاد شده نظر مردم را در باره خانواده سلطنتی برگراداند‪/ .‬‬

‫سی سال پس از آن واقعه‪ ٬‬شواهد از آن حکایت دارد که عربستان سعودی در پی فرودآوردن همان ضربه‬
‫کارساز است‪ .‬هنوز ندانسته های ما‪ ٬‬از تالش های عربستان و ایاالت متحده امریکا‪ ٬‬برای نابسامان کردن اقتصاد‬
‫ایران در دو سال آخری ریاست جمهوری بوش‪ ٬‬بسیار زیاد است‪ .‬آنچه ما میدانیم این است که عربستان آشکارا با‬
‫قطع روابط خود با رایزن خویش‪ ٬‬عبید‪ ٬‬به خاطر جار و جنجال ناشی از آن مقاله‪ ٬‬واکنش نشان داد‪ .‬آگاهان‬
‫سیاسی در واشینگتن معتقدند که این بخشی از بازی بزرگتری بود‪ .‬کارشناسان می گویند ”انتظار میرود آقای عبید‬
‫در منصب جدیدی دوباره به دولت برگردد“‪ .‬به گزارش نیویورک تایمز ”دولت عربستان این مقاله آقای عبید را‬
‫رد کرد و شاهزاده ترکی قراد داد خویش را لغو نمود‪ .‬اما دیپلمات های عربی روز سه شنبه گفتند‪ ٬‬مقاله عبید‬
‫بازتاب کننده موضع دولت عربستان میباشد که به صراحت می گوید مخالف بیرون کشیدن نیرو های امریکایی از‬
‫‪11‬‬

‫عراق است“‪ .‬یک هفته پس از این ماجرا شاهزاده ترکی‪ ٬‬سفیر عربستان در واشینگتن به ناگاه کار خود را از‬
‫دست داد و به کشورش فراخوانده شد‪/ .‬‬

‫ماجرا از چه قرار بود؟ ملک عبدهللا در صدد فرستادی کدامین پیام به تهران و واشینگبن بود؟ برای درک بهتر‬
‫سیاست سعودی ها و آنچه که پس از این‪ ٬‬اتفاق افتاد باید دید در دو سال آتی بهای نفت به کجا می رود‪ .‬طبق‬
‫گزارش های رسیده بودجه عربستان سعودی برای سال ‪ ٬ ۲۰۰۷‬بر این اساس تعیین شده بود‪ ٬‬که بهای نفت از‬
‫‪ ۴۲‬دالر پایین نیاید و سطح تولید روزانه‪ ٬‬همچنان ‪ ۹‬میلیون بشکه بماند‪ .‬علیرغم تالش های زیاد برای به مهمیز‬
‫کشیدن قیمت ها‪ ٬‬تا تابستان ‪ ۲۰۰۷‬دوباره قیمت ها به اوج خود در یک سال گذشته‪ ٬‬یعنی ‪ ۷۸‬دالر برگشته بود‪.‬‬
‫اعضای اوپک‪ ٬‬حداقل در برابر مردم‪ ٬‬اعالن کردند که نگذارند قیمت یک بشکه از ‪ ۸۰‬دالر باالتر برود‪ .‬با این‬
‫همه تا آخر نوامبر ‪ ٬ ۲۰۰۷‬بهای یک بشکه نفت به ‪ ۹۸‬دالر رسیده بود‪ .‬در ژانویه ‪ ٬ ۲۰۰۸‬رییس جمهور‬
‫بوش شخصا از ملک عبدهللا خواست برای جلوگیری از افزایش قیمت کاری بکند‪ -‬اقتصاد ایاالت متحده زیر فشار‬
‫قیمت نفت داشت به زانو در میامد‪ ٬‬وام های مسکن داشت نابود می شد‪ ٬‬اعتبار های بانکی از میان میرفت و‬
‫بانک ها در حال ریزش بودند‪/ .‬‬

‫سعودی ها که در پی فرودآوردن ضربه گیج کننده به احمدی نژاد بودند‪ ٬‬با شور و شوق فراوان شیر های نفت را‬
‫باز و تولید خود را ‪ ۲۵۰۰۰۰‬بشکه در روز بیشتر از سهمیه اوپک کردند‪ .‬اما این کارساز نگشت‪ .‬پس سعودی‬
‫ها دوباره بر تولید خود افزودند‪ ٬‬اینبار از ‪ ۹/۲‬میلیون بشکه در روز به ‪ ۹/۷‬میلیون بشکه‪ .‬بهای هر بشکه نفت‬
‫در ماه آوریل از مرز ‪ ۱۰۰‬دالر‪ ٬‬در ماه می از مرز ‪ ۱۱۸‬دالر گذشت و باالخره در ماه جوالی به ‪/۲۷‬‬
‫‪۱۴۷‬رسید‪ .‬پس از آن بود که رود خروشان نفت عربستان به بازار روان گشت‪ ٬‬قیمت ها‪ ٬‬علی رغم انقباض‬
‫اقتصاد ایاالت متحده‪ ٬‬فروریخت‪ .‬تا ماه سپتامبر قیمت ها به بشکه ای ‪ ۱۰۷‬دالر افت کرد‪ ٬‬اینک نوبت به رییس‬
‫جمهور احمدی نژاد رسیده بود که نگران گردد‪ .‬ایرانی ها در این خیال خام بودند که قیمت نفت از بشکه ای ‪۹۰‬‬
‫دالر پایین نمی آید‪ .‬آنان پس از آنکه وضع را چنین دیدند دست به دامن شاه عبدهللا شدند که بیش از این نگذارد‬
‫قیمت ها بشکند‪ .‬شاه عبدهللا با باز گذاشتن شیر های نفت و درهم شکستن قیمت گذاری اوپک به آنان پاسخ داد‪ .‬تا‬
‫ماه دسامبر‪ ٬‬ارزش نفت به بشکه ای ‪ ۴۳‬دالر پایین آمد‪ .‬و این خرسندی سعودی ها را فراهم می کرد‪ ٬‬پس آنها‬
‫تولید خود را به ‪ ۸/۵‬میلیون بشکه در روز تقلیل دادند‪ .‬روزی که در ژانویه ‪ ۲۰۰۹‬قیمت ها تا بشکه ای ‪۳۳‬‬
‫دالر پس رفت آنان از تولید خود باز هم کاستند‪ ٬‬اینبار آن را به ‪ ۸‬میلیون بشکه رساندند‪ .‬در این سال که بخت‬
‫اقتصادی رژیم ایران برگشته بود‪ ٬‬آنها با انتخابات مهم ریاست جمهوری رو در رو بودند‪ .‬نتیجه انتخابات‬
‫فریبکارانه نیمه آن سال‪ ٬‬با رکود اقتصادی و ناآرامی هایی همراه بود‪ ٬‬که رژیم در سه دهه گذشته از زمان رفتن‬
‫شاه مانند آنرا ندیده بود‪/ .‬‬

‫در این میان من اسنادی را گیر آورده بودم که نشان میداد در خفه کردن قیمت ها زیر دریای نفت ‪ ٬ ۱۹۷۷‬که‬
‫سعودی ها برای اولین بار بدان مبادرت کردند‪ ٬‬رییس جمهور جرالد فورد همراه با مقامات عالی رتبه کاخ سفید‬
‫دست داشتند‪ .‬اسناد مذکور‪ ٬‬سوال مبهوت کننده ای را پیش می کشد‪ ٬‬چرا ایاالت متحده در تالش های پنهانی یی‪٬‬‬
‫برای دستکاری در بازار نفت‪ ٬‬همدستی دارد که میداند به اقتصاد ایران و همپیمان نزدیک وی شاه‪ ٬‬رنج بسیار‬
‫خواهد آورد‪ .‬رییس جمهور نیکسون و جرالد فورد هر دو در کاخ سفید میهماندار شاه بودند‪ ٬‬از او به عنوان یک‬
‫سیاست دان و یک دوست‪ ٬‬بسیار تعریف و تمجید کرده بودند‪ ٬‬تجهیزات و سالح های بسیار پیشرفته و هزاران‬
‫کارشناس در اختیارش گذاشته‪ ٬‬حتی به او پیشنهاد فروش رآکتور اتمی داده بودند‪ .‬اسنادی که من بدانها دست یافته‬
‫بودم‪ ٬‬پرده از روی دور نمای بحرانی پنهانی در روابط دو کشور‪ ٬‬در باال ترین سطح برمیداشت‪ ٬‬تنشی‬
‫ناشناخته و بی سابقه‪ ٬‬که به زور آزمایی و نبردی سخت بر سر قیمت نفت و آینده دراز مدت کارتل اپک کشیده‬
‫بود‪ .‬همچنان که در اکتبر ‪ ۲۰۰۸‬در میدل ایست ژورنال نوشتم‪:‬‬
‫‪12‬‬

‫در عین حال که توجه پژوهشگران بیشتر معطوف نقش سیاست داخلی‪ ٬‬اقتصاد داخلی‪ ٬‬فرهنگ درونی و‬
‫شرایط اجتماعی انقالب ایران گشته است‪ ٬‬نقش اوضاع مالی ‪ -‬به ویژه درآمد نفتی آن ‪ -‬از انظار دور مانده است‪.‬‬
‫انقالب ایران همانندی هایی با دو انقالب بزرگ دیگر دارد‪ :‬انقالب فرانسه در ‪ ۱۷۸۹‬و انقالب روسیه در‬
‫‪ .۱۹۱۷‬طالیه دار هر سه این خیزش ها بحران مالی بود‪ .‬در خصوص ایران افت وخیز های چشمگیر درآمد‬
‫کشور در ‪ ۱۹۷۷‬از دید گزارشگران خارجی مقیم تهران پنهان نماند و در همان هنگام گزارش شد‪ .‬اما راز‬
‫سربسته تصمیم عربستان سعودی به درهم شکستن افزایش قیمت اوپک در دسامبر ‪ ۱۹۷۶‬و نقش دولت فورد در‬
‫آن تصمیم شوم تا به امروز نگشوده است‪/ .‬‬

‫کاوش من برای سردرآوردن از این راز‪ ٬‬پرده از تاریخ دیپلماسی پنهانی نفت‪ ٬‬میان ایاالت متحده‪ -‬ایران‪ -‬عربستان‬
‫سعودی‪ ٬‬از ‪ ۱۹۶۹‬تا ‪ ۱۹۷۶‬برمیداشت‪ .‬در طی آن هشت سال سرنوشت ساز‪ ٬‬ایاالت متحده از جایگاه بزرگترین تولید‬
‫کننده روغن زمینی به بزرگترین وارد کننده آن تبدیل شده ‪ ٬‬و به جای شاه پهلوی‪ ٬‬در واشینگتن آل سعود یار مکتب خانه‬
‫و رفیق گرمابه گشته بود‪ .‬به هر حال این است داستان پشت پرده برخورد دو رییس جمهور امریکا‪ ٬‬ریچارد نیکسون و‬
‫جرالد فورد نسبت به ایران و عربستان سعودی در هنگامه درگیری شان با چالش وابستگی فزاینده امریکا به منابع انرژی‬
‫بیگانه‪ .‬شیوه برخورد نیکسون به روابط ایران و ایاالت متحده به ویژه در خالل بحران انرژی آغاز دهه ‪ ٬ ۱۹۷۰‬در ها را‬
‫بر روی یک بحران مالی ویرانگر‪ ٬‬در روز های پایانی دولت فورد‪ ٬‬باز گذاشت‪ ٬‬و راهی برای وی نماند مگر پشتیبانی از‬
‫طرحی برای درهم کوبیدن نیروی اوپک به یاری سعودی ها‪/ .‬‬

‫کتاب من روشن می سازد که کودتای نفتی ایاالت متحده ‪ -‬عربستان سعودی که علیه رهبری شاه در اوپک صورت‬
‫پذیرفت‪ ٬‬دسیسه ای در پی بزیر کشیدن او از تخت طاووس نبود‪ .‬انقالبات پدیده های بسیار پیچیده ای هستند که نمی شود‬
‫آنها را با طرح های توطیه توجیح و یا به یکی دو عامل برای توجیح آن بسنده کرد‪ .‬اما نمی توان انکار نمود که تصمیم‬
‫ایاالت متحده برای شکستن اوپک‪ ٬‬آن هم در بد ترین هنگام‪ ٬‬برای شاه سختی های زیادی در پی داشت‪ .‬با این تصمیم او‬
‫ضربه روانی سنگینی خورد چرا که جایگاه برتر رهبری اوپک را از دست داد‪ ٬‬در داخل و خارج آسیب پذیری سیاسی او‬
‫نمایان گشت‪ .‬این منادی از دست دادن اختیار بزرگترین منبع درآمد کشور توسط شاه بود‪ .‬این درست هنگامی که ناآرامی‬
‫های داخلی علیه شاه آغاز میشد‪ ٬‬پایه های اقتصاد او را به لرزه درآورد‪ .‬همدستی ایاالت متحده و عربستان برای شکستن‬
‫اوپک از درون‪ ٬‬و سپردن رهبری آن به عربستان‪ ٬‬معلوم شد‪ ٬‬که برای منافع امریکا یک فاجعه بوده است‪ .‬گرچه فرایند‬
‫فروپاشی در ایران را نمی توان یکسر به حساب درهم ریختگی اقتصادی در آغاز انقالب گذاشت‪ ٬‬اما کودتای ایاالت متحده‬
‫‪ -‬عربستان علیه اوپک‪ ٬‬آنرا تشدید کرد و بدان شتاب بخشید‪/ .‬‬

‫کتاب راز سرنگونی شاه یک روایت چند الیه است که از دیدگاه سیاست نفتی ایاالت متحده نوشته شده است‪ .‬راز سرنگونی‬
‫شاه را می توان از جهات مختلف بررسی کرد‪ :‬یک داستان اخالقی که به نفوذ تباهی آور نفت در سیاست امنیت ملی‬
‫امریکا داللت دارد؛ درسی از کاستی های توانمندی امریکا در فردای بیرون کشیدن نیرو های خود از ویتنام‪ ٬‬رسوایی‬
‫واترگیت‪ ٬‬و بحران انرژی ‪۱۹۷۰‬؛ رقابت شخصیت هایی چون نیکسون‪ ٬‬شاه‪ ٬‬شیخ احمد زکی الیمانی از عربستان‬
‫سعودی‪ ٬‬هنری کیسینجر وزیر امور خارجه‪ ٬‬وزیر خزانه داری ویلیام یی سیمون‪ ٬‬و وزرای وزارت دفاع شلزینگر و‬
‫دونالد رامسفلد؛ نیز کالبد شکافی یک امپراتوری‪ ٬‬یا خاندان پهلوی‪ ٬‬بررسی و بازنمایی چگونگی دستخوش افت و خیز‬
‫های بازار نفت گشتن ثروت شاهنشاهی ایران؛ همچنین به عنوان پیروزی ملی گرایی‪ ٬‬در میانه رقابت دو حریف کهنه کار‬
‫ایران و عربستان سعودی برای کسب امتیاز بیشتر؛ نیز حکایت هشیارانه سرگذشت دوستی دیرین و همپیمانان سالیان‬
‫دراز‪ ٬‬در آستانه برخورد و سایش ژیو پولیتیک زمان جنگ سرد با واقعیت های بازار نفت و اقتصاد جهانی‪ ٬‬که خطوط آن‬
‫در میانه های دهه ‪ ۱۹۷۰‬کم کم شکل می گرفت‪ .‬این روایتی است که با نشاندن رویداد های فی مابین و داخلی در گستره‬
‫استراتژیک و ژیوپولیتیک فراسوی مرز های خلیج فارس‪ ٬‬به روابط ایران و ایاالت متحده و انقالب ایران بعد جهانی می‬
‫دهد‪ .‬به گمان من نمی توان تنش میان ایران و ایاالت متحده بر سر بهای نفت را بدون در نظر گرفتن وقایع دور و دراز‪٬‬‬
‫در بریتانیای کبیر‪ ٬‬فرانسه‪ ٬‬پرتقال‪ ٬‬ایتالیا ‪ ٬‬اسپانیا و کانادا بررسی کرد‪ .‬اینکه رویداد های یاد شده‪ ٬‬به چه نحوی روی‬
‫روابط میان ایران و ایاالت متحده تاثیر گذاشت‪ ٬‬بدون شک‪ ٬‬توسط محققین امر سال ها مورد بررسی قرار خواهد گرفت‪/ .‬‬
‫‪13‬‬

‫در این روایت به داستان هایی بر میخورید که برای نخستین بار گفته می شود‪ ٬‬مثالا‪ ٬‬داستانی که نشان می دهد در دهه‬
‫‪ ۱۹۷۰‬ایران چقدر زیاد‪ ٬‬در تعیین سیاست خارحی ایاالت متحده دست داشت ‪ -‬از دست کاری های بی پرده پوشی‬
‫میگذریم‪ -‬و دامنه رویش شاخک های دولت های نفتی خاورمیانه تا دفتر تصمیم گیری بیضوی در کاخ ریاست جمهوری‬
‫و اثر گذاری باور نکردنی آنها در روی تصمیم گیری های مربوط به سیاست های داخلی و خارجی تا کجا که نرسیده بود‪.‬‬
‫میدانیم که در واکنش ایاالت متحده به جنگ هند و پاکستان در ‪ ٬ ۱۹۷۱‬در انتخابات ریاست جمهوری ‪ ۱۹۷۲‬ایاالت‬
‫متحده‪ ٬‬جنگ اعراب ‪ -‬اسراییل در ‪ ٬ ۱۹۷۳‬تحریم نفتی اعراب در ‪ ۱۹۷۳ - ۷۴‬تکانه های نفتی ‪٬ ۱۹۷۴ - ۷۵‬‬
‫میانجیگری برای صلح خاورمیانه در سال ‪ ٬ ۱۹۷۵‬و انتخابات ریاست جمهوری ایاالت متحده در سال ‪ ٬ ۱۹۷۶‬همواره‬
‫دست ایران در کار بود‪ .‬این کتاب پاسخی است به پرسش های بی پاسخ مانده در باره برنامه ریزی های احتمالی نظامی‬
‫ایاالت متحده ‪ -‬ایران‪ ٬‬پروژه جاسوسی آی بکس‪ ٬‬پروژه هسته ای تازه جوانه زده ایران‪ ٬‬و بده بستان های راز آلود مربوط‬
‫به کلنل ریچارد هالوک‪ .‬این کتاب به بحث پیرامون معامالت نهانی میان شاه و رییس جمهور نیکسون‪ ٬‬بر سر قیمت نفت و‬
‫فروش اسلحه‪ ٬‬درجه آگاهی مقامات کاخ سفید از تهدید های جانی شهروندان امریکایی در ایران‪ ٬‬آگاهی از مخالفت فزاینده‬
‫مردم علیه شاه‪ ٬‬و همچنین آگاهی قبلی کاخ سفید از معالجات سری شاه برای درمان سرطانی که آخر سر هم جانش را‬
‫گرفت‪ ٬‬پایان می دهد‪/ .‬‬

‫هنری کیسینجر‪ ٬‬وزیر امور خارجه‪ ٬‬روزگاری از شاه چنین یاد کرد ”از نادر رهبران جهان‪ ٬‬متحد بدون قید وشرط ما‪٬‬‬
‫که ارزیابی او از جهان بهتر از آن ماست“‪.‬سی سال آزگار این سخن کیسینجر آویزه گوش مان بود‪ .‬در دهه ‪ ۱۹۷۰‬او با‬
‫شاه یک دسته معامالت بسیار پنهانی به ارزش بیلیون ها دالر بست که شامل ارسال کارشناس‪ ٬‬پول‪ ٬‬و تجهیزاتی میشد که‬
‫حتی با بینش امروز نیز در گمان نمی گنجد‪ .‬آن همه گنجینه ملی به کجا رفت؟ بر سر آن ها چه آمد؟ در سه جلد کتاب‬
‫خاطرات وزیری پیشین وزارت امور خارجه‪ ٬‬که شامل ‪ ۳۹۵۵‬صفحه و ‪ ۱۹۳‬عکس هنری کیسینجر با رهبران قد ونیم قد‬
‫جهان‪ ٬‬وزرای امور خارجه و سفرای درخور توجه می شود‪ ٬‬یک عکس هم از شاه در دهه ‪ ۷۰‬نمی بینی! بد نیست که‬
‫بپریسیم چرا عکس کیسینجر با یک دسته غاز در چین هست‪ ٬‬اما عکسی از مردی که او به تحسین اش نشسته بود نیست؟‬

‫کتاب ایشان هیچ نمی از چکیده بده و بستان های دوستانه و روابط گرم او با محمد رضا شاه پهلوی پس نمی دهد‪ .‬برای‬
‫نمونه‪ ٬‬کیسینجر تنها سه جمله وقف معامالت محرمانه نفتی میکند که کل نیمه آخری کتاب من بدان می پردازد‪ .‬نویسنده‬
‫انگلیسی‪ ٬‬ویلیام شاوکراس مدت ها پیش یاد آور شد ”خوانندگانی که در پی سر درآوردن از سرنگونی ناگهانی روابط ایران‬
‫‪ -‬ایاالت متحده هستند‪ ٬‬نه در خاطرات کیسینجر نشانی از آن خواهند یافت و نه در خاطرات پیش کسوت او نیکسون‪ .‬شیوه‬
‫برخورد این دو به ایران‪ ٬‬نشانگر آنست که ماخذ قراد دادن زندگی نامه این یا آن شخص به قلم خود‪ ٬‬چقدر بی مایه می‬
‫تواند باشد‪ ٬‬تا چه رسد به این که از آن به عنوان ماخذ رویداد های تاریخی استفاده کرد‪ ....‬توجیه برخوردی از این دست‪٬‬‬
‫که در پی ماست مالی است‪ ٬‬تنها می تواند پنهانکاری باشد“‪ .‬کیسینجر در این میدان تنها نبود‪ .‬همچنانکه شاوکراس یادآور‬
‫می شود‪ ٬‬نیکسون در زندگینامه خود تنها به دو اشاره کوتاه نسبت به شاه بسنده می کند‪ ٬‬درست دو مورد بیشتر از‬
‫زندگینامه جانشین خود جرالد فورد‪ .‬ریچارد هولمس‪ ٬‬مردی که نماینده منافع آنها در مقام سفیر ایاالت متحده در تهران بود‪٬‬‬
‫یاد های خود را به نگارش در آورد‪ ٬‬که شاهکاری از گنگ گویی و پرده پوشی می باشد‪ .‬در این میان من مانده ام حیران‪.‬‬
‫اگر شاه ارزش دفاع کردن را داشت‪ ٬‬چرا ارزش صحبت کردن از او را ندارد؟‬

‫در این کتاب من از یادداش هایی سود جسته ام که ژنرال برنت اسکاو کرافت‪ ٬‬نماینده کیسینجر از مالقات های وی‬
‫برداشته و بتازگی از محرمانه بودن درآمده است‪ .‬وی بعد ها در مسند مشاور امنیت ملی نشست‪ .‬اسکاوکرافت از اواخر‬
‫‪ ۱۹۷۳‬تا آخر ژانویه ‪ ۱۹۷۷‬در تمامی مالقات های مهم کاخ سفید‪ ٬‬که به ایران‪ ٬‬عربستان سعودی و نفت مربوط میشد‪٬‬‬
‫حاضر بود‪ .‬من همچنین فهرستی تهیه کردم از گفتگو های کیسینجر که از طریق تلفن کاخ سفیدشده بود و دیگر محرمانه‬
‫به شمار نمی آمد؛ از یادداشت های روزانه مشاور بلند پایه شاه‪ ٬‬وزیر دربار امیر اسدهللا اعلم که ترجمه شده بود؛ از‬
‫یادداشت های روزانه رییس پیشین خزانه داری فدرال ایاالت متحده‪ ٬‬آرتور برنس؛ ازهزاران برگ تلگراف‪ ٬‬نامه های‬
‫سیاسی؛ از یادداشت های وزارت امور خارجه‪ ٬‬وزارت دفاع‪ ٬‬شورای امنیت ملی ‪٬‬سازمان سیا‪ ٬‬و مدیریت انرژی فدرال؛‬
‫از نامه های شخصی نیکسون و فورد با سران کشور های بیگانه از جمله سالطین ایران و عربستان؛ از نزدیک به ‪۶۰‬‬
‫‪14‬‬

‫جلد مطلب شامل هزاران مقاله روزنامه ها و هفته نامه ها و منابع دست اول و دست دوم؛ مصاحبه های گفت و شنودی‬
‫تاریخی؛ مصاحبه های خودم با بازماندگان انگشت شمار مقامات آن زمان ‪٬‬از هر دو طرف‪ ٬‬که مایه ای از دیپلماسی‬
‫داشتند و حاضر به صحبت در آن باره بودند‪ :‬ژنرال اسکاوکرافت‪ ٬‬وزیر پیشین وزارت دفاع جیمز شلزینگر‪ ٬‬رییس پیشین‬
‫مدیریت انرژی فدرال فرانک زارب‪ ٬‬وزیر پیشین وزارت امور خارجه و سفیرایران اردشیر زاهدی‪ ٬‬و نیز دیپلمات های‬
‫بازنشسته امریکایی‪ .‬به طوری که سر آخر عیان گشت‪ ٬‬حتی آنها هم از بسیاری از اسنادی که در اینجا منتشر می شود‪٬‬‬
‫در بی خبری نگهداشته شده بودند‪/ .‬‬

‫یکی از شاخص های رابطه شاه ‪ -‬کیسینجر توافق های زبانی و فقدان ثبت آن ها روی کاغذ بود‪ .‬کیسینحر بند و بست ها‬
‫یی را که با شاه داشت تکه تکه میکرد‪ ٬‬همکارانش را در پشت در در بار جامیگذشت‪ ٬‬برای ایز گم کردن و فریب آنها‬
‫پروایی نداشت‪ .‬فرانک زارب از این که کیسینجر در خالل گفتگو بر سر نفت با دولت ایران موضع او را ضایع می کرد‪٬‬‬
‫در بی خبری به سر می برد‪ .‬شلزینگر‪ ٬‬وزیر دفاع پیشین در ضمن گفتگو های ما فهمید ماجرای قرارداد فروش ‪۵۰۰‬‬
‫میلیون دالر اسلحه به ایران از چه قرار است‪ .‬وی بدوا با این قرارداد بشدت مخالف‪ ٬‬اما ناگزیر از تن در دادن به اجرای‬
‫آن شده بود‪ .‬در طول این بررسی ها هیچگاه یک سند هم ندیدم که نشانی از جزییات خاص شروط زد و بند ها ی پنهانی‬
‫یی را که بین شاه و کیسینحر می گذشت‪ ٬‬فاش کند‪ .‬شاید اینجا و آنجا گفتگویی یا نوشته ای بیابیم که اگر نه بعد از سالها‬
‫که بعد از ماه ها پس از واقعه انتشار یافته اند‪ ٬‬اما آنها را در یکجا نمی توان یافت‪/ .‬‬

‫در سرتاسر کتاب کوشش من بر آن بوده است خواننده را در جای مقامات دولتی ایاالت متحده‪ ٬‬اروپا و خاورمیانه بنشانم تا‬
‫ببیند آنها چگونه در هنگامه درگیری و نبرد با جهان ترس آوری که با انقالب بهای نفت ‪ ۱۹۷۰‬لگام گسیخته بود‪ ٬‬دست و‬
‫پامیزدند‪ .‬آنان ناگزیر از پاره ای گزینش های سیاسی رنج آور بودند‪ .‬در آن دمادم بیرون کشیدن نیرو های امریکایی از‬
‫ویتنام‪ ٬‬رسوایی واترگیت‪ ٬‬و بحران انرژی‪ ٬‬ایاالت متحده با شوروی رو به تهاجم ‪ ٬‬کمبود نفت‪ ٬‬و رکود اقتصادی مواجه‬
‫بود‪ .‬دست نوشه های دفتر بیضوی تصمیم گیری رییس جمهور حکایت از آن دارد که مقامات ایاالت متحده‪ ٬‬از جمله‬
‫نیکسون‪ ٬‬فورد و کیسینجر یقین داشتند غرب در بحران به سر میبرد و بدبختی های سیاسی و اقتصادی دهه ‪ ۱۹۳۰‬دوباره‬
‫از کمین درمیایند‪ .‬تصمیم هایی که آنها اتخاذ کردند بر اساس درس های تاریخ از دوره هراس انگیز پیشین بود‪ .‬چشم انداز‬
‫ذهنیتی که آنها داشتند ‪ -‬اهریمن فاجعه هر آن سر در خواهد آورد ‪ -‬هنگامی که در ‪ ۱۹۷۶‬رییس خزانه داری بیل سیمون‪٬‬‬
‫مشاور رییس شورای مشاوران اقتصادی آالن گرینسپن‪ ٬‬و رییس بانک مرکزی آرتور برنس به پرزیدنت فورد هشدار‬
‫دادند که باال بردن قیمت نفت توسط اپک همان و ورشکستگی بانک های والستریت همان‪ ٬‬وخیم تر گشت و شد آنچه که‬
‫من از آن به نام بحران مالی بزرگ که داستان آن سرپوشیده ماند‪ ٬‬یاد میکنم‪ .‬هنگامی که دول اروپایی به سراشیبی‬
‫درمانگی از پرداخت وام های خود افتادند‪ ٬‬اقتصاد ایاالت متحده در لبه پرتگاه بحران و رکود لرزان و افتان مانده بود‪.‬‬
‫نمایش نامه یاد شده شاید این روز ها برای ماها آشنا باشد‪.‬‬

‫به گفته تاریخ دان بزرگ باربارا تاچمن‪ ٬‬روابط رنج آلود امریکا با تولید کنندگان نفت در خلیج فارس به یک راهپیمایی‬
‫بزرگ نابخردانه می ماند‪ .‬هر چه ما به دهه دوم سده بیستم نزدیک می شویم‪ ٬‬روشن می شود که گویی ما ناگزیر از آن‬
‫هستیم‪ .‬اینک که ایاالت متحده دو سوم نفت خود را از فراسوی دریا ها وارد میکند‪ ٬‬در کمتر از پانزده سال دو بار برای‬
‫حفظ خط حیاطی نفت در خلیج فارس به جنگ دست یازیده است‪ .‬آالن گرینسپن در خاطرات خود با رو راستی دالورانه‬
‫ای می نویسد ”من دلم می گیرد از ناتوانی سیاست‪ ٬‬از گفتن آنچه که همه از آن آگاهند‪ :‬جنگ عراق بر سر نفت است“‪.‬‬
‫سپس ادامه می دهد‪:‬‬

‫از اینرو‪ ٬‬طرح های جهانی عرضه و تقاضای نفت که وضع درهم آشفته خاور میانه و گوشه و کنار آنرا نادیده می گیرند‪٬‬‬
‫از گوریل بی شاخ و دمی که می تواند رشد اقتصادی دنیا را متوقف کند‪ ٬‬دوری می جویند‪ .‬نمی خواهم وانمود کنم که راه‬
‫حل سرو سامان دادن به آشفته بازار خاور میانه را میدانم یا بگویم اصال این کار شدنی است‪ .‬فقط می خواهم بگویم که در‬
‫پیشبینی های دراز مدت انرژی ‪ ...‬خاورمیانه از اهمیت زیادی برخوردار است‪ .‬تا هنگامی که اقتصاد های صنعتی خود را‬
‫‪. /‬از‪ ٬‬به گفته جورج بوش ‪” ٬‬اعتیاد به نفت“ نرهانیده اند‪ ٬‬امنیت اقتصاد صنعتی و نیز اقتصاد جهانی پایدار نخواهد ماند‬
‫‪15‬‬

‫اعتیاد مزمن اقتصاد امریکا به نفت ارزان رسوای هر کوی و برزن است‪ .‬آنچه که ما از آن غافل هستیم داستان شروع این‬
‫اعتیاد و علت وابستگی ایاالت متحده به ویژه به نفت و تمایالت دوستانه عربستان سعودی به همکاریست‪ .‬این امر در مورد‬
‫روابط زهرآلود امریکا با ایران نیز صدق می کند‪ .‬این دو کشور دیریست که پر و پاچه همدیگر را چندان گاز میگیرند که‬
‫دیگر نمی توان باور کرد روزگاری با هم همپیمان بودند ‪ -‬تا چه رسد به این که برای حمله به عربستان سعودی و تصاحب‬
‫ثروت نفتی آن با هم نقشه احتمالی کشیده بودند‪ .‬تا هنگامیکه این تنش ها از میان نرفته است‪ ٬‬تا هنگامیکه دو کشور تاریخ‬
‫پیچیده و مشترک شان را نپذیرفته و با آن کنار نیامده اند‪ ٬‬درخت روابط ایران ‪ -‬امریکا سال های سال همچنان میوه تلخ به‬
‫بار خواهد آورد‪/ .‬‬

‫مرد سرافراز میانه رویداد های این کتاب هنوز در وجدان جمعی ما سایه گسترده است‪ .‬بیش از سی سال است که محمد‬
‫رضا شاه پهلوی ایران‪ ٬‬صحنه جهان را به عنوان یک پناهنده بی میهن ترک کرد‪ .‬داستان فرازش پیروزمندانه و سرنگونی‬
‫حیرت آور او برای آنان که در پی همچشمی با دستاورد های او هستند داستان عبرت آموزیست‪ .‬اغلب مردم می پرسند‪ :‬بد‬
‫بیاری شاه از کجا آغاز شد؟ نمی توان گفت بخت او از کدامین نقطه برگشت‪ ٬‬از آنرو بهتر است برای پاسخ به پرسش باال‬
‫از بهار ‪ ۱۹۶۹‬آغاز کنیم‪ ٬‬همان موقع که شاه برای شرکت در مراسم خاکسپاری رییس جمهور پیشین ایاالت متحده‪ ٬‬دویت‬
‫آیزنهاور به واشینگتن سفر کرد‪ .‬این سفری نبود که حاکی از اهمیت زیادی باشد‪ ٬‬چه برای شاه و چه برای میهماندار او‪٬‬‬
‫ریچارد نیکسون‪ ٬‬که تازه دو ماه میشد رییس جمهور شده بود‪ .‬تنها در پرتو دانسته ای امروز است که می توان دید آن سفر‬
‫‪.‬شاه یکی از عالیم مهم راهنمایی جاده ای بود که به انقالب منتهی می شد‬

‫آ اس سی‬

‫پیرایوس‪ ٬‬یونان‬

‫‪۲۰۱۰‬‬
‫‪16‬‬

‫یادداشتی بر کاربرد عناوین شاهنشاهی ایران‬

‫پادشاه ایران هم شاه بود و هم امپراتور‪ .‬در طول سلطنت دودمان پهلوی ایران در صحنه بین المللی بعنوان ”امپراتوری‬
‫ایران“ شناخته شد‪ .‬عنوان رسمی ”محمد رضا شاه پهلوی“ شاهنشاه‪ ٬‬یا شاه شاهان ایران بود که ترجمه آن می شود ”محمد‬
‫رضا شاه پهلوی“‪ .‬اسد هللا اعلم وزیر دربار در یاد داشت های روزانه خود از وی با “ایشان“ یا شاهنشاه یاد می کند‪ .‬در‬
‫باره عنوان شهبانو که برگردان آن می شود ”بانوی شاه“ نیز همین بود‪ .‬فرح پهلوی هم ملکه بود و هم شهبانو (‬
‫امپراتوریس)‪ ٬‬که عنوان آخری را پس از تاجگذاری ‪ ۱۹۷۶‬دریافت کرده بود‪ .‬اسد هللا اعلم در یادداشت های خود از وی‬
‫با ”علیا حضرت شهبانو “ یاد می کند و شاه معموال او را ”شهبانو “ خطاب می کرد‪ .‬در رسانه های بین المللی عناوین‬
‫‪.‬فرح‪ ٬‬مانند عناوین شوهرش قابل تعویض بود‬
‫‪17‬‬

‫کتاب نخست‬

‫گالدیاتور‬

‫‪۱۹۶۹ - ۱۹۷۴‬‬

‫اگر بچه شیری را الی ابریشمی بپیچی”‬

‫آن شیربچه که هنوز بوی شیر میدهد‬

‫سرشت خود را از دست نمی دهد‪ ٬‬تا روزی که بزرگ گردد‬

‫“‪.‬آن گاه می تواند بجنگ پیل ژیان بر خیزد‬

‫ابوالقاسم فردوسی‪ ٬‬کتاب شاهنامه فارسی‬
‫‪18‬‬

‫بخش نخست‬

‫گونه ای از فرا ‪ -‬آدمی‬
‫شهنشاها‪ ٬‬تو خورشید تابانی”‬

‫‪:‬تو بخشنده روشنایی و زندگی به بندگانی‬

‫هرگز گزند آز و خشم به شهنشاهی تو مباد‬

‫‪.‬روزگار دشمنان تو از رنج و سختی آسوده مباد‬

‫شها که همه شاهان بنده تو‪٬‬‬

‫شاهان همه افتاده بخاک در برابر تو‪٬‬‬

‫نه از ماه بیاد مانده نه از شید‬

‫یکی شاه که برتخت نشیند چون تو‪/ “ .‬‬

‫ابوالقاسم فردوسی‪ ٬‬شاهنامه فارسی ‪-‬‬

‫من از او خوشم میاید‪ ٬‬از او خوشم میاید و از کشورش هم‪ .‬اما از نابکاران دیگر که در آنجا ها هستند خوشم نمی آید‪٬‬‬
‫روشن شد؟‬

‫پرزیدنت ریچارد نیکسون‪۱۹۷۱ ٬‬‬

‫سرآمد همگنان‬
‫آنان آمده بودند قیصر را به خاک بسپارند‪ .‬در بهار ‪ ۱۹۶۹‬خاکسپاری دویت دیوید آیزنهاور‪ ٬‬فرمانده بزرگ زمان جنگ‪٬‬‬
‫رهاینده اروپا از لگد کوب شدن زیر چکمه نازی ها‪ ٬‬و پرزیدنت امریکا در دو دوره‪ ٬‬نسلی از رهبران جهان را که‬
‫آزادی‪ ٬‬ثروت‪ ٬‬و شماری از آنان جان خود را مدیون سرباز‪ -‬سیاستمدار کانزاس بودند‪ ٬‬به خود فرا می خواند‪ .‬در روز‬
‫‪ ۳۰‬مارس‪ ٬‬میلیون ها تماشاگر تلویزیون در ایاالت متحده حرکت باشکوه تاجوران و شخصیت های برجسته جهان ازجمله‬
‫‪19‬‬

‫شاه باودوین اول از بلژیک‪ ٬‬شاه کنستانتین دوم از یونان‪ ٬‬گرند دیوک ژان از لوکزامبورگ‪ ٬‬لرد لوییس مونتباتن از‬
‫بریتانیای کبیر‪ ٬‬و پرزیدنت فردیناند مارکوس از فلیپین را می دیدند که در در ساختمان مدور کاپیتول واشینگتن برای ادای‬
‫احترام گرد آمده بودند‪ .‬در این همایش سران بزرگ‪ ٬‬دو چهره می درخشید‪ .‬بینندگان هنگامی که دیدند پرزیدنت شارل‬
‫دوگل هفتاد و هشت ساله ‪ ٬‬خمیده و لرزان پا به جلو گذاشت تا در برابر آرامگاه همرزم زمان جنگ خود سر فرود آورد‪٬‬‬
‫دلشان گرفت‪ .‬سیاستمدار دیگری که برای امریکایی ها آشنا هم بود‪ ٬‬شاه ایران بود‪ ٬‬امپراتوری افسانه ای که عنوان واالی‬
‫او برازنده سه ازدواج با شکوه او بود‪ .‬با گردنی افراشته و کفش های تخت بلند راست ایستاده بود‪ ٬‬در سن چهل و نه‬
‫سالگی هنوز جلوه ای برازنده و زیبا داشت‪ ٬‬چهره شاهین وارش مصمم می نمود‪ ٬‬اعلیحضرت محمد رضا شاه پهلوی‪ ٬‬شاه‬
‫شاهان‪ ٬‬روشنایی آریایی ها‪ ٬‬و سایه خدا‪ ٬‬که شکوه تخت طاوس از او تابان بود‪ ٬‬گویی وقار و سنگینی ‪ ۲۵۰۰‬سال‬
‫شاهنشاهی پارس را بر دوش میکشید‪ .‬لباس نظامی برش یافته از روبان های آبی و زرین به تن داشت که کناره های آنرا‬
‫نوار های طالیی به همبافته زیبایی می پوشاند‪ ٬‬برای همه جهانیان گویی شاه‪ ٬‬تازه از اتاق نقاشی هابسبورگ در گنگره‬
‫وین پا به بیرون نهاده بود‪/ .‬‬

‫تصمیم محمد رضا شاه برای حضور در مراسم خاکسپاری آیزنهاور برای آن نبود که وی در سال ‪ ۱۹۵۳‬برای ابقای تخت‬
‫طاووس پا به میان گذاشت‪ .‬اسد هللا اعلم‪ ٬‬نزدیک ترین مشاور شاه و وزیر در بار می نویسد ”من یادآوری کردم که این‬
‫فرصت خوبی است برای آشنایی با هیات دولت جدید و ایشان پذیرفتند“‪ .‬اعلم یک دسته یاد داشت های خود را از آنچه که‬
‫روزانه در دربار پهلوی میگذشت مخفی نگهمیداشت‪ .‬نزدیک به ده هفته پیش از این ‪ ٬‬ریچارد نیکسون به عنوان سی و‬
‫هفتمین رییس جمهور امریکا سوگند یاد کرده بود و شاه ایران نمی خواست دوستی دیرین آن دو فاش شود‪/ .‬‬

‫هر چندان هم که برگزاری ووداستاک در آن سال‪ ٬‬نشستن آپولو در ماه‪ ٬‬و کشتار خانواده مانسون‪ ٬‬از این فر و شکوه شاه‬
‫می کاست ‪ ٬‬باز فرامانروایی بیست و هشت ساله او بر امپراتوری نفت‪ ٬‬وی را در کاخ سفید نیکسون تنها مرد میدان‬
‫میکرد‪ .‬وزارت امور خارجه در سال ‪ ۱۹۶۹‬به رییس جمهور نیکسون گوشزد کرده بود که ”شاه به وضوح مهم ترین فرد‬
‫در ایران بشمار می آید‪ .‬طبق سنت ایرانی ها شاه مانند سوپر منی است که موقعیت و امتیاز های ارثی او حتی جنبه‬
‫عرفانی دارد‪ .‬این شاه افزون بر آن کیفیات سنتی‪ ٬‬هوشمندی سیاسی‪ ٬‬تدبیرو کیاست‪ ٬‬ذکاوت و مهارت فراوان دارد و‬
‫کاردان است“‪ .‬در سراسر مراسم خاکسپاری آیزنهاور با شاه مانند سرآمد همگنان رفتار شد‪ .‬دیدار برنامه ریزی شده او با‬
‫رییس جمهور نیم ساعت طوالنی تر شد‪ .‬به گاه آیین سوگواری در کلیسای جامع ملی‪ ٬‬شاه در دریف نخست در کنار‬
‫تریشیای بلوند و زیبا‪ ٬‬دختر بزرگ نیکسون نشسته بود‪ .‬جولی‪ ٬‬خواهر تریشیا به تازگی با دیوید آیزنهاور‪ ٬‬نوه ایکه‪٬‬‬
‫عروسی و از شاه یک فرش بسیار زیبای آبی ارغوانی به عنوان هدیه عروسی دریافت کرده بود‪ .‬به نوشته اعلم‪ ٬‬ستاره‬
‫شام مجلل نیکسون که به افتخار میهمانان خارجی داده شد‪ ٬‬شاه و دوگل بودند‪ .‬کسی پاپی آنهای دیگر نبود“‪/ .‬‬
‫‪20‬‬

‫یک بمب بنزینی بزرگ‬
‫در بهار ‪ ۱۹۶۹‬محمد رضا شاه پهلوی مردی نبود که به آسانی بهش میشد نه گفت‪ .‬در سال های اخیر همه چیز به مراد او‬
‫و کشور ایران چرخیده بود‪ .‬ایاالت متحده در گرداب جنگ فرساینده ویتنام فرورفته بود‪ ٬‬جنگی که جبهه داخلی را در‬
‫امریکا بطور دردناکی دوپاره کرده بود‪ ٬‬و بیم آن میرفت آرامش کره باختری در کناره های دور دست و سرکش آن بهم‬
‫ریزد‪ .‬نیکسون قول داده بود به جنگ پایان‪ ٬‬و نیرو های امریکایی مستقر در جنوب آسیا را کاهش دهد‪ .‬بد بیاری‬
‫واشینگتن این بود که‪ ٬‬بریتانیای کبیر نیز یک چنین قولی داده بود و می خواست تا آخر ‪ ۱۹۷۱‬نیرو هایش را از خلیج‬
‫فارس بیرون بکشد‪ ٬‬که پیامد آن آسیب پذیر گشتن جناح باختری قاره آسیا در برابر براندازی و تصرف گروه های بنیاد‬
‫گرای همراستا با اتحاد جماهیر شوروی بود‪ .‬انگلیسی ها که پول های شان ته کشیده بود‪ ٬‬پس از گذشت بیش از یک سده‬
‫دیپلماسی کشتی جنگی در بخشی از جهان که دو سوم ذخیره نفتی شناخته شده جهان را نهفته دارد‪ ٬‬به دیپلماسی خود پایان‬
‫می دادند‪ .‬نفتی که از خلیج فارس میاید به یک سوم نفت مصرفی دنیای آزاد و ‪ ۸۹٪‬نفت مصرفی ارتش امریکا در آسیای‬
‫جنوب شرقی بالغ میشد‪ .‬صنعت پر رونق نفت منطقه در سال ‪ ۱/۵‬بیلیون دالر برای آمریکا درآمد میاورد و برای دوازده‬
‫هزار امریکایی در فراسوی مرز ها شغل ایجاد میکرد‪ .‬واقعیت مالل آور این بود که حضور ناوگان امریکا در خلیج فارس‬
‫تنها مشتمل بر یک کشتی هواپیمابر و دو اژدر بود ”که وظیفه حراست از جنوب مالزی تا جنوب افریقا را داشت“‪/ .‬‬

‫ویژگی های اقلیمی خلیج فارس آنرا در برابر خرابکاری بطور جدی آسیب پذیر می کند‪ .‬خلیج بر سر چهارراه خاور میانه‬
‫و آسیای جنوب شرقی قرار گرفته است‪ ٬‬یک باریکه آبی دندانه دندانه و بد ریخت که ایران شیعه‪ ٬‬واقع در شمال آن را از‬
‫همسایه های سنی جنوبی جدا میسازد‪ .‬عمان که در دهانه خلیج جا خوش کرده است‪ ٬‬توسط یک گروه شورشی طرفدار‬
‫چپ گرا های یمن جنوبی دو شقه شده بود‪ .‬عراق که در آن‪ ٬‬یک رژیم طرفدار شوروی قدرت را در دست داشت‪ ٬‬در گیر‬
‫یک پاک سازی برادر کشانه بود و در عین حال از نشان دادن چنگ و دندان به همسایه بغل دستی‪ ٬‬کویت هم تغافل نمی‬
‫کرد‪ .‬حکام آل سعود عربستان‪ ٬‬حتی از شیخ نشین های کوچکی که مانند نک انگشتان چنگ زننده به پایین یک پیراهن‬
‫بلند‪ ٬‬به خط ساحلی آن چسبیده اند‪ ٬‬در ترس و لرز بسر می بردند‪ .‬هر چه کشتی های غول پیکر در باال دست آب بیشتر‬
‫رفت و آمد می کردند گویی افغانستان و پاکستان بیشتر زیر امواج آب می رفتند‪ .‬نفت غنیمتی است‪ .‬پنجاه و پنج درصد‬
‫نفت ناتو ( بخش اروپا) و ‪ ۹۰‬درصد نفت مصرفی ژاپن از خلیج فارس میامد‪ .‬اگر راه خلیج بسته میشد‪ ٬‬چراغ ها از توکیو‬
‫تا رم خاموش میگشت‪ .‬هرروز تانکر های نفت کش که با ‪ ۲۵‬میلیون بشکه نفت در بنادر ایران‪ ٬‬عراق‪ ٬‬کویت و عربستان‬
‫سعودی پر می شدند‪ ٬‬راه دریای عرب و اقیانوس هند را به مقصد رتردام‪ ٬‬کیپ تاون‪ ٬‬و سینگاپور در پیش میگرفتند‪ .‬پیش‬
‫از رسیدن به آب های آزاد کشتی ها می بایست از گلو گاهی تنگ که تنگه هرمز نام دارد میگذشتند ‪ ٬‬شریان باریک هرمز‬
‫در باریک ترین نقطه خود تنها بیست و یک مایل پهنا دارد ”که به راحتی با بستن چند مین به کشتی های ماهیگیری یا‬
‫حمله چریکی به صف پی پایان تانکر ها بند میاید“‪ .‬هر نیم ساعت یک تانکر از آنجا روانه بازار میگردد‪ .‬پرزیدنت‬
‫نیکسون و شاه ایران‪ ٬‬با هم سر تقویت سر تا سر آسیای باختری ‪ ٬‬پیش از آنکه فرو ریزد و خط حیاتی جهان آزاد را با‬
‫خود فرو برد‪ ٬‬گفتگو کرده بودند‪ .‬بزرگترین ترس کارشناسنان نظامی غربی آن بود که در پی یک شورش داخلی چتر‬
‫بازان شوروی در یک یورش تنگه هرمز را بگیرند‪ .‬یکی از آگاهان صنعت نفت هشدار داده بود که ”خلیج بمب بنزینی‬
‫بزرگی بشمار میاید‪ .‬اکنون که انگلیسی ها میروند هر آن بیم آن هست که آن منفجر شود “‪/ .‬‬

‫پرزیدنت نیکسون و دستیار سیاست خارجی بسیار با نفوذ ‪ ٬‬و مشاور امنیت ملی او‪ ٬‬هنری کیسینجر‪ ٬‬نگران بودند پس‬
‫از آنکه بساط انگلیسی ها از خلیج فارس برچیده شد‪ ٬‬آنها نتوانند امنیت حوزه های نفتی را تامین کنند‪ .‬در ماه جوالی‬
‫‪ ۱۹۶۹‬نیکسون رفته بود ویتنام که نیرو هایش را جمع کند‪ .‬وی در خالل توقف کوتاهی که در جزیره گوام داشت‪ ٬‬دید‬
‫خود‪ ٬‬از چگونگی تقلیل نیرو های ایاالت متحده در آسیا‪ ٬‬و احتراز از جنگ های زمینی را‪ ٬‬بدون آنکه امنیت ملی امریکا‬
‫به خطر بیافتد‪ ٬‬توضیح داد‪ .‬اظهارات فوق بعد ها‪ ٬‬برای آیندگان به عنوان ”دکترین نیکسون“ ساخته و پرداخته شد‪ ٬‬که به‬
‫صورت پاره ای از سیاست خارجی امریکا در زمان جنگ سرد درآمد‪/ .‬‬
‫‪21‬‬

‫جنگ ویتنام کرانه های توان امریکا را عیان ساخت‪ .‬پیرو دکترین نیکسون ایاالت متحده نیرو های خود در آسیا را کاهش‬
‫میداد و همزمان به حمایت های خود از دژ های آزادی‪ ٬‬از تهران تا سیدنی میافزود‪ .‬ایاالت متحده این کار را از طریق‬
‫آموزش یا تحویل اسلحه به این متحدان خود انجام میداد‪ ٬‬تا آنها به نیابت امریکا کاری را بکنند که وی می خواهد‪ .‬کاخ‬
‫سفید می گفت ”ایاالت متحده براستی در موضعی نیست که خود دست بکار شود‪ .‬این کار می شود ’امپراتور ی‘‪ .‬ما‬
‫ناگزیریم امید مان را به مردمی به بندیم که در آنجا ها زندگی میکنند شاید کار ها به این صورت بهتر پیش برود“‪ .‬و چون‬
‫نوبت به دفاع از گذرگاه های کوهستانی آسیای مرکزی و باختری‪ ٬‬نگهبانی آب های گرم خلیج فارس‪ ٬‬نگهداری راه آبی‬
‫دریای عرب و اقیانوس هند رسید‪ ٬‬تنها کسی که برای اجرای نقش یوزباشی امریکا مانده بود‪ ٬‬شاه ایران بود‪ .‬جیمز‬
‫شلیزینگر که بخت با او یار بود و بعد ها به وزارت دفاع رسید و بار سنگین روابط بسیار پیچیده و متناقض با ایران بر‬
‫دوش او افتاد‪ ٬‬هنوز خوب به یاد دارد که ”ریچارد نیکسون و هنری کیسینجر در گیر بیرون آوردن نیرو های امریکایی از‬
‫ویتنام‪ ٬‬و واکنش مردم امریکا به جنگ ویتنام بودند‪ ٬‬آنان در بیرون مرز ها‪ ٬‬در پی گالدیاتوری می گشتند‪ .‬ما میخواستیم‬
‫از شاه نگهبانی برای خلیج فارس بسازیم‪ .‬خب‪ ٬‬اگر ما از شاه نگهبانی خلیج فارس را می خواستیم‪ ٬‬می باید نیاز های او‬
‫را هم برآورد میکردیم ‪ -‬یعنی هر چه میخواست بهش میدادیم“ ‪/ .‬‬

‫اقدام به رساندن اسلحه و دادن اختیار ات به شاه‪ ٬‬در آن مقطع معقول و عملی به نظر میرسد‪ .‬شاه باور داشت که آینده‬
‫ایران با غرب غیر کومونیستی گره میخورد‪ .‬او می خواست با سختکوشی معجزه ای بیافریند‪ ٬‬مشابه همان معجزه ای که‬
‫ژاپن در فردای جنگ جهانی دوم آفرید‪ .‬آرمین مییر که در آواخر دهه ‪ ۱۹۶۰‬به عنوان سفیر لیندون جانسون در تهران‬
‫خدمت میکرد‪ ٬‬میگوید ” آرزوی شاه آن بود که پیش از مردن از ایران کشوری بسیار پیشرفته و نیرومند بسازد‪ .‬این‬
‫بزرگترین انگیزه او بود‪ .‬او آشکارا از ایران به عنوان ’ژاپن آسیای باختری‘ نام می برد“‪ .‬هنوز به ‪ ۱۹۶۹‬نرسیده بودیم‬
‫که جهانیان به شاه با دیده یک نیروی آرامش‪ ٬‬پیکارگر اصالحات پیشرفته‪ ٬‬و رهبر دالوری که قدرت اشراف و خوانین‬
‫زمیندار و تشکیالت مذهبی محافظه کار ایران را درهم کوبید‪ ٬‬به زنان آزادی رای و به کشاورزان زمین داد‪ ٬‬می‬
‫نگریستند‪ .‬گرچه قدرت واقعی در دست خود او بود‪ ٬‬اما به تکنوکرات های آموزش دیده در غرب میدان داد دولت و‬
‫اقتصاد ایران را بگردانند‪/ .‬‬

‫شاه غرب را به خاطر پیشرفت های تکنولوژیکی‪ ٬‬فراوانی و آسایش آن می ستود اما‪ ٬‬هر آن پای نفت ایران به میان میامد‪٬‬‬
‫از انگیزه آنها بد گمان میشد‪ .‬در سال ‪ ۱۹۴۱‬انگلیس و شوروی ایران را اشغال کردند تا نفت و راه آهن کشور به دست‬
‫آلمانی ها نیافتد‪ .‬دول متحد‪ ٬‬پدر شاه‪ ٬‬رضا شاه را وادار کردند تاج را به پسرش تحویل دهد و ترک وطن بکند‪ .‬محمد رضا‬
‫شاه جوان تا پایان جنگ سلطنت کرد‪ ٬‬اما حکومت نکرد‪ .‬چشم انداز آینده پادشاهی غم انگیز بود‪ .‬در سال ‪ ۱۹۴۵‬جنگ به‬
‫پایان رسید اما ایران به آرامش نرسید‪ .‬شاه با هر بدبختی یی بود جان خود و تاج و تخت را از مهلکه های بنیاد گرایان‬
‫راست گرای مذهبی و تند رو های چپ گرا بدر برد‪ .‬روابط ایران بخصوص با همسایه شمالی‪ ٬‬که ‪ ۱۲۵۰‬مایل با آن هم‬
‫مرز است‪ ٬‬پیوسته با دست انداز هایی روبرو میشد‪ .‬روس ها در آغاز از تخلیه ایران سرباز زدند و کوشیدند با دامن زدن‬
‫به احساسات تجزیه طلبانه در شمال ایران کشور را دو پاره کنند‪ .‬شاه تا آخر عمر به نیات روسیه نسبت به ایرانی که‬
‫ذخایر عظیم نفتی آنرا در صف مقدم جبهه جنگ سرد قرار میداد‪ ٬‬بدگمان بود‪/ .‬‬

‫در بحران بعدی پای بریتانیا کبیر‪٬‬آقا باال سر پیشین ایران در میان بود‪ .‬انگلیسی ها از خلیج فارس جل و پالس شان را‬
‫جمع کرده بودند‪ ٬‬اما امتیاز چرب و نرم نفت ایران را که از آغاز قرن در چنگ خود گرفته بودند ول کن نبودند‪ .‬وقتی که‬
‫در سال ‪ ۱۹۵۱‬نخست وزیر محمد مصدق صنعت نفت ایران را ملی اعالم کرد و شر انگلیسی ها را کند‪ ٬‬همه گروه های‬
‫چپ و راست پشت سر او ایستادند‪ .‬مصدق رهبر با کیاستی بود که گرایش درونی و ملی گرایانه او نخست وزیر وینستون‬
‫چرچیل و رییس جمهور آیزنهاور را به خشم آورد‪ .‬اتحادسیاسی مصدق با حزب کمونیست توده به این اندیشه دامن میزد‬
‫که میدان های نفتی ایران آهسته آهسته به چنگ شوروی میافتد‪ .‬چرچیل به ایکه ندا داد که نباید گذاشت بی ثباتی ایران آنرا‬
‫در کام استالین فروبرد‪ .‬او به براندازی دولت مصدق می کوشید‪ .‬پرزیدنت آیزنهاور مخالف مداخله نظامی مستقیم بود پس‬
‫نقشه ای چید برای عملیات مخفی علیه دولت مصدق‪ .‬در ماه اوت ‪ ۱۹۵۳‬کاخ سفید با عملیات آژاکس‪ ٬‬دسیسه ای که دست‬
‫پخت انگلیس و ایاالت متحده بود و می بایست به کمک شاه پرستان ایرانی و مساعدت های ایاالت متحده و سازمان‬
‫‪22‬‬

‫انتلیجنس سرویس انگلیس انجام پذیرد‪ ٬‬موافقت نمود‪ .‬رهبری میدان عملیات در دست مامور سیا کرمیت ”کیم“ روزولت‪٬‬‬
‫نوه پسری پرزیدنت تیودور روزولت بود‪ .‬در درون سیا‪ ٬‬روزولت گزارش خود را به رییس عملیات در هیات مدیره طرح‬
‫ها به مردی می داد‪ ٬‬که ریچارد هلمس نام داشت‪ .‬این ریچارد هلمس سال ها بعد در در سرنوشت ایران نقش بزرگی‬
‫داشت‪ .‬هلمس همدستی خود در توطیه را با شکسته نفسی فراوان چنین بیان می کند‪” ٬‬همین قدر می دانم که در قلمرو‬
‫عملیات من بود‪ .‬به گمانم قرار شده بود رهبری عملیات میدان کار زار دست روزولت باشد و افسران بریتانیایی و‬
‫امریکایی برای نیل به هدف زیر نظر او کار کنند“‪ .‬پیشرفت کودتا را هلمس از طریق تلگراف های ارسالی از تهران‬
‫دنبال می کرد‪/ .‬‬

‫کودتا چی ها در میان همه ناباوری ها تقریبا پیروز شده بودند‪ .‬در یک مقطع شاه که دل باد میداد دست همسر دومش‪٬‬‬
‫ملکه ثریا را گرفت و با هواپیمای کوچکی از ایران دررفت‪ .‬اما توطیه گران فردای آنروز‪ ٬‬پس از جنگ خیابانی شدیدی‬
‫که در تهران در گرفت‪ ٬‬کار را پیش بردند‪ .‬مصدق سرنگون و دستگیر شد و شاه پیروز برگشت‪ .‬همچنان که پیشبینی می‬
‫شد‪ ٬‬عملیات آژاکس میراثی آمیخته و درهمریخته بر جای گذاشت‪ .‬در بسیاری از مردم عادی این ایده جان گرفت‪ ٬‬حاال که‬
‫جای انگلیس را امریکا گرفته‪ ٬‬پس قدرت کنترل شاه و ثروت نفتی آنها به دست آنان افتاده است‪ .‬شاه هرگز نتوانست ننگ‬
‫به ناحق بر دیهیم شاهی نشستن و عروسک خیمه شب بازی بودن را از دامن خود بزداید‪ .‬هواداران خاندان پهلوی هم ناشاد‬
‫بودند‪ ٬‬گله آنها این بود که سیا تاریخ را باز نویسی کرده‪ ٬‬نقش خود را گزافه آمیز و نقش ایرانیان را ناچیز نشان داده‬
‫است‪ .‬ریچارد هلمس تنها به این بسنده میکند که سیا ”نسبتا نقش مهمی در براه انداختن کودتا داشت وگرنه دیگ نمی‬
‫جوشید و آش نمی پخت‪ .‬من نه می خواهم دست به تعمیم بزنم و نه عالقه ای به آن دارم‪ ٬‬اما این هست که در زندگی‬
‫ایرانیان سازمان دادن گروه های مردم‪ ٬‬زیاد به حساب نمی آید“‪ .‬نظر هلمس این است که سیا بیشتر نقش رو به راه کننده‪٬‬‬
‫شوراننده احساسات‪ ٬‬و تامین کننده پول و مخارج یک اتحاد نیرومند از عواملی چون رهبران مذهبی‪ ٬‬سیاستمداران‪ ٬‬تجار‬
‫و ژنرال ها علیه مصدق را داشت‪ .‬هلمس همچنین مصر بود که در جزییات کودتا وارد نشده است‪/ .‬‬

‫پیروزی عملیات آٓژاکس باعث اعتماد بیش از حد امریکا به ایران شد‪ .‬مقامات ایاالت متحده این اندیشه ناصواب را داشتند‬
‫که چون شاه به ایاالت متحده ”بدهکار“ است‪ ٬‬پس دستور های واشینگتن را هم مو به مو اجرا خواهد کرد و در پی منافع‬
‫ملی خود نخواهد رفت‪ .‬مدت ها گذشت تا عیان شد که شاه هیچ هم‪ ٬‬چنین فکر نمی کند‪ .‬دوگالس مک آرتور دوم که بعنوان‬
‫نخستین سفیر نیکسون از ‪ ۱۹۶۹‬تا ‪ ۱۹۷۲‬در تهران خدمت کرد‪ ٬‬میگوید ”سیا گمان میکرد چون کمک کرده بود شاه را‬
‫به سلطنت برگرداند پس صاحب ایران شده است“‪ .‬به سر درگمی سازمان جاسوسی ( سیا ) از اینجا می توان پی برد که به‬
‫شاه دو اسم رمز داده بود‪ ٬‬بی آنکه او خود از این بویی ببرد‪ .‬حال شاه ”رالف“ مامور ما در تهران بود؟ یا نه او ”شماره ‪“۱‬‬
‫و شاهنشاه بزرگ بود که ایاالت متحده تا ربع قرن او را بر اریکه قدرت نگهداشت؟ سازمان هیچگاه نتوانست در این باره‬
‫تصمیم بگیرد‪/ .‬‬

‫ایاالت متحده پس از کودتا‪ ٬‬تا پانزده سال ایران را از نزدیک زیر نظر داشت‪ .‬پرزیدنت آیزنهاور‪ ٬‬جان اف کندی‪ ٬‬و‬
‫جانسون نگران بودند که شاه پول هایش را بیشتر صرف ارتش بکند تا توسعه روبنای اقتصادی کشور‪ .‬آنان بیم آن داشتند‬
‫که دوباره مردم بشورند مگر آنکه فقر ایرانیان اندکی کاهش می یافت و زندگی شان بهتر میشد‪ .‬مخصوصا این لیبرال ها‬
‫بودند که نسبت به آینده شاه خوشبین نبودند‪ .‬سناتور فرانک چرچ فرانکلی در جلسه پشت در های بسته روابط خارجی سنا‬
‫در ماه جون ‪ ۱۹۶۱‬بدون پرده پوشی عدم خوشبینی خود از شاه را بیان کرد‪” .‬من فکر می کنم نجات دادن شاه بیشتر به‬
‫یک معجزه شبیه است‪ .‬من فقط این قدر از تاریخ میدانم که نه او برای مدت زیادی در این جهان می ماند و نه حکومتش ‪.‬‬
‫هر آن که او بیافتد‪ ٬‬بوم‪ ٬‬ما هم با او زمین میخوریم“‪ .‬همکار چرچ‪ ٬‬هوبرت همفری هم در باره پهلوی ها بد بینی های او‬
‫را داشت‪ .‬وی گفت‪ ٬‬آنها مرده اند‪ .‬اما خبرشان نیست‪ .‬برایم مهم نیست چه انقالبی خواهد شد‪ .‬یکی در برابر آنها در خواهد‬
‫آمد‪ .‬آنها رفتنی هستند‪ .‬رفتن آنها دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد“‪/ .‬‬

‫یکی از دالیل دلشوره آنان این بود که در دوره شاه هزینه های نظامی هیچگاه کمتر از ‪ ۲۳‬درصد بودجه نشد که هیچ‪ ٬‬گاه‬
‫تا یک سوم بودجه ملی هم میشد‪ .‬در این میان مخصوصا دولت جانسون بیشتر مراقب بود که مخارج خرید اسلحه شاه زیاد‬
‫‪23‬‬

‫باال نرود‪ .‬در اواسط ‪ ۱۹۶۰‬واشینگتن یک مانع مالی ایجاد کرد تا مطمین شود اشتهای شاه برای خرید اسلحه باعث ته‬
‫کشیدن سرمایه بخش غیر نظامی از اقتصاد نگردد‪ .‬این مانع مالی به نام ژنرال همیلتون تویچل که مسیولیت ماموریت‬
‫نظامی ایاالت متحده در ایران را داشت‪ ٬‬معروف شد‪ .‬طبق گفته سفیر مییر‪ ٬‬در همان مقطع ”دکترین تویچل بر این اساس‬
‫بود که برنامه تدارکات اسلحه شاه با برنامه آموزش هماهنگ می گشت‪ ٬‬در نتیجه تجهیزاتی به ایران فروخته می شد که‬
‫آنان با طرز کار و نگهداری آن آشنایی داشتند‪ .‬در واشینگتن این احساس قوی وجود داشت که شاه نباید پول صرف‬
‫تجهیزات نظامی بکند“‪.‬وی می گوید ”بازرسی و نظارت بر فروش اسلحه به ایران روابط ما را قوام می بخشید‪ .‬در روابط‬
‫ما با شاه‪ ٬‬بر روی پاشنه نظامی میچرخید‪ .‬اگر اختیار را به شاه می سپردیم‪ ٬‬هیچکس جلو دار او نمیشد‪ .‬او همه چیز می‬
‫خواست‪ ...‬همیشه سعی من آن بود که با او صحبتی غیر از اسلحه داشته باشم“‪/ .‬‬

‫باز بینی و بررسی فروش اسلحه به ایران در عین حال به واشینگتن امکان میداد روی ایران نفوذ داشته باشد‪ .‬رساندن‬
‫اسلحه و مهمات بیش از حد به شاه امکان داشت او را چندان مقتدر سازد که او به راه خود رود و سیاست خارجی مستقلی‬
‫در پیش گیرد‪ .‬مییر به یاد میاورد که ”ایرانی ها وادار شدند پیش از خرید ‪ -‬خرید ‪ -‬پنجاه میلیون دالر تجهیزات نظامی‪٬‬‬
‫اقتصاد ساالنه خود را مرور کنند‪ ٬‬و این برای آنها خوار کننده بود“‪ .‬شاه که همیشه همسایه شمالی را یک دشمن می دید‪٬‬‬
‫از این که باید آن کار را میکرد ”اندکی آزرده می شد‪ “٬‬اما ”فهمیده بود برای دستیابی به تجهیزات چاره دیگری ندارد‪ .‬او‬
‫میخواست با ما باشد‪٬‬اما با خرید ماشین های باری روسی و چیز هایی از این قبیل در آن دوره‪ ٬‬ما را می رنجاند“‪/ .‬‬

‫حتی اگر در آینده رییس جمهوری‪ ٬‬دکترین تویچل را شل و آبکی هم میکرد یا آنرا از میان برمیداشت‪ ٬‬مانع دیگری هم بود‬
‫که جلو سیل مخارج شاه به سالح و مهمات را میگرفت‪ .‬در فردای پیروزی عملیات آژاکس دولت رییس جمهور آیزنهاور‬
‫کنسرسیومی از کمپانی های نفتی غربی را تشکیل داد که اداره پر آب و نان ترین مناطق نفتی ایران به مساحت‬
‫‪ ۱۰۰٬۰۰۰‬مایل مربع‪ ٬‬به دست آنها سپرده میشد‪ .‬در خالل مذاکرات‪ ٬‬ایکه معاون رییس جمهور‪ ٬‬ریچارد نیکسون را به‬
‫تهران فرستاد تا به ایرانیانی که بی رغبتی نشان میدادند‪ ٬‬حالی کند تا به شرکت های نفتی اجازه برگشت به ایران داده‬
‫نشود‪ ٬‬کمک های اقتصادی از سر گرفته نخواهد شد‪ .‬آخر سر در کنسرسیم نوپا‪۴۰ ٬‬درصد به گیر انگلیسی ها درآمد و ‪۱۴‬‬
‫درصد به گیر رویال داچ شل‪ ۴۰ .‬درصدی هم سهم استاندارد اویل ( اسو)‪ ٬‬سوکونی موبایل اویل‪ ٬‬استاندارد اویل (‬
‫کالیفرنیا)‪ ٬‬گولف اویل‪ ٬‬و کمپانی نفتی تگزاس ( تگزاکو) شد‪ ٬‬بقیه هم بین یک دسته از شرکت های امریکایی پخش گشت‪.‬‬
‫”کمپانی ها برای اینکه آبروی شاه بر باد نرود‪ ٬‬گفتند در اصل دارایی های نفتی از آن ایران است“‪ .‬هرچند اعضای‬
‫کنسرسیوم سود خود را با دولت ایران پنجاه پنجاه تقسیم می کردند‪ ٬‬اما ریش و قیچی دست آنها بود و نه شاه‪ .‬آنها بودند که‬
‫بهای نفت خام و افزایش یا کاهش نفت را رقم میزدند‪/ .‬‬

‫این مطلب که ایران اختیار کامل بند کیف پول خود را نداشت برای شاه مشکلی شده بود‪ .‬اقتصاد دان ایرانی‪ ٬‬جهانگیر‬
‫آموزگار روزی اشاره کرد که سلسله پهلوی بر روی ”پاهای روغنی“ ( نفتی) ایستاده است‪ .‬نفت هم نقطه قوت شاه بود و‬
‫هم چشم اسفندیار او‪ .‬درآمد های نفتی به دولت پهلوی گذشته از رنگ و لعاب حقانیت‪ ٬‬تابش و درخشش کامیابی و‬
‫خوشبختی میداد‪ .‬نخبگان پهلوی آگاه بودند ”که ثبات و پایداری نظام فعلی بر بنیاد درآمد های نفت استوار است“‪ .‬طرز‬
‫تفکر غالب این بود که موج برخاسته ثروت نفتی کشی های به گل نشسته را بلند خواهد کرد‪ ٬‬پشتوانه ای خواهد بود برای‬
‫پایدار ماندن رژیم آنها‪ ٬‬بحران های بالقوه رژیم را با پول خواهد خرید و یا از سر خواهد گذاراند‪ ٬‬از تکرار ناآرامی های‬
‫اجتماعی و سیاسی خطرناک گذشته نه چندان دور پیشگیری خواهد نمود‪ .‬تا ‪ ۱۹۷۰‬که درآمد نفتی برای نخستین بار از‬
‫مرز مهم یک بیلیون دالر گذشت‪ ٬‬نخست وزیر ایران با بادی به غبغب گفت ”درآمد های عمومی ما را توانا خواهد ساخت‬
‫بودجه عادی خود را ‪ ۲۳‬درصد و بودجه توسعه مان را ‪ ۳۰‬درصد باال به بریم“‪ .‬درحالیکه آگاهان به معقول بودن آن چنان‬
‫تکیه سنگین بر درآمد یک شاخه‪ ٬‬جهت ابقای توازن سیاسی و همگونی اجتماعی سخت مشکوک بودند‪ .‬اگر این موج می‬
‫گذشت یا زبانم الل‪ ٬‬فروکش میکرد‪ ٬‬آن وقت چه میشد؟ بنیاد دولت پهلوی از ریشه کنده میشد‪ .‬ماروین زونیس می نویسد‬
‫اعالحضرت باید میدید که بخت با او یار است و درآمد های نفتی پیوسته فزونی میگیرد‪ .‬بخت با شیوه فرمانروایی او قرین‬
‫گشته است و جهان به کام او میگردد“‪/ .‬‬
‫‪24‬‬

‫بقای خاندان پهلوی تا حد زیاد ی به افزایش همزمان بازدهی نفت و فروش گران آن به مشتریان غربی بود‪ .‬درد شرکت‬
‫های نفتی هم سود بود و نه سیاست‪ .‬آنها در برابر پافشاری شاه برای افزایش بازدهی ایستادگی می کردند‪ .‬میدان برای‬
‫نبرد میان شاه و کمپانی های نفتی‪ ٬‬دوره به دوره و سال از پی سال آماده گشته بود‪ .‬شاه جهان را برای سران کمپانی های‬
‫نفتی و سفیران بیگانه جهنم کرده بود‪ .‬روزی سفیر انگلیس به دربار زنگ زد تا در باره سیاست نفتی به شاه پندی بدهد‪.‬‬
‫شاه از کوره دررفت‪ .‬به پرخاش گفت‪” .‬انگلیسی ها به من اندرز میدهند‪ .‬اگر آنان یکبار دیگر از این گستاخی ها و بی‬
‫شرمی ها بکنند‪ ٬‬چنان دماری از روزگارشان درمیاورم که دیگر سر راه من پیدایشان نشود“ ‪/‬‬

‫از کوره در رفتن شاه قابل درک بود‪ .‬یکی از طنز های بساط بعد از کودتا آن بود که بزرگان نفت امریکا پس از‬
‫سرنگونی مصدق تمایلی به داشتن پمپ بنزین و فروش در ایران نشان نمی دادند‪ .‬در نظر آنان ایران برای سرمایگذاری نا‬
‫امن بود‪ .‬تا همین جا هم‪ ٬‬آنان به اصرار آیزنهاور آمده بودند‪ ٬‬که خواهان تعمیق منافع استراتژیک امریکا در ایران بود‪.‬‬
‫کمپانی ها بیشتر در کشور های پایین دست خلیج فارس مانند عربستان سعودی و کویت سرمایگذاری می کردند‪ .‬چون در‬
‫آن جا ها هزینه های تولید پایین و سود حاصل باال بود‪ .‬از روغن زمینی یی که آنها تولید میکردند‪” ٬‬نفت سبک عربی “‪٬‬‬
‫اغلب بعنوان ”سبک و شیرین یاد میشد “‪ ٬‬چرا که سولفر آن پایین بود و راحت میشد آنرا به بنزین تبدیل کرد‪ .‬سوخت‬
‫ایران که غالبا سنگین تر است‪ ٬‬در بازار های جهانی ارزش پایینی داشت‪ .‬سهم ‪ ۷‬درصدی اسو در کنسرسیوم نفتی ایران‪٬‬‬
‫در مقایسه با سهم ‪ ۳۰‬درصدی آن از کمپانی ملی تولید نفت عربستان سعودی بچشم نمی آمد‪ .‬گولف اویل ‪ ۵۰‬درصد‬
‫شرکت ملی نفت کویت را داشت درحالیکه سهم آن از کنسرسیوم ایران ‪۷‬درصد بود‪ .‬بازگشت ایران به بازار در سال‬
‫‪ ٬ ۱۹۵۴‬به این معنی بود که کمپانی ها مجبور می شدند تولید را در جاهای دیگر کاهش دهند‪ ٬‬تا عرضه نفت ارزان و‬
‫اضافی‪ ٬‬بازار را اشباع نکند‪ .‬آنان در آن هنگام‪ ٬‬یعنی پیش از بازگشت ایران به بازار نفت جهانی‪ ٬‬برای این که بتوانند‬
‫قیمت در جاهای دیگر باال نگهدارند‪ ٬‬در نهان توافق کرده بودند تولید را در ایران پایین نگهدارند‪ .‬کمپانی ها از آنرو تن به‬
‫اینکار میدادند که ”میدانستند افزایش تولید هر قطره نفت‪ ٬‬به معنی باال رفتن درآمد ایران بود “‪/ .‬‬

‫میان دو کشور همسایه‪ ٬‬ایران و عربستان سعودی‪ ٬‬بر سر تولید و بهای نفت همواره تنشی بود‪ .‬شاه از کشور های کوچک‬
‫و ضعیف خلیج میخواست بازدهی خود را پایین آورند تا ایران درآمد خود را چندان که برای دفاع از خلیج الزم میدانست‬
‫باال ببرد‪” .‬او از کمک مالی به بودجه دفاعی ملک فیصل‪ ٬‬که او را مستمری بگیر ما میکرد ملول میشد؛ ملک فیصل هم‬
‫از گذشت ها و چشم پوشی های ناروا به سود ایران توسط کمپانی های نفتی در تعیین و تخصیص سهمیه های نفتی شکوه‬
‫میکرد “‪ .‬میان ایران فارسی زبان و سعودی های عربی زبان تنش های دینی و فرهنگی هم بود‪ .‬شیوه های کهنه ملک‬
‫فیصل به مذاق شاه‪ ٬‬که دربار خود را همسو با سلیقه اروپاییان ساخته بود‪ ٬‬خوش نمی آمد‪ .‬شاه در سال ‪ ۱۹۷۱‬ضیافت‬
‫نهاری به پادشاه عربستان داد که در طی آن ناگزیر از گوش کردن به ”یاوه های پوچ“ پیر مرد بود که در میان آنها این‬
‫باور سعودی ها هم بود ”هر یهودی سوگند میخورد در سال یکبار نانش را پیش از گذاشتن آن در دهان‪ ٬‬به خون یک‬
‫مسلمان آغشته کند“‪/ .‬‬

‫شاه در ته دل خویش یک ملی گرای پارسی بود که بلند پروازی ها و نشانی های ذاتی امپراتوری کوروش بزرگ را در‬
‫خود داشت‪ .‬امپراتوری پیشینیان او روزگاری به سرتاسر خلیج گسترده بود و استان خاوری عربستان را که ذخایر نفتی‬
‫هنگفت آن کشور شاهی را داراست‪ ٬‬در بر میگرفت‪ .‬شاید اظهارات مکرر شاه در این خصوص که عربستان سعودی ”در‬
‫معرض فعالیت های براندازیست“ و ملک فیصل ”مشکالت جدی“ در پیش دارد‪ ٬‬تنها از یک انگیزه نشات نمی گرفت‪.‬‬
‫آینده خانواده سعودی ها ‪ -‬یا بگونه ای که شاه مساله را می دید‪ ٬‬از میان برداشته شدن آنها ‪ -‬روغن به چراغ امید شاه‬
‫میریخت و به دلیلی موجه‪ ٬‬جهت قانع کردن دولت نیکسون از طرح وی می گشت‪ ٬‬که معتقد بود ”تنها یک ارتش مقتدر در‬
‫ایران قادر است منافع حیاتی غرب در بخش باختری خلیج فارس را بدون دخالت قدرت های غربی تضمین کند“‪/ .‬‬

‫عاملی که بر بغرنجی این توازن خام اندیشانه دامن میزد‪ ٬‬پذیرفتن توام با سکوت آن از جانب رییس جمهور نیکسون و‬
‫مشاور امنیت ملی وی‪ ٬‬هنری کیسینجر بود‪ ٬‬که معتقد بودند شاه تنها زمانی بکشیدن سنگینی مسیولیت دفاع از منافع آنها‬
‫بردوش خود توانا خواهد بود‪ ٬‬که جوی درآمد ایران پر آب گردد تا بتواند سالح های پیشرفته را بخرد‪ ٬‬و این نیز مستلزم‬
‫‪25‬‬

‫مهندسی قیمت نفت در فواصل زمانی منظم بود‪ .‬نگرانی نیکسون و کیسینجر در واقع نه از قیمت باالی نفت که از بهای‬
‫نازل آن بود‪ .‬یکی از کارشناسان که کاخ سفید هم با نظرات او موافق بود‪ ٬‬استدالل میکرد ”در صورت سقوط بهای نفت به‬
‫نظر نمی رسد شاه نشین های ایران‪ ٬‬کویت‪ ٬‬ابوظبی‪ ٬‬و عربستان سعودی جان سالم بدر برند“‪ .‬ارزش باالی نفت بهایی‬
‫بود که برای ثبات در خاور میانه باید پرداخته میشد‪ ٬‬به دلیل این که از کشور های پادشاهی محافطه کاری چون ایران و‬
‫عربستان سعودی ”در برابر حمایت امریکا از اسراییل هیچ بخاری بلند نمی شد“‪ .‬درآمد سرشار نفتی‪ ٬‬گردن کلفت های‬
‫نفتی امریکا ‪ -‬خواه را توانا می ساخت به اقتصاد خود سر و سامان دهند و سالح های مورد نیاز جهت دفاع از خویش و‬
‫عرضه نفت به جهان آزاد را‪ ٬‬خریداری کنند‪/ .‬‬

‫آمیزه دو مانع ژنرال تویچل و کنسرسیوم نفتی‪ ٬‬برای واشینگتن اهرم نیرومندی بود تا شاه را مهار کند‪ ٬‬بنیادی برای‬
‫خوشبختی ایران پی نهد‪ ٬‬و برای صنعت نفت امریکا سود بیافریند‪ .‬در سال ‪ ۱۹۶۹‬ایران را بعنوان نمونه یک کشور‬
‫پیشرفته می ستودند‪ ٬‬چون اقتصاد آن به نقطه ”اوج“ میرسید و سرمایگذاری ها خود را بازسازی میکرد‪ .‬دیپلمات های‬
‫ذوق زده امریکایی در تهران گرافیکی را در دست گرفته بودند که نشان میداد تولید صنعتی ایران به رشد ‪ ۴۵‬درصدی‬
‫رسیده است و ”هر دم بر آن میافزاید“‪ .‬نیویورک تایمز نوشت ”رشد فعلی تولید ناخالص ملی ایران تنها با از آن ژاپن در‬
‫فردای جنگ قابل مقایسه است‪ ٬‬و به استثنای لیبی‪ ٬‬بالنده ترین در جهان میباشد ‪ -‬در پنج سال گذشته میانگین آن ‪۹/۵‬‬
‫درصد و در سه سال آخری ‪۱۱/۳‬درصد بوده است“‪ .‬روزنامه مذکور به خوانندگان خود یادآور میشد‪” ٬‬این آهنگ رشد ‪٬‬‬
‫از رشد ایاالت متحده دو برابر تند تر می باشد“‪.‬این مقایسه موجب خوشنودی شاه شد‪/ .‬‬
‫‪26‬‬

‫رییس جمهور در باره شاه احساسی قوی دارد‬
‫مرگ آیزنهاور‪ ٬‬پس از گذشت دوسال‪ ٬‬نخستین بار برای پرزیدنت نیکسون و شاه فرصتی فراهم آورد تا در خلوت باهم به‬
‫گفتگو بنشینند‪ .‬در دهه ‪ ٬ ۱۹۵۰‬آن هنگام که نیکسون معاونت رییس جمهور آیزنهاور را داشت‪ ٬‬آنها چندین بار همدیگر را‬
‫دیده بودند‪ .‬در طول دهه ‪ ٬ ۱۹۶۰‬طی سال های نیکسون در برهوت سیاسی‪ ٬‬آنها از طریق اردشیر زاهدی‪ ٬‬پسر فضل هللا‬
‫زاهدی‪ ٬‬که در کودتای ‪ ۱۹۵۳‬فرماندهی ارتش ایران را داشت و پس از کودتا دولت نظامی را رهبری کرد‪ ٬‬با هم در‬
‫تماس بودند‪ .‬پس از آنکه شاه‪ ٬‬فضل هللا زاهدی را از نخست وزیری برکنار کرد‪ ٬‬ژنرال پیر راه سویس را در پیش گرفت‪.‬‬
‫وی پسر خود اردشیر زاهدی را در تهران جاگذاشت تا پیرو آیین خانوادگی در خدمت تاج پارسیان باشد‪ .‬نزدیکی خود‬
‫اردشیر به تاج وتخت در سال ‪ ۱۹۵۷‬با زناشویی او و شاهزاده شهناز‪ ٬‬نخستین دختر شاه از نخستین همسرش‪ ٬‬شاهزاده‬
‫فوزیه مصری‪ ٬‬گسست ناپذیر گشت‪ .‬نشانه اعتماد شاه به داماد خود را از آنجا می توان فهمید که در سال ‪ ۱۹۵۹‬برای‬
‫یافتن همسر سومی به او رو انداخت‪ .‬زناشویی دوم و کامروای شاه با ملکه ثریا بلحاظ ناتوانی ثریا در آوردن پسری و‬
‫جانشینی برای همسرش به جدایی کشید‪ .‬شاه نگران تداوم سلطنت موروثی بود و میخواست خیالش از جانشین آینده خود‬
‫مطمین شود‪ .‬به نوشته یک تاریخ نگار ایرانی این ”زاهدی و شهناز بودند که دختری بلند باال و جوان را‪ ٬‬که در آن هنگام‬
‫در فرانسه سرگرم آموزش رشته آرشیتکت بود‪ ٬‬با شاه جور کردند“‪.‬آنها برای نخستین بار در خانه زاهدی همدیگر را‬
‫دیدند‪ .‬نام وی فرح بود‪ .‬شاه و فرح همان سال ازدواج کردند‪ .‬زاهدی به پاس این کار در دهه ‪ ۱۹۶۰‬به سفارت واشینگتن‬
‫و لندن گماشته شد‪ .‬تا سال ‪ ۱۹۶۷‬که او به منصب وزارت خارجه ایران رسید‪ ٬‬پیوندش با شاهزاده شهناز گسسته بود‪/ .‬‬

‫شیوه خود اردشیر زاهدی در مقام یک دیپلمات ارشد ایرانی به وضوح غیر دیپلماتیک بود‪ .‬وزیر تازه جلو دهنش را نمی‬
‫گرفت‪ ٬‬حتی در موقع حرف زدن با شاه‪ .‬تمایالت ملی گرانانه خویش یا همسویی با انگیزه عربی را پوشیده نمیداشت‪٬‬‬
‫همپیمانان غربی ایران را در مالء عام سرزنش میکرد‪ ٬‬و هر از گاهی تهدید میکرد درصورت نرسیدن به خواست های‬
‫خود استعفا خواهد داد‪ .‬برخورد شاه با زاهدی مانند رفتار برادر بزرگتر با برادر کوچکی را می نمود که سرد وگرم‬
‫روزگار را نچشیده است و خیره سری میکند‪ ٬‬حتی در یکی از کنفرانس ها به خاطر اظهارات نا صواب زاهدی‪ ٬‬زیر میز‬
‫با لگد آهسته به پای او زد که وی را حالی بکند‪ .‬روزی‪ ٬‬موقعی که شاه با هنری کیسینجر سرگرم مذاکره بود‪ ٬‬زاهدی آمد‬
‫تو و بلند بلند با امریکایی به خوش و بش پرداخت‪ ٬‬که در خوشبینانه ترین حالت میشود گفت پرت و پال می گفت‪ .‬شاه با‬
‫غیظ زیر لب به فارسی گفت ”اردشیر گند نزن“! ‪/‬‬

‫باگذشت سال ها‪ ٬‬اردشیر زاهدی فهرست بلند باالیی از اسامی آدم های سرشناس را‪ ٬‬از ستاره های هالیوود گرفته تا سران‬
‫شرکت های بزرگ و روسای جمهور‪ ٬‬شاهان‪ ٬‬شهبانو ها‪ ٬‬و نخست وزیران گرد آورد‪ .‬در مقام سفارت و وزارت‬
‫امورخارجه چشم زاهدی بیشتر به دنبال مردان بزرگی‪ ٬‬بویژه جمهوری خواهانی بود‪ ٬‬که زندگی توده های امریکایی را‬
‫در زمان جنگ سرد راه بردند مانند ریچارد نیکسون‪ ٬‬نلسون راکفلر‪ ٬‬باری گلدواتر‪ ٬‬و رونالد ریگان‪ .‬نیکسون مرد محبوب‬
‫او بود‪ ٬‬روزی با شور شعف فراوان از او با ”مردی بزرگ“ یاد میکرد‪ .‬پس از شکست در انتخابات فرمانداری کالیفرنیا‬
‫به سال ‪ ٬ ۱۹۶۲‬نیکسون از سیاست و زندگی عمومی دوری جست‪ .‬زاهدی به دنبالش رفت و آن دو ارتباط شان را حفط‬
‫کردند‪ .‬روزی زاهدی در آغاز ‪ ۱۹۶۷‬در باشگاه ”‪ “۲۱‬مانهاتان به میهمانی شام نیکسون و ویلیام روجرز‪ ٬‬وزیر‬
‫دادگستری آیزنهاور رفت‪ .‬در ضمن صحبت ها زاهدی بو برد‪ ٬‬نیکسون سر آن دارد که به سیاست برگردد‪ ٬‬و برای بار‬
‫دوم کاندید ریاست جمهوری شود‪ .‬وی فوری برگشت به سویت خود در والدورف تاورز‪ ٬‬و به شاه که در سنت موریس‬
‫تعطیالت اسکی را میگذراند‪ ٬‬زنگ زد‪/ .‬‬

‫در آوریل‪ ٬‬نیکسون در برگشت از یک سفر تحقیقی شخصی از خاور دور و خارو میانه از فراز ایران میگذشت‪ .‬زاهدی‬
‫از شاه پرسید برای چه از وی دعوت نکنیم برای صرف چای و صحبت به دربار بیاید؟ شاه که وقایع سیاست امریکا را از‬
‫نزدیک دنبال میکرد‪ ٬‬میدانست که ستاره اقبال نیکسون مدت هاست در واشینگتن افول کرده است‪ .‬به مزاح از وزیر امور‬
‫خارجه خود پرسید ان شب هم می خواهی زیاد باده خوری بکنی؟ اما زاهدی روی حرف خود ایستاده بود‪ .‬هنوز یادش میا‬
‫ید ”داشتم دیوانه میشدم‪ ٬‬به دربار به وزارت امور خارجه و به شاه نامه فرستادم‪ ٬‬همه مخالف دیدار نیکسون از تهران‬
‫‪27‬‬

‫بودند‪ .‬من از او دعوت کردم‪ .‬در آن زمان وزیر دربار ( اسد هللا اعلم) و نخست وزیر ( امیر عباس هویدا) با من مخالفت‬
‫می کردند“‪ .‬آنان به شاه هشدار داده بودند دست بکاری نزند یا سخنی بر زبان نراند که پرزیدنت لیندون جانسون‪ ٬‬کاندیدای‬
‫ریاست جمهوری دمکرات را که برای انتخابات ‪ ۱۹۶۸‬آماده میشد‪ ٬‬برنجاند‪ .‬شاه باالخره با دیدار نیکسون موافقت کرد‬
‫مشروط بر اینکه در حد یک دعوت دوستانه بماند و به بحث و گفتگوی رسمی نکشد‪ .‬به هر حال‪ ٬‬عواقب آن دیدار‬
‫نیکسون از تهران معلوم شد که به اینجا ختم نمی شود‪/ .‬‬

‫شاه بعد ها با خرسندی فراوان از ”ساعت ها“ صحبت خود با نیکسون در کاخ نیاوران یاد میکند‪ .‬آنچه در آن گپ دوستانه‬
‫سر صرف چای در اواخر بعد از ظهر ‪ ۲۲‬آوریل ‪ ۱۹۶۷‬آغاز شد‪ ٬‬به یک رابطه عمیق و مستحکم تبدیل گشت‪ .‬شاه و‬
‫نیکسون متوجه شدند در باره پاره ای مسایل مربوط به سیاست خارجی که روی کشور آنها تاثیر دارد‪ ٬‬نظرات مشابهی‬
‫دارند‪ .‬دو ساعت از دیدار نیکسون گذشته بود که زاهدی در ساعت ‪ ۷:۰۰‬وی را با ماشین به خانه اش رساند‪ .‬آنجا آنها‬
‫گرم صحبت شدند که تا ساعت چهار صبح ادامه داشت‪ .‬زاهدی میگوید ”ما آنشب در باره امنیت‪ ٬‬خلیج فارس‪ ٬‬نفت‪ ٬‬در‬
‫باره دسیسه های شوروی‪ ٬‬درباره فریبکاری ها و دو دوزه بازی های انگلیس صحبت کردیم‪ .‬فردای آن شب من شاه را از‬
‫محتوای گفتگو هایم آگاه ساختم“‪ .‬زاهدی می گفت این گفتگو هیچ جا ضبط نشد و توسط سفیر امریکا روی کاغذ هم نیامد‪.‬‬
‫آرمین مییر توافق کرد که تا آخر صحبت ها پیش ما بنشیند‪” .‬نیکسون به پاس این کار پس از انتخاب شدنش مییر را سفیر‬
‫ژاپن کرد“‪/ .‬‬

‫دیدار نیکسون از تهران در سال ‪ ۱۹۶۷‬و گفتگو های وی با شاه و زاهدی‪ ٬‬نقطه عطفی بود برای خود نیکسون‪ ٬‬برای‬
‫روند سیاست خارجی ایاالت متحده‪ ٬‬و روابط ایاالت متحده ‪-‬ایران‪ .‬آرمین مییر تصدیق میکند ایرانی ها روی نیکسون که‬
‫در پی راه های نپیموده ای برای مداخله ایاالت متحده در آسیا بود‪ ٬‬تاثیر عمیقی گذاشتند‪ .‬بعد ها آرمین مییر تاکید میکند ”به‬
‫گمان من دکترین نیکسون با دیدار وی در سال ‪ ۱۹۶۷‬از ایران جوانه زد“‪ .‬نیکسون و شاه موافقت کردند که بهتر است‬
‫”همپیمانان ما خودشان از پس مشکالت خود برآیند‪ .‬برای رسیدن به این هدف باید به آنها تجهیزات رساند‪ .‬برای چه‬
‫جوانان امریکا بیایند در ایران بجنگند؟“ به گاه برگشت از ایران نیکسون کامال قانع شده بود که به رژیم های خودکامه‬
‫راست روانه ای چون رژیم پادشاهی شاه نباید فشار آورد برداشت های غربی مردم ساالری و حقوق بشر را رعایت کنند‪.‬‬
‫سه ماه پس از برگشت خود از تهران‪ ٬‬نیکسون در باشگاه مردان استثنایی‪ ٬‬در بیشه بوهمیان‪ ٬‬بیرون سانفرانسیسکو‬
‫سخنرانی کرد‪ .‬در این سخنرانی وی موضوعی را طرح کرد که بعد ها مشخصه سیاست خارجی دوران ریاست جمهوری‬
‫او شد‪ .‬پس از بیان این که ایران نمونه یک اقتصاد موفق است‪ ٬‬نیکسون به شنوندگان خود یادآور شد علیرغم فقدان مردم‬
‫ساالری در ایران ”سیستم آنها برای آنها کارساز است‪ .‬اکنون نوبت ماست که بپذیریم گرچه ما سیستم سیاسی خویش را‬
‫بسیار دوست داریم‪ ٬‬اما دمکراسی امریکایی برای مردم آسیا‪ ٬‬آفریقا و امریکای التین که گذشته دیگری دارند‪ ٬‬ضرورتا‬
‫بهترین شکل حکومت نمی باشد‪/ .‬‬

‫نیکسون هرگز میهمان نوازی شاه و دوستی وزیر امور خارجه او را فراموش نکرد‪ .‬پس از گذشت زمان چون به کاخ‬
‫سفید رفت‪ ٬‬روزی به کارکنان خود گفت‪ ٬‬آن روز که من هنوز بر مصدر کار نبودم‪ ٬‬فقط شاه ایران و پرزیدنت دوگل بودند‬
‫که درشان بر روی من باز بود و مرا با احترام و تجلیل پذیرفتند‪ .‬نخستین بار که زاهدی را به عنوان رییس جمهور به کاخ‬
‫سفید دعوت کرد‪ ٬‬او را به گرمی در آغوش کشید و گفت‪” ٬‬تو دوست خیلی خوبی بودی“‪ .‬روابط نیکسون ‪ -‬پهلوی بر بنیاد‬
‫منافع مشترک ناشی از استراتژی بزرگ و ژیو پولیتیک بود‪ ٬‬و این که‪ ٬‬آنها هر دو محسور قدرت و مصارف مختلف آن‬
‫بودند‪ .‬دوستی شاه ونیکسون از آن دوستی های سنتی نبود‪ .‬نیکسون دوستان واقعی کمی داشت‪ ٬‬و شاه تو دار‪ ٬‬که هوش و‬
‫وفاداری او را می ستود‪ ٬‬هیچگاه به پسر کارگر پمپ بنزین و بقال محله ویتیر در کالیفرنیا به چشم تحقیر نگاه نکرد و او‬
‫را از هم طرازان خود دانست‪ .‬آن دو آدمهای تنها‪ ٬‬بی یار و نا مطمین بودند که در انزوا آرامش می یافتند‪ ٬‬که این هم به‬
‫یمن موقعیت شان فراهم میشد‪ .‬یک زمانی شاه گفت‪” ٬‬اگر از کسی خوشم بیاید گویی کوچکترین تردید در باره وی برایم‬
‫بهانه کافی است که با وی به هم بزنم‪ .‬دوستی به معنی همدل و همراز شدن دو کس با یکدیگر است‪ ٬‬اما یک شاه‪٬‬‬
‫هیچکس را نمی تواند به همدلی و همرازی بگیرد‪ .‬من با افراد خانواده خودم نیز فاصله خاصی میگیرم‪ .‬از مادرم که زن‬
‫‪28‬‬

‫بسیار دیکتاتوری است خواسته ام از من نخواهد برایش این یا آن لطف را بکنم‪ ٬‬چرا که احتمال دارد مجبور شوم‬
‫درخواست او رد کنم“‪/ .‬‬

‫ریچارد هلمز سال ها با این دو مرد از نزدیک کار کرده است‪ .‬وی برداشت خود از دوستی آنان را چنین شرح میدهد‪:‬‬

‫آن افسانه ها ‪ ...‬من به شما قول میدهم ریچارد نیکسون حتی در ایاالت متحده یک دوست و یک همدم نزدیک‬
‫نداشت‪ .‬شاه هم بی یار و یاور بود‪ .‬این گونه آدم ها دنبال دوست نمی گردند‪ .‬برای همین است که میگویم آنها‬
‫رفقای از جان گذشته نبودند‪ .‬آن دو‪ ٬‬خیلی ساده‪ ٬‬منافع شان را یکی دیدند‪ .‬هر دو آنها ژیو پولیتیسین خوبی بودند‪.‬‬
‫هر دو پراگماتیک بودند‪ .‬آنها هردو در پی منافع مشترک بودند‪/ .‬‬

‫با این همه‪ ٬‬نیکسون ها و پهلوی ها با هم دوستان خوبی بودند‪ .‬بازدید کنندگان خانه شخصی نیکسون در کالیفرنیا و‬
‫نیویورک در سال هایی که سرش گرم زندگی خود بود‪ ٬‬میدیدند که عکس قاب گرفته شاه پشت میز نیکسون جا خوش کرده‬
‫است‪ .‬یا فرش های ایرانی را میدیدند‪ .‬از افتخارات کاخ سفید نیکسون‪ ٬‬گنجینه هایی چون گردن بند ساسانی سده چهار‪٬‬‬
‫سینی طالیی ‪ ۲۲‬قیراط‪ ٬‬دو ساعت طالیی‪ ٬‬یک جعبه زینتی یکپارچه طال‪ ٬‬و ساعتی بود که داخل آن این نوشته حکاکی‬
‫شده بود‪ ” ٬‬نسل صلح“‪/ .‬‬

‫تحسین و تحبیبی که رییس جمهور از شاه به عمل میاورد چندان بود که درور بری ها و مشاوران او را نگران می کرد‪٬‬‬
‫نیکسون نشسته بر اریکه قدرت در کاخ سفید‪ ٬‬برای ایران چه ها نخواهد کرد‪ .‬یکبار کیسینجر کیسینجر به کین توزی‪ ٬‬به‬
‫یکی از همکاران خود میگفت ”رییس جمهور به شاه احساسی قوی دارد“‪ .‬نیکسون به درجا تصمیم گرفتن معروف بود‪٬‬‬
‫چیز هایی تند تند روی کاغذ های رسمی راه راه می نوشت و پس از شام با یکی دو پیاله لبی تر میکرد‪ .‬وقتی نوبت به شاه‬
‫می رسید‪ ٬‬وی لگام را می سپرد دست احساسات که همیشه هم خوب نیست‪/ .‬‬

‫شاه ضمن حضور خود در مراسم خاکسپاری آیزنهاور در واشینگتن‪ ٬‬با تیم امنیت ملی رییس جمهور هم مالقات کرد‪ .‬در‬
‫گفتگو های او دو چیز جلب توجه میکرد‪ .‬در صحبت هایی که با وزیر امور خارجه‪ ٬‬ویلیام راجرز‪ ٬‬روز اول ماه آوریل‬
‫داشت‪ ٬‬همان روزی که جسد ایکه برای دفن در آبیلین‪ ٬‬در کانزاس به آن سر کشور برده میشد‪ ٬‬شاه مخصوصا از منطق و‬
‫انگیزه امریکایی در مورد اعتماد به متحدی که تاریخچه وی حاکی از خوردن بچه های خود است‪ ٬‬جویا شد‪ .‬اشاره او به‬
‫تجربه امریکا در ویتنام بود ‪ ٬‬که نیم میلیون سرباز امریکایی در یک بن بست نظامی سیتیزه جویانه به گل نشسته بودند‪.‬‬
‫حرف شاه این بود که این بدبختی با به قتل رساندن نگو دین دیم‪ ٬‬رییس جمهور ویتنام جنوبی در کودتایی به سال ‪۱۹۶۳‬‬
‫که دست پخت امریکایی ها بود‪ ٬‬آغاز شد‪ .‬شاه به اعترض میگفت ”دیم رهبری توانا بود و در مبارزه با فساد داشت پیش‬
‫میرفت“ که سرنگون گشت‪ .‬این اتهام بی پروا از رهبر ُکشی امریکایی ها آن هم در مورد رهبری که مشابهت های زیادی‬
‫با شاه داشت‪ ٬‬حکایت از چیز های دیگر داشت‪ .‬راجرز اعتراضات شاه مبنی بر این که ایاالت متحده خود را از دست دین‬
‫دیم رهانید‪ ٬‬با احترام رد میکرد ”اما قبول داشت که ایاالت متحده نباید در امور داخلی دیگر کشور دخالت کند“‪/ .‬‬

‫در شامگاه همان روز شاه در سفارت ایران‪ ٬‬واقع در خیابان ماساچوست‪ ٬‬کیسینجر را مالقات کرد‪ .‬هوشنگ انصاری‪٬‬‬
‫سفیر ایران در ایاالت متحده هم همراه شاه بود‪ .‬در خالل صحبت از جاه طلبی های شوروی در خاور میانه‪ ٬‬شاه موضوع‬
‫را برگرداند به فرمانروایی یک تنه‪ .‬او به کیسینجر گفت حداقل سیاست خارجی استالین برای غرب تا اندازه ای ثبات و‬
‫اطمینان به همراه دارد‪ ٬‬تا سیاست خارجی ”ماجراجویانه ای“ که ولیعهد های پولیت بیرو‪ ٬‬که اساس سیاست شان اجماع‬
‫است‪ .‬کیسینجر یهودی که در آلمان به دنیا آمده‪ ٬‬در نوجوانی از آلمان نازی در رفته و خویشان زیادی در کشتار یهودی ها‬
‫از دست داده بود‪ ٬‬گفت ”در کل با منظور شاه“ مبنی بر جنبه های کارآمد یک دولت دیکتاتوری ”موافق است“ اگرچه‬
‫”استثناها یی هم مانند هیتلر وجود دارد که در آن فرمانرانی یک تنه می تواند بسیار خطرناک گردد“‪ .‬شاه درنگی کرد‬
‫سپس با سرسختی گفت ”هرجا که یک تن فرمانروایی میکند‪ ٬‬احتیاط هم میکند“‪/ .‬‬
‫‪29‬‬

‫اشاره محمد رضا شاه به نگو دین دیم عدم اعتماد ریشه دار او به امریکایی ها را نشان میداد‪ .‬با دمیدن در شیپور مزایای‬
‫فرمانروای یکتنه‪ ٬‬شاه منادی به پایان آمدن روز های آیزنهاور‪ ٬‬کندی‪ ٬‬و جانسون بود ‪ -‬از این پس آنکه در تهران امر و‬
‫نهی می کرد او بود نه رییس جمهور امریکا‪ .‬اگر بنا بر دوستی بود‪ ٬‬پایه آن می باست بر بنیاد یکسان بودن و برا بری‬
‫باشد‪ .‬شاه در عین حال روزنه کرامات خود را به کیسینجر نشان داد و پیشنهاد کرد یک میلیون بشکه نفت در روز‪ ٬‬به‬
‫مدت ده سال از قرار بشکه ای ‪ ۱.۰۰‬دالر به امریکا بفروشد‪ .‬سپس خیلی حق به جانب افزود‪ ٬‬ایاالت متحده این مقدار نفت‬
‫را می تواند برای روز مبادا انبار کند‪ ٬‬مثال برای زمانی که عرضه نفت قطع می شود‪ .‬اما زمان برای این پیشنهاد مناسب‬
‫نبود‪ .‬در سال ‪ ۱۹۵۹‬دولت رییس جمهور آیزنهاور بر سر میزان واردات نفت خارجی به ایاالت متحده سهمیه اجباری‬
‫تعیین کرده بود‪ .‬هدف از این سهمیه گذاری حفاظت از صنعت نفت داخلی امریکا بود تا بدین وسیله اطمینان حاصل شود‬
‫که ایاالت متحده در وابسته شدن به یک عرضه کننده نفت خارجی راه افراط نخواهد رفت‪ .‬پیشنهاد شاه به عرضه یک‬
‫چنین حجم عظیم نفت به بهای نازل حکایت از آن داشت که وی در پی وابستگی بیشتر اقتصاد امریکا به نفت خام ایران‬
‫بود‪/ .‬‬

‫در ‪ ۳‬آوریل ‪ ۱۹۶۹٬‬چند ساعت پس از عزیمت شاه از واشینگتن به تهران‪ ٬‬گروه شورای امنیت ملی برای خاور دور و‬
‫خاور میانه گردآمد تا مساله فروش اسلحه به ایران را بررسی کند‪ .‬گروه تایید کرد که شاه پایش را بیشتر از گلیمش دراز‬
‫میکند و در صدد آزمودن دولت جدید است‪ .‬این دور از انتظار نبود‪ .‬از یکسو کارشناسان تاکید کردند که به ایران ‪۱۰۰‬‬
‫میلیون دالر اعتبار نطامی و اجازه فروش دو فروند هواپیمای جنگنده اف ‪ ۴ -‬اضافی داده شود‪ .‬آنها متوجه این نکته هم‬
‫شدند که ”علیرغم رشد سریع اقتصاد ایران‪ ٬‬نشانه های نگران کننده ای هم به چشم میخورد‪ ٬‬کاهش ذخیره ارز خارجی‪٬‬‬
‫رشد نرخ بهره وام‪ ٬‬رشد سریع مبلغ بودجه سرمایگذاری شده برای اهداف نظامی‪ ٬‬و درجازدن بازدهی فرآورده های‬
‫کشاورزی“‪ .‬گروه قبول کرد که ”مساله اصلی این است که آیا افزایش درآمد ایران از نفت خواهد توانست پاسخگوی‬
‫درخواست های شاه و هزینه های ایران باشد“‪ .‬آنها همچنین پذیرفتند که ”بررسی سالیانه اقتصاد ایران توسط ایاالت متحده‬
‫‪ -‬ایران ادامه یابد و بخش کلیدی مالحظات ما در زمینه خرید اسلحه توسط ایران از ایاالت متحده باشد“‪/ .‬‬

‫روجرز وزیر امور خارجه‪ ٬‬این نگرش ناشی از احتیاط را در یادداشی که به شورای امنیت ملی فرستاد‪ ٬‬مورد تاکید قرار‬
‫داد‪ ٬‬کیسینجر هم به نوبه خود آنرا برای مرور و بررسی به نیکسون فرستاد‪ .‬در دو سال نخست دوران نیکسون این‬
‫روجرز بود که پارامتر های سیاست دولت نسبت به ایران را تعیین میکرد و نه کیسینجر‪ .‬در این یادداشت آمده بود‪”٬‬از‬
‫آغاز این برنامه { فروش اسلحه} مساله کلی‪ ٬‬عواقب آن روی اقتصاد ایران بوده است‪ ٬‬تا حاال که از نظر مالی مشکلی‬
‫نداشته است‪ ٬‬اما آینده ثبات ایران شکننده است‪ ٬‬کشور روی جریان درآمد های نفتی باال میچرخد“‪ .‬این مشکل به آگاهی‬
‫رییس جمهور نیکسون رسیده بود ‪ -‬که آخرین بار هم نبود‪ -‬که ایران در تنگنا افتاده است و با پرداخت هزینه های دفاعی‪٬‬‬
‫حتی در سطح فعلی‪ ٬‬مشکل دارد‪ .‬روجرز هشدار میداد که تنها راه پا به پای هم آمدن افزایش هزینه های ایران با درآمد‬
‫آن‪ ٬‬تصاعد درآمد نفتی ایران میباشد‪ ٬‬که غرب هم از آن روی گردان است‪/ .‬‬

‫شاه هم در جریان ماوقع گذاشته شده بود‪ .‬چند روز پیش اعلم وزیر دربار او را آگاه کرده بود که خزانه تقریبا خالی است‪.‬‬
‫مخارج سرمایگذاری های عظیمی چون خط لوله کشی گاز ‪ ۶۵۰‬میلیون دالر بلعیده بود‪ ٬‬درصورتی که برآورد اولیه آن‬
‫‪ ۳۵۰‬میلیون دالر بود‪ .‬اعلم در خاطرات روزانه خود می نویسد ”رویداد های اخیر را به استظهار ایشان رساندم و چند‬
‫نکته را یادآور شدم که خاطر ایشان مشوش شد‪ .‬به ایشان گفتم که کشور با دو برابر شدن ناگهانی قیمت آب آشفته شده‬
‫است‪ ٬‬اسفالت خیابانها از بین میرود‪ ٬‬فساد آن هایی که در گمرک کار میکنند فزونی میگیرد‪ ٬‬اعتبارات بانکی راکد مانده‬
‫است و شرکت های زیادی ورشکست میگردند‪ .‬در آخر هم نسبت به بحران مالی در دانشگاه ها به ایشان هشدار دادم“‪ .‬شاه‬
‫که شنیدن اخبار بد را خوش نمی داشت‪ ٬‬از کوره دررفت و پرخاش کنان گفت حاال که پول دست مان نمی رسد‪ ٬‬چه کاری‬
‫از دستمان بر می آید؟“ ‪/‬‬
‫‪30‬‬

‫بازی پوکر هنگفت‬
‫در روز پاییزی شکننده ‪ ۲۱‬اکتبر ‪ ۱۹۶۹٬‬رییس جمهور نیکسون و خانمش از ایوان جلویی کاخ سفید بیرون آمدند تا‬
‫بازگشت امپراتور ایران به واشینگتن را خوشامد بگویند‪ .‬درست شش ماه پس از برگزاری خاکسپاری پرزیدنت آیزنهاور‪٬‬‬
‫شاه برای دیدار رسمی آمده بود‪ .‬پت نیکسون فرصت را مغتنم شمرده بود تا دید و باز دید های پاییزی را در پایتخت ملت‬
‫آغاز کند‪ .‬شاه در این سفر تنها بود‪ .‬گفتند دلیل عدم حضور شهبانو فرح آنست که ایشان چشم به راه فرزند چهارم شان‬
‫هستند‪ .‬اما این تنها بخشی از واقعیت بود‪ .‬هنوز بدبختی های باز دید هفت سال پیش‪ ٬‬در زمان کندی‪” ٬‬مانند بختکی در‬
‫خاطر فرح زنده بود“‪ .‬تظاهر کنندگان ضد شاه ‪ -‬جوانان ایرانی که برای تحصیل به خارج آمده بودند ‪ -‬همه جا به دنبال‬
‫آنها بودند‪ ٬‬آنان به نفوذ سازمان سیا در ایران‪ ٬‬به حمایت از مردمساالری و حقوق بشر تظاهرات می کردند‪” .‬آنها همه جا‬
‫بودند‪ ٬‬بعضی وقت ها در چند قدمی ما‪ ٬‬به طوریکه همسرم موقع صحبت کردن ناچار میشد صدایش را بلند کند‪ .‬از سر‬
‫صبح تا شب‪ ٬‬پایین‪ ٬‬جلو هتل ما داد میزدند“‪ .‬شهبانو که یکدم سیگار از دستش نمی افتاد و از نگرانی پریشان خاطر بود‪٬‬‬
‫از آنچه میدید برخود لرزید‪ .‬از سستی اقدامات امنیتی امریکایی ها هراسان شد‪ .‬وی گفت ”چند سال بعد‪ ٬‬از همراهی‬
‫شوهرم برای یک بازدید رسمی از آنجا خودداری کردم‪ .‬به ایشان گفتم اگر بناست بروم آنجا و دوباره خفت بکشم‪ ٬‬ترجیح‬
‫میدهم در تهران بمانم“‪/ .‬‬

‫در میان ‪ ۱۰۵‬میهمان آن ضیافت پر شکوه آدم هایی چون کرمیت روزولت‪ ٬‬دونالد رامسفلد از دفتر فرصت های اقتصادی‪٬‬‬
‫مشاور امنیت ملی هنری کیسینجر‪ ٬‬سفیر ما در ایران دوگالس مک ‪ -‬آرتور دوم‪ ٬‬و هربرت برانل‪ ٬‬دادستان کل زمان‬
‫آیزنهاور دیده می شدند‪ .‬مدعوین به الف و گزاف های شاه و نیکسون از همدیگر گوش میکردند‪ .‬نخست نوبت نیکسون‬
‫بود‪ .‬وی از ”عشق‪ ٬‬دلبستگی و شیفتگی خود به سرزمین پارس داد سخن داد“ و گفت در نخستین دیداری که به سال ‪۱۹۵۳‬‬
‫از ایران داشت‪” ٬‬شاه تاثیر ماندگاری روی من و همسرم گذاشت “‪ .‬در آخر هم شعری از خیام‪ ٬‬شاعر و دانشمند ایرانی‪٬‬‬
‫که ”توانمندی های یک فرمانده‪ ٬‬فرماندهی بزرگ‪ ٬‬در گوش خواباندن به ضرب آهنگ دهل های دور دست را با فصاحتی‬
‫بی نظیر بیان میدارد‪ ٬‬خواند‪ .‬اعال حضرت آن توانایی را داراست“‪.‬وی از ایران به عنوان ”یکی از نیرومند ترین‪ ٬‬پر‬
‫غرور ترین ملت ها در میان ملل جهان نام برد“‪ .‬در پاسخ‪ ٬‬شاه گفت ”من از آن همه احساسات گرم شما‪ ٬‬که تنها از یک‬
‫دوست واقعی می توان انتظار داشت‪ ٬‬دوستی که با ما همدرد است و درد ما را می فهمد‪ ٬‬کمی خود را گم کرده ام‪ ...‬من‬
‫همواره بیاد آن صحبت های طوالنی مان در سال ‪ ۱۹۶۷‬خواهم بود“‪/ .‬‬

‫دیدار رسمی شاه در میانه کارزار او با کنسرسیوم نفتی صورت گرفت‪ .‬یک سال جلو تر‪ ٬‬دولت ایران یک برنامه پنج ساله‬
‫پیشرفت اقتصادی ‪ ۱۱‬بیلیارد دالری اتخاذ کرده بود که غالب هزینه های آن می باید از محل درآمد های نفتی پرداخت می‬
‫شد‪ .‬هر آینه برنامه ایران می خواست اجرا بشود‪ ٬‬شرکت های نفتی می بایست در پنج سال آینده‪ ٬‬هر سال ‪ ۲۰‬درصد به‬
‫بازدهی خود میافزودند‪ .‬اما انان سر این کار نداشتند‪ .‬آنچه پیش آمد ”یک بازی پوکر هنگفت“ ‪ ٬‬یا دقیق بگوییم بازی رو کم‬
‫کنی شد‪ .‬شاه به یک برنامه پنج ساله تن در داده بود که میدانست دولت او از پس هزینه ها آن بر نمیاید‪ .‬تعهدات مالی یی‬
‫که از تصویب او گذشته بود صرفا با درآمد های مورد انتظار یا آتی قابل پرداخت بود‪ .‬شاه برای ایجاد درآمد چاره ای جز‬
‫افزایش چشمگیر قیمت نفت نداشت‪ .‬وقتی پای صنعت نفت به میان میامد او رحم و مروت حالیش نمیشد‪ .‬طبق یادداشت‬
‫های روزانه اعلم وی به پای رزمنده های کرد اسکناس میریخت تا آنها در کشور همسایه‪ ٬‬عراق لوله های نفت را بترکانند‬
‫و درآمد عراق از نفت پایین بیاید و سرمایه گذاران خارجی در زمینه نفت را بسوی ایران رم بدهند‪ .‬در مسایل خارجی هم‬
‫مانند سیاست داخلی‪ ٬‬انگیزه از جان گذشتگی شاه تعقیب جاودانه پول بود‪/ .‬‬

‫در هفته های پیش از مالقات رسمی شاه ایران از ایاالت متحده‪ ٬‬نامه پرانی ها از این سوی پوتو مک (رودخانه ای بزرگ‬
‫که واشینگتن را از غرب امریکا جدا میکند‪ .‬م‪ ) .‬به آنسوی آن شروع شده بود‪ .‬این نامه ها هشدار میدادند که شاه در صدد‬
‫برچیدن قرارداد تویچل است‪ .‬مشاوران کاخ سفید آشکارا نگرانی خود را بروز میدادند که در مذاکرات خصوصی شاه و‬
‫نیکسون پشت رییس جمهور به خاک خواهد نشست‪ .‬برخالف نیکسون ‪ ٬‬که هیچگاه از شر خواندن نامه های روزانه‬
‫اطالعاتی سیا و شنیدن ” خر حمالی عبث است“ از وزارت امورخارجه ‪ ٬‬آسوده نمی شد‪ ٬‬شاه به خواندن مطالب عالقه‬
‫‪31‬‬

‫وافر داشت‪ ٬‬شاگرد تیزبین مسایل نظامی و استراتژیک بود که نشان میداد فراست و کیاست او از همه آنهایی که در اتاق‬
‫حاضر ند بیشتر است‪ .‬او یکبار گفته های یکی از افسران ارشد پنتاگون را که در باره سیستم اسلحه ها صحبت میکرد و‬
‫هنوز نقشه آن روی تخته رسم بود‪ ٬‬تصحیح کرد‪ .‬نیکسون از رویارویی با او به خود می پیچید و زیر فشار او به زانو در‬
‫میامد‪/ .‬‬

‫در ‪۶‬اکتبر‪ ٬ ۱۹۶۹ ٬‬سفارت ما در تهران به کاخ سفید خبر داد که شاه در پی یافتن راه ها ی باال بردن تولید نفت جهت‬
‫دست یابی به پول در کوتاه مدت است‪” :‬درخواست شاه مبنی بر درآمد اضافی از نفت بسیار جدی می باشد‪ ٬‬از یک سر هم‬
‫در تنگنا افتادن وضعیت ارز خارجی بر وخامت اوضاع می افزاید“‪ .‬شاه انتظار داشت نیکسون در برابر کنسرسیوم نفت‬
‫جانب او را بگیرد‪ ٬‬و ”به کمپانی های نفتی بفهماند که در مذاکرات حواس شان به تعهدات منطقه ای و مالحظات تجاری‬
‫باشد‪ ٬‬وی همچنین می خواست ما در مبادالت پایاپای خود برای تجهیزات نظامی با او‪ ٬‬از در رفاقت در آییم تا در چهار‬
‫چوب سیستم سهمیه بندی فعلی‪ ٬‬حاجت وی برآورده شود“‪ .‬و اگر از این در گشادی نشد‪ ٬‬پیشنهاد قبلی خود به هیات دولت‬
‫مبنی بر قبول خرید نفت ارزان از ایران و زیر پا نهادن قانون واردات سهمیه بندی شده نفت در سال ‪ ۱۹۵۹‬را در چهره‬
‫ای تازه به میدان آورد‪/ .‬‬

‫این ایده را هربرت براونل‪ ٬‬که یک کمپانی بنام پالنت اویل را نمایندگی میکرد‪ ٬‬در ذهن شاه کاشته بود‪ .‬آقای براونل که‬
‫روزگاری دادستان کل پرزیدنت آیزنهاور بود‪ ٬‬خیلی خوب میدانست قانون واردات نفتی چه میگوید‪ .‬نقشه وی آن بود که از‬
‫دولت تقاضای کند برای پالنت اویل جواز واردات ‪ ۲۰۰۰۰۰‬بشکه نفت در روز از ایران را بدهد‪ .‬پالنت اویل این نفت را‬
‫در ایاالت متحده پخش میکرد ”و ایران هم درآمد حاصل از آن را صرفا خرج خرید های خود از ایاالت متحده میکرد“‪.‬‬
‫نفت که بشکه ای معموال ‪ ۱.۸۰‬دالر بود‪ ٬‬یک دالر سرش میخورد و به ‪ ۸۰‬سنت فروخته میشد‪ .‬پیشنهاد شاه این بود که‬
‫ایاالت متحده این نفت را بعنوان ذخیره استراتژیک برای روز مبادا مثال تحریم نفتی کنار میگذاشت‪ .‬پرونده معامله براونل‬
‫‪ ٬‬مانند طرح یک میلیون بشکه در روز خوابانده شد‪ .‬کارکنان نیکسون بهش رسانده بودند که ”در گذشته بر سر سهمیه‬
‫بندی نفت چندین بار رسوایی شده است‪ .‬رسانه ها این رسوایی ها را برمال نکردند‪ ٬‬اما من یقین دارم آن می تواند تکان‬
‫دهنده ترین تفسیر ها را‪ ٬‬برای هر تصمیمی که این دولت به نفع مشتریان آقای براونل بگیرد در پی خواهد داشت“‪/ .‬‬

‫حضور کیم روزولت و هربرت براونل در میهمانی رسمی دولت حکایت از روابط نزدیک شاه با اعضای حکومت‬
‫حکومت پیشین‪ ٬‬دولت آیزنهاور‪ ٬‬میکرد‪ ٬‬که سردسته آنها ریچارد نیکسون بشمار میامد‪ .‬هر آن که پای ایران به میان‬
‫میامد‪ ٬‬در واشینگتن مرز میان قدرت‪ ٬‬پول‪ ٬‬و دستیابی به منابع محو میشد‪ .‬روزولت پس از آشپزی کودتای ‪ ٬ ۱۹۵۳‬شده‬
‫بود دالل اسلحه بین المللی برای نورثروپ که طرف قرارداد وزارت دفاع بود‪ .‬د و مشتری عمده او محمد رضا شاه ایران‬
‫و ملک فیصل عربستان سعودی بودند‪ .‬برنامه ‪ ۱۸‬اکتبر شاه نشان میدهد که وی پیش از آنکه راهی واشینگتن گردد‪ ٬‬صبح‬
‫آنروز برای دیدن روزولت و تام جونز‪ ٬‬رییس نورثروپ‪ ٬‬نخست به نیویورک پرواز داشته است‪/ .‬‬

‫پیش از دیدار رییس جمهور با شاه‪ ٬‬دفتر اطالعات و بررسی های وزارت امور خارجه اعالن خطر کرد که تن در دادن به‬
‫درخواست های شاه بدون برو برگشت به تقلیل نفوذ امریکا روی شاه منجر خواهد شد‪ ٬‬برای اینکه ”هرچه ایران بیشتر‬
‫روی پای خود بایستد‪ ٬‬نیاز کمتری به ایاالت متحده خواهد داشت که زیر بالش را بگیرد ‪ ٬‬در نتیجه به رهنمود های‬
‫امریکل کمتر گوش شنوا خواهد داشت‪ ٬‬علی الخصوص در مورد مسایل منطقه ای‪ ...‬شاه عزم راسخ داشت که ایران می‬
‫باید در منطقه نقش برتر را بازی کند‪ ٬‬جلو نفوذ عرب های بنیادگرا و اتحاد جماهیر شوروی بگیرد‪ ٬‬و یا خنثی کند “‪.‬‬
‫وزارت امورخارجه اعتقاد داشت که شاه در خصوص تهدیدات امنیتی ایران راه اغراق میرود تا از کاخ سفید مجوزی‬
‫برای گران کردن نفت بگیرد و اسلحه بیشتر بخرد‪ .‬در سال های اخیر ایاالت متحده مجبور شده بود ”اقدامات جدی “ به‬
‫عمل آورد تا یقین حاصل کند که خرید های اسلحه شاه از امریکا ” پیشرفت اقتصادی ایران به طور جدی دچار مشکل نمی‬
‫کند “‪ .‬لیکن‪ ٬‬مطابق گزارش های وزارت امور خارجه‪ ٬‬به نظر میرسید شاه ”مصم بود این راه را به پیماید“ ولو ”افزایش‬
‫شتاب آهنگ هزینه های نظامی‪ ٬‬با عقب انداختن برنامه های آبادانی مشکالت داخلی‪ ٬‬و با هراسان کردن همسایه های‬
‫عرب کم توان‪ ٬‬مشکالت خارجی‪ ٬‬برای ایران در پی میاورد‪/ .‬‬
‫‪32‬‬

‫حتی وزارت دفاع هم ساکت ننشست‪ .‬وزیر دفاع ملوین لیرد‪ ٬‬از اعضای پیشین کنگره که سیاست پیشه ای با کیاست است‪٬‬‬
‫مخالفت خود را با فرستادن تکنیسین های نیروی هوایی ایاالت متحده یا ”آبی پوش ها “ به ایران جهت نگهداری و راه‬
‫اندازی جنگنده های اف ‪ ۴ -‬شاه‪ ٬‬ابراز داشت‪ .‬او بر آن بود که به جای ”درگیر کردن هرچه بیشتر ارتش امریکا در‬
‫ایران‪ “٬‬پیمانکار های غیر نظامی این کار را بکنند‪ .‬در خالل زد و خورد های اخیر در مرز میان ایران و عراق‪ ٬‬بر روی‬
‫آبراه شط العرب شاه تقاضا کرده بود یونیفورم پوش های ارتش امریکا جهت پشتیبانی‪ ٬‬در پایگاهی نزدیک تر‪ ٬‬در غرب‬
‫کشور اسکان داده شوند‪ .‬پنتاگون از این درخواست گستاخانه به خود آمد و فهمید که شاه حتی اگر کار به جنگ بکشد‪ ٬‬از‬
‫سیخونک زدن به رهبران عراق دست بردار نیست‪ .‬لیرد اظهار میداشت ”نگران پیامد های این چنین درگیری ها برای‬
‫نیروی زمینی ایاالت متحده است “‪ ٬‬وی در ادامه میگوید که این نیز‪ ٬‬پژواک همان لغزش های شتاب یابنده ای را دارد که‬
‫امریکا را در ویتنام به ذاللت کشاند‪ .‬تقاضای شاه مبنی بر حمایت نظامی‪ ٬‬در صورت علنی شدن‪ ٬‬به روابط ایران ‪ -‬ایاالت‬
‫متحده آسیب میرساند و ”مخالفت شدید کنگره را بر می انگیخت “‪ .‬او به کاخ سفید گوشزد میکرد چکیده دکترین نیکسون‬
‫آن استکه همپیمانان امریکا را مسلح کرد و آموزش داد‪ ٬‬تا آنها خودشان از خود دفاع کنند‪ .‬هنگامی که خبر به شاه رسید‬
‫افراد ارتش امریکا اجازه ندارند به غرب ایران انتقال یابند‪ ٬‬شاه کتمان نکرد که از این امر دل آزرده شده است ‪ -‬یا دوستی‬
‫را در چه می بیند‪” :‬دوستی که در روز بد به داد آدم نرسد به چه دردی می خورد؟ “ ‪/‬‬

‫همکاران کیسینجر نگران آن بودند که نیکسون در نشست های خصوصی با شاه دار و ندار را به او بفروشد‪ .‬در یادداشتی‬
‫می خوانیم ”گرچه ما از رییس جمهور خواسته ایم که از از افتادن به دام پیشنهاد های نظامی و نفتی شاه پرهیز کند‪ ٬‬اما‬
‫شاه شگرد عجیبی در زیر منگنه گذاشتن طرف برای اخذ جواب دارد‪ .‬بنا بود در ”صورتی که رییس جمهور در مخمصه‬
‫قرار می گرفت ‪ ٬‬در جا از مشاوران خود بپرسد که راه چاره چیست یا با لیرد مشاوره کند“‪ .‬اما رییس جمهور چندین‬
‫نشست بیست تا بیست و پنج دقیقه ای دو به دو هم برنامه ریزی کرده بود‪ ٬‬که در آن ها هیچکس دیگری حاضر نبود که‬
‫بتواند کمکی بکند‪ .‬کیسینجر به به نیکسون یادآور شد که ”شاه یکریز چانه میزند و هر جواب دوستانه ای را به حساب کنار‬
‫آمدن با خود می گذارد‪ .‬برای جلو گیری از هر نوع سوء تفاهم آتی بهتر است بهش رو راست بگی که ایاالت متحده چه‬
‫چیز هایی را می تواند بکند و چه چیز هایی را نمی تواند“‪ .‬حتی وقتی به شاه می گفتیم درخواست او را بررسی خواهیم‬
‫کرد‪ ٬‬او گفته ما را به معنی ”قول میدهیم با تو خوب تا کنیم میگرفت‪ .‬لذا برای جلوگیری از هر گونه برداشت نادرست‪٬‬‬
‫الزم است هر جا که پیش آمد دقیقا توضیح دهیم درخواست او را چگونه بررسی خواهیم کرد‪ ٬‬برایش باز کنیم که چرا نمی‬
‫توانیم پاسخ نهایی را بالفاصله بدهیم “‪/ .‬‬

‫روز ‪ ۲۱‬اکتبر ‪ ٬ ۱۹۶۹‬ساعت ‪ ۱۰:۳۰‬نیکسون و همسرش در در حیاط کاخ سفید به پیشواز میهمان خود رفتند‪ .‬دو رهبر‬
‫برای گفتگو در خلوت به اتاق بیضوی رفتند که یک ساعت و چهل دقیقه به طول انجامید‪ .‬پس از دیدار با نیکسون‪ ٬‬شاه‬
‫اظهار داشت که رییس جمهور ”از ایران‪ ٬‬مشکالت و دستاورد های آن‪ ٬‬درک بی مانندی“ دارد‪ .‬وی به کار کنان کاخ سفید‬
‫گفت که نیکسون قول داده است درآمد ایران از نفت را یا با اعطای سهمیه جدید به ایران‪ ٬‬یا با فشار آوردن به کنسرسیوم‬
‫جهت افزایش تولید نفت در ایران‪ ٬‬باال ببرد‪ .‬هیچ اشاره ای به گرفتن سوراخ ته کیف پول ایران نشد‪ .‬علی الظاهر نیکسون‬
‫با همه آن چه که مشاورانش در باره آنها زنگ خطر را به صدا درآورده بودند‪ ٬‬موافقت کرده بود‪/ .‬‬

‫شاه قول داد هر یک شاهی حاصل از درآمد نفت اضافی را صرف خرید تجهیزات نظامی و اطالعاتی از امریکا بکند‪ .‬او‬
‫با ایقان زیاد به مقامات دولت رساند که اگر بناست ایران از خود و منافع غرب در خلیج فارس دفاع کند‪ ٬‬پس نیرو های‬
‫مسلح آن باید از ”چنان توان مهلک برخوردار شوند که کسی خیال خام در سر نپرورد“‪ .‬آنچه که شاه پیشنهاد میکرد‪ ٬‬به‬
‫تعهد عظیمی می انجامید که مشتمل بر هزاران میلیون‪ ٬‬شاید هم بیلیون ها دالر بابت خرید جدید اسلحه میشد‪ .‬مشاوران‬
‫امنیتی نیکسون ‪ ٬‬در خفا‪ ٬‬نگرانی خود را ابراز داشتند‪ .‬به اهتزاز در آوردن پرچم غرب در خلیج فارس چیزیست و مسلح‬
‫کردن ارتش ایران تا جایی که بر عراق و هند چیرگی داشته باشد‪ ٬‬شورشیان منطقه را در هم کوبد‪ ٬‬نه تنها خلیج فارس که‬
‫بخش های وسیعی از خاور میانه و اقیانوس هند را در زیر سیطره خود بگیرد‪ ٬‬چیز دیگریست‪ .‬تسلیح ایران در بُعدی که‬
‫شاه از آن سخن میگفت می توانست ایران را به ورشکستگی بکشاند‪ .‬آن‪ ٬‬سرمایه ‪ ٬‬تکنولوژی‪ ٬‬پرستل آموزش دیده و‬
‫‪33‬‬

‫گران بها را از پرداختن به و صرف شدن در راه برنامه های داخلی مردم پسند که برای تحکیم ستون های متزلزل‬
‫سلسله پهلوی بود‪ ٬‬دور میکرد‪/ .‬‬

‫پس از دیدار خدا حافطی محمد رضا شاه با نیکسون ساعت ‪ ۱۰:۴۵‬در ‪ ۲۳‬اکتبر بود که خبر مانند ترکیدن بمب پیچید‪.‬‬
‫میهمان ایرانی با شور فراوان در دفتر بیضوی به مک آرتور‪ ٬‬سفیر بهت زده خبر داد که او و رییس جمهور نیکسون‬
‫درباره ”موانع تقویت و تجهیز نیرو های مسلح ایران“ با هم گفتگو کرده اند‪ .‬برداشت شاه این بود که همه مشکالت و موانع‬
‫از سر راه برداشته شده اند و اینک هر نوع تحهیزات نظامی را که بخواهد می تواند خریداری کند‪ .‬سفیر نیک آگاه بود که‬
‫هیچ کدام از متحد های امریکا ‪ -‬نه بریتانیای کبیر‪ ٬‬نه آلمان غربی‪ ٬‬نه اسراییل ‪ -‬چک سفید دریافت نمی کنند‪ .‬پنتاگون‬
‫هرگز به کسی از این چک ها نمی دهد‪ .‬مک آرتور گفت به گمانم سوء تفاهمی پیش آمده است‪” :‬برای همین به او گفتم‬
‫بهتر است تا مساله روشن نشده است به تهران برنگردید‪ .‬چون برداشت شما بر پایه دیدار خصوصی تان با رییس جمهور‬
‫می باشد‪ ٬‬شایسته است پیش از برگشتن به تهران با یک توهم‪ ٬‬با خود ایشان آن را تصریح کنید“‪ .‬پس از برگشتن به تهران‬
‫مک آرتور بر آن شد که مساله را یکبار دیگر با شاه در میان بگذارد‪ .‬پس پرسید آیا او و نیکسون حساب و کتاب های شان‬
‫را راست و ریست کردند؟ وی گفت نه؛ نخواسته بود آن را دوباره به میان بکشد؛ حال و هوای جلسه بقدری بر وفق مراد‬
‫بود؛ همه چیز خوب پیش می رفت‪ ٬‬برای همین شاه نخواسته بود که در آخرین دیدار خود با رییس جمهور‪ ٬‬پیش از‬
‫برگشتن به تهران‪ ٬‬برای روشن شدن ته و توی قضیه‪٬‬دوباره سر به صحرای کربال بگذارد‪/ .‬‬

‫در چند ماه آینده کارکنان کاخ سفید سرگرم درآوردن از ته و توی تعهدات شفاهی نیکسون بودند‪ .‬روز ‪ ۲۳‬اکتبر‪ ٬‬کیسینجر‬
‫به لیرد زنگ زد و گفت که رییس جمهور ”قول قطعی نداده‪ ٬‬بلکه تمایل خود را“ نسبت به درخواست شاه جهت پذیرش‬
‫تعداد بیشتری از خلبانان ایرانی برای دیدن دوره آموزش در ایاالت متحده‪ ٬‬به او نشان داده است‪ .‬شاه همچنین میخواست‬
‫نیروی هوایی آبی پوشان بیشتری را برای همکاری با خلبان های او بفرستد‪ ٬‬نکته ای که وزارت دفاع آشکارا با آن‬
‫مخالف بود‪ .‬هنگامی که لیرد‪ ٬‬درمانده‪ ٬‬در جواب گفت که ایاالت متحده خود با کمبود کارشناس مواجه است‪ ٬‬کیسینجر‬
‫پاسخ داد‪ ٬‬رییس جمهور نیکسون نمی خواهد کسی بو ببد که شاه “از این مالقات با دست خالی برنگشته است“‪/ .‬‬

‫وقتی که شاه به مک آرتور گفت نیکسو در مالقات ماه اکتبر به او تضمین داده است که ”راهی برای افزایش صادرات نفت‬
‫ایران به ایاالت متحده پیدا خواهد کرد‪ ٬‬و ایرانیان روی آن قول رییس جمهور خیلی حساب می کنند“‪ ٬‬او سخت جا خورد‪.‬‬
‫این یک مشکل واقعی بود‪ ٬‬برای اینکه گروه بررسی سهمیه واردات نفتی دولت خود نیکسون‪ ٬‬که بزودی نتایج بررسی‬
‫های آن انتشار می یافت‪ ٬‬کامال مخالف استثنا قایل شدن به کشور های جداگانه ای مانند ایران بود‪ .‬وزارت امور خارجه‬
‫از روی ناخرسندی و سرزنش به کیسینجر گفت‪” ٬‬آن روز دور نیست که این رهنمود ها در سیاست امریکا بکار بسته‬
‫شوند و آه از نهاد شاه دربیاید“‪ .‬یکی از دستیاران وزیر امورخارجه‪ ٬‬روجرز با سخنانی نیشدار و گزنده از کاخ سفید در‬
‫این خصوص اطالعات بیشتر خواست‪” :‬از آنجا که گفتگو های رییس جمهور نیکسون با شاه در جایی نوشته نشده است‪ ٬‬ما‬
‫از برآورد انتظارات فعلی شاه عاجز مانده ایم‪ .‬خوشحال خواهیم شد که جناب عالی در باره این موضوع حساس کمی‬
‫روشنگری بنمایید‪/ “ .‬‬

‫بدین سان نیکسون وادار شد زیر قول هایی بزند که در باره بازدهی نفت ایران و واردات نفت خام توسط ایاالت متحده از‬
‫ایران داده بود‪ .‬پس از سر ناچاری و ناخشنودی نوشت‪” :‬کار هایی را که ما بعنوان دولت می کنیم‪ ٬‬حدی دارد‪ ٬‬تا حاال هم‬
‫در این خصوص گره ای از کار نگشوده است“‪ .‬از آنسر هم‪ ٬‬بی تابی و فشار شاه به مک آرتور او را هراسان میکرد‪ .‬اگر‬
‫واشینگتن از دادن اعتبارات بیشتر به ایران سرباز زند‪” ٬‬هیچ تردیدی نیست ‪ -‬تکرار می کنم هیچ ‪ -‬که پیامد آن بحران‬
‫بزرگی برای ما خواهد بود و شاه به روابط خاصی که با ما دارد‪ ٬‬پایان خواهد داد“‪.‬مکاتباط آمیخته به ترس عادی شده بود‪:‬‬
‫انگار در تهران همیشه خدا آسمان داشت به زمین میاید‪ .‬مک آرتور به همکاران خود در واشینگتن یادآور شد که روابط‬
‫مخصوص با شاه ”امتیازات خاصی برای ما دارد“ ‪ ٬‬مراد ایستگاهاو ایستگاه های جاسوسی سیا بود که در مرز های‬
‫شمالی ایران با شوروی قرار داشت‪/ .‬‬
‫‪34‬‬

‫افسر ارشد پنتاگون از آن خبر به هول و هراس نیافتاد‪ .‬کیسینجر نظرات سرتیپ ارل ویلر‪ ٬‬رییس ستاد مشترک در زمان‬
‫نیکسون را چنین بیان میکند ”به نظر می رسد شاه می خواهد ببیند ما تا کجا با هاش راه میاییم“‪ .‬ویلر با فروش چهار‬
‫اسکادران اف ‪ ۴-‬اضافی به ایران مخالفت میکرد و میگفت ایرانی ها همه تجهیزاتی را که می خواهند بخرند‪ ٬‬نمی توانند‬
‫هضم کنند‪ .‬آنها برای پرواز با این هواپیما ها کمبود خلبان‪ ٬‬و برای نگهداری آنها کمبود پرسنل تربیت شده دارند‪ .‬شاه در‬
‫عین حال سی وشش هواپیمای حمل ونقل سی ‪ ۱۳۰ -‬می خواست‪ .‬به ویلر گفته بود‪ ٬‬میخواهد توانایی جابجایی نیرو هایش‬
‫را به ”مناطق تهدید شونده“ داشته باشد‪ .‬ویلر حدس میزد شاه نقشه احتمالی انتقال بخش بزرگی از لشگریانش را‪ ٬‬در‬
‫صورت لزوم‪ ٬‬به عربستان در سر می پرورد‪ .‬وی غزلیات مک آرتور در باره این که اگر ایاالت متحده از فروش اسلحه‬
‫به ایران خود داری کند‪ ٬‬شاه از جای دیگر مثال از فراسه یا شوروی آنها را تهیه خواهد کرد‪ ٬‬بگوش نگرفت‪ .‬نیروهای‬
‫مسلح ایرانی تا خرخره در ساخت دفاعی امریکا فرو رفته بودند‪ ٬‬فرانسه عرضه کننده وسایل و قطعات یدکی نظامی قابل‬
‫اطمینانی نبود‪ ٬‬شاه هیچگاه اجازه نمی داد پای آموزشگران روسی به ایران باز بشود‪ .‬ویلر میگفت شاه آدم دغل بازیست‪٬‬‬
‫از سویی به کنسرسیوم فشار میاورد تولید نفت ایران را باال ببرد‪ ٬‬از سوی دیگر درست به خاطر همین کار‪ ٬‬کویت را به‬
‫باد انتقاد می گیرد و محکوم می کند‪/ .‬‬

‫در اکتبر ‪ ۱۹۷۰‬لیرد با صراحت به همکار خود روجرز‪ ٬‬در وزارت امورخارجه‪ ٬‬اطالع داد که درخواست شاه مبنی بر‬
‫خرید چهار اسکادران اف ‪ ۴ -‬دیگر ‪ ٬‬تخطی از حد و مرز گذاشته شده می باشد‪ .‬شاه برای دفاع از ایران بیش از اندازه‬
‫هواپیما دارد‪ .‬خرید های او باعث نزدیکی بیشتر کشور همسایه عراق به شوروی میگردد و به تسلیحات منطقه ای شتاب‬
‫میبخشد‪ ٬‬که از عواقب آن یکی‪ ٬‬بی ثباتی سرتاسری خلیج فارس می تواند باشد‪ .‬این گونه خرید ها‪ ٬‬بار بس گرانی ست بر‬
‫دوش اقتصاد و نیروی انسانی ایران‪ .‬لیرد می افزود ”تردیدی نیست که شاه از عدم تمایل ما به فروش هر آنچه که او‬
‫میخواهد‪ ٬‬ناخشنود خواهد گشت“‪ .‬من‪ ٬‬حتی‪ ٬‬راهی را که او در پیش گرفته است مضر به منافع ایران و منافع خودمان‬
‫میدانم‪ ٬‬فکر می کنم زمان آن رسیده که در زمینه ثبات تسلیحاتی در حوذه خلیج فارس‪ ٬‬همین طور هزینه گزاف و پرسنل‬
‫بی شماری که از پیامد های آنست‪ ٬‬بدون رو در بایستی با او صحبت شود“‪ .‬دیوید پاکارد‪ ٬‬قایم مقام لیرد‪ ٬‬با ایراد این نکته‬
‫به سفیر‪ ٬‬که به نظر نمیرسد شاه ”ایده درستی از ماهیت منحصر به فرد روابط مخصوص تهران با ایاالت متحده“ به‬
‫عنوان متحد و شریک داشته باشد‪ ٬‬نیش زبانی به مک آرتور زد‪ .‬علیرغم پایداری ویلر‪ ٬‬لیرد‪ ٬‬و روجرز جا انداختن خط‬
‫فکری مذبور‪ ٬‬سیا و رییس آن ریچارد هلمس‪ ٬‬و هنری کیسینجر دل نازک زیر پای آنان را خالی می کردند‪/ .‬‬
‫‪35‬‬

‫آقای هلمس پافشاری میکند‬
‫در طول دیدار رسمی شاه در ‪” ٬ ۱۹۶۹‬شماره ‪ “ ۱‬صبحانه ای طوالنی با رییس سیا‪ ٬‬ریچارد هلمس‪ ٬‬داشت‪ .‬محل این‬
‫مالقات در طبقه باالی خانه بلیر‪ ٬‬روبروی کاخ سفید آن دست خیابان بود که پادشاه ایران در آنجا رخت اقامت افکنده بود‪.‬‬
‫هلمس‪ ٬‬نخستین بار‪ ٬‬محمد رضا شاه را در سال ‪ ٬ ۱۹۵۷‬در مسافرتی که برای کار انداختن ایستگاه های رادار سیا‪ ٬‬در‬
‫مرز ایران برای کنترل برد موشک های آزمایشی شوروی در در آن سوی مرز‪ ٬‬قزاقستان‪ ٬‬به تهران داشت‪ ٬‬دید‪ .‬هلمز‬
‫بیاد میاورد که ”او با کار گذاشتن تجهیزات جاسوسی موافقت نمود اما تصمیم گرفت آن زیر پوشش یک پایگاه هوایی‬
‫ایران صورت پذیرد‪ ٬‬که بر باالی آن پرچم ایران برافراشته میشد‪ ٬‬و امریکایی هایی در آنجا به عنوان مشاور و راهنما‬
‫برای نیروی هوایی ایران کار میکردند‪ .‬پایگاه دوم در دهه ‪ ۱۹۶۰‬بکار افتاد‪ .‬از نظر سیا این پایگاه ها برای تالش های‬
‫ایاالت متحده به پیشی گرفتن از شوروی در زمینه برد موشکی و زیر نظر داشتن رعایت توافق های تسلیحاتی از طرف‬
‫شوروی اهمیت زیاد داشت‪ .‬هلمس از طرق برادر کوچک خود نیز با شاه رابطه خصوصی غیرمستقیم پیدا میکرد‪ .‬برادر‬
‫او پرسیل‪ ٬‬در دهه ‪ ٬ ۱۹۳۰‬در سویس همراه شاهزاده محمد رضا پهلوی‪ ٬‬در مدرسه لو روزی بود‪ .‬هر بار که شاه به‬
‫واشینگتن میامد‪ ٬‬دیداری هم با دیک هلمس داشت‪ .‬رییس سیا عالوه بر در جریان گذاشتن شاه از وقایع اطالعاتی‪ ٬‬از او به‬
‫خاطر این که اجازه داده بود در سواحل خلیج فارس نیز تسهیالت سیا کار گذاری شود‪ ٬‬تشکر میکرد‪ .‬پیرو یادداشت های‬
‫هلمس از مالقات ‪” ٬ ۱۹۶۹‬شاه سری جنباند‪ ٬‬عالقه خود را به پروژه ابراز داشت‪ ٬‬سپس گفت تا مادام که ما به تابش یو‬
‫اس آ‪ ٬‬با نیون‪ ٬‬بر باالی تاسیسات مان پافشاری نکنید‪ ٬‬می توانید هو نوع تاسیسات فنی که بخواهید‪ ٬‬در خاک ما جاگذاری‬
‫کنید“‪/ .‬‬

‫این سخنان شاه به گوش هلمس مانند آهنگی دلنشین بود‪ .‬شواهد و مدارک حاکی از آن است که هلمس بار ها در بحث بر‬
‫سر اسلحه پا به میان گذاشت و جانب شاه را گرفت‪ .‬او نیز مانند ویلر‪ ٬‬لیرد‪ ٬‬و روجرز منطق استراتژیک پشت بحث های‬
‫توسعه تسلیحاتی شاه را یک راست می ریخت دور‪ .‬وی معترف بود که ادله شاه را بسادگی می شود ”به جهات هزینه‬
‫سنگین‪ ٬‬اضطراری نبودن آن‪ ٬‬محدودیت امکانات‪ ٬‬و پیشینه ناخوشایند و براهین مشابه رد کرد“‪ .‬اما وقتی پای منافع مهم‬
‫تر‪ ٬‬پایگاه های جاسوسی سیا به میان میامد‪ ٬‬همه آنها می رفت کنار‪ .‬ایران میزبان تاسیسات اطالعاتی ما بود ”که برای‬
‫امنیت ملی ما حیاتی“ بشمار میامد‪ .‬دولت افغانستان که کارآیی چندانی نداشت و از نظر سیاسی به عنوان مرکزی جایگزین‬
‫برای جاسوسی علیه اتحاد شوروی به حساب نمیامد‪ ٬‬اگر ایران هم دست رد به سینه ما میزد ‪ ...‬دستمان هیچ جا برای‬
‫جاسوسی بند نبود که بتوانیم فعالیت های مان را بدان جا انتقال دهیم‪ .‬کار [این تاسیسات] و اجازه دریافت و ارسال آنی‬
‫اطالعات گردآوری شده‪ ٬‬در گرو لطف پیوسته شاه است“‪/ .‬‬

‫این گفته کیسینجر در ‪ ۱۶‬اوریل ‪ ٬ ۱۹۷۰‬به نیکسون‪ ٬‬که ”ایران یک جزیره آرامش است“‪ ٬‬یاد آورهمان احساسات هلمس‬
‫می باشد‪ .‬او در اصل هم آواز با هلمس می گفت ”دلیلی ندارد آنچه را که شاه می خواهد بهش ندهیم“‪ .‬پس از آنکه وی‬
‫متوجه شد دلیل عمده برای عدم تمدید اعتبارات نطامی به ایران جهت ”حفظ بار بدهی های آن کشور در چهارچوب امنی‬
‫میباشد“‪ ٬‬تاکید به تمدید آن کرد‪ .‬نمی شد انکار کرد که شاه در سرازیری زیاده روی در خرج و مصرف افتاده است‪.‬‬
‫کیسنجر فهمیده بود که هزینه خدمات بدهی ایران خیلی”باالست“‪ .‬اما ”به همین سادگی هم نمی شد گقت خیلی باالست یعنی‬
‫تا کجا باالست؛ البته می شد گفت سطح آن بقدری باالست که مسیولین در ایران و ما در اینجا‪ ٬‬نگران دوباره باال بردن آن‬
‫باشیم‪ ....‬مشکل این جاست که او از مرز منابع خود و ما فراتر میرود‪ .‬آنچه پیداست او عجله دارد و میخواهد زود تر به‬
‫ته همه منابع دم دستش برسد“‪ .‬کیسینجر همچنین گفته هلمس را تکرار کرد‪” ٬‬جا دارد از شاه رو راست پرسید تهدید خطر‬
‫از سوی خلیج فارس چندان که او از آن می ترسد‪ ٬‬بزرگ هست؟“ ‪/‬‬

‫یکماه بعد‪ ٬‬ساعت ‪ ٬ ۳:۰۰‬روز ‪ ۱۴‬ماه می رییس جمهور نیکسون به وزیران امور خارجه اتحادیه کشور های ضد‬
‫کمونیست زنجیره شمالی‪ ٬‬سازمان پیمان مرکزی‪ ٬‬سنتو ایران‪ ٬‬پاکستان‪ ٬‬ترکیه‪ ٬‬و بریتانیای کبیر‪ ٬‬در کاخ سفید خوشامد‬
‫گفت‪ .‬در پایان بحث های رسمی وی اردشیر زاهدی را به اتاق کوچکی دور از اتاق بیضوز فراخواند‪ .‬وی میخواست از‬
‫طریق زاهدی پیامی به شاه برساند‪ .‬درد نیکسون آن بود که از جار و جنجال مربوط به دویوانساالری در باره فروش‬
‫‪36‬‬

‫اسلحه به تنگ آمده است‪ .‬او میخواست کاری برای شاه بکند و ویلر و لیرد را در خماری و بی خبری نگهدارد‪ .‬پس از‬
‫بحث در باره مشکالت جریان نقدینگی ایران و بی تابی شاه برای دستیابی به درآمد نفتی بیشتر‪ ٬‬نیکسون چاره ای کارساز‬
‫و بیاد ماندنی کرد‪ .‬به وزیر امور خارجه‪ ٬‬زاهدی گفت ”به شاه بگو تا هنگامی که پول های بدست آمده‪ ٬‬در راه بهبود‬
‫وضع ایرانیان و پیشرفت ایران صرف شود‪ ٬‬هر چندان هم [ بر سر قیمت نفت ] به ما فشار بیاوری‪ ٬‬من پشت تو خواهم‬
‫ایستاد“‪ .‬این‪ ٬‬همان چیزی بود که شاه آرزوی شنیدنش را داشت‪ ٬‬یعنی او میتوا نست بهای نفت را تا هر جا که دلش‬
‫بخواهد‪ ٬‬باال ببرد و شرکت های نفتی و مصرف کنندگان غربی را زیر فشار بگذارد‪ .‬از همه باال تر آنکه وی این کار را‬
‫با پشتیبانی و به پشتگرمی کاخ سفید میکرد‪ .‬رییس جمهور با این کارش به شاه میرساند که‪ ٬‬در خلوت از او پشتیبانی‬
‫خواهد کرد ولو در مال عام مجبور شود با آن مخالفت ورزد‪ .‬این حقیفت عجیبی است که نیکسون‪ ٬‬در زمینه مساله ای به‬
‫آن عظمت و اهمیت برای اقتصاد امریکا و جهان‪ ٬‬از طریق مامور سری خود بدان مبادرت می کرد‪ ٬‬بدون کوچکترین‬
‫ارزیابی از هزینه و ضرر و زیان آن‪ .‬معلوم است به مغز نیکسون خطور نکرده بود که وی قدرت توزیع مجدد ثروت ملی‬
‫از غرب صنعتی به سالطین نفت خاور میانه را در کف شاه نهاده است‪ .‬شیوه زندگی امریکایی بر پایه شکننده انرژی‬
‫مقرون به صرفه از دستش دررفته بود‪/ .‬‬

‫دستیاران نیکسوه بی خبر از همه جا‪ ٬‬همچنان سرگرم بحث پیرامون مزایای برداشتن محدودیت های فروش اسلحه به‬
‫ایران بودند‪ .‬در یکی از جلسات گزارش و بررسی‪ ٬‬سفیر مک آرتور به همکاران بدگمان خود از وزارت امور خارجه و‬
‫وزارت دفاع اطمیان میداد ”هدف من این نیست که به ایران چک سفید بدهیم تا هرچه خواست از ایاالت متحده بخرد‪ ٬‬بلکه‬
‫از نظر من پذیرفتن فروش رجحان دارد“‪ .‬منظور سفیر آن بود که هرچه دولت بیشتر به ایران اسلحه می فروخت‪ ٬‬ایران‬
‫به ایاالت متحده‪ ٬‬به عنوان عرضه کننده اسلحه‪ ٬‬بیشتر وابسته میشد‪ .‬او خطاب به جلسه گفت ”آیا ما با داشتن نفوذ روی شاه‬
‫در موقعیت بهتر برای محدود کردن تسلیحات نخواهیم بود تا آزاد بودن دست او در خرید خواست های خود از عرضه‬
‫کننده های دیگر؟“ گویا او خبر نداشت که از دید ژنرال ویلر هیچ کشور دیگری توان جانشینی ایاالت متحده را در مقام‬
‫عرضه کننده اسلحه به ایران نداشت‪ .‬وفتی از وی پرسیدند که ”آیا او نگران عواقب خرید های نظامی بر روی اقتصاد‬
‫ایران و برنامه پنجساله آتی نیست؟“ مک آرتور پاسخ داد نه‪ .‬وی معترف بود که‪ ٬‬ایران از نظر اعتباری در تنگنا قرار‬
‫داشت‪ ٬‬برای همین آمیزه ای از فروش نقدی و اعتباری را ترجیح میداد‪/ .‬‬

‫در سپتامبر ‪ ۱۹۷۰‬هلمس یکبار دیگر ضربه ای کاری به وزارت دفاع نواخت و به کیسینجر توصیه کرد که گروه مطالعه‬
‫و بررسی تهدید علیه ایران را از کار بیاندازد‪ .‬هلمس به درستی در یافته بود که این یک تاکتیک بازدارنده توسط افسر‬
‫ارشد پنتاگو بیش نیست‪ .‬وی به کیسینجر گفت این کار حاصلی جز آزردن شاه و به خطر اندختن سرمایگذاری های سیا در‬
‫ایران ندارد‪ .‬او به کیسینجر یادآوری کرد که آینده دستگاه های استراق سمع الکترونیکی ایاالت متحده در سراسر مرز های‬
‫جنوبی اتحادجماهیر شوروی ”به پشتیبانی از شاه بستگی دارد“‪ .‬شکست دولت در همکاری با شاه می تواند به ”افزایش‬
‫فشار روی سود های نفتی‪ ٬‬و احتماال برچیده شدن تاسیسات ایاالت متحده [ پایگاه های جاسوسی] و اجازه پرواز های‬
‫نظامی بیانجامد“‪/ .‬‬

‫جالب این جاست که هلمس زیر علمی سینه میزد که تحلیل گران خود وی در خلوت با آن مخالف بودند‪ .‬این هم یکی دیگر‬
‫از نشانه های نا کارآمدی یی بود که همزاد سیاست امنیت ملی امریکا در خصوص ایران گشته بود‪ .‬بررسی داده های‬
‫گردآوری شده به وسیله فرستادگان نظامی امریکا درتهران نشان میداد ایرانی ها به دنبال خرید ”تجهیزات عجیب و غریبی‬
‫بودند که در بسیاری موارد نه آمادگی استفاده از آنها را داشتند و نه توان پرداخت مخارج آنرا“‪ .‬یک بررسی چشمگیر تر‬
‫دیگر‪ ٬‬که به سال ‪ ۱۹۷۱‬مربوط میشد‪ ٬‬خرید اسلحه و فروریختن آینده مالی را در پیوند می دید‪ .‬دفتر برآورد های ملی سیا‬
‫می نوشت ”ما سر در نمیاوریم‪ ٬‬شاه تا چه اندازه حدود و کرانه های نرمش پذیری مالی را خوب می بیند “‪ .‬این تحلیل‬
‫مخوف و نیک آگاه از آینده‪ ٬‬بر لرزش های سهمگینی که در انتظار ایران بود‪ ٬‬ابرام داشت‪ .‬گرچه در سال های اخیر‬
‫درآمد های نفتی ایران به طور چشمگیری افزایش یافته و حال و روز مردم اندکی بهتر شده بود‪ ٬‬اما آنها یارای همپایی با‬
‫خرید های شاه را نداشتند و ”هزینه های طرح ریزی شده جدید بسی بزرگتر از درآمد های پیشبینی شده بود“‪ .‬شاه خود ‪ -‬و‬
‫کشورش را ‪ -‬در گردابی از بدهی فرو میبرد‪ ” .‬تا چند سال آینده ایران به دو راهی یی میرسید که ناگزیر از گزینش رنج‬
‫‪37‬‬

‫آور میان خرید های نظامی و برنامه های آبادانی میشد‪ .‬آنگاه تصمیم گیری ها نه در پی پایین آوردن هزینه های نظامی که‬
‫در صدد مهار رشد و پیشرفت می گشت‪ .‬شاه بر سبیل عادت معهود‪ ٬‬در صددافزایش تسهیالت مخارج نظامی برمیامد هر‬
‫چند پیامبران سرنوشت محتوم‪ ٬‬ناقوس مرگ اقتصادی ایران را به صدا در میاوردند‪ ٬‬اما دیگر کار از کار گذشته بود و بد‬
‫بختی فراگیر میشد‪/ “.‬‬

‫در پشت ضیافت هایی که در بارگاه های دولتی‪ ٬‬در برابر چشم همگان برگزار میشد‪ ٬‬جام هایی که به پیروزی نوش میشد‪٬‬‬
‫و مانور مشترک نیرو های نظامی‪ ٬‬آنچه که روزگاری نمونه روابط آرامش بخش ولینعمت ‪ -‬مشتری بود‪ ٬‬زندانی تنگ‬
‫برای هردو می گشت‪ .‬وقتی در آخر ‪ ۱۹۷۰‬مساله اعتبارات نظامی به نفع ایران و بر اساس خرید نقدی تجهیزات نظامی‬
‫از ایاالت متحده حل شد‪ ٬‬این زندان تنگتر گشت‪ .‬پس از این هم رییس جمهور نیکسون در ماه نوامبر اعالن کرد از این‬
‫پس سیاست امریکا در خلیج فارس بر پایه یک ایران نیرومند است که عربستان سعودی از آن حمایت می کند‪ .‬یعنی‬
‫عربستان آشکارا نقش کمکی و درجه دو را اتخاذ میکرد‪ .‬این بود آنچه که به سیاست ”پایه های دو قلو“ معروف شد‪/ .‬‬
‫‪38‬‬

‫او که بر کار ها مسلط است ‪ ٬‬درسته؟‬
‫ساعت ‪ ۳:۵۶‬روز ‪ ۸‬آوریل ‪ ٬ ۱۹۷۱‬رییس جمهور نیکسون به سفیر خود‪ ٬‬مک آرتور که به کاخ سفید برگشته بود‪٬‬‬
‫خوشامد گفت‪ .‬ژنرال آلکساندر هیگ‪ ٬‬نماینده کیسینجر هم به آنها پیوست‪ .‬پس از آنکه با هم عکس گرفتند و گفتگوی‬
‫کوتاهی داشتند‪ ٬‬هنوز سفیر خوب سر جای خود ننشسته بود که نیکسون صاف رفت سر مطلب‪ .‬کمتر از شش ماه به رفتن‬
‫انگلیسی ها از خلیج فارس نمانده بود‪ ٬‬پنتاگون به نیکسون خبر میداد که ایران آمادگی دفاع از منطقه و تقبل آن مسیولیت‬
‫را ندارد‪ .‬وی گفت اگر این طور باشد‪ ”٬‬حال“ شاه را ”می گیرم “‪ .‬اما نخست باید همه چیز را خوب می دانست‪” .‬آیا آنها‬
‫توانایی آنرا دارند؟“ ملوین لیرد و ژنرال ها به او می گفتند ”خب‪ ٬‬شاه هنوز مواد الزم را بدست نیاورده است‪ ٬‬درسته ال؟‬
‫ما هم به این نتیجه رسیده ایم؟ آنها فکر نمی کنند ‪ -‬آنها فکر نمی کنند که باید او را هل داد تا بخودش بیاید و آستین باال‬
‫بزند“‪/ .‬‬

‫هیگ پاسخ داد‪” ٬‬بله آقا‪ ٬‬این احساس هست که وی به انجام کار در همه ابعاد آن قادر نیست“‪/ .‬‬

‫نیکسون گفت ”اما اگر بتواند آنرا انجام دهد عالی خواهد شد‪ ٬‬برای اینکه اون دوست ماست‪ ٬‬درسته؟“ ‪/‬‬

‫مک ارتور جواب داد ”بله آقا‪ ٬‬کامال درسته “‪/ .‬‬

‫رییس جمهور نیکسون پرسید ”او که بر کار ها مسلط است ‪ ٬‬درسته؟“ ‪/‬‬

‫مک آرتور پاسخ داد ”البته که مسلط است‪ .‬شما روی او تاثیر بسیار زیادی دارید‪ .‬به من گفت ‪ -‬من باهاش رابطه بسیار‬
‫خوبی دارم‪ ٬‬او خیلی رک حرفش را می زند‪ ٬‬به من گفت ’میدانی که من از رییس جمهور شما خیلی خوشم میاید‪ .‬او درک‬
‫روشنی از جهان بین المللی و این بخش از جهان دارد‪ ٬‬خیلی روشن تر از پیشینیان خود [ پرزیدنت کندی و جانسون]‪.‬‬
‫’هیچکدام از آنها درکی از خاورمیانه و پیچیدگی های آن نداشتند‘ “‪/ .‬‬

‫مک آرتور شصت و دو ساله برادر زاده ژنرال دوگالس مک آرتور در زمان جنگ جهانی دوم و جنگ کره بود که نام او‬
‫را برخود داشت‪ .‬پیش از آنکه در سال ‪ ۱۹۶۹‬به کرسی سفارت تهران بنشیند‪ ٬‬در ژاپن‪ ٬‬بلژیک‪ ٬‬و استرالیا به عنوان‬
‫دیپلمات بلند پایه خدمت کرده بود‪ .‬دور و بری های مک آرتور بیم آن داشتند که وی در برابر شاه خم شود‪ .‬یکی از‬
‫همکاران پیشین وی بیاد میاورد که سفیر در برابر شاه ”جفت کرده و سیخ وایستاده بود“‪ .‬رفتار چاپلوسانه و سربه زیری‬
‫او از چشم درباریان ایران پنهان نمانده بود‪ .‬دوگالس مک آرتور حتی یکبار سوء قصد به جان خود را سعی کرده بود‬
‫پوشیده نگهدارد که مبادا خاطر شاه مشوش شود‪/ .‬‬

‫شامگاه ‪ ۳۰‬نوامبر ‪ ٬ ۱۹۷۰‬به فاصله چند صد متری در سفارت کادیالک سفیر توسط مردان مسلح از نزدیک زیر آتش‬
‫قرار گرفت‪ .‬بعد ها مک آرتور بیاد میاورد که ”آن پسر ها آتش گشودند‪ ٬‬اما ما ماشین را کنار زدیم‪ .‬گلوله ها شیشه های‬
‫ماشین را خرد کرد و ریخت پایین‪ .‬یکی از آنها تبری در دست داشت که احتماال در صورت بستن پنجره برای محافظت از‬
‫خودم‪ ٬‬بتواند آنرا بشکند‪ .‬آنها تبر را بسوی من پرتاب کردند که به بازوی چپم خورد“‪.‬پنهانکاری از همان دم شروع شد‪.‬‬
‫وی در تلگرامی به وزارت امور خارجه نوشت ”بویژه از این نگرانم‪ ٬‬مساله در انظار عموم بگونه ای مطرح شود که‬
‫برای دولت ایران نگران کننده باشد‪ .‬از اینرو من و وزیر دربار اعلم ( پس از صالح دید شاه و نخست وزیر هویدا) توافق‬
‫نمودیم دنباله قضیه را نگیریم اما اگر کسانی در این باره چیزی پرسیدند‪ ٬‬بگوییم شب گذشته وقتی از میهمانی شام به محل‬
‫سکونت خود بر می گشتیم‪ ٬‬راننده ای که با سرعت زیاد در حرکت بود زد به ماشین ما که ما به کنار جاده رانده شدیم‪٬‬‬
‫شیشه ماشین شکست‪ ٬‬بدنه ماشین فرورفت ولی کسی آسیب ندید و یارو فرار کرد‪ .‬ما نمی خواهیم به حدس و گمان متوسل‬
‫شویم که این حادثه عمدی بود یا بزن‪ -‬و ‪ -‬در رو یا رانندگی بد که در ایران امری عادیست“‪ .‬این داستان ساخته شاه‪ ٬‬اعلم‪٬‬‬
‫و باور های پوچ مک آرتور بود‪ .‬آن شب نگهبانان سفارت از پشت میله های در برخورد کادیالک به ماشین های کنار‬
‫خیابان را باهمه سرنشینان وحشت زده اش‪ ٬‬با پنجره های پهلویی شکسته و شیشه جلو خرد شده دیده بودند‪ .‬مکانیک های‬
‫‪39‬‬

‫ماشین های نظامی سفارت گلوله ای را پیدا کردند که بین دو جدار در پشتی گیر کرده بود‪ .‬تبری بازوی سفیر را مجروح‬
‫کرده بود‪ .‬که مردم گمان می کردند چی شده است؟ ‪/‬‬

‫چهار ماه پس از این رویداد نیکسون در کاخ سفید از مک آرتور می پرسید شاید شاه ”خیلی بزرگ“ فکر نمی کند‪ ٬‬بیشتر‬
‫از آن چه ایران از پس آن بر بیاید بار بر دوش می گیرد‪ .‬مک آرتور با وی مخالفت نکرد‪ .‬پاسخ داد ”خب‪ ٬‬شاید اندکی‬
‫بزرگ فکر می کند‪ .‬اما من نمیتوانم آنرا بگویم ‪ -‬کاری که ما در پی آن هستیم پایبند کردن او به برنامه است‪ .‬در دست‬
‫داشتن اوست ‪ -‬می دانید‪ ٬‬به جای این که هی بگوییم ’ اینرا می خواهم‪ ٬‬انرا می خواهم‪ ٬‬یا آن چیز دیگر را می خواهم‘‪.‬یا‬
‫’تو این چیز ها را الزم نداری‘‪ ٬‬از کوره در می رود‪/ .‬‬

‫نیکسون زیر لب گفت ”شکی نیست“‪ .‬خود وی هم هر از گاهی از کوره در می رفت“‪/ .‬‬

‫مک آرتور گفت برای پرهیز از آشفته کردن خاطر شاه با وی در باره هزینه هایی که تسلیحات ایران یا ”ایجاد روبنای‬
‫مالزم با آن‪ ٬‬که برای سرپا نگهداشتن آن ضروری است‪ ٬‬با شاه به گفتگو نپرداخته است‪ .‬از همه بد تر‪ ٬‬در خصوص‬
‫کارکنانی که برای جوش دادن آن دو باید داشته باشد و مخارج همه آنها ‪ ٬‬سخنی بمیان نیامده است‪ .‬همین طور در باره این‬
‫که مورد اخیر اساسی جهت تشخیص اولویت های برنامه پنج ساله بشمار میاید“‪ .‬از گفته های سفیر بر میامد که او با‬
‫همدستی مقامات دولت امریکا در پی تامین خط اعتباری جدید برای شاه بود تا وی به خرید هایی بپردازد که احساس می‬
‫کرد برای انجام کار بدانها نیاز دارد‪/ .‬‬

‫گفته های مک آرتور به مذاق نیکسون خوشایند بود‪ .‬تنها چیزی که فعال به حساب میامید انجام گرفتن کار بود‪ .‬گور پدر‬
‫خط قرمز و کارشناسان‪ .‬پس وی گفت ”هرچه آنها برای امضا به اینجا بفرستند‪ ٬‬تا جایی که بتوانم امضا خواهم کرد‪ .‬این‬
‫را او باید بداند“‪ .‬رییس جمهور اظهار داشت که در یکی دو مورد مجبور گشته است وزارت امور خارجه را سر آن ”چیز‬
‫های لعنتی“ نادیده بگیرد‪ ٬‬اما واقعیت این است که این کار تنها در مورد شاه و ایران میشد‪ .‬رییس جمهور می گفت ”من از‬
‫“او خوشم میاید‪ ٬‬از کشورش هم‪ .‬از برخی نابکاران دیگر که در آن جاها هستند هیچ خوشم نمیاید‪ ٬‬روشن شد؟‬

‫مک آرتور پاسخ داد‪” ٬‬بله‪ ٬‬روشن شد “‪ .‬وی به رییس جمهور یادآور شد که ایران از ژاپن تا اروپا تنها متحد طبیعی‬
‫امریکاست‪ .‬و این که آقای رییس جمهور‪ ٬‬میان ژاپن‪ ٬‬ناتو‪ ٬‬و اروپا‪ ٬‬تنها ستون محکمی است که در کف ما است‪ ٬‬هم‬
‫نیرومند است‪ ٬‬هم جنگاور است‪ ٬‬و از همه این ها باالتر ما را دوست صمیمی خود میشمارد‪ .‬جا های دیگر ما در پی ترمیم‬
‫ضعف ها هستیم‪ ٬‬که خود مصیبتی گشته است“‪ .‬سفیر در این دم‪ ٬‬محسور یکی از ایرادات یوزف لونس‪ ٬‬وزیر امورخارجه‬
‫هلند و سرپرست آتی ناتو بود‪ .‬روزی وی از لونس پرسیده بود‪ ٬‬ملل اروپا اگر ناگزیر شوند‪ ٬‬کدام راه را برمیگزینند‪ ٬‬قطع‬
‫عرضه نفت خلیج فارس یا باج سبیل دادن به کشور های تولید کننده را‪ .‬لونس پیشبینی دلگیر کننده ای داشت‪” :‬بگمان من‬
‫اروپاییان چاره ای ندارند مگر کنار آمدن‪ ٬‬وگرنه اقتصاد و حیات ملی آنان یکجا فرو می خوابد‪/ “ .‬‬

‫در آوریل ‪ ۱۹۷۰‬هنگامی که نیکسون از فراز کاخ سفید به جهان می نگریست‪ ٬‬چشم انداز دلگیری را پیش روی خود‬
‫میدید ‪ -‬مگر ایران‪ .‬در جاهای دیگر آسیا‪” ٬‬فلیپین بد بختی های پایان ناپذیر خود را داشت“ ‪ ٬‬و ” برمه مانند همیشه آشفته‬
‫بود‪ .‬همیشه“ هم خواهد بود‪” .‬برمه ای ها را که می شناسید‪ ٬‬همه اش آن علف را می جوند‪ .‬چای سیاه را“‪ .‬پاکستان راه‬
‫دوزخ را در پیش گرفته بود‪ .‬ایران که بر اریکه مراد سوار بود در در بستر کامروایی می تاخت‪ .‬اما نکته این جاست که‪٬‬‬
‫آیا ما براستی می توانیم همراه آنها بمانیم‪ ٬‬و نیرومند شان سازیم‪ ٬‬آنها سر گذرگاه رویداد ها هستند‪ ٬‬و دوست ایاالت متحده‪٬‬‬
‫من از این بیشتر چه می خواهم ‪ -‬از این بهتر نمی شود‪ .‬ما که غیر از اروپا دیگر کسی را نداریم؟ با خود اندیشید ”کشور‬
‫های جنوب مدیترانه که از دست رفته اند‪ .‬مراکش‪ ٬‬یا حضرت مسیح‪ ٬‬آنها پایدار نخواهند ماند‪ ٬‬هیچکدام نمی توانند بمانند‪٬‬‬
‫همه آن کشور های کوچک و فلک زده دور و بر ‪ -‬اردن و لبنان و بقیه‪ .‬آنها مانند آدمک های بازی بولینگ فرومیافتند‪٬‬‬
‫درست مانند آنها‪/ “ .‬‬
‫‪40‬‬

‫بر خالف دیگر کشور های مسلمان خاور میانه‪ ٬‬ایران روابط غیر رسمی اما نزدیک خود را با اسراییل حفظ کرده بود و‬
‫به خاطر حمایت امریکا از اسراییل در صدد مجازات آن بر نمییامد‪ .‬نیکسون تایید کرد که شاه ”در این خصوص لنگه‬
‫ندارد “‪ .‬شاه نیک می دید که ایران و اسراییل در منطقه دو متحد طبیعی هم هستند‪ ٬‬دو بیگانه در دریای عرب‪ ٬‬دو چشمه‬
‫نرمش پذیری ‪ ٬‬میانه روی‪ ٬‬ضد کمونیست‪ ٬‬که منافع استراتژیک همسان داشتند‪ .‬یکی از مقامات ایرانی در سال ‪ ۱۹۶۹‬به‬
‫خبرگذاری آسوشیدت پرس گفت ”هر دو کشور‪ ٬‬در سویی اسراییل‪ ٬‬در سوی دگر ایران‪ ٬‬با ملی گرایی و توسعه طلبی تند‬
‫و تیز عربی دست به گریبان هستند“‪ .‬نماینده غیر رسمی اسراییل در تهران ‪ -‬هیچکس نمی خواست کلمه ”سفیر“ را روی‬
‫خود بگذارد ‪ -‬کار هایش را از مرکز بازرگانی اسراییل‪ ٬‬ساختمان شماره ‪ ۵‬در خیابان تخت جمشید که زیاد دید نداشت در‬
‫مجاورت سفارت امریکا بود و به شدت از آن مراقبت می شد‪ ٬‬رو براه میکرد‪ .‬شاه بخاطر در پناه گرفتن اقلیت های قومی‬
‫و دینی ایران به ویژه شصت هزار یهودی‪ ٬‬که پس از تشکیل اسراییل در سال ‪ ۱۹۴۸‬تصمیم گرفتند در ایران بمانند‪٬‬‬
‫گردن افراشته می داشت‪ .‬جامعه آنها‪ ٬‬یکی از قدیمی ترین جوامع یهودی ها بود که پیوندشان با پارسیان به روزگار انجیل‬
‫برمیگشت‪/ .‬‬

‫تا سال ‪ ٬ ۱۹۷۰‬ارزش صادرات نفتی ایران به اسراییل‪ ٬‬ساالنه ‪ ۴۰‬میلیون دالر میشد‪ .‬شاه ظاهری فریبنده بدان داده بود و‬
‫می گفت فروش نفت به اسراییل بده بستانی است که به کنسرسیوم مربوط می شود و هیچ ربطی به دولت او ندارد‪ .‬از این‬
‫گذشته فروشگاه بزرگ ایران فرآورده های خوراکی اسراییلی می فروخت و ادبیات یهودی آشکارا در کتاب فروشی ها و‬
‫دکه های روزنامه فروشی فروخته میشد‪ .‬در کشوری که مردم تشنه فیلم و سینما بودند ‪ -‬تهران از داشتن هشتاد سالن سینما‬
‫بخود می بالید ‪ -‬از چهار شرکت توزیع فیلم سه شرکت دست اسراییلی ها بود‪ .‬شرکت هواپیمایی اسراییل‪ ٬‬ال آل‪ ٬‬هر هفته‬
‫مرتبا دو پرواز از تل آویو به تهران داشت که برای اجتناب از حریم هوایی عرب ها از آسمان ترکیه میگذشت‪ .‬در این‬
‫میان مهندس ها و کارشناسان اسراییلی به همتایان ایرانی خویش کمک می کردند در زمین های کشاورزی قزوین‪ ٬‬شمال‬
‫تهران‪ ٬‬و دامنه های البرز برای آبیاری چاه های عمیق بزنند‪ .‬جامعه یهودیان ایران و اسراییل از پیشتازان جنبش شاه برای‬
‫پیشرفت و برچیدن بساط آخوند ها بودند‪/ .‬‬

‫برخورد آشتی جویانه شاه با اسراییل‪ ٬‬با آرزوی بسیاری از مردم خویش‪ ٬‬بویژه دانشجویان جوان دانشگاه ها که واله جنبش‬
‫ناصر و رزم فلستینیی ها برای ایجاد یک میهن آزاد بودند و از آن الهام میگرفتند‪ ٬‬سازگاری نداشت‪ .‬پیروزی آذرخش گون‬
‫اسراییل بر برادران مسلمان ایران در جنگ شش روزه ‪ ٬ ۱۹۶۷‬منجر به تظاهرات خیابانی گشته بود‪ ٬‬قیامی خود جوش و‬
‫ناگهانی در پشتیبانی از انگیزه فلستینی ها‪ ٬‬که تمایل داشت امریکا و اسراییل را یکپارچه و دشمن ببیند‪ .‬تصمیم دولت شاه‬
‫به افزایش قیمت بلیط اتوبوس ها و تغییر مسیر آنها‪ ٬‬در فوریه ‪ ۱۹۷۰‬به برخوردی خشن میان صد ها دانشجو و پلیس ضد‬
‫شورش در خیابان های تهران انجامید‪ .‬در تلگرامی که سفارت خانه به واشینگتن فرستاده بود‪ ٬‬گفته میشد‪ ٬‬که تظاهرات به‬
‫سرعت رنگ ملی‪ ٬‬ضد امریکایی‪ ٬‬ضد اسراییلی و ضد حکومتی گرفت‪ .‬در عین حال مک آرتور که دست و پاچه شده‬
‫بود‪ ٬‬تالشم می کرد به واشینگتن اطمینان دهد که تظاهرات ”چندان اهمیتی“ نداشت‪ .‬دو ماه بعد‪ ٬‬به دنبال پیروزی تیم فوتبال‬
‫ایران بر تیم فوتبال اسراییل در تهران‪ ٬‬بیش از سی هزار تن از دوستداران فوتبال با شعار های ضد امریکایی و ضد‬
‫اسراییلی به خیابان ها ریختند‪/ .‬‬

‫پشتیبانی شاه از اسراییل در راستای تعهد وی به دفاع از عربستان سعودی و ذخایر عظیم نفتی پایین دست خلیج فارس بود‪.‬‬
‫شاه قول داده بود اگر مشکلی داخلی سعودی ها یا منابع نفتی آنها را تهدید کند‪ ٬‬برود و آن را آرام کند‪ .‬مک آرتور در‬
‫مالقات خود با نیکسون به رییس جمهور گفت مشکل عربستان اینجا ست که ملک فیصل خیلی دیر وارد بازی اصالحات‬
‫پادشاهی خان خانی اش افتاده است؛ ”اگر او هم مانند شاه زود تر دست به این کار میزد‪ ٬‬اوضاع فرق میکرد‪ ٬‬آقا این‬
‫انقالب شاه یک انقالب کامل است“‪/ .‬‬

‫مراد مک آرتور از انقالب همان انقالب سفید ‪ ۱۹۶۳‬شاه بود‪ ٬‬اصالحات اجتماعی و اقتصادی مترقی و جاه طلبانه‪ ٬‬با‬
‫هدف اطمینان دادن به حکومت کندی که نشان دهد‪ ٬‬تاج و تخت پهلوی در راه نوین گرایی گام برمیدارد‪ .‬جنگل ها و آبراه‬
‫های ایران ملی شد‪ .‬زمین های شاهی و امالک خصوصی شاه تقسیم شد و به مالکیت دهقانان در آمد‪ .‬خانم ها حقوق‬
‫‪41‬‬

‫سیاسی و حق رای دادن را بدست آوردند‪ .‬سپاه دانش‪ ٬‬سپاه بهداشت‪ ٬‬سپاه عمران و آبادانی ایجاد شد‪ .‬سهم سود کارگران به‬
‫اجرا درآمد‪ .‬بدین گونه شاه بسیاری از منتقدان چپ تاج و تخت را با خود همداستان کرد‪ .‬اما سرشت ضد آخوندی‬
‫اصالحات‪ ٬‬بنیاد مذهبی ایران شیعه را به ستوه آورده بود‪ .‬رهبران مذهبی ‪ ٬‬مال ها‪ ٬‬مخصوصا از آزادی زنان آزرده‬
‫بودند‪ ٬‬و می دیدند که تقسیم اراضی آنها‪ ٬‬آنان را از سوار شدن بر گرده روستاییان بزیر میکشد‪ ٬‬و آنان را به تکه نانی که‬
‫حکومت پهلوی جلوشان میاندازد محتاج مینماید‪ .‬پس انقالب سفید را غیر اسالمی‪ ٬‬برخالف قانون اساسی و مطرود دانستند‬
‫و قوانینی را‪ ٬‬که شهروندان ایاالت متحده را‪ ٬‬در صورت ارتکاب عملی جنایی در خاک ایران‪ ٬‬از مجازات معاف می‬
‫کرد‪ ٬‬تقبیح نمودند‪ .‬شاه به تاخت و تاز در آمد‪” ٬‬مال ها را به مار های کرخت شده و شپش هایی تشبیه کرد که در کثافت‬
‫خود می لولند‪ “٬‬و تهدید کرد که ”مشت عدالت و داد خواهی مانند آذرخش‪ ٬‬در هر لباسی که باشند‪ ٬‬بر سرشان فرود خواهد‬
‫آمد‪ ٬‬تا به زندگی ننگین و پلید شان پایان بدهد‪/ “.‬‬

‫در روز ‪ ۳‬جون‪ ٬ ۱۹۶۳ ٬‬یک روحانی بنام روح هللا خمینی که جذابیتی داشت‪ ٬‬با سخنانی تند و نیز به بدگویی از شاه‬
‫پرداخت‪ .‬پرخاش و بدگویی وی چشمگیر بود‪” .‬ای آقای شاه‪ ٬‬آقای شاه عزیز‪ ٬‬دست از این اعمال نادرست بردار‪ .‬اگر‬
‫اربابان تو تصمیم گرفتند که تو را بردارند نمی خواهم مردم تشکر کنند‪ .‬من نمی خواهم تو به جای پدرت بنشینی“‪.‬‬
‫دستگیری خمینی توسط ساواک‪ ٬‬سازمان امنیت‪ ٬‬در شهر های سراسر ایران برخورد های خشنی را بدنبال داشت که تهدید‬
‫خفیفی به پایه های شاهنشاهی بود‪ .‬در زمان خواباندن تنش میان مسجد و دولت‪ ٬‬اسد هللا اعلم نخست وزیر بود‪ ٬‬و هم او‬
‫بود که دستور گشودن آتش برروی تظاهرات کنندگان را داد‪ ٬‬که پس از جان باختن یک صد تن نظم را دوباره باز گرداند‪.‬‬
‫دربار مانده بود که با خمینی چه کند‪ .‬در خالل بحران رییس ساواک سرلشگر حسن پاکروان بود‪ .‬وی از معدود کسان‬
‫صاحب نفوذ در دربار بود‪ ٬‬که دستانش آلوده نشده بود‪ .‬در طول ریاست او بر سازمان امنیت‪ ٬‬شکنجه ممنوع شد و دولت‬
‫با مخالفان خود گفت و شنود رو در رو داشت‪ .‬شهبانو فرح از او چنین یاد میکند‪ ” ٬‬نیک مردی فرهیخته و باهوش“‪ .‬شاه‬
‫راه چاره پاکروان را پسندید که می گفت بهترین را برای آرامش در کشور تبعید خمینی است تا اعدام او به خاطر خیانت‪.‬‬
‫خمینی نخست به ترکیه و سپس به عراق فرستاده شد‪ ٬‬که هر دو دولت او را خوب زیر نظر داشتند‪ .‬با از میان برداشته‬
‫شدن خمینی شاه یقین کرد که ریشه خطر مذهبی های راست گرا با بگیر و ببند چند تن از آنان خواهد خشکید‪ .‬اینک با‬
‫خیال راحت می توانست سر کار نوین سازی ایران و وظایف شاهنشاهی برگردد‪ .‬این بود دیدگاه کاخ سفید از روند رویداد‬
‫‪. /‬ها‪ .‬مقامات ایاالت متحده دل شان گرم بود که شاه بحران بزرگ را از سر گذارانده و اینک کشور از گزند محفوظ است‬

‫سفیر مک آرتور با نادیده گرفتن سوءقصد به جان خود‪ ٬‬رییس جمهور نیکسون را اینگونه مجاب میکرد که ”اساسا در‬
‫ایران یک نوع آرامش و ثبات ماندگار هست“‪ .‬شاه ”حزب کمونسیت توده را یکسره از کارآیی انداخته بود“‪ .‬در پاسخ به‬
‫سوال هایی در باره ناآرامی های دانشجویان‪ ٬‬وی مدعی شد‪” ٬‬نزدیک به ده درصد آنها فعال هستند“‪ .‬وقتی که نیکسون‬
‫گفت‪” ٬‬خب‪ ٬‬این که از مال ما کمتر است‪ ٬‬مک آرتور و هیگ قاه قاه زدند زیر خنده“‪/ .‬‬

‫هیگ گفت‪” ٬‬مال ما دو برابر آن است“‪/ .‬‬

‫مک آرتور تصدیق کرد ”که آنها‪ ٬‬می خواهند نظر شان به حساب آید‪ .‬شاه چندان عاقل است که بداند وقتی مردمی را از‬
‫خان خانی می رهانی ‪ ٬‬و مانند یک ماما که بچه را از رحم مادر بیرون میاورد‪ ٬‬آنان را از شکم زمینداری بیرون شان می‬
‫کشی‪ ٬‬نیرو های بنیانی زیادی را پاره می کنی‪ .‬این است آنچه که او کرده است‪ .‬حاال که بر خر مراد سوار است تنها باید‬
‫آن نیرو ها را خوب رهبری کند‪/ “.‬‬

‫نیکسون با تحسین گفت ”او همواره یک گام جلو تر از آنهاست‪ ٬‬مگر نه ؟“ ‪/‬‬

‫درسته‪ ٬‬یک روز پیش از مذاکرات نفت به من میگفت‪ - ٬‬داشت در باره اینکه چرا به در آمد زیاد نیاز دارند صحبت می ”‬
‫کرد‪ -‬به من میگفت‪ ٬‬آقای سفیر‪ ٬‬روستا های ما به بیمارستان های بیشتر‪ ٬‬به خدمات در مانی بیشتر نیازمندند‪ .‬می باید‬
‫برای کارگران مسکن بسازم‪ ٬‬برای این مردم مدرسه بسازم‪ .‬من باید این کار ها را بکنم‪/ “ .‬‬
‫‪42‬‬

‫‪. /‬آهان!“ رییس جمهور به وضوح تحت تاثیر فرار گرفته بود”‬

‫‪“.‬او یک وجدان عمیق‪ ٬‬یک وجدان عمیق اجتماعی دارد”‬

‫نیکسون که در شگفت مانده بود گفت‪” ٬‬کاش در این جهان رهبران بیشتری با دوراندیشی او بود‪ .‬همینطور با توانایی های‬
‫او در اداره امور‪ ٬‬بگذارید آنرا خوب بنگریم‪ ٬‬دیکتاتوری که در راه نیکبختی مردمش می کوشد‪ .‬برای این که‪ ٬‬ببینید‪٬‬‬
‫داشتن مردم ساالری بدان گونه که ما داریم‪ ٬‬خدای مهربان‪ ٬‬در آن گوشه از جهان به درد نمی خورد‪ .‬می خورد؟“‬
‫دمکراسی در افریقا‪” ٬‬جایی که آدم ها تازه از درخت پایین آمده اند“ کارساز نیست‪ .‬ایران ”دست کم یک تاریخی و یک‬
‫فرهنگی دارد“‪ .‬مردم ساالری کاالی لوکسی است که ملل اندکی می توانند از آن بهره ببرند‪ .‬این راه خوبی است‪ .‬آنها‬
‫آمادگی این را ندارند‪ .‬شما خود بر این آگاهید‪ .‬باید خاطر تان باشد که انگلیسی ها پیش از آنکه به مردم ساالری برسند‪٬‬‬
‫جهنمی برپا کردند‪ ٬‬خیلی ها کشته شدند‪ ٬‬سر پادشاهان زیادی را بریدند‪/ “.‬‬
‫‪43‬‬

‫بخش دوم‬

‫نگهبان خلیج فارس‬
‫‪.‬ایران به همه نوع سالح پیشرفته غیر اتمی دسترسی خواهد داشت‬

‫شاه‪- ۱۹۷۲ ٬‬‬

‫‪.‬اینک زمان آن فرارسیده است که اعتبار ها با ایران نقدی شود‬

‫هنری کیسینجر‪- ۱۹۷۲ ٬‬‬
‫‪44‬‬

‫کین خواهی شاه‬
‫در سپیده دم روز ‪ ٬ ۳۰‬اکتبر ‪ ٬ ۱۹۷۱‬غرش توپ ها و رگبار تفنگ ها نوید آغاز یورش جنگاوران ایرانی به سه جزیره‬
‫استراتژیک مهم در دهانه تنگه هرمز را میاورد‪ .‬پیش از به اهتزاز درآمدن پرچم ایران‪ ٬‬تنها سه جنگاور ایرانی و چهار‬
‫افسر پلیس محلی در یک تیراندازی کوتاه کشته شدند‪ .‬زورآوری آذرخش گون ایران‪ ٬‬سر انجام به یکی از تباهی های‬
‫امپراتوری بریتانیا در منطقه ‪ ٬‬پس از گتفگو های پایان ناپذیر میان تهران‪ ٬‬لندن‪ ٬‬و شیخ نشین های عرب بر سر تقسیم آن‬
‫جزیره ها‪ ٬‬پایان بخشید‪ .‬شاه به استقالل بحرین‪ ٬‬بخشی از قلمرو ایران تن درداده بود‪ ٬‬اما از ادعای خود بر سه جزیره‪ ٬‬در‬
‫برابر از دست دادن بحرین دست بردار نبود و آنرا جبران بدی نمی دید‪ .‬وزیر امور خارجه ایران‪ ٬‬اردشیر زاهدی ادعای‬
‫ارضی یکی از شیوخ را‪ ٬‬به دستاویز یک سند مالکیت‪ ٬‬با پاسخی دندان شکن رد کرده بود‪” ٬‬من با این کاغذ خودم را تمیز‬
‫می کنم و میاندازم توالت“‪ .‬با پیوستن ابوموسی‪ ٬‬تنب بزرگ و تنب کوچک به ایران‪ ٬‬محمد رضا شاه پهلوی بر نقش خود ‪-‬‬
‫فرموده ”نگهبانی خلیج فارس“‪ ٬‬با این کار کارستان‪ ٬‬مهر تایید زد و هر گونه شک و شبهه نیکسون در باره توانایی اایران‬
‫برای دفاع از خلیج فارس و دفاع از خط حیاتی انرژی آنها پایان داد‪ .‬اما همسایه های عرب ایران از این که یک ذره از‬
‫خاک کشور عربی بدست همسایه آنها‪ ٬‬ایران بیافتد‪ ٬‬بخود می پیچیدند‪ .‬عراق روابط سیاسی خود با ایران را قطع کرد و‬
‫شصت هزار ایرانی را در سرمای زمستان به بیرون مرز هایش راند‪ .‬محمد قذافی آن رسوایی را به گردن سیاست انگلیس‬
‫انداخت و تقبیح کرد‪ .‬وی از این آب گل آلود ماهی خود را گرفت و به خاطر تصرف آن سه جزیره‪ ٬‬دارایی های انگلیس‬
‫در کشورش را ملی اعالن کرد و ”نزدیک به یک بیلیون دالر از سپرده های لیبی در بانک های انگلیس را بیرون کشید“‪.‬‬
‫ایران و عراق به متهم کردن یکدیگر پرداختند و در گذرگاه های کوهستانی شمال و مناطق نفت خیز جنوب در برابر هم‬
‫نیرو آراستند‪ .‬ملکه فرح به دیدن چادر های پناهندگان رفت‪ ٬‬در همان هنگام شوهرش در یکی از شهر های مرزی برای‬
‫تحقیر رهبران عراق گفت‪” ٬‬ما مشت مان را بکار نمی بریم‪ .‬آنها به پیشرفت ها و دستاورد های ایران رشک می برند“‪/ .‬‬

‫آتش بازی یاد شده در خلیج فارس‪ ٬‬سالی دیگر از پیروزی برای ایران و رهبر آن‪ ٬‬که هر دم بیشتر بخود اعتماد می یافت‪٬‬‬
‫ارمغان آورد‪ .‬نمایش قدرت شاه در برخورد با کنسرسیوم‪ ٬‬که آخرین آن در نوامبر پیشین آغازشد‪ ٬‬و در نتیجه آن پنج‬
‫درصد دیگر از سود عملیات کنسرسیوم نصیب ایران گشت‪ ٬‬در ماه فوریه ‪ ۱۹۷۱‬با توافق تهران مبنی بر افزایش ‪۳۵‬‬
‫سنت قیمت هر بشکه نفت‪ ٬‬و رساندن آن به ‪ ۲/۱۵‬دالر توسط شرکت های خارجی مستقر در خلیج فارس ‪ ٬‬همراه با یک‬
‫فرمل عجیب وغریبی برای تاخیر افزایش اضافی در پنج سال آینده‪ ٬‬به پایان آمد‪ .‬نفت خاور میانه در سرتاسر جهان‬
‫خریدار پیدا می کرد‪ .‬دوره نفت ارزان داشت به پایان میرسید‪ .‬در خالل مذاکرات سفیر مک آرتور خود را به دربار‬
‫رسانده بود تا از شاه درخواست کند کمی خویشتن داری نشان دهد‪ .‬اما چیزی که دستگیرش شد پاسخی شاهانه بود‪” :‬آیا این‬
‫است بانگ بلند یک ابر قدرت که می شنوم“؟ برای شاه ‪ ٬‬که بر مذاکرات میان شرکت های نفتی و کشور های میزبان آنها‬
‫نظارت داشت‪ ٬‬معامله نفتی جدید نشانگر یک پیروزی و فرازی نو بود‪ .‬همچنان که یکی از آگاهان خارجی یادآور شد‪٬‬‬
‫”سرانجام ایران توانست به نفت‪ ٬‬در مقام مهم ترین چشمه درآمد‪ ٬‬تکیه کند‪ .‬در میان سال های ‪ ۱۹۷۰‬تا ‪ ۱۹۷۲‬بازدهی‬
‫نفت از ‪ ۳/۸۲‬میلیون بشکه به ‪ ۵/۰۲‬میلیون بشکه در روز و درآمد آن از ‪ ۱/۱۲‬بیلیون دالر به ‪ ۲/۳۹‬بیلیون رسید“‪.‬‬
‫ایران از غرور ملی باد کرد‪ .‬شاه با تبختر به اعلم گفت گذشت آن روز هایی که امریکایی ها یا هر کس دیگر می توانست‬
‫رهبر ایران را نگونسار کند‪ .‬دیگر از ‪ ۱۹۵۳‬خبری نخواهد بود‪/ .‬‬

‫در اکتبر سال ‪ ۱۹۷۱‬با برگزاری جشن های ‪ ۲۵۰۰‬ساله شاهنشاهی‪ ٬‬در تخت جمشید که ریخت و پاش فراوانی برای آن‬
‫شده بود‪ ٬‬بار دیگر چشم ها بسوی شاه بود‪ .‬شاه سرمایگذاری سنگینی روی آیین دیدار نمادین سران کشور ها و نمایش‬
‫باشکوه کرده بود و امیدوار بود آن روند‪ ٬‬بر دوستی مردم ایران با وی بیافزاید و آنان دودمان پهلوی را با نیاکان سربلند او‬
‫همانند دانند‪ .‬میلیون ها دالر و سال ها تدبیر صرف شده بود تا از این جشن‪ ٬‬میهمانی باشکوه قرن ساخته شود‪ .‬شور و‬
‫شوق شاه آن بود که ایران توانسته بود با رفعت منزلت پای در گستره جهان نهد‪ .‬دولت برای هماهنگی این جشن با‬
‫پیشرفت های اجتماعی‪ ٬‬راه ها کشید‪ ٬‬امکانات گردشگری‪ ٬‬درمانگاه‪ ٬‬و ‪ ۳۲۰۰‬مدرسه ساخت‪ .‬در شهر های گوشه و کنار‬
‫جهان نمایشگاه ها برپا گردید تا برای نخستین بار فرهنگ و موسیقی ایرانی برای جهانیان بنمایش درآید‪ .‬اما از کمین گاه‬
‫‪45‬‬

‫رسانه های خارجی تک تیراندزی هایی هم در باره معقول بودن برافراشتن شهرک چادری به سبک ماری آنتوانت در‬
‫تخت جمشید و سپردن آشپزی و پذیرایی آن به ماکسیم پاریسی‪ ٬‬درست هنگامی که گنداب های تهران رو باز مانده بود‪٬‬‬
‫میشد‪/ .‬‬

‫اردشیر زاهدی پس از یک درگیری تند و تلخ با نخست وزیر هویدا‪ ٬‬تابستان از منصب وزارت امور خارجه کناره گیری‬
‫کرده بود‪ .‬وی که اینک در ویالی پدرش‪ ٬‬در سویس رخت اقامت افکنده بود‪ ٬‬نامه ای تند وتیز بر سر ریخت و پاش های‬
‫گزاف و دستگیری صد ها جوان توسط ساواک‪ ٬‬به جرم مظنون بودن به طرفداری از چپ‪ ٬‬به شاه نوشت‪ .‬شاه نکوهش‬
‫زاهدی را به روی خود نیاورد‪ .‬تنها دلگیری او از ریچارد نیکسون بود که جانشین خود اسپیرو آگنیو را به نمایندگی از‬
‫سوی کاخ سفید‪ ٬‬برای میهمانی بزرگ شاهنشاه فرستاده بود‪ .‬از دید دربار پهلوی‪ ٬‬آگنیو وزنه ای نبود‪” ٬‬یک آدم معمولی و‬
‫محترم‪ .‬که کسی برایش تره هم خرد نمیکرد‪ ٬‬با آن چشمان ریز و چهره ماسیده که مخصوص آدم هایی است که مثل ماست‬
‫هستند“‪ .‬آگنیو هم از این سور و ساتی که حال و هوای کاروان شادی راداشت‪ ٬‬طرفی نبست‪ .‬از این که در سلسله مراتب‬
‫اهمیت پشت هشت شاه و ملکه‪ ٬‬سیزده رییس جمهور‪ ٬‬دو سلطان‪ ٬‬پرینس راینیر و پرینسس گریس موناکو‪ ٬‬امپراتور‬
‫هیالسالسی و چیواوا ی او ‪ -‬و خیلی های دیگر ‪ -‬نشانده بودنش‪ ٬‬آزرده شد و برگشت به چادر چراغانی شده اش در وسط‬
‫بیابان تا با مامور امنیتی که برایش گماشته بودند‪ ٬‬شطرنج بازی کند‪ .‬وی از پذیرفتن نُه خبرنگاری که با وی همراه بودند‬
‫سر باز زد و فیلم را از دست عکاسی که میخواست از او عکس بگیرد‪ ٬‬پس گرفت‪ .‬از همه این ها باالتر‪ ٬‬آگنیو به‬
‫مصیبتی دچار شد که ایرانی ها به آن ”انتقام شاه“ میگویند‪ ٬‬بال فاصله در شبانه روز‪ ٬‬بیست و چهار ساعت تحت مراقبت‬
‫پرستاران اردوگاه قرار گرفت‪/ .‬‬

‫کاخ سفید از ایجاد رابطه متعادلی میان مخاطره جویی های نفتی شاه و تشدید مشکالت مالی ایران عاجز مانده بود‪ .‬در دو‬
‫سال نخست ریاست جمهوری نیکسون‪ ٬‬ایران نزدیک به ‪ ۷۵۰‬میلیون دالر اسلحه امریکایی دست یافت‪ ٬‬درست همان قدر‬
‫که از ‪ ۱۹۵۵‬تا ‪ ۱۹۶۹‬خریده بود‪ .‬عالوه بر این از بریتانیای کبیر‪ ٬‬آلمان غربی‪ ٬‬و فرانسه هم خریداری شده بود‪ .‬هزینه‬
‫های نظامی بار سنگینی بر گرده اقتصاد بخش غیر نظامی ایران شده بود‪ .‬روال کار شده بود اینکه نخست بیش از اندازه‬
‫خرید شود‪ ٬‬سپس دنبال پول بگردند‪ .‬در مارس ‪ ۱۹۷۱‬سیا گزارش داد که تا آخر ‪” ۱۹۷۰‬دارایی طال و ارز خارجی ایران‬
‫به پایین ترین نقطه در شش سال گذشته رسیده است ( نزدیک به ‪ ۲۱۰‬میلیون دالر)‪ ٬‬به عبارتی کمتر از واردات دو‬
‫ماه“‪.‬سازمان جاسوسی سیا گزارش داد که ”گسترش شتاب آهنگ اقتصادی و نظامی ایران به مشکالت کسری بودجه و‬
‫موازنه پرداختی ها انجامیده است‪ .‬افزایش درآمد ناشی از توافق نفتی ماه فوریه‪ ٬‬برای تهران فرصتی بود که بدهی های‬
‫کوتاه مدت و بلند مدت سنگین خود را بپردازد و رشد اقتصادی را نگذارد از حرکت باز ایستد‪ .‬اما به نظر میرسد شاه تا‬
‫کفگیر به ته دیگ نخورده است راه توسعه و زیاده روی را در پیش بگیرد“‪ .‬هنوز ده روز از توافق نفتی نگذشته بود که‬
‫شاه برای سال مالی ‪ ۷۲ - ۱۹۷۱‬طرح خود را روی میز گذاشت‪” .‬این طرح نه تنها درآمد های اضافه شده نفتی را می‬
‫بلعید‪ ٬‬همچنین کسری بودجه معتنابهی را هم در پی خواهد آورد‪ .‬کسری بودجه جدید به ‪ ۱ /۳‬بیلیون دالر‪ ٬‬یا یک پنجم‬
‫هزینه ها میرسید‪ ٬‬که از طریق ‪ ۸۰۰‬میلیون دالر وام خارجی و نزدیک به ‪ ۵۰۰‬میلیون دالر وام داخلی‪ ٬‬افت سرمایه بی‬
‫سابقه‪ ٬‬تامین میشد‪ .‬معلوم بود که هر دو این ها وضع بد مالی را بدتر میکرد“‪ .‬سیا در پایان گزارش خود‪ ٬‬از روی احتیاط‬
‫زنگ خطر را به صدا در میاورد‪” :‬دولت با هزینه کردن وام های داخلی‪ ٬‬در واقع اعتبارات سرمایگذاری بخش خصوصی‬
‫را به یغما میبرد‪ .‬بدین سان ایران مانند بند بازان روی طنابی مالی باریک‪ ٬‬میان زمین و آسمان راه میرود“‪ .‬در آخر سال‬
‫‪ ۱۹۷۱‬ارتش ایران ‪ ۱۰‬درصد تولید ناخالص ملی را بکام خود کشیده بود‪ .‬سالح های وارداتی ‪ ۳۸۰‬میلیون دالر بدهی در‬
‫پی داشت که ”چهار پنجم آن به کشور های مختلف غربی بود‪ ٬‬و بقیه به اتحاد جماهیر شوروی“‪ .‬سیا گزارش میداد که‬
‫بزودی ”ایران از پرداخت سرمایگذری هایی که برای برنامه بلند پروازانه آبادانی در پیش گرفته است و تهیه کاال های‬
‫مصرفی که برای آرامش سیاسی الزم است‪ ٬‬ناتوان خواهد ماند‪ ٬‬برای این که ناگزیر است هزینه های وامهای خارجی را‬
‫بپردازد“‪/ .‬‬
‫‪46‬‬

‫آیا مطمینی که راه پشتی امن است؟‬
‫روز ‪ ۲‬دسامبر ‪ ٬ ۱۹۷۱‬سه روز پس از آنکه ایران سه جزیره خلیج فارس را با زیر پا نهادن علنی قوانین بین المللی‬
‫گرفت‪ ٬‬معاون وزیر امور خارجه‪ ٬‬ویلیام روجرز به نیکسون یادآور شد که ”شاه ایران روی قولی که در سال ‪۱۹۶۹‬‬
‫دادید‪ ٬‬و در سال ‪ ۱۹۷۱‬تایید کردید‪ ٬‬حساب میکند که در خالل این دوره از ریاست جمهوری خود‪ ٬‬دیداری از ایران‬
‫خواهید داشت“‪ .‬شاه مردی گردن فراز و پر غرور بود ‪ ٬‬بی گمان اگر تهران در فهرست سفر های سر راه کاخ سفید در‬
‫‪ ۱۹۷۲‬قرار نمی گرفت‪ ٬‬سخت آزرده میشد‪ .‬شاه به طور فزاینده ای ”دلواپس سودا های دور و دراز شوروی در باره‬
‫ایران و خلیج فارس بود“‪ .‬با باز شدن بیشر پای شوروی ها در خاور میانه و هند‪ ٬‬وی خود را در تنگنا می دید‪ .‬روجرز‬
‫گوشزد کرد که دیدار با شاه برای پرهیز از گرفتاری با تهران ضروریست‪ .‬اعلیحضرت احساس می کرد نیامدن نیکسون‬
‫به دیدار وی‪ ٬‬از شان او خواهد کاست‪/ .‬‬

‫چند ساعتی از این نگذشته بود که پاکستان‪ ٬‬همسایه و همپیمان شاه‪ ٬‬بر پایه رایزنی نادرستی‪ ٬‬به دشمن دیرین خود هند‪٬‬‬
‫حمله کرد‪ .‬رابطه میان دو دشمن کینه جو با آغاز سرکوب بی امان رهبران مخالف‪ ٬‬توسط یحیی خان در گوشه پرت و‬
‫دور دست کشورش‪ ٬‬که به آنسوی شبه قاره هند ‪ ٬‬در بخش خاوری چسبیده است‪ ٬‬رو به تیرگی نهاده بود‪ .‬ارتش پاکستان‬
‫در پاکستان خاوری دست به کشتار بزرگی زده‪ ٬‬دست کم نیم میلیون تن را کشته و ‪ ۱۰‬میلیون تن بی خانمان را به فرار‬
‫واداشته بود‪ ٬‬که پناهنده هند شده بودند‪ .‬نخست وزیر هند‪ ٬‬ایندرا گاندی خیلی روشن گفته بود که نمی تواند دست روی دست‬
‫بگذارد و بنشیند‪ ٬‬در حالی که کشورش را سیل میلیون ها پناهنده می روبد‪ .‬یحی خان از کبوتران حرم کاخ سفید نیکسون‬
‫بود‪ ٬‬از همین رو‪ ٬‬رییس جمهور درخواست گاندی برای پادر میانی امریکا را رد کرد‪ .‬پاکستان هم مانند ایران در صف‬
‫دولت های ضد کمونیست به اصطالح خط شمال قرار داشت که جلو شوروی را در دریای مدیترانه و خلیج فارس می‬
‫بست‪ .‬خانم گاندی به تازگی با بستن پیمان دوستی با شوروی‪ ٬‬در چشم نیکسون گناهی نابخشودنی کرده بود‪ .‬از اینرو او‬
‫می خواست آن”جنده خانم“ را‪ ٬‬همچنانکه نیکسون بر سبیل عادت به نخست وزیر هند می گفت‪ ٬‬آدم بکند‪ .‬نیکسون باور‬
‫داشت خانم گاندی دو سه هفته پیش از درگرفتن جنگ‪ ٬‬که میهمان او در کاخ سفید بود‪ ٬‬وی را فریب داده است‪ .‬نیکسون به‬
‫کیسینجر درد دل می نمود که ”من بسان یک رهبر با او برخورد می کردم‪ ٬‬نه یک زنیکه“‪ ٬‬حاال خانم گاندی تاوان پس‬
‫میداد‪” .‬لعنتی‪ ٬‬باید میدانستم که اون هفت خطه“‪ .‬نیکسون می خواست به وی پیام تندی بفرستد ”و به شوروی ها حالی کند‬
‫که پا روی دم شیر نگذارند“‪ .‬همچنانکه عادت مالوف کیسینجر بود‪ ٬‬برای خوار داشتن مردم هند به عنوان ”دست نشانده‬
‫های شوروی“ با نیکسون دم میداد‪ .‬برای کین خواهی از خانم گاندی‪ ٬‬نیکسون و کیسینجر تصمیم گرفتند گالدیاتور ایرانی‬
‫را از کمینگاه بیرون آورند‪/ .‬‬

‫روز ‪ ۴‬دسامبر ‪ ٬ ۱۹۷۱‬در در گرماگرم جنگ بی امان شبه قاره هند‪ ٬‬کیسینجر سفیر ایران را به واشینگتن خواست تا پیام‬
‫زبانی رییس جمهور را به شاه برساند‪” ٬‬شما از هر کاری که در حق پاکستان بکنید‪ ٬‬ما قدر دانی خواهیم کرد“‪ .‬قانون‬
‫ایاالت متحده‪ ٬‬هیات حاکمه را از فرستادن لوازم نظامی به هرکدام از طرفین باز می داشت‪ .‬نیکسون و کیسینجر برای زیر‬
‫پا نهادن قانون می خواستند شاه اسلحه های ساخت ایاالت متحده را کشتی کشتی به پاکستان بفرستد و آنها بعدا خرد خرد به‬
‫ایران اسلحه دهند تا جای آن پر شود‪ .‬کیسینجر زنگ زد به محل اقامت نیکسون در کاخ سفید که او را در جریان بگذارد‪٬‬‬
‫چیز دیگری که می توانیم بکنیم‪ ٬‬فرستادن یکی از هرو پشتی به پیش شاه است تا از قول تو‪ ٬‬به وی بگوید که در صورت‬
‫تمایل او به پشتیبانی از پاکستان‪ ٬‬ما یک راهی برایی پر کردن جای‪/ ...‬‬

‫نیکسون حرف او را قطع کرد‪” .‬مطمینی که راهرو پشتی امن است؟“ ‪/‬‬

‫آره‪” / “.‬‬
‫‪47‬‬

‫نیکسون که نمی خواست وزیر امور خارجه خود وی به زد و بند های پشت پرده پی ببرد‪ ٬‬برای گمراه کردن‪ ٬‬گفت ”من‬
‫اینکار را از طریق مک آرتور نمیکنم‪ “.‬از این گذشته‪ ٬‬دوگالس مک آرتور به زود گم کردن دست و پای خود اسم در‬
‫کرده بود‪/ .‬‬

‫کیسینجر به او یقین داد‪” ٬‬نه‪ ٬‬نه‪ ٬‬من اینکار را به این صورت نمیکنم‪ ٬‬این را به صورت یک پیام نمیشود کرد‪ ٬‬ما آنرا به‬
‫عنوان یکی از موضوعات مورد مذاکره مطرح می کنیم تا مشکل از میان برداشته شود‪/ “.‬‬

‫نیکسون خوشنود گشت‪” :‬خب‪ ٬‬حاال شد یک چیزی‪ .‬خدای من‪ ٬‬میدانی‪ ٬‬اگر پاکستان بتواند یه جوری هندوستان را گوشمالی‬
‫دهد و چند روزی او را خون دماغ بکند‪ ٬‬به این میگن یک عدالت شاعرانه‪/ .‬‬

‫شیش روز بعد‪ ٬‬روز جمعه ‪ ۱۰‬دسامبر‪ ٬‬گروه بسیار نیرومندی از کاخ سفید که کیسینجر‪ ٬‬معاون شورای امنیت ملی ژنرال‬
‫الکساندر هیگ‪ ٬‬سفیر ایاالت متحده در سازمان ملل جورج اچ‪ .‬دبلیو‪ .‬بوش‪ ٬‬همراه دستیار کیسینجر وینستون لُرد با سفیر‬
‫چین در سازمان ملل‪ ٬‬در شهر نیو یورک‪ ٬‬دیداری داشتند‪ .‬واشینگتن و پکن تالش های دبپلمابیک شان را هماهنگ‬
‫میکردند تا هند را در گوشه تنهایی اندازند و از تکه پاره شدن پاکستان پیشگیری کنند‪ .‬چین کمونیست که از هند رنج های‬
‫بیشمار کشیده بود‪ ٬‬با حکومت نظامی رییس جمهور یحی خان در پاکستان روابط حسنه داشت‪ .‬آنها هم از خون دماغ شدن‬
‫هند بد شان نمیامد‪ .‬کیسینجر سفیر هوانگ هوا را در جریان ماوقع گذاشت‪ .‬ارتش پاکستان‪ ٬‬مستقر در پاکستان غربی‪ ٬‬تنها‬
‫تا دو هفته دیگر سوخت داشت‪” .‬ما فکر می کنیم هدف آنی باید جلوگیری از حمله هند به پاکستان خاوری باشد‪ .‬ما می‬
‫ترسیم اگر دست روی دست بگذاریم و جلو آنها در نیاییم‪ ٬‬پاکستان خاوری یک بوهتان و پاکستان باختری یک نپال خواهد‬
‫شد‪ .‬آنگاه هند بکمک اتحاد جماهیر شوروی خواهد توانست هر جا هر کاری خواست بکند“‪ .‬ایاالت متحده رهبر شوروی‪٬‬‬
‫لیونید برژنف را آگاهانیده بود که حمله هند به پاکستان باختری ”می تواند به درگیری میان ایاالت متحده و شوروی‬
‫بیانجامد“‪ .‬برای این که ”پاکستان یک کشور دوست است‪ ٬‬و ما در برابر آن تعهداتی داریم“‪.‬ناوگان کوچکی از ایاالت‬
‫متحده که مشتمل بر یک هواپیما بر‪ ٬‬شیش اژدر‪ ٬‬یک تانکر‪ ٬‬و یک هلی کوپتر بر بود‪ ٬‬برای برای نشان دادن مستحکم‬
‫بودن عزم و اراده رییس جمهور‪ ٬‬از اقیانوس آرام غربی بسوی خلیج بنگال راه افتاد‪.‬‬

‫بحث کشید به این که از دست شاه و متحد های دیگر در منطقه چه کاری ساخته است تا جلو شکست خان گرفته شود‪.‬‬
‫کیسینجر به سفیر هوانگ گفت که ”آن راه بسیار پر پیچ و خمی است“‪ .‬سپس شرح داد که ایاالت متحده بنا به قانون از‬
‫رساندن مهمات به پاکستان و همچنین واداشتن دوستانش به یاری آنها با تجهیزات و اسلحه های امریکایی معذور است‪.‬‬
‫ایاالت متحده پیشا پیش به رهبران ایران‪ ٬‬اردن‪ ٬‬عربستان سعودی‪ ٬‬و ترکیه‪ ٬‬پنهانی پیام داده بود در صورت ارسال اسلحه‬
‫های امریکایی به پاکستان به بهانه اقتضای امنیت ملی شان‪ ٬‬مجبور است آنرا محکوم کند‪ ٬‬اما وضع آنها را هم درک می‬
‫کند‪ .‬ما زیاد مته به خشخاش نخواهیم گذاشت‪ .‬در برابر ماهم‪ ٬‬در بودجه سال آنیده نیاز های آنان را منظور می کنیم و‪...‬‬
‫کیسینجر افزود که ”مهمات و تجهیزات دیگر از ایران می رود‪ .‬گفتن ندارد که این مساله خیلی محرمانه میباشد‪ ٬‬و ما هیچ‬
‫عالقه ای به فاش شدن آن نداریم‪ .‬علی الخصوص نمی خواهیم کابینه از آن بویی ببرد‪/ “.‬‬

‫تالش برای ارسال اسلحه از ایران به پاکستان موفقیتی نداشت ‪ -‬هند‪ ٬‬پاکستان را شکست داد و پاکستان خاوری از دست‬
‫رفت و شد یک کشور مستقل بنام بنگالدش‪ .‬اما این آغازی شد برای همدستی های آتی با تهران‪ .‬این ایده در واشینگتن‬
‫ریشه دواند که ایران می تواند بجای یک ناو هواپیما بر امریکا در آسیا عمل کند‪ ٬‬یک انبار موقت اسلحه و فرودگاهی که‬
‫نیروی آتش ایاالت متحده‪ ٬‬آرام و سریع‪ ٬‬به دلخواه‪ ٬‬در آنجا انبار یا از آنجا برداشته شود‪ .‬در خواست مساعدت و مرحمت‬
‫از شاه به این معنی بود که نیکسون و کیسینجر می توانستند قوانین کشوری را زیر پا بگذارند‪ ٬‬از روی موشکافی های‬
‫رسانه های گروهی و کنگره بپرند‪ ٬‬و از پاسخگویی به کردار هایشان در برابر مردم برهند‪ .‬همچنین هر بار که آنها از‬
‫شاه می خواستند برای رهانیدن آنان از تنگنایی دست بکار شود‪ ٬‬در برابر به وی بدهکار میشدند‪ .‬خطر این گونه عملیات‬
‫آن بود که اگر روزی برمال میشد‪ ٬‬کنگره به روابط میان ایران و امریکا بیشترانگشت فرو میکرد‪ .‬کیسینجر‪ ٬‬نیکسون و بی‬
‫گمان شاه را نیز مطمین کرده بود که راهرو پشتی به کاخ نیاوران شاه امن امن است‪ .‬آیا او راست می گفت؟ ‪/‬‬
‫‪48‬‬

‫این مساله بستگی داشت به این که در میان لشگر کوچک اطالعاتی ها و مقامات نطامی که گوش به زنگ وایستاده اند در‬
‫چه کسی را میزدی‪ .‬ملوین لیرد‪ ٬‬وزیر دفاع برای زیر نظر گرفتن ارتباطات راهرو پشتی کیسینجر با رهبران بیگانه‪ ٬‬از‬
‫یک دستگاه الکترونیکی فال گوش ایستادن‪ ٬‬از مامور امنیت ملی و رابط خود در سیا استفاده میکرد‪ .‬لیرد همچنین برای‬
‫سردرآوردن از تلفن های کیسینجر به آنسوی در یا ها‪ ٬‬گروه کارشناسان ارتش ایاالت متخده جهت تولید‪ ٬‬آزمایش‪ ٬‬عرضه‬
‫و نظارت بر ارتباطات‪ ٬‬را در اختیار داشت‪” .‬هنری خیلی متمایل به مشرب مکیاول بود‪ ٬‬اما من میدانستم چگونه در میدان‬
‫خودش از وی ببرم“‪ ٬‬لیرد از یاد آوری این‪ ٬‬باد میکرد‪ .‬او برآن بود که از منافع دپارتمان خود دفاع کند و مگذارد از حلقه‬
‫امنیت ملی بیرونش اندازند‪ .‬جیمز شلزینگر که جانشین وی در دفاع شد‪ ٬‬هنوز به خاطر میاورد که ”وی فن خود را به نحو‬
‫احسن انجام میداد‪ .‬کارش را خیلی هم با وسواس انجام نمی داد‪ ٬‬اما کارش تحسین برانگیز بود‪ “.‬رییس ستاد مشترک از‬
‫این هم گامی فراتر رفت‪ ٬‬برای زیر نظر گرفتن کیسینجر جاسوسی در دفتر او کاشت‪ .‬یومان چارلز رادفورد‪ ٬‬از نیروی‬
‫دریایی که بیشتر از یکسال محافط کیف کیسینجر بود‪ ٬‬در میان کیسه های مخصوص آتش زدن اسناد مهم و پرونده های‬
‫دفتر کیسینجر می گشت تا رونوشت گفتگو های تلفنی وی را گیر بیاورد‪ ٬‬که مشاور امنیت ملی‪ ٬‬بکمک دکمه هایی که‬
‫روی تلفن نصب شده بود ضبط میکرد‪ .‬ردفورد یافته هایش را به رابط خود‪ ٬‬دریاساالر روبرت والندر میداد‪ ٬‬که او هم آن‬
‫اسناد را به دریاساالر توماس مورر‪ ٬‬رییس ستاد مشترک میداد‪ .‬گند حلقه جاسوسی ردفورد‪ ٬‬در زمستان ‪ ۱۹۷۱‬درآمد اما‬
‫سال ها به کارش ادامه داد‪ .‬بی گمان رهبران بیگانه ای که با کاخ سفید نیکسون از طریق رابط در پشتی بده و بستان‬
‫داشتند‪ ٬‬در معرض خطر زیادی قرار می گرفتند‪ .‬این خطر همیشه بود که گوش های دیگری نیز می شنوند‪ .‬تصادفا‪٬‬‬
‫ردفورد جوان از دوستان نشست و برخاست های برجسته ترین شخصیت مورمون واشینگتن‪ ٬‬روزنامه نگار واشینگتن‬
‫پست‪ ٬‬جک اندرسون بود که تندی و تیزی بویایی او برای برمال کردن گند کاری ها زبانزد همگان بود‪ .‬از قضا‪ ٬‬او چشم‬
‫دیدن شاه را نداشت‪/ .‬‬

‫در آغاز سال نو ‪ ۱۹۷۲٬‬نخست وزیر ایران‪ ٬‬امیر عباس هویدا‪ ٬‬به مک آرتور متذکر شد ‪” -‬با احساسات زیادی که بوی‬
‫رنجش از آن میامد“ ‪ -‬هنوز رییس جمهور به عهد خود نسبت به دیدار از تهران وفا نکرده است‪ .‬فردای آنروز مک آرتور‬
‫همراه سناتور استیووارت سیمینگتن‪ ٬‬برای گفتگو با شاه‪ ٬‬روانه کاخ نیاوران شد‪ .‬هنگامی که سیمینگتن با خوشرویی گفت‬
‫امیدوار است شاه بزودی از ایاالت متحده دیدار کند‪” ٬‬خسرو قامت خود را راست کرد و درآمد که او بار های زیادی به‬
‫مالقات ما آمده است و گمان میکرد ’این دفعه نوبت به دیدار یکی از آن طرف رسیده است که از ایران دیدار کند‘ “‪ .‬مک‬
‫آرتور تلگرام شتابزده ای به واشینگتن فرستاد و هشدار داد هرچند که بزودی وی از سفارت کناره می گیرد‪ ٬‬با این همه‬
‫”نمی خواهد کاسه و کوزه روابط ایاالت متحده ‪ -‬ایران سر او بشکند“‪/ .‬‬

‫نیازی نبود که مک آرتور آن چنان دست و پایش را گم کند‪ .‬کیسینجر توصیه دومی از روجرز جهت مالفات نیکسون از‬
‫ایران در ‪ ۱۹۷۲‬دریافت کرد‪ .‬همین چندی پیش هند‪ ٬‬پاکستان را مانند یک شاخه نازک دو تکه کرد‪” :‬با تحوالت مهمی که‬
‫در آسیای جنوبی شده است و احتمال دگرگونی هایی در خاور میانه‪ ٬‬شک و شبهه قبلی من نستب به دیدار از ایران مرتفع‬
‫گشته است و دیدار از ایران را باید جدی گرفت“‪/ .‬‬
‫‪49‬‬

‫بیست و چهار ساعت در تهران‬
‫خانم و آقای نیکسون در زیر آفتاب درخشان روز سه شنبه ‪ ۳۰‬ماه می ‪ ٬ ۱۹۷۲‬ساعت ‪ ۴:۴۵‬از هواپیمای د اسپیریت آو‬
‫‪ ۷۶‬در تهران پا به زمین گذاشتند‪ .‬بادی خنک از فراز کوه های برف پوشی که پایتخت بزرگ را چون پرنیان در آغوش‬
‫گرفته بودند‪ ٬‬سر میخورد و پایین می آمد‪ .‬شاه و شهبانو در مهرآباد به پیشواز نیکسون شتافته بودند‪ .‬پانزده مایلی را که‬
‫آنها از فرودگاه تا محل اقامت نیکسون در کاخ سعد آباد باید راندند‪ ٬‬شاه و رییس جمهور نیکسون روی ماشین های روباز‬
‫خود ایستاده بودند‪ ٬‬تا خوشامد گویی گرم ‪ ۲۵۰۰۰۰‬تماشاگر را ”دریافت کنند و بدان پاسخ دهند“‪ .‬این مردم امریکار را‬
‫دوست داشتند‪ .‬به گزارش نیو یورک تایمز ”ده ها هزار تن مردم عادی به خیابان ها ریخته بودند تا شادی و پایکوبی کنند“‪.‬‬
‫یکی از گزارشگران نوشت که ”بی گمان این گرم ترین پیشواز در میان دیدار های نیکسون از یک کشور خارجی‪ ٬‬پس‬
‫از دیدار وی از اروپا در ‪ ۱۹۷۰‬بود“ ‪/ .‬‬

‫این پیشوازی‪ ٬‬فریبکارانه بود‪ .‬بخش زیادی از نقشه آن بود که خیابانها را از مردم پر کنند‪ ٬‬تا وانمود شود که مردم خودسر‬
‫و خودجوش به جشن و پیشواز آمده اند‪ .‬اعلم‪ ٬‬وزیر دربار سر راه خود به فرودگاه متوجه شد که‪ ” ٬‬برخالف نقشه آنها‪ ٬‬دو‬
‫سوی خیابانها را مردم‪ ٬‬همه جا پر نکرده بودند‪ .‬من دستور داده بودم در بخشی از مسیر دانش آموزان را جای دهند‪ ٬‬اما‬
‫آن اجرا نشده بود؛ به همین گونه نمایندگان سیاسی و نمایندگان شرکت های بازرگانی خیلی دور از شهر‪ ٬‬در نزدیکی‬
‫فرودگاه جا داده شده بودند‪ .‬از دیدن این ها خون خونم را میخورد‪ .‬مجبور شدیم شتابان پنج هزار آدم در ابتدای شهر جا‬
‫دهیم‪ .‬اعلم همین طور متوجه شد که باد وزان کاله از سر پرچمدار ربود‪ ٬‬که وی آن را به فال بد گرفت‪/ .‬‬

‫شاه از وزیر دربار خواسته بود ترتیب یک مالقات خصوصی با نیکسون را بدهد‪ .‬حال که وی می توانست بهای نفت را به‬
‫دلخواه خود باال پایین کند‪ ٬‬دکترین تویچل را مزاحم خود میدید‪ .‬پاکستان شیش ماه پیش شکست خورده بود‪ ٬‬آنچه از آن‬
‫برای ایران مانده بود یک کفل سربریده بود که برای نیاز های خود به کره و تفنگ به ک ََرم ایران امید بسته بود‪ .‬از نظر‬
‫کیسینجر و نیکسون‪ ٬‬چیزی که قوانین بازی را از بیخ عوض کرد‪ ٬‬در ‪ ۹‬آوریل ‪ ۱۹۷۲‬اتفاق افتاد‪ ٬‬که عراق بدنبال هند و‬
‫مصر با اتحاد شوروی پیمان دوستی بست‪ .‬شاه بار ها به آن ها هشدار داده بود که کمونیست ها از همه سو گردا گرد ایران‬
‫را میگیرند‪ .‬گمان میرفت که اتحاد شوروی درصدد تدارک حضور ناوگان خود در خلیج فارس می باشد‪ .‬شاه ترشرویی‬
‫میکرد که سیاست تنش زدایی نیکسون سران شوروی را گستاخ میکرد ‪ ٬‬تا جایی که آنان سودای دستیابی به آب های گرم‬
‫خلیج فارس را در سر می پروردند‪ .‬وی می خواست یقین حاصل کند که نیکسون بر سر حاکمیت ایران با شوروی ها‬
‫مصالحه نخواهد کرد‪/ .‬‬

‫در این میان سفارت ایاالت متحده در تهران و سیا خبر از گسترش سریع فعالیت های تروریستی میدادند‪ .‬روز ‪ ۸‬فوریه‬
‫‪ ٬ ۱۹۷۱‬گروه چریک های فدایی خلق‪ ٬‬که مخالف رژیم بود‪ ٬‬در سیاهکل نزدیک دریای مازندران به یک پاسگاه‬
‫ژاندارمری حمله کرد‪ .‬بی باکانه بودن حمله نشان میداد که یخ ناراضی های سرکوب شده ایران‪ ٬‬پس از گذشت زمانی‬
‫دراز باز میشد‪ ٬‬پاسخ ناشیانه رژیم هم حکایت از آمادگی اندک رژیم برای جنگ فرساینده علیه مردم خود بود‪ .‬کمیسیون‬
‫بین المللی قضات باالخره به این نتیجه رسید که ”دو تن از سیزده تنی که به خاطر واقعه سیاهکل اعدام شدند‪ ٬‬نمی توانستند‬
‫در حمله دست داشته باشند‪ ٬‬برای این که در زمان حمله‪ ٬‬در زندان بسر می بردند“‪ .‬پس از این حادثه چریک ها بر فعالیت‬
‫هایشان افزودند ‪ ٬‬شاه از این امر مضطرب بود‪ .‬سرلشگر ضیا الدین فرسیو‪ ٬‬رییس دادگاه نظامی را‪ ٬‬که مسیو لیت اعدام‬
‫ناراضیان را داشت‪ ٬‬جلو در خانه خود با تیر زدند‪ .‬کم مانده بود برادر زاده شاه را بدزدند که وی در رفت‪ .‬در ژانویه‬
‫‪ ٬ ۱۹۷۲‬مراکز امریکا در تهران‪ ٬‬از جمله کمیساریای سفارت ایاالت متحده‪ ٬‬که تبعه امریکا از آنجا خرید میکردند‪ ٬‬ستاد‬
‫سپاه صلح‪ ٬‬و مرکز فرهنگی را با بمب منفجر کردند‪ .‬یک ماه بعد از این واقعه‪ ٬‬در تظاهرات طرفداران رژیم‪ ٬‬انفجار‬
‫بمب یک تن را کشت و پنج تن را زخمی کرد‪ .‬سفارت گزارش داد که ”انتقاد و نارضایتی از امریکا رو به تزاید است‪٬‬‬
‫خاصه در میان دانشجویان‪ ٬‬و به نظر نمیرسد که در آینده نزدیک این روند برگردد“‪ .‬سیا هم همان ساز را میزد‪” :‬در یک‬
‫سال و اندی که گذشت‪ ٬‬شاهد جلوه های ناخوشنودی بودیم‪ .‬در اوضاع ایران نقاط ضعف واقعی و محتمل دیده می شود “‪.‬‬
‫در دانشگاه ها آشوب بود‪ .‬چریک ها به تهران رخنه کرده بودند و با نیرو های امنیتی درگیر میشدند‪ .‬شاه از همه چیز بی‬
‫‪50‬‬

‫خبر نگهداشته میشد و تاسف آور آنکه وزرای وی ارتباطی با باال‪ ٬‬با وی‪ ٬‬نداشتند‪ ....‬حتی سفرای بیگانه برای پرهیز از‬
‫ناخوشنودی شاه‪ ٬‬در برابر او چاپلوسی می کردند‪/ .‬‬

‫رسم چاپلوسی و کاسه لیسی در دربار‪ ٬‬بار آوری بحث و بررسی و بازنگری را خشکاند‪” .‬شیوه فرافکنی اراده شاه‪ ٬‬خود‬
‫مزیدی شد بر نا خوشنودی ها‪ ٬‬در آینده باید چشم براه حوادث بیشتر بود“‪ .‬تمایل شاه به ولخرجی در خرید اسلحه‪ ٬‬پیامد‬
‫گریز ناپذیر خود را داشت‪” :‬مشکالت مالی ناشی از خرج بی رویه‪ ٬‬به برنامه آبادانی‪ ٬‬که نیروی ایرانی ها را می توانست‬
‫از امور سیاسی دور سازد‪ ٬‬آسیب رساند‪ . ...‬چشم اسفندیار آسیب پذیری ایران در تمرکز بی حد قدرت‪ ٬‬دست شخص شاه‬
‫بود “‪ .‬پیشبینی بد شگون سیا آن بود که بدون سکانداری شاه‪ ٬‬سلسه پهلوی به خودی خود ریزش خواهد کرد‪” .‬رفتن او‬
‫دگرگونی ها در پی خواهد آورد‪ ٬‬ای بس که آن دگرگونی ها با خیزش ها و آشفتگی ها همراه باشد“‪/ .‬‬

‫غرب از نا آرامی های فزاینده آگاه بود‪ .‬در آستانه رهسپار شدن آنان به تهران‪ ٬‬کیسینجر به نیکسون یادآور شده بود ”که در‬
‫زمینه دگرگونی های پیرامون ایران‪ ٬‬اصالحات شاه سبب جابجایی ها و فشار هایی در داخل گشته است“‪ .‬وی متذکر شد که‬
‫در این باره ”صدای شاه هم درآمده است“ که ثبات و پیشرفت ایران ”صرفا به رهبری قرص و محکم شخص او وابسته‬
‫است و مدیران موسسات دل بکار نمی دهند‪ ٬‬چیزی که در نبود او الزمه گذار سازمان یافته بشمار میامد“‪/ .‬‬

‫قبل از شروع گردهمایی شاه فهرستی از پنج فقره شاه‪ -‬خرید خود را تسلیم نیکسون و همراهان کرد‪ .‬وی در نظر داشت‬
‫‪ )۱‬بمب های هدایت شونده با لیزر‪ )۲ ٬‬سه اسکادران هواپیمای اف ‪ ۱۵ -‬و چند تا اف ‪ ٬ ۱۴ -‬با موشک های فونیکس‪٬‬‬
‫‪ )۳‬موشک های ماوریک که به اف ‪۱۴ -‬های او بخورد‪ )۴ ٬‬دو اسکادران اضافی اف ‪ ۴ -‬یی و اف ‪ ۵ -‬یی ‪ .‬به عالوه‬
‫او می خواست چندین صد تن آبی پوش‪ ٬‬کارکنان اونیفورم پوش ارتش امریکا‪ ٬‬را جهت نگهداری و راه اندازی سیستم‬
‫اسلحه های امریکایی به خدمت گیرد‪/ .‬‬

‫درک این مطلب که چقدر این درخواست ایرانیان کاغذ بازی براه می انداخت کلید پی بردن به وسعت و عمق بد بختی و‬
‫خر کاری متعاقب آن می باشد‪ .‬وزارت دفاع ”در اصل“ تاکید کرد که بمب های راهنمایی شونده با لیزر فروخته شود‪ .‬اما‬
‫در مورد فروش اف ‪ ۱۴ -‬ها و اف ‪ ۱۵ -‬ها گفت دست نگهدارید‪ .‬چون این هواپیماهای پیشرفته هنوز از خط تولید‬
‫بیرون نیامده بود‪ .‬بار دیگر شاه داشت از خود جلو میزد‪ .‬تا آن روز که هواپیما ها پیرو قرار داد از خط تولید بیرون‬
‫میامد‪ ٬‬شرایط خاور میانه می توانست چندان دگرگونی پذیرد ”که فروش آنها به زیان دولت ایاالت متحده تمام میشد‪ ...‬ما‬
‫انتظار داریم با فروش آنها توافق شود اما تا هنگامی که این برنامه از روشنی و ثبات خوب برخوردار نیست‪ ٬‬دست‬
‫نگهداریم“‪ .‬وزارت دفاع فروش موشک های ماوریک‪ ٬‬که فاز آزمایش را میگذراند‪ ٬‬و اسکادران های اضافی اف ‪ ۴ -‬و‬
‫اف ‪ ۵ -‬را تصویب کرد‪ .‬ولی گفت که فرستادن آبی پوش ها باید مورد به مورد بررسی شود‪ .‬ایاالت متحده خود کادر فنی‬
‫کم داشت و لیرد‪ ٬‬وزیر دفاع به فرستادن پرسونل یونیفورم پوش بیشتر به ایران رضایت نمی داد‪/ .‬‬

‫در پاسخ‪ ٬‬کیسینجر یادداشتی پیشنویسی کرد‪ ٬‬که رهنمود دریافت شده را پاک نادیده میگرفت‪ .‬ما میدانیم که نیکسون آنرا‬
‫دیده بود‪ ٬‬برای اینکه روی رونوشتی که برای رییس جمهور بود مهر ”رییس جمهور دیده“ ‪ ...‬خورده است‪ .‬کیسینجر‬
‫مصر بود که نیکسون فروش بمب های هدایت شونده با لیزر را رد کند برای این که ”آنها پیشرفته ترین تکنولوژی ما را‬
‫نشان می داد و در آسیای جنوبی طالب زیاد داشت“‪ .‬در باره فروش اف ‪ ۱۴ -‬و اف ‪” ٬ ۱۵ -‬بگمانم آنها را بفروشیم‪ ٬‬اما‬
‫پیش از آنکه خودمان را درگیر کنیم بهتر است مطمین شویم که جنس بُنجل نیست‪ .‬ایاالت متحده دو اسکادران اف ‪ ۴ -‬و‬
‫دو اسکادران اف ‪ ۵ -‬اضافی به ایران می فروشد‪ .‬کیسینجر اشاره ای به موشک های ماوریک یا صد ها آبی پوش ارتش‬
‫امریکا‪ ٬‬که شاه درخواست کرده بود‪ ٬‬ننمود‪ .‬خوش بینانه ترین توجیح یادداشت کیسینجر می تواند آن باشد که شتابزده تهیه‬
‫شده بود‪ .‬وی حتی قانون طالیی خود را در داد و ستد با شاه فرموش کرده بود‪” :‬گفتگوی پوست کنده و روشن با شاه در‬
‫باره این که ایاالت متحده تا کجا می تواند با وی راه بیاید و تا کجا نمی تواند‪ ٬‬گامی مهم‪ ٬‬برای پیشگیری از کج اندیشی‬
‫های آتی می باشد“‪/ .‬‬
‫‪51‬‬

‫هنوز ده دقیقه از ورود آنان در بعد از ظهر ‪ ۳۰‬ماه می‪ ٬‬به کاخ سعد آباد نگذشته بود که شاه‪ ٬‬نیکسون و کیسینجر برای‬
‫نخستین دور از دو دور صحبت های خصوصی دو ساعته که پای هیچ امریکایی یا ایرانی دیگری به آنها راه نداشت‪٬‬‬
‫رفتند به خلوتسرا‪ .‬گفتگو های دور نخست بر سر تبادل نظر روی تنش زدایی‪ ٬‬عرضه نفت‪ ٬‬و بی ثباتی در آسیای باختری‬
‫گذشت‪ .‬شاه اظهار امیدواری کرد که نیکسون امکان کمک آبی پوش های امریکایی به ارتش ایران را فراهم آورد تا‬
‫ایرانی ها ”خود ‪ -‬بسنده“ شوند و همچنین ”پیشرفته ترین سالح ها“ را در اختیار ایران بگذارد برای آنکه ” ایران نیز‪٬‬‬
‫مانند اسراییل‪ ٬‬باید بتواند روی پای خود بایستد“‪ .‬دو رهبر در باره حمایت شوروی از عراق و پتانسیل مردم کرد‪٬‬‬
‫بزرگترین جمعیت منطفه پرداختند که میان مرز های ایران‪ ٬‬عراق‪ ٬‬ترکیه پخش شده است و مانند مهره های سرباز‬
‫شطرنج توسط عراق‪ ٬‬و همین طور ایران برای آشوب در برابر کشور همسایه اجیر می شدند‪ .‬دو رهبر توافق کردند که‬
‫پیش از آنکه دو باره فیل خانم گاندی یاد هندوستان بکند‪ ٬‬راهی برای رساندن اسلحه امریکایی بیشتر به هم پیمان خود‬
‫پاکستان بیابند‪/ .‬‬

‫پس از میهمانی شام‪ ٬‬نخست وزیر امیر عباس هویدا کیسینجر را برای عیاشی برد در بیرون‪ .‬در یک لحظه یکی از رقاص‬
‫های ایرانی که رقص شکم می رقصید‪ ٬‬نشست روی بغل کیسینجر‪ .‬مامور های امنیتی ایران نتوانستند از ثبت این لحظه‬
‫توسط عکاس ها جلوگیری کنند‪ .‬کیسینجر آن چه را که پیش آمده بود به خنده برگزار کرد‪ .‬نادینا پارسا ”دختر شادی“ بود‬
‫که به ”سیاست خارجی دلبستگی زیادی دارد‪ .‬من وقت زیادی روی شرح و توضیح چگونگی تبدیل موشک های اس اس ‪۷‬‬
‫به زیردریایی نوع ‪ -‬وای‪ ٬‬برای او گذاشتم“‪ .‬وزیر در بار اعلم هنوز سرگرم کار بود که دید ساعت ‪ ۳:۰۰‬نیم شب‬
‫کیسینجر دزدکی بسوی محل اقامت خود می رود‪/ .‬‬

‫در همان هنگام که کیسینجر برای خوشگذارانی در زندگی شبانه تهران زده بود بیرون‪ ٬‬پرزیدنت نیکسون و شاه دوباره در‬
‫دربار‪ ٬ ٬‬دو تایی‪ ٬‬گرم گفتگو های بودند‪ .‬یاد داشت های روزانه و مرسوم رییس جمهور اشاره ای به این دیدار شبانه نمی‬
‫کند‪ .‬اما شاه به اعلم دستور داده بود برای مالقات او با نیکسون در خلوت‪ ٬‬وقت تعیین کند‪ .‬تنها یک جمله گم گشته در‬
‫پیشنویس کیسینجر به نیکسون حاکی از خواست شاه از این مالقات می باشد‪” :‬در رابطه با برنامه‪ ٬‬فراموش نشود که شاه‬
‫پس از شام قصد دارد با تو یک صحبت جدی داشته باشد“‪ .‬بر سبیل عادت معهود شاه تکلیف خود را انجام داده بود‪.‬‬
‫میهمانی شام تا پاسی از شب رفته به پایان نرسید‪ .‬روشن بود که رییس جمهور پس از آن مسافرت طوالنی در یک روز‬
‫خسته می شد‪ .‬سر شام باده آوردند‪ .‬نیکسون کشته و مرده مارتینی بود و تاب و تحمل کم وی در برابر الکل زبانزد‬
‫همگان‪ .‬جان اهرلیشمان دستیار نزدیک نیکسون تایید می کند ” [ رییس جمهور] تنها هنگامی در باده خوری زیاده روی‬
‫می کرد که شب در جمع دوستان بود‪ ...‬هنوز چند پیاله ای جین ننوشیده کله پا میشد“‪ .‬باده خواری رییس جمهور خواب و‬
‫آرامش از چشمان همراهانش‪ ٬‬بویژه کیسینجر می ربود‪ .‬در چنین مواردی که نیکسون ساعت ها بعد به دفتر کیسینجر‬
‫زنگ میزد‪ ٬‬گاه به گاه مشاور امنیت ملی به همکارانش اشاره میکرد که گوشی های تلفن شان را بردارند و به ”پرت و‬
‫پال های“ رییس جمهور که در تلفن می گفت‪ ٬‬گوش کنند‪ .‬کیسینجر بیشتر وقت ها نیکسون را ”دوست مست من“‪”٬‬مست و‬
‫مدهوش“ ‪” ٬‬کله ‪ -‬گوشتی که هر آن ممکن بود جهان را به آشوب و نابودی بکشاند “‪ ٬‬صدا می کرد‪ .‬از سوی دیگر شاه‬
‫خیلی کم لب به باده تر میکرد و به حواس جمع بودن آوازه داشت‪ .‬بدین گونه همه اسباب سوء تفاهم یا سهو قضاوت رییس‬
‫جمهور‪ ٬‬مشابه همانی که در دیدار ‪ ۱۹۶۹‬شاه از کاخ سفید شد‪ ٬‬مهیا بود‪/ .‬‬

‫هنوز قافله رییس جمهور از خماری دیشب در نیامده بود که بمب ها در کارخانه پپسی کوال‪ ٬‬در مرکز فرهنگی بریتانیا‪٬‬‬
‫در دفتر کمپانی نفت ایتالیا‪ ٬‬و‪ ٬‬ساعت ‪ ۵:۴۵‬پیش از دمیدن آفتاب‪ ٬‬در دفتر خدمات بین المللی ایاالت متحده در تهران‬
‫ترکید‪ .‬انفجار ها به در و پنجره ها آسیب رساندند اما کسی زخمی نشد‪ .‬سر ساعت ‪ ۶:۳۰‬انفجار بلندی آرامش سپیده دم را‬
‫در هم شکست و حواس اعلم را که تازه در دفتر کار خود‪ ٬‬در دربار‪ ٬‬پشت میزش جا خوش کرده بود‪ ٬‬پریشان کرد‪ .‬اعلم‬
‫که به ترکیدن بمبی بدگمان شده بود‪ ٬‬زنگ زد به سرلشگر جعفرقلی صدری‪ ٬‬رییس پلیس ملی‪ ٬‬تا ببیند چه شده است‪.‬‬
‫صدری گفت‪” :‬آها‪ ٬‬چیز مهمی نیست‪ ٬‬گویا ترمز ماشینی که از سرازیری پایین میامد بریده بود‪ .‬زده به تیر چراغ و باک‬
‫ماشین آتش گرفته “‪ .‬در واقع‪ ٬‬ماشینی را که سر تیپ سرلشگر هارولد پرینس از نیروی هوایی ایاالت متحده میراند منفجر‬
‫کرده بودند‪ .‬پرینس با دو پای شکسته و بدن زخمی زیلی شده جان بدر برد‪ ٬‬اما مادری که با بچه اش از نزدیک ماشین‬
‫‪52‬‬

‫میگذشت کشته شدند‪ .‬دو ساعتی نگذشته بود که انفجار بزرگتری نشان از آغاز یورش چریکی گسترده در پایتخت را‬
‫همراه میاورد‪ .‬درست چهل و پنج دقیقه پیش از آنکه رییس جمهور نیکسون ‪ ٬‬سر ساعت ‪ ۹:۳۰‬تاج گلی بر سر گور سنگ‬
‫مرمر پدر شاه‪ ٬‬رضا شاه بگذارد‪ ٬‬همان هنگام که فیلم برداران تلویزیون امریکا‪ ٬‬داشتند در جای خود قرار میگرفتند تا این‬
‫رویداد را ثبت کنند‪ ٬‬پشت سرشان غرشی بلند شد که همه حول وحوش را لرزاند‪ ٬‬دیواری آجری فرو ریخت و ابری از‬
‫گرد و خاک آسمان را پوشاند‪ .‬یک اشتباه زمانی جلو یک فاجعه بزرگ را گرفت‪/ .‬‬

‫آرامگاه نشانه پر توان نوین گرایی و گواهی بر خواری و زبونی آخوند ها در دوره پهلوی ها بشمار میامد‪ .‬رضا شاه‪ ٬‬پدر‬
‫محمد رضا شاه‪ ٬‬مردی بی سواد‪ ٬‬بلند پرواز‪ ٬‬و مصمم بود‪ ٬‬که سرکرده تیپ قزاق های سازمان یافته بدست روس ها شد‪.‬‬
‫وی در سال ‪ ۱۹۲۱‬زمام قدرت را در دست گرفت‪ .‬در سال ‪ ۱۹۲۶‬تاج شاهی بر سر گذاشت و ”پهلوی“ را نام دودمان‬
‫خود برگزید‪ .‬در دهه ‪ ٬ ۱۹۲۰‬رضا شاه اسب سوار‪ ٬‬نشان های مردی توانا را جان می بخشید که در صدد باز سازی‬
‫غرور ملی است‪ .‬در دو دهه آتی وی دست به یک سری اصالحا بنیادین زد که هم بسیار شادی آفرین بود‪ ٬‬هم دلسرد‬
‫کننده‪ ٬‬و هم ناآشنا برای جامعه ایران‪ .‬قلدر منشی او در واداشتن کشور به پیشرفت یادآور دنباله روی از پطر کبیر روس‬
‫است که در دهه ‪ ۱۷۰۰‬مردم خویش را با همین شیوه از گرداب بردگی رهانید‪ .‬پارس دوباره ایران نامیده شد‪ .‬تقویم‬
‫قمری‪ ٬‬عربی‪ ٬‬برچیده شد و روز شمار پارسی خورشیدی جای آنرا گرفت‪ .‬زنان از چادر رهانیده شدند و به ایرانیان‬
‫دستور داده شد مانند فرنگی ها لباس بپوشند‪ .‬دست آخوند های شیعه از تعلیم کودکان و نقشی که در زندگی اجتماعی‬
‫داشتند‪ ٬‬بریده شد‪ .‬ارتش به آرام کردن مناطق قبیله نشین شتافت‪ .‬دستگاه مالیات گیری ملی بر پا گردید‪ ٬‬دادگستری نوین پی‬
‫ریزی شد‪ ٬‬و سیستم مالی دولت راه افتاد‪ .‬رضا شاه خود‪ ٬‬بر کشیده شدن راه آهن سراسری‪ ٬‬که کشور را یکپارچه می‬
‫ساخت‪ ٬‬نظارت داشت‪ .‬صنعت برق توسعه یافت‪ ٬‬کارخانه ها ساخته شد‪ ٬‬و شبکه آبراه های آبیاری کنده شد‪ .‬اما شاه‬
‫سالخورده همچنان که بدست سروران استعماری خود‪ ٬‬بریتانیای کبیر و روسیه آمده بود‪ ٬‬با دست آنان هم رفت‪ .‬پس از‬
‫جنگ‪ ٬‬پسرش‪ ٬‬محمد رضا شاه‪ ٬‬بدن پدرش را از تبعید در افریقای جنوبی به ایران بازگرداند و او را در آرامگاهی که نام‬
‫خود را داشت در خاک نهاد‪ .‬این آرامگاه یاد آور تلخ چیرگی و زور آوری کوبنده پهلوی بر آیت هللا ها بود‪/ .‬‬

‫رییس جمهور توی ماشین نشسته بود به آرامگاه برود که خبر انفجار به سعد آباد رسید‪ .‬سازمان امنیت فورا دست بکار شد‬
‫و به نیکسون دستور داد توی ماشین بماند تا آنها از ته وتوی قضیه سر درآورند‪ .‬اعلم به ساواک نیش زبان میزد‪” ٬‬همه‬
‫چیز در اختیار شان گذاشته شده اما از یک کیسه سیب زمینی نمی توانند نگهداری کنند‪ ٬‬تا چه رسد به آثار ملی“‪ .‬اعلم‬
‫وقتی خبردار شد که کاروان ماشین های بانوی نخست امریکا‪ ٬‬پَت نیکسون بجای کاخ نیاوران بسوی دیگری رفته و‬
‫شهبانو را چشم براه و سرپا نگهداشته است‪ ٬‬خون خونش را می خورد‪ .‬قرار بود دو بانوی نخست‪ ٬‬برای دیدن کتابخانه و‬
‫مهد کودک باهم رهسپار شوند‪ .‬اعلم به شاه پیشنهاد کرد که نگذارد تروریست ها برنامه تعیین شده رییس جمهور را برهم‬
‫زنند وگرنه ارزش رژیم در چشم جهانیان پایین میاید‪ .‬وی با عجله خود را به کاخ سعد آباد رساند و دید که نیکسون پس از‬
‫گذشت یک ساعت همچنان توی ماشین نشسته است‪ .‬وی دید که اعصاب نیکسون داغون است پس شروع کرد تند تند به او‬
‫دلداری دهد که چیزی نیست‪ .‬نیکسون قبول کرد و تن به قضا داد‪ .‬کاروان ماشین ها با سرعت راه افتاد‪/ .‬‬

‫ماشین رییس جمهور در میان ده دوازده جیپ پر از سرباز و محافظ های مخصوص موتور سوار در بار را پشت سر‬
‫نهاد‪ .‬تاج گل گذاشتن در آرامش پیش رفت‪ .‬سرپرست رسانه های گروهی کاخ سفید‪ ٬‬رون زیگلر ”مرتبط بودن حوادث آن‬
‫روز را‪ ٬‬به قصد و نیت رساندن آسیب جانی به رییس جمهور یا همراهان او انکار کرد“‪ .‬گفته های او بالفاصله توسط‬
‫سخنگوی دولت در واشینگتن پی پایه خوانده شد‪ .‬جان کینگ‪ ٬‬سخنگوی دولت تایید کرد که ”بمب گذاری های اخیر تازه‬
‫ترین رویداد از سری رویداد های ‪ ۱۸‬ماه گذشته است“‪ ٬‬و تکذیب زیگلر مبنی بر عدم وجود احساسات ضد امریکایی در‬
‫ایران را نادرست خواند‪” :‬من این ادعا را که ارتباطی ( با ایاالت متحده) ندارد پس میگیرم‪ .‬وانمود کن که هرگز همچون‬
‫پیشامدی در میان نبوده است“‪/ .‬‬

‫پس از بازگشت به کاخ‪ ٬‬رهبران دو کشور دوباره رفتند سر گفتگو ها که از ‪ ۱۰:۳۰‬صبح تا نیمروز به درازا کشید‪.‬‬
‫نیکسون خسته و از پا درآمده بود‪.‬از این مسافرت که قرار بود برای نیکسون ها شاد و بیاد ماندنی باشد‪ ٬‬و برای شاه که‬
‫‪53‬‬

‫آنرا رونوشت امریکایی دیدار پر شگون پاپ می انگاشت‪ ٬‬و امیدوار بود پیروزی به همراه آورد‪ ٬‬آنچه بر جای مانده بود‬
‫خون و سر درگمی بود‪ .‬نیکسون ها در سال ‪ ۵۳‬هم از ایران دیداری داشتند‪ .‬همه این ها بس نبود که خبر رسید چند ساعت‬
‫جلو تر ارتش سرخ ژاپن به طرف داری از فلسطینی ها‪ ٬‬در فرودگاه لرد اسراییل به توریست ها حمله کرده است‪ .‬فرودگاه‬
‫لرد به یک کشتار گاه می مانست‪ ٬‬بیش از یکصد تن کشته شده بودند‪ ٬‬از جمله هفده زایر تکه پاره شده پورتریکو‪ .‬یادداشت‬
‫های کیسینجر حاکی از آنست که ”شاه گفتگو ها را با بحث بر سر تروریسم‪ ٬‬و فشاری که جناح چپ بر وی میاورد“‬
‫شروع کرد‪ .‬شاه پافشاری می کرد‪ ٬‬دست رژیم عراق که مورد حمایت شوروی است‪ ٬‬پشت این درد سر هاست‪ .‬در باره‬
‫آینده عربستان سعودی هم سخن بمیان آمد‪ .‬شاه می گفت‪ ٬‬آل سعود‪” ٬‬پس مانده بود؛ کششی هم به اصالحات نداشت‪.‬‬
‫روزی که مشکل اسراییل حل شود‪ ٬‬مصری ها کلک آل سعود را می کَنند‪ .‬آنها از برتر بودن خود دم میزنند‪ ٬‬اما رزمنده‬
‫های خوبی نیستند “‪.‬چون سخن به آرامش در خاور میانه برگشت‪ ”٬‬شاه گفت‪ ٬‬اسراییل متحد طبیعی ماست“‪ .‬نیکسون که‬
‫تحت تاثیر قرار گرفته بود برای یقین دادن به شاه از پشتیبانی امریکا بی تاب میشد‪ .‬طبق نوشته های کیسینجر به محض‬
‫اینکه جلسه تمام شد‪ ٬‬نیکسون با ذوق فراوان اعالن کرد که ”تصمیم گرفته است به ایران اف ‪ ۱۴ -‬و اف ‪ ۱۵ -‬بدهد“‪.‬‬
‫نیکسون از شاه خواست که سیاست امریکا را درک کند‪ .‬سپس گفت‪” ٬‬هوای مرا داشته باش‪ .‬تنش زدایی را برای خود‬
‫عامل تضعیف نبین‪ ٬‬این راهی است برای نفوذ بیشتر ایاالت متحده‪ .‬تز نیکسون راهی بود برای حمایت از همدستان ایاالت‬
‫متحده بر پایه یک سیاست نو و دراز مدت“‪/ .‬‬

‫در آخرین میهمانی آن مسافرت‪ ٬‬برای نیکسون دل و دماغی نمانده بود‪ ٬‬در آن میهمانی خصوصی بیست ویک تن از‬
‫شخصیت های مهم امریکایی و ایرانی در کاخ سعد آباد میهمان نهار ییس جمهور و خانمش بودند‪ .‬گویا حمله تروریست ها‬
‫خاطرات بد نیکسون از مبارزه با چپ را در یاد او زنده کرده بود‪ .‬رییس جمهور در پیش میهمانانش اعتراض های‬
‫دانشجویی ضد جنگ در امریکا را نکوهش کرد و گفت کار آنها در خالف جهت منافع ملی بود و ”او دلش میخواست آن‬
‫نابکاران به سزای کارهایشان میرسیدند“‪ .‬خانم نیکسون تعجت میکرد که چرا حوادث تروریستی وحشت آوری مثل کشتار‬
‫لرد در کشور های کمونیستی اتفاق نمی افتد‪ .‬وزیر دربار‪ ٬‬اعلم به ایشان دلداری دادند که آزادی این گونه خطر ها را هم‬
‫در بطن خود دارد و تنها در کشور های کمونیستی این سیه کاران را بدون دادگاهی شدن سر به نیست می کنند‪ .‬منطق‬
‫اعلم نا بهنگام می نمود‪ .‬همین دو سه هفته پیش بود که که پنج جوان ایرانی‪ ٬‬پس از یک دادگاه نمایشی‪ ٬‬در دادگاه نظامی‪٬‬‬
‫به جرم براندازی درجا اعدام شدند‪ .‬سازمان امنیت ایران‪ ٬‬ساواک‪ ٬‬محتوای روزنامه ها‪ ٬‬هفته نامه ها‪ ٬‬رایو‪ ٬‬و تلویزیون‬
‫را سانسور میکرد‪ ٬‬متقاضیان شغل در سازمان های دولتی را غربیل می نمود؛ اجازه صدور یا عدم صدور گذرنامه ها را‬
‫در دست داشت؛ در درون و بیرون کشور به جاسوسی و عملیات ضد جاسوسی می پرداخت؛ و برای گرفتن اعتراف های‬
‫ساختگی از بازداشت شدگان آنها را شکنجه میکرد‪/ .‬‬

‫نیکسون بلند شد که آخرین سخنرانی این مسافرتش را بکند‪ .‬پیرو گفته های اعلم نیکسون اعالن کرد‪ ”٬‬شاید کرملین یک‬
‫کاخ باشد اما هشت روز اقامت در آنجا برایم رنج بود‪ .‬تنها در محل اقامت خصوصی شاه بود که وی می توانست آزادانه‬
‫نفس بکشد‪ .‬اعلم که کنار نخستین بانوی امریکا نشسته بود‪ ٬‬شگفت زده نگاه میکرد‪ ٬‬این نخستین بار بود که میدید یکی از‬
‫سران بیگانه چنین پوست کنده و بی پروا سخن میگوید‪ .‬او هنوز تعجب آن روز خود را بیاد دارد‪ .‬پس از آن شاه بلند شد تا‬
‫احساسات گرم مشابهی را بنمایش گذارد‪/ .‬‬

‫خانم و آقای نیکسون همراه پهلوی ها با قافله راه افتادند بروند فرودگاه‪ .‬تا کاروان باشکوه آنها جلو دانشگاه تهران رسید‪٬‬‬
‫دانشجو ها دویدند بیرون و از پشت سنگری به آنان سنگ پرتاب کردند‪ .‬ماشین های جلویی ازجمله ماشین نیکسون تند‬
‫کردند‪ .‬اما ماشین های پشتی که ماشین اعلم هم در میان آنها بود‪ ٬‬سنگ باران شدند‪ .‬در موقع خروج نیکسون از ایران‪٬‬‬
‫برای وی حرمتی نماند‪ .‬اسپیریت ‪ ۷۶‬ساعت ‪ ۲:۰۶‬روز چهار شنبه‪ ۳۱ ٬‬ماه می از فرودگاه مهرآباد به مقصد ورشو‪ ٬‬به‬
‫پرواز درآمد‪ .‬هیات اعزامی امریکا دست خالی برنگشت‪ .‬شاه به وزیر دربار اعلم دستور داده بود ”که نیکسون و‬
‫همراهان‪ ٬‬مخصوصا کیسینجر‪ ٬‬هدایایی درخور شأن شان دریافت کنند“‪ .‬روز بعد اعلم شاه را دید که شنگل و سر حال‬
‫است‪” :‬بنظر میرسید رییس جمهور نیکسون با همه خواست هایی که از وی شده بود موافقت کرده است“‪ .‬این نوشته اغراق‬
‫‪54‬‬

‫نیست‪ :‬مطابق مدارک وزارت دفاع در قسمتی از این سفر رییس جمهور نیکسون ” موافقت کرده بود‪٬‬ایاالت متحده به‬
‫ایران نیروگاه های اتمی و سوخت آن را بفروشد“‪/ .‬‬
‫‪55‬‬

‫همه نوع اسلحه غیر از بمب اتم‬
‫چهار روز بعد‪ ٬‬روز ‪ ۵‬جون‪ ٬ ۱۹۷۲ ٬‬سرگرد سرلشگر الیس ویلیامسون‪ ٬‬جانشین همیلتون تویچل در مقام سرپرست‬
‫عملیات نظامی امریکا در ایران‪ ٬‬به کاخ نیاوران احضار شد‪ .‬وی شاه را سر مست و خندان یافت‪ .‬سرلشگر ویلیامسون‬
‫خبر جانانه را نه از دولت خود که از یکی از سران کشور های دیگر شنیده بود‪” :‬ایران غیر از بمب اتم به همه اسلحه‬
‫های پیشرفته دست خواهد یافت“‪ .‬ویلیامسون این را هم شنیده بود که شاه قول گرفته است ”برای آموش سریع نیرو های‬
‫مسلح وی‪ ٬‬آبی پوش های زیادی به ایران فرستاده شود“‪ .‬نیکسون در گفتگو های خود با شاه‪ ٬‬در نهان به وی قول داده بود‬
‫سطح کادر نظامی فنی امریکا در ایران را با از آن شوروی در مصر برابر کند ‪ -‬یعنی شاه انتظار داشت پنتاگون بیست‬
‫هزار پرسونل به ایران بفرستد! دیدار نیکسون ”رضایت کامل“ شاه را فراهم کرد و ”روحیه این بخش از جهان بسیار باال‬
‫برد“‪ .‬روابط میان ایران و ایاالت متحده ”به اوج خود رساند ”‪/ .‬‬

‫سرگیجه بعدی وقتی سراغ سرلشگر ویلیامسون آمد که نیروی هوایی ایران نقشه چگونگی استقرار نیرو های امریکایی‬
‫”در مواضع عملیاتی واحد های ایرانی را“ در برابر وی نهاد‪ .‬سفارت ایاالت متحده در تهران از کاخ سفید خواست موضع‬
‫آنها را روشن کند‪ .‬آیا رییس جمهور به شاه قول داده بود ”برخی از عملیات جنگی ایران را سربازان امریکایی انجام‬
‫خواهند داد“؟به نظر میرسید سوء تفاهمی پیش آمده است‪ .‬نقشه ایرانی ها عجیب و غریب می نمود‪ .‬مواضع کنگره روشن‬
‫بود‪ ٬‬به همین سان خطر کشیده شدن پای ایاالت متحده به یک درگیری در منطقه‪ .‬این ایده از بنیان با دکترین نیکسون نمی‬
‫خواند‪ .‬سفیر جدید امریکا در ایران‪ ٬‬جوزف فارلند‪ ٬‬در این باره از کیسسینجر راهنمایی خواست‪ .‬او و کیسینجر با هم‬
‫سری کیسینجر برای تماس های‬ ‫آشنایی خوبی داشتند‪ .‬هنگامی که فارلند سفیر ایاالت متحده در پاکستان بود‪ ٬‬به ابتکار ّ‬
‫دیپلماتیک با چین کمونیست یاری رسانده بود‪ .‬فارلند مامور پیشین دفتر مرکزی اطالعات ( اف بی آی ‪ -‬مترجم) بود و با‬
‫ریچارد هلمس در ماموریت های خارج همکاری نزدیک داشت‪ .‬پاسخ کیسینجر به داستان بده و بستان های بی سر و ته‬
‫نیکسون و شاه برمیگشت‪ .‬وی به فارلند اعتراف کرد‪” ٬‬این یکی از آن موارد بی در و پیکری است که هیچکس نمی داند‬
‫ما به چی تعهد داده ایم به چی نه‪ “.‬هرچند قرار نبود افراد نیروی نظامی امریکا در عملیات نیرو های مسلح ایرانی نقش‬
‫اجرایی بعهده بگیرند‪” ٬‬مهم این بود نباید با این مساله بگونه ای برخورد میشد که امتیاز بدست آمده از پاسخ در خالف‬
‫جهت امیال شاه تعبیر می شد‪/ “.‬‬

‫در میان این سردرگمی ها بود که روز ‪ ۱۵‬جون‪ ۱۹۷۲ ٬‬کیسینجر به وزارت امور خارجه و دفاع خبر داد ”نیکسون می‬
‫خواهد“هواپیما های اف ‪ ۱۴ -‬و اف ‪ ۱۵ -‬و بمب های راهنمایی شونده با لیزر به ایران بفروشد‪ ٬‬و ”دولت در صدد‬
‫واگذاری شمار فزاینده ای از تکنیسین های یونیفورم پوش ارتشی است“‪.‬گرچه کیسینجر فراموش کرد یادآوری کند‪ ٬‬وی‬
‫همچنین متعهد شده است شمار آبی پوش های امریکایی در ایران را تا شمار تکنیسین های شوروی در مصر برساند‪ .‬باز‪٬‬‬
‫این پیش نویس مانند نارنجکی روی میز لیرد‪ ٬‬وزیر دفاع ترکید‪ ٬‬داد یکی از آن میان درآمد‪ ٬‬واو! ‪/‬‬

‫در جبهه دیگر حوادث به تندی برق و باد یکی پس از دیگر‪ ٬‬پیش میرفت‪ .‬در آغاز جوالی نیکسون فرماندار پیشین تگزاس‬
‫و جانشین دلخواه خود در کاخ سفید‪ ٬‬جان کونالی را‪ ٬‬برای دیدار با شاه در خلوت‪ ٬‬به تهران فرستاد‪ .‬کونالی در عین حال‬
‫در پی فراهم کردن پول برای مبارزه انتخاباتی مجدد نیکسون بود‪ .‬او شاه را در جریان دستور نیکسون به سیا مبنی بر‬
‫سرازیر کردن اسلحه به جنگندگان کرد‪ ٬‬جهت جنگ چریکی با دولت عراق گذاشت‪ .‬رییس جمهور به یکی از بده و بستان‬
‫های پنهانی که دو رهبر شیش هفته پیش در تهران کرده بودند‪ ٬‬عمل میکرد‪ .‬ماموریت کردی از چنان حساسیتی برخوردار‬
‫بود که اعضای کمیته ‪ ٬ ۴۰‬هیات بلند پایه کارشناسان که اجازه عملیات مخفی را صادر می کند‪ ٬‬در این باره فقط روی‬
‫کاغذ پاره ای یک پاراگراف توضیح دریافت میکرد و از آنها میخواست آنرا امضا کنند‪ .‬نظر آنان بدرد نمی خورد‪ .‬سال ها‬
‫بود که شاه از نیکسون می خواست کرد ها را مسلح کند‪ .‬سفیر مک آرتور و سیا قبال در بر ابر معقول بودن ”ترغیب و‬
‫تشجیع آرزو های تجزیه خواهی“ در عراق خواستار خویشتن داری شده بودند‪ .‬آنها می گفتند باید احتیاط کرد‪ ٬‬برای این که‬
‫یک چنین قماری پای شوروی ها را به منطقه باز میکند‪ .‬از این گذشته‪” ٬‬این راه پایانی ندارد و اگر ما پا بمیان گذاریم و‬
‫سپس پس بکشیم‪ ٬‬همپیمانان ما نسبت به نیت خوب ما بد گمان می شوند که نتیجه خوبی در روابط ما نخواهد داشت“‪ .‬وقتی‬
‫‪56‬‬

‫از مقام ارشد سیا ‪ -‬به احتمال زیاد از رییس سازمان هلمس ‪ -‬خواسته شد به کمینه ‪ ۴۰‬توضیح دهد ”چرا نظرات منفی‬
‫سازمان متبوع وی به طور قاطع مطرح نشد‪ “٬‬پاسخ وی آن بود که ”کمیته باید متوجه باشد از سیا خواست شده بود نامه ای‬
‫در باره ’چگونگی ‘ عملی کردن طرح تهیه کند‪ ٬‬نه در باره اجرا یا عدم اجرای آن“‪/ .‬‬

‫روز ‪ ۱۲‬جوالی فارلند از رابط مخفی خود‪ ٬‬با دلخوری‪ ٬‬به کیسینجر رساند که سرلشگر ویلیامسون ”به ادامه فروش‬
‫تسلیحات ایاالت متحده شک دارد و معتقد است در هر پله از دولت ایاالت متحده به مشکلی برمیخوریم که بر پایه دانش و‬
‫آگاهی مان‪ ٬‬ما را ناگزیر از اقدامات جدی برای جلوگیری از خرید بی رویه ایران می کند“‪ .‬در چشم فارلند‪” ٬‬تا مادام که‬
‫ایران برای تفنگ و کره پول دارد‪ ٬‬نباید این بازار را از دست بدهیم‪ ٬‬مخصوصا اگر حواس مان به دفتر حساب و کتاب و‬
‫بدهی ها باشد“‪.‬دلیل بی تابی ویلیامسون به درخواست خویشتن داری‪ ٬‬تصمیم شاه به خرید ‪۲۵۰‬هشت صد تانک از‬
‫بریتانیای بزرگ‪ ٬‬به مبلغ ‪ ۲۵۰‬میلیون دالر بود‪ .‬فارلند خواست که طبق معمول ”نظر“ ویلیامسون را هم ”جویا شوند“‪/ .‬‬

‫شاه همچنان از آوردن فشار به کاخ سفید کوتاهی نمی کرد‪ .‬می خواست بداند نیکسون کی به وعده های نهانی خود عمل‬
‫میکند و محدودیت های فروش تسلیحات ایاالت متحده به ایران را برمیدارد‪ .‬از اعلم پرسید‪” ٬‬کیسینجر چی؟ او گفته ( به‬
‫امیر عباس هویدا) من هر اسلحه ای را از امریکا درخواست کنم‪ ٬‬نیکسون خواهد داد“‪/ .‬‬

‫مقام شورای امنیت ملی که معامالت ایران زیر سر وی میچرخید‪ ٬‬هارولد ساندرس بود‪ .‬او برای پایان دادن به بگو مگوی‬
‫میان فارلند و ویلیامسون یک راه سر راستی را پیشنهاد کرد‪ .‬ساندرس می گفت‪ ٬‬دولت ”اتخاذ تصمیم به خرید هر نوع‬
‫اسلحه را به دولت ایران واگذار کند و کارما دادن اطمینان به ایرانی ها باشد‪ ٬‬که در زمینه کارکرد تجهیزات مورد معامله‬
‫از کارشناسان ما راهنمایی ها و رایزنی های تکنیکی خوب دریافت خواهند کرد“‪ .‬ساندرس در اوایل ‪ ۱۹۶۰‬از سیا به‬
‫شورای امنیت ملی انتقال یافته بود‪ .‬او که همراه کیسینجر به تهران رفته بود و به پیوند میان رشد اقتصادی و خرید سالح‬
‫حساسیت داشت‪ .‬طبق خاطرات او” تصمیم گیری بر سر این مساله را که بگذاریم شاه هر چه که دلش می خواهد بخرد یا‬
‫آن را بررسی ( اقتصادی) کنیم‪ ٬‬چهار سال یا دست کم سه سال پیش پشت سر گذاشته بودیم‪ .‬از نظر من ’گفتگو هایی که‬
‫بر سر به اصطالح چک سفید میشد ‘‪ ٬‬در اصل تصویب چیزی بود که مدت ها اجرا میشد“‪.‬این یک واقعیت است‪ .‬آن عجله‬
‫ای که کیسینجر در قبول توصیه های ساندرز و اتخاذ آنها به عنوان سیاست کلی دولت داشت‪ ٬‬نشان میدهد که او نیز فروش‬
‫لگام گسیخته اسلحه به ایران را گام منطقی بعدی میدید و نه افتراق از سیاست موجود‪ .‬به یقین سیاست مذکور بازتاب کننده‬
‫احساسات نیکسون در این خصوص بود‪ .‬اما وقتی کیسینجر در تلگرام ‪ ۱۵‬جوالی خود به فارلند سفارش کرد‪” ٬‬ایران را‬
‫بخرید تجهیزات ایاالت متحده تشویق کند‪ ٬‬گامی فراتر رفت“‪ .‬با این کار وی دیپلمات های خود را به داللی اسلحه‬
‫وامیداشت‪/ .‬‬

‫سرریز های سد گشوده شد‪ .‬پس از دو روز سفیر فارلند به مالقات وزیر در بار اعلم شتافت و فروش مهمات و سالح هایی‬
‫را که شاه درخواست کرده بود‪ ٬‬به عالوه الکهید ‪ ٬ ۱۲ -۱۰‬اف ‪ ۱۵ -‬ها و اف ‪ ۱۱۱ -‬ها پذیرفت‪ .‬دو هواپیمای آخری‬
‫هنوز در دست ساخت بود‪ .‬کاخ سفید با پرواز هواپیمایی ملی ایران به لس آنجلیس نیز‪ ٬‬که بسیاری از ایرانیان ترک میهن‬
‫کرده و در آنجا ساکن شده بودند و از پهلوی ها انتقاد داشتند‪ ٬‬موافقت کرد‪/ .‬‬

‫سیاست فروش اسلحه‪ ٬‬توسط نیکسون به ایران‪ ٬‬رسما در روز ‪ ۲۵‬جوالی ‪ ٬ ۱۹۷۲‬با رهنمود سنجیده کیسینجر به لیرد و‬
‫روجرز‪ ٬‬که در آن فروش هواپیماهای اف ‪ ۱۴ -‬و اف ‪ ٬ ۱۵ -‬بمب های راهنمایی شونده با لیزر‪ ٬‬و گسیل داشتن آبی پوش‬
‫ها به ایران تاکید میشد‪ ٬‬از تصویب گذشت‪ .‬برای اینکه جای شک و شبهه باقی نماند‪ ٬‬کیسینجر به هر دو وزیر گفت از این‬
‫پس‪” ٬‬به طور کلی اتخاذ تصمیم برای بدست آوردن ساز وبرگ جنگی باید بدوا به عهده دولت ایران گذاشته شود“‪ ٬‬و شاه‬
‫خودش میداند ”چه تجهیزاتی“ را بخرد یا نخرد‪ ٬‬و این هیچ ربطی به آنها ندارد‪ .‬کیسینجر با گنجاندن ”به طور کلی“ و‬
‫”بدوا“ در رهنمود خود‪ ٬‬دهان آن دو را بست‪ .‬اما همه می فهمیدند که ماجرا از چه قرار است‪ :‬تز تویچل را در گور‬
‫گذاشته بودند‪ .‬یکی از مقامات وزارت امور خارجه با شور و شوق می گفت ”رهنمود کاخ سفید به ما اختیار کامل میدهد‬
‫‪57‬‬

‫که‪ ٬‬با طرف های قرار داد وزارت دفاع‪ ٬‬وارد معامله شویم“‪ .‬دیپلمات دیگری نسخه ای از این حکم قانونی را در کشو‬
‫گاوصندق دفتر کارش گذاشت تا در صورت لزوم‪ ٬‬به عنوان رهنمود سیاسی‪ ٬‬به آن مراجعه کند‪/ .‬‬

‫از این پس شاخص های اقتصادی ایران‪ ٬‬در فروش توپ و تفتگ امریکایی به آن کشور‪ ٬‬بکار نمی آمد‪ .‬شاه خود نیک‬
‫میدانست چی به نفع کشورش هست و دولت امریکا پایش را از سر راه وی بر میداشت‪ .‬یک ماه بعد‪ ٬‬هنگامی که رییس‬
‫جمهور مصر‪ ٬‬انور السادات یک جا بیست هزار کارشناس شوروی را بیرون ریخت و فاتحه پیمان دوستی مصر با‬
‫شوروی را خواند‪ ٬‬مهر تاییدی کوبید به هپروتی که سیاست دولت ایاالت متحده در آن رفته بود‪ .‬حرکت بی باکانه سادات‬
‫بی پایه بودن منطق شاه را که بر برابری پرسونل امریکا در ایران‪ ٬‬با از آن شوروی در مصر ابرام داشت‪ ٬‬برمال ساخت‪.‬‬
‫اما آنان همچنان به ایران سرازیر میشدند‪/ .‬‬
‫‪58‬‬

‫باید دید حرکت بعدی نیکسون چیست‬
‫هفته آخر ماه جوالی ‪ ۱۹۷۲‬یکی از داغ ترین دوره های بده و بستان ‪ -‬و زد و بند ها ‪ -‬در روابط میان واشینگتن و تهران‬
‫بود‪ .‬روز ‪ ۲۶‬جوالی‪ ٬‬همان روزی که جان اهرلیشمان‪ ٬‬مشاور کاخ سفید‪ ٬‬به وکیل شخصی رییس جمهور خاطر نشان‬
‫میکرد که تهیه حق السکوت با قانون مباینتی ندارد‪ ٬‬سفیر ما در تهران از اهداء چک سفید به شاه بابت خرید اسلحه آگاه‬
‫شد‪ .‬پنج هفته پیشتر‪ ٬‬در سپیده دم روز ‪ ۱۷‬جون‪ ٬‬پنج مرد را به جرم وارد شدن به دفتر کمیته ملی دمکراتیک در واتر‬
‫گیت واشینگتن دستگیر کرده بودند‪ .‬پلیس پی برده بود‪ ٬‬افرادی که در صدد استراق سمع در دفتر کمیته ملی دمکراتیک‬
‫بودند‪ ٬‬وابسته به مبارزه انتخاباتی دوباره رییس جمهور می باشند‪ .‬در حالیکه پلیس در پی سر نخ در باره انگیزه دزدان‬
‫بودد‪ ٬‬نیکسون و دستیارانش بر جلوگیری و خاموش کردن بررسی ها می کوشیدند تا دست شان در همدستی با فال گوش‬
‫ایستادن ها و آلودگی های دیگر رو نشود‪ .‬اهرلیشمان به کالمباخ گفت برای پرداخت هزینه های قانونی و ”مخارح دیگر“‬
‫متهمین‪ ٬‬به صد ها هزار دالر نیاز مبرم هست‪ .‬وی هشدار داد که اگر روزنامه نگاران بویی از این نیاز و جامه دان های‬
‫پر از پول ببرند‪” ٬‬شلوار مان را می کنند“‪/ .‬‬

‫روز پنجشنبه‪ ۲۷ ٬‬جوالی‪ ٬‬وزیر دربار‪ ٬‬اسد هللا اعلم همراه سفیر جوزف فارلند‪ ٬‬دومین روز از سفر سه روزه گشت و‬
‫بازدید از امکانات نظامی را‪ ٬‬در بیرجند میگذراند‪ .‬در عرض بررسی شش ساعته که با هواپیما از هوا صورت میگرفت‪٬‬‬
‫بحث به انتخابات ریاست جمهوری قریب الوقوع کشید‪ .‬متعاقب آن واقعه ای رخ داد که اعلم آن را چنین یاددشت میکند‪:‬‬
‫”چون پای صحبت کار های معمول انتخابات بمیان آمد‪ ٬‬سفیر خواهشی از من کرد که اگر پنجاه سال هم از آن روز‬
‫بگذرد‪ ٬‬می ترسم برمال شدن آن به روابط میان دو کشور آسیب جبران ناپذیر برساند‪ .‬گرچه من از بیان چگونگی آن‬
‫درمانده ام‪ ٬‬این را می توانم بگویم که آن نشانگر ابعاد گرایش نیکسون به تکیه بر اعلیحضرت بود“‪ .‬به هر رو اعلم قول‬
‫داد درخواست نیکسون را به شاه برساند‪/ .‬‬

‫برگردیم به واشینگتن‪ ٬‬روز جمعه‪ ۲۸ ٬‬جوالی ‪ -‬اعلم و فارلند همچنان در بیرجند بودند ‪ -‬فرماندار نیویورک‪ ٬‬نلسون‬
‫راکفلر ساعت‪ ۲ :۵۸‬بعد ار ظهر زنگ زد به کیسینجر‪ .‬راکفلر و کیسینجر روابط نزدیک خاصی داشتند‪” .‬راکی“که‬
‫وراث گنج راکفلر‪ ٬‬استاندارد اویل‪ ٬‬و نامزد جاودانی ریاست جمهوری بشمار‬ ‫معروف خاص و عام است‪ ٬‬چهره برجسته ّ‬
‫میرفت‪ .‬او با خانواده پهلوی دوستی خوبی داشت‪ ٬‬و کیسینجر را کار چاق کن شخصی خود میدید‪ ٬‬کیسینجر را آدمی میدید‬
‫که می شد برای روبراه کردن کار ها روی او حساب کرد‪/ .‬‬

‫راکفلر به کسینجر توضیح داد که یکی از طرفین مهم قرارداد وزارت دفاع در محل‪ ٬‬شرکت سهامی گرومان در حال‬
‫ورشکستگی است مگر اینکه قرار داد بزرگی به آن محول شود‪ ٬‬مثال اف ‪ ۱۴ -‬های مورد نظر‪ ٬‬یا موشک های دور برد‬
‫قابل حمل توسط هواپیما را آن ها بسازند‪ .‬گرومان که مرکز آن در النگ آیلند است‪ ٬‬به تازگی قرارداد ساخت فضا پیما را‬
‫از دست داده بود‪ .‬بدون رساندن پول به آن امیدی به زنده ماندنش نبود‪ .‬راکفلر بو برده بود که شاه خواستار خرید اف ‪۱۴ -‬‬
‫از ایاالت متحده می باشد‪ ٬‬اما نمی دانست که چشم شاه بیشتر به دنبال سه اسکادران اف ‪ ۱۵ -‬است‪ .‬شاه ناو هواپیما بر‬
‫نداشت‪ ٬‬برای همین خرید اف ‪ ۱۴ -‬ها برای نیروی هوایی پادشاهی معنی نداشت‪ ٬‬اما این که مشکلی نبود‪ .‬راکفلر از‬
‫کیسینجر میخواست که شاه را به خرید تعداد زیادی اف ‪ ۱۴ -‬ترغیب و وادار کند تا این هواپیما را بشود در حد وسیع‬
‫برای بازار تولید کرد‪ .‬سپس از شاه میخواست که گرومان را به عنوان طرف قرارداد برگزیند‪ .‬در واقع راکفلر از مشاور‬
‫امنیت ملی می خواست قرارداد وزارت دفاع را برایش چاق کند‪ .‬وی تعریف کرد که وزیر دفاع‪ ٬‬لیرد می خواهد هواپیمای‬
‫اف ‪ ۱۴ -‬را سر به نیست کند اما دریادار المو زواموالت‪ ٬‬از ستاد مشترک‪ ٬‬طالب آنهاست و در پشت سر لیرد برای‬
‫دستیابی به آنها حیله ای می اندیشد‪ .‬اگر شاه پا به میدان نهد‪ ٬‬این نبرد به سود زواموالت پایان خواهد پذیرفت‪/ .‬‬

‫راکفلر همچنین تصریح کرد که دریافتن گرومان بلیط پیروزی ماه نوامبر نیکسون ‪ -‬آگنیو در ایالت نیو یورک را تضمین و‬
‫به بهتر شدن وضع اسفناک اقتصاد دولت کمک میکند‪” :‬خب‪ ٬‬هنری‪ ٬‬نجات سیاست و اقتصاد النگ آیلند ‪ -‬نیو یورک و‬
‫حومه در همانی است که گفتم و شاید هم‪ ....‬بداد برس‪ ٬‬این شرکت را دریاب“‪ .‬وقتی کیسینجر گفت که این معامله بدی‬
‫‪59‬‬

‫نیست‪ ٬‬راکفلر سر از پا نمی شناخت‪” :‬ای خدا‪ ٬‬اگر این معامله سر بگیرد‪ ٬‬دیگر بهتر و باال تر از این نمی شود‪ ٬‬شرکت‬
‫از ورشکستگی در میاید و اف ‪ ۱۴ -‬ها نجات پیدا میکند اگر نه‪ ٬‬دلم شور میزند که آنها از دست بروند“‪/ .‬‬

‫فردای آنروز شنبه ‪ ۲۹‬جوال بود که ساعت ‪ ۱:۴۵‬بعد از ظهر کیسینجر به راکفلر زنگ زد تا خبر مسرت بخش را بهش‬
‫برساند‪” :‬من پس از بررسی اوضاع به وزارت دفاع گفتم کار را پیش ببرند و با ایرانی ها وارد معامله شوند‪ ٬‬اما‪ ٬‬خب از‬
‫این پس ریش و قیچی دست ایرانی هاست که آن را بخرند یانه‪ ٬‬در هر حال ما موانع را از سر راه برداشتیم“‪ .‬اما کیسینجر‬
‫دستش را رو نمی کرد‪ .‬این ایده که شاه پیشنهاد خرید اف ‪ ۱۴ -‬ها را رد میکرد‪ - ٬‬ولو آنها بدردش هم نمی خورد ‪ -‬محال‬
‫می نمود‪ .‬این پیشنهاد مانند سرکشیدن دُرد شراب برای یک میخواره بود‪ .‬کیسینجر و راکفلر با غرایز مخرب و انگیزه‬
‫های خود ‪ -‬ویرانگر شاه بازی میکردند‪ ٬‬اقتصاد ایران را به پرتگاه نابودی می کشاندند تا راکفلر به مرادش برسد‪ .‬وزیر‬
‫دفاع پیشین‪ ٬‬جیمز شلزینگر با حسرت و انده بیاد میاورد که ”هیچ بند وبستی روی اشتهای سیری ناپذیر [ شاه] برای فن‬
‫آوری های نوین نبود‪ .‬وی تاب و توان ایستادگ در برابر فروش آنها نداشت“‪/ .‬‬

‫کیسینجر به راکفلر گفت که ”از سفیر خواهد خواست پنهانی کار را راه بیاندازد“‪ .‬یعنی جوزف فارلند در گوش اعلم نجوا‬
‫خواهد کرد‪ .‬در دربار اعلم بیشتر از همه مورد اعتماد شاه بود‪ ٬‬برای همین هم شاه او را رابط مخصوص سفیر امریکا و‬
‫خود ساخت‪ .‬همراه بودن اعلم و فارلند در بیرجند‪ ٬‬کار ها را آسان تر میکرد‪/ .‬‬

‫روز ‪ ۲۹‬جوالی اعلم برای گزارش رفت نوشهر‪ ٬‬پیش شاه‪ .‬یادداشت های وی نشان میدهد که او به نوشهر رفت تا پیام‬
‫نیکسون را به شاه دهد‪ .‬شاه وقتی آنرا شنید‪ ٬‬در جا با آن موافقت نمود‪ .‬راهرو پشتی ( فارلند) حد اقل تا ‪ ۱۴‬اوت بکار خود‬
‫ادامه داد‪ .‬پس از آن بود که کار ها رو به کندی نهاد‪/ .‬‬

‫از چرخش حوادث تند و ناگهانی تابستان چه می توان فهمید؟ فارلند و اعلم‪ ٬‬در همان هفتاد و دو ساعتی که کیسینجر از‬
‫طریق رابط در پشتی خود در تهران فروش اف ‪ ۱۴ -‬را پیشکش میکرد ‪ -‬معامله ای که به گفته راکفلر بعد سیاسی داشت‪٬‬‬
‫در باره مبارزه انتخاباتی دوباره نیکسون به گفتگو نشستند‪ .‬راکفلر به کیسینجر گفته بود که یک سفارش ‪ ۵۰۰‬میلیون‬
‫دالری از تهران‪ ٬‬برای خرید هواپیما‪ ٬‬پنجمین طرف قرارداد بزرگ ملت را از ورشکستگی نجات میدهد‪ ٬‬اقتصاد النگ‬
‫آیلند‪ ٬‬دژ جمهوریخواهان‪ ٬‬را رو براه میکند‪ ٬‬و به تالش های آنان جهت همداستان کردن نیویورک با خود در انتخابات‬
‫نوامبر یاری میرساند‪ .‬مبارزه انتخاباتی نیکسون در سال ‪ ۱۹۷۲‬در گرومان را کوبیده بود تا برای انتخاب دوباره رییس‬
‫جمهور یک میلیون دالر بسلفد‪ .‬با اسنادی که در دست است‪ ٬‬توجیه معقول برای یادداشت های مرموز اعلم میتواند تالش‬
‫های مشترک برای معامله اف ‪ ۱۴ -‬ها باشد که به نفع همه بود‪ .‬تردیدی بر جای نمی ماند که فارلند و کیسینجر در باره‬
‫اهمیت سیاسی قرارداد به الف و گزاف می پرداختند‪ ٬‬شاید هم سر نگرفتن آنرا با شکست مجاهدت ها برای انتخاب دوباره‬
‫رییس جمهور گره میزدند وحال آنکه‪ ٬‬در واقع‪ ٬‬پیروزی بزرگ نیکسون بر رقیب دمکرات خود حتمی بود‪ .‬آخر سر‬
‫اعلیحضرت سفارش خرید هشتاد جنگنده اف ‪ ۱۴ -‬را‪ ٬‬به مبلغ ‪ ۲‬بیلیون دالر از گرومان داد‪ .‬بد نیست گفته شود که درآمد‬
‫نفتی ایران در سال مالی ‪ ۷۳ -۱۹۷۲‬به ‪ ۲/۸‬بیلیون دالر رسید‪ .‬فشار و تنشی که این سفارش روی اقتصاد ایران داشت‪٬‬‬
‫در عقل نمی گنجد‪/ .‬‬

‫نمی توان منکر شد که فارلند پیش اعلم رفته بود با خواهش دیگری هم از وی بکند‪ ٬‬سوا از خرید اف ‪ .۱۴ -‬سال ها این‬
‫داستان در میان مردم پخش شده بود که در جریان واترگیت و مبارزه انتخاباتی نیکسون در سال ‪ ۱۹۷۲‬پول نفت شاه‬
‫مصروف بود‪ .‬در همان هنگام که اعلم و فارلند درسفر بیرجند بسر می بردند‪ ٬‬اهرلیشمان و هربرت کالمباخ با دست‬
‫پاچگی سرگرم جور کردن پول برای بستن دهان متهم ها بودند‪ .‬مخارج ورود دزدکی به ساختمان واترگیت‪ ٬‬از محل کمک‬
‫‪ ۱۰‬میلیون دالری یک منبع سری که به مبارزه انتخاباتی نیکسون پرداخت شده بود داده می شد‪ .‬جای پاهای این پول در‬
‫جنوب کشور پرده از ”پول شویی مکزیکی“ نیکسون برمیداشت‪ .‬رد پا های بانکی سارق واترگیت‪ ٬‬برنارد بارکر‪ ٬‬کامند‬
‫پیشین سیا و طراح حمله سرهم بندی شده خلیج خوک ها به سال ‪ ۱۹۶۱‬در کوبا‪ ٬‬نشان میدهد که چهار چک نقدی به مبلغ‬
‫‪ ۸۹۰۰۰‬دالر توسط بانکو اینتر ناسیونال شهر مکزیکو‪ ٬‬بنام او صادر شده است‪ .‬چند روزی از دزدی واترگیت سپری‬
‫‪60‬‬

‫نشده بود که کاخ سفید سرکوب و جلوگیری از پی جویی اف بی ای برای یافتن سرچشمه پول مکزیکی را آغاز کرد‪.‬‬
‫دستیاران کاخ سفید ها‪ .‬ار‪ .‬بوب هالدمان و اهرلیشمان‪ ٬‬رییس سازمان سیا‪ ٬‬هلمس را به کاخ سفید فرا خواندند‪ .‬و گفتند که‬
‫رییس جمهور می خواهد سیا جلو شخم زنی اف‪ .‬بی‪ .‬آی‪ .‬را در مکزیکو سیتی بگیرد‪ ٬‬اما نگفتند چرا‪ .‬آنان از هلمس می‬
‫خواستند دروغ بگوید و داستانی ببافد که کاووش آنان عملیات پنهانی سیا را به خطر میاندازد‪/ .‬‬

‫روزنامه نویس‪ ٬‬جک اندرسون با یکی از دزدان واترگیت بنام فرانک استورگیس دوستی خوبی داشت‪ ٬‬تا جایی که پس از‬
‫دستگیری این ”سرباز خوشبیار“ خود ‪ -‬فرموده‪ ٬‬که به جرم دزدی از ساختمان واتر گیت به دادگاه برده شد‪ ٬‬او را ضمانت‬
‫کرد‪ .‬ماه های پس از دزدی‪ ٬‬اندرسون سرنخ هایی از اندرونی ها بدست می آورد که حکایت از در میان بودن پول ایران‬
‫با مبالغ مشکوکی که از مکزیک به نیکسون می رسید‪ ٬‬گره خوردگی داشت‪ .‬دو تن از ایرانیان بلند پایه پیشین با دلخوری‬
‫و انده به اندرسون می گفتند که ”شاه صد ها هزار دالر به مبارزه انتخاباتی نیکسون پول ریخته است“‪ .‬او هم آن را پی‬
‫گرفت‪ .‬منابع بانکی سویس تایید می کردند که ”شاه از حساب های شخصی خود بیشتر از یکی میلیون دالر از جامعه بانک‬
‫سویسی به بانکو د النگره وای مکزیکو واقع در مکزیکو سیتی انتقال داده است“‪ .‬این داستان با عقل جور در میامد برای‬
‫این که همه میدانستند دفتر مبارزاتی نیکسون دنبال کمک های کمتر از یک میلیون دالر را نمی گرفت‪ .‬محققین سنا نیز‬
‫سر در غور بردند‪ ٬‬اما آنان هرگز گوشه ایران را خوب نگاه نکردند‪ ٬‬مانند اندرسون‪ ٬‬با همه کوشش های بی دریغی که‬
‫کردند‪ ٬‬نتونستند نشانه ای دال بر آلوده بودن دستان شاه در گنداب نیکسون بیابند‪ .‬اما این بدگمانی که واقعیت دست داشتن‬
‫شاه در واترگیت‪ ٬‬مانند ابری از آسمان آویخته ماند‪ ٬‬تا روزی که فاش شود‪ .‬یکی از تحقیق کنندگان به اندرسون گفت هنوز‬
‫”رمز و راز زیادی“ ناگشوده مانده است‪/ .‬‬

‫اندرسون با ذوق زیاد بیاد میاورد در اواخر سال ‪ ٬ ۱۹۷۴‬دیپلمات های ایرانی و ویلیام روجرز‪ ٬‬وزیر امور خارجه قبلی‬
‫نیکسون‪ ٬‬که دفتر حقوقی اش اینک نمایندگی شاه را داشت‪ ٬‬به او و یونایتد فیچر‪ ٬‬که یک شرکت خدمات کابل کشی بود و‬
‫به چاپ مقاله های او در روزنامه ها کمک می کرد‪ ٬‬زیاد فشار آوردند تا از داستان واتر گیت پاک دست بردارند‪ .‬وی می‬
‫نویسد ”جستجو های ما‪ ٬‬به عالوه تلفن هایی که به تهران‪ ٬‬ژنو‪ ٬‬بن‪ ٬‬مکزیکو سیتی و جاهای دور دست دیگر می شد‪٬‬‬
‫ایرانیان را به تب و تاب انداخته بود‪ .‬بیکباره میدیدیم که مقامات ایرانی پیش از آنکه ما با آنان تماس بگیریم‪ ٬‬در انتظار‬
‫تلفن ما بسر می برند“‪ .‬از این پیشامد ها گل از گل اندرسون می شکفت‪ .‬سال ‪ ٬ ۱۹۷۲‬در مقطعی‪ ٬‬رییس سیا‪ ٬‬هلمس‬
‫شانزده تن از کارمندان خود را برای جاسوسی از روزنامه نگار یاد شده و گروه گزارشگران وی گماشته بود‪ ٬‬حتی از‬
‫وی برای نهار دعوت کرد که بگوید یکی از زمینه های کاووش شان را ول کنند‪ .‬عملیات گشت سیا‪ ٬‬عملیات مادهن‪٬‬‬
‫هنگامی متوقف شد که اندرسون دست باال را گرفت و به دست نُه فرزند کم سن و سال خود دوربین عکاسی داد تا اینبار‬
‫آنها بروند از گماشتگان سیا عکس بگیرند‪/ .‬‬

‫در سال ‪ ٬ ۱۹۷۲‬وزیر امور خارجه ایران عباس خلعتبری بود و سفیر او در واشینگتن امیر اسالن افشار‪ .‬هیچکدام از این‬
‫دو‪ ٬‬از زمره اندرونی های شاه نبودند‪ .‬اردشیر زاهدی مصرا معتقد است که در زمان تصدی وزارت امورخارجه و‬
‫سفارت او در واشینگتن‪ ٬‬پول شاه هرگز تاثیر قطعی روی انتخابات ریاست جمهوری امریکا نداشت‪ .‬این نیز هست که‬
‫کنار رفتن زاهدی از صحنه سیاست در سال ‪ ۱۹۷۲‬با بازار پر رونق زد و بند های زیاد میان نیکسون و شاه‪ ٬‬همزمان‬
‫بود‪ .‬اگر هم پولی پرداخت میشده است‪ ٬‬زاهدی از آن بی خبر می ماند‪ .‬یادداشت های اعلم نشان از آن دارد که او و سفیر‬
‫فارلند نقش راهرو پشتی را در زمینه انتخابات دوباره نیکسون داشتند‪ .‬هنگامی که اتهامات اندرسون علنی شد‪ ٬‬زاهدی‬
‫دوباره به عنوان سفیر ایران به واشینگتن برگشته بود‪ .‬وی از روجرز خواست که روزنامه نگار را تحت پیگرد قانونی‬
‫قرار دهد‪ ٬‬اما تا شنید در آن صورت برای تعقیب قانونی شاه باید به عنوان شاهد در دادگاه حاضر شود از آن دست‬
‫برداشت‪ .‬اندرسون به سهو گمان می برد تلفن هایی که از جانب مقامات خشمگین سفارت ایران و دفتر روجرز در همان‬
‫هنگام میشد‪ ٬‬گواهی است به گناهکار بودن شاه؛ در واقع این تلفن ها به خاطر تالش های زاهدی برای پاک کردن نام خود‬
‫بود‪/ .‬‬
‫‪61‬‬

‫احتمال زیاد دارد که ما هرگز به واقعیت این مساله پی نبریم‪ .‬در هر حال انگیزه آن روشن بود‪ .‬دزدی واترگیت نشان داد‬
‫که وقتی مساله سیاست بازی به میان میاید‪ ٬‬نیکسون بند و بست نمی شنا خت‪ .‬رییس خزانه مرکزی‪ ٬‬آرتور برنس در‬
‫ماهنامه خود نوشت‪” ٬‬دل مشغولی رییس جمهور با انتخابات مرا بیمناک میکند‪ .‬آیا کاری هست که او برای باال بردن‬
‫احتمال انتخاب دوباره اش از آن ابا کند؟ من که ایمانم را به او از دست داده ام‪ ٬‬دلم گرفته و غمین است“‪ .‬رییس جمهور‬
‫در آخرین هفته جوالی ‪ ۱۹۷۲‬خود را به آب و آتش میزد که به پول برسد‪ ٬‬غافل از آنکه گنج بادآورده پیش سفیر فارلند‬
‫خوابیده است‪ .‬فارلند قبال‪ ٬‬در باز شدن دریچه روابط با چین‪ ٬‬در نقش خطیر رابط راهرو پشتی‪ ٬‬کار آیی و خوش خدمتی‬
‫سر و سّر او با کیسینجر بود‪ ٬‬در‬‫خود به نیکسون و کیسینجر را نشان داده بود‪ .‬پیشینه او در تهران روشنگر ابعاد گسترده َ‬
‫واقع فارلند جایگاه شامخ خود را مدیون او بود‪ .‬پیشنویس تلفنی از ماه فوریه ‪ ۱۹۷۲‬حاکی از بدهکار بودن کیسینجر به‬
‫اوست‪” :‬باید برای فارلند جایی پیدا کنیم‪ .‬او برای راه افتادن کار ما در چین خیلی کمک کرد و سختی ها کشید ما بهش قول‬
‫دادیم که از آنجا درش بیاریم‪ .‬فارلند جون میداد برای نامزدی تهران‪ ٬‬آنهم درست در آن سال انتخابات‪ .‬سال ها گذشته بود‬
‫که روزی یکی از همکاران دیرین به دیدنش آمد و از وی در باره گفتگو هایش با اعلم در بیرجند پرسید‪ .‬وی به طعنه‬
‫گفت ”دهان من مهر و موم شده است“‪/ .‬‬
‫‪62‬‬

‫اینک وقت آن رسیده است که اعتبارات را به پول نقد تبدیل کنیم‬
‫نیکسون و کیسینجر خیال شان تخت بود که پیش طرف معامله خود در تهران اعتبار خوبی به هم زده اند‪ .‬آنان به شاه‬
‫رسانده بودند که می تواند بتازد و بهای نفت را باال ببرد‪ .‬آنها موانع را از سر راه برداشته بودند تا شاه هر اسلحه ای را‬
‫خواست‪ ٬‬فهرستی از بمب های هدایت شونده توسط لیزر‪ ٬‬موشک ها‪ ٬‬جت های جنگنده‪ ٬‬هواپیما های مسافر بری‪ ٬‬آبی‬
‫پوش ها‪ ٬‬و پشتیبانی سیا برای شورش کرد ها در عراق را بچنگ َآورد‪ .‬قرارداد اف ‪ ۱۴ -‬ها رایش آماده شده بود‪ .‬آنان‬
‫حتی یک راهرو هوایی آب و نان دار برای رفت و آمد میان تهران و لوس آنجلیس‪ ٬‬برای ایرانیان ترک دیار گفته و ساکن‬
‫درآنجا‪ ٬‬گشوده بودند‪ .‬اما باز کیسینجر و نیکسون گمان می کردند شاه چیزی چندانی دستگیرش نشده است‪/ .‬‬

‫روز ‪ ۲۰‬اکتبر‪ ٬ ۱۹۷۲ ٬‬هفده روز مانده به انتخابات ریاست جمهووری‪ ٬‬نیکسون و کیسینجر تصمیم گرفتند ژتون هایشان‬
‫را به پول تبدیل کنند‪ .‬سفیر فارلند‪ ٬‬از طریق وزارت امور خارجه نوشته ای از کاخ سفید در یافت کرد که از وی‬
‫میخواست شتابان مطلبی را به شاه برساند‪ .‬به وی گفته شده بود ”بگو که از طرف رییس جمهور این کار را میکنی“‪.‬‬
‫تلگرام حکایت از این داشت که رییس جمهور نیکسون از شاه در مورد یک مساله ”بسیار ضروری“ کمک می خواهد تا با‬
‫تالش های دیپلماتیک مخفی کیسینجر‪ ٬‬پیش از رسیدن روز انتخابات به جنگ در ویتنام خاتمه دهد‪ .‬یک روز قبل کیسینجر‬
‫همپیمان امریکا‪ ٬‬رییس جمهور ویتنام جنوبی‪ ٬‬نگوین ون تیو‪ ٬‬را در برابر عمل انجام شده قرار داده بود‪ .‬کیسینجر در‬
‫نهان با ویتنام شمالی بر سر پایان دادن به جنگ‪ ٬‬پشت سر ون تیو‪ ٬‬به گفتگو پرداخته بود‪ .‬پیرو گفتگو ها‪ ٬‬رزمندگان های‬
‫کمونیست پس از بیرون رفتن سربازان امریکایی می توانستند در ویتنام جنوبی باقی بمانند‪ .‬ون تیو یادش میاید پس از آنکه‬
‫کیسسینجر شرایط معامله را برای وی روشن کرد‪” ٬‬می خواست با مشت بکوبد بدهان او“‪ .‬کیسینجر با این کارش اسب‬
‫تروی را به مرکز شهر سایگون کشانده بود‪ .‬هنگامی که کارکنان خود وی اظهار کردند چشم شان از این معامله آب نمی‬
‫خورد‪ ٬‬وی به پرخاش در آمد که ”شما ها نمی فهمید‪ .‬من میخواهم‪ ٬‬خواست های آنها هم رعایت شود‪ .‬من میخواهم این‬
‫جنگ پیش از انتخابات تمام شود‪ .‬این کار را میشود کرد‪ ٬‬و خواهد شد“‪/ .‬‬

‫برای این که شرایط صلح به مزاق ون تیو زیاد ناگوار نشود‪ ٬‬کاخ سفید شتابزده به یک سری اقداماتی در سرتاسر جهان‬
‫متوسل شد تا پیش از بسته شدن قرارداد صلح‪ ٬‬که افزایش مهمات جنگی و لشگریان طرفین را ممنوع میکرد‪ ٬‬از طریق‬
‫هوا‪ ٬‬ساز و برگ نظامی زیادی‪ ٬‬به ارزش ‪ ۲‬بیلیون دالر به ویتنام جنوبی برساند و بنیه دفاعی آن را تقویت کند‪ .‬در نهان‬
‫به شاه نزدیک شدند تا در عملیات تقویت اضافی ( آپریشن انهنس پالس) شرکت کند و بهش قول دادند که تحهیزات اهدایی‬
‫او با ماشین ها و تجهیزات بسیار پیشرفته تری جبران خواهد شد‪ .‬نقش شاه در این میان بسی چاره ساز بود‪ .‬راهرو پشتی‬
‫کیسینجر به شاه زنگ زد که بگوید ”همه نیروی هوایی ( ‪ ۹۰‬هواپیمای) اف ‪ ۵ -‬را یکجا بدهد“‪.‬درخواستی حیرت آور و‬
‫باور نکردنی! هواپیما ها می باید خیلی زود از هم باز و تحویل ویتنام می شدند‪ .‬کیسینجر گفت از ”بی سابقه بودن این‬
‫خواهش که صرفا به دالیل بس مهم بدان دست یازیده شده‪ ٬‬نیک آگاه است“‪ .‬در ضمن خواستار پاسخ دربار ظرف بیست‬
‫وچهار ساعت بود‪ .‬از دید سفیر فارلند ‪ ٬‬کاخ سفید زبان دیپلماتیک معمول را به کنار افکنده بود و گستاخانه خواست خود‬
‫را چنان بر زبان میاورد که جایی برای تقسیر و بهانه نمی ماند‪ ” :‬اینک زمان آن رسیده است ژتون هایی را که بر گرده‬
‫ایرانی ها انباشته ایم‪ ٬‬پول نقد کنیم‪ .‬ما نمی دانیم با این کار‪ ٬‬روزگار ویتنام بهتر خواهد شد یا نه‪ ٬‬اما بدون آن هم آینده‬
‫صلح ویتنام تیره تار می نماید“‪/ .‬‬

‫شاه که بو برده بود دست باال با اوست‪ ٬‬گردنکشی نشان داد‪ .‬وی بر این که او هم برای یاری رساندن به برقراری صلح در‬
‫آسیای جنوبی باختری عالقه دارد‪ ٬‬پای میفشرد‪ .‬اما آماده نبود بیشتر از دو اسکادران اف ‪ ۵ -‬آ و در مجموع بیشتر از سی‬
‫و دو هواپیما در اختیار نیکسون بگذارد‪ .‬دلیل او آن بود که خارج کردن هواپیماهای زیادی از خط تمرین‪ ٬‬برنامه آموزش‬
‫جدید نیروی هوایی ایران را با مشکل مواجه میکند‪ .‬برای تالفی هم‪” ٬‬تحویل سریع تجهیزات نظامی از قبیل هواپیما های‬
‫اف ‪ ۵ -‬آ و اف ‪ ۴ -‬آ را مطالبه میکرد‪ ٬‬به همین نحو خواستار تصویب و اعزام فوری کارشناسان به ایران‪ ٬‬و تعهد ایاالت‬
‫متحده به افزایش تربیت خلبانان ایرانی بود“ ‪/ .‬‬
‫‪63‬‬

‫پیرو نویسنده زندگی نامه کیسینجر‪ ٬‬والتر ایساکسون‪ ٬‬که با نیکسون گفت و شنودی داشته است‪ ٬‬نیکسون میخواست فرایند‬
‫پایان دادن به جنگ را به برنامه های بعد از انتخابات و بر گشت آرامش موکول کند‪ .‬اما عملیات تقویت اضافی راه افتاده‬
‫بود و کیسینجر هم پشتش را گرفت‪ .‬روز ‪ ۲۵‬اکتبر‪ ٬‬گفتگو های پشت پرده کیسینجر برای شرایط آتش بس در آسیای‬
‫جنوب خاوری‪ ٬‬در میان بهت و خشم نیکسون‪ ٬‬توسط وی به روزنامه نیویورک تایمز درز پیدا کرد‪ .‬فردای آن روز‬
‫کیسینجر در برابر دوربین های تلویزیون ایستاده بود و می گفت‪” :‬ما اعتقاد داریم صلح نزدیک است‪ .‬ما معتقدیم قرارداد‬
‫صلح در دید رس است“‪ .‬خبر گفتگو های صلح کشور را به وجد و شادی آورد‪ ٬‬به بازار سهام جان تازه دمید‪ ٬‬و شماره‬
‫آراء نیکسون را به خورشید رساند‪ .‬رای دهندگان امریکایی چنان رفتار می کردند که گویی باالخره توافق شده است‪ ٬‬در‬
‫صورتی که چنین نبود‪ .‬رییس جمهور وان تیو‪ ٬‬در کاخ خود اشک می ریخت‪ ٬‬خواستار توافق بهتر بود و به واشینگتن‬
‫فشار میاورد‪/ .‬‬

‫روز ‪ ۳۰‬اکتبر‪ ٬‬درست یک هفته پیش از انتخابات‪ ٬‬به فارلند دستور داده شد برود کاخ و شانزده هواپیمای اضافی بخواهد‪.‬‬
‫مالقات سفیر و شاه فردای آن روز‪ ٬‬ساعت ‪ ۳:۰۰‬بعد از ظهر بود‪ .‬شاه نگرانی پیشین خود متنی بر مواجه شدن برنامه‬
‫آموزش خلبانان ایرانی با پاره ای مشکالت را تکرار کرد و سپس افزود که از دست دادن هواپیما های زیاد دفاع حریم‬
‫هوایی مان را متزلزل و ما را در برابر حمله پیشبینی نشده عراق آسیب پذیر میکند‪ .‬فارلند گمان برد که شاه بازارگرمی‬
‫میکند‪ .‬از آنرو موقع رفتن‪ ٬‬کاغذی را روی میز شاه گذاشت که شامل فهرستی از چیز هایی بود که ایاالت متحده‪ ٬‬به‬
‫تالفی‪ ٬‬حاضر به انجامش بود‪ ٬‬از جمله اولویت دادن به نیاز های کمک نظامی به ایران“‪ .‬سفیر به واشینگتن پیام فرستاد که‬
‫”برای بدست آوردن همکاری شاه باید چیزی با ارزش تر پیشکش کنیم‪ ....‬عقیده من این است که در برابر این بزرگواری‬
‫شاه‪ ٬‬ما هم نیاید از هیچ کوششی برای جبران آن در پر کردن هرچه زود تر جای هواپیما های انتقال داده شده‪ ٬‬کوتاهی‬
‫کنیم‪/ .‬‬

‫تا هفته نخست نوامبر سه جین هواپیما با کشتی به سایگون فرستاده شده بود و مذاکره تحویل محموله آخری‪ ٬‬بار زدنی اف‬
‫‪ ۵ -‬ها از مقصد ایران‪ ٬‬جریان داشت که شور بختا وزارت دفاع به سهو عملیات تقویت اضافی را برمال نمود‪ .‬در تلگرام‬
‫فارلند به وزارت امور خارجه آمده بود‪ :‬خشمگین بود‪ .‬نمیشد انکار کرد که زیر پا گذاشتن اعتماد شاه او را به خشم‬
‫میاورد‪.‬اما این هم بود که اعلم وزیر دربار از هیچ فرصتی برای بیمناک و هراسان کردن سفیر دریغ نمیکرد‪ .‬شاه و اعلم‬
‫تراوش این راز را مغتنم شمردند تا شیره نیکسون را بیشتر بمکند‪ .‬اما فارلند که از بخشم آمدن شاه یقین حاصل کرده بود با‬
‫دستپاچگی از روی احساسات تلگرامی با این متن فرستاد‪” :‬حال و هوای دوستی و همکاری‪ ٬‬و جو اعتمادی که با پاسخ‬
‫مثبت شاه به ندای استمداد ما پدید آمده بود‪ ٬‬از هم دریده شده است“‪ .‬با این ”دسته گلی که به آب داده شد“ اعتماد شاه از بین‬
‫رفته است‪/ .‬‬

‫گامی که کیسینجر در راه صلح برداشت‪ ٬‬روز ‪ ۷‬نوامبر ‪ ٬ ۱۹۷۲‬پیروزی کوبنده نیکسون را بهمراه آورد‪ .‬در این میان‬
‫ویتنام جنوبی به ناگهان صاحب چهارمین نیروی هوایی جهان گشته بود‪ .‬چون چندی گذشت و سر وصدا های انتخابات‬
‫خوبید‪ ٬‬دستیار وزیر امورخارجه‪ ٬‬آلکسیس جانسون به آقای سفیر در تهران شانه هایش را باال انداخت‪ .‬دلیل ساختگی شاه‬
‫را که از دست دادن شانزده هواپیمای اضافی‪ ٬‬دفاع نیروی هوایی ایران را در برابر عراق آسیب پذیر میکند‪ ٬‬پا در هوا‬
‫خواند‪ :‬پنتاگون قبل از طرح مساله‪ ٬‬آنرا خوب بررسی کرده بود‪ .‬جانسون بدون پرده پوشی به سفیر خود خاطر نشان میشد‬
‫عراق به هیچ وجه حال و روز حمله به ایران را ندارد‪ .‬کرد های آنجا به خیر سر سیا در شورشی بی پایانی بسر می برند‪.‬‬
‫عوامل پیشگیری کننده دیگر از حمله احتمالی عراق عبارت بودند از کشمکش های درونی میان صددام حسین و رقابای‬
‫او‪ ٬‬مشکالت مالی ناشی از سقوط درآمد های نفتی‪ ٬‬و مجادله میان عراق و سوریه‪.‬جانسون به فارلند اطمیان داد که ایاالت‬
‫متحده از طریق تسریع تحویل اف ‪ ۵ -‬ها و اف ‪ ۴ -‬های جدید و تربیت خلبانان بیشتر ایرانی از شاه دلجویی خواهد کرد‪.‬‬
‫از این گذشته‪ ٬‬سفیر اجازه یافت به شاه بگوید که در بهار ‪ ۱۹۷۴‬موشک ها ماوریک را‪ ٬‬علیرغم تاثیر نامطلوب آن روی‬
‫نیروی هوایی ایاالت متحده و ناتو‪ ٬‬دریافت خواهد کرد‪ .‬روی برخی از اقالم که شاه قبال خریده بود نیز ‪۱۶۵۶۴۰۰۰‬‬
‫دالر تخفیف می گرفت‪/ .‬‬
‫‪64‬‬

‫سفیر فارلند به شاه خبر داد که پس از مراسم سوگند یاد کردن نیکسون برای دوره دوم ریاست جمهوری‪” ٬‬هرچه بخواهیم‬
‫برایمان خواهد کرد“‪ ٬‬اما باید حواسش باشد که پا روی دم کمیته روابط خارجه دولت‪ ٬‬که رییس آن سناتور جی‪ .‬ویلیام‬
‫فولبرایت شده است‪ ٬‬نگذارد‪ .‬چون فولبرایت به مسایل سیاست انرژی و خاور میانه کنجکاوی و دلبستگی زیادی نشان‬
‫‪.‬میداد‬
‫‪65‬‬

‫بخش سوم‬

‫پیمان زناشویی‬

‫ما به تو نه تنها در مقام یک دوست‪ ٬‬یک رهبر پیشرو برای مردم خویش‪ ٬‬که در مقام یک رهبر جهانی بی همانند خوشامد‬
‫میگوییم‪٬‬‬

‫ریچارد نیکسون‪۱۹۷۳ ٬‬‬

‫گستاخی نیکسون به آن جا رسیده که به من میگوید در راه منافع کشورم گام برندارم از یک سر هم به من دستور میدهد آن‬
‫منافع کجا هاست ‪ ....‬من هم میگویم گور پدر روابط خاص‬

‫شاه ‪۱۹۷۳‬‬

‫این در زمینه کارشناسی و خبرگی من نیست‬
‫در تابستان ‪ ٬ ۱۹۷۲‬چند هفته ای پس از دیدار نیکسون با شاه در تهران‪ ٬‬مقامات عربستان سعودی اعالن کردند که‬
‫میخواهند بجای ملی کردن‪ ٬‬فعالیت های آرامکو (شرکت نفت عربی امریکایی) در باره شرایط انحصار تولید نفت مذاکره‬
‫کنند‪ .‬انحصار تولید نفت در عربستان دست آرامکو بود که در اصل نسخه عربی کنسرسیوم نفت ایران بشمار میامد‪ .‬ملک‬
‫فیصل میخواست شرکت های نفتی مالکیت مشترک با عربستان را تقبل کنند و تعهد کنند تا ده سال دیگر امتیازات خود را‬
‫پس بدهند‪ .‬سعودی ها و کمپانی های طرف امریکایی آرامکو‪ ٬‬به بحث و فحص در باره شرایط پیمان تازه پرداختند‪ .‬بنا‬
‫بود دستاورد های این مذاکرات روی نیاز های دراز مدت امریکا به انرژی و امنیت ملی آن تاثیر مطلوب بگذارد‪ .‬از مدت‬
‫ها پیش میان ایاالت متحده و عربستان سعودی یک اتحاد استراتژیک انرژی در حال شکل گیری بود‪/ .‬‬

‫واردات نفتی امریکا از عربستان سعودی که در سال ‪ ۱۹۷۰‬به ‪ ۱۳/۵‬میلیون دالر بالغ میشد‪ ٬‬در سال ‪ ۱۹۷۱‬شش برابر‬
‫گشت و به ‪ ۷۶/۸‬میلیون دالر سر زد‪ ٬‬و در شش ماه نخست سال ‪ ۱۹۷۲‬از ‪ ۷۹‬میلیون دالر گذشت‪ .‬دانیل یرجین‪ ٬‬تحلیل‬
‫گر مسایل نفتی نوشت ”تا پاییز ‪ ۱۹۷۳‬عربستان سعودی با در دست داشتن ‪ ۲۱‬درصد تولید نفت جهان و مقام بزرگترین‬
‫صادر کننده نفت خام در دنیا‪ ٬‬تنها تولید کنند تاثیر گذار روی تولید و قیمت نفت در بازار جهانی خواهد شد“‪ .‬ملک فیصل‬
‫هم مانند شاه برای کمک های نظامی و پشتیبانی در برابر رژیم های جنگ افروزی چون لیبی‪ ٬‬مصر‪ ٬‬و عراق‪ ٬‬واشینگتن‬
‫را قبله آمال خود میدید‪/ .‬‬
‫‪66‬‬

‫روی تافتن ملک فیصل از بکار بردن نفت به عنوان ابزاری برای باج خواهی سیاسی و فروتنی وی برای قبول کردن‬
‫افزایش مبلغ اندکی روی قیمت نفت‪ ٬‬از چشم مقامات هیات حاکمه ایاالت متحده پنهان نماند‪ .‬سلطان گفت‪” ٬‬نفت که اسلحه‬
‫نیست‪ ٬‬نفت یک وسیله اقتصادی ست و با آن میشود‪٬‬اسلحه خرید که از آنهم در جنگ بکار میرود“‪ .‬وزیر نفت و منابع‬
‫کانی سعودی ها‪ ٬‬زکی یمانی‪ ٬‬نظرات کشور متبوع خود در باره بهای نفت این چنین بیان کرد‪” :‬نگرانی عمده من در‬
‫گزینه باال بردن زیاد بهای نفت آن بود که با این کار تقاضای آن را در آینده کاهش میدادیم‪ .‬من همیشه خواهان باال بردن‬
‫تدریجی قیمت ها هستم‪ .‬برای اینکه‪ ٬‬ثبات اقتصادی و سیاسی غرب برای ما خیلی مهم است‪ ....‬افزایش های ناگهانی و تند‬
‫می تواند اقتصاد یک کشور را از هم بپاشد‪ .‬افزایش اندک اندک را میشود تحمل کرد‪ .‬وقتی افزایش قیمت ها غیر مترقبه‬
‫باشد‪ ٬‬همه دست اندر کاران از آن خسران می بینند“‪/ .‬‬

‫سعودی ها از موضع قدرت با آرامکو وارد مذاکره میشدند‪ .‬تقاضا برای نفت در حال رشد سریع بود‪٬‬قیمت ها یکریز باال‬
‫میرفت‪ ٬‬و بازار انرژی داغ داغ بود‪ .‬کمپانی های نفتی برای یاری جستن‪ ٬‬دست بدامان دولت شدند‪ ٬‬آنها امیدوار بودند که‬
‫دولت هوای شان را داشته باشد و نگذارد آنها لگدکوب و نابود گردند‪ .‬اما امید آنها به رییس جمهور و مردان او بر باد‬
‫رفت‪ .‬برای اینکه در سال ‪ ۱۹۷۲‬تمامی جلوه های سیاسی داخلی و خارجی کاخ سفید مصروف هدف بزرگتر‪ ٬‬یعنی برای‬
‫پیروزی درخشان انتخابات ماه نوامبر گرو گذاشته شده بود‪ .‬دولت نیکسون بویی از سیاست انرژی ملی نبرده بود ‪ -‬اصال‬
‫برای آن سیاست اقتصادی خارجی نداشت‪ .‬نیوز ویک گزارش می داد‪” ٬‬ضرورت سیاست سوختی از همه جا سر‬
‫برمیاورد‪ ٬‬از دفتر معادن‪ ٬‬از کمیسیون بنگاه اتمی‪ ٬‬از آژانس حفاظت از محیط زیست ‪ -‬از ‪ ۶۴‬بنگاه دولتی“‪ .‬هیچکدام از‬
‫آنهایی که دور رییس جمهور را گرفته بودند‪ ٬‬درک روشنی از اقتصاد روغن زمینی یا پیامد های آن روی وابستگی فزاینده‬
‫به نفت خاور میانه نداشتند‪ .‬رییس خزانه مرکزی‪ ٬‬آرتور برنس شرحی از یکی از گردهمایی های کاخ سفید میدهد که در‬
‫آن کیسینجر‪ ٬‬کونالی‪ ٬‬و جورج شولتز‪ ٬‬مدیر دفتر مدیریت و بودجه حضور داشتند‪ .‬برنس در یادداشت های خود می‬
‫نویسد؛ ما با هم گرد آمده ایم‪” ٬‬کیسینجر‪ ٬‬یک تحلیل گر سیاسی مبرز‪ ٬‬که به یقین از افتصاد چیزی بارش نیست؛ کونالی‪٬‬‬
‫سیاست پیشه ای سردرگم‪ ...‬شولتز‪ ٬‬که او هم به همان سان یک اقتصاد دان غیر حرفه ای گیج و منگ است؛ در این میان‬
‫من تنها کسی هستم که بضاعت اندکی در این رشته دارم‪ ٬‬اما در خصوص جنبه های خاصی از مسایل پیچیده بین المللی‬
‫بضاعت من هم کافی نیست! خدا میداند که چه تصمیمی گرفته خواهد شد! از هیات دولت کسی یا کارشناسی اینجا نیست که‬
‫به داد ما برسد“‪/ .‬‬

‫نیکسون نیک میدانست که مشاور امنیت ملی او آن چندان کار کشته نیست که از پس گالویز شدن با مسایل سیاست نفتی و‬
‫امنیت انرژی بیاید‪ .‬موقعی که وی پیتر پیترسون را به عنوان دستیار مخصوص خود برای مسایل اقتصادی برگزید‪ ٬‬به او‬
‫گوشزد کرد ”اقتصاد گستره ایست که کیسینجر از آن بهره نبرده است“‪ .‬این دو اغلب سر سیاست با هم درگیری داشتند‪.‬‬
‫کیسینجر یکبار به همکار خود با خود نمایی میگفت‪” ٬‬پیترسون‪ ٬‬این که یک مساله اقتصادی جزیی است“‪ ٬‬که پیترسون در‬
‫برابرش درآمد‪” ٬‬هنری این برای تو زاید و جزیی است برای این که تو هر مساله اقتصادی را جزیی می بینی“‪ .‬کیسینجر‬
‫حرف دل خود را زده و گفته بود که انتظار دارد در دور دوم ریاست جمهوری نیکسون به پاس سخت کوشی هایش پست‬
‫وزارت امورخارجه را به او بدهند‪ .‬نیکسون هم از این باره دلش پر خون بود؛ وی بعد ها لو داد که ”دلم نمی خواست‬
‫هنری را وزیر امور خارجه بکنم‪ .‬احساس می کردم در دولت به کسی نیاز داریم که در زمینه اقتصاد کارشناس باشد‪ .‬در‬
‫زمینه ژیو پولیتیک هنری واقعا همتا نداست‪ ٬‬اما در گستره اقتصاد کارآزموده و مرد میدان نبود‪/ “.‬‬

‫جان کونالی ‪٬‬فرماندار پیشین تگزاس‪ ٬‬گذشته از آنکه پیک میان کاخ سفید و کاخ نیاوران برای برافروخته داشتن آتش‬
‫شورش کرد ها در عراق ‪ ٬‬هیزم بیار معرکه بود‪ ٬‬از سوی نیکسون مسولیت نظارت بر مذاکرات میان آرامکو و سعودی‬
‫ها را هم داشت‪ .‬کیسینجر در جلد دوم از یاد های سه جلدی خود‪ ٬‬سال های دگرگونی‪ ٬‬هرگونه پادر میانی مستقیم در حل و‬
‫فصل معامالت بین شرکت های نفتی و عربستان سعودی را تکذیب میکند‪ .‬وی پس از گذشت زمان می نویسد ”من خودم‬
‫را درگیر گفتگو ها نکردم‪ ٬‬اما به خواهش کمپانی ها با نماینده دولت عربستان صحبتی طوالنی داشتم“‪ .‬با این نوشته‬
‫کسینجر شکسته نفسی نه چندان کم خود را نشان میدهد‪ .‬پیشنویس های مکالمات تلفنی کیسینجر عیان می سازد که وی و‬
‫کونالی تا خرخره در منجالب به توافق رساندن مذاکرات رفته بودند که نه تنها به بهای از دست رفتن پایگاه استراتژیک‬
‫‪67‬‬

‫کمپانی های نفتی تمام شد‪ ٬‬صد ها میلیون غرامت هم بابت جبران پرداخت گردید‪ .‬پادر میانی آنها به از پادرآمدن تاریخی‬
‫شرکت ها انجامید‪/ .‬‬

‫در روز ‪ ۲‬اوت ‪ ٬ ۱۹۷۲‬کونالی به کیسینجر زنگ زد تا چگونگی گفتگوهایی را که تازه با فرستاده ملک فیصل به پایان‬
‫رسانده بود‪ ٬‬توصیف کند‪ .‬معاون وزیر نفت سعودی ها‪ ٬‬شاهزاده سعود الفیصل برای گرفتن رهنمود هایی از کاخ سفید‪ ٬‬در‬
‫مورد مذاکره با آرامکو‪ ٬‬وارد شهر شده بود‪ .‬کونالی به کیسینجر چنین می گوید‪ ٬‬به سعود ”پیشنهاد کردم همه چی را تا بعد‬
‫انتخابات راکد بگذارند‪ ٬‬گفتم‪ ٬‬رو راست بگویم‪ ٬‬کار ها به جایی رسیده است که ما نمی خواهیم کمپانی های نفتی امریکایی‬
‫بجای مذاکره کننده‪ ٬‬و تعیین کننده سیاست خارجی ما را بنشینند و اینکه من و تو ه ّم خود را روی سیاست خارجی گذاشته‬
‫ایم“‪ .‬وی به شاهزاده سعود گفته بود که ایاالت متحده‪:‬‬

‫سال ها از ایجاد سیاست مشخص نفتی و انرژی تغافل کرده است‪ ٬‬اما این رییس جمهور به ایجاد آن کمر همت بسته است و‬
‫ما هم زیر بال او را خواهیم گرفت‪ .‬اما این کار را نمی شود در یکی دو هفته آتی کرد [ سعودی ها چند تاریخ مهلت تعیین‬
‫کرده بودند] و نمی خواهیم شما ها دست بکاری بزنید که ما را ناگزیر از رویارویی بکند‪ ٬‬چون ما داریم یک کشور‬
‫مصرف کننده بزرگ [ نفت] میشویم‪ .‬هم اکنون ما بزرگترین ملت نفت خوار جهان هستیم‪ .‬شما بزرگترین ملت تولید کننده‬
‫نفت خواهید شد‪ .‬حاال هم هستید‪ .‬بی پرده پوشی می گویم‪ ٬‬نمی خواهیم شما راهی را در پیش بگیرید که کار کردن و‬
‫سیاست هماهنگی با شما را‪ ٬‬به طور قطع امکان ناپذیر بکند‪/ .‬‬

‫در بدو امر آرامکو حاضر بود پیشنهاد ‪ ۲۰‬درصد شراکت در معامله را به سعودی ها بدهد‪ .‬سعودی ها به کمتر‬
‫از یک چهارم سهمیه راضی نبودند‪ ٬‬که هیچ‪ ٬‬قول تصاحب نهایی را هم مطالبه می کردند‪ .‬مدیران نفتی برای‬
‫یافتن پوشش سیاسی در کاخ سفید را کوبیدند‪ .‬ولی دست شان جایی بند نشد‪ .‬پس از آنکه کمپانی ها چاراه را در‬
‫گردن نهادن به درخواست سعودی ها دیدند‪ ٬‬از قرارداد توافق‪ ٬‬تا مادام که فاقد جبران کریمانه ای بود‪ ٬‬سر باز‬
‫میزدند‪ .‬دست اندر کاران نفتی به کیسینجر هشدار دادند که سعودی ها یا خودشان را به آن راه میزنند یا ما را‬
‫دست کم میگیرند اما به پیشنهاد او برای میانجی گری هم سنگ اندازی می کردند‪/ .‬‬

‫کیسینجر میخواست گفتگو ها را در دست خود بگیرد‪ .‬از نظر او کمپانی های نفتی زیاد موی دماغ میشدند‪ .‬روز‬
‫‪ ۵‬اوت‪ ٬‬در تلفنی که با رییس استاندارد اویل نیو جرسی‪ ٬‬کن جمیسون‪ ٬‬داشت هیچ تالشی برای پنهان کردن‬
‫انزجار خود نشان نداد‪/ .‬‬

‫کیسینجر گفت‪” ٬‬من سر در نمیاورم تو واقعا چه میخواهی“‪/ .‬‬

‫جمیسون به کیسینجر یادآوری کرد که سعودی ها باید زیان های کمپانی های نفتی را از روی انصاف جبران کنند‬
‫و به آنها تضمین دهند دست شان از نفت خام سعودی ها بریده نخواهد شد‪” :‬آنچه ما واقعا میخواهیم جبران‬
‫منصفانه و مطمین شدن از تداوم عرضه روغن زمینی است“‪/ .‬‬

‫‪.“ /‬گیسیمچر پاسخ داد‪” ٬‬اما اگر ما این را به سعودی ها بگیم‪ ٬‬شما که به ما نمی گویید در کله تان چه میگذرد‬

‫منظورت در باره جبران است“؟”‪.‬‬

‫کیسینجر با زیرکی پاسخ داد‪” ٬‬برای من هم خیلی نگران کننده است‪ ٬‬چون که این اصال در زمینه تخصص و صالحیت من‬
‫نیست“‪ .‬اگر وی نمی توانست فرایند گفتگو ها را کنترل کند‪ ٬‬ترجیح میداد بالکل از آن دست بشوید‪ .‬در تلفنی که به کونالی‬
‫کرده بود‪ ٬‬با دلخوری می گفت شرکت های نفتی از ما می خواهند برای راست و ریست کردن کارهایشان خر حمالی‬
‫بکشند و خودشان بروند دنبال خوشی و زندگی شان‪ .‬حروم زاده های خرفت‪ .‬بر روی رقمی که خودشان می خواستند سر‬
‫آن توافق کنند‪ ٬‬وقتی به من میدادند‪ ۱۰۰ ٬‬میلیون دالر افزوده بودند‪/ .‬‬
‫‪68‬‬

‫آنچه را که کیسینجر و کونالی نفهمیدند این بود که سعودی ها زمان گفتگو های را آگاهانه چنان برگزیده بودند که حواس‬
‫کاخ سفید مصروف درگیری در مبارزه انتخاباتی دوباره باشد‪ .‬چون نیکسون از دادن پوشش سیاسی به آرامکو خودداری‬
‫کرد‪ ٬‬آن شکست خورد‪ .‬سعودی ها ‪ ۲۵‬درصد از شراکت را به چنگ آوردند به عالوه قول ‪ ۵۱‬درصر کل اختیار تا سال‬
‫‪ ۱۹۸۲‬را‪ .‬فیصل به پیروزی شگفت آوری دست یافته بود‪ .‬استراتژی مذاکرات فیصل با از آن شاه تمایز داشت‪ ٬‬اما پای‬
‫ملی کردن و باال بردن ارزش نفت که بمیان میامد‪ ٬‬هدف هر دو پادشاه یکی میشد‪ .‬یکی جای الک پشت را میگرفت و آن‬
‫دگر جای خرگوش را‪ .‬چه راه این میشد و چه آن‪ ٬‬دیر یا زود‪ ٬‬مصرف کننده های غربی سر پمپ بنزین ها باید سر کیسه‬
‫را بیشتر شل می کردند‪/ .‬‬

‫چون چند سالی گذشت‪ ٬‬کیسینجر انتقاد تند و تیزی از جمیسون و همکارانش بر سر نحوه پیشبرد مذاکرات با سعودی ها به‬
‫عمل آورد‪ .‬با گردن نهادن به شرایط سعودی ها‪” ٬‬کمپانی ها ابزار دست مللی گشتند که منافع آنها با از آن ما همخوانی‬
‫نداشت“‪.‬باری رونوشت تلفن های کیسینجر حکایت از داستان دیگری میکند‪ .‬وی در نهان به کونالی اعتراف کرد‪ ٬‬به‬
‫شاهزاده سعود عالمت داده که علیه کمپانی های نفتی دست بکار شود‪ ٬‬اما در عین حال به او متذکر شده بود که زیاد مته‬
‫به خشخاش نگذارد‪ ٬‬وگرنه با ایاالت متحده سر شاخ می شود‪” ٬‬سر شاخ شدن با ایاالت متحده هم به معنی تکیه بر دولت‬
‫های دیگریست که منابع آنان در نابودی آنهاست“‪ .‬کیسینجر بدون پرده پوشی به کونالی اعتراف میکرد”این به نفع ما نیست‬
‫چنان توافقی را به سعودی ها تحمیل کنیم که بد تر از آن دولت های دیگر باشد“‪ .‬برای آنکه ما نمی توانیم همین طوری از‬
‫کنار ثبات آنها بگذریم“‪ .‬این چنین بود شیوه کیسینجر برای تفهیم کردن درک دولت نیکسون از نیاز ملک فیصل به افزایش‬
‫درآمد های نفتی جهت فراهم کردن ساز و برگ جنگی‪ ٬‬بدون واهمه از کیفر اعمال شرایط سخت به شرکت های نفتی‪/ .‬‬
‫‪69‬‬

‫مردی که زیادی میدانست‬

‫پس از آنکه نیکسون در نوامبر ‪ ۱۹۷۲‬انتخاب شد‪ ٬‬دستور داد کارکنان کابینه و برگزیدگان ریاست جمهوری یکسره استعفا‬
‫دهند‪ .‬رییس جمهور با این کار میخواست قدرت دستگاه های مستقر در واشینگتن درهم کوبد و تشکیالت و بورکراسی آن‬
‫ها را منقاد خود گرداند‪ .‬رییس سیا ریچاردز هلمس با استناد به سوابق‪ ٬‬دستور ریاست جمهوری را نادیده گرفت و نوشت‬
‫در ”دوره گذار دولت“ روسای سیا و اف بی آی در مقام خود باقی می مانند ‪ -‬اشاره ای تحریک کننده و نیشدار که همچون‬
‫گذاری هم در کار نیست‪ .‬سر کشی هلمس بی حرمتی آشکار و غیر قابل تحمل به رییس جمهوری شمرده می شد که قانون‬
‫وضع می کرد‪ .‬روز ‪ ۲۰‬نوامبر رییس جمهور به میدان مبارزه آمد‪ .‬رییس مذکور را به کمپ دیوید‪ ٬‬گوشه عزلت رییس‬
‫جمهور فراخواند‪ .‬هلمس بیاد میاورد که ”رییس جمهور از نیمکت کوچک بلند شد و ما دست دادیم‪ .‬بر سبیل عادت‬
‫همیشگی‪[ ٬‬بوب] هالدمن در جایگاه خویش در طرف چپ رییس جمهور قرار گرفت‪ ٬‬و من روی یک صندلی نشستم“‪ .‬پس‬
‫از اندکی از ”اینجا و آنجا گفتن“‪ ٬‬نیکسون به هلمس گفت ”خیال میکند سیا به خون تازه ( به تغییر و تحول) نیاز دارد‪.‬‬
‫موسم آن فرارسیده است که تنی چند از کارمندان مرخص شوند“‪/ .‬‬

‫ریچارد هلمس‪ ٬‬رییس سازمان سیا‪ ٬‬در جا از کار بیرون انداخته شد‪ .‬نیکسون هرگز پست شماردن سیا و رییس آنرا‪ ٬‬شاه‪-‬‬
‫پسر اشرافیّت را‪ ٬‬که زاده همان باشگاهی بود که حق قانونی و حاکمیت سیاسی او را هیچگاه قبول نداشت‪ ٬‬پنهان ننمود‪.‬‬
‫دلش می خواست سیا و فرمانروایی آن را زیر پا‪ ٬‬له میکرد‪ .‬هنوز چند هفته ای به انتخابات مانده بود که نیکسون با بد‬
‫خواهی میگفت ”کار هلمس ساخته است‪ .‬باید شر این حاجی فیروز ها را کند ‪ -‬و ‪ ۴۰‬درصد کارکنان آنرا به خانه هایشان‬
‫فرستاد‪ .‬اطالعات آن بدرد نمیخورد“‪ .‬ریشه این برداشت آمیخته به حقارت نیکسون از سیا برمیگشت به شکست انتخاباتی‬
‫مالل آور ‪ ۱۹۶۰‬او از جان اف‪ .‬کندی‪ .‬او هنوز از رییس جاسوس های آن زمان‪ ٬‬آلن داالس‪ ٬‬رییس سازمان سیا دل پر‬
‫خونی داشت‪ ٬‬زیرا وی با درز دادن داده های اطالعاتی‪ ٬‬که مدعی بود شوروی در زمینه تولید موشک از ایاالت متحده‬
‫جلو زده است‪ ٬‬اتنخابات را به سود کندی سوق داد‪ .‬نیکسون هرگز دلیلی بر این ادعای خود رو نکرد‪ ٬‬اما بیزاری او از‬
‫سازمان را همه میدیدند‪ .‬تحقیر از هر دو سو بود‪/ .‬‬

‫در باره ”توجیه برداشت های[ نیکسون]‪ ٬‬که گاه داوری او را کور میکرد“‪ ٬‬هلمس سخنی بیاد ماندنی دارد‪” ٬‬باید آنرا به‬
‫کارشناسان درمانی سازمان نظام پزشکی واگذار نمود“‪ .‬هلمس در جنگ نیکسون بر ضد چپ‪ ٬‬در در درون و بیرون خانه‬
‫‪ ٬‬پادو و نوکر خوبی بود‪ .‬وی با شیر کردن سیا علیه تظاهرات ضد جنگ داخلی و روا دانستن قانون شکنی های سیا‪٬‬‬
‫آبروی سازمان خویش را بر باد داده بود‪ .‬او از دروغ گفتن به مردم و کارمندان خود پروایی نداشت‪ .‬نمونه اش را در‬
‫حاشا کردن های او از زاغ سیاه زدن شهروندان امریکایی‪ ٬‬می توان دید‪ .‬هنوز تا امروز روز دانسته ها و ماست مالی‬
‫های او از دزدی واترگیت‪ ٬‬آن چندان که باید‪ ٬‬برای مردم روشن نشده است‪ .‬سناتور هوارد بیکر روزی گفت‪” ٬‬نیکسون و‬
‫هلمس دست شان توی یک کاسه است‪ ٬‬برای همین هیچکدام نم پس نمی دهند‪/ “.‬‬

‫چون نیکسون سخنرانی کوتاه خود را به پایان برد‪ ٬‬هلمس گفت تا چهار ماه دیگر شصت سالش می شود و طبق مقررات‬
‫سازمان‪ ٬‬وی مجبور به کناره گیری از سمت خود است‪ .‬درخواست وی آن بود که تا آن روز سر کار خود بماند‪ .‬هلمس‬
‫می گوید‪” ٬‬از واکنش نیکسون پی برد که وی از مشی سازمان و به آخر رسیدن سن کاری من شگفت زده شد“‪ .‬نیکسون‬
‫تازه مردی را از کار بیکار کرده بود که کم مانده بود بازنشسته شود و برود دنبال حقوق بازنشستگی‪ .‬وقتی هلمس اشارات‬
‫رییس جمهور را تصحیح کرد که وی نه یک اطالعاتی حرفه ای کار کشته ‪ ٬‬که یک سیاستمدار انتصابی است که سی سال‬
‫آزگار به میهنش خدمت می کند‪ ٬‬گند کار بیشتر باال آمد‪ .‬در این هنگام‪ ٬‬نیکسون که پیرو اظهارات خود ”قصاب خوبی“‬
‫نبود‪ ٬‬دلش نیامد کار را یکسره کند‪ .‬پایش را پس کشید و پذیرفت که هلمس تا ماه مارس بماند‪ .‬نیکسون می خواست برای‬
‫مدتی هلمس را از کشور دور کند‪ .‬همسر رییس سیا ‪ ٬‬خانم سینتیا‪ ٬‬صحنه را بعد ها چنین تعریف میکند‪ :‬انگار به یکباره‬
‫فکر تازه ای به مغزش رسید ‪ -‬دیک گمان برد هرگز همچون چیزی به مخیله رییس جمهور خطور نکرده بود ‪ -‬نیکسون‬
‫‪70‬‬

‫پرسید‪’ ٬‬دلت میخواهد سفیر جایی بشی‘؟ دیک پاسخ داد باید روی آن فکر بکند‪ .‬برای بازار گرمی نیکسون پرسید ”اگر‬
‫بخواهی سفیر بشوی کجا را انتخاب میکینی“؟ خود رییس جمهور پیشنهادی داشت‪” :‬مسکو چطوره“؟ هلمس حیران مانده‬
‫بود‪ ٬‬زمستان را در سفارت مسکو بیگذراند؟ این ایده که سرپرست سیا را برای نمایندگی منافع واشینگتن بفرستی به اتحاد‬
‫شوروی‪ ٬‬نشان میدهد که رییس جمهور روی این پیشنهاد خیلی کم فکر کرده بود‪” :‬به یقین نمی توانم بگویم شوروی ها‬
‫فرستاده شدن من را‪ ٬‬با پیشینه ای که دارم‪ ٬‬به عنوان سفیر چگونه تفسیر خواهند کرد“‪/ .‬‬

‫رییس جمهور تایید کرد که ”آن نکته بدی نیست“‪ ٬‬اما کشور های دیگر چی؟‬

‫هلمس پاسخ داد ”تهران انتخاب معقولی است‪ .‬اما شک دارم‪ ٬‬باری [اینک] زمان آن رسیده است از دولت وداع کنم پیشه‬
‫دیگری در پیش گیرم“‪.‬‬

‫نیکسون که میخواست قال قضیه کنده شود‪ ٬‬گفت تهران گزینه خوبی است‪” .‬من برای جو فارلند نقشه دیگری دارم“‪/ .‬‬

‫تصمیم نیکسون مبنی بر گماشتن هلمس به ماموریتی دیپلماتیک در خارج‪ ٬‬ای بسا که برای تالفی اخراج توهین آمیز او‬
‫بود‪ ٬‬اما از نظر فنی بسیار داهیانه مینمود‪ .‬هلمس مرد مدبّری بود که سرد و گرم روزکار را چشیده بود و زیادی میدانست‪.‬‬
‫رسوایی واترگیت تمام بشو نبود‪ .‬رییس جمهور نیک آگاه بود که تقاضای وی از هلمس در ماه جون‪ ٬‬برای خواباندن آتش‬
‫بررسی های اف‪ .‬بی‪ .‬آی‪ .‬در پول شویی مکزیک دستان هر دو آنها را به جنایت پرده کشی بر روی کار های غیر‬
‫قانونی‪ ٬‬آلوده بود‪ .‬بهتر بود هلمس را در کنار خود‪ ٬‬اما دور از چشم نگهمیداشت تا با آنهمه اسرار مگو او را ول میکرد‪/ .‬‬

‫هملس شامگاه همان روز به خانمش گفت که تهران را به پست های اروپایی‪ ٬‬به این دلیل رجحان داد که ”ایران آوردگاهی‬
‫گشته است؛ زور آزمایی های شرق و غرب را آشکارا در آنجا می توان دید‪ .‬نیاز افزایش یابنده غرب به نفت و نقشه های‬
‫شاه برای نوین سازی ایران‪ ٬‬مرا برای بودن در آنجا‪ ٬‬آنهم در این دوره بسیار مهم‪ ٬‬به چالش فرا می خواند“‪ .‬برای مردی‬
‫چون او با دلبستگی ها و پیشینه ای که داشت‪ ٬‬و به عملیات آژاکس بر می گشت‪ ٬‬گزینه ای بهتر از ایران نبود‪ .‬زیر‬
‫رهبری شاه‪ ٬‬ایران نقشی دوران ساز در آرامش آسیای باختری و امنیت خط حیاتی نفت غرب در خلیج فارس میگرفت‪ .‬از‬
‫اهم مسایل پایگاه های استراق سمع سیا و عملیات کرد ها بشمار میرفت‪ .‬هلمس از کمینگاه خود در تهران‪ ٬‬در واقع در خط‬
‫مقدم مبارزه قریب الوقوع بر سر سروری نفت خاور میانه جا خوش کرده بود‪ .‬از این گذشته شاه یکی از اندک رهبران‬
‫جهان بود که میهمانداری شاه ‪ -‬ماهی جاسوس های امریکا را به عنوان دیپلمات می پذیرفت‪ .‬سینتیا هلمس به خاطر میاورد‬
‫که ”دیک و من پیش از آنکه تصمیم به رفتن بگیریم‪ ٬‬ساعت ها بگفتگو نشستیم“‪ .‬بگونه ای که بعد ها روشن شد‪ ٬‬نیکسون‬
‫هم زیاد مطمین نبود‪ .‬روز ها گذشت تا آنکه هالدمن زنگ زد و خوشنودی رییس جمهور را به آنها رساند‪” :‬از باره تو‬
‫دلش گرم است و خیلی میخواهد که بری“‪/ .‬‬

‫هنری کیسینجر از این جریان هیچ خبر نداشت‪ .‬هنوز آتش خشم نیکسون از اعالن زود هنگام ”در دید رس بودن صلح“ با‬
‫ویتنام‪ ٬‬توسط کیسینجر ماه گذشته‪ ٬‬فروکش نکرده بود‪ .‬گفتگو های صلح متوقف گشته بود و نیکسون کاسه و کوزه ها را‬
‫سر کیسینجر می شکست‪ ٬‬که موقعیت او را تضعییف کرد و وی را از بستن قرارداد صلح بهتر با ویتنام جنوبی باز‬
‫داشت‪ .‬او تلفن های کیسینجر را جواب نمی داد و از دعوت او به کمپ دوید امتناع میکرد‪ .‬هالدمن و اهرلیشمان شایع کرده‬
‫بودند که کیسینجر سرکشی میکرد‪ ٬‬گناه شکست گفتگو ها را بگردن رییس جمهور میانداخت‪ ٬‬و از کار زیاد خسته و‬
‫داغون بود‪ .‬هالدمن به نیکسون رسانده بود که ”دوا و درمانش میکنند‪ .‬کار های عجیب و غریبی میکرده است“‪ .‬در این‬
‫گیر و دار بدخواهی ها بود که برای نخستین بار کیسینجر خبردار شد در آسپن لوج کمپ دیوید [ جایگاه ویژه پرزیدنت‬
‫مترجم] مالقات مرموزی صورت گرفته است‪ .‬شاید ترسیده بود که گفتگو ها دور او می چرخیده است‪ ٬‬دیوانه وار برای‬
‫سر درآوردن از آن‪ ٬‬خود را به آب و آتش میزد‪ ٬‬که در یکی از نشست های گروه امنیت ملی جلو هلمس را گرفت‪ .‬هلمس‪٬‬‬
‫خوب یادش میامد ”من لحظه ای سکوت کردم‪ ٬‬گمان میکردم به یقین او میداند‪ ٬‬از سویی هم نمی خواستم درخواست‬
‫نیکسون را زیر پا بگذارم‪ ٬‬چون به من گفته بود موضوع اخراجت را برای خودت نگهدار“‪.‬هلمس نمی دانست که کیسینجر‬
‫‪71‬‬

‫را آگاهانه از گود خودی ها دور نگهداشته اند‪” .‬هنری براق شد و با پرخاشگری گفت‪’ ٬‬اگر ماجرا را بهم نگی زنگ میزنم‬
‫به هالدمن“ ‘‪/ .‬‬

‫کیسینجر که دستگیرش شده بود چه خبر است‪ ٬‬زنگ زد به هالدمن‪ .‬گفتگو های آن دو در شامگاه ‪ ۲۸‬نوامبر ‪ ۱۹۷۲‬بی‬
‫هیچ غرض و مرضی با ناله و شکایت هالدمن از اینکه نامزد نیکسون برای نمایندگی سفارت ایاالت متحده در ناتو‪ ٬‬در‬
‫بروکسل‪ ٬‬برای خود کلی جهیزیه خواسته است‪ ٬‬از جمله مسندی در کابینه‪ ٬‬یک لیموزین در بروکسل‪ ٬‬ماشین دومی در‬
‫واشینگتن‪ ٬‬و حق استفاده از هواپیمای خصوصی‪ ٬‬آغاز گشت‪ .‬هالدمن خیال می کرد خواست هایی از این دست تا حدودی‬
‫می تواند ناشی از ”روان نژندی“ نامزد مذکور باشد‪ ٬‬که نشان از ”جنون قدرت یا چیز هایی از این دست“ میاورد‪ .‬گفتگو‬
‫ها چرخید بر روی ویتنام‪ .‬کیسینجر دنبال بهانه ای میگشت که وانمود کند هلمس همین طوری مساله عزل مقام و انتصابش‬
‫را به تهران برای وی گفته است‪” :‬راستی یک چیزی هم هست که خب‪ ٬‬زیاد مهم نیست ‪ -‬از آنهایی که من با هاشان کار‬
‫میکنم کسی هست که پست و مقام تازه بهش داده باشند؟ ‪ -‬امروز بر حسب تصادف در یکی از نشست ها دیک هلمس را‬
‫دیدم بهم گفت دنبالت میگشتم با تو همکاری نزدیکتر خواهم داشت‪ .‬سفارت ایران بوی پیشنهاد شده است ‪ -‬به نظرم رسید‬
‫نمی خواهد برود ‪/ “ -‬‬

‫هالدمن گفت ”نه‪ ٬‬نه‪ ٬‬ایران را قبول کرده است ‪ -‬من باید خیلی چیزا رو با تو بررسی کنم‪ ٬‬برای اینکه باید همه آنها را‬
‫روبراه کنیم ‪ -‬تو چی ‪/ “ ...‬‬

‫فکر می کنم‪ ٬‬از حسن اتفاق‪ ٬‬آدم خوبی را انتخاب کرده اند‪ ٬‬یعنی آن حساب و کتاب ها نیست که ‪” -‬‬

‫من از این باره می بینم ‪/ “-‬‬

‫میفهمم ‪ -‬امروز صبح او زنگ زد و آنرا بمن گفت‪ ٬‬باید اینرا بتو میگفتم‪ ٬‬اما میخواستم وقتی آمدم آنجا‪ ٬‬همه چیز را باهم‪” ٬‬‬
‫یکجا بررسی کنیم“‪ .‬هالدمن وانمود میکرد که خبر را تازه شنیده است و گسیل کردن هلمس به تهران کار نیکسون است‪.‬‬
‫هالدمن گمان می برد‪ ٬‬طبق تجربیات قبلی‪ ٬‬اگر کیسینجر از صحنه آسپن لوج با خبر میشد‪ ٬‬فردا صبح مشتریان واشینگتن‬
‫پست سر میز صبحانه داستان آنرا میخواندند‪ .‬صحبت های آنان با موافقت کیسینجر برای پیوستن به نیکسون در فلوریدا‪٬‬‬
‫روز شنبه آینده‪ ٬‬پایان یافت‪ .‬هفته بعد اعالن شد دانالد رامسفلد سفیر جدید ایاالت متحده در ناتو می باشد‪/ .‬‬

‫شاه از آمدن هلمس به تهران شادمان بود‪ .‬اما اعلم تردید های خود را داشت‪ .‬روزنامه های فارسی‪ -‬و انگلیسی زبان تهران‬
‫خبر نامزدی هلمس را در صفحه نخست خود به آگاهی عموم رساندند‪ .‬اعلم که همیشه هوش و حواسش جمع بود‪ ٬‬اقداماتی‬
‫بعمل آورد تا سابقه اطالعاتی هلمس را بیرنگ جلوه دهند‪ .‬دیپلمات های امریکایی به واشینگتن تلگرام زدند تا خبر دهند‬
‫”به روزنامه ها و مطبوعات گفته شده است دیگر در باره سوابق اطالعاتی و ارتباط سفیر هلمس با سیا نه چیزی بنویسند و‬
‫نه اشاره ای به آن بکنند“‪ .‬هنگامیکه روز ‪ ۹‬دسامبر‪ ٬‬اعلم به سفارت ایاالت متحده زنگ زد تا همدردی خود را به جوزف‬
‫فارلند ابراز کند‪ ٬‬سفیر ”براستی اشک می ریخت“‪ .‬دو هفته گذشته بود و سفیر همچنان در انتظار دریافت خبری رسمی‬
‫بسر می برد که باالخره سرنوشت او چه می شود؟ درست پیش از کریستمس به کسینجر زنگ زد‪ ٬‬التماس میکرد‪ ”٬‬فقط‬
‫‪ ۱۵‬دقیقه از تو وقت می خواهم‪ .‬می خواهم در باره تغییر برنامه هایم با تو صحبت کنم‪ ٬‬در باره این داستان هلمس“‪/ .‬‬

‫در این میان‪ ٬‬کیسینجر و هلمس باز هم با همدیگر گفتگو کرده بودند‪ .‬روز ‪ ۱۵‬دسامبر‪ ٬‬کیسینجر می کوشید به رییس سی‪.‬‬
‫آی‪ .‬ا‪ .‬دلداری دهد‪” .‬تو بهترین اطالعاتی حرفه ای هستی که من می شناسم‪ ...‬خودت هم میدانی که سه سال بیشتر از آنکه‬
‫مد نظر بود‪ ٬‬ماندی“‪/ .‬‬

‫هلمس پاسخ داد‪” ٬‬آره‪ ٬‬راست میگی‪ ٬‬حاال آرامش ام را باز یافته ام‪”.‬‬

‫کیسینجر به او گفت روز پیش با نیکسون در باره او گفتگو داشته است ”در باره نقش جدید تو در کار جدید‪ ٬‬همینطور می‬
‫خواستم با تو در باره چیزی صحبت کنم که در صدد انجامش هستیم‪ .‬می توانی امروز هر ساعت وقت کردی بیایی اینجا‬
‫‪72‬‬

‫همدیگر را ببینیم؟“ آنها باهم قرار گذاشتند ساعت ‪ ۳:۰۰‬همدیگر را توی دفتر کیسینجر ببینند‪ .‬بار دیگر چرخ ها به چرخش‬
‫در میامد‪ .‬اما نیکسون احساس میکرد برای آخرین بار هم که شده‪ ٬‬زهرش را بریزد‪ .‬روز ‪ ۲‬فوریه ‪ ٬ ۱۹۷۳‬شش هفته‬
‫مانده به بازنشستگی رسمی ریچاردز هلمس‪ ٬‬تلفن زنگ زد تا به وی خبر دهند که جیمز شلزینگر به عنوان جانشین وی‬
‫سوگند یاد کرد‪ .‬هلمس با دستپاچگی و بدبختی زیاد‪ ٬‬میزش را تمیز‪ ٬‬وسایلش را جمع و از همکارانش وداع کرد‪/ .‬‬

‫هلمس برحسب تصادف سفیر شده بود‪ .‬گرایشی هست که می خواهد انگیزه های تیره و تار را با رفتار ها و کار های پرت‬
‫و مفاهیم عمیق غیر عقالنی در پیوستگی بیند‪ .‬آدم های زیادی تالش کردند نظریه برگماری هلمس به سفارت تهران را‬
‫شاهدی بر مقاصد پلید دولت نیکسون برای ایجاد دگرگونی های سیاست داخلی ایران جا بیاندازند‪ .‬توماس پاورس نویسنده‬
‫زندگی نامه هلمس‪ ٬‬در جایی می نویسد در کمپ دیوید سیستمی برای ضبط گفتگو ها نیست‪ .‬اکنون هالدمن‪ ٬‬نیکسون‪ ٬‬و‬
‫کیسینجر همه زیر خاک خاموش گشته اند‪ .‬هر سه آنان رسوا گشتند و دست شان در ماله کشی ها و دروغ ها رو شد‪.‬‬
‫هلمس در دادگاه سوگند دروغ یاد کرد‪ .‬آیا براستی این او بود که آگاهانه گذاشت همسرش‪ ٬‬سینتیا‪ ٬‬خاطرات سراپا دروغش‬
‫را‪ ٬‬چاپ کند تا روزی برسد که‪ ٬‬مطابق اطالعات وی‪ ٬‬یکی از اسناد تخلف نیکسون رو شود و سینتیا هم همدست‬
‫دروغگویان گردد؟ باور کردن آن سخت است‪ .‬او را نمی توان برای بزک کردن نیکسون هم سرزنش کرد ‪ -‬آنها ‪٬‬هردو‪٬‬‬
‫یکدگر را به لجن آلوده می کردند‪ .‬شواهدی هست که دال بر صحت نسخه هلمس از نشست کمپ می باشد‪ .‬یادداشت های‬
‫اعلم و دستنویس های تلفن های کیسینجر موید آنست که این انتصاب نه از روی نقشه که غیر مترقته بوده است‪ .‬این را هم‬
‫بیاد داشته باشیم که نیکسون‪ ٬‬کیسینجر‪ ٬‬و هلمس در پی دگرگون کردن سیاست ایران نبودند ‪ -‬وضع موجود مراد آنها را‬
‫برآورد میکرد‪ .‬گماشتن هلمس به سفارت تهران حاکی از این واقعیت است که حقیقت واقعا ا مبتذل تر از آنی میباشد که‬
‫بنظر میرسد‪/ .‬‬
‫‪73‬‬

‫اسفناج ارزان پوپای ته میکشد‬
‫در دل شب مهتابی زمستان ‪ ۱۹۷۳‬نفتکش اورسیز آلیوتین بار گرانبهای خود را در انبارگاهی در ایست ریور نیویورک‬
‫خالی میکرد‪ .‬سوخت به تانکر های نفتی که در کنار لنگرگاه صف کشیده بودند پمپ میشد تا سپیده دم آنرا به خانه ها و‬
‫کارخانه های شهر بزرگ برسانند‪ .‬زمستان بسیار سرد و یخبندانی نیویورک را فرا گرفته بود‪ ٬‬ذخایر گاز طبیعی‪ ٬‬پروپان‪٬‬‬
‫و سوخت گرما زا ته میکشید‪ .‬تگزاکو‪ ٬‬همان شرکتی که سوخت رسانی به سه فرودگاه نیویورک را بگردن گرفته بود‪٬‬‬
‫دیگر سوختی برای هواپیما ها نداشت‪ .‬هواپیما های مسافری که به کرانه باختری پرواز میکردند‪ ٬‬تا پیتسبورگ سوخت‬
‫میگرفتند تا خود را به آنجا برسانند و دو باره سوختگیری کنند‪ .‬کمبود در غرب و میدوست بدتر بود‪ .‬در آیووا‪ ٬‬ایلینویز‪٬‬‬
‫اوهایو‪ ٬‬ایندیانا‪ ٬‬نبراسکا‪ ٬‬و کولورادو گاز رسانی به بسیاری از کارخانه ها‪ ٬‬مدارس‪ ٬‬کلیسا ها‪ ٬‬و ساختمان های اداری‬
‫متوقف گشته بود‪ .‬سراسر مدارس دنور بسته شد‪ ٬‬برای آنکه سوخت برای گرم کردن کالس ها نبود‪ .‬مسیولین فرودگاه بین‬
‫المللی استپلتون امید شان آن بود که گرمای بدن مسافران فرودگاه را گرم بکند‪ .‬در شهر ستان کوچک بلیفونتین‪ ٬‬بیاد‬
‫سربازان گمنام کشته شده در جنگ‪ ٬‬آتشی جاودان برافروخته بود‪ ٬‬خاموش گشت تا در سال به دو خانه بیشتر سوخت‬
‫برسد‪ .‬در سیوسیتی ‪ ٬‬پنجاه و پنج ساختمان را تخلیه کردند و کشیش ها برای یافتن سوخت به هر دری زدند‪ ٬‬آخر سر‬
‫کمپانی زغال براونکو گروهی از کارکنانش را فرستاد تا از زیر زمین یک گورستان که از سه سال پیش سوخت در آنجا‬
‫مانده بود‪ ٬‬پمپ کنند و بیرون بکشند‪ .‬روزگار جنوب هم تعریفی نداشت‪ .‬در میامی برق ها میرفت‪ ٬‬دانشگاه تگزاس از سر‬
‫گیری کالس های ‪ ۳۸۰۰۰‬دانشجو را به عقب انداخت‪ .‬صنعت جوجه پزی بزرگ میسی سیپی با تخصیص و الویت گاز‬
‫رسانی به بیمارستان ها و خانه های شخصی خوابید‪ .‬بیکاری ناشی از این بحران دامنگیر چهل هزار تن‪ ٬‬تنها در منطقه‬
‫جکسون شد‪ .‬در تنسی کشتی ها و کرجی ها خوابید تا به نیروی دریایی ممفیس و بیمارستان شهر ممفیس سوخت برسد‪/ .‬‬

‫آنچه که در آغاز چند حادثه محلی می نمود‪ ٬‬در دسامبر ‪ ٬ ۱۹۷۲‬ژانویه و فوریه ‪ ۱۹۷۳‬برخت یک مشکل ملی و‬
‫اضطراری درآمد‪ .‬نیویورک تایمز در سرمقاله خود نوشت‪” ٬‬اگر کسی هنوز به فروپاشی سیستم سست و آبکی تامین و‬
‫عرضه سوخت این کشور باور ندارد بهتر است به دور و بر نگاهی بیافکند“‪ .‬دولت به دست و پا افتاده بود تا شیوه ای‬
‫برای سهمیه بندی سوخت بیابد‪ .‬پیت پیترسون وزیر بازرگانی برکنار شونده گفت‪” ٬‬روزگار خوشی داشتیم‪ ٬‬هزینه ها و‬
‫مخاطرات اندک بود و سود سرشار‪ .‬اما اسفناج ارزان پاپای دارد ته میکشد“‪/ .‬‬

‫وخامت موج نخست آنچه که به ”بحران انرژی“ معروف شد‪ ٬‬وقتی شدت یافت‪ ٬‬که معلوم گشت بندر مبدا اورسیز آلیوتین‬
‫کجا بود‪ .‬این تانکر پس از تخلیه ‪ ۲۵۰۰۰۰‬تن گندم ایاالت متحده در بندر شوروی ها‪ ٬‬اودسا در دریای سیاه‪ ٬‬در برابر آن‬
‫به همان اندازه نفت برای سوخت پر کرد تا به کرانه خاوری برگردد‪ .‬هرچند ریچارد نیکسون به محمد رضا شاه همه جور‬
‫اسلحه می فروخت تا جلو نفوذ شوروی ها را در خلیج فارس بگیرد و آنجا را برای ایاالت متحده امن نگهدارد‪ ٬‬اما دولت‬
‫مردان وی برای جلوگیری از خاموش شدن چراغ ها در خانه‪ ٬‬بار زدن نفت سوختی شوروی درنگ را روا ندیدند‪ .‬در‬
‫عوض کاخ سفید موافقت کرد با رد کردن ذخیره گندم اضافی که در انبار های غله با یارانه دولت نگهداری میشد‪ ٬‬بر سر‬
‫سفره شوروی ها نان بیاورد‪ .‬مبادله سوخت ‪ -‬با ‪ -‬گندم در زمستان ‪ ۷۳ - ۱۹۷۲‬از نظر اخالقی گنگ بودن دتانت یا تنش‬
‫زدایی را فاش می ساخت‪ :‬همان دو ابر قدرتی که نوچه های خود ایران و عراق را در منطقه خلیج به جان هم میانداختتند‪٬‬‬
‫به موقعش هم‪ ٬‬نان به هم قرض میدادند‪/ .‬‬

‫چون ریچارد نیکسون سوگند ریاست جمهوری را خورد توپ های امریکایی در آسیای جنوبی از غرش باز ایستاد‪ .‬در‬
‫همان ماه ملقمه پر قدرتی از اقتصاد و ژیو پولیتیک در آستانه یک دوره بحران انرژی و نا امنی قرار گرفت که ایاالت‬
‫متحده برای مواجه با آن آمادگی نداشت‪ .‬مقررات بازمانده از رکود بزرگ هنوز بهای گاز را به طور تصنعی پایین‬
‫نگهمیداشت و از استخراج و انباشت آن ممانعت می کرد‪ .‬در خاموشی نوامبر ‪ ۱۹۶۵‬شبکه برق رسانی شمالی ‪ -‬خاوری نا‬
‫کارآمدی خود را نشان داده بود اما کسی به حال آن فکری نکرد‪ .‬البته‪ ٬‬یک سال پس از آن دولت جانسون یک گزارش‬
‫داخلی فراهم کرده بود که نتیجه گیری میکرد ”به نظر میرسد کل منابع انرژی کشور‪ ٬‬تا پایان این سده‪ ٬‬با قیمتی نزدیک به‬
‫سطح فعلی قیمت ها ‪ ٬‬نیاز ها ی کشور را برآورد کند“‪ .‬در سال ‪ ۱۹۷۰‬ایاالت متحده هنوز بزرگترین تولید کننده نفت در‬
‫‪74‬‬

‫جهان بود‪ .‬اما آنسال اوج تولید نفت امریکا به ‪ ۱۱/۳‬میلیون بشکه در روز رسید و به دوران خوش تورم اندک‪ ٬‬عدم‬
‫بیکاری‪ ٬‬و شاخص های رشد یابنده زندگی پایان داد‪ .‬دولت نیکسون برای پر کردن شکاف گسترش یابنده میان تقاضای‬
‫مصرف کننده و عرضه انرژی‪ ٬‬ناگزیر گشت سهمیه بندی واردات دوره آیزنهاور را شل بعد هم در آوریل به امان خدا‬
‫رها کند‪ .‬در سال ‪ ۱۹۶۷‬که واردات نفت خام ‪ ۲/۲‬میلیون بشکه در روز بود به یکباره سر به فلک کشید و درسال ‪۱۹۷۳‬‬
‫شد ‪ ۶/۲‬میلیون بشکه در روز‪ .‬این ارقام وقتی از زاویه درصد واردات نگریسته شود‪ ٬‬بیشتر مایه حیرت می شود؛ در‬
‫سال ‪ ٬ ۱۹۶۷‬واردات نفت خام تنها ‪۱۹‬درصد تولید داخلی بود‪ ٬‬که شش سال بعد به ‪ ۳۵‬درصد رسید‪ .‬روند واردات نفت‬
‫ایاالت متحده در سال ‪ ۱۹۸۰‬از مرز ‪ ۶۰ - ۴۵‬درصد هم گذشت‪/ .‬‬

‫در یک دوره نستبا کوتاه‪ ٬‬ایاالت متحده ایاالت متحده در برابری افت و خیز های بازار نفت آسیب پذیر گشت‪ .‬بیشترین‬
‫بخش واردات نفتی امریکا هنوز از ونزویال بود‪ ٬‬اما ‪ ۷۰‬درصد ذخایر نفتی تثبت شده جهان در خاور میانه‪ ٬‬بویژه در خلیج‬
‫فارس آرمیده است‪ .‬پاشنه در اقتصادی جهان بر روی شاهان گردا گرد خلیج‪ ٬‬ایران‪ ٬‬عربستان سعودی‪ ٬‬امارات متحده‬
‫عربی‪ ٬‬و کویت می چرخید‪ .‬تا سپتامبر ‪ ۱۹۷۳‬واردات ایاالت متحده رسید به ‪ ۲۸‬میلیون بشکه نفت‪ ۲۶ ٬‬درصد واردات‬
‫کلی آن از کشور های عربی بود ‪ -‬آماری که نشانگر افزایش سرگیجه آور ‪ ۳۵‬درصدی نسبت به سال پیش میشد‪ .‬شیکاگو‬
‫تریبیون نوشت‪” ٬‬چه خوش تان بیاید چه بد تان‪ ٬‬ایاالت متحده در دهه آینده چاره ای ندارد مگر واردات بیشتر نفت عربی ‪-‬‬
‫یا انیکه به پیشواز از همپاشیدگی اقتصادی برود“‪.‬نهنگ امریکایی با ورود خود به بازار جهانی انرژی‪ ٬‬هرچه را در سر‬
‫راهش بود‪ ٬‬در کام خود میکشید‪ .‬عطش امریکا به نفت ارزان‪ ٬‬چندی نپایید که همه ظرفیت های اضافی کشید‪ ٬‬و بازار را‬
‫به چنان تنگنایی سوق داده شد که قیمت ها در یک مارپیچ رو به باال برای همه ملت ها در هر جا که بودند‪ ٬‬افزایش یافت‪.‬‬
‫در سال ‪ ۱۹۷۰‬دانیل یرجن تحلیل گر مسایل نفتی توضیح داد ”در جهان بیرون از ایاالت متحده‪ ۳ ٬‬میلیون بشکه در روز‬
‫ظرفیت اضافی هست که بیشتر آن هم در خاور میانه میباشد“‪ .‬اما تا سال ‪” ٬ ۱۹۷۳‬ظرفیت تولید اضافی که میشد به آن‬
‫دسترسی داشت‪ ٬‬به ‪ ۵۰۰۰۰۰‬بشکه در روز کاهش یافته بود‪ .‬که آنهم تنها یک درصد تولید جهانی میشد“‪/ .‬‬

‫اینک ایاالت متحده با هم پیمانان خود اروپا و ژاپن‪ ٬‬بر سر چشمه نفت و گازی که ته میکشید‪٬‬وارد گود رقابت گشته بود‪.‬‬
‫آنچه که روزگاری بازار برای خریدار ها بود‪ ٬‬اینک شده بود بازار فروشنده ها‪ .‬در ‪ ۱۹۷۳‬بازار خاور میانه که پیشتر هم‬
‫در برابر حوادثی مانند جنگ‪ ٬‬تحریم‪ ٬‬اقدامات خرابکارانه‪ ٬‬شرایط جوی نامساعد‪ ٬‬یا دستکاری های سیاسی‪ ٬‬به بسته شدن‬
‫اسیب پذیر بود‪ ٬‬اندک اندک به لبه پرتگاه میرسید‪/ .‬‬

‫شاه با دلبستگی فراوان‪ ٬‬شکست و سرافکندگی آرامکو و پشت کردن دولت نیکسون بدان رادنبال کرده بود‪ .‬بازی پرش‬
‫قورباغه ای آغاز شده بود‪ .‬شاه از کمپانی های نفتی غربی‪ ٬‬که بیشترین بخش از صنعت نفت ایران دست آنها بود‪ ٬‬یکریز‬
‫شرایط مطلوب می خواست‪ .‬او میخواست شرکت تولید نفت خودی‪ ٬‬شرکت نفت ملی ایران‪ ٬‬اختیار سراسر تولید نفت در‬
‫ایران را بدست آورد‪ ٬‬و دست کنسرسیوم پانزده عضوی شرکت های خارجی را کوتاه و آنها را به مشتریان منفعلی تبدیل‬
‫کند که به خرید نفت آمده اند‪ .‬اما زمان برای شاه دیر شده بود‪ .‬کاخ سفید بر آن شده بود که یک سیاست ملی انرژی‬
‫بیاندیشد‪ .‬در ‪ ۱۹‬ژانویه ‪ ٬ ۱۹۷۳‬نیکسون در نامه ای تند به همپیمان دیرین خود از وی میخواهد در باره اقدام به تصاحب‬
‫یکبار دیگر خوب بیاندیشد و درخواست خود را اینگونه مطرح می کند ” در پرتو دوستی دیر پای مان و دلبستگی هر دو‬
‫سو به آرامش در آن بخش از جهان‪ .‬نگران آنم که پیشنهاد تازه دولت اعلیحضرت در کل منطقه و دوستی متقابل ما تاثیر‬
‫بد بگذارد“‪ .‬پیشنهاد نیکسون آن بود که شاه این کار را به تعویق اندازد تا او بتواند پس از بپایان بردن مذاکرات صلح‬
‫آسیای جنوب خاوری‪ ٬‬با خیال راحت روی آن مساله تمرکز و توجه درخور را بگذارد‪” .‬اقدام یکسویه که پاسخگوی منافغ‬
‫حقه دو طرف نیست می تواند عواقب وخیمی روی اهداف مشترکی داشته باشد‪ ٬‬که هر دو بدنبالش هستیم“‪/ .‬‬

‫شاه رنجید‪ .‬پس او برای چی کمک کرده بود که نیکسون برنده انتخابات شود؟ که با هاش مانند مترسک رفتار شود؟ اعلم‬
‫از شاه خویشتنداری خواست‪ ٬‬اما شاه نیکسون را به جهت صدور فرامین و مداخله در امور ملی ایران ‪ ....‬به تلخی تقبیح‬
‫کرد‪” .‬من میگویم گور پدر روابط ویژه‪ ٬‬از این پس چه از دوست و چه از دشمن‪ ٬‬هیچ پندی را بگوش نخواهیم گرفت“‪/ .‬‬
‫‪75‬‬

‫همان هفته که نیکسون سوگند یاد کرد‪ ٬‬شاه دوستی خود با او را برید‪ .‬روز ‪ ۲۳‬ژانویه‪ ٬‬در سخنرانی به پنج هزار کارگر و‬
‫کشاورز که برای بزرگداشت دهمین سالگرد انقالب سفید گرد آمده بودند‪ ٬‬رهبر ایران اعالن کرد که کمپانی های نفتی‬
‫خارجی که مسیولیت ‪ ۹۲‬درصد تولید نفت ایران دست آنهاست‪ ٬‬پس از بسر رسیدن قرار داد های آن ها در سال ‪٬ ۱۹۷۹‬‬
‫قرار داد ها دیگر تمدید نخواهد شد‪ .‬در برابر وی دو گزینه در جلو آنها خواهد نهاد‪ .‬آنها می توانند تحت شرایط قراد دار‬
‫‪ ۱۹۵۴‬بکار شان ادامه دهند منوط بر اینکه بازدهی تولید شان را دو برابر کنند و آنرا از ‪ ۴‬میلیون بشکه در روز به ‪۸‬‬
‫میلیون برسانند‪ ٬‬و به بهای نازل تر از آنچه در جاهای دیگر میخرند‪ ٬‬نفروشند‪ .‬کنسرسیوم با پیشنهاد دوم شاه‪ ٬‬که وی آنرا‬
‫ترجیح میداد‪ ٬‬به توافق رسید‪ :‬آنها موافقت کردند که نقش اجرایی در تولید نفت ایران را به شرکت ملی نفت ایران بدهند در‬
‫عوض برای فروش نفت خام ایران در بازار جهانی برای بیست سال به قرار داد ترجیحی دست یابند‪/ .‬‬

‫تصمیم شاه به در آوردن اختیار نفت از چنگ کنسرسیوم به همان اندازه که از انگیزه غرور ملی سرچشمه میگرفت‪ ٬‬از‬
‫فشار های مالی نیز برمیخاست‪ .‬دولت ایران در پی آماده کردن یک برنامه آبادانی پنج ساله تازه‪ ٬‬به مبلغ ‪ ۳۲/۵‬بیلیون‬
‫دالر بود که گمان میرفت از ‪ ۲۱‬مارس به اجرا در بیاید‪ .‬هدف این برنامه بهبود رشد اقتصادی کشور به میزان شگفت‬
‫انگیز ‪ ۱۱/۴‬درصد در سال‪ ٬‬به مدت پنج سال بود‪ .‬بار دیگر شاه در پی اهداف اقتصادی یی بود که احتماال بدون تزریق‬
‫درآمد های نفتی تازه‪ ٬‬رسیدن بدان میسر نبود‪ .‬باری شاه با باز گذاشتن دست اربابان نفتی برای خرید ترجیحی ( مقرون به‬
‫صرفه) نفت ایران‪ ٬‬عامل عدم قطعیت دیگری به تساوی اقتصاد ایران افزوده بود‪ .‬کمپانی ها مجبور نبودند از ایران نفت‬
‫بخرند‪ .‬تحوالت شرایط بازار ممکن بود سبب برهم زدن سفارش خرید آنها گردد‪ .‬این هم به آنجا میرسید که به یکباره‬
‫میلیون ها بشکه نفت فروش نرفته دست شاه باد میکرد‪٬‬شاهی که سودای دو برابر کردن بازدهی روغن زمینی کشورش را‬
‫داشت‪/ .‬‬

‫در واقع‪ ٬‬نامه نیکسون به شاه که از وی خویشتن داری میخواست‪ ٬‬قمپزی بیش نبود‪ .‬در فردای جنگ ویتنام‪٬‬گمان می رفت‬
‫ایاالت متحده اراده و توان پشتبندی تهدید با زور را از دست فرونهاده بود‪ .‬باری هنوز این پرسش بی پاستخ مانده بود‪:‬‬
‫شاه تا کی می توانست‪ ٬‬بدون گذار از مرز دوستی‪ ٬‬همچنان به همپیمان خود فشار آورد؟ دکترین نیکسون راه را برای‬
‫جوالن دادن شاه باز میگذاشت و از یکسر هم به او امکان میداد در داخل کشور و بیرون آن پایش را از گلیمش دراز تر‬
‫کند‪ .‬وی تحریک همسایه خود عراق را از حد گذرانده بود‪ .‬یادداشت های روزانه اعلم حاکی از آنست که شاه نه به‬
‫نیکسون و نه به کیسینجر اعتماد کامل داشت‪ .‬آنها گذاشتند خانم گاندی همپیمان آن ها و همسایه او پاکستان را دو شقه کند‪.‬‬
‫آنها رییس جمهور ویتنام جنوبی‪ ٬‬وان تیو‪ ٬‬را واداشتند پای قرارداد صلحی را امضا کند که بیشتر به نامه پیش از خودکشی‬
‫می مانست‪ .‬شاه حتی دست نیکسون را در مراکش میدید ‪ ٬‬همانجا که شاه حسن از چندین توطیه سوء قصد با بدبختی جان‬
‫بدر برد‪ .‬پایان خونین زندگی رییس جمهور دیم هرگز از یاد وی دور نگشت‪” :‬اما اگر گناه همه این ها بگردن امریکایی‬
‫هاست پس چگونه است که شاهپر های آزادی مرا نمیزنند؟“ ‪/‬‬

‫یک سلحشور باید روی پای خود میایستاد‪ .‬در همان دوازده ماهی که شاه اختیار صنعت نفت ایران را در دست خود گرفت‬
‫و نیکسون با برداشتن محدودیت های فروش سالح های متعارف به تهران موافقت کرد‪ ٬‬سفارش اسلحه ایران از ‪۵۰۰‬‬
‫میلیون دالر در سال ‪ ٬ ۱۹۷۲‬در کمتر از یک سال با رشد برق آسا به ‪ ۲/۵‬بیلیون دالر رسید‪ .‬شاه کاری میکرد که نشود‬
‫اورا نادیده گفت‪ ٬‬از آنسر هم خود را دسترسی ناپذیر میکرد‪/ .‬‬

‫این بازی گریز ناپذیر سرنوشت را می ماند‪ ٬‬بار دیگری که نیکسون سفیر آینده‪ ٬‬ریچارد هلمس را در ‪ ۱۱:۱۶‬پیش از‬
‫ظهر روز چهارشنبه‪ ۱۴ ٬‬فوریه دید‪ ٬‬او آن هنگام‪ ٬‬تنها مرد شایسته این میدان بود‪ .‬جهان و تاریخ مانند گردباد می چرخید‪.‬‬
‫برگماری هلمس از نظر زمانی که با آغاز سال نو همراه بود‪ ٬‬گویی نشان از دور اندیشی شوم‪ ٬‬فریبنده و استراتژیک‬
‫رییس جمهور داشت‪ .‬یورش سعودی ها به آرامکو‪ ٬‬کمبود سوخت در سرتاسر ماه های زمستان‪ ٬‬تاخت و تاز شاه به‬
‫کنسرسیوم‪ ٬‬تنشی که هردم از بازار بر میخاست‪ ٬‬و بهای باالی نفت خام‪ ٬‬همه بر بیم و هراس غرب دامن میزد‪ .‬کی بهتر‬
‫از رییس پیشین سازمان سیا میتوانست بیاری دولت بشتابد و برنامه ای برای تامین خط حیاتی نفت جهان بچیند؟ هلمس تنها‬
‫در برابر رییس جمهور و ژنرال برنت اسکاوکراف‪ ٬‬آنکه برای رییس جمهور یادداشت برمیداشت‪ ٬‬پرده از روی راز‬
‫‪76‬‬

‫رفتن به تهران برداشت‪ .‬هلمس گفت که با جان کونالی و دولت بریتانیا روی مسایلی از قبیل بازرگانی‪ ٬‬نفت‪ ٬‬و امنیت‬
‫منطقه خلیچ فارس رایزنی کرده است‪ .‬تا ‪ ۱۵‬مارس شاه در سنت موریس بود‪ .‬هلمس می باید استوارنامه خود را پیش از‬
‫رفتن شاه به جزیره کیش‪ ٬‬برای آغاز سال نو ایرانی‪ ٬‬تقدیم میکرد‪/ .‬‬

‫رهنمود های نیکسون به فرستاده خود نشان میدهد که وی تا چه اندازه حواسش بر روی خاور میانه خط حیاتی روغن‬
‫زمینی متمرکز است‪ .‬به هلمس گفت‪” ٬‬نمی خواهم تنها از زاویه پیشینه خودت در سیا به مسایل نگاه کنی‪ .‬هر چند آن مهم‬
‫است‪ ٬‬وقت و حواس خود را بیشتر روی نفت بگذار‪ .‬مساله این است که ایاالت متحده چگونه می تواند از منافع خود‪ ٬‬بدون‬
‫دست به دامن این یا آن دولت شدن‪ ٬‬محافظت کند“‪ .‬نیکسون سفارش خود را تکرار کرد‪” :‬همه ه ّم خودت را بگذار روی‬
‫مسایل نفتی“‪ .‬آنچه نیکسون برای هلمس به عنوان وظیفه در نظر داشت خیلی فراتر از چشم انداز یک سفیر می رفت‪ .‬وی‬
‫میخواست هلمس به عنوان نماینده تام االختیار وی در خلیج فارس و آسیای باختری از جمله پاکستان عمل کند‪ .‬از قراین‬
‫برمیامد که هلمس می باید محمد رضا پهلوی را در معماری یک استراتژی یاری میکرد که تهران را در کانون یک نظم‬
‫منطقه ای قرار میداد‪ .‬هلمس بعدا به خاط میاورد که دستور یافته بود مانند چشم و گوش نیکسون در منطقه عمل کند‪:‬‬
‫”راستی‪ ٬‬وقتی راهی تهران می شدم رییس جمهور نیکسون زبانی بمن گفت ازم میخواهد که مراقب کل منطقه خلیج فارس‬
‫هم باشم‪ ...‬در باره اینکه نظر من روی مسایل سیاسی و اوضاع نظامی در سراسر خلیج چیست‪ ٬‬مرتب گزارش می‬
‫خواست“‪/ .‬‬

‫سر ساعت ‪ ۱۱:۴۰‬رییس جمهور از اسکاوکرافت خواست اتاق را ترک کند تا وی بتواند با هلمس در خلوت به صحبت‬
‫بنشیند‪ .‬از این بحث دوازده دقیقه ای هیچ جا نشانی نمانده است‪ .‬شاید هلمس و نیکسون سر همان موضوعی به گفتگو‬
‫پرداختند که هفت روز پیش‪ ٬‬هنگام دریافت مقام سفارت در کاپیتول هیل از شنیدن آن مو تنش راست شد‪ .‬در یک حرکت‬
‫غیر مترقبه‪ ٬‬سناتور ها پشت در های بسته می خواستند از وی بشنوند‪ ٬‬او نخست باید سوگند میخورد‪ ٬‬می خواستند از او‬
‫درآورند در باره پرده پوشی واترگیت‪ ٬‬زیر نظر گرفتن امریکایی ها در داخل کشور‪ ٬‬و گزارش های مربوط به دست‬
‫داشتن سیا در کودتای شیلی‪ ٬‬ناگفته های او چه هاست‪ .‬هلمس از جزییات و دقت روال سوال های آنها در شگفت شد‪ .‬او‬
‫همه چیز را حاشا و در برابر قانون سوگند دروغ یاد کرده بود‪.‬‬

‫در راهرو کاخ سفید تا هالدمن در برابر هلمس سبز شد پرسید‪ ٬‬پس چی شد؟ گفته بودی خروج مرا چند هفته ای عقت می‬
‫اندازی؟ زدی زیرش؟ هالدمن گفت‪ ٬‬آها‪ ٬‬بگمانم آنرا فراموش کردیم‪ .‬هلمس میگوید اما‪ ٬‬در چهره اش لبخند کمرنگی نمایان‬
‫شد‪/ .‬‬
‫‪77‬‬

‫نخستین خون‬
‫روز ‪ ۲۱‬ماه می‪ ٬‬سناتور جی‪ .‬ویلیام فولبرایت از ایالت آرکانزاس‪ ٬‬در سنای ایاالت متحده از جای خود برخاست تا در‬
‫باره پیامد های بحران انرژی روی سیاست خارجی امریکا سخنرانی کند‪ .‬انتظار میرفت‪ ٬‬سرپرست کمیته روابط خارجی‬
‫سنا در باره موضوعی که به علت برمال شدن ماجرا های جدید حماسه واترگیت‪ ٬‬از صفحه نخست روزنامه ها محو شده‬
‫بود ‪ ٬‬یک سخنرانی سر سری بکند‪ .‬حقیقت این استکه این سخنرانی به لحاظ جو احساساتی آن هنگام‪ ٬ ٬‬آنهم در تابستان‬
‫واترگیت‪ ٬‬زیاد به روزنامه ها درز پیدا نکرد‪ .‬دست کسی به جایی بند نبود‪ ٬‬زمستان سرد همراه با کمبود سوخت از راه‬
‫میرسید‪ ٬‬تولید کنندگان نفت عرب تهدید کرده بودند صدور نفت به پشتیبانان اسراییل را قطع خواهند کرد‪ .‬سناتور فلبرایت‬
‫با سخنانی ترس آور هشدار داد ”که احتمال دارد سیاست گذاران و تاثیر گذاران روی سیاست ما‪ ٬‬به این نتیجه برسند که‬
‫برای امنیت منابع نفتی در خاور میانه‪ ٬‬و شاهرگ عریان ما‪ ٬‬چاره ای نیست مگر اقدام نظامی“‪”.‬هیچ برو برگشت نداشت“‬
‫که اگر ایاالت متحده می خواست‪ ٬‬می توانست ”کشور های تولید کننده نفت در خاور میانه“ را به تصرف خود درآورد‪.‬‬
‫”از نظر نظامی آنها چندان توانی نداشتند“ و وجود آنها خود گواهی بود بر نبود یک قدرت در خلیج فارس‪ .‬اما وقتی‬
‫دیگران این کار را برای ما میکردند‪ ٬‬چه ضرورتی داشت ما دستمان را آلوده کنیم؟ فولبرایت ادامه داد‪” ٬‬با جانشین های‬
‫نظامی نیرومندی که در منطقه داریم‪ ٬‬اصال الزم نیست ما این کار را خودمان بکنیم“ سپس دست خود را چنان تاب داد که‬
‫گویی نارنجکی را در میان دایره بزرگ گردهمایی پرتاب میکرد‪” .‬آرزوی شاه ایران برای ایفای نقش نگهبانی در منطقه‬
‫خلج فارس بر همگان دانسته است‪ .‬سخنانی هم اینجا و آنجا شنیده می شود“‪ .‬ایران و اسراییل پیشنهاد کرده اند ”کویت را‬
‫بگیرند و مشکل انرژی ایاالت متحده را حل کنند‪ .‬در شنزار های میان اسراییل و خلیج فارس نیرویی نیست که بتواند در‬
‫برابر ارتش اسراییل در بیاید“‪ .‬فولبرایت هشدار داد که عربستان باید حواس خود را جمع بکند‪” :‬گوشت غزال اگر چه‬
‫خوشمزه است‪ ٬‬اما یک غزال عاقل آنرا به رخ شیر نمیکشد“‪/ .‬‬

‫سخنرانی فولبرایت به سبب زمانی و ویژگی آن همه جا پیچید‪ .‬آیا او از اسرار پشت پرده آگاه بود؟ کسی به او ندا داده بود؟‬
‫هشت روز پیش‪ ۲۰ ٬‬مارس‪ ٬‬نیرو های عراقی از مرز کویت گشته بودند‪ .‬آنها یک پست مرزی بی سالح در عمق پانزده‬
‫مایلی خاک آن کشور را اشغال کردند و پست مرزی دیگر را در کنار ساحل به توپ بستند‪ .‬این یک جوالن کاوشگرانه‬
‫بشمار میامد‪ .‬بغداد می خواست توان دفاعی کویت و واکنش های دوستان و همسایگان آنرا آزمایش کند‪ .‬شاه در برابر ترفند‬
‫صدام حسین درآمد‪ .‬پنج هفته بعد نیرو های عراقی به آنسوی مرز های خود پس نشستند‪ .‬دیپلمات های ایاالت متحده در‬
‫نشان دادن این که سلحشور آنان شمشیرش را از نیام برکشیده است‪ ٬‬درنگ را روا ندانستند‪ .‬در آخر همان هفته وزیر امور‬
‫خارجه اسراییل‪ ٬‬آبا ابان‪ ٬‬برای گفتگو با شاه دیداری پنهانی از تهران داشت‪/ .‬‬

‫ابان روز ‪ ۱۲‬می برای گزارش دیدار خود از تهران به کیسینجر‪ ٬‬در واشینگتن بسر می برد‪ .‬وی به کیسینجر گفت‪ ٬‬در‬
‫مورد خلیج فارس ”خیال شاه آسوده است‪ .‬به دو دلیل‪ :‬یکی این که برای نخستین بار وی از ایاالت متحده خیلی خشنود بود‪.‬‬
‫آنها همیشه ناخشنود بودند از اینکه به اندازه ای که باید گیرشان نمیاید؛ اما حاال او گیرش میاید‪ .‬دوم‪ ٬‬روی مساله نفت‪٬‬‬
‫اکنون او می بیند که پای منافع ایاالت متحده هم در میان است“‪ .‬کیسینجر دانست شاه ”می خواهد چندان نیرومند شود که‬
‫در برابر هر خطری‪ ٬‬سوای خطر اتحاد جماهیر شوروی‪ ٬‬بتواند بایستاد‪ .‬او گمان میبرد شوروی ها به خاطر نرمش‬
‫امریکایی ها‪ ٬‬اکنون از مصر به سوی خلیج فارس در چرخشند“‪ .‬این طرز تفکر شاه تا اندازه ای از پیروزی هند بر‬
‫پاکستان در سال ‪ ۱۹۷۱‬نشات میگرفت‪ .‬پیمان ها و قرار داد های دفاعی را خیلی ساده میشد دور ریخت‪ .‬ابان گفت ”او‬
‫گمان میکند‪ ٬‬کاغذ پاره ها دردی را دوا نمیکند‪ .‬نمونه اش را در بحران هند و پاکستان ببینید‪ .‬در عوض او میخواهد پای‬
‫منافع امریکا در میان باشد تا بتوان به آن دلگرم بود“‪ .‬شاه یک طرح ” استرتژیک سه گوشی را را پیش میکشید ‪-‬‬
‫اسراییل‪ ٬‬اتیوپی‪ ٬‬و ایران ‪ -‬که با پشتیبانی ایاالت متحده به ثبات کمک می کند“‪/ .‬‬

‫برداشت شاه آن بود که نیکسون همپیمان خود یحیی خان را در برابر دشمن تنها گذاشت چونکه در کشورش برای این کار‬
‫تاوان سیاسی پرداخت نمیشد‪ .‬برای پرهیز از سرنوشت یحیی خان چاره کار ازدیاد منافع امریکا در ایران است تا حدی که‬
‫حمله به تهران برای امریکاییان همسان حمله به شیکاگو یا نیویورک تلقی شود‪ .‬مراد شاه از ”ازدیاد منافع امریکا در‬
‫‪78‬‬

‫ایران“‪ ٬‬وابستگی متقابل در گستره هایی چون امنیت نفت‪ ٬‬همکاری نظامی‪ ٬‬و دادو ستد بود‪ .‬او می خواست شمار‬
‫شهروندان امریکایی که زندگی در ایران را برگزیده بودند‪ ٬‬در ایران بیشتر گردد‪ .‬اگر واشینگتن برای ایرانی ها نمی‬
‫جنگید‪ ٬‬برای جان شهروندان خود که میجنگید‪ .‬زنان‪ ٬‬مردان و کودکان امریکایی برای شاه سپر بال می شدند ‪ -‬ضمانت‬
‫دوال پهنا‪ .‬از یکسر هم او نمیخواهد امریکایی ها برای همیشه در ایران بمانند یا ماندن آنها به درازا بکشد‪ .‬او می دید که‬
‫این نقشه مشحون از تناقض است و خالی از خطر نیست‪ :‬اگر چه شاه‪ ٬‬در دراز مدت‪ ٬‬در پی کاستن وابستگی خود به‬
‫ایاالت متحده بود‪ ٬‬اما در کوتاه مدت چاره را در تعمیق روابط نظامی و بازرگانی می دید‪ .‬به امید روزی بود که ایران‬
‫نیرومند گردد و روی پای خود بایستد‪ .‬یکی از مقامات ایرانی گفت امریکایی ها ”تا چند سال دیگر باید از اینجا رخت‬
‫برکنند‪”.‬حداقل تیوری این را می گوید‪ “.‬شاه باید تا دم دمای ‪ ۱۹۸۰‬که ایران از نظر نظامی خود کفا خواهد شد‪ ٬‬دندان‬
‫روی جگر بگذارد‪/ .‬‬

‫قماری که شاه بدان دست زده بود‪ ٬‬خطراتی برای امریکاییان همراه داشت‪ .‬سیا‪ ٬‬وزارت امور خارجه‪ ٬‬و وزارت دفاع رو‬
‫راست به کاخ سفید هشدار داده بودند که شاه بیش از اندازه خرج اسلحه میکند‪ ٬‬احساسات ضد امریکایی در ایران رو به‬
‫تزاید است‪ ٬‬و یک بحران مالی دشمنان داخلی شاه را به راحتی بسیج خواهد کرد‪ .‬اما نیکسون و کیسینجر مصلحت را در‬
‫آن دیدند که تحلیل های کارشناسان ورزیده و تعلیم یافته دولت را نادیده بگیرند‪ .‬تا می ‪ ۱۹۷۳‬نزدیک به پانصد سرباز‪٬‬‬
‫ملوان‪ ٬‬و سرباز نیروی دریایی امریکا به اضافه ششصد تن کارکنان فنی‪ ٬‬که انتظار میرفت تابستان خانواده هایشان به‬
‫آنها ملحق شوند‪ ٬‬در ایران اسکان یافته بودند‪ .‬این ها موج نخست آبی پوشان و کارکنان فنی بودند که نیکسون برای به‬
‫اجرا درآوردن پروژه دفاعی ‪ ۲‬بیلیون دالری شاه‪ ٬‬قول داده بود‪ .‬مقامات سفارت ایاالت متحده در تهران به یکی از دیدار‬
‫کنندگان در بهار‪ ٬‬با شور و شوق میگفتند ” او جنس عالی میخواهد و میداند که ایاالت متحده بهترین ها را دارد‪ .‬شاه هر‬
‫چه را دلش بخواهد می تواند بخرد مگر سالح اتمی‪ ...‬این که آنها بدردش میخورد یانه‪ ٬‬خودش میداند‪ .‬دانش نظامی او‬
‫فوق العاده است‪ ٬‬و او خوب می داند چه میخواهد“‪ .‬شاه تنها در یک مورد از اعلم خواست با هلمس تماس بگیرد و سفارش‬
‫فوری توپخانه و هواپیما های جنگنده بدهد‪ .‬سفیر هلمس پاسخی داد که بیشتر خوشایند وزیر دربار ایران بود‪” :‬اگر شاهنشاه‬
‫دستور دهند‪ ٬‬من تمام سعی خودم را خواهم کرد که از واشینگتن جواب مثبت بگیرم“‪/ .‬‬

‫حتی کشته شدن افسر نظامی امریکا در تهران‪ ٬‬مقامات ایاالت متحده را برآن نداشت که منطق پشت سر آنهمه انباشت ساز‬
‫و برگ جنگی را بازنگری کنند‪ .‬روز ‪ ۲‬ژوین‪ ٬‬سرهنگ ستوان لوییس لی هاوکینس‪ ٬‬کارشناس نظامی چهل و دوساله‪ ٬‬که‬
‫برای ارتش ایران کار میکرد‪ ٬‬از خانه خود رهسپار ایستگاه ماشینی بود که هرروز او را به سر کارش می برد‪ .‬طبق گفته‬
‫های سینتیا هلمس‪ ٬‬که خبر دلخراش آن جنایت را در اقامت گاه سفیر دریافت کرده بود‪” ٬‬وقتی لوییس از جلو یک کوچه‬
‫میگذشته است‪ ٬‬گلوله به پشتش اصابت میکند و او بدور خود می چرخد“‪ .‬خانواده هلمس در هفته اول آوریل وارد تهران‬
‫شده بودند تا وی بجای ریچارد بر مسند سفارت بنشیند‪” .‬گلوله های دیگر به سینه اش خورد‪ ٬‬و او را انداخت“‪ .‬هاوکینس‬
‫در همانجا‪ ٬‬در بستر خون خود مرد‪ .‬دو مهاجم او سوار بر موتور از آنجا دور شدند‪ .‬مرگ سرهنگ هاوکینس مانند یک‬
‫اتفاق تصادفی تلقی شد‪/ .‬‬
‫‪79‬‬

‫نقشه بی سر وصدا‬
‫دیدار چهار روزه و رسمی شاه از واشینگتن‪ ٬‬در آخرین هفته جوالی‪ ٬‬همزمان بود با تابستانی پر از نگرانی برای‬
‫امریکاییان‪ .‬با اوج گرفتن قیمت نفت و افت وخیز های تند خاور میانه‪ ٬‬پادشاه باختر ‪ -‬دوست نیرومند ترین کشور نفتی‬
‫جهان‪ ٬‬با آغوش باز پذیرفته شد‪ .‬تصمیم سخاوتمندانه نیکسون‪ ٬‬یک سال پیش‪ ٬‬برای رساندن کمک های سرشار به ایران‪٬‬‬
‫به هیچ روی بیخود نبوده است‪ .‬نیویورک تایمز ورود شاه را با تیتر درشت‪ ٬‬اینچنین به آگاهی همگان رساند ”گویی دوباره‬
‫بخانه خود برگشته است“ و سپس داستانی را که هم در واشینگتن و هم در تهران بر سر زبان ها بود‪ ٬‬بدین گونه گزارش‬
‫می کرد‪ .‬به گزارش های رسیده سفیر شوروی از نخست وزیر هویدا پرسیده بود ”از اینکه امریکایی ها ریچارد هلمس‪٬‬‬
‫رییس سیا‪ ٬‬را برای سفیری به اینجا فرستادند ناراحت نیستید“؟ هویدا بی آنکه خم به ابروی خود بیاورد گفته بود که‬
‫”خب‪ ٬‬حد اقل آنها سرکرده جاسوس های شان را فرستادند“‪ .‬روزنامه یاد شده گزارش میداد که در واشینگتن داستان داستان‬
‫بر سر زبان ها افتاد تا نشان داده شود ایاالت متحده به همپیمانان بسیار نزدیک خود‪ ٬‬از جمله ایران توجه زیاد دارد“‪ .‬روز‬
‫بعد یکی از مقامات وزارت امور خارجه گفت‪’” ٬‬شاه بهترین ها را میخواهد‪ ٬‬و بهترین ها را هم میگیرد‘“‪ .‬اما برای برخی‬
‫ایرانیان انتصاب هلمس مایه سرشکستگی بود‪ .‬محقق امریکایی‪ ٬‬جیمز بیل‪ ٬‬بیاد میاورد که یکی از نویسندگان برجسته‬
‫ایرانی در باره حضور هلمس در تهران چنین نوشته بود‪” :‬از چه رو هلمس به اینجا فرستاده شده است؟ ایاالت متحده برای‬
‫چه سرکرده جاسوس های خود را بجای سفیر به کشور ما فرستاده است؟ شما حرمت خود را هم نگه نداشتید‪ ٬‬مگر نمی‬
‫توانستید دور از دید بمانید و از پشت پرده‪ ٬‬با کشیدن نخ های این عروسک خیمه شب بازی‪ ٬‬او را به هر سازی که می‬
‫خواهید برقصانید؟ “ ‪/‬‬

‫هیچکس به اندازه پرزیدنت نیکسون از دیدن شاه و شهبانو که در گرمای رخوت آور جوالی از روی چمن های جنوبی راه‬
‫میرفتند‪ ٬‬شادمان نبود‪ .‬او از اینکه بودن آنها دمی او را سرگرم می ساخت خاطرش را از مشکالت مشدد و مکثر می‬
‫آسود‪ ٬‬خوشحالی می نمود‪ .‬ببینندگان بروشنی میدیدند که هنوز رنگ و روی نیکسون از سینه پهلویی که او را بستری کرده‬
‫بود‪ ٬‬پریده است‪ .‬نخستین خانواده امریکا یک تابستان دوزخی را میگذراند‪ .‬رسوایی واتر گیت مانند بمب ترکیده بود‪.‬‬
‫نشست ها کنگره که از تلویزیون ها پخش میشد‪ ٬‬مردم امریکا را با سیاهکاری های نیکسون آشنا نموده بود‪ ٬‬آن پاره از‬
‫شخصیت نیکسون که از حق السکوت ها‪ ٬‬مصارف آنها‪ ٬‬تحت نظر گرفتن امریکایی ها‪ ٬‬بدون مجوز قانونی به خانه های‬
‫مردم ریختن‪ ٬‬بازجویی ها و گوش دادن به تلفن های مردم‪ ٬‬آگاهی داشت‪ .‬چون سیالب رسوایی ها از تلویزیون ملی‬
‫سرازیر شد‪ ٬‬آرتور برنس در یادداشت های روزانه خود نوشت‪” ٬‬خدای من به داد امریکا برس“! به امریکایی ها گفته شد‬
‫”شاه آشکارا نخستین بازدید کننده خارجی‪ ٬‬از بهار ‪ ۱۹۷۱‬است که رییس جمهور را در اتاق بیضی شکل عاری از دستگاه‬
‫های استراق سمع مالقات میکند“‪ .‬نیکسون که رویداد های ناگوار دم بدم از راه رسنده خردش کرده و هنوز از غم استعفای‬
‫اجباری دو تن از دستیاران برجسته خود‪ ٬‬اهرلیشمان و بوب هالدمن‪ ٬‬در نیامده بود‪ ٬‬در آستانه آمدن پهلوی ها نشانه های‬
‫درماندگی از دست و پنجه نرم کردن با تنش ها را نشان میداد‪ .‬آخر سر سینه پهلو او را از پا انداخت و در بیمارستان‬
‫نیروی دریایی بتسدا خواباندند ش‪ .‬کیسینجر به بتسدا زنگ زد تا رییس جمهور را از از مقدمات دیدار قریب الوقوع شاه با‬
‫خبر سازد‪ .‬به نظر میرسید کیسینجر از این که نیکسون از کاخ سفید رفته است و دست و بال وی برای نشست و برخاست‬
‫با بازدید کنندگان باز است‪ ٬‬در پوست خود نمی گنجد‪ .‬وقتی رییس جمهور گفت که ”روز جمعه از بیمارستان بیرون میاید‬
‫و پیش از رفتن به کمپ دوید یکی دو ساعتی میاید اداره و پس از آخر هفته‪ ٬‬دوشنبه‪ ٬‬از کمپ دیوید برمیگردد سر کار‪٬‬‬
‫کیسینجر پیشنهاد کرد که چند روزی استراحت کند‪” :‬راحت باشید‪ ٬‬آقای رییس جمهور“‪/ .‬‬

‫نیکسون در پاسخ بشیوه شاهانه‪ ٬‬که آنرا دوست داشت‪ ٬‬گفت‪” ٬‬ما“ به مسایل مورد عالقه خواهیم پرداخت‪/ .‬‬

‫کیسینجر به او یادآور شد که ”شاه سه شنبه میاید و این دیدار بسیار مهمی خواهد بود“‪/ .‬‬
‫‪80‬‬

‫نیکسون در تایید حرف او گفت ”شکی نیست“‪ .‬در عین حال پیشنهاد کیسینجر را که ”میخواست سر پاره ای جزییات در‬
‫صورت تمایل نیکسون [شاه را ] ببیند تا وقت او زیاد از بین نرود“‪ ٬‬رد کرد‪” .‬نه‪ ٬‬نه‪ .‬می خواهم ازش پذیرایی کامل‬
‫بشود“‪ .‬وی برای کیسینجر نقشه دیگری در سر داشت‪/ .‬‬

‫برای نیکسون‪” ٬‬پذیرایی کامل“ از دوستش شاه‪ ٬‬شامل برنامه رقص و آواز برای شاه شاهان هم میشد‪ .‬که این هم مستلزم‬
‫یاری خواستن از مشاور ملی بود که در آتش انتظار این لحظه می سوخت‪ .‬نیکسون عشق وعالقه کیسینجر به آن چیز های‬
‫هالیودی ‪ -‬مخصوصا ”مه رویان فریبا“ را که در مسافرت هایش به لس آنجلس سراغ شان میرفت ‪ -‬با فساد اخالقی یکی‬
‫سر او با سیم بران و دلربایان در این گیرو دار‪ ٬‬بدرد کاخ سفید میخورد‪” .‬داستان دانی کی“ از‬
‫میدانست‪ .‬باری این سر و ّ‬
‫همین جا آب میخورد‪ .‬رییس جمهور از دخترش‪ ٬‬جولی آیزنهاور خواست به کیسینجر زنگ بزند و بییند او می تواند کی را‬
‫برای اجرای چند آواز در میهمانی کاخ سفید‪ ٬‬جلو پهلوی ها جور کند؟ آنزنهاور ازش پرسید‪” ٬‬تو دلت میخواد اینکار را‬
‫بکنی یا نمی خواهی به او رو بیاندازی“؟‬

‫کیسینجر گفت برایش مساله ای نیست که زنگ بزند و بپرسد‪” ٬‬اما از حاال می تواند بگوید که او نخواهد پذیرفت“‪ .‬کی در‬
‫یکی دو سال گذشته کنسرت نمی داد و یکبار هم خواهش کیسینجر جهت اجرایی برای نیکسون ها را زمین انداخته بود‪.‬‬
‫کیسینجر و جولی پای در گل مانده بودند‪ ٬‬نمی دانستند چکار کنند‪ :‬پیدا کردن یک هنر مند با استعداد برای نیکسون ها‪ ٬‬در‬
‫این اواخر مشکل شده بود ‪ -‬نخستین خانواده امریکا رادیو اکتیو می نمود‪ .‬جولی همچنان مودبانه پافشاری میکرد‪” :‬شاه‬
‫واقعا از او خیلی خوشش خواهد آمد“‪/ .‬‬

‫چند دقیقه بعد مردی که دیپلماسی پنهانی او موجب اختصاص یافتن سر مقاله مجله تایم ”مامور مخفی“ نیکسون‪ ٬‬به وی شد‬
‫‪ ٬‬برای دلبری راه دیگری در پیش گرفت‪ .‬وی به سفیر بنیاد کودکان سازمان ملل زنگ زد تا او را برای پهلوی ها جور‬
‫کند‪ .‬کیسینجر بر سبیل عادت از در چاپلوسی درآمد‪ .‬وی میخواست به کی برساند‪ ٬‬این او بود که از هنر های وی در گوش‬
‫رییس جمهور زمزمه کرده است و ایده دعوت مال اوست‪” :‬دنی‪ ٬‬آنچه در باره اش میخوام برای بگویم رییس جمهوره ‪-‬‬
‫من آنقدر در باره هنر های تو برایش تعریف کردم که ‪ -‬رییس جمهور عالقه پیدا کرده است سر میهمانی شامی که ‪۲۴‬‬
‫‪“. /‬جوالی برای شاه میدهد‪ ٬‬تو کاری بکنی‪ .‬قبول این به خودت بستگی دارد و هیچ اجباری در کار نیست‬

‫‪“.‬نه‪ ٬‬من اینکار را نمی کنم‪ “٬‬این بود پاسخ کی‪” .‬نه‪ ٬‬دلم نمی خواد این را بکنم”‬

‫کیسینجر از تندی و تیزی پاسخ هنرمند جا خورد‪” .‬نمی خواهم که تو ‪ -‬نمی خواستم به خاطر روابط مان این کار رو‪/“...‬‬

‫خواننده تکرار کرد‪” ٬‬نه‪ ٬‬نه‪ ٬‬مساله اجرا بالکل منتفی است‪ ٬‬من نمی خواهم این کار را بکنم“‪ .‬شاید برایش میسر نبود تا‬
‫دو هفته دیگر یک گروه موسیقی جور کند‪ .‬یار و همکار موزیک بیست و پنج ساله او تازه مرده بود‪” .‬گفت گرد آوری آنها‬
‫ساده نیست“‪/ .‬‬

‫وقتی کیسینجر دوباره اصرار کرد‪ ٬‬اینبار اندکی بیشتر ‪” -‬خب‪ ٬‬اجرای تو در سر شام جان فورد ( کارگردان فیلم) زیاد هم‬
‫بد نبود‪ ٬‬اگر آن را اجرای رسمی به حساب نیاوریم“ ‪ -‬کی یکراست رفت سر مطلب‪/ .‬‬

‫شاه ایران را میگویی مگه نه‪ ٬‬من خل که نیستم‪ ٬‬به هیچ وجه این کار را نمی کنم‪ .‬وقتی از طرف یونیسف رفته بودم ”‬
‫تهران اجازه ندادند ببینمش“‪/ .‬‬

‫خودداری دنی کی از محبتی در حق شاه ایران که او را خوار داشته بود‪ ٬‬با آگاهی روز افزون و دلزدگی مردم از آبرو‬
‫ریزی های ایران در باره حقوق بشر همراه بود‪ .‬کیسینجر اصال نمیدانست که شاه چقدر مشتاق حضور دنی کی سر شام‬
‫بود‪ .‬شهبانو فرح یکی از دوستداران این ستاره بود‪ .‬در کتاب یاد های خود‪ ٬‬فرح ”تحسین فراوان“ خود به او را به عنوان‬
‫یک هنرمند و ”کسی که برای جمع کردن اعانه به بچه های بینوا‪ ٬‬شب نشینی ها و جشن های زیادی برای یونیسف‬
‫‪81‬‬

‫بربرگزار است“‪ ٬‬بیان میکند‪ .‬ملکه که خود‪ ٬‬در حمایت از هنر و دفاع حقوق زنان و کودکان کشورش‪ ٬‬مقام شامخی برای‬
‫خود جور کرده بود‪ ٬‬از دور دستی بر آتش داشت‪/ .‬‬

‫اما در دم دم های عزیمت به واشینگتن با همسرش‪ ٬‬تهدید کرده بود که کاسه و کوزه اش را برمیدارد و برای همیشه دربار‬
‫را پشت سر میگذارد‪ .‬شایعه بی وفایی شاه دهن به دهن در تهران پیچیده بود‪ .‬به گاه مستی و راستی نجوا های به خلوت‬
‫گاه سلطنتی هم میرسید‪ .‬محمد رضا شاه مزاقش را در مجالست دختران مو طالیی شرکت هواپیمایی کونتینانتال و لوفت‬
‫هانزا شیرین میکرد‪ .‬دخترانی که مادام کلود پاریسی افسانه ای‪ ٬‬ورچین میکرد و می فرستاد‪ .‬دوستان و ”دو سر قاف‬
‫هایی“ همچون امیر هوشنگ دوللو گله گله زنان جوان را به دربار میاوردند‪ .‬بنوشته‪ ٬‬نویسنده زندگینامه شاه‪ ٬‬غالمرضا‬
‫افخمی‪” ٬‬دوللو یکی از شاهزادگان قاجار بود‪ ٬‬زاده دربار‪ ٬‬زرنگ و فاسد‪ ٬‬سخنوری با آگاهی زیاد‪ ٬‬و افیونی‪ .‬در زمینه‬
‫لباس و تزیین سلیقه خوبی داشت‪ ٬‬در چاپلوسی و چاخان لنگه نداشت“‪ .‬در زن دوستی‪ ٬‬شاهنشاه و وزیر دربارش‪ ٬‬اعلم که‬
‫فتوحات شان را در دفتر خاطرات خود می نوشت‪ ٬‬با هم جور بودند‪ .‬دلدادگی های شاه تند ‪ ٬‬کوتاه و گذرا بود‪ .‬افخمی می‬
‫نویسد‪” ٬‬آشنایی ها همیشه با همبستر شدن همراه نبود‪ .‬اغلب وی به یک رقص‪ ٬‬یک نوشیدنی‪ ٬‬و یک گفتگو بسنده می کرد‪.‬‬
‫این گونه دیدار ها عطش شاه را فرو می نشاند‪ ٬‬و او از آن لذت می برد‪ .‬به آنها گردش نام نهاده بود‪ .‬فرح نوزده سال از‬
‫شوهرش جوانتر و از جنبیدن سر و گوش وی آگاه بود“‪ .‬افخمی می نویسد ”فرح از ناپرهیزی های شوهرش خبر داشت و‬
‫در در اندرون خود می سوخت و با آنها می ساخت اما نه همیشه‪ .‬هر از گاهی اوقات تلخی و گریه می کرد‪ ٬‬و یکی دو بار‬
‫پیش آمده بود که تهدید به آسیب رساندن خود کرد‪ .‬یکی از این ماجرا های توفانی در تابستان ‪ ۱۹۷۳‬پیش آمد“‪/ .‬‬

‫اسمش گیلدا بود‪ .‬دلربا و فتّان ‪ -‬نوزده سالش بود‪ ٬‬با موهایی که طالیی رنگ شده بود‪ ٬‬بلند پرواز‪ ٬‬با آرزو های فراوان‪ .‬به‬
‫هر کی که می شناخت گفته بود شاه که مرد مسلمانی است‪ ٬‬می خواهد او را به عنوان زن دوم بگیرد‪ .‬این یک شایعه دور‬
‫از ذهن مینمود اما تهرانی های زود باور آنرا که در باره خانواده سلطنتی بود‪ ٬‬دهن به دهن بهمدیگر میرساندند‪ .‬در سال‬
‫‪ ۱۹۶۰‬هم که ملکه تصمیم داشت نخستین زایمان خود را در یک بیمارستان عمومی‪ ٬‬در پایین شهر تهران بکند‪ .‬او و‬
‫شوهرش این را نشانه همبستگی شاه با مردم بشمار میاوردند‪ .‬اما شایع شده بود که ولیعهد تازه به دنیا آمده‪ ٬‬شاهزاده رضا‬
‫کوروش‪ ٬‬فرزند شاه نیست‪ ٬‬و کر و الل هم هست‪ .‬همسر سرلشگر حسن پاکروان‪ ٬‬فاطمه پاکروان در دربار گفته بود‬
‫”مردم در دهن ها انداخته اند که شاهزاده نمی تواند سخن بگوید‪ ٬‬دستانش مانند پا های غاز است‪ ٬‬و گوش های ملکه به‬
‫قدری بزرگ است که در بیمارستان مجبور شده اند قسمتی از آنرا ببرند“‪ .‬آنها همه چیز می گویند ‪ -‬شایعات عجیب و‬
‫غریبی میسازند‪/ .‬‬

‫اعلم بو برده بود که شایعه ننگ آور گیلدا دارد همه جا می پیچد‪ ٬‬حرمت ملکه را از بین می برد و از اعتبار تاج و تخت‬
‫میکاهد‪ ٬‬پس مساله را با دوست دیرین و سرور خود در میان گذارد‪ .‬با شگفتی دید که شاه پشیمان است‪ ٬‬نگرانیش هم کم‬
‫نیست‪ ٬‬به هر رو از این کهه اعلم بکمک اش آمده‪ ٬‬خوشنود بود‪/ .‬‬

‫هنگامی که شایعات ازدواج دوم به فرح رسید‪ ٬‬انده و پریشانی او برون از حد بود‪ .‬گزارشی می گفت شاه به اروپا فرار‬
‫کرده است‪ .‬کار به میانجیگری و پا در میانی شخص سوم کشید‪ ٬‬و شنبه ‪ ۲۱ ٬‬جوالی‪ ٬‬شب هنگام در کمتر از چهل و‬
‫هشت ساعت مانده به رفتن برنامه ریزی شده آنها به واشینگتن‪ ٬‬مادر بسیار دانا و کاردان فرح‪ ٬‬فریده دیبا‪ ٬‬با اعلم فانونی‬
‫نهاد و به مساله خاتمه داد‪ .‬بی آنکه سخنی از طالق بر زبان راند‪ ٬‬به اعلم حالی کرد که بار دیگری در کار نخواهد بود‪٬‬‬
‫وگرنه دخترش راهش را میگیرد و میرود‪ .‬شاه و اعلم بساط ازدواج گیلدا را با همسری مناسب جور کردند‪ ٬‬و غایله‬
‫خوابید‪/ .‬‬

‫شاه و همراهان به سوی ویرجینیا بپرواز درآمدند‪ .‬آنان شب را در هتل کلونیال ویلیامزبورگ خوابیدند‪ ٬‬تا فردا صبح به‬
‫واشینگتن سفر کنند‪ ٬‬همانجا که با هلی کوپتر برای سفر رسمی چهار روزه روی چمن های جنوبی فرود آمدند‪ .‬اگر هم‬
‫پهلوی ها با هم خوب نبودند‪ ٬‬هنگام پیوستن به دیک و پَت نیکسون شسته و رفته‪” ٬‬روی فرش سرخ رنگی که رویش آفتاب‬
‫افتاده بود“‪ ٬‬در برابر صدها تماشاگر که پشت نرده های کاخ سفید گرد آمده بودند‪ ٬‬چیزی از آن را بروز ندادند‪ .‬در طول‬
‫‪82‬‬

‫بیست و پنج دقیقه خوشامدی که در میان کاروان شادی شیپور زن ها‪ ٬‬گارد نظامی افتخاری‪ ٬‬شماری از جمعیت ورچین‬
‫شده مقامات پر شور که پرچم های کوچک ایران و امریکای را تکان میدادند و دست میزدند‪ ٬‬همه سر و دست تکان‬
‫میدادند و لبخند میزدند‪ .‬نیکسون اعالن کرد ”ما بشما نه تنها به عنوان یک دوست قدیمی‪ ٬‬یک رهبر پیشرو برای مردم‬
‫خویش‪ ٬‬که به مثابه یک رهبر جهانی درجه یک‪ ٬‬خوشامد میگوییم“‪ .‬شاه در برابر ”از فرصتی که برای گفتگو با نیکسون‬
‫و شنیدن اندرز های همیشه چاره ساز وی مهیا شده بود قدر دانی کرد“‪ .‬هر دو زوج می کوشیدند دویست تن تظاهرات‬
‫کننده ای را که در سراسر خیابان پارک الفایت با جاو جنجال داد میزدند سیا از ایران برو بیرون! شاه مترسک ایاالت‬
‫متحده است! ایاالت متحده از ایران برو بیرون! به روی خود نیاورند‪/ .‬‬

‫پیدا بود که شاه به واشینگتن آمده بود تا قول دولت به فروش جت های اف ‪ ۱۴ -‬شرکت گرومن را قطعی کند‪ .‬البته این‬
‫برای نمایش بود‪ .‬قرارداد یکسال پیش قطعی شده بود‪ .‬اما دو دولت باید به ظاهر سازی ادامه میدادند‪ ٬‬شاه می باید نشان‬
‫میداد که هنوز آنها را می خواهد‪ ٬‬نیکسون موافقت خود را نشان میداد‪ ٬‬پنتاگون وانمود میکرد که آنها را به مزایده گذاشته‬
‫‪ ٬‬و گرومن برنده مزایده شده است‪ .‬معامله اف ‪ ۱۴ -‬دلیل واقعی دیدار شاه را در پرده ابهام برد‪ .‬سناتور فولبرایت با‬
‫هوشتر از آن بود که خود خبر داشت‪/ .‬‬

‫پس از پایان مراسم خوشامد گویی‪ ٬‬نیکسون و کیسینجر شاه را به اتاق بیضوی همراهی کردند تا در آنجا گفتگو های دو به‬
‫دو داشته باشند‪ .‬کیسینجر جلواردشیر زاهدی را‪ ٬‬که تازه به دولت شاه پیوسته و برای بار دوم به سفارت ایران در‬
‫واشینگتن انتصاب شده بود‪ ٬‬برای شرکت در جلسه گرفت‪ .‬کین خواهی میان این دو بر میگشت به تحقیر دوست زاهدی‪٬‬‬
‫ویلیام روجرز‪ ٬‬وزیر امور خارجه‪ ٬‬توسط کیسینجر‪ .‬در عین حل مقصود کیسینجر از این کار آن بود که در مقام تنها‬
‫یادداشت کننده گفتگو هابتواند‪ ٬‬نسخه رسمی رونوشت بحث ها را هر طور خواست دستکار بکند‪ .‬شاه بعدا به زاهدی گفت‬
‫که کیسینجر شب پیش را به خوشگذرانی رفته بود و سراسر جلسه خمیازه می کشید‪/ .‬‬

‫در افغانستان توسط چپگرایان کودتا شده بود‪ ٬‬شش روز از سرنگونی ظاهر شاه می گذشت‪ .‬شاه مدت ها بود که به دولت‬
‫امریکا هشدار میداد اتحاد شوروی افغانستان را زیر چشم خوابانده است‪ .‬نیکسون می گفت ”ولو این یک کودتای شوروی‬
‫هم نبود‪ ٬‬می باید ما از آن با خبر میشدیم“‪ .‬وی هشدار میداد که شوروی ها در سودای ”رسیدن به اقیانوس هند هستند‪.‬‬
‫مساله عراق هم سر همین است“‪ .‬شاه گفت به کاسیگین‪ ٬‬وزیر شوروی پیام رسانده است که پا از گلیم خود دراز تر نکنند‬
‫وگرنه “ما در چند ساعت می توانیم عراق را نابود کنیم‪ .‬قدرت ما برای آنست که شما عاقالنه فکر کنید‪ .‬ما باید قدرت‬
‫بازدارنده نیروی هوایی داشته باشیم“‪ .‬شاه به نیکسون و کیسینجر پافشاری میکرد که ایران زیر بار دو تکه شدن یا از هم‬
‫پاشیدن پاکستان که در پی جنگ فرقه ای ‪ ۱۹۷۱‬پیش آمد‪ ٬‬نخواهد رفت‪/ .‬‬

‫یکی از نشانه های برجسته عصر پهلوی روابط گرم ایران با همسایگان و قدرت های هسته ای بود‪ .‬توازن قوای شاه نه‬
‫تنها منجر به ایجاد منافع امریکا که منافع اروپا هم‪ ٬‬در کشورش شد‪ .‬وی گفت‪” ٬‬من در پی کشیدن یک خط لوله نفتی به‬
‫اروپا هستم تا آنها احساس کنند که امنیت ما با امنیت آنها گره خورده است‪ .‬تنها کشور تولید کننده نفت که مستمر می تواند‬
‫به اروپا نفت بدهد ایران است‪ .‬اگر بتوانم کشورم را با یک لوله گاز به اروپا پیوند بزنم‪ ٬‬آنها مجبور می شوند به ما توجه‬
‫بکنند‪ .‬شوروی ها دیگر نمی توانند با اروپایی ها تنش زدایی را در پیش گیرند و با ما سختگیری را؛ باید پیوندی میان تنش‬
‫زدایی با اروپا و تنش زدایی با ما در میان باشد“‪ .‬وقتی شاه در میان سخنانش گفت که آنها منتظر افزایش دوباره قیمت نفت‬
‫باشند ‪ ٬‬نیکسون و کیسینجر ‪ ٬‬هیچ هم دست و پای خود را گم نکردند‪ .‬قیمت باال برای شاه به معنی پشتوانه ای بود برای‬
‫ایقان از به اجرا درآمدن ضمانت های امنیتی‪” :‬نفت به اندازه ای که باید اهمیت دارد‪ .‬ما حتی برای ایران خواهان ایستگاه‬
‫های اتمی هستیم‪ .‬روند افزایش قیمت نفت ادامه خواهد یافت تا روزی که استخراج گاز از سنگ های رستی یا سنگ نفت‬
‫زا سودآور شود‪ .‬ما در گفتگو های نفتی چنان ثباتی ایجاد کردیم که هیچ کشور دیگری به آن قادر نیست“‪/ .‬‬

‫شاه برای ساختن نیروی دریایی کمک خواست‪ .‬او گفت که از هوفس و وستینگهاوس برای پایه ریزی یک سیستم‬
‫الکترونیک در ایران دعوت کرده است‪ .‬وی همچنین اشتیاق خود را به ایجاد صنعت دفاعی مشترک بروز داد‪ .‬نیکسون‬
‫‪83‬‬

‫گفت اگر شاه بخواهد‪ ٬‬کمکش خواهد کرد به انرژی اتمی دست یابد‪ .‬پرزیدنت نیکسون در پایان افزود که تمایل شما به‬
‫بررسی اوضاع و احوال در این زمینه بسیار مفید خواهد بود‪ .‬تحلیل شما مرا قانع میکند که همکاری ما در همه زمینه ها‬
‫ضروری می نماید‪ .‬من از دکتر کیسینجر میخواهم در باره نیروی دریایی‪ ٬‬راکتور های ( هسته ای) مادر و غیره تحقیق‬
‫بکند‪ .‬بگمانم با بودن تو‪ ٬‬ایران می تواند در جهان نقش بزرگی بازی کند“‪/ .‬‬

‫نیکسون به دور دوم گتفگو ها‪ ٬‬که در اتاق پذیرایی شاه‪ ٬‬در خانه بلیر‪ ٬‬ساعت ‪ ۵:۰۰‬شروع شد و یکساعت و نیم به طول‬
‫کشید‪ ٬‬نیامد‪ .‬زاهدی گفت من حالیم نیست‪ ٬‬همین جا می نشینم و بیرون نمی روم‪ ٬‬من هم باید باشم‪ .‬در این جلسه بود که‬
‫ایرانی ها و امریکایی های حاظر در اتاق ‪ -‬شاه‪ ٬‬زاهدی‪ ٬‬کیسینجر‪ ٬‬و هلمس ‪ -‬بر سر نقشه احتمالی تصرف کویت‪٬‬‬
‫عربستان سعودی‪ ٬‬و پاکستان به تفصیل گفتگو کردند‪ .‬شاه در باره نیات اتحاد شوروی و نمایندگان آن در منطقه‪ ٬‬هند و‬
‫عراق به شدت نگران بود‪ .‬وی اظهار داشت به آنها روشن می کنیم ”ما نمی گذاریم برای ما بامبول در بیاورند‪ ٬‬آنها پیش‬
‫از اقدام به هر کار سبک سرانه ای باید حواس شان را جمع کنند‪ .‬همان طور که به رییس جمهور گفتم‪ ...‬تنها توانا بودن به‬
‫درهم کوبیدن نوچه های شوروی‪ ٬‬عقل آن ها را سر جایش میاورد“‪/ .‬‬

‫کیسینجر پرسید ”منظورت عراق است“؟‬

‫شاه پاسخ داد ”همه کشور هایی که برای حمایت به آنها [اتحاد شوروی ] تکیه میکند‪ .‬سیاست ما تحقیر آنان نیست‪ ٬‬ما می‬
‫خواهیم به آنها نشان دهیم که ماجراجویی در این منطقه کارساز نیست“‪ .‬کیسینجر با شاه دمساز شد و در تایی وی درآمد‬
‫که‪ ” ٬‬از هر جا که نفوذ شوروی سر برآورد‪ ٬‬همانجا جلوش را می گیریم و در هر دوز و کلک دست شان را رو میکنیم‪.‬‬
‫کاری میکنیم که در پولیت بورو به کله های شان فرو رود که کلک های شان دیگر نمی گیرد تا دست از سودا های خام و‬
‫بی حاصل‪ ٬‬در خاور میانه بردارند‪ .‬ما این کار ها را بدون رویاروی با آن ها می کنیم‪ .‬خیلی ساده حالی شان میکنیم که‬
‫اگر این سیاست را پیشه کنند‪ ٬‬نمی توانند قسر در بروند“‪ .‬پروژه مشترک آنان در برانگیختن شورش های کردی یکی از‬
‫چهره های این استراتژی بود گه ثروت ملی عراق‪ ٬‬نوچه شوروی را پایمال میکرد‪/ .‬‬

‫شاه با دلخوری گفت که همسایه های عرب محافظه کار ایران‪ ٬‬از همکاری با ایران در مورد مسایل امنیتی منطقه ای سر‬
‫باز میزنند‪ .‬تالش عراق جهت تصرف کویت هنوز در یاد او زنده بود‪ .‬سپس توضیح داد ”کویت به قدری کوچک است که‬
‫سیستم های هشدار دهنده هم برای دفاع به موقع از آن توسط جنگنده ها‪ ٬‬کمکی نمیکند‪ .‬از مرز هم میشود کویت را‬
‫بمباران کرد‪ .‬باید عربستان و اردن محافظت آن جا را بگردن بگیرند“‪/ .‬‬

‫در این لحظه بود که سفیر زاهدی ”ایده خارج [از دستور جلسه] “ تشکیل یک نقشه برای محافظت از میدان های نفتی‬
‫خلیج فارس توسط ایاالت متحده ‪ -‬ایران در آینده را‪ ٬‬بمیان کشید‪ .‬این پیشنهاد‪ ٬‬نسخه جدید و ترمیم شده همان نقشه ای بود‬
‫که پس از سالخی خانواده سلطنتی عراق بدست چپگرایان آن کشور در سال ‪ ٬ ۱۹۵۸‬مطرح شد‪ .‬در آن هنگام شاه در‬
‫نهان پذیرفته بود که در صورت حمله عراق به کویت‪ ٬‬هواپیماهای امریکایی و انگلیسی برای بیرون راندن عراق از‬
‫کویت‪ ٬‬می توانند از حریم هوایی و فرودگاه های ایران برای عملیات استفاده کنند‪ .‬حاال او می خواست با احتساب قدرت‬
‫برتر نظامی ایران در آن نقشه‪ ٬‬به آن جان تازه بدمد‪ .‬هرچند‪ ٬‬رییس جمهور احمد حسن البکر هنوز لقب رهبری دولت را‬
‫یدک می کشید‪ ٬‬اما شاه یکی از متصدیان جوان امور بنام صدام حسین را‪ ٬‬که تند روی هایش نام او را بر زبان ها‬
‫انداخته‪ ٬‬قصاوت هایش برای او آوازه به ارمغان آورده و ستاره بختش در خیزش بود‪ ٬‬زیر چشم داشت؛ تمایالت ملی‬
‫گرایانه و خصایل مذکور وی‪ ٬‬برای سراسر منطقه خلیج نگرانی آور بود‪ .‬در نشست خانه بلر‪ ٬‬زاهدی پرسیده بود اگر‬
‫ایران بدون دریافت اجازه از جامعه بین المللی‪” ٬‬به یاری کویت بشتابد“‪ ٬‬واکنش کاخ سفید چه خواهد بود‪” :‬مثال‪ ٬‬ایاالت‬
‫متحده موضع محکمی میگیرد تا در سازمان ملل به مشکلی نخوریم“؟ شاه می خواست بداند در صورتی که او برای‬
‫جلوگیری از تاخت وتاز عراق در آن شیخ نشین پیشدستی می کرد‪ ٬‬ایاالت متحده با پوشش سیاسی از او پشتیبانی میکرد‬
‫یا نه‪/ .‬‬
‫‪84‬‬

‫پیشنهاد ایرانی ها برای کیسینجر فریبنده و وسوسه آور بود‪ .‬از شاه و زاهدی خواست خود را روشنتر بیان کنند‪ .‬پایان‬
‫سخن آن شد که یک حمله نظامی از نوع تهاجم شوروی به چکسالواکی در سال ‪ ۱۹۶۸‬در دستور کار قرار گیرد‪ .‬شاه‬
‫نگران بود شوروی ها همان تاکتیک را در خلیج فارس هم بکار گیرند‪ .‬شاه به آهنگی بلند از خود پرسید یک نقشه احتمالی‬
‫می توانست شاه مخلوع افغانستان را نجات دهد‪” :‬اگر دید و بینش داشتیم‪ ٬‬برای مثال‪ ٬‬در مورد شاه افغانستان‪ ٬‬پس از کودتا‬
‫بی آنکه کسی بو ببرد‪ ٬‬به نقطه ای در افغانستان پرواز میکرد و کمک می خواست“‪/ .‬‬

‫کیسینجر پرسید ”آیا اعلیحضرت نقشه ای دارند‪ ٬‬یا در پی نقشه ای هستند“؟‬

‫شاه پاسخ داد که ”باید تدبیری اندیشید“‪/ .‬‬

‫کیسینجر گفت ”سناریو دیپلماتیک اهمیت زیادی دارد‪ ٬‬در چنین مواقعی زود دست بکار شدن بیشتر کارساز میشود“‪/ .‬‬

‫شاه با گفته او موافقت کرد‪” ٬‬بله‪ .‬باید سر این مطلب دوباره بحث کنیم‪( .‬این دستنویس ها بهتر است در دستور کار قرار‬
‫گیرد)‪ .‬مساله کویت به این آسانی ها نخواهد بود‪ .‬اگر عراق صبح حمله بکند‪ ٬‬تا ظهر کویت را میگیرد“‪ .‬شاه متوجه شد که‬
‫”در عین حال کودتایی در عربستان سعودی بدون آنکه ربطی به طرح بزرگ شوروی داشته باشد‪ ٬‬محتمل است‪ .‬خود‬
‫نیروهای خودی هم می توانند آنرا بکنند“‪/ .‬‬

‫کیسینجر به شاه هشدار داد‪” ٬‬اگر در فکر نقشه ای برای عربستان سعودی هستی‪ ٬‬به هیچ کس دیگر اال هلمس آنرا نگو‪.‬‬
‫این را که نمی شود با تلگرام بحث و بررسی کرد‪ .‬با این ترتیب‪ ٬‬سفیر زاهدی از مکنون مکاتبات بی خبر می ماند“‪/ .‬‬

‫عقیده شاه هم بر همین بود‪” .‬ارتباط ما با کرد ها نیز همین طور است‪ .‬تنها وسیله ما پیام زبانی است“‪ .‬شاه می خواست‬
‫نیکسون به درگیری های قومی گسترش یابنده عراق با کرد های آن کشور‪ ٬‬بیشتر اسلحه سرازیر کند‪ .‬کیسینجر که با وی‬
‫همدلی و هم رایی داشت‪ ٬‬قول داد مساله را بررسی کند“‪ .‬اما وی کمی دلواپس بود‪ .‬پرسید ”مگر ما می توانیم جلو سازش‬
‫آنها را بگیریم“؟ او نگران بود صددام به رهبران کرد پیشنهادی بکند که آنها نتوانند خود را پس بکشند‪ .‬شاه به گزینه ایجاد‬
‫یک دولت کردی پوشالی‪ ٬‬در تبعید‪ ٬‬برای شمال عراق رغبت نشان میداد‪ .‬بدین ترتیب آنان می توانستند کرد ها را از امضا‬
‫کردن یک قرارداد صلح بدون اجازه آنها‪ ٬‬باز دارند‪ .‬سپس او رشته سخن را به کویت و عربستان سعودی برگرداند‪” .‬هر‬
‫گونه نقشه احتمالی برای عربستان سعودی باید خیلی بی سرو صدا باشد‪ .‬عربستان سعودی با کویت فرق می کند‪ .‬من این‬
‫را برای خودم نمی گویم‪ ٬‬فکر می کنم برای موضع اروپایی ها این بهتر است“‪/ .‬‬

‫کیسینجر گفت ”باید حواس مان باشد که هر نقشه ای هم کشیده شد‪ ٬‬تحت چه شرایطی پیاده می شود‪ .‬بهتر است بدانیم چه‬
‫عاملی موجب حرکت می شود‪ ....‬پس از آنکه اعلیحضرت به تهران برگتشند‪ ٬‬احتماال برنامه ای چیده می شود“‪ .‬آنگاه رو‬
‫به هلمس کرد‪” ٬‬دست چه کسانی باید در این کار باشد؟ “‬

‫هلمس پاسخ داد‪” ٬‬هیچکس مگر یکی دو تن از آنهایی که در کاخ سفید هستند“‪/ .‬‬

‫کسینجر افزود‪” ٬‬هر وقت اعلیحضرت آماده شدند به سفیر هلمس خبر دهند‪ .‬برای خبر رسانی یا ما یکی را به آنجا می‬
‫فرستیم یا شما به اینجا می فرستید‪ .‬بهتر است اصال این را به رابط راهرو پشتی مان هم نگوییم“‪/ .‬‬

‫هلمس در تایید او جواب داد‪ ” ٬‬این کار را می شود به آسانی کرد“‪/ .‬‬

‫شاه که در صدد یک طرح پوششی بود تا عربستان سعودی را گنهکار قلمداد کند‪ ٬‬تایید نمود ”در این میان می باید‬
‫همکاری برخی سعودی ها مانند ( شاهزاده) فهد یا ( شاهزاده) سلطان را با ایران جلب کنیم‪ .‬روشن است که باید یک‬
‫برنامه احتمالی دم دست داشته باشیم‪ .‬اما برای تکمیل آن‪ ٬‬باید با سعودی ها همکاری رسمی را شروع کنیم‪ ....‬من در باره‬
‫نقشه احتمالی با هلمس صحبت خواهم کرد“‪ .‬سپس اضافه کرد‪ ٬‬فردا در گفتگو با کمیته روابط خارجی سنا در این باره‬
‫‪85‬‬

‫چیزی نخواهم گفت‪ .‬از این گفته کیسینجر خنده اش گرفت و برای خنده در رابطه با همدستی خود در واتر گیت گفت‪:‬‬
‫”شاید سر مقاله روزنامه ها را از مسایل مورد عالقه داخلی منحرف کند“‪/ .‬‬

‫نقشه های احتمالی نظامی در موارد زیادی کشیده می شود‪ .‬اما این یکی‪ ٬‬آن جوجه ای بود که در ایران از تخم در میامد و‬
‫بر پایه توهم تهدیدی بود علیه ایران‪ ٬‬که پای منافع ملی امریکا را هم بمیان میاورد‪ .‬اما از تخم در نیامد‪ .‬در صورت پیاده‬
‫شدن‪ ٬‬این طرح می توانست توازن قوا در خاورمیانه و آسیای باختری را برهم زند و ایران را یگانه تولید کننده نفت و گاز‬
‫خلیج فارس سازد‪ ٬‬غرب را یکسره به حسن نیت شاه و فرآورده های نفت و گاز ایران وابسته بکند‪ .‬این نقشه به شعله ور‬
‫شدن یک جنگ مذهبی دامن میزد و ایران شیعه را به آوردگاه همسایه های عرب سنی آن فرا میخواند که راه کشیده شدن‬
‫شوروی به معرکه را نیز هموار می کرد‪ .‬شاه در هوای تغییر رژیم کویت و عربستان سعودی‪ ٬‬به بهانه اعالن یک ”‬
‫شرایط اضطراری “ یا ”بحران“ منطقه ای نا مشخص بود که به احتمال زیاد آبشخور آن عراق و ارباب او شوروی قلمداد‬
‫میشد‪ .‬مشکل این جا بود که شاه یک تماشاگر بی طرف نبود‪ .‬دولت های عربی از بلند پروازی های وی در بیم و هراس‬
‫بسر می بردند و نگران آنکه در کجای امپراتوری نوین ایران که وی برپا میداشت‪ ٬‬قرار خواهند گرفت‪ .‬آنها هنوز در‬
‫سوگ از دست رفتن سه جزیره در سال ‪ ۱۹۷۱‬بسر می بردند‪/ .‬‬

‫جیمز شلزینگر‪ ٬‬وزیر دفاع‪ ٬‬بعد ها دیدار رسمی ‪ ۱۹۷۳‬را چنین جمع بندی کرد تجدید عهد و وفا‪ ٬‬همچنان که معروف شده‬
‫است ‪ -‬عهد و وفای زناشویی میان نیکسون و کیسینجر در یک سو و شاه در سوی دیگر‪” :‬بر همه دانسته است که شاه‬
‫یگانه ‪ -‬فرمانروای مطلق بود‪ .‬او این تیوری ها را در تهران می بافت‪ ٬‬دور و بری های بله قربان گوی او هم دم میدادند‬
‫’اعال حضرتا‪ ٬‬چه فکر مشعشعی‪ ٬‬چه بینشی‘! از این رو روند کار چنان شده بود که کسی نقشه های استراتژیک او را‪ ٬‬که‬
‫برخی بر پایه بسیار استوار و برخی بر پایه خواب و خیال بود‪ ٬‬زیر زره بین نمی گذاشت“‪/ .‬‬

‫آنشب تونی مارتین‪ ٬‬که اولین صفحه طالیی اش در سال ‪ ۱۹۳۸‬بیرون آمد‪ ٬‬نیکسون ها‪ ٬‬پهلوی ها‪ ٬‬و ‪ ۱۱۵‬میهمان را پس‬
‫از شام مجلل سرگرم کرد‪ .‬وی برای دو زن و شوهر ترانه ”چایی برای دو تن“ را خواند و سپس”فردایی در میان نیست“‬
‫بد شگون را زمزمه کرد‪ .‬اما رییس جمهور سر مست و سر زنده بود‪ ٬‬ورزش کرده و آفتاب گرفته بود‪” ٬‬با گزارشگران‬
‫خوش برخورد بود“ و با بعضی از آنها گرم میگرفت‪ .‬پری زیبا پوش میهمانی کریستینا فورد‪ ٬‬همسر کارخانه ماشین سازی‬
‫هنری فورد سرشناس بود‪ ٬‬که در میان لوله ای از پولک های آبی بیدرز چسبان که دور گردن آنرا جواهرات نفیس می‬
‫پوشاند‪ ٬‬فرورفته بود‪ .‬جانشین رییس جمهور اسپیرو آگنیو بر طبق روش خود خواست در پاسخ سواالت خبرنگاران به‬
‫ماجرای واترگیت لطیفه ای گفته باشد‪” ٬‬من که سر در نمیاورم بر سر چیست‪ ٬‬شما چی“؟‬

‫فردای آن روز شاه در خانه بلر یک گردهمایی بر پاداشت که در آن بارها ایران را با بریتانیا‪ ٬‬فرانسه‪ ٬‬و آلمان باختری‬
‫برابر نهاد و ”مقایسه آن با کشور های خاور میانه را مطرود دانست“‪ .‬وی گفت ایران یک ”قدرت بزرگ“ نوین است‪ .‬وی‬
‫اظهار داشت که خرید اف ‪ ۱۴ -‬ها ”قطعی است“ اما نگفت چند فروند‪ .‬وی در ضمن یادآور شد نگاهی به اف ‪ ۱۵ -‬هایی‬
‫که توسط مکدانل دوگالس ساخته می شود خواهد انداخت ‪ -‬او از این هواپیما های جنگنده به عنوان ”اسباب بازی های‬
‫بغرنج“ یاد کرد‪ .‬شاهنشاه و شهبانو روز یکشنبه‪ ۲۹ ٬‬جوالی‪ ٬‬وارد پاریس شدند‪ .‬بعد از ظهر همان روز اعلم به شاه و‬
‫چهار فرزند او ملحق شد تا در جنگل های بولونیه یک راهپیمایی سه ساعته داشته باشند‪ .‬وی به اعلم متذکر شد امریکایی‬
‫ها هرچه را او خواسته بود‪ ٬‬دادند‪/ .‬‬
‫‪86‬‬

‫بخش چهارم‬
‫باید دید در آینده چه پیش میاید‬
‫‪.‬دست روی دست گذاشتن امریکا‪ ٬‬یا نا توانی آن‪ ٬‬همه ما را به این بدبختی انداخته است‬

‫شاه‪۱۹۷۳ ٬‬‬

‫آیا ما نمی توانیم کلک یکی از این شیخ ها را بکنیم تا نشان دهیم که به این کار توانا هستیم؟‬

‫هنری کیسینجر‪۱۹۷۳ ٬‬‬

‫ما برای این به اینجا آمده ایم که نفت بدست بیاوریم‬
‫در ماه معمولی اوت‪ ٬‬کویر موجیو در جنوب کالیفرنیا‪ ٬‬تنها ماوای گرمای باالی سی و هفت درجه است‪ .‬دشتی سوزان و‬
‫لم یزرع که جز شن و گون در ان چیزی نمی شود دید‪ .‬اما اوت ‪ ۱۹۷۳‬با هیچ تعریفی از ”معمولی“ سازگار نبود‪.‬‬
‫بزرگترین رزم آرایی تاریخ نیروی دریایی ایاالت متحده در کویر‪ ٬‬در بستر نامرادی های سیاسی در واشینگتن‪ ٬‬کمبود بی‬
‫سابقه نفت در بازار ها‪ ٬‬و شایعه جنگ خاور میانه‪ ٬‬آغاز شد‪ .‬در دو هفته ای که هزاران تن همراه با ساز وبرگ جنگی به‬
‫نبرد تن به تن می پرداختند‪ ٬‬گرد وخاک فراز موجیو را پوشانده بود‪ .‬صدای تق تق گلوله های تفنگ و انفجار خفه گلوله‬
‫های توپ در تپه های اطراف می پیچید‪ .‬در هنگامه پیاده کردن سربازان و مهمات‪ ٬‬باالی سر آنان‪ ٬‬جت های فانتوم با‬
‫صدای گوشخراش به پرواز در میامدند و اژدر های کبرا و هلی کوپتر های شینوک شوالی گرد و خاک و شن را در هوا‬
‫تاب میدادند‪/ .‬‬

‫همه میدانستند که چه خبر است‪ .‬از مشتی شهروند که برای بازدید از این مانور در تونتی ناین پالمز‪ ٬‬به آن دشت ‪۹۳۲‬‬
‫مایل مربع نیروی دریایی در موجیو دعوت شده بودند‪ ٬‬یکی شان میگفت ‪” ٬‬رسما‪ ٬‬میان عملیات الکالی کانیون و خاور‬
‫میانه شباهتی دیده نمی شود‪ .‬هرچند به اکثر سربازان‪ ٬‬از سیاست خاور میانه ای و چگونه زنده جان بدر بردن از‬
‫صحراهای آنجا‪ ٬‬سخنرانی شده است ‪ -‬و محاجم ها پیراهن های خاکی و نشانه های سرخرنگ‪ ٬‬مشابه همان هایی که‬
‫ارتش لیبی دارد‪ ٬‬پوشیده بودند‪ ٬‬کسی سخنی از عرب ها بر زبان نمی راند“‪ .‬یکی از نیرو های ذخیره بما گفت‪” ٬‬از ما‬
‫خواسته اند در باره سیاست صحبت نکنیم“‪ .‬همکار وی افزود ”حتی ما نمی توانیم از اسراییل به عنوان مثال اسم ببریم“‪.‬‬
‫”پنتاگون برای از میان برچیدن هر کشور متمدنی یک برنامه کامپیوتری دارد‪ .‬خاور میانه درست مانند یک بشکه مواد‬
‫منفجره می باشد‪ ٬‬باید احمق باشیم که خود را آماده نکنیم“‪/ .‬‬

‫تازه هفت ماه از جنگ در جنگل های آسیای جنوب خاوری‪ ٬‬چهار هفته از موافقت با ایران بر سر نقشه حمله احتمالی به‬
‫کویت و عربستان‪ ٬‬در صورت ضرورت‪ ٬‬میگذشت‪ ٬‬که دولت نیکسون دنده میکشید تا بسوی جنگ در شنزار های خاور‬
‫میانه براند‪ .‬تمرین سال ‪ ۷۳‬در الکالی کانیون‪ ٬‬پنج هزار سرباز نیروی دریایی و چهار هزار نیروی ذخیره را فراخوانده‬
‫بود تا به دو گروه متخاصم تقسیم شوند‪ .‬به هشتصد سرباز نیروی دریایی دولت ساختگی کمونیستی یرمکو فرمان داده شده‬
‫بود به کشور صلح دوست و خیالی آرگوس در جنوب یورش برند‪ .‬هرچند ”کل جنگ‪ ٬‬همه نبرد ها و پیامد های آن‪ ٬‬پیشا‬
‫پیش در کامپیوتر برنامه ریزی شده بود“‪ ٬‬روند کار شد ه بود هرچه پیشامد خوشامد‪ ٬‬در نیتجه بخش هایی از برنامه‬
‫کامپیوتری بال استفاده ماند‪ .‬بسیاری از نیرو های ذخیره آشکارا می گفتند جنگ ویتنام بسر رسیده است‪ ٬‬ما می خواهیم‬
‫‪87‬‬

‫استعفای خود را امضا کنیم و برویم دنبال کار وزندگی مان‪ .‬ویلی ویلکینز از اکرون‪ ٬‬واقع در اوهایو گفت ”من می توانم‬
‫کل این عملیات را در دو کلمه برایت بگویم‪ :‬بشاش توش“‪/ .‬‬

‫بیشترین دلخوشی نیرو های ذخیره گرفتن شیشه آبجو در دست شان بود تا تفنگ‪ .‬چون روز به پایان میرسید آنها با جعبه‬
‫های آبجو به چادر های خود پسروی می کردند تا مست و مدهوش شوند‪ .‬سردرگمی زیاد میشد‪ .‬مردان جوان در گرما از‬
‫حال می رفتند‪ .‬یکی از افسران مبادله ای انگلیسی‪ ٬‬از نیروی دریایی سلطنتی انگلیس‪ ٬‬بنام کاپیتان دانکن کریستی‪٬‬‬
‫”سراسر جنگ را“ در چادرش نشسته بود و در باره اسکی در اروپا مقاله می نوشت‪ .‬گروهبان باب موسمان از اهالی‬
‫پیتسبورگ با ناراحتی می گفت ”شب پیش گروهان ما باید در نبرد تانک ها شرکت میکرد‪ ٬‬اما یکی فراموش کرده بود‬
‫تانک ها را بیاورد“‪ .‬قهرمانان هوگان‪ ٬‬گروه سربازان اف و مش را یک جا تجسم کنی‪ ٬‬تازه می شود ما‪ .‬ستوان سرلشگر‬
‫ریچارد دنیس وفتی دید مامور تلگرام او بدون اینکه باو بگوید رفته برای غذا خوردن و باعث تاخیر در حمله هوایی شده‬
‫است‪ ٬‬از کوره در رفته بود‪ ٬‬داد میزد ”همین مان کم بود! ذلیل مرده ها! این هم شد جنگ! چی شده؟ هیچکس نمی تواند‬
‫مسولیت بپذیرد“؟ یکی مسولیت پذیرفت که او هم گروهبان گرگ اندرسون بود‪ .‬اندرسون با چهار دست و پا از تانک خود‬
‫باالرفت و داد زد‪” ٬‬بجنبید ای آدم ها! ما اینجا آزموده می شویم تا برویم نفت گیر بیاوریم“! ‪/‬‬
‫‪88‬‬

‫این بار نوبت لیبی بود که دخل شان را در بیاورد‬
‫آن تابستان مردی که ماشه را کشید و آن ها را لت و پار کرد‪ ٬‬نه محمد رضا شاه پهلوی ایران که مردی از نسل بعد‪٬‬‬
‫سرهنگ معمر القذاقی‪ ٬‬رهبر سی و یک ساله لیبی بود‪ .‬لیبی در جهان بازار نفت نسبتا یک تازه وارد بود‪ .‬شرکت نفتی‬
‫آرماند هومر‪ ٬‬اوکسیدنتال پترولیم‪ ٬‬در حوضه نفتی سیرته در یکصد مایلی مدیترانه‪ ٬‬بسال ‪ ٬ ۱۹۶۶‬صاف زده بود به رگه‪.‬‬
‫لیبی که در جنوب‪ ٬‬زیر شکم اروپا قرار گرفته است در کمتر از شش سال ‪ ۳۰‬درصد نفت این قاره را تامین می کرد‪ .‬نفت‬
‫لیبی در ایاالت متحده خریدار فراوان داشت‪ .‬برای آن که با استاندارد های سفت و سختی که دولت نیکسون در باره‬
‫پاکیزگی هوا عنوان کرده بود خیلی راحت جور در میامد‪/ .‬‬

‫لیبی سرزمینی است سه برابر فرانسه و با جمعیتی کمتر از دو میلیون تن که درآمد بدست آمده از فروش ‪ ۳/۲‬میلیون بشکه‬
‫نفت خود در روز‪ ٬‬را برای آسایش و بهروزی آن کشور سرمایگذاری میکرد و آموزش‪ ٬‬درمان و سرپناه رایگان خود را‬
‫برخ جهانیان می کشید‪ .‬قذافی به عنوان رهبری بس متلون و بنیادگرا در جهان عرب نام در کرده‪ ٬‬و آش شله قلمکاری از‬
‫”ایسم“ ها را به خود چسبانده بود‪ :‬پان ( سراپا) عربیسم‪ ٬‬پان ( سراپا) افریقایسم‪ ٬‬فوندامنتالیسم اسالمی‪ ٬‬ضد صهیونیسم‪٬‬‬
‫سوسیالیسم‪ ٬‬و ضد کمونیسم‪ .‬وی توافق پایگاه نظامی با ایاالت متحده را لغو‪ ٬‬جامعه ایتالیا یی های آن کشور را یکجا‬
‫اخراج و تهدید کرد که گورستان ها آن ها را خالی خواهد ساخت و ‪ ۲۱۰۰۰‬مرده آن ها را با کشتی به رم خواهد فرستاد‪.‬‬
‫قذافی از یک سر با ثروت لیبی بزرگترین انباشت نقدینگی و طالی جهان عرب را بدست آورده بود‪ ٬‬از آن سر هم به‬
‫مصر‪ ٬‬سوریه‪ ٬‬و چریک های یاسر عرفات حاتم بخشی می کرد‪ .‬بزرگترین خرید قذافی یک سفارش ‪ ۲۰۰‬میلیون دالری‬
‫برای خرید ‪ ۱۱۴‬هواپیمای جنگنده ‪ -‬بمب افکن میراژ از فرانسه بود‪ .‬این هواپیما ها تعادل قوا در شمال افریقا را اندکی به‬
‫هم میزد‪ .‬نمایش های نظامی قذافی نگرانی های تل آویو و تهران را به دنبال میاورد‪ .‬شاه به کیسینجر هشدار داد که ”این‬
‫قذافی هم درد سری شده است‪ .‬زیاد به پر و پا می پیچد“‪/ .‬‬

‫کمپانی های نفتی یی که در لیبی مشغول بودند‪ ٬‬برای قذافی حریف ضعیف و نحیفی بودند‪ .‬در سال ‪ ۱۹۷۰‬وی اوکسیدنتال‬
‫را وادار کرد بهای نفت را بشکه ای ‪ ۳۰‬سنت ببرد باال‪ ٬‬چیزی که تا آن هنگام برای گوش ها نا آشنا بود‪ .‬گفتگو ها حکایت‬
‫نان قندی و چماق را داشت – نماینده لیبی پس از آنکه به مدیران نفتی امریکایی قهوه و کیک داد‪ ٬‬هفت تیر خود را گذاشت‬
‫روی میز‪ ٬‬جلو چشم شان‪ ٬‬تا یاد شان نرود که بازار نفت در این سال های آخر چقدر عوض شده است‪ .‬این نخستین بار‬
‫بود که بزرگان نفت از هم پاشیده بودند و خواست های کشور میزبان را گردن می نهادند‪ .‬کیسینجر در خاطرات خویش‬
‫می نویسد‪ ٬‬در آغاز‪ ٬‬کاخ سفید می پنداشت که آنها بر سر بازار چانه میزنند‪ ٬‬نه آنکه در بازار نفت خیزشی بنیادین در کار‬
‫است‪ .‬از آن گذشته دامنه گستردگی مساله زود تر روشن نگشت‪ .‬و چون در اوایل دهه ‪ ٬ ۱۹۷۰‬افزایش قیمت ها خیلی کم‬
‫بود‪ ٬‬هیچ مشکل اقتصادیی ‪ -‬امنیت ملی که جای خود دارد ‪ -‬بر سر راه دیده نشد‪/ .‬‬

‫این منطق کیسینجر‪ ٬‬اگر با خوشبینی گفته باشیم‪ ٬‬بی سر و ته است‪ .‬هر چند درافزایش تک تک قیمت ها جهش زیاد دیده‬
‫نمیشد‪ ٬‬اما تاثیر انباشت شونده آنها کم هم نبود ‪ -‬قیمت نفت بین سپتامبر ‪ ۱۹۷۰‬تا ‪ ۷۲ ٬ ۱۹۷۳‬درصد جهش داشت‪ .‬همه‬
‫آنهایی که چشم داشتند می دیدند قیمت نفت با ال میرود‪ .‬کیسینجر در یادداشت های خود می نویسد که ”دولت ایاالت متحده‬
‫خود را قاطی بحث های تجاری نمی کند“‪ ٬‬هر چند که پا درمیانی او در گفتگو های آرامکو و رفت و آمد هایش به کمپانی‬
‫های نفتی روشنگر داستان دیگریست‪ .‬او نا جوانمردانه گناه آنچه را‪ ٬‬که سیاست ”پا پس کشیدن“ از بازار نفتی دولت‬
‫نیکسون نام می نهد‪ ٬‬بگردن ویلیام روجرز‪ ٬‬نخستین وزیر امور خارحه نیکسون میاندازد‪ .‬کیسینجر توضیح میدهد‬
‫”سیاست دست ‪ -‬برداشتن ما‪ ٬‬حاصل کار را رقم زد‪ :‬کمپانی ها تسلیم شدند“‪ .‬از سوی دیگر وی با سرسختی می گوید که‬
‫در بهار ‪ ۱۹۷۳‬از ”تقاضا های هر دم فزاینده تولید کنندگان به خود آمد“‪ .‬باز هم اینجا‪ ٬‬دست نویس های تلفن های کیسینجر‬
‫که از محرمانه بودن در آمده است داستان دیگری را می سرایند‪ .‬آنها فرصت های از دست رفته‪ ٬‬هشدار های بگوش‬
‫گرفته نشده‪ ٬‬و ماه های سپری شده گران بهایی را نشان میدهند که در گذر آن ها چاره ای برای موج فرارسنده که بر روی‬
‫زورق اقتصادی ایاالت متحده می شکست‪ ٬‬اندیشیده نشد‪/ .‬‬
‫‪89‬‬

‫روز ‪ ٬ ۵‬ماه می‪ ٬ ۱۹۷۳ ٬‬جانشین وزیر دفاع‪ ٬‬ویلیام کلمنتس به کیسینجر زنگ زد و گفت ”می خواهد پیامی را زود به او‬
‫برساند‪ ٬‬میدانم که تو نمی خواهی سنگ روی یخ بشوی‪ ٬‬هنری“‪ .‬سخن او بر سر ”داشتن اوتوریته خوب بود برای اینکه‬
‫لیبیایی ها در این هفتهَ‪ ٬‬که از امروز‪ ٬‬شاید هم به احتمال زیاد از فردا آغاز می شود‪ ٬‬شروع می کنند به ملی کردن منافع‬
‫امریکا در لیبی“‪/ .‬‬

‫کیسینجر پاسخ داد‪” ٬‬خب که چی“؟ ‪/‬‬

‫کلمنتس که روزگاری یک نفتچی بود‪ ٬‬با بسیاری از دول خاور میانه‪ ٬‬روابط نزدیکی داشت‪” ٬‬می خواست ملی کردن نفت‬
‫لیبی در برنامه بررسی های امروز قرار گیرد“‪ ٬‬برای این که ”عربستان هم در صدد همین کار است و فشار دارد زیاد تر‬
‫می شود“‪ .‬این دو جدا از هم نیستند‪ .‬ملک فیصل در گذشته قول داده بود‪ ٬‬در کشمکش های عرب ‪ -‬اسراییل‪ ٬‬از منابع‬
‫عظیم نفتی کشورش به جای اسلحه استفاده نکند‪ .‬اما سلطان پیر در برابر شیپوری که قذافی و هم‪ -‬اندیش های او می‬
‫دمیدند‪ ٬‬جا میزد‪ .‬فیصل در آغاز ماه می به دست اندر کاران آرامکو هشدار داده بود که ”دولت نیکسون باید به تنش رشد‬
‫یابنده در خاور میانه حواس اش باشد“‪ .‬کلمنتس می گفت کاخ سفید باید چاره ای بیاندیشد ”وگرنه فکر نمی کنم کسی به فکر‬
‫چاره باشد و بداند ما با آن مشکل چه خاکی بسرمان بریزیم“‪/ .‬‬

‫‪ /‬کیسینجر گفت ”با ملی کردن“؟‬

‫درسته‪ .‬مردم بپا خواسته اند و ممکن است اتفاقاتی بیافتد“‪ .‬وزارت دفاع نگران جان شهروندان امریکایی بود که در لیبی ”‬
‫کار می کردند و در برابر گروگان گیری و آدم کشی آسیب پذید بودند‪/ .‬‬

‫کیسینجر که هنوز به گستردگی مساله پی نبرده بود‪ ٬‬گفت‪” ٬‬موافقم‪ .‬حرف تو بر سر پرواز هواپیما ها نیست‪ ٬‬حرف تو بر‬
‫‪...‬سر“‬

‫کلمنتس جواب داد‪ ” ٬‬ای داد و بیداد‪ ٬‬نه‪ ٬‬من حرفم سر تصاحب سه بیلیون شاید هم بیشتر‪ ٬‬سه بیلیون به عالوه دارایی های‬
‫مان است“‪/ .‬‬

‫کسیسنجر قبول داشت که باید کاری کرد‪ .‬اما دو هفته دیگر گذشت تا این که کنت راش جانشین وزیر امور خارجه زنگ‬
‫زد و نگرانی خود را چنین تشریح کرد‪” ٬‬من با سرپرستان همه شرکت هایی که در لیبی کار میکنند گفتگویی داشتم‪ .‬آنها‬
‫واقعا همه دار و ندار شان گیر افتاده است‪ .‬لیبی یکی یکی دخل همه آنها را در میاورد‪ ٬‬سپس کار آنها نمونه ای میشود‬
‫برای خاور میانه که مانند قورباغه از این کشور به آن کشور می پرد‪ .‬شاه به من گفته است که در نظر ندارد بهای نفت را‬
‫باال ببرد‪ ٬‬اما اگر ما همچنان دست روی دست بگذاریم ناچار خواهد شد او هم خود را به پای لیبی برساند‪ ٬‬و دوباره روز‬
‫از نو روزی از نو! همه روسای این شرکت ها به من می گویند باید ما کاری بکنیم‪ ٬‬باید چیزی از خود نشان دهیم ‪ -‬تا این‬
‫هیجان و احساسات خاور میانه کمی بخوابد“‪ .‬راش تازه از تهران برگشته بود‪ ٬‬رفته بود با شاه گفتگو کند‪ .‬رهبر ایران به‬
‫کیسینجر پیام فرستاده بود که اگر لیبی نفت خود را گرانتر بکند‪ ٬‬ایران هم پنی به پنی‪ ٬‬دالر به دالر همان را خواهد کرد‪.‬‬
‫این کار به آتش کشیدن یک انبار کاغذ می ماند ‪ -‬آتش بزرگی افروخته میشود که سودش به جیب تولید کنندگان خاور میانه‬
‫می رود‪ .‬تا این دم‪ ٬‬می باید شورای امنیت ملی متوجه خطر می شد‪ .‬اما کیسینجر اعالن خطر راش را زیر سیبیلی رد‬
‫کرد‪ .‬بر خالف همکار خویش‪ ٬‬او نیک آگاه بود که شاه قبال از نیکسون اجازه یافته است قیمت نفت را باال ببرد‪ .‬کیسینجر‬
‫شروع کرد به موعضه کردن برای همکار و رقیب خود‪” ٬‬اما کن‪ ٬‬آنها همیشه براه کچ رفته اند‪ .‬هر سال هم در عالم خود‬
‫برای فرو نشاندن آن دست به کار میشوند که هیچگاه به نتیجه نمی رسند“‪/ .‬‬

‫در جا بجایی های پرچم ها و ساز و برگ جنگی صفحه شطرنج رقابت های قدرت های بزرگ دهه نوین‪ ٬‬برای پرهیز از‬
‫افتادن در چاله ها و دست اندازها‪ ٬‬آگاهی ژرف از اوضاع مالی جهانی‪ ٬‬بهای کاالها‪ ٬‬و نرخ مبادله ارز از اهم مسایل می‬
‫باشد‪ .‬تصمیم نیکسون در ماه اوت برای جایگزین کردن روجرز با کیسینجر و نشاندن او بر مسند وزارت امور خارجه‪ ٬‬به‬
‫‪90‬‬

‫این دلیل بود که وی میدانست وزیر امور خارجه جدید او تجربه و تخصص الزم در زمینه نفت و اقتصاد را ندارد‪.‬‬
‫کیسینجر در مقام رکین مشاور امنیت ملی نگهداشته شده بود‪ .‬نیکسون بیاد میاورد که ”هنری وزارت امور خارجه را می‬
‫خواست‪ ٬‬و گمان می برد شایستگی آنرا هم دارد‪ ٬‬به من گفته بود اگر به خواست خود نرسد استعفا خواهد داد‪ .‬پس از‬
‫مشکل واتر گیت دیگر چاره ای نداشتم“‪ .‬رویداد های دلخراشی که در پی آن آمد یکی هم برکناری سر هم بندی شده‬
‫ریچارد هلمس رییس سازمان سیا در نوامبر گذشته بود‪ .‬وقتی که آلکساندر هیگ مدیر کارکنان کاخ سفید از وزیر امور‬
‫خارجه‪ ٬‬روجرز خواست یک کار درست بکند و استعفای خود را به رییس جمهور بدهد‪ ٬‬وزیر خوشرو و خوش برخورد‬
‫آتش گرفت و ترکید‪” :‬به رییس جمهور بگو خودش گورش را گم بکند“‪ .‬روجرز انتظار داشت با احترام بیرونش کنند تا با‬
‫تپانچه ای بر روی یک سینی‪ .‬خود کیسینجر به این امر پی برده بود ”برای نیکسون در نامزدی من چندان هم گزینشی در‬
‫میان نبود‪ ٬‬وی از سر ناچاری برای کاستن از شدت فاجعه به آن تن در داد“‪/ .‬‬

‫آرتور برنس در یادداشت های روزانه خویش می نویسد چند روزی می شد کیسینجر به وزارت امور خارج آمده بود که از‬
‫وی‪ ٬‬برای کمک‪ ٬‬خواست ”دست خزانه داری را در گستره اقتصاد بین المللی کمی کوتاه کند‪ ٬‬تا مگر دست وزارت امور‬
‫خارجه باز تر گردد“‪ .‬برنس هراسان می نویسد‪ ٬‬کیسینجر اقتصاد و اوضاع مالی بین المللی را‪ ٬‬برای بدست آوردن برتری‬
‫و یا تنبیه رهبرانی که سر راهش می ایستادند در خدمت خود میگرفت‪ .‬در یک مورد وی از برنس خواست ”راهی برای‬
‫خزانه داری مرکزی بیابد که برای فرانسوی ها مشکل ایجاد کند‪ .‬ایاالت متحده یا تنها خزانه داری مرکزی چه کاری می‬
‫تواند بکند که برای فرانسوی ها مشکل ایجاد کند“؟ برنس از این سخن کیسینجر که دولت باید اقتصاد یکی از همپیمانان‬
‫بسیار بدرد بخور و شریک بازرگانی خود را داغون بکند‪ ٬‬بر خود لرزید‪ ” :‬گاه گمان می کنم هنری دیوانه است؛ بسیار‬
‫باهوش است‪ ٬‬بدون شک؛ اما کشته قدرت می باشد ‪ -‬شاگرد خوب نیکسون و هالدمن‪ ٬‬شاید هم آموزگار آنها؟ عجب افکار‬
‫تندی او دارد “! ‪/‬‬
‫‪91‬‬

‫اکنون راستی راستی تیله بازی می کنیم‬
‫سرهنگ فذاقی در شامگاه اول سپتامبر ‪ ۱۹۷۳‬ضربه خود را نواخت‪ .‬در میان جشن های چهارمین سالگرد کودتای خود‪٬‬‬
‫رهبر لیبی غصب ‪ ۵۱‬درصد از دارایی های شرکت های خارجی عامل در لیبی را اعالن کرد‪ .‬همچنان که پیش بینی‬
‫میشد‪ ٬‬قذافی چندین کمپانی را برگزید‪ ٬‬از جمله اوکسیدنتال‪ ٬‬تا ببیند مزه دهن امریکایی ها چیست‪ .‬چون دید هیچ بخاری‬
‫بلند نشد‪ ٬‬کار همه شان را یکسره کرد‪ .‬اینک فشار بر روی دولت های میانه رو حاشیه خلیج فارس میافزود تا آنها هم به‬
‫لیبی بپیوندند‪ ٬‬قرار داد های مشارکت خود را پاره و نفت خود را ‪ ۳۰‬درصد گران کنند‪ ٬‬و از پذیرفتن پرداختی ها به دالر‬
‫خود داری ورزند‪/ .‬‬

‫همان روز همه جا خبر پیچید که رییس جمهور مصر انوراسادات در دیدار محرمانه اخیر خود از عربستان سعودی‪ ٬‬از‬
‫ملک فیصل قول گرفته است‪” ٬‬تا مادام که امریکا سیاست خود در خاور میانه را تغییر نداده است‪ ٬‬در سال بیشتر از ‪۱۰‬‬
‫درصد تولید نفت خود را افزایش ندهد“‪ .‬بدبختی ایاالت متحده آن بود که امیدش به عربستان سعودی بود‪ ٬‬تا بازدهی خود‬
‫را از‪ ۸/ ۵‬میلیون بشکه در روز‪ ٬‬به بیشتر از دو برابر افزایش دهد‪ ٬‬و تا سال ‪ ۱۹۸۰‬آنرا به ‪ ۲۰‬میلیون بشکه در روز‬
‫برساند‪ ٬‬تا از این راه شکاف گسترش یابنده میان تولید نفت داخلی و مصرف شتابان نفت امریکا پر شود‪ .‬امریکا توان‬
‫بازدهی بیشتر از ‪ ۱۱‬میلیون بشکه نفت در روز را نداشت و بزودی برای روی پا نگهداشتن اقتصاد در همین حد فعلی به‬
‫‪ ۲۴‬میلیون بشکه نیاز مند میشد‪ .‬پیش بینی میشد‪ ٬‬مصرف نفتی اقتصاد های بزرگ غربی به عالوه ژاپن‪ ٬‬تا آخر دهه‬
‫هفتاد‪٬‬از ‪ ۶/۱‬بیلیون تن تا ‪ ۲ /۸‬بیلیون تن برسد‪ .‬این همه را از کجا میشد پیدا کرد؟ تولید کنندگان نفت خاور میانه تا کنون‬
‫توانسته بودند پا به پای نیاز های غرب باز دهی خود را ساالنه ‪ ۶/۹‬درصد باال ببرند‪ .‬باز دهی عربستان سعودی به‬
‫تنهایی‪ ٬‬در سال گذشته‪ ٬‬از ‪ ۳۰‬در صد فراتر رفت‪ .‬اما تهدید فیصل به کاهش دادن‪ ٬‬بجای افزایش‪ ٬‬اقتصاد های غربی را‬
‫بی چاره میکرد‪ .‬با این کار گنجایش اضافی در بازار‪ ٬‬یکجا روبیده میشد‪ ٬‬مصرف کننده ها برای دست یابی به چشمه های‬
‫انرژی نایاب‪ ٬‬بجان هم می افتادند‪ ٬‬سیستم مالی جهان به هم می ریخت و بازار ها می خوابید‪ .‬فیصل در واقع دستش را‬
‫گذاشته بود روی خرخره اقتصاد امریکا‪ .‬یکی از مقامات نگران کاخ سفید به نیوزویک گفت‪” ٬‬فیصل دیگر قمپز در نمیکند‬
‫ما اکنون راستی راستی تیله بازی میکنیم‪ .‬اکنون صحبت سر میل لنگ سیتم امریکاست؛ اگر آن بایستد‪ ٬‬امریکا می خوابد“‪.‬‬
‫‪/‬‬
‫‪92‬‬

‫بسوی پرتگاه‬
‫علیرغم اخطار هایی که رهبران ایران‪ ٬‬اردن‪ ٬‬عربستان سعودی‪ ٬‬و اتحاد جماهیر شوروی در باره مسلح شدن مصر برای‬
‫حمله به اسراییل میدادند‪ ٬‬نیکسون و کیسینجر آنها را پشت گوش انداختند و گفته مقامات دولت اسراییل را که معتقد بودند‬
‫این پیشگویی ها مهمل و یاوه است‪ ٬‬بگوش گرفتند‪ .‬در یک صبح شنبه گرم‪ ٬‬در میانه ماه می‪ ٬‬کیسینجر با وزیر امور‬
‫خارجه اسراییل آبا ابان در واشینگتن نشسته بود‪ .‬ابان گزارش اطالعاتی را که مصر و سوریه خود را آماده می کنند‬
‫اسراییل را بزنند‪ ٬‬رد کرد‪ .‬آن ها نیروی آتشین و مهارت تاکتیکی الزم برای یک حمله غافل گیرانه را ندارند‪ .‬رییس‬
‫جمهور سادات آن قدر ها هم ُخل نیست خانه خود را در گرو جنگی بگذارد که میداند‪ ٬‬در آن پیروز نمی شود‪ .‬ابان به‬
‫کیسینجر یقین داد که ”پیامد های آن برای آنان از نظر نظامی‪ ٬‬سیاسی‪ ٬‬داخلی‪ ٬‬و بین المللی فاجعه بدنبال میاورد‪ .‬از نظر‬
‫داخلی هم سرشکستگی در پی خواهد داشت؛ شوروی ها هم میگویند ما که برای تان گفتیم“‪ .‬تحریم نفتی غرب از جانب‬
‫اعراب هم نمی توانست راهی چاره ساز باشد‪ .‬اگر هم اعراب بدان مبادرت می کردند‪ ٬‬دوست آنها شاه با سرازیر کردن‬
‫نفت خام به سیستم‪ ٬‬بافته های آنان را رشته میکرد‪” :‬تحریم کارساز نبود‪ ٬‬برای این که ایران با دیگران همراه نمی شد“‪/ .‬‬

‫ابان و کیسینجر در باره زرنگ و باهوش نبودن سادات هر چه به عقل شان می رسید گفتند‪ .‬ابان میگفت ”سادات زیاد با‬
‫هوش نیست اما یکی دو حرکت را می تواند پیشبینی کند“‪ .‬کیسینجر پاسخ داد ”من آن فراست را در او نمی بینم‪ .‬آن بینش‬
‫را ندارد که پیش از دست بکار شدن بیاندیشد“‪ .‬کیسینجر تعریف کرد که چرا دولت نیکسون به التماس های فیصل برای‬
‫آستین باال زدن در خاور میانه وقعی نگذاشت و به میدان نیامد‪” .‬همچنان که به سفیر تان گفته ام‪ ٬‬دست روی دست گذاشتن‬
‫امریکا به لحاظ آمیزه تصادفی اوضاع و احوال می باشد که تا ابد هم نمی پاید‪ .‬اگر به مجموعه رهبران نگاهی بیافکنی‪٬‬‬
‫نمی توانی به تداوم این وضع تکیه کنی‪ ...‬تا اینجا‪ ٬‬سیاست مصر خیلی با حماقت همراه است اما کسی نیست که جایگزینی‬
‫پیش نهد“‪ .‬وی به ابان گفت ”دلش نمی خواهد ما را به جایی بکشاند که زیر ضربات هر دو طرف قرار گیریم بی آنکه‬
‫طرح و چاره ای در میان باشد“‪ .‬هیات اعزامی اسراییل با خاطر جمعی برگشت آنها خیال شان راحت بود که کیسینجر‬
‫نگرانی های شان را درک می کند و با ارزیابی استراتژیک آنان از اوضاع موافق میباشد‪/ .‬‬

‫در ماه اوت ملک فیصل شصت و هفت ساله در ژنو با مدیران آرامکو دیدار داشت‪ .‬وی گفت که از سوی برادان عرب‬
‫خود سخت زیر فشار است تا منابع و درآمد نفتی کشورش را علیه اسراییل و دوستان آن بکار گیرد‪ .‬دولت نیکسون برای‬
‫راه انداختن گفتگو های صلح خاور میانه و سیخونک زدن به اسراییل جهت نشستن بر سر میز مذاکره زمان اندکی داشت‪.‬‬
‫امریکایی ها تازه در فوریه ‪ ۱۹۷۴‬فهمیدند که مراد از هشدار سلطان چه بوده است‪ .‬در میهمانی نهاری که یک سازمان‬
‫پرره دار‪ ٬‬برپاکرده بود‪ ٬‬میکایل امین‪ ٬‬معاون آرامکو‪ ٬‬تعریف می کرد که ملک فیصل‬ ‫تجاری دریایی‪ ٬‬باشگاه کشتی های ّ‬
‫‪” ٬‬به ما در ماه اوت ‪ ۱۹۷۳‬گفت تا شش ماه دیگر جنگ دیگری در می گیرد‪ ٬‬آنگاه وی چاره ای نخواهد داشت مگر بهره‬
‫گیری از نفت به عنوان اسلحه“‪ .‬فرمانروای خودکامه سعودی حتی به آنها رساند که دولت های عربی آماده اند تا پنجاه‬
‫هزار کشته بدهند‪ .‬امین گفت ”کسی به هشدار او گوش شنوا نداشت“‪ .‬کاخ سفید به استمداد های وی وقعی نگذاشت‪” .‬ما با‬
‫سیا‪ ٬‬ارتش‪ ٬‬و نیروی دریایی صحبت کردیم‪ .‬آنها گفتند‪’ ٬‬مایک تو عقلت پریده ‪ -‬آنها که نمی خواهند ما روزگار شان را‬
‫سیاه کنیم‘‪ .‬آنها گفتند‪’ ٬‬نگران ملک فیصل هم نباش ‪ -‬بهش فانتوم می دهیم “ ‘‪/ .‬‬

‫ملک فیصل هم راه را در امواج هوایی ( رادیو و تلویزیون ‪ -‬م‪ ).‬یافت و به مصاحبات غریب با خبرنگاران امریکایی‬
‫ساکن در خارج روی آورد‪ ٬‬که در آنها نگرانی خود را ابراز میداشت‪ .‬وی ایاالت متحده را به توازن سیاست خارجی در‬
‫خاورمیانه فراخواند و توضیح داد که افزایش تولید نفت عربستان سعودی جهت رفع مشکالت مصرف کننده غربی‪٬‬‬
‫ضرورتا به نفغ عربستان نیست‪ .‬وی گفت‪ ” ٬‬منطق حکم می کند تولید نفت ما از حدی که اقتصادمان توان جذب آن را‬
‫دارد‪ ٬‬فراتر نرود “‪ .‬تپاندن بیلیون ها دالر درآمد نفتی به اقتصادی که باالترین رشد اقتصادی به ثبت رسیده در جهان‪ ٬‬نرخ‬
‫رشد ‪ ۱۶‬درصدی‪ ٬‬را دارد‪ ٬‬ویرانگر خواهد بود‪ .‬نوین گرایی می باید اندک اندک و پله به پله صورت پذیرد‪ .‬سلطان‬
‫اعالن کرد تا به دو شرط عمل نشود‪ ٬‬تولید نفت اضافه نخواهد شد‪ .‬نخستین خواست او آن بود که غرب اقتصاد او را‬
‫‪93‬‬

‫صنعتی و متنوع سازد‪ .‬دوم آنکه‪” ٬‬یک جو سیاسی مناسب برقرار شود‪ ٬‬تاکنون که بحران خاور میانه و سیاست گسترش‬
‫جویی صهیونیستی طالطم ایجاد کرده است “‪/ .‬‬

‫کاخ سفید در آشفتگی فرو رفته بود‪ .‬روز ‪ ۵‬سپتامبر هنری کیسینجر با جیمز شلزینگر‪ ٬‬وزیر دفاع‪ ٬‬ساعت هشت‪ ٬‬سر میز‬
‫صبحانه در پنتاگون دیداری داشت‪ .‬این دو که روزگاری در هاروارد رقیب هم بودند‪ ٬‬می بایست در مدت کوتاهی جلو‬
‫آبشاری از بحران در خاور میانه را‪ ٬‬در گستره و چشم انداز از همگسیختگی های سیاست داخلی‪ ٬‬می گرفتند‪ .‬نخستین‬
‫هدف آنها‪ ٬‬که گریزی از آن نبود‪” ٬‬جدا سازی مسایل خلیج فارس [ تولید و قیمت گذاری نفت] از جنگ عرب ‪ -‬اسراییل‬
‫بشمار میامد“‪/ .‬‬

‫شلزینگر پیشنهاد کرد ” بگذار نخست برویم سر نقشه احتمالی‪ .‬ایرانی ها کویت را می گیرند اما به آنسوی خلیج نمی‬
‫روند“‪/ .‬‬

‫کیسینجر گفت ”شاه می خواهد بداند اف ‪ ۱۴ -‬و اف ‪ ۱۵ -‬را می شود با هم یکی کرد‪ .‬اسراییل [اسحاق رابین] گفته است‬
‫اف ‪ ۱۴ -‬نمیخواهد“‪/ .‬‬

‫تبادل نظر کوتاه اما روشنگر آن دو نشان میدهد که در هفته نخست سپتامبر‪ ٬‬کاخ سفید نقشه حمله احتمالی از جمله به میدان‬
‫کشیدن نیرو های ایران و اسراییل را بررسی کرده است‪ .‬زمان این بحث ها چشمگیر است‪ ٬‬برای این که درست یک ماه‬
‫پیش از درگیری جنگ در خاور میانه و شش هفته جلو تر از تحریم فروش نفت اعراب به ایاالت متحده انجام گرفت‪.‬‬
‫تاریخ دانان فرض را بر این گذاشته اند پس از آنکه درد تحریم‪ ٬‬از ماه نوامبر‪ ٬‬خود را نشان داد‪ ٬‬ایاالت متحده به استفاده‬
‫از زور رو کرد‪ .‬با دید فعلی میتوانیم ببینیم رخدادی که ماشه را چکاند تا ایاالت متحده پا در میان بگذارد‪ ٬‬نه درگرفتن‬
‫جنگ بود و نه اعمال تحریم ‪ -‬آن دو رخداد را‪ ٬‬که غیر محتمل و نه غیر ممکن مینمود‪ ٬‬پیشتر کیسینجر برگزیده بود ‪ -‬ملی‬
‫کردن نفت لیبی و تهدید به تقلیل سیل نفت سعودی‪ .‬پیرو سنت ‪ ٬‬بهره گیری از زور‪ ٬‬در بده و بستان های بین المللی‪ ٬‬آنگاه‬
‫که دیگر دیپلماسی راه گشا نمی نماید‪ ٬‬آخرین تیر در ترکش بشمار میاید‪ .‬این نیز هست که در نبود دیپلماسی‪ ٬‬متوسل شدن‬
‫به زور از سر ناچاریست تا انتخاب آن‪ .‬پایان تابستان این پیام و آگاهی دلخراش را برای ایاالت متحده همراه آورد که با‬
‫دست خود در خاور میانه خود را منزوی کرده است‪ .‬اختیار خط حیاتی نفت از دست رفته و دارایی هایی به ارزش بیلیون‬
‫ها دالر مصادره گشته بود‪/ .‬‬

‫در پایان همان روز ‪ ۵‬سپتامبر‪ ٬‬رییس جمهور نیکسون در گفتگوی خود با گزارشگران‪ ٬‬نشانی هایی از آنچه در پشت در‬
‫های بسته میگذشت‪ ٬‬به آنان داد‪ .‬وی گفت که خیلی جدی در پی یافتن یک راه چاره آشتی جویانه در خاور میانه است‪ .‬اما‬
‫نمی خواهد دولت های نفتی عرب‪ ٬‬با فشار های خود‪ ٬‬وی را از راهی که در پیش گرفته است به بیراهه برانند‪ .‬نیکسون‬
‫یاد آور شد‪” ٬‬همچنان که آقای مصدق سال های سال جلو تر یاد گرفت‪ ٬‬نفت بدون بازار برای یک کشور سود چندانی‬
‫ندارد“‪ .‬نیکسون دوست داشت دشمنان خود را بر لبه بیم و امید استفاده از نیروی بیکران بر علیه شان نگهدارد ‪ -‬و به آن‬
‫نظریه ” دیوانه بازی“ نام نهاده بود‪ .‬آن ماه نیکسون و کیسینجر رویداد های شیلی را از نزدیک دنبال میکردند‪ .‬سیا در‬
‫آنجا سرگرم براندازی دولت منتخب پرزیدنت سالوادور آلنده بود‪ .‬وی مارکسیستی از قماش سرهنگ قذافی بشمار میامد‬
‫که دارایی های شرکت های مشترک امریکایی با کشورش را ملی اعالن کرد‪ .‬احتماال سرنوشت آلنده بر خیال نیکسون‬
‫سایه افکنده بود که وی شبح مصدق سرنگون گشته را برای ایما و اشاره به او فرا می خواند‪ .‬اما کار رییس جمهور در‬
‫نبش قبر محمد مصدق در مقطعی که کوشش ها برای کنار آمدن با دولت های خاور میانه به بن بست رسیده بود ‪ -‬و در‬
‫زمانی که تحقیق کنندگان واتر گیت همدستی مالی او و شاه را رو میکردند ‪ -‬راه بجایی نمی برد‪ .‬روسای جمهور امریکا‬
‫برای دو دهه از روی مصلحت اندیشی‪ ٬‬در باره موضوع کودتای ‪ ٬ ۱۹۵۳‬لب تر نکرده بودند‪ ٬‬تا مبادا باز آشوب به پا‬
‫شود که شاه دست نشانده است‪/ .‬‬

‫همچنین نیکسون بیگدار به آب زده و گوشه ای از پنهانکاری روابط ایاالت متحده ‪ -‬ایران را‪ ٬‬و بده و بستان خود با شاه را‬
‫بر سر بررسی هفت خوان واترگیت توسط کنگره‪ ٬‬فاش کرده بود‪ .‬زاهدی هنوز از یاد نبرده است که ”به سبب روابط‬
‫‪94‬‬

‫خاص ما با نیکسون‪ ٬‬آنها شروع کردند بزدن ما“‪ .‬وی مخصوصا از لحن واشینگتن پست دلخور بود‪ .‬واشینگتن پست در‬
‫سر مقاله ای پر سر و صدا نیکسون را سرزنش می کرد که ”باور کردنی نیست که نیرو های بازار آقای مصدق نخست‬
‫وزیر ایران را در سال ‪ ۱۹۵۳‬از کار بی کار کرده باشند“ و بدین سان سر و سّر شاه با سیا را برمال میساخت‪ .‬سر مقاله‬
‫نویسان واشینگتن پست‪ ٬‬رولند ایوانس و روبرت نواک نیکسون را به باد استهزا می گرفتند‪ ٬‬و تالش او برای یکی انگاشتن‬
‫شرایط ‪ ۱۹۷۳‬با از آن بیست سال پیش را خنده آور میدیدند‪” .‬پس از مباحثات تند و تلخ در زمنیه ملی ساختن امتیاز های‬
‫نفتی به کف آورده شده توسط بریتانیا‪ ٬‬او در یک کودتای ماهرانه و پیروز مند به پشتیبانی سازمان مرکزی اطالعات این‬
‫کشور سرنگون می گردد“‪ .‬تهدید نیکسون به گذاشتن مزد کشور های عربی کف دست شان‪” ٬‬یک تهدید تو خالی بود‪...‬‬
‫یک هماورد خواهی هللا بختکی و نیاندیشیده“‪ .‬رییس جمهور با این کارش ” دستیاران خود و کشور های نفتی عرب‪ ٬‬بویژه‬
‫عربستان سعودی را مات و حیران کرده بود“‪/ .‬‬

‫در پایتخت های عربی هم واکنش نشان داده شد‪ .‬تهدید نیکسون با گزارش خبر های تمرین نیروی دریایی در موجیو و‬
‫مقاله ای در هفته نامه فرانسوی نوول اوبزرواتور که گزارش میداد نقشه مشترک ایاالت متحده و انگلیس ” برای پیاده‬
‫کردن نیرو های چریکی در مراکز حساس نفتی بکمک ایران و اسراییل می باشد“‪ ٬‬همزمان شد‪ .‬شایعه خاور میانه را فرا‬
‫گرفت‪ .‬یکی از مقامات عالی رتبه سعود پرسید‪ ” ٬‬آیا براستی آنها در واشینگتن‪ ٬‬در این پندارند که به همین سادگی می‬
‫شود با نیرو های خود میدان های نفتی را بگیرند؟ بگذارید بکنند ببینیم“‪ .‬سرهنگ قذافی در لیبی اخطار داد که ” دار و‬
‫دسته نیکسون “ بدنبال گرفتن کشور اوست‪ .‬یک صاحب منصب بلند پایه ایاالت متحده به واشینگتن پست گفت ”واکنش‬
‫همین است‪ .‬هر روزی که میگذرد‪ ٬‬مقامات عرب زیادی به این نتیجه میرسند که کسانی در ایاالت متحده سرگرم تراشیدن‬
‫بهانه ای برای حمله نظامی به کشور های نفتی هستند‪ .‬این اطالعات بدست آمده‪ ٬‬عاملی میشود در روابط ما با عرب ها ‪-‬‬
‫یک عامل منفی “‪/ .‬‬

‫مشاوران خود رییس جمهور هاج و واج مانده بودند‪ ٬‬به دلیلی دیگر ‪ -‬آنها تازه در می یافتند که نیکسون هنوز می پندارد‬
‫این مصرف کنندگان غربی هستند که روی بازار نفت نفوذ دارند‪ .‬داد یکی از رایزن های وی بلند شد‪” ٬‬خدای من‪ ٬‬هنوز‬
‫او درنیافته است که هر بشکه نفت اضافی امروز از خاور میانه میاید“‪ .‬خبرنگاری پرسید برای چه نیکسون برای ترساندن‬
‫دولت های عرب نام مصدق را از ته دخمه می کشد میاورد باال؟ یک مقام کاخ سفید خیلی کوتاه گفت‪” ٬‬برای اینکه دیوانه‬
‫ای بهش رهنمود داده بود“‪ .‬مقام مذکور گفت رییس جمهور سر آن کار ”دوباره رهنمود گرفته است “‪/ .‬‬

‫تولید کنندگان نفت هم با اعالن نقشه های خود در گردهمایی ‪ ۸‬اکتبر‪ ٬‬در وین‪ ٬‬با افزایش قیمت نفت و پاره کردن قرار داد‬
‫‪ ۱۹۷۱‬تهران‪ ٬‬احساس های خود را نشان دادند‪ .‬پیمان هایی را که آنان در گذشته با کمپانی های نفتی بسته بودند‪” ٬‬دیگر‬
‫بدرد نیاز های بازار امروز نمی خورد “‪/ .‬‬
‫‪95‬‬

‫راستی ما کدام کشور را باید بگیریم؟‬
‫روز ‪ ۶‬اکتبر ‪ ٬ ۱۹۷۳‬روز بسیار مقدس یوم کیپور‪ ٬‬ارتش های سوریه و مصر به اسراییل هجوم بردند‪ .‬آنها در جنوب‬
‫مرز های اسراییل در کانال سویز را شکافتند و در شمال به بلندی های جوالن یورش آوردند ‪ .‬نیرو های عربستان‬
‫سعودی‪ ٬‬عراق‪ ٬‬اردن‪ ٬‬کویت‪ ٬‬مراکش‪ ٬‬و تونس راه افتادند که از غافله عقب نمانند‪ .‬چهارمین جنگ عرب ‪ -‬اسراییل از‬
‫راه میرسید‪/ .‬‬

‫در تهران شاه فرمانده کل قوای خویش را فرا خواند تا موضع ایران را بررسی کند‪ .‬شاه از این که نیکسون و کیسینجر‬
‫هشدار های او در باره چشم انداز جنگ را نادیده گرفته بودند‪ ٬‬برآشفته می نمود‪ .‬وی با کیاست ایران را در کنار‬
‫نگهداشت‪ .‬موافقت کرد که هواپیما های ایران را صرفا برای استفاده داخلی به دولت های عربی وام بدهد‪ ٬‬از قبول پرواز‬
‫هواپیما های شوروی بر فراز ایران خود داری کرد‪ ٬‬و در نهان به اسراییل رساند که ایران به آنها نفت خواهد فروخت‪.‬‬
‫اما به وزیر دربار دستور داد به سفیر هلمس پیام برد که او برافروخته است‪” .‬بهش بگو او موظف است برای این جنگ‬
‫گسترش یابنده‪ ٬‬چاره ای بیاندیشد‪ .‬این دست روی دست گذاشتن‪ ٬‬شاید هم ناتوانی امریکاست که همه ما را بمیان این‬
‫بدبختی کشانده است“‪/ .‬‬

‫رهبران اسراییل به دولت نیکسون خبر دادند که برای مدت زیادی توان جنگ در دو جبهه را ندارند‪ .‬نخست وزیر‬
‫اسراییل‪ ٬‬گلد مایر چون سرازیر شدن لشگریان بی امان عرب از بلندی های جوالن را دید که بزودی شهرک ها و‬
‫مجموعه های مسکونی آنان را میگیرند‪ ٬‬دستور داد بازدارنده اتمی را بکار اندازند‪ ٬‬و یک میراژ با بار بمب اتم آماده‬
‫پرواز شد‪ .‬پیام روشن بود‪ :‬ما تنها نخواهیم سوخت‪ .‬دست اندر کاران در واشینگتن درمانده بودند‪ ٬‬آنها می دیدند که چگونه‬
‫برداشت های آنان از برتری نیرو های اسراییلی مانند بادکنک فرو خوابید‪ .‬سحر گاه ‪ ۱۰‬اکتبر شلزینگر به کیسینجر زنگ‬
‫زد تا به وی اطالع دهد که شوروی ها به نیرو های عرب مهمات میرسانند و ملک فیصل بناگزیر نیرو های سعودی را‬
‫بمیدان می فرستد‪ .‬وی روشن کرد که از نظر پنتاگون همه گزینه ها را در مورد سعودی ها می توان بکار بست‪ .‬فیصل پا‬
‫را از گلیم خود فراتر نهاده و سرنوشت خود را با بنیاد گرایان گره زده بود‪” .‬از این رو من بر این باورم‪ ٬‬ما به درون‬
‫شرایطی کشیده می شویم که سراسر منافع مان در عربستان سعودی در معرض خطر قرار میگیرد‪ ٬‬بنا براین شایسته است‬
‫بنیان های موضع خویش را یکبار دیگر بررسی کنیم“ – ‪/‬‬

‫کسینجر پرسید‪” ٬‬خب تو بنیان های مواضع ما را در چه می بینی “؟ ‪/‬‬

‫خب‪ ٬‬بنیان ها این است که ما ناگزیر از گزینش دردناکی می شویم؛ پشت اسراییل بایستیم‪ ٬‬عربستان سعودی را از دست ”‬
‫بدهیم و اگر منافع مان در خاور میانه به خطر افتاد‪ ٬‬اشغال کنیم یا بایستیم و تماشا کنیم که بر باد رود “‪/ .‬‬

‫”کجا را اشغال کنیم “؟‬

‫باید درنگ کرد و دید ‪ -‬می توان بخشی را اشغال کرد “‪/ ” .‬‬

‫اما ما کدام کشور را می خواهیم بگیریم”؟”‬

‫‪“.‬شلزینگر گفت‪” ٬‬این یکی از چیز هاییست که باید ما در باره اش صحبت کنیم‬

‫“ما کی ها هسیتیم؟ ”‬

‫‪.‬من “ ”‬
‫‪96‬‬

‫بسیار خب‪ ٬‬من پیامی فوری دریافت کرده ام که باید با رییس جمهور در میان بگذارم‪ .‬پیش از ظهر بر میگردم با آت ”‬
‫تماس می گیرم‪ ٬‬امروز صبح همدیگر را می بینیم“‪ ٬‬کیسینجر این را گفت و به صحبت پایان داد‪/ .‬‬

‫روز سراسر بدبختی کیسینجر تازه آغاز شده بود‪ .‬کوشش های او برای رسیدن به یک آتش بس در خاور میانه پهلو به‬
‫پهلوی آن بحث بر سر طرح مداخله ایاالت متحده ‪ ٬‬سر ساعت ‪ ٬ ۲:۰۵‬با دریافت خبر کناره گیری اسپیرو آگنیو‪ ٬‬جانشین‬
‫رییس جمهور‪ ٬‬به یک ایست تاریخی رسید‪ .‬این فرایندی بود که پیرو مصوبه جانشینی ریاست جمهوری سال ‪ ۱۹۷۲‬باید‬
‫بدان عمل میشد‪ .‬آگنیو به دلیل سوء استفاده ها و اختالس هایش در هنگام تصدی فرمانداری مریلند‪ ٬‬تحت تعقیب بود‪ .‬او داد‬
‫خواست کرده‪ ٬‬و با پیگرد کنندگان به این توافق رسیده بود که برای خالصی از زندانی شدن کناره گیری کند‪ .‬ساعتی دیگر‬
‫اسپیرو آگنیو مانند هر شهروند ساده‪ ٬‬در برابر دادگاهی‪ ٬‬در بالتیمور ایستاده بود‪” ٬‬دستانش آشکارا می لرزید“‪ ٬‬بی آنکه به‬
‫اتهامات فرار از‪ ٬‬و دوز و کلک زدن جهت ندادن مالیات اعتراضی داشته باشد‪ .‬دو روز بعد رییس حجمهور نیکسون‬
‫رهبر اقلیت شصت ساله مجلس نمایندگان‪ ٬‬جرالد فورد را بر جای وی کاشت‪/ .‬‬

‫در وین نیز‪ ٬‬که تولید کنندگان نفت حاشیه خلیج فارس به تجدید نظر در باره شرایط قرار داد های خود با کمپانی های نفتی‬
‫می پرداختند‪ ٬‬درد سر فراوان بود‪ .‬آنها به یکباره مذاکرات را ترک نمودند و تهدید کردند قیمت ها را یک جانبه گران‬
‫خواهند کرد‪ .‬ابو ظبی ‪ ٬‬ایران‪ ٬‬عراق‪ ٬‬کویت‪ ٬‬و عربستان سعودی به هیچ روز تن به سازش نمی دادند آن هم در هنگامه‬
‫جنگ خاور میانه و سردرگمی در واشینگتن‪ .‬آنها تهدید کردند که قیمت را ‪ ۵۰‬درصد‪ ٬‬باالتر از آنچه که لیبی و الجزیره‬
‫پیش کشیده بودند‪ ٬‬گران خواهند کرد‪ .‬طرف های مذاکره کننده صنعتی آن را رد کردند و گفتند‪” ٬‬افزایش به آن زیادی پیامد‬
‫های گسترده و نگران کننده روی‪ ٬‬نه تنها کمپانی ها که خاصه روی اقتصاد جهان خواهد داشت “‪ .‬تورم در غرب شدت‬
‫می گیرد و انتقال سریع ثروت باعث نا پایداری دستگاه مالی بین المللی میگردد‪ .‬سران عرب بر آن شدند که تا دو هفته‬
‫دیگر در شهر کویت گرد هم آیند و به بحث در باره نقطه نظرات خویش پردازند‪/ .‬‬

‫در این میان اسراییل در گرداب فرو میرفت‪ ٬‬یک چهارم نیروی هوایی اش را از دست داده و در نبرد ها صد تن ها کشته‬
‫برجای گذاشته بود‪ .‬ساعت ‪ ۱۲:۴۹‬نیمروز شنبه‪ ۱۳ ٬‬اکتبر ‪ ٬‬کیسینجر و شلزینگر گفتگوی تلفنی پر جوش و خروشی‬
‫داشتند که در آن وزیر امور خارجه به همکار خود التماس می کرد زود تر بجنبد و با هواپیما تجهیزات نظامی برساند‪.‬‬
‫کیسینجر هراسان بود‪ .‬فرماندهان اسراییل گفته بودند آنان به قدری کمبود مهمات دارند که ضد حمله شان علیه سوریه در‬
‫بلندی های جوالن رو به شکست نهاده است‪ .‬کیسینجر نیک آگاه بود که پیش از وساطت برای یک معامله دیپلماتیک‪ ٬‬می‬
‫باید نخست اسراییل در وضعیت برتر قرار گیرد‪ .‬شلزینگر پیوسته می گفت من از اسراییل هیچ نشانه ای‪ ٬‬که دال بر‬
‫مشکلی برای شان باشد‪ ٬‬دریافت نکرده ام‪ .‬به کیسینجر گفت که‪” ٬‬مهمات آنها به همین سادگی نمی تواند ته کشیده باشد‪٬‬‬
‫هنری‪ ٬‬محال است که آنها نمی دانستند چه چیز هایی گرفته اند ‪ -‬و یکباره همه آنها دود شود و برود هوا“‪/ .‬‬

‫کیسینجر ناچار بود توپ های اسراییلی را‪ ٬‬تا بیست و چهار ساعت دیگر که قطعنامه آتش بس جلو شورای امنیت میرفت‪٬‬‬
‫نگذارد از غرش باز ایستند‪ .‬وی آهسته به شلزینگر فاش کرد که سرلشگر های اسراییلی از بیان راست و پوست کنده‬
‫وضع نا مساعد خود می ترسند ”آنها به کسانی که در اتاق حضور دارند اعتماد نمی کنند“‪ .‬ستاد های مرکزی ارتش‬
‫اسراییل چنان در هم ریخته بود که سگ صاحبش را نمی شناخت‪ .‬سپس با بانگ بلند به سخن در آمد ”ببین‪ ٬‬کامال پیداست‬
‫که هر حمله ای را که شروع کردند‪ ٬‬گند زدند‪ ٬‬برای هیچ کدام هم مسیولیت بگردن نمی گیرند‪ .‬من که تردیدی ندارم گناه‬
‫شکست شان را بگردن ما میاندازند ولی برایم مهم نیست“‪/ .‬‬

‫شلزینگر پرسید‪” ٬‬باالخره آنها مهمات کم دارند یا نه“؟ تشخیص این امر اهمیت داشت‪ .‬برای این که وزیر دفاع میدانست‪٬‬‬
‫هر گونه تصمیمی برای حمل هوایی مهمات نظامی توسط ایاالت متحده به اسراییل می توانست عکس العمل تالفی جویانه‬
‫تولید کنندگان نفت عرب را در پی آورد و به تحریم تفتی غرب بیانجامد‪/ .‬‬

‫کیسینجر به تندی پاسخ داد ” من از کدام جهنم دره این را بفهمم“؟ کاخ سفید در خالء اطالعاتی دست بکار شده بود‪.‬‬
‫شلزینگر نگران شد‪ ٬‬اسراییلی ها می خواهند‪ ٬‬به گفته او‪ ” ٬‬ما را بمکند توی این آشوب“‪ .‬رفتار هنری هم نگران کننده‬
‫‪97‬‬

‫بود‪ .‬وی هنوز بیاد دارد ” تا اسراییل در آستانه فرو پاشی قرار گرفت‪ ( ٬‬افکار) خود کیسینجر شروع کرد به از هم‬
‫پاشیدن“‪ .‬کیسینجر و شلزینگر هر دو در می یافتند که ایاالت متحده بر سر یک دوراهی ایستاده است‪ ٬‬گزینه جلو روی آن‬
‫ها این بود که اسراییل را از دست بدهند یا نفت عربی را؟ موضع امریکا را دیگر نمی شد در خاور میانه نگهداشت‪.‬‬
‫کیسینجر به شلزینگر گفت آن مقامات اسراییلی که او با آنها صحبت کرده است‪ ٬‬حاال ”سخت می ترسند“ مصر به صحرای‬
‫سینا هجوم آورد‪ .‬در آن صورت آنها قادر نخواهند بود برای مدت زیاد در دو جبهه بجنگند‪/ .‬‬

‫شلزینگر با خشم زیاد گفت ” این هم شد نقشه“؟ ‪/‬‬

‫کیسینجر با دهان کف کرده‪” ٬‬همه چیز را بر باد داده اند“‪/ .‬‬

‫هم‪ ٬‬آهان‪ .‬بسیار خب‪ ٬‬بگذار ببینم وضع تدارکات جهنمی آنها چطور است‪ .‬تصور ما آن بود که آنها برای ‪ ۱۵‬روز ”‬
‫تدارکات دارند“‪/ .‬‬

‫این مه جنگ بود‪ .‬کیسینجر از اطمینان هایی که در سال گذشته اسراییل به او داده بود‪ ٬‬کفری میشد‪ .‬رو کرد به شلزینگر و‬
‫گفت ” بهر حال تو هم ‪ -‬مانند خود من میدانی چی شده‪ .‬این یارو ها هر بار به همه چیز گند میزنند ‪ -‬هر بار‪ .‬آنها هنوز در‬
‫‪ ۱۹۶۷‬بسر می برند‪ .‬سراسر دیروز‪ ٬‬یکریز به من می گفتند آنان بسوی دمشق میروند و در بیرون شهر می ایستند‪....‬‬
‫گویا اکنون پی برده اند که نمی توانند“‪/ .‬‬

‫کیسینجر و شلزینگر باهم قرار گذاشتند که مهمات را از بندر آزور پرتقال برسانند‪ .‬فردای آن روز نیویورک تایمز‬
‫گزارش داد دولت برای جبران هواپیما های از دست رفته اسراییل‪ ٬‬توافق کرده است فانتوم های اف ‪ ۴ -‬را با کشتی به‬
‫آنها برساند‪” :‬دولت با پنهانکاری بسیار زیاد گام بر می دارد‪ ٬‬برای اینکه این اقدام می تواند واکنش کشور های عربی تولید‬
‫کننده نفت وکمک رسانی دورباره شوروی به مصر و سوریه را برانگیزد“‪/ .‬‬

‫گروه امنیت ملی نیکسون پس از ساعت نه صبح روز ‪ ۱۴‬اکتبر دوباره گرد هم امدند‪ .‬در این گرد همایی رایزن انرژی‬
‫کاخ سفید‪ ٬‬فرماندار پیشین کولرادو‪ ٬‬جان الو‪ ٬‬و مشاور مخصوص انرژی‪ ٬‬چارلز دیبونا‪ ٬‬آنها را همراهی می کردند‪.‬‬
‫موضوع جلسه اعالن دیر به هنگام این مساله توسط کیسینجر بود که اکنون جنگ خاور میانه و عرضه نفت به هم گره می‬
‫خورد‪ .‬کیسینجر از همکاران خود خواسته بود در صورتی که عرضه نفت امریکا به علت رساندن مهمات به اسراییل‪٬‬‬
‫قطع گردد ‪ -‬که از نظر او محتمل نمی نمود‪ -‬هرکدام یک راه چاره ای بیاندیشند‪ .‬آنان می باید برای احتمال تحریم نفتی از‬
‫سوی کشور های عربی تدبیری میاندیشیدند‪ .‬پس وی پرسید‪” :‬اگر آنها جریان نفت را بستند‪ ٬‬چه کاری از دست ما بر‬
‫میاید؟ به چه مشکالتی بر میخوریم“؟ ‪/‬‬

‫وزیر امور خارجه اسراییل آبا ابان در دیدار ماه می با کیسینجر به وی اطمیانان داده بود اگر تحریم نفتی عرب پیشامد‪٬‬‬
‫شاه پا پیش میگذارد و با باال بردن باز دهی نفت ایران آنرا درهم می شکند‪ .‬اما ابان خیلی خوش خیال بود ‪ -‬معلوم شد که‬
‫ایران اصال توان بازدهی اضافی ندارد‪ .‬ایران در شرایطی نبود که با بردن بازار به زیر سیل نفت‪ ٬‬تحریم عربی را در هم‬
‫شکند‪ .‬کیسینجر پرسید ”ایرانیان چه قدر می توانند اضافه کنند؟ پنج و نیم تا هشت میلیون“؟ ‪/‬‬

‫الو خبر بدی برای کاخ سفید داشت‪” .‬شاید روزی ایران می توانست ‪ ۲۰۰۰۰۰‬بشکه بیشر تولی بکند‪ ٬‬اما قبال این کار را‬
‫کرده بود“‪ .‬بدین سان همه امید گروه برای در هم شکستن تحریم بکمک شاه دود شد‪ ٬‬رفت هوا‪/ .‬‬

‫کیسینجر گفت‪” ٬‬اگر تحریمی در کار باشد‪ ٬‬هفته دیگر خواهد بود‪ .‬ما به یک نقشه نیاز داریم‪ .‬نقشه کاهش مصرف نفت در‬
‫“ایاالت متحده و به همین سان در ژاپن و اروپا‪/ .‬‬

‫الو افزود ”برای این کار بایستی در کاپیتول هیل هم مشورت بشود‪ ٬‬رییس جمهور به صفحه تلویزیون آید‪ ٬‬و زمانبندی این‬
‫کاری که می کنیم‪ ٬‬باید آماده شویم“‪/ .‬‬
‫‪98‬‬

‫کیسینجر گفت ”حاال که نمی خواهیم دکمه آژیر خطر را فشار دهیم و همه را هراسان کنیم‪ .‬ما باید یک برنامه داشته‬
‫باشیم‪ ٬‬برای روزی که آنها وارد گود می شوند“‪/ .‬‬

‫ویلیام کلمنتس‪ ٬‬جانشین وزیر دفاع توضیح داد که بسته شدن شیر نفت خاور میانه ”مشکل بسیار بزرگی“ است‪ ٬‬که نه با‬
‫ذخیره داخلی از پس آن می شود برآمد‪ ٬‬نه با کاستن از شتاب آن‪ ٬‬یا با باال بردن تولید داخلی‪ .‬شلزینگر اضافه کرد‪” ٬‬از‬
‫نظر زمانی‪ ٬‬باید ببینیم به چه دست می یابیم ‪ .‬اگر روشن شود‪ ٬‬به آن عمل خواهد شد‪ ٬‬باید پیامد های باز دارندگی را‬
‫بررسی کرد “‪ .‬وزارت دفاع می خواست روشن کند که در صورت لزوم نقشه احتمالی حمله نظامی در دستور کار قرار‬
‫می گیرد‪/ .‬‬

‫کیسینجر مطمین نبود‪” :‬تا اینجا که کسی ما را تهدید نمی کند‪ ٬‬اما برنامه ای هم نداریم“‪/ .‬‬

‫الو گفت ”می توانیم هر چه زودتر اعالنیه ای بدهیم“‪/ .‬‬

‫کیسینجر گفت‪ ” ٬‬نه‪ ٬‬با این کار آنها بیشتر برانگیخته می شوند‪ ٬‬من تهدید شان هم نمی کنم “‪ .‬وی ادامه داد که در گفتگو‬
‫های خود با فرستادگان عرب سخنی از بستن بگوش او نخورده است‪” .‬هر چه من شنیده ام تلفن های شرکت های نفتی‬
‫هراسان بود‪ .‬عربستان سعودی از همه آنها بهتر بود‪ .‬ما با آنها داد و ستد بازرگانی خوبی داریم‪ .‬برخی آدم های بی کله می‬
‫گویند این ها را نباید گفت‪ ٬‬اما من در پی آزمودن عرب ها نسیتم؛ که آیا آنها مرد میدان هستند یا نه”‪/ .‬‬

‫کنت راش از بخش وزارت امور خارجه اظهار داشت که “از سر گیری رساندن تدارکات به اسراییل‪ ٬‬ما را با مشکلی‬
‫مواجه می کند ”‪/ .‬‬

‫آنها آثار تحریم بر روی اقتصاد داخلی را بررسی کردند‪ .‬تیم بررسی بحران سوال هایی را می کرد و جواب هایی را میداد‬
‫که ماه ها پیشتر باید میشد‪ .‬کلمنتس متوجه بود که ”اثرات آن باعث محدودیت هایی در اقتصاد داخلی خواهد شد“‪/ .‬‬

‫الو در تایید او افزود‪” :‬می توانیم دست به تغییراتی بزنیم‪ ٬‬مثال پاره ای از کارخانه ها را ببندیم“‪/ .‬‬

‫حقیقت بهت آور‪ ٬‬حتی در این ساعات آخر بحران‪ ٬‬آن بود که هنوز کسی نمی دانست چه قدر سوخت یدک در ایاالت متحده‬
‫برای وضعیت اضطراری بود که میشد از آن برداشت کرد‪/ .‬‬

‫الو اخطار داد که ”در کوتاه مدت کمبود در همه زمینه ها خواهد بود ‪ -‬شاید برای یک ماه“‪ .‬هنگامی که یکی از حضار‬
‫پیشنهاد کرد گروه به بررسی بد ترین حالت ممکن به پردازد‪ ٬‬کیسینجر آن را رد کرد‪ ٬‬و گفت‪” ٬‬بگذارید از پیامد ها سخنی‬
‫نگوییم‪ .‬ما نمی خواهیم آن پیش بیاید‪ .‬بهتر است فعال صدایش را در نیاوریم“‪/ .‬‬

‫یک روز پس از آن‪ ٬‬وزیر نفت سعودی‪ ٬‬زکی یمانی هشدار داد که اگر دولت ایاالت متحده دست به رساندن تجهیزات ‪٬‬از‬
‫طریق هوا‪ ٬‬برای اسراییل بزند‪ ٬‬دولت او هم نخست با کاهش ‪ ۱۰‬در صد بازدهی نفت خود‪ ٬‬و پس از آن با کاهش ‪ ۵‬در‬
‫صد در هر ماه‪ ٬‬پاسخ خواهد داد‪ .‬حد اکثر باز دهی سعودی ها ‪ ۸/۵‬میلیون بشکه در روز بود که از آن ‪ ۶۰۰۰۰۰‬بشکه‬
‫نصیب ایاالت متحده میشد‪ .‬گزارش های رسیده حاکی از آن بود که کویت هم قطع صدور روغن زمینی به ایالت متحده را‬
‫بررسی می کرد‪/ .‬‬

‫در این لحظه سرنوشت ساز بود که ریچارد نیکسون بپا خاست‪ ٬‬مانند قهرمان خود‪ ٬‬تدی روزولت بر آن شده بود فرماندهی‬
‫باال رفتن از تپه سان خوان را یک بار دیگر در دست خود گیرد‪/ .‬‬

‫روز سه شنبه‪ ۱۶ ٬‬اکتبر‪ ٬‬رییس جمهور به آنهایی که نشان افتخار ملی گرفته بودند در کاخ سفید خوشامد گفت‪ .‬نیکسون به‬
‫تماشاگران خود گفت آماده است در خاور میانه بزور متوسل شود‪” ٬‬همان سیاستی که ما در ‪ ۱۹۵۸‬هنگام درگیری لبنان‪“٬‬‬
‫و ”در ‪ ۱۹۷۰‬هنگام در گیری اردن بکار بردیم“‪ .‬در سال ‪ ٬ ۱۹۵۸‬دولت آیزنهاور سربازان نیروی دریایی را در لبنان‬
‫‪99‬‬

‫پیاده کرد تا قیام را بخوابانند‪ .‬دوازده سال پس از آن‪ ٬‬کم مانده بود نیکسون برای کمک به شاه حسین‪ ٬‬به درهم کوبیدن‬
‫خیزش سازمان آزادیبخش فلسطین ‪ ٬‬به اردن نیروی هوابرد بفرستد‪ .‬تهدید نیکسون به استفاده از قدرت‪ ٬‬شاید در روزگاری‬
‫چاره ساز میشد‪ ٬‬اما در بیرون از خانه‪ ٬‬ویتنام در دید جهانیان به اراده ایاالت متحده آسیب زده‪ ٬‬و در درون خانه‪ ٬‬واتر‬
‫گیت اعتماد مردم به رهبری نیکسون را بر باد داده بود‪ .‬از همه آنها بدتر اقتصاد امریکا تاب تحمل ضربه دیگری مانند‬
‫تحریم نفتی را نداشت‪/ .‬‬

‫صبح روز بعد وزرای نفت عرب که در کویت به دیدار هم شتافته بودند‪ ٬‬توافق کردند تا اسراییل از سرزمین های اشغالی‬
‫‪ ۱۹۶۷‬بیرون نرفته است هر ماه ‪ ۵‬درصد از باز دهی خود بکاهند‪ .‬شش کشور تولید کننده حاشیه خلیج فارس‪ ٬‬از جمله‬
‫ایران‪ ٬‬یک افزایش در رقمی برای هر بشکه نفت خام سبک عربی‪ ٬‬از ‪ ۳/۰۱‬دالر بشکه ای به‪ ٬ ۳ /۶۵‬یعنی نزدیک به‬
‫‪ ۲۱‬درصد افزایش اعالن کردند‪ .‬این همان جهش قورباغه ای بود که کنت راش در ماه می گذشته‪ ٬‬کیسینجر را از آن که‬
‫آگاهانیده بود‪ .‬اینک آن جهش راه میافتاد‪ .‬فردای آن روز عربستان سعودی با کاهش ‪ ۱۰‬درصدی بازدهی خویش‪ ٬‬به‬
‫ارسال هوایی مهمات امریکایی‪ ٬‬به اسراییل ‪ ٬‬واکنش نشان داد‪ .‬ابو ظبی اعالن کرد هر گونه داد وستد دریایی با ایالت‬
‫متحده را متوقف می کند‪/ .‬‬

‫روز ‪ ۱۹‬اکتبر هنگامی که سرهنگ قذافی علیه ایاالت متحده تحریم نفتی را به اجرا درآورد و بهای هر بشکه نفت خام‬
‫لیبی را از ‪ ۴ /۹۰‬به ‪ ۸/۹۲‬دالر رساند‪ ٬‬روزگار تیره تر گشت‪ .‬پیامد آن اقدام لیبی‪ ٬‬شتاب گرفتن افزایش پی در پی قیمت‬
‫نفت‪ ٬‬توسط تولید کنندگان نفت بود‪ .‬نفت لیبی ستون فقرات اقتصاد شهر نیو یورک بشمار میرفت‪ .‬اینک عواقب کامل توافق‬
‫دولت های تولید کننده خلیج فارس روی افزایش قیمت ها و مالیات جدید که بر سر آن به توافق رسیده بودند‪ ٬‬عیان میشد‪:‬‬
‫بهای ارسالی نفت خام عربی ‪ ۷۰‬در صد پریده بود باال و به ‪ ۵/۱۱‬دالر رسیده بود‪ .‬زکی یمانی اعالن کرد‪ ٬‬ما صاحب‬
‫اختیار کاال های خویش هستیم‪ .‬تحلیل گران صنعت نفت که ”گیج و منگ“ گشته بودند‪ ٬‬از کمبود فریب الوقوع در کرانه‬
‫دریای خاوری خبر دادند‪ .‬یک گروه صنعتی خصوصی در واشینگتن با شکسته نفسی فراوان هشدار می داد‪” ٬‬کشور های‬
‫تولید کننده با این کار شان جرخش چرخ های یک کارخانه‪ ٬‬گرم کردن یک خانه‪ ٬‬و راه انداختن موتور یک ماشین‪ ٬‬در‬
‫سراسر جهان را به طور بی سابقه گران کرده اند“‪/ .‬‬

‫در واشینگتن‪ ٬‬در این هنگامه‪ ٬‬یکی از سخنگویان کاخ سفید‪ ٬‬بیانیه نا صوابی داشت مبنی بر این که‪ ٬‬تا مادام نفت عربی‪٬‬‬
‫دست کم یک میلیون بشکه کاهش نیافته است ایاالت متحده آنرا جدی نخواهد گرفت‪ .‬ملک فیصل از این که به این کار‬
‫وادار می شود خوشحال بود‪ .‬پس وی فردای آنروز‪ ٬‬بار زنی کشتی ها به مقصد ایاالت متحده را خواباند‪ .‬شنبه‪۲۰ ٬‬‬
‫اکتبر‪ ٬‬یک روز تاریخی بشمار میاید که با اعالن جنگ اقتصادی عربستان سعودی بر علیه ایاالت متحده آغاز گردید و با‬
‫درخواست دادگاهی کردن رییس جمهور پایان یافت‪ .‬تماشاگران تلویزیون امریکایی انگشت به دهان جلو تلویزیونها نشسته‬
‫بودند و گزارش آخر شب را که خبرمی داد رییس جمهور نیکسون ‪ ٬‬آرشیبالد کاکس‪ ٬‬رییس دادگاه ویژه واترگیت کنار‬
‫گذاشته‪ ٬‬نیروی ویژه واترگیت را برچیده‪ ٬‬و به پاکسازی وزارت دادگستری خود پرداخته است‪ ٬‬گوش میدادند‪ .‬نیکسون‬
‫کناره گیری الیوت ریچاردسون‪ ٬‬دادستان را پذیرفت‪ ٬‬و نماینده وی ویلیام روکلس هاوس را به علت عدم وفاداری‪ ٬‬از کار‬
‫برکنار کرد‪ ٬‬برای اینکه نیکسون از هردو این ها خواسته بود کاکس را بیرون بکنند‪ ٬‬اما آنها گفته او را گوش نکردند‪( .‬‬
‫استعفای کاکس را دادستان عمومی روبرت بورک‪ ٬‬سومین مقام دادگستری‪ ٬‬گذاشت کف دستش‪ ).‬درخواست کناره گیری‬
‫نیکسون روزی رسید که مملکت هنوز جانشینی برای رییس جمهور نداشت ‪ -‬جرالد فورد نامزد شده اما کارش در مرحله‬
‫تصویب کنگره ماند بود ‪ -‬وزیر امور خارجه هم برای تبادل نظر با رهبر شوروی در خصوص جنگ خاور میانه‪ ٬‬در آن‬
‫کشور بسر می برد‪/ .‬‬

‫تصمیم ملک فیصل برای بستن شیر نفت از سوی کاخ سفید‪ ٬‬در میان این آشفته بازار‪ ٬‬با دل و جرات زیاد ناچیز جلوه داده‬
‫شد‪ .‬دولت دست کم به طور رسمی از اقدام سعودی ها غافل گیر نشده بود‪ .‬به طور غیر رسمی کاخ سفید خود را باخته‬
‫بود‪ .‬یک روز بعد‪ ٬‬کویت‪ ٬‬قطر‪ ٬‬بحرین‪ ٬‬و دوبی اعالن کردند که آنان به عربستان سعودی‪ ٬‬لیبی‪ ٬‬الجزیره‪ ٬‬و ابو ضبی‬
‫می پیوندند و ارسال نفت به ایاالت متحده را قطع میکنند‪ .‬دیگر تحریم تمام و کمال بود‪/ .‬‬
‫‪100‬‬

‫خطر کردن شگفتی آور دکتر کیسینجر‬

‫روز ‪ ۲۲‬اکتبر‪ ٬‬همان روزی که آتش بس خاور میانه به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید‪ ٬‬وزیر امور خارحه‬
‫هنری کیسینجر از مسکو وارد تل آویو شد‪ .‬رهبران اسراییل که با کمک رسانی هوایی ایاالت متحده شیر شده‪ ٬‬و لشگر‬
‫سوم مصر را در کرانه خاوری سویز گیر انداخته بودند‪ ٬‬به این زودی ها در حال و هوای صلح نبودند‪ .‬آنها با رضایت‬
‫ضمنی کیسینجر‪ ٬‬پس از پایان مهلت داده شده‪ ٬‬به جنگ ادامه دادند تا جای پای خود را در سرزمین هایی که در دم دم های‬
‫آخر جنگ به چنگ شان آمده بود‪ ٬‬سفت کنند‪ .‬این قمار بسیار عجیب از چشم رهبران مسکو که سرگرم بررسی یاری‬
‫خواستن رییس جمهور سادات بودند‪ ٬‬پنهان نماند‪/ .‬‬

‫روز چهارشنبه ‪ ۲۴‬اکتبر‪ ٬‬کیسینجر برگشته بود واشینگتن که لیونید برژنف‪ ٬‬نیکسون را به نبرد خواند و از وی خواست با‬
‫او همراه شود و نگهداران صلح را به خاور میانه بفرستد تا توافق آتش بس به اجرا در بیاید و جنگندگان از هم جدا گردند‪.‬‬
‫برژنف روشن ساخت که آماده است نیرو های شوروی را در مصر پیاده کند‪ ٬‬چه نیکسون خوشش بیاید چه بدش‪ .‬مسکو‬
‫نمی گذاشت لشگر سوم مصر نابود شود‪ .‬یکی از بد بیاری ها آن بود که اولتیماتوم برژنف در شامگاهی رسید که نیکسون‬
‫زیر تنش واتر گیت داست بزانو در میامد‪ .‬نیکسون در یکی از تلفن هایی که به کیسینجر زد ”هم به شدت گریه اش گرفته‬
‫بود و هم خشمش“‪ ٬‬که وی تا آن دم رییس جمهور را چنین ندیده بود‪ :‬نیکسون داد میزد‪” ٬‬آن بی سر و پا ها“ که رییس‬
‫جمهور را در مجلس وسط انداخته اند و یکی یکی به او اردنگی میزنند‪” ٬‬آنها می خواهند رییس جمهور را بکشند‪ ٬‬برا‬
‫همین است که دست از این کار ها برنمی دارند‪ .‬شاید هم پیروز شدند‪ .‬شاید من مردم“‪ .‬رییس جمهور به آهستگی گفت که‬
‫آماده است کناره گیری کند‪” :‬دلم می خواهد این مملکت را اداره کنند تا به بینیم چه گلی بسر این مردم و این کشور‬
‫میزنند“‪/ .‬‬

‫تا تیم امنیت ملی اضطراری‪ ٬‬گروه عملیات ویژه واشینگتن ( گ ع و و)‪ ٬‬ساعت ‪ ۱۰:۴۰‬بعد از ظهر در کاخ سفید گرد هم‬
‫بیاید‪ ٬‬رییس جمهور در رخت خواب خود خواب هفت پادشاه را می دید‪ ٬‬با اعصاب داغون و مست الیعقل‪ .‬کیسینجر و‬
‫سرپرست کاخ سفید‪ ٬‬الکساندر هیگ دیدند که نیکسون توانایی و نای شرکت در گردهمایی اضطراری و بحث پیرامون‬
‫مبارز خواهی مسکو را ندارد‪ .‬کیسینجر از هیگ پرسید الزم است رییس جمهور را بیدار کند‪ ٬‬هیگ گفت نه‪ .‬نیم ساعت‬
‫دیگر‪ ٬‬هیگ از کیسینجر پرسید آیا او با نیکسون صحبت کرده بود‪ .‬کیسینجر پاسخ داد‪” ٬‬نه‪ ٬‬نکرده ام‪ .‬فکر می کنم بگذاریم‬
‫بخوابد‪ ٬‬وگرنه بلند می شود و به این و آن می پرد‪ ....‬آندو باهم همداستان بودند حال و روز رییس جمهور آشفته تر از آن‬
‫بود که بتواند که در تصمیم گیری مقدماتی شرکت کند“‪/ .‬‬

‫صحنه هایی که در چند ساعت دیگر به نمایش درآمد‪ ٬‬گاه خیلی خنده دار میشد و گاه گریه آور‪ .‬کیسینجر و هیگ به‬
‫همکاران خویش ‪ -‬رییس سازمان اطالعات مرکزی‪ ٬‬رییس ستاد مشترک‪ ٬‬و وزیر دفاع نگفتند ‪ -‬که رییس جمهور در چه‬
‫احوالی است‪ .‬بجای آن‪ ٬‬ایشان نیرنگ ماهرانه ای زدند‪ .‬شلزینگر بیاد میاورد که کیسینجر به شرح موضوعاتی که در‬
‫دستور کار بررسی جلسه قراد داشت‪ ٬‬پرداخت و ”هیگ پیوسته میان اقامت گاه رییس جمهور و [ اتاق جلسه] که گرد‬
‫همایی در آن انجم میگرفت‪ ٬‬در رفت و آمد بود‪ ٬‬وی گزارش میداد که رییس جمهور همه پیشنهاد های ما را پذیرفته است‪.‬‬
‫هیک می گفت رییس جمهور با عالقه زیاد بحث های ما را دنبال می کند‪ .‬دیگران خبر شان نبود که نیکسون سراسر یکی‬
‫از شب های پر خطر ریاست جمهوری خود را خوابید“‪/ .‬‬

‫تیم شرایط اضطراری‪ ٬‬مخصوصا نگران گزارش هایی بود که می گفت شوروی ها هشت هواپیمای مسافر بری به مقصد‬
‫مصر آماده کرده اند‪” ٬‬هواپیما ها آماده پروازند‪ ٬‬آنها نیرو های خود در آلمان خاوری را نیز به حالت آماده باش درآورده‬
‫اند“‪ .‬شلزینگر گفت این ها حکایت از آن دارد که آنها به طور جدی می خواهند آستین باال بزنند‪ .‬در مدیترانه رفت و آمد‬
‫کشتی های اتمی شوروی چشم گیر تر و زیاد تر شده بود‪ .‬مرز های شمالی ایران نیز آمادگی شعله ور شدن را داشت‪” .‬ما‬
‫‪101‬‬

‫در باره مرز های شمالی ایران اندکی دلشوره داشتیم اما دلشوره ایرانی ها خیلی بیشتر از آن ما بود“‪ .‬پنباگون می دانست‬
‫که برای شوروی ها ”گذر از کوه های البرز [ برای نیرو های پیاده نظام] ساده نخواهد بود“‪ .‬البته بیشتری نگرانی خبر‬
‫تشکیل یک نیروی ضربت بسیار کارآمد و برق آسا جا بجا شونده آنها بود‪ .‬پیرو خاطرات شلزینگر گروه‪” ٬‬بیشتر دلواپس‬
‫بود نیرو های شوروی مانند مور و ملخ از طریق هوا بریزند به کشور های عربی و میدان های نفتی آنها“‪ .‬اما میهمان‬
‫ناخوانده رایزنی ها و بررسی های آنهان واترگیت بود‪” .‬آنها از خود می پرسیدند آیا برژنف از شنیدن این چیز ها در باره‬
‫به دادگاه خواسته شدن رییس جمهور به جهت ماجرای واترگیت‪ ٬‬به این نتیجه خواهد رسید که ایاالت متحده فلج گشته است‬
‫و کاری از دستش ساخته نیست‪ .‬البته اقدام آنشب ما ‪ -‬بسی زیادتر از آنچه ضروری بود با طمطراق و تظاهر همراه بود تا‬
‫آنچه که مورد نظر بود ‪ -‬تا اندازه زیادی ناشی از این تفکر بود که شوروی ها نتیجه گیری کرده اند ما فلج شده ایم و نمی‬
‫توانیم واکنشی نشان دهیم“‪/ .‬‬

‫دقایقی پیش از نیمه شب هفت مرد حاضر در اتاق بررسی بحران‪ ٬‬توافق کردند که رییس جمهور میزان آمادگی نیرو های‬
‫ارتش ایاالت متحده را باال ببرد‪ .‬درجه بندی میزان آمادگی دفاعی ارتش‪ ٬‬از آمادگی دفاعی ‪ ٬ ۵‬که پایین ترین در جه تا‬
‫آمادگی دفاعی ‪ ۱‬که باال ترین درجه یا شرایط جنگ بشمار میاید‪ ٬‬تقسیم شده است‪ .‬دستیاران نیکسون تصمیم گرفتند آمادگی‬
‫ارتش را به آمادگی دفاعی ‪ ۳‬ارتقاع دهند‪ ٬‬که طبق توضیح کیسینجر‪ ”٬‬بدون اتخاذ تصمیمی بر سر احتمال جنگ‪ ٬‬حالت‬
‫آماده باش را تشدید می کرد؛ در عمل این حالت باالترین درجه آماده باش در زمان صلح می باشد“‪ .‬وزیر امور خارجه‬
‫امید وار بود با اعالن آمادگی اتمی در سراسر جهان‪ ٬‬توسط ایاالت متحده و آماده نگهداشتن ارتش برای جنگ‪ ٬‬برژنف از‬
‫تهدید به فرستادن نیرو های خود به خاور میانه دست بر میدارد‪ .‬یعنی در برابر توپ و تشر برژنف‪ ٬‬این ها هم قمپزی در‬
‫میکردند‪/ .‬‬

‫هیگ از اتاق تصمیم گیری رفت بیرون‪ ٬‬از قراین پیدا بود که می خواهد سفارش آنها را به رییس جمهور برساند‪ .‬وی‬
‫چون برگشت به همکاران خود گفت که نیکسون ( که هنوز در خواب بود) با تصمیمات آنها موافق است‪ .‬کیسینجر رو کرد‬
‫به دریا دار توماس مورر‪ ٬‬رییس ستاد مشترک و از وی خواست که ”رهنمود های“ رییس جمهور را اجرا بکند‪ .‬برای این‬
‫که شوروی ها به تو خالی بودن پیام آنها پی نبرند‪ ٬‬دستیاران نیکسون لشگر ‪ ۸۲‬نیروی هوایی را به حالت آماده باش‬
‫درآوردند‪ ٬‬به سه ناو هواپیمابر‪ ٬‬فرانکلین دالنو روزولت‪ ٬‬ایندیپندنس‪ ٬‬و جان اف‪ .‬کندی فرمان دادند ”با شتاب زیاد“ راه‬
‫بیافتند بسوی شرق دریای میانه ( مدیترانه)‪ ٬‬دستور دادند بمب افکن های اتمی را آماده پرواز کنند‪ ٬‬و زیر دریایی های‬
‫اتمی را ”به سرعت به جاهای مخفی در نزدیکی سواحل شوروی گسیل داشتند تا آماده پرتاب گردند“‪ .‬کیسینجر فراموش‬
‫نکرده بود که همه آنهایی که در اتاق بودند با ضرورت تهدید موافقت نشان نمی دادند‪ .‬چون چندی از این رویداد گذشت‪٬‬‬
‫کیسینجر کسانی را که دو دل بودند این چنین زیر منگنه گذاشت‪” :‬اگر دیدیم به خاطر ترس از مردن‪ ٬‬از انجام آنچه که‬
‫درست است خودداری میکنیم‪ ٬‬بهتر است آنچه را که درست است بکنیم‪ .‬باید در برابر رسانه های داخلی که خواهند گفت‬
‫ما با پای خود به این دامگه آمدیم‪ ٬‬پاسخگو باشیم‪ .‬اتهام واقعی آنست که ما با نشان دادن نرمش‪ ٬‬با پای خود در این دام‬
‫افتادیم“‪/ .‬‬

‫کاخ سفید قصد و نیت خود را به مسکو فهماند‪ .‬برای یک آن جهانیان خود را در برابر پیامد های قدرت نمایی کشور های‬
‫دارنده سالح هسته ای دیدند‪ .‬برژنف تهدید خود را پس گرفت‪ .‬فردای آن روز‪ ٬‬صبح که نیکسون خالصه گفتگو ها را از‬
‫کیسینجر و هیگ شنید‪ ٬‬تازه آگاه شد که به سراسر جهان آماده باش اتمی داده است‪ .‬وی از سر سختی آنان خوشش آمد‪.‬‬
‫کیسینجر که از ستایش های رییس جمهور دلگرم شده بود‪” ٬‬سینه سپر کرد‪ ٬‬تنها من و تو در پی آن بودیم‪ .‬آن های دیگر‬
‫همه اش آه و ناله می کردند“‪ .‬شاه در تهران‪ ٬‬در ”ترس و نگرانی“ بسر می برد تا از آماده باش چیزی دستگیرش شود‪ ٬‬اما‬
‫طبق برنامه از پیش چیده شده رفت به تماشای اجرایی از کارمن‪ .‬وی حتم داشت که بدون عکس العملی سریع از‬
‫واشینگتن‪ ٬‬شوروی ها پس نمی نشینند‪/ .‬‬
‫‪102‬‬

‫پس از آنکه آبها از آسیاب افتاد و بحران خوابید‪ ٬‬هنری کیسینجر به سفیر اسراییل‪ ٬‬سیماخا دینیز زنگ زد و پرسید برای‬
‫چه مقامات امنیتی اسراییل با تصمیم آماده باش مخالفت می کردند‪ .‬وی گفت من دیروز در ”همه تلویزیون ها دیدم که‬
‫سازمان اطالعاتی اسراییل گفته اند هیچ تهدیدی از سوی شوروی ها جهت مداخله در بین نبود“‪/ .‬‬

‫دینیز پاسخ داد که ”وی همچون چیزی نشنیده است“‪/ .‬‬

‫اما من شنیدم ‪ -‬میدانی که من راست میگویم مقامات اطالعاتی اسراییل از فعالیت های غیر عادی خبر شان نمی شود”‪” / .‬‬
‫دنیتز آن گزارش ها را ”مسخره“دانست‪/ .‬‬

‫خب‪ ٬‬آنچه میخوام بهت بگم‪ ٬‬آقای سفیر‪ ٬‬اینه که‪ :‬اگر تو می توانی همه نفوذ خود در مطبوعات این جا را بکار بیاندازی ‪-‬‬
‫من هیچ باکی ندارم‪ ٬‬برای این که تارخ نشان خواهد داد که ما راست می گفتیم‪ .‬ما هنوز از گرفتاری بدر نیامده ایم‪ ٬‬اگر‬
‫شوروی ها این را ببینند‪ ٬‬که ما در میانه یک بحران گیر کرده ایم و مطبوعات مدام ضعف های ما را زیر ذره بین‬
‫میگذارند‪ ٬‬آنها دوباره دست بکار می شوند“‪.‬چاخان بودن این نکته آخری را ‪ -‬نوشته های مطبوعات‪ ٬‬که از تصمیم ما‬
‫انتقاد دارند احتمال دارد بر پایه زود باوری‪ ٬‬شوروی ها را برای رویارویی دیگری جری کند ‪ -‬آشکارا میشد دید‪ .‬کیسنیجر‬
‫سفیر اسراییل را به تازگی دعوت کرده بود تا از او برای توجیه عملی که سراسر جهان را به وحشت انداخته بود‪ ٬‬در‬
‫”هدایت“ افکار مردم امریکا یاری جوید‪ .‬منظورم این است که‪” ٬‬اگر به وضعیت چکسالواکی نگاهی بیافکنی‪ ٬‬پیش از آنکه‬
‫دست بکار شوند‪ ٬‬آنها چندین ترس داشتند“‪.‬وی پس از آسمان و ریسمان کردن های زیاد باالخره دنیتز را راضی کرد برای‬
‫حمایت از آماده باش‪ ٬‬پیش سناتور ها‪ ٬‬نمایندگان کنگره‪ ٬‬و روزنامه نگاران کار خودش را بکند‪/ .‬‬

‫سپس وی ادامه داد‪” ٬‬چون ما خطر بزرگی کردیم“‪ ٬‬ممکن است دولت در معامله زمین برای صلح‪ ٬‬به اسراییل فشار‬
‫بیاورد‪” .‬شاید از کاری که ما در سازمان ملل می کنیم خوشت نیاید“‪/ ....‬‬

‫آن داستان دیگریست‪/ ”...‬‬

‫‪“.‬اما آن یک مساله تاکتیکی می باشد ‪ -‬بر سر مساله استراتژی ما خطر حیرت آوری کردیم”‪/‬‬

‫دنیتز گفت‪” ٬‬درسته‪ ٬‬درسته‪ .‬نه‪ ٬‬کامال با تو موافق هستم‪ .‬همه چیز دیروز آماده چاپ شد و امروز هم همین کار را می‬
‫کنیم“‪/ .‬‬

‫سر تا پای ”این خطر شگفت آور“ یک چاخان بود‪ .‬در همین گیر و دار آن آقایانی که برای جلو گیری از نشستن نیرو های‬
‫شوروی در مصر‪ ٬‬به سراسر جهان آماده باش اتمی میدادند‪ ٬‬خود سرگرم کشیدن نقشه مداخله در خلیج فارس بودند‪ .‬با‬
‫برقراری آتش بس‪ ٬‬برای آنان فرصتی بدست آمده بود تا به تحریم نفتی خانمان سوز بر ضد ملک فیصل بپردازند‪/ .‬‬
‫‪103‬‬

‫شاه آماده می شود که بمیدان آید‬
‫پیش از تحریم‪ ٬‬سعودی ها به ناوگان هفتم ایاالت متحده در روز ‪ ۱۲۰۰۰۰‬بشکه نفت می رساندند‪ .‬به این کشتی ها اکنون‬
‫سوختی رسانده نمی شد‪ .‬قطع سوخت رسانی ناوگان ششم در دریای مدیترانه را هم ناکارآمد می کرد‪ .‬سوخت ناوگان ششم‬
‫هم از نفت عرب بود که در ایتالیا پاالیش می یافت‪ .‬مقامات امریکایی نگران آن بودند که با عملی شدن برنامه سهمیه بندی‬
‫سوخت در اروپای باختری‪ ٬‬سوخت چندانی برای نگهداشتن ناوگان بر روی دریا نماند‪ .‬در آن صورت دریای میانه (‬
‫مدیترانه) در برابر ناوگان شوروی ها که شامل نود کشتی میشد و اخیرا به رزمندگان نیروی دریایی تازه نفس و دوره دیده‬
‫که آماده فرود در خشکی بودند‪ ٬‬آراسته بود‪ ٬‬آسیب پذیر میشد‪ .‬دومین ضربه به موقعیت استراتژیک ایاالت متحده هنگامی‬
‫فرود آمد که در ‪ ۲۰‬اکتبر بحرین اعالن کرد به نیروی دریایی ایاالت متحده یکسال مهلت میدهد تا ایستگاه دریایی کوچک‬
‫خود در بحرین‪ ٬‬آخرین پایگاه خود در خلیج فارس را ببندد‪ .‬این در حالی بود که عراق در بندر جدیدی که بکمک‬
‫کارشناسان شوروی در امل القصر ساخته میشد‪ ٬‬به شوروی ها امتیازات بار اندازی میداد‪ .‬شلزینگر که تابی برایش نمانده‬
‫بود‪ ٬‬به کیسینجر می گفت‪ ٬‬خب‪ ٬‬تنها یک راه برایمان مانده است و گمان نمی کنم از آن ابا خواهیم کرد و ‪ ...‬کیسینجر‬
‫دانست که وی چه اندیشه ای در سر دارد‪ :‬همان کار را می کنیم‪/ .‬‬

‫فشار برای پایان دادن به آنچه که در چشم بسیاری از افسران بی آبرویی ملی بشمار میامد‪ ٬‬در میان رده های نظامیان‬
‫ایاالت متحده گسترده تر میشد‪ .‬یکی از مقامات ارشد هنوز از یاد نبرده است که ”سرلشگر های نیروی دریایی در دانشکده‬
‫جنگ دریایی ازدهام کرده بودند و میگفتند‪ ٬‬می رویم آن پاالن بسر های بی سر و پا را به روزگار شتر سواری شان‬
‫برگردانیم“‪ .‬آنان تا حدودی هم رنجیده بودند برای این که نیروی هوایی و نیروی دریایی‪ ٬‬دو نیرویی که تحریم سعودی ها‬
‫بیشتر از آنهای دیگر به آنان فشار میاورد‪ ٬‬بیشترین کمک را برای راه اندازی یک سیستم دفاعی به سعودی ها کرده‬
‫بودند‪ .‬نیروی هوایی تا چندی دیگر نخستین محموله جنگنده های اف ‪ ۵ -‬یی را می فرستاد‪ .‬سعودی ها‪ ٬‬همچنین به دنبال‬
‫جلب رضایت ایاالت متحده جهت خرید سی فانتوم اف ‪ ۴ -‬بودند‪ .‬برای نصب سیستم دفاعی رادار های هشدار د هنده‬
‫سریع‪ ٬‬کارشناس ها استخدام شده بودند‪ .‬سعودی ها که نگران امکان حمله امریکایی بودند‪ ٬‬از طرف منعقد کننده قرار داد‬
‫می خواستند زودتر کارشان را به پایان رسانند‪ .‬اگرچه عربستان سعودی برای دفاع از خود در برابر یغما گران بومی به‬
‫گنجینه سالح ها و حسن نیت امریکا وابسته بود‪ ٬‬وزیر آن کشور شاهی‪ ٬‬زکی یمانی‪” ٬‬همچون پارسایان‪ ٬‬انگشت خود را‬
‫بسوی امریکایی ها می جنباند و با وارستگی میگفت‪ ٬‬ما هر بشکه نفتی را که به امریکا فروخته می شود‪ ٬‬خوب زیر نظر‬
‫داریم “‪/ .‬‬

‫مقامات وزارت دفاع معتقد بودند که برای تفهیم قدر قدرتی امریکا در خلیج فارس‪ ٬‬نمایشی از زور و سرپنجگی از سر نا‬
‫گزیریست‪ .‬رویداد های برون از کنترل آنها‪ ٬‬رو به تزاید گذاشته بود‪ .‬در عصر ویتنام و واترگیت‪ ٬‬حتی شیخ نشین های‬
‫ریزه میزه هم هر کاری دلشان می خواست‪ ٬‬میکردند‪ .‬و این برای سیاست سازان ایاالت متحده معضلی شده بود‪ .‬برای این‬
‫که خطر زیاده روی و پا از گلیم خود دراز تر و مخاطره کردن کشور های کوچکی‪ ٬‬مانند لیبی یا عراق را در پی میاورد‪٬‬‬
‫که مستلزم تالفی عظیم از خارج بود‪ .‬برای اجتناب از خطر جنگی دیگر بر بنیاد خطا یی مهلک یا بی پروایی نسنجیده‬
‫یکی از طرفین‪ ٬‬و اعاده نظم‪ ٬‬می باید خطوط قدرت و اختیارات به وضوح مشخص می شد‪ .‬همه بازیگران تنش ماه اکتبر‬
‫‪ -‬ایاالت متحده‪ ٬‬اتحاد شوروی‪ ٬‬اسراییل‪ ٬‬و دولت های عربی ‪ -‬انگیزه ها و نیات یکریگر را درست نفهمیده بودند‪ .‬آنان‬
‫دسته گل هایی به آب داده بودند که سر انجام کار به زوز آزمایی اتمی رسیده بود‪ .‬کار به جایی رسیده بود که کشور های‬
‫نفتی بدون اسلحه هم‪ ٬‬دست شان را در اعالن جنگ اقتصادی علیه ایاالت متحده باز می دیدند‪ .‬اتحاد شوروی هم جای خود‬
‫داشت‪ .‬سردمداران کاخ سفید یقین داشتند اگر حال و روز نیرو های ایاالت متحده‪ ٬‬در خلیج فارس برای برژنف احترامی‬
‫داشت‪ ٬‬به پیاده کردن نیرو در خاور میانه تحدید نمی کرد‪ .‬ایاالت متحده باید برای باز گرداندن اعتبار قدرت خود در‬
‫خارومیانه و همراه با آن به درهم شکستن تحریم راهی پیدا میکرد‪ .‬ایاالت متحده نمی توانست به رانده شدن از خاور میانه‬
‫تن بدهد و بگذارد یکی دو کشور نفتی که بیش و کم دست شان به دهن شان میرسید و سالح اندکی نیز داشتند‪ ٬‬سوخت را‬
‫از نیرو های مسلح او بگیرند و اقتصاد ممالک متحد آن را تق و لق بکنند‪/ .‬‬
‫‪104‬‬

‫گروه بحران ( گ ع و و) کاخ سفید روز شنبه ‪ ٬ ۳‬نوامبر سر میز صبحانه‪ ٬‬در اتاق نقشه به دیدار هم شتافتند‪ .‬سعودی ها‬
‫برای جنگ با اسراییل لشگر فرستاده بودند‪ .‬تحریم نفتی آنان علیه ایاالت متحده می توانست نیروی هوایی و نیروی دریایی‬
‫آن کشور را زمین گیر کند‪ .‬اینک آنان سودای پاره کردن قرار داد مشارکت ‪ ۲۵‬درصدی را‪ ٬‬که سال پیش با آرامکو بسته‬
‫بودند‪ ٬‬در سر می پروردند‪ .‬شلزینگر گفت‪” ٬‬سعودی ها در باره توانمندی نفت سرسختی نشان میدهند‪ ٬‬من که گمان نمی‬
‫کنم بدون غرب آنها آینده ای داشته باشند‪ .‬آنان با زود جوش آوردن و هارت و هورت کردن به غرب راه به جایی نمی‬
‫برند“‪/ .‬‬

‫کیسینجر پاسخ داد‪” ٬‬این بازی را شاه هم میخواهد بکند‪ .‬او خیز برداشته و آماده است‪ .‬سعودی ها از این گرداب بسختی‬
‫جان بدر خواهند برد‪ ٬‬آنها ناگزیرند در این بازی از بنیاد گرا ها هم بنیاد گرا تر باشند“‪/ .‬‬

‫شلزینگر گمان می برد که سر آخر برای زهر چشم گرفتن از سعودی ها و باز گرداندن‪ ٬‬دست کم‪ ٬‬ایده توانمندی امریکا‬
‫در خاور میانه‪ ٬‬میدان خوبی برای زور آزمایی بدست آورده است‪ .‬پانزده سال جلوتر‪ ٬‬پیش از پیدایش نفت در ابو ظبی‪٬‬‬
‫پایتخت امارات متحده عربی دهکده ماهی گیریی بیش نبود‪ .‬درآمد سرانه جمعیت بومی آنجا‪ ٬‬که به سی هزار تن میرسید‪٬‬‬
‫در سال ‪ ۱۹۷۳‬بر ‪ ۱۰۰۰۰۰‬د الر بالغ شد‪ .‬ابو ظبی به دهانه خلیج فارس نزدیکتر بود و تخته پرش مناسبی برای ایاالت‬
‫متحده‪ ٬‬جهت فرود آوردن ضربات نظامی با امکانات وسیع در منطقه بشمار میامد‪ .‬وزیر نفت بیست وهفت ساله ابو ظبی‬
‫نخستین کس بود که اقدام به تحریم نفتی علیه ایاالت متحده کرد‪ .‬شلزینگر هنوز از یاد نبرده است که ”من آماده شده بودم‬
‫ابو ظبی را بگیریم“‪ .‬وی تحسم می کرد که چگونه با یک عمل جراحی می شود نیرو های ایاالت متحده را در قلب کشور‬
‫نفت خیز عربی پیاده کرد‪” .‬یک چیز کوچک‪ .‬که هیچ هم بزرگ نبود‪ .‬از نظر نظامی می توانستیم یکی از کشور های‬
‫عربی را بگیریم‪ .‬البته این نقشه آنها را هراسان و خشمگین می کرد‪ .‬نه‪ ٬‬این یک دروغ بزرگ نبود‪ .‬هدف از آن‪ ٬‬در واقع‬
‫یک هشدار بشمار میامد“‪/ .‬‬

‫اگر هم یک دروغ بود‪ ٬‬همراه با نشان دادن چنگ و دندان بود‪ .‬پیش بینی شلزینگر یک حمله دریایی زمینی با بهره گیری‬
‫از نیروی دریایی بود‪ .‬آنها سراسر ماه اوت را در موجیو‪ ٬‬برای یک همچون روزی‪ ٬‬تمرین کرده بودند‪ .‬وی به کیسینجر‪٬‬‬
‫رییس سازمان سیا ویلیام کولبی‪ ٬‬موریر و اسکاوکرافت گفت‪” ٬‬ابوضبی همه خواست های ما را برآورد میکند“‪/ .‬‬

‫کیسینجر که این ایده را دلخواه خود می یافت‪ ٬‬گفت‪” ٬‬شاه آن چنان بدگمان است که نمی خواهد در این باره با ما گفتگو‬
‫کند“‪ .‬هفته دیگر او در سر راهش به چین ‪ ٬‬در تهران با شاه دیداری داشت‪/ .‬‬

‫در ده روز آخر نوامبر‪ ٬‬تاریخی برای مداخله نظامی تعیین گردید‪ .‬در آن هنگام چندین اژدر در دهانه خلیح فارس جا می‬
‫گرفتند تا در رزم آزمایی سنتو که از پیش برنامه ریزی شده بود‪ ٬‬شرکت کنند‪ .‬برای سهولت ترجیح داده شده بود نیرو های‬
‫نظامی ایاالت متحده‪ ٬‬بریتانیای کبیر‪ ٬‬ایران‪ ٬‬و ترکیه اندکی دور تر از کرانه های ابو ظبی در گردش باشند و به رزم‬
‫آزمایی دریایی زمینی بپردازند‪ .‬ناو هواپیما بر یو اس اس هانکوک که بیش از هشتاد هواپیمای جنگنده با خود داشت‪ ٬‬دود‬
‫کنان بسوی منطقه روان بود‪ .‬شلزینگر گفت‪ ٬‬وقتی هانکوک میرسد ”باید در آن کشتی یک خط عمومی داشته باشیم“‪/ .‬‬

‫کیسینجر پاسخ داد که ”این یک روال همیشگی است‪ ٬‬ما از خیلی وقت پیش برنامه ریزی کرده ایم‪ .‬من اینرا با شاه در میان‬
‫میگذارم‪ .‬اگر او تمایل نشان داد‪ ٬‬خبرت می کنم“‪ .‬او تا چند روز دیگر میرفت به خاور میانه و چین برای اینکه نگران بود‬
‫هنوز شوروی ها پیام دو هفته پیش را دریافت نکرده باشند‪ .‬پس برگشت و گفت‪” ٬‬در چند روزی که من نیستم ممکن است‬
‫شوروی ها از ما پیشی بگیرند‪ ٬‬آنگاه از دست ما چه کاری ساخته است“؟ ‪/‬‬

‫پاسخ شلزینگر آن بود که ”دست اسراییل را برای کوبیدن ارتش سوم باز بگذار و به سادات هم بگو با میدان دادن به‬
‫شوروی ها روزگار خود را سیاه می کند“‪ .‬همچنین آنها می توانستند با ترکیه بر سر بستن گلوگاه شوروی‪ ٬‬تنگه بسفر‪ ٬‬که‬
‫کشتی های جنگی و اتمی آنها از آنجا به دریای آزاد رفت و آمد میکردند‪ ٬‬کنار بیایند‪/ .‬‬
‫‪105‬‬

‫پس گذشت چند ساعت‪ ٬‬روز شنبه‪ ۴ ٬‬نوامبر‪ ٬‬شاه اطالعیه ای رسمی دریافت کرد‪ ٬‬مبنی بر این که یک لشگر ضربت‬
‫نیروی دریایی به رهبری ناو هواپیمابر هانکوک همراه با اژدر ها بسوی ناحیه ای تحت کنترل ایاالت متحده‪ ٬‬در نزدیکی‬
‫ساحل عمان روان است‪ .‬هلمس از شاه خواست که فرودگاه های هوایی ایران را بر روی هواپیما های جاسوسی پی ‪۲‬‬
‫امریکا و پرواز های کوتاه تا ناو هانکوک‪ ٬‬برای مدت بیست روز باز بگذارد‪ .‬وی همچنین از ایرانیان خواست ضمانت‬
‫دهند که به نیرو های ضربت سوخت خواهند رساند‪ .‬شاه موافقت کرد تا مادام که سوخت از طریق یک ناو ایرانی‪ ٬‬به‬
‫طور غیر مستقم رسانده می شود‪ ٬‬این کار را بکند‪/ .‬‬

‫اینک تکیه واشینگتن به شاه سنگین تر شده بود‪ ٬‬آن هم از راه هایی که نیکسون و کیسینجر شاید هرگز فکرش را نمی‬
‫کردند‪ .‬بندر ها‪ ٬‬باند های فرود‪ ٬‬و انبار های سوخت ایران بر روی ارتش ایاالت متحده باز بود و ایران‪ ٬‬در هنگامه یک‬
‫بحران بین المللی سوخت‪ ٬‬به امریکا می رساند‪ .‬در نگاه نخست چنین می نمود که دکترین نیکسون پاداش درخور خود را‬
‫میگیرد‪ .‬اما خطراتی در کمین نشسته بود که نه واشینگتن و نه تهران ارزیابی درستی از آنها داشتند‪ .‬از دیدگاهی‪ ٬‬مراد از‬
‫این ساخت و پاخت تیره کردن روابط ایران با همسایه شمالی اش بود‪ .‬طبق مفاد قراردادی که در سال ‪ ۱۹۶۲‬شاه با مسکو‬
‫بسته بود‪ ٬‬وی متعهد میشد ”هرگز نگذارد هیچ نیروی بیگانه ای در ایران یا سرزمین های ایرانی‪ ٬‬پایگاه پرتاب موشک‬
‫بسازد“‪ .‬طبیعی بود که شوروی ها نگران بودند و نمی خواستند ایران را بگذارند به عنوان پایگاهی برای مداخله ایاالت‬
‫متحده در مرز های جنوبی مورد سوء استفاده قرار گیرد‪ .‬تصمیم مخفیانه شاه برای رساندن سوخت به ناوگان ایاالت‬
‫متحده‪ ٬‬در طی بحران اکتبر‪ ٬‬مفاد آن قرار داد را خدشه دار نمی کرد‪ ٬‬اما دهان وی را در مقابل اتهاماتی که مدعی بود‬
‫ایاالت متحده به شکرانه برخورداری از آزادی بی در و پیکر برای استفاده از امکانات ایران‪ ٬‬نیازی به ساختن هیچگونه‬
‫پایگاهی در ایران نداشت‪ ٬‬می بست‪ .‬این وضعیت برای ایاالت متحده هم خوشایند نبود‪ .‬واشینگتن در موضع تحقیر قرار‬
‫میگرفت‪ ٬‬برای این که مجبور بود پیش از اقدام به تدابیری جهت آنچه که برای دفاع از منافع ملی او ضرورت بسیار‬
‫داشت‪ ٬‬از متحد خود اجازه بگیرد‪ .‬در این رابطه‪ ٬‬جابجایی عمیق و ظریف قدرت صورت گرفته بود‪/ .‬‬

‫شاه چگونگی فرسایش نیروی امریکا و میزان وابستگی دولت نیکسون به همکاری و حسن نیت او در پایان ‪ ۱۹۷۳‬را‬
‫نیک میدانست‪ .‬عجز سیاسی ناشی از واترگیت و به انزوا رانده شدن در کنگره ایاالت متحده‪ ٬‬او را نسبت به توانایی‬
‫امریکا‪ ٬‬که از تامین منافع خود ناتوان بود‪ ٬‬برای دفاع از همپیمانانش به تزلزل وامیداشت‪ .‬در تابستان آن سال‪ ٬‬ملک حسین‬
‫اردنی به سیا خبر داد که در خالل دیدار اخیر او از تهران شاه اشاره کرده بود که ”ماجرای واترگیت برای همه مالل آور‬
‫بود چرا که دولت ایاالت متحده را از کارآیی می انداخت‪ .‬مشکالت زیادی میان ایاالت متحده و دوستانش هست که در‬
‫خور توجه می باشد‪ ٬‬شاه میگفت‪ ٬‬اما این روز ها کسی به آنها بها نمی دهد“‪ .‬اعتماد او به جمع آوری اطالعات ایاالت‬
‫متحده چندان تقلیل یافته بود که دیگر به دریافت گزارش های دو هفته در میان رییس سیا در تهران رغبت نشان نمی داد‪/ .‬‬

‫روز ‪ ۸‬نوامبر‪ ٬‬هواپیمای کیسینجر برای گفتگوی سه ساعتی با ملک فیصل‪ ٬‬در ریاض‪ ٬‬پایتخت عربستان سعودی نشست‪.‬‬
‫از آغاز تحریم نفتی‪ ٬‬بازدهی نفت عربستان از ‪ ۸/۳‬میلیون بشکه در روز‪ ٬‬به ‪ ۶/۲‬میلیون بشکه در روز‪ ٬‬افت کرده بود‪.‬‬
‫گفتگو ها در حال و هوای پر تنشی پیش رفت‪ .‬هر دو آنها خوب آگاه بودند که اندکی دور تر از ساحل چندان آتش ناوگان‬
‫بود که کشور شاهی فیصل را به تپه ای از خاکروبه بر گرداند‪ .‬هانکوک یادآوری می کرد که در این نشست و برخاست‬
‫زور و شمشیر در دست کیست‪ .‬از چشم انداز ایاالت متحده عربستان سعودی از یک ایستگاه سوخت رسانی که هدف اولیه‬
‫آن مرتفع ساختن نیاز های دمکراسی های صنعتی بود‪ ٬‬توفیر زیادی نداشت‪ .‬فیصل دوستانه گفت که حاضر است معامله‬
‫ای بکند و به تحریم پایان دهد‪” .‬تو می توانی اسراییل را وادار کنی تا سه هفته دیگر نیروهایش را پس بکشد“‪ .‬فیصل به‬
‫کیسینجر التماس می کرد‪” ٬‬نمی خواهی کمکم کنی؟ نمی توانی اورشلیم را به من بدهی“؟ کیسینجر انعطاف ناپذیر به وی‬
‫گفت‪” ٬‬دیگر بس است‪ .‬دشمنان ما می خواهند ما را درگیر همچون مسایل مشکل بکنند‪ .‬به ما مهلت بده‪ ٬‬آنرا می کنیم“‪.‬‬
‫اینک پایین آوردن فیصل از خر شیطان با سالم و صلوات و در عین حال حفظ عزت و احترام امریکا‪ ٬‬چالشی شده بود‬
‫برای کاخ سفید‪ .‬کیسینجر برای پی گرفتن دیپلماسی‪ ٬‬سوراخ دعا را یافته بود‪/ .‬‬
‫‪106‬‬

‫روز ‪ ۱۹‬نوامبر‪ ٬‬همان روز که رزم آزمایی سنتو در خلیج فارس آغاز یافت‪ ٬‬کاخ سفید اعالنیه ای بیرون داد که می گفت‪٬‬‬
‫ایاالت متحده فعال ”دست روی دست میگذارد و قصد تالفی علیه دولت های عربی را ندارد“‪ .‬اما برای این که جای شک و‬
‫شبهه‪ ٬‬برای کسی در باره مصمم بودن ایاالت متحده نماند‪ ٬‬دو روز بعد کیسینجر در یک سخنرانی مطبوعاتی ابراز داشت‪٬‬‬
‫اگر فشار های اقتصادی ”همچنان پا بر جا بماند و پایان نیابد“‪ ٬‬دولت گام های ”پیشگیرانه“ را برخواهد داشت‪ .‬مگر‬
‫واشینگتن می پذیرفت که از یکسر به آنان فشار بیاورند و از آن سر هم او به گفتگو های صلح خاور میانه بپردازد؟ این‬
‫نخستین بار بود که بزرگان امریکا برای در هم شکستن تحریم‪ ٬‬در روز روشن‪ ٬‬سخن از بکار بردن زور میراندند‪ .‬پاسخ‬
‫شیخ یمانی کوبنده و تند و تیز بود‪ ٬‬وی تهدید کرد اگر کشور های غربی برای شکستن تحریم دست به اقدامت متقابل‬
‫بزنند‪ ٬‬بازدهی نفت خود را ‪ ۸۰‬در صد پایین میاورد‪ ٬‬و افزود که ”عملیات نظامی برای جهان پیشرفته حکم خود کشی را‬
‫خواند داشت‪ ٬‬چرا که در آن صورت اقتصادش به یکباره خواهد خوابید‪ .‬در حوضه های نفتی عربستان سعودی مناطق‬
‫حساسی وجود دارد که به آتش کشیده می شود“‪/ .‬‬

‫تهدید به ترکاندن تاسیسات نفتی عربستان یاوه بی پایه ای نبود‪ .‬در سراسر آن گوشه از جهان‪ ٬‬دولت های عربی برای‬
‫نگهداری دارایی های خود‪ ٬‬نقشه های احتمالی برای منفجر کردن چاه های نفت می کشیدند‪ .‬کویت که احتمال حمله امریکا‬
‫را پیشبینی می کرد‪ ٬‬گرداگرد چاه های نفت را مین گذاری کرد و گفت‪ ٬‬همه آن ها را ”در یک چشم بهمزدن“‪ ٬‬به آتش می‬
‫کشد‪ .‬ملک فیصل هم الزم دید روش سختگیرانه خود را به آگاهی همگان برساند‪ ٬‬و خواهان پس روی نیرو های اسراییل‬
‫تا مرز های ‪ ٬ ۱۹۶۷‬به رسمیت شناختن حقوق فلسطینی ها‪ ٬‬و باز گرداندن ”ویژگی عربی به اورشلیم گردید“‪ .‬اما ملک‬
‫فیصل در نهان‪ ٬‬در پی بدست آوردن دل کاخ سفید بود‪ .‬او قذافی نبود‪ ٬‬و جرأت سر شاخ شدن با فرا نیروی امریکا را‬
‫نداشت‪ .‬کاخ سفید متوجه بود که ملک فیصل با سرنگون کردن پادشاهی لیبی در سال ‪ ۱۹۶۹‬در واقع‪ ٬‬به نیکسون خدمت‬
‫می کرد‪ ٬‬اینک هم نان روانشناسانه آن را می خورد‪ .‬شلزینگر به شورای جنگ نیکسون گفت ”آنها گمان می برند ما دخل‬
‫ادریس [ شاه] را درآوردیم“‪ .‬حد اقل در این مورد‪ ٬‬حداقل‪ ٬‬نظریه ”مرد دیوانه“ نیکسون کار آیی داشت‪/ .‬‬

‫روز ‪ ۲۸‬نوامبر ‪ ٬ ۱۹۷۳‬ساعت ‪ ۱۰:۱۵‬صبح کیسینجر زنگ زد به شلزینگر و گفت که از عربستان سعودی پیام مهمی‬
‫رسیده است که میگوید “ملک فیصل آماده است تحریم را بردارد و منتظر است در نخستین فرصتی که امکان آن پیش‬
‫بیاید‪ ٬‬مانند تعیین تاریخ گردهمایی صلح ‪ -‬در شکل نامه ریاست جمهوری ‪ -‬به آن مبادرت کند‪/ “ .‬‬

‫شلزینگر گفت‪” ٬‬بسیار خب“‪ .‬این امر با نیات او سازگار بود چون او برای فراهم ساختن یک نیروی ضربت خوب به‬
‫زمان نیاز داشت‪ .‬من هم می خواستم درست سر همین با تو صحبت کنم‪” .‬چرا که جمع کردن نیروی دریایی در اقیانوس‬
‫هند‪ ٬‬دست کم شش تا هفت هفته فرصت می خواهد“‪ .‬این شیوه نان و چماق دولت به این معنی بود ضمن این که کیسینجر‬
‫به دنبال یافتن راه های دیپلماتیک بود‪ ٬‬همکار او در وزارت دفاع سرگرم آماده ساختن نیروی دریایی میشد‪ ٬‬تا در صورت‬
‫شکست گفتگو ها‪ ٬‬آنان را وارد گود کنند‪ .‬ناو هواپیما بر هانکوک آنان را میاورد که ابوضبی را بگیرند‪/ .‬‬

‫آنها گمان می بردند همان گشایشی که در پی اش بودند‪ ٬‬برای شان از آسمان رسیده است‪ .‬صبح روز پنجشنبه‪ ۲۹ ٬‬نوامبر‪٬‬‬
‫گ ع و و ‪ ٬‬گروه بحران رییس جمهور دو بار در اتاق نقشه گردهمایی داشت‪ .‬کیسینجر آنها را از گتفگو های خود با ملک‬
‫فیصل آگاه کرد و گفت که ”وی براستی در تنگنا افتاده است‪ .‬فیصل از یاران ایاالت متحده است‪ ٬‬اما زیر فشار بنیادگرا‬
‫هاست‪ .‬او پا بر روی خواست های بنیاد گرایان می گذارد تا رابطه اش با ایاالت متحده خراب نگردد‪ .....‬بگمان من آنها‬
‫بما چشمک می زنند“‪/ .‬‬

‫رییس سازمان سیا‪ ٬‬کولبی پاسخ داد‪” ٬‬آری‪ ٬‬آنان در پی راهی برای رساندن نفت به ما هستند“ ‪/ .‬‬

‫شلزینگر اضافه کرد‪ ٬‬آنها به تدریج شیر های نفت را بر روی آرامکو بیشتر باز می کنند‪ .‬سعودی ها به آرامکو رسانده‬
‫بودند که می تواند نفت بیشتری به سیستم بازار برساند‪ .‬آنها آماده می شدند پنهانی به نیروی دریایی ایاالت متحده سوخت‬
‫بدهند تا با این کرشمه حسن نیت‪ ٬‬جلو برخورد ناخواسته با امریکا را بگیرند‪ .‬پنج هفته پس از اعمال تحریم علنی علیه‬
‫امریکا‪ ٬‬سعودی ها در خلوت آنرا شکستند و به ناوگان ایاالت متحده نفت دادند‪ .‬تحریم شکاف برداشته بود‪ .‬فیصل اینک‬
‫‪107‬‬

‫یقین داشت که هیات حاکمه ایاالت متحده سخت مشغول مشکل خاور میانه است و نیکسون خواهان یافتن راه چاره ای‬
‫آشتی جویانه به درگیری عرب ‪ -‬اسراییل می باشد‪ .‬اما باال تر از همه این ها وی برای تاج و تخت خود می ترسید‪ .‬دروغ‬
‫شلزینگر کارگر افتاده بود‪/ .‬‬

‫کسیسنجر گفت ”چنین می نماید که آنها در پی راه برون رفتی می گردند“‪/ .‬‬

‫گروه بحران برآن شد که از حالت تهاجمی ارتش ایاالت متحده در مدیترانه کمی بکاهد‪ .‬آنها نیروی ضربت دریایی را‬
‫اندکی پس کشیدند اما نچندان زیاد که دسترسی آسان به خلیج فارس را از دست بدهند‪ .‬هانکوک برای یک ماموریت حسن‬
‫نیّت راهی کنیا گشت و اژدر ها دود کنان بسوی اتیوپی روان شدند تا به اشاره ای دوباره برگردند‪ .‬چون آنان بر سر میز‬
‫نهار نشستند‪ ٬‬شلزینگر اعتراف حیرت آوری کرد‪” :‬برای بی ‪ ۵۲ -‬های آسیای جنوبی دیگر سوختی نداریم“‪ .‬هشتاد و نه‬
‫درصد سوختی که نیرو های ایاالت متحده در آسیای جنوبی به آن نیازمند بودند‪ ٬‬از خلیج فارس میامد‪ .‬لشگر کشی و‬
‫نمایش زور بازوی امریکا در خلیج فارس‪ ٬‬اقیانوس آرام‪ ٬‬دریای مدیترانه‪ ٬‬و آسیای جنوبی اندک اندک فرو می خوابید‪ .‬بی‬
‫سبب نبود که خرس شوروی به گوشه و کنار دست می انداخت تا مگر در دیواره دفاعی غرب نقطه ضعفی بیابد‪ .‬شلزینگر‬
‫به یاران خود نهیب آورد‪” ٬‬ما ناگزیر از حضور در خاور میانه هستیم“‪/ .‬‬

‫پنتاگون به پایگاهی نیاز داشت که از آنجا بتواند سوخت رسانی به ملت را تضمین کند‪ .‬از مواضع ترجیحی یکی شهر‬
‫دوربان در افریقای جنوبی بود و آن دیگر لورنزو در موزامبیک پرتقال ( اینک ماپوتو نامیده میشد) که توسط دولت های‬
‫اقلیت سفید پوست اداره میشد و رو به اقیانوس هند بود‪ .‬روی اتیوپی هم میشد حساب کرد‪ .‬در آسیا‪ ٬‬ذوالفقار علی بوتو‬
‫نخست وزیر پاکستان مشتاق میهمانداری نیروی دریایی ایاالت متحده و آماده بود امکانات پایگاهی در اختیار آن ها‬
‫بگذارد‪ .‬برای گفتگو ها‪ ٬‬کرایه و ساختن تسهیالت یک پایگاه‪ ٬‬اگر نه سال ها که ماه ها وقت الزم بود‪ .‬شلزینگر پیشنهاد‬
‫کرد ‪ ۵‬تا ‪ ۶۰۰۰‬سرباز نیروی دریایی در بحرین مستقر کنند‪ ٬‬اما کیسینجر گفت به زحمت اش نمی ارزد‪” :‬آنها هرگز به‬
‫آن تن در نمی دهند“‪ .‬روز ‪ ۲۹‬نوامبر که در جلسه استراتژی کاسه صبر کیسینجر به لب رسیده بود‪ ٬‬بر سر همکاران خود‬
‫بانگ زد‪” ٬‬مگر ما نمی توانیم یکی از آن شیخ ها را ساقط کنیم تا ببینند و بدانند که ما از پس آنان برمیاییم؟“ ‪/‬‬
‫‪108‬‬

‫یک جفتک پرانی دیوانه وار‬
‫میلیون ها امریکایی هم با دیدن نخستین پیامد های تحریم نفتی همان احساس کیسینجر را داشتند‪ .‬سرپرست یکی از مدارس‬
‫ماساچوست می گفت‪” ٬‬بحران انرژی مانند واترگیت می باشد‪ .‬میدانیم که یک جای کار می لنگد‪ ٬‬اما نمی دانیم کجای‬
‫کار“‪ .‬اخبار تکان دهنده حاکی از آن بود آخرین تانکر های نفتی که بار شان را پر کرده بودند‪ ٬‬بسختی راه خود را از میان‬
‫”آتالنیک باد ‪ -‬وزان“ بسوی پاالیشگاه های کرانه خاوری باز می کردند‪ .‬رییس جمهور نیکسون به تلویزیون ملی آمد تا‬
‫محدودیت قرص و محکم فروش بنزین در آخر هفته ها‪ ٬‬خاموشی همه روشنایی های بیرونی‪ ٬‬غیر ضروری را‪ ٬‬به آگاهی‬
‫همگان برساند و از مردم بخواهد با محدودیت جدید سرعت در شاهراه ها همراهی کنند‪ .‬دولت اعالن کرد در جستجوی‬
‫راه هایی برای از سوخت رسانی و کاهش استفاده از ماشین های شخصی تا ‪ ۳۰‬درصد می باشد‪ .‬کاخ سفید‪ ٬‬برای ماه‬
‫اکتبر‪ ٬‬پیامد مستقیم افزایش تازه بهای نفت را‪ ٬‬یک جهش ‪ ۹/۶‬درصدی روی مایحتاج زندگی روزمره پیش بینی میکرد‪.‬‬
‫برآورد کنونی کاخ سفید نشان میداد‪ ٬‬تحریم نفتی ‪ ۱۸‬درصد از حداقل سوختی که برای از پا نیافتادن امریکا الزم می باشد‬
‫‪ ٬‬کاسته است‪ .‬آگاهان اقتصادی هشدار می دادند که تحریم دراز مدت‪ ٬‬نرخ بیکاری را به همان جایی خواهد رساند که در‬
‫‪. /‬رکور بزرگ دیدیم‬

‫در نوامبر ‪ ۱۹۷۳‬روشنایی های باختر خاموش گشت‪ .‬نیمی از چراغ های گولدن گیت خاموش شد و ساختمان های تاریخی‬
‫واشینگتن مال در تاریکی فرو رفت‪ .‬امریکایی ها برای چندی واتر گیت را فراموش کردند و به نزدیک رییس جمهور‬
‫خود گرد آمدند تا همبستگی و نگرانی خود را نشان دهند‪ .‬داستان هایی از خود گذشتگی و آمادگی مردم برای از خود‬
‫گذشتگی و میهن پرستی گفته میشد که مو بر تن آدم سیخ میشد‪ .‬میگویند یکی بود بنام جو کانفورته‪” ٬‬صاحب یک روسپی‬
‫خانه قانونی“ در بیرون رنو بنام باغ موستانگ‪ ٬‬که ”درجه حرارت اتاق پذیرایی را پایین آورده و از دختران خود خواسته‬
‫بود بجای بیکینی پیراهن خواب بپوشند“‪ .‬خانم خانه دار دلیری بود در بله پالین مینه سوتا‪ ٬‬که ”شیوه ای برا نگهداری گرما‬
‫در خانه کف ‪ -‬سمنتی خود یافته بود؛ این خانم خانه خود را مانند ساندویچ در میان پالستیک شفاف پیچیده بود“‪ .‬یکی از‬
‫آنها یی که در خانه سالمندان زندگی می کرد و نود سال داشت‪ ٬‬به هم میهنان امریکایی پیام داد‪” :‬به مردم بگویید پتو های‬
‫‪“. /‬برقی خود را خاموش و همدیگر را بغل کنند گرمای این یکی بیشتر است‬

‫خود داری از فروش نفت روی اقتصاد جهانی که هنوز به رفت و آمد های روی اقیانوس وابسته است‪ ٬‬پیامد های‬
‫بازدارنده آنی و ترسناکی داشت‪ .‬کشتی های باری در سراسر جهان در آخرین بندری که رسیده بودند‪ ٬‬ماندند‪ .‬برای این که‬
‫کشور ها و کمپانی ها آن ته مانده سوختی را هم که میرسید‪ ٬‬انبار می کردند‪ .‬گزارش های مربوط به کمبود نیازمندی های‬
‫پایه ای زندگی در ژاپن به شورش زنان انجامید همانجایی که در اوزاکا زنان برای ُمهر زدن به دفترچه های شان در‬
‫برابر دریافت کاغذ توالت هجوم آورده بودند و زنی در زیر دست و پای آنان مرد‪ ٬‬و به خاطر یک شایعه که ناشی از‬
‫گفتگوی دو فروشنده و اظهار نگرانی آنها در صورت قطع برق کارخانه پاالیش شکر بود‪ ٬‬شکر نایاب گشت‪ .‬در ایتالیا‬
‫کشتی های ماهیگیری از جای خود نجنبیدند و ماشین های کشاورزی به گوشه ای افتادند‪ .‬آلمان باختری ورود کارگران‬
‫کشور های خارج از اتحادیه اقتصادی اروپا را متوقف کرد‪ .‬در فرانسه‪ ٬‬هلند‪ ٬‬و ایتالیا ماشین سواری یکشنبه ها ممنوع‬
‫گشت‪ .‬همه جا با سر به فلک کشیدن قیمت مواد خواراکی و بسته شدن کارخانه ها‪ ٬‬نگرانی ها سر بر آورد‪ .‬در کشتی‬
‫تفریحی پیکادلی چراغ ها کم سو شد و جشن عروسی دختر ملکه الیزابت‪ ٬‬پرینسس آن‪ ٬‬با ستوان مارک فیلیپس در حال و‬
‫هوایی برگزار شد که یاد آور صرفه جویی های زمان جنگ بود‪ .‬یکی از روزی نامه های لندن جار و جنجال راه انداخته‬
‫‪“. /‬بود ”یک جفتک پرانی دیوانه وار پیش از فرا رسیدن زمستان پر از بدبختی‬

‫تحوالت اقتصادی قابل پیش بینی و واقعی‪ ٬‬شیرازه اقتصاد ایاالت متحده را می گسیخت‪ .‬وال استریت از درهم شکستگی‬
‫‪ ۱۹۲۹‬تاکنون یک چنین زیان های پی در پی به خود ندیده بود‪ .‬بازار بورس در سه هفته ‪ ۱۳۳‬امتیاز از دست داد و آخر‬
‫ماه آن بازار بی رمق به ‪ ۸۵۴‬امتیاز رسید‪ .‬پس از آنکه فروش عمده کادیالک ‪ ۲۵‬درصد پایین آمد‪ ٬‬سهام ماشین سازی‬
‫دیترویت به ضعف و غش افتاد و جنرال موتورز اعالن کرد شانزده طرح مونتاژ در امریکای شمالی را می بندد‪.‬‬
‫‪109‬‬

‫کشاورزان باغ های مرکبات در کالیفرنیا گزارش دادند برای حفظ محصوالت خود از سرما سوخت دیزل کم دارند‪ .‬طبق‬
‫برآورد صنعت فوالد‪ ٬‬کاهش مصرف ‪ ۱۰‬درصدی نفت منجر به افت ‪ ۴‬میلیون تن در بازدهی و بیست هزار بیکاری می‬
‫‪. /‬گردید‬

‫امریکایی ها می دانستند تنها دوست آنها که در روز بد به دادشان میرسید‪ ٬‬شاه ایران بود‪ .‬در میان بیم و هراس ناشی از‬
‫تحریم‪ ٬‬شاه به دولت های عرب تولید کننده نفت پیامی شاهانه داد‪ .‬وی گفت‪” ٬‬نفت مانند نان است‪ .‬شما نمی توانید روزی‬
‫مردم را در زمان صلح قطع کنید‪ .‬شما با این کار تان انگار می خواهید جهان را به گرسنگی بکشانید“‪ .‬دولت های عربی‬
‫به سخنان وی گوش شنوا نداشتند‪ .‬اردشیر زاهدی گفت‪” ٬‬اعراب در ته دل هرگز ما را به خاطر گام برداشتن در جهتی‬
‫مغایر با تحریم‪ ٬‬نه بخشیدند‪ .‬در چشم آنان نپیوستن ایران به جرگه کشور های تحریم کننده‪ ٬‬بگونه ای‪ ٬‬خیانت بشمار میامد‬
‫‪“. /‬‬
‫‪110‬‬

‫بخش پنجم‬
‫بیم وهراس نفتی‬

‫‪.‬اگر جای رییس جمهور بودم به عرب ها می گفتم نفت تان را از چاه با دلو بکشید بیرون‬
‫هنری کیسینجر ‪۱۹۷۴ ٬‬‬

‫‪.‬گور پدر کیسینجر‪ .‬محلش نگذارید‬

‫شاه ‪۱۹۷۴ ٬‬‬

‫آنان تاوان پس خواهند داد‬
‫روز ارتش‪ ٬‬روز سالگرد پیروزی مبارزه نظامی در پایان دادن به اشغال جمهوری شمالی آذربایجان ایران‪ ٬‬توسط شوروی‬
‫ها‪ ٬‬بسال ‪ ۱۹۶۴‬بود‪ .‬این روز یاد آور یکی از رویداد های بزرگ خاندان پهلوی و پیوند نزدیک آنان با نیرو های ارتشی‬
‫بود‪ .‬در سال ‪ ۱۹۷۳‬روز ارتش به روز چهارشنبه‪ ۱۲ ٬‬دسامبر افتاده بود‪ .‬بیرون شهر‪ ٬‬در پانزده مایلی تهران‪ ٬‬جایگاه‬
‫تماشاگران از درباریان و پهلوی پرستان‪ ٬‬از میهمانان عالی قدر مدال به سینه‪ ٬‬از سرلشگر ها‪ ٬‬و سفرا پر بود‪ .‬میهمانانی‬
‫که آمده بودند‪ ٬‬چایی می خوردند‪ ٬‬خود را در کنار بخاری های نفتی گرم می کردند‪ ٬‬شایعات تازه را به همدیگر می‬
‫رساندند‪ ٬‬و در انتظار ورود شاهنشاه بودند‪ .‬تا جمعیت اسب سواری خاکی پوش را دید که از دور بسوی آنان می تازد‪٬‬‬
‫لرزشی از پیش بینی و سر آمدن انتظار آنان را فراگرفت‪ .‬گارد سلطنتی‪ ٬‬که سینه بند و کاله خود نقره ای به تن داشت‪ ٬‬و‬
‫از سر نیزه های شان پرچم های سه گوش و سه رنگ پیچ و تاب میخورد‪ ٬‬پشت سر وی روان بودند‪ .‬جمعیت از دیدن این‬
‫منظره بپا خاست‪ .‬گویی بارانی از شور و غوغا و فریاد شادی جایگاه تماشاگران را می شست و غریو بلند هزاران لشگر‬
‫‪.‬که برای سان در برابر شاه خود‪ ٬‬در میان میدان روبروی جایگاه گرد آمده بودند‪ ٬‬در آسمان می پیچید‬

‫آسمان باالی سر آنان از پرواز ‪ ۱۵۰‬جت فانتوم میلرزید‪ ٬‬گله گله تانک های چیفتین ساخت بریتانیا‪ ٬‬روی زمین یخ بسته از‬
‫برابر جایگاه شاهنشاهی میگذشت‪ .‬شاه اغلب از روز ارتش که به منصب او‪ ٬‬شاه شاهان‪ ٬‬و نگهبان خلیج‪ ٬‬اعتبار می‬
‫بخشید‪ ٬‬لذت فراوان می برد‪ .‬اما امروز اخبار مهمی حواس او را به خود مشغول می داشت‪ .‬در گیر و دار ترس و دهشت‬
‫بر سر عرضه نفت‪ ٬‬شرکت ملی نفت ایران تصمیم گرفت برای امتحان و بررسی اوضاع بازار‪ ٬‬در شش ماهه نخست‬
‫‪ ٬ ۱۹۷۴‬دو بار ‪ ۸۰‬میلیون بشکه نفت خام آماده برای صدور را به طور سری به مزایده بگذارد‪ .‬حراج یاد شده ‪ ۴‬درصد‬
‫تولید نفت برآورد شده ایران برای سال آتی هم نمیشد‪ .‬تا دو هفته دیگر شاه میهماندار دور جدیدی از گفتگو های قیمت‬
‫گذاری شش کشور خلیج میشد‪ ٬‬که ‪ ۴۳‬درصد نفت مصرفی جهان صنعتی غیر کمونیستی دست شان بود‪ .‬نتایج این مزایده‬
‫می توانست در آن مذاکرات عصای دست او باشد‪ .‬تردیدی نبود که شاه با این اقدام‪ ٬‬در عین حال قیمت های مقطعی را‬
‫مضطرب می کرد‪ .‬مزایده پنج روز پس از اعالن دولت های عربی‪ ٬‬برای بیرون کشیدن پول های خود از بانک های‬
‫امریکا‪ ٬‬و دو روز پس از فاش کردن نقشه های شان راجع به کاهش ‪ ۷۵۰۰۰۰‬بشکه نفت دیگر از تولید شان در روز‪ ٬‬که‬
‫از اول ژانویه به اجرا در میامد‪ ٬‬شروع شد‪ .‬با همه این ها‪ ٬‬هنگامی که کمپانی های بیگانه شرکت کننده در مزایده برای‬
‫هر بشکه نفت‪ ۱۷/ ۴۰‬دالر پیشنهاد دادند‪ ٬‬مقامات ایرانی ” سر از پا نمی شناختند“ و تحلیل گران صنعت نفت ”انگشت به‬
‫دهان“ مانده بودند‪ .‬از این جا میشد نتیجه گرفت که بازار جهانی نفت بسیار پر رونق است‪ .‬حراج ایران در یک چشم به‬
‫همزدن ‪ ۱/۵‬بیلیون دالر برای دولت درآمد تازه آورده بود‪ .‬یکی از آگاهان نفتی گفت‪” ٬‬آدم های زیادی کورمال کورمال‬
‫برای یافتن نفت راه افتاده اند“‪ .‬کارشناس دیگری گفت‪” ٬‬قیمت ها دیوانه کننده است‪ .‬کسی نمی داند چه خواهد شد“‪”.‬کشور‬
‫‪”.‬ها می بینند که برخی از کمپانی ها تا چه حد گرسنه‪ ٬‬و برخی چه سان مستاصل هستند‬
‫‪111‬‬

‫روز ‪ ۲۱‬دسامبر‪ ٬‬یک روز پیش از پرواز پیش بینی شده وزرای خلیج به تهران‪ ٬‬شاه با گزارشگر نیویورک تایمز‬
‫مصاحبه ای داشت‪ .‬شاه ایران ”رنگ پریده و فرسوده“ می نمود‪ .‬وی به موضوع مورد عالقه خود پرداخت‪ :‬چگونه‬
‫دریافتی های بدست آمده از نفت ایران را به پایه کشور های جهان اول خواهد رساند‪” .‬چیزی که من برای ایران می‬
‫خواهم بسیار ساده‪ ٬‬بسیار روشن‪ ٬‬بسیار بلند پروازانه و به سهولت میسر میباشد‪ .‬تا بیست یا بیست و پنج سال دیگر می‬
‫خواهم فراتر از ملل بزرگ جهان بایستیم‪ .‬تا بیست سال دیگر ما ‪ ۶۰‬میلیو تن جمعیت داریم‪ .‬یا یک چنین شمار مردمی‪٬‬‬
‫می توانیم کشوری پیشرفته شویم و از هر کشور دیگری فرا تر رویم‪ .‬کسانی می گویند ما از زمره پنج کشور پیشرفته‬
‫جهان خواهیم بود“‪ .‬درآمد ایران از نفت راه ما را هموار خواهد کرد‪ .‬وی تیری از فراسوی کمان کمپانی های نفتی و‬
‫مصرف کنندگان غربی رها کرد‪ .‬او گفت‪” ٬‬در گذشته“‪ ٬‬کمپانی های نفتی ”به مساله اهمیت نمی دادند‪ .‬نفت می بردند و‬
‫پول می زدند‪ .‬آنان همه دخمه های زغال سنگ را بستند‪ .‬رنج یافتن چشمه های انرژی دیگر را بخود ندادند‪ .‬قیمت ها را‬
‫‪.‬پایین نگهداشتند‪ .‬اکنون آنان تاوان پس خواهند داد“‬

‫سالمت زندگی همه تان شاید بسته به آن باشد‬
‫‪112‬‬

‫در طول جنگ اکتبر شاه باور داشت که اعتبار دوستی خود با غرب را به نحو احسن نشان داده است‪ .‬اما وی در روابط‬
‫دو سویه خود با ایاالت متحده‪ ٬‬مساله بهای نفت را جدا از چانه زنی ها میدانست‪ .‬در جوالی گذشته وی به نیکسون و‬
‫کیسینجر هشدار داده بود که بهای نفت باال می رود‪” ٬‬تا جایی که گاز سازی از زغال سنگ و سنگهای رستی سود آور‬
‫گردد“‪ .‬سه سال پیش‪ ٬‬نیکسون به او برای باال بردن بهای نفت‪ ٬‬چک سفید داده بود‪ .‬امریکایی ها هیچ از او نمی پرسیدند‪٬‬‬
‫او در پی چیست‪ ٬‬یا برای چه قیمت یک کاال می باید به کاالی دیگر وابسته باشد‪ .‬نظرات شاه در خصوص قیمت گذاری‬
‫روی نفت هیچ جا روشن تر از مصاحبه ای که در شماره ‪ ۱‬دسامبر‪ ٬ ۱۹۷۳ ٬‬در نیو ریپابلیک داشت‪ ٬‬دیده نشده است‪.‬‬
‫اوریانا فاالچی روزنامه نگار ایتالیایی‪ ٬‬شاه را بشیوه ای تماشایی‪ ٬‬در دم دم های جنگ خاور میانه‪ ٬‬در گفت و شنودی بی‬
‫پرده و تند به دام میاندازد و به چالش میکشد‪ .‬هنگامی که وی پرسید بهای نفت می باید همچنان باال برود‪ ٬‬شاه با عالقه‬
‫پاسخ داد‪” :‬البته که باال خواهد رفت‪ .‬شکی نیست! چه جور هم! تو می توانی خبر بد را پخش کنی و بیافزایی که این خبر‬
‫از کسی میاید که حرف دهنش را می فهمد‪ .‬من هر آنچه را که در باره نفت دانستنی است میدانم‪ ٬‬همه چیز را‪ .‬من یک‬
‫‪“.‬کارشناسم و از جایگاه یک کارشناس می گویم که بهای نفت باید باال برود‪ .‬هیچ راه دیگری نیست‬

‫شاه به خود می بالید که از نفتچی های دوران جدید می باشد‪ .‬وی از حامیان اولیه و آرزومند نفت گران بود و می گفت در‬
‫دهه نخست سده بیست و یکم‪ ٬‬حوزه های عمده نفت جهان ته خواهد کشید‪ .‬پیش بینی میشد ایران بازدهی نفت خود را‪ ٬‬که‬
‫در سال ‪ ۱۹۷۳۳‬روزانه به ‪ ۵/۸‬میلیون بشکه می رسید‪ ٬‬تا ‪ ۱۹۷۷ - ۱۹۷۶‬به ‪ ۹‬میلیون بشکه برساند‪ .‬آنگاه نفت ایران‬
‫در همان سطح می ماند تا پس از چند دهه رو به افت بگذارد‪ .‬انگیزه شاه از نوین گرایی آن بود که تا رسیدن به ته چها‬
‫های خشکیده‪ ٬‬اقتصاد ایران به آرامی بر زمین نشیند‪ .‬وی مسیح وار از تنوع و صرفه جویی انرژی سخن می گفت‪ .‬وی‬
‫پیوندی سرراست میدید‪ ٬‬میان قیمت نفت و مقدار پولی که غرب بابت فروش مواد خوراکی و پترو شیمی خود از ایران‬
‫طلب می کرد‪ .‬برای فاالچی سخنرانی کرده بود که ”شما بهای گندمی را که بما می فروشید ‪ ۳۰۰‬در صد باال برده اید‪٬‬‬
‫همان را با شکر و سیمان کرده اید‪ .‬یهای مواد پترو شیمی سر به فلک کشیده است‪ .‬شما نفت خام را می خرید و پاالیش‬
‫یافته آنرا به صورت پتروشیمی به یکصد برابر قیمت خرید بما می فروشید‪ .‬شما ما را وامیدارید خیلی بیشتر بپردازیم‪ ٬‬بی‬
‫هیچ شرم و حیایی‪ ٬‬برای همه چیز‪ ٬‬اما دادگری این جاست که زین پس شما برای نفت باید بیشتر بپردازید‪ .‬بگذارید بگوییم‬
‫‪ ۱۰ ....‬برابر بیشتر‪ .‬او پیشگویی می کرد روزی برسد که آدم ها برای یافتن نفت زیر قطب شمال بگردند‬

‫در کمتر از ‪ ۱۰۰‬سال بساط خرید و فروش نفت برچیده می شود‪ .‬نیاز به نفت روز به روز فزونی می گیرد‪ ٬‬حوزه های‬
‫موجود دارد ته می کشد‪ ٬‬بزودی ناگزیر خواهید گشت دنبال چشمه های انرژی دیگری بگردید‪ .‬اتمی‪ ٬‬خورشیدی یا هرچه‪.‬‬
‫شما باید چندین تدبیر بیاندیشید‪ ٬‬یکی چاره ساز نخواهد بود‪ .‬برای نمونه‪ ٬‬از امواج اقیانوس بکمک توربین می توانید استفاده‬
‫کنید‪ .‬یا ناچار خواهید گشت در اعماق زمین‪ ۱۰۰۰۰ ٬‬متر پایین تر از ته دریاها یا در قطب شمال بگردید‪ ....‬خدا می داند‬
‫که کجاها باید بگردید‪ .‬من فقط این را می دانم که زمان آن رسیده است که آستین باال بزنید‪ ٬‬نفت را بیش از این هدر ندهید‬
‫‪.‬که می دادیم‪ .‬این گونه حیف و میل کردن ها با جنایت یکی ست‬

‫شاه در موضوع قیمت گذاری انرژی چنان عاری از احساس میشد که تصمیم گرفت از ناوگان ایاالت متحده که دور از‬
‫سواحل عمان لنگر گرفته بود‪ ٬‬سودی عاید خزانه ایران بکند‪ .‬اسداله اعلم دستور یافته بود سفیر هلمس را شیر فهم کند که‬
‫ایران پردختی سوخت مورد نیاز برای روی آب نگهداشتن نیروی ضربت را یکجا می خواهد‪ .‬نبرد شاه برای قیمت باالی‬
‫نفت در عین حال حقیقتی دالزار را پوشیده نگهمیداشت‪ .‬بگفته برنامه ریزان بودجه خود شاه‪” ٬‬ایران با کسری تراز‬
‫پرداخت خانه براندازی روبرو بود“‪ .‬تردیدی بر جای نمانده بود که تا پایان ‪ ۱۹۷۳‬هزینه های خرید اسلحه سرمایه و‬
‫کارشناسان را از اقتصاد غیر نظامی دور می کرد‪ .‬کیسینجر نیک آگاه بود که اقتصاد ایران زیر فشار ساز و برگ جنگی‬
‫یی که شاه بر می افراشت‪ ٬‬داشت وا می رفت‪ .‬وزارت امور خارجه در یک یادداشت اندرونی نشان میداد که ”سفارش ها‬
‫و خرید های تجهیزات نظامی ایران از ایاالت متحده‪ ٬‬از سال ‪ ۱۹۶۵‬تا آن هنگام افزون بر ‪ ۳/۷‬بیلیون دالر میشد‪ .‬از این‬
‫مبلغ‪ ٬‬قریب به ‪ ۱/۸‬بیلیون فقط به سفارش های سال مالی ‪ ۱۹۷۳‬مربوط میشد“‪ .‬گسستی در درک میان ایاالت متحده و‬
‫ایران از خطر و تهدید پدید آمده بود‪” .‬در نظر شاه نیاز های نظامی اش بزرگتر از آن ماست‪ .‬وی در پی ساختن پایگاهی‬
‫ست که فراتر از هر گونه نیاز داخلی یا تهدیدی معقول‪ ٬‬موجه می باشد‪ .‬از ظواهر چنین برمیاید که وی هر چه بیشتر بر‬
‫‪113‬‬

‫قدرت خویش می افزاید و می خواهد ایران از موضع قدرت معامله کند“‪ .‬شاه بیشتر از توان خود می کوشید‪” :‬این اشتهای‬
‫سیری ناپذیر شاه به سالح های پیچیده تر‪ ٬‬با هزینه های سال به سال فزونی یابنده تحویل و نگهداری آنها‪ ٬‬نمی توانست‬
‫روی هزینه های عمرانی بی تاثیر باشد‪ .‬رشد شتابان‪ ٬‬با کمبود منابع نیروی انسانی روبرو میشد و به خطر بال استفاده‬
‫‪“.‬ماندن تجهیزات دامن میزد‬

‫اگر ستاره راهنمایی برای ایاالت متحده بود‪ ٬‬این بود که‪ :‬ایران امکان نداشت در تحریمی نفتی علیه غرب شرکت جوید‪.‬‬
‫برای این که توان از دست دادن درآمد های خود را نداشت‪ .‬در واقع شاه دم را غنیمت می شمرد تا به ازدیاد سهم ایران در‬
‫بازار بکوشد‪” :‬هیچ نشانی از انباشت پول بیگانه بیشتر از آنچه که بتواند خرج کند‪ ٬‬یا کاهش بازدهی به زیر میزان برنامه‬
‫‪“.‬ریزی شده‪ ....‬در کار نبود‪ .‬ایران در شرایطی نبود که به لحاظ مشکالت اسراییل ‪ -‬اعراب از بازدهی خود بکاهد‬

‫اقالم عمده در صورت خرید شاه شامل ‪ ۱۷۷‬هواپیمای اف ‪ ۱۴۱ ٬ ۴ -‬هواپیمای اف ‪ ۵ -‬یی‪ ۵۸ ٬‬هواپیمای سی ‪٬ ۱۳۰ -‬‬
‫‪ ۴۸۹‬هلیکوپتر جنگی و کاربردی (حمل و نقل)‪ ٬‬دو اژدر پرتوان با موشک های استاندارد‪ ۳۰۲ ٬‬خودرو توپخانه‪۴۶۰ ٬‬‬
‫تانک ام ‪ ٬ ۶۰ -‬و ‪ ۶‬گردان موشک هاوک بود‪ .‬وی سفارش خرید ‪ ۸۰۰‬تانک چیفتین را به بریتانیایی ها داد‪ .‬شاه به‬
‫ناوگان هاورکرافت خود‪ ٬‬که بزرگترین در دنیابود‪ ۱۴ ٬‬تای دیگر افزود‪ ٬‬که یکی از آنها می توانست ”ستونی از پیاده نظام‬
‫را در دو ساعت‪ ٬‬در آنسو‪ ٬‬در ساحل عربستان پیاده کند“‪ .‬دو پایگاه هوایی و در یایی به مبلغ بیش از ‪ ۱‬بیلیون دالر طرح‬
‫ریزی شده بود‪ .‬گذشته از این ها وی ‪ ۸‬اژدر‪ ۴ ٬‬جنگنده‪ ۱۲ ٬‬قایق کوچک توپدار سرعت باال‪ ۲ ٬‬کشتی تعمیر داشت‪.‬‬
‫تانکر های نوین جت کا‪.‬سی‪ ۱۳۵ - .‬به این معنی بود که برد و دامنه پراواز اف ‪ ۴-‬های شاه دو برابر میشد و به ‪۱۴۰۰‬‬
‫‪.‬مایل میرسید‬

‫همه این اقالم پیش از شروع جنگ چهارم اسراییل ‪ -‬اعراب در اکتبر ‪ ۱۹۷۳‬سفارش داده شده بود‪ .‬جنگ‪ ٬‬ایقان شاه به دو‬
‫چیز را محکم کرد‪ .‬نخست آنکه بازار نفت به در جازدن رسیده بود‪ .‬دوم آنکه ایران می باید تدارک حمله برق آسایی را‬
‫می دید‪ ٬‬از همان هایی که از همان هایی که خواب و آرامش را از چشم اسراییلی ها می گرفت‪ .‬نیروی آنی ‪ -‬جابجا شونده‬
‫مسکو حساب های او را برهم زد‪ .‬راه حل او در دسامبر ‪ ۱۹۷۳‬بسیار سر راست بود ‪ -‬او برای پرداخت خرید سالح های‬
‫تازه از بازار نفت بهره می گرفت‪ ٬‬حقیقتی که بد بختانه‪ ٬‬پیرو مطالعه اسناد محرمانه‪ ٬‬که بعد ها عیان شد‪ ٬‬مقامات ایاالت‬
‫متحده هم بر آن گردن نهادند‪ :‬اگر چه میانگین رشد اقتصادی ایران در دوره ‪ ۷۳ -۱۹۷۰‬هر سال به باالی ‪ ۱۰٪‬میرسید‪٬‬‬
‫دولت ایران یقین داشت ساز و برگ جنگی مورد نیاز برای ‪ ۷۸ - ۱۹۷۴‬پیرو برآورد ها ‪ ۵‬بیلیون دالر افزون بر درآمد‬
‫های نفتی در همان دوره میشد ‪ -‬از اینرو دولت نیز برای پرهیز از سنگینی بدهی های خارجی‪ ٬‬چاره را در باال بردن‬
‫قیمت نفت می دید‪ .‬نتیجه گیری ویرانگر گزارش چنین است‪ :‬شاه قصد دارد زیادی‪ ۵ ٬‬میلیون دالر بیش از پول توی جیب‬
‫‪.‬اش‪ ٬‬روی تجهیزات نظامی و اسلحه های امریکایی هزینه کند ‪ -‬و پولش را از کیسه مصرف کنندگان امریکایی بپردازد‬

‫در روزگار پهلوی پرداختی های دولت ایران به شکل برنامه های آبادانی درآمد‪ .‬برنامه ‪ ۳۶‬بیلیون دالری پنجم‪ ٬‬که از‬
‫مارس ‪ ۱۹۷۳‬تا مارس ‪ ۱۹۷۸‬را در بر میگرفت توسط سازمان برنامه و بودجه چیده شد‪ .‬پایه های برنامه پنجم آبادانی بر‬
‫روی تداوم رشد اقتصادی ساالنه ‪ ۱۱/۴‬درصد ریخته شده بود‪ .‬بلند پایگان سازمان برنامه و بودجه سخت نگران بلند‬
‫پروازی های برنامه پنجم که ”همه بودجه را در کام خود می کشید‪ “٬‬بودند‪ .‬ترس بزرگ آنان این بود که تزریق درآمد‬
‫نفتی هنگفت دیگر به رگهای مالی ایران‪ ٬‬باعث افروخته شدن تورم و نابسامانی های اقتصادی گردد‪ .‬یک سوم بودجه‬
‫دولتی که به حقوق بگیران نظامی پرداخت می شد‪ ٬‬بگونه ای ”بودجه سری“ در شمار میامد‪ ٬‬چرا که یکراست در زیر‬
‫‪.‬نظر شاه قرار می گرفت و از بازرسی و بازبینی تکنوکرات های دولتی و غیر نظامی پوشیده می ماند‬

‫هنوز چند ماهی از برنامه پنجم نگذشته بود که شاه و سرلشگر هایش ساز خرید اسلحه های تازه را زدند‪ .‬یک مقام سابق‬
‫ایرانی بیاد میاورد که ”فشار برای افزایش هزینه های داخلی کمر شکن بود‪ ٬‬در آنسر هم که شاه و بساط جنگی او بود“‪.‬‬
‫شاه همچنین از برنامه ریزان خود خواسته بود ”بر پایه سرازیر شدن چشمه های مالی ناشی از فروش نفت و گاز به ایران‬
‫در آینده‪ ٬‬یک پیش بینی بلند ‪ -‬مدت بیست ساله برای پیشرفت های اقتصادی بکنند“‪ .‬وی خود‪ ٬‬پیشا پیش به دست‬
‫‪114‬‬

‫اندرکاران‪ ٬‬از افت بهای نفت پیشا روی شان هشدار میداد‪ .‬آنچنان که همان صاحب منصب با دقتی بی سابقه متذکر شد‪٬‬‬
‫‪“.‬فرمان شاه ”نشان دهنده درک محافل سیاسی از اهمیت وقایع اخیر [ جنگ خاور میانه و تحریم نفتی اعراب] بود‬

‫درآمد های نفتی پا به رشد باعث متورم شدن طبقه متوسط ایران میگشت‪ .‬اقتصاد پیش رونده‪ ٬‬انرژی آنان را جذب می‬
‫کرد و جاه طلبی های آنان را بسوی پول درآوردن سوق میداد تا مطالبه اصالحات سیاسی‪ .‬اما این اقتصاد روینده و پر‬
‫جوش و خروش با کمبود مایحتاج عمومی‪ ٬‬کاگران ماهر‪ ٬‬مسکن ارزان در شهرها روبرو بود‪ .‬البته خانم شاه و وزیر در‬
‫‪.‬بار‪ ٬‬موضوعات این چنینی را بگوش شاه میرساندند‬

‫هنگامی که در آغاز دهه ‪ ۷۰‬کرمیت روزولت‪ ٬‬قهرمان عملیات آژاکس‪ ٬‬در یکی از سفر های متعدد خود به تهران‪ ٬‬می‬
‫کوشید شاه را به خرید جنگنده های بیشتر راغب کند‪ ٬‬صاحب منصب های دربار نگرانی خود از این امر را بگوش او‬
‫رساندند‪ .‬یکی از سفرای اسبق ایران در خفا به روزولت پیام داد که ”میان دولت و مردم ایران شکافی رو به گسترش دهان‬
‫باز کرده است‪ .‬وی یادآور شد که نفوذ خود شاه مردم و دولت را پیوسته نگه داشته است‪ .‬وی تورم را مشکلی جدی می‬
‫دید و باور داشت اعتبار دولت بسی فرسوده شده است“‪ .‬روزولت نگرانی این دیپلمات پیشین و خیلی های دیگر را در‬
‫‪.‬یادداشتی به کیسینجر فرستاد‬

‫در پاییز ‪ ۱۹۷۳‬دو پیشامد بود که شاه را از میرا بودن خود آگاهانید‪ .‬در آغاز اکتبر پرده از راز یک دسیسه تروریستی‬
‫برای ربودن یا کشتن شاه‪ ٬‬شهبانو فرح‪ ٬‬و شاهزاده رضا در مراسم اعطای جایزه به صنعت فیلم سازی‪ ٬‬برداشته شد‪ .‬در‬
‫حوالی همان زمان ‪ -‬تاریخ دقیق معلوم نیست ‪ -‬شاه در زیر شکم خود برآمدگی یی را دید‪ .‬طحال خود را معاینه ای کرد‪٬‬‬
‫گمان برد احتماال ناشی از ”خونمردگی است“‪ ٬‬نخواست آن را با همسرش یا کسی دیگر در دربار‪ ٬‬در میان بگذارد‪ ٬‬مگر‬
‫اعلم‪ .‬در نوامبر شاه نخست وزیر هویدا‪ ٬‬سخنگوی پارلمان‪ ٬‬صاحب منصب های باالی دربار‪ ٬‬و فرماندهان نیرو های‬
‫مسلح را به کاخ نیاوران فراخواند‪ .‬چون اعلم در این انجمن مخفی درآمد از دیدن شهبانو در پهلوی همسرش شگفت زده‬
‫شد‪ .‬وزیر دربار با شنیدن ایرادات شاه در خصوص وصیت سیاسی و وصیت نامه‪ ٬‬بیشتر در حیرت فرورفت‪ .‬گویا شاه در‬
‫رابطه با سوء قصدی که اخیرا به جانش شده بود‪ ٬‬اظهارات خود را هشدارگونه آغاز نمود‪” :‬دم مرگ ما را تنها خدا می‬
‫داند کی فرا میرسد‪ .‬ما در روزگاری زندگی می کنیم که ابزار مرگ به طور گسترده ای در دست تبهکاران و آدم کش ها‬
‫ست‪ .‬هر آن زندگی من می تواند از دستم ربوده شود“‪ .‬وی اعالن کرد در صورت مرگ نا بهنگامش‪” ٬‬تا رسیدن شاهزاده‬
‫تاجدار به سن قانونی‪ ٬‬قدرت در دست شهبانو و اعضای شورای سلطنت خواهد بود“‪ .‬به نیرو های مسلح دستور داد در‬
‫صورت فرارسیدن آنروز از فرامین همسرش اطاعت کنند‪” :‬فرامین آنها امکان دارد توسط یک زن یا یک مرد تحت‬
‫قیمومت صادر شود‪ ٬‬اما در اطاعت از آنها نباید کمترین بی احترامی دیده شود‪ .‬امنیت جان همه تان می تواند بدان وابسته‬
‫‪“.‬باشد‬

‫از دهان کسی سخنی در نیامد‪ .‬اعلم هنوز یاد دارد‪ ٬‬چون شاهنشاه سخنرانیش را به پایان برد‪ ” ٬‬اتاق در خاموشی فرو‬
‫رفت؛ همه گویی چنان یخ زده بودند که آوایی از کسی درنیامد‪ .‬من چنان منکوب و گیج شده بودم که نمی توانستم به چیزی‬
‫فکر کنم‪ ٬‬دلم می خواست پس از رفتن شاه دمی زنده نباشم‪ .‬خدایا کمکم کن پیش از شاهنشاه بمیرم“‪ .‬شاه اندرونی هایش را‬
‫برای پیشواز از توفانی که میرسید‪ ٬‬آماده می ساخت ‪ -‬اما از کرامین سو؟ از کجا؟‬

‫من در برابر جهانیان از کرده خود دفاع خواهم کرد‬
‫‪115‬‬

‫شاه از همپیمانان غربی خود هیچگاه پنهان نداشت‪ ٬‬هنگامی که وزرای اپک در ‪ ۲۲‬دسامبر ‪ ٬ ۱۹۷۳‬در تهران گرد میایند‪٬‬‬
‫بار دیگر خواهد کوشید قیمت نفت را افزایش دهد‪ .‬وی که بر سبیل عادت معهود بزرگترین خرج کننده ایران گشته بود‪٬‬‬
‫ناچار بود پول بدست بیاورد تا هزینه ‪ ۵‬بیلیون دالری تجهیزات جدید را بپردازد‪ .‬او برآن بود که اوضاع بازار هیچ گاه‬
‫دیگر به این خوبی به مراد تولید کنندگاه نخواهد بود که هست‪ .‬دست به دست دادن پیامد های جنگ و تحریم همه را‬
‫واداشته بود هراسان به خرید رو بیاورند و هرچه در بازار است بخرند‪ .‬قیمت ها کم کم ثابت می ماند ‪ .‬شاه میدانست که‬
‫نیکسون و کیسینجر در پی آرام کردن او هستند‪ ٬‬آنهم در هنگامه ای که ایران به هونکوک سوخت میرساند‪ ٬‬به اسراییل‬
‫نفت میداد‪ ٬‬و تحریم نفتی اعراب را نادیده می گرفت‪ .‬او این را هم می دانست که واترگیت کمر نیکسون را شکسته است و‬
‫‪.‬او نمی تواند هر خواستی را با تهدید و چماق به پیش برد‬

‫بی کفایتی دولت نیکسون در برخورد با سیاست اقتصاد خارجی نقشی مخرب و تعیین کننده در پیامد های ویرانگر حوادثی‬
‫داشت که ماه دسامبر اتفاق افتاد‪ .‬روز ‪ ۶‬ام دسامبر‪ ٬‬رییس خزانه داری مرکزی‪ ٬‬آرتور برنس در جلسه ای شرکت کرد که‬
‫در آن رییس جمهور نیکسون و تیم اقتصادی او به بررسی آثار زیانبار و فرساینده تحریم نفتی می پرداختند‪ .‬برنس در‬
‫یادداشت های خود از رییس جمهور‪ ٬‬در آن نشست‪ ٬‬به عنوان یک مرد درهم شکسته یاد می کند‪ .‬رییس جمهور ” وارفته و‬
‫غمگین می نمود؛ اقکارش جای دیگر بود؛ گاه و بیگاه سری می جنباند‪ ٬‬پیدا بود که توی خودش است“‪ .‬آنگاه که برنس از‬
‫برنامه ای برای درهم کوبیدن باج خواهی تولید کنندگان انرژی داد سخن داد و بر آن رنگ و روغن پروژه استقالل داد‪ ٬‬و‬
‫دید خود از آن را ارایه داد که پروژه مانهاتان و پروژه فضا ‪ ...‬را تداعی می کرد و نوید رهایش ما از بند باج خواهی‬
‫شیوخ اعراب را به همراه میاورد‪ ٬‬وی سینه صاف کرد و سر باال گرفت‪ .‬نیکسون از آن خوشش آمد‪ .‬با این همه‪ ٬‬وی‬
‫روشن ساخت که افتخار اعالن ابتکار های جدید‪ ٬‬نه از آن ویلیام یی‪ .‬سیمون‪ ٬‬سرپرست دفتر انرژی مرکزی‪ ٬‬و مقام‬
‫مسول کاخ سفید برای هماهنگی برخورد دولت با بحران انرژی‪ ٬‬که از آن او خواهد بود‪ .‬برنس می نویسد‪ ٬‬رییس جمهور‬
‫نسبت به سیمون ابراز نگرانی کرد‪ .‬او می خواست‪ ٬‬سر خود‪ ٬‬سیاست های جدید و عمده ای را به آگاهی مردم برساند‪.‬‬
‫برنس همچنین یادداشت کرده است که ”وزیر خزانه داری‪ ٬‬جرج شولتز‪ ٬‬با پشتیبانی کسانی که در اتاق بودند‪ ٬‬خواستار‬
‫افزایش زیاد قیمت نفت و اعتماد به بازار جهت توازن عرضه و تقاضا برای مبارزه با آثار تحریم نفتی و وابستگی به نفت‬
‫خاور میانه شد“‪ .‬هنوز تیم اقتصادی نیکسون‪ ٬‬توان ویرانگر افزایش ناگهانی قیمت از راه رسنده دیگری را‪ ٬‬که می‬
‫توانست به اقتصاد آسیب گسترده بزند‪ ٬‬نمی دید‪ .‬برنس به شولتز امیدی نداشت‪ ٬‬و به استهزا از او چنین یاد می کرد‪” ٬‬از‬
‫اقتصاد و اوضاع مالی جهانی بویی نبرده است‪ .‬چه بدبختی بزرگی‪ ٬‬که این ایدیولوگ آرام‪ ٬‬اغوا کننده‪ ٬‬شوربختا نادان‪٬‬‬
‫‪“!.‬روی رییس جمهور چنان نفوذ زیادی دارد‬

‫ناپیگیری دولت نیکسون باعث شد برای راضی نگهداشتن یکسان تولید و مصرف کنندگان پیام های متناقض فرستاده شود‪٬‬‬
‫که منجر به یک درک غلط و مرگبار دیگری گشت‪ .‬شاه میخواست سر در بیاورد که مزه دهن امریکاییان چیست‪ ٬‬پس به‬
‫سفیر هلمس گفت در نظر دارد بهای نفت را تا جایی باال ببرد که با قیمت سایر اشکال انرژی برابر شود‪ .‬هلمس با این‬
‫پندار جلسه را ترک کرد که شاه می خواهد به بهای یک بشکه نفت یک یا دو دالر‪ ٬‬که بسیار زیاد بود‪ ٬‬بیافزاید‪ .‬در واقع‬
‫شاه می خواست هفت دالر روی قیمت نفت بگذارد‪ .‬این پیام دهی و پیام گیری نادرست از کجا آب می خورد؟ علیرغم‬
‫تسلط شاه به انگلیسی‪ ٬‬وی هیچگاه روی قیمت گذاری نفت نیات خود را روشن بیان نمی داشت‪ .‬برای نمونه پاسخ او به‬
‫‪:‬روزنامه نگاری را که از وی می پرسد افزایش بشکه ای ‪ ۷‬دالر را چگونه توجیه می کند‪ ٬‬در زیر می بینیم‬

‫ما کارشناسان را واداشتیم بررسی کنند چه قیمتی روی نفت بگذاریم‪ .‬هیچ میدانی که امروز از نفت ‪ ۷۰۰۰۰‬فراورده بدست‬
‫میاید؟ روزی که چاه ها تهی گردد‪ ٬‬شما دیگر به این محصول شریف دسترسی نخواهید داشت‪ .‬آن روز درآوردن گاز از‬
‫زغال سنگ یا ماسه قیری‪ ٬‬برایتان ‪ ۸‬دالر آب خواهد خورد‪ .‬برای همین من میگویم بگذارید از قیمت پایین ‪ ۷‬دالر شروع‬
‫کنیم؛ تازه این قیمتی است که دولت خواسته است‪ .‬به ناگاه همه فریاد شان درآمد که این درست نیست‪.‬‬
‫‪116‬‬

‫هر آن این قیمتی است که ”دولت خواسته است“ را برداریم‪ ٬‬تو گویی شاه می خواست بهای نفت را از بشکه ای‪۵/ ۱۱‬‬
‫دالر به ‪ ۷‬دالر برساند‪ .‬مقصود واقعی او این بود که ”خواست“ یا سود دولت ایران برای یک بشکه‪ ۷ ٬‬دالر به عالوه‬
‫قیمت ارسالی ‪ ۵/ ۱۱‬دالر می باشد‪ .‬تمایز میان بهای دالری هر بشکه و حاشیه یا لبه سود هر بشکه در ترجمه محو شده‬
‫بود‪ .‬این چنین بود که سفیر هلمس مراد شاه را درست نفهمید‪ .‬سفیر انگیس هم بعدا به اعلم گفته بود او نیز قصد شاه از ‪۷‬‬
‫دالد درآمد در هربشکه نفت فروخته شده را به درستی نفهمیده بود‪ .‬باشد که این داستان کمکی بکند به روشن شدن تایید دیر‬
‫بهنگام کیسینگر پس از گذشت سال ها که ”گمان برده بود شاه برای پرداخت خرید اسلحه می خواسته است قیمت نفت را‬
‫‪“.‬به یکباره یک یا دو دالر زیاد کند‬

‫روز ‪ ۱۹‬دسامبر‪ ٬‬سه روز پیش از گرد همایی سران اپک‪ ٬‬میشل ژوبر‪ ٬‬وزیر امور خارجه فرانسه‪٬‬در پاریس به کیسینجر‬
‫گفت‪ ٬‬دولت فرانسه ”از طرز برخورد دولت امریکا به شاه ایران سر در نمی آورد‪ .‬خیلی روشن بود‪ ٬‬شاه با بهره جویی از‬
‫تحریم فعلی‪ ٬‬تشدید کمبود‪ ٬‬دوباره درصدد باالبردن زیاد قیمت نفت بود‪ ٬‬و ایاالت متحده چنان رفتار می کرد که گویی‬
‫هنوز او یک کشور دوست با همان دلبستگی هاست‪ ...‬این قیمت های کاذب بهانه ایست برای توجیه قیمت باالی اپک در‬
‫همه الیه های آن“‪ .‬اما کیسینجر این شکوه ژوبر را کناری زد‪ .‬فرانسوی ها پنداشتند که کیسینجر ”به اقتصاد بهای اندک و‬
‫به مسایل سیاسی خاور میانه به لحاظ حساس بودن آن‪ ٬‬بهای فراوان میدهد“‪ .‬بهای نفت ”برای فرانسوی ها نقش مستقیم و‬
‫حیاتی داشت“‪ .‬پرزیدنت ژرژ پمپیدو می خواست نیکسون بداند که وی نه تنها به ایاالت متحده در سرکوب افزایش بیشتر‬
‫قیمت نفت‪ ٬‬پیشنهاد پشتیبانی میدهد ‪ -‬که پیشنهاد همکاری برای مداخله نظامی می داد‪ .‬جیمز اکینس‪ ٬‬سفیر امریکا در‬
‫عربستان سعودی هم‪ ٬‬زنگ هشدار را می نواخت‪ .‬دولت عربستان به واشینگتن البه می کرد که جلو شاه را بگیرید و ”از‬
‫نفوذ ما برای تلطیف روابط با ملت های اپک استفاده کنید“‪ .‬کیسینجر تصمیم گرفت به صدور درخواست خویشتن داری به‬
‫دولت های ایران‪ ٬‬عربستان سعودی‪ ٬‬و ونزویال بسنده کند‪ ٬‬و تالشی برای اعمال رهبری امریکا نشان ندهد‪ ٬‬شاید بدگمان‬
‫بود که ژوبر و یمانی عربستان سعودی‪ ٬‬می خواهند گاوه ای میان تهران و واشینگتن فرو کنند‪ .‬آنچه که از این پس پیش‬
‫‪.‬آمد‪ ٬‬براستی او و همه آنانی را که در دولت ایاالت متحده بودند دست به دهن گذاشت‬

‫روز ‪ ۲۲‬دسامبر شاه از وزارت خانه دارایی در تهران‪ ٬‬که مانند یک دژ مستحکم گشته بود‪ ٬‬گردهمایی تولید کنندگان نفت‬
‫در تهران را گشود‪ .‬وی به نمایندگانی که آمده بودند یادآور شد که ”ما بهای نفت را خودمان تعیین می کنیم“‪ ٬‬بدون دخالت‬
‫دولت های غربی یا کمپانی های نفتی‪ .‬وی به آنان رهنمود داد قیمت نفت را آن قدر باال نبرند که به ملل صنعتی که سرمایه‬
‫آنها برای پیشرفت خود آنان ضروری است‪ ٬‬رنج آور باشد‪ .‬وی در همان حال ”به حیف و میل نفت در کارخانه های برق‪٬‬‬
‫کشتی ها یا گرم کردن خانه ها توپید‪ .‬از نفت باید نگهداری کرد و آنرا در صنایع پیشرفته ای مانند پتروشیمی بکار برد“‪.‬‬
‫او تاکید کرد آنها می باید خود راهی برای قیمت گذاری بیابند ” که قابل مقایسه با روغن زغال مشتق از سنگ رست یا‬
‫منابع دیگر مانند استخراج گاز از زغال سنگ یا روانسازی زغال سنگ‪ ٬‬باشد“‪ .‬این همان قیمتی بود که وی در ماه جوالی‬
‫از آن به نیکسون و کیسینجر سخن رانده بود‪ .‬شاه اظهارات خود را با این اطمینان بخشی به پایان برد که ” اگر آنها‬
‫رهنمود های او را در پیش گیرند‪ ٬‬وی مسولیت عواقب آنرا بگردن خواهد گرفت‪ .‬من از کرده های خود در برابر جهانیان‬
‫‪“.‬به دفاع بر می خیزم‪ ٬‬هیچ شکی ندارم که آنگاه ملت من هم پشت من خواهد ایستاد‬

‫شاه نمایندگان را با خود همداستان ساخت و به گفته خود عمل کرد‪ .‬روز بعد در کنفرانس مطبوعاتی‪ ٬‬در کاخ نیاوران‪٬‬‬
‫رهبر ایران با اعالن این که تولید کنندگان نفت خلیح قارس توافق کرده اند بهای یک بشکه نفت را از دو برابر هم بیشتر‬
‫کنند و از‪ ۵/ ۱۱‬دالر به ‪ ۱۱/۶۵‬دالر برسانند‪ ٬‬دنیا را انگشت به دهان گذاست‪ .‬بدین سان آنها یک حاشیه سود ‪ ۷‬دالری‬
‫برای خود دست و پا کردند‪ .‬وی اعالن کرد‪” ٬‬جهان صنعتی باید بداند که روزگار پیشرفت شتاباهنگ و درآمد سرشار آنان‬
‫‪“.‬بر پایه نفت ارزان سپری شده است‬

‫آنان ناگزیرند در پی چشمه های انرژی دیگری بگردند‪ ٬‬کمر بند هایشان را سفت ببندند‪ .‬اگر همچنان خواهان خوشی های‬
‫زندگی کنونی هستید‪ ٬‬باید برای آن بکوشید‪ .‬بچه های پدران و مادرانی هم که دست شان به دهن شان میرسد‪ ٬‬خورد و‬
‫خوراک‪ ٬‬و ماشین دارند‪ ٬‬و اینجا و آنجا به الواطی و خرابکاری سرگرمند ‪ -‬آنان هم باید کار کنند‪ .‬ما قصد آسیب رساندن به‬
‫‪117‬‬

‫جهان صنعتی را در سر نمی پروریم‪ .‬ما بزودی یکی از آنان خواهیم شد‪ .‬چه سودی خواهد داشت که جهان صنعتی امروز‬
‫از هم بپاشد و برچیده شود؟ اگر چنین شود جای آن را چه چیزی پر خواند ساخت؟‬

‫خیزش بزرگ و آخری قیمت ها در آن سال‪ ٬‬بدان معنی بود که در فاصله دوازده ماه‪ ٬‬به قیمت نفت‪ ۴۷۰ ٬‬درصد افروده‪٬‬‬
‫و دارایی اقتصادی اعضای اپک تا آن هنگام با رقم ‪ ۱۱۲‬بیلیون دالر سر به افالک کشیده بود ‪ -‬این مبلغ در تاریخ‬
‫بزرگترین انتقال ثروت‪ ٬‬در یک مرحله‪ ٬‬بشمار میامد‪ .‬درآمد ایران از نفت چهار برابر شد ه و به‪ ۲۰/ ۹‬بیلیون رسیده بود‬
‫که مطابق پیش بینی ها کل درآمد نفتی آن‪ ٬‬در پنج سال آینده به ‪ ۹۸‬بیلیون دالر میرسید‪ .‬در دستور کار قرار گرفته بود که‬
‫تولید ناخالط ملی ایران ‪ ۵۰‬درصد در سال رشد داشته باشد‪ .‬در واقع‪ ٬‬امپراتوری ایران تازه در رده ثروتمند ترین کشور‬
‫‪.‬های روی زمین درمیامد‬

‫شاه به ‪ ۵‬بیلیون دالر خود رسیده بود‪ .‬اما کودتای نفتی شاه برای بقیه جهان یک رویداد خانه برانداز بود‪ .‬در برخی از‬
‫کشور ها خزانه ملی شبانه ته کشید‪ .‬صورت حساب امریکا برای واردات نفتی خارج‪ ٬‬در یک سال‪ ٬‬از‪ . ۳/۹‬بیلیون دالر‬
‫به ‪ ۲۴‬بیلیون دالر سر کشید‪ .‬نیویورک تایمز نوشت‪” ٬‬در میان خیلی چیز های دیگر‪ ٬‬این افزایش بدان معنی بود که‪٬‬‬
‫کارخانه های پشم ریسی در النکشایر‪ ٬‬کارخانه های ماشین سازی در باواریا‪ ٬‬و کارخانه های مونتاژ وسایل الکترونیک‬
‫در ژاپن می باید برای پرداخت هزینه نفت مصرفی شان‪ ٬‬چهار برابر بیشتر تولید و فروش بکنند“‪ .‬طبق محاسبات‬
‫فرانسوی ها اثرات چهار برابر شدن قیمت نفت در سال ‪ ۱۹۷۳‬موجب باال رفتن بیکاری از ‪ ۲‬درصد به ‪ ۶‬درصد و‬
‫افزایش هزینه های زندگی تا ‪ ۱۰‬درصد میشد‪ ۲۰ .‬بیلیون دالر روی هزینه های سوختی میامد‪ ٬‬مازاد تجاری آن کشور‬
‫‪.‬فرسوده میشد و ارزش فرانک پایین میامد‪ ۵۰۰ .‬میلیون دالر مازاد تجاری اسپانیا تبدیل شد به ‪ ۳/۱‬بیلیون کسری‬

‫اکونومیست نوشت‪” ٬‬شاه از فشار و مشقتی که با کوبیدن بر طبل افزایش قیمت نفت‪ ٬‬دامنگیر غرب می کند نیک آگاه است‪.‬‬
‫پیداست که با عوض کردن رنگ خود شاید گمان می کند سوار بر موج تاریخ جهان گشته است و ایران می تواند به تنهایی‬
‫در برابر شوروی در بیاید“‪ .‬هفته نامه یاد شده همچنین از ناخوشنودی های داخلی و تمنای پایان ناپذیر شاه برای زدودن‬
‫لکه کودتای ‪ ۱۹۵۳‬نوشت‪ .‬شبح مصدق‪ ٬‬سیاست دانی که باالپوش ناسیونالیسم را برازنده خود ساخت و در مبارزه با غرب‬
‫‪.‬گوی سبقت از اعراب ربود‪ ٬‬حتی از فراسوی بیست سال‪ ٬‬به دنبال شاه است‬

‫چون کاخ سفید از بی کران بودن آنچه که پیش آمده بود آگاه گشت‪ ٬‬ترس سراسر آن را فراگرفت‪ .‬روز ‪ ۲۸‬دسامبر کولبی‪٬‬‬
‫رییس سازمان سیا‪ ٬‬به همکاران خود گفت ”سهم ما از افزایش نفت می شود ‪ ۱۰‬بیلیون“‪ .‬رییس ستاد مشترک پاسخ داد‪” ٬‬با‬
‫‪“.‬دستی که میدهی با همان دست هم پس می گیری‪ .‬شاید بهترباشد ما هم قیمت اجناسی را که به شاه می دهیم‪ ٬‬گران کنیم‬

‫شلزینگر‪ ٬‬وزیر دفاع گفته او را تایید کرد‪” ٬‬این کار را می کنیم“‪ .‬زین پس صورت حساب هزینه همه تحقیقات و سیر‬
‫تکاملی مربوط به سیستم اسلحه هایی که وی از پنتاگون می خرد‪ ٬‬از جیب خود خواهد پرداخت‪ .‬شلزینگر گفت ”ما در‬
‫وزارت دفاع سیاستی داشتیم که در آن ایاالت متحده هزینه های تحقیق و تکامل تولید تجهیزات جدید را می پرداخت در‬
‫واقع با فرستادن همه صورت حساب های این تجهیزات به نیروی دریایی و نیروی هوایی گویی‪ .‬ما کار خیریه می کنیم‪٬‬‬
‫درصورتی که برخی از طرفین ذینفع مشتریان ماوراء دریاها هستند‪ .‬در آستانه اوج گرفتن قیمت های نفت در ‪۱۹۷۳‬‬
‫‪.‬نیازی به فعالیت های خیرخواهانه نبود‪ .‬هزینه های دفاعی باالی ایران در آن زمان سر به آسمان میزد‬

‫روز ‪ ۸‬ژانویه ‪ ٬ ۱۹۷۴‬آرتور برنس در دومین جلسه کاخ سفید‪ ٬‬برای بررسی ابعاد اقتصادی و مالی بحران شرکت کرد‪.‬‬
‫شرکت کنندگان در جلسه درک می کردند که شاه دست شان را در پوست گردو گذاشته است‪ .‬برنس می نویسد‪” ٬‬کیسینجر‬
‫در باره مساله نفت حرفی برای گفتن نداشت‪ .‬در واقع هیچ کس نداشت ‪ -‬تنها من یادداشتی داشتم مبنی بر سوء استفاده های‬
‫قدرت اقتصادی‪ .‬کیسینجر سخنرانی پر خشمی داشت ‪ -‬با هیچ چیز موافقت نمی کنیم؛ حتی حرف نمی زنیم [با فرانسوی‬
‫‪.‬ها؟]‪ .‬هیچ سودی ندارد“‬
‫‪118‬‬

‫سه سال پیش نیکسون در خفا به شاه ندا داده بود که می تواند بهای نفت را باال ببرد‪ ٬‬زیاد‪ .‬حتی اگر او شاه را در مالء عام‬
‫به باد ناسزا می گرفت‪ ٬‬چه سودی داشت؟ اگر خبر به بیرون درز پیدا می کرد که وی خود‪ ٬‬به باال بردن بهای نفت‪ ٬‬که‬
‫اقتصاد جهان را داشت از هم می پاشید‪ ٬‬رضایت داده است‪ ٬‬ریاست جمهوری خودش‪ ٬‬بیشتر به خطر می افتاد‪ .‬نیکسون از‬
‫شاه خواست از این اندیشه ناصواب برگردد‪ .‬هلمس به یاد دارد که ”پاسخ دیپلماتیک اعمال فشار به شاه بود‪ ٬‬تا از باال بردن‬
‫قیمت دست بردارد‪ .‬این بود آنچه که وزارت امور خارجه می خواست انجام دهد“‪ .‬هلمس نامه ای را که در آن هشدار‬
‫نیکسون بود‪ ٬‬داد به اعلم‪.‬‬

‫شاه برای تعطیالت اسکی از شهر زده بود بیرون‪ ٬‬پس هلمس و اعلم سر آنچه که پیش آمده بود به گفتگو نشستند‪ .‬اعلم گفت‬
‫”تا آنجا که من بیاد دارم‪ ٬‬اعلیحضرت با شما مالقاتی داشتند‪ ٬‬بی گمان ایشان در آن دیدار بشما گفته اند که قیمت نفت را‪٬‬‬
‫تنها در همخوانی با قیمت منابع انرژی جایگزین‪ ٬‬می توان تعیین کرد‪ .‬من این را خوب می دانم که ایشان مورد مذکور را‬
‫با سفیر بریتانیا در میان گذاشته است“‪ .‬هلمس تایید کرد که چنین بوده است‪” .‬در این صورت‪ ٬‬اعتراض شما برای چیست؟‬
‫به نظر نمیرسد کار ما خطا باشد“‪ .‬به گفته اعلم‪” ٬‬هلمس گفت وی اعتراضی ندارد و گزارش مبسوطی در این باره به‬
‫‪“.‬واشینگتن فرستاده است‬

‫سپس هلمس پرسید می تواند ”سوال نسبتا مهمی“ بکند‪ .‬دیپلمات های امریکایی خبر دار شده بودند که اغلب وزرای نفت‬
‫کشور های عربی شرکت کننده در کنفرانس تهران‪ ٬‬بویژه شیخ یمانی از عربستان سعودی‪ ٬‬مخالف به اوج رساندن بهای‬
‫نفت بوده‪ ٬‬اما رغبتی به در افتادن با شاه نشان نداده اند‪ .‬اعلم سر آخر از شاه شنیده بود که سعودی ها حاشیه سود ‪ ۶‬دالر‬
‫را پیشنهاد کرده بودند‪ .‬اما ابو ضبی‪ ٬‬کویت‪ ٬‬و عراق همه شان خواستار حاشیه سود ‪ ۹‬دالر بودند‪ .‬ایده ایرانی ها این بود‬
‫که سیستم قیمت گذاری شاه میان دو حاشیه یاد شده جا میگرفت‪ ٬‬از آنرو نهادن او‪ ٬‬در شمار باز های قیمت گذاری‪٬‬‬
‫کاریست ناروا‪ .‬اعلم فرمول قیمت گذاری را برای هلمس شرح داد‪ ٬‬و دید که ”سفیر ایاالت متحده تازه در می یابد و می‬
‫‪“.‬بیند عواقب واقعی پیشنهاد های اعراب‪ ٬‬که او را نگران تصمیم گیری آنان می کرد‪ ٬‬چیست‬

‫در نامه خود به شاه‪ ٬‬نیکسون از همپیمان خود به ابرام و اصرار می خواهد در باال بردن قیمت ها به لحاط آثار مخرب و‬
‫عواقب اقتصادی بازدارنده آن روی سیستم پولی جهانی تجدید نظر کند‪ ” .‬این امر نه تنها موجب افزایش بهای کاالهای‬
‫ساخته شده می گردد‪ ٬‬که از آن بد تر‪ ٬‬روی اقتصاد کشور های مصرف کننده نفت‪ ٬‬آثار بازدارنده جدی بر جای میگذارد‬
‫و امکان دارد سراسر جهان را در رکود فروبرد‪ ٬‬که هیچ کس از آن طرفی نمی بندد‪ ٬‬حتی صادر کنندگان نفت“‪ .‬شاه‬
‫هشدار نیکسون را بروی خود نیاورد‪ .‬هلمس می گفت‪ ” ٬‬من در رساندن این پیام ها به شاه دست داشتم‪ ٬‬اما او به هیچ کدام‬
‫گوش شنوا نداشت“‪ .‬دید شاه این بود که ”من در گذشته کوشیده ام قیمت نفت را باال ببرم‪ ٬‬اما کمپانی های امریکایی و‬
‫بریتانیایی آنرا از من دریغ کرده اند‪ .‬حال من این کار را کرده ام‪ ٬‬شما باید بسوزید و بسازید“‪ .‬شاه از این که همپیمانان‬
‫غربی‪ ٬‬زبان به انتقاد از وی می گشودند‪ ٬‬سخت ملول می گشت‪ .‬وی سفیر بریتانیا‪ ٬‬رامسباتمن را که از او درخواست‬
‫‪.‬خویشتن داری میکرد‪ ٬‬مانند یک آدم بی سر و پا‪ ٬‬بیرون انداخت و به اعلم گفت آهار وی را بریزد‬

‫بعد ها نیکسون و دستیارانش به جهت آنکه گذاشته بودند شاه حرف خود را بر کرسی بنشاند و قیمت نفت را باال ببرد‪٬‬‬
‫سخت زیر آتش انتقاد قرار گرفتند‪ .‬اما چاره چه بود؟ ده ها سال از آن گذشت‪ ٬‬تا وزیر دقاع‪ ٬‬جیمز شلزینگر‪ ٬‬تصدیق کرد‬
‫”در آن هنگام روابط دولت نیکسون با سعودی ها پا در هوا بود و مقامات ایاالت متحده نمی توانستند به همین سادگی پا‬
‫روی شاه بگذرند‪ .‬این روابط با تصمیم دولت در اکتبر ‪ ۷۳‬مبنی بر ارسال کمک به اسراییل‪ ٬‬که به تحریم نفتی منتهی‬
‫گشت‪ ٬‬بشدت نازکتر گردید و آبشخور بلند پروازی های شاه شد‪ .‬او بود که بهای نفت را به بشکه ای ‪ ۱۲‬دالر رساند‪.‬‬
‫شاهی که همپیمان ما بود“‪ .‬امید نیروی ویژه دریایی شلزینگر‪ ٬‬برای اعمال فشار به ملک فیصل‪ ٬‬جهت پایان دادن به تحریم‬
‫‪.‬نفتی‪ ٬‬به نفت ایران بود‬

‫حاصل آنکه ما نمی دانستیم در باره شاه چه راهی را در پیش گیریم‪ .‬برای این که نمی خواستیم سر قیمت نفت با وی در‬
‫بیافتیم‪ .‬ما نمی خواستیم سر قیمت انرژی [ تا جایی که] خودمان او را سوق داده بودیم‪ ٬‬با وی در گیر شویم‪ ٬‬شیر فهم شد؟‬
‫‪119‬‬

‫از سوی دیگر هم‪ ٬‬روشن بود که باال بردن دم به دم قیمت ها به سود ایاالت متحده و جهان باختری نیست‪ .‬گیر ما هم همین‬
‫بود‪ .‬در عین حال او را در شرایط سیاسی خاور میانه‪ ٬‬به عنوان همپیمان می خواستیم و بر آن نبودیم چندان از خود دور‬
‫‪.‬برانیمش‪ ٬‬که وی را دشمن خود کنیم‬

‫بهترین تعریفی را که هنری کیسینجر از ماوقع کرده است‪ ٬‬در مصاحبه تلفنی او با جک اندرسون‪ ٬‬گزارشگر روزنامه‪ ٬‬در‬
‫سال ‪ ۱۹۷۵‬می شود دید که پنهانی ضبط شده بود‪ .‬اندرسون بی باک به نحوی‪ ٬‬چکیده گفتگو های محرمانه کیسینجر با‬
‫ژوبر‪ ٬‬وزیر امور خارجه فرانسه در سال ‪ ۱۹۷۳‬را به چنگ آورده بود‪ .‬نخست کیسینجر درآمده بود که همچون رخدادی‬
‫را بیاد نمی آورد‪ .‬با سر سختی و تشر گفته بود‪” ٬‬نه هیچ ‪ -‬میدانی من همچون چیزی را هیچ بیاد نمی آورم‪ .‬باید در‬
‫‪“.‬بایگانی دنبال آن بگردم‬

‫اندرسون پافشاری کرده بود‪ ٬‬خب‪” ٬‬آنها درخواستی کرده بودند‪ ٬‬می خواستند همراه ما در یک مداخله نظامی شرکت‬
‫‪“.‬کنند‬

‫‪“.‬آها‪ ٬‬آن از سر تا پا ‪ -‬آن از سر تا پا ‪ -‬آن‪ ٬‬میدانم‪ ٬‬همه اش یاوه است ”‬

‫خب‪ ٬‬من نکته به نکته آنرا می خوانم‪ :‬آنها مساله عملیات مشترک با ایاالت متحده را پیش کشیدند ‪ -‬مساله را پیش کشیدند ”‬
‫‪ -‬منبع این پیشنهاد را در سطح سفارت و مبادالت تلگراف ها می توان دید‪ .‬من نسخه تلگراف را ندارم ‪ -‬آنچه که در دست‬
‫‪“.‬من است خالصه آنست که از وزارت امور خارجه یا دست اندرکاران آنجا رسیده است‬

‫بیکباره حافظه کیسینجر راه افتاد‪” :‬خب‪ ٬‬ببین‪ ٬‬آقای اندرسون‪ ٬‬آن موضوع بسیار بغرنجی می باشد‪ ٬‬این گفت و شنود‪ ٬‬حتی‬
‫اگر روزی معلوم شود که آن واقعیت داشته است‪ ٬‬که من نمی توانم تایید کنم ‪ -‬باید بگردم ببینیم نسخه ای از این یادداشت یا‬
‫مشابه آنرا می توانم پیدا کنم‪ .‬برای این که میدونی‪ ٬‬به نظرم آشنا میرسد“‪ .‬کسیسنجر کم کم رفت سر این موضوع که ایاالت‬
‫متحده در آن هنگامه تحریم به باز بودن شیر های نفت ایران بر روی ایاالت متحده بسیار نیاز داشت‪ ٬‬به اندرسون گفت که‬
‫”در گیر و دار تحریم علیه ما‪ ٬‬در افتادن با شاه‪ ٬‬که تنها عرضه کننده نفت در آن منطقه برای ما بود‪ ٬‬کار بسیار معقولی‬
‫نبود‪ ....‬سیاست جغرافیایی هم بی جهت نیست و داشتن کشوری که در تحریم شرکت نجست و ای بس که در صورت‬
‫درگیری‪ ٬‬در خاور میانه بدرد می خورد‪ ٬‬تنها دلگرمی ما به شاه نبود“‪ .‬کیسینجر افزود که در دسامبر ‪ ۱۹۷۳‬امکان جنگی‬
‫دیگر در خاور میانه بسیار باال بود‪ .‬ایاالت متحده تحریم نفتی شده بود‪” .‬تو باید استراتژی ما را در پرتو رویداد های آن‬
‫هنگام ببینی‪ ...‬این که ما نخواستیم ایران به جرگه کشور های تحریم کننده بپیوندد‪ ٬‬کار خیلی نادرستی نبود ‪ -‬این را نمی‬
‫‪“.‬شود یک داوری پوچ دانست‬

‫اهمیت امریکا در جای دیگری ترمیم شد‪ ٬‬آن هنگام که شاه به دولت ایاالت متحده خبر داد می خواهد دستور دهد بازدهی‬
‫نفت ایران را‪ ٬‬جهت کاهش رنج کمبود سوخت در غرب‪ ٬‬اضافه بکنند‪ ٬‬منوط براینکه ایاالت متحده به ایران مصالح‬
‫ساختمانی از قبیل سیمان‪ ٬‬تیرآهن‪ ٬‬میله آرماتور‪ ٬‬ورق های مسی‪ ٬‬و آلمینیوم بدهد‪ .‬اکنون شاه در دو جبهه ‪ -‬قیمت گذاری‬
‫و تولید نفت ‪ -‬با کاخ سفید شاخ در شاخ شده بود‪ .‬شاه ایران‪ ٬‬دولت نیکسون ‪ -‬و اقتصاد جهان صنعتی را ‪ -‬بر روی یک‬
‫بشکه می چرخاند‪ .‬چیزی بود که باید بتلخی برآن خندید‪ :‬در جوالی ‪ ۱۹۷۳‬به کیسینجر گفته بودند‪ ٬‬پیوستن ایران به تحریم‬
‫نفتی محتمل نیست‪ ٬‬برای این که اقتصاد ایران تاب از دست دادن درآمد هایش را ندارد‪ .‬یادداشت وزارت اموز خارجه‬
‫تنیجه گیری می کرد که ”تقویت بنیه نظامی ایران توسط شاه آن کشور را قادر می کند از موضع قدرت برخورد نماید“‪ ٬‬اما‬
‫تصریح نمی کرد در برخورد با کی؟ یا کیسینجر بررسی آن را ضروری نمی دید یا یا آنرا پیش پا افتاده میدید و بر روی‬
‫خود نمی آورد‪ .‬کسانی در واشینگتن از خود می پرسیدند آیا نیروی نفتی تازه یافته‪ ٬‬براستی شاه را برای برخورد از‬
‫موضع قدرت با ایاالت متحده توانا خواهد ساخت‪ .‬یک مقام بسیار ارشد ایاالت متحده به واشینگتن پست گفت ”شاه قطعا‬
‫‪.‬نفت را به عنوان یک اهرم بکار می گیرد“‪ .‬وی افزود در کاخ سفید‪ ٬‬این یک ”موضوع بسیار حساس“ می باشد‬

‫یا بمن بنزین میدهی یا می کشمت‬
‫‪120‬‬

‫روز ‪ ۹‬فوریه‪ ٬‬رییس جمهور نیکسون در بخش باختری کاخ سفید‪ ٬‬در سن کلمنت‪ ٬‬با کیسینجر‪ ٬‬شولتز‪ ٬‬و ویلیام سیمون‪٬‬‬
‫که در مدت کوتاهی به ”قیصر انرژی“ کاخ سفید آوازه یافته بود‪ ٬‬مالقاتی داشت‪ .‬تازه یک ماه دیگری را پشت سر نهاده‬
‫بودند که از رخداد های آن مو بر تن آدم سیخ می شد‪ .‬یکی از آن رخداد ها‪ ٬‬از نظر جغرافیای سیاسی‪ ٬‬چیزی در حد‬
‫خوابیدن موتور برق بود‪ .‬دولت‪ ٬‬در آسیای جنوب خاوری‪ ٬‬اروپا‪ ٬‬دریای مدیترانه‪ ٬‬خلیج فارس‪ ٬‬و سر تا سر خاورمیانه‪٬‬‬
‫در حالت تدافعی قرار گرفته بود‪ .‬برای پایین نگهداشتن هزینه ها رییس جمهور با هواپیمای مسافری به کالیفرنیا پرواز‬
‫کرده بود‪ .‬هنگامی که کیسینجر گفت حتی کشور کوچکی مانند اوگاندا به دشمنی با ما برخاسته است‪ ٬‬نیکسون برای کاستن‬
‫از سنگینی جو گفت‪” ٬‬امین را ببین‪ ٬‬منظور وی گله از دیکتاتور و آدمکش اوگاندا‪ ٬‬ایدی امین بود‪ .‬او از ما بود اما کنیایی‬
‫‪“.‬ها او را خریدند‬

‫نیکسون برای خنده گفت ”مشکل ما با امین این نیست که او چه خورد بلکه چه کسی را خورد است‪ .‬من برای افریقایی ها‬
‫متاسفم‪ ٬‬اما این بحث سر درازی دارد“‪ .‬آنان مسایل مهم تری برای بررسی داشتند تا امین یا اوگاندا ‪ -‬مانند پیشگیری از به‬
‫‪.‬هرج و مرج کشیده شدن داخلی و نجات جهان صنعتی از ورشکست شدن‬

‫امریکایی ها هراس ناگهانی ناشی از افت و خیز نفت را تجربه می کردند‪ .‬داستان در آخر هفته سال نو با زد و خورد‬
‫موتور سواران‪ ٬‬در صف پمپ بنزین‪ ٬‬که با مشت و چاقو به جان هم افتاده بودند‪ ٬‬در نیو یورک شروع شد‪ .‬مردی در آلبنی‬
‫با چیزی شبیه نارنجک رفت به یک پمپ بنزین و تا جایی که میتوانست باخود ببرد‪ ٬‬بنزین برد‪ .‬با باال گرفتن سرقت و‬
‫چپاول بنزین در سراسر کشور‪ ٬‬کارگران پمپ بنزین چاره را در مسلح شدن دیدند‪ .‬به یکی از آنان گفته بودند ”یا بمن‬
‫بنزین میدهی یا می کشمت“‪ .‬تانکر های بارکش بنزین با بار دزدیده می شد‪ .‬چون شمار کسانی که داهیانه بنزین خور های‬
‫خود را آتش میزدند و پولش را از بیمه می گرفتند‪ ٬‬رو به تزاید گذاشت‪ ٬‬پلیس گزارش داد آتش سوزی مشکوک ماشین ها‬
‫خیلی زیاد شده است‪ .‬در هاوایی موتور سواران برای این که نوبت شان را از دست ندهند‪ ٬‬شب ها در صف بنزین می‬
‫خوابیدند‪ .‬اعتصاب رانندگان کامیون های غیر وابسته‪ ٬‬بر سر قیمت سوخت‪ ٬‬منجر به کمبود مواد خوراکی گشت‪ ٬‬آن هم به‬
‫نوبه خود به خرید بی امان مردم هراسان از سوپرماکت ها در مید وست دامن زد‪ .‬درگیری های تلخ با آنانی که می‬
‫خواستند اعتصاب را بشکنند‪ ٬‬سه مرده و خیلی زخمی برجای گذاشت‪” .‬شمار آنانی که با مشت به جان هم می افتادند‪٬‬‬
‫چرخ های بریده شده و شیشه های جلو شکسته حساب و کتاب نداشت“‪ .‬کامیون داران شهر استیتور ( با ‪ ۱۶۰۰۰‬جمعیت )‬
‫را محاصره و از ورود و خروج ماشین های باری به حومه شهر جلوگیری کردند‪ .‬بزرگترین کارفرمای شهر ناچار شد‬
‫درهایش را ببندد‪ ٬‬که در پی آن ساکنان شهر دیوانه وار ریختند به مغازه ها تا مواد غذایی بخرند و انبار کنند‪ .‬فرمانداران‬
‫هشت ایالت از گارد ملی خواستند برای حفاظت از پل های هوایی شاهراه ها‪ ٬‬محل پارک ماشین های باری و ماشین های‬
‫‪.‬باری حامل مواد غذایی بشتابند‬

‫دفتر مرکزی انرژی گزارش های اف بی آی در باره تیراندازی ها و گسترش نا آرامی ها در گوشه و کنار کشور را‬
‫بررسی کرد‪ .‬فرانک زارب‪ ٬‬از مقاماتی که مسیولیت چاره اندیشی به شرایط اضطراری را داشت به خاطر میاورد‪” ٬‬کلید‬
‫کار‪ ٬‬آنچه که در درجه نخست باید میشد‪ ٬‬زنده نگهداشتن بخش هایی از کشور در آن دوره بود‪ ٬‬که نیاز زیاد و مبرم به‬
‫نفت داشتند‪ ٬‬پروژه هایی بود که بسته می شدند‪ ٬‬قیمت هایی بود که اوج می گرفتند‪ ٬‬و کار های عجیب و غریبی که‬
‫صورت می گرفت“‪ .‬زارب کوشید‪ ٬‬اما موفق نشد کارل آلبرت‪ ٬‬سخنگوی پارلمان را قانع کند به عنوان یک اقدام صرفه‬
‫جویانه چراغ های گنبد کاپیتول را خاموش کند‪ .‬تا ماه فوریه صف بنزین در پایتخت به دو مایل رسید‪ .‬ژوزف سیسکو‪٬‬‬
‫جانشین کیسینجر‪ ٬‬به شکوه‪ ٬‬برای او تعریف کرد که ” امروز برای زدن بنزین دو ساعت توی صف بودم‪ .‬اگر وزیر امور‬
‫خارجه نباشی بنزین زدن برایت مشکل کوچکی خواهد شد‪ .‬صف دو بار ساختمان نزدیک پمپ بنزین را دور زده بود‪٬‬‬
‫‪.‬باورت میشه؟ دیروز همچنان که توی صف نشسته بودم به تو فکر می کردم‪ ٬‬کاش میشد این کمبود را تمام کنی“‬

‫کیسینجر هم همان امید باختگی سیسکو را داشت‪ .‬وی از روی مزاح به برنت اسکاوکرافت گفت‪ ” ٬‬اگر جای رییس جمهور‬
‫بودم‪ ٬‬به عرب ها می گفتم نفت تان را با دلو بکشید و به کنگره هم می گفتم جیره بندی میکنیم تا در برابر آنها سر فرود‬
‫نیاوریم‪ .‬آنگاه می دیدی که تحریم در سه روز پایان می پذیرفت‪ ٬‬اما من رییس جمهور نیستم‪ ٬‬این ماده اصالحی لعنتی‬
‫‪121‬‬

‫قانون اساسی جلوم را می گیرد‪ ( .‬اشاره کیسینجر به ماده قانون اساسی بود‪ ٬‬که شهروندان متولد کشور های بیگانه را از‬
‫رییس جمهور شدن محروم می کرد)‪ .‬همه پیامد های کمبود سوخت هم بد نبود‪ .‬پس از پایین آوردن سرعت سراسری‪٬‬‬
‫تعداد مرگ و میر ناشی از رانندگی ‪ ۲۵‬درصد‪ ٬‬و کشته شدگان پیاده ‪ ۳۰‬درصد کمتر شد‪ ٬‬همچنین تعداد کودکان مدرسه‬
‫‪.‬رو از ‪ ۹۷‬تن در سال به ‪ ۵۷‬تن رسید‬

‫فشار برای کم کردن بحران انرژی‪ ٬‬روی رییس جمهور و دولت او بسیار زیاد بود‪ .‬مردی که وظیفه اعاده نظم در توزیع‬
‫سوخت ملی به عهده اش واگذار شده بود‪ ٬‬ویلیام سیمون ‪ -‬معامله گر شصت و چهار ساله اوراق قرضه در والستریت ‪-‬‬
‫معروف به بیل‪ -‬بود‪ .‬وی از دوستان نزدیک دادستان کل پیشین نیکسون‪ ٬‬جان میچل‪ ٬‬و از کبوتران حرم جورج شولتز در‬
‫خزانه داری بود‪ .‬سیمون از پول سازان والستریت بود‪ .‬نه ماه از آغاز کار او در خانه سرمایگذاری برادران سالمون در‬
‫سال ‪ ۱۹۶۳‬نگذشته بود که وی یکی از شرکای هفده گانه بود و مسیولیت معامله اوراق قرضه دولتی و شهرداری را‬
‫داشت‪ .‬سیمون با موهای صاف پر کالغی‪ ٬‬خط آرواره پایین برجسته‪ ٬‬عینک مربع شکل‪ ٬‬اعتماد آدم های متشخص و‬
‫پولدار را بخود فرا می خواند‪ .‬زیر دستانش ‪ ٬‬در سر کار از او به عنوان مافوق سخت گیر که به زیردستانش بی حرمتی‬
‫میکرد‪ ٬‬یاد مینمودند‪ .‬وی کاکنانش را ” می ترساند“ و از آنان مانند یابوی بارکش‪ ٬‬کار می کشید‪ .‬روزی از کنار میز‬
‫کارآموزی می گذشت‪ ٬‬دید که روی میز وی پر از کاغذ است‪ .‬تا سیمون شلوغی روی میز را دید‪ ٬‬مانند سگ پاچه وی را‬
‫گرفت‪” ٬‬میزت را مرتب کن‪ .‬این جا که خوکدانی نیست“‪ .‬تا سیمون از نهار برگردد‪ ٬‬کارآموز یاد شده بخاطر مشغله زیاد‬
‫تنوانسته بود میز خود را مرتب کند‪” .‬سیمون خم می شود و همه آن کاغذ ها را می ریزد روی زمین‪ ٬‬سپس به کارآموز‬
‫می گوید ’می بینی تمیز کردن یک میز چقدر ساده است‘ “‪ .‬کار آموز می گفت‪ ٬‬داشتن رییسی مانند بیل سیمون ”با سیاه‬
‫‪“.‬شدن روزگار آدم یکیست‬

‫سیمون از مردان سخت جان نیکسون بود که باور داشت کشور نیاز دارد بجای ریخت و پاش های لیبرالیسم صرفه جویی‬
‫و قناعت پیشه کند‪ .‬در خالل مبارزه انتخاباتی نیکسون برای ریاست جمهوری‪ ٬‬از ‪ ۱۰۰۰۰۰‬دالر اهدایی به مبارزه‬
‫نیکسون ‪ ۱۵۰۰۰ ٬‬دالر را ایشان از طریق شرکای سالمون سلفیده بودند‪ .‬در دسامبر ‪ ۱۹۷۲‬وی پاداش خود را با احراز‬
‫معاونت شولتز در خزانه داری دریافت کرد‪ .‬یکسال بعد نیکسون وی را به سرپرستی دفتر مرکزی انرژی و هماهنگ‬
‫کننده سهمیه های سوختی در سراسر کشور برگزید‪ .‬وقتی نیکسون به او گفت که ”مقام او مشابه منصب آلبرت اسپیرز در‬
‫رایش سوم‪ ٬‬به عنوان سرپرست جنگ افزار خواهد بود“‪ ٬‬سیمون نگران و دلواپس شد‪ .‬اما چندی نگذشت که در مقام حالّل‬
‫بحران انرژی در مالء عام ظاهر شد و هفته نامه تایمز در سر مقاله خود او را به عنوان ”قهرمانی از تبار فیتز جرالد در‬
‫واشینگتن“‪ ٬‬و ”یکی از چهره های تر و تازه‪ ٬‬و جذاب واشینگتن ستود“‪ .‬وی هم اهل بزم بود و هم مرد رزم‪ .‬هر شب تا‬
‫ساعت ده کار می کرد‪ .‬همسر نگون بختش‪ ٬‬کارول‪ ٬‬مادر هفت فرزند آنان‪ ٬‬در برابر خبر نگاری تصدیق کرد که بچه ها‬
‫و او‪ ٬‬کمتر وی را می بینند ‪ -‬با آخر هفته ها‪ ٬‬حد اکثر روزی نیم ساعت‪ .‬گزارش داده بودند آخر هفته ها باکی نداشت که‬
‫بچه های خود را باریختن سطل آب سرد بر روی شان سراسیمه بیدار کند‪ .‬بیل سیمون به کار خود عشق می ورزید و در‬
‫پرستش نیکسون گزافه گویی می کرد‪ .‬برای تمجید از رییس جمهور از صفاتی استفاده می کرد که پت نیکسون در شگفت‬
‫می شد‪ ٬‬مانند‪” ٬‬دلربا‪ ٬‬افسونگر‪ ٬‬و زیرک“‪ .‬این تحسین و تحبیت دو جانبه نبود‪ .‬نیکسون و کیسینجر زیاد پاپی سیمون نمی‬
‫شدند و او را به عنوان روشنفکری میان وزن از سر خود باز می کردند‪ .‬نیکسون روز تقاضای کار اولیه سیمون خط‬
‫هایی کشیده و چیز هایی نوشته بود‪ ٬‬نه‪ ٬‬موسسه کرانه خاوری! موقعیتی دیگر؟ پس از جلسه کابینه ‪ ۲۳‬ژانویه‪۱۹۷۴٬ ٬‬‬
‫‪“.‬نیکسون به کسینیجر زنگ زد تا با وی غیبت کند‪ .‬از روی گله مندی گفت‪” ٬‬من فکر کردم کار سیمون ساخته است است‬

‫‪“.‬کیسینچر پاسخ داد‪” ٬‬یک فاجعه است‬

‫”من فکر کردم چند نکته را یادآور شوم‪ ٬‬تو نه“؟‬

‫‪“.‬کیسینجر گفت ”تو به دادش رسیدی‬
‫‪122‬‬

‫در جلسه کابینه ‪ -‬لعنت به این جور رییس جلسه شدن‪ .‬آنها خیلی ضعیف هستند‪ .‬به یک رهبر نیاز دارند‪ .‬احساس تو چه ”‬
‫بود“؟‬

‫‪“.‬صدای کیسینجر بلند شد‪” ٬‬دقیقا‪ ٬‬همانگونه که گفتی آنها ضعیف هستند‪ .‬تو خودت این را به آنها حالی کردی‬

‫بیل سیمون و هنری کیسینجر برای حل تنش های سیاست داخلی و خارجی برخاسته از بحران نفتی ناگزیر بودند با هم‬
‫بسازند‪ .‬بزرگترین اشتباه کیسینجر آن بود که وی حد بی رحمی و عشق سیمون به خرده ریز را دست کم گرفت ‪ -‬وی طبق‬
‫‪.‬قانون والستریت‪ ٬‬که در واقع هیچ قانونی هم نیست‪ ٬‬بازی میکرد‬

‫دست کیسینجر در ترغیب ملک فیصل به برداشتن تحریم هنوز بجایی بند نبود‪ .‬روز ‪ ۵‬فوریه‪ ٬‬کیسینجر به نیکسون گفت‪٬‬‬
‫‪” “.‬او ( فیصل م‪ ).‬خود را در میان بتن گیر انداخته و زندانی کرده است‬

‫نیکسون با او هم رای بود‪” ٬‬براستی خود را در میان بتن گیر انداخته است‪ .‬تا سوریه از این وضع رهایی نیافته است‪٬‬‬
‫‪“.‬تحریم پا برجا خواهد ماند‬

‫کیسینجر گفت ”ما توی چرخ ‪ -‬فلک نشسته و در سرایزیری تندی افتاده ایم‪ .‬آنها با دست خط خود ضمانت خواهند داد که‬
‫‪“.‬تحریم را بر میدارند‪ .‬من خیالبافی نمی کنم‬

‫رهبر دیگری هم که امید خود به سعودی ها را از دست داده بود سادات مصری بود‪ .‬وی که از جنگ با قامت بر‪٬‬در میان‬
‫جهان عرب‪ ٬‬برگشته بود‪ ٬‬در صدد یافتن راهی برای صلح پایدار با اسراییل برآمد‪ .‬او به شوروی ها بدگمان و در پی‬
‫بهبود روابط با واشینگتن بود‪ .‬اما تا قیصل به تحریم پایان نمی داد‪ ٬‬او هم چنان در جای خود میخکوب و آچمز می ماند‪.‬‬
‫فردای روزی که نیکسون و کیسینجر با هم گفتگو داشتند‪ ٬‬وزیر امور خارجه مصر‪ ٬‬در قاهره‪ ٬‬فرستادگان ایاالت متحده و‬
‫سعودی ها را به دفتر خود خواند و‪ ٬‬کیسینجر به الحیاق گفت‪” ٬‬در جلو سفیر ما زنگ میزنی به سعودی ها و میگویی یا‬
‫‪“.‬این بساط را همین حاال بر می چینند‪ ٬‬یا هرچه دیدند‪ ٬‬از چشم خود دیدند‬

‫روز ‪ ۷‬فوریه‪ ٬‬نیکسون با سفیر سعودی‪ ٬‬ابراهیم ال‪ -‬سوایل در اتاق نقشه کاخ سفید نشستی سی و پنج دقیقه ای داشت‪ .‬وی‬
‫به سفیر گفت متوجه است که دست فیصل در حنا مانده و خوب نمی داند از کدامین راه برود‪ .‬نیکسون می دانست که‬
‫فیصل می ترسید با بی حرمتی به انگیزه عربی دشمنی بنیادگرا ها را در داخل و خارج بر میانگیزد‪ .‬از دگر سو وی‬
‫نگران پیامد های شوم تحریم و افزایش قیمت نفت روی اقتصاد شرکای تجاری عربستان سعودی بود‪” .‬من میدانم که دولت‬
‫تو خواهان عادی سازی اوضاع است‪ ٬‬اما نمی توانید از پس الجزیره و سوریه بربیایید“‪ .‬کم مانده بود نیکسون‪ ٬‬به خاطر‬
‫عدم تالش زیاد برای حل تنش خاور میانه‪ ٬‬در دور نخست ریاست جمهوری خود‪ ٬‬از وی پوزش بخواهد‪ .‬وی به سفیر‬
‫گفت‪ ٬‬می خواهد فیصل بداند که ”من اکنون عزم کرده ام برای خاور میانه راه حلی بیابم‪ .‬من از زمان ریاست جمهوری‬
‫آیزنهاور نخستین رییس جمهوری هستم که در برابر جامعه یهودی های هیچ تعهدی ندارم‪ ٬‬و کسی نمی تواند مرا از راهی‬
‫که در پیش گرفته ام برگرداند“‪ .‬آن هنگام که نیکسون می گفت در برابر فشار اسراییل یا پشتیبانان او در ایاالت متحده سر‬
‫خم نخواهد کرد‪ ٬‬و برای رسیدن به یک صلح منطقه ای هم خود را بکار خواهد بست‪ ٬‬اغراق نمی کرد‪ .‬هنوز جنگ با تمام‬
‫شدت پیش میرفت‪ ٬‬که او به کسینجر زنگ زد و گفت ”با به پایان آمدن جنگ‪ ٬‬آنچه که باید اتفاق بیافتاد‪ ٬‬حتی اگر اسراییلی‬
‫ها مانند خوک زخمی زوزه بکشند‪ ٬‬این است که ‪ -‬باید به [سفیر شوروی آناتولی] دوبرینین ‪ -‬باید به شوروی ها بگوییم ‪-‬‬
‫‪“.‬که این چیز نفرین شده را برژنف و نیکسون حل خواهند کرد‪ .‬این کار باید بشود‪ .‬خوب فهمیدی‬

‫نیکسون به سفیر سوایل گفت که ”تحریم تالش های او را برای رسیدن به صلح‪ ٬‬متوقف و با شکست مواجه می کند‪...‬‬
‫تحریم باعث کندی زیاد حرکت ما می گردد‪ .‬من شما را درک می کنم‪ ٬‬اما با صف های جلو پمپ بنزین ها‪ ٬‬و جا های‬
‫‪“.‬دیگر‪ ٬‬نمی خواهم مردم ما کم کم گناه را به گردن اعراب بیاندازند‬
123
‫‪124‬‬

‫ما برای سعودی ها هر کاری را که از دستمان بر بیاید خواهیم کرد‬
‫برای روشن شدن طرز تفکر شاه سر پاره ای موضوعات‪ ٬‬روزنامه های امریکایی‪ ٬‬در تعطیالت کریسمس‪ ٬‬گفتگوی چند‬
‫ماه پیش وی با روزنامه نگار ایتالیایی‪ ٬‬اوریانا فاالچی را دوباره به چاپ رساندند‪ .‬در یک آن‪ ٬‬تصویری که به احتیاط‬
‫فراوان از شاه به عنوان یک دوست غرب‪ ٬‬یک فرمانروای نیک خواه‪ ٬‬و یک سر پرست دلسوز خانواده کاشته شده بود‪٬‬‬
‫‪.‬دود شد‪ ٬‬رفت هوا‬

‫ایده های او در باره زنان ( شما هرگز یک مایکل آنجلو یا باخ به جهان عرضه نکرده اید‪ .‬هرگز آشپز بزرگی نبوده اید‪٬).‬‬
‫مردم ساالری ( من خواهان ذره ای از آن مردم ساالری شما نیستم‪ ٬‬همه اش پیشکش خودتان‪ .‬ثمرات آن دمکراسی شگفت‬
‫آور تان را نمی بینی؟)‪ ٬‬نارضایتی ها (بیگمان آن هایی که آدم کشی می کنند‪ .‬آنها تیرباران می شوند‪ .‬اما نه برای این که‬
‫کمونیست هستند‪ ٬‬برای این که آدمکش هستند) احساس هایی را برانگیخت‪ .‬بسیاری از امریکایی ها دانستند که هیچگاه شاه‬
‫را نشناخته بودند‪ ٬‬با این شناختی هم که از او پیدا کرده بودند‪ ٬‬ازش خوشش شان نمی آمد‪ .‬خانمی به لس آنجلیس تایمز‬
‫نوشت‪” ٬‬با مصاحبه بسیار خوبی که شما چاپ کردید‪ ٬‬تصویر خوشایند و دروغینی که از شاه پرداخته شده بود( و رسانه‬
‫های ایاالت متحده تنها آنرا بخورد مردم میدادند)‪ ٬‬دریده شد‪ .‬من به تازگی از سفری دور و دراز به ایران برگشته ام‪.‬‬
‫انقالب به اصطالح سفید بطرز مالل انگیزی شکست خورده است‪ .‬خیلی از روستا ها نه برق دارند و نه آب آشامیدنی؛ بی‬
‫سوادی ‪ ۷۲‬درصد است‪ .‬کوچکترین نارضایتی سیاسی با دستگیری و شکنجه پلیس مخفی مخوف رو برو می شود“‪.‬‬
‫خوانند دیگری نوشت‪” ٬‬پایین شهر تهران مانند پایین شهر کلکته است‪ ٬‬اما پولدار های باالی شهر در ناز و نعمت بسر می‬
‫برند‪ .‬ارزش های او بی حرمتی به انسان و پوچ است“‪ .‬خواننده ای نوشته بود‪” ٬‬خدا به داد شهبانو فرح برسد‪ ٬‬باورم نمی‬
‫‪“.‬شود که او آن قدر ارزش زن را پایین می داند‬

‫محمد رضا شاه که گزش انتقاد را دید‪ ٬‬رفت به برنامه ‪ ۶۰‬دقیقه ای اخبار سی بی اس تا در گفتگویی با مایک والیس از‬
‫خود دفاع کند‪ .‬این برنامه‪ ٬‬که شامگاه روز یکشنبه‪ ۲۴ ٬‬فوریه‪ ٬‬پخش شد‪ ٬‬زخمی بر زخم ها گذاشت‪ .‬شاه پر تنش و نا آرام‬
‫بود‪ .‬یکی از سوال ها لج او را در آورد و او به حمله روی آورد‪ ٬‬کمپانی های نفتی ایاالت متحده را به شکستن تحریم و‬
‫قاچاق نفت به داخل ایاالت متحده‪ ٬‬از طریق ”چندین بار“ تغییر مسیر تانکر ها در میانه اقیانوس‪ ٬‬محکوم کرد‪ .‬او گفت‬
‫”نفتی که برای کشور مشخصی فروخته می شود از کشور دیگری سر در میاورد“‪ .‬او اعالن کرد که ایاالت متحده ”کمبود‬
‫نفت ندارد“ که هیچ‪ ٬‬از گذشته بیشتر نفت وارد می کند‪ .‬نیویورک تایمز گزارش داد که اظهارات شاه لرزشی در واشینگتن‬
‫انداخت‪ .‬برای این که اظهارات فوق تلویحا این معنی را داشت که دولت نیکسون تحریم را به دالیل سیاسی داخلی‪٬‬‬
‫‪.‬دستکاری و بهانه می کرد‬

‫فردای آنروز بیل سیمون به کاپیتول هیل احضار شد تا به اتهامات شاه در برابر کمیته راه ها و چاره های خانه پاسخ گوید‪.‬‬
‫آشکارا وی با دلواپسی پا به درون نهاد‪ .‬این احضاریه بدون پیش درآمد‪ ٬‬برنامه های پر مشغله او را به هم زده بود‪ .‬چون‬
‫عجله داشت خود را به کاپیتول هیل برساند‪ ٬‬سر خود را‪ ٬‬به خاطر شتابزدگی کوبید به لبه در ماشین‪ .‬رییس کمیته‬
‫درخواست او را برای رفتن به بیمارستان‪ ٬‬بخیه زدن و بستن روی زخم رد کرد‪ .‬با سری باند پیچی شده‪ ٬‬سیمون ”پنج‬
‫ساعت با درد‪ ٬‬خونریزی زیاد و ناراحتی سرکرد و به مردان کنگره که سرش داد می کشیدند‪ ٬‬گوش داد“‪ .‬وی همه آنها را‬
‫رد نمود و با خشم اتهامات شاه را به خودش بر گرداند‪ .‬وی آراء شاه در باره تحریم را نه تنها ”دور از احساس مسولیت‬
‫و خنده دار که دور از عقل و منطق دانست“‪ .‬بعد ها وی به تلخی یاد میاورد که ناگزیر شده بود به تعریف یکی از مردان‬
‫کنگره‪ ٬‬چارلز وانیک‪ ٬‬از شاه و به زیر سوال بردن تخصص خود وی در آن زمینه‪ ٬‬گوش کند‪” :‬تو می خواهی بمن بگی‬
‫“که شاه ایران‪ ٬‬نام آور ترین کارشناس نفتی جهان‪ ٬‬حرف دهانش را نمی فهمد؟‬

‫سیمون جواب داد‪” ٬‬این درست همانی است که بتو می گویم“‪ .‬وی در برابر کمیته فرعی سنا هم چیزی بهتر از این‬
‫‪.‬نتوانست بگوید‬
‫‪125‬‬

‫سناتور هنری اسکوپ جکسون گفت‪” ٬‬من می گویم‪ ٬‬آقای سیمون‪ ٬‬اگر صف ها طوالنی شد‪ ٬‬تا آوریل مجبوریم برای این‬
‫که بمب رو سرت نیافتاد‪ ٬‬برای تو کمینگاه بمب گود تری بکنیم“‪ .‬سخن جکسون نیشدار بود‪ .‬خانه و زندگی سیمون در‬
‫ویرجینای شمالی‪ ٬‬بیست و چهار ساعت زیر محافظت پلیس سری بود‪ ٬‬برای این که قیصر انرژی توسط امریکاییان‬
‫خشمگین تهدید به مرگ شده بود‪ .‬روزی که خانواده سیمون برای دیدن یک مسابقه بازی فوتبال رفته بود‪ ٬‬ماموران برا‬
‫یافتن شخصی که آنها را دنبال می کرده است‪ ٬‬جمعیت را می گشتند‪ ٬‬هرچند که می دانستند شخص مورد نظر چند ردیف‬
‫‪.‬عقب تر نشسته است‬

‫دختر وی کاتی سیمون گفت ”به خاطر دارم که ماموران امنیتی در زندگی ما زیادی حضور داشت‪ .‬هنوز یادم هست که‬
‫‪.‬یک روز مانده به مدرسه با محافظت ماموران امنیتی به مک دونالد رفتم‬

‫دو روز پس از گواهی دادن وی در کاپیتول هیل‪” ٬‬منابع موثق“ با دفتر آسوشیدت پرس در واشینگتن تماس گرفتند و گفتند‬
‫سیمون با تقبیح و توهین به شاه ”خطای بزرگی مرتکب“ شد و شانس خود برای نشستن بر جایگاه جورج شولتز‪ ٬‬وزیر‬
‫خزانه داری را از دست داد‪ .‬مقاله دومی در واشینگتن پست به چاپ رسید که به دولت هشدار می داد تفاسیر سیمون در‬
‫ایران موجب ”خشم و رنجش گشته است‪ .‬شاه ”چند بار“ با سفیر زاهدی تماس گرفته بود‪ .‬گفته میشد او را از واشینگتن فرا‬
‫می خواند‪ .‬رییس جمهور نیکسون به اقداماتی متوسل شد تا در خلوت و در حضور از اظهارات سیمون تبری جوید‪ .‬وی‬
‫‪.‬در نامه ای مشحون از پشیمان و ندامت‪ ٬‬از شاه پوزش خواست‬

‫سیمون اگر چه از تاریخچه بده و بستان های نهانی نیکسون و کیسینجر با شاه بی خبر مانده بود‪ ٬‬اما حاال می فهمید که شاه‬
‫در پایتخت‪ ٬‬در رسانه ها‪ ٬‬در کاپیتول هیل‪ ٬‬و در کاخ سفید‪ ٬‬حامیان نیرومندی دارد‪ .‬برای وی این درسی بود تا به فهمد که‬
‫چگونه قدرت در واشینگتن صغیر و کبیر نمی شناسد‪ .‬این برای وی همچنین آغاز نبرد دنکیشوت وار و تماشایی او برای‬
‫رهایی از کریدر های زیر نفوذ پهلوی در واشینگتن بود‪ .‬سیمون آرمانگرایی بود که گمان می برد اخالقیات در سیاست‬
‫خارجی اهمیت دارد‪ .‬شاه او را به وحشت انداخت‪ .‬بعد ها وی گفت‪” ٬‬به نظر من‪ ٬‬شاه نه تنها نا آگاه‪ ٬‬کج آگاه‪ ٬‬کج اندیش‬
‫‪“.‬و خود بزرگ بین‪ ٬‬خیاالتی‪ ٬‬که دوگانه بود‬

‫از آنسو هم سعودی ها برای آغاز نشست و برخاست با کاخ سفید پذیرفتاری بیشتر نشان میدادند‪ .‬در آغاز مارس‪ ٬‬نیکسون‬
‫چیزی در حد یک بده و بستان هنگفت به فیصل پیشنهاد کرد‪ ٬‬تا آنها تحریم را بشکنند و روابط را با ایاالت متحده از سر‬
‫گیرند‪ .‬در برابر از سر گیری صادرات نفت‪ ٬‬باال بردن بازدهی نفت‪ ٬‬و زیر دست گرفتن قیمت ها‪ ٬‬ایاالت متحده آماده بود‪٬‬‬
‫آرزوی دیرینه سلطان‪ ٬‬پیمان پیوند نظامی و اقتصادی با ایاالت متحده را‪ ٬‬جوش دهد‪ .‬روز ‪ ۷‬مارس‪ ٬‬کیسینجر قرارداد‬
‫پیشنهادی را‪ ٬‬به جانشین وزیر دفاع بیل کلمنتس توضیح داد‪” :‬ما برای سعودی ها هر کاری را که از دستمان بر بیاید‬
‫خواهیم کرد‪ .‬من با سلطان همه چیز را راست و ریست کرده ام‪ .‬باید وقت مناسبی را انتخاب کنیم‪ .‬بزودی هیات نظامی و‬
‫هیات اقتصادی اعزام می کنیم‪ ....‬شاید تا تکمیل این برنامه سه‪ ٬‬چهار هفته دیگر طول بکشد‪ .‬نمی خواهم زیاد شتابزده‬
‫شویم‪ .‬سلطان از این ایده خوشش آمد و ما هم دنبالش را گرفتیم“‪ .‬وی اضافه کرد که ”سعودی ها از تحریم درس خوبی‬
‫‪“.‬گرفتند‪ .‬شاید باز هم بدان متوسل شوند‪ ٬‬اما نه با همدستی کشور های عربی دیگر‬

‫روز دوشنبه ‪ ۱۱‬ام کیسینجر به نیکسون زنگ زد تا بگوید که ”آقای رییس جمهور‪ ٬‬همان طور که مستهظر هستید‪ ٬‬بر‬
‫بنیاد منشور پیوند های دو سو گرایانه‪ ٬‬ما به سعودی ها نزدیگی جستیم‪ ٬‬پاسخ آنان چنان دلگرم کننده و پر شور‪ ٬‬و چنان‬
‫‪“.‬آرزومندانه بود که باور نمی کنم این‪ ٬‬در برداشتن تحریم بی تاثیر باشد‬

‫” ‪“.‬خب‪ ٬‬بله‪ ٬‬ما هم همین را می خواهیم‬

‫کیسینجر تایید کرد‪ ” ٬‬به یفین“‪ .‬وی شرح داد آنچه که از این میان دستگیر خانواده سلطنتی سعودی می شود‪ ٬‬روابط نظامی‬
‫و روابط اقتصادی دراز مدت‪ ...‬و تعهد ایاالت متحده برای کمک استراتژیک به آنان در مبارزه علیه دشمنان شان در‬
‫‪.‬عراق و یمن جنوبی و غیره می باشد‬
‫‪126‬‬

‫‪.‬همچنین از نظر داخلی“ ”‬

‫‪.‬کیسینجر جواب داد‪” ٬‬بله‪ ٬‬درسته‪ .‬پاسخ آنها براستی شگفتی آور است“‬

‫چیزی که نیکسون و کیسینجر به عربستان سعودی پیشنهاد داده بودند‪ ٬‬روابط مخصوص و می شود گفت منحصر به فرد‬
‫بود‪ .‬در برابر از سر گیری رود نفت‪ ٬‬به قیمت مناسب‪ ٬‬ایاالت متحده‪ ٬‬فرمانروایان سعودی را برای درهم کوبیدن مخالفان‬
‫داخلی و دشمنان دشمنان ایدیولوژیک خارجی‪ ٬‬یاری می کرد‪ .‬روابط ایاالت متحده ‪ -‬سعودی دگرگونی بنیادین می پذیرفت‪.‬‬
‫دیگر این شاه نبود که تنها نگهبان نفت در خلیج فارس در برابر بنیاد گرا ها به حساب میامد‪ .‬امریکایی ها تا روزی که‬
‫سعودی ها بتوانند روی پای خود بایستند‪ ٬‬سپر آنان می شدند‪ .‬ایاالت متحده پذیرفته بود که در حکومت داخلی ‪ ٬‬سیاست‬
‫خارجی‪ ٬‬و رشد اقتصادی عربستان سعودی مستقیم و از نزدیک دست داشته باشد‪ .‬فیصل حق داشت که خواهان بده و‬
‫بستان بهتری باشد‪ .‬در همان روز‪ ٬‬در تهران‪ ٬‬چون شاه گزارش بستن پیمان سعودی ها با نیکسون را شنید‪ ٬‬به میهمانش‬
‫‪“.‬گفت‪” ٬‬غم مخور‪ .‬واشینگتن به زکی یمانی امید می بندد‪ ٬‬اما صد زکی یمانی جلو پیشرفت رویداد ها را نمی تواند بگیرد‬

‫روز ‪ ۱۸‬مارس تحریم نفتی در گردهمایی اپک‪ ٬‬در وین‪ ٬‬برداشته شد‪ .‬سعودی ها بالفاصله تولید نفت خود را یک میلیون‬
‫بشکه در روز افزایش دادند‪ .‬وقتی ایران پیشنهاد کرد قیمت نفت را ‪ ۵‬درصد باال ببرند‪ ٬‬یمانی اعالن کرد بزودی عربستان‬
‫سعودی از کارتل اپک بیرون می رود‪ .‬واکنش نمایندگان دیگر خشم آلود بود اما در برابر بزرگترین تولید کننده و دارنده‬
‫بزرگترین ذخایر نفتی جهان‪ ٬‬که از نفت انباشت شده خود علیه آنها می خواست استفاده کند‪ ٬‬کاری از دست شان بر نمی‬
‫آمد‪ .‬یک هفته بعد تولید نفت عربستان سعودی برگشت به سطح قبل از تحریم‪ ٬‬یعنی به ‪ ۸ / ۳‬میلیون بشکه در روز رسید‪.‬‬
‫یمانی اعالن کرد دولت وی در نظر دارد تا آخر ‪ ۱۹۷۵‬گنجایش تولید خود را به ‪ ۱۱/ ۲‬میلیون بشکه برساند‪ ٬‬بدینسان ‪۳۷‬‬
‫‪.‬درصد به سطح تولید فعلی آن اضافه میشد‬

‫تاثیر عمیق تحریم و کاهش ماهانه ‪ ۵‬درصد تولید‪ ٬‬بعد ها هسته کانونی بحث های فراوانی گشت‪ .‬در درجه نخست‪ ٬‬نک‬
‫حمله تحریم متوجه ایالت متحده و هلند بود‪ .‬چرا که این دو از اسراییل حمایت می کردند‪ .‬دولت های اروپای باختری و‬
‫ژاپن سر آخر از تحریم مصون ماندند‪ .‬برای این که آنها شتابان قرار داد هایی با دولت های خاور میانه بستند یا برای‬
‫فرونشاندن نگرانی های اعراب در برگرداندن سرزمین های اشغالی اسراییل‪ ٬‬بیانیه هایی دادند‪ .‬پرتقال‪ ٬‬رودزیا‪ ٬‬و افریقای‬
‫جنوبی هم از تحریم محروم نماندند‪ .‬پاره ای از کشور های تولید کننده نفت مانند ایران‪ ٬‬نیجریه‪ ٬‬و ونزویال موقعیت را‬
‫مغتنم شمردند و شتابزده در پر کردن شکافی که در عرضه پدید آمده بود‪ ٬‬کوشیدند‪ .‬صددام حسین عراقی هم بر تولید نفت‬
‫کشورش افزود و گفت که تحریم ساخت و پاخت امریکا ‪ -‬سعودی جهت تضعیف اروپا و ژاپن به قصد وابسته کردن آنان‬
‫به ایاالت متحده می باشد‪ .‬با همه این ها‪ ٬‬همچنان که تحلیل گر صنعتی‪ ٬‬دانیل یرجین به درستی متذکر شد‪” ٬ ٬‬از میان‬
‫رفتن ‪ ۹‬درصد از‪ ۵۵/ ۸‬میلیون بشکه نفت مصرفی جهان آزاد در روز‪ ٬‬به لحاظ رشد سریع نرخ مصرف نفت ‪۷/۵ -‬‬
‫درصد در سال‪ ٬‬اثرات آنرا تشدید کرد“‪ .‬با از میان رفتن ظرفیت اضافی در بازار‪ ٬‬خسران چند میلیون بشکه نفت هم کافی‬
‫بود عرضه را در سراسر گیتی به تالطم اندازد‪ .‬وحشت‪ ٬‬احتکار‪ ٬‬و تالش های مذبوحانه دولت ها برای سهمیه بندی‬
‫‪.‬عرضه هم در این میان جای خود داشت‬
‫‪127‬‬

‫یکی باید با شاه از در گفتگو درآید‬
‫در واشینگتن و جا های دیگر‪ ٬‬سیاست های شاه به نگرانی های زیادی دامن میزد‪ .‬در آغاز شامگاه ‪ ۲۹‬مارس ‪٬ ۱۹۷۴‬‬
‫کیسینجر مهماندار گردهمایی سران باالی دولت و مدیران نفتی‪ ٬‬برای بررسی گام بعدی در گفتگو های صلح خاور میانه و‬
‫بحران نفتی بود‪ .‬این تازه ترین گام در مبادله اطالعات وزیر امور خارجه با سران صنعت نفت‪ ٬‬از سری آگاهی رسانی‬
‫هایی بود که برای هماهنگی سیاست دولت با عالیق آنان صورت می گرفت‪ .‬سرپرستان و روسای تگزاکو‪ ٬‬استاندار اویل‬
‫کالیفرنیا‪ ٬‬اگسون‪ ٬‬موبیل‪ ٬‬امرادا هس‪ ٬‬آتالنتیک ریچفیلد‪ ٬‬کانتیننتال اویل‪ ٬‬و گلف اوی آمده بودند‪ .‬از کار کشتگان و‬
‫استخوان پوکندگان واشینگتن هم جان مک کلوی‪ ٬‬آنجا بود‪ .‬شرکت حقوقی وی میلبانک‪ ٬‬تووید‪ ٬‬هادلی و مک کلوی‪ ٬‬را‬
‫نمایندگی میکرد‪ ٬‬و گفتگو های میان کمپانی های نفتی و دولت های عربی را جوش میداد‪ .‬کیسینجر درآغاز به میهمانان‬
‫خود اصمینان داد ”که رونوشت این گفتگو ها به هیچ جا نمی رود مگر به پوشه خود او‪ .‬اگر از این باره نگران هستید‪٬‬‬
‫آنرا متوقف می کنیم‪ ....‬شاید باور نکنید که نگهداری نسخه هایی که ‪ ۵۰۰‬کپی از آنها شده است‪ ٬‬در این ساختمان‪ ٬‬چه‬
‫دستاورد بزرگیست‪ .‬سپس به تحقیر با اشاره به بیل سیمون که جلو آنها نشسته بود‪ ٬‬پرداخت‪ .‬شما همه می شناسیدش‪ ٬‬مگر‬
‫نه؟ مگر کسی هست که سیمون را نشناسد؟ همه زدند زیر خنده‪ .‬نا شناخته بودن تنها چیزی است که قیصر را َک َمکی‬
‫‪.‬کوچک می کند“‪ .‬خنده ها بلند شد‬

‫پس از آگاهانیدن مجریان نفتی از آخرین پیشرفت ها در گفتگو های صلح خاور میانه‪ ٬‬کیسینجر از آنان شنید که دو برابر‬
‫شدن قیمت اخیر نفت‪ ٬‬افزایش یکباره خیلی زیاد و ناخوشایند بوده است‪ :‬بسیاری از مصرف کنندگان در غرب و جا های‬
‫دیگر از واردات نفت بیگانه می کاستند و به برداشتن گام های سختگیرانه جهت صرفه جویی رو میاوردند‪ .‬این اقدامات بر‬
‫روی قیمت گذاری اپک فشار میاورد ‪ -‬و از سود کمپانی های نفتی می کاست‪ .‬صنعت مذکور همچنین توافق داشت که‬
‫قیمت ارسالی نفت سبب شدت گرفتن نرخ تورم‪ ٬‬در میانه تالش های هراس آلود ملل مصرف کننده نفت در التجا به‬
‫معامالت پایاپای با تولید کنندگان نفت میشد‪ .‬مصرف کنندگان می خواستند در صورت حساب های سوخت خود تجدید نظر‬
‫کنند تا مگر دسترسی بلند مدت و تضمین شده به عرضه نفت خاور میانه را از دست ندهند‪ .‬تایوان به دنبال توافق نفت ‪-‬‬
‫در برابر ‪ -‬پاالیشگاه با سعودی ها بود‪ .‬لهستان قبول کرده بود در ازای دریافت نفت از لیبی‪ ٬‬که از سال ‪ ۱۹۸۰‬آغاز‬
‫میشد‪ ٬‬به آن کشور تانکر و تجهیزات صنعتی بدهد‪ .‬آرژانتین در برابر نفت به لیبی گندم و گوشت میداد‪ .‬فرانسه سرگرم‬
‫گفتگو برای بستن یک قرارداد بیست ساله با عراق بر سر ‪ ۵/۶‬میلیون بشکه نفت خام‪ ٬‬و با عربستان یک قرار داد سه‬
‫ساله نفتی در ازاء مبادله اسلحه و کاال های صنعتی بود‪ .‬عراق توافق کرده بود روزانه ‪ ۳۲۰۰۰۰‬بشکه نفت‪ ٬‬به مدت ده‬
‫سال به ژاپن بدهد تا توکیو برای ساختن طرح ملی فراورده های گاز طبیعی‪ ٬‬یک پاالیشگاه‪ ٬‬یک پروژه پترو شیمی‪ ٬‬یک‬
‫‪.‬پروژه کود سازی‪ ٬‬و یک طرح آلومینیم ‪ ۱‬بیلیون دالر بپردازد‬

‫داد و ستد های پایاپای با باال نگهداشتن قیمت ها در جا های دیگر‪ ٬‬روی اقتصاد جهان تاثیر می گذاشت‪ .‬به دلیل باال رفتن‬
‫یکباره قیمت سوخت و کاالها‪ ٬‬تورم در خیزش بود‪ .‬گرانی قیمت ها در سه ماهه آخری‪ ٬‬که در آن‪ ٬‬بویژه به دنبال صعود‬
‫سریع هزینه های نفت‪ ٬‬نرخ ساالنه رشد قیمت ها‪ ٬‬به گزارش سازمان همکاری های اقتصادی و پیشرفت‪ ۱۶٪ ٬‬برآورد شد‬
‫‪ ٬‬بازتاب کننده همین گرانی سوخت بود‪ .‬چیزی میان یک چهارم تا یک سوم تورم بگردن گران شدن انرژی بود‪ ٬‬که آنهم‬
‫گرانی محصوالت بی شماری از فرآورده های نفتی را در پی داشت‪ ٬‬از قبیل کود‪ ٬‬مواد حاصل از پتروشیمی‪ ٬‬و بافته‬
‫هایی که در آنها از مواد مصنوعی استفاده میشد‪ .‬در سال ‪ ۱۹۷۴‬میزان تورم در ایاالت متحده به ‪ ۱۲‬درصد رسید‪ .‬در‬
‫اروپای باختری نرخ تورم دو برابر شد که در فرانسه و بلژیک به ‪ ۱۶‬درصد‪ ٬‬در بریتانیای کبیر به ‪ ۱۸‬درصد‪ ٬‬در ایتالیا‬
‫به ‪ ۲۵‬درصد‪ ٬‬در ایسلند به ‪ ۳۲‬درصد ‪ ٬‬و در یونان به ‪ ۳۳/۴‬درصد برخاست‪ .‬ژاپن نرخ تورم خود را ‪ ۲۴‬درصد‬
‫گزارش کرد‪ .‬در آراژانتین تورم ‪ ۵۵‬درصدی بیداد می کرد‪ .‬تکانه های نفتی در گوشه های زیادی از جهان سوم نیز پیامد‬
‫های ویرانگر خود را بر جای نهاد‪ .‬صورت حساب ‪ ۱۰‬بیلیون دالری سوخت افریقا‪ ٬‬می شود گفت ‪ ۱۱/۴‬بیلیون دالری‬
‫کمکی را که از جهان صنعتی می گرفت یکجا بلعید‪ .‬در آسیا‪ ۴۰ ٬‬درصد کشت برنج در سریالنکا خوابید‪ .‬برای این که‬
‫‪128‬‬

‫کشاورزان مجبور بودند برای خرید کود ‪ ۳۷۵‬درصد بیشتر بپردازند‪ .‬شیرازه اجتماعی بسیاری از کشور ها داشت از هم‬
‫‪.‬میدرید‪ .‬داد وستد های پایاپای بر وخامت اوضاع می افزود‪ ٬‬و قیمت های پایه را پیایین تر از آنی میاورد که نفت نمیامد‬

‫مدیران کمپانی های نفتی امریکایی نگرانی پر شتاب دیگری داشتند‪ :‬دلشوره آنان این بود که از بازار نفت خاور میانه‬
‫بیرون رانده می شدند‪ .‬کن جمیسون از کمپانی اکسون به کیسینجر‪ ٬‬سیمون‪ ٬‬و دستیاران آنهاگله کرد که‪” ٬‬در معامالت‬
‫دولت به دولت‪ ٬‬روز بروز آنها بیشتر و بیشتر نفت آرامکو را به کشور های دیگر روانه می کنند‪ .‬بدین ترتیب‪ ٬‬ما با شتاب‬
‫نفتی را که پیش تر در اختیار مان بود از دست میدهیم“‪ .‬بی‪ .‬ار‪ .‬دورسی‪ ٬‬از گلف اویل‪ ٬‬گفته او را تایید کرد‪” ٬‬تولید‬
‫‪“.‬کنندگان نفت از این وسیله استفاده میکنند تا قیمت بازار را آنها تعیین کنند‬

‫جمیسون بیان داشت که ”مشکل قیمت دلواپس کننده تر است تا مشکل عرضه“‪ ٬‬و سپس افزود ”به اعتقاد ما تنها کسی که‬
‫قیمت ها را با همه توان به باال سوق میدهد‪ ٬‬شاه است“‪ .‬وی با ابرام و اصرار از کاخ سفید خواست که به رهبر ایران‬
‫‪.‬فشار بیاورد‬

‫کیسینجر با او هم عقیده بود‪” ٬‬شاه یکدنده است‪ .‬کنار آمدن با او به این آسانی ها نیست“‪ .‬آنگاه اضافه کرد که ”سیمون بهتر‬
‫‪“.‬از همه قلق او را میداند‬

‫ویلیام تاووالریاس‪ ٬‬سرپرست موبیل اویل گفت‪” ٬‬اگر قیمت ارسالی پایین برود‪ ٬‬بده و بستان های پایاپای نیز میرود پایین‪.‬‬
‫در نتیجه قیمت فروش آنها هم پایین میاید‪ .‬این راه موثر است“‪ .‬هنگامی که کیسینحر پرسید چگونه می شود قیمت ها را به‬
‫‪“.‬ضرب زور پایین برد‪ ٬‬تاواوالریاس پاسخ داد‪” ٬‬یکی باید با شاه صحبت کند‬

‫کیسینجر به گروه یقین داد که شاه را می بیند‪” .‬دفعه بعد می روم آنجا“‪ .‬آنچه که کیسینحر به آنان نگفت این بود که نه وی‬
‫‪.‬و نه نیکسون نفوذی روی سیاست نفتی ایران یا اهرمی برای اعمال تاثیر روی رفتار شاه داشتند‬

‫جمیسون گفت‪ ٬‬سعودی ها آماده اند قیمت را پایین آورند و تولید نفت شان را باال ببرند تا بازار سیراب شود و قیمت گذاری‬
‫‪.‬اپک بشکند‬

‫‪ “.‬جانشین وزیر دفاع‪ ٬‬ویلیام کلمنتس‪ ٬‬به کیسینجر هشدار داد ”که فیصل با این معامله در پی مرگ شاه است‬

‫گویی جمیسون از ته دل سیمون خبر داده بود‪” :‬سعودی ها الزم نیست قیمت ارسالی را پایین آورند ‪ -‬کافی است آنها تولید‬
‫‪“.‬شان را باال ببرند و بگذارند بقیه کار ها را بازار بکند‬

‫رییس آتالنتیک ریچفیلد‪ ٬‬راُبرت آندرسون تاکید کرد که بازار نفت نرم میشود و شاه به آخر خط رسیده است‪ .‬در حراج‬
‫تازه ای که سعودی ها کرده بودند‪ ٬‬پیشنهاد ها میان ‪ ۹/۵‬و ‪ ۱۱/۵‬دالر برای هر بشکه بود‪ ٬‬که از ‪ ۱۷/۴۰‬دالر ماه دسامبر‬
‫شاه خیلی پایین تر می باشد‪ .‬کویت حراج خود را لغو کرد برای این که مزایده های پیشنهادی رسیده میان ‪ ۸/۵۰‬دالر و‬
‫‪ ۱۰‬دالر برای هر بشکه بود‪ .‬میانگین برداشت روزانه نفت در جزیره خارک ایران‪ ۳۰۰۰۰۰ ٬‬بشکه بود‪ .‬بازار کم کم‬
‫فروکش می کند و این نشانه آنست که اگر به هم نخورد‪ ٬‬قیمت ها افت خواهد کرد‪ .‬اما در برابر‪ ٬‬شاه که پرداخت ‪ ۵‬بیلیون‬
‫دالر برای خرید سیستم اسلحه های ایاالت متحده در آینده را‪ ٬‬در گرو درآمد نفتی گذاشته بود‪ ٬‬قیمت ها را بطور تصنعی‬
‫‪.‬باال نگهمیداشت‬

‫مصرا خواستند بجای داد و ستد پایاپای با ایران و عربستان سعودی وارد معامله دو جانبه‬
‫ّ‬ ‫جمیسون و همکارانش از دولت‬
‫شود‪ .‬بسود ملی امریکا بود که وابستگی اقتصادی تولید کنندگان نفت به ایاالت متحده بیشتر شود‪ .‬کلمنتس توضیح داد‪” ٬‬داد‬
‫و ستد دو جانبه این چشمه ای را که در دست آنان افتاده است‪ ٬‬برای روبراه کردن امور و معامالت بخود خواهد کشید‪ ٬‬چه‬
‫بصورت پول‪ ٬‬چه نیروی انسانی‪ ٬‬یا زمان‪ .‬آنان می توانند خیلی از این چیز ها را بخرند‪ ...‬هرگاه جدی قدم پیش بگذاریم‪٬‬‬
‫مثال از طریق تکنولوژی‪ ٬‬صنعت‪ ٬‬و چیز هایی از این دست‪ ٬‬که هرچه آنها در دست دارند‪ ٬‬بخود بکشد‪ ٬‬آنگاه کار ها جور‬
‫‪129‬‬

‫خواهد شد“‪ .‬معامالت جداگانه دو جانبه میان ایاالت متحده با ایران و عربستان سعودی‪ ٬‬دست واشینگتن را باز میگذارد تا‬
‫در تعیین چگونگی اداره اقتصاد آن دو کشور و مقدار پولی که در برابر نفت مطالبه میکنند‪ ٬‬نقش داشته باشد‪ .‬بدین سان‬
‫ایاالت متحده خواهد توانست بیلیون ها دالر‪ ٬‬از دالر های نفتی را بخود بکشد‪ ٬‬وضع مالی خود را استوار سازد و میزان‬
‫‪.‬تجارت خویش با دولت های خلیج را بهبود بخشد‬

‫تاوواالریاس از موبیل با وی هم عقیده بود‪” ٬‬بگمان می هرچه این دو کشور به هم وابسته تر گردند‪ ٬‬دست شما در تعیین‬
‫‪“.‬معقول قیمت باز تر خواهد بود‬

‫جانشین وزیر امور خارجه‪ ٬‬کنت راش چشم اندازی از مشاهدات ابعاد دادو ستد پایاپای و دو سویه را که میان غرب‬
‫صنعتی و تولید کنندگان نفت در خلیج فارس بسته شده بود‪ ٬‬بر شمرد و گفت‪ ٬‬این امر ”مستلزم رفتن شمار زیادی [‬
‫امریکایی] به آنجاست“‪ .‬این فرض او‪ ٬‬همچنان که دیده شد‪ ٬‬نادرست بود‪ ٬‬که سرازیر شدن بیگانگان به منطقه‪ ٬‬ما را به‬
‫آنها نزدیک تر خواهد ساخت‪ .‬هیچ به این نیاندیشیده بود که امکان دارد این سرازیر شدن‪ ٬‬بر عکس‪ ٬‬به احساسات ضد‬
‫‪.‬امریکایی دامن بزند‬
‫‪130‬‬

‫می خواهم تا نمرده ام آنها را به پایان ببرم‬
‫نیکسون و کیسینجر پشت آرزوی شاه را گرفتند و ایران را نیروگاه منطقه ساختند‪ .‬یکی از تحلیل گران سرشناس ایاالت‬
‫‪:‬متحده گفت‬

‫رویای رهبر ایران برای رسیدن به شکوه امپراتوری ایران باستان و همسان شدن با انگلیس و فرانسه در زمنیه های اقتصادی و‬
‫سیاسی پیش از پایان سده‪ ٬‬بر همگان دانسته است‪ .‬از نظر جغرافیایی‪ ٬‬اتحاد جماهیر شوروی در شمال‪ ٬‬اعراب پیکار جو در باختر‬
‫که هردم بیشتر پیشرفت می کردند‪ ٬‬جلو دامنه و گسترش نفوذ ایران را می گرفتند‪ .‬با این همه‪ ٬‬می توان پیش بینی کرد که ایران‬
‫بکوشد در سوی خاور‪ ٬‬در افغانستان و پاکستان‪ ٬‬در اقیانوس هند‪ ٬‬و در جایگاه های بین المللی مقام شامخی داشته باشد‪.‬‬

‫با دستیابی یه گنجینه بزرگی از دالر های نفتی و ریزش باران سای سالح های ایاالت متحده به ایران‪ ٬‬پنداشتی دیگر هیچ‬
‫چیز جلو دار امپراتوری ایران و شاهنشاه‪ ٬‬در سر راه چیرگی نه تنها بر خلیج فارس و پل هایی که به آسیای میانه می‬
‫‪.‬پیوندند‪ ٬‬که بر نفوذ ایران در کرانه خاوری افریقا‪ ٬‬و راه یابی به قلب اقیانوس هند‪ ٬‬نیست‬

‫شاه در پاسخ یکی از کسانی که از دربار دیدار می کرد و در باره ثبات کشور پرسیده بود‪ ٬‬گفت‪” ٬‬ایران دیگر آن آتشفشان‬
‫نیست‪ .‬نیروی هوایی ایران باید چندان نیرومند گردد که از خلیج فارس تا دریای ژاپن را نگهداری کند‪ .‬هند در آستانه‬
‫فروپاشی است‪ .‬هند و پاکستان بازار طبیعی فراورده های صنعتی پروژه های ایران خواهند بود‪ ٬‬اما من باید حواسم به‬
‫‪“.‬تهدید هند علیه پاکستان باشد‬

‫با آغاز سال نو پارسی در ماه مارس‪ ٬‬خانواده امپراتوری برای آرامش به کیش رفت‪ .‬روز ‪ ۸‬اوریل‪ ٬‬شاه تعطیالت خود را‬
‫قطع کرد تا با اعلم و سفیر هلمس راهی بندر عباس شود‪ .‬از آنجا‪ ٬‬آنها سوار کیتی هاوک‪ ٬‬که به نیروی ضربت دریایی‬
‫ایاالت متحده در نزدیکی ساحل عمان پیوسته بود‪ ٬‬گشتند‪ .‬نیروی ضربت به پشتیبانی از شاه رزم آزمایی دریایی برپا داشته‬
‫‪.‬بود‬

‫شاه در جایگاه تازه خود به عنوان یکی از رهبران بزرگ جهان جا خوش کرده بود‪ .‬تایم نوشت‪ ” ٬‬محمد رضا شاه پهلوی‪٬‬‬
‫در ‪ ۳۳‬امین سال فرمانروایی خویش که بار ها بیم آن میرفت فروخوابد‪ ٬‬ایران را به آستانه فر و شکوهی رسانده است که‬
‫کمتر از آنی که کوروش بزرگ برای پارس کهن فراهم کرد‪ ٬‬نیست“‪ .‬در سال ‪ ۱۹۷۴‬وی هم امپراتور ایران بود و هم‬
‫”امپراتور نفت“‪ .‬شاه به اعلم‪ ٬‬به درد دل گفت‪ ٬‬خیلی آروز ها دارم‪” .‬سرآمد همگان بودن در خاور میانه بسنده نیست‪ .‬ما‬
‫‪“.‬باید همدوش و همپهلو با قدرت های بزرگ جهان گردیم‪ .‬این کار شدنیست‬

‫روز سه شنبه‪ ۹ ٬‬اوریل‪ ٬‬درست شیش روز پس از شنیده آن سخنان شاه‪ ٬‬اعلم از محل سکونت خویش در جزیره کیش‪٬‬‬
‫رهسپار اقامت گاه تابستانی شد‪ .‬امیدوار بود شاه را سرحال ببیند‪ ٬‬از دیدن سرلشگر کریم ایاضی‪ ٬‬پزشگ شاه‪ ٬‬که در‬
‫گوشه ای دور از دربار‪ ٬‬بدیدنش آمده بود و از وی می خواست پروفسور ژان برنارد‪ ٬‬خونشناس نامدار فرانسوی را بر‬
‫بالین شاه بیاورند‪ ٬‬دلواپس شد‪ .‬ایاضی پافشاری میکرد که بر این درخواست درنگ روا نیست‪ .‬دکتر ژان برنارد‪ ٬‬که در‬
‫یک بنیاد سرطان شناسی پیشرفته در پاریس کار می کرد‪ ٬‬به دوا و درمان سرطان خون ال عالج اعلم می کوشید‪ ٬‬که‬
‫وخامت واقعی آن از چشم وی پنهان نگهداشته می شد‪ .‬در فرهنگ پزشگی ایران پنهان داشتن خبر چاره ناپذیری و مرگبار‬
‫بودن بیماری از بیمار‪ ٬‬برای پیشگیری از ترامای شنیدن خبر بد‪ ٬‬میان دکتر ها رواج داشت‪ .‬این گونه اهتراز ها نشانه‬
‫احترام و همدردی بشمار میامد‪ .‬اعلم میدانست که بیمار است اما نمی دانست که اندک اندک می میرد‪ .‬اعلم از شنیدن این‬
‫که شاه چیزیش شده است برخود لرزید‪ ٬‬گرچه فرمانروای خودکامه نشانی از احساس بد و آشفتگی بروز نمیداد‪ .‬چون به‬
‫فرودگاه نزدیکتر شدند‪ ٬‬شاه از اعلم در باره پیشرفت کار های ساختمانی میهمانسرای در دست ساخت‪ ٬‬در جزیره شد‪.‬‬
‫‪”“.‬گفت باید بجنبند‪ ٬‬دلم می خواهد پیش از مردنم آنها به پایان برسند‬
‫‪131‬‬

‫در واقع‪ ٬‬شاه نیز مانند ‪-‬اعلم ‪ -‬سرطان داشت‪ .‬رفتار حیرت آور شاه در جزیره کیش ‪ -‬سلوک آرام‪ ٬‬بی چین و شکن‪ ٬‬و‬
‫مرگبار او در هنگامه فوریت مداوا و معالجه ‪ -‬دو داستان پیش روی ما می نهد‪ .‬یکی آنکه از مرگ خود ناآگاه بود و‬
‫بیماری مرگبار را به خانه دل راه نداده بود‪ .‬داستان دوم که بعد ها ملکه هم آنرا تایید کرد این بود که شاه پیشتر از این‪ ٬‬از‬
‫بیماری سرطان خویش آگه گشته بود و چند هفته ای برای هضم تکانه های آن وقت داشته است‪ .‬فرح به خاطر میاورد‪” ٬‬به‬
‫من گفتند پروفسور [کارل] فلینگر در سال ‪ ۱۹۷۴‬شاه را از این مساله آگاهانیده بود‪ .‬بگمان من فرح میدانست که کی برای‬
‫‪“.‬نخستین بار یک پزشک فرانسوی برای درمان او به تهران آمد‬

‫گفته های شهبانو توسط دکتر فلینگر تایید شد‪ .‬در آغاز سال ‪ ۱۹۷۴‬شاه‪ ٬‬شهبانو‪ ٬‬و فرزندانشان‪ ٬‬بر سبیل عادت معهود‪٬‬‬
‫برای تعطیالت اسکی راهی سویس شدند‪ .‬شاه عادت داشت تعطیالت اسکی را مغتنم شمرده‪ ٬‬برای معاینه کلی‪ ٬‬به کشور‬
‫همسایه‪ ٬‬اطریش‪ ٬‬پرواز کند‪ .‬دکتر فلینگر‪ ٬‬در جهان نامی بهم زده بود و ”پزشگ شاهان“ بود‪ ٬‬از زمره بیماران وی سران‬
‫عربستان سعودی‪ ٬‬افغانستان‪ ٬‬مراکش و به اضافه شاه بود‪ .‬نخستین بار در اتاق مشاوره دکتر فلینگر بود که تشخیص داده‬
‫شد شاه سرطان غدد لنفاوی‪ ٬‬نوعی از سرطان خون دارد که در آن هنگام میشد آنرا مداوا کرد اما‪ ٬‬چاره ای بر آن نبود‪.‬‬
‫دکتر فلینگر بیاد میاورد که دکتر ایاضی‪ ٬‬که همراه شاه به وین پرواز کرده بود‪ ٬‬اصرار داشت که آن را کامال مخفی‬
‫نگهدارند‪ .‬ایاضی و فلینگر تدبیری اندیشیدند که این بیماری را در تاریکی و نهان‪ ٬‬از اطالع شاه به دور نگهدارند‪ .‬هر چند‬
‫که این داستان را نمی شود یکسره دور انداخت‪ ٬‬این نیز هست که شاید شاه از آن باخبر گشت اما وی و ایاضی تصمیم‬
‫گرفتند تا جایی که می شود آنرا پنهان دارند‪ .‬زندگی شاه تکه تکه بود و معقول بنظر میرسد که وی سرطان لنفاوی خود را‬
‫به سبب ترس از اتفاقاتی که ممکن بود به دنبال آگاهی مخالفان داخلی‪ ٬‬همسایه های جاه طلب ایران‪ ٬‬و رهبران قدرت های‬
‫بزرگ ‪ -‬از جمله امریکاییان ‪ -‬روی دهد‪ ٬‬جزو اسرار دولتی به حساب آورد‪ .‬بالفاصله شاه جای پا های پشت سر را‬
‫پوشاند‪ ٬‬پیوند خود با دکتر فلینگر را برید‪ ٬‬و در سال ‪ ۱۹۷۵‬پیش یک اینترنیست در سویس رفت‪ .‬اینک دوا و درمان شدن‬
‫در اطریش از میانه رخت بربسته بود‪ .‬یکی از دستیاران وی می گوید‪” ٬‬اگر در وین به بیمارستان می رفت‪ ٬‬نتایج آزمایش‬
‫‪“.‬هار را نمی شد مخفی نگهداشت‬

‫چه چیزی شاه را بر آن داشت که در پی دوا و درمان باد کردگی زیر شکم خود بربیاد‪ ٬‬و بدنبال متخصص فرانسوی‬
‫برود؟ گویا در آوریل ‪ ٬ ۱۹۷۴‬سرلشگر ایاضی تشخیص داد‪ ٬‬بهتر است دنبال معالجه بگردد‪ .‬شاید باد کردگی زیر شکم‬
‫وی بزرگتر شده بود‪ ٬‬شاید شاه ناخوش بود‪ .‬دست کم یکی از گزارشگرانی که در حول و حوش این ایام شاه را دید‪ ٬‬از‬
‫پریدگی رنگ رخسار او گزارش داد‪ .‬تصمیم ناگهانی ایاضی برای آوردن یک متخصص در ‪ ۹‬ماه می‪ ٬‬نیز می تواند به‬
‫جهت مرگ رییس جمهور پمپیدو در پاریس بوده باشد‪ ٬‬که مدت های طوالنی دور از انظار با بیماری والدن اشتروم که‬
‫نوعی از سرطان خون است‪ ٬‬دست و پنجه نرم می کرد‪ .‬شاه و اعلم از تصمیم پمپیدو در سکوت‪ ٬‬حیرت زده بودند‪ ٬‬که‬
‫علیرغم تشخیص بیماری جان ستان‪ ٬‬می خواست همچنان سر کار بماند‪ .‬وضع پمپیدو از مردم فرانسه پوشیده نگهداشته شد‬
‫اما در میان محافل سیاسی درز پیدا کرد‪ .‬وزیر دفاع‪ ٬‬شلزینگر‪ ٬‬روز ‪ ۵‬سپتامبر ‪ ٬ ۱۹۷۳‬در شورای امنیت ملی‪ ٬‬بدون‬
‫مقدمه اعالن کرد‪ ٬‬پمپیدو در ”بستر احتضار“ است‪ .‬پس از آن دولت نیکسون به بررسی دور و دراز بیماری رییس‬
‫جمهور فرانسه و عواقب احتمالی آن روی روابط امریکا ‪ -‬فرانسه پرداخت‪ .‬کیسینجر در دیداری که روز ‪ ۲۶‬فوریه‬
‫‪ ٬ ۱۹۷۴‬از لندن داشت‪ ٬‬به سر آلک داگالس ‪ -‬هوم رساند که کاخ سفید ”تحلیلی کرده است‪ .‬آدم های ما گفته اند هیجده ماه‬
‫تا سه سال زنده است‪ .‬وضع وی به وخامت گذاشته و در برابر سرایت مریضی ناتوان گشته است‪ .‬ناچار است مقدار‬
‫‪“.‬زیادی کورتیزون بخورد که پیامد آن کله سختی است‪ .‬شش هفته بعد پمپیدو مرد‬

‫شاه بر آن بود که مانند پمپیدو سربلند از جهان چشم بر بندد‪ .‬متخصص های فرانسوی که اسدهللا اعلم آنان را خواسته بود‪٬‬‬
‫با پنهان کاری زیاد‪ ٬‬از فرودگاه اورلی فرانسه بپرواز درآمدند و روز ‪ ۱‬ماه می به تهران رسیدند‪ .‬در آغاز به دکتر برنارد‬
‫و دستیار جوان او دکتر ژورژ فالندرین‪ ٬‬گفته شد کسی که به کمک آنها نیاز دارد اعلم است‪ .‬به دو دکتر فراسوی گفته‬
‫بودند وسایل خود را بیاورند‪ ٬‬چون در تهران آنها نمی توانستند با متخصص های محل هیچگونه تماسی داشته باشند‪.‬‬
‫فالندرین می گفت‪ ٬‬در ابتدای راهرو منتهی به سالن‪ ٬‬در فرودگاه مهرآباد‪” ٬‬دو ماشین با چراغ های چشمک زن منتظر ما‬
‫‪132‬‬

‫بود‪ .‬ما با چند مرد ناشناس دست دادیم که هر بار به تهران می رفتیم همان چهره ها را می دیدیم“‪ .‬ماشین ها آنان را به‬
‫خانه اعلم برد‪ .‬همان جا بود که ”آنان آگاه گشتند که آنها باید به سالمتی باال سری او می پرداختند ‪ -‬وی این کلمه را با خنده‬
‫ای گفت“‪ .‬تند رستی خود اعلم یکسر بهانه بود‪ .‬اگر احدی رفت و آمد دکتر ها به کاخ را می دید‪ ٬‬و سوالی داشت باید به‬
‫اعلم مراجعه می کرد‪ .‬فالندرین و برنارد را با ماشین در کاخ نیاوران یکراست بردند به اتاق مطالعه شاه‪ .‬در دید نخست‬
‫گفتگوی روان محمد رضا شاه به فرانسه‪ ٬‬آهنگ آرام‪ ٬‬و بدن ورزشکار او چشم فالندرین را گرفت‪ .‬شاه پیراهن خود را‬
‫باال زد تا برآمدگی خود ‪ -‬یافته را به آنان نشان دهد‪ .‬دکتر های فرانسوی کارشان را شروع کردند‪ ٬‬بی آنکه خبر شان بشود‬
‫شاه قبال با دکتر فلینگر در وین مشاوره کرده است‪ .‬آنها در این پندار بودند که برای نخستین بار بیماری را تشخیص‬
‫‪.‬میدهند‬

‫نتیجه تشخیص فوری دکتر هااز برآمدگی‪ ٬‬با تشخیص فلینگر‪ ٬‬در آغاز همان سال‪ ٬‬یکی بود‪ .‬آنان شاه را تنها گذاشتند تا با‬
‫سرلشگر ایاضی گفتگو کنند و وی را از لیمفومای شاه آگاه سازند‪ .‬اینک نوبت آنان بود که حیرت زده شوند‪ .‬ایاضی به‬
‫آنان گفت که‪” ٬‬تا آنجا که او میداند‪ ٬‬باید به اعلیحضرت گفته شود‪ ٬‬همه چیز خوب است“! در حضور ایشان سخنی از‬
‫”سرطان“ بمیان نیاید‪ .‬بدنبال این گفتگوی تندی درگرفت‪ .‬دکتر ها به ایاضی یاد آور شدند هر چند سالمتی کلی شاه به نظر‬
‫خوب میرسد‪” ٬‬بیماری خون آخر سر بدخیم“ میگردد ‪” -‬آنها ناگزیرند چیزی به او بگویند“‪ .‬دستورات ایاضی دست و بال‬
‫‪.‬آنان را بست و آنها هم چاره دیگری ندیدند‬

‫دکتر ها پس از برگشتن به پاریس از ایاضی خواستند بیمار آنها را زیر نظر داشته باشد‪ .‬آن طور که فالندرین می گوید‪٬‬‬
‫”پیرو آیین نامه موارد مشابه‪ ٬‬ما شروع کردیم به بررسی و نظارت‪ ٬‬و نه درمان“‪ .‬آنان به تشخیصی رسیدند که امیدوار‬
‫بودند‪ ٬‬رضایت سرلشگر ایاضی را برآورده کند و نا به هنگام شاه را هراسان نکند و به اخالق پزشگی آنها هم آسیب‬
‫نرساند‪ :‬به شاه گفته شد بیماری والدن اشتروم دارد ‪ -‬درست همان بیماری یی که ژرژ پمپیدو را از پا درآورد‪ .‬شاه هر‬
‫شک و تردیدی هم که در باره تندرستی خود داشت‪ ٬‬پس از شنیدن این از میان میرفت‪ .‬نا به هنگام شاه را هراسان نکند و‬
‫اخالق پزشگی خود را از دست ندهند‪ :‬به شاه گفته شد بیماری والدن اشتروم دارد ‪ -‬درست همان بیماری یی که ژرژ‬
‫پمپیدو را از پا درآورد‪ .‬شاه هر شک و تردیدی هم که در باره تندرستی خود داشت‪ ٬‬پس از شنیدن این‪ ٬‬از میان میرفت‪.‬‬
‫گمان نمی رود شاه پیام را نگرفته باشد‪ .‬طبق گفته های دکتر فالندرین‪ ٬‬تا این دم پنج تن از خرابی تندرستی شاه آگاه بودند‪:‬‬
‫شاه‪ ٬‬برنارد و فالندرین‪ ٬‬ایاضی و اعلم‪ .‬در این میان چیزی بود‪ ٬‬گرچه اعلم از تشخیص بیماری لیمفومای شاه خبردار‬
‫‪.‬گشت‪ ٬‬اما آن به یادداشت های وی راه پیدا نکرد‬

‫یکی از پیامد های تشخیص بیماری شاه آن بود که کسانی که با وی کار میکردند متوجه تغییراتی ظریف در شیوه رهبری‬
‫او شدند‪ .‬روزی به یکی از پرده داران بهت زده خود گفت ”باید زمینه را برای ولیعد آماده کنیم“‪ .‬صاحبان مناصب می‬
‫گفتند شاه می خواست آنان پروژه ها را با شتاب بیشتر پیش می بردند‪ .‬آنان گله میکردند ”شاه فشار میاورد‪ ٬‬ما لوازم و‬
‫اسباب کار را داریم‪ ٬‬اما کارمند کاردان نداریم“‪ .‬شاه دیگر اهمیت نمی داد که واشینگتن کار های او را با چه دیدی می‬
‫بیند‪ .‬هنگامی که کیسینجر اعالن کرد در اوریل ‪ ۱۹۷۴‬به تهران نخواهد آمد‪ ٬‬شاه بی اعتنایی کرد‪ .‬به اعلم گفت ”گور پدر‬
‫‪“.‬کیسینجر‪ .‬بهش اعتنایی نکن و به اردشیر زاهدی هم بگو دعوت اش نکند و نگوید که ما چشم براه آمدنش هستیم‬

‫در بهار ‪ ۱۹۷۴‬رهبر بلند پایه ایران و نزدیک ترین دستیار وی‪ ٬‬هر دو دچار سرطانی درمان ناپذیر شده بودند‪ .‬شکسپیر‬
‫بدیع تر از این تراژدی نمی توانست برای دولت تجسم کند‪ :‬همدیگر را نشناخته‪ ٬‬دو کشتیبان کارکشته امپراتوری با بیماری‬
‫مرگبار دست بگریبان بودند‪ .‬این داستان امپراتوری دیگری را تداعی می کند که سرنوشت آن هم تا اندازه زیادی در گرو‬
‫بیماری مرموزی بود ‪ -‬خاندان نگون بخت رومانف روسیه و بیماری مرگ آور هموفیلیا‪ ٬‬که تزار ویتچ آلکسی‪ ٬‬پسر تزار‬
‫‪.‬نیکوالس دوم از آن در رنج بود‬
‫‪133‬‬

‫نخستین امپراتوری فرو میریزد‬
‫در آوریل ‪ ۱۹۷۴‬رویدادی هزاران مایل دور از ایران در اروپا‪ ٬‬اتفاق افتاد‪ ٬‬رویدادی که در آن هنگام هیچ ربطی به‬
‫سرنوشت شاه و خاندان پهلوی نداشت‪ .‬یک شورشگر ارتشی دولت نخست وزیر مارسلو کیاتانو را در پرتقال سرنگون‬
‫کرد و پس از چهل سال‪ ٬‬به فرمانروایی خودکامه راست گرایان در آن سرزمین پایان بخشید‪ .‬امپراتوری سده های دراز‬
‫پرتقال سر آخر با خاک یکسان شد‪ .‬بررسی نزدیک تر این پیشامد‪ ٬‬نشان میدهد که قیمت نفت یکی از رهبران دولت ها را‬
‫نخستین قربانی خود کرد‪ .‬بنیاد مالی لرزان دیکتاتوری پرتقال به یکباره زیر فشار تورم و همزمان با فروریزی درآمد های‬
‫‪.‬نفتی آن کشور‪ ٬‬از هم گسیخت‬

‫نفت در سال ‪ ۱۹۶۸‬در مستعمره تحت محاصره پرتقال‪ ٬‬کابیندا‪ ٬‬واقع در آنگوال کشف شده بود‪ .‬سولفر نفت کابیندا پایین‬
‫بود‪ ٬‬برای همین‪ ٬‬بویژه ایاالت متحده و کانادا در پی آن بودند و آماده بودند حق بیمه را خود شان بپردازند تا مقررات‬
‫سختگیرانه پاکیزگی هوا را در کشور خود‪ ٬‬رعایت کرده باشند‪ .‬پرتقال هم ناچار شده بود برای مصرف داخلی‪ ٬‬از خاور‬
‫میانه نفت آشغال و ارزان بخرد‪ .‬در جریان بحران اکتبر‪ ٬‬بدنبال موافقت لیزابُن با درخواست نیکسون‪ ٬‬برای رساندن لوازم‬
‫نظامی به اسراییل‪ ٬‬از طریق آزور پرتقال‪ ٬‬به یکباره این شیوه بده و بستان آنها از هم پاشید‪ .‬پاسخ دولت های عربی به‬
‫همکاری لیزابن با واشینگتن‪ ٬‬متوقف کردن هر گونه بارگیری نفتی به مقصد پرتقال بود‪ .‬در نتیجه لیزابن مجبور گشت از‬
‫صدور نفت خود به امریکای شمالی بکاهد‪ .‬حاصل آنکه دولت صد ها میلیون دالر از درآمد های نفتی بسیار مبرم را از‬
‫دست داد‪ .‬حتی دو برابر شدن قیمت نفت هم جلو خونریزی بی امان مالی پرتقال را نتوانست بگیرد ‪ ۴۰۰ -‬میلیون دالر‬
‫درآمد پرتقال از روغن زمینی‪ ٬‬با ‪ ۶۵۰‬میلیون دالر هزینه دفاعی ساالنه جهت مقابله با شورش در مستعمرات سر کش‬
‫افریقا یکجا روبیده میشد‪ .‬تورم شعله ور شونده‪ ٬‬همگام با هزینه های انرژی باال در جاهای دیگر اروپا‪ ٬‬شیره اقتصاد‬
‫‪.‬پرتقال را مکید و جامعه پرتقالی ها را از رمق انداخت‬

‫نیویورک تایمز نوشت‪” ٬‬ناخوشنودی از تورم بی در و پیکر‪ ٬‬که سال پیش یکی از باال ترین ارقام رشد در اروپا را داشت‬
‫و به ‪ ۲۰‬درصد رسید‪ ٬‬همه جا بچشم میخورد‪ .‬کم بودند کسانی که میان باال رفتن زیاد هزینه های زیستی و جنگ [ در‬
‫مستعمره شورشگر پرتقال‪ ٬‬موزامبیک] پیوندی می دیدند‪ ٬‬اما تورم و ناخوشنودی همگانی‪ ٬‬این احساس را‪ ٬‬که دولت باید‬
‫‪“.‬بیشتر نگران اوضاع داخلی باشد تا مستعمره های اقریقا‪ ٬‬گسترش داده بود‬

‫پیامد های موج وار ادامه پیدا کرد‪ .‬حاکمان نظامی جدید پرتقال چرخش سیاسی تندی بسوی چپ داشتند و به ناگاه رخت‬
‫دولت بنیاد گرای سوسیالیستی اروپای باختری را بر تن کردند‪ .‬آزور پرتقال‪ ٬‬جزایری که برای نیروی هوایی امریکا در‬
‫شمال افریقا و مدیترانه‪ ٬‬سکوی پرش ایده آلی محسوب میشد‪ ٬‬به پنتاگون واگذار شده بود‪ .‬اکنون که امید برای حضور‬
‫نیروی دریایی ایاالت متحده در موزامبیک پرتقال‪ ٬‬بر باد رفته بود‪ ٬‬شاه بار دیگر با اتخاذ تصمیم به ساختن پایگاهی ‪۲۰۰‬‬
‫میلیون دالری در بندر عباس و یک پایگاه بسیار بزرگ دریایی ‪ ۶۰۰‬میلیون دالری در چاه بهار‪ ٬‬در دهانه خلیج فارس‪٬‬‬
‫ارزشمندی خود را برخ واشینگتن می کشید‪ .‬مقامات نیروی دریایی ایران و امریکا بر سر یافتن ”راه هایی“ برای گزینه‬
‫وارد معرکه گشتن امریکا‪ ٬‬در صورت تحریمی دیگر‪ ٬‬یا به دنبال بحران منطقه ای‪ ٬‬اقدام به کودتا در عربستان سعودی‪٬‬‬
‫‪.‬رایزنی کردند‬

‫شاه روحش هم نمی توانست خبر داشته باشد که سرنوشت او با برآمد رویداد های آشفته و درهم شبه جزیره ایبری در دو‬
‫‪.‬سال و نیم دیگر به هم گره خورده است‬
‫‪134‬‬

‫بخش ششم‬

‫تابستان بی رحم‬
‫‪.‬بازار های پولی در آستانه بیم و هراس هستند‬

‫وزیر خزانه داری ویلیام سیمون‪-۱۹۷۴ ٬‬‬

‫می باید شاه را ببینم و با وی گفتگو کنم‬

‫ریچارد نیکسون‪- ۱۹۷۴ ٬‬‬

‫افسانه ای زیبا‬
‫اتحاد نفتی عربستان سعودی با ایاالت متحده در هفته نخست جون ‪ ٬َ ۱۹۷۴‬درست هنگامی جوش داده شد‪ ٬‬که شاهزاده ابن‬
‫عبدالعزیز السعود‪ ٬‬برادر بسیار با نفوذ ملک فیصل‪ ٬‬به سرپرستی گروهی از مقامات عربستان عازم واشینگتن گشته بود‪٬‬‬
‫تا یک سری قرار داد های اقتصادی و نظامی ببندد‪ .‬فراز این رویداد ها میهمانی پر ریخت و وپاشی بود که در آن بیش از‬
‫‪ ۱۴۰۰‬میهمان در محوطه سفارت سعودی پرسه میزدند‪ ٬‬ازدهام می کردند و سرک می کشیدند تا مگر چشم شان به تازه‬
‫عروس‪ ٬‬نانسی ماجینز‪ ٬‬دستیار پیشین نلسون راکفلر‪ ٬‬و همسر او‪ ٬‬هنری کیسینجر‪ ٬‬وزیر امور خارجه بیافتد؛ ”ملکه‬
‫زنبور ها در میانه کندو “‪ .‬بگفته یکی از آنهایی که میهمانی را دیده بود‪ ٬‬روی میز ها از شیرینی‪ ٬‬کیک‪ ٬‬و کانفت های پر‬
‫شده از خامه‪ ٬‬پوشیده بود‪” .‬اگر پول داشته باشی شاید همه چیز را بتوانی بخری‪ .‬به این شاه توت ها ‪ -‬بگمانم‪ ٬‬جای کود‬
‫‪ “.‬نفت داده اند‪ .‬کربن زیاد‬

‫برای حل و فصل روابط اقتصادی و نظامی ناشی از قرار داد های جدید‪ ٬‬دو کمیسیون تشکیل شده بود‪ .‬ریاست کمیسیون‬
‫همکاری اقتصادی را بیل سیمون داشت‪ ٬‬که تقریبا یک ماه پیش به عنوان شصت و سومین وزیر خزانه داری ملت سوگند‬
‫یاد کرده بود‪ .‬سرپرستی کمیسیون همکاری های امنیتی را رابرت الس ورث‪ ٬‬مدیر امور امنیت بین المللی در پنتاگون‬
‫داشت که پیشتر هم سفیر ایاالت متحده در ناتو بود‪ .‬سیمون و الس ورث با هم نفوذ و قدرت سهمگین خود در وزارت‬
‫خزانه داری و دفاع را بکار بسته بودند تا روابط میان ایاالت متحده با عربستاه سعودی را تعمیق و تحکیم بخشند‪.‬‬
‫عربستان کشوری بود به بزرگی بخش خاوری ایاالت متحده از رودخانه میسی سیپی‪ ٬‬تنها با ‪ ۵/۷‬میلیون تن سکنه‪ ٬‬که بر‬
‫روی دریایی از ‪ ۱۳۲‬بیلیون بشکه نفت خام نشسته بودند‪ .‬شاهزاده فهد تاکید کرده بود که بهبودی روابط در گرو کمک‬
‫ایاالت متحده به تشکیل یک دولت فلسطینی می باشد‪ .‬مقامات امریکایی احساس می کردند که در این خصوص چاره زیادی‬
‫نداشتند‪ .‬واشینگتن پست نوشت‪” ٬‬امریکا با نفت می چرخد‪ ٬‬بدون جدی گرفتن عربستان سعوودی هم نمی شود زیاد از نفت‬
‫‪“.‬سخنی گفت‬

‫شاه به نهادینه کردن روابط افتصادی و نظامی با واشینگتن دل نمی داد‪ .‬راهرو پشتی او به کاخ سفید‪ ٬‬که وی ترجیحا از‬
‫آن مجرا بده و بستان هایش را رتق و فتق میداد‪ ٬‬پر از پنهانکاری و دوز و کلک بود‪ .‬کمیسیون مشترک ‪ ٬‬موجب علم شدن‬
‫یک بوروکراسی می گشت که از بیرون اداره میشد و پای وزارای خودی و وزرای خزانه داری و دفاع ایاالت متحده را‬
‫‪135‬‬

‫بمیان می کشید‪ .‬وی چون دید که این راه پر درد سریست پس چاره را در خشنود ساختن واشنیگتن با امضای قراردادی‬
‫یافت‪ .‬اما حواسش بود که آن قرار داد اندکی بیشتر از چانه زدن های بازرگانی باشد‪ .‬شاه همچون همیشه‪ ٬‬ناباور بود‪ ٬‬او‬
‫‪.‬می ترسید که کمیسیون مشترک بامبولی باشد برای تسلط امریکا بر اقتصاد متکی به نفت ایران‬
‫‪136‬‬

‫واقعا روزگار خوشی داشتیم‬
‫اگر شاه شلوغی‪ ٬‬بزن و بکوب‪ ٬‬شادی و سرمستی های نخراشیده و نتراشیده در ملک نزدیک به سی هزار متر مربعی بیل‬
‫و کارل سیمون‪ ٬‬واقع در مک لین ( از منطقه های بسیار زیبا و پولدار های ویرجینیا ‪ ٬‬م‪ ).‬در ویرجینیا را می دید‪ ٬‬می‬
‫فهمید که چه بد بختی یی بسراغش میاید‪ .‬بعد از ظهر روز جمعه‪ ۷ ٬‬جون‪ ٬‬شاهزاده فهد تپل مپل ”برای نخستین بار رفته‬
‫بود توی استخر“‪ ٬‬پشت سرش هم دسته ای‪ ٬‬درهم از زنان و مردان صاحب مقام‪ .‬خانم ها که پیراهن های رنگا رنگ‬
‫عربی پوشیده بودند‪ ٬‬سروری به میهمانی میدادند‪ .‬برای اعلیحضرت نهار را در بهار خواب آماده کرده بودند‪ .‬همه بشقاب‬
‫های خود را پر می کردند‪ .‬این دیپلماسی بشیوه خزانه داری بود‪ .‬بیل سیمون زنگ زد به هنری کیسینجر بگوید که براستی‬
‫جایش خالی است و حیف شد که نتوانست بیاید‪ .‬سیمون با خنده ای خرناس آلود گفت‪” ٬‬به سعودی ها خیلی خوش میگذرد‪٬‬‬
‫و آنها با خاطرات بسیار خوش برمیگردند“‪ .‬شور و شوقی که سیمون مانند پسر های نوجوان نشان میداد‪ ٬‬ناشی از تعابیر‬
‫خود وی بود از زد و بند هایش‪ ٬‬که کیسینجر را مایوس کرد‪” :‬همه چیز عالی است‪ .‬آنان به قدری هیجان زده هستند که می‬
‫‪“.‬خواهند آخر همین هفته سرپرست اقتصاد نفتی شان را بفرستند تا جایی که امکان دارد‪ ٬‬این جا بماند‬

‫برگماری سیمون به سرپرستی خزانه داری پیامد برخی بده و بستان های گند بود‪ .‬نیکسون درخواست نامزدی دیوید‬
‫راکفلر‪ ٬‬جوان ترین برادر نلسون راکفلر‪ ٬‬به این مقام را زمین انداخته بود‪ .‬در آن هنگام دیوید ریاست بانک چیس مانهاتان‬
‫را داشت‪ .‬پیرو گفته های آرتور برنس‪ ٬‬که آلکساندر هیگ‪ ٬‬سرپرست کارکنان کاخ سفید او را به راز داری خود برگزیده‬
‫بود‪ ٬‬نیکسون اعتقاد داشت سیمون ”بی کفایتی های محرز دارد ‪ -‬به دنبال شهرت می گردد‪ ٬‬توانایی ارزیابی او از اوضاع‬
‫پایین است“‪ ٬‬اما قول این کار به وی داده شده و کار از کار گذشته بود‪ .‬رییس جمهور می خواست با بستن وی به خزانه‬
‫داری او را از کاخ سفید دور‪ ٬‬و دستش را از هر گونه مسیولیتی کوتاه نگهدارد‪ .‬برنس با دلخوری می گفت‪” ٬‬چه گندی!‬
‫‪“. /‬سیمون زیرک است اما کار هایش حساب و کتاب ندارد ( راستش نمی دانم) شاید هم یک فرصت طلب سیاسی است‬

‫کیسینجر نمی خواست در نشان دادن ذوق و شوق به سعودی ها از سیمون کم بیاورد‪ .‬اما بر خالف خواست او قیمت ها در‬
‫جبهه نفت به تندی باال میرفت‪ .‬وی هنوز در این اندیشه بود که از دیدگاه ژیو پولیتیک‪ ٬‬رابطه با شاه‪ ٬‬برای پی ریزی‬
‫ساختمان استراتژی امریکا در خاور میانه و آسیای باختری کامال ضروری میباشد‪ .‬گر چه به ملک فیصل احترامی آمیخته‬
‫با اکراه داشت‪ ٬‬اما از و زیر نفت پر کرشمه او‪ ٬‬زکی یمانی‪ ٬‬که در مطبوعات آوازه ای به هم زده بود‪ ٬‬زهره اش میرفت‪.‬‬
‫کسینجر هم‪ ٬‬با ایرانیان هم آواز بود که سعودی ها تازه به دوران رسیده های مکاری بودند که در برابر وابستگی فزونی‬
‫یابنده ایاالت متحده به نفت سعودی‪ ٬‬گردن کج می کردند‪ ٬‬تا زیر پای شاه‪ ٬‬بزرگ ترین همپیمان امریکا در خلیج فارس را‬
‫خالی کنند‪ .‬کیسینجر می نویسد‪” ٬‬خانواده سلطنتی سعودی که به پشتیبانی سیاسی و نظامی غرب وابسته بود‪ ٬‬از این که‬
‫رژیم های بنیادگرای عرب ثبات داخلی کشورش را به هم بریزند‪ ٬‬در بیم و هراس بسر می برد‪ ٬‬از آنرو بااحتیاط و‬
‫وسواس زیاد ایز گم می کرد‪ .‬ضمن تنظیم سیاست خارجی و داخلی محافظه کارانه با ایرادات بنیاد گرایانه تند و آتشین‬
‫گهگاه‪ ٬‬با نگرانی امریکا در مورد گران شدن نفت همدردی نشان میداد‪ .‬اما هر بار ابرام و اصرار امریکا بر سر عملی‬
‫کردن موضوع میرسید‪ ٬‬اغلب ما را با احترام و عزت فراوان حواله می کردند به آدرسی دیگر‪ ٬‬به تهران“‪ .‬کیسینجر او را‬
‫به عنوان میان وزن معرکه گیر‪ ٬‬رد کرد و توی صورتش گفت که ”یک وزیر خوب با دوره هایی که او دیده است و‬
‫امکاناتی که او دارد‪ ٬‬میتواند موسسات فعلی سعودی را مانند دژ مستحکم سازد‪ ٬‬اما ده هزار همچون او همه آنها را نابود‬
‫میکنند“‪ .‬هنگامی که یمانی در ماه جون‪ ٬‬به واشینگتن برگشت‪ ٬‬کیسینجر باهاش قرار گذاشت‪ ٬‬اما سر قرار نرفت‪ ٬‬سیمون‬
‫به دست و پا افتاد و بهش گفت که ”بگمانم وزیر‪ ٬‬به رسم عرب ها‪ ٬‬اندکی آزرده است‪ .‬کیسینجر آنرا یک ورش هم حساب‬
‫‪.‬نکرد‬

‫هنری کیسینجر در زمان تصدی خویش‪ ٬‬با ریشخند دل آزار یکی از بزرگترین چالش های سیاست خارجی پیش روی‬
‫امریکاییان مواجه شد که بخش های اقتصادی و سیاسی بسیار مهمی داشت و فرا تر از تخصص او میرفت‪ .‬یافتن پاسخی‬
‫‪137‬‬

‫هماهنگ شده به ضربه نفتی مستلزم کمک خزانه داری و همکاری با مدیران ولنگار و اسبق والستریت‪ ٬‬مردانی از قماش‬
‫سیمون و فرانک زارب‪ ٬‬تزار نوین انرژی و سرپرست اداره کل انرژی فدرال ‪ -‬که به تازگی این نام را روی آن گذشته‬
‫بودند ‪ -‬می شد‪ .‬انرژی خود زارب‪ ٬‬جاه طلبی هایش‪ ٬‬و اعتماد به نفس اش اغلب کیسینجر را مایوس و مغموم ‪ -‬و جان‬
‫به لب میکرد‪ .‬کیسینجر بجای دخالت دادن آنها در مسایل‪ ٬‬در سر هر رهگذری جلو ابتکارات و کمک های آنها را‬
‫میگرفت‪ ٬‬اغلب هم پشت سر شان‪ .‬آنچه این کشمکش در پی آورد‪ ٬‬به خاک کوبیدن حریف‪ ٬‬و نبرد پر کش و قوسی بود که‬
‫دولت نیکسون‪ ٬‬بعد هم دولت فورد را‪ ٬‬در باال ترین سطح دو تکه کرد‪ ٬‬که در یک تکه آن کیسینجر بود و از شاه پشتیبانی‬
‫‪.‬می کرد‪ ٬‬و در تکه دیگر سیمون‪ ٬‬که مدعی بود آتش بیار معرکه و مانع اصلی حل بحران انرژی شاه است‬

‫نماینده کیسینجر در شورای امنیت ملی‪ ٬‬برنت اسکاوکرافت به خاطر دارد ”[بیل سیمون] و هنری روابط پیچیده ای داشتند‪.‬‬
‫فکر می کنم حداقل بیل سیمون‪ ٬‬شاید هم هر دو در درون کاخ سفید بر سر قدرت باهم رقابت داشتند“‪ .‬کیسینجر نگران بود‬
‫وزیر خزانه داری‪ ٬‬که هیچ تجربه ای از سیاست و ژیوپولیتیک نداشت‪ ٬‬آلت دست سعودی ها گردد‪ .‬اسکاوکرافت می گفت‬
‫بیل سیمون ” شیفته “ یمانی گشته بود و دیگر عقلش کار نمی کرد‪ .‬همان اسکاوکرافت اذعان داشت” یمانی هرچه بود‪ ٬‬که‬
‫بسیار زیرک و کارکشته بود‪ ٬‬سیاست پیشه نبود“‪ .‬فرانک زارب در باره دشمنی سیمون ‪ -‬کیسینجر بر این عقیده است که‬
‫”هر دو آنها سر سختی نشان میدادند‪ .‬خیال می کنم بیشتر میان آن دو که بر روی نقطه تالقی دولت های اپک بر سر مساله‬
‫نفت قرار گرفته بودند‪ ٬‬رقابت حکم میراند ‪ -‬میان خزانه داری و وزارت امور خارجه‪ .‬احتماال سرچشمه مجادالت کیسینجر‬
‫‪ -‬سیمون همین بود“‪ .‬تردیدی نیست که آدم های والستریت راه و رسم خود را به شیوه دیپلماسی واشینگتن رسوخ دادند و‬
‫در فرایند آن بیشتر دل کیسینجر را سوزاندند‪ .‬به باور من آن‪ ٬‬برخورد دو شیوه‪ ٬‬دو خوی و سرشت بود‪ ٬‬به همین سان دو‬
‫سیاست‪ .‬بر سر پاسخ زارب به سوالی که از وی در یک گردهمایی رهبران بازرگانی شده بود هیاهویی براه افتاد‪ .‬وقتی از‬
‫او پرسیدند‪ ٬‬نظرش راجع به بهترین راه برخورد با اپک چیست‪ ٬‬وی به مزاح پاسخ داد‪” :‬پدر مان را درآورد“! از بد‬
‫‪.‬بیاری وی گزارشگری آنجا بود و آنرا به روزنامه ها درز داد‬

‫در پایان استخر پارتی بعد از ظهر روز جمعه‪ ٬‬یمانی دعوت سیمون به گذراندن آخر هفته در خانه وی را پذیرفت‪ .‬شاید‬
‫در همین آخر هفته بود یمانی داستان حادثه عجیبی را که‪ ٬‬شش ماه پیش‪ ٬‬در طول اقامت وی در گردهمایی اپک‪ ٬‬درتهران‬
‫پیش آمد‪ ٬‬تعریف کرد‪ .‬آن طور که یمانی نقل می کند‪ ٬‬شاه و وزرای نفتی گرد میز نشسته بودند که وی از آنها می پرسد‬
‫نظرشان در باره پیشنهاد او برای مطالبه ‪ ۱۲‬دالر برای هر بشکه نفت چیست‪ .‬یمانی می ترسد افزایش چنان مبلغ باالیی به‬
‫اقتصاد شرکای بازرگانی عربستان سعودی آسیب برساند‪ .‬پس می گوید نمی تواند نظری بدهد و نخست باید به ملک فیصل‬
‫زنگ بزند و از او صالح و مشورت جوید‪ .‬او سه بار به دربار سلطان زنگ میزند و هر سه بار وصل نمی شود‪ .‬یمانی‬
‫به خاطر دارد که ”آن لحظه حساسی بود“‪ ٬‬وی بدگمان می شود که در خطوط تلفن عمدا خرابکاری شده است‪ .‬یمانی که در‬
‫برابر دوراهی مخالفت با شاه و ایجاد شکاف در اپک‪ ٬‬و گردن نهادن بر پیشنهاد شاه سپس ”کوشیدن بر پایین آوردن آن‪“٬‬‬
‫قرار گفته بود‪ ٬‬گزینه دومی را در پیش می گیرد‪ .‬چون به خانه برمی گردد‪ ٬‬ملک فیصل را‪ ٬‬از این که تن به خواست شاه‬
‫در داده و دنبال او افتاده بود‪ ٬‬دلگیر می یابد‪ .‬یمانی و سیمون برآن می شوند بالی شاه و کیسینجر را سر خود شان‬
‫بیاورند‪ .‬پس آنها خطوط ارتباطی جداگانه خود را برقرار می کنند‪ .‬سیمون می گوید ”تا آنجا که به پیام های محرمانه‬
‫مربوط می شود‪ ٬‬ما مرتبا باهم مکاتبه داشتیم‪ .‬ما از آنچه که راهرو پشتی نامیده می شود استفاده می کردیم‪ .‬مکاتبات ما از‬
‫‪“.‬طریق وزارت امور خارجه نبود‪ .‬یک راه خیلی خصوص داشتیم‬
‫‪138‬‬

‫شاه هوای ما را دارد‬
‫در تابستان ‪ ٬ ۱۹۷۴‬در گرماگرم بررسی واترگیت‪ ٬‬ریچارد نیکسون اعالن کرد سفری طوالنی به پایتخت های خاور میانه‬
‫خوهد داشت‪ ٬‬که بعد ها معلوم گشت تالشی بوده است برای کشیدن خود به ساحل سالمت‪ .‬مصریان‪ ٬‬اسراییلیان‪ ٬‬سوریان‪٬‬‬
‫و سعودی ها از پذیرایی رییس جمهور شادمان بودند‪ .‬تنها شاه گفته بود نه‪ .‬دست کم یکبار در انظار همگان وی پشتیبانی‬
‫خود از رییس جمهور در محاصره افتاده را نشان داد‪ .‬سفیر او در واشینگتن داهیانه وی را از این کار بر حذر داشت‪ .‬تا‬
‫بهار ‪ ۱۹۷۴‬فرا رسد‪ ٬‬نیکسون وبال گردن‪ ٬‬و مجالست آندو مایه شرمنگی شاه شده بود‪ .‬زمان آن رسیده بود که بند نافش‬
‫را از نیکسون می برید‪ .‬وقتی اعلم از شاه پرسید می خواهد توقف در تهران هم به لیست سفر های نیکسون اضافه شود‪٬‬‬
‫وی پاسخ داد ابدا‪ .‬سفر اخیر او هیچ ربطی به ما ندارد‪ ٬‬هر چند اگر خود وی بخواهد‪ ٬‬با آغوش باز او را خواهیم پذیرفت‪.‬‬
‫به طور کلی امریکایی ها‪ ٬‬با درایت و نزاکت تحسین انگیزی‪ ٬‬با ما برخورد کرده‪ ٬‬و برای ما جای گله نگذاشته اند“‪ .‬در‬
‫چشم اعلم شاه خود می خواست از هم پیمان خویش دوری جوید‪” :‬بی میلی ایشان به فرستادن دعوت نامه‪ ٬‬از خالی شدن‬
‫‪“.‬زیر پای نیکسون در خانه خود‪ ٬‬سرچشمه می گرفت‬

‫شاه مزد نمک نشناسی خود را هنگامی گرفت که نیکسون بر آن شد سه روز پیش ملک فیصل بماند‪ .‬اعلم فرض را بر آن‬
‫گذشته بود که نیکسون می خواهد افکار مردم را از واترگیت دور سازد و قیمت نفت را به پس راند‪ .‬شاه از خبر ماندن‬
‫نیکسون در پایتخت سعودی‪ ٬‬نخست بهت زده بود‪ ٬‬سپس نگران گشت‪ .‬فرو ریزی جایگاه سیاسی نیکسون دین و ایمان به‬
‫امریکا در مقام یک متحد را از دست وی گرفت‪ .‬بر سر پیمان های پنهانی بسته شده در مورد قیمت نفت و فروش اسلحه‪٬‬‬
‫کرد های عراق‪ ٬‬نقشه های احتمالی برای خلیج فارس‪ ٬‬جا بجا کردن و گذر دادن تجهیزات نظامی در منطقه آسیای خاوری‬
‫چه میامد؟ بوی گنگ و تب آلود دسیسه راهرو های کاخ نیاوران را انباشته بود‪ .‬محمد رضا شاه پنداشت‪ ٬‬میداند آنکه در‬
‫پس باخت ریچارد نیکسون در پیکار برای ماندن در سرکار خوابیده است‪ ٬‬کیست‪ .‬اعلم از پیشوای خود پرسیده بود آیا او‬
‫گمان می برد کار چاق کن های یهودی کار شکنی کرده اند‪ ٬‬که شاه در آمد‪” ٬‬چیز های زیادی هست که با چشم نمی توان‬
‫دید‪ ٬‬نه جهود ها‪ ٬‬همه این معرکه گیری ها دست پخت سیا است‪ ٬‬داد و ستد هنگفت و مشتی مردان صاحب نفوذ که خوب‬
‫مراقبت می شود‪ ٬‬هویت شان مجهول بماند‪ .‬همان هایی که کندی را کشتند‪ .‬اکنون آنان در صدند حساب شانرا با نیکسون‬
‫پاک کنند‪ ٬‬اگر چه سر در نمی آورم بر سر چی“‪ .‬پس از دمی درنگ باز به سخن درآمد‪” :‬شاید من خیالبافی می کنم‪ .‬از ته‬
‫دلم می خواهم در باره توطیه گران راست گفته باشم‪ .‬اگر این همه‪ ٬‬حاصل شانس و تصادف است‪ ٬‬امیدی به آینده جهان‬
‫‪“.‬آزاد نیست‬

‫با فرو رفتن اقتصاد جهانی در بحران ناشی از ازدیاد قیمت نفت‪ ٬‬تا حد خطرناک‪ ٬‬ریاست جمهوری نیکسون فرو میریخت‬
‫و مچاله میشد‪ ٬‬و اینک پس لرزه های آن بحران داشت سیستم مالی و بانک ها را از پای درمیاورد‪ .‬روز به روز بر‬
‫دلشوره مقامات خزانه داری میافزود‪ .‬ساعت ‪ ۱۰:۰۰‬صبح روز ‪ ۹‬جوالی‪ ٬‬سیمون‪ ٬‬وزیر خزانه داری با رییس جمهور‬
‫نشسته بود سر میز در اتاق بیضوی تا سفر فریب الوقوع خود به پایتخت های خاور میانه و اروپایی را بررسی کنند‪ .‬گویی‬
‫نیکسون از گستردگی و تاثیر جابجایی های مالی که شوک نفتی در پی داشت‪ ٬‬منگ شده بود‪ .‬بدنه اصلی انتخاب کنندگان‬
‫وی در شهر های کوچک و میانه امریکا در رنج و محنت افتاده بودند‪ .‬آلکساندر هیگ درگوشی‪ ٬‬به آرتور برنس گفت‪٬‬‬
‫”نامه های زیادی از خرده بازاری ها و خرده سرمایه دار ها دریافت می کند که در درد و عذاب بسر می برند“‪ .‬دو هفته‬
‫جلو تر از دیدار با سیمون‪ ٬‬برنس شاهد صحنه غریبی در خلوت بود‪ .‬نیکسون به یکباره شروع کرده بود ”به اظهار بدبینی‬
‫نسبت به اقتصاد و اقتصاد دانان‪ .‬وی گفته بود‪ ٬‬می خواسته راه هایی برای چاره تورم بیابد‪ ٬‬اما احساس می کرد‪ ٬‬بر آن‬
‫دامن زده است‪ .‬شیوه های کهنه دیگر کارساز نیست‪ ٬‬شاید یک چیز بنیادی ‪ -‬مانند خودکامگی ‪ -‬پاسخگو باشد ‪.‬هر چند این‬
‫هم چنگی به دل نمیزند“‪ .‬سیمون به وی گفت که پیرو برآورد خزانه داری‪ ٬‬درآمد نفتی جهان عرب برای امسال ‪ ۶۰‬بیلیون‬
‫دالر خواهد شد‪ ٬‬که دو سوم آن برای سرمایگذاری در آن کشور ها مصرف میشود‪ .‬ملک فیصل ‪ ۱۰‬بیلیون دالر یا نیمی‬
‫از آن مبلغ کالن را نگهمیدارد و سیمون امیدوار است که وی آنرا روی اسکناس دولتی در ایاالت متحده سرمایگذاری کند‪٬‬‬
‫‪139‬‬

‫که ”بجای فروش اوراق قرضه خزانه داری عمل میکند“‪ .‬واشینگتن از بازیافت پول نفت اپک برای تصحیح ترازنامه و‬
‫‪.‬تثبیت سیستم مالی خود که در زیر تنش افت و خیز های شدید بخش بازار و بانک ها داشت فرو می ریخت‪ ٬‬هراسان بود‬

‫نیکسون به سیمون گفت که در خالل دیدار اخیرش از عربستان سعودی‪ ٬‬او هم با سعودی ها در باره قیمت های مالل آور‬
‫نفت به بحث نشست‪ .‬نیکسون با سیمون به یک اندیشه بود‪ ٬‬که آتش بیار معرکه جلو گیری از تالش ها‪ ٬‬برای کاهش قیمت‬
‫نفت‪ ٬‬نه عربستان سعودی که ایران است‪ ٬‬و این که قیمت ارسالی تا کنون بر اساس صالح دید سیاسی بوده است تا عرضه‬
‫و تقاضا‪ .‬وی به سیمون نگفت که چهار سال پیش‪ ٬‬با چراغ سبز نشان دادن به شاه‪ ٬‬هر جا که مناسب دید قیمت نفت را‬
‫باالببرد‪ ٬‬خود وی آتش بحران را برپا کرده است‪ .‬سپس گفت‪” ٬‬من با فیصل‪ ٬‬در خلوت قرار گذاشته ام که قیمت نفت دیگر‬
‫صعود نکند‪ ٬‬تو هم این را می توانی‪ .‬این کار‪ ٬‬البته‪ ٬‬باید در نهان صورت گیرد‪ .‬اما تا مادام که شاه قیمت ها را باال‬
‫نگهدارد‪ ٬‬گمان نمی کنم از دست تو کاری ساخته باشد‪ .‬به هر صورت باید هر کاری را که از دستمان ساخته است بکنیم‬
‫‪“.‬‬

‫سیمون گفت‪” ٬‬اخیرا‪ ٬‬یمانی آخر هفته را با من گذراند‪ .‬بهش گفتم قیمت های باالی فعلی بیشتر دشمنان وی را تقویت می‬
‫کند ‪ -‬بهای گران نفت بسود کشور های دیگر است‪ ٬‬تا آنها‪ .‬اشاره سیمون به تقویت و گسترش ارتش شاه بود‪ ٬‬که خواب و‬
‫‪“.‬آسایش را از چشم رهبران سعودی می ربود‬

‫نیکسون گفت‪” ٬‬همین طوره‪ .‬این برای ما انگیزه ای میشود تا جایگزینی برای آن بیابیم“‪ .‬قیمت باالی نفت باعث می شود‬
‫ایاالت متحده را‪ ٬‬مانند گرفتن بچه از پستان شیر‪ ٬‬از وابستگی به نفت ارزان خاور میانه کَند‪ .‬اما فعال باید چاره ای برای‬
‫مهار کردن قیمت ها بیاندیشیم‪” .‬بهشان بگو‪ ٬‬تالش ما برای خود کفایی به این معنی نیست که آنها را از یاد برده ایم‪ .‬در‬
‫‪“.‬حال حاضر مهم ترین مساله به مهمیز کشیدن قیمت هاست‬

‫می توانیم روی شاه فشار بیاوریم“؟”‬

‫‪.‬نیکسون گفت ”تو که به آنجا نمی روی“‬

‫سیمون‪ ٬‬که در تهران کسی رغبت دیدن رویش را نداشت‪ ٬‬پاسخ داد‪” ٬‬نه“‪.‬او میخواست شاه گمان برد وی سرگرم رتق و‬
‫فتق قرار داد دیگری‪ ٬‬برای پایین آوردن قیمت نفت‪ ٬‬با سعودی هاست‪ .‬این سفر را نوعی فشار روانی روی رهبر ایران‬
‫میدید‪” .‬فکر کردم ضمن این که ما با عرب ها سر پاره ای مسایل مورد عالقه صحبت می کنیم‪ ٬‬کمی تن آنها را بلرزانیم‬
‫‪“.‬‬

‫‪“.‬نیکسون با تندی درآمد که ”او بهترین دوست ماست‪ .‬اگر هم فشاری آورده شود‪ ٬‬باید از جانب من باشد‬

‫سیمون که بدگمان گشته بود گفت‪” :‬دلم گواهی میدهد که سر کرده باال برندگاه بهای نفت او و ونزویال ست‪ .‬بدون آنها قیمت‬
‫نفت پایین خواهد آمد“‪ .‬در درون اپک ایران با ونزویال دوستی بی سر صدایی داشت و خیالش راحت بود که نمی گذارند‬
‫قیمت نفت به جای سابق برگردد‪ .‬پرزیدنت کارلوس آندرس پرز‪ ٬‬رییس جمهور ونزویال هم مانند شاه‪ ٬‬در سودای مدرنیزه‬
‫کردن کشورش با انگیزه های چند بیلیون دالی بود و پیش از استخراج و فروش‪ ٬‬درآمد های نفتی بیش بینی شده را‪ ٬‬پیشا‬
‫‪.‬پیش خرج می کرد‬

‫خزانه داری نگران ثبات شبکه مالی و سیستم بانکی بود‪ .‬اقتصاد دولت های عربی پس مانده تر و کوچکتر از آن بود که‬
‫بتواند بیلیون ها دالر نفتی سرازیر شونده از ملل صنعتی و پیشرو را جذب کند و بکار اندازد‪” .‬همه این کشور ها که به‬
‫پول میرسیدند و جایی برای خرج آن نداشتند‪ ٬‬بانک ها و بازار های مالی را به درد سر میانداختند‪ .‬نفت گران بازار مالی‬
‫‪“.‬جهانی را بی ثباتی سوق میداد‬
‫‪140‬‬

‫نیکسون پرسید‪” ٬‬بازار بورس چی“؟‬

‫‪” “.‬ترس از تداوم درخواست وام‪ ٬‬همچنان پا برجاست‬

‫”برای چی“؟‬

‫سیمون گفت‪” ٬‬آنها می ترسند نرخ سود باال برود یا مشکالت مبادله ارزی شدت بگیرد‪ .‬بازار های مالی کم کم به مرز‬
‫‪“.‬ترس و وحشت می رسند‪ .‬شرکت های بزرگی از دریافت وام درمانده ا ند‬

‫هیات اعزامی خزانه داری که تعداد آن به چهل تن میرسید‪ ٬‬پیش از پرواز به مصر‪ ٬‬که در آن پرزیدنت سادات با بی تابی‬
‫چشم براه دریافت کمک های مالی ایاالت متحده بود‪ ٬‬در نیس توقف داشت‪ .‬سیمون موافقت کرد‪ ٬‬در این فاصله ‪ ٬‬با‬
‫ویالرد راپالی‪ ٬‬سردبیر گاهنامه بازرگانی بانکدار امریکایی مصاحبه کند‪ .‬گزارش راپالی پس از نشستن هواپیمای سیمون‬
‫در مصر درآمد‪ ٬‬و خشم و خروش زیادی براه انداخت‪ .‬در آن گزارش از قول سیمون نقل میشد که دلیل عدم مسافرت او به‬
‫تهران آنست که ”شاه دیوانه است“‪ ٬‬و این که ”از دید او هر چه قیمت نفت باال برود به نفع اوست“‪ .‬وزیر خزانه داری‬
‫ادامه میداد‪” ٬‬شاه در سودای ابرقدرت شدن است‪ .‬وی همه سود نفتی خود را در داخل سرمایگذاری میکند‪ ٬‬بیشتر روی‬
‫افزار های نظامی“‪ .‬این برای منافع طوالنی مدت دوستان امریکا در عربستان سعودی زیانبار می باشد‪” :‬از نظر آنان آن‬
‫دیوانگی است‪ .‬کمک سعودی ها به باال نگهداشتن بهای نفت‪ ٬‬ایران‪ ٬‬رقیب طبیعی شان‪ ٬‬را مقتدر می سازد“‪ .‬سر مقاله‬
‫نویس های داخلی هم یک روز را به همان معرکه گیری پرداختند‪ .‬شیکاگو تریبیون در سر مقاله خود نوشت پرهیز سیمون‬
‫‪ ‘.‬از رویا رویی با ’دیوانه‬

‫در ادامه سفر به منزل گاه بعدی‪ ٬‬ریاض‪ ٬‬سیمون از کیسینجر تلگرامی دریافت کرد‪” :‬روزنامه نگاران ریخته اند اینجا و‬
‫در باره ’دیوانه ‘ خواندن شاه توسط تو می پرسند“‪ .‬سیمون تلگرامی با این متن پس فرستاد‪” :‬تفسیر های مرا خارج از متن‬
‫گزارش کرده اند“‪ .‬کیسینجر نوشت‪” ٬‬دقیقا همان طور که تو شاه شاهان را خارج از متن دیوانه می خوانی“؟ سیمون‬
‫باالخره ناچار شد توضیح دهد ”هدف وی این طور بوده است که‪ ٬‬یکی می گوید او دیوانه این کار است‪ ٬‬مثال در بازی‬
‫‪“.‬تنیس یا گلف‪ .‬می خواستم بگویم که شاه روی نفت ایده های محکمی دارد‬

‫کاخ نیاوران خریدار این بهانه ها نبود‪ .‬به کنار از گزینش سبک سرانه واژه ها‪ ٬‬آمادگی سیمون برای دامن زدن به ترس‬
‫سعودی ها از تمهیدات ساز و برگ جنگی شاه‪ ٬‬وی را از تاکتیک های شوم امریکاییان برای پایین کشیدن قیمت ها‬
‫آگاهانید‪ .‬در تهران‪ ٬‬یک دیپلمات ایاالت متحده‪ ٬‬سر ماشینش را بسوی در بار کج کرد تا یاد داشتی را دستی به در بار‬
‫‪.‬برساند‪ ٬‬که در آن وزیر خزانه داری توضیح میداد سخنان او را خارج از متن حکایت کرده اند‬

‫روز ‪ ۱۵‬جوالی‪ ٬‬ساعت ‪ ۴:۲۳‬بعد از ظهر‪ ٬‬کیسینجر به اردشیر زاهدی زنگ زد تا شخصا از رفتار همکارش‪ ٬‬معذرت‬
‫بخواهد‪ .‬با افتادن کیسینجر به دست و پای زاهدی و چرب زبانی‪ ٬‬کیسینجر موفق نشد آتش تنشی را که سیمون برافروخته‬
‫بود‪ ٬‬خاموش سازد از این گذشته‪ ٬‬وی قبال نامه اعتراضی به نیکسون فرستاده بود‪ .‬دستکاری در دستنویس گفتگوی تلفنی‬
‫آنان روشنگر حدت رنجیدگی و خشم در بار بود‪” :‬آقای سفیر‪ ٬‬من هر سه ماه یکبار در خصوص وزیر خطا کار خزانه‬
‫داری مان بشما زنگ میزنم‪ .‬لطف کنید عالقه‪ ٬‬احترام‪ ٬‬و سرافکندگی ما را به اعلیحضرت برسانید‪ .‬وی کتمان می کند که‬
‫‪“.‬چنین گفته است‬

‫‪“.‬زاهدی گفت‪” ٬‬بله‪ ٬‬خوشبختانه‪ ٬‬چند ساعت پیش آنرا دریافت کردم‬

‫خب‪ ٬‬پس شما می توانید به اعلیحضرب از جانب ما بگویید که تک تک اعضای کابینه ما ‪ ٬‬به استثنای وزیر خزانه ”‬
‫داری‪ ٬‬خاصه وزیر امور خارجه و رییس جمهور‪ ٬‬ایشان را بسیار محترم می شمارند و ما جلو این کار را خواهیم گرفت“‪.‬‬
‫کیسینجر اعالن کرد که ریاست کمیسیون دوجانبه ایران ‪ -‬ایاالت متحده را شخصا ا به عده خواهد گرفت‪ .‬وی همچنین بیان‬
‫‪141‬‬

‫داشت ”ما اعلیحضرت را یکی از رهبران بزرگ می شناسیم و وزیر خزانه داری مان را متقاعد خواهیم ساخت این گونه‬
‫[روی این خط کشیده شده است] در دیپلماسی ما جایی ندارد‪ .‬من باور نمی کنم که وی چنین گفته باشد‪ .‬خود وی انکار می‬
‫‪“.‬کند که آنرا گفته است‪ ٬‬به هر حال هرچه هم اون گفته باشد‪ ٬‬برای آن من معذرت می خواهم‬

‫این گفتگو بی تردید برای کیسینجر ناخوشایند بوده است‪ ٬‬چرا که هر آن فرصتی پیش میامد‪ ٬‬از تحقیر و تخفیف زاهدی‪٬‬‬
‫در پشت سرش‪ ٬‬مضایقه نمی کرد‪ ٬‬اگر چه میهمان نوازی های سخاوت مندانه ایرانیان را خوش داشت‪ .‬برای عروسی اش‬
‫از ایران یک فرش شاهانه آبی رنگ دریافت کرده بود‪ .‬دلفین بالچوویکز‪ ٬‬منشی سفیر زاهدی از یاد نبرده است ”روزی‬
‫که فرش باز شد‪ ٬‬همراهان سفیر همه به تماشای آن جمع شدند“‪ .‬طبق قانون‪ ٬‬مقامات دولتی ایاالت متحده مجبور بودند هدیه‬
‫هایی را که توسط دولت های دیگر داده میشود‪ ٬‬برگردانند؛ اما فرش آبی هیچ گاه در فهرست اشیا برگردانده به وزارت‬
‫امور خارجه دیده نشد‪ .‬ویلیام هایلند‪ ٬‬یکی از دستیاران کیسینجر بعد ها با کمرویی و فروتنی می گفت‪” ٬‬من یقین دارم همه‬
‫چیز را برگرداند‪ .‬خانم کیسینجر از این که وزارت امور خارجه می خواست هدیه های داده شده برگردانده شود‪ ٬‬زیاد‬
‫‪“.‬خوشحال نبود‬

‫مردی که در فهرست هدایای زاهدی‪ ٬‬پس از ماه جوالی‪ ٬‬جای خود را از دست داد‪ ٬‬سیمون بود‪ .‬رابطه میان آن دو چنان‬
‫تیره و تار گشت که میهمانداران واشینگتن هم می دانستند که آن ها را نمی شود در زیر یک سقف آورد تا چه رسد بر سر‬
‫یک میز‪ .‬در یکی از میهمانی های شام پر آوازه دیوید برینکلی در پیش چشم بزرگان انجمن توهین و ناسزاگویی شد‪ .‬از‬
‫آن پس ‪ ٬‬زاهدی و سیمون‪ ٬‬در میهمانی ها یکجا دیده نشدند‪ ٬‬چه رسمی و چه به صورتی دیگر‪ .‬این نشان از محبوب بودن‬
‫زاهدی داشت‪ ٬‬که رفت و آمد او به این مجالس بیشتر میشد‪ ٬‬در حالیکه سیمون‪ ٬‬شاید تنها عضو کابینه حاکم‪ ٬‬که موردی‬
‫‪.‬منحصر به فرد بود که می دید به لحاظ رفت و آمد بلند پایگان ایرانی‪ ٬‬او را از جمع رسمی بیرون میانداختند‬

‫حمله وزیر خزانه داری به شاه حساب شده بود‪ .‬وی به رهبران سعودی پیام می فرستاد که نگرانی آنها را درک می کند و‬
‫آماده معامله است‪ .‬روز ‪ ۲۱‬جوالی وی در ریاض بود که دوستش یمانی اعالن کرد‪ ٬‬در ماه اوت یک میلیون بشکه نفت‬
‫که در تملک دولت است به مزایده گذاشته می شود‪ .‬تحویل نفت به مزایده گذشته شده در آخرین فصل سال ‪ ۱۹۷۴‬و‬
‫نخستین فصل سال آینده خواهد بود‪ .‬این همان پیروزیی بود که سیمون آرزویش را داشت‪ .‬یمانی امید وار بود قفل قیمت شاه‬
‫را بشکند و به بازار جهانی نفت فشار آورد تا قیمت پایین بیاید‪ .‬در بازار نفت این چنین استراتری هایی را با ضد کودتا‬
‫یکی می شمارند‪ .‬اما بدانسان پیش نرفت‪ .‬دولت های ایران و ونزویال به آگاهی فیصل رساندند که هر آینه حراج سعودی‬
‫عملی بشود‪ ٬‬آنان تولید نفت خود را پایین خواهند آورد تا قیمت ها را بیشتر باال ببرند‪ .‬ونزویال‪ ٬‬لیبی‪ ٬‬و کویت قبال تولید‬
‫خود را‪ ٬‬جهت تحکیم قیمت ارسالی ‪ ۱۱/۶۵‬دالر‪ ٬‬کاسته بودند‪ .‬فرستادگان آنان پیش سلطان رفتند و گفتند که آنها آماده اند‬
‫‪.‬قیمت ها را باز هم افزایش دهند‪ .‬فیصل ترسید و دست از حراج کشید؛ حراج مالیده شد‬

‫برچیده شدن حراج ضربه ای بود به یمانی‪ ٬‬و یک پس نشینی فاحش در مجاهدت های خزانه داری برای تثبیت موسسات‬
‫مالی بین المللی بشمار میامد‪ .‬یمانی به آکینس‪ ٬‬سفیر ایاالت متحده در عربستان سعودی‪ ٬‬که همه ه ّم خود را برای بهتر‬
‫شدن روابط ایاالت متحده ‪ -‬سعودی مبذول میداشت‪ ٬‬تعریف کرد که مقصر اصلی کیسینجر است‪” ٬‬وی از قیمت پایین نفت‬
‫دم میزند‪ ٬‬اما در نهان از هیچ کاری برای باال بردن آن کوتاهی نمی کند“‪ .‬آکینس نیز با گفته های یمانی همدل بود‪:‬‬
‫عربستان سعودی به دفعات از ما خواسته است به شاه برای همکاری با عربستان فشار بیاوریم تا قیمت نفت را کاهش‬
‫دهند‪ .‬اما هر بار ما از این سر باز زدیم“‪ .‬کیسینجر آن حراج را نیرنگی خواند و نپذیرفت‪ .‬وی پنج سال بعد در یک‬
‫گفگوی خودمانی به جک اندرسون حکایت کرد‪” ٬‬باور من این بود که سعودی ها در پی پایین آوردن قیمت نبودند‪ ٬‬بلکه‬
‫‪“.‬می خواستند بار و گناه باال رفتن قیمت ها را به گردن شاه بیاندازند‬

‫اینک بیل سیمون آنچه را که در آسمان ها به دنبالش می گشت‪ ٬‬یافته بود؛ برهان قاطع بر کارشکنی شاه در جلو گیری از‬
‫پایین آوردن قیمت نفت‪ .‬مالقات ساعت ‪ ۱۰:۳۰‬صبح سیمون با نیکسون‪ ٬‬روز ‪ ۳۰‬جوالی‪ ٬‬بر سر ارزیابی نتایج مسافرت‬
‫وی‪ ٬‬چون نیکسون در خواب بود‪ ٬‬به ساعت سه موکول شد‪ .‬آنروز ماجرای واترگیت پیچ و تاب عجیبی یافت‪ .‬کمیته‬
‫‪142‬‬

‫قضایی مجلس‪ ٬‬پیرو ماده قانون احضار به دادگاه علیه رییس جمهور رای داده بود و می خواست در فاصله کمی آنرا در‬
‫برابر تمامی اعضای مجلس نمایندگان برای رای گیری ارایه کند‪ .‬وقتی سیمون وارد کاخ سفید شد‪ ٬‬گفتند رییس جمهور در‬
‫اتاق نشیمن لینکلن است‪ .‬نیکسون تنهایی گزیده بود تا به نوار های گفتگو های دفتر بیضوی خود گوش کند‪ .‬در یکی از‬
‫نوار ها‪ ٬‬تفنگی که هنوز از دهانه اش دود بیرون میامد ( سند موثق م‪ ٬).‬رسوایی آور بود‪ ٬‬که در آن وی و باب هالدمن‬
‫بحث می کردند چگونه به یاری هلمس و سیا جلو بررسی اف بی آی بر سر دزدی واتر گیت را بگیرند‪ .‬نیکسون با علم بر‬
‫این که نوار ها دال بر دست داشتن وی در پرده پوشی جنایی بود‪ ٬‬مالقات خود با وزیر خزانه داری را لغو نکرد‪.‬‬
‫دستنویس گفتگو های آنان نشانی از زیر منگنه بودن نیکسون‪ ٬‬بروز نمی دهد‪ .‬همچون همیشه‪ ٬‬در خصوص مسایل‬
‫خارجی‪ ٬‬حواس نیکسون سر جایش بود و دلبستگی نشان میداد‪ .‬پس از گذشت زمانی سیمون می گفت‪” ٬‬گویی وی صحنه‬
‫‪“.‬نمایش دیگری را روی پرده میاورد و به راحتی وظایف کاری خود را با مشکالت سیاسی‪ ٬‬مجزا می نمود‬

‫وزیر خزانه داری گفتگوی خود با رییس جمهور را با این سخنان آغاز کرد که مهار قیمت های نفت از دست همه خارج‬
‫گشته است‪” .‬عرب ها مانند نو کیسه ها رفتار می کنند“‪ .‬در خالل سفر وی به پایتخت آلمان باختری‪ ٬‬بن‪ ٬‬صدر اعظم‬
‫هلموت اشمیت‪ ٬‬نگرانی خود را از بی ثباتی ساخت سیاسی اروپا‪ ٬‬به دنبال صعود قیمت باالی نفت‪ ٬‬ابراز داشته بود‪” .‬‬
‫قیمت نفت همه جا مشکل ایجاد کرده است“‪ .‬فیصل می گوید تا جایی که در توان داشت بدون کمک ما پیموده است‪ .‬شاه‬
‫‪.‬تهدید کرده است تولید را قطع میکند‬

‫‪“.‬نیکسون اضافه کرد‪” ٬‬اون دوست ماست‪ ٬‬اما سر نفت سرسختی نشان میدهد‬

‫سیمون گفت‪” ٬‬فیصل در برابر شاه از ما کمک خواسته است‪ .‬در عربستان سعودی میان آنانی که خواهان تقلیل قیمت‬
‫هستند و آنانی که در پی تشدید تولید هستند‪ ٬‬جنگ درونی درگرفته است‪ .‬فیصل در برابر شاه براستی از ما کمک می‬
‫خواهد‪ .‬من در بحث هایی که با وزیران دیگر داشتم‪ ٬‬بهشان گفتم احتماال عربستان برای تولید‪ ٬‬تا ‪ ۱۵۰‬سال دیگر نفت‬
‫دارد‪ ٬‬در حالیکه ایران تا ‪ ۱۵‬سال بیشتر ندارد‪ .‬شاید تا روزی که نفت ایران ته بکشد‪ ٬‬صنعت خود را براه انداخته باشد‪٬‬‬
‫آنگاه ایران می تواند یقه تان را بچسبد و نفت تان را از دست تان بگیرد“‪ .‬به عبارت دیگر وزیر خزانه داری به رهبران‬
‫‪.‬عربستان سعودی گفته بود شاه برای بدست آوردن حوزه های نفتی آنان احتماال به عربستان تجاوز می کند‬

‫نیکسون گفت باید ببینیم ”چکاری از دستمان ساخته است‪ .‬باید شاه را ببینم و با وی گفتگویی داشته باشم“‪ .‬رییس جمهور که‬
‫خودنویسش را در میان دندان هایش نگهداشته بود‪ ٬‬با حرکت تندی سر آنرا باز کرد‪ ٬‬و روی کاغذ پاره ای برای خود چیز‬
‫‪.‬هایی نوشت‪ .‬سیمون فهمید نیکسون با شاه تماس خواهد گرفت‪ .‬آخر سر نیکسون داشت راه میامد‬

‫سیمون اصرار داشت‪” ٬‬شاه ما را دست خود گرفته است“‪ .‬هیچکس به روی او نمیاورد‪ .‬ملت های تولید کننده‪ ٬‬مصرف‬
‫کنندگان یک یک به دام میاندازند و آنها را از ما دور نگهمیدارند‪ .‬اشمیت گفت‪” ٬‬اگر قیمت ها پایین نرود‪ ٬‬کارم را با‬
‫کمپانی ها یکسره می کنم و خودم با تولید کننده ها وارد معا مله می شوم‪ .‬این مساله مستلزم عملی قاطع از جانب ایاالت‬
‫‪“.‬متحده می باشد‬

‫نیکسون سینه جلو داد‪” :‬مثال چی؟ باید نخست روی آن خوب فکر کرد‪ .‬ما ابتدا باید حرف هایمان را بزنیم‪ ٬‬با تو‪ ٬‬کن‬
‫‪“.‬راش‪ ٬‬هنری و برنت‪ .‬زیاد کش نده‬

‫این یک مشکل وحشت آوریست‪ .‬من که زیاد به انرژی فکر نمی کردم‪ ٬‬همه اش به دنبال توازن پرداختی ها بودم‪” .‬‬
‫‪“...‬نگران کم شدن تولید هستم‬

‫‪“.‬نیکسون گویی با خود حرف میزد‪” ٬‬که اشمیت نگران بانک هاست‬
‫‪143‬‬

‫شاید هم سیمون حساسیت آلمانی ها را خوب درک نمی کرد‪ ٬‬و گمان می برد صدر اعظم هول کرده است‪ .‬اما پشت رهبر‬
‫آلمان باختری از فرو خوابیدن بانک آلمان باختری‪ ٬‬نخستین بانک از چهار بانک بزرگ آلمان که در تابستان ‪ ۱۹۷۴‬از‬
‫پادرآمد‪ ٬‬و نشانه دیگر گستردگی درهم کوبیده شدن موسسات مالی اروپا توسط پس لرزه های جهش قیمت نفت‪ ٬‬می لرزید‪.‬‬
‫ورشکسته شدن بانک ها‪ ٬‬بیکاری و تورم روز افزون‪ ٬‬فروکش کردن تقاضای مصرف کننده‪ ٬‬و رکود در بخش صادرات‬
‫ملت‪ ٬‬در میان نسل سالخوردگان آلمانی ها خاطرات تالطم مالی یی را تداعی میکرد که پیش درآمد سقوط جمهوری وایمار‬
‫و پیدایش بنیادگرایی نازی در دهه ‪ ۱۹۳۰‬بود‪ .‬سایه های بلند بر روی اروپا میافتاد‪ .‬امپراتوری پرتقال داشت از درون می‬
‫پوسید و لیزابون به دست سرهنگان چپگرا افتاده بود‪ .‬بریتانیا‪ ٬‬فرانسه‪ ٬‬و ایتالیا در چنگال رکود ژرفنده دست و پا میزدند‪.‬‬
‫اقتصاد دانان در بروکسل‪ ٬‬تورم بریتانیا را ‪ ۲۰‬درصد‪ ٬‬و خیزش بیکاری تا آخر سال را بیشتر از یک میلیون‪ ٬‬پیش بینی‬
‫می کردند‪ .‬برآورد تورم‪ ٬‬تا آخر سال‪ ٬‬در ایتالیا نیز کمتر از ‪ ۲۰‬درصد نبود‪ .‬ایتالیایی ها از گسترش ناگهانی بمب گذاری‬
‫های خرابکارانه و مرموز که توسط گروه های نو ‪ -‬فاشیست که دمشان به موسسات دولتی و نظامی متصل میشد‪ ٬‬در‬
‫هراس بودند‪ .‬نیکسون و کیسینجر مطمین بودند که این تازه آغاز تجدید و تکرار نابسامانی های دهه ‪ ۱۹۳۰‬می باشد‪.‬‬
‫کیسینجر که نگران آینده بود‪ ٬‬پیش بینی شومی می کرد‪ .‬وی به رییس جمهور گفت‪” ٬‬تا پنج سال دیگر در فرانسه یک جبهه‬
‫‪.‬مردمی پیدا می شود‪ ٬‬که ایتالیا را هم به آنسو میکشد؛ مگر این که بشود با کودتایی دست راستی امور را در دست گرفت‬

‫پس از آن بود که نیکسون دلشوره های مانوی گونه ( دوگانه ‪ -‬م‪ ).‬خود را با سیمون در میان گذاشت‪ ٬‬و او را به گشت و‬
‫گذاری کوتاه به آفاق جهان از دریچه چشم خود برد‪ .‬سیمون شنونده ای مشتاق بود‪ .‬روابط با دولت کارگری تازه در‬
‫بریتانیا به طور شگفتی آوری حسنه بود و ( رییس خزانه داری بریتانیا دنیس) هلی دوست خوبی بشمار میامد‪ .‬ایتالیایی ها‬
‫امید از کفت نهاده بودند‪ .‬نیکسون با آهی گفت‪” ٬‬ایتالیا دولتی ندارد‪ .‬التین ها بدون دیکتاتور سامان نمی گیرند‪ .‬درست در‬
‫این هنگام که ملل باختر زمین می باید از نظر سیاسی یکدست شوند ‪ -‬کمبود ثبات در جهان همه چیز را از هم می پاشد“‪.‬‬
‫مقصود نیکسون از هم پاشیدن ملت های جنوبی اروپا بود‪ ٬‬یونان‪ ٬‬ایتالیا‪ ٬‬اسپانیا و پرتقال‪ .‬وی دردسر را پیش از رسیدن‬
‫آن بو می کشید‪ .‬به سیمون گفت چرچیل راست می گفت‪ .‬سپس گریزی زد به تهاجم علیه آلمان در بهار ‪ ٬ ۱۹۱۸‬در‬
‫گالیپولی‪ ٬‬وردون‪ .‬امروز تنها نیروی سازمان یافته در پرتقال کمونیست ها هستند‪ .‬دیکتاتور اسپانیا‪ ٬‬فرانکو در آستانه‬
‫مرگ بود و کسی نمی دانست جای او را کی خواهد گرفت؟ ”اگر اسپانیا برود‪ ٬‬ایتالیا هم رفته است‪ .‬در یوگسالوی‪ ٬‬تا‬
‫شوروی ها ببینند کلک تیتو کنده است‪ ٬‬با خیال راحت راه میافتند‪ .‬یونان و ترکیه را هم نباید دست کم گرفت‪ ٬‬چرا که آنها‬
‫‪“.‬دنباله زنجیره جنوبی بشمار میایند‬

‫سیمون بویژه با نگرانی نیکسون در باره ایتالیا همدلی میکرد‪ .‬اقتصاد ایتالیا در سرازیری تند افتاده بود‪” :‬ما‪ ٬‬زیاد طول‬
‫نمی کشد‪ ٬‬که مجبور میشویم به ایتالیا کمک کنیم‪ .‬من با آرتور برنس ( رییس بانک مرکزی) در باره خط اعتبار رسانی‬
‫‪“.‬صحبت کردم‪ .‬وی مخالف بود‪ ٬‬اما من اینکار را می کنم‪ .‬با همه این اقدامات مالی‪ ٬‬آنها باز مشکل خواهند داشت‬

‫هرچه ریچارد نیکسون به اعماق دومین تابستان واترگیت نزدیک تر می گشت‪ ٬‬دنیای وی بیشتر دود میشد و بر باد‬
‫میرفت‪ .‬ریاست جمهوری او فرو میریخت‪ .‬دیگر مساله این نبود که دادگاهی اش میکنند یا نه‪ ٬‬بلکه باید می دید کی‬
‫دادگاهی اش می کنند! هنری کیسینجر وزیر امور خارجه او‪ ٬‬پشت سرش از وی به ”عنوان خالف کار“ یاد می کرد‪.‬‬
‫گروهی از گزارشگران یکی از شبکه های تلویزیونی‪ ٬‬باالی در ورودی کاخ سفید ساعت شمارش معکوس نصب کرده‬
‫بود‪ ٬‬رییس جمهور داشت خیاالتی میشد‪ .‬همه به وی دروغ می گفتند‪ .‬دوستان دیرین به وی پشت کرده بودند‪ .‬اینک وی هر‬
‫دو شب یکبار جام باده را سر می کشید‪ .‬علیرغم بدبختی های هر روز‪ ٬‬حواس ریچارد نیکسون همچنان به مسایل خارجی‬
‫و استراتژی جمع بود‪ .‬کم کم در او ایده دیگری نیز‪ ٬‬نسبت به دوست قدیمی اش شاه جان میگرفت‪ .‬این ایده را بیل سیمون‬
‫در او رخنه داده بود‪ .‬برای هفته نخست ماه اوت یک گرد همایی از کارشناسان بلند پایه کاخ سفید برنامه ریزی شده بود‪٬‬‬
‫تا ته و توی مشکل قیمت گذاری نفت‪ ٬‬سر و کله زدن های ایران ‪ -‬عربستان‪ ٬‬و این که چرا شاه با عربستان برای یافتن‬
‫راهی که بشود قیمت نفت را پایین آورد‪ ٬‬همکاری نمی کند‪ ٬‬را دربیاورند‪ ٬‬چیزی که کیسینجر اصال خوشش نمی آمد‪ .‬وی‬
‫خبر را اواخر بعد از ظهر روز ‪ ۱‬اوت‪ ٬‬از معاون وزارت امور خارجه‪ ٬‬روبرت اینگرسول شنید‪ .‬اینگرسول به وی خبر‬
‫‪144‬‬

‫داد‪[ ” ٬‬خزانه داری] می خواهد هفته دیگر جلسه ای با تو و سیمون داشته باشد‪ .‬ما به برنامه های تو نگاه می کردیم ببینیم‪٬‬‬
‫‪“.‬کی جور می شود‬

‫‪“.‬کیسینجر گفت‪” ٬‬من هیچ به ارزیابی او از اوضاع اعتمادی ندارم‬

‫اینگرسول گفت خزانه داری می خواهد گزارش های همستیز در باره نقش شاه در مالیده شدن حراج نفت یمانی را روشن‬
‫‪.‬سازد‬

‫‪“.‬کیسینجر اعتراض کرد‪” ٬‬به نظر من نمیاید که سعودی ها برای پایین آوردن قیمت نفت خطر کرده باشند‬

‫‪“.‬ما برنامه های تو را دیدیم‪ ٬‬سعی می کنیم برای روز سه شنبه جلسه ای با آنها بگذاریم”‬

‫‪“.‬اگر در برنامه من جایی خالی بود‪ ٬‬فکر نکن که همین جوری می شود آنرا پر کرد‪ .‬نخست با من در میان بگذار”‬

‫‪.‬بسیار خب“ ”‬
‫‪145‬‬

‫پیامد های رامسر‬
‫آینده معلوم خواهد کرد که سه روز نخست اوت ‪ ٬ ۱۹۷۴‬برای بقا تخت طاووس و روابط میان امریکا ‪ -‬ایران بسیار‬
‫سرنوشت ساز بود‪ .‬بخت برگشته بود‪ ٬‬در همان هنگام که کیسینجر و سیمون بر سر سیاست نفت برای هم سینه سپر می‬
‫کردند‪ ٬‬شاه در این اندیشه بود که با گنج دالر های نفتی بدست آمده چه بکند‪ .‬این پول ها را خرج میکرد؟ آنها را‬
‫سرمایگذاری می نمود؟ پاییز گذشته وی به سازمان برنامه و بودجه رهنمود داده بود‪ ٬‬در پیشبینی بودجه احتمال سود نفتی‬
‫بادآورده را هم در نظر گیرند‪ .‬از آن زمان درآمد ایران از نفت رو به ازدیاد گذاشته و از ‪ ۲/۸‬بیلیون دالر در سال ‪- ۳‬‬
‫‪ ۱۹۷۲‬به ‪ ۴/۶‬در سال ‪ ۴ - ۱۹۷۳‬رسیده بود‪ ٬‬بدین معنی که کل درآمد‪ ٬‬در ظرف ‪ ۱۲‬ماه‪ ۶۵ ٬‬درصد ترقی داشت‪ .‬ترقی‬
‫سریع و همه جانبه درآمد ها را که در سال ‪ ۱۹۷۵‬به اوج ‪ ۱۷/۸‬بیلیون دالر رسید‪ ٬‬و در دوازده ماه جهشی برابر با ‪۲۸۷‬‬
‫درصد داشت‪ ٬‬همه جا میشد دید‪ .‬این آرزوی شاه بود که روزی می رسید تا او آنچه را آرزو داشت‪ ٬‬و هر آن آرزو‬
‫میکرد‪ ٬‬می توانست بخرد‪ .‬آخر سر آن روز فرا رسیده بود‪ .‬بزرگترین اقتصاد دان وی به تبختر می گفت‪” ٬‬ما مرزی برای‬
‫‪“.‬پول نمی بینیم‪ ٬‬هیچ‬

‫خطر همیشه از جانب تورم در کمین بود‪ .‬هنوز تابستان ‪ ۱۹۷۴‬نرسیده بود که درآمد ایران از نفت‪ ٬‬ماهی به یک بیلیون‬
‫دالر رسیده بود‪ .‬نیویورک تایمز نوشت‪” ٬‬دست کم‪ ٬‬ده‪ ٬‬دوازده سالی میشد که شاه نقشه می کشید کشورش را بازسازی‬
‫کند‪ .‬اکنون وی‪ ٬‬علی الظاهر به پول رسیده است و تنها سختی کار پمپ کردن این پول در اقتصاد است‪ ٬‬بدون سر‬
‫برآوردن تورمی کمر شکن در پی آن“‪ .‬شاه از خطر بالقوه آگاه بود‪ .‬اگر پایش را کج می گذاشت‪ ٬‬توفان دالر های نفتی‬
‫اقتصاد زیر پایش را می روبید و با خود می برد‪ .‬سعودی ها هم همان بدبختی را داشتند‪ .‬آنها در حال حاضر‪ ٬‬بیشتر ثروت‬
‫نفتی شان را در آنسوی دریا ها میگذاشتند‪ ٬‬بر روی ملک و امالک‪ ٬‬صنایع خارجی‪ ٬‬و سپرده های بانکی سرمایگذاری می‬
‫‪.‬کردند‪ ٬‬که قابلیت عقب نشینی سریع را ممکن میساخت‪ ٬‬تا بشود جلو خطر تورم و تالطم داخلی را گرفت‬

‫نرخ تورم ایران که سال پیش تک رقمی بود‪ ٬‬اینک دو رقمی شده بود‪ .‬حتی‪ ٬‬بدون تزریق دالر های گرما زای ‪ -‬نفتی‬
‫اقتصاد داغ کرده بود‪ .‬گزارش شاهدان عینی و آمار موثق‪ ٬‬از بهار و آغاز تابستان ‪ ٬ ۱۹۷۴‬حاکی از آن بود که هیجان و‬
‫سرسام مالی غریبی ایران را گرفته بود‪ ٬‬که در آن پول نفت مانند کوکایین ارزان بلعیده می شد‪ .‬یکی از آگاهان گزارش‬
‫میداد‪ ٬‬تورم لجام گسیخته به رقمی بین ‪ ۱۵‬تا ‪ ۲۲‬درصد رسیده است‪ .‬هر کسی که از دستش برمیاید‪ ٬‬کار دومی گیر‬
‫میاورد‪ .‬کارگرانی که از این کار به سر آن یکی کار میدوند‪ ٬‬در خیابانهای تهران راه بندان تازه ای بوجود میاورند‪ .‬اگر‬
‫چه گمرک واردات ماشین به ‪ ۲۰۰‬تا ‪ ۵۰۰‬درصد رسیده است‪ ٬‬بنگاه های ماشین فروشی‪ ٬‬برای مشتریان مرسدس بنز‪٬‬‬
‫جگوار و سیتروین به اندازه کافی ندارند‪ .‬زن ها ریخته اند به بوتیک های پر زرق وبرق و فروشگاه های زنجیره ای‬
‫بزرگ در خیابان پهلوی‪ ٬‬که با درختان سر به فلک کشیده پوشیده است‪ ٬‬تا آخری مد های شارل ژوردن و ایو سنت الرن‬
‫را بخرند‪ .‬زیاده روی چشمگیر است‪ .‬در شهر مشهد‪ ٬‬زنی مو طالیی‪ ٬‬سوار بر ماشین روباز‪ ٬‬به رهگذری که گمان میکرد‬
‫بی چیز است‪ ٬‬مشتی اسکناس دالر داده بود که می گفتند هزار دالر بود! در حالی که در شمال شهر تهران‪ ٬‬خانم ها در‬
‫‪.‬خز فروشی ها ازدهام می کردند‪ ٬‬نگهبانان دربار شاه از سیر کردن شکم بچه های شان به سبب کمبود نان‪ ٬‬در می ماندند‬

‫کیش شخصیت پرستی پهلوی‪ ٬‬به اوج خود رسیده بود‪ .‬صفحه نخست همه روزنامه های منتشر شونده در ایران‪ ٬‬ناگزیر از‬
‫چاپ عکس جدیدی از افراد خانواده سلطنتی همراه با دستاورد های تازه آنها بود‪ .‬تصویر نوی از اعلیحضرت در اماکن‬
‫دولتی و تجاری خصوصی دیده میشد که در آن شاهنشاه ”در جایی مانند بلند ترین نقطه جهان ایستاده است و دست تکان‬
‫میدهد‪ ٬‬و در پشت وی ابر های مواج دیده می شد“‪ .‬در این پورتره شاه یاد آور رهبر بزرگ کره شمالی بود‪ .‬در تمثال‬
‫دیگری شاه و شهبانو مثل جف چاندلر و سوفیالورن ایستاده بودند‪ ٬‬گویی ستارگان سینما هستند‪ .‬سراسر کشور از باده سود‬
‫‪.‬نفتی‪ ٬‬سرمست بود‬

‫مدیریت شخص شاه ژرفای ناپیمودنی داشت‪ .‬شاه به هیچکس در دور وبر خویش اعتماد نداشت‪ ٬‬باال سر زیر دستان خود‬
‫می ایستاد و از محول کردن مسولیت به پایین دستان‪ ٬‬خود داری میکرد‪ ٬‬به وزرای خود زیاد میدان نمی داد‪ ٬‬هرکس را که‬
‫‪146‬‬

‫دانا تر و محبوب تر می یافت از مرکز قدرت دور می نمود‪ .‬وزیر دربار‪ ٬‬اعلم‪ ٬‬همان روز که متحد شاه‪ ٬‬امپراتور هایله‬
‫سالسی در پی کودتای چپگرای ‪ ۱۹۷۴‬سرنگون شد‪ ٬‬رفتار غریبی را از او نقل می کند‪ .‬اعلیجضرت زیاد در این اندیشه‬
‫نبود که پیامد های ژیوپولیتیک کودتا چیست و برای امنیت ایران چه معنی دارد‪ ٬‬سر ایشان‪ ٬‬به چیدن مبل و کمد تازه ای‬
‫گرم بود که برای یکی از کاخ هایش سفارش داده بود‪ .‬کار شاه با نیرو های ارتش نیز همان بود‪ ٬‬همه قرار ها و ترفیع ها‪٬‬‬
‫حتی از آن افسران دون پایه را زیر نظر داشت‪ .‬این راه و رسم مدیریت خشک وی باعث شد هوشنگ انصاری‪ ٬‬دوست‬
‫جان جانی هنری کیسینجر‪ ٬‬و تاجر دونمایه ای که در دوران خدمتش در کابینه شاه‪ ٬‬فقط سعی در مال اندوزی برای خود‬
‫پیوسته بود‪ ٬‬به مصاحبه کننده ای با پر رویی بگوید‪ ” ٬‬حل مشکالت اقتصادی ایران که کاری ندارد‪ ٬‬به طوری که وی می‬
‫‪“.‬گفت‪ ٬‬اعلیحضرت درایت و توانایی خارق العاده در قضاوت درست دارند‬

‫دیوید راکفلر یکی از آنهایی بود که که از آغاز به شیوه برخورد شاه نسبت به افزایش درآمد ناگهانی و زیاد ایران بدگمانی‬
‫داشت‪ .‬ارتباط راکفلر ‪ -‬پهلوی هم شخصی بود و هم مالی‪ .‬قرابت اجتماعی محمد رضا شاه با راکفلر ها از طریق رابطه او‬
‫با نلسون بود‪ .‬در برابر ‪ ٬‬دیوید جوان شاه را ”اعلیحضرت“ صدا می کرد و او هم وی را ”مستر راکفلر “ خطاب می نمود‪.‬‬
‫دیوید راکفلر میگوید‪” ٬‬موضوع اصلی صحبت های ما داد وستد بود“‪ .‬بانک راکفلر ها‪ ٬‬چیس مانهاتان‪ ٬‬روابط رکینی با‬
‫بانک ملی‪ ٬‬بزرگترین بانک تجاری ایران داشت‪ ٬‬و چیس مانهاتان‪ ٬‬سردسته بانک هایی بود که ثروت نفتی ایران را رتق‬
‫و فتق میدادند‪ .‬پس از آنکه در سال ‪ ٬ ۱۹۷۳‬قیمت نفت چهار برابر شد‪ ٬‬سپرده های ایران در چیس مانهاتان” بسیار باال‬
‫رفت“ و ”داد و ستد مالی ما رونق خوبی گرفت‪ ٬‬برای این که بخش اعظم صادرات نفت ایران از مجرای بانک ما تامین‬
‫مالی میشد‪ .‬تا میانه دهه ‪ ۱۹۷۰‬روزی ‪ ۵۰‬تا ‪ ۶۰‬میلیون دالر از طریق چیس مانهاتان جابجا میشد‪ ٬‬و در اواخر ‪۱۹۷۸‬‬
‫سپرده های ایران از مرز ‪ ۱‬بیلیون گذشت‪ .‬هنگامی که شاه برای پروژه های صنعتی بزرگ خود‪ ٬‬به افزایش تامین مالی‬
‫بین المللی نیاز داشت‪ ٬‬به چیس مانهاتان رو میاورد‪ .‬راکفلر می گفت‪” ٬‬طنز کار این جاست که ما هیچگاه نتوانستیم شاه را‬
‫‪“.‬مانند یک مشتری به خود پایبند کنیم؛ وی ترجیح میداد پول هایش را در سویس نگهدارد‬

‫در ژانویه ‪ ۱۹۷۴‬دیوید راکفلر برای گفتگو با شاه‪ ٬‬در زمینه گسترش فرصت های بازرگانی میان چیس مانهاتان و ایران‪٬‬‬
‫به سنت موریتس سویس پرواز کرد‪ .‬پیش از سفر‪ ٬‬گماشته وفادار خانواده راکفلر‪ ٬‬هنری کیسینجر ‪ ٬‬به من گفته بود که شاه‬
‫‪.‬مردی با کفایت و آگاه به مسایل بین المللی میباشد‬

‫‪:‬اما در مصاحبه دو ساعته خود راکفلر از این امر نا امید گشت‪ .‬وی شاه را مردی یافت‬

‫که الیه زیرین همه بحث های او را تکبر پوشانده بود؛ آنها از منطق دور بودند و نشان افتراق از واقعیات سیاسی و‬
‫اقتصادی خطیر به همراه داشتند‪ .‬شاه گمان می برد چون به چیزی ایمان دارد‪ ٬‬پس آن چیز می باید واقعیت داشته باشد‪.‬‬
‫نشسته بودم به داستان و بینش حیرت آور او از جان دوباره دمیدن به امپراتوری ایران در قلمرو باستانی ماد ها و پارس‬
‫ها گوش می کردم که‪ ٬‬واژه گستاخ به مغزم هجوم آورد‪ .‬انگار عین خیالش هم نبود که قیمت سرسام آور نفت اقتصاد‬
‫‪.‬جهانی را ویران کرده است‪ ٬‬پس با خود گفتم عطای پیشنهاد های نامعقولش را باید به لقایش بخشید‬

‫چند روز بعد که راکفلر به تهران رفت‪ ٬‬این نگرانی را با ریچارد هلمس در میان گذاشت‪ .‬تازه دید که هلمس هم شاه را‬
‫مرد رند و آزمند‪ ٬‬و ایرانیان را ”از خود راضی و دماغ باال می بیند“‪.‬از یادداشت های راکفلر‪ ٬‬که از آن گفتگو ها گرفته‬
‫شده است‪ ٬‬برمیاید که از نظر هلمس‪ ٬‬ثروت نفتی‪ ٬‬و موقعیت نظامی برتر آنان در خلیج فارس‪ ٬‬که تا حد زیادی‪ ٬‬به یمن‬
‫کمک های ایاالت متحده فراهم آمده بود‪ ٬‬موقعیت اقتصادی و استراتژیک ایران را عوض میکرد‪ .‬بزرگترین مشکل آنان‬
‫این بود که اگر چه [ ایرانیان] هم پول داشتند‪ ٬‬هم لوازم‪ ٬‬اما آدم آموزش دیده برای بکار بردن آنها را نداشتند‪ .‬از همه این‬
‫ها هم بدتر‪ ٬‬وزرا برای رویا رویی با پیچیدگی هایی که ثروت هنگفت و ناگهانی با خود به همراه میاورد‪ ٬‬آزموده و آبدیده‬
‫نشده بودند“‪ .‬هلمس در پایان نتیجه گیری کرد که ”سفارت به یقین نگران“ازدیاد درآمد نفتی ایران است‪ .‬وی افزود‪” ٬‬گمان‬
‫‪“.‬می کنم شاه‪ ٬‬خود‪ ٬‬از پیامد های آن تصمیم آگاهی دارد‬
‫‪147‬‬

‫از ‪ ۱‬تا ‪ ٬ ۳‬ماه اوت‪ ٬‬شاه‪ ٬‬دولت ایران‪ ٬‬و بوروکرات ها و کاشناسان برجسته ایران‪ ٬‬رفتند رامسر در کنار دریای خزر که‬
‫برنامه خرج کردن و سرمایگذاری ثروت نفتی تازه ایران را بچینند‪ .‬برنامه ریزان بودجه‪ ٬‬چندین راه برای پیشبینی پیامد‬
‫های مصارف بزرگ‪ ٬‬بر روی تورم‪ ٬‬روبنا‪ ٬‬بکار گماری بیکاران‪ ٬‬خانه سازی‪ ٬‬و کشاورزی‪ ٬‬اندیشیده بودند‪ .‬رامسر‬
‫‪.‬قرین غرق شدن زیر دالر گشته بود‬

‫شاه گردهمایی را گشود و رو راست گفت حرف‪ ٬‬حرف اوست‪ .‬وی شوخی نمی کرد‪ .‬از نظر زمانی‪ ٬‬در همان حول و‬
‫حوش‪ ٬‬به یکی از آنانی که از ایران باز دید میکرد‪ ٬‬با خودستایی گفت‪” ٬‬من هم تصمیم ها را میگیرم و هم می اندیشم“‪ .‬دو‬
‫روز پس از آن‪ ٬‬روز سوم گردهمایی رامسر‪ ٬‬هشداری را‪ ٬‬که پمپ کردن یکراست سود نفتی‪ ٬‬به اقتصاد را‪ ٬‬با به خاک‬
‫نشستن اقتصاد یکسان میدید‪ ٬‬چرند خواند‪ .‬شاه برنامه ای را پذیرفت که پیرو آن رشد اقتصادی ایران در پنج سال آتی‪٬‬‬
‫ساالنه به رقم سراسیمه کننده ‪ ۲۵/۹‬درصد میرسید‪ .‬این رقم حتی با معیار های اقتصادی که با نرخ رسمی ‪ ۱۱/۴‬درصد‬
‫رشد میکرد نیز باور کردنی نبود‪ .‬مخارج دولت‪ ٬‬در ظرف یک روز‪ ٬‬یعنی از امروز به فردا‪ ٬‬دو برابر گشت‪ ٬‬و از ‪۳۵‬‬
‫بیلیون به ‪ ۶۹‬بیلیون سرزد‪ .‬وزیران دولت به گردآوری پروژه های مصرف یورش آوردند‪ ٬‬گویی با هم مسابقه گذشته‬
‫بودند‪ .‬اعلم در یادداشت های روزانه خود نوشت‪” ٬‬من که از این همه آمار های افسانه ای‪ ٬‬سرگیجه گرفته ام‪ .‬دو سال پیش‬
‫‪.‬آمال ما دست یابی به ‪ ۲۴‬بیلیون دالر بود‪ ٬‬امروز آن ‪ ۶۸‬بیلیون دالر گشته و کم مانده است سه برابر شود‬

‫شاه دامی برای خود نهاده بود‪ .‬وی این امکان را که رکود در غرب ای بسا به افت درخواست نقت از ایران گردد‪ ٬‬یا‬
‫کشور های اپک از هم جدا گردند و برای یافتن جای پایی در بازار به جان هم بیافتند‪ ٬‬نادیده انگاشته بود‪ .‬سازمان برنامه و‬
‫بودجه پیشا پیش هشدار داده بود‪ ٬‬که درآمدهای گاز و نفت می تواند دستخوش افت و خیز های شرایط عرضه و تقاضای‬
‫جهانی شود‪ ٬‬و از این رو اعتباری بر آن ها نیست‪ .‬مطابق خوش بینانه ترین گمانه زنی ها هم‪ ٬‬ایران نمی تواند در آخر‬
‫‪.‬این سده پنجمین قدرت صنعتی جهان گردد‬

‫ایران همچنان وارد کننده مواد غذایی باقی می ماند‪ .‬به سرمایگذاری در بخش های حمل و نقل‪ ٬‬بنادر‪ ٬‬نیروگاه ها‪ ٬‬و شبکه‬
‫آبرسانی احتیاج مبرم بود‪ ٬‬تا شکوفایی اقتصادی از این تنگنا ها جان سالم بدر برد‪ .‬ایران ناگزیر از دستیابی به انرژی‬
‫هسته ای بود تا بتواند‪ ٬‬برای راه اندازی صنایع سنگین مانند صنعت فوالد سازی‪ ٬‬پتروشیمی‪ ٬‬و ماشین سازی‪ ٬‬جای گزین‬
‫نیروگاه های آبی کند‪ .‬برنامه پنجم بر شالوده برآورد هایی بود که به اشتباه می پنداشت که بازار نفت همچنان پر از‬
‫مشتریان پر و پا قرص‪ ٬‬قیمت نفت همچنان در حال صعود و تقاضا برای نفت در حال تشدید خواهد ماند‪ .‬رابرت گراهام‪٬‬‬
‫یکی از روزنامه نگاران فایننشیال تایمز نوشت‪ ٬‬تصمیم شاه به این برد و باخت که یا همه چیز را از دست میدهم‪ ٬‬یا همه‬
‫چیز را بدست میاورم‪ ٬‬نتیجه طبیعی زنجیره پیروزی های وی بر کمپانی های نفتی و دولت نیکسون بود‪ .‬مشی زیاده روی‬
‫او در خرید اسلحه و پروژه های آبادانی‪ ٬‬سپس به دنبال باال بردن قیمت نفت دویدن‪ ٬‬جهت بدست آوردن پول برای پرداخت‬
‫آنها‪ ٬‬به تعهد و تقید خطرناکی تبدیل شده بود‪ .‬گراهام نوشت‪ ٬‬در پایان گردهمایی رامسر‪ ٬‬کم بودند کسانی که می دیدند‪ ٬‬با‬
‫آن توافق‪’ ٬‬آنها خودشان را دست انداخته بودند‘‪ .‬بگذریم که شاه به دوبرار کردن مخارج خود مجاهدت داشت‪ ٬‬در حالی که‬
‫‪“.‬همه شواهد حاکی از آن بود که اقتصاد کم کم دارد جوش میاورد‬

‫شاه میدانست که گاه درنگ نیست و پیش از ته کشیدن حوزه های نفتی ایران باید بجنبد‪ .‬دو تن از برنامه ریزان اقتصادی‬
‫پیشین دولت ایران‪ ٬‬دکتر حسین رضوی و دکتر فیروز وکیلی‪ ٬‬شیفتگی عجیب فرمانروای خود به اقتصاد فشار بزرگ‬
‫(اقتصاد فشار بزرگ برداشتی است در اقتصاد رو به رشد یا اقتصاد رفاه‪ ٬‬که تاکید دارد تصمیم بنگاهی برای صنعتی شدن‬
‫یا نشدن بسته به انتظارات آن از این است که بنگاه های دیگر چه خواهند کرد‪ .‬در برداشت فوق فرض بر ساختار بازار‬
‫تولید کالن و انحصاری گذاشته می شود تا مشخص شود در چه زمانی صنعتی شدن‪ ٬‬صورت می پذیرد‪ .‬م‪ ).‬را توصیف‬
‫‪.‬کرده اند‬

‫مدافعان فشار بزرگ کشور هایی مانند ایران را قبله گاه خود می دیدند ‪ -‬از نظر اقتصادی اندک پیشرفته اما سر شار از‬
‫کاال هایی مانند نفت و مس ‪ -‬که درآمد های خود را‪ ٬‬از طریق راه اندازی پروژه های آبادانی بزرگ‪ ٬‬به اقتصاد خویش‬
‫‪148‬‬

‫برمی گرداند‪ .‬بجای این که مانند عربستان‪ ٬‬پول های شان را در آنسوی دریا ها سرمایگذاری کنند‪ ٬‬ایرانی ها می بایست‬
‫پروژه ذوب فوالد‪ ٬‬پروژه پترو شیمی‪ ٬‬شاهراه‪ ٬‬کارخانه های بافندگی ‪ -‬هر چیزی که برای ساختن و آفریدن یک کشور‬
‫صنعتی نوین الزم بود‪ ٬‬می ساختند‪ .‬اما فشار بزرگ ایران تنها در صورتی موفق میشد که اقتصاد آن چندان بزرگ می بود‬
‫که می توانست محرک های مالی را حذب کند‪ .‬تزریق نقدینگی می بایست مرحله به مرحله صورت می گرفت‪ ٬‬و نه‬
‫یکباره بلعیده میشد‪ .‬پیامد عدم رعایت این شرایط همانند مصرف بیش از حد دارو یا مواد بود‪ .‬شاید هم شاه خود را موظف‬
‫به تشدید سرعت در جبهه اقتصادی میدید‪ ٬‬چرا که از گاه فرارسیدن مرگی که بر باالی سرش می چرخید‪ ٬‬آگه نبود‪ .‬او‬
‫یک سرنوشت گرا بود‪ ٬‬و زمان را با خود یار نمی دید‪ .‬حاصل آنکه ایران‪ ٬‬یکی از جوامع دیرین جهان‪ ٬‬مانند سنگریزه‬
‫پران شد‪ .‬شاه خوب ‪ -‬نیاندیشیده‪ ٬‬بشیوه ایرانیان‪ ٬‬جهش بزرگ بجلوی را‬
‫ای که با تیر کمان پرتاب شده باشد‪ ٬‬بسوی آینده ّ‬
‫آغاز کرد‪ ٬‬که امیدوار بود پایه های سیستم شهریاری را نیرومند و ایران را در برابر تهدیدات و فشار های خارجی رویین‬
‫‪.‬تن سازد‪ ٬‬و برای سده های بعد میراثی ماندگار برجای نهد‬

‫برای شاه‪ ٬‬بزرگ اندیشی به معنی بیکران بودن بود‪ ٬‬بیکران بودن همه چیز‪ .‬چنین بود که وی برای صاف کردن پایین‬
‫شهر تهران و ساختن میدانی بزرگتر از میدان سرخ مسکو‪ ٬‬یک طرح ‪ ۳‬بیلیون دالری اعالن کرد‪ .‬دور تا دور ‪ ۲/۵‬مایلی‬
‫میدان پیشنهادی شاه و ملت‪ ٬‬شش هتل‪ ٬‬جای پارک برای چهل هزار ماشین‪ ٬‬بیش از ‪ ۵۵‬میلیون متر مربع فضا برای‬
‫ادارات‪ ٬‬ساختمان برای سکونت چهل هزار تن جمعیت‪ ٬‬و کتابخانه ملی پهلوی ساخته می شد‪ .‬پس از تکمیل شدن‪ ٬‬کتابخانه‬
‫ملی ایران یکی از عجایب تحقیق دنیا بشمار میرفت؛ به داشتن پنجهزار کارمند‪ ٬‬بیش از ‪ ۵‬میلیون کتاب‪ ٬‬هتلی برای اهل‬
‫تحقیق‪ ٬‬با پیشرفته ترین سیستم فهرست بندی جهان مفتخر میشد‪ .‬برای احیا و نگهداری میراث پارسیان ایران‪ ٬‬در مدت ده‬
‫سال‪ ٬‬چندین میلیون دالر برای باز سازی ستون های شیار دار و آسیب دیده کاخ خشیار شاه‪ ٬‬صرف میشد‪ .‬پول نفت‪٬‬‬
‫گذشته ایران را با شکوه و تابناکی آینده این سرزمین پیوند میزد‪ .‬شاه جلو تر‪ ٬‬سفارش خرید دو هواپیمای ُکنکورد را داده‬
‫و در اندیشه سفارش سومی بود‪ .‬با فرانسه یک قرارداد بازرگانی ‪ ۶‬بیلیون دالری برای ساختن سیستم رفت و آمد‬
‫زیرزمینی به طول چهل مایل‪ ٬‬راه اندازی تلویزیون رنگی‪ ٬‬ساختمان ‪ ۲۰۰۰۰۰‬واحد مسکونی‪ ٬‬و یک پروژه ماشین سازی‬
‫که در بدو امر قادر به تولید ‪ ۱۰۰۰۰۰‬رنو میشد‪ ٬‬را امضا کرد‪ .‬به نانوایی های تهران که دیگر نانی برایشان نمانده بود‪٬‬‬
‫‪.‬شاه گفت‪ ٬‬بشما آسپرین خواهم فروخت‪ ٬‬بشما پروتیین خواهم فروخت‪ ٬‬اما برای تان نفت خام نخواهم فروخت‬
‫‪149‬‬

‫راه افتاده ایم بسوی سیه بختی‬
‫ساعت ‪ ۱۰‬صبح روز شنبه‪ ۳ ٬‬اوت‪ ٬‬همان روزی که شاه غور و بررسی بودجه را‪ ٬‬در رامسر‪ ٬‬به پایان برد‪ ٬‬مقامات‬
‫باالی دولت نیکسون در وزارت امورخارجه گردآمدند‪ ٬‬تا زورآزمایی دراز مدت خود با قیمت های باالی نفت را بنمایش‬
‫بگذارند‪ .‬برجسته ترین رویداد گردهمایی آن بود که برای نخستین بار در چهار سال و نیم گذشته‪ ٬‬از کیسینجر خواسته‬
‫شد‪ ٬‬پشتیبانی بی قید و شرط خود از شاه را نه تنها توجیه که توصیف کند‪ .‬وی از تن در دادن به این گفتگو ابا میکرد‪.‬‬
‫کیسینجر همچنان چسبیده بود به این ایده که شاهان محافظه کار خلیج فارس مستحق باال بردن قیمت نفت‪ ٬‬برای رسیدن به‬
‫درآمدی هستند که آنها را بر تخت شاهی نگهدارد‪ ٬‬و توانایی خرید سالح های امریکایی جهت دفاع از منافع سیاسی و‬
‫اقتصادی غرب در سر تا سر خاور میانه را داشته باشند‪ .‬آنچه که کیسنجر از درک آن ناتوان مانده بود‪ ٬‬آسیب دیدن زیاد‬
‫‪.‬اقتصاد ایاالت متحده و همپیمانان آن در ناتو‪ ٬‬از قیمت باالی نفت بود‪ ٬‬تا جایی که امنیت جهان آزاد را هم بر باد میداد‬

‫کیسینجر چیزی را می دید که همکاران او در خزانه داری آنرا نمی دیدند ‪ -‬پایین آمدن قیمت نفت همان و سیاه شدن‬
‫روزگار شاه همان‪ .‬کیسینجر میدانست که شاهان خلیج‪ ٬‬بویژه ایران‪ ٬‬بیشتر از آنی پول خرج میکردند که با سود های نفتی‬
‫دستگیر شان میشد‪ .‬از این رو وضع مالی آنان در برابر افت و خیز های عرضه و تقاضا پا در هوا‪ ٬‬و سخت آسیب پذیر‬
‫بود‪ .‬یکی از تحلیل گران که با کیسینجر هم رای بود‪ ٬‬نوشت‪” ٬‬قیمت های ریزش کننده‪ ٬‬بزودی درآمد های کشور های‬
‫تولید کننده را بزیر سطح مخارج فعلی شان فرو می کشد‪ .‬این دولت ها دیگر قادر نخواهند بود انتظاراتی را که خود در‬
‫سال های گذشته بانی آن بوده اند‪ ٬‬برآورد کنند‪ ٬‬از اینرو امیدی به بقای رژیم های محافظه کار نیست‪ ٬‬حتی دولت های‬
‫‪“.‬خیلی بنیاد گرا نیز از گزند بری نخواهند ماند‬

‫ایران مانند عربستان سعودی نبود‪ ٬‬که جمعیتی اندک و عواید ارزی عظیم داشته باشد تا بتواند در برابر نقصان قیمت نفتی‬
‫پایداری کند و باخت بخش زیادی از درآمد خود را تاب بیاورد‪ .‬شاه هیچگاه چیزی برای روز مبادا نمی گذشت‪ ٬‬او همیشه‬
‫خرج می کرد‪ .‬اگر روزی به ناگاه قیمت های نفت فرو میریخت‪ ٬‬برای پادشاهی پهلوی ضربه گیری وجود نداشت‪ .‬تنها‬
‫یک تعدیل غیر مترقبه در عواید می توانست به بحران مالی منجر گردد و شورش های سیاسی و ناآرامی سیاسی در پی‬
‫آورد‪ .‬پایه های نفتی شاه می توانست مانند شمع آب شود‪ .‬دفاع کیسینجر از شاه و سپر ساختن خود در برابر ضربات‬
‫خزانه داری و سعودی ها را باید در پرتو همین دید‪ .‬وی اندک اندک با این ایده که قیمت باالی نفت خرخره رشد اقتصادی‬
‫را می فشارد‪ ٬‬همراه می گشت‪ ٬‬اما با این حقیقت هم همراه بود که قیمت باالی نفت تخت طاووس را سر پا نگهمیداشت‪.‬‬
‫وی بر سر دو راهی جانکاهی گیر کرده بود‪ :‬چگونه می شد از فشار تکانه های نفتی بر روی اقتصاد غرب کاست‪ ٬‬بی‬
‫آنکه رژیم شاه بشکند؟‬

‫گروه کوچکی که گرد میز نشسته بود‪ ٬‬شامل کیسینجر ‪ ٬‬وزیر خزانه داری بیل سیمون‪ ٬‬رییس هیات مدیره فدرال رزرو‬
‫آرتور برنس‪ ٬‬جانشین وزیر امور خارجه رابرت اینگرسول‪ ٬‬و دستیار وزیر امور خارجه در زمینه اقتصاد و بازرگانی‬
‫توماس اندرس می شد‪ .‬کیسینجر از آنچه که تاکنون گمان می برد دخالت های بیجا و نیاندیشیده سیمون در سیاست خارجی‬
‫است‪ ٬‬به خود آمد‪ .‬در صبح همان روز اوت‪ ٬‬یکراست رفت سر مطلب‪” ٬‬تو میگویی که اداره اوضاع نفتی از دست ما در‬
‫‪“.‬رفته است‬

‫سیمون با قاطعیت پاسخ داد‪” ٬‬بله‪ ٬‬ما ناچاریم تجدید نظر کنیم ‪ -‬خودت می توانی در این کار سود و زیان ما را ارزیابی‬
‫‪“.‬کنی‪ .‬اروپا برای رسیدن به پول و نفت‪ ٬‬دما دم به عرب ها وابسته می گردد‬

‫بهتر است بدانی که امکان واقعی درگیری دیگری میان اسراییل ‪ -‬اعراب زیاد است‪ .‬آیا سعودی ها براستی آماده ”‬
‫“همکاری برای پایین آوردن قیمت هستند‪ ٬‬تا کجا با ما راه میایند؟‬
‫‪150‬‬

‫سیمون جواب داد ”در صورتی که تولید قطع نشود‪ ٬‬قیمت نفت ‪ ۳۰‬در صد افت می کند‪ .‬قطع تولید از نظر ما‪ ٬‬اقدامی غیر‬
‫‪“.‬دوستانه است‪ ٬‬و در مورد ایران‪ ٬‬می توانیم ارسال کاال های نظامی را متوقف کنیم‬

‫کیسینجر می خواست سر در بیاورد که کی با ایران رو در رو می شود ‪ -‬ایاالت متحده‪ ٬‬یا ایاالت متحده‪ ٬‬اروپا و ژاپن؟‬
‫”سوال دوم این است که پس از گشایش گفتگو ها چه پیش میاید؟ من فکر می کنم الجزیره و آنهای دیگر از ایران پشتیبانی‬
‫خواهند کرد‪ .‬اگر ایاالت متحده تنها باشد‪ ٬‬به احتمال زیاد همین پیش خواهد آمد“‪ .‬کیسینجر می گفت که ”رییس جمهور‬
‫الجزیره روی قیمت نفت روانی بازی در میاورد“ و اگر پای ایاالت متحده‪ ٬‬بر سر قیمت نفت به میدان چالش کشیده شود‪٬‬‬
‫”الجزیره راه مبارزه را در پیش می گیرد‪ .‬سپس آنها سوری ها را به دنبال خود می کشند‪ .‬در نتیجه عربستان سعودی می‬
‫ماند تنها‪ .‬به نظرم نمی رسد‪ ٬‬در آن صورت‪ ٬‬آنها کاری از دست شاه بر بیاید‪ ٬‬یا ایرانی ها بخواهند کاری بکنند“‪ .‬کیسینجر‬
‫به گروه یادآوری کرد که همپیمانان اروپایی آنها‪ ٬‬زیر فشار دولت های عربی دارند وا میروند‪ ٬‬برای همین‪ ٬‬از آن ها نمی‬
‫توان چشم داشت در یک نمایش زور بازو علیه تولید کنندگان با ایاالت متحده همراهی کنند‪” .‬هر گاه ایاالت متحده از‬
‫فروش اسلحه به ایران خودداری کند‪ ٬‬اروپایی ها به ایران تجهیزات می رسانند“‪ .‬سپس رشته سخن را برگرداند به سعودی‬
‫ها‪” :‬احتماال سعودی ها در صدد آماده کردن اتمام حجت به اسراییل هستند‪ .‬آنها می خواهند یگانه عرضه کننده ما شوند تا‬
‫هر آن که خواستند گلوی مان را بفشارند“‪ .‬با این سخن کیسینجر ترس بزرگ خود را برزبان آورد‪ .‬او پیشاپیش روزی را‬
‫میدید که عربستان سعودی از قدرت نفتی خود بهره می گرفت تا گلوگاه سیاست خارجی امریکا در خاور میانه‪ ٬‬خاصه در‬
‫برابر اسراییل را بفشارد و بند بیاورد‪” .‬من بر آنم که باید خیلی با احتیاط گام برداریم ‪ -‬در یک موقع بسیار مناسب برویم‬
‫سراغ تولید کنندگان ‪ -‬که نتوانند مشکل اسراییل را پیش بکشند‪ .‬زمان باید طوری باشد که نه بتوانند ما از نفت جدا کنند و‬
‫نه ما را تنها گیر بیاندازند‪ .‬نخست باید مصرف کنندگان را با خود همداستان سازیم‪ .‬سپس به رویارویی می پردازیم ‪-‬‬
‫‪“.‬رویارویی هم هنگامی کارساز خواهد شد که آمادگی استفاده از زور را داشته باشیم‬

‫همچنان که کیسینجر نیک آگاهی داشت‪ ٬‬گیر کار آنجا بود که در تابستان ‪ ۱۹۷۴‬ایاالت متحده از کاربرد زور در برابر‬
‫اپک ناتوان بود‪ .‬وی گفت یکبار دیگر به سعودی ها خواهد گفت که در مقابل تحریم نفتی دیگر ساکت نخواهد نشست‪ .‬اگر‬
‫این درست باشد‪ ٬‬ناچاریم اروپایی ها را یکجا گرد