You are on page 1of 33

‫مقدمه‪:‬‬

‫در طول تاريخ و در هر برهه ی زمانی كه پادشاهان ظلمی به مردم روا‬
‫داشته اند انقلبی به وجود آمده كه رهبری اكثر آن توسط افراد اصلح‬
‫طلب و روشنفكر بوده است‪،‬كه با استفاده از مكتبهای سياسی مختلف‬
‫و توسل به عقايد مردم‪،‬خواهان شركت دادن مردم در عرصه ی سياست‬
‫گذاری كشور بوده ند و می خواستند تا تصميم گيری يك اقليت برای‬
‫اكثريت را به حداقل برسانند‪.‬‬
‫در اين دوره از جمله كشورهای پيشرو در اين مورد‬
‫"انگليس‪،‬فرانسه‪،‬سوئد‪،‬هلند‪،‬دانمارك‪ ،‬اسپانيا و ‪ "...‬بودندكه بعدها بر اثر‬
‫ولين بار در‬
‫تعامل ژاپن با آمريكا مشروطه ی سلطنتی در آسيا برای ا ّ‬
‫ژاپن مستقر شد‪،‬كه به تبديل شدن ژاپن به عنوان يكی از قدرتهای‬
‫صنعتی ‪ ،‬اقتصادی و استعماری در شرق آسيا و سپس در جهان كمك‬
‫كرد‪.‬‬
‫جار‪ ،‬روشنفكران و‬
‫اين نوع روش حكومت بر اثر رفت و آمدهای ت ّ‬
‫شاهزادگان قاجار به مناطق قفقاز و عثمانی و مشاهده ی پيشرفت‬
‫كشورهای اروپايی با داشتن رژيم جمهوری و مشروطه سلطنتی‪ ،‬آنها را‬
‫وا داشت تا با انتقال چنين مفاهيمی به ايران‪،‬مردم كشور را از وجود‬
‫حكومتهای مردمی در اروپا آگاه سازند و زمينه ی تبديل شدن حكومت‬
‫خودكامه به مشروطيت را آماده سازند‪،‬تا با وقوع انقلب مردمی شاه را‬
‫وادار به قبول مشروطيت و سپس اصلحات اساسی در ساختار كشور‬
‫كنند‪،‬‬
‫كه اين با روحيه ی استبدادی شاه و وابستگان آن هيچ تناسبی نداشت و‬
‫در نتيجه زمينه برای قيام‪ -‬های مردمی و تغيير ساختار حكومتی به وجود‬
‫آمد‪.‬‬
‫مال استبداد با به قتل رساندن و‬
‫ما با آغاز قيام های مردمی اقدام ع ّ‬
‫ا ّ‬
‫غارت و تجاوز به مشروط خواهان باعث شد تا نيروهای مردمی با تشكيل‬
‫شاخه های نظامی‪،‬به رهبری نيروهای ملّی‬
‫ مذهبی و با انجام كارهای فرهنگی_نظامی و در نهايت تصرف پايتخت و‬‫تحميل مشروطيت بر درباريان و اقليت سلطنت طلب رو به رو گردد‪.‬‬
‫ما به قول دهخدا‪((:‬از مجلس و نمايندگان آن تنها كالسكه های‬
‫ا ّ‬
‫گرانقيمت و لباسهای زر بافت و بزرگی شكم و كلی آن را ديدم و درك‬
‫كرديم‪)).‬‬

‫‪1‬‬

‫مجلسی كه با ريختن خون ها داير شده بود‪،‬محل نبرد روس و انگليس‬
‫گشت و بعد از آن دوباره استبداد دست به جنايت تازه ای زد‪،‬و اين بار نه‬
‫نيروهای ايرانی ‪ -‬بلكه قزاقهای روس ‪ -‬خانه ی ملّت را به توپ بستند‪،‬و‬
‫دستگيری و تبعيد و اعدام در اين دوره رونق ويژه ای به خود گرفت و‬
‫مشروطه خواهان كه با خون و دل مجلسی را داير كرده بودند مجبور به‬
‫فرار گشتند و يا مانند مردم تبريز به صحنه نبرد بازگشتند و فداكاری‬
‫كردند‪.‬‬
‫ما نكته ای كه هميشه در دوران مشروطه قابل توجه است‪،‬اين است كه‬
‫ا ّ‬
‫كشورهايی كه با داشتن چنين حكومتهايی با سنگ اندازی ها‪،‬توطئه ها و‬
‫تقويت جبهه های مخالف مشروطه طلبان‪ ،‬مردم ايران را از داشتن‬
‫چنين حكومتی محروم می ساختند‪،‬ولی مردم اين سرزمين با هوشياری‬
‫و بيداری خويش توانستند سرنوشت خويش را با دستان خود رقم بزنند و‬
‫بار ديگر دست اجنبی ها را از دست اندازی به ايران كوتاه كنند‪.‬‬
‫اين مقاله كه هم اكنون آن را مطاله می كنيد‪،‬گزارش كوتاهی است از‬
‫آنچه كه در دوران مشروطيت به وقوع پيوسته و دلوری مردان و زنان‬
‫در اين دوره را بازگو می كند‪.‬در اينجا لزم می دانيم از زحمات امیر‬
‫جعفر پور و كسانی كه ما را درمنابع یابی و تهيه ی اين مقاله ياری‬
‫نمودند تقدير و تشكر به عمل آوريم‪.‬‬

‫با تشکر‬
‫گردآورندگان‬

‫‪2‬‬

‫ایران قبل از انقلب مشروطیت ‪:‬‬
‫وقایع و رفتار گذشته سلطین قاجار و ظلم شاهزادگان بزرگ در ایالت‬
‫و ولیات ‪ ،‬رفتار نابهنجار در بادی ها خاصه منصوبین سلطنت ‪ ،‬عرصه را‬
‫بر افراد حساس مملکت بقدری تنگ کرده بود که برای هر گونه فداکاری‬
‫و جانبازی حاضر شده بودند ‪ .‬سبک و رفتار ناصر الدین شاه در سیاست‬
‫خارجی این بود که با همسایگان جنوبی و شمالی و غربی مملکت طوری‬
‫رفتار کند که مبادا رنجشی حاصل کنند و اسباب زحمت او را فراهم‬
‫سازند ‪ .‬از طرفی هم چون رقابت شدید بین دولت بریتانیا و امپراطوری‬
‫روس بود و هر یک می خواستند تا دولت و ملت ایران را به سوی خود‬
‫جلب نمایند ‪.‬‬
‫اوضاع ایران از اواخر سلطنت ناصر الدین شاه یک وضعیت بسیار بدی‬
‫داشت ‪ ،‬ظاهرا ً آرامش بر قرار بود ‪ ،‬ولی در باطن سکوت و یأس و نا‬
‫امیدی سر تاسر کشور را فرا گرفته بود ‪.‬‬
‫در این بین اگر افرادی لیق هم طلوع می کردند ممکن بود به وسیله ی‬
‫ناصرالدین شاه محو و نابود گردند ‪ ،‬چون راحتی و مقام او را تهدید می‬
‫کردند و ممکن بود ملت را به بیداری و آگاهی سوق دهند ‪ .‬آنان افراد‬
‫وطن پرست را نیز با عنوانهایی چون « صوفی » بهایی و ‪ ...‬زندانی ‪،‬‬
‫زجر و می کشتند ‪ .‬ناصرالدین شاه در تمام مدت حکومتش به واسطه ی‬
‫ترسی که از افراد بر جسته ی مملکت داشت ‪ ،‬هر نهال برومندی را که‬
‫می خواست در گلزار کشور ایران رشد کند را با بی رحمی از بین می‬
‫برد و اثری از آنها باقی نمی گذاشت ‪.‬‬
‫پس از قتل ناصرالدین شاه به سنت « حاج میرزا رضای کرمانی »‬
‫فرزندش مظفرالدین شاه به پادشاهی رسید و به قول هاشم مافی ‪« :‬‬
‫تاج کیانی را بر سر مظفرالدین شاه کذاشتند ‪».‬‬
‫از همان روز اول دو تیرگی در میان درباریان مظفری و ناصری شروع‬
‫شد ‪ .‬در این میان « عین الدوله » از روز نخست ورود به طهران صدر‬
‫اغظم می دانست ‪ .‬همچنین « شعاع السلطنه » را ز به همراه خود به‬
‫تهران آورده بود تا ولیت عهدی را برای او فراهم نماید و بدین ترتیب «‬

‫‪3‬‬

‫عین الدوله » صدر اعظمی را در دست گرفت ( به طوری که مظفرالدین‬
‫شاه علنا ً امور کشور را به وی سپرده بود ‪) .‬‬

‫مقدمات مشروطه ‪:‬‬
‫مقدمات مشروطه ی ایران را باید از زمان جنگهای ایران روس در دوران‬
‫« فتحعلیشاه » و عدم پشتیبانی او از « عباس میرزا » و واگذاری ‪17‬‬
‫شهر و روستا جستجو کرد ‪.‬‬
‫پس از کشته شدن « امیر کبیر » در دوره ی صدارت « مرزا آقاخان نوری‬
‫» و « میرزا علی اصغر خان اتابک » ‪ ،‬شاهزادگان و عمال حکومت در‬
‫گوشه ای از مملکت برای خود حکومتی فاسد ساختند ‪ .‬در سالهای‬
‫قحطی و گرانی ‪ ،‬اشراف به احتکار می پرداختند ‪ .‬و از مردم مالیلتهای‬
‫سنگین می گرفتند‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫در سالهای قحطی و شیوع بیماری حدود یک دهم از جمعیت ایران جان‬
‫سپردند و دها هزار نفر نیز از ایران مهاجرت کردند ‪ .‬جنبش مشروطه‬
‫خواهی پدیده ای بود که مردم تنگ دست و ستم دیده در آن ‪ ،‬در برابر‬
‫روسها و شاهزادگان و عمال قدرت متحد شدند و با راتقاء سطح آگاهی‬
‫سیاسی و اجتماعی خود ‪ ،‬جامعه را به تدریج به سوی تحول عمومی پیش‬
‫بردند و دست به شورشهای عظیمی علیه استبداد زدند ‪.‬‬

‫زمینه های بروز انقلب ‪:‬‬
‫شورش و عصیان عمومی علیه سلطنت مطلقه ی شاه ‪ ،‬زائیده ی دو‬
‫دسته بود ‪ -1 :‬علل فکری ‪ -2‬علل اقتصادی ‪ -3‬علل سیاسی‬
‫زمینه های فکری انقلب ( مشروطه ) مردم علیه استبداد‬‫مطلقه‬
‫زمینه های فکری نیز خود به ‪ 2‬دسته ی تقسیم می شد ‪:‬‬
‫الف ‪ :‬زمینه های فکری داخلی « الهام از آموزشهای ضد استبدادی و ضد‬
‫استعماری اسلم ‪» .‬‬
‫از همان زمان صدر اسلم که مردم ایران با اندیشه های عدالتطلبانه و‬
‫روشهای حکومت عدل اسلمی آشنا شدند ‪ ،‬بدون دفاع حکومت عدل‬
‫اسلمی را پذیرفتند ‪ .‬در طول تاریخ پس از اسلم نیز مردم ایران‬
‫همواره علقه مند و متوجه علماء دین بودند ‪ .‬از این پس مردم با‬
‫راهنمایی روحانیون و الهام ار آرمانهای اسلمی قدم به قدم به مبارزه‬
‫با استبداد و استعمار پرداختند ‪.‬‬
‫‪ . 1‬آصف الدوله در خراسان – فرمانفرما در فارس – ظل السلطان در اصفهان – آقابالخان سردار در گیلن – نظام السلطنه در‬
‫آذربایجان – حشمت الملک در قائن – ظهیرالملک در کرمانشاه – فیروز میرزا در کرمان و نیرالملک در یزد ‪ ،‬از جمله آنان بودند ‪.‬‬

‫‪4‬‬

‫ریشه ی اصلی عصیان مردم در زمان « مظفرالدین شاه » که نهایتا ً به‬
‫انقلب مشروطیت منتهی شد ‪ ،‬بیداری اسلمی و رهبری روحانیت بود ‪.‬‬
‫ب ‪ :‬زمینه های فکری خارجی « تأثیر پذیری از اندیشه های قانون گرایی‬
‫و آزادی خواهی غرب » ‪.‬‬
‫ در خواست حکومت قانون به تقلید از اروپا ‪:‬‬‫بخشی از مردم ایران در دوران حکومت « ناصرالدین شاه » از طریق‬
‫روزنامه ها ‪ ،‬مسافرتها و تحصیل در فرنگ و تماس با خارجیان مقیم‬
‫ایران با اروپا آشنا شدند و در صدد کشف علت پیشرفت غرب و عقب‬
‫ماندگی های ایران شدند ‪ .‬این تأمل آنان را به این نتیجه رساند که علت‬
‫اصلی پیشرفت اروپا ‪ ،‬شیوه ی حکومتی آن است ‪ .‬شیوه ی که اساس آن‬
‫را قانون تشکیل می دهد ؛ و عامل این همه عقب ماندگی ایران نبود‬
‫قانون در این کشور و وجود حکومتهای استبدادی مطلقه است ‪ .‬تعدادی‬
‫از روشنفکران در تبلیغ حکومت قانون ‪ ،‬تلش زیادی کردند و شروع به‬
‫انتقاد از حکومت پرداختند و با طرح شعار « قانو‪.‬ن خواهی » به ضدیت با‬
‫شاه روی آوردند ‪.‬‬
‫شکست روسیه از ژاپن ‪:‬‬‫شکست روسها از ژاپن در سال ‪ 1905‬تأثیر بسزایی در روحیه ی مردم‬
‫ایران و تحول فکری آنان به جای گذاشت ‪ .‬روسها که در نظر در ابر‬
‫قدرتمند جلوه می کردند و در طی ماحل و سالهای دراز توانسته بودند ‪،‬‬
‫قسمتهای زیادی از خاک ایران را جدا کنند ‪ ،‬اکنون در مقابل یک کشور‬
‫کوچک آسیایی از پا در آمده بودند ‪ .‬مردم علت پیروزی ژاپنی ها را‬
‫کفایت هیئت حاکمه ی ژاپن و عدم کفایت در باریان ایران را علت‬
‫شکست ایرانیان در مقابل روسها می شمردند ‪.‬‬
‫انقلب روسیه ‪:‬‬‫در سال ‪ 1905‬مبارزات مردم روسیه علیه حکومت تزارها به ثمر رسید و‬
‫امپراطوری روسیه علی رغم تلشی که برای سرکوبس انجام داد ‪،‬‬
‫نتوانست در مقابل خواست مردم مقاومت کند و سرانجام به استقرار‬
‫نظام مشرئطه تن در داد ‪.‬‬
‫رسیدن این خبر به مردم ایران که تازه مبارزات خود را شروع کرده بودند‬
‫‪ ،‬آنان را در مبارزه ی خود مصم ساخت ‪ .‬ارتباط مردم ایران از طریق‬
‫شهرهای شمالی با حوادث روسیه و اندیشه های ضد استبدادی که به‬
‫خصوص در شهر باکو جریان داشت ‪ ،‬تحول فکری موجود در ایران را‬

‫‪5‬‬

‫گسترده تر کرد ‪ ،‬و آنان را وا داشت تا در اندیشه ی محدود کردن قدرت‬
‫استبداد برآیند و نوعی از نظام مبتنی بر قانون و تشکیل مجلس شورا را‬
‫خواستار شدند ‪.‬‬
‫‪ -2‬زمینه های اقتصادی انقلب مشروطه‬
‫در کنار زمینه های فکری انقلب مشروطه که موجب بلوغ و رشد آگاهی‬
‫های سیاسی مردم ایران شد ‪ ،‬زمینه های اقتصادی نیز تأثیر بسزایی‬
‫داشت ‪ ،‬به طوری که نارسایی های اقتصادی به دلیل چپاولگری ‪ ،‬مردم را‬
‫نسبت به حکومت قاجار بد بین کرده بود ‪ ،‬که آن هم دو عامل داشت ‪:‬‬
‫داخلی و خارجی ‪.‬‬
‫الف ‪ :‬عوامل داخلی ‪:‬‬
‫در نظام های استبدادی عنصر اصلی حکومت کننده « شاه » است که به‬
‫کمک در باریان بر مردم سلطه ی بی چون و چرا دارد ‪ .‬در حکومت‬
‫استبدادی قاجار یکی از عوامل که باعث انقلب مشروطه گردید ‪ ،‬فساد‬
‫مالی بود ‪.‬‬
‫هزینه ی دخل و خرج در بار قاجار سنگین بود و برای تأمین این نیاز‬
‫پادشاهان از چند طریق عمل می کردند ‪:‬‬
‫مالیات ‪ :‬مقدار پولی بود که هر شهری و روستایی موظف بود‬‫تا آن را پرداخت نماید ‪ .‬میزان مالیاتها هر ساله تعیین و‬
‫افزایش می یافت و بدین ترتیب چون روستائیان امکان بدست‬
‫آوردن محصول خوب را نداشتند ‪ ،‬نمی توانستند مالیات خود را‬
‫بپردازند و از طرفی نیز به دلیل ورود کالهای خارجی‬
‫بازرگانان و تجار هم در آمد کمی داشتند و به دلیل نپرداختن‬
‫مالیات زیر فشار قرار می گرفتند ‪.‬‬
‫فروش حکومت ایالتها ‪ :‬در تمام دوران حکومت قاجار سنتی به‬‫نام « فروش حکومت ایالت » وجود داشت ‪ ،‬که بر اساس آن‬
‫هر ساله ایالتهای مختلف را به شاهزادگان و درباریان با‬
‫قیمتهای گزاف می فروختند ( اجاره می دادند ‪) .‬و آنها نیز‬
‫برای اینکه پول خود را باز ستانند ‪ ،‬مالیاتهای سنگین را بر مردم‬
‫تحمیل می کردند ‪ .‬در اواخر عهد ناصری و تمام دوران مظفری‬
‫این کار به اوج خود رسید ‪ .‬بازرگانان ورشکست شدند و مردم‬
‫از گرسنگی در شهرها مردند ‪ .‬قحطی های طولنی نیز اتفاق‬
‫افتاد و فقر عمومی جامعه را فرا گرفت و همین عوامل باعث‬

‫‪6‬‬

‫گردید تا شورشهای پراکنده در شهرهای مختلف به وجود آید و‬
‫پس از مدتها به انقلبی بزرگ تبدیل گردد ‪.‬‬
‫ب ‪ :‬عوامل خارجی ‪:‬‬
‫ سلطه ی اقتصادی بیگانگان بر بازرگانی ایران ‪ :‬نفوذ بیگانگان در‬‫ایران نه تنها بعد سیاسی نداشت ‪ ،‬بلکه آنان می خواستند با این کار‬
‫سلطه ی اقتصادی را نیز بر ایران تحمیل کنند ‪ .‬در دوره ی قاجاریه و‬
‫در آستانه ی انقلب مشروطیت ‪ ،‬اقتصاد ایران در دست روس و‬
‫انگلیس بود و چون بازرگانان داخلی نمی توانستند با شرکتهای بزرگ‬
‫این دو کشور رقابت کنند ‪ ،‬در حال ورشکستگی بودند و روز به روز بر‬
‫تنگدستی آنان و مردم افزوده می شد ‪ .‬مردم و بازرگانان علت همه‬
‫ی مشکلت اقتصادی را بی کفایتی و سرسپردگی شاهان قاجار می‬
‫دانستند ‪.‬‬
‫ امتیازات ‪:‬‬‫امتیازات یکی از نقش های مهم ‪ ،‬سلطه ی اقتصادی بیگانگان بر کشور‬
‫را ایفا می کرد ‪ .‬چون در آن زمان کشور کامل ً در دست انگلیسیها و‬
‫روسها بود ‪ .‬سران دربار برای حفظ قدرت و همچنین برای راضی نگه‬
‫داشتن طرفین ‪ ،‬باید امتیازاتی به آنان می دادند ‪ .‬در زیر چند امتیازای که‬
‫به دولت روس و انگلیس در زمان حکومت قاجار داده شده بود را بررسی‬
‫و مرور می کنیم ‪:‬‬
‫امتیاز انگلیسیها در ایران ‪ :‬در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه قدتهای‬
‫استعماری روس و انگلیس برای بسط نفوذ اقتصادی و سیاسی خود در‬
‫ایران رقابت بسیار شدبد آغاز کردند ‪ .‬آنان علوه بر جاسوسانی که در‬
‫دربار داشتند ‪ ،‬با پرداخت رشوه به شاه و درباریان سعی داشتند تا دربار‬
‫ایران به سوی خود بکشانند‪.‬‬
‫شاه که در نظر داشت اصلحاتی در کشور ایجاد کند ‪ ،‬به کشورهای‬
‫اروپایی سفر می کرد و بهانه ای جز آوردن تمدن و فرهنگ غربی و‬
‫ظاهرا ً سر پوش گذاشتن بر ریخت و پاشهایش نداشت ‪ .‬در این میان‬
‫بیگانگان که از وضع مالی در بار اطلع داشتند ‪ ،‬هزینه های سفر شاه را‬
‫متقبل می شدند ‪ ،‬ولی در عوض خواستار امتیازاتی بودند ‪.‬‬
‫از این میان به دو امتیاز که ننگین تر از همه بود اشاره می کنیم ‪.‬‬
‫امتیاز رویتر ‪ :‬این امتیاز از ننگین ترین امتیازاتی است که یک کشور می‬
‫تواند به کشور دیگری بدهد ‪ .‬در زمان ناصرالدین شاه و با کمک و دللی‬

‫‪7‬‬

‫حسین خان سپهسالر میان دولت ایران و یک یهودی انگلیسی به نام «‬
‫بارون جولیوس دو رویتر » بسته شد ‪ .‬به موجب این قرارداد حق احداث‬
‫را آهن و تراموا – بهره برداری از کلیه ی معادن و صنایع به جز طل و‬
‫نقره و سنگهای قیمتی و نیز بهره برداری از جنگلها و احداث قنوات و‬
‫کانالهای آبیاری اراضی به مدت ‪ 70‬سال و اداره گمرکات و حق صدور‬
‫همه نوع محصولت به ایران به مدت ‪ 25‬سال به « رویتر » واگذار گردید ‪.‬‬
‫به موجب این قراداد ایران عمل ً استقلل سیاسی – اقتصادی خود را از‬
‫دست می داد و بدون خونریزی و چنگ تبدیل به مستعمرهی انگلستان‬
‫می شد ‪ .‬با وجود این شرایط ‪ ،‬روسها چون منافع خود را در خطر می‬
‫دیدند ‪ ،‬اولین کشوری بودند که خواستار لغو آن شدند ‪ .‬از طرفی دیگر‬
‫نیز مخالفتهای داخلی با امتیاز رویتر شروع شد ‪ ،‬که رهبری آن را « حاج‬
‫مل علی کنی » به عهده داشت ‪ .‬اعتراضات همه جانبه باعث گردید تا این‬
‫قراداد لغو و دللن این امتیاز از کار بر کنار گردند ‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫تشکیل نیروی قزاق در ایران ‪:‬روسها که همواره به دنبال توسعه ی نفوذ‬
‫خود در ایران بودند با دستیاری سپهسالر که از انگلیسیها رنجیده و به‬
‫روسها متمایل گشته بود ‪ ،‬موفق شدند نظر شاه را نسبت به تشکیل‬
‫نیروهای قزاق در ایران جلب کنند ‪ .‬شاه نیز با تشکیل نیروهای قزاق در‬
‫سال ‪ 1296‬ه ‪ .‬ق‬

‫‪2‬‬

‫در طی عهد نامه ای موافقت کرد ‪ .‬به موجب این‬

‫قرارداد « سرتیپ دو مونتو یچ » نیرو های قزاق را در ایران سازماندهی‬
‫کرد ‪ .‬امضاء این قراداد به روسها آمکان داد تا نیروهای خود را با خرج‬
‫ایران در این کشور مستقر کرده و در شرایط حساس از آنان استفاده‬
‫کنند ‪ .‬اما این نیروی نظامی که به اصطلح حامی ایرانیان بودند ‪ .‬جنایات‬
‫فجیح مرتکب شدند و حتی در زمان محمد علی شاه به تعقیب مشروطه‬
‫طلبان و به توپ بستن مجلس پرداختند ‪.‬‬
‫امتیاز تأسیس بانک استقراضی روس ‪ :‬از جمله امتیازاتی که انگلیسی ها‬
‫در ایران تحصیل کرده بودند ‪ ،‬امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی بود ‪.‬‬
‫روسها که نمی خواستند در این زمینه نیز از رقیب خود عقب بمانند ‪،‬‬
‫اجازه ی تأسیس بانکی در ایران را از ناصرالدین شاه خواستار شدند ‪.‬‬
‫شاه سر انجام زیر فشار به این امر تن در داد و قرار شد ‪ ،‬بانک‬
‫استقراضی روسی در ایران تشکیل گردد ‪.‬‬

‫‪ - 1‬میرزا خان ناظم الدوله و میرزا حسین خان سپهسالر دللن این قراردادننگین بودند ‪.‬‬
‫‪ -32‬برابر با ‪ 1357‬ه ‪ .‬ش‬

‫‪8‬‬

‫بانک استقراضی که شعبه ی از وزارت دارایی روسیه بود ‪ ،‬سعی می‬
‫کرد تا بادادن وام های طویل المدت ‪ ،‬شخصیتهای با نفوذ ایرانی را‬
‫متمایل روس کند ‪.‬‬
‫قراداد گمرکی ایران و روسیه ‪ :‬مظفرالدین شاه مانند پدرش هوس‬
‫سیاحت اروپا را در سر داشت ‪ ،‬ولی خزانه کشور را تهی می دید ‪ .‬در این‬
‫حالت ابتدا دست به دامن انگلیسیها شدند ‪ ،‬ولی چون آنان در پرداخت‬
‫پول تعلل کردند ‪ ،‬دولت ایران متوجه روسیه شد ‪ .‬روسها برای پرداخت‬
‫این وام در خواست واگذاری گرکات را مطرح ساختند ‪ ،‬تا پشتوانه ی وام‬
‫داده شده باشد ‪ .‬بر اساس این قراداد که به طور مخفی در سال ‪1319‬ه ‪.‬‬
‫ق ‪ 1‬در تهران به امضاء رسید ‪ ،‬عمل ً ایران حق دخالت در گمرکات شمال‬
‫را نداشت و عمل ً مشتریان اقتصادی ایران تحت کنترل روسها در می آمد‬
‫و بزرگترین ضربه را به صنایع و تولیدات داخلی می زد ‪ ،‬که قدرت رقابت‬
‫با کالهای خارجی به خصوص کالهای روسی را نداشتند ‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫پس از انعقاد قراداد گمرکی ‪ ،‬روسهابرای تسلط هر چه بیشتر خود ‪،‬‬
‫مسیونوز بلژیکی را به عنوان ریاست گمرکهای ایران بر دربار تحمیل‬
‫کردند ‪.‬‬
‫‪ – 3‬زمینه ی سیاسی ‪ :‬نارضایتی مردم از دولت قاجار – بی کفایتی‬
‫شاهان – فساد حاکم بر دربار و ‪ ...‬همراه با حضور بیگانگان و تسلط آنها‬
‫بر اوضاع سیاسی کشور همراه شد ‪ .‬کشت و کشتار بیگانگان و ظلم و‬
‫ستم آنها باعث افزایش نارضایتی عمومی در سطح جامعه می شد و‬
‫مردم این را از چشم دولت می دیدند و روز به روز به دولت و درباریان‬
‫بد بین می شدند ‪.‬‬
‫وامهای دریافتی از خارج ‪ :‬همان طور که مطرح کردیم ‪ ،‬علل به وجود‬
‫آمدن انقلب مشروطه را ‪ 3‬عامل تشکیل می داد ‪ ،‬ولی علت دیگری نیز‬
‫وجود داشت ‪ ،‬که دریافت وام از دولتهای خارجی بود ‪.‬‬
‫در اثر این کارها ‪ ،‬منابع در آمد ملی به عنوان پشتوانه به بیگانگان واگذار‬
‫می شد و دیناری از این پولها مصرف مملکت نمی گردید ‪ .‬دریافت وام‬
‫های کلن و بهره های سنگین آنها از طرفی اقتصاد کشور ار رسما ً فلج‬
‫کرد و از طرفی دیگر باعث رکود اقتصادی جامعه شد ‪ .‬همین امر یکی‬
‫دیگر از عوامل قیام مردم علیه استبداد و استعمار بود ‪.‬‬
‫‪ -1‬برابر با ‪ 1901‬م و ‪ 1280‬ه ‪ .‬ش‬
‫‪ - 2‬به موجب این قراداد ایران نمی توانست تعرفه ی گمرکی خود را تغییر دهد و حقوق اجناسی را که به ایران وارد یا خارج می شد‬
‫را کم و زیاد نمایند ‪ .‬همچنین ایران نمی توانست بدون جلب رضایت روسها به تدوین نظامنامه ی گمرکی بپردازد ‪ .‬همچنین انگلیسیها‬
‫برای عقب نیافتادن از روسها امتیازات گمرکات چنوب را در طی عهد نامه ای با ایران منعقد کردند ‪.‬‬

‫‪9‬‬

‫آغاز بیداری ‪:‬‬
‫از عوامل بیداری یکی شاهزائه جلل الدین میرزا قاجار و دیگری ملکم‬
‫خان بود ‪ .‬در این میان چند تن از روشنفکران که برای تحصیل به فرنگ‬
‫رفته بودند در بازگشت از اوضاع کشور متأثر شده و دم از آزادی و قانون‬
‫می زنند ‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫از طرفی دیگر تحریر تنباکو و مخالفت روحانیت با عوامل حکومتی نقش‬
‫بسزایی در آگاهی مردم ایفا کرد ‪.‬‬
‫با آمدن چاپخانه به وسیله ی « میرزا صالح شیرازی » به ایران آگاهی‬
‫عموم مردم روز به روز افزایش یافت ‪ .‬قتل ناصرالدین شاه و ضعف و‬
‫بیماری « مظفرالدین شاه » نقش بسزای در به ثمر رسیدن انقلب‬
‫مشروطه داشت و از طرفی دیگر آشنایی مردم با نهضتهای انقلبی در‬
‫اروپا و زیاد شدن فساد و ظلم و از طرفی دیگر شکست روسها از ژاپن‬
‫( قبل ً بدان اشاره شد ) و حمایت دولت انگلیس از مشروطه خواهان در‬
‫عثمانی و ایران مقدمات انقلب را فراهم آورد ‪ .‬کوششهای « امیر کبیر‬
‫» و میرزا حسین خان سپهسالر و امین الدوله در آشنا کردن مردم با‬
‫روشنفکری و نهضت چندان بی تأثیر نبود ‪ .‬پس از به تخت نشتن‬
‫مظرالدین شاه ‪ ،‬عین الدوله به صدر اعظمی انتخاب گردید ‪ .‬در این برهه‬
‫ی زمان ظلم و ستم در باریان ‪ ،‬فقر و فساد عمومی و رکورد شدید‬
‫اقتصادی مردم در برابر بر پایی شورش عظیم آماده می کرد ‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫نشریات و بیداری ‪:‬‬
‫مجلس ‪ ،‬وطن ‪ ،‬ندای وطن ‪ ،‬کلید سیاسی ‪ ،‬کشکول ‪ ،‬تدین ‪ ،‬ندای‬
‫اسلم ‪ ،‬صبح صادق ‪ ،‬حی علی الفلح ‪ ،‬صراط المستقیم ‪ ،‬کوکب دری ‪،‬‬
‫نوروز ‪ ،‬الجمال ‪ ،‬الجناب ‪ ،‬محاکمات ‪ ،‬ترقی ‪ ،‬فواید ‪ ،‬عامه ‪ ،‬حیات ‪ ،‬جام‬
‫جم ‪ ،‬خرم ‪ ،‬عرق عجم ‪ ،‬زبان ملت ‪ ،‬آدمیت ‪ ،‬علم آموز ‪ ،‬اتحاد و روح‬
‫القدس از جمله نشریات دوران مشروطه بودند که در آگاهی مردم نقش‬
‫مهمی ایفا کردند ‪.‬‬
‫اما در دیگر شهرها نیز نشریاتی منتشر می گردید ‪ .‬انجمن ‪ - 3‬آذربایجان –‬
‫عدالت – آنادیلی – آزاد – اتحاد ملی و امید در تبریز – فریاد در رضائیه و‬
‫جهاد اکبر در اصفهان منتشر می گردیدند ‪.‬‬
‫‪ - 1‬از جمله روشنفکران میرزا صالح شیرازی ‪ ،‬آخوندزاده ‪ ،‬سپهسالر و ‪ ...‬بودند ‪.‬‬
‫‪ - 2‬اگر چه در آغاز امر ‪ ،‬حرکت مردم ضد استبدادی و ضد ظلم بود ‪ ،‬چون طرح و قالب معینی برای آن وجود نداشت ‪ ،‬روشنفکران‬
‫غرب زده که موفقیت « مشروطیت » را در اروپا تجربه کرده بودند ‪ ،‬دم از مشروطه خواهی زدند ‪.‬‬
‫‪ - 3‬نام اول آن « ملی » بود ‪.‬‬

‫‪10‬‬

‫روزنامه ی جبل المتین در ‪ 2421‬در کلکته منتشر شد و از اوضاع ایران‬
‫انتقاد کرد ‪ .‬روزنامه ی ملنصرالدین چاپ باد کویه که صابر با نام های‬
‫مستعار در آن اشعار آتشین و انتقادی داشت ‪ .‬ملکم خان در ‪ 2449‬در لندن‬
‫منتشر گردید ‪ ،‬و به امین السلطان تاخت ‪ .‬ملکم خان و سید جماالدین‬
‫اسد آبادی مقالتی می نوشتند و روزنامه ی اختر در استانبول با انتقاد‬
‫از اوضاع ایران مردم را در بیداری یاری می نمودند ‪ .‬روزنامه های‬
‫مساوات و پرورش نیز دو روزنامه ی انتقادی دیگر بودند ‪ .‬ضیاء الخالفین‬
‫نیز با چاپ مقاله هایی از اسد آبادی ‪ ،‬به شاه ایران حمله می کرد ‪.‬‬
‫چگونگی پیدایش کلمه ی مشروطه ‪:‬‬
‫همکاری علماء با مردم از مساجد و منبرها شروع شد و کم کم نام‬
‫مشروطه بر زبان افتاد ‪ « .‬واژه ی » کنستیتوسیون » به معنی « قانون‬
‫اساسی و حکومت مشروطه » در سال ‪ 1272‬ه ‪ .‬ق برای اولین بار در‬
‫روزنامه ی وقایع التفاقیه درج شد ‪.‬‬
‫در عثمانی عده ای نوشته اند که این لغت از ‪ « CHATE‬شارت » فرانسوی‬
‫و « چارت » به انگلیسی گرفته شده است ‪ .‬انچه مسلم است اصطلح «‬
‫مشروطه » برای نخستین بار در عثمانی پس از دوره ی تنظیمات از سال‬
‫‪ 1876‬به بعد متداول شده است ‪ ،‬و این لغت از لغات مستحدث عربی در‬
‫ترکی است ‪.‬‬
‫به هر حال مظفرالدین شاه و عده ی حکومت ملی و عدالتخانه داد ‪ ،‬ولی‬
‫« عین الدوله » و گروهی دیگر از این وعده به وحشت افتادند و برای‬
‫جلو گیری از تأسیس عدالتخانه از روسهای تزاری کمک گرفتند ‪.‬‬
‫از آغاز پادشاهی « محمد علی شاه » بر سر لفظ « مشرطه » به میان‬
‫مردم و دولت درگیری به وجود آمد ‪ .‬محمد علی شاه می خواست مجلس‬
‫را به صورت عدالتخانه ای که مورد نظر مردم در آغاز بود در آورد ‪ ،‬همین‬
‫امر موجب قیام مردم تبریز و تهران شد ‪ ،‬و چون مردم به درباریان‬
‫اعتماد نداشتند ‪ ،‬خواستار تأیید کلمه ی مشروطه با واژه ی « کنستیتون‬
‫سیون » شدند ‪.‬‬
‫تقربا ً همه با آن موافق بودند ‪ ،‬که در این هنگام در مجلس اول « مشهدی‬
‫باقر بقال » که نماینده ی صنف بقالن در مجلس بود گفت ‪ « :‬آقایان‬
‫قربان شرع و شارع اسلم برم ‪ ،‬ما اصناف و مردم عوام این اصطلحات‬
‫عربی را نمی فهمیم ‪ ،‬چیزس را که به زحمت بدستش گرفته ایم ‪،‬‬

‫‪11‬‬

‫اسمش مشروطه است و ما آن را به آسانی از دست نمی دهیم ‪ ».‬این‬
‫سخان باعث گردید تا دوباره کلمه ی مشروطه پا بر جا بماند ‪.‬‬
‫عوامل بیدارگر ‪:‬‬
‫نیروها و عوامل درگیر در انقلب و بیداری و ادامه ی آن را می توان به ‪2‬‬
‫دسته تقسیم کرد ‪ :‬روحانیت – روشنفکران ‪.‬‬
‫روحانیت ‪ :‬در دوره ی صفویه با گسترش اسلم و مذهب و شعیه‬
‫روحانیت به عنوان عالی ترین مقام و نهاد مردمی و تنها نهاد قدرتمند‬
‫غیر دولتی مطرح شد ‪ .‬روحانیت تنها پایگاه مردم در برابر ظلم و ستم‬
‫حاکمان به شمار می رفت و مهمترین عامل قدرت سیاسی روحانیت‬
‫پایگاه وسیع مردمی بود ‪ .‬افزایش علمای بزرگ و رشد سریع مدارس و‬
‫نهاد های دینی نیز به گسترش کمیت و کیفیت نهاد روحانیت انجامید‪.‬‬
‫در حمایت از مشروطه طلبان ‪ ،‬می توان از « میرزای نائینی » نام برد ‪.‬‬
‫در هنگام فتح تهران روحانیون چون شیخ فضل الله نوری که از انقلب‬
‫دوره ی کرده بودند ‪ ،‬دستگیر و اعدام شدند ‪ .‬همچنین ترور آیت الله‬
‫بهبهانی ضربه ی سختی بر روحانیت وارد آورد ‪ ،‬بدین ترتیب هدایت‬
‫مشروطه طلبان به دست غربی ها افتاد ‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫روشنفکران ‪ :‬جریان روشنفکران از ابتدای قرن ‪ 11‬م آغاز گردید ‪.‬‬
‫ایرانیانی که نتوانستند شناخت دقیق و بنادین از مبانی نطری توسعه و‬
‫رشد و تمدن غربی داشته باشند ‪ ،‬مجذوب آن شده و ظواهر آن را تقلید‬
‫می نمودند ‪ .‬در عصر ناصری تعداد تحصیل کنندگان افزایش یافت و‬
‫روشنفکران آشنا به غرب زیاد شدند ‪ .‬از جمله ی روشنفکران آخوندزاده‬
‫بود او اولین روشنفکری بود که به انتقاد از جامعه ی ایرانی پرداخت ‪ ،‬او‬
‫که از اتباع روسیه به شمار می رفت ‪ ،‬صراحتا ً به عقاید دینی مردم می‬
‫تاخت و به همین علت آنچنان خواننده ای در ایران پیدا نکرد ‪ .‬میرزا ملکم‬
‫خان ناظم الدوله از دیگر روشنفکران دوره ی ناصری بود ‪ .‬وی وزیر‬
‫مختار ایران در لندن و واسطه ی امتیاز رویتر بود ‪ .‬وی روزنامه ی‬
‫قانونم را منتشر می کرد و صطلحات « قانون ‪ ،‬مشروطیت ‪ ،‬علوم جدید‬
‫‪ ،‬آزادی و نفی استبداد » را مطرح کرد ‪.‬‬
‫سپهسالر دولتمرد و روشنفکر دیگر عصر ناصری بود که تنها به عنوان‬
‫نماینده ی سیاسی ایران در خارج از کشور به خصوص عثمانی فعالیت‬

‫‪ - 1‬ظهور سیاسی علما در ایران به اوایل قرن ‪ 19‬م و زمان جنگهای ایران و روس و قتل گریبادیوف بر می گردد ‪.‬‬

‫‪12‬‬

‫می کرد ‪ .‬در بحران قحطی به نخست وزیری ناصرالدین شاه برگزیده شد‬
‫و در همان زمان امتیاز رویتر را به انگلیسی ها داد ‪.‬‬

‫آغاز حرکت‪:‬‬
‫در اواخر عهد ناصری و با توجه به زمینه های پیش آمده ( که مختصرا ً به‬
‫آنها اشاره گردید) مردم تدریجا ً و به صورت پراکنده خشم خود را نسبت‬
‫به شاه و درباریان آشکار ساختند‪ .‬قتل ناصرالدین شاه نیز نشانه ی‬
‫اوجگیری این خشم بود‪.‬‬
‫در اینجا نگاه ی اجمالی به عواملی که حرکت مردم را تسریع می کرد می‬
‫کنیم‪:‬‬
‫ماجرای مسیو نوز بلژیکی‪ :‬پس از انعقاد قرارداد گمرکی با روسها‪،‬‬
‫تعدادی از بلژیکی ها که در خدمت سیاست روس ها بودند به ایران آمده‬
‫و به اداره ی امور گمرکات پرداختند‪ .‬در سفر مظفر الدین شاه به اروپا‬
‫نوز تعرفه ی گمرکی جدیدی که به نفع بازرگانان نبود را تصویب کرد‪.‬‬
‫مردم از این کار نوز سخت ناراحت گشتند و خواستار عزل وی شدند‪ .‬در‬
‫این هنگام عکسی از نوز منتشر گردید که این خشم عمومی را افزایش‬
‫داد‪ 1.‬در این هنگام ولیعهد از مردم خواست تا هنگام برگشتن شاه صبر‬
‫کنند و بعد از برگشتن شاه نوز را عزل خواهد کرد‪ .‬در محرم سال ‪1223‬‬
‫هـ ‪ .‬ق ‪ « 2‬سید عبدالله» با سخنرانی تند خود نسبت به نوز ‪ ،‬آتشی در دل‬
‫مردم انداخت و مردم را به اغتشاش کشاند‪.‬‬
‫حادثه ی بانک ‪ :‬در یکی از قبرستان های متروکه ی وسط بازار تهران‬
‫قرار بود دولت روس ساختمان یانک استقراصی خود را بنا کند‪ .‬در هنگام‬
‫کندن و خاکبرداری زمین استخوانهای تازه ی مردگانی پیدا شد‪ ،‬ولی‬
‫مسئولین بدون اعتنا آنان را در چاهی ریختند‪ .‬این حادثه که همزمان با‬
‫ماه رمضان بود ‪ ،‬اعتراض مردم و روحانیت را در برداشت‪ .‬یکی از‬
‫روحانیون به نام شیخ محمد واعظ مردم را برای خواندن فاتحه به‬
‫قبرستان برد‪ ،‬ولی مردم ساختمان را با خاک یکسان کردند‪.‬‬
‫مهاجرت صغری ( مهاجرت به شاه عبدالعظیم )‪ :‬پس از ماجرای‬
‫بازرگانان و درگیری در مسجد‪ ،‬رهبران برای تصمیم گیری در منزل آیت‬
‫الله طباطبایی گرد آمدند‪ .‬آیت الله طباطبایی و بهبهانی پس از تصمیم‬
‫گیری به معنای اعتراض به حرم شاه عبدالعظیم رفتند و حدود ‪ 10‬هزار‬
‫‪ - 1‬در این عکس او با لباس روحانیت در یک مجلس رقص ‪ ،‬در حال کشیدن قلیان بود‪.‬‬
‫‪ - 2‬برابر با ‪ 2464‬شاهنشاهی‬

‫‪13‬‬

‫نفر نیز آنان را یاری دادند‪ .‬روحانیون معترض خواسته های خود را به‬
‫وسیله ی سفیر عثمانی به گوش شاه رسانیدند‪.‬‬

‫‪1‬‬

‫شاه پس از دریافت درخواست علواء و مردم اعلم کرد که با خواسته‬
‫های آنان موافقت شده و عین ادوله را موظف کرد تا آنان را به شهر‬
‫بازگرداند و پیشنهاد انان را عملی کند‪.‬‬
‫مهاجرت کبری ‪ :‬پس از آنکه شاه با خواسته ی علما؟ء موافقت کرد آنان‬
‫به شهر بازگشتند‪ .‬در این میان عین ادوله که حاضر نبود تا درخواست‬
‫های علماء و مردم را اجراء کند ‪ ،‬این کار را به امروز و فردا می انداخت‬
‫و سعی می کرد در میان مردم اختلف بیاندازد‪ .‬در این میان آیت الله‬
‫طباطبایی نامه هایی به شاه و عین الدوله نوشت و هیچ کدام موثر واقع‬
‫نگردید‪.‬‬
‫سخرانی های شدید شیخ محمد واعظ علیه عین ادوله باعث گردید تا او را‬
‫زندانی کنند‪ .‬مردم پس از فهمیدن این ماجرا به جلوی زندان رفته و با‬
‫هجوم به آن شیخ را آزاد کردند‪ .‬در این میان که درگیری مسلحانه بود‪،‬‬
‫یکی از طلب جوان به نام سید عبدالحمید کشته شد‪ .‬مردم نیز جنازه ی‬
‫او را برداشته و تظاهرات عظیمی به پا داشتند‪.‬‬
‫با این کار علماء تصمیم گرفتند به سوی قم روانه شوند و شهر را ترک‬
‫کنند‪ .‬با مهاجرت روحانیون بازارها تعطیل شد و شهر از حالت عادی‬
‫بیرون آمد و مردم اعتراضات شدیدی به راه انداختند‪ .‬در این تظاهرات ها‬
‫و عصیانها برای اولین با زنان عمل ً وارد صحنه شدند‪.‬‬
‫اوجگیری مبارزه و درخواستهای جدید روحانیون ( تهران پس از مهاجرت‬
‫کبری ) ‪ :‬پس از آنکه روحانیون به قم مهاجرت کردند‪ ،‬احتمال حمله دولت‬
‫به مردم قوت گرفت و حدود ‪ 20‬هزار نفر به سفارت انگلیس پناهنده‬
‫شدند و خواسته های خود را توسط سفارت انگلیس به دولت اعلم‬
‫کردند‪ 2.‬با انتشار این خبر به شهر های دیگر آنان دست به شورشهای‬
‫پراکنده زدند و تلگرافهای آنان به سوی دربار و در حمایت از مردم تهران‬
‫مخابره شد‪.‬‬
‫صدور فرمان شاه و بازگشت علماء به تهران‪:‬‬
‫‪ - 1‬عزل نوز بلژیکی – عزل علء ادوله از حکومت تهران – اجرای قوانین اسلم در کشور – تاسیس عدالتخانه در سراسر کشور و‬
‫‪ .....‬از جمله خواسته های آنان بود‪.‬‬
‫‪ - 2‬بازگشت علماء به تهران‪ -‬عزل عین الدوله – افتتاح دارلشوری – قصاص قاتلین – بازگرداندن تبعیدی ها و ‪ ...‬از خواسته آنان‬
‫بود‪.‬‬

‫‪14‬‬

‫با گشسترش مبارزه و انتشار خبر حرکتهای مردم ‪ ،‬سرانجام شاه توسط‬
‫نماینده سیاسی کشورهای خارجی و بعضی افراد داخلی دیگر از‬
‫درخواست های مردم آگاهی یافت‪ .‬بنابراین شاه ابتدا عین الدوله را‬
‫برکنار و به جای او مشیر الدوله را جای گزین کرد‪ .‬اما این کافی نبود ‪،‬‬
‫در نتیجه شاه تحت فشارهای شدید در ‪ 1 4‬جمادی الثانی ‪ 1 3 2 4‬هـ ‪ .‬ق با‬
‫نامه ای خطاب به مشیر الدوله ‪ ،‬فرمان مشروطیت را صادر کرد‪.‬‬
‫پس از صدور این فرمان « عضد الملک » رئیس ایل قاجار علماء را به‬
‫تهران بازگرداند‪.‬‬
‫مقدمه ی انتخابات ‪ :‬پس از صدور فرمان مشروطیت مردم تهران ‪ ،‬تبریز‬
‫‪ ،‬مشهد ‪ ،‬رشت و شیراز و اصفهان و‪ ...‬به شادی و سرور پرداختند و‬
‫برای پذیرش نام مشروطه و ایجاد عدالتخانه و مجلس شورای ملی و‬
‫تدوین نظامنامه ی انتخابات دور اول دست به کار شدند‪ .‬برای گشایش‬
‫مجلس ‪ ،‬نخست لزم بود تا نمایندگان انتخاب گردند‪ .‬بنابراین روز شنبه‬
‫‪ 2 6‬مرداد برابر با ‪ 2 7‬جمادی الثانی ‪ 1 3 2 4‬تدوین نظامنامه ی انتخابات در‬
‫تالر مدرسه ی نظام شروع گردید‪ .‬در این جلسه مشیر الدوله صدر اعظم‬
‫‪ ،‬از طرف شاه متن بازشدن و افتتاح مجلس را خواند‪ .‬پس از تنظیم‬
‫نظامنامه توسط یک گروه ‪ 5‬نفره در روز ‪ 1 9‬رجب به امضای شاه رسید‪.‬‬
‫انجام انتخابات ‪ :‬انتخابات تهران روز پنجشنبه ‪ 2 3‬ماه رجب آغاز گردید و‬
‫روز ‪ 1 2‬رمضان یعنی دوشنبه به پایان رسید‪ .‬ولی در این میان دو مشکل‬
‫وجود داشت‪ .‬یکی این بود که می بایستی اقلیت یهود و ارمن و زردشت‬
‫نیز باید نماینده ای برای خود برگزیدند ‪ ،‬اگر چنین می شد ممکن بود‬
‫علمای نجف و سایر شهرها به مخالفت بپردازند‪ .‬برای حل این مشکل‬
‫عده ای از آزادیخواهان با روسای این اقلیتها صحبت کرده و حقیقت را‬
‫بر آنها آشکار کرده بودند ‪ ،‬آنها نیز حق انتخاب را به آیت الله بهبهانی و‬
‫طباطبایی سپردند و از این میان تنها زردشتیان با این امر مخالفت کردند‬
‫و تنها اقلیتی بودند که در مجلس اول نماینده داشتند‪.‬‬
‫مشکل دوم شاهزادگان بودند که حاضر به اتخاب نماینده نبودند ‪ ،‬بعضی‬
‫نمی خواستند به این سادگی دست از خودسری بردارند‪ .‬در این حال‬
‫مظفرالدین شاه در مجلسی با آنان صحبت کرد و آنان را ملزم به شرکت‬
‫در انتخابات نمود‪.‬‬
‫گشایش مجلس‪ :‬شاه می خواست که مجلس روز ‪ 1 5‬شعبان همزمان با‬
‫تولد امام زمان (عج) برگزار گردد ولی ازادیخواهان مخالف آن بودند ‪،‬‬
‫‪15‬‬

‫زیرا می ترسیدند در آینده ی جشن افتتاح مجلس ‪ ،‬جشن تولد امام زمان‬
‫را تحت الشعاع خود قرار دهد‪.‬‬
‫سر انجام روز یکشنبه ‪ 18‬شعبان روز افتتاح مجلس اعلم شد‪ .‬شاه طی‬
‫دعوت نامه ای افراد زیر را برای حضور در این مراسم دعوت کرد‪:‬‬
‫(( علمای اعلم و حجج السلم – نمایندگان مجلس – شاهزادگان –‬
‫سفرای کبار و وزرای مختار و سایر بزرگان پایتخت و ‪) ...‬‬
‫تدوین قانون اساسی ‪ :‬در این میان مشیرالدوله – محتشم السلطنه –‬
‫ناصرالملک و مشیر الملک قانون را پس از تدوین به مجلس بردند و آن را‬
‫در سال ‪ 1324‬هـ ق‬

‫‪1‬‬

‫به تصویب و امضای شاه رساندند‪.‬‬

‫مرگ مظفرالدین شاه ‪:‬‬
‫‪ 10‬روز پس از امضای قانون اساسی در شب چهارشنبه ‪ 24‬ذی القعده‬
‫‪ 1324‬مظفرالدین شاه از دنیا رفت ‪ 10 .‬روز پس از مرگ او محمد علی‬
‫میرزا تاج گذاری کرد و سه روز در تهران و شهرستانها جشن گرفت‪ .‬در‬
‫جشن تاجگذاری هیچ یک از نمایندگان به جزء صنیع الدوله حضور نداشت ‪،‬‬
‫بدین صورت کدورت بین مجلسیان و شاه آغاز گزدید‪.‬‬
‫متمم قانون اساسی‪ :‬قانون اساسی در ‪ 51‬ماده تصویب گردید‪ .‬ولی پس‬
‫از مرگ شاه کمیسیونی مرکب از « صنیع الدوله ‪ ،‬وثوق الدوله ‪،‬‬
‫سعدالدوله ‪ ،‬مشارالملک ‪ ،‬مستشارلدوله ‪ ،‬تقی زاده ‪ ،‬حاجی امین الضرب‬
‫‪ ،‬حاجی سید نصرالله » تشکیل شد تا متمم قانون اساسی را به رشته‬
‫تحریر درآوردند‪ .‬ولی با نفوذ عوامل خارجی و سهلنکاری روحانیون متمم‬
‫های قانون اساسی سنگ و بوی غربی به خود گرفت ‪ .‬اگر در این میان‬
‫مقاومت « شیخ فضل الله نوری » نبود‪ ،‬ماده ای که بر اساس آن باید ‪5‬‬
‫روحانی بر مصوبات مجلس نظارت کنند تا چیزی خلف شرع نباشد هم به‬
‫تصویب نمی رسید‪.‬‬
‫سوء قصد به شاه‪:‬‬
‫به توپ بستن مجلس‪ :‬پس از کشته شدن امین السلطان مخالفین‬
‫مشروطه ترسیدند و برای مدتی عقب نشینی کردند‪ .‬شاه بار دیگر در‬
‫حمایت از مشروطه طلبان سوگند یاد کرد‪ .‬ولی مدتی بعد که شاه عازم‬
‫سفر بود ‪ ،‬مورد سوء قصد قرار گرفت‬

‫‪2‬‬

‫ولی آسیبی ندید‪.‬‬

‫‪ - 1‬برابر با ‪ 1285‬هـ ش‬
‫‪ - 2‬عده ای اعتقاد دارند که این سوء قصد نمایش بوده و از طرف خود شاه ترتیب داده شده بود ‪ ،‬تا بهتنه ای لزم برای حمله به مجلس‬
‫فراهم گردد‪.‬‬

‫‪16‬‬

‫پس از این حادثه ماموران در سال ‪ 1326‬هـ ‪ .‬ق‬

‫‪1‬‬

‫به خیابانها ریختندو‬

‫مردم را مضروب ساختند‪ .‬در همین موقع شاه عازم باغشاه بود ‪ ،‬تا‬
‫مقدمات حمله به مجلس را فراهم کند‪ .‬پس از اقضای ‪ 20‬روز زمینه ها‬
‫فراهم گشت و نیروهای قزاق به رهبری لخوف روس به سوی مجلس‬
‫حرکت کردند و مردم را به خاک و خون کشیدند‪ .‬مشروطه طلبان نیز که‬
‫توان دفاع را نمی دیدند ‪ ،‬هرکدام به جایی پناهنده شدند‪ .‬ولی‬
‫صوراسرافیل و ملک المتکلمین را کشتند ‪ ،‬ولی طباطبایی و بهبهانی را‬
‫تبعید کردند‪.‬‬

‫قیام شهرها و شورش علیه استبداد‪:‬‬
‫پس از انتشار سرکوبی مشروطه طلبان و به توپ بستن مجلس ‪ ،‬مردم‬
‫دیگر شهرها شورش کردند و تصمیم به مبارزه با استبداد گرفتند‪ .‬در‬
‫اینجا به اختصار به جنبش های مردمی دیگر شهرها می پردازیم‪:‬‬
‫قیام تبریز‪ :‬وقتی خبر سرکوبی مشروطه طلبان به تبریز رسید ‪ ،‬مردم‬
‫در حمایت از مشروطه دست به قیام زدند‪ .‬در این میان ستارخان و‬
‫باقرخان ( سردار و سالر ملی ) به رهبری مردم برانگیخته شدند و‬
‫توانستند کنترل تبریز را بر عهده بگیرند و بر مخالفین غلبه کنند‪ .‬انتشار‬
‫این خبر شاه را واداشت تا نیرویی را به رهبری « عین الدوله» مستبد‬
‫معروف برای پس گرفتن تبریز به آنجا اعزام کند ‪ ،‬اما پس از ‪ 10‬ماه‬
‫محاصره توفیقی به دست نیاورد و مجبور به ترک آنجا شد‪.‬‬

‫‪2‬‬

‫قیام گیلن ‪ :‬در این میان مردم گیلن همراه مردم تبریز و سایر شهرها‬
‫دست به قیام زدند و محمد ولی خان تنکابن را به رهبری خود انتخاب‬
‫کردند و به عنوان فرمانده کل نیروهای گیلنی برای فتح تهران اعزام‬
‫کردند‪.‬‬

‫‪3‬‬

‫همزمان با این وقایع « یغرم خان » که رهبری ارامنی را در دست داشت‬
‫به قوای سپهدار پیوست و با تقویت نیروهای او برای فتح تهران آماده‬
‫گردید‪.‬‬
‫قیام بختیاریها ‪:‬‬

‫‪ - 1‬برابر با ‪ 1287‬هـ ‪ .‬ش‬
‫‪ - 2‬محاصره که به مدت ‪ 10‬ماه طول کشید ‪ ،‬مواد غذایی روی مردم بسته شد تا جایی که مردم به خوردن علف روی آوردند و تسلیم‬
‫نشدند‪.‬‬
‫‪ - 3‬محمد ولی خان تنکابنی سپهدار اعظم ‪ ،‬قبلً از مخالفین مشروطه بود‪ ،‬به طوری که در محاصره تبریز همراه عین الدوله بود‬
‫خشونتهای زیادی به بار اورد‪ .‬ولی وقتی متوجه شد که مستبدین کاری از پیش نخواهند برد به گیلن و به بهانه سرکشی به مزارع‬
‫خود عازم تنکابن شد و در آنجا بنای مخالفت استبداد را گذارد‪.‬‬

‫‪17‬‬

‫رسیدن خبر حوادث به سایر نقاط کشور ایل بختیاری را نیز به عکس‬
‫العمل واداشت‪ .‬اگر چه عده ای از این قوم به عین الدوله پیوستند و در‬
‫محاصره ی تبریز حضور داشتند‪ .‬اما اکثر افراد ایل به رهبری صمصام‬
‫السلطنه به مخالفت با شاه پرداختند و چون اوضاع اصفهان را آشفته‬
‫دیدند ‪ ،‬آنجا را تصرف و برای حمایت از مشروطه طلبان به تاسیس‬
‫عدالتخانه اقدام کردند‪ .‬پس از فتح اصفهان ‪ ،‬علی قلی خان برادر‬
‫صمصام خان به او پیوست و به عنوان فرمانده عازم تهران شد‪.‬‬

‫روس و انگلیس و فتح تهران‪:‬‬
‫در شرایطی که شورش در شهرهای مختلف بیشتر می شد ‪ ،‬حمایت از‬
‫مشروطه طلبان آنان را در ادامه ی حرکت مصمم تر می کرد‪ .‬در این‬
‫میان تلشهای روس و انگلیس که به صورت پنهان بود افزایش یافت‪.‬‬
‫آنان از این می ترسیدند که اگر نتوانند جلوی تحرکات را بگیرند ‪ ،‬این‬
‫انقلب ریشه دارتر و بنیادی تر خواهد و این به ضرر آنها خواهد بود‪.‬‬
‫روسها و انگلیسها که در میان برخی سران گیلک و بختیار نفوذ داشتند ‪،‬‬
‫خواستند با استفاده از نفوذ حرکت مردم را متوقف نمایند ‪ ،‬روسها با‬
‫سپهدارو انگجلیسها با سردار اسعد به توافق رسیدند ‪ ،‬ولی اگر آنان‬
‫رسما ً این توافق را اعلم می کردند ‪ ،‬حتما ً کشته می شدند ‪ ،‬بنابراین‬
‫تلش روس و انگلیس بی نتیجه ماند‪.‬‬
‫فتح تهران‪:‬‬
‫خبر حرکت مجاهدان گیلن و تفنگداران تنکابنی به فرمانده ای (( محمد‬
‫ولی خان سپهسالر و سردار محیی )) به تعرض سواران بختیاری به‬
‫سرکردگی « حاج علی قلی خان بختیاری » باعث وحشت شاه شد‪ .‬همه‬
‫دست به کار شدند تا از سقوط شهر جلوگیری کنند ولی مجاهدان در‬
‫سال ‪ 1327‬هـ ‪ .‬ق‬

‫‪1‬‬

‫وارد تهران شدند و پس از دو روز درگیری با‬

‫ماموران شاه در روز جمعه تهران سقوط کرد و شاه به سفارت روس‬
‫پناهنده شد‪ .‬فاتحان در بهارستان شورایی تشکیل دادند و « محمد علی‬
‫شاه » را از سلطنت عزل و فرزند ‪ 12‬ساله ی او را به نام « احمد میرزا‬
‫» را به جانشینی او برگزیدند‪ .‬شورای مذکور ‪ 22‬نفر را برای اداره ی‬
‫موقت کشور برگزید‪ .‬این شوری با موافقت روس و انگلیس شاه را به‬
‫تحهد اینکه سالنه صد هزار تومان به او بپردازد را تبعید کرد‪.‬‬

‫‪ - 1‬برابر با ‪ 1218‬هـ ‪ .‬ش‬

‫‪18‬‬

‫تحلیل کوتاه از دلیل انحراف مشروطیت و آغاز انحطاط‬
‫استعمارگران روسیه و انگلیس که از همان آغاز پیروزی عمیق تر شدن‬
‫انقلب را به ضرر خود می دیدند بی کار ننشسته و کارهایی مبنی بر‬
‫جلوگیری از تعمیق انقلب و منخرف ساختن راه انقلب را در پیش‬
‫گرفتند‪.‬‬
‫آنان هدفهای زیر را برای رسیدن به هدفهای خود به دنبال می کردند‪.‬‬
‫‪-1‬نفوذ هر چه بیشتر در هیئت حاکمه ‪ :‬تلشهای استعمارگران از‬
‫همان دقایق اول فتح تهران آغاز گردید‪ ،‬آنان هر خواسته از‬
‫همان اول هیئت حاکمه را به نفوذ خود درآوردند و در این کار‬
‫موفق شدند‪ .‬این موفقیت برای انان به منزله ی پیروزی در به‬
‫انحراف کشاندن نهضت بود‪ ( .‬عین ادوله و سعد الدوله از جمله‬
‫افراد بیگانه بودند‪).‬‬
‫‪-2‬نفوذ در مجلس و هدایت آن در جهت تامین منافع خود‪ :‬بیگانگان‬
‫علوه بر نفوذ در دولت‪ ،‬تلش کردند تا عناصر وابسته به خود را‬
‫به مجلس هم باز کنند‪ .‬از مجلس دوم و به صورت مشخص نفوذ‬
‫بیگانگان شدت بیشتری پای گرفت و مردم که به ثمر رسیدن‬
‫این انقلب خون زیادی داده بودند از مشروطیت و اصطلحات نا‬
‫امید شدند‪ .‬و این خود طبعا ً یکی دیگر از عوامل انحطاط‬
‫مشروطیت بود‪.‬‬
‫‪-3‬سرکوب قیام های اصیل مردمی‪ :‬پس از پیروزی مشروطه و‬
‫تاسیس مجلس ‪ ،‬عناصر استبداد ستیز با مشاهده ی انحراف‬
‫هیئت حاکمه ‪ ،‬از مبارزه دست نکشید‪ ،‬و تلش کردند تا با رفتن‬
‫به میان مردم حرکت را دوباره و از نوع شروع کنند‪ .‬با‬
‫گسترش قیام ها ‪ ،‬عوامل استبداد بر دولت فشار می آوردند که‬
‫قیام ها را سرکوب کند و هنگامی که دولت در اجرای این کار‬
‫تعلل می کرد‪ ،‬آن ها رسما ً خود به این کار و کشتار مردم قیام‬
‫کرده پرداختند‪ ( .‬کشتار در تبریز و مشهد نمونه های بارز این‬
‫سخن است‪).‬‬

‫‪19‬‬

‫نقش سیاستمداران داخلی‪ :‬با تلش استعمارگران و وجود نمایندگان‬
‫بیگانه از یک طرف و بروز اختلف میان نمایندگان و کاهش قدرت‬
‫نمایندگان وابسته به مردم از طرفی دیگر باعث گردید تا سیاستمداران و‬
‫استعمارگران خارجی جای پای خود را محکم کنند‪ .‬اختلفاتی که در‬
‫مجلس به وجود آمد‪ ،‬به دشمنان فرصت داد تا آنها را به جان هم اندازد و‬
‫مسائل شخصی را جایگزین مصالح عمومی کند و نهضت را از مسیر خود‬
‫خارج کند‪.‬‬
‫انزوای روحانیت‪:‬‬
‫روحانیت که در جریان پیروزی نهضت نقش به سزایی در رهبری داشت ‪،‬‬
‫پس از پیروزی ‪ ،‬ئخالت و نظارت خود را در اداره ی کشور کاهش دادند‪.‬‬
‫این امر نیز دو عامل داشت‪:‬‬
‫‪-1‬تلش سیاستمداران و روشنفکران غرب برای انزوای روحانیت‪:‬‬
‫انقلب مشروطه با حضور فعال روحانیون به ثمر رسیده بود‪،‬‬
‫اما مدتی نگذشته بود که روشنفکران و سیاستمداران طرح‬
‫جدایی دین از سیاست را مطرح ساختن و به تبلیغ آن در جامعه‬
‫و مجلس پرداختند‪ ،‬این کار باعث شد تا دست روحانیت از‬
‫نظارت بر کارهای دولتی قطع شود‪.‬‬
‫‪-2‬سرخوردگی روحانیت از سیاستمداران ‪ :‬پس از پیروزی نهضت‬
‫مشروطه به دلیل مشاهده ی بسیاری از دلغک کاریهای‬
‫سیاستمداران ‪ ،‬رفته رفته روحانیون از صحنه ی سیاست عقب‬
‫نشستند و میدان را به سیاستمدارات غرب دادند‪ .‬روحانیت با‬
‫دیدن حرکت های خائنانه و جاه طلبانه ‪ ،‬خیانتها ‪ ،‬وابستگیها و‬
‫‪ ...‬و طرح شعار جدایی دین از سیاست ‪ ،‬اعتماد خود را به‬
‫سیاست و سیاستمداران از دست دادند و خود را از صحنه ای‬
‫سیاسی عقب کشیدند‪ .‬عقب نشینی روحانسون یکی از دلیل‬
‫اصلی انحراف و شکست نهضت بود‪.‬‬
‫این ها ‪ ،‬انحراف و شکست مشروطه بود‪ ،‬مشروطه ای که در اول کار‬
‫طرفداران زیادی داشت‪ ،‬در اواخر عمر خود دشمنان زیادی پیدا کرد‪،‬‬
‫دشمنانی که با نفهمی و بازیچه ی دست شدن اجنبیان نهضتی را که‬
‫خودشان با خونشان به ارمغان آورده بودند با دست های خود از بین‬
‫بردند‪.‬‬

‫زندگی نامه‬

‫‪20‬‬

‫محمد صادق خان چرندابي‬
‫بعد از کودتای ضد خلقي محمد علي شاه روسوفيل كه تبريز قهرمان به‬
‫پا خاست و آزادي را دوباره به ايران بازگرداند ‪ ،‬مجاهدان چرندابي در اين‬
‫مبارزات انقلبي نقش خود را به خوبي ايفاء كرده و در تاريخ انقلبهاي‬
‫رهايي بخش ميهنمان نام خودشان را ثبت كردند‪ .‬سر دسته آنان محمد‬
‫صادق خان بود كه مي توان وي را سمبل غيرت و مردانگي دانست‪.‬‬
‫شادروان محمد صادق خان نه تنها سر دسته مجاهدان محله چرنداب بود‬
‫بلكه يكي از افراد رهبري كننده جنگ نجات بخش و از ياران با وفاي‬
‫ستارخان سردار ملي بود‪ .‬مرحوم محمد صادق خان در تبريز و محله آق‬
‫مسجد در ميان يك خانواده متوسط متولد شده و در سن جواني به قفقاز‬
‫رفته بود‪.‬‬
‫محمد صادق خان در شدت جنگ آزادي وارد تبريز شده مقداري بمب و‬
‫اسلحه با خود آورده بود‪ .‬اگر چه قبل از ورود او به محله چرنداب به‬
‫ضمانت نجف بيك از ارك دولتي تفنگ گرفته و به مجاهدين داده بودند‬
‫ولي با ورود او به محله چرنداب گروه مجاهدين جان تازه اي گرفته ‪،‬‬
‫سازمان آن با انضباط تر و بهتر شد‪ .‬يكي از خدمات مهم زنده ياد محمد‬
‫صادق خان آزادي سازي محله اهراب و از ميان برداشتن نايب محمد و‬
‫نايب علي اهرابي بود‪ .‬شادروان محمد صادق خان در راه رسيدن به‬
‫هدفش كه همانا آزادي و بهزيستي هموطنشان بود‪ .‬شب و روز نمي‬
‫شناخت و در هر جبهه و سنگري به مبارزه خود ادامه مي دهد تا يان كه‬
‫در جنگ « يانيق داغي » از زانويش زخمي شده و تا آخر عمرش فلج مي‬
‫شود‪ .‬اين مرد آهنين تا آخر عمر با چوب زير بغل را مي رفت و بعد از‬
‫اين رويداد تاثر آور هر وقت صداي تير اندازي شدت مي گرفت رنگ او از‬
‫شدت تاثر سياه شده و مي دانست اگر دشمن به وي دست يابد وي را‬
‫زنده نخواهد گذاشت‪ ،‬با مرور زمان آن جوان رشيد و خوش قيافه سلمت‬
‫خود را از دست داد‪.‬‬
‫چهره زرد و چشماني گود رفته و گونه هاي فرو رفته او نشانه مرگ او‬
‫بود‪ .‬بزرگترين آرزوي او اين بود كه قبل از تسلط جلد پير شجاع الدوله‬
‫كه تشنه خون او بود با اجل خود اين دنياي فاني را وداع گويد و همينطور‬
‫هم شد‪ .‬و مي گويند صمد خان پافشاري مي كرده كه مرده او را از قبر‬
‫بيرون كشند و آتش بزنند‪.‬‬
‫حسين باغبان از مبارزين‬

‫‪21‬‬

‫در سال ‪ 1 2 5 0‬شمسي در شهر اردرود از توابع تبريز در خانواده باغباني‬
‫زحمتكش به نام كربليي محمد علي فرزند حاج حسين گوموشي چشم به‬
‫جهان گشود كه پدرش نام براي او حسن را انتخاب كردو حسين در آن‬
‫محيط روستايي رشد و نمو يافت و مثل اكثر كودكان محروم هم سن و‬
‫سالش نتوانست به مدرسه برود و از علم و دانش بهره مند گردد و در‬
‫نتيجه از دوران جواني‪ ،‬پيش پدرش با بيل آشنا شد و در باغهاي‬
‫زادگاهش سردرود به باغباني پرداخت و با تيز هوشي و روشن بيني از‬
‫اوايل طفوليت با رنجها و مصيبتهاي زحمتكشان ميهنش آشنا گرديد‪.‬‬
‫حسين خان در دوران جواني به تبريز مهاجرت كرده در محله ليلواي اين‬
‫شهر ساكن شده و چون در شغل باغباني سر رشته داشت‪ ،‬حاج ميرزا‬
‫آقافرشي ‪ ،‬يكي از آزاديخواهان معروف تبريز ‪ ،‬او را به باغباني باغش‬
‫گمارد‪.‬‬
‫وي صفات برجسته و خصائل انساني ارزشمندي را در وجودش جمع‬
‫كرده بود كه اين وي‍ژگي ها ار در كمتر كسي مي توان يافت‪ .‬وي بارها‬
‫سردار ملي ستارخان را از تنگناي محاصره دشمنان آزاد و حتي از مرگ‬
‫حتمي نجات داده بود‪ .‬وي پس از عضويت در سازمان مجاهدين در ميدان‬
‫مشق محله ليل آباد حاضر و در تمرينات نظامي شركت مي كرد و از آن‬
‫دوران به بعد استعداد وي شكوفا گرديد‪ .‬از جمله شجاعت هاي اين مرد‬
‫بزرگ نبرد با رحيم خان چلبيانلو در باغشمال ‪ ،‬دفاع از بازار تبريز در‬
‫برابر نيروهاي مخالف مشروطه ‪ ،‬آزادي كوي احزاب از دست اشرار ‪،‬‬
‫جنگ با اردوي ماكو ( كه راهي فتح تبريز بودند) ‪ ،‬نبرد با نيروهاي ضد‬
‫انقلب محله قراملك و امضاي قرارداد صلح و ‪ ....‬مي باشد‪ .‬وي بالخره‬
‫در حمله به بازارچه سرقاب توسط سواران شجاع نظام مرندي محاصره‬
‫شد و پس از تمام شدن مهماتش به شهادت رسيد‪.‬‬
‫ثمي كمايي‬
‫در ميان نوپردازان آن زمان ‪ ،‬زني هم قيد و بند عروض و قافيه را از پاي‬
‫ثمرش برداشته است‪ .‬او نخستين زني است كه به نوپردازي گزايش‬
‫نشان داده و مانند ديگر نوپردازان پيش از نيما به گمنامان پيوسته است‪.‬‬
‫اين بانوي نوگرا در « ثمي كمايي » نام داشت‪ .‬وي كه جزو يكي از نادره‬
‫زنان روشنفگر و دانشمند تاريخ معاصر ايران به شمار مي رود‪.‬‬
‫خاندان ثمي كمايي از روستاي كمايي گيلن بودند و از همان روستا به‬
‫چند نقطه ايران از جمله به آذربايجان و غيره رفتند‪ .‬پدر بزرگ ثمي‬

‫‪22‬‬

‫كمايي در يزد به تجارت مي پردازد و در آنجا ماندگار شده و ازدواج كرده‬
‫و پسرش خليل پدر ثمي كمايي در يزد با خانمي به نام همايون ازدواج‬
‫كرده كه ثمي كمايي از اين بانو در سال ‪ 1262‬ثمي در يزد متولد مي‬
‫شود و در همان شهر با شادروان حسن ارباب زاده ازدواج مي كند‪.‬‬
‫ارباب زاده بعد از ازدواج با ثمي كمايي براي تجارت به عشق آباد مي رود‬
‫و مدت ‪ 10‬سال در آنجا زندگي ميكند و در همين مدت علوه بر فعاليت‬
‫هاي تجاري به فرهنگ و معارف ايران هم در آنجا توجه مي كند و به‬
‫عنوان تقدير از خدماتش از طرف دولت ايران ‪ ،‬به دريافت مدالي مفتخر‬
‫مي شود‪.‬‬
‫بعد از شروع جنگ جهاني اول در سال ‪ 1914‬ميلدي حسين ارباب زاده‬
‫ورشكست شده و مجبور به ترك عشق آباد مي شود و به ايران بر مي‬
‫گردد و از را تفليس به آذربايجان مراجعت كرده و در تبريز سكونت اختيار‬
‫مي كند و در همان موقع كه راه آهن آذربايجان به دست روسها اداره مي‬
‫شد وي در ادامه در راه آهن تبريز استخدام و به كار مشغول شد‪ .‬در اين‬
‫زمان قرارداد ننگين ‪ 1919‬توسط انگليسي ها به ايران تحميل مي شد كه‬
‫شورشهايي در كشور بر عليه اين قرارداد پر پا شد و آذربايجان نيز مانند‬
‫هميشه در صف اول قرار گرفته بود ‪ .‬در اين حين ثمي كمايي با نوشتن‬
‫مقاله و اشعار تند سياسي در روزنامه هاي آن روز تبريز به چاب مي‬
‫رساند كه همگي روزنامه ها يكي يكي توقيف مي شدند‪ .‬ثمي كمايي با‬
‫تقديم كردن پسرش در راه مشروطه و پرورش دختري انقلبي بالخره‬
‫در سال ‪ 12‬آبان ‪ 1340‬در سن ‪ 78‬سالگي در اثر پيري زود رس بدرود‬
‫حيات گفت‪.‬‬
‫جعفر خامنه ای‬
‫جعفر خامنه ای که می توان او را اولین شاعر نوپرداز از تاریخ ادبیات‬
‫ایران دانست سال ها پیش از نیما یوشیج اشعاری را به سبک سروده‬
‫است‪ .‬جعفر خامنه ای پسر حاج شیخ علی اکبر خامنه ای از بازرگانان‬
‫خوشنام تبریز بود‪ .‬وی در سال ‪ 1304‬هجری قمری برابر با سال ‪1266‬‬
‫شمسی در تبریز به دنیا آمد و در آنجا تحصیل کرد‪ .‬اشعار پرشور او در‬
‫حبل المتین و چهره نما و عصر هدیه و ثمی و بعدها در مجله دانشکده‬
‫منتشر می شد‪ .‬جعفر خامنه ای علوه بر اینکه ادیب و شاعر بود‬
‫مشروطه خواه و مرد سیاست هم بود‪ .‬بطوریکه احمد کسروی در کتاب‬
‫زندگانی من او را یکی از دوستان شیخ محمد خیابانی معرفی می کند و‬
‫‪23‬‬

‫اضافه می کند که جعفر خامنه ای بود که او را با شیخ محمد خیابانی‬
‫آشنا کرد‪ .‬تا سال ‪ 1 2 8 5‬شمسی که مظفرالدین شاه مشروطه را صادر‬
‫کرد‪.‬‬
‫دهستانها به شکل امروزی رواج یافت و کمتر شهری بود که یک یا دو‬
‫دهستان در آن نباشد و این کار مردم همچنان شدت گرفت و افراطی‬
‫شد که پنداشتند با ساخت دهستان دردهای این ملت ترمیم می شود و‬
‫جوانانی که از این دهستانها بیرون می آیند همه درماندگی های را از‬
‫میان بر می دارند‪ .‬این ترجمه توسط جعفر خامنه ای از ترکی ترجمه‬
‫کرده و در یکی از شماره های حبل المتین به چاپ رساند‪ .‬میرزا جعفر‬
‫خامنه ای با روزنامه های مردمی و ضد استعماری همکاری نزدیک داشت‬
‫و با سرودن اشعار افشاگرانه و با چاپ و نشر آن ها در جراید آن روز‬
‫مستبدین را به شدت می کوبید‪.‬‬
‫حاج مهدی کوزه کنانی‬
‫حاج مهدی کوزه کنانی دومین شخصیتی بود که لقب ابولمله را بحق از‬
‫جانب مردم مبارز آذربایجان دریافت کرد این بازرگان آزادیخواه با آن‬
‫بزرگی با ایمانی راسخ دوشادوش جوانان جانباز تبریز در جهت پیشبرد‬
‫انقلب شب و روز می کوشید و در این راه از جان و مال خود گذشته بود‬
‫و در واقع وی عنوان پدر ملت را به رایگان به دست نیاورده بود ‪.‬‬
‫شادروان حاج مهدی کوزه کنانی که یکی از تجار روشن ضمیر تبریز بود‬
‫سالها پیش از درگیری انقلب بر اثر ملقات و نشست هایی که با‬
‫طلبوفا تبریزی در قفقاز داشت افکارش مقلب و با مطالعه کتابهایی‬
‫وی ذهنش روشن و وجدانش بیدار می گردد و در همین پهنا بود که با‬
‫اغلب معافل انقلبی برون مرزی ارتباط برقرار می کند و از جمله‬
‫کسانی که توسط وی از این تحولت آگاه می شود مرحوم حاج اسماعیل‬
‫امیر خیزی می باشد‪.‬‬
‫وی در اکثر قیام ها و تحصن ها مردم همیشه در صف اول قرار داشته و‬
‫از آنجایی که سخنرانی های وی همیشه افراد مقابل را تحت تاثیر قرار‬
‫می داده که به وی لقب ناطق داده بودند‪ .‬وی مدتی پس از ورود روس ها‬
‫زنده بود تا درگذشت خانه وی در راسته کوچه واقع است که توسط‬
‫میراث فرهنگی خریداری شده و به نام مشروطیت مشهور است‪.‬‬
‫میرزا محمود قلی زاده سلماس‬

‫‪24‬‬

‫میرزا محمود قلی زاده ‪ ،‬از آزادیخواهان آذربایجان و از پیشتازان‬
‫مشروطیت ایران در جمادی الثانی ‪ 1269‬ه‪.‬ق در شهر سلماس پا به‬
‫عرصه وجود نهاد و در مکتب خانه های آن روز پیش مرحوم میرزا علی‬
‫اصغر مقحر به تحصیل علم و دانش مشغول شد و چون کودکی با ذوق و‬
‫مستعد بود توانست ‪ ،‬از خوان ادب و معرفت استاد دانشمند خوشه ها‬
‫چیند و برای زندگی بر تلطم آینده اش ذخیره سازد‪ .‬وی ابتدا به کار‬
‫تجارت مشغول شد ولی چون دارای روح کنجکاو و سری پرشور بود ‪ ،‬از‬
‫اوایل جوانی دورا دور با سید جل الدین کاشانی مدیر روزنامه حبل‬
‫المتین ‪ ،‬چاپ کلکنه ‪ ،‬مکاتبه می کرد و گاهی مقالتی نیز می فرستاد و‬
‫در آن روزنامه چاپ می شد‪.‬‬
‫در مسافرتی که به قفقاز کرد در شهر کمر خان شوره با میرزاء‬
‫عبدالرحیم تبریزی معروف به طلبوف دیدار و با وی طرح دوستی ریخت‪.‬‬
‫وی قبل از مشروطیت به یک نهضت اساسی معتقد شده بود‪ ،‬به مجالس‬
‫روشنفکران اصلح طلب رفت و آمد می کرد‪ .‬مرحوم قلی زاده در‬
‫اواسط سال ‪ 1329‬هـ ‪ .‬ق مامور تشکیل دادگستری سلماس شد‪ .‬وی در‬
‫محرم خونین ‪ 1330‬هـ ‪ .‬ق در تبریز بود و با انقلبیون همکاری داشت‬
‫ولی پس از هجوم وحشیانه روس ها و مقاومت قهرمانانه مردم تبریز که‬
‫منجر به شهادت تعداد زیادی از رهبران و مبارزین جان بر کف این شهر‬
‫شد‪ .‬قلی زاده به همراه چند تن از همرزمانش از جمله امیر حشمت ‪،‬‬
‫حاج اسماعیل امیر خیزی و ‪ ...‬بنا به صلح دید شادروان ثقه السلم‬
‫راهی کشور عثمانی شده و پس از رسیدن به شهر استانبول ضمن‬
‫اشتغال به داد و ستد جهت امرار معاش با ادبیات آن سرزمین آشنا می‬
‫شود و گاه و بیگاه در جرایدی که توسط هموطنان در استانبول منتشر‬
‫می شد‪ .‬اشعار و مطالبی بر ضد تجاوزات روس و انگلیس به ایران می‬
‫نویسد‪.‬‬
‫قلی زاده تا اواخر سال ‪ 1915‬میلدی ( ‪ 1334‬هـ ‪ .‬ق ) در استانبول‬
‫اقامت داشت ولی در این سال که اوج جنگ جهانی اول بود عده ای از‬
‫مهاجرین تصمیم می گیرند که به ایران برگردند ولی تعدادی از آنهااز‬
‫جمله قلی زاده به آلمان مهاجرت می کنند‪ .‬قلی زاده پس از ورود به‬
‫برلین پایتخت آلمان نیز بیکار ننشسته و همراه با تنی چند از هموطنان‬
‫دانشمندش به فعالیت های سیاسی و فرهنگی دست می زند از جمله در‬
‫نشر مجله کاوه همکاری می کند و در چاپخانه کاویانی که تو سط‬

‫‪25‬‬

‫عبدالشکور تبریزی تاسیس شده بود تصحیح سفرنامه ناصر خسرو ‪،‬‬
‫زادالمسافرین و وجه دین و مجموعه رباعیات خیام و کتابهای دیگر را بر‬
‫عهده می گیرد‪.‬‬
‫او پس از ‪ 1 4‬سال دوری از وطن در اول خرداد ماه ‪ 1 3 0 5‬شمسی به‬
‫علت درگذشت پدرش به ایران بازگشت و در آبان ماه همان سال روزنامه‬
‫سهن را در تبریز منتشر کرد‪ .‬روزنامه سهند ارگان دموکرات ها پس از‬
‫شهادت زنده یاد شیخ محمد خیابانی به شمار می رفت ولی قلی زلده‬
‫موقعی انتشار آن را آغاز کرد که رضاخان پیچ پایه های سلطنت خود‬
‫کامه اش را مستحکم می کرد و فشار آن دژخیم پیش از همه بر‬
‫مطبوعات حس می شد و چون قلی زاده این محدودیت را لمس می کند‬
‫تصمیم می گیرد که مطالب مفیدی از منابع آلمانی ترجمه و به صورت‬
‫پاورقی در روزنامه سهند چاپ کند‪.‬‬
‫همزمان با انتشار روزنامه سهند قلی زاده امتیاز مجله ای به نام «دور‬
‫جدید»را نیز از شورای عالی فرهنگ می گیرد که این مجله به مدیریت‬
‫وی به طور هفتگی منتشر می شده است‪ .‬وی از عدم پیشرفت کار کل‬
‫نشده و در اثر ناملیمات مریض گشت و در ‪ 3 0‬بهمن ‪ 1 3 1 3‬در سن ‪5 7‬‬
‫سالگی در تبریز درگذشت‪.‬‬
‫میر عبدالحسین خازن خیابانی‬
‫میر عبدالحسین خازن در سال ‪ 1 2 5 0‬شمسی در محله خیابان ‪ ،‬کوچه باغ‬
‫چشم به جهان گشود و در این محل بزرگ شد‪ .‬لکن بنا به عللی از رفتن‬
‫به مدسه و کسب دانش محروم شد‪ .‬وی در خیابان کهنه نرسیده به‬
‫مسجد کبود مغازه سنگگ پزی داشت و از داشی مشدی های جوانمرد‬
‫تبریز به شمار می رفت‪ .‬خازن در سطح شهر تبریز به جوانمردی و‬
‫دستگیری از ضعفا شهره بود که از این خصیصه او داستانها نقل می کنند‬
‫و به همین علت هم بود که به محض شعله ور شدن انقلب مشروطیت‬
‫وی به یاران باقرخان سردار ملی پیوست و از نزدیک با زنده یاد شیخ‬
‫محمد خیابانی که منازلشان نزدیک به هم بود انس و الفتی پیدا کرد و تا‬
‫پایان عمرش ایمان و اعتقادش را به آزادی و حاکمیت قانون حفظ نمود‪.‬‬
‫خازن از جمله شعرای مجاهدی است که در انقلب مشروطیت فعالیت‬
‫چشم گیری داشته و در حالی که جنگ افزار به دست در سنگر با دشمنان‬
‫خلق می جنگید با سرودن اشعار انقلبی همسنگرانش را تهیج و روحیه‬

‫‪26‬‬

‫آنان را برای رزمیدن تقویت می نمود و آن هایی هم که پشت جبهه بودند‬
‫برای مسلح شدن تشویق می شدند‪.‬‬
‫وی در واقع با سلح سخن نیز کاخ ستمگران را متزلزل می کرد‪ .‬خازن‬
‫در اوایل سلطنت رضاخان پهلوی گویا در سال ‪ 1304‬شمسی در تبریز‬
‫چشم از جهان می بندد و در گورستان قاسم خان ( محل فعلی دبیرستان‬
‫طالقانی ) با خاک هم آخوش می گردد‪ .‬زنده یاد خازن درگذشت ولی‬
‫ارثیه های گرانبهائی از خود به یادگار گذاشت‪ .‬یکی از آن ها دیوان‬
‫اشعارش بود که متاسفانه تاکنون به زیور چاپ آراسته نشده است ‪ ،‬دیگر‬
‫عظمتش راه و روشی است که وی برای شعرای پس از خود ترسیم‬
‫نموده و مفهوم واقعی یک شاعر متعهد را به مبارزات سیاسی و‬
‫اجتماعیش مجسم نموده است‪.‬‬
‫میرزا غفار خان زنوزی‬
‫میرزا غفار خان فرزند مل حسن زنوزی در سال ‪ 1300‬هـ ‪ .‬ق در یک‬
‫خانواده معارف پرور دیده به جهان گشود‪ .‬او سومین پسر خانواده اش و‬
‫کوچکتر از برادرانش ستار و جبار بود‪ .‬میرزا غفار برادر کوچکی به نام‬
‫تیمور نیز داشت‪ .‬میرزا غفار خان مدی فرهنگ دوست‪ ،‬روشن بین ‪،‬‬
‫سخنرانی ماهر و انقلبی از جان گذشته بود‪ .‬برادرانش نیز مردانی‬
‫انقلبی و از پیشگامان فرهنگ و ادب آن دیار بودند‪ .‬برادر بزرگتر از‬
‫خودش میرزا جبار از شاعران خوش قریحه زنوز بود‪ .‬میرزا جبار اشعار‬
‫بسیاری از خود به یادگار گذاشته است‪.‬‬
‫میرزا غفار خان مثل بسیاری از آذری ها ‪ ،‬بر اثر بیکاری و اختناق روز‬
‫افزون در ایران آن زمان به آن سوی ارس مهاجرت کرده و در آن دیار‬
‫ماندگار می شود‪ .‬وی به محض این که صدای مشروطه خواهی را از این‬
‫سوی ارس می شوند همراه با عده زیادی از هم میهنانشان به آذربایجان‬
‫برگشته و فعالنه در نهضت شرکت می کند‪ .‬وی علوه بر اینها سخنرانی‬
‫چیره دست بود و در فن خطابت مهارت داشت و در هنگام مشروطیت با‬
‫نطق های آتشین خود مخاطبان خود را به هیجان می آورد‪ .‬رحیم خان‬
‫چلبیانلو هنگام ورود به تبریز از آزادیخواهان این شهر می خواهد که‬
‫علوه بر چشم پوشی از مشروطیت ‪ 90‬نفر از سران انقلبی را به وی‬
‫تحویل دهند که نام وی نیز در این لیست ‪ 90‬نفره بود ولی بزرگترین‬
‫اشتباه وی در قرار گرفتن در صف هواداران حیدر عمو اوغلو و رو در رو‬

‫‪27‬‬

‫شدن با سردار و سالر ملی در پاک اتابک تهران بود که از رویدادهای تلخ‬
‫مشروطیت این سرزمین است‪.‬‬
‫میرزا غفار خان علوه بر این که یک چهره انقلبی بود‪ ،‬در راه خدمت به‬
‫فرهنگ و آموزش و پرورش آذربایجان از پیشگامان به شمار می رود‪ .‬وی‬
‫در سال ‪ 1 3 3 9‬هـ ‪ .‬ق هنگامی که در ژاندارمری مشغول خدمت بود و‬
‫درجه سرگردی داشت نخستین مدرسه را در زادگاهش یعنی زنور بنیان‬
‫گذاشته است‪.‬‬
‫هنگام کودتای ننکین سوم اسفند ‪ 1 2 9 9‬و روی کار آمدن رضا خان میرپنج‬
‫‪ ،‬میرزا غفار خان در ژاندارمری مشغول خدمت بود ولی چون وجود این‬
‫مرد کردن فراز به ویؤه در صفوف نیروهای نظامی و انتظامی باب طبع‬
‫دیکتاتور نبوده و بالخره با توطئه چینی وی را از تشکیلت اخراج می‬
‫کنند‪ .‬وی پس از اخراج از ژاندارمری در مقابل محل فعلی شهربانی کل‬
‫کشور مشغول پینه دوزی می شود‪ .‬در سال ‪ 1 3 1 3‬شمسی میرزا غفار‬
‫خان به دستور رضاخان در تهران مسموم می گردد و برای همیشه چشم‬
‫از جهان می بندد‪ .‬میرزا غفار خان در گورستان امام زاده عبدالله شهر‬
‫ری رخ در نقاب خاک کشید‪.‬‬
‫مشهدی محمد عمو اغلو اسکوئی‬
‫مشهدی محمد عمو اغلو اسکوئی که در برخی مواقع از وی به نام‬
‫مشهور محمد اوغلو سرخابی نام می برد‪ .‬فرزند علی محمد ساکن محله‬
‫احراب تبریز از جمله انقلبیون آگاه و مجاهدان دلیری بود که یک عمر با‬
‫تمام وجودش با استبداد داخلی و استعمار خارجی مبارزه کرده و برای‬
‫استقرار آزادی و به خاطر سر بلندی و بهزیستی هموطنانش جانش را در‬
‫راه آرمان مقدسش نثار نمود‪ .‬نو ملی های اسکو در تبریز بنام بودند‪.‬‬
‫عمو اوغلو در جوانی به قفقاز رفته و در آنجا کار می کرد‪ .‬ولی چون‬
‫مشروطه بر می خیزد به ایران بازگشته و در تهران از همدستان حیدر‬
‫عمو اغلو بوده که به سوی محمد علی شاه بمب پرتاب می کنند‪.‬‬
‫مشهدی محمد عمو اغلو که قبل از رفتن به آنسوی ارس در تبریز به‬
‫شغل نانوایی مشغول بود به علت فقر و بیکاری در کشور مجبور به‬
‫مهاجرت شده و در شهر باکو نیز به شغل نانوایی مشغول می شود‪.‬‬
‫و چون از وضع داخلی و فساد و عدم کفایت کارگزاران کشورش آگاه بود‬
‫لذا برای بهتر شدن اوضاع میهنش در دیار غربت نیز همراه با بسیاری از‬
‫ایرانیان مهاجر که آنها هم مجبور شده بودند برای پیدا کردن کار زاد و‬

‫‪28‬‬

‫بوم خود را ترک کنند تلش می کرده و چون می دانست که مبارزه بر‬
‫علیه حکومت ظلم و مسلح بودن تشکیلت انقلبی و سازماندهی منظم‬
‫میسر نخواهد یود‪ .‬وی در جنگ یازده ماهه تبریز در نبردهای سخت و‬
‫دشواری شرکت داشته و همواره به عنوان یکی از پیشگامان و‬
‫سردستگان مجاهدین به مار می رفت به طوریکه بعد از سقوط انجمن‬
‫اسلمیه و فرار سران آن به مقام ریاست کلنتری محله های ششگلن ‪،‬‬
‫سرخاب و دوه چی گمارده می شود‪ .‬وی بهد از رسیدن به چنین مقامی‬
‫چون از میان مردم برخاسته بود و هدفش خدمت به خلق و ایثار در راه‬
‫توده های زحمکش بود لذا بدون به کارگیری تشریفات اداری ادامه خدمت‬
‫داد و در این مقام و مرتبه نیز هیچ گاه مغرور و خود را جدایی از مردم‬
‫ندید و حتی شبها به در خانه های فقیران و مستمندان نان و پولی می‬
‫برد بدون اینکه شخصی وی را بشناسد‪.‬‬
‫مشهدی محمد عمو اغلو تا حمله روسها به تبریز که منجر به فاجعه‬
‫عاشورای ‪ 1330‬قمری شد و بعد از آن نیز مجاهدان و آزادی خواهان‬
‫زیادی به دست دژخیمان بیکانه اعدام شدند‪ .‬در سمت ریاست کلنتری‬
‫انجام و ظیفه می کرد که در این فاجعه خود نیز به دست روسهای تزاری‬
‫اعدام شده و جان خود را فدای آرمانش می کند‪.‬‬
‫سعید سلماس‬
‫در سال ‪ 1306‬قمری کودکی در سلماس به دنیا آمد که از همان اوایل‬
‫زندگی آثار نجابت ‪ ،‬راستی و درستی در ناحیه وی تجلی می نمود‪ .‬این‬
‫طفل که « آقابال » نام گذاری شده ولی بعد ها خود را سعید نامید‪ .‬پس‬
‫از طی دوره ی کوتاه و شاداب کودکی شروع به تحصیل در مکاتب وقت‬
‫سلماس کرد‪ .‬پدر و جد سعید در روسیه به امور ملکداری و تجارت‬
‫مشغول بودند به همین جهت نیز در معادن نفت باکو صاحب املک بودند‪.‬‬
‫سعید به همین مناسبت پس از مدتی کسب دروس مکتبی به سوی‬
‫روسیه مسافرت کرد و به شهر باکو رفت‪ .‬سعید در مدت اقامت خود در‬
‫باکو با برادران اروج اف که در آنجا با تاسیس چاپخانه به نشر کتب‬
‫سودمند ادبی و تاریخی ‪ ،‬داستانها و ترجمه های آثار نویسندگان خارجی‬
‫اقدام می کردند آشنا گردیده و با مطالعه کتب مختلف و افزایش‬
‫معلومات خود باطنا ً به افکار آزادیخواهی محبت وافر به هم رسانیده بود‪.‬‬
‫پس از آن که قهرمان مشروطیت در حدود یکسال در باکو اقامت نمود به‬
‫همراهی ادیب و شاعر و روزنامه نگار سلماسی مرحوم محمود قلی زاده‬

‫‪29‬‬

‫به سیاحت در روسیه و مسافرت در داخل این کشور پرداخته بالخره به‬
‫مناطق ییلقی مانند‪ :‬پتی غورسکی ‪ ،‬یالتا و کیل و دکلی رفت‪.‬‬
‫وی پس از دیدار از شهرهای روسیه از جمله تفلیس یه مشروطه خواه‬
‫صدیق و جوان پر شور بار آمد و به ایران مراجعت کرد و با خود یک‬
‫چاپخانه به همراه آورد که روز تاراج مغازه های مجید الملک سواران قره‬
‫داغ و مرند آن ار به تاراج کرده به هم زدند‪ .‬این چاپخانه امید نام داشت و‬
‫اولین مطبعه سربی در آذربایجان بود‪.‬‬
‫زمان بازگشت سعید مشروطه طلبان دسته به دسته انجمن بر پا کرده و‬
‫همین وقت نیز آزادگان دیلمفان ( مرکز سلماس ) با تشکیل کمیته و‬
‫مجامع مختلف در توسعه نهضت مشروطین نقش ایفا کردند‪ .‬این هنگام‬
‫تنها چند ناکسانی که سعادت خود را در ذلت و نکبت قوم ایرانی دانستند‬
‫و از وجدان و شرافت دور بودند پیش مجسمه استبداد و ولیعهد وقت‬
‫محمد علی میرزا به رضایت گفتند‪ :‬که کسانی در حقا گرد آمده و بر ضد‬
‫مقام سلطنت مشغول فسادند‪.‬‬
‫سعید پس از کودتای خونین محمد علی شاه به عثمانی هجرت کرده و به‬
‫استانبول رفته و در آنجا با جمعیت اتحاد و ترقی ارتباط برقرار می کندو‬
‫بعد از مدتی با نیروهای خلیل پاشا اجتماعیون – عامیون ایرانیان قفقاز‬
‫و کمیته سوسیال دمکرات ملت روس و کمیته داشناکسیون ارامنه به‬
‫یکدیکر پناهی بزرگ در سعد آباد در برابر ماکوئیان گرد آمده و در روز‬
‫چهار شنبه ‪ 1 6‬صفر ‪ 1 3 2 7‬هـ ‪ .‬ق جنگ بزرگی در میانه رخ داد و پیگر‬
‫سعید سلماس به همراه شش تن دیگر در کنار رود قوتور بر زمین می‬
‫افتد و وی در سن ‪ 2 1‬سالگی در راه آزادی ملت ایران شربت شهادت را‬
‫می نوشد‪.‬‬

‫نتیجه گیری‬
‫در سال ‪ 1285‬هجری شمسی تحولی عظیم رخ داد که منجربه انقلبی‬
‫شد‪،‬بس عمیق و تأثیر گذار‪ .‬در دوران حکومت مستبد قاجار‪ ،‬مردم‬
‫فهمیدند که هیچ بویی از زندگی نبرده اند‪ .‬فهمیدند که همیشه مثل یک‬
‫گوسفند در جلوی سردمداران مستبد راه افتاده اند و هیچ اراده ای از‬
‫خود ندارند‪.‬‬
‫در این حال عده ای از روشنفکران که در خارج تحصیل کرده بودند ‪ ،‬با‬
‫انتشار روزنامه هایی در خارج از کشور شروع به مبارزه کردند‪ .‬برخلف‬
‫پیش بینی ها این حرکت به سرعت در میان مردم جا باز کرد‪.‬‬

‫‪30‬‬

‫از طرفی دیگر روحانیون دنباله رو حرکت شدند و رهبری مردم را به‬
‫اتفاق روشنفکران در دست گرفتند‪ .‬در این میان عواملی چون دخالت‬
‫روس و انگلیس و اتفاقاتی که افتاد در آگاهی و تسریع حرکت مردم‬
‫میّت زیادی داشت‪.‬‬
‫اه ّ‬
‫در میانه ی راه قهرمانان و دلوران ملی چون ستارخان و باقرخان‬
‫(سردار و سالر ملی) به جمع حرکت کنندگان پیوستند و زمینه ی پیروزی‬
‫انقلب را پیش از پیش هموار ساختند‪.‬‬
‫از طرفی نیز پیروزی مشروطیت در عثمانی و وجود قوانین مشروطی‬
‫در اروپا مردم را به تفکر وا داشت تا بیندیشند و عوامل عقب ماندگی‬
‫خود را با عوامل پیشرفت اروپا مقایسه کنند‪.‬در این برهه ی زمانی‬
‫شکست روس از ژاپن و شکست ایران از روس مردم را نسبت به‬
‫درباریان بدبین کرد ‪ ،‬تا جایی که مردم اعتمادشان را به دربار به کلی از‬
‫دست دادند ‪ ،‬از طرفی نیز کارشکنی های درباریان و ظلم و ستمی که‬
‫آنها به مردم روا می داشتند آنها را به ستوه آورد‪.‬‬
‫در این دوران همه ی عوامل دست در دست هم دادند تا این نهضت‬
‫مردمی را به ثمر برسانند و سرانجام کار را به نفع مردم تغییر دهند‪.‬‬
‫سرانجام این نهضت پیروزی اولیه مشروطه طلبان در سال ‪ 1288‬هجری‬
‫جهی به ادامه حرکت و سهلنکاری باز روز از‬
‫شمسی بود‪ ،‬ولی با بی تو ّ‬
‫نو‪،‬روزی از نو تکرار گردید و دوباره استبداد به عرصه ی حکومت‬
‫بازگشت‪.‬‬

‫‪31‬‬

‫منابع و مأخذ‬
‫‪.1‬انقلب مشروطیت ایران‪ -‬دکتر محمد اسمعیل رضوانی‪ -‬انتشارات ابن‬
‫سینا‪ -‬چاپ سوم ‪1352‬‬
‫‪.2‬روابط ایران و انگلیس در قرن ‪ -19‬محمود محمود‪ -‬جلد اول‬
‫‪.3‬تاریخ مشروطه ی ملک زاده‪ -‬جلد ‪6‬‬
‫‪.4‬تاریخ مشروطه ی ایران‪ -‬دکتر نورالله دانشور علوی‬
‫‪.5‬تاریخ مشروطه ایران و جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری‪ -‬دکتر‬
‫نورالله دانشور علوی‬
‫‪.6‬قیام آذربایجان و ستارخان‪ -‬اسماعیل امیر خیزی‬
‫‪.7‬قیام آذربایجان در انقلب مشروطیت‪ -‬مهندس کریم طاهر زاده‬
‫‪.8‬خاطرات و خطرات‪ -‬مخبر السلطنه‪ -‬چاپ تهران ‪1329‬‬
‫‪.9‬تاریخ پیدایش مشروطیت ایران‪ -‬دکتر محمد حسن ادیب هروی‬
‫خراسانی‬
‫‪.10‬تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه‪ -‬عبدالله مستوفی‪ -‬چاپ اول‪-‬‬
‫جلد دوم‬
‫‪.11‬انقلب ایران‪ -‬ادوارد برون انگلیس‪ -‬ترجمه ی احمد پژو‪ -‬چاپ کانون‬
‫‪.12‬ایوان ادیب الممالک فراهانی‪ -‬چاپ وحید دستگردی‬
‫‪.13‬پیدایش مشروطه در ایران‪ -‬مجید یکتائی‪ -‬چاپ اقبال ‪ 2536‬شاهنشاهی‬
‫‪.14‬تاریخ معاصر ایران و جهان‪ -‬سال سوم دبیرستان(رشته ی علوم‬
‫انسانی) چاپ ‪81‬‬
‫‪.‬تاریخ ‪ 18‬ساله ی آذربایجان‪ -‬کسروی‪ -‬چاپ نگاه ‪84‬‬

‫‪15‬‬

‫‪.16‬تاریخ مشروطه ی ایران‪ -‬کسروی‪ -‬چاپ نگاه ‪84‬‬
‫‪.17‬تاریخ امپراطوری عثمانی‪ -‬وین ووسینچ‪ -‬ترجمه سهیل آذری‪ -‬کتاب‬
‫فروشی تهران ‪1368‬‬

‫‪32‬‬

‫‪.18‬تاریخ تمدن غرب و مبانی آن در شرق‪ -‬لیوولف رودلز‪ ،‬جان‬
‫کریستوفر‪ -‬ترجمه پرویز داریوش‪ -‬انتشارات ابن سینا‪ -‬جلد دوم‬

‫‪33‬‬