You are on page 1of 22

‫ابعاد اجتماعی ‪2‬‬

‫جرم ‪ ،‬واحد همسایگی‬


‫بارزترین تهدید عرصه عمومی‬

‫‪‬‬ ‫بارزتری ن تهدی د برای فرهن گ عموم ی نگران ی ها و‬


‫ترس های ناشی از تهدیدات و هرج و مرج های‬
‫روزمره است ‪ .‬ضرب و شتم ‪ ،‬شورش های اتفاقی ‪،‬‬
‫جنایات نفرت انگیز و نظایر این ها ‪ ،‬خطرهای بودن‬
‫در فضای عموم ی و اص ل دسترسی آزاد را کامل‬
‫نابود م ی کنند ‪ .‬مردان و زنان س الخورده که در‬
‫شهرها زندگی می کنند‪ ،‬عموما ترس را به صورت از‬
‫دس ت دادن آرام فض ا و زمان در دسترس شان‬
‫تجربه می کنند ‪ .‬شهرها به اندازه کافی برای مردم‬
‫امن نیستند تا آنها در خلق فرهنگ عمومی مشارکت‬
‫داشت ه باشند ‪ .‬ماحص ل ای ن ام ر وضع مجازات های‬
‫بیشت ر در رابط ه ب ا جرای م شهری و ی ا خصوصی‬
‫امنیت‪ ،‬جرم‪ ،‬رفتارهای غیر مدنی‬

‫‪‬‬
‫امنیت در ارتباط با جرم معنی پیدا می کند ‪ ،‬گرچه‬
‫از آن بسیار متمایز است ‪ .‬جرم با دو واژه مجرم و‬
‫جنایت معنی پیدا می کند ‪ ،‬در حالی که امنیت با دو‬
‫واژه قربانی و ترس از قربانی شدن ارتباط پیدا می‬
‫کند ‪ .‬همچنین می بایست میان رفتارهای غیر مدنی و‬
‫جرم نی ز تفاوت قائ ل ش د؛ چرا ک ه جرم اغلب در‬
‫نتیج ه نق ض قانون اتفاق م ی افت د و میزان توسعه‬
‫یافتگی قانون مدنی در کشور های مختلف می تواند‬
‫‪.‬تعابیر متفاوتی از جرم را بوجود آورد‬
‫‪‬‬
‫بیشتر رفتارهایی که موجب خشم ‪ ،‬ترس و ناراحتی‬
‫خصوصی سازی فضای عمومی‬

‫‪‬‬ ‫در واقع ترس هم به نوعی به خصوصی سازی فضای‬


‫عموم ی منج ر م ی گردد‪ ،‬ام ا ای ن بار فض ا ب ه سود‬
‫جنایتکاران و مجرمان‪ ،‬خصوصی شده است ‪ .‬اجتناب‬
‫از حضور در فضای شهری بدلی ل ترس ‪ ،‬اغلب در‬
‫محی ط های ی ک ه ویژگ ی های کالبدی خاص ی دارند ‪،‬‬
‫رخ می دهند ‪ .‬محیط هایی نظیر کوچه های تاریک ‪،‬‬
‫فضاهای گس ترده بی شک ل و یا عرصه های حضور‬
‫افراد ناباب ‪ .‬ممکن است ارتباطی میان الگوی جرم‬
‫و جنایت و شکل محیطی وجود داشته باشد ‪ .‬بسیاری‬
‫از مردم محیطی را که هیچ گونه آلترناتیو دیگری را‬
‫در اختیارشان قرار نمی دهد دوست ندارند ‪ .‬مانند زیر‬
‫گذرهای پیاده ک ه تنه ا وس یله برای عبور از زیر راه‬
‫دو رویکرد اصلی در جلوگیری از جرم و جنایت‬

‫‪‬‬ ‫اخلق ی _ نظارت ی ‪ :‬که ب ه معن ی کاه ش دادن علقه‬


‫افراد به انجام جرم و جنایت است ‪ ،‬که می تواند از‬
‫طریق آموزش و راهنمایی های اخلقی ‪ ،‬تشویق و‬
‫جریمه و یا توسعه های اقتصادی و اجتماعی صورت‬
‫‪.‬گیرد‬
‫‪‬‬ ‫موقعیتی ‪ -‬مکانی ‪:‬ارتکاب دوباره جرم در مکانی که‬
‫پی ش از آ ن مجرم یکبار مرتک ب جرم شده است‪،‬‬
‫دشوار م ی گردد؛ نتیج ه گرفت ن از تجزی ه و تحلیل‬
‫مجموعه ی حوادثی ک ه موج ب افزایش وقوع جرم‬
‫خاصی می گردد‪ ،‬می تواند با شناختی که از تغییرات‬
‫محیطی و مدیریتی حاصل می شود‪ ،‬از وقوع جرم‬
‫جلوگیری کند ‪ .‬لذا طرفداران ای ن روش معتقد‬
‫جابجایی جرم‬

‫‪‬‬ ‫محدود کردن فرص ت ارتکاب جرم ‪ ،‬ممک ن است‬


‫موجب جابجایی جرم گردد ‪ .‬جابجایی جرم می تواند‬
‫‪ :‬شکل های متفاوتی به خود بگیرد‬
‫‪‬‬ ‫جابجایی جغرافیایی ‪ :‬جرم از یک مکان به مکان دیگر‬
‫‪.‬جابجا می شود‬
‫‪‬‬ ‫جابجایی زمانی ‪ :‬زمان وقوع جرم می تواند به زمان‬
‫‪.‬دیگر جابجا شود‬
‫‪‬‬ ‫جابجای ی هدف ‪ :‬جرم از ی ک هدف ب ه سوی هدف‬
‫‪.‬دیگر جابجا می شود‬
‫جکوبز‬

‫‪‬‬
‫جکوبز اشاره می کند که آرامش محیط شهری ابتدا‬
‫بوسیله پلیس تامین نمی شود ولیکن با حضور پلیس‬
‫ضروری می شود ‪ .‬آرامش محیط شهری در ابتدا به‬
‫وس یله شبک ه ی ناخودآگاه و پیچیده اجتماعی و‬
‫استانداردهای موجود میان مردم حفظ می شود ‪ .‬او‬
‫در مورد خود _ قانونی بودن یک خیابان چنین توضیح‬
‫می دهد ‪ :‬می بایست چشم هایی همواره خیابان را‬
‫بنگرند‪ ،‬چشم ها یی که متعلق به آن هایی هستند که‬
‫ما آ ن ه ا را مالکی ن طبیع ی خیابان م ی نامیم و ‪.. .‬‬
‫پیاده روهای خیابان م ی بایس ت استفاده کننده ی‬
‫نسبتا پیوسته ای داشته باشد‪ ،‬تا بر نگاه های موثر بر‬
‫خیابان افزوده گردد و ب ه مردم ساکن در امتداد‬
‫خیابان‪ ،‬نگریستن کافی به خیابان آموزش داده شود ‪.‬‬
‫نیومن‬

‫‪‬‬ ‫اسکار نیومن برخی از عقاید جاکوبز را توسعه داده‬


‫و بر نظارت فعالنه و تعریف عرصه ها تاکید کرده‬
‫است ‪ .‬بر اساس مطالعه مکان وقوع جرم در پروژه‬
‫های مس کونی نیویورک ‪ ،‬نیومن در کتاب مردم و‬
‫طراح ی در شه ر پ ر خشون ت‪ ،‬نظری ه فضای قابل‬
‫دفاع را شرح می دهد و پیشنهاد تغییر ساختار محیط‬
‫شهری را به گونه ای می دهد که جامعه نه توسط‬
‫پلیس بلکه توسط افرادی که در عرصه هایی خاص‬
‫سهیم اند‪ ،‬تعریف گردد ‪ .‬نیومن سه فاکتور افزایش‬
‫‪ :‬جرم در محله های مسکونی را چنین بر می شمرد‬
‫‪‬‬ ‫بیگانگی ‪ :‬مردم همسایگان شان را نمی شناسند؛‬
‫‪‬‬ ‫عدم وجود نظارت ‪ :‬مکان های وقوع جرم‪ ،‬ارتکاب‬
‫‪CPTED‬‬
‫‪‬‬ ‫این رویکرد که به رویکرد نیومن بسیار نزدیک است ؛‬
‫محیط فیزیکی را به گونه ای سازمان دهی می نماید‬
‫که وقوع جرم و ترس را بوس یله کاه ش حمایت از‬
‫رفتارهای مجرمانه کاهش می دهد ‪ .‬به عبارتی ایجاد‬
‫محی ط ایم ن بوس یله طراح ی ب ا عملکرد پلیس‬
‫مطابق ت داده م ی شود ‪ .‬با بکارگیری سیستمی‬
‫سلسله مراتبی از فضاهای بهم پیوسته و کوچه های‬
‫بن بس ت ک ه در واق ع راه فرار را بر مجرمان می‬
‫بندد ‪ ،‬در عین حال که دسترسی عمومی را ممکن‬
‫می دارد از تمای ل غریب ه ه ا ب ه حضور در فض ا می‬
‫کاهد ‪ .‬به نوع ی مانن د توس عه های دروازه دار عمل‬
‫هیلیر‬

‫‪‬‬ ‫هیلر از رویکردی دفاعی فوق انتقاد می کند ‪ ،‬بدلیل‬


‫این که مانع حرکت طبیعی مردم می شود و برای‬
‫غریبه ها چه صلح آمیز و چه خصم آمیز محدودیت‬
‫دسترسی قائل می شود ‪ .‬هیلر معتقد است حضور‬
‫مردم چ ه غریبه و چ ه آشنا ‪ ،‬احس اس ایمنی را در‬
‫فضای عمومی را ارتقاء داده و وسیله ای است که‬
‫به کمک آن می توان فضا را به صورت طبیعی مورد‬
‫نظارت قرار داد ‪ .‬لذا وی بدنبال خصوصیات شکلی‬
‫فضا است که حضور مردم را و به تبع آن احساس‬
‫امنیت را افزایش می دهد ‪ .‬تحقیقات نشان می دهد‬
‫خصوصی سازی فضای عمومی‬

‫‪‬‬
‫بلی ک ل ی و س یندر در کتاب شان به نام آمریکای‬
‫مسلح بیان می کنند که مردم چگونه سعی می کنند‪،‬‬
‫همسایگان مشابه خود بیابند تا امنیت خود را حفظ‬
‫کنند ؛ در غیر این صورت از دیوارها و دروازه های‬
‫کنترل شده اس تفاده م ی کنند ‪ .‬همین شیوه برای‬
‫فضاهای عمومی روی میدهد تا هر کسی نتواند به‬
‫خیابان ‪ ،‬پارک ‪ ،‬نشیم ن گاه های عمومی راه یابد ‪.‬‬
‫چرا ک ه در ای ن ص ورت بای د ای ن فضاه ا را ب ا سایر‬
‫شهروندان تقس یم کنند ‪ .‬بدین منوال بجای فضای‬
‫عموم ی ‪ ،‬فضای نیم ه عموم ی یا کلوپ های‬
‫خصوصی شکل می گیرند که تنها اعضا می توانند با‬
‫پرداخ ت مبلغ ی بدان راه پیدا کنند ‪ .‬مزایای امنیت‬
‫حاصل از بکارگیری دروازه ها به قیمت کسانی که‬
‫& ‪COMMUNITY‬‬
‫‪NEIGHBOURHOOD‬‬
‫‪‬‬ ‫اساس طرح واحد همسایگی در طرح های مطلوب‬
‫گذشته است که مهم ترین آن ها مربوط می شود به‬
‫کلرن س پری ک ه ط ی ده ه ی ‪ 1920‬در آمریک ا شکل‬
‫داده شد‪ .‬به عنوان روشی که به صورت سیستماتیک‬
‫نواحی شهری را سازمان دهی می کند و توسعه می‬
‫دهد‪ .‬طرح از طریق طراحی کالبدی تعریف می شود‬
‫ولیک ن اهداف اجتماع ی مشخص ی مانن د تعامل‬
‫همس ایگان ‪ ،‬خل ق باهمس تان ‪ ،‬هوی ت محله ای و‬
‫‪.‬تعادل اجتماعی را دنبال می کند‬
‫‪‬‬ ‫در انگیس ‪ ،‬نسل جدید شهرها بر مبنای نظریه پری‬
‫کلرنس پری‬

‫‪‬‬ ‫پری پیشنهاد میده د ک ه ه ر واح د همس ایگی می‬


‫‪:‬بایست ‪ 4‬عنصر اصلی را شامل باشد‬

‫مدرسه ابتدایی ‪ .2‬پارک کوچک و زمین بازی‪1.‬‬


‫‪ .3‬مغازه های کوچک و ‪ .4‬شکل دهی ساختمان‬
‫ها و خیابان ه ا ب ه گون ه ای ک ه اجازه دهد‬
‫دسترسی به کلیه تسهیلت محله به سادگی و‬
‫‪.‬پیاده امکان پذیر گردد‬

‫ویژگی کالبدی نیز مورد نظر قرار گرفته است‪6 .1 :‬‬


‫اندازه جمعیت ‪ :‬به مقداری که از یک مدرسه ی‬

‫ابتدایی حمایت کند‪ .2 .‬مرزها‪ :‬راههای شریانی‬

‫عبوری ک ه ب ه درون محل ه نفوذ نمی کنند‪.3.‬‬


‫فضای باز ‪ .4‬فضای نهادی در مرکزیت محله که‬
‫زوال تفکر پری‬

‫‪‬‬ ‫ایده ی پری ب ه تدری ج در ده ه ‪ 50‬اهمیت خود را از‬


‫دس ت داد ‪ ،‬زمان ی ک ه طرح های جدی د ب ا ویژگی‬
‫شهری بیشتری برای مثال با تراکم بیشتر و مرکزیت‬
‫قویتر شکل گرفت‪ .‬مانند کامبرنالد‪ .‬بنابراین شهرهای‬
‫جدید به صورت محدودی از مفهوم واحد همسایگی‬
‫اس تفاده کردند‪ .‬برای مثال در میلتون کین ز راهها‬
‫مس احتی در حدود ‪ 1‬کیلومت ر مرب ع را محدود می‬
‫کردند که هر محدوده دهکده ای را در بر می گرفت‬
‫بدون این که مرکزیت مدرسه ‪ ،‬هویت آن را تعریف‬
‫‪:‬سه هدف به هم مرتبط در خلق واحد همسایگی نقش دارد‬

‫‪‬‬ ‫‪1.‬‬ ‫واح د همس ایگی ب ه عنوان عام ل هوی ت بخش‬


‫تعریف می شود و در شکل دهی یا ارتقا حس مکان‬
‫نق ش دارد‪ .‬در حال ی ک ه ممک ن اس ت ویژگی های‬
‫کالبدی ی ا اجتماع ی – فرهنگ ی شک ل دهنده ی این‬
‫‪ .‬هویت باشد‬
‫‪‬‬ ‫واحد همسایگی یک شیوه ی عملی – تجربی برای ‪2.‬‬
‫برنامه ریزی سطوح شهری است ‪ (.‬با یا بدون اهداف‬
‫اجتماعی )‪ .‬کوشش می شود تا به جای توسعه های‬
‫منف ک و ت ک عملکردی ب ه س وی نواح ی متعادل به‬
‫لحاظ توزی ع فضای ی عملکرده ا با اختلط عملکردی‬
‫دس ت یابند‪ .‬افزای ش رویکردهای توسعه ی پایدار بر‬
‫رون ق و تدقی ق موضوع تاثی ر گذاشت ه و منج ر به‬
‫گونه واحد همسایگی ‪5‬‬
‫‪‬‬ ‫بلزر ‪ 5‬گونه واحد همسایگی تعریف می کند ‪ ،‬گرچه‬
‫فقط نوع پنجمی است که ویژگی های یک باهمستان‬
‫‪:‬را دارد‬
‫‪‬‬ ‫‪1.‬‬‫واح د همس ایگی اختیاری‪ :‬جای ی ک ه تنها اشتراک‬
‫‪.‬افراد در نزدیکی فضایی آن ها تعریف می شود‬
‫‪‬‬ ‫‪2.‬‬
‫واح د همس ایگی بوم شناس انه ی ا واح د همسایگی‬
‫‪.‬انسان شناسانه ‪ :‬با اشتراکات محیطی و هویتی‬
‫‪‬‬ ‫‪3.‬‬‫واحد همسایگی همگن ‪ :‬که ساکنین آن گروه های‬
‫‪.‬خاص اجتماعی ‪ ،‬اقتصادی یا قومی هستند‬
‫نوشهرگرایی‬

‫‪‬‬ ‫در حالی که همه ی گروه ها تلش می کنند تا با‬


‫طراحی واحد همسایگی بهتر به باهمستان دست‬
‫پیدا کنند‪ .‬برخ ی از جمل ه نوشهرگرایان مدعی‬
‫هستند که با بکارگیری استراتژی هایی می توان‬
‫‪.‬احساس باهمستان را به وجود آورد‬
‫‪‬‬ ‫نواحی ‪1.‬‬‫فشردگی ‪ ،‬پیاده مدار ‪ ،‬کاربری مختلط و‬
‫قابل بارز و مشخصی که شهروندان را تشویق به‬
‫‪ .‬نگهداری از آن ها کند‬
‫‪2.‬‬ ‫قرارگیری فضاهای مورد نیاز روزمره در‬
‫فاصله مناسب پیاده روی تا وابستگی به ماشین‬
‫‪.‬کاهش یابد‬
‫‪3.‬‬‫تراک م مناس ب س اختمان ه ا قرار گرفته در‬
‫فاصله مناسب از ایستگاه اتوبوس ‪ ،‬کمک می‬
‫کند تا حمل و نقل عمومی به عنوان آلترناتیو‬
‫‪.‬کارا برای ماشین عمل کند‬
‫‪4.‬‬ ‫به م پیوس تگی راهه ا ک ه تشویق کننده پیاده‬
‫دیدگاه ها در رابطه با باهمستان‬

‫‪‬‬ ‫تال ن پیشنهاد م ی ده د ب ا اعمال س یاست هایی در‬


‫طراحی می توان ارتباط چشمی و بصری را افزایش‬
‫داد که خود منجر به کسترش روابط اجتماعی می‬
‫گردد‪ .‬گرچ ه برای شک ل گیری رواب ط گس ترده تر‬
‫‪.‬مردم با مشترکاتی داشته باشند‬
‫‪‬‬ ‫گانز می گوید‪ :‬گرچه نزدیکی فضایی می تواند آغازگر‬
‫رواب ط اجتماع ی باش د ول ی برای دوس تی نیاز به‬
‫‪.‬همگنی اجتماعی است‬
‫‪‬‬ ‫مطالعات امروز تاکید بر کاربری مختلط دارد‪ .‬زیرا از‬
‫پایداری محیط ی و اجتماع ی حمای ت م ی کند‪ .‬کریر‬
‫مفاهیم اصلی در رابطه واحد همسایگی‬

‫‪ :‬اندازه‬
‫بحثهای زیادی در رابطه با اندازه مناسب وجود دارد ‪‬‬

‫که عمدت ا تح ت عناوی ن‪ :‬جمعیت مورد نیاز برای‬


‫کارایی یک مدرسه ‪ ،‬مساحت و فاصله مناسب برای‬
‫پیاده روی ‪ ،‬یا ترکیبی از هر دو که به صورت ویژگی‬
‫های مثبت در شهرهای کوچک یا روستاها یافت می‬
‫‪ .‬شود‬
‫جکوبز آستانه ی جمعیتی ‪ 10‬هزار نفر را رد می کند و ‪‬‬

‫معتق د اس ت ای ن جمعی ت در ی ک شه ر بزرگ فاقد‬


‫تماس کافی برای شکل گیری روابط اجتماعی است‬
‫که در یک شهر کوچک ممکن است‪ .‬او می گوید سه‬
‫نوع واح د همس ایگی معن ا دارد‪ .1 :‬شه ر ب ه تمامی ‪.2‬‬
‫مرزها‬
‫ایده ی دیگر مربوط به مرزهای مشخصی است که ‪‬‬

‫در اطراف ه ر محل ه محدوده ی آ ن و هویتش را‬


‫تعری ف م ی کند‪ .‬گرچ ه جکوب ز معتق د اس ت بهترین‬
‫واحدهای همس ایگی هی چ آغاز و پایان مشخصی‬
‫ندارند و مرزهای همپوشان و متداخل بیشترین سهم‬
‫‪.‬را در موفقیتشان دارند‬
‫کریس توفر الکس اندر در مقال ه ی شه ر ی ک درخت ‪‬‬

‫نیس ت‪ ،‬تعری ف واح د همس ایگی ب ه عنوان واحد‬


‫مشخص و مجزایی درون شهر را نقد می کند‪ .‬بحث‬
‫وی متمرکز است بر ویژگی درخت و ساختار نیمه‬
‫شبک ه ای ک ه در آ ن چندی ن زی ر س یستم ب ا یکدیگر‬
‫ارتباط اجتماعی و معنی‬
‫ایده ی خودکف ا بودن واح د همس ایگی نی ز ب ه دلیل ‪‬‬

‫وابستگی بسیار زیاد به ماشین مورد نقد قرار گرفته‬


‫است‪ .‬در جوامع امروز نمی توان انتظار داشت که‬
‫محل خرید ‪ ،‬کار و ‪ ...‬وابسته به محدوده ای خاص و‬
‫‪.‬جغرافیایی باشد‬
‫اختلط اجتماعی و باهمستان متعادل‬
‫در حال ی ک ه تلش عموم ی مهندس ی اجتماعی ‪‬‬
‫متمرک ز اس ت بر شک ل ده ی واح د همسایگی‬
‫متعادل ‪ ،‬ولیک ن اختلط اجتماع ی هرگ ز ب ه صورت‬
‫معمول مطلوب نبوده اس ت ‪ .‬هر دو نظریه‬
‫نوشهرگرای ی و دهکده ی شهری از این اختلط‬
‫‪:‬حمایت کرده و مزایای آن را لیست کرده اند‬
‫تقاضای متعادل برای خدمات شهری ‪1.‬‬
‫امکان شکل دهی به محله ای برای تمام عمر ‪2.‬‬
‫محله ای منعطف تر و سرزنده تر ‪3.‬‬