ازدواج وتشکیل خانواده
درنظام اسالمی ازدواج بواسطه نکاح
صورت میگیرد؛ بنا ًء نکات چند را درمورد
مسایل اساسی ومهم نکاح به بحث
میگیریم.
نكاح
تعريف نكاح :نکاح درلغت بمعنی ضم یک
جاشدن را گویند
ودراصطالح نكاح به عقدى گفته مىشود كه
میان زن و مرد برقرار مىشود كه براى هر يك
از طرفین ،استفاده جنسى را از يكديگر حالل
مىگرداند
داليل مشروعیت نکاح
مشروعیت نکاح به کتاب هللا(قرآنکریم) ،سنت رسول هللا صلی
هللا علیه وسلم ،اجماع ومعقول ثابت شده است.
1ـ کتاب هللا(قرآنکریم)
م أََّلا هللا جل جالله درآیات متعدد قرآنکریم فرموده است(وَإِ ْن ِ
خ ْف ُت ْ
حوا مَا طَابَ لَ ُكم()...النساء /3).و اگر
َى َفانكِ ُمَا
ت َ ی ال س ُ
طوا فِي ْ ِ ْ
ق ُت
ٰ
ترسیديد كه درباره يتیمان نتوانید دادگري كنید با زنان ديگري كه
براي شما حاللند و دوست داريد ازدواج كنید.
2ـ سنت رسول هللا صلی هللا علیه وسلم
مشروعیت نکاح دراحادیث متعدد رسول هللا صلی هللا علیه وسلم ثابت شده
است؛ چنانچه فرموده است(عن عبدهللا بن مسعود رضی هللا عنه قال :قال
ك ُ
م م ْن ُ
ع ِاس َتطَا َن ْ م ِب َ َّ
الشبَا ِ ش َر م ْع َروسول هللا صلی هللا علیه وسلم يَا َ
علَ ْی ِ
ه ف َع َط ْ
س َت ِ ن لَ ْ
م يَ ْ م ْ ف ْرجِ َ
و َ ن لِ ْل َ
ص ُح َوأَ ْ
ر َ ض لِ ْلبَ َ
ص ِ ه أَ َ
غ ُّ ف ِإنَّ ُ
ج َ ف ْلیَ َت َز َّ
و ْ ْ
البَا َء َة َ
جاء)(20ج3ص.)34 و َ ه ِ ه لَ ُ ف ِإنَّ ُ
م َ َّ
الص ْو ِ بِ
ای جوانان هریک ازشما که می تواند که مصارف زندگی زنا شوی را تامین کند،
ازدواج نماید زیرا ازدواج بسیارپوشاننده برای چشمان وحسن برای پاک دامنی
است وهریک ازشما که نمی تواند باید روزه بگیرد زیرا روزه باعث مصئونیت
وحفاظت است
3ـ اجماع
تمام امت اسالمی به مشروعیت نکاح اتفاق نظردارند
4ـ معقول
حفظ کلیات پنچگانه(حفظ دین ،حفظ نفس ،حفظ عقل ،جفظ
مال ،حفظ نسل(نسب عرض) ،درهمه شرائع آسمانی
واجب شرعی بوده وحفظ نسب ازجمله آنهامی باشد پس
چاره جزازعدم خلط شدن انساب نمی باشد وعدم اختالط
انساب بدون ازدواج(نکاح) ممکن نیست.
حكم نکاح
از نظر فقها موضوع نکاح مشمول احكام پنجگانه (فرض،واجب ،حرام،
مكروه ،مندوب) ميشود.
1ـ نکاح كه حكم فرض دارد:
نکاح فرض می گردد درصورتی که درشخص شروط ذیل موجودگردد
:1توان مندی مالی برای ازدواج مثل نفقه ،ومهررا داشته باشد.
:2اعتمادکامل باالی نفس خویش درعدم خوف ظلم ،اقامه عدل واداء واجبات.
:3متیقن باشددروقوع زنااگرازدواج نکندو به روزه گرفتن نیزتوانمندی نداشته
باشد.
2ـ نکاحی که حکم واجب دارد
: ۱توان مندی مالی ازدواج مثل نفقه ،مسکن ومهررا داشته
باشد.
: ۲اقامه عدل بازوجه خویش وعدم خوف ظلم برآن.
: ۳به گمان غالب درزنا واقع می شود اگرنکاح نکند یعنی
خوف داشته باشد ازوقوع درزنا.
3ـ نکاحی که حکم آن حرام است
: ۱قادربه نفقه زوجه نباشد.
: ۲هرگاه كسی مطمئن باشد كه در صورت نکاح كردن نميتواند حقوق
همسرش را مراعات نماید و توانائي تأمین مخارج زندگیش را ندارد،
ازدواج او حرام است.
زیرا ضرر و زیان رسانیدن به دیگران حرام است و هر كاري هم كه
منجر به زیان دیگران شود نیز حرام است
4ـ ازدواج که حکم مکروه دارد
: ۱شخص درحالت اعتدال مزاجی نباشد.
: ۲مال الزم برای تکالیف و مصارف ازدواج نداشته باشد.
: ۳خوف داشته باشد ازوقوع درظلم باالی زوجه اش
اگرازدواج نماید.
5ـ ازدواج که حکم مندوب دارد
حکم ازدواج مندوب میگردد درصورتیکه درشخص مکلف شروط
ذیل موجودگردد:
الف :قادربه تکالیف ومصرف مالی ازدواج باشد
ب :خوف نداشته باشدازوقوع درزنا اگر عزوبت(مجردی) اش
دوام دارشود.
ج :خوف نداشته ازسوء اخالق وظلم درمقابل زوجه اش
اگرازدواج نماید.
حكمت و فلسفه نكاح
1ـ نكاح مشروع گردیده برای آبادی وترقی دنیا زیرا وقتی که
انسان درحیز وجود بروزکرد وهللا جل جالله برای انسان ،آفتاب،
مهتاب ،زمین ،حیوانات ،نباتات ،مایعات ،جامدات ودیگرهمه
اشیاء را مسخرنمود وانسان ازاشیای مذکوراستفاده نمود دنیا
تعمیرشده وترقی نمود واین تمدن ترقی صورت نمی گیرد مگربه
عنصربشری که به اساس مشروع به میان آمده باشد.
-2ادامه و ابقاء نسل بشر بوسیله نكاح و زاد و ولد.
3ـ نکاح باعث راحت نفس ،روح ،استقرار ،تسکین واشباع غرایز نفسانی ازطریق
مشروع.
4ـ نکاح وسیله محافظت نسب است
5ـ نکاح وسیله نگاه داشتن جامعه ازانحرافات اخالقی است.
6ـ نکاح وسیله نگاه داشتن ازامراض است بخصوص مرض مهلک ایذ
7ـ نکاح ویاازدواج ساختاریک جامعه کوچک وبعدا ً ساختاریک جامعه بزرگ است
8ـ نکاح یاازدواج رازمحبت وعطوفت دربین زوجین بوده وبعدا ً دراوالد نیزمی باشد
اركان نكاح
براى صحت نكاح وجود ركن نكاح َّلزم وضروري است.
تعريف رکن :رکن درلغت طرف قوی را گویند ودراصطالح عبارت ازآن چیزی
که وجود شی به آن موقوف باشد ویا یک جزشی باشد مانند رکوع
سجده درنمازویا ورق درکتاب.
اركان نكاح عبارت ازایجاب وقبول است
تعریف ایجاب :ایجاب لفظی را گفته می شود که اوَّل ً ازیکی ازمتعاقدین
صادرگردد تعریف قبول :قبول لفظی را گفته می شود که ثانیاً ازیکی
ازمتعاقدین صادرمی گردد.
شرايط نكاح
تعريف شرط :شرط درلغت به معنای عالمه (نشانه) است مثل اشراط
الساعة(عالیم قیامت)
شرط دراصطالح عبارت ازآن چیزی که وجود شی به آن موقوف باشد وجزیک شی
نمی باشد مانندوضوء برای نماز و کاتب برای کتاب.
1ـ شروط انعقادنکاح :عبارت ازشروط است که وجود آن درعقد نکاح َّلزم می
باشد
1ـ عاقدین(ناکح ومنکوحه).
2ـ معقودعلیه (زن منکوحه).
3ـ صیغه عقد(ایجاب وقبول).
2ـ شروط صحت نکاح
: ۱محل حالل فرعی نباشد ،زن محل برای ازدواج به نسبت عاقد معین که
می خواهدهمرایش ازدواج نماید باشد وزن حرام باَّلی مرد به تحریم مؤقتی
یاتحریم که درآن شبهه باشد نباشد مثل ازدواج متعده طالق بائن...
: ۲حضور شاهدین است
صفات وشرایط شاهدان:
1اسالم 2بالغ 3عاقل 4آزاد 5دومردویایک مرد دوزن ۶عادل.
: ۳صیغه ایجاب وقبول باید مؤبده باشد نه مؤقت
3ـ شروط نفاذ نکاح.
:۱هریک اززوجین باید دارای اهلیت کامل(عاقل ،بالغ ،حریت)
:۲اگرعقد ازدواج را غیراززوجین انجام دهد پس برای نفاذ نکاح
این شرط است که بایدهریک ازعاقدین سلطه وصالحیت
شرعی درانجام عقد ازدواج داشته باشدکه ولی یاوکیل درازدواج
باشد.
4ـ شروط لزوم نکاح.
معنای لزوم عقد ازدواج که حق فسخ بعد ازتمام شدن عقد برای هریک اززوجین نباشد.
:۱هرگاه زوج دارای اهلیت کامل عقد ازدواج راخودش ویاوکیل اش انجام نمود عقد الزم است.
:۲هرگاه زوج دارای اهلیت کامل عقد ازدواج راخودش ویاوکیل اش انجام نمود وزوجه ولی
عاصب نداشت پس عقد الزم است.
:۳اگرهریک اززوجین ویا هردوشان فاقد اهلیت ویاناقص اهلیت باشد وعقد ازدواج شان را
شخص انجام نماید که والیت باالی ازدواج داشته باشد پس عقد الزم است.
:۴عقد مشتمل بربازی دادن زن درمورد سیال بودن(کف) زوج همرای زن نباشد
وَّلیت درازدواج
درموردوالیت درازدواج فقها دیدگاه متفاوت دارند
۱فقهای احناف میفرمایند :زن آزاد ومکلف می تواند بدون
رضایت ولی ازدواج نماید
۲جمهور فقها می فرمایند :نکاح بدون ولی صحیح نیست وزن
نمی تواند متولی امرنکاح خود وغیرشود.