‫با پایان دور ٔه س��وم مس��ابق ٔه خوانندگی آکادمی گوگوش این سوال اذهان را به خود مشغول داشته که چرا‬

‫یک خوانند ٔه محجبه رای باالی متاش��اگران یک ش��بک ٔه ماهواره‌ای فارسی زبان را جلب کرده و در مسابقه تا‬
‫انتها باقی مانده است؟ مگر مخاطبان این برنامه اکرثا دخرتانی نیستند که می‌خواهند در دنیای آزاد بیکینی‬
‫و مینی ژوپ و تاپ (پیرهن‌هایی بدون آستین و باالتنه) بپوشند و مانتو‌ها و مقتنعه‌ها و چادرهای سیاه را‬
‫به دور بریزند؟ آیا این مقبولیت ناش��ی از صدای خوب وی اس��ت‪ ،‬یا جنجال‌هایی که پیرامونش شکل گرفته‬
‫است؟ یا شاید این برنامه است که توانسته افراد مذهبی را در داخل و خارج تا آن حد به خود جلب کند که‬
‫مذهبی‌ها با رای خود ارمیا را در میدان نگاه داشته باشند؟ آیا برگزار کنندگان مسابقه می‌خواهند وی را در‬
‫برنامه نگاه دارند تا با اتکا بر مس��اله دار بودن بس��یاری از افراد نسل جوان با حجاب اجباری یا ناهمخوانی‬
‫حجاب‪/‬آوازخوانی بر تعداد متاشاگرانشان افزوده شود (نظری ٔه توطئه)؟‬
‫‪18‬‬

‫شامره چهارم‪ ،‬فروردین ‪۱۳۹۲‬‬

‫پدید ٔه اجتامعی ارمیا‬
‫اینکه یک هرنجوی محجب ٔه ایرانی‪ -‬آملانی به ستار ٔه‬
‫یکی از ش��بکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان (تحت‬
‫پارازیت حکومتی که حج��اب اجباری از بنیادهای‬
‫آن اس��ت) تبدیل ش��ود پدید ٔه نوظهوری است که‬
‫به خرب س��ازی و عامه پسند ش��دن برنام ٔه آکادمی‬
‫گوگ��وش ی��اری کرده اس��ت‪ .‬بی‌حجاب��ی و خوش‬
‫پوش��ی مجریان‪ ،‬س��تارگان و چهره‌های شاخص زن‬
‫در تلویزیون‌های ماهواره‌ای فارس��ی زبان (غیر از‬
‫چند زن فعال سیاس��ی اصالح طل��ب و مهاجر که‬
‫گهگاه در ش��بکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای ظاهر‬
‫می‌ش��وند) در دو ده ٔه گذش��ته همیش��ه یکی از‬
‫وج��وه متایز ج��دی آن‌ها با ش��بکه‌های تلویزیونی‬
‫دولتی جمهوری اسالمی بوده است‪.‬‬
‫پدید ٔه ارمیا باالخص در برنامه‌ای که از اس��اس در‬
‫تقابل با فرهنگ رس��می جمهوری اسالمی است با‬
‫ای��ن وجه متایز بازی می‌کن��د‪ .‬ارمیا نه تنها محجبه‬
‫اس��ت بلکه م��ردان نامحرم را بغل نی��ز منی‌کند یا‬
‫دس��ت منی‌دهد ام��ا در برابر میلیون‌ه��ا نفر آواز‬
‫می‌خوان��د‪ .‬این امر گرچه در س��اختار حقوقی یک‬
‫جامع ٔه آزاد حق اوست اما چنین رفتاری در ساختار‬
‫ذهنی اک�ثر بینندگان برنام��ه در داخل و منتقدان‬
‫جمهوری اس�لامی در خ��ارج و نیز س��بک زندگی‬
‫رسمی در داخل کشور سازگار منی‌مناید‪.‬‬
‫بیش از پنج دهه‌ است که روحانیت و روشنفکران‬
‫دینی از جامعه خواس��ته‌اند با دستورات رشیعت‪،‬‬
‫گزینش��ی رفتار نکنن��د و اکنون س��تاره‌ای بر روی‬
‫صحنه اس��ت که چنین می‌کن��د‪ .‬در حالی که رفتار‬
‫گزینش��ی با رشیعت علی رغم گس�تردگی این امر‬
‫در جامعه به یک گفت�مان غالب در میان ایرانیان‬
‫تبدیل نشده است‪ .‬همین موضوع بینندگان برنامه‬
‫را تش��ویق می‌کند که برنامه را تا به انت‌ها دنبال‬
‫کنن��د و ببینند در‌‌‌نهایت آیا به دلیل محجبه بودن‬
‫تبعیض مثبت یا منفی به نفع ارمیا صورت می‌گیرد‬
‫ی��ا خیر و آیا بینندگان ب��ه دلیل محجبه بودن ارمیا‬
‫او را علی رغم اجراهای خوب حذف می‌کنند یا نه‪.‬‬
‫پدید ٔه حجاب ارمیا وقت��ی به عرص ٔه عمومی وارد‬
‫می‌ش��ود بس��یار ش��بیه به مس��ئل ٔه همجنسگرایی‬

‫برخ��ی خوانن��دگان در برنام ٔه «بت��وار ٔه امریکایی»‬
‫(برنام��ه‌ای ک��ه آکادم��ی گوگ��وش ت�لاش می‌کند‬
‫نس��خ ٔه ایرانی آن باشد) اس��ت‪« .‬بتوار ٔه امریکایی»‬
‫برنام��ه‌ای با ده‌ها میلیون بینن��ده و مخاطبانی که‬
‫بیشرت خانواده‌ها هس��تند همیشه از معرفی شدن‬
‫گرایش جنس��یتی مسابقه دهندگان ابا داشته است‬
‫(به دالیل حرفه‌ای) اما این امر مانع از ش��ایعات یا‬
‫جلب و دفع آرا بواس��ط ٔه گرایش جنسی هرنجویان‬
‫نش��ده است‪ .‬جالب است که ش��ایعات مربوط به‬
‫همجنس��گرا بودن امیر حسین یکی دیگر از رشکت‬
‫کنندگان برنام��ه و کارزاره��ای اینرتنتی حامیت یا‬
‫طرد وی بسیار شبیه به همین موضوع در مسابق ٔه‬
‫«بتوار ٔه امریکایی» بوده است‪.‬‬
‫همجنسگرا هراسی و زن ستیزی معموال دست در‬
‫دس��ت در عرص ٔه عمومی جوامع ظاهر می‌شوند با‬
‫این تفاوت که در برخی جوامع امکان مقابل ٔه قانونی‬
‫و نظ��ری با آن‌ه��ا وج��ود دارد و در برخی جوامع‬
‫چنین نیست‪ .‬گام گذاشنت در مرزهای دوگانگی‌های‬
‫مردانگی و زنانگی هامنند گام گذاشنت در مرزهای‬
‫دوگانگی‌های ایدئولوژیک عرفگرایی و اسالمگرایی‬

‫ارمیا‌ها را باید در شوی «رنگارنگ» یا‬
‫به عنوان یکی از خربخوانان تلویزیون‬
‫دولتی یا مهامندار هواپیام یا وزیر‬
‫دهه پنجاه می‌داشتیم تا‬
‫و وکیل در ٔ‬
‫همه‬
‫مذهبی‌های ایدئولوژیک یک باره ٔ‬
‫بی‌حجابان را از تلویزیون دولتی و‬
‫دستگاه‌های دولتی بیرون نریزند‬

‫به جذابی��ت برنامه‌های تلویزیونی و س��ینامیی و‬
‫دیگر آثار ادبی و هرنی یاری رسانده است‪.‬‬
‫حجاب سنتی‪ ،‬حجاب غیرتی یا حجاب دولتی؟‬
‫این پرسش از آغاز برای بینندگان آکادمی گوگوش‬
‫مط��رح بود ک��ه آیا حجاب و نامح��رم گریزی ارمیا‬
‫هامنن��د حج��اب و نامحرم گریزی م��ادران و مادر‬
‫شامره چهارم‪ ،‬فروردین ‪۱۳۹۲‬‬

‫‪19‬‬

‫بزرگ‌ه��ای برخ��ی از ما حج��اب و نامحرم گریزی‬
‫سنتی است یا شبیه بسیاری از دخرتان ازدواج کرده‬
‫با مردان اقتدارگرای س��نتی‪ /‬مکتب��ی (با «غیرت»)‬
‫از فش��ار شوهر نشات می‌گیرد یا حجاب و نامحرم‬
‫گریزی ایدئولوژیک تحمیل ش��ده از س��وی دولت‬
‫جمهوری اس�لامی با تنبیه��ات خیابانی یا امتیازات‬
‫و رانت‌های دولتی است (در خارج کشور تنبیهات‬
‫خیابانی نیست اما رانت‌های دولتی هست)‪.‬‬
‫آن‌ها که این پرس��ش را جدی گرفتند تالش کردند‬
‫در زندگ��ی ارمیا در دنیای مج��ازی و واقعی کند و‬
‫کاو کنند ت��ا ببینند آیا وی از ی��ک خانواد ٔه اصالح‬
‫طلب مذهبی‪ ،‬مجاهدین خلق یا وابست ٔه اقتصادی‬
‫دول��ت احمدی‌نژاد در خارج اس��ت (س��ه گروهی‬
‫که ب��ا انگیزه‌ه��ای اس�لامگرایانه یا وامن��ود کردن‬
‫به اس�لامگرایی هنوز س��بک زندگ��ی حکومتی در‬
‫جمهوری اس�لامی یا رشیعت ایدئولوژیک شده را‬
‫رعای��ت می‌کنند) یا نه‪ .‬اما احتامل دیگر آن اس��ت‬
‫که حجاب یک زن هامنند بی‌حجابی وی یا انتخاب‬
‫نوع لباس وی مبتنی بر یک انتخاب ش��خصی باشد‬
‫و ن��ه یک همراهی ایدئولوژی��ک یا تبعیت از یک‬
‫س��نت یا مرد خانواده‪ .‬مش��کل اینجاس��ت که در‬
‫غیاب قدرت انتخ��اب فردی و تضمین رشایط برای‬
‫آزادی‌های فردی منی‌ت��وان دقیقا حجاب و نامحرم‬
‫گری��زی اف��راد را حت��ی در جوام��ع آزاد حجاب و‬
‫نامحرم گریزی اختیاری دانست چون در این جوامع‬
‫نیز ممکن اس��ت فشار خانواده بر زنان (دخرتان و‬
‫همرسان) وجود داشته باشد‪.‬‬
‫چرا این همه رس و صدا؟‬
‫رس و صدای حضور یک دخرت محجبه در مسابق ٔه‬
‫خوانندگی (درس��ت هامنند برهنگی دخرت دیگری‬
‫در براب��ر دوربین) تنها در جوامع و گروه‌هایی اوج‬
‫می‌گی��رد که درص��د قابل توجه��ی از آن‌ها عادت‬
‫داشته یا دارند‬
‫‪ )۱‬مدام دیگران را مورد داوری اخالقی و ارزش��ی‬
‫قرار دهند‪ ،‬حتی در مورد اموری که رضری به کسی‬
‫منی‌زنند یا حقی از کسی ضایع منی‌کنند؛‬
‫‪ )۲‬ب��دن و لب��اس زن را (هر چه باش��د‪ ،‬از عریان‬
‫‪20‬‬

‫شامره چهارم‪ ،‬فروردین ‪۱۳۹۲‬‬

‫تا کامال پوش��یده‪ ،‬از عرض ٔه آن ب��ر روی اتومبیل تا‬
‫جلس�� ٔه خواس��تگاری‪ ،‬و از برقع و مانتو و چادر تا‬
‫بیکینی و مینی ژوپ و تاپ) نه متعلق به خود وی‬
‫بلکه کاالیی اجتامعی در بازار سیاست و اقتصاد و‬
‫مذهب تلقی کنند؛ و‬
‫‪ )۳‬شکلی از منودهای بدن و لباس زن (مثل چادر‬
‫سیاه یا مقتنعه تیره رنگ) را به مناد سلطه و رسکوب‬
‫یا اشکال دیگری (مثل مینی ژوپ یا تاپ) را به مناد‬
‫تحقیر و تخفیف (جهت فحاش��ی و توهین) تبدیل‬

‫کنند‪.‬‬
‫تاخیر فرهنگی‬
‫پدید ٔه ارمیا ب��ا چند دهه تاخیر به عرص ٔه فرهنگ‬
‫و ه�نر ایرانی پا گذاش��ته اس��ت‪ .‬اگ��ر ارمیا‌ها در‬
‫موسیقی و س��ینام و تلویزیون ایران بدون فشار از‬
‫باال و تبعیض س��تاره می‌ش��دند (نه در نقش کسی‬
‫دیگ��ر بلکه در زندگی واقعی) ش��اید این ش��کاف‬

‫پر ناش��دنی با حجاب‪/‬بی حجاب و ده‌ها ش��کاف‬
‫فرهنگ��ی و اجتامع��ی دیگر در دهه‌های س��ی تا‬
‫پنجاه خورشیدی ایران و بعد از آن با احرتام به حق‬
‫پوش��ش (بدون انگیزه یابی) و دیگر حقوق بنیادی‬
‫آدمیان اندکی التیام می‌یافت‪.‬‬
‫ارمیا‌ه��ا را باید در ش��وی «رنگارنگ» یا به عنوان‬
‫یکی از خربخوان��ان تلویزیون دولت��ی یا مهامندار‬
‫هواپیام یا وزیر و وکیل در ده ٔه پنجاه می‌داشتیم تا‬
‫مذهبی‌های ایدئولوژیک یک باره هم ٔه بی‌حجابان‬

‫را از تلویزیون دولتی و دس��تگاه‌های دولتی بیرون‬
‫نریزن��د و به انتخ��اب مجری یا مهامن��دار یا وزیر‬
‫و وکی��ل در با حجاب یا بی‌حج��اب بودنش احرتام‬
‫بگذارن��د‪ .‬اتفاقا آکادم��ی گوگوش ب��ه عنوان یک‬
‫برنام ٔه عامه پسند نقط ٔه رشوع خوبی برای تصحیح‬
‫آن اشتباه تاریخی است‪ .‬حضور زنان محجب ٔه اصالح‬
‫طلب یا مجاهدین خلق که به انتخاب خود محجبه‬
‫هس��تند در تلویزیون‌های ماهواره‌ای فارسی زبان‬

‫نیز این ایده را تقویت می‌کند که باید به حجاب و‬
‫بی‌حجابی زنان اگر انتخاب خود آنان باش��د احرتام‬
‫گذاشت‪.‬‬
‫عرف و مقتضیات آن‬
‫پس از امواج هولناک تضاد ایدئولوژیک و سیاسی‬
‫در خانواده‌ها در ده ٔه شصت و کشته شدن برادر و‬
‫خواهر توس��ط برادر و خواهر هم خون‪ ،‬به تدریج‬
‫اعضای خانواده یاد گرفتن��د علی رغم تفاوت‌ها با‬
‫هم کن��ار بیایند‪ .‬ام��روز در درون محیط خانواده‬
‫بی‌حج��اب و با حجاب‪ ،‬هم جنس گرا و دگر جنس‬
‫گ��را‪ ،‬حکومتی و غی��ر حکومتی‪ ،‬و نو مس��یحی و‬
‫مس��لامن در کنار هم بیش از گذشته می‌نشینند و‬
‫غذا می‌خورند یا ن��وروز را گرامی می‌دارند‪ .‬اما در‬
‫فضاهای عمومی حکومت اسالمگرا مانع این فرایند‬
‫التیام یابی و تکرث در عین جمع ش��دن در کنار هم‬
‫است‪ .‬اگر قوای قاهر ٔه اسالمگرایی بگذارند جامع ٔه‬
‫ایران ای��ن ظرفیت را دارد که زن��ان ایرانی هم در‬
‫سواحل شامل و جنوب کشور با بیکینی به دریا و با‬
‫تاپ به پارک بروند و هم با چادر و مانتو و مقنع ٔه‬
‫اختیاری به دانشگاه و تلویزیون و مجلس‪.‬‬
‫البت��ه اک�ثر اف��راد در جامع��ه‌ای ع��ادی و بدون‬
‫حاکمی��ت روان پریش‌ها عرف و مقتضیات هر یک‬
‫از عرصه‌های عمومی را رعایت می‌کنند‪ :‬عرف کنار‬
‫دری��ا البته جدا س��ازی زن و ش��وهر و زدن به آب‬
‫ب��ا چادر و چاقچول نیس��ت‌‌‌ هامن طور که کس��ی‬
‫در برنام�� ٔه تلویزیونی با بیکین��ی و روبنده حارض‬
‫منی‌ش��ود‪ .‬اگر به لباس رشکت کنن��دگان در برنام ٔه‬
‫«بتوار ٔه امریکایی» نگاه کنید در جامعه‌ای که افراد‬
‫آزادن��د هر چه می‌خواهند بپوش��ند ع��رف اقتضا‬
‫می‌کن��د که رشکت کنندگان لباس مهامنی و ش��ب‬
‫بپوش��ند‪ .‬دخرتان رشکت کننده در آکادمی گوگوش‬
‫نی��ز همین عرف را با هم ٔه تکرثش رعایت کرده‌اند‪.‬‬
‫اگر رسانه‌های فارس��ی زبان خارج کشور بخواهند‬
‫در ح��وز ٔه فرهنگ عامه بر خالف مس��یر توس��ع ٔه‬
‫نفرت و دش��منی در نهاد‌ها و رسانه‌های جمهوری‬
‫اسالمی حرکت کنند مسیر آکادمی گوگوش مسیری‬
‫بهداشتی است‪.‬‬
‫شامره چهارم‪ ،‬فروردین ‪۱۳۹۲‬‬

‫‪21‬‬

Sign up to vote on this title
UsefulNot useful